Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org
شما شايد داستانهاي زيادي شنيده باشيد ولي احتمالاً داستان من نبوده
من کيام؟
خب ميتونيد اينجوري تصور کنيد که نسل بشر از نژاد من شروع شده
...تعدادمون خيلي زياده
ولي فقط يکي برنده ميشه
هر زمان که سعي داشتند جلوي ...افزايش جمعيت رو بگيرن
اين مسابقه رو متوقف ميکردن
من کيام؟
شکرانو
به زبان انگليسي ساده،اسپرم
...اين داستان مربوط به دوره تاريک هند آزاده
وقتي که وضعيت اضطراري توي کشور اعلام شد
اضطراري؟آره
...داستان مال منه
ولي من قهرمان اين داستان نيستم
بذاريد قهرمان اين داستان رو معرفي کنم
من رو کجا ميبريد؟ فقط بيا-
!گستاخي نکن ولم کنيد-
پررويي نکن و راه برو- بهم بگو کجا ميبريدم؟-
!بذاريد برم
!هي
ميدونم که تو يه قهرماني ولي مگه باتون اونها رو نميبيني
انقدر ميزننت،انقدر ميزننت که پشتت قرمز بشه
امروز اولين روز تبليغات توئه
اونوقت حتي نميتوني روي صندلي بشيني
بيا بريم،عجله کن
من رو کجا ميبري؟ به نظر خيلي شاد مياي
بگو ديگه
چه خبره داداش؟
چرا بهم نميگي براي چي اينجا اومديم؟
از کي اينجا نشستي و لبخند مليح ميزني
دارم بيسکويت ميخورم
سعي کن بفهمي- !بيسکويت ميخوري-
!بخور !بيسکويت بخور
آهان،که اينطور پس از خوردن اين بيسکويت لذت ميبري؟
...نه،من فقط
خودم ميتونم ببينم
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.Xyz
!هي
اين چيه؟
اگه بخواي مثل دوداس باشي تاکور دوباره پارو رو ميپرونه (اشاره به فيلم دوداس با بازي شاهرخ خان)
!مرد باش
با دنبال کردن دخترا نميتوني مخشون رو بزني
يه جوري حرف ميزني انگاري که دکتراي اين موضوع رو داري
تو خيلي سخت من رو ميشناسي
خب روشنمون کن
بابام اسم من رو به خاطر يه دليل خيلي مهم ايندر گذاشته
درود بر پدرت
بهانو،من کسي هستم که ميتونم حتي يه زن متاهل رو اغفال کنم
دختراي مجرد که فقط يه بشکن لازم دارن
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: مهدي.ز و فاطمه
محکمتر
آره
بله؟
پهلوني؟
نه،نه،پهلون نيستم ايندر،اسمم ايندره
مهم نيست که اسمت چيه
اينجا چکار ميکني؟
خيلي از کشتي خوشم مياد
به خاطر همين فکر کردم که بايد اون رو ياد بگيرم
کشتي رو ياد نميگيرن
توي زمين اون رو ميگيرن
آره درسته شما بريد کشتي بگيريد
من فقط امروز اينجا اومدم که نگاه کنم
شماها اينجا يه گروه عالي داريد
بازرسي تموم شد؟
حالا ياد ميگيري
بيا
تکون بخور
دستم رو بگير
عاليه،حالا بگيرش
دندههاش رو شکوندي شگفتانگيز بود
بلندش کن
خيلي خوبه پسر پيشرفت خوبي داشتي
ستون فقراتـش ترکيد
حالا بچرخونش و روي زمين بندازش
عاليه
کارش رو ساخت
کسي که ميتونه حتي زن متاهل رو اغفال کنه
آقاي ايندر بيتو
ما مردايم؟ آره،آره-
ما دنبال دخترا راه نميوفتم
نميوفتيم
عوضي من اينجا از درد دارم ميمرم اونوقت تو داري بهم تيکه ميندازي؟
...داداش اون خونه ويلايي که داخلش رفتي
قبرستان مجنونهاي اهل دهليـه
هان؟
آکريتي دختر پهلون بيشام لاتوالـه
سه تا داداشش هم کشتي گيرند
..اينم شنيدم که
خيليها رو سينه قبرستون فرستادن
و اونايي که جون سالم به در بردن دارن نوکريشون رو ميکنن
واقعاً؟
داداش تو خيلي خوش شانسي که با اينکه يکم خرد و خمير شدي بازم بيرون اومدي
...در آينده اگه خواستي خودکشي کني هوم؟-
ميدوني کجا بايد بري ديگه
نه،نميخوام
ديگه اونجا نميرم
اين آکاشوانيـه
وزير داخلي براهماناند ردي
ضمن اطمينان خاطر دادن بابت پايان يافتن وضعيت اضطراري
چطور ميتونم ازدواج کنم؟
بهانو
چايي ميخوري؟ البته-
دو تا فنجون درست ميکني
يکم زنجبيل هم داخلش بريز
چه خبر داداش ايندر؟ حالت چطوره؟
چرا حالش رو ميپرسي عمو؟
يه ماساژ خيلي عالي گرفته
با اين حال هنوز بيخيال نشده چرا بايد بشم؟-
اونجا رو نگاه کن دوباره اومده
اين پسر توي عشق مصممـه
حتي بعد اينکه اين همه بدريخت شده دوباره برگشته
..به هرحال دخترا
انگاري بعد اون کتک ترسيده
تو من رو هم به فنا ميدي
با اعتماد به نفس نگاه کن
بيايد بريم،عزم اين عاشق رو بسنجيم
بزن بريم
دارن اين سمتي ميان؟ آره،دارن اينجا ميان-
حالا چکار کنيم؟
استرس نداشته باش اين رو بگير
!پاشو! پاشو! پاشو
خوبه،اعتماد به نفست رو حفظ کن
من جلوتر ميرم تو پشت سرم بيا،باشه؟
يک،دو،سه- بريم-
!بهانو
!خيلي خيرهسري
چي؟
هي شوهرخواهر
بعد از اين همه کتک باز دوباره اينجا چشمچروني دخترا رو ميکني
...نه
باشه حداقل اين رو مشخص کن که براي زل زدن به کي اينجا مياي؟
اون؟
من؟- اون؟-
پسري که عاشق اين بود که دُمش رو گذاشت روي کولش و فرار کرد
اوه که اينطور براي اين؟
فايده نداره،اون مانگليکـه (خرافهاي در اخترشناسي)
و عروس يه بچه
ولي اينا به تو چه ربطي داره تو همچنان ميخواي خيره بموني،مگه نه؟
هي اينجا چه خبره؟- ...نه،من-
مزاحم دختر مردم ميشي؟ چکار داري ميکني؟
مزاحم دختر مردم ميشي؟
نه فقط داشتيم حرف ميزديم- چه حرفي ميزدي؟-
به نظر که يه پسر شريف مياي
با اين حال شبيه يه ولگرد رفتار ميکني
خجالت نميکشي؟- ..آقا-
بايد يه درس حسابي بهت بدم؟
سردارجي باهاش کاري نداشته باشيد- ميخواي يه درس حسابي بهت بدم؟-
سردارجي بذار بره- آقا -بزنم لهت کنم؟-
ميخواي ادبت کنم
سردارجي اون پسر خوبيـه
اگه پسر خوبيـه چرا اينجوري رفتار ميکنه؟
بيا- بيمصرف-
بيا بريم داداش
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اگه ميخواست بهم توهين کنه بايد صدام ميکرد يه گوشه تنها
دکتراي دراماتيک بودن گرفتي؟
چرا درباره راه و مسير سوال ميپرسي نبايد مواظب باشي؟
بهانو من ميخواستم اون راه رو برم
داداش اون راه اشتباه بود
توي نامهي ديروز يه عکس بود
ديديش؟
با ديدن عکس ميخواستم چکار کنم؟
به خاطر يه دختر بهم توهين شده
...منظورم اينه
هيچ آبرو و احترامي برام نذاشت گدام کرد
...اونجا
ماه رو ميبيني؟
اون گل هميشه بهار رو چي؟
گل هميشه بهار
محشره
تو دستت به اون ماه نميرسه- آره-
ولي؟
..به اون گل هميشه بهار
مطمئنن ميرسي
اون در دسترسـه- آره-
..ولي
..ولي اگه جناب ايندر
بخواد به ماه خيره بمونه
...اونوقت اون گل هميشه بهار رو
يکي ديگه ميچينه و با خودش ميبره
فهميدي؟
!گل هميشه بهار
!بذار برم ولم کن
بذاريد برم من رو کجا ميبريد؟
!ولم کنيد
هي يه دقيقه،چي شده دادش؟ اون رو کجا ميبريد؟
کجا داريد ميبريدش؟- ولم کنيد-
به تو ربطي نداره،از اينجا برو
من برم تا اين بيچاره رو به زور ببريد؟
!بکش کنار- برو پي کارت-
ولش کن،بذار بره ولش کن
!ولش کن
بذاريد برم من رو کجا ميبريد؟
!بذاريد برم
قربان اينجا رو ببينيد
دارن درست جلوي شما اين مرد رو به زور ميدزدن
بيا،بيا بيا بريم گزارشت رو بنويسم
نه آقا،گزارش نميخواد اونا دارن به زور ميبرنش
من رسيدگي ميکنم- مگه چکار کردم؟-
!هي بله قربان-
آقا اينجا چه خبره؟ چه اتفاقي داره ميوفته؟
نگران نباش بيا بريم
نميخوام بيام
بيا- هي-
!ولم کنيد دارم ازدواج ميکنم
براي شب بليط قطار دارم
دارم ازدواج ميکنم،بذاريد برم
آقا من بليط قطار دارم
برادرها ازتون درخواست ميشه که آرامش خودتون رو حفظ کنيد
به خاطر داشته باشيد که عقيم شدن براي خانواده و کشورتون مفيده
هر خانوادهدو فرزند اين شعار ملت ماست
من بليط قطار دارم
...دوستان با عقيم شدن
...نه تنها باعث خوشحالي خانوادهتون ميشيد
بلکه باعث ميشيد که کشور آينده بهتري داشته باشه
بيا- بيا ديگه -نميام-
بخوابونش
!دکتر
من ميخوام ازدواج کنم
خفه شو
...آقا- ميخوابونم توي گوشت-
شماها نميفهميد- ...آقا-
آقا اون داره ازدواج ميکنه
اگه انقدر به فکرشي ميخواي خودت به جاش بخواب
اگه کاري که خواستن رو نکنيم خودمون رو به فنا ميدن
فهميدي؟
!بذاريد برم- دستش رو محکم بگير-
آقا اين کار رو نکنيد- محکم نگهش داريد-
!نذاريد تکون بخوره
!نه ! نه
"رحيم ميگه که حس عاشقي بين مردم خيلي ظريفـه"
"اجازه نده اون رو بقاپن" مراقب باش-
"اگه يه بار بشکنه ديگه درست نميشه"
"حتي اگه درستش کني رد ترک باقي ميمونه"
"حتي اگه درستش کني رد ترک باقي ميمونه"
"سرنوشت من رو فريب داده"
"آتشي درونم رو ميسوزونه"
"تمام روياهام از بين رفتن"
"ديگه هيچ آغاز جديدي وجود نداره"
"طلوع دوبارهاي در کار نيست"
"حالا ديگه هيچي چيزي شبيه خودم نيست"
"اي رحيم من،اي رحيم"
"تو صداي من رو نشنيدي"
"چرا دشمنم شدي؟"
"چيزي که از دست دادم به خاطر گُم کردن تو بود"
چرا اين مجازات رو بهم دادي؟" "اي رحيم
چرا اين مجازات رو بهم دادي؟" "اي رحيم
ببين
کاملاً شبيه يه شاهزاده شدي
چي شده؟
توي شهر عاشق کسي شدي؟
نه
فقط فقط يکم عصبيام
نگران نباش
خوشي زندگي متاهلي اصل زندگيـه
بايد از شراب و دخترا دور بموني
خانوادهي تو اينجاست
وقتي که زنت اين شکلي بشه بدترين کابوسـت رو ميبيني
از روي تجربه ميگم
انگار که داداش بيتو از ريما خوشش نيومده
فکرات رو بکن ريما هنوز وقت هست
اگه با من ازدواج کني نزديک خونه مامان و بابات ميموني
تموم شد؟
برو
قرار نيست که اعدام بشي داري ازدواج ميکني
يکم بخند
آره
!داداش بيتو
بيا داخل،خجالت نکش
اين اتاق مال توئه همينطور زنت
دارم شوخي ميکنم
!هي!هي!هي
تو اينجا چکار ميکني؟
زندادش من فردا ميخوام برم به خاطر همين گفتم قبلش بيام يه سر و گوشي آب بدم
بالاخره اون اهل روستاي ماست اين وظيفهي منه
خب اگه به وظيفهت رسيدي و سر و گوشت رو آب دادي پاشو لطفاً برو
آره
هي موني،شما هم از اينجا بريد
...ريما،يعني زنداداش
اين رو بگير
من ديگه ميرم
خب داداش
!موفق باشي
خيلي خب بيتو
هي
پاشو،دير شده
شوهرخواهر منتظره که با تو چايي بخوره
اونوقت تو هنوز خوابي
امروز ريما چايي درست کرده
بگير
چي شده؟
همه چي خوبه؟
برو آماده شو،برو
ريما لطفاً بيا اينجا
برميگردم
بله خواهر؟
چرا ملافهي شما انقدر تميز و مرتبـه؟
خواهر من هيچ کاري نکردم
چرا نکردي؟
ديشب چه اتفاقي افتاد؟- هيچي خواهر-
اون اومد و بعدش خوابيد
خوابيد؟
چرا بيدارش نکردي؟
اگه اون شروع نکنه پس تو بايد شروعش کني
آخه بيتو يکم خجالتيـه
"يه بدن زيبا،سايههاي رنگارنگ بسياري داره"
"دوست داري کدوم رنگش رو ببيني؟"
"اين بدن در آتيشـه"
"دوست داري کجاش رو ببيني؟"
اينجا خيلي گرمه
"گونههاي من صورتي به نظر مياد"
"تو رنگ واقعي اونها رو نميدوني"
"گونههاي من صورتي به نظر مياد"
"تورنگ واقعي اونها رو نميدوني"
"..لبهاي من"
داشتيم کاست رو چک ميکرديم
چيه؟
نه،داخل خيلي گرمه
فکر کردم بيام روي تراس بخوابم
!اينو باش
روي تراس انگاري برف ميباره
انقدر گرم نيست که ذوب بشي
برگرد برو داخل
نه من روي تراس ميخوابم
برو داخل
...چرا تو
روشنش کن
چطور پسر من ميتونه اينجوري باشه؟
اونا فرداي شب عروسي من مجبور شدن تختواب رو عوض کنن
هردوشون رو به خواجوراهو بفرستيد
وقتي که مغز هيجانزده بشه بدن هم واکنشي نشون ميده
ولي خواجوراهو خيلي دوره
وقتي که به اونجا برسه ديگه مرخصيـش تموم شده
پس بهش برينجالس بديد تا خوب بشه
بهش شاخ کرگردن بديد که بخوره
نه،شاخ کرگردن نميخواد آلت ببر بهش بديد
عسل با موم بهش بديد بخوره
اونوقت ميبينيد که به پرواز در مياد
اگه شما اجازه ميدي من ميتونم يه کار کنم؟
مردم ما رو ميشناسن- هيس،ساکت باش-
از اين طرف
کجا داريم ميريم؟- بيا-
بيا ديگه تقريباً رسيديم
چرا من رو اينجا آوردي شوهرخواهر؟
براي معالجه
ولي همچين جايي،اينجوري يواشکي مثل دزد
ساکت باش
ببين،دکتر اومد
سلام- بفرماييد-
ميخواستيم شما ،ما رو ببينيد
اينجا؟
فکر ميکنم که داخل بهتر باشه
راستي کدوم يکي از شما دو تا بيماره؟
بيمار؟ بيمار نيست
اين فقط يکم ناتوانـه
هان
و مشکل شما چيه؟
مشکل من؟- هان-
من هيچ مشکلي ندارم همه چي درجه يکه
پس چرا به خاطر ناتواني اين براي خودت سرگرمي درست کردي؟
تو با من بيا
توي اتاقم
شوهرخواهر فکر ميکنم اون خودش مشکل داره
حالا که اينجايي بايد بهش نشون بدي
کلاه و عينک رو برندار تا هويتت فاش نشه برو
مشکل چيه؟
روياهاي مرطوب؟ انزوال زودرس؟
يا مني رقيق؟- نه-
من هيچ مشکلي ندارم
هيچ مشکلي نداري؟ پس براي پيادهروي اينجا اومدي؟
ببين آقا،اگه نگي مشکل چيه چطور درمانش رو بهت بگم؟
اونوقت چه درماني ميخواي بگي؟ خوردن شاخ کرگردن؟
يا آلت ببر؟
ازم ميخواي موم عسل بخورم يا اينکه اينکه چوب گياه مورينگا؟
يا اينکه يه درمان پيشنهاد عالي ديگه داريد؟
اول بهم بگو که مشکل چيه
مشکل اينه جناب دکتر ...که من يه هفته پيش ازدواج کرديم
و الان کل دنيا ميدونن که من نميتونم هيچ کاري بکنم
من نميتونم هيچ کاري بکنم چون مجبور شدم که عقيم بشم
درماني براي اين داريد؟
!ميخواد درمان کنه
درمان نميکنم ولي يه راه حل براش دارم
بشين
خب اين رو بگو
چند روز از عقيم شدنت ميگذره؟
...خب
ده ، دوازده روز
ببين تو عقيم شدي مردونگيـت رو که از دست ندادي
هيچ کدوم از کشتهات رشد نميکنه ولي هنوز که ميتوني زمين رو شخم بزني
شخم زدن؟
يعني اينکه هيچ مشکلي نداره زنت رو خوشحال نگهداري
ولي نميتوني توليدي داشته باشي
به حرفم توجه کن بعداً درباره توليد فکر ميکني
...الان تو
فقط به زنت فکر کن
زنم- آره-
اين براي توئه
!اوه
براي شخم زدن؟
اين ادکلنـه
براي وقتهايي که ميخواي به زنت نزديک بشي
اينجا خيلي پشه هست
ريما؟
هي، ريما
چي شده؟
چيزي ميخواي؟
نه، فقط
خوابم نمياد
منم نميتونم بخوابم
خيلي پشه هست
خب، نظرت راجع به خونهي جديدت چيه؟
خيلي خونهي قشنگيـه
آدمهاي توي خونه هم خيلي خوبن
من چطور؟
هنوز فرصت نکردم تو رو بشناسم
آره...نه
خيلي خسته بودم
خسته بودي يا از من خوشت نيومد؟
اوه، نه ،نه
اصلا اينطور نيست
...من فکر کردم تو گل داوودي
اما گل رُز از آب دراومدي
نه، نميخوام اجبار کنم- پشه-
ها؟
پشه بود- آها، پشه-
"اينجا زمينه يا بهشت؟"
"کاملا حيرت زده شدم"
"اسم اين عشقه يا محبت؟"
"قلب من داره تنهام ميذاره"
"در نيمهي روز ميتونم ماه رو ببينم"
"چطور خودم رو کنترل کنم؟"
"تو خيلي زيبايي"
"بگو آيا خواب هستي يا حقيقت؟"
"بگو آيا خواب هستي يا حقيقت؟"
"بگو آيا خواب هستي يا حقيقت؟"
"بگو آيا خواب هستي يا حقيقت؟"
"من خودم رو تسليم تو کردم"
"تو براي من مثل نور ميموني"
"روز من با تو شروع و با تو تموم ميشه"
"تو اميد من هستي"
روز من با تو شروع و با تو تموم ميشه" "وقتي تو هستي آبهاي ساکن هم مواج ميشن
"قلبم تند تند ميزنه"
"اين حس زيباييـه"
"به صداي قلبم گوش کن"
"من بيقرارم، کمي به من آرامش بده"
"اين عشقه يا محبت؟"
"احساس ميکنم قلبم ميخواد ترکم کنه"
"در روشنايي روز ميتونم ماه رو ببينم"
"چطور خودم رو کنترل کنم؟"
"تو خيلي زيبايي"
"تو خوابي يا حقيقت؟"
"تو خوابي يا حقيقت؟"
"تو خوابي يا حقيقت؟"
لباسي که هما ماليني تو اون آهنگه پوشيده بود رو ديدي؟
آره- خيلي قشنگ بود-
خيلي خوب بود
بستني ميخوري؟
آره- آره؟-
بريم
چند تا فيلم در ماه نگاه ميکني؟
سه، چهار تا
واقعا؟- آره-
يه بستني لطفا
تو نميخوري؟
نه، من شيريني جات دوست ندارم
بستني انبه دارين؟
انبه خيلي دوست دارم
واقعا؟- آره-
همه نوع انبه
امم...نه
راستي، جايگاه من توي انبهها چيه؟
تو هم دقيقا مثل انبهاي
خوشگل و آبدار
منم دلتنگت ميشم
اما ناراحت نباش
به محض اينکه مرخصي بگيرم ميام
اممم؟
"نشان تو رو به حجابم گره زدم"
"هميشه به تو فکر ميکنم"
خيلي حرف براي گفتن داشتم" "و سوالهاي زيادي هم براي پرسيدن داشتم
دوباره همديگه رو ميبينيم" "اما الان بايد از هم جدا بشيم
"اگر تو روياي من باشي، ديگه تنهايي به سراغم نمياد"
"تو کسي هستي که ميخوامش، تنها تو رو نياز دارم"
"قلبم داره ترکم ميکنه"
"تو روشنايي روز ميتونم ماه رو ببينم"
"چطور خودم رو کنترل کنم؟"
"تو خيلي زيبايي"
"بگو ببينم، تو رويايي يا حقيقت؟"
"بگو ببينم، تو رويايي يا حقيقت؟"
"بگو ببينم، تو رويايي يا حقيقت؟"
"بگو ببينم، تو رويايي يا حقيقت؟"
"بگو ببينم، تو رويايي يا حقيقت؟"
سلام برادرها
سلام
از دولت دستور رسيده که بايد توليد رو افزايش بديم
اما دولت ميگه که از کاندوم استفاده کنيم و توليد رو متوقف کنيم
هي، احمق
دارم دربارهي توليدات کارخونه صحبت ميکنم
نه توليد مثل تو
درسته- راست ميگه-
صورت تيواري مثل ماتحت ميمونه
خيلي قرمز بود
آقاي تيواري هميشه بايد نئشه کنه
بابات نامه فرستاده
بابا يا زنداداش؟
نه، بابات نوشته راجيندر سينگ
سلام بابا
زنده باشي پسرم
پسر عزيزم، ايندر
اميدواره اوضاع بر وفق مراد باشه
ديروز از آقاي جايدو اخبار خوبي دريافت کردم
اوه
ريما؟
ريما حاملهست؟
خدارو شکر، تو قرار پدر بشي و من پدربزرگ
يعني من دارم عمو ميشم؟
!!!دارم عمو ميشم
عمو بهانو، عمو بهانو اَي خِدا
"زنده باشي پسر جون"
چرا انقدر حيرت زدهاي؟
قراره بابا بشي
رفيقم داره بابا ميشه
هي؟
چي شده؟
چيز ديگهاي هم نوشته؟
ايندر
عقيم؟
اين همه اتفاق برات افتاده
اما به من نگفتي، بيتو؟
نه؟
زنداداش توي عکسها خيلي شريف به نظر مياد
هنوز هم وقت داريها با من ازدواج کن ريما
(خطبه عقد)
هي، تيواري کجاست؟
هر 10 دقيقه ناپديد ميشه
اومدم، اومدم- کجا بودي؟-
کجا بودي؟
تا نئشه نکنم مغزم کار نميکنه
بهت پول نميدن که بياي اينجا نئشه کني تيواري
لبخند نزن و برگرد سر کارت
نفهميدي؟
آقاي ايندر صداتون ميکنن
الو؟- الو-
ريما هستم
از خونهي خواهرت تماس گرفتم حالت چطوره؟
خوبم
مطمئنم خبر خوب رو بهت دادن
اومدم خونهي پدر و مادرم
اما پدرت ميخواد که اولين بچهمون رو تو خونهي خودمون به دنيا بيارم
الو؟
الو؟
بايد براي تو خبر خوبي باشه
منظورت چيه؟
خوب ميدوني منظورم چيه
چي ميگي؟
حالت خوبه؟
ديگه قطع ميکنم
باهاش حرف زدي؟
چي شده؟
همه چي مرتبه؟
فکر کنم اون بچه نميخواد
اينطور نيست
يادتـه موقع عروسي چقدر ناراحت بود؟
اون يه کم از مسئوليت ميترسه
همين
وقتي يک بار بچه رو بغل کنه همه چي درست ميشه
بيخيال بابا يه کم بخند
وگرنه بچهت هم هميشه گريه ميکنه
گفتم چيکار بايد بکنم داداش؟
اون گفت،هيچي
گفتم، 200 روپيه براي انجام دادن هيچ کاري؟
پس انجامش بده
گفتم ،شروع کن اون هم من رو داخل ساختمون برد
من رو برد داخل و روي تخت خواب دراز کشيدم
به محض اينکه تيغ رو درآورد ترسيدم
فکر کردم در ازاي 200 روپيه ميخواد مردونگيم رو بِبُره
اونها حداقل سعي کردن با پول گولت بزنن
تو جايي که من زندگي ميکنم همه رو به زور اسلحه ميبرن
نوجوان، جوان و پير
از هيچکس نميگذرن چيکار ميشه کرد؟
...چودري، تو روستاي من
يکي بعد از 12 تا بچه باز ول کن نبود
دوازده تا؟- آره-
اينطور با افتخار سينهش رو ميده جلو و راه ميره
يه روز پليس اومد که ببرتش
و تمام مردانگيش يکدفعه ناپديد شد
التماسشون ميکرد که ولش کنن
"قربان، ولم کنيد،من يه زن ديگه هم دارم، خيلي جوونه"
"بردنش و عقيمش کردن"
آقاي ايندر
ميخواي رکورد خواب کومباکاران رو بزني؟
ها؟
بلند شو
وگرنه اون چانديل، تيواري رو جات ميذاره
بلند شو
من روزهت رو ميشکنم
بلند شو يالا
الکل با نوشابه
بخور
ببين ايندر
آبجي کاري رو کرده که بايد ميکرد
من و تو توي اين شرايط چيکار ميتونيم بکنيم؟
اگه بخواي زنداداش رو رسوا کني
اوني که رسوا ميشه تويي
نه، اگه ميخواي اين کار رو بکني، پس بکن
در غير اينصورت به زندگيت ادامه بده
با اين تفکرات عزاداري نکن
منظورم اينه که، به خاطر اشتباه يک نفر ديگه
زندگي خودت رو خراب نکن داداش
بخور
بخور بابا، بخور
نه
چرا؟
يه کم يخ بيار برام اينطور نميتونم
شاهزادهاي هستي واسه خودتها
الان ميارم
خيلي فکر نکن رفيق
هنوز هم بهاره
فقط بايد از خونه بيرون بري
ايندر
ايندر
از روستا برگشتي؟
ما رو يادت مياد؟ ما برادرهاي آکريتي هستيم
ما بهت ياد داديم که چطور کشتي بگيري
نشناختي؟
آکريتي خيلي وقته منتظرتـه
اما تو ناپديد شده بودي کجا رفته بودي؟
بيا، بابا ميخواد ببينتت
بيا
بابا، خودشه
بشين،بشين
ميخواي بَبر باشي يا بُز؟
بيشتر شبيه بُزه
بگو ببينم پسرم
ميخواي چي باشي؟
هر چيزي که شما بخواييد همون ميشم
بابا، بيا طاووسش کنيم هان؟
باشه
پس بُز باش
اينجا چيکار ميکنيد؟
بريد کشتي بگيريد
اسمت چيه؟
جي...ايندر
جي" مخفف چيه؟"
بز؟ گنگستر؟ يا خرخون؟
مخفف خداست
تو خدايي؟
نه
فقط يک کلمهي ديگه که با "جي" شروع ميشه رو گفتم
خب، حالا تو ميخواي به من انگليسي ياد بدي؟
بابا، بذاريد ببينيم انگليسيش چقدر خوبه
و کي ميخواد اين کار رو بکنه؟
بابا، گوبر اين کار رو ميکنه
اره بابا
هي گوبر...بيا اينجا داداش
ببينيد
اسمم گووردهان هستش
آره، همون
احمق فقير
تو دانشگاه رفتي؟
خب، امروز ميخواييم يه امتحان ازت بگيريم
هر چيزي که از انگليسي بلدي رو بگو
انقدر سوالهاي سختي ازش بپرس تا نتونه جواب بده
شروع کن
اسم شما چيه؟
تخم سگ، اين رو منم بلدم
سوال سخت بپرس
پايتخت جمهوري سوسياليست شوري چيه؟
مسکو
ها؟
درست گفت؟- آره-
سوال به اين بزرگي چطور ميتونه جوابش انقدر کم باشه؟
بسه
امتحان انگليسي کافيه
ميتوني بري بچه جان
بزن به چاک
باهوشي
تا کلاس چندم خوندي؟
وقتي ميخواستم فارغ التحصيل بشم کار پيدا کردم و اومدم
درست رو تموم نکردي؟
نه
شغلت چيه؟
سرپرست ارشد کارخونهي شري رام هستم
هي ماروتي
بله بابا
ببرش داخل
...اما بابا
نه، بفرماييد
راستش، بابام يه داماد با سواد ميخواد کسي که فارغ التحصيل شده باشه
...که فقط بدن قوياي نداشته باشه
بلکه ذهن قوياي هم داشته باشه
به نظر مياد بازي ببر و بز رو زياد انجام دادي
بله، بازي کردم
تو بچگي خيلي بازي کردم
قبلا هميشه ببر بودم اما الان فقط يه بُزم
...ببين، اون روز دوستهاي من
فقط داشتن سعي ميکردن عشق ما رو قوي تر کنن
از کجا بايد ميدونستم که سردارجي قراره بياد و همه چي رو خراب کنه؟
اين هم بگم، من مانگليک نيستم
باليکا بادهو هو نيستم (عروس خردسال)
ببين، به خاطر هر اتفاقي که اون روز افتاد من رو ببخش
اوه نه،چيکار ميکنيد؟ شما نبايد اين کار رو بکنيد
باشه
پس همه چي مرتبه؟
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
"عزيزم، من چي بگم عزيزم؟"
"تمام دنيا دوست داشتني به نظر مياد"
"فقط با چشمهاي من به اين دنياي زيبا نگاه کن"
"اي قلب من، تو هم شعر بخون"
"من از آسمان هم فراتر رفتم"
"ديگه هيچي دور و برم نيست"
"اي قلب من، تو هم لبخند بزن"
"اي قلب من، تو هم شعر بخون"
"اي قلب من، تو هم لبخند بزن"
"اي قلب من، تو هم شعر بخون"
"پيدا کردن و گم کردن"
"خنديدن و اشک ريختن"
"تمام اينها در درون من اتفاق مي افتاد"
"حتي وجود خودم"
"وقتي اين فلسفه رو درک کردم"
"دارم با خوشحالي زندگي ميکنم"
"عشق من، ماه منه"
"به خاطر همين، من هم دارم ميدرخشم"
آبجي...نوشيدني؟
نه ممنون
"عزيزم، چي بگم عزيزم؟"
"الان تمام دنيا دوست داشتني به نظر مياد"
"فقط بيا و اين دنياي زيبا رو از طريق چشمهاي من تماشا کن"
"ببين زمين چطور بهم لبخند ميزنه"
"من ميخوام حتي از آسمان هم بالاتر برم"
"تا ديگه نتونم چيزي رو ببينم"
"اي قلب من، تو هم بخند"
"اي قلب من، تو هم بخون"
"اي قلب من، تو هم بخند"
"اي قلب من، تو هم بخون"
انتخاب خوبيـه
مبارزه شروع شده
مبارزها به ميدون مبارزه اومدن
کسي که تو سينهش آتش رقابت روشنـه
برندهي مسابقه خواهد بود
آفرين کشتي گيران آفرين
تو چرا اومدي اينجا؟
اومدم کشتي بگيرم
ماشالا
بله، ماروتي حريفش رو به زمين ميکوبه
با اين برد، ماروتي به مرحلهي نهايي وارد ميشه
حالا مبارزه براي عنوان خواهد بود
اولين پهلوان وارد ميدان ميشه
با بدني قوي، قدي متوسط و چهرهاي شاداب
ماروتي با شرت قرمز، روبروي حريف ايستاده
لاتاوا آکادا مربي بيشان لاتوال
...و در مقابل اون
بدني ورزيده، قد بلند و پوست سفيد
با شرت سبز، پهلوان بالرام
دهلي آکادا از چانديگرام
از برخورد فولاد با فولاد جرقه ساطع ميشه
ميدون مبارزهي امروز شاهد يکي از جذابترين مبارزههاي اخير هست
پهلوانان عزيز، داخل محوطه بمونيد
بياييد وسط زمين مبارزه
ماشالا پهلوان
حالا کمرش رو ميگيره
به اين حرکت ميگن قفل کمر
ماروتي حريفش رو به زمين ميکوبه
و بالرام دراز به دراز افتاده
ماشالا پهلوان ماشالا
!!!رفيق ما چي کرده همه رو ديوونه کرده
خفه شو
چي شده داداش؟ به نظر خوشحال مياي
چه خبر شده؟
او نه، الان شروع ميشه پسرم
چي؟- نه، آخر فيلم خيلي ناراحت کننده بود-
خيلي منتظرت بودم ديگه ميخواستم برم
پس چرا نرفتي؟
اوه زنداداش، من تا حالا شما رو نديده بودم
ببخشيد که نتونستم براي عروسي بيام
من بهانو هستم، با بيتو زندگي ميکنم منظورم اينه که تو کارخونه هم با هم هستيم
نيستي، بودي
حالا ديگه زنداداش اينجا زندگي ميکنه، نه؟
اون هميشه اينطوره يا الان داره شکلک در مياره؟
چي گفتي؟- هيچي-
من مثل لاکشمن هستم
که هميشه به پاي رام و سيتا ميوفته
زنداداش، بياييد بياييد چرا تو سرما وايسادين؟
بفرماييد، بفرماييد- چيکار ميکني احمق؟-
شما هم بياييد داخل بفرماييد، بفرماييد
بفرماييد يک لحظه صبر کنيد تا لامپ رو روشن کنم
بفرماييد مراقب باشيد
الان آب ميارم براتون
واو، به به
آره
هي، عاليه
هي، اين رو ببين ريما
به خاطر اين، تو رو فراموش کرده
داداش ايندر، پروين بابي رو فراموش کن و از همسرت مراقبت کن *بازيگر*
اما اون هم خوبه
خيلي خب
من ديگه بايد برم
اين موقع شب کجا ميخواي بري؟
فردا صبح برو
عه...خب پس ميمونم مشکلي نيست
نه
اينجا حمل و نقل مشکلي نداره
من راهنماييت ميکنم
باشه، بريم اشکال نداره
تو مراقب خودت باش
خوب ازش مراقبت کنيها
زنداداش، از خونه خوشت اومد؟
جاي تميزيـه- ممنون-
هي، داداش بهانو براي عروسيتون نيومده بود؟
نه
نتونست مرخصي بگيره
اوه، بگذريم، اون اهل کجاست؟
لهجهش مثل مردم بيهاره
چرا ميزني؟
فقط گفتم که اون اهل بيهاره؟
احمق نفهم
لعنت به تو، حرومزاده
بيا اينجا
اگه با ريما رابطه داشتي پس چرا باهاش ازدواج نکردي؟
چي داري ميگي داداش بيتو؟
بيا ببينم حالا چي ميگم؟ها؟
کثافت...عينکه،ها؟
آره؟
...حرومزاده، تموم روز مثل زالو بهش ميچسبي
حالا هم تو اومدي برسونيش شهر؟
تو روستا آدم ديگهاي نبود؟
هي، عقلت رو از دست دادي؟
ريما شب و روز توي فکر تو بود
که خودش تنهايي راه افتاد بياد
با بابات تماس گرفتم
گفت که تو خونه نيستي پس من مجبور شدم بيام
اما از کجا بايد ميدونستم ديوونه شدي؟
چي؟ من مثل زالو چسبيدم؟ آره؟
...بيا تا به تو بچسبم- هي-
...بزنم
عينکم رو شکستي
برو به جهنم
تو برو به جهنم ...وگرنه ميزنم
دارم ميرم
تو ديوونه شدي
دربارهي تو ميپرسيد
هر چيزي تو بگي داداش
اما اون خيلي دوستت داره
تو ديگه راجع به عشق حرف نزن
من هم دوستش داشتم
اما اين بچه؟
ببين ايندر، حق داري عصباني باشي
اما تقصير اون بچه چيه؟
هي بهانو، براي من سخنراني نکن
ببين، من سخنران نيستم که بخوام سخنراني کنم،فهميدي؟
دارم ميگم که، هر کاري ميخواي بکني قبلش فکر کن
که روي اون بچه تاثير بدي نذاره
...اونهايي که بايد از بچه مراقبت ميکردن
اين کار رو نکردن و اون رو اينجا فرستادن
هي، ايندر بابو
هيچکس اون رو نفرستاده اينجا خودش اومده
و به خاطر کي اومده؟ به خاطر تو
اون فکر ميکرده که تو عصباني هستي و واقعا هم هستي
...رفيق، اگه تو با عشق رفتار کني
اون فکر ميکنه که همه چي مرتبه
بعدش هم با خوشحالي برميگرده ميره
ببين بيتو
فقط چند روز تحمل کن
با عشق باهاش رفتار کن مشکلش چيه؟
با عشق؟- آره-
بهانو، تو اصلا متوجه ميشي؟
من عقيم شدم اين بچه مال من نيست
و اگه هنوز هم نگراني خودت ازش مراقبت کن
چي؟
هي
من ميرم زنداداش
چايي
حالت چطوره؟- خوبم-
اون دختره کيه تو خونهي شما؟
زنه بيتو
...بيتو
...راستش...من
تو خونه بيتو صدام ميکنن
چون از اسم بهانو خوشش نمياد ..پس بيتو
بيتو....بيتو
داداش بهانو، تو ازدواج کردي و من نميدونستم؟
...راستش من هم نميدونستم- چي؟-
به زور برام زن گرفتن
به زور؟
...اينطور دستم رو گرفتن و به زور بردنم
رفته بودم عروسي يکي از دوستهام
به زور دستم رو گرفتن و من رو سر سفرهي عقد نشوندن
...اين دختره کيه؟
که پيش داداش بهانوئه؟
...اون
دوست دختر بهانوئه
اوه
به ايندر بگو که عصري بياد دنبالم
بله بله، متوجه شدم
اوه
داداش بهانو- بله؟-
دوست دخترت خيلي خوشگله
تو هم چايي بخور خيلي خوبه
گوش کن
بايد باهات صحبت کنم
من برميگردم
از دست من عصباني هستي؟
حتي از ديدن من خوشحال نشدي
چرا انقدر نگران بچهاي؟
حالا ميبيني ...وقتي بچه به دنيا بياد
کلي شادي با خودش به زندگيمون مياره
بچه لگد زد، نه؟
ديرم شده، ديگه ميرم
مراقب خودت باش
براي کارآموزي مرکزي ميري؟
راستش دلم ميخواد از دهلي برم
بريم؟- بريم-
شوکه شدي؟
قلبم از دهنم بيرون اومد
...زندادا
داداش بيتو
عجب همسر خوبي گيرت اومده
ميدوني، حتي اسم کوچيکت رو هم به زبون نمياره
اوه
...همهش ميگه، ايشون، ايشون
اينطور راجع به تو صحبت ميکنه
اما من بعد از ازدواج شوهرم رو به اسم کوچيک صدا ميکنم
آره؟ آره، آره
البته، صددرصد ميتوني اين کار رو بکني
ببينيد
شماها ما رو به هم معرفي نکردين ولي ما با هم دوست شديم
ريما بودي ديگه؟- بله-
حالا بياييد همگي بريم دهلي رو به ريما نشون بديم
نه، نه
چرا نه؟- فردا بايد برم سر کار-
فردا که يکشنبهست (تعطيله)
آره، فردا يکشنبهست- پس فردا هم دوشنبهست-
تو اين وضعيت شايد خوب نباشه بريم بيرون
تو چي ميگي؟- درسته، درسته-
منظورت از "اين وضعيت" چيه؟
حاملهست...مريض که نيست
...و وقتي با اين وضعيت ميتونه تا دهلي بياد
پس بيرون رفتن چه اشکالي داره؟
اين هم درسته
بگو آره- ...باشه، اگه-
البته، بريم
ريما، ميخوام دهلي رو بهت نشون بدم خيلي خوش ميگذره
...داداش بيتو دربارهي ازدواجتون بهم گفت
اولش خيلي ازم فاصله ميگرفت
حالا همه چي خوبه
هي، پشمک ميخوري؟
پشمک؟- آره، اينجا دارن-
بگو ببينم راجع به ازدواج چي بهش گفتي؟
...گفتم که من رو گرفتن و
اگه همينطور با هم حرف بزنن گير ميوفتم
گوش ميکنيد؟- چي؟ آره-
آره بله
پشمک ميخوريد؟
بخور
بخور
ريما، تو خونهتون ديگه کي هست؟
چي؟- ...اممم-
...اينجا خيلي جاي قشنگيـه
خب، يه کم راجع به اينجا برامون بگو
باشه، بياييد تا همه چي رو بهتون نشون بدم
اين قلعه رو اعلاالدين خيلجي ساخته
اينجا رو براي معشوقههاش ساخته بود
...خيلي خب، بايد جوري نشون بدم که
...اوه
اوه، داداش بهانو، بدش من
ريما
چرا يک دفعه اومدي دهلي؟ اون هم با اين وضعيت؟
...راستش من
ديگه بايد بريم
عصره و آروم آروم داره تاريک ميشه
خيلي خب، بريم ديگه
صبر کنيد
يه چيزي رفته تو چشمم يه نگاه بنداز
داداش بهانو، يه نگاه بنداز ديگه
آره
تموم شد
اومد بيرون؟
داداش ايندر، بريم؟
اين چي بود؟ ريما زن توئه يا زن بهانو؟
من؟ چي ميگي؟
سرش رو ميذاره روي شونهي تو
فقط باقيماندهي نوشيدني رو روي صورت تو ميبينه
و حالا هم تو بايد به چشمش نگاه کني؟
اين بهانو نامرده، کور که نيست
بهانو نامرده؟
تو داستان عاشقانهي سيتا اون مثل شخصيت منکاست
اصلا بهش اعتماد ندارم
ببين، همين امروز بايد اون خونه رو ترک کني
عه، چطور ميتونم همينطور يک دفعه اونجا رو ترک کنم؟
نه، ميتونم...اما آکريتي اونها خيلي ناراحت ميشن
...اون دوست دوران بچگي منه، پس
خيلي خب پس خودم باهاشون حرف ميزنم
هي، کجا ميري؟
آکريتي از دست من عصبانيـه به خاطر همين بيتو داره آرومش ميکنه
خيلي سادهست
چرا اون تو رو "داداش" صدا ميکرد؟- ...واقعا؟ راستش-
زنداداش، تو دهلي دخترها به همه ميگن داداش
من هم که اهل بيهارم
چرا آکريتي از دستت عصبانيـه؟- ...عصباني؟-
کُشتي
پدرش ميخواد که من کُشتي گير بشم
من قبول نکردم
شما بگيد
اگه کشتي بگيرم و استخوانهام بشکنن چي؟
چرا کُشتي؟- تو خونهي اونها، همه کشتي گيرن-
ميخوان دامادشون هم کشتي گير باشه
دربارهي چي حرف ميزنيد؟- ...دربارهي شکستگي استخوان-
بريم؟ بريم خونه
آکريتي بهم گفت
تو توي يه اتاق کوچيک با دوستت و زنش ميخوابي؟
تا وقتي نتونستي جايي رو پيدا کني
اينجا بمون
بله
اوه، نه بهانو خيلي ناراحت ميشه
...و توي خوابيدن يه کم مشکل داريم که
من توي آشپزخونه ميخوابم
به دوستت هم فکر کن
خوبه
ببريدش داخل
اتاق رو بهش نشون بدين بريد
چي؟
بريد ديگه
بيا داخل اينجا اتاق توئه
با اين لباس ميخواي بخوابي؟
ببين، اين کمد منه
هرچيزي که خواستي بردار
باشه؟
شب بخير
باز کن
چي؟
در رو باز کن
دير وقته برو بخواب
خواب؟
داداش
بريم
گوش کن
تازه از شيفت شب اومدي خونه دوباره داري ميري سر کار؟
اينطوري مريض ميشي
آره، اما بايد کار کنم ديگه- استراحت هم بايد بکني ديگه-
...قربان، همسرش تازه از روستا اومده، به خاطر همين
خب؟
شبها يه استراحتي به خودت بده
تا صبح سر کار خوابت نبره
زن من هم ميره
...و مياد، اما
ها؟
تو کارخونه خيلي ازت کار ميکشن
...تو
انقدر نگران بچه نباش
وقتي به دنيا بياد کلي برکت و خوشي برامون مياره
...من هم فکر کردم که- چيه هي بچه، بچه، بچه؟-
چي فکر ميکني؟
جزء بچهي تو، توي زندگي يه مرد چيز ديگهاي نيست؟
...فقط
خسته شدي يه کم استراحت کن
اون کيه داداش؟- داداشـه-
داداش کي؟
نگهبان کارخونهست من داداش صداش ميکنم
اما به نظر مياد کشتي گير باشه
به خاطر همين نگهبان شده ديگه
الان برميگردم
گفتي که امروز نميري؟
نديدي اومده بود دنبالم؟
چطور ميشه همينطور بياد دنبالت؟
صبح و شب ازت کار ميکشن مگه تو ماشيني؟
اگه تو نميتوني حرف بزني خودم با نگهبان حرف ميزنم
چي...هي
...نگهبان کيه؟ نه، خودم حرف ميزنم
بعدا باهاشون حرف ميزنم
بگير داداش
...هي، گوش کن...اممم
...ميخواستم بگم که
تو هم امشب اينجا بخواب
...من از تنها خوابيدن ميترسم
خوابم نميبره ديشب اصلا نتونستم بخوابم
يه بالشت وسطمون ميذاريم
اي خدا بيا
دزد دزد
بلند شو، دزد اومده سريع در رو باز کن
چي؟- ...دزد-
اينجا چيکار ميکني؟
از اينجا برو
هيچکس نبود شايد گربهاي چيزي بوده
گربه کجا بود؟ خودم ديدمش
من نگاه کردم کسي نبود، خودت نگاه کن
رام ماروتي
رام ماروتي بيا بيرون داداش
چي شده؟- يه دزد تو خونه بود، دزد-
دزد؟ تو اين خونه؟- پس چي؟-
چطور جرات کرده- ...بيا-
داداش
بيرون از خونه يه نفر رو ديدم
ديوونه شدي؟
خيلي خب
چي شده؟
چيکار ميکني؟
داداش، يه دزد اومده تو خونه
دزد؟
درها که بستهاند
حتما از پشت بوم اومده
آره حتما از همونجا هم رفته
اما، تو کي اومدي؟
همين الان
ديگه دارم ميرم
تو خونهي شما ديگه کي هست؟
پدر پدربزگ، پدربزرگ و دوتا عمو
و پسر بزرگِ عموي بزرگ
...بعلاوهي سه تا دخترش و پسر دخترش
دهنت رو ببند و کارت رو بکن، احمق
خب پسرم
کي هست؟
پدرم و مادربزرگم
يه خواهر بزرگتر هم دارم که ازدواج کرده
يه نامه براي خانوادهت بنويس
هجدهم اين ماه همهشون بايد اينجا بيان
تا مراسم نامزدي رو برگزار کنيم
چي؟
آره
اون تک دختر منه
به خاطر همين آزادي کامل دادم بهش
اما الان
وقتشـه که عروس بشه
بله
موتور رو جا گذاشتي
حواست کجاست؟
...پدرش گفت
نامزدي نزديکـه بايد بريم خريد
آماده باش
اون کي بود؟
اون هم از کارخونه اومده بود؟
اممم
از کارخونه اومده بود که موتورت رو بهت بده؟
چرا؟ نميتونه بياد؟
البته که ميتونه بياد
ساعتت کجاست؟ اون رو هم تو کارخونه جا گذاشتي؟
صبحها که ميخواي بري کارخونه از اين طرف ميري
و شب از اونطرف مياي چطور؟
ببين ريما
همينجوريش هم خيلي ناراحتم وقت حرفهاي مزخرف ندارم
مزخرف؟
من دارم مزخرف ميگم؟ باشه
آکريتي چند تا برادر داره داداش؟
چند تا برادر داره؟
سه تا
و خونهش کدوم طرفه؟
و آکريتي دوست توئه؟
باهاش عشق بازي ميکني؟
اين ديگه چه مسخره بازيه؟
داداش
بله
به جون بچهي من قسم بخور
ميخوام باهات حرف بزنم
تو ميخواي حرف بزني؟- آره-
باشه، من هم ميخوام حرف بزنم بيا همين امروز حرف بزنيم
چيکار ميکني؟ ديوونه شدي؟- ببين داداش-
به اندازهي کافي با هم دست به يکي کردين و من رو خر کردين
حالا برو و تو کار ما دخالت نکن
آکريتي رو قبل از عروسيمون هم ميشناختي؟
به خاطر همين هم در طول مراسم ناراحت بودي
و اون يارو
دربارهي نامزدي کي حرف ميزد؟- من نميدونم-
نميدوني؟
...انقدر آدم کثيفي هستي
که حتي نميتونم به جون بچهمون قسمت بدم
...جوري تو تلهي اون آکريتي گير کردي
که من رو فراموش کردي و هيچ وابستگياي به بچهمون نداري؟
من هيچ وابستگياي ندارم
نه به تو و نه به اون بچه، چون اين بچه مال من نيست
توي عروسي به خاطر آکريتي ناراحت نبودم
...ناراحت بودم چون
چون من عقيم شده بودم
و اگه من عقيم شدم پس اين بچه چطور ميتونه مال من باشه؟
بچهي معشوقت رو آوردي خونهي من ...و ميگي که من
آدم کثيفي هستم؟
چي شده ايندر؟
اوه، بشين، بشين
چي شده؟
من نميتونم اين نامزدي رو انجام بدم
عقلت رو از دست دادي پسر؟
هي، ماهاوير
بشين
بشين
من عقيم هستم
چي؟
من عقيم شدم
اوه، اون عقيم شده
چي شد که عقيم شدي؟
اگه بشه کسي رو عقيم کرد پس ميشه از عقيمي بيرونش هم آورد
نگران نباش پسرم من هستم
اگه مشکلت اينه
خيلي سريع حلش ميکنم
هي مانگل، ماشن رو بيار
بلند شو بريم پسرم
بيا
چي شده؟
ميخواييم ببريمش دکتر
عقيم شده
عقيم؟
اما اون که مشکلي نداره
منظورم اينه که، به ظاهر که خوبه
راه بيوفتين
بيا بيا
چي شده؟
ميخواييم از عقيمي درش بياريم
چي؟
اون عقيم شده ميخواييم از عقيمي درش بياريم
ديوونه شدي؟
آقاي لاتوال اينجاست
خب دکتر
شنيدي؟
حالا برو سر کارت
ببينيد، اين عمل خيلي سخته
فقط 10 دقيقه طول ميکشه
فقط بگو ببينم، هزينهش چقدر ميشه؟
ببينيد، بحث پول نيست عملش، پروسهي پيچيدهاي داره
من نميتونم اين کار رو انجام بدم
ببين دکتر
اون پسر رو ميبيني؟
اون داماد آيندهي منه
حالا، يا کاري ميکني نسلش ادامه پيدا کنه
...و يا، توي درمانگاه خودت
ما نسل تو رو قطع ميکنيم
بفرماييد، بفرماييد
بياييد
پسره رو بياريد- بيا داداش-
خبر خوش
درستش کردي؟
من هيچ کاري نکردم
اون اصلا عقيم نبود
چي؟
چه مزخرفي ميگي؟
ميگم که اون اصلا عقيم نشده
دروغگوي لعنتي
...***ميخواد ما رو خر کنه، مادر به - هي، صبر کنيد، صبر کنيد-
اون دروغ نميگه
داره حقيقت رو ميگه
درست عقيمش نکردن
يه دکتر در طول روز صد تا عمل انجام ميده
...خب
يکي دو تا اشتباه ميشه ديگه
اوه، عجب اشتباه خوبي بوده
هي دکتر تو عروسي دختر من رو نجات دادي
فقط بگو چقدر بدم؟
فقط 50 روپيه بدين اما يه درخواست دارم
اگه کسي ازتون پرسيد که اين موقع شب اينجا چيکار ميکنيد
فقط بگيد که همه تون اومدين اينجا تا خودتون رو عقيم کنيد
پس برگشتي؟
بيا تو
چي شده؟
چي شده؟
همه چي مرتبه؟
الان نه
صبح صحبت ميکنيم
ايندر کجاست؟ صداش کن بياد
اومد
واقعا خاندانت رو سربلند کردي
...کسي که به بچهي خودش اهميت نميده
چطور ميخواد به خانوادهش اهميت بده؟
بابا، اينطور نيست
من ميدونم که اين بچه مال منه
آره
ما هم ميدونيم
...ميدونيد، چطور بهتون بگم؟ من
من به اشتباهم پي بردم و اشتباهم رو قبول ميکنم
...بعدا به حساب درستي و غلطي تو ميرسيم
اول بايد حساب اون پهلوانها رو برسيم
خونهشون کجاست؟
...شما
حتما دوستش ميدونه
بيا لاکشمن...راه رو نشونمون بده
بيا ديگه به چي نگاه ميکني؟
بيا
...بابا
مادربزرگ
بفرماييد مراقب باشيد
آره- هي، درست ماساژ بده-
يالا، محکم تر
درست تمرين کنيد
اون از ما آماده تره
خب که چي؟
ما از راگواني هستيم از کسي نميترسيم
تو اينها چي ميبينيد؟
هي، ساکت شو
اگه ميترسي برو بمير
وقتي يه آدم تنومند ديدي نبايد بترسي فهميدي؟
شما کي هستين؟
من پدر ايندر هستم
سلام آقا بفرماييد، بفرماييد
هي بابا خانوادهي ايندر اومدن
خيلي خوب شد که اومدين
...من هم دوست نداشتم
تنهايي مراسم نامزدي رو برگزار کنم اين کار درستي نيست
اما پسرتون خبر نداده بود که شما دارين ميايين
ايندر خيلي چيزها رو به ما هم نگفته
پسرتون خيلي آدم خوبيـه
آره، به خاطر همين توي تله انداختينش
بله؟
خيلي شيرين نيست يه کم شکر بهم ميدين؟
مگه اومدي عروسي؟
ليوان رو بذار اونجا
بيا دخترم، بيا
بيا
اين دختر منه
آکريتي
و دخترم، ايشون پدر ايندر هستن
خيلي خب
ايندر عاشق اين هرزه شده؟
هي پيرزن چه مزخرفي گفتي؟
به کي گفتي پيرزن؟ گوساله
به کي گفتين گوساله؟؟
اين گاوه اون هم گوسالهست
هرزه
يه شال انداختي رو سرت و اداي آدمهاي با حيا رو درمياري؟
من رو نزنيد
هي داداش مانگل، بذاريد من برم
از کارخونه مرخصي نگرفتم حقوقم رو نميدن
فکر کردي چون پهلواني هر کاري ميتوني بکني؟
...اوه، نزن ننه، من که کاري نکردم
به من گفتي پيرزن؟ها؟
به من ميگي ننه؟
بابا
مادربزرگ، مادربزرگ چي؟
مادربزرگ منم، ايندر
ميخواي از برادر من سواستفاده کني؟ از برادر من؟
اون هم اين کار رو ميکنه
آره، اون زنشـه و تو غريبهاي
داريم ميبازيم و تو از حقوقت حرف ميزني؟
چي؟ شما هم باختين؟
لعنتي- اون زن بيتوئه-
...آره، اين همه وقت با ايندر خوش گذروندي
و هنوز نميدوني که اسمش بيتوئه؟
...اگه ميدونستم که خانوادهي ايندر انقدر حرومزادهاند
هيچوقت به اين رابطه فکر هم نميکردم
بابا، ايندر ازدواج کرده- برو اونطرف دختر-
ايندر ازدواج کرده
با ما بازي کردي؟
راستش، ما رو هم بازي داده
ازدواجش رو از اون مخفي کرده
و براي اينکه از شر زن و بچهش خلاص شه
به دروغ ميگفت که عقيم شده
ميگفت که عقيمه و به اين بهونه عشق و حال ميکرد
و کثافت ميگفت که من با ريما رابطه دارم
اين آدم کارخونهي فريبـه
من نميخواستم کسي رو فريب بدم
در اصل خودم بزرگترين فريب رو خوردم
...فقط دو روز قبل از عروسي
به زور من رو عقيم کردن
حتي نميتونستم به کسي بگم که چه اتفاقي افتاده
بعدش همه چي با ريما داشت خوب پيش ميرفت
...يک دفعه سر و کلهي اين بچه پيدا شد و
من فکر ميکردم که اگه من عقيمم اين بچه از کجا اومده،اين فکر داشت ديوونهم ميکرد
همون موقع آکريتي وارد زندگي من شد
...فکر کردم اگه
گفتم اگه ريما بعد از اينکه من رو ...فريب داده، هنوز هم خوشحالـه
پس من هم حق دارم تو زندگيم خوشحال باشم
...و وقتي دکتر بهم گفت که
عمليات عقيم سازي من درست انجام نشده به اشتباه خودم پي بردم
و قبل از اينکه بتونم کاري بکنم شما اومدين اينجا و آشوب به پا کردين
من يک اشتباه کردم
اون هم مخفي کردن حقيقت بود
اما اگه حقيقت رو مخفي نميکردم چيکار ميکردم؟
بايد به حرف مردم گوش ميکردم؟
ميشدم ابزاري براي خندهي بقيه؟
آره، من گناهکارم
...اما اونها چي؟
اونهايي که زندگي ميليونها نفر مثل من رو نابود کردن؟
کي ميخواد با اونها برخورد کنه؟
کي اين کار رو ميکنه؟
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
ريما، ريما- هي-
ريما- گوش کن-
چي شد ريما؟
ببريدش بيمارستان
ماشين رو بيرون بياريد
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
تو اينجا چيکار ميکني؟
من هنوز حسابم رو با ايندر تسويه نکردم
بعدا به حساب ايندر ميرسيم الان نه
...آکريتي
آکريتي
...هر کاري که کردم
بچه
به دنيا اومد
مبارکه
تبريک ميگم
مبارکه
بچه دختره
بچه و مادر، هر دو سالماند
خداروشکر
هي
تو وايسا
...بهتون نگفتم که اين داستان ما
از بين 2500 اسپرم من پيروز شدم
که اين دختر کوچولو به دنيا اومد
بيا بريم آکريتي
آکريتي
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز و فاطمه
آکريتي
...اشتباهي که کردم
بابا
انگار قهرمان داستان ما تو يه دردسر ديگه افتاده
ديگه چيکار کنه؟ دوره دورهي دردسر بود
در اون دوران حساس
تقريبا روي يک ميليون نفر عمل عقيم سازي انجام شد
تقريبا 2500 نفر زير عمل جونشون رو از دست دادن
خداروشکر که قهرمان داستان ما بين اونها نبود
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
First Edited - Farsi Version 16.04.2020 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.