All language subtitles for Icerde06

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

***099 NASSI N :تنظیم***

در زندان (نفوذی) سام سریال

قسمت 6-ترجمه اختصاصی

بیا. عصا و دخترم هر دو مال تو

چه خبره؟

زنده باد حسن کچل

بهش گفتم دخترتو به حسن کچل نده اما گوش نکرد

اونا سالهای سال با شادی و خوشحالی زندگی کردن

تو بهترین پادشاه دنیا هستی پسرم

مصطفی من

بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال تقدیم می کند: SamSerial.com

به من میگی برو

کدوم حرفتو باور کنم؟

نرو سارپ

برای تماشای تیزر سریالها و اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال ما عضو شوید https://telegram.me/samserial

آبجی ملک

خیلی عالی بودی مصطفی

تو برو تا من بیام

شما دو تا اینجا چیکار می کردین؟

مصطفی عصاشو جا گذاشته بود

اونو دادم

.خوب کردی به هر کاری خوب رسیدگی می کنی

اگر امر دیگه ای ندارین می تونم برم؟

برو ببینم

حمل و نقل به هم خورده رئیس گفت برگردین به مرکز

.پسرم فوق العاده اس مگه نه؟

پسرت عالیه

خوب

باید پدرشم ببینیم و نظر بدیم

اونجاش خیلی راحته

وقتی ما اینجا بودیم کار انجام شد

بریم ببینیم

البته رفیق

بفرما ببینیم

بله .

این کار امشب تمومه

مثل کشیدن مو از ماست این کارو انجام دادیم

این کاری که کردی به عقل شیطون هم نمی رسید

اونم راز شیطانه داداش حسین

کار تمامه بابا

عالیه ..

داریم میاییم اونجا

تو این دو دقیقه کجا غیبت زد

یه کار فوری برام پیش اومد باید سر بزنم خونه

مشکلی که نیست؟

نه همه چی خوبه نگران نباش

باشه .

قطع کن دیگه

نه تو قطع کن

نخیر تو قطع کن

باشه .

تو رو تو همین تابوتا دفن می کنم جلال

دفنت می کنم

تو در اینجا رو نبسته بودی؟

بستم

فکر کنم

محموله اینجاست جلال هم داره میاد. بیایین

زود باشید. می ریم

خوش اومدی بابام

ممنونم

بیا ببینم جلال

به پایان راه رسیدی اما هنوز نمی دونی

بله آکین ایشیک

قرار از اینه

محموله آماده اس

خوبه

داخله؟

داخله

جلال چه خبره؟

دارین چیکار می کنین؟

کبابی این چتر رو نگاه کن ببین

باز میشه یا باز نمیشه

ببینم از این هم میتونی در بری؟

یه بار جستیگ ملخک. دو بار جستیگ ملخک

آخر به دستی ملخک

ملخک پیر

جوجه رو آخر پاییز می شمارن

سورپرایز

ساعت قبل 1

چراا میخنده؟

پلیس ترافیک

داخل ماشینی نئش کش

که داوود می رونه جی پی اس گذاشته

شارژش تموم شد

از اون چی که فکر میکردم باهوش تری رئیس

میخواین داخل تریلی ها رو خوب بگردیم؟

از سگای پلیس

نیازی نیست ماشینا خالی هستن

بار کمی نیست

فهمیدم حالا چیکار می کنیم؟

هیچی

شما برین

راننده ها رو آزاد کنید همه برن

تلفن من چی شد؟

شارژر این کجاست؟

این نیست این نیست

مرت احمق

دوباره شروع شد

دارن میرن به بارانداز

نمیذارم باباجلال رو گیر بندازی

تو در اینجا رو نبسته بودی؟

فکر کنم بستم

گمشو

رئیس بریم داخل؟ برین

رئیس تو داری با کی بازی می کنی؟

پسر گناه داره به خدا چتر هم با خودش آورده بود

چی کار می کنی دوست من؟

هر کی که باشی نمی تونی فرار کنی

رئیس ماشین نئش کش داخل نیست

از ماشین تبلتم رو برام بیار

ول کن ما رو بذار بریم رئیس

البته .

اطرافتو خوب ببین جلال

اینا آخرین ساعتهاییه که آزاد هستی

جلال این کار اینجا تموم نمیشه

تاوانشو پس می دی

حرفای اشتباه از دهنت درنیاد آکین

جاش نیست

الان

سرم اصلا آروم نیست

نگران نباش

آروم میشه

وقتی سرتو دادم زیر بغلت

هیچ دردی برات نمی مونه

صبر کن

هنوز چی تموم نشده

داری عجله می کنی

الان میگم که شنفته باشی

من دیوانه ها رو دوست دارم شیرمرد

اما نباید از من دیوانه تر باشه

تو نمی دونی الان داری به کی چپ چپ نگاه می کنی

ماشین نئش کش رو فراری دادن

داره دور میشه

همه ی راها رو ببند. سریع

شما هم زود بیفتید دنبالش

به منم بگو جلال دارین در مورد چی حرف میزنین؟

باعث به هم خوردن شراکتتون شدم؟

از 14 به مرکز

باید به سمت ماشین حرکت کنید

یه اکیپ برن به اون مسیر

به گوشم مرکز همه به پیش

در چه وضعیتی هستین؟

داریم نزدیک میشیم رئیس

شنیدی جلال؟

کم مونده. کم

کوچولو

چی میگی؟ داستان دختر نمرود رو یه بار دیگه تعریف کن

خوب فهمیدم. امشب حالت خوب نیست

به مهمون پنج ستاره ات یه کم خوش بگذره مگه نه جلال؟

اذیتش نکنیم

حیف شد. اینم به قهقرا فرستادی

منم با خودم میگم چراا یادم رفت

به سلامت برادر کامیون سوار

چه خبره؟ این کامیون از کجا پیداا شد؟

رئیس خبرا بده

جی پی اس از تو کامیون سر دراورده

اون بی شرف جی پی اس رو انداخته تو کامیون

با ما بازی کرده

چی میگی؟

فاتح بله رئیس

خبر بدین

همه ی راههای اطراف بسته بشه

همه ی پلیس ها گوش به زن باشن

تنها کارتون باید پیداا کردن ماشین جنازه باشه

سریع چشم قربان

لعنتی

اون شغال از راه فرعی رفته

همینه . خودشه

این لعنتی باهوش کیه؟

دستت درد نکنه که داشتی برادر

مسیرت کجاست؟

هر جا که تو بری

خیر باشه این وقت شب اینجا چیکار داری؟

نپرس بابا دیدار اقوام

ماشین جنازه رو پیداا کردم اما تابوتا خالیه

احتمالا محموله رو یه جایی تخلیه کردن

چطور از دستمون در رفت

اون محموله هر جور شده باید پیداا بشه

همه جا قدم به قدم باید جستجو بشه

سریع

بهت گفتم عجله نکن

رئیس

بی خود ما رو اینجا داشتی ول کن بذار بریم

همه ی اینا رو دستگیر کنین

هر کی مقاومت کرد با اسلحه از خجالتش در بیاین

همه ی شغالا رو دستبند بزنین

ببرین

کوچه چقدر شلوغه

کم مونده بود سینی از دستم بیفته

دوباره چیکار کردی پسر؟

این هون دست و پا چلفتیه که میگفتی؟

خواهر خیلی عذر میخوام

به خدا همه رو جمع میکنم

پول همه اش رو هم بهت میدم

از ماهانه ام کم کن

باشه مشکلی نیست

چراا کوچه شلوغه؟

این جلال کبابی

مثل اینکه تو محله ی شما خیلی معروفه

اونو دستگیر کردن

همه ی محله الان جمع شدن برای شهادت به نفعش میخوان برن اداره ی پلیس

خیلی خوب شده

برن تو زندون دیگه هم روی خورشید رو نبینن

ایوالله

بذار من به سارپ زن بزنم

آره زن بزن

اینم نندازن زندان

بله ایلم

کجایی؟

سر کارم چی شده؟

جلال رو انداختن زندان

نگرانت شدم

دختر من راننده ام دیگه نمیخواد نگران باشید

باشه .

نمیخواد نگران باشی

گفت من دیگه راننده ام از اون کارا دور شدم

خدا رو شکر

خوب مشکلی نیست این بار گرفتمش

ببین قبل از اینکه بشکونی اگه ببریش عالی میشه

به خدا دقت میکنم

دارم تمرین میکنم

ایشالله ..

الو رئیس

آدمای جلال جمع شدن از محله هم یه سری اومدن

داریم همگی میایم سمت مرکز

بیان ببینم

من که اومدم یه شولوغ بازی ای در میارم من رو هم بندازین داخل

بندازین تو یه سلول با جلال

شاید بفهمیم چی به سر داوودینا اومده

نیازی نیست

اما رئیس

گفتم نیازی نیست

این کار فایده ای نداره

سعی کن زیاد نظرا رو به خودت جلب نکنی

شب کسی متوجه نبودنت شد؟

نه رئیس

برادرا

قبل از اینکه باباجلالمون رو پس بگیریم

از اینجا می ریم؟

نه

یه انسان بی گناه

تو زندانه

ما به این امر راضی میشیم برادرا؟

نه

خوبه

اما

آروم

باید آروم باشیم

همه باید هر کاری رو که من بگم انجام بدن

سلامی

بفرما برادرا رو یه نظمی بده

چشم برادر

سارپ چی شده؟

موضدوع از چه قراره؟ جلال رو آزاد نمیکنن؟

باید آزادش کنن

دلیلی برای داشتنش ندارن

نگران نباش

چیکار کنم یشیم خانم دست خودم نیست

تا وقتی که این رئیس پلیس به جلال گیر داده خیلی قراره اعصابمون خورد بشه

حتی

شاید یه روز

موفق میشه؟

چراا که نه؟

رئیس مرکز پلیسه

هر قدر هم که جلال قدرتمند باشه یه روز این اتفاق میفته

هر چی

امیدوارم همچین اتفاقی نیفته

من باید برم به کمک باباجلال

منم

باید برم خونه .مصطفی تنهاست

اصلا نخوابیده منو بیخبر نذار باشه؟

چشم

سارپ

ملک کنار جلاله؟

بله .

خوبه

تو و ملک با هم چطورین؟

اینو از کجا دراوردین یشیم خانم؟

از یه جایی اومد دیگه

یعنی ملک

دختر سختیه

باهاش کنار اومدن یه کم سخته

خوب این به من چه ربطی داره؟

راست میگی

چه ربطی داره؟

ببین میخوام یه چی بهت بگم

بفرمایین

فهمیدم آدم باهوشی هستی. خوب

شنیدم خیلی هم شجاع هستی

اما زمانی که اینا به درد نخورن میدونی چی میشه؟

برای اون زمان ها یه سپر بلا، یه حامی، داشته باش

یه توصیه از من به تو

منظورتون از یه حامی چیه؟

یعنی

مثلا کسی که برات ارزش قائله

کسانی رو که برات ارزش قائلن رو نرنجون

باشه .

میشه برم؟

به من خبرا رو برسون

این مال توست برادر

منم با خودم میگفتم کجا افتاده

بالا بود؟

نه دیروز جایی که تریلی ها رو متوقف کردیم پیدااش کردم

باباجلال همه ی زندگی ماست

عجب ازدحامی

ملک خانم حرفی دارید بزنید؟

البته .

موکلم جلال دومان بی دلیل بازداشت شدن

اینکه بدون هیچ مدرکی دستگیر شدن خیلی افتضاحه

در حق یک شهروند خیرخواه که مردمش دوستش دارن داره بی عدالتی صورت میگیره

این جمعیت رو نمیبینین؟

مردم اون رو دوست دارن

گفته میشه که جلال دومان معروف به کبابچی

یکی از روسای باندهای زیرزمینی هستش

در این مورد چی دارید بگید؟

وقتی که آزاد شد از خودش بپرسید

ممنونم

الان

برادرا

هم زیرزمین هم روی زمین مال باباجلاله

بابا جلال ما تفاوتی قائل نمیشه

اون چنان انسانیه که

نام پدر رو

نه با زور بازو، بلکه

با مهربانی قبلش به دست آورده

اینجا چه خبره؟

نمایش جلال

اگر زور بازو نیاز باشه

کسی قدرتمند تر از باباجلال ما وجود نداره

من برم اینا رو ساکت کنم

بله دوستان پخش بشید

زود باشید

زود باشید

کمیسر

هوطنا

دارن اعتراضشونو میکنن اینم ممنوعه؟

ممنوعه

ببین کجا ایستادی

ببین

اینجا مرکز پلیسه ممنوعه

جرمه

پس ما رو هم بنداز زندان

بابای ما زندانه

جیگرمون کباب شده ما رو هم بگیر

بگیر

.زود باش داداشم

بینندگان عزیز الان رو به روی مرکز پلیس هستیم و جلال دومان در بازداشت به سر میبره

آیا امروز آزاد میشه؟

کجا میری؟

دستمو ول کن

پلیس قدیمی

از دختره دور بمون تا حالتو نگرفتم

بابا جلال گفته دشمناتو دور نگه دار

بابا حلالت گفته؟ ...

دیگه تو رو اطراف ایلم نبینم

سارپ

اینو ول کن

من خودم اجازه نمیدم به من نزدیک بشه

اگه خواست میتونه امتحان کنه

برو بیرون

من حق دارم کنار موکلم بمونم

آقای رئیس

برو وکیل برو

ما رو تنها بذار

دوستی و مصاحنت من و رئیس در حد تو نیست

چشم قربان

هون جلال همیشگی

بازم آدماتو جمع کردی

اومدن؟ چه عالی

آدمو دوست داشته باشن اینم گناهه؟

یه چی بهت بگم؟

اینقدر آسوده نباش

یه جوری اون مواد رو پیداا می کنم

نمیتونی از اینجا بری

دیگه دوستدارانت باید بیان زندان ملاقاتت

از چه موادی حرف میزنی رئیس؟

من یه کبابچی معمولی ام

این دشمنی رو دیگه تمومش کن

اینقدر کینه توز نباش

درسته که یه زمانی با هم دچار سوء تفاهم شدیم

تا زمانی که تو آزاد باشی

این دشمنی ادامه داره جلال

اینقدر اسیر گذشته ها نباش

به جلو نگاه کن

برای خودت یه زندگی تشکیل بده

گذشته ها گذشته

چه گذشته ای جلال؟

هان؟

هنوز آتش درونم داره وجودم رو میسوزونه

کاری که تو با من کردی رو تا به حال کسی با من نکرده

بگو بینم جلال

چراا خواستی مخفیانه هو ببینیم؟

چی میخوای بگی؟

یه مسئله ای هست کمیسر یوسف

خیلی رو اعصابمه

ایوالله

ما هم شاهد یه سری کارای کثیف شدیم اما

هر چی میخوای بگو کشش نده

قارا نشاط رئیس مافیاس

کسی که براش کار می کنی

منو بازی نده

مشکلت چیه؟

این یارو خیلی منو اذیت می کنه

تو کار مواد مخدره

بچه ی مردم رو آلوده میکنه

ببین من خودم

از مواد مخدر متنفرم

خوب بگو بگو. ادامه بده

قربان

بیا دوتایی با هم این رئیس مافیا رو نابود کنیم

این مردم رو آلوده نکنه گناهه

باشه. کارا نشاط رو به دست من بسپر

اما یه شرطی دارم

شرط؟

شرط بی شرط

نباید با من کاری داشته باشی یوسف

باید منو ول کنی

من به راهم ادامه بدم

نمیذارن جاسوسا زنده بمونن

میدونی

بیشتر از همه

میدونی از چه چی در تو متنفرم؟

متوجه احساسات خوب آدم ها میشی

و اونا رو وسیله ای برای کارهای بد خودت میکنی

همه ی این کارا رو من میکنم؟

همه چی رو به ضعف تبدیل میکنی

تو تو این کار عالی هستی و شیطان

هر دوتون هم باید عذاب ببینید

رئیس میشه یه چایی بگی بیارن بخوریم؟

معلومه که

بحث درازه

این مواد کم دارن بقیه کجا هستن؟

وای جلال بدجوری با من بازی کردی

یعنی چی؟

یک دهم مواد اینجا نیست

این جلال منو به تو فروخته و موادو برداشته

چی میگی؟

چی بگم دیگه برو بذارش رو سرت

بگو

نکنه با جلال شریکی؟

اینو ببرین

جلال

ما میتونستیم دوست باشیم

اما تو همیشه با من بد بودی

یوسف کایا

کسی که به عنوان خبربیار به ما معرفی کردی

متوجه نشدی که جلال دومان داره از تشکیلات پلیس سواستفاده میکنه

اجازه دادی از تو استفاده کنن

میخوای چی بگی؟

اجازه بدین اشتباهو جبران کنم

مجازات میشی

اعتبار منو با خاک یکسان کردی

تو با بازی ای که کردی یه امپراطوری تشکیل دادی

این خنجر رو میشه فراموش کرد؟

بفرمایین رئیس

اما رئیس

گوش بدین

البته نتونستیم چی رو اثبات کنیم

نتونستیم مواد رو پیداا کنیم

اما باز هم

میخوام جلال رو تو بازداشت دارم

منم نمیخوام الکی مطبوعات رو متوجه خودمون بکنم

چشم فهمیدم

بیا ...

اقرارنامه اشو امضا کنه بعد بفرست بره

چشم قربان

بازم شانس آوردی پیرمرد

در رفتی

محموله دست منه سر قرار بیا

اگر پلیس نباشه قراره به کی اعتماد کنیم مگه نه؟

کار ما رو کی قراره راس و ریس کنه؟

ارادتمند همیشگی شما

چه آدم بانفوذی هستی تو

اگر کار دیگه ای نمونده باشه میتونم برم؟

نمونده میتونی بری

پس آزاد شد

دلیلی برای داشتنش نداریم

آدماشو بیشتر میدارم

تو راحت به کارت برسی

فکر خوبی کردی

اگر میتونی

بفهم چی به سر این محموله آورده

باشه حلش میکنم

دستتون درد نکنه

چشممون روشن داداش سارپ

از بی پدری نجات پیداا کردیم

پسر دیوانه

خیلی وقته یه فکری بدجوری مغزمو میخوره

سیم پیچیام قاطی کرده

سلامی

موضدوع رو به داداش سارپ بگو

چشم داداش

شبی که گلوله خوردی ماشینی که باهاش اوندی رو خوب بررسی کردیم

تو صندلی جلو لکه ی خون نبود

فقط رو صندلی پشت بود

بیا بگیر اینم یه سوال اساسی برای تو

میخوای چی بگی؟

یعنی میگم

تو

اگر ماشینو میروندی

چطور صندلی پشت خونی شده؟

چطوری این اتفاق افتاده؟

یه کمکی کن ما هم بفهمیم

حالا که اینقدر برات مهم شده زودتر میپرسیدی

قسمت شد امروز بپرسم

بعد از اینکه گلوله خوردم خودمو به زور انداختم رو صندلی پشت

غش کردم

بعد از اینکه به هوش اومدم با باند خونریزیم رو کنترل کردم

یعنی

یعنی صندلی پشتت برات حکم آمبولانس رو پیداا کرده

اینجوری شد

تو بعد از بند آوردن خون رفتی نشستی رو صندلی جلو؟

به خاطر همین

خونی در صندلی جلو نبود

دقیقا ..

ببین

مثل باقلوا این مشکل رو حل کردیم

داداش

چه باقلوایی؟

تو حالیت نیست داداش سلامی بگو آلیاناک برات بگه

خوب گفتی سارپ

هر چی به این سلامی میگم حالیش نیست

سوال رو جواب دادی

بابا جلال همه چ ماست

من مثل تو از این شلوغیا خوشم نمیاد

به خاطر تو برای اولین بار فیلم من رو هم ضبط کردن

تو هم خوشت میاد

امتحان کن

از این فرصت استفاده کن

اینا همش نمایشه

به هیچ دردی نمیخوره

مثل تو

مثل بالن هستی

اما رفیق

کارو درستش کردیم

چطوری؟

اینجوری؟

مواد دستمه

تا شب تحویلت می دم

تو برو خوب استراحت کن

بعدا در موردش حرف میزنیم برو

بیا پسرم

چه خبر آلیاناک؟

کجایی تو ؟ خدا رو شکر

تو دفتر میبینمتون

حسابی دارن سر و صدا میکننا

حالا که تو دوست داری مشکلی نیست بابا

بگو ببینم دخترم اوضاع از چه قراره؟

مشکل حقوقی خاصی داریم؟

نه بابا. راحت باش کسی نمیتونه تو رو از ما بگیره

خوبه

می دونی چی منو ناراحت میکنه؟ سارپ

چی؟

این

مشخص شدن هویت داوود اصلا خوب نشد

اونو از همه مخفی کرده بودم

الان یوسف با خودش میگه این کیه

اشخاص دیگه هم هستن

اگر اون تو زندان باشه من هستم

هر کاری که بخوای هر وقتی که بخوای

آره

آفرین

برو دخترم

دختره سرسختیه

خیلی جدی نیست؟

بله .

به پوسته ی سردش نگاه نکن

داره سعی میکنه قلب مهربوش رو مخفی کنه

مثل تمام بچه هایی که تو خیابونا بزرگ شدن

قبلش رو نقطه ی ضعف خودش میدونه

حق داره

تو این دنیا

هیچ چی نیست که نشه ازش گذشت سارپ

به غیر از خانواده

به تو یه ماموریت دیگه میدم پسرم

مراقب دخترم باش

اگر در اطرافش

کسی رو از دنیای ما دیدی

چشماشو کور کن

برای اینکار نیازی به اجازه گرفتن از من نیست

فهمیدم

برو بینم

الان برون به محله ی قدیمی

ممنون

به خاطر کارت

چطوری پیداا کردی؟

به اطلاعات .

عکس اون یارو جوشگون رو چطور پیداا کردی؟

نمی دونم

از یه منبع مخفی برام ایمیل میکنن

طرف زنده اس؟ اطلاعی داری؟

نه

پس

اگر اطلاعات جدیدی به دست بیاری

به من میگی؟

برای تماشای تیزر سریالها و اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال ما عضو شوید https://telegram.me/samserial

کدوم طرف میریم؟

تو برو تو این کوچه تا ببینم

چی شد؟ به چی نگاه کردی؟

چی نیست

بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال: SamSerial.com

این مغازه ی رو به رویی

اون مادرت نیست؟

بله .

چی شد خواهر؟

هیچی

به ماشینه نگاه میکردی

آدما رو میشناختی؟

بیا به کارمون برسیم پسرم

ظرفای مغازه ی الکتریکی رو بگیر بیار

چشم

بد شد؟ .

نه دیگه عادت کرده

مشکلی نیست

ایوالله

اما مادرتو خیلی ناراحت نکن

بچه ی خوبی باش

اون یادگار متینه برای ما

پسر من مرت همینه

بابا جلالش رو از توی آتیش بیرون کشید و نحات داد .

پس تو بودی

که محموله رو از اون جهنم بیرون کشید

هر چی میخوای از من بخواه

نه مگه میشه همچین چی

یه بچه داره دینش رو به باباش ادا میکنه

در برابر کارایی که تو برای من کردی این چی نیست

نه نمیشه

یه چی بخواه امرت رو انجام میدم

ثروتم رو زیر پاهات میریزم

باشه پس

یه خواسته ای دارم ازت

بفرما .چی میخوای

هیچ شکی

هیچ شکی دیگه چیه پسرم

به من

و به صداقتی که بهت دارم شک نکن

این زیباترین هدیه ایه که میتونی بهم بدی

فکر میکنی من به تو شک کردم؟

این چه حرفیه

بابا به عنوان بچه ات دارم باهات حرف میزنم

اگه اشتباهی کردم مستقیم بیا پیش خودم

ببین چی میخوام بگم

بیا ...

همه چی رو صفر کنیم

چایی که اتفاق افتاده انگار اصلا اتفاق نیوفتادن

هان؟چی میگی؟

میگم باشه

شب محموله رو یه جا مخفی کردم

خوبه

تا وقتی اوضاع یه کم آروم بشه

گذاشتمش یه جای امن

پسر

چطور من قراره دینم رو به تو ادا کنم

چه کارایی کردی

محموله کجاس؟

نمیگم

به همین راحتیه؟

بگیر بابام

آدرس اینجاس

چی بگم

اینهمه دین رو چطور ادا میکنم

هم محموله رو نجات دادی هم منو

با کی حرف میزنه

مدیر یوسف از چی آگاه نشد نه؟

یکی اینجاس

یوسف یکی رو گذاشته منو تعقیب کنه

اون نباید از اینجا سالم بیرون بره

تو اینجا بمون نباید تو رو ببینه

نمیشه

من از اینجا تو از اینجا

بیا ...

بیا ببینمت

پسرم من رفتم

کسی اینجا نیست

اما بر میگرده آماده باش

منتظرشم

وقتی بیاد میزنمش

بیا پیش من

بیا ...

فرار کرد

برکشت؟

مگه میشه برنگرده

گلوله بارونش کردم

تموم شد کارش؟

کی بود؟

نمیدونم کارش تموم شد یا نه بابا

نگاه نکردم یعنی در واقع نتونستم نگاه کنم

وقتی که افتاده بود از اونجا فرار کردم

اگه دیده باشه تو رو چی؟

اگه دیده بود که بر نمیگشت

کی بوده

پسرم من میرم یه نگاه میندازم

برم ببینم زنده اس یا مرده

بابا وایستا لازم نیست

الو بابا اح بابا

نفوذی...کارت تمومه این فشنگا به من میگن که تو کی هستی

من اینجا میترکم

دیگه چقدر قراره نگهمون دارن

تا وقتی دل آقای مدیر رو به دست بیاری

باز کنم بریم؟

نمیتونی باز کنی

نمیتونه باز کنه؟

مثل نون لواش دو تیکه اش میکنه

امکان نداره نمیتونه باز کنه

چی میگه این کوچولو؟

والا داره بهت کنایه میزنه ها

نمیتونی باز کنی

اگه باز کنه چی

اگه باز کنه گوشت یه بره ی کامل بهش میدم

یکی کمه دوتا

باشه .

گوشت دوتا بره

یالا ببینیم

نمیشه

به پیش برو کوچولو

ای ول

ببین به این میگن مرد

بسه یا ادامه بدم

بسه .

لایق بره هایی

البته اگه یه روز آزاد بشیم

کسی به اسم داوود هست؟

بگو

وکیلت ملک ییلدیز اومده

میخواد ببینتت

فاکتور میله هایی که خم کردین رو برای جلال کبابچی میفرستیم

خوش اومدی

چه خوبه که میبینم

بابا جلال منو فرستاده

اونو فهمیدیم

یه کم دیگه قراره اینجا بمونید

مدیر یوسف ولتون نمیکنه

چی هم از دست ما ساخته نیست

مشکلی نیست

جونمون فدای بابامون

گفت خودتونو اذیت نکنین

مشکلی نیست

خیالش راحت باشه

چی لازم دارین؟

تو میپرسی؟

یا اون

اون

نه

فعلا همینطور خوبه

پس من برم

یه کم دیگه بمون

حرف میزدیم

هر چی میخوای رو بگو

ببین

حرفایی زدی که از حدت بیشتر بود

اما اینو بدون همچین چی نیست

نه سارپ نه کسی دیگه

هم

اگه باشه هم

به تو چه

به تو چه ربطی داره

ربط داره

چراا؟

هر چی در مورد تو

به من ربط داره

کسی که دیشب از انبار محموله رو برده آدمه نفوذی جلاله

از کجا میدونی

جلال باهاش ملاقات کرد

کی بود

اونو تو بگو

چند ساعت قبل کی از اکیپت نبود

کی نبود

هر کی که نبود، آدم نفوذی هونه

هان؟

مرت...مرت نبود

پس تو نفوذی ای

این کارو ببین

کی میدونه چطوری اون بچه رو خریده

صبر کن آصلان و موسی هم نبودن

مطمئنی؟

آره دیگه کی؟-

دیگه هیشکی

یکی از اون سه تاس

مدارک اسحه های همه ی پلیسا دست تو هست؟

هست خوبه-

بگیر پس

میدی به اسلحه شناسی

گلوله هاییه که به سمت من شلیک کرده

اگه متعلق به یکی از اونا باشه

نفوذی رو پیداا کردیم

امشب نتایج رو میگیریم

دیگه میفهمیم اون بی غیرت کیه

محموله رو فراری داده و به جلال تحویل داد

محموله از دستمون رفت.این قطار از دستت رفت و ما هنوز کار جلال رو تموم نکردیم

به خاطر نفوذیشونه وگرنه کارش تموم بود

دیشب که جلوی انبار تو رو دید

یخ زد وسر جاش خشک شد نه؟

تو چی میگی مدیر داشت غالب تهی میکرد

اما از دستمون رفت

بیخیال نشو سارپ کم نیار

اون بنا دیگه لق شده بقیه اش هم درست میشه

بقیه اش درست میشه اما من نمیدونم چقدر میتونم تحمل کنم

بچه ی سه ساله رو دزدیده

بچه دزدیده

مامانم رو نابود کرد

منو نابود کرد

خانواده ام رو نابود کرد

زندگی تو رو هم نابود کرده

بگو ما دیگه باید چقدر تحمل کنیم

ببین پسرم

یا اون یا ما

این راه برگشتی نداره هر دو میدونیم

بعضی وقتا میگم برم پیش جلال ...دستمو بندازم دور گردنش...اونو

باشه سارپ خیلی خسته شدی

برو یه کم استراحت کن

یه کم به خودت بیا

نمیدونم چی کار میکنی اما یه کم ذهنت رو آروم کن

این ذهن رو آروم کنم؟

اگه این سر رو به دیوار بکوبم هم ذهنم آروم نمیشه

یالا سارپ یالا برو

یالا ..

نترس غذاها رو من آماده نکردم

از رستوران بابا جلال سفارش دادم

برای تو

بابا جلال

همیشه هست

بیا بشینیم

بی خیال

فکر کردم گشنه باشی

چی شده به تو

خسته ام ملک

بچه که بودیم این ساعت به امید قصه میگفتم

یه چشم

چرااغ جادو

چقدر همه چی خوب بود

امید کیه

امید؟

جونه منه

داداشم

نمیدونستم یه داداش داری

الان کجاس؟

کاش میدونستم ملک

آره اگه بتونم بفهمم

کجاس

چراا

چی شده

سه ساله بود که گم شد

بعد یه پیرهن خونی آوردن

هر چی...در مورد این مسائل حرف نزنیم

بگو

ما قراره چی بشیم؟

در مورد این نمیخوام حرف بزنم سارپ

نمیخوام چی هم بشنوم

نمیخوام در موردش فکر کنم

چراا

چون خیلی میترسم

کاری که میکنیم خیلی خطرناکه

باباجلال نباید اینو بفهمه

وگرنه خیلی بد میشه

خیلی بد؟چی میشه؟

این مسئله شوخی بردار نیست سارپ

خیلی جدی ام

هم داوود

داوود چی؟

انگار در مورد ما شک کرده

خیلی حواسمون رو جمع کنیم باشه؟ .

با ترس نمیشه عشق رو تجربه کرد ملک

هر قدر تشکر کنم بازم کمه به خاطر اینکه اینا رو بهم دادی

منم بگو-

از اسلحه شناسی نتیجه ای رسید؟

نه مربوط به یه اسلحه ی دیگه اس

باشه .

بازم پیدااش میکنیم

بگو گوش میدم

افراد اکیپت رو تک تک بیار پیش خودت

هر سه رو

به هر کدوم بگو جلال توی اکیپ نفوذی داره

به نفوذی اصلی میگیم که یه نفوذی توی گروه هست

فهمیدم

اینجوری میترسه

دقیقا .. سعی میکنه یکی از اعضای گروه رو قربانی کنه

اولین کسی که بیاد و بهت بگه فلانی نفوذیه بیشتر از همه مشکوکه

کسی که معرفی کرده هم در رده ی دوم قرار داره

باشه این کار رو میکنیم سارپ

فردا صبح این اولین کارمونه

باشه مدیر

پیداات میکنم

مرت بیا اتاقم

هر چی امر کنین مدیرم

از کجا شروع کنم مرت

مشکلی پیش اومده رئیس؟

هست هست اونم چه مشکلی

اما مشکلی نیست که شما نتونین حلش کنین

اون داره منم ضعیف میکنه مرت

جلال یکی از افراد ما رو خریده

تبدیلش کرده به یکی از افراد خودش

شما چی میگین مدیر

این بی شرف کیه؟

نمیدونم

هنوز

اما پیدااش میکنیم

تو و من با هم این کارو میکنیم

پس شما به کسی شک دارین

آصلان یا موسی

یکی از این دو نفر برای جلال کار میکنه

وای...موسی ما؟

الان

چشمت روی این دو نفر باشه

کوچیکترین رفتار مشکوکشون رو به من اطلاع میدی

دیگه هر کدومشون که هست باید به دام بندازیم

هر چی امر کنین مدیرم

فقط به تو اعتماد دارم آصلان

آدم نفوذی جلال رو پیداا کنیم

یا کار موسی یا کار مرته

حله مدیر شما نگران نباشین

جز من و تو کسی نباید از این مسئله آگاه بشه

کسی نمیفهمه مدیرم

دوتا مظنون داریم

مرت و آصلان

قدم به قدم باید تعقیبشون کنی

هر چی امر کنین

صبح به خیر

صبح به خیر

صبحانه آماده کردی

آره

میام

پرونده ی هر سه رو برام بیار

هر چی امر کنین مدیرم

!فحشه زشت داد

مثل گرگ گشنه شدم

چی شده؟چت شده؟

یه کاری هست به فکر اونم

چه کاریه

یه شرکت لوجستیک

بابا جلال میخواد به نام من بکنه

خب

میترسم یشیم دردسر درست کنه

اسکوبار بیا بریم یه بویرک بخوریم یه جای عالی پیداا کردم.سوبویرکش عالیه

نه داداش همینطور خوبه

باشه خوددانی.پیشنهاد دادم اما اصرار نمیکنم

موفق باشین

وایستا منم بیام

این دیگه چی بود؟

این چه تلفنیه

من باید برم باشه منم کار دارم-

میبینم

به سلامت

الو منم

یه کم قبل تو به من زن زدی؟

نه من زن نزدم

کی بود پس

سارپ تو کجایی

ملک زن زده شب پیش اون موندم.باهاش که حرف نزدی

حرف نزدم اگه حرف میزدم چی میشد؟

میدونی

بهت گفته بودم از اون دختر دور بمون

توی یه سوراخ تاریکم

تنها جایی که به روشنایی نزدیکه کنار اونه

اما این خیلی خطرناکه

رئیس یه چی توی زندگی سارپ به من بگو که خطرناک نباشه

بعدا بهت زن میزنم مدیر

الو

بیا ...

مدیر

یه اتفاق عجیبی افتاده مدیر

چیه

اینو توی کشو موسی پیداا کردم

یعنی زن میزد جواب دادم

اما طرف مقابک جواب نداد

خب

من شماره رو بررسی کردم شماره ای که تماس گرفته،شماره ی پاتوقه جلاله

موسی رو ببین

یعنی میگی نفوذی موسی اس

یعنی چراا که نه مدیر

تا حالا این گوشی رو دست موسی ندیده بودم

شماره هم شماره ی مکانه جلال کبابچیه

چی کار کنیم مدیر

چی کار کنیم

اینو میذاری سر جاش باشه مدیر-

موسی کجاس

با مرت رفتن بیرون که یه چیزایی بخورن

برو پیش اونا موسی رو بپیچون

منتظر خبر از من باش

هر چی امر کنین مدیر تلفن رو بردارم

آی اصلان

چطوره

توی زندگیم بویرک به این خوبی نخورده بودم

عالیه ..

تو چراا نمیخوری

تو بخور نوش جونت

عزیزای من اومدن بیاین

بلا به دور باشه

ممنون بابام

داوود هم آزاد شد؟

مستقیم رفت به مکانش

خوبه

جلال کبابچی

خوش اومدی

ممنون

حرف بزنیم؟

تنها

حرف بزنیم

اما من بدون اونا جایی نمیرم

برای تو آماده کردم

بشین ممنون جلال-

زیاد نمیشینم

یه کم باهات حرف دارم

میگم و میرم

محموله رو گرفتی؟

گرفتم

پرداخت چه زمانیه

برای حرف زدن در مورد اون اومدم جلال

چون پرداختی نخواهیم داشت

چراا

چون قبلا پرداخت کردیم

روحم هم خبر نداره چطور این کار اینطور شد؟

پرداخت اینبار رو به حساب خونبهای عمر میذاریم جلال

اینطور که نشد

این عمر قصد جون خاضترین آدم زندگی منو کرد قصد جون دخترم رو داشت

چراا باید برای این خونبها بدم؟

چرات نگو جلال

عمر قصد جون کسی رو نکرد

تو بازی دراوردی

میدونستی که میخواد با من معامله کنه

به بهانه درست کردی و جونش رو گرفتی

برای کی داری قصه میگی؟

بابای این پسر رو خیلی دوست داشتم

برای مادرش احترام قائل بودم

این بچه رو به من امانت داده بودن

آکین ایشیک

این پولو تسویه کن

رابطه امون خراب نشه

من حرفو زدم جلال

این پرداخت به حساب خونبها گذاشته میشه

همین

وگرنه چی میشه؟

وگرنه باید سرت رو بدی

بیارنش پایین

بیارین پایین

وگرنه فرو میکنم توو...تون

به حساب خونبها میذاریم جلال؟

هون طوری بشه که تو میگی

محموله ی بعدی سنگین تر میشه

بیشترش گیرت میاد

ای والله

الان

از اینجا میرم فرودگاه

میرم به خونه

به کوستنجه

تا وقتی به خونه ام توی کوستنجه برسم

اگه بلایی به سرم بیاد

حتی رعد و برق به سرم بزنه

مسئولش تویی

دوستای عزیزم تو رو مقصر میدونن

فهمیدین؟

فهمیدن

دیگه چی برای دادن و گرفتن نموند جلال

نموند

مستان

جونم فدات بشه بابام

این فندک رو میبینی

این آدم رو با این فندک میسوزونم

وقتی داره میسوزه

توی آتیشش گوشت بره سرخ میکنم

. میخورم

میدونی الان باید چی کار کنی؟

بگو بابام

یه گوسفند بارداری پیداا میکنی

مثل چشمات مواظبش میشی

مواظبش میشم بابام

وقتی اون گوسفند اون بره رو بزائه

آکین ایشیک

برای آخرین بار توی این دنیای فانی از خواب بیدار میشه

الو مدیر آدرسی که فرستادی رو گرفتم دارم به سمت خونه ی آصلان میرم

تنها زندگی میکنه

الان دور از خونه اس

دمیر از وقایع اخیر خیلی ناراحته

چطور ناراحت نباشه

ببین جلال کبابچی رو از دست دادیم

دقیقا همینطوره

نوش جونتون باشه خوش اومدی-

گفتم منم از این بویرک بخورم مگه من چیم کمتر از شماس

بخور دادش دنیا سه روزه.امروز هستیم فردا نیستیم

چی شده؟کشتی هات غرق شدن؟

بیا دخترم بیا

آقا دفتر دارن

برای کارای به نام کردن شرکت لوجستیک اومدیم

بد موقع نیومدیم که ایشالا

کار خوبی کردین

برگه ها رو آماده کنین

بابا مطمئنی؟

بعدا با یشیم درگیر نشیم

ببین چی داره میگه تو بهش فکر نکن

اگه مشکلی پیش بیاد من حلش میکنم

خوش اومدی زن داداش

ممنون مستان

بلا به دور

ممنون

آقای اینجا کجاس؟

توی دفترشه خبرش کنم؟

نه لازم نیست من میرم

گرسنه ای زنداداش؟چی برات آماده کنن؟

نه ممنون بعدا .

هر چی امر کنی

این هم امضای آخرم

بله تموم شد؟ بله اقا- .

مبارک باشه دخترم

دیگه صاجب یه شرکت بزرگی

ممنون بابا

خیره

چی کار میکنین

کارا و برگه ها و اینا

بلا به دور باشه شورهم

قرارداد به نام کردن شرکت

پس ملک صاجب شرکت شد

دیگه جزو گروه پولدارایی مگه نه؟

دست بابا جلال درد نکنه

تبریک میگم

واقعا توی این سن موفقیت بزرگیه

بابا بیا از این کار منصرف بشیم

تو به کارت برس یالا ..

برین ببینم

جلال این چه معنایی داره

گلم روز خوبی نداشتم

باشه .

میگی دخترم معنویمه

میذاریش دانشگاه درس بخونه وکیلش میکنی

براش ماشین و خونه میخری میخری و میخری.فهمیدم

اینکه شرکت رو به نامش میکنی یعنی چی؟

چی میشه عزیزم

تو پسر داری زن داری

نباید به اونا فکر کنی؟

چی کم داری گلم؟

موضدوع این نیست

تحت نظری جلال

روی لبه ی تیغ زندگی میکنی

زهره ترک میشم از ترس اینکه چی بشه

عزیزم چی شد که به این حرفا رسیدیم

چطور نگم؟ثروتی که سالها با تلاش و زحمت به دست آوردی

رو به کی داری هدیه میکنی جلال

ملکه دیگه

ملک.باشه ملک کیه

قبل از اینکه تو پیدااش کنی یه دختر گدای خیابونی بود

کنجکاوم که چراا اینقدر باهاش رفتار خاصی داری

هر کسی که هست توی کارای من دخالت نکن

حتما یه چی میدونم که این کارا رو میکنم

چی میدونی

منم میخوام بدونم

دخالت نکن گلم

دخالت نکن

امروز هم نشه فردا

یکی مثل خودش رو پیداا میکنه و ازدواج میکنه

یه پسر غریبه ثروت پسر منو بالا میکشه

به اینا فکر کن شوهرم

به اینا فکر کن

تو چجور پلیسی هستی آصلان

مدیر لازم نیست خونه ی موسی رو بگردی نفوزی آصلانه

هون طور که حدس زدیم

دلار ها و سیم کارتایی که قایم کرده رو پیداا کردم

آصلان کجاس

هر سه با همن منتظر تماس منه

میخوای چی کار کنی

نیرو میفرستم تو مدارک رو بذار بمونه

میام میبرم

باشه به منم خبر بدین

سام سریال بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال SamSerial.com

کی میدونه چجوری رفتی زیر جلد این بچه

جلال کبابچی

باشه دست نزنین امرو مهمون منین

ورشکست میشی بذار دنگی بدیم

چی نمیشه نوش جون

من بیرونم

بفرمایید رئیس

کجایین

داریم میایم شعبه چی کار کنیم؟

باشه بیاین منتظرم

یه سوالی دارم

نتیجه ای به دست اومده؟

فعلا نه وقتی بیای حرف میزنیم

برای تماشای تیزر سریالها و اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال ما عضو شوید https://telegram.me/samserial

آصلان

خیره داداش کی بود؟

دوستام از محل واقعه زن زدن

در مورد انبار سوال داشتن

از محموله خبری هست؟

نه بابا چه خبری طغمه رو از دست دادیم

طغمه ی خیلی بزرگی بود

دقیقا .. چی کار کنیم؟بریم شعبه؟-

شما برین من دو ساعت کار دارم میام

باشه .

ما بریم

دوستتون کارت اعتباریش رو جا گذاشته

حواس پرته مرسی داداش-

من اینو بدم بیام لازمش میشه

میام به مکان

خوب میشه اگه ببینمت بابا جلال

باشه میبینم

نفوذی

نفوذی تویی مرت

گوش کن آصلان رو از تلفنش تعقیب کنین

افراد میگن اینجا نمیاد داره دور میشه

یعنی این مهره داره میسوزه ممکنه داره فرار میکنه.آدرس رو بفرست

فرستادم من راه افتادم. از دستش ندیم

توله سگ ماده

بفرما یشیم

زن زدم یه چی بپرسم

اگه جلال بفهمه دختر معنویش که اینقدر بهش ازرش میده، با راننده ها نشست و برخواست داره

چی کار میکنه؟

یشیم چی میگی

حواست به حرفات باشه

عصبانی نشو

عصبانی نشو

همه چی رو دیدم

دیشب من تو رو با سارپ

دیدم

فقط میخوام یه چی ازت بپرسم

تو با راننده ها چه مشکلی داری

این چه سلیقه ایه؟چه نقطه ضعفیه

قبلیه هم راننده بود اگه درست یادم باشه

تو هم خوب میدونی من به اون واقعه ربطی نداشتم

آره درسته

درسته درسته

بچه خود به خود هوایی شده بود.نه؟

اما حسابشو رسیده بودن

بیچاره سارپ هم الان قراره حسابش رو برسن

اما نمیشه گفت که حقش نیست اون چه منظره ای بود

یشیم

از این تهدید های تو نمیترسم

برو به بابا جلال بگو

هر چی قراره بشه ،بشه

ببین اگه میخوای چی بگی خبر خوبی بده

امروز اصلا حوصله ندارم

نفوذی رو حل کردم

خوبه

مدیر یوسف به خیال خودش برام تله گذاشت با گفتنه اینکه جلال نفوذی داره

شغال

کسی که بگه فلانی نفوذیه،میسوزه

موسی و آصلان رو انداختم جلوش

الان همدیگه رو تیکه تیکه کنن

یه جایی این اطرافن

اون طرف

یعنی پلیس بودن اصلان تموم شده

همین؟

بعدا مشکلی پیش نمیاد؟

نمیشه

چون نمیتونه چی رو ثابت کنه

این کار تمومه

میخوای وقتی جلال رو میبینه هر دو رو بگیریم؟

اسلحه ات رو بنداز

تو بنداز

آصلان

بندازش

تموم شد مرت

همه میفهمن تو چه سگی هستی

اروم باش

یوسف دنبالته

یا اینجا می میری

یا بیرون دستگیر میشی

فکر نمیکنم

یه کم قبل فیلمتو گرفتم

از حرف زدنت با جلال فیلم گرفتم مدرک دارم

به من هیچ شانسی نمیدی

نمیخوام این کار اینجوری تموم بشه

هر طور میخواد تموم بشه

همش برای من خوبه

پایان قسمت ششم

**راه های ارتباطی با ما** https://telegram.me/samserial instagram.com/site.samserial

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.