Afrikaans
Akan
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
«خیلی برات خوشحالم «رو
قراره فصل کاملاً جدیدی از زندگیـت رو آغاز کنی
فکر میکنی چون رفتم بازپروری دلیل میشه پاک مونده باشم؟
یه سری دختر جدید توی شهر هست که به گمونم قراره باهاشون رفیق بشی
من «رو» هستم - «جولز» -
سلام
خیلی دیوونهای
فقط دارم سعی میکنم برگردم پیش دوس پسر سابق آشغالم
میتونی توی یه همچین شهری بمونی
آخر و عاقبتت مثل من بشه
توی مسافرخونهها زندگی کنی
چرا لباستو درنمیاری؟
میدونم چی میخوای
دهن این جنده قراره سرویس بشه
توی عوضی میخوای بهم صدمه بزنی؟
کجا میری؟
خونه
و بعدش، اوضاع عجیب تر شد
ارائه اختصاصی از پارس رایانه
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
ما را در اینستاگرام دنبال کنید @parsclup
،بعضیوقتا که خیلی نئشه میکنم یجورایی فکر میکنم که یه روانیام
،وقتی «نیت جیکوبز» یازده سالش بود
کالکشن ویدیوهای پورن پدرش رو پیدا کرد
پدرش «کال»، آدم وسواسی بود
مادرش همیشه میگفت که وسواسی بودن رو از پدرش به ارث بُرده
خیلی زود متوجه شد که رنگ بندی و مکان قرارگیری نوارها
به هیچ وجه تصادفی نبوده
بلکه یک دستورالعمل صریح بود که میگفت به وسایل کوفتی من دست نزنین
یه کیر خیلی خوشگل دارم دوس داری ببینیش؟
دوس داری چی صدات کنم؟ آقا؟ ارباب؟
بابایی؟ - واسه تو؟ تو میتونی «بابایی» صدام بزنی -
بازتر. بازتر همینطوری
آره - خوشت میاد؟ -
آره،بابایی خیلی دوس دارم
تمام ویدیوها تقریبا مثل همدیگه بودن
اوه، پس یه زن تمام و کمالی، آره؟
معمولا - معمولا -
...یه مشروبی میزنن، یکم حرف میزنن
اوه، طوری ساک نزن که آبم بیاد فعلا نمیخوام آبم بیاد
و بعد پدرش تو کون یه هرزه ای میزاره
جنده لعنتی فاحشه کونی
میخوام باهات حرف بزنم
«تو مَرد قوی هستی،«ناتانیل
از همون لحظه که به دنیا اومدی، اینو میدونستم
...تو یه...اِراده آهنی
سختکوش و راسخ داری
من همیشه بخاطرش تحیسن ـت میکنم
چون یه روزی، این اِراده تورو به سمت چیزای بزرگی هدایت میکنه
ولی توی این دنیا، هیچکس هرگز مثل خانواده ات برات نمیشه
اونا چیزی که من میبینم رو خواهند دید و بخاطرش ازت متنفر میشن
بعضی وقتها متوجه میشی و بعضی وقتها هم متوجه اش نمیشی
،ولی هرچی که جلوتر بری شمشیر اونا هم بُرندّهتر میشه
ولی هرگز بهشون این فرصت رو نده
تا 12 سالگی، یه رژیم غذایی سخت و برنامه تمرینی واسه خودش انتخاب کرد
در عرض یک سال، چربی بدنش از 23 درصد به 6 درصد رسید
حاضرین؟ خیلی خوب
توی سال اول دانشگاه به تیم فوتبال ملحق شد و سریع پیشرفت کرد
قرمز...قرمز...شماره 32، بنداز
...تا آخر سال
نه تنها بعنوان لیدر حمله، بلکه بعنوان کاپیتان تیم نیز انتخاب شد
«همینطور ادامه بده،«نیت تمرکز داشته باش
خیلی خوب، بزنین بریم
عاشق تشویق جمعیت بود
عیش و نوشهاش، حس غرور پیروزیهاش
ولی از رختکن بیزار بود
از اینکه همتیمیهاش همینطوری راحت لخت میشدن
و با کیرهای آویزونشون باهاش حرف میزدن
توی این جور مواقع، همیشه سعی میکرد
از برقراری تماس چشمی اجتناب کنه
هرزگاهی یادش میرفت
ولی یهو چشمش به جمال آلت یکی میافتاد
برادر بزرگش«آرون»، کله خراب بود
میتونستی از نگاه پدرش بفهمی از «آرون» خوشش نمیاد ...فکر میکرد دل و جرات
یا یکم عقل و شعور نداره و «نیت» هم با پدرش موافق بود
زیاد با پدرش حرف نمیزد، ولی نیازی هم نداشتن
اونا رابطه خوبی باهم داشتن
از مادرشم زیاد خوشش نمیاومد مادرش آدم ضعیف و زودباوری بود
درضمن،زیاد به خودشم نمیرسید
یه فهرست خیلی طولانی ذهنی ساخته بود
درباره اینکه از چیه دخترا خوشش میاد و از چیشون بدش میاد
از دامن تنیس و شلوارک جین خوشش میاومد
ولی نه اونقدر کوتاه باشه که بتونی جیب هاشو ببینی
از کفش باله و پاشنه دار خوشش میاومد
از کفش کتانی و رسمی متنفر بود
و اگه طرف تازه مانیکور کرده بود با کفش راحتی هم مشکلی نداشت
،فاصله بین ران رو دوست داشت از مُچ پای تپل متنفر بود
پوست برنزه، گردن دراز و شونه های دراز رو دوست داشت
از اندام و ژشت خوب و بوی اسپری میوه که از بدن میاومد رو دست داشت
لب پُر و دماغ کوچک دوس داشت
...شال گردن دوست داشت ولی فقط از اونایی که
گلدوزی یا طرح قشنگی داشتن
از دخترایی که مثل پسرا میشینن، حرف میزنن و مثل اونا رفتار میکنن، متنفر بود
ولی توی سیاره زمین، از هیچی بیشتر از موی بدن متنفر نبود
این اولین چیزی بود که درباره «مَدی» فهمید
دختره اصلا توی بدنش مو نداشت
هرروز از مدرسه تا خونه باهاش میرفت
،باعث میشد از اینکه برای محافظت ازش کنارشه احساس خوبی بهش دست بده
میدونست دنیا پُر از مَردهایی هست که میخوان به «مَدی» آسیب برسونن
مَردهایی که شیشه های ماشینشون رو پایین میدن و بهش تیکه میندازن
دانشجوهایی که تو فکر اینن که بهش مواد بدن
مَردهای تنهایی که توی فروشگاه براندازش میکنن
مَردایی که بهش تجاوز میکنن،شکنجه اش میکنن و به قاچاقچیهای سکس میفروشنش
حتی دوست نداشت به این چیزا فکر کنه
ولی فکر میکرد. بهرحال دوست داره درباره کارهایی که برای محافظت ازش میکنه، فکر کنه
،اگه کسی خواست بهت صدمه بزنه خودم میکُشمش
تو شیرینترین پسری هستی که دیدم
همینطور از باکره بودن «مَدی» خوشش میومد
از اینکه هیچ پسری هرگز کیرشو توش نذاشته
باکرهای؟ - آره -
باکره باکره؟ - آره -
...یعنی تو
تا حالا انگشت هم نشدی - فقط خودم، خودمو انگشت کردم -
گاهی وقتا تصور میکرد با «مَدی» ازدواج میکنه و تشکیل خانواده میده
همینطور میدونست که از پسرا خوشش نمیاد
ولی از داشتن دوسدختر هم زیاد خوشش نمیاومد
درضمن،«مَدی» میتونه یه هرزه واقعی باشه
،«مثلا اون شب توی پارتی «مَککِی ورق برگشت
و میدونست که اون مشکل کنترل خشم داره ولی، البته همه پسرا این مشکل رو دارن
اینطورم نبود که توی زندگیش چیزی باشه که برای کنترل خشم بتونه بهش رجوع کنه
فقط اینکه..شخصیتش اینطوری بود و برای همیشه هم اینطوری میمونه
چیکار میکنی؟
...هیچی، فقط اومدم اومدم شب بخیر بگم
شب بخیر - شب بخیر -
ترجمه از سـیـروس فخری و میکائیل .:: Hitm@n & #MK ::.
روز اول مدرسه بود، و قبلم به شدت میتپید
،بعد بیرون اومدن از بازپروری اولین دوست فابریکم رو پیدا کرده بودم
احساس خوبی درباره دنیا داشتم
یه فکری دارم (دو روز قبل)
چیه؟ - میخوای نئشه کنیم؟ -
چی هست؟ - نمیدونم -
مگه تازه از بازپروری نیومدی؟ - چرا -
لازمه نگران باشم؟ - شاید -
احساس میکنم فکر خوبی نیست - منم یجورایی مخالفم -
«رو»
چیزی احساس میکنی؟
چیزی احساس میکنی؟
رو»،چی شده؟»
خیلی خوشحالم
...میدونم اجازه گفتن این حرف رو نداری
ولی مواد یجورایی حال میده
منظورم اینه، قبل اینکه پوست ...و زندگیـتو خراب کنه
...حال میده
میشه یه حوله برام بیاری؟
و همینطور خانواده ات رو
جیا»،میخوام یه حوله برام بیاری»
روی زمین پیداش کردم ...بهش یه دوز از داروی
این موقعست که دیگه اصلا حال نمیده
راستش یه مرز باریکی بین حال دادن و ندادن، داره
تا وقتی مادرت برگرده خونه، من پیشت میمونم
میخوای تلویزیون تماشا کنیم؟
...و زمانی که از این مرز باریک رَد شی
خیلی شرمآوره احساس میکنم همه خبر دارن
رو»، نمیخوام که طوری نشون بدم» ...که انگار مسابقهاس
ولی من بُردم بخاطر دلایل زیادی که داره
نمیخوام کلی سوال کوفتی رو جواب بدم
هنوزم من بُردم
صبرکن، تو مگه زندهای؟
آخه خدایش یعنی چی؟
وای، لعنتی، همون دخترهاس که توی پارتی «مَککِی» میخواست خودزنی کنه
صبرکن، چی؟ - آهان، یادم رفته بود -
شما اونموقع درحال دادن بودین
چرا همه فکر میکنن ما درحال دادن بودیم؟
حالا، «مَدی» میدونست که اون مشکل کم بینایی داره
و یه کوه از مدارک هم گواه بر این موضوع بودن
واسه همین، دیشب وقتی داشت ...با «نیت» اِس اِم اِس بازی میکرد
نیت: از هوش رفتی؟
مَدی» یه فکری به سرش زد»
وقتی بیهوش بشی، دیگه بیهوشی رو به یاد نمیاری
الکل با من سازگار نیست - پس جدا بهش دادی -
واقعیتش، فکر کنم از هوش رفتم - خدایش؟ -
«مَدی»
سلام علیک - وای، نگاش کن. اینم از دختر عشق سکسمون -
تبریک میگم، جنده خانوم - به جمع ما خوش اومدی -
حالا، وقتی «کت» به «بی بی» درباره ...ازدست دادن باکرگیش
با یه پسری که اسمشم یادش نبود، گفت
«میدونست که اونم به «مَدی» و «کَسی و کل آدمای سیاره زمین میگه
ولی یجورایی نکتهاش همین بود
دیگه خیالش راحت شده بود که این چیزا دیگه برای کسی مهم نیست
سلام،من «ایتن» هستم
لطفا از اینا که ملتو قتل و عام میکنن، نباش - چی؟ -
متاسفم، اولین چیزی بود که به ذهنم رسید
وای، خدای من یعنی من بهت حس تیراندازها رو میدم؟
آره - جدا؟ -
اوه، بگی نگی - تف بهش -
ببین، نمیدونم. اسم کاربریت توی سایت «ردیت» چیه؟
اسم کاربریم «قتل عام»ـه
شوخی کردم شوخی بود
کَت» هستم» - منم «ایتن» هستم -
آره، یه بار گفتی
خوب، همه گوش کنن به کلاس زیست شناسی خوش اومدید
خوب، بیاین با کمی بداهه گویی شروع کنیم
میخوام که تک تکتون بلند بشید
و پنج دقیقه درباره تابستونتون تعریف کنین
انگار که یه داوطلب داریم ...«رو»
لطفا اینکارو باهام نکن
زودباشین، یکم تشویقش کنین
یه خاطره بگم؟
هرچیزی که این تابستون روت تاثیر گذاشته
...من...نمیدونم...فکر نکنم
فقط..راحت باش بزار فشار عصبی ازت دور شه
و نفس بکش
ما توصیه میکنیم که مستقیما به یک مرکز بازپروی ببرینش
پس...از این تابستون بگم؟ - آره -
بیا بریم
یه مشکلاتی دارم، میدونی، مثلا بعضی چیزا یادم نمیاد
یه خاطرهای که یادته تعریف کن
...اوممم، باشه
من با مادر و خواهرم بودم
و داشتیم به یک آهنگی گوش میکردیم
میدونم که این آهنگ رو بلدی
توی خونه من مواد میکشی؟ توی خونه من مواد میکشی؟
چیکار میکنی؟
شوخی نمیکنم
..میخوام که میخوام که بری
بابا خیلی افتخار میکنه، مامان - اوه، جدا؟ -
بابا خیلی افتخار میکنه -
ولم کن بابا
...برام مهم نیست که - ولم کن -
گمشو عقب. گمشو عقب و بزار از این خونه کوفتی گورمو گم کنم
...متاسفم، ولی من ...نمیتونم به چیزی فکر کنم، واسه همین
...فقط
من..کارم تمومه..تمومه
مجبورم اینکارو کنم؟ - بدجور وضعش داغونه -
راستش بنظر من که عقب افتاده ست - خیلی حرف بی ادبی بود -
لعنتی
رو»، منم»
خوبی؟ - «خیلی دیوونهای،«لِکسی -
چرا؟ - ...چون تمام موادم رو -
ریختم توی توالت تخمی
خوب، فقط اومدم ببینم خوبی یا نه
،نمیخوام که بهم سر بزنی چه خوب باشم چه نباشم
مگه میخوای چیو تغییر بدی؟ میخوای برام از زندگی درس بدی؟
توی لعنتی میخوای کمکم کنی؟ - خوب، تو یکی از بهترین دوستای منی -
ولمون کن بابا. چون باهم پیش دبستانی میرفتیم شدیم دوست جون جونی؟
اینا دلیل نمیشه که دوست جون جونی بشیم
...الان داری اینارو میگی، ولی اگه سه روز دیگه
که دَر خونهمونو زدی و ازم خواستی توی یه بطری بشاشم، چی؟
چیه، میخوای اونوقت برعکس اینارو بگی؟
اینکه چقدر همدیگه رو میشناسیم و از پیش دبستانی بهترین دوست همدیگه ایم؟
انگار که اختلال شخصیتی داری
شرمنده اگه دلم واسه شخصیت قبلت تنگ شده
منم بد خوابیدم آره، دلم برات تنگ شده
اسم من «علی»ـه و یه معتاد هستم - «سلام،«علی -
راستش معتاد کلمه خیلی خوبیه
من خیلی «کرک» مصرف میکردم
و همینطور یه آتشنشان بودم، پس گمونم این دوتا یجوری همدیگه رو خنثی میکردن
یعنی تا وقتی جون بقیه رو نجات میدادم این حق رو داشتم که زندگی خودم رو نابود کنم
...مشکل این بود که، من
همینطور پدر دوتا دختر جوون بودم
دخترام توی «تگزاس» زندگی میکنن
هروقت که بتونم باهاشون حرف میزنم مواد خیلی چیزارو ازتون میتونه بگیره
اولین باری که قرص «اُکسیتان» خوردم، 13 سالم بود
چه حسی بهت میدن؟
مطلقا مزه مزخرفی میدن
قبلا بعد مدرسه از پدرم مراقبت میکردم
چون مادرم باید دو جا کار میکرد تا بتونه پول داروها رو بده
یه پرستار بخش دولتی که هر روز دو ساعت به خونه میاومد
و با موبایلش فقط «کَندی کراش» بازی میکرد
بهرحال، منظورم اینکه،پدرم کلی قرص داشت
حالش بدتر از اون بود که متوجه بشه نئشه هستم
و منم همیشه با تو بهم خوش میگذره
منم همینطور
اِشکالی نداره؟
هی،میخوام یه لطف بزرگی بهم بکنی
میدونی، کلی از این جلسات هست که باید میرفتم
...ولی واقعیتش به هیچکدوم سر نزدم، و
میخوام که تاریخهاشونو درست کنی
آره. از نظر اخلاقی نمیتونم همچین کاری کنم
اگه من...کیرتو بخورم چی؟
توی ماشینم؟
من هفده سالمه، مرتیکه گوزو برگه رو اصلاح کن
از کار باهات خوشحال شدم - لعنتی، لعنتی،لعنتی،لعنتی -
«رو»
دوست دارم - منم دوست دارم -
مدی: صبرکن ببینم..این تو هستی؟؟؟
الان برمیگردم
بِکُن آره
هرزه لعنتی
وای، لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی
اوخ، یا پیغمبر. نه بابا
مدی: باشه
مدی: ولی بقیه میگن که توئی
هرگز قبول نکرد و کسی هم نتونست ثابتش کنه
ولی همه میدونستیم که خودش بود
پارس رایانه - شیراز -خیابان کلاهدوز
یا چه بدونم، گمونم «کَت» حس میکرد همه میدونن که اونه
اینترنت همین چیزاش عجیبه
چند نفر میتونن یه کاری کنن که کُل دنیا به لرزه دربیاد
پنج دقیقه دیگه بیا به سلف باید حرف بزنیم
چرا؟
گوش کن،«کَت»، من چیزی نمیدونستم به «روی» گفتم که توی اینترنت نذاره
اینش مهم نیست، باشه؟ هنوزم داره به بقیه میفرسته و میگه که منم
ببین، دلم نمیخواد که زندگیم خراب بشه
و مطمئنم تو هم نمیخوای آخرش اسمت بره تو لیست متجاوزین جنسی
کَت»،میدونی که من متجاوز جنسی نیستم» - بهش میگن پورنوگرافی کودکان، اسکول خپل
ولی ما همه زیر 18 سال هستیم بچه ها که نمیتونن پورنوگرافی کودکان بسازن
تروی»، توی گوگل سرچ بزن» - عمرا پورنوگرافی کودکان رو سرچ بزنم -
اصلا میدونی چیه؟ گور باباش. کون لقش. میرم پیش پلیس
خیلیخب! باشه ، باشه گرفتم چی میخوای؟
اول ، ازت میخوام که ویدئو رو از موبایلـت
و موبایل هرکی که براش فرستادی پاک کنی - اینش حله -
و ازت میخوام که به «وس» بگی که به همه بگه اون من نیستم ، باشه؟
باشه ، حله امر دیگهای داری؟
راستش آره
خب ، حتی با وجود اینکه «روی» و «تروی» سعی کردن بهش خاتمه بدن
کت»؟ نه بابا» یه جندهی دیگه بود
رفیق ، فازت چیه آخه؟ فکر کردم گفته بودی یارو «کت»ـه
آره خب ، طرفُ اشتباهی گرفته بودم
...وقتی هم که آخر هفته رسید
جولز» : وایسا ببینم ، پس اون یارو تو نبودی؟ واقعاً؟»
اوغ ، معلومه که نبودم
من با پسرای کُسخل مدارس غیرانتفاعی حال نمیکنم
خانم «کاترین هرناندز» ، لطفاً خودتون رو به دفتر مدیر برسونید
کاترین هرناندز» به دفتر مدیر»
یه شایعهای به گوشم رسیده که خیلی نگران کنندهست
راجع به چی؟ - یه فیلم ضبط شده از توئه -
که فعالیتهای جنسی در اون دخیله
یا یه چیزی توی همین مایهها داره بین دانشآموزها رد و بدل میشه
این راجع به اون ویدئوی همون دخترهست که از پشت میکننش؟
چون نه ، اون من نبودم فقط از روی کنجکاوی مطلق میپرسم
چهچیزی اصلاً باعث شد که فکر کنید اون من بودم؟
فقط میخوام روراست باشم که من تا الأن شخصاً اون ویدئو رو ندیدم
بخاطر اینکه دختره چاق بوده همچین حدسی زدید ، مدیر «هیز»؟
من بدون اطلاعات کافی «نتیجهگیری نمیکنم «کاترین
ممنون میشم اگر همه طوری با من حرف نزنن که انگار اون من بودم
چون، راستشو بخواید ... توهین آمیز ـه
میدونید ، اینکه همکلاسیهای من اندامم رو مسخره میکنن عادیه
ولی مدیر «هیز» اینکه شما هم اینطوری رفتار میکنید خیلی متفاوت و زنندهست
تحقیر کننده و تبعیضگرایانهست
و فقط نمایانگر اینه که چقدر این کشور
دارای مسائل توطئه آمیز و تروریسمِ جسمی فراگیر ـه
اونم از جانب مدیر خودم
خب ، من هرچقدرم عذر خواهی کنم بازم کمه
،و بهت قول میدم
هرکاری در توانم هست میکنم تا به این شایعه خاتمه بدم
«ممنون مدیر «هیز
و به همون شکلی که ،کشتارهای جمعی
رسواییهای جنسی ،و موفقیت با تقلب در انتخابات کمکم فراموش میشه
همهچیز خیلی سریع فراموش شد و همهـمون رفتیم سراغ اتفاقات بعدی
هیجان زدهاید؟ - !آره -
برنده میشیم؟ - !آره -
پس بیاید تیم «ایست هایلند بلکهاکس» رو تشویق کنیم
!«همینه «نیت
!هی بزن بریم
الأن اصلاً حس امنیت نمیکنم
نه ، پس گورتو از جلوی چشمام گم کن
هی «مدی»؟ - چیه؟ -
بذار امشب ببرمت بیرون - چرا؟ -
ازت متنفرم - میدونم -
خدایی؟
خدایی؟
آره خدایی
عاشقشم - «رو» -
معلومه نفس کشیدن زیاد برات اهمیت نداره
!دینگ ، دینگ ، دینگ - ...کاملاً مشخصه -
گندش بزنن
میخوای امشب واسه شام بیای خونهی ما؟
دلم میخواست ، ولی بابام میخواد طبق رسمِ داشتن شام خانوادگی پیش بریم
که خیلی هم عجیبه چون به معنای واقعی فقط من و اون
هرشب باهم غذا میخوریم
خب ، بعداً چطوره؟
میخوام احتمالاً بشینم تکالیفمُ انجام بدم و انیمهی «مدوکا مجیکا» رو بیوقفه نگاه کنم
باشه پس شاید بتونی
یکشنبه شب بیای ، چون مامانم داره مدام سؤال پیچم میکنه
داری راجع به من با مامانت حرف میزنی؟
نه ، خفه شو بابا
«خدافظ «رو - خدافظ -
من چقدر بدبختم
مَدی» فقط میخوام بگم که متأسفم»
نقد پرداخت میکنید یا با کارت اعتباری؟
«کریستوفر مککی» - آره -
برای آخر هفته از کالج تا اینجا اومدی
آره
خب ، واسه شب جمعه چه برنامهای دارید ، ها؟
...میدونید ، فقط
کسی» بدجوری دلباختهات شده»
جدی؟ آره ، دختر باحال و خوشگلیـه
خب ، از من به تو گفتن جلب کردن توجهش آسون نیست
به مادرش رفته
ولی دختر خوبیـه خوش قلب ـه
آره ، مراقبش باش
چَشم - مامان ، انقدر با اون حرف نزن -
منو ببخش ، مرخصم کردن
،خوش بگذرونید خوشگل شدیا
میخوای فیلم ببینی؟
آره بذار
مدی» ، چرا نمیذاری» امشب ببرمت بیرون؟
،نمیدونم بهم پیام بده
پس فقط خودت و باباتید؟
آره
مامانت کجاست پس؟
داستانش مفصل ـه
شرمنده ، قصد فضولی ندارم
من فقط شیفتهـت شدم
خب این چیزی نیست که بخاطرش شرمنده باشی
من حتی یه ذره هم با مادرم صحبت نکردم
آره کاملاً درک میکنم پدر منم وقتی بچه بودم ترکمون کرد
ولی به درک ، اون یه عوضی بود
خیلیخب ، موقع شام موبایل در کار نباشه
سر شامم ، باید برم بعداً حرف بزنیم؟
بعداً باهم حرف میزنیم
فکر نکنم دیگه زندگی واقعی سر سوزنی برام مهم باشه
ساکت شو ، عقل کل
!هی ، درُ باز کن
چی میخوای؟ - در کوفتی رو باز کن -
کی پشت دره رفیق؟ - «رو» -
نه داداش ، بهش بگو بعداً بیاد
دیر گفتی جاکش - وایسا ، وایسا -
نباید الأن اینجا باشی - پولتو دارم میبینم ، مهم نیست -
نه ، نه - یکم اکسیکدون مداوم و جنس قوی میخوام -
نمیتونم الأن کمکی بهت بکنم باید بری
هی جدی میگم «رو» ، شوخی ندارما ، بجنب
نباید اینجا باشی - «ببین ، «فز -
حسابی عرق کردم ، باشه؟
و موادم ته کشیده ، پس جاکش بازی در نیار
ایبابا ، این مشکل من نیست
باید همینالأن از خونهی من بزنی بیرون
قبل از اینکه این مادرجندهها بیان داخل
تنها چیزی که میخوام یکم اکسیکدون مداوم و یه خورده زاناکسـه
فقط همینا رو میخوام بعدشم میرم
حاجی دارم بهت میگم من الأن هیچی ندارم
چند ساعت دیگه برگردی در خدمتتم هرچی بخوای میدم
ولی الأن ، باید گورتو از خونهام گم کنی
«میدونم یه چیزی تو دست و بالته «فز
دارم بهت میگم هیچی واسهات ندارم «رو» ، بیخیال
میخوام همین الأن از خونه بری بیرون
رفیقم داره میاد اینجا ،نمیخوام وقتی که رسید
اینجا باشی ، مفهوم ـه؟
بهم مواد برسون - این قضیه حیاتیـه -
«هی «رو
میتونستم همین الأن بزنم کارتو یه سره کنم
هی «اَش» اونا رسیدن
«ببین دارم جدی میگم «رو
فقط همینجا بمون ، دهنتو ببند و خونسرد باش
این آدما شوخی بردار نیستن
نمیخوام دروغ بگم ، اینجا جایی بود که یه ذره احساس ترس کردم
یعنی ، من با مواد مشکلی ندارم تا زمانی که پای اسلحه به قضیه باز بشه
«نتایجم توی «ایست هایلند حفظ رکورد ایالتی
بخاطر کسب بیشترین محیطِ دریافت به صورت متوالی ، طی دوسال گذشته بود
من رکورد «ایست هایلند» رو بخاطر ،بیشترین دریافت
بیشترین کسبِ محیط طِی انجام بازی با 112 کسبِ موفق
،بیشترین کسبِ محیط در هر دریافت ،بیشترین کسب محیط بعد از دریافت شکستم
تازه توی بلاک کردنم کارم خوبه
و این مربیـه یه جوری رفتار میکنه انگار نمیخواد منو بازی بده
یه چیزایی میگه انگار که من وظیفهامُ توی زمین انجام ندادم ، این کسشعر محضـه
مگه این بلا رو سر تمام سال اولیها نمیارن نمیدن؟
من که سال اولی نیستم ، آمارمُ ببین اعصابمُ بهم میریزه ، درک نمیکنم
میخوای بکشیش؟ - چی؟ -
بریم بکشیمش
کَس» دارم جدی میگم»
اصلاً خنده دار نیست ، این مادر جنده واقعاً میرینه به اعصابم
«بیخیال «مککی به مرور زمان میگذره
کل هفته بهت فکر کردم دارم میمیرم تا باهات سکس کنم
چرا باید همهچیزو با سکس پیش ببری؟
چی؟
من میخوام درستحسابی باهات صحبت کنم
ببخشید
چیزی نیست «کسی» ، اشکالی نداره
پس این جنده کوچولوته؟ - نه دادا ، این آبجی کوچیکمـه -
خب ، سلام آبجی کوچولو
راستش وقتی «فز» گفت رفقاش دارن میان
فکر نمیکردم رفیقش این باباست
اسم من «موس»ـه ملاقات باهاتون باعث افتخاره
ولی خب ، وقتی با دلالهای مواد رفیق باشی یه همچین اتفاقی میافته
هی «کاستر» اون کیفُ رد کن بیاد
خیلی خب ، اینجا رو داشته باش
صدتا اکسیکدین مداوم 80 میلیگرمی از شرکت «پردو» دارم پونصد تا قرص زاناکس ، 500 تا هم آدرال 20 میلیگرمی
موجودی ویکودینم کمـه ،پس اگر میخوای ویکودین بخری
بهتره همین امروز بخری چون فقط حدود 50 تا برام مونده
بعدشم 113 گرم از اون شاهدونهی درمانی کالیفرنیایی دارم و 28 گرم از اکستازی
کاستر» هزینه کلش چقدر میشه؟»
...خب ، 35 تا اینور ، 77 تا با 25 و 7750 میشه
بیا
مطمئنی فنتانیل نمیخوای؟ - نه داداش ، دیگه دست به این آشغال نمیزنم -
،زیادی سنکوپ کردم دیگه دلمم نمیخواد وسوسه بشم
تو چطور آبجی کوچولو؟ تا حالا فنتانیل مصرف کردی؟
نه - نه دادا ، اون چیزی نمیزنه -
میذاری داداش بزرگَت بهجات حرف بزنه؟
نمیدونم - اونُ نگاه نکن ، منو ببین -
تا حالا مصرف کردی؟
هی جدی میگم دادا نمیخوام لب به این آشغال بزنه
میدونی چه حسی داره وقتی اونقدر بهم میریزی
که نمیتونی حس کنی یا بشنوی؟
چنین حسی رو دوست داری؟ - آره -
خب پس ، عاشق این میشی
راستش نمیخوام
چیه بهم اعتماد نداری؟ - هی رفیق ، جدی میگم ، دلش نمیخواد -
دهنتو ببند آشغال کسی با تو حرف نزد
به داداش بزرگَت بگو الأن باهاش حرفی ندارم
«بهش بگو : «دهنتو ببند
بیا ، نترس گازت نمیگیره
یالا ، امتحانش کن
فقط امتحانش کن بره
خدای بزرگ میدونم که توی کل زندگیم آدم عوضیای بودم
و در حق «لکسی» و خانوادهام بدی کردم ...و خیلی خیلی خیلی متأسفم ، ولی
خواهش میکنم خدا ، التماست میکنم
نذار امشب بمیرم
به خونه خوش اومدی - !تف توش -
چه مرگته رفیق؟ - «سلام «تایلر -
اینجا چه گهی میخوری داداش؟ گورتو از آپارتمانم گم کن بیرون
اگه دنبال چاقوهای آشپزخونهای باید بگم که پیش منن
چوب بیسبالِ توی اتاقـت هم همینطور
تو کدوم خری هستی رفیق؟
دوستپسر همون دختریام که شنبه شب بهش تجاوز کردی
نه ، نه رفیق ، چی داری میگی؟ من به هیچکی تجاوز نمیکنم
بخدا قسم من به دختری تجاوز نکردم داداش
ولی من دیدم
چی رو دیدی؟ - دیدم که توی استخر داری بهش تجاوز میکنی -
وایسا ببینم ، داری راجع به همون داف کُسخلی حرف میزنی که توی مهمونی بود
دختره خودش ازم میخواست بکنمش من اونی بودم که مخالفت میکردم
اون غش کرده بود - رفیق ، اون غش نکرده بود -
بخدا قسم ازم خواست همون لحظه بکنمش
میدونی چند سالشه؟
میخوره 18 باشه - فکر کن 17ـه -
لعنتی ، اون اینو بهم نگفته بود داداش - و تو چند سالته؟ -
حدوداً 21 - 22 -
به زور 22 میشم - «پنج ماه پیش 22 سالت شد «تایلر -
به من دروغ نگو
پس ، نه تنها به یه دختر تجاوز کردی بلکه طرف نابالغ هم بوده
دهنتو سرویس میکنم - نه ، نه ، نه ، نه -
آره ، و قرارم نیست که علیهـم شکایت کنی ، چون اگر اینکارو بکنی
بیشتر از من حبس میخوری
خواهش میکنم - بستگی به این داره که چه بلایی سرت میارم -
توروخدا ، توروخدا ، التماست میکنم اینکارو نکن
رفیق منو نزن ، خواهش میکنم اینکارو نکن
زانو بزن - چی؟ -
زانو بزن
...نه ، اینکارو نمیکنم - زانو بزن ، زودباش -
واقعاً فکر کرده بودی میتونی به یه دختر تجاوز کنی و هیچکسم هیچکاری نکنه؟
!خدایا ، کیر توش من کاری نکردم داداش
ازت یه سؤال میپرسم
بهش تجاوز کردی؟ - نه -
بهش تجاوز کردی؟ - !نه ، گندش بزنن -
بهش تجاوز کردی؟
اعتراف کن ! بهش تجاوز کردی؟
!اعتراف کن بهش تجاوز کردی؟
!لعنتی ، نه
اعتراف کن. بچه کونیِ آشغال بهش تجاوز کردی؟
!من بهش تجاوز نکردم
سریع عمل میکنه
حسی که میده رو دوست داری؟
آره - یه خورده چسبِ تراپوستی میخوای؟ -
آره
سیصد دلار برات آب میخوره
یالا ، پولشو بده آبجی کوچولو - من فقط دو دلار دارم -
من گفتم 300 تا میشه
شلوارم کجاست؟
فقط ... فقط پسش میدم
بازپسگیری بههیچ وجه جزو قوانین من نیست - هی «موس» ، بذار من جاش پول بدم رفیق -
فکرشو میکردم تو به درد مصرف فنتانیل نمیخوری
چیه؟ حالا همه دارن نظرشونُ نسبت به من تغییر میدن؟
آره
اگر اون نمیتونه پولشو بده باید یه راه دیگه واسه پرداختش پیدا کنه
جدی میگم - باشه -
هی رفیق ، بذار من به جاش پولُ بدم
پولش تو جیبمه
بیا
ایول بابا ، داداش بزرگه حتماً خیلی دوستت داره
حالا دیگه واسهات 600 تا آب میخوره رفیق
لعنتی ، حالا میخوای اینطوری با ما تا کنی داداش؟
آره همینطوری تا میکنم ، بیشوخی
اینو بده ببینم حالا شد یه چیزی
کار کردن با تو همیشه مایهی افتخاره
برو این آشغالُ بنداز توی توالت ، سیفونم بکش روش
بعدشم نالوکسانُ محض اطمینان بیار [ دارویی برای خنثی کردن اثر مخدرها ]
خیلی خوشحالم
میدونم
مککی» : هی ، نمیخواستم امروز» ناراحتت کنم
فقط خیلی گرفتاری دارم
کالج واقعاً نگرانم کرده
مشکلی نیست ، درک میکنم
واقعاً دوست دارم که با تو وقتمُ بگذرونم
هی ، چه خبر؟ «فز»ـم
آره ببین ، میخوام واسه رسیدگی به «رو» کمکم کنی
آره ، هر چه سریع تر بیا
این ویدئو به دلیل درخواستِ صاحب حق نشر حذف شده است
مککی» : روی تختی؟»
آره
میشه ببینمت؟
...گندش بزنن
مککی» : خیلی خوشگلی»
این دختره کیه؟ از خودش لایو خصوصی هم میگیره؟
حاضرم کل پس اندازِ زندگیم رو بدم تا ارضا شدنش رو ببینم
اون یارویی که توی استخر بهش دادی؟ - چی؟ -
مطمئنی یادت نمیاد؟
حرفتو باور نمیکنم
خوب بود؟ - چی؟ -
سکسُ میگم - چی میخوای بدونی «نیت»؟ -
میخوای بدونی کیرش از تو بزرگ تر بود یا نه؟
بزرگ تر بود؟ - اگر بود چیکار میکردی؟ -
میکشتمش
آره ولی زنده یا مرده کیرش از تو بزرگ تر بود
یعنی زیر شُرتت چی میتونه باشه؟
کلی عرق و یه خط عمودی
عکس لختی هم نمیدی؟
دیر وقته
خواهش میکنم ، خیلی حشریام
یه کادو واسهات گرفتم
ممنون
«دوستت دارم ، از طرف «نیت
بیداری؟
ببین کی اینجاست
...میدونم
عجیبه که یادم رفت امروز باهات حرف بزنم؟
نه ، عجیب نیست
تو منو ذوق زده میکنی
تازه فهمیدم که من حتی اسمتم نمیدونم
«تایلر»
«از آشنایی باهات خوشبختم «تایلر
ارائه ای بود از پارس رایانه
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
ما را در اینستاگرام دنبال کنید @parsclup
ترجمه از سـیـروس فخری و میکائیل .:: Hitm@n & #MK ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.