Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
رسانه اینترنتی سلام دانلود fr.salamdl20.pw جامعترین سایت فیلم و سریال
"پسرم، بدان و دور باش از "جابرووک [نام موجود شرور داستان]
از آن فکهای گاز گیر
!از آن چنگالهای به چنگال گیر [سال 1979]
بدان و دورباش از آن "جابجاب" پرنده [نام پرنده خطرناک داستان]
و دور باش از بندراسنچ [نام موجود تخیلی و ترسناک داستان]
اون شمشیر بُران خود رو بدست گرفت
از مدتها پیش که در جستجوی دشمناش بود
جابرووک، با چشمهای شعلهور
گریزجویانه از جنگل تاریک اومد بیرون
[مترجم: داره رمان «آنسوی آینه» اثر لوئیس کارول رو میخونه]
سلام، ریچل
مامان میخواد آنجلا آماده خواب بشه
و گفت وقتشـه چارلز بره خونهشون
برو مسواک بزن، آنجلا
این چیزها فقط تو کتابهاست
آدمها تو واقعیت نمیرن اون طرف آینهها
یه آهنگ با جعبه موسیقیت بزن
اینطوری احساس بهتری میکنی
داشتم فکر میکردم
,,,پدرم گفت میتونم
از یه نمایشگاه ماشین قرض کنم
یه جایی هست که ملت میره اونجا
انوقت ما چیکار کنیم؟
آنجلا
کارت تموم شد؟
آنجلا؟
آنجلا! چی شده؟
[پشت سرت]
[چهل سال بعد]
رسانه اینترنتی سلام دانلود fr.salamdl20.pw جامعترین سایت فیلم و سریال
رسانه اینترنتی سلام دانلود fr.salamdl20.pw جامعترین سایت فیلم و سریال
خیلی بد بنظر نمیرسه، مگه نه؟
نمیدونم اینجا چه خبر ـه
من با خالهتون دو روز پیش
حرف زدم و بهش گفتم
امروز صبح میرسیم اینجا
این کارها برای اون عادی ـه؟
نمیدونیم
واقعاً نمیدونم اگه خونه نباشه چیکار باید بکنیم
میتونیم برگردیم خونه
!سلام
من چارلز هستم، از دوستان بث
پایین این جاده زندگی میکنم موقع رسیدن شما
قرار بود اینجا باشم ولی خواب موندم، شرمنده
اشکالی نداره
شما دوتا باید اولیویا و کلر باشید
خالهشون خونهست؟
باید باشه
,,,در زدم ولی
راستش یه خورده دیر متوجه میشه
,,,اون
حالش خوب نیست
ولی بریم داخل خونه، پیداش میکنیم
بیخیال
اولیویا اینجا پیشِـته
همه چی درست میشه
فقط چند روز اینجا میمونید
ما قرار ـه باباتو پیدا کنیم
فقط چند روز طول میکشه
باشه؟
چیزی نیست، کلر
همه چی درست میشه
ما باهم هستیم
سلام، شما باید بث باشید
ببخشید
معذرت میخوام، مشکلی پیش اومده؟
نمیخوام اونها اینجا باشن
چی؟
,,,منظورم اینه که
فکر میکنم عاقلانه هست که اونها پیش تو باشن
,,,بله
این کار ممکن نیست
فکر میکردم، همه چی رو پای تلفن بهت توضیح دادم
اسم شما چی بود؟
کامیلا کلارک
من همکار مامانشون بودم
الان مشکل چیه؟
,,,چون وقتی تلفنی باهم - مشکل اینه که -
من معمولاً از مهمون جماعت پذیرایی نمیکنم
اونها فقط مهمون نیستن
خواهرزادههات هم هستن
مادرشون تازه فوت شده
که میشه خواهر تو
منو شوهرم چند روز دیگه میریم به
یه جای دیگه از کشور
همه وسایلمون رو جمع کردیم
نمیتونیم اونها رو با خودمون ببریم اونم تحت این شرایط
پس پدرشون کجاست؟
اون یه جا کار میکنه
نتونستیم باهاش تماس بگیریم
به گمونم اون و ریچل یه چند وقت بود که از هم طلاق گرفته بودن؟
من در جریان نیستم
داریم سعی میکنیم باهاش تماس بگیریم
ولی هنوز موفق نشدیم
مطمئن هستم به محض تماس
میاد و دخترهاشو میبره
تا اون زمان
و با توجه به اتفاقاتی که اخيراً براشون افتاده
فکر میکنم بهترین گزینه براشون این باشه
که پیش فامیل ـشون بمونن
از دست خالهتون ناراحت نشین
,,,اون بعضی وقتا یه خورده
رفتار متفاوتی داره ولی نیتِـش خیر ـه
,,,اون یه انسان فوقالعاده [غیرعادی] هست
ولی تو زندگیش روزهای سختی رو گذرونده
ما باید یه باشگاه درست کنیم [داره تیکه میندازه که خانوادگی همهشون اینجورین]
خب، دخترها
متأسفانه من باید برم
مطمئن هستم، پدرتون به زودی میاد اینجا
و تا اون زمان
شما دخترها هر چی که لازم داشتید
برای تماس با من شک نکنید
باشه؟
من دیگه زحمتو کم کنم
خداحافظ
اینجا اتاق خاله آنجلاست
همونی که مُرد؟
مگه اینکه خاله آنجلا دیگهای داشته باشید
که من خبر نداشته باشیم
در حال حاضر تنها اتاق خونه
که تخت خواب داره اینجاست
پس، باید دوتایی ازش استفاده کنید
من از شما نخواستم بیاین اینجا
,,,و از حالت چهرهتون
میتونم بفهم که این احساس دو طرفهست
ولی شما اینجاید، و تا زمانی که اینجاید
یه سری قوانین هست که باید رعایت کنید
بین وعدههای غذایی هیچکس نباید آشپزخونه باشه
همه باید ساعت ۱۰ شب اتاقشون باشن
ساعت ۱۱ شب خاموشیست
این خونه یه آسانسور داره
ولی خراب و خطرناکـه
ازش دور بمونین
کنار اتاقتون یه دستشویی هست
پس هیچ دلیلی وجود نداره
تا صبح نشده کسی بیاد بیرون
اینجا اتاق مطالعه منـه
کسی حق نداره بره اونجا
این دربِ زیرزمین ـه
همیشه بستهست
چرا؟
چون زیرزمین موش داره
سوال دیگه نبود؟
اتاق ناهارخوری اینجاست
آشپزخونه هم درست اونجاست
اگه شب صدایی شنیدید
بهش توجه نکنید
اینجا یه خونه قدیمی ـه
و از اون گذشته، من بعضی وقتها تو خواب راه میرم
پس احتمالاً اون صدا مال منـه
که به یه چیزی خوردم یا چیزی رو انداختم
اگه یکی از شماها رو بیرون ببینم
بعد اون ساعت تو خونه پرسه میزنه
این کارتون براتون عواقبی در پی خواهد داشت
همه قوانین رو خوب بفهمید؟
بله
کلر
میشه از "لوسی بی" بپرسی متوجه قوانین شد؟
اون میگه آره
بعد از اون تصادف
اون دوست نداره با غریبهها صحبت کنه
دکترها میگن این کاملاً طبیعی ـه
,,,یه دختر به سن اون که بعد اون اتفاق
این یه نقطه ضعفـه
و نقطه ضعف خوب نیست
خیلی خب، من یهکم کار دارم
فکر میکنم شما دخترها تا زمان شام
بتونید از خودتون پذیرایی کنید؟
خوبه
اوه، سلام
داشتم یه گشتی این اطراف میزدم
نه، مشکلی نیست
چیکار میکنی؟
دارم چندتا گل میکارم
گل بنفشه
میدونی اینها رو میشه خورد
تو این خونه زندگی میکنی؟
نه
,,,ولی
زیاد میام اینجا
که تو کارها کمک کنم
مثل کارهای باغبونی؟
درسته
,,,به گمونم به نوعی از مشارکت در
معجزه خلق یه زندگی تازه لذت میبرم
و هیچ وقت از خودم بچه نداشتم
و گمون کنم به نوعی
این گلها رو مثل
بچههای خودم میدونم
شاید بخوای آماده شام بشی
بزودی شام میخوریم
باشه
امیدوارم که شما دخترها خوشتون بیاد
در واقع یه دستور پخت آفریقاییست
نگران نباشید، چیز عحیب و غریب توش نیست
بیشتر گوشت مرغ و سبزیجاتـه
به خالهتون باشه اون با نون و پنیر هم
میتونه زندگی کنه
خیلی خب، نوش جان
باعث افتخار ماست که شما تونستید خودتون رو
از محل کارتون بِکَنید تا شام رو با ما باشید
این چیه؟
غذای آفریقایی
خوشت میاد
یه چیزی برات دارم
اونها داشتنش
آره
اون چیه؟
یه کتاب
یه کتاب قدیمی احضار ارواح به زبان قُبطی
,,, قدیمیـه، اون یه کتابِ
تاریخیـه
خب، شما دخترها برای سرگرمی چیکار میکنید؟
,,, نمیدونم
کارهای سرگرم کننده
کارهای سرگرم کننده؟
من از کارهای سرگرم کننده خوشم میاد
,,,شاید وقتی که اینجا کامل مستقر شدید، بتونیم
یه سری کارهای سرگرم کننده برای انجام دادن پیدا کنیم
اونها زیاد اینجا نمیمونن
میدونم, ولی به این معنا نیست که
تا وقتی که اینجان نمیتونن خوش بگذرونن
,,,پس
شما دوتا مدتهاست که همدیگه رو میشناسید؟
از دوران کودکی
کوچکتر از شما
درسته, همه ساکنان اینجا درباره مولنارها میدونستن
مخصوصاً خاله بث شما
چرا مگه؟
چون خاله بث شما
تو یه مسابقه ویولن نوازی یه جایزه خیلی معتبری بُرد
واقعاً؟
وقتی که فقط ده سال داشت
واقیعت داره؟
اون زیادی حرف میزنه
کاملاً درسته و خودشم اینو میدونه
کلر، تو چیزی نخوردی
بهتره بخوری
لوسی بی خوشش میاد
توش هویج هم هست
زود باش
دیدی؟ زیادم بد نیست
داخلش چی بود؟
,,,مرغ، سبزیجات، ادویه،
یه خورده هم از کره بادامزمینی برای غلیظ کردن سس استفاده کردم
چرا؟ چرا؟
چرا؟
اولیویا؟
کلر، نفس بکش، نفس بکش
کلر، کلر، نفس بکش
کلر، نفس بکش کلر، نفس بکش
چیزی نیست، چیزی نیست
چیکار کنیم؟ چیکار کنیم؟ - !برو اونطرف -
حالش خوب میشه؟
باید بهت میگفتم اون به شدت به بادام زمینی آلرژی داره
خیلی متأسفم
بهم گوش کن
بیا اینجا, صدامو بشنو, بهم گوش کن
بهم گوش کن
بیا زیرزمین
چی؟
بیا زیرزمین
نمیتونم
خاله بث گفته اونجا نریم
برو به مامان کمک کن، کلر
مامان؟
مامان من؟
برو زیرزمین
برو زیرزمین
چطوری؟ قفلـه
من میدونم کلیدش کجاست
نترس
من پیشـتم
به یه سمت حرکت بده
حالا قسمت بالاش رو بکش
حالا بکش پایین الان قسمت بالایاش باید باز بشه
,,,آره
نمیخوام برم تو
چیزی نیست
[سلام کلر]
,,,مامان
توئی؟
[بله]
کجایی؟
[من تو یه جایِ تاریکـم]
[باید بیام بیرون]
[میشه کمکـم کنی؟]
[سه بار این کلمات رو تکرار کن]
چطوری؟
بعدش میتونم تو رو ببینم؟
[بله]
آینه، آینه، باز شو
بذار روح داخل بشه
آینه، آینه، باز شو
بذار روح داخل بشه
آینه، آینه، باز شو
بذار روح داخل بشه
مامان؟
مامان؟
کلر؟
کلر؟
کلر؟
چیکار میکنی؟
قایم شدم
از چی؟
خاله بث
اون میخواد بهم آسیب برسونه
درمورد چی حرف میزنی؟
خاله بث نمیخواد بهت آسیب برسونه
زود باش
لطفاً
نذار دستش به من برسه
هیچکس نمیخواد تو رو بگیره، کلر
بهت نشون میدم
نمیتونیم بریم اونجا
چیکار میکنی؟
ایناهاش
این باید همونی باشه که تو آینه دیدم [نابغه ویولن به قتل وحشیانه والدین و خواهرش متهم شد]
از کجا اینو میدونستی؟
مامان بهم گفت
الو؟ خانم کلارک منم اولیویا مککلوم
سلام، اولیویا, چه خبر؟
باید از اینجا بیایم بیرون
شما باید همین الان راه بیفتید تا بیاین اینجا
مگه چی شده؟
یه تیکه از روزنامه پیدا کردم که میگفت خاله بث یکی رو کُشته
تو غذاتو نمیخوری
اونقدرا گرسنهم نیست, شرمنده
ولی یکی برعکس شما
داره تبدیل به یه ببر کوچولوی گرسنه میشه
خوشحالم که اینو میشنوم نگرانـش بودم
میدونی,,,داشتم فکر میکردم
حالا که شانس اینو داریم که همدیگه رو بهتر بشناسیم
شاید بهتر باشه که شما دخترها یکم بیشتر بمونید
هرچی نباشه، باهم فامیلـم
شما لطف دارید
ولی مطمئنم بابام میخواد خیلی سریع بریم پیشش
اونطور که من شنیدم، تماس با پدرت درحال حاضر خیلی سختـه
راستش، دوست مامانم باهاش تماس گرفت پس هیچ مشکلی نیست
چند روز دیگه میاد اینجا
فهمیدم
خب، بذار ببینیم نظر کلر چیه
حالا که حالش خوبـه
نظر تو چیه، کلر؟
میخوای یه مدت دیگه اینجا تو این خونه بمونی؟
,,,پس
پس میخوای اینجا بمونی به جای اینکه بری پیش پدرت؟
بله
!برو بیرون
بیا بیرون
بیا بیرون
بیا بیرون
بیا بیرون
چیکار میکنی، کلر؟
میخوام بیاد بیرون
بیا بیرون
میخوام بیاد بیرون
میخوام بیاد بیرون
!میخوام بیاد بیرون
میخوام بیاد بیرون - !این کار رو نکن -
اون چش شده؟
نمیدونم
میرم چالرز رو صدا کنم - نه -
تا ببریمش بیمارستان
اون چطور ـه؟
الان خوابیده
خب، چالرز ماشینشو آورده
خیلی خب، پس من برم بیدارش کنم
لازم نیست بیدارش کنی
خودم میارمش پایین
تو برو تو ماشین منتظر بمون
کلر کجاست؟
اون به زیرزمین رفت، درسته؟
از تو چشمهاش فهمیدم
مثل چشمهای آنجلا شده بود
!نه
!نه
تلفنشو بگیر !تلفنشو بگیر
!نه, ولم کنید
ثابت نگه دار
زود باش! بخورش
برو اسلحهتو بیار
!خیلی خب
باشه
!نه
!بذارین بیام بیرون
!خواهش میکنم
مشکلی که نیست؟
,,,اره, راستش یه تغییری تو برنامهمون پیش اومد
اونها الان خوابن
پس احتمالاً الان زمان خوبی نیست
فردا میام ببرمشون
خیلی خب، باشه - سفر خوبی داشته باشید -
نه
!من این بالام
!لطفاً، نرو
!نرو! نرو
,,,نرو
اون رفت
هی
زود باش
!یالا بجنب
[اسلحه رو از ماشینشون بردار]
به پلیس زنگ زدی؟
[وقت نشد]
اسلحه
خیلی خب
,,,من اینو زیرِ
تو باید از اینجا بری
دوست داری برم، مگه نه؟
همه چی رو دربارهات میدونم
,,,من فکر نمیکنم تو چیزی درمورد - !تو یکی خفه -
برو دخترها رو بیار
!برو
دست از پا خطا کنی، اون میمیره
کلر کجاست؟ - اونجاست -
برو بیارش
!بهش نگاه نکن، برو کلر رو بیار
تو زن شجاعی هستی
احمق ولی شجاع, من اینو تحسین میکنم
تحسین تو برام اهمیتی نداره
خدای من, اونها باهات چیکار کردن؟
ما کاری باهاش نکردیم
!برو اونجا - شما نمیتونید اونو از اینجا ببرید -
بهتون اجازه نمیده
!فقط برو تو
!نه، من نمیخوام برم
کلر، زود باش - نه، باید بری -
زود باش - !نه -
نه, دلم نمیخواد برم - زود حالت خوب میشه، کلر -
نه! نه
اولیویا، پاهاشو بذار تو ماشین
!نمیخوام برم, نه - چیزی نیست، عزیزم -
!نه! نه! نه
کلر - نمیخوام برم, نه -
!نه
میخوام منتظر مامان بمونم
مامان مُرده، کلر
میدونم, ولی برگشتـه
برگشته کجا؟
به این دنیا
بیاین از اینجا بریم
من لوسی بی رو میخوام
کلر، وقت نداریم
تو رو خدا؟
من لوسی بی رو میخوام - خیلی خب، اشکالی نداره, فقط سریع باش -
باشه؟ - باشه -
عجله کن - زودی برمیگردم -
خیلی خب, رفت لوسی بی رو برات بیاره
همه چی درست میشه
از اینجا نرو
اینجا امنـه
خواهرت کجاست؟
اون رفتـه
و دوستتون؟
,,,من تقریباً همسن تو بودم که
برای اولین بار به حقیقت این خونه پی بردم
و میتونم بهت این اطمینان رو بدم
احساسی که تو الان داری منم داشتم
چی اتفاقی داره میاُفته؟
اولین چیزی که باید بدونی اینه که، خواهرت، کلر
کاملاً بی گناهـه
هر کاری که الان داره انجام میده
بخاطر اونـه
اون؟
تو این خونه یک موجود به شدت شرور ساکن شده
اون داره از خواهرت استفاده میکنه تا خودشو آزاد کنه
و برگرده به این دنیا
بله، اینجا میگه سه تا درب وجود داره
آینه اولین درب هست
این درب به ذهن منتهی میشه
ذهن درب دوم هست
که به جسم منتهی میشه
جسم درب سوم هست
که به این دنیا منتهی میشه
و نابودی و فنا
اون داره از خواهرت به عنوان مجرای ورود به این دنیا استفاده میکنه
درون اون داره شکل میگیره
همان کاری که با آنجلا کرد
پس بخاطر همین اونو کُشتی؟
بله
ولی بعد از دیدن کاری که با پدر و مادرم کرد
پس، دفاع از خود محسوب میشه؟
البته, چی دیگه میتونست باشه؟
تو خواهر منو نمیکُشی
البته که نمیکُشم
بنظرت چرا برگشتم اینجا
به این خونه
بعد از اینکه از زندان آزاد شدم
تا یه راهی پیدا کنم که اونو شکست بدم
یه راهی که مجبور نشم بکُشم
بنظرت اون الان کجاست؟
زیاد نمیتونه دور بشه, بهش اجازه نمیده
نه, اون نیاز داره خواهرت رو سالم نگه داره
باید یه جایی تو این خونه باشه
میشه یه سوال ازت بپرسم؟
البته
,,,تو اون روزنامه
گفته شده بود تو بخاطر قتل آنجلا
تحت تعقیب بودی
آره
اونها اینطوری نوشتن
خب؟
چی خب؟
تو اونجا بودی؟
تو دیدی خاله بث خاله آنجلا رو کُشت؟
آره
من اونجا بودم
,,,و، نـه
ندیدم خاله بثِ تو خاله آنجلات رو بکُشـه
هر دومون اونجا بودیم
,,,ولی کار من
بود
,,,من بودم که
ولی تو هیچوقت زندان نرفتی
قبل از رسیدن پلیسها فرار کردم
ولی,,,خالهت فرار نکرد
اون فکر کرد اگه به اونا حقیقت رو بگه
حرفهاش رو باور میکنن
بیشتر از ۱۴ ساعت ازش بازجویی کردن
اون هر لحظه میتونست منو درگیر این ماجرا کنه
برای یه معامله بهتر چانه بزنه
ولی هیچوقت این کار رو نکرد
حتی یه بار هم اسم منو نیاورد
اون بهترین دوران جوانیشو
تو یه تیمارستان گذروند
,,,در حالیکه
من دیپلم گرفتم، رفتم دانشگاه
,,,ازدواج کردم، طلاق گرفتم
من زندگیـم رو مدیونِـشم
اومد
,,,خب
فکر میکنی آماده این کاری؟
!چالرز! بث
!نه
کلر؟
تو کی هستی؟
نه, کلر؟
کلر
!کلر، این کار رو نکن
!لطفاً این کار رو نکن
خواهش میکنم
چقدر طول میکشه از بدنش در بیاریم؟
زیاد طول نمیکشه
ما به یه چیزی که مال خواهرت باشه نیاز داریم
عروسکش
عالیه
هر دوتون برید
خیلی خب، باشه
باید اینجا باشه
!نه
!نه، نه، نه
!نه! بذارید بیام بیرون
!خواهش میکنم
نه
متأسفم
ازش دور شو
اولیویا
باهاش چیکار کردی؟
فقط یه آرامبخش بهش دادیم تا آروم بشه
چاقو رو بذار زمین
اولیویا - !بذارش زمین -
تو گفتی بهش کمک میکنی
کاش میتونستم بهش کمک کنم
بیش از ۱۵ سال تلاش کردم تا یه راهی پیدا کنم
تا به اون و امثال اون کمک کنم
ولی شکست خوردم
تو بهم دروغ گفتی
چارهای نداشتم
اگه همینجوری بیخیال این قضیه بشیم
آدمهای زیادی خواهند مُرد
,,,تو کتاب گفته شده
فقط با مرگ
درب سوم بسته خواهد شد
!تو باید این کار رو بکنی
چاقو رو بدش من
از اینجا ببرش
نه
میخوای اجازه بدی این کار رو بکنه؟
میخوای بذاری کلر رو بکُشه
بخاطر چیزی که تو کتاب خونده؟
بهش گوش نده
!دربارهاش فکر کن
وجدانت قبول میکنه شاهد مرگِ
یه دختر کوچولو دیگه باشی؟
!خودت هم میدونی این کار باید انجام بشه
حتماً یه راه دیگه هم هست
راه دیگهای نیست
!تو اینو میدونی
نه
من نمیدونم
من فقط چیزهایی که تو بهم گفتی رو میدونم
!احمق نباش
متأسفم
تو همیشه ضعیف بودی
!شماها نمیدونید دارید چیکار میکنید
اون شیطان صفت نیست، میدونی؟
اون آنجلا رو دوست داشت و خواهر تو هم دوست داره
فقط به چیزهایی که میگه ایمان داره
تو چی؟
تو به چی ایمان داری؟
نمیدونم
تنها چیزی که میدونم اینه که وقتی آنجلا مُرد اون چیز ـه رفت
راستش، نرفت, برگشت به قفساش، حالا هرچی
تو احتمالاً گرسنه هستی یکم برات غذا درست میکنم
بدون کره بادامزمینی
صبر کن
مطمئنی این کار جواب میده؟
نه, ولی چاره دیگهای هم مگه داریم؟
!هنوز نه
!هنـوز نه
!حالا
زود باش
!لعنتی - زود باش، کلر -
زود باش, بجنب, یالا
زود باش، کلر
این قدر واکسن رو میتونه تحمل کنه؟
کلر
کلر؟ زود باش، کلر, خواهش میکنم
زود باش، کلر, زود باش بلند شو
کلر، بیدار شو
بیدار شو - !کلر -
بیدار شو! بیدار شو, کلر
خواهش میکنم، بیدار شو
,,,تو رو خدا، کلر
خیلی متأسفم
خیلی متاسفم
لیووی؟
کلر,,,کلر
شکمم درد میکنه
سلام
چطور با اين قضيه کنار اومده؟
همانطور که انتظار داشتی
اصرار داره که حق با اونه
و امکان نداره ما با کره بادامزمینی اونو
برش گردونه باشیم
پس، وضعیت فعلی کلر رو چطوری توضیح میده؟
فکر نمیکنم اون بتونه تو این مورد صادق باشه
تا وقتی که پدرتون برگرده پیشتون کافی باشه
بث ازم خواست این پول رو بدم
لازم نیست
بگیرش
فکر میکنم این آسونترین راه برای اون باشه که بهتون بگه متاسفـه
کجا میرید؟
فعلاً میریم خونه قدیمیمون
دخترهای همسن شما نباید اینطوری تنها بمونن
فکر میکنم از پسش بر میایم
خب، بذار کمکت کنم
حداقل کاریـه که میتونم انجام بدم
نتونستی پیداش کنی؟
نه
ولی اشکالی نداره
دیگه نمیخوامش
عالیه، بریم
در پشتی
!کلر
!زود باش
چی اتفاقی افتاد؟
کلر
اولیویا
!اولیویا
!اولیویا، زود باش
از این طرف
از این طرف، زود باشید
تموم شد
چه اتفاقی داره میافته؟
وایسا, من,,,صبر کن، صبر کن
یه چیزی اینجا خوندم
وایسا,,, اینجاست
این امکان وجود دارد، اگر درب آنها بطور کامل بسته نشود
در سفر از قلمروهای آغازین تاریکی
,,,یک روح میتواند بین دو دنیایِ متصل
به خاستگاهشان گیر بیفته
تا زمانی که بتوانند
سفرشان را تمام کنند
بخاطر همینه
هنوز کلر رو میخواد
و بخاطر همینه میتونه ما رو لمس کنه
و بطور فیزیکی رو ما تأثیر بذاره
اگرچه ما هنوز نمیتونیم اونو ببینیم
من اونو دیدم
و فکر میکنم صداشو شنیدم
,,,این یعنی
شاید بتونیم بکُشیمـش
ولی اول یه چیزی لازم داریم
چی؟
چی اتفاقی افتاد؟
اولیویا؟
تو کابینت چراغ قوه هست
تو آشپزخونه بیشتر هم هست
نمیتونم پیداش کنم
بث، اینجا نباید یه فانوس باشه؟
,,,کلر
چی؟
!چارلز
چی شد؟ چه اتفاقی افتاد؟
اون رفت, بُردش
!کلر! کلر
!کلر
!کلر! کلر - !کلر -
من اونو نمیبینم, اینجا نیست
کلر
!زیرزمین
!زیرزمین
زود باش - !کلر -
!آسانسور - !نه -
چی؟
چارلز - !باز نمیشه -
کلمات رو بگو، کلر
دختر خوبی باش
تو که دلت نمیخواد مامان رو
عصبی کنی!
اون طبقه بالاست
!کلر
!فرار کن، کلر
!نه
[کلمات رو بگو وگرنه همهشون میمیرن]
اولیویا؟
!کلر؟ کلر
اولیویا؟
!اولیویا
!اولیویا
!اولیویا
!اولیویا
!نه
آینه، آینه، باز شو
بذار روح وارد بشه
آینه، آینه، باز شو
,,,بذار روح داخل بشه
نذار اون کلمات رو بگه - آینه، آینه -
باز شو, بذار روح داخل بشه
!کلر، اون کلمات رو نگو
آینه، آینه، باز شو
بذار روح داخل بشه
خاله بث، نه
آینه، آینه، باز شو
بذار روح داخل بشه
آینه، آینه، باز شو
!بذار روح داخل بشه
خواهش میکنم، نه
خاله بث، نمیتونم این کار رو بکنم
انجامش بده
نمیتونم
نه, لطفاً، بس کن
نه
کلر
تموم شد, تموم شد
میتونم تنهایی باهاش حرف بزنم؟
فقط میخوام بدونی
,,,منو خواهرم کاری - میدونم -
این قتلها بعنوان خودکشی گزارش میشه
از اینجا ببریدشون
لیووی
بله؟
خاله بث واقعاً مُرد؟
آره
ولی ما رو نجات داد
ولی راجع به این با کسی صحبت نمیکنیم، باشه؟
لیووی
بله؟
دوستت دارم
منم دوستت دارم، کلر
رسانه اینترنتی سلام دانلود fr.salamdl20.pw جامعترین سایت فیلم و سریال
رسانه اینترنتی سلام دانلود fr.salamdl20.pw جامعترین سایت فیلم و سریال
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.