Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org
...يک روز پرندهاي خستگي ناپذير، در حال پرواز بود
...يک روز پرندهاي خستگي ناپذير، در حال پرواز بود
دانهاي در نوک داشت
...روي درختي نشست
دانه از نوکش رها شد و به داخل تنهي درخت رفت
بنابراين، او به نزد نجار رفت
"اي نجار، خواهش ميکنم آن درخت بامبو را قطع کن"
"اي نجار، خواهش ميکنم آن درخت بامبو را قطع کن"
"دانهي من به داخل آن افتاده است"
"...پس من چه بخورم، چه بنوشم و چه چيزي"
"به خانه ببرم؟"
...نجار گفت
تو از من ميخواي به خاطر يک دانهي کوچک درخت بامبو رو قطع کنم؟
از اينجا برو
"...اي نجار، تو چه ميداني که زندگي من"
"حول محور"
"يک دانهي کوچک ميچرخد"
گنجشک قصهي ما با ناراحتي
به نزد پادشاه رفت
"پادشاه، اي پادشاه، لطفا آن نجار را مجازات کنيد"
"او نپذيرفت درختي که دانهي من در آن گير کرده را قطع کند"
پس من چه بخورم؟ چه بنوشم؟ " "و چه چيزي با خود به خانه ببرم؟
...پادشاه پاسخ داد
به خاطر يک دانه، بايد نجار را مجازات کنم؟
از اينجا برو...برو
...گنجشک ما، نا اميد نشد
و پس از آن
به نزد ملکه رفت
"...اي ملکه، لطفا با پادشاه صحبت کنيد"
"...او قبول نميکند نجاري را مجازات کند که"
" قبول نميکند درختي که دانهي من در آن است را قطع کند "
از من ميخواي به خاطر يک دانهي کوچيک با پادشاه صحبت کنم؟
پرندهي شيطون
برو، از اينجا برو
حالا گنجشک ما عصباني شده بود
او به نزد مار رفت
"...اي مار، برو ملکه رو نيش بزن"
او قبول نميکند با پادشاه صحبت کند" " تا پادشاه نجار را مجازات کند
که قبل نميکند درختي که" " دانهي من در آن است را قطع کند
که قبل نميکند درختي که" " دانهي من در آن است را قطع کند
مار درخواست اون رو ناديده گرفت
بعد او به نزد چماق رفت
چماق گفت: من به دنبال آرامشم
چماق گفت: من به دنبال آرامشم
"هي، تو هميشه دعوا ميکني"
"...و حالا"
"چون اسم دانهي من اومد، دنبال آرامش ميگردي؟"
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سميرا
بابا
بابا
بابا هي لاکنا
بابا بابا
هي بابا هي بابا-
بابا
چي شده؟
بلند شو بلند شو-
هي
درست صحبت کن اون عموته
بلند شو
مواظب باش
مواظب باش
يه کم آب بيار برام
مامان، بهش آب بده
مامان، بهش آب بده
آبجي، اون داستان رو برام بگو
...يه روز، گنجشکي خستگي ناپذير دانهاي به دهن گرفته بود و
داشت پرواز ميکرد
...ناگهان دانه از دهنش افتاد
و به داخل حفرهاي تو تنهي درخت افتاد
گنجشکه خيلي تلاش کرد اما نتونست دانه رو بياره بيرون
بعدش؟- ...بعدش اون-
...رفت پيش نجار و التماس کرد
...رفت پيش نجار و التماس کرد
"آقاي نجار، خواهش ميکنم اون درخت رو قطع کن"
"...دانهي من"
"افتاده داخلش"
"حالا چي بخورم؟ چي بنوشم؟ با خودم چي ببرم خونه؟"
"حالا چي بخورم؟ چي بنوشم؟ با خودم چي ببرم خونه؟"
نجار گفت: از من ميخواي
به خاطر يه دانهي کوچيک، اون درخت رو ببُرم؟ برو، از اينجا برو
درست بخارون ديگه
درست بخارون ديگه
بعدش گنجشکه رفت پيش ملکه
"ملکه خانم، لطفا به پادشاه بگيد"
"ملکه خانم، لطفا به پادشاه بگيد"
"...نجار رو مجازات کنه"
"اون قبول نميکنه درخته رو ببُره"
هي بچهها، من اينجام
هي بچهها، من اينجام
شکلات ميخوريد؟ شکلات
من شکلات ميخوام- منم ميخوام-
بفرماييد
بفرماييد
همه حالشون خوبه؟- آره خوبيم-
همه حالشون خوبه؟- آره خوبيم-
ما خوبيم آقاي رام پراساد شما چطورين؟
...آقا- بله-
...از پسرم لاهريا خبر ندارين؟
دو ساله نديدمش
پسرت اين راديو رو برات فرستاده
اين چيه ديگه؟-
...ببينيد پسرش
راديو فرستاده براش- واقعا؟-
آخه اين چه فايدهاي برام داره؟
...بزن بخونه بابا
ببين چطور براي پسرت دارن دست ميزنن
پسر من چي شد آقاي رام پراساد؟- ببينها، داشت يادم ميرفت-
پسر من چي شد آقاي رام پراساد؟- ببينها، داشت يادم ميرفت-
درش بيار
برات چراغ قوه فرستاده- واقعا؟-
برات چراغ قوه فرستاده- واقعا؟-
چراغ قوهي الاي دي- پسر من اين رو فرستاده؟-
دست بزنيد
آقاي رام پراساد، اين پسر منه
احترام بذار پسرم- خب؟-
اين بار ميخواد باهات بياد
اسم اين رو هم به ليست اضافه کن
بگير
بگير
خيلي خب، فردا قبل از طلوع آفتاب با قايق راه مياُفتيم
باشه
راس ساعت 5
توي قايق پيش پرداخت رو بهت ميدم
توي قايق پيش پرداخت رو بهت ميدم
باشه- باشه؟
خيلي خب، من بايد برم ...وسايلم رو بيار
خيلي خب، من بايد برم ...وسايلم رو بيار
وسايل رو بيار
آوردي؟
ارواح بردهي من هستند جادوگران، خدمتکاران من هستند
ارواح بردهي من هستند جادوگران، خدمتکاران من هستند
شعار من
شما رو ياد مادربزرگتون خواهد انداخت
برو و بذار توي راه آهن
قطار سکه رو صاف ميکنه
بعد بزنش به پيشوني برادرت ...و بعدش ببر بذارش توي معبد
به عنوان پيشکش، فهميدي؟
خب ديگه برو...برو
چي شده؟ به چي زل زدي؟
چي شده؟ به چي زل زدي؟
نميتوني ازش مواظبت کني؟
گريه نکن بچه- حالا چي شده؟-
گريه نکن عزيزم
گريه نکن جانم
گريه نکن کوچولو- هي، پولو-
چرا انقدر عصباني هستي؟
امروز يه کم پاکوراي خوشمزه درست کن
امروز يه کم پاکوراي خوشمزه درست کن
نه، نه گريه نکن- ...روغنمون تموم ميشه-
بخوام اون همه غذا رو سرخ کنم
خب که چي عزيز؟ براي داداشته ديگه
!!برادر من؟
خفه شو ديگه، تخم سگ
تو خونهي من نمياي، فهميدي؟
عجب-
مارهات رو مسموم ميکنم
هي جلکي، گوش کن
هي
اين چش شده؟
اين آتيش براي چيه؟
اين آتيش براي چيه؟
براي اينکه برگهاي درخت ماهوا سريع تر رشد کنن و بياُفتن
براي اينکه برگهاي درخت ماهوا سريع تر رشد کنن و بياُفتن
برگهاش رشد کنن و بياُفتن
جواني مست ماهوا
جواني مست ماهوا
اگه پول داشتم، هر روز ميرفتم برنامههاي رقص تماشا ميکردم
اگه پول داشتم، هر روز ميرفتم برنامههاي رقص تماشا ميکردم
چند بار بهت گفتم پسرت رو بفرست شهر تا کار کنه؟
چند بار بهت گفتم پسرت رو بفرست شهر تا کار کنه؟
پولدار ميشي
ببخشيد رئيس ...تو زن من، پولو، رو
آبجي صدا ميکني ديگه؟- خب؟-
آبجي صدا ميکني ديگه؟- خب؟-
حتي يه ساحره هم، حداقل از يک خانواده ميگذره
ساحرهي اصلي توي خونهي تو زندگي ميکنه
دخترت
بفروشش به يه فاحشه خونه و کلي پول به دست بيار
بفروشش به يه فاحشه خونه و کلي پول به دست بيار
حرامزاده
ميکشمت
ميخواي بچههاي من رو بفروشي؟
ميخواي بچههاي من رو بفروشي؟
ولت نميکنم
ميکشمت
وضعش خيلي خرابه ببريدش به بيمارستان شهر
وضعش خيلي خرابه ببريدش به بيمارستان شهر
سريع يه کم پول جور کنيد
پول؟ چقدر؟
حداقل پنج يا ده هزار
حداقل پنج يا ده هزار
بجنبيد، وقت رو تلف نکنيد
زود باشيد، من ماشين جور ميکنم
زود باشيد، من ماشين جور ميکنم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
مراقب باشيد ببين، کلا چند نفرن؟-
هشت نفر قربان- هشت؟-
هشت نفر قربان- هشت؟-
آروم بشينيد- مامان-
بشينيد همهتون بشينيد
بابو- جلکي-
وايسا جلکي بذار بابو بره
وايسا جلکي بذار بابو بره
بذار بره...وايسا
آبجي
آبجي
بابو با شما نمياد
بابو با شما نمياد- هي-
بگيرش- بابو با شما نمياد-
بگيرش- بابو با شما نمياد-
بندازش بيرون- آبجي-
آبجي- بشين، بشين-
آبجي، آبجي
ببرشون پايين يکي يکي
ببرشون پايين يکي يکي
بشينيد صحبت کيم
بشينيد صحبت کيم
بياييد آروم بشينيد
کي بهت گفت بري اونجا؟ بشين اينجا
چي گفتم بهت؟...بشين
هم غذاي خوب گيرتون مياد هم لباس و هم پول
هم غذاي خوب گيرتون مياد هم لباس و پول هم همينطور
هم غذاي خوب گيرتون مياد هم لباس و پول هم همينطور
فهميدين؟
همگي گوش کنيد
کدوم؟- اوني که لباس سبز پوشيده-
کدوم؟- اوني که لباس سبز پوشيده-
بيا اينجا
پول
پول
برو
برو
سخت کار کن
تو- کدوم؟-
تو- کدوم؟-
اين دوتا
بايد گرسنه باشه
...برو يه چيزي براش بخر
...برو يه چيزي براش بخر
از اون مغازه
بگيرش- گرسنهاي؟-
بگيرش- گرسنهاي؟-
بگير سريع بيا
الان برميگردم همينجا بشين
يه کم از اون بهم بده
بگير
هي دختر بقيهي پولت رو بگير
هي دختر بقيهي پولت رو بگير
وايسا
بگيريدش
وايسا
زنده باد
زنده باد
زنده باد
زنده باد
اي آتيش، اون چماق رو بسوزون" "چون قبول نکرد مار رو بکشه
"مار قبول نکرد ملکه رو نيش بزنه"
"مار قبول نکرد ملکه رو نيش بزنه"
"مکله هم قبول نميکنه با پادشاه صحبت کنه"
"...پادشاه هم قبول نميکنه نجار رو مجازات کنه"
نجار هم قبول نميکنه درختي که " "دانهي من توش افتاده رو قطع کنه
نجار هم قبول نميکنه درختي که " "دانهي من توش افتاده رو قطع کنه
"پس من چي بخورم؟ چي بنوشم؟ و چي ببرم خونه؟"
"پس من چي بخورم؟ چي بنوشم؟ و چي ببرم خونه؟"
بعد گنجشک ما به دريا رفت
"اي دريا، آتيش رو خاموش کن"
"اي دريا، آتيش رو خاموش کن"
"آتيش قبول نميکنه چماق رو بسوزونه"
چماق قبول نميکنه مار رو بکشه" "مار قبول نميکنه ملکه رو نيش بزنه
چماق قبول نميکنه مار رو بکشه" "مار قبول نميکنه ملکه رو نيش بزنه
"ملکه با پادشاه صحبت نميکنه"
حتي دريا هم بهش جواب رد داد
اي دريا وسعتت خيلي بزرگه، اما قلبت خيلي کوچيکه
اي دريا وسعتت خيلي بزرگه، اما قلبت خيلي کوچيکه
بعد از دريا، رفت پيش فيل
"اي فيل، بيا و آب دريا رو بنوش و تمومش کن"
فيل قبول کرد و گفت: باشه بريم
فيل قبول کرد و گفت: باشه بريم
عمو
عمو
عمو هي عمو
داداش من رو نديدين؟ قدش انقدره
هي داداش برادر من رو نديدي؟
هي داداش برادر من رو نديدي؟
از انجا بردنش
از رانندهي ريکشا بپرس اون هميشه بچهها رو ميفرسته
از اينطرف بردنش اسمش بابوئه
چرا نخوابيدي؟ها؟
چرا نخوابيدي؟ها؟
همه بايد ساعت 5 صبح بيدار بشن
گريه نکن گريه نکن
گريه نکن گريه نکن
بخواب، بخواب بخواب
آقا، بگيد ديگه اون ريکشاوها کجا رفتن؟
آقا، بگيد ديگه اون ريکشاوها کجا رفتن؟
الان ياد بقيهي پولت افتادي؟
نه، اون ريکشاوها کجا رفتن؟
بقيهي پولت رو بگير
بقيهي پولت رو بگير
يه کم خوراکي بهم بدين
با 5 روپيه؟
بگير...خب ديگه برو
ايش
ايش
اين چي؟
تو اين غذا چي ميريزي؟
تو اين غذا چي ميريزي؟
ببين چه بلايي سرش آوردي
چي شد؟ سريع ببريدش دکتر-
چي شد؟ سريع ببريدش دکتر-
چي شد دختر؟- زود باشيد، دکتر رو خبر کنيد-
بگيد ديگه اون ريکشاوها کجا رفتن
بگيد ديگه اون ريکشاوها کجا رفتن
چقدر زود حالت خوب شد؟ بايد بهم بگيد عمو-
چقدر زود حالت خوب شد؟ بايد بهم بگيد عمو-
اونها داداش من رو کجا بردن؟
ببين، بعد از خوردن غذاي من ميخواستي بميري
ببين، بعد از خوردن غذاي من ميخواستي بميري
من ميبرمت پيش دکتر
يه آمپول بهت ميزنه خوب ميشي- واي خدا، آمپول؟-
باشه باشه، نميميرم داشتم شوخي ميکردم
باشه باشه، نميميرم داشتم شوخي ميکردم
بگيد ديگه- نميتونم بگم-
باشه، خب پادشاه اينجا کيه؟
باشه، خب پادشاه اينجا کيه؟
پادشاه؟
پادشاه؟
بگو ديگه، وگرنه دوباره سوسک ميندازم و غذات
عجب دختر خطرناکيه
عجب دختر خطرناکيه
!شاه اينجاست، جناب کالکتور اوکي؟
!شاه اينجاست، جناب کالکتور اوکي؟
کجا ميتونم پيداش کنم؟
گنجشک که نا اميد شده بود دوباره رفت پيش پادشاه
گنجشک که نا اميد شده بود دوباره رفت پيش پادشاه
"پادشاه، خواهش ميکنم نجار رو مجازات کنيد"
"پادشاه، خواهش ميکنم نجار رو مجازات کنيد"
"اون قبول نميکنه درختي که دانهي من توش گير کرده رو قطع کنه"
"حالا من چي بخورم؟ چي بنوشم؟ چي ببرم خونه؟"
برو پايين دختر اينجا خونهي پادشاهه
برو پايين دختر اينجا خونهي پادشاهه
برو
بريم داداش بريم
بريم داداش بريم
يه کم پول بهم قرض بدين بعدا بهتون پس ميدم
يه کم پول بهم قرض بدين بعدا بهتون پس ميدم
برو خونهي پادشاه اون پول زيادي بهت ميده
بريم بريم
اول پيش همه مسخرم ميکنه بايد بهش پول هم بدم
اول پيش همه مسخرم ميکنه بايد بهش پول هم بدم
چي شد؟
هي دختر...بيا اينجا
عجله کن
زود باش بريم
زود باش بريم
چي ميخواي؟- ميخوام پادشاه رو ببينم-
شاه؟ شاه کالکتور -
شاه؟ شاه کالکتور -
نه نه- بذار برم داخل-
گفتم برو- ميخوام ببينمش-
گفتم برو- ميخوام ببينمش-
برو خونهتون !!!ميخواد پادشاه رو ببينه
ارواح بردههاي من هستند جادوگران، خدمتکار من هستند
شعار من، شما را ياد مادربزرگتان خواهد انداخت
ارواح بردههاي من هستند جادوگران، خدمتکار من هستند
ارواح بردههاي من هستند جادوگران، خدمتکار من هستند
شعار من، شما را ياد مادربزرگتان خواهد انداخت اين چشه؟-
بياييداي مريدان الههي بزرگ شما اينجاست
اون روي يک پاش وايميسته و دعا ميکنه تا دعاهاي شما برآورده ميشه
اون روي يک پاش وايميسته و دعا ميکنه تا دعاهاي شما برآورده ميشه
اون توي روستاها، دعاي خيلي از مريدانش رو برآورده کرده
پيشکشيهاتون رو بياريد تا دعاتون برآورده بشه
پيشکشيهاتون رو بياريد تا دعاتون برآورده بشه
اونهايي که عقب وايسادن بيان پاش رو لمس کنن
اينجا چه خبره؟- ...قربان، اون دختره-
اينجا چه خبره؟- ...قربان، اون دختره-
از صبح ميخواد وارد خونه بشه اما من نذاشتم
حالا تبديل به يه الهه شده
حالا تبديل شده به يه الهه
الهه؟ اين مزخرفات چيه؟ سريع از اينجا دورشون کن
قربان، من چطور ميتونم يه الهه رو از اينجا دور کنم؟
قربان، من چطور ميتونم يه الهه رو از اينجا دور کنم؟
مزخرف بيارش داخل
چشم قربان يه الهه داخله و يه الهه بيرون-
چشم قربان يه الهه داخله و يه الهه بيرون-
برو
اونجا چه خبر بود؟- ...نگهبان شما اجازه نداد-
بيام و شما رو ببينم به خاطر همين اين کار رو کردم
بيام و شما رو ببينم به خاطر همين اين کار رو کردم
چي؟- رام پراساد برادر من رو دزديده-
اون مغازه داره ميدونه کجا بردنش اما چيزي نميگه
شما پادشاه هستين، کتکش بزنيد و ازش بپرسيد برادرم کجاست
شما پادشاه هستين، کتکش بزنيد و ازش بپرسيد برادرم کجاست
من برادرم رو بر ميدارم و برميگردم روستا
روستات کجاست؟
روستات کجاست؟
نميدونم
اونجا يه مدرسه هست، يه درخت بزرگ انجير هست تازه يه چاه هم داره
اونجا يه مدرسه هست، يه درخت بزرگ انجير هست تازه يه چاه هم داره
کج بابلو روش يه چيزي نوشته
کج بابلو روش يه چيزي نوشته
چي نوشته؟- نوشته "بابلو"...فقط همين رو بلده بنويسه-
پس برو ايستگاه پليس و شکايت نامه بنويس
اين کار من نيست- اگه کار تو نيست پس چرا سوال ميپرسي؟-
اسمت چيه؟- جلکي-
اون پادشاه نيست، اون هيچ کاري نميتونه بکنه همهشون دروغ ميگن
اون پادشاه نيست بذاريد برم
اون پادشاه نيست بذاريد برم
برو و ديگه برنگرد گمشو
يک، دو، چهار
"...اين روزها، ماه"
"...اين روزها، ماه"
"ديگه با من صحبت نميکنه"
"...اين روزها، ماه"
"...اين روزها، ماه"
"ديگه با من صحبت نميکنه"
"ديگه با من صحبت نميکنه"
"آسمان به اندازهي يک کف دست کوچک شده"
"آسمان به اندازهي يک کف دست کوچک شده"
"آسمان به اندازهي يک کف دست کوچک شده"
"ستارههاي آسمان روستا از اينجا ديده نميشن"
"ستارههاي آسمان روستا از اينجا ديده نميشن"
"...اين روزها، ماه"
"...اين روزها، ماه"
"ديگه با من صحبت نميکنه"
"ديگه با من صحبت نميکنه"
"اي خواهر، برام نوشيدني بيار...شکر زيادي توش بريز"
"دارم از تشنگي ميميرم"
"گلوم خيلي خشک شده"
"گلوم خيلي خشک شده"
"اي خواهر، برام نوشيدني بيار...شکر زيادي توش بريز"
"اي خواهر، برام نوشيدني بيار...شکر زيادي توش بريز"
"دارم از تشنگي ميميرم"
"دارم از تشنگي ميميرم"
"گلوم خيلي خشک شده"
"...اين روزها، ماه"
"ديگه با من صحبت نميکنه"
"حالا کي بايد به موتي شير بده؟"
"کي بايد به موتي شير بده؟"
"کي بايد به چامپا غذا بده؟"
"کي بايد به چامپا غذا بده؟"
"کي بايد براي بابا سيگار بخره؟"
"کي بايد براي بابا سيگار بخره؟"
"...کي بايد کمک کنه؟"
"و وسيلههاي مادرم رو براش ببره؟"
"...اين روزها، ماه"
"ديگه با من صحبت نميکنه"
"ديگه با من صحبت نميکنه"
عجله کن داداش
عجله کن داداش
مشروب فروشي الان تعطيل ميشه
اينجا پر از کيسهست
اون توي اين کيسه نبود؟
بيا از اينجا بريم
بيا از اينجا بريم
بيا
از کجا داري مياي؟
چرا حالت اينطوره؟ بشين
چرا حالت اينطوره؟ بشين
همه چي خوبه؟ الان خوبم-
همه چي خوبه؟ الان خوبم-
داداش، يه کم آب بده
بيا، بخور
بيا، بخور
يه کم چايي هم بده
چايي ميخوري؟
چايي ميخوري؟
بيا بخور
داداش، به من هم بده
داداش، به من هم بده
پادشاه رو ديدي؟- پادشاه کاملا بيمصرفه-
خب حالا چي؟- الان بايد دنبال ملکه بگردم-
ميخواي دنبال ملکه بگردي؟
...گنجشک نا اميد نشد
...گنجشک نا اميد نشد
و رفت پيش ملکه
اونجاست
"اي ملکه، لطفا با پادشاه صحبت کنيد"
"...اون قبول نميکنه نجار رو مجازات کنه"
نجار قبول نميکنه درختي که" " دانهي من توش گير کرده رو قطع کنه
ملکه...ملکه اين ميوهها خرابن
ملکه...ملکه اين ميوهها خرابن
اين نبايد انقدر ورم کرده باشه
تو مزرعهي ميشرا موکرجي ديدم
تو مزرعهي ميشرا موکرجي ديدم
هم براي خودش کشاورزي ميکنه هم يه بقيه ميفروشه
اون مواد خطرناکي رو به ميوهها ميزنه مواد شيميايي
من شنيدم که اون مواد سمي هستن
من شنيدم که اون مواد سمي هستن
بياييد اينجا اين رو ببينيد سرورم
کاملا تازه ست از اون يکي بهتره
کاملا تازه ست از اون يکي بهتره
به من ميوهي خراب ميفروشي؟
حالا ميبينم چطور ميخواي به کسب و کارت ادامه بدي
حالا ميبينم چطور ميخواي به کسب و کارت ادامه بدي
رام سينگ، سبزيهاي اين رو پس بده گزارشش رو هم بده
داداش، دو کيلو بامجان ...دو کيلو کدو، و
داداش، دو کيلو بامجان ...دو کيلو کدو، و
دو کيلو باميه بهم بده ممنون دخترم
ملکه خانم- چيه دخترم؟-
ملکه خانم- چيه دخترم؟-
رام پراساد برادر من رو دزديده- رام پراساد کيه؟-
رام پراساد برادر من رو دزديده- رام پراساد کيه؟-
اون مغازه داره ميدونه، اما چيزي نميگه
پدر و مادرت کجان؟- تو روستا-
پدر و مادرت کجان؟- تو روستا-
پدرم تو يه حادثه آتيش گرفته الان تو بيمارستانه
رام پراساد داداشم رو آورد اينجا من هم دنبالشون اومدم
داداشم تو خواب راه ميره
داداشم تو خواب راه ميره
خيلي خب، با من بيا بيا
خيلي خب، با من بيا بيا
بشين
هي ريکشاو، برو کنار
ما تلاش ميکنيم تا پيداش کنيم
نگران نباش من باهاش حرف ميزنم...باشه؟
اين دختره دوباره اومده؟
گفتم که برو پيش پليس شکايت کردي؟
گفتم که برو پيش پليس شکايت کردي؟
چرا اينطور باهاش حرف ميزني؟ ميشناسيش؟
اسمش جلکيه- دوست داشتني نيست؟-
اسمش جلکيه- دوست داشتني نيست؟-
حتما گرسنته الان يه چيزي ميارم بخوري
چرا خودت رو قاطي اين ماجرا ميکني؟
اين رابطهي خيلي بزرگيه سعي کن درک کني
اين رابطهي خيلي بزرگيه سعي کن درک کني
اين آدمها خيلي خطرناکن به اين راحتيها نيست
چه رابطه اي، سانجي؟ کدوم آدمها؟
چه رابطهاي، سانجي؟ کدوم آدمها؟
من اصلا چيزي نميدونم نميخوام که بدونم
من اصلا چيزي نميدونم نميخوام که بدونم
تنها چيزي که ميدونم اينه که اين دختر کوچولو به کمک ما نياز داره
همين
همين
بخور
چطور پيداش کنيم؟
اين اطراف کارخانههاي زيادي وجود داره
اين اطراف کارخانههاي زيادي وجود داره
اون اصلا نميدونه کي اون رو آورده اينجا
باشه پس، تا اون موقع پيش خودمون ميمونه
وقتي سرنخي پيدا کرد ميتونه بره دنبال برادرش بگرده
تازه ميتونه براي بچههاي خودمون هم همبازي خوبي باشه
ايدهي محشريه- ايدهي خطرناکيه-
ايدهي محشريه- ايدهي خطرناکيه-
خواهش ميکنم
عجله کنيد مردسهتون دير ميشه*
عجله کنيد مردسهتون دير ميشه*
"مردسه" نه..."مدرسه"
آره، مدرسه- درست گره نزدي-
آره، مدرسه- درست گره نزدي-
خداحافظ بابا- خداحافظ مامان-
خداحافظ بابا- خداحافظ مامان-
خداحافظ مامان- خداحافظ پسرم-
خداحافظ پسرم
چيزي راجع به بابو فهميدين؟
بشين
الو- داداشت چه شکليه؟-
خيلي خوشگله- پوستش روشنه؟-
نه- سياهه؟-
اصلا...مثل اينه
يک لحظه
يک لحظه
آکيلشه
چند تا لباس تميز بهش بده
بله آکيلش؟- آخرين بار کي رفتي حموم؟-
صبح بخير خيلي کار خوبي کردي که زنگ زدي
بعدا راجع به اون موضوع صحبت ميکنيم ...بادم رفت
تو دفتر بهت بگم ميخوام راجع به يه بچه کمي تحقيق کني
تو دفتر بهت بگم ميخوام راجع به يه بچه کمي تحقيق کني
اسمش بابوئه هفت سالشه، پوستش تيره ست
تقريبا تيره ست
تقريبا تيره ست
خيلي کثيفي تو روستا حموم نميريد؟
يا ميرفتم زير شير آب يا ميرفتم تو رودخونه
يا ميرفتم زير شير آب يا ميرفتم تو رودخونه
بالا رو نگاه کن- ...اگه نميرفتم-
مادرم حسابي کتکم ميزد- ...من هم کتکت ميزنم-
اگه پيش بچههاي من تميز و مرتب نباشي، فهميدي؟
اگه پيش بچههاي من تميز و مرتب نباشي، فهميدي؟
باشه- نخند و بالا رو نگاه کن-
حداقل الان ديگه ميتونم صورتت رو ببينم
"يه کيف پر ميکنم از گچ و با خودم ميارم"
"يه کيف پر ميکنم از گچ و با خودم ميارم"
"به خاطر همين، من و خواهرم ميريم مدرسه"
"به خاطر همين، من و خواهرم ميريم مدرسه"
"به خاطر همين، من و خواهرم ميريم مدرسه"
"هي"
"هي"
"هي، باغبان"
"هي، باغبان"
"...عينک دودي ميزنيم و شعر انگليسي ميخونيم"
"...عينک دودي ميزنيم و شعر انگليسي ميخونيم"
"با دوستهامون سوار قطار ميشيم و ميريم شهر"
"با دوستهامون سوار قطار ميشيم و ميريم شهر"
"اسممون رو روي گلها و برگها مينويسيم"
"اسممون رو روي گلها و برگها مينويسيم"
"انقدر مينويسيم تا آسمون پر بشه"
"انقدر مينويسيم تا آسمون پر بشه"
"...به خاطر همين من و خواهرم"
"به خاطر همين، من و خواهرم ميريم مدرسه"
"به خاطر همين، من و خواهرم ميريم مدرسه"
ملکه خانم، ملکه خانم- بله؟-
ميتونم برم دنبال بابو بگردم؟- الان نه جلکي-
ميتونم برم دنبال بابو بگردم؟- الان نه جلکي-
فقط يه کم
الان خيلي کار داريم بعدا ميريم، باشه؟
الان خيلي کار داريم بعدا ميريم، باشه؟
چيه؟- نه-
چيه؟- نه-
فيلم بازي نکن بابا ميخواستي فرار کني؟
اون هم درست از جلوي من؟
من تو خواب راه ميرم- تو خواب راه ميري؟-
من تو خواب راه ميرم- تو خواب راه ميري؟-
بيا ببينم، بيا بيا
من دارم راستش رو ميگم- بيا-
من دارم راستش رو ميگم- بيا-
...بين اينهمه بچه فقط تو اين عادت رو داري؟
فقط تو توي خواب راه ميري؟
فقط تو توي خواب راه ميري؟
بيا بببينم بيا
داري چيکار ميکني؟
ساحره تو هر دوتا بچهمون رو فروختي
ساحره تو هر دوتا بچهمون رو فروختي
به خاطر اينکه تو مست کردي و آتيش گرفتي
به خاطر اينکه تو مست کردي و آتيش گرفتي
پس الان من رو هم دار بزن و بدنم رو بفروش
پس الان من رو هم دار بزن و بدنم رو بفروش
خيلي پول گيرت مياد
بدش من- بگير اينم ببر بفروش-
بدش من- بگير اينم ببر بفروش-
خيلي پول گيرت مياد
خيلي پول گيرت مياد
بچههام
بچههام
بچههام
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
اوضاع چطوره؟- سلام داداش-
اوضاع چطوره؟- سلام داداش-
زودپزت چطور کار ميکنه؟
خيلي خوبه دادش
خيلي خوبه دادش
...گوش کن داداش، ممنون ميشم اگه اين دفعه
بتوني 2-3 هزار روپيه بيشتر بهم بدي
بتوني 2-3 هزار روپيه بيشتر بهم بدي
خيلي خب، بذار ببينم چيکار ميکنم
اگه الان 2000 بگيري ديگه تا اکتبر چيزي گيرت نمياد
اگه الان 2000 بگيري ديگه تا اکتبر چيزي گيرت نمياد
اگه 3000 بگيري، تا فوريه حالا بگو
تا فوريه داداش- ميدونستم، تا فوريه-
دفتر رو بيار
بگير- خيلي ممنون-
آقا، پسر من هم بايد کار کنه الان 10 سالشه
آقا، پسر من هم بايد کار کنه الان 10 سالشه
تمام روز رو بازي ميکنه- خيلي بازي ميکنه؟-
تمام روز رو بازي ميکنه- خيلي بازي ميکنه؟-
حالا که انقدر اصرار ميکنيد اسمش رو مينويسم تو ليست
حالا که انقدر اصرار ميکنيد اسمش رو مينويسم تو ليست
بگير
بگير
خيلي بازي ميکني؟
اسمش چيه؟- باتولا-
باتولا اسم قشنگيه- هي هي، اين مسخره بازي رو توم کنيد-
باتولا اسم قشنگيه- هي هي، اين مسخره بازي رو توم کنيد-
دخترم کجاست؟ بگو ببينم
تو خونه کالکتور داره تو ناز و نعمت زندگي ميکنه
براتون پول فرستادن بيا
الان با پول خودت خفهت ميکنم، حرومزاده
...تو بچههاي من رو فروختي، يا برشون ميگردوني يا
...تو بچههاي من رو فروختي، يا برشون ميگردوني يا
استخونهات رو ميشکنم- تو استخونهاي من رو ميشکني؟-
با اين هيکل ناقصت ميخواي استخونهاي من رو بشکني؟
با اين هيکل ناقصت ميخواي استخونهاي من رو بشکني؟
مستي خودت باعث شد بسوزي
حالا تهديد ميکني که استخونهاي من رو ميشکني؟
حالا تهديد ميکني که استخونهاي من رو ميشکني؟
حرومزادهي دو رو- خفه شو، خفه شو، فقط خفه شو-
هشت هزار روپيه بهت دادم پول رو برگردون و بچههات رو پس بگير
هشت هزار روپيه بهت دادم پول رو برگردون و بچههات رو پس بگير
پولت رو ميدم، ميدم- بده، همين الان بده-
پولت رو ميدم، ميدم- بده، همين الان بده-
چرا ساکت شدي؟
حرومزادههاي نمک نشناس عجب زمانهاي شده
هم بهشون پول بده، هم زندگيشون رو نجات بده بعد بهت فحش هم بدن
هم بهشون پول بده، هم زندگيشون رو نجات بده بعد بهت فحش هم بدن
درست ميگيد- چي درسته؟ چي درسته؟-
داني شاه، بگو ديگه من ميدونم که تو رام پراساد رو ميشناسي
و ميدوني که بچهها رو کجا برده
و ميدوني که بچهها رو کجا برده
هي دختر، چرا هي اين سوالها رو از من ميپرسي؟
اگه انقدر مشتاقي که بدوني برو از اون عمو ريکشاييت بپرس
اگه انقدر مشتاقي که بدوني برو از اون عمو ريکشاييت بپرس
اون بچهها رو ميبره
وايسا، وايسا- چي شده؟-
من همه چي رو ميدونم- هي، برو-
من همه چي رو ميدونم- هي، برو-
ديگه هيچوقت باهات حرف نميزنم
به من دروغ گفتي تو رام پراساد رو ميشناسي
باهاش کار ميکني تا بچهها رو بفروشيد
باهاش کار ميکني تا بچهها رو بفروشيد
يه روز منم ميفروشي
گوش کن دخترم، جلکي
گوش کن دخترم، جلکي
چرا مياي دنبالم؟ گفتم که نميخوام باهات حرف بزنم
ببين دخترم، اونقدرها هم راحت نيست
ببين دخترم، اونقدرها هم راحت نيست
اما حداقل بايد تلاشمون رو بکنيم ديگه
کي ميرسي عمو؟- تقريبا رسيديم-
از اينجا شروع ميشه
از اينجا شروع ميشه
هر کدوم از اين خونهها، يه کارخونه ست
بعضيهاشون کوچيکن بعضيهاشون بزرگ
چطور ميخواي پيداش کني؟- ...اول بايد از ريکشا-
پياده بشيم
پياده بشيم
نميذارن ما بريم داخل
خيلي آدمهاي خطرناکي هستن
...اون يه کارخونه ست
يکي هم اون پشته
حتما داخل قايمش کردن
اينجا چه خبره؟
اينجا چه خبره؟
چي شده؟ دنبال کي ميگردي؟
بيا اينجا، بيا اينجا
چي شده؟ها؟
دنبال کي ميگردي؟
دنبال کي ميگردي؟
برو، برو بيرون
اگه يه بار ديگه ببينمت، آتيشت ميزنم هيچ کسي هم خبردار نميشه
گمشو
وايسا، وايسا، وايسا
آبجي، عجله کن خيلي گرمه
اون يه ماشين پليسه
اون يه ماشين پليسه
نگه دار...برو عقب
وايسا- قربان-
چرا سنگ پرت کردي؟- پس چطور بايد جلوتون رو ميگرفتم؟-
ماشينمون خراب شده اينجا بچه هست
جلکي آقا راجع به تو درست ميگفت
جلکي آقا راجع به تو درست ميگفت
آقا چي ميگفت؟
هيچي
هيچي
بچهها رو بيار بياييد بچهها
بابو اينجاس؟- اونهها-
بابو اينجاس؟- اونهها-
اون نه، داداش من بابو
هي دختر اونجا چيکار ميکني؟
وايسا کجا فرار ميکني؟
وايسا
هي دينش، دختره داره فرار ميکنه بگيرش
هي دينش، دختره داره فرار ميکنه بگيرش
آهنگ قشنگيه
هي
هنوز لباسها رو تا نکردي؟
اونطور نه دخترم مرتب...بذار نشونت بدم
...اون پادشاه براي پيدا کردن بابو هيچ کاري نميکنه
شما هم هيچکاري نميکنيد شما به من قول دادين
شما هم هيچکاري نميکنيد شما به من قول دادين
جلکي، ساکت شو و کارت رو انجام بده
هي
هي
هي دختر، برو بيرون- داداش من اينجاست-
بذار برم داخل- اينجا هيچکس نيست-
بذار برم داخل- اينجا هيچکس نيست-
اسم داداش من بابوئه
اينجا بابو نداريم برو گمشو
گمشو
بابو
کمه، حالا اين بار کارمون رو راه بندازين
مگه ميوه ميخري؟
مگه ميوه ميخري؟
شماها در هر فصلي از ميوهها لذت ميبرين
بعضي وقتها انبه، توت فرنگي، انگور، توت سياه
بعضي وقتها انبه، توت فرنگي، انگور، توت سياه
من ميتونم هر 12 ماه هم انبه بخورم
انبهي زياد باعث ديابت ميشه
انبهي زياد باعث ديابت ميشه
بيا، بيا
...قربان، اي دختره دو روزه که اين طرفها پرسه ميزنه
...قربان، اي دختره دو روزه که اين طرفها پرسه ميزنه
و امروز با سنگ زده دو تا شيشه رو شکونده
حرف بزن چرا ساکتي؟
حرف بزن چرا ساکتي؟
چطور اومدي اينجا- داداش من، بابو اينجاست-
من ميدونم بذاريد ببينمش
من ميدونم بذاريد ببينمش
ولم کن
اينجا کسي به نام بابو هست؟- پوست تيرهاي داره
اينجا کسي به نام بابو هست؟- پوست تيرهاي داره
اون سياه نيست
چي ميگي آقاي بازرس؟
چي ميگي آقاي بازرس؟
شما ميدونيد که هيچ بچهاي اينجا کار نميکنه
تابلوي روي درب ورودي رو که ديدين
تابلوي روي درب ورودي رو که ديدين
نه، اون اينجاست دستخطش رو ديدم
آقاي بازرس- اون دستخط خودشه-
آقاي بازرس- اون دستخط خودشه-
اين دختر رو ببريد به ايستگاه پليس
چند تا شيشه شکسته؟- سه تا-
چند تا شيشه شکسته؟- سه تا-
اون سه تا شيشه شکسته بايد بهم قرامت بده
فکر کردي راهزني؟ اونها زنده زنده دفنت ميکردن
نزنش- ...شما نميدونيد با چه-
نزنش- ...شما نميدونيد با چه-
بدبختياي از اونجا آوردمش بيرون- من ميدونم بابو اونجاست-
اون مرده داشت دروغ ميگفت- هي جلکي، به اين راحتيها نيست-
اون مرده داشت دروغ ميگفت- هي جلکي، به اين راحتيها نيست-
آقاي بازرس داره تمام تلاشش رو ميکنه، باشه؟
آره، ديدم ازشون پول گرفت
آره، ديدم ازشون پول گرفت
چي شده سانجيت؟
چي شده سانجيت؟
نگه دار
بيارشون پايين- همه پياده شيد-
سلام رامو، بقيه کجان؟
ميان داداش
بشينيد بشينيد
پول- بگير-
الان برميگردم- برو، عجله کن-
الان برميگردم- برو، عجله کن-
خيلي خب، ببرش- بيا-
من داداشم رو پيدا کردم حالا از اونجا بيارش بيرون
چيکار کردي؟ جيبم رو پاره کردي
چيکار کردي؟ جيبم رو پاره کردي
همه چي رو پاره ميکنم
داداش من رو بيار بيرون اين بچهها هم جايي نميرن
زنگ ميزنم به بازرس و رئيس
زنگ ميزنم به بازرس و رئيس
موهان
فرار کنيد اون بابو رو فروخت، شما رو هم ميفروشه
فرار کنيد، فرار کنيد- اون داره همه چي رو خراب ميکنه
کجا رفتين؟
کجا فرار ميکنيد؟
ولم کن، ولم کن
وايسا- هي، عمو-
وايسا- هي، عمو-
شما ميدونيد چه خبره؟
شما ميدونيد چه خبره؟
شما ميدونيد چه خبره؟
هنوز نميدونيد؟ خواهش ميکنم عجله کنيد
اين دختره يه فاجعه ست ...بهت گفتم نذار بمونه
اين دختره يه فاجعه ست ...بهت گفتم نذار بمونه
اما نه، تو ميخواستي اون با بچهها بازي کنه
حالا داري لذت ميبري؟
حالا داري لذت ميبري؟
کسي تراس رو گشته؟ پس کجان؟
قربان، تراس رو هم گشتم اما آتول اونجا نيست
تو اتاق خودت رو نگاه کن ...از راننده هم بخواه
داخل ماشينها رو بگرده
داخل ماشينها رو بگرده
باحال نيست؟- چرا، باحاله-
تمام روز رو قايم ميشيم و ديگه لازم نيست درس بخونيم
تمام روز رو قايم ميشيم و ديگه لازم نيست درس بخونيم
فکر کردي اين يه شوخيه؟ ...پسر من گم شده و شما
قربان پيداشون کردم اين شيطون پسرتون رو مخفي کرده بود
آتول، پسرم
بلند شو جلکي
عذر ميخوام پسرم داشت تو خونه بازي ميکرد
عذر ميخوام پسرم داشت تو خونه بازي ميکرد
فکر کرديم دزديدنش ديگه ميتونيد بريد
شماها آتيش هستين؟ *آتش داستان گنجشک*
آتول پيدا شده ميتونيد داداش من رو هم پيدا کنيد؟
آتول پيدا شده ميتونيد داداش من رو هم پيدا کنيد؟
اون عموي لعنتي داداشم رو فروخته
جلکي، برو داخل- صبر کنيد، بابا کيه؟-
جلکي، برو داخل- صبر کنيد، بابا کيه؟-
اين دختره کيه؟
ميشه توضيح بدين که اين دختر داره چي ميگه؟
بذاريد توضيح بدم- اون داره چي ميگه؟-
بذاريد توضيح بدم- اون داره چي ميگه؟-
من توضيح ميدم حرفهاي اون دختر رو جدي نگيرين
راستش اون، مشکلات رواني داره
راستش اون، مشکلات رواني داره
...از اقوام ماست، اما طفلک يتيمه
به خاطر همين اينجا با ما زندگي ميکنه
به خاطر همين اينجا با ما زندگي ميکنه
کاملا ديوونه ست
خداحافظ
خداحافظ
الان بهش ميگن ديوونه و يتيم
الان بهش ميگن ديوونه و يتيم
...واقعا ديوونه ست، الان چندين هفته ست
...واقعا ديوونه ست، الان چندين هفته ست
مثل ديوونهها دنبال برادرش ميگرده
مثل ديوونهها دنبال برادرش ميگرده
...حتي الان ميدونه که بابو کجاست
...حتي الان ميدونه که بابو کجاست
اما چطور ميتونه نجاتش بده؟
...هر موقع که اون بچهها رو سوار ريکشا ميکنم
قلبم ميگيره که دارم چيکار ميکنم؟
قلبم ميگيره که دارم چيکار ميکنم؟
دارم کجا ميبرمشون
دارم کجا ميبرمشون
هزاران بچه گير افتادن
من اومدم تا داستان اينطور بچهها رو پوشش بدم
اما به اين راحتيها نيست
هيچ چيزي راحت نيست عمو رحيم
نميتونيم فقط دست روي دست بذاريم و کاري نکنيم
نميتونيم فقط دست روي دست بذاريم و کاري نکنيم
بابو، من خواهرت رو ديدم
کجا؟
کجا؟
هي بچهها، بلند شيد بجنبيد
زودباشيد، تکون بخوريد
يالا، بدوييد
يالا، بدوييد
بريد داخل
بريد داخل
بفرماييد، بفرماييد بفرماييد اينجا
بفرماييد
اين کارگاه ماست
اين کارگاه ماست
فقط اين کارگرها اينجا کار ميکنن؟
نه- تعداد فرشها زياده-
نه- تعداد فرشها زياده-
فصل عروسيه خانم همه رفتن به روستاهاشون
همهي پولهاشون رو تو عروسي خرج ميکنن بعدش برميگردن تا دوباره کار کنن
همهي پولهاشون رو تو عروسي خرج ميکنن بعدش برميگردن تا دوباره کار کنن
به خاطر همينه که الان تعدادشون کمه يه شعبهي ديگه هم اونطرف داريم
و بچهها کدوم طرف کار ميکنن؟
... بچهها اينجا کار نميکنن
... بچهها اينجا کار نميکنن
تابلوي بيرون رو نديدين؟
پس هيچ بچهاي اينجا کار نميکنه؟- نه-
پس هيچ بچهاي اينجا کار نميکنه؟- نه-
پس توي کارخونههاي اين اطراف هيچ بچهاي کار نميکنه؟
من اين رو نميدونم خانم
من اين رو نميدونم خانم
ميتونيد از بازرس بپرسيد
از وزير ارشد بپرسيد اونها همه چي رو ميدونن، بهتون ميگن
از وزير ارشد بپرسيد اونها همه چي رو ميدونن، بهتون ميگن
شما که روزنامه نگاريد شماها همه چي رو ميدونيد
بفرماييد بياييد اينطرف
بفرماييد بياييد اينطرف
شعبهي دوممون اون طرفه از اينطرف
اون شعبه رو هم ميتونيد ببينيد در تمام سايزها فرش ميبافيم
اون شعبه رو هم ميتونيد ببينيد در تمام سايزها فرش ميبافيم
سايز کوچيک بفرماييد، اينطرف
سايز بزگ سايز تمام
طرحهاي مختلفي هم داريم
طرحهاي مختلفي هم داريم
کارگرهامون خيلي خوبن
بعش گنجشکه رفت پيش ملکه
گفت: ملکه، لطفا با پادشاه صحبت کنيد
گفت: ملکه، لطفا با پادشاه صحبت کنيد
...اون قبول نميکنه نجار رو مجازات کنه
...اون قبول نميکنه نجار رو مجازات کنه
نجار هم قبول نميکنه درختي که دانهي من توش افتاده رو قطع کنه
حالا بايد چي بخورم؟ چي بنوشم؟
ملکه گفت: از اينجا برو
بعد گنجشکه رفت پيش چماق
بعد گنجشکه رفت پيش چماق
نه نه، رفت پيش آتيش
نه نه، رفت پيش چماق
يادم رفت خواهرم داستان رو کامل ميدونه
يادم رفت خواهرم داستان رو کامل ميدونه
قربان، امروز صبح اون پرونده رو پاک کردم
قربان، امروز صبح اون پرونده رو پاک کردم
بله جلکي، سروصدا نکن
بله قربان، ما منتظر ترخيص پليس هستيم
جلکي، سروصدا نکن
ببخشيد قربان
ببخشيد قربان
ممنون قربان، شب بخير
بهت گفتم سروصدا نکن نميفهمي؟ ديوونه اي؟
بهت گفتم سروصدا نکن نميفهمي؟ ديوونه اي؟
تو پادشاه نيستي
من دار ميرم ديگه اينجا نميمونم
جلوش رو بگير- تو برو-
جلکي
هيچ جا نميره، برميگرده
هيچ جا نميره، برميگرده
رام سينگ، جلوش رو بگير رام سينگ
هي داداش، يه چايي درست کن
اين از کي خوابيده؟
اين از کي خوابيده؟
نميدونم، خيلي وقته
آبجي، رام پراساد، داداش من بابو رو اونجا فروخت
من مطمئنم، ميدونم بابو کجاست
من مطمئنم، ميدونم بابو کجاست
کمکم کنيد نجاتش بدم
کمکم کنيد نجاتش بدم
...ببينيد، در حقيقت اون- ...در حقيقت اون-
از اقوام شماست و مشکل رواني داره
از اقوام شماست و مشکل رواني داره
و اون ديده که شما رشوه گرفتين- مزخرفه-
شما چي ميخواييد؟
کجا ميريد از اينطرف بفرماييد
بفرماييد خانم از اينطرف
بفرماييد خانم از اينطرف
شما گفتين که هيچ بچهاي اينجا کار نميکنه پس اين چيه؟
من کي گفتم؟
من کي گفتم؟
من گفتم که ما هيچ کار غيرقانونياي انجام نميديم
اين يه کارگاه خانوادگيه اينا همه اقوام من هستن
اين يه کارگاه خانوادگيه اينا همه اقوام من هستن
فيلم نگير، فيلم نگير- خيلي خب، ما همهي اين ماجرا رو ميدونيم-
هي، دفتر ثبت رو بيار
هي، دفتر ثبت رو بيار
اسم و آدرس همهي بچهها اينجا ثبت شده
اسم و آدرس همهي بچهها اينجا ثبت شده
ميتونيد همه چيز رو داخل اين دفتر پيدا کنيد همه چيز
شما هم نگاه کنيد عکسش رو بندازيد، عکسش رو بندازيد
...باشه، همهي اين بچهها اقوام شما هستن
اما يکي از بچههاي اينجا، از اقوام شما نيست
اما يکي از بچههاي اينجا، از اقوام شما نيست
برادر اون دختره- واقعا؟-
خانم، اگه اين حرفتون درست بود من رو اعدام کنيد
خانم، اگه اين حرفتون درست بود من رو اعدام کنيد
حالا بهم بگيد که اون بچه کيه و کجاست؟
...جلکي، جلکي- ...من کسي به اسم جلکي-
...جلکي، جلکي- ...من کسي به اسم جلکي-
توي اقواممون ندارم، خانم
گوش کنيد
بابو، بابو
بابو، بابو
بابو، بابو- هي دختر-
بابو، بابو من اينجام بابو
بابو، بابو من اينجام بابو
جلکي، بابو رو پيدا کردي؟
ولش کن، ولش کن- بابو، من خواهرتم-
خانم- ولش کن-
خانم- ولش کن-
آقا- خانم، بچهتون رو پيدا کردين؟-
آره، اونجاست- اوني که زيرپوش آبي پوشيده؟-
نه، اونيکي بابو
نه، اونيکي بابو
کناريش؟
ولش کن- بابو-
هي، بيا اينجا- بابو-
هي، بيا اينجا- بابو-
ولش کن- دختره رو بيار اينجا-
بابو- بيارش، بيا-
وايسا اينجا، وايسا اينجا و بگو که تو برادر اين دختري؟
وايسا اينجا، وايسا اينجا و بگو که تو برادر اين دختري؟
دستش رو ول کنيد، ولش کنيد تهديدش نکنيد
من درستش ميکنم يک لحظه
من درستش ميکنم يک لحظه
پسرم، بگو ببينم اين دختر خواهر توئه؟
بگو- هي بابو، بگو که من خواهرتم-
ولش کن، دست نزن بهش- هي، پسرهي احمق حرف بزن-
ولش کن، دست نزن بهش- هي، پسرهي احمق حرف بزن-
بگو- بگو پسرم، از چيزي نترس-
ما پليس هستيم
ما پليس هستيم
بيا اينجا اين خواهر توئه؟ حرف بزن
نترس پسرم، بگو- بگو ديگه بابو-
نترس پسرم، بگو- بگو ديگه بابو-
اين خواهرته؟
بگو پسرجان، نترس
بگو پسرجان، نترس
بگو ديگه بابو
بابو
رئيس ما، شيولال چاکيا، کيه؟- داييه-
رئيس ما، شيولال چاکيا، کيه؟- داييه-
آره، خيلي خوب
رئيس ما، شيولال چاکيا، کيه؟- داييه-
رئيس ما، شيولال چاکيا، کيه؟- داييه-
احمق چي گفتم بهت؟
اگه اون ميگه دايي تو هم بايد همين رو بگي
اگه اون ميگه دايي تو هم بايد همين رو بگي
کيه؟- دايي-
چي؟- دايي جان-
آره...دايي جان
با احترام صحبت کردن خيلي ضروريه، فهميدين؟
با احترام صحبت کردن خيلي ضروريه، فهميدين؟
دايي جون- خيلي خوب، خيلي هم خوب-
...اگه کسي فکر فرار به سرش بزنه، يا
به کسي کمک کنه تا فرار کنه
اونوقت چي ميشه؟- پليس ما رو ميکشه-
رودههامون رو ميکشن بيرون
رودههامون رو ميکشن بيرون
پليس همه جا هست اونها ميان و ما رو ميکشن
پليس همه جا هست اونها ميان و ما رو ميکشن
واو اين پسره خيلي باهوشه
واو اين پسره خيلي باهوشه
جلکي خودش بابو رو پيدا کرد تو چيکار کردي؟
چيکار ميتونستم بکنم؟ بگو؟
اگه ميخواستي ميتونستي بابو رو بياري بيرون
پريتي، توي اين شرايط م هر کاري که ميتونستيم کرديم
...البته، اول بهشون خبر دادي که من دارم ميام
و بعدش همه چيز تغيير کرد
دوما، دادي يه دفتر ثبت جديد درست کردن
دوما، دادي يه دفتر ثبت جديد درست کردن
نه خانم، دفتر ثبت درست کردن کار ما نيست
اين يه کسب و کار خانوادگيه و کاملا قانونيه
اين يه کسب و کار خانوادگيه و کاملا قانونيه
...البته که قانونيه ... به کار گرفتن بچههاي 8 تا 10 ساله
اون هم 14 ساعت در روز، قانونيه- قانون ما همينه خانم پريتي-
اون هم 14 ساعت در روز، قانونيه- قانون ما همينه خانم پريتي-
...انقدر بچه رو ترسوندن که برادر
خواهرش رو نميشناسه آره، کسب و کار خانوادگي و قانونيه
خواهرش رو نميشناسه آره، کسب و کار خانوادگي و قانونيه
خيلي خب، خيلي خب
...بگو ببينم
...بگو ببينم
شبکهي تلويزيوني که براش کار ميکني چقدر بهت ميده؟
شبکهي تلويزيوني که براش کار ميکني چقدر بهت ميده؟
چي؟- ميدوني منظورم چيه خانم-
چي؟- ميدوني منظورم چيه خانم-
اما انگار شما هنوز متوجه نشدين
ما مثل شما کار نميکنيم
ما داريم کار شما رو انجام ميديم
اوه، فهميدم ...حالا شما ميخواييد
اوه، فهميدم ...حالا شما ميخواييد
به من کارم رو ياد بدين
حرف زدن با شما فايدهاي نداره- چي شد؟-
حداقل بذار حرفمون تموم بشه- بريم-
حداقل بذار حرفمون تموم بشه- بريم-
يک لحظه گوش کنيد خانم پريتي
پس آموزشتون چي شد؟
پس آموزشتون چي شد؟
چيه دختر جون؟- درس اول-
رشوه نگير
رشوه نگير
درس دو: جرات داشته باش و کار درست رو انجام بده
شما پليس هستين
...بعد از بررسي تمام شواهد و مدارک
...دادگاه نتيجه گيري ميکنه که مدارک
...دادگاه نتيجه گيري ميکنه که مدارک
شيوال چاکيا درست و قانوني ست
فيلمهاي خانم پريتي به عنوان مدرک قابل اعتنا نيست
فيلمهاي خانم پريتي به عنوان مدرک قابل اعتنا نيست
به نظر مياد که اين فيلمها دستکاري شده اند
حق با شما بود
حق با شما بود
...بنابراين دادگاه شيولال چاکيا رو بيگناه ميدونه
و ايشون ميتونن تشريف ببرن
و ايشون ميتونن تشريف ببرن
بگيرينش
هي
هي
خيلي خب...بله
همين الان
پريتي
جلکي چطوره؟
براي شما چه اهميتي داره؟
دارن عملش ميکنن؟
آره
...با دکتر ماتور صحبت کردم ...بياييد ببريمش
به بيمارستان شهر اينجا امکانات زيادي ندارن
به بيمارستان شهر اينجا امکانات زيادي ندارن
اما بردنش داخل سانجي
...اما اون- همراه جلکي کيه؟-
...اما اون- همراه جلکي کيه؟-
چند تا زخم عميق داره ...سرش بدجور آسيب ديده
که به خاطر سقوط شديدش بوده ...اما از اون مهمتر اينه که
زبونش قطع شده و از گوشهي دهنش آويزونه خون زيادي از دست داده
زبونش قطع شده و از گوشهي دهنش آويزونه خون زيادي از دست داده
خطرناکه اما ميتونيم عملش کنيم
خطرناکه اما ميتونيم عملش کنيم
شما شروع کنيد- کي برگهها رو امضا ميکنه؟-
من امضا ميکنم
...ميتونم من اينکار رو بکنم؟
خواهش ميکنم؟
ممنون
ممنون
بله قربان؟
بله، الان مياييم
اگه نمينداختيش بيرون
اين بلا سرش نميومد
اين بلا سرش نميومد
من ننداختمش بيرون خودش فرار کرد
من ننداختمش بيرون خودش فرار کرد
ميتونستي جلوش رو بگيري
اتفاقهاي زيادي بعد از اون افتاد و تو هيچ کاري نکردي
اتفاقهاي زيادي بعد از اون افتاد و تو هيچ کاري نکردي
منم دارم کارم رو ميکنم تمام هزينهي بيمارستان رو من دادم
منم دارم کارم رو ميکنم تمام هزينهي بيمارستان رو من دادم
سانجي، تو و آکيلش جز پول به هيچ چيزي فکر نميکنيد
اصلا باورم نميشه که تو خواستي به يه روزنامه نگار رشوه بدي
آتول چند ساعت گم شد و ما داشتيم ميمرديم
آتول چند ساعت گم شد و ما داشتيم ميمرديم
اون يه بچهست سانجي
داداش، اگه مامان من رو بزنه کي نجاتم ميده؟
داداش، اگه مامان من رو بزنه کي نجاتم ميده؟
من نجاتت ميدم
جلکي
جلکي
آبجي، بابو
آبجي، بابو
دريا گفت: نه
اي دريا...تو انقدر بزرگي اما قلب کوچيکي داري
بعد رفت پيش فيل
"اي فيل، بيا و تمام آب دريا رو بنوش"
فيله قبول کرد و گفت: باشه، بريم
فيله قبول کرد و گفت: باشه، بريم
فيله خيلي شجاع بود، خيلي
اون فقط ميتونست يه ذره آب بخوره اما جراتش رو ببينيد
اون فقط ميتونست يه ذره آب بخوره اما جراتش رو ببينيد
...وقتي باهم رفتين پيش دريا، دريا گفت
...وقتي باهم رفتين پيش دريا، دريا گفت
"خواهيش ميکنم من رو نخور"
"من آتيش رو خاموش ميکنم"
"من آتيش رو خاموش ميکنم"
حالا فهميدي، بيا بريم
آتيش گفت: نه من رو خاموش نکن
آتيش گفت: نه من رو خاموش نکن
من ميرم چماق رو آتيش ميزنم
...به خاطر همين، چماق قبول کرد که مار رو بکشه
و مار قبول کرد که ملکه رو نيش بزنه
و مار قبول کرد که ملکه رو نيش بزنه
...ملکه قبول کرد که با پادشاه صحبت کنه
پادشاه قبول کرد که نجار رو مجازات کنه
و بالاخره نجار درخت بامبو رو قطع کرد
و بالاخره نجار درخت بامبو رو قطع کرد
...گنجشک خستگي ناپذير دانه رو پيدا کرد
...گنجشک خستگي ناپذير دانه رو پيدا کرد
و توي آسمون بيانتها پرواز کرد
اينجا کجاست؟
من چرا اينجام؟
من چرا اينجام؟
...اومدي اينجا تا استخونهات رو قوي تر کني
تا بتوني بهتر بجنگي و برادرت رو پيدا کني
بذار ببينم
بذار ببينم
خداي من چه استخونهاي قوي اي
شما کي هستين؟ دوست تو-
ايشون کسي هستن که هزاران بچه مثل بابو رو نجات دادن
پس تا الان کجا بودين؟
پس تا الان کجا بودين؟
الان ميريم مياريمش
من با تو ميرم، باشه؟
در رو باز کن
بازش کن
هي، دارين کجا ميرين؟
بابو کجاست؟- نميدونم-
همينجا بود
اينها چطور اومدن داخل؟
دادگاه من رو بيگناه شناخته
بندازينشون بيرون
بندازينشون بيرون
بريم بچهها
وايسا
وايسا
دادگاه من رو بيگناه شناخته
بندازينشون بيرون اين دستور دادگاهه
همه جا رو بگردين از اين طرف
ولم کن، ولم کن
تو بد دردسري مياُفتين
تو بد دردسري مياُفتين
بابو
شما نميدونين با کي در افتادين
شما نميدونين با کي در افتادين
تو به من خيانت کردي- خفه شو-
من جيبهاي تو رو پر پول کردم
جلکي
جلکي
بابو
بريم
بريم
بريم جلوتر رو بگرديم بيا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اينجا نيست جلکي بيا
اينجا نيست جلکي بيا
اينجا کسي نيست؟
اينجا کسي نيست؟
يالا
يالا
قربان، 30 تا بچه پيدا کرديم
قربان، 30 تا بچه پيدا کرديم
سوارشون کنيد به ماشين الان ميام
هنوز داريم ميگرديم ديگه
حتما پيداش ميکنيم
بابو
بابو
اينجا کسي نيست بريم
اينجا کسي نيست بريم
صبر کنيد
صبر کنيد
بابو
بابو
بابو
آبجي
...اين پسره باعث شد همه جا رو دنبالش بگرديم
...اين پسره باعث شد همه جا رو دنبالش بگرديم
خودش خواب بود و داشت خر و پف ميکرد
"اونها مثل يه رودخانه جاري هستن"
"بگذار عبور کنن"
"بگذار عبور کنن"
"آنها مثل غروب آفتاب هستن"
"تمام آسمان رو بهشون بده"
"تمام آسمان رو بهشون بده"
"آنها رايحهاي زيبا هستن"
"اجازه نده از بين برن"
"اجازه نده از بين برن"
"آنها خوشهاي از شادي هستن"
"اجازه بده همه جا پخش بشن"
"اجازه بده همه جا پخش بشن"
"...اگر چيزي بهشان دادي يا ندادي"
"مطمئن شو که حق کودکي کردن رو داشته باشن"
"مطمئن شو که حق کودکي کردن رو داشته باشن"
"آنها خوشهاي از شادي هستن"
"آنها خوشهاي از شادي هستن"
"اجازه بده همه جا پخش بشن"
"اجازه بده همه جا پخش بشن"
...اين يک مبارزهي طولانيه
...و ما چندين ساله که با برده داري کودکان مبارزه ميکنيم
...و ما چندين ساله که با برده داري کودکان مبارزه ميکنيم
...اما پيروزي اصلي روزيه که حتي يک بچه هم
...اما پيروزي اصلي روزيه که حتي يک بچه هم
به عنوان برده براي کار خريد و فروش نشه
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سميرا
"...اگر چيزي بهشان دادي يا ندادي"
"...اگر چيزي بهشان دادي يا ندادي"
"مطمئن شو که حق کودکي کردن رو داشته باشن"
"آنها خوشهاي از شادي هستن"
"اجازه بده همه جا پخش بشن"
"اجازه بده همه جا پخش بشن"
"اجازه بده همه جا پخش بشن"
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
...کار کشيدن از کودکان، نمادي از برده داري ست
...کار کشيدن از کودکان، نمادي از برده داري ست
و مانع بزرگي در مقابل تحصيلات اونها هست
اين کار باعث ايجاد و ترويج فقر ميشه
يک کودک کار هميشه فقير باقي ميمونه
يک کودک کار هميشه فقير باقي ميمونه
درنتيجه براي پايان دادن به فقر بايد به سواستفاده از کودکان به عنوان کودکان کار، خاتمه بديم
...اگر ميخواييم جامعه و کشوري باسواد داشته باشيم
...اگر ميخواييم جامعه و کشوري باسواد داشته باشيم
تمام کودکان بايد از اين موقعيت نجات پيدا بکنن
برده داري بزرگترين جرم هست
برده داري بزرگترين جرم هست
چه چيزي ميتونه از اين بدتر باشه؟
...شما داريد آينده و آزادي بچه رو ازش ميگيريد
...شما داريد آينده و آزادي بچه رو ازش ميگيريد
و اين کاملا غير قابل قبوله
اينها بچههاي ما هستن
...تمام کساني که دربارهي کشور صحبت ميکنن
...و نميتونن فرياد بچههايي که توي کارخانهها و معادن کار ميکنن
...و نميتونن فرياد بچههايي که توي کارخانهها و معادن کار ميکنن
رو بشنون
...پس ما بايد شنواييشون رو مورد آزمايش قرار بديم
...پس ما بايد شنواييشون رو مورد آزمايش قرار بديم
...و گوشهاي ما، تحصيلات، ارزشها
دانش، فرهنگ، دين و قانون ما هستن
دانش، فرهنگ، دين و قانون ما هستن
...اگر با اين وجود هم نتونيم فريادشون رو بشنويم
...اگر با اين وجود هم نتونيم فريادشون رو بشنويم
بايد سرمون رو از شرمندگي پايين بندازيم
...از همه ميخوام که قدرت همدردي و دلسوزي
...از همه ميخوام که قدرت همدردي و دلسوزي
رو در وجودشون بيدار کنن و به اين آشوب پايان بدن
رو در وجودشون بيدار کنن و به اين آشوب پايان بدن
...بياييد صداي ميليونها به رو گوش بديم
...بياييد صداي ميليونها به رو گوش بديم
...که دارن از من و شما، و از همهي ما ميپرسن که
"تا الان کجا بودين؟"
"تا الان کجا بودين؟"
..ازمون ميپرسن که چرا کودکيشون رو
بهشون پس نميديم؟
بايد کودکي اونها رو همين الان نجات بديم
بايد کودکي اونها رو همين الان نجات بديم
"...اگر چيزي بهشان دادي يا ندادي"
"مطمئن شو که حق کودکي کردن رو داشته باشن"
"مطمئن شو که حق کودکي کردن رو داشته باشن"
"آنها خوشهاي از شادي هستن"
"اجازه بده در تمام مکانها پخش بشن"
"بهشون آموزش بده، اما نه با خشم"
"بهشون آموزش بده، اما نه با خشم"
"همه چيز رو بهشون بفهمون، اما نه با استفاده از زور"
"همه چيز رو بهشون بفهمون، اما نه با استفاده از زور"
"کمکشون کن تا بتونن آيندهشون رو ببينن"
"کمکشون کن تا بتونن آيندهشون رو ببينن"
"اما بذار خودشون مسيرشون رو انتخاب کنن"
"اگر ميخواي تجارتت رشد کنه"
"اگر ميخواي تجارتت رشد کنه"
"بگذار رشد کنه"
"...تا ميتوني طلا و نقره معامله کن"
"اما اين کار رو با بچهها نکن"
"اما اين کار رو با بچهها نکن"
"بگذار آنها پرواز کنند"
"بگذار آنها پرواز کنند"
"روي بالهاشون ستارهها رو حکاي کنيد"
"...بگذاريد جاري بشن"
"و برايشان ساحل باشيد"
"و برايشان ساحل باشيد"
"بگذاريد آزادانه بچرخند و مسير خود رو پيدا کنن"
"بگذاريد آزادانه بچرخند و مسير خود رو پيدا کنن"
"بگذاريد بجنگند و شما سپر آنها باشيد"
"اگه چيز ديگهاي بهشون دادين يا ندادين"
"مطمئن باشيد که حق کودکي کردن داشته باشن"
"مطمئن باشيد که حق کودکي کردن داشته باشن"
"آنها خوشههايي از شادي هستن"
"بگذاريد در همه جا گسترده شوند"
"اگه چيز ديگهاي بهشون دادين يا ندادين"
"اگه چيز ديگهاي بهشون دادين يا ندادين"
"مطمئن باشيد که حق کودکي کردن داشته باشن"
"آنها خوشههايي از شادي هستن"
"بگذاريد در همه جا گسترده شوند"
"بگذاريد در همه جا گسترده شوند"
"بگذاريد در همه جا گسترده شوند"
First Edited - Farsi Version 09.04.2020 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.