All language subtitles for Ghost 2019.Fa.WEB-DL.Bollywood1

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از صاحب وردان

برترین های سینمای هند در بالیوود وان

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

"روح" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان

مترجم : فواره

بارکها؟

بارکها؟

گرفتیش؟

ایناهاش

ممنونم ، مل

این آخرین باره که ازم تشکر می کنی

نمیتونم با این نسخه بیش از این برات دارو بگیرم

واقعا متاسفم رییس

داروساز گفت نسخه قدیمیه

وقتی قرص های بیشتری گرفتم یه کاریش می کنم

فعلا همین کافیه

دو هفته پیش گچ رو باز کردی

مشکل راه رفتن هم نداری

فکر نمی کنم که دردی داشته باشی

رییس فکر می کنم تو بهشون معتاد شدی

تو به مورفین معتاد شدی

مل ، من مسکن میخواستم نه یک مادر

متاسفم

منظور بدی نداشتم

صبح بخیر

صبح بخیر جان

زنت چطوره؟

روی تختم ، سیم روی تخت من

فعلا تصمیم گرفته بازی رو تموم کنه و مامان بازی کنه

خب ، خوبه که فهمیدم

اگه میخواستی بازم بهش سر بزنم برای تو رایگانه

وقتی من در دادگاه بودم صید زنگ زد؟

نه . نزد

اولین نفر کیه؟

خب ، فردی اونز بود

ولی یه ساعت عقب انداختمش

بخاطر یک درخواست فوری

درخواست فوری؟

باب آناند

مدیر کمپین انتخاباتی کاران کانا

اون درخواست فوری برای دیدنت داد

که اینطور

ممنونم دیوید- ممنون خانم-

لطفا

بله البته

خب . مطمئنم میدونید من چرا اینجا هستم

میدونم

به ضرس قاطع میگم که کاران زنشو نکشت

آقای آناند ، این همه سال سابقه کاری ام یه چیز رو بهم یاد داده

که در این دوره و زمانه هیچکس بی گناه نیست

حتی اونی که بیگناه جلوه میده

ولی کاران هست

و میتونم ثابتش کنم

واقعا؟

کاران در شب قتل بارکها پیش من بود

براش مراسم دریافت کمک مالی گذاشته بودم

خیلی از افراد مهم و شناخته شده اونجا بودند

کاران خیلی نوشیدنی خورد

گفتم رانندگی نکنه

و به جاش خونه من بمونه

تا صبح خونه من بود

که اینطور

ولی آقای آناند این صرفا اظهارات شماست

مدرکش چیه؟

ممکنه بخاطر آقای کانا دروغ بگید

من فقط مدیر کمپین اون هستم دوستش نیستم

ولی اگه برای اون دروغ بگم هردوی ما وجهه مون رو از دست می دیم

خیلی خب. فعلا حرف شما رو باور می کنم

خانم سینگ دو ماه دیگه انتخاباته

قطعا اپوزیسیون از این رسوایی بهره برداری می کنه

اگه این موضوح حادتر بشه اون دیگه نمیتونه در انتخابات شانسی داشته باشه

سابقه سیاسی اش حتی قبل از شروع به پایان می رسه

کاران خیلی تلاش کرده تا به اینجا رسیده

رویای اون نماینده شدن بود

اون واقعا میخواد برای جامعه اش کاری انجام بده

و حدس می زنم وقتی در زندانه این کار عملی نیست

بخاطر همین خدمت شما اومدم

ببینید آقای آناند من هیچ قولی نمی دم

ولی مایلم آقای آناند رو ببینم

و بعدش تصمیم می گیرم که این پرونده رو بگیرم یا خیر

حتما

من بیرون منتظر می مونم

ممنونم

خواهش می کنم

زندانیان سلول "بی" "سی" و "دی" که ...مشغول انجام کاری نیستند

هرچه سریع تر در محل اجتماعات... حضور بهم برسانند

تکرار می کنم

زندانیان سلول "بی" "سی" و "دی" که ...مشغول انجام کاری نیستند

هرچه سریع تر در محل اجتماعات... حضور بهم برسانند

درست رفتار کن

بهم دستبند زدن

مطمئنم برای این ملاقات ضروری نیست

بهم اطمینان کنید

هنوز زوده که بهتون اطمینان کنم

....اگه فکر می کنید من- فکر من اهمیتی نداره-

مهم چیزیه که بتونم ثابتش کنم

منظور؟- منظورم اینه آقای کانا-

...راستش برای من فرقی نداره

که شما همسرتون رو به قتل رسونده باشید... یا خیر

ولی قطعا در دفاع از شما تغییرات زیادی خواهد داشت

پس بهتره که صادقانه بهم بگید که اون شب چه اتفاقی افتاد

چون اگه دادستان چیزی بدونه ...که من نمیدونم

ممکنه برای شما مشکل بزرگی ایجاد کنه...

من دروغ نمیگم

حقیقت اینه که من بی گناه هستم

من زنم رو نکشتم

پلیس این فیلم دوربین مداربسته رو از خونه شما گرفته

در شب قتل همسرتون ساعت 2 شب به خونه رفتید

ساعت 4 اونجا رو ترک کردید

و بعدش شش و نیم برگشتید

پلیس شما رو بر پایه این دستگیر کرد

میدونم

پس میدونید که برای این عکس ها نمیتونید باب رو بهانه کنید

پس آقای کانا. می بینید که حقیقت چیزی نیست که بهش باور دارید

حقیقت چیزیه که میتونید ثابتش کنید

من شب رو خونه باب بودم

این من نیستم

باشه

پس به هیئت ژوری بگید که یک دوقلوی شیطانی دارید

و تو لندن از هم جدا شدید

برات خنده داره؟

آقای خانا ، شما من و قانون رو جوک فرض کردید

من اینجا دستم به جایی بند نیست

هرچی بیشتر راستشو بگم بیشتر فکر می کنی دروغ میگم

راه دیگه ای جز گفتن حقیقت به من ندارید

خانه ما توسط یک روح تسخیر شد

بارکها و من حضورش رو حس می کردیم

اون روح بود که بارکها رو کشت

...زن من

اون توسط یک روح کشته شد

گفتم که باورت نمیشه

اگه فکر می کنید که یک روح همسرتون رو کشته

نمیتونم درباره اش بحث کنم

خب ، من خودم خدا رو ندیدم

ولی به این معنی نیست که خدایی نیست

ولی متاسفانه آقای کانا قانون فقط برای انسان ها اجراییه

نه ارواح و اشباح

پس می بینید کمکی ازم بر نمیاد

متخصص جادوی سیاه لازم دارید

نه متخصص قانونی

خانم سیمران

...در زندگی هرکس یه لحظه هست

که میخوان یکی حرفشون رو باور کنه

حتی یک نفر هم کافیه

و گفتم شاید شما اون آدم باشید

خداحافظ آقای کانا

سلام؟

کسی هست؟

آقای کانا هنوز میتونیم زن شما رو نجات بدیم

بیایید

این عکس ها رو ببینید

این حادثه شب قبل رخ داد

کاران فکر کرد که داره کابوس می بینه

ولی صبح که بیدار شد این علامت ها روی بدنش بود

آقای آناند ....میدونید که در دادگاه نمیشه که

با این عکس ها چیزی رو ثابت کنیم...

متاسفم

نمیگم چیزی رو ثابت کنید

میگم حداقل کاران رو باور کنید

اگه نمیتونید این پرونده رو انجام بدین حداقل کمک کنید با وثیقه درش بیاریم

باشه

ولی وقت میخوام که فکر کنم

ممنونم

کار بزرگی می کنید

هنوز جواب بله ندادم ، آقای آناند

گفتم بهش فکر می کنم

میدونم ولی برای الان همینم کافیه

سلام- سلام-

میزی به نام صید شارما داشتیم؟

بله البته

اون در میز کنار پنجره منتظر شماست

بزارید نشونتون بدم

اونجاست

ممنونم- خواهش می کنم-

سلام

خیلی متاسفم که دیر کردم

باورت نمیشه امروز چه پرونده عجیبی داشتم

راستش میخواستم درباره اش باهات صحبت کنم

متاسفم

ایراد نداره- بخاطر اون دیر شد-

اول سفارش

بعدا صحبت می کنیم

صید. تو خوبی؟

نه سلامی نه علیکی

حتی درست منو نبوسیدی

یه راست میری سراغ سفارش؟

وقت این تشریفات رو ندارم

باید به دادگاه برگردم

باید کلی پرونده رو مرور کنم

باشه

منم باید برای پرونده به دادگاه برم ، صید

و میدونم تو یکی از جوانترین قضات هستی

و من فقط یک وکیل عادی ام

ولی مطمئنم اونقدر سرت شلوغ نیست که از تماس تلفنی دریغ کنی

وقت این چیزا رو ندارم

لطفا سیمران

بیا ناهار رو تموم کنیم و سریع به دفترهامون برگردیم

تو چه مرگته ، صید؟

چرا اینقدر ناراحتی؟

اول تماس ها و پیام هامو نادیده می گیری

یهو چی بین ما عوض شد؟

! لعنتی ، سیمی

! دوباره نه

! خیلی متاسفم

دیگه بسمه

من میرم

! صید

الان داری از پیشم میری؟

چرا نارحتی؟ مگه من چه کار کردم؟

از وقتی پدرت مُرده درد رو بهونه می کنی

تا اعتیاد مورفینت رو توجیه کنی

دیوانگیه

تو اصلا درد من رو درک نمی کنی ، صید

نمیدونی دردم چقدر عمیقه

همین رو میگم

همینو میگم ، سیمران اصلا نمیدونم

ولی بعنوان دوست پسرت باید بدونم

نمیدونم چی ریده بهت

نمیدونم طلاق والدینت بوده

یا این حقیقت که با تک فرزند بودن مشکل داشتی

ولی تو هیچی رو با من در میان نمی گذاری

من همه چیزو بهت میگم

...من- صید. من همه چیز رو بهت میگم-

من احساسات رو میگم ،سیمران

احساساتت رو میگم اونا رو با کسی در میان نمی گذاری

میدونی چیه؟ تو

تو احساساتی نیستی اینطوری هستی

از عاشق شدن می ترسی

...از درمیون گذاشتن احساساتت از اینکه در قلبتو به روی کسی باز کنی

تو دور قلبت رو مرزبندی کردی

نوشته از این بیشتر به سیمران نزدیک نشوید

پس چرا میگی دارم از پیشت میرم؟

منصفانه نیست ، صید

من همه چیزو باهات در میون می گذارم

خودت میدونی

اگه این حقیقت داشت منو میخواستی ، نه این مسکن ها رو

فکر می کنی من دروغ میگم؟

فکر می کنی دردم رو بهانه کردم؟

من جای زخم یا محل دردناک در بدنت نمی بینم

رک بگم باور حرفت سخته

پس حالا حرفمو باور نمی کنی؟

نه

میدونی چیه ، صید؟

همیشه فکر می کردم که حتی وقتی کل دنیا حرفمو باور نکنه تو می کنی

ولی ظاهرا در اشتباه بودم

من اشتباه می کردم ، سیمران

که احساساتم رو برای دختری مثل تو هدر دادم

متاسفم که میگم تو درست بشو نیستی

انتخاب غلط بودی

و نمیخوام دیگه وقتمو برات هدر بدم

...در زندگی هرکس یه لحظه هست

که میخوان یکی حرفشون رو باور کنه

حتی یک نفر هم کافیه

همیشه فکر می کردم که حتی وقتی کل دنیا حرفمو باور نکنه تو می کنی

الو؟

آقای آناند بیایید برای آقای کانا ، وثیقه فراهم کنیم

ممنونم. خیلی ممنونم

خواهش می کنم

مل باهاتون هماهنگ می کنه- بله. حتما-

سلام؟

کسی اونجاست؟

لوسی؟

هنوز اینجایی؟

سلام؟

کسی اونجاست؟

کی اونجاست؟

عالیجناب آقای کانا یک شهروند نمونه بوده

اون یک چهره عمومی هست و زندگی آشکاری داره

...دادگاه سرانجام می پذیره که

اتهامات رو علیه اون باطل کنه...

ولی تا اون موقع اون مسئولیتی داره که باید انجام بده

عالیجناب آقای کانا ، شهروند بریتانیا هست

و یک نامزد انتخاباتی مسئول

اون در انتخابات پیش رو نماینده حوزه اش هست

دارایی ، کار و کلیه درآمدهاش در این کشور هستند

موکل من جایی نمیره

اون اینجا می مونه تا با مشکل پیش روش مواجه بشه

اگه این کافیه ، عالیجناب

...موکل من قبول کرده که تمام تماس های تلفنی اش

تحت کنترل قرار بگیره...

اینم پذیرفته که از حق حریم خصوصی اش چشم پوشی بشه

تا دادگاه محترم از نیت های صادقانه اش اطمینان حاصل کنه

...آقای کانا ، درسته که

از انتخابات کنار کشیدید؟...

آیا حزب کسی رو به جای شما انتخاب کرده؟

آقای کانا ، عکس های دوربین مداربسته ...به وضوح نشون می داد که شب قتل

در خونه بودین...

از کجا اومدین و به کجا رفتین ، آقای کانا؟

فکر می کنید کسی دیگه زن شما رو کشته؟

آقای کانا جواب همه تون رو میدن ولی امروز نه

لطفا با دفتر تماس بگیر و ما کار لازم رو می کنیم

خدای من خیلی متاسفم ، من

سیمران ، سیمران صبر کن لطفا

ببخشید که این صحنه رو دیدی

...پس دلیلش اینه که

نمیخواستی وقتتو باهام هدر بدی....

...تو صداقت منو زیر سوال می بردی

چون شجاعتشو نداشتی.... که خودت صداقت نشون بدی

زیاده روی می کنی ، سیمی

هرچی بین ما بود ، دیگه تموم شده

...چون ما دیگه رابطه نداریم

میتونم هرکاری میخوام در زندگی ام بکنم...

میدونی چیه؟

درست میگی

! برو و اونو بکن

لیاقتت همینه

این چه نمایشیه؟- نمایش نیست-

من اومدم وسایلم رو بردارم

کلیدا رو بالا در اتاق گذاشتم

و بعد میگی من احساساتی نیستم

میگی من احساساتم رو در میان نمی گذرم

من دردم رو در میان نمی گذارم

اون مسکن ها از تو مفید ترن

اونا دردم رو کم نمی کنن

ولی به دردهام اضافه نمی کنن

سلام سیمران

ریچارد

سیمران . نمیتونم با این نسخه قدیمی بهت دارو رو بدم

...من وقت رفتن به دکتر رو نداشتم و

خیلی درد دارم

...اگه فقط قرص رو بهم بدی

سیمران ، تو یک وکیلی قانون رو می دونی

ممکنه بخاطرش به دردسر بزرگی بیفتیم

متاسفم. نمیتونم

بابت هیچی ، مرسی ریچارد

لیونا ، میخوام مل رو پیدا کنی

خوبید؟

هر گوری است و هر غلطی می کنه

بیارش پیش من

بله خانم یکی اینجاست که شما رو ببینه

...الان نه لیونا. من فقط- سیمران-

آقای کانا

متاسفم که بدون قرار قبلی اومدم ...ولی میخواستم که

ببخشید

خوبید؟- مشکلی نیست-

خوب به نظر نمیایید

من نمیتونم نفس بکشم

آمبولانس خبر کن

چی میخوای؟- فقط کمی خسته ام-

فقط میخوام نفس بکشم- ...باشه . فقط-

نمیتونم نفس بکشم

...نفس ندارم

من تو دفترم بودم

و حالا

چه بلایی سرم اومد؟

دکتر گفت سندرم ترک بوده

استفاده بیش از حد از مورفین ، موجب اعتیاد شد

وقتی مورفین استفاده نکردی بهت حمله شدید دست داد

من برای دردم از مورفین استفاده می کنم

پدرم چند هفته پیش از دنیا رفت

اونجا تصادف کردم

مچ پام پیش خورد

برای اون درد ، مورفین می خوردم

این درد رو می شناسم

ولی طبق تجربه من دارو فقط جراحات فیزیکی رو خوب می کنه

نه روحی رو

تو احساساتت رو سرکوب می کنی نه؟

من در زندگی ام، دردهای زیادی داشتم

می فهمم چه دردی می کشی

گاهی غریبه ها طوری ما رو درک می کنن که نزدیکانمون نمی کنن

"خیلی چیزا هست که به کسی نگفتم"

"میخوام اونا رو با تو در میان بگذارم"

"چرا چشمم دنبال توست؟"

"روح های ما یکی شدند"

"من دنبال تو اومدم"

"تو راه و مقصد منی"

"تو اونی هستی که لازم دارم"

"چطور اینو بهت بگم؟"

"ازت میخوام خودت رو به من تسلیم کنی"

"روح های ما یکی شدند"

"من دنبال تو اومدم"

"تو راه و مقصد منی"

"تو اونی هستی که لازم دارم"

"چطور اینو بهت بگم؟"

"ازت میخوام خودت رو به من تسلیم کنی"

"حس بی قراری دارم"

"تحملی برام نمونده"

"خیلی بی تاب هستم"

"نفس زندگی رو بهم بده"

"جان من در خطره"

"من هم بخشی از وجود تو هستم"

"از خودت مخفی اش نکن"

"اگه من گل خوشبویی باشم"

"باغ من تو هستی"

"روح های ما یکی شدند"

"دنبال تو اومدم"

"تو راه و مقصد منی"

"تو اونی هستی که لازم دارم"

"چطور اینو بهت بگم"

"ازت میخوام خودت رو به من تسلیم کنی"

"از وقتی دیدمت ، کنترلی روی خودم ندارم"

"چشمان تو منو محصور کردند"

"امیدوارم خدا منو ببخشه"

"موقع صدا کردنش ، اشتباهی نام تو رو می برم"

"تو اون شادی هستی که تا ابد با من می مونه"

برای اولین بار در عمرم برای خودم خونه دارم

...بعد از طلاق والدینم

مدام بین خونه مامان و بابا و خوابگاه در رفت و آمد بودم

ممنونم که کمک کردی اینو پیدا کنم

خواهش می کنم

عجیب نیست که سراغم اومدی تا زندگی ات رو نجات بدم

ولی به جاش زندگی منو بهتر کردی

هیچوقت نگفتم ولی واقعا سپاسگزارم

ممنونم

خوشحالم که کمک کردم

این حقه ات هست که منو مجبور به گرفتن پرونده ات کنی؟

خب ، بعنوان سیاستمدار باید برنامه مخفی داشته باشم

حدس می زنم قبوله

من حواسم رو میدم که تو به زندان نری

تو هم مواظب باش کارم به بیمارستان نکشه

قبوله

در قانون بهش میگیم اثبات شک خارج از منطق

...طبق قانون تا زمان اثبات یک شک معقول

متهم جنایت ، نمیتونه مجازات بشه...

باید در جریان پرونده به قدر کافی شک و تردید ایجاد کنیم

مسئولیت اثبات قتل به عهده دادستان هست نه ما

ولی برای این کار باید از پرونده دادستانی با خبر باشیم

درسته

ولی اول باید اظهاراتتون رو به ما بدین

از اول تا آخر همه چیز

هیچی رو از قلم ننداز هرچقدر از نظرت بی اهمیت باشه

کاملا بی پرده

من و بارکها روی کاغذ زوج خوبی بودیم

بارکها فرصت یک زندگی گران و مرفه رو پیدا می کرد

و برای سابقه سیاسی من هم حرکت درستی بود

روز ولنتاین بود به وضوح یادم میاد

نه بخاطر اینکه روز ولنتاین بود بلکه چون همه چیز از اونجا شروع شد

کیه؟

ممنونم

نمیدونم اینو داد

این چیه؟

وای

چه هدیه رمانتیکی

بله. رمانتیکه

من این آدم بخشنده رو می شناسم؟

نه ، تو نمی شناسی

در حقیقت خودمم نمیدونم که کی فرستاده

عالیه

چنین ستاینده بزرگی داری و نمیدونی اون کیه؟

نپرسیدی کی داده؟

پرسیدم نگفت

اینو داد و رفت

قطعا یک عاشق مخفی داری

خوبه ،حداقل یکی میدونه که روز ولنتاین چطور ابراز عشق کنه

و تو تشنه عشقی

همه بهانه هات رو میدونم

شوهرم با من وقت نمی گذرونه

و من با سایر مردها وقت می گذرونم

چطور جرات می کنی؟

میخوای چی بگی؟

من معشوقه دارم؟

فکر کردی من احمقم ، بارکها؟

...فکر کردی نمی فهمم

که چرا این روزا اینقدر حواس پرت شدی؟...

پرواضحه که یکی تو زندگی توئه

تو با من ازدواج کردی تا بهبودی در سابقه سیاسی ات حاصل کنی

در جامعه هند ، مرد متاهل از مجرد مقبول تره

فقط برای گرفتن آرا با من ازدواج کردی

بعد جلوی من بحث عشق رو می کنی؟

من مجبورت نکردم

تو یک زندگی لوکس میخواستی

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

این خونه روح داره ، کاران

یه روح شیطانی که میخواد منو بکشه

میخواد منو بکشه

من خیلی ترسیدم ، کاران ...و

نمیدونم چه کار کنم

خیلی ترسیدم

میدونم حرفمو باور نمی کنی

میدونم راستشو میگی

چی؟

منم اون روح که درباره اش صحبت می کنی رو احساس کردم

صدای خنده می شنوم .... و بعدش

لکه خون...

و بعدش صورت ترسناک

کاران ، دیشب که خوابیدم چیزی روی دستام نبود

ولی امروز که بیدار شدم این علامت ها روی دستم بود

باید برای این قضیه راه حلی پیدا کنیم

بارکها و من سخت تلاش کردیم تا بفهمیم اون روح کیه

...به نام پدر

که از ما چی میخواد؟

و روح القدس

ولی چیزی نفهمیدیم- به این خانه برکت ببخش-

فکر کردم خونه مون تطهیر شده

که از شر آلودگی ها پاک شده

به نام پدر- و من همینکارو کردم-

و روح القدس

همه چیز برای چند روز بعد خوب به نظر می رسید

ولی بعدش

...اون روز صبح که به خونه برگشتم

دیر شده بود...- به این خانه برکت ببخش-

بارکها مُرده بود

شما دو تا با این همه مشکل چرا اون خونه رو ترک نکردین؟

بهش فکر کردیم

...ولی بعدش- ...من گفتم که کاری نکنه-

که باعث بشه مضحکه رسانه ها باشه...

نماینده مجلس از روح فرار کرد

این تیترها به آدم کمک نمی کنن نه؟

باب. میخوام با رهبر حزب کاران صحبت کنی

حمایت اون برای ما خیلی اهمیت داره

اگه گناهکار بودم ، فورا از حزب استعفا می ددادم و حزب رو از رسوایی نجات می دادم

ولی من بی گناهم

ما به بیگناهی تو باور داریم باور کن

ولی دوران سختیه

درسته زمان سختیه

ولی یه فکری دارم که همه باید بپذیرند

ببخشید آقایون باید اینو جواب بدم

ببخشید

می گفتم که باید همه بپذیریم

فکری که ما رو از این دردسر نجات میده

...اگه به رسانه ها بگیم- الو. ساعت هفت خونه باش-

کاران کانا مرد شریف و صادقیه

اون با تلاش سخت خودش اسم و اعتبار به دست آورد

و شما میخواین بخاطر اشتباه اون پول در بیارید؟

آقای آناند مردان شریف چنین اشتباهاتی نمی کنند

گفتم که یک میلیون پوند مبلغ کمی نیست

چیزی نیست که همه جا پیدا بشه

وقت میخوام که جورش کنم

پس جورش کن

بیست و چهار ساعت وقت داری

بعدش ، پیش رسانه ها میرم و همه چیز رو درباره کاران کانا میگم

بیست و چهار ساعت

ممکن نیست

ممکن نیست

سلام؟- بله-

این موسسه داره بسته میشه؟

هندی هستی یا پاکستانی؟

هندی

منم همینطور از بیرمنگام اومدم

پس سال هاست که اینجا کار می کنی؟

بله

اونو می شناسی؟

چطور فراموشش کنم؟

بخاطر اون داریم این موسسه رو می بندیم

سلام. کاران کانا هستم

لطفا پیام بگذارید و من با شما تماس می گیرم

کاران میدونم اون روح شیطانی کیه

میام پیشت

بعدش به دیدن سیمران میریم

خب؟

اینجا جمع شدیم تا با باب آناند خداحافظی کنیم

و اونو به دست خدا بسپاریم

به نام پدر ، پسر و روح القدس

پروردگارا ...تو منبع حیات

زندگی ، حرکت و وجود ما هستی...

در زندگی و مرگ حامی ما باش

کاران میدونم اون روح شیطانی کیه

میام پیشت

بعدش به دیدن سیمران میریم

نمیدونم چرا این بلا داره سرم میاد

کجاشو اشتباه کردم؟

منظورت چیه که کجاشو اشتباه کردی؟

بارکها به قتل رسید

من به قتلش متهم شدم

حالا باب کشته شد

انگار همه چیز دور و ور من اتفاق می افته

کاران ، اتفاقی که برای باب افتاد یک تصادف بود

! بیخیال

زنگ می زنه میگه همه چیز رو میدونه

بعدش می فهمیم که اون مُرده

فکر کنم درست میگی

نگران نباش کاران

به موقعش ، جواب تمام سوالات رو می گیریم

چطور نگران نباشم

وقتی شرایط ، اوضاع رو برام سخت می کنن

...کاران ، هرچقدر شرایط سخت باشه

نمیتونیم بگذاریم روی زندگی مون اثر بگذارن...

گفتنش برای تو راحته

و این حرف یعنی چی؟

تو قبلا تصمیم گرفتی که ما در دادگاه حقیقت رو نگیم

و هرکاری که تا الان کردی کمکی به این پرونده نکرده

نمیتونم علیه این روح پیروز بشم

ولی حداقل میتونم در دادگاه بی گناهی ام رو ثابت کنم

که متاسفانه تو نمیتونی

من بخاطر اصرار باب پیش تو اومدم

گفتم یک وکیل بدجنس میخوایم

یک وکیل که بدونه چطور قانون رو دور بزنه

فکر نمی کنم تو برای من وکیل مناسبی باشی

که اینطور

پس حالا من مناسب نیستم

میدونی چیه کاران؟ حق با توست

باید برای خودت یک وکیل دیگه پیدا کنی

و سریعا از خونه من خارج بشی

سایه های تاریک زندگی من زندگی تو رو هم نابود می کنن

من با میل خودم ازت فاصله می گیرم

...چون اگه بخاطر من ، بلایی سرت بیاد

اون موقع دیگه نمیتونم... خودمو ببخشم

"قلبم اجازه میخواد تا نزدیک قلب تو بزنه"

"تا برای تو زندگی کنه"

"تا برای تو بمیره"

"قلبم اجازه میخواد تا نزدیک قلب تو بزنه"

"تا برای تو زندگی کنه"

"تا برای تو بمیره"

"مثل سایه، کنارت خواهم بود"

"فقط بهم اجازه بده تا خودمو در تو گم کنم"

خسته شدم ، کاران

از این رابطه های ناتمام خسته شدم

"از لحظه ای که دیدمت ، میدونستم"

"تو اونی هستی که من میخوام"

"خودم رو فراموش کردم" "فقط تو رو به یاد میارم"

"لطفا بزار قلبم رو تسلیم تو کنم"

"قلبم اجازه میخواد تا نزدیک قلب تو بزنه"

"تا برای تو زندگی کنه"

"تا برای تو بمیره"

"قلبم اجازه میخواد تا نزدیک قلب تو بزنه"

! هی شما ، نکنید- "تا برای تو زندگی کنه" -

"تا برای تو بمیره"

"مثل سایه ، کنارت خواهم بود"

"فقط بهم اجازه بده تا خودمو در تو گم کنم"

کمی شکسته ام

...کنترل احساساتمو به دست می گیرم

قبل از اینکه کنترلمو به دست بگیرن...

میتونم بفهمم غریبه ها چه حسی دارن

ولی نمیتونم احساساتم رو با افراد نزدیکم در میان بگذارم

من یک دختر پر ایراد هستم

که از ابراز عشقش می ترسه

...میگذاری چنین دختری

وارد زندگی ات بشه؟...

"قلبم اجازه میخواد تا نزدیک قلب تو بزنه"

"تا برای تو زندگی کنه"

"تا برای تو بمیره"

"مثل سایه ، کنارت خواهم بود"

"فقط بهم اجازه بده تا خودمو در تو گم کنم"

سیمران سینگ. درسته؟

متاسفم که منتظرت گذاشتم

بحث برنامه مدرسه بود کمی طول کشید

مشکلی نیست

خیلی وقت نیست که منتظرم

بفرمایید ، لطفا بشین

ممنونم

با توجه به چیزایی که درباره ات خوندم میدونم میتونی بهم کمک کنی

درباره ماوراطبیعه اطلاعات زیادی داری نه؟

کسی اطلاعات زیادی درباره ماوراطبیعه نداره

اگه کسی چنین ادعایی کنه دروغ میگه

خود کلمه ماوراطبیعه یعنی چیزی فراتر از درک

من یک مدیوم هستم الهام هایی دریافت می کنم

بر اساس اون ، تا جایی که بتونم به مردم کمک می کنم

خیلی خب پس بیا شروع کنیم

...با توجه به چیزی که بهم تلفنی گفتی

میخوای برای موکلت... از من کمک بگیری

درسته؟

بله

خدای من

چیه؟

حس می کنم میتونم چیزی رو ببینم

یک خانه

یک خانه بزرگ

نه ، خونه نیست یک هتله

بله . هتله

از اینجا خیلی دوره خارج از شهره

اسمش وار ...وارینگتونه

بله

اسم هتل ، وارینگتونه

سلام

همه چیز مرتبه؟

یادته درباره یک مدیوم گفته بودم؟

دیدمش

تو جلسه ، اسم یک خوابگاه رو بهم داد

وارینگتون

رفتم اونجا

...بعد از تلاش سخت برای قانع کردن مدیر

تونستم فیلم دوربین ها رو بگیرم...

...شبی که همسرت به قتل رسید

ببین

گفتی شب پیش بابی بودی

اینطور که فکر می کنی ، نیست

میتونم توضیحش بدم- چی رو توضیح بدی ، کاران؟-

چی رو توضیح بدی؟

اونم یک روح شیطانیه؟

...که بعد از خوشگذرونی در هتل

رفته به خونه ات... و زنت رو کشته؟

اینو میخواستی بگی؟

...نه ، اون منم ، ولی- فقط بس کن ، کاران-

گفتم اگه چیزی از خودت پنهان کنی ضرر می کنی

ولی اشتباه می کردم

منم که زجر می کشم

احساساتم ، اعتمادم ...تو فقط

بهتره که پرونده رو به یک وکیل دیگه بدی

یکی که اندازه خودت مکار باشه

سیمران

سیمران

بیدار شو ، سیمران

میخوام باهات صحبت کنم

سیمران ، لطفا

سرنخی جدید از پرونده قتل خانم بارکها کانا

آقای کاران کانا که پیش از این ...برای مرگ همسرش تحت فشار بود

اکنون با رسوایی بزرگتری روبرو شده است...

...همینطور که در کلیپ مشاهده می کنید ، آقای کانا

در هتل وارینگتون ، در شب قتل... با زن دیگری بوده است

...مشخصه که دلیل بازدید آقای کانا از هتلی دور از شهر

صحبت درباره مسئله سیاسی نبوده است...

صحبت های خبرنگار ما نیتین راوات رو گوش می کنیم

که توانست این فیلم های دوربین ها رو به دست آورد

...وظیفه ما بعنوان خبرنگار اینه

که حقیقت رو به مردم نشون بدیم...

سیاستمدارانی مثل کاران کانا با رای مردم انتخاب میشوند

و بعدش مسئولیت های خودشون رو فراموش می کنند

بخاطر همین برای ما مهمه که حقیقت رو کشف کنیم

آقای کانا ، وکیل شما 15 دقیقه تاخیر داشته

اگه وکیل شما از پرونده خارج شده به دادگاه بگید

...یا اگه وکیل جدیدی انتخاب کردین

...عالیجناب . مطمئنم که تو راهه

ببخشید عالیجناب خیلی ببخشید

مترو اعتصاب کرده بودند و تاکسی طول کشید

من کل شهر رو دور زدم

پوزش میخوام

خوش شانسید که بهانه موجهی دارید خانم سینگ

و گرنه بهانه ترافیک دیگه قدیمی شده

حالا با اجازه شما میشه دادرسی رو آغاز کنیم؟

بله عالیجناب حتما

سیمران؟

ممنونم که امروز اومدی

من خیلی قدردانت هستم

نمیخواستم بیام

...ولی گفتم اگه اینجا قالت بزارم

منم به اندازه تو بد میشم...

من مسئولیت نجات تو رو پذیرفتم

فقط همون کارو می کنم

برداشتی بیش از حسن نیت حرفه ای نداشته باش

تک تک اتهاماتت رو می پذیرم ولی یک بار گوش کن

کسشعر رو بس کن ، کاران

میدونی چی عجیبه؟

بدن هویت رو درک نمی کنه ولی قلب میدونه

بخاطر همین گاییدن رو به عاشق شدن ترجیح میدم

همه دنیا میگن سیمران سینگ از نظر عاطفی بخیله

نمیگذاره کسی بهش نزدیک بشه

چرا بزارم؟

که هربار یکی دلم رو بشکونه؟

چرا باید از نظر احساسی ...به کسی وابسته باشم

وقتی میدونم آخرش به احساساتم... ضربه می خوره؟

بی کسی و تنها بودن دو چیز متفاوت هستن ، کاران

ترجیح میدم تنها باشم تا اینکه بزارم کسی احساس تنهایی کنه

پس بابت همه چیز ممنونم ، آقای کانا

ولی بابت خودت نه...

همون دختره که اون شب باهات بود؟

بله

ولی اینو از کجا پیدا کردی؟

و چطور ممکنه گم شده باشه؟

...گفت که

...بعد از پیدا کردن این

رفتم و نینا رو دیدم

سیمران وقتی به دیدنم اومد این عکسو بهم نشون داد

بعدش الهام هایی دریافت کردم

دیدم ریچل مُرده بود

و یکی بود که صورتش رو نمیتونستم ببینم

اون داشت جنازه ریچل رو در جنگل دفن می کرد

پس زمینه اش نورهای کریسمس رو می دیدم

پس تو کریسمس به قتل رسیده

تو ماه بعد ، در روز ولنتاین

شکار در خونه تو شروع شد

..این یعنی- قبل از دیدن تو مُرده بود-

وقتشه که سرنخ ها رو کنار هم قرار بدیم

فقط اینطور حقیقت رو می فهمیم

اون شب که من و باب ...مراسم کمک مالی داشتیم

اون مراسم در هتل وارینگتون بود...

باب مشغول صحبت با سرمایه گزارها بود

و من در بار تنها بودم

...اگه یک کاندید خوشتیپ ،برام نوشیدنی بخره

یعنی داره به رای دهندگان ... رشوه میده؟

نه ، فکر می کنم بیشتر شبیه خدمت به حوزه اس

اوه. دقیقا جوابی بود که میخواستم بشنوم

شما آقا ، رای منو دارید

و شما خانم نوشیدنی گیرتون اومد

آرنی ، این خانم هرچیزی خواست بهش بده

حتما آقا

انگشتت خون میاد

انگار دستتو بریدی

چیزی نیست

موقع باز کردن آب تونیک دستم رو بریدم

باید مواظب باشی

ممکنه عفونت کنه

شاید تو بتونی بهترش کنی

متاسفم نمی فهمم

الان دیگه به حوزه خدمت نمی کنی؟

میزاری انگشت بیچاره ام ، خونریزی کنه؟

میتونی شال رو نگه داری

از نوشیدنی لذت ببر و مطمئن شو رانندگی نمی کنی

"چه شب زیبا و شگفت آور و پرستاره ای بود"

"چطور میتونم بگذارم بری؟"

"دلیل نظم همه چیز ، تو هستی"

"چه شب زیبا و شگفت آور و پرستاره ای بود"

"چطور میتونم بگذارم بری؟"

"دلیل نظم همه چیز ، تو هستی"

"بزار همه اسرار ، پنهان بمونن"

"بزار لحظه ها طوری جریان پیدا کنن که احساس نزدیکی کنی"

"همون داستان ، تکرار میشه"

"احساسات همونه"

"چطور میتونم بگذارم بری؟"

"دلیل نظم همه چیز ، تو هستی"

"آب و هوا بر علیه ما توطئه می کنه"

"به آرامی آرزوهای ما به واقعیت بدل میشه"

"تو کسی هستی که شب رو معطر کردی"

"تو موجب بارش باران هستی"

"چطور میتونم بگذارم بری؟"

"دلیل نظم همه چیز ، تو هستی"

من در شب قتل بارکها با ریچل بودم

ولی نمیتونستم اینو به کسی بگم

بخاطر همین با توصیه باب داستانی سرهم کردیم

...ولی حقیقت اینه که خیلی چیزا هست

که درباره اون شب ، به یاد نمیارم...

چطور کارم به اتاق هتل کشید؟

کی از اونجا رفتم؟

هیچی

وقتی به خونه اومدم جنازه بارکها رو دیدم

تسخیر

مورد تسخیر بوده

چی؟

چطور؟

ارواح میتونن بدن ها رو تسخیر کنن چون ارتباط بدن و روح به این منواله

این اتفاقیه که برای جنازه ریچل افتاده

یک روح شیطانی جسدش رو تسخیر کرده

و با استفاده از اون ، به کاران رسیده

بعدش همون روح ، کاران رو تسخیر کرده

و با استفاده از اون ، بارکها رو کشته

کاران وقتی ساعت 2 شب برگشت تسخیر شد

وقتی ساعت 4 ، بعد از قتل بارکها رفت هم تسخیر شده بود

بخاطر همین چیزی یادش نمیاد

روح خیلی پلیدیه

بخاطر همین تو رو به هتل برد و اون کارها رو کرد

تا همه فکر کنن که تو معشوقه داری

و بخاطر همین زنت رو کشتی

بهت انگیزه قتل داد

ولی نمی فهمم که کی میخواد با من چنین کاری بکنه؟

با کشتن زنم با چنین تله ای که برام گذاشته

چرا کسی باید ثابت کنه من قاتلم؟

سیمران؟

نینا؟

سیمران؟

سیمران؟

سیمران؟

سیمران؟

خیلی متاسفم ، نینا

تو هم بخاطر من هدف این روح شدی

نه

تو نجاتم دادی

خیلی روح پلیدیه

آویز

آویز

ببخشید خانم. اینجا صحنه جرمه نمیتونم کسی رو راه بدم

ببخشید

همش با اون آویز شروع شد

رازش در آویزه

اون آویز رو کجا نگه می داری؟

اونو می شناسی؟

اونو قبلا دیدی؟

اون کیه؟

ممنونم

بله . اون همونه که برای بارکها هدیه رو خریده بود

مطمئنی؟

بله . مطمئنم

ولی تو اونو از کجا می شناسی؟

مشکل چیه ، بابا؟

امروز به نظر خوش نمیای

موسسه مشکلی داره؟

یک پرونده هست

درباره یک دختر

پرونده سختیه

فکرمو مشغول کرده ، عزیزم

این دختره باعث میشه کل دانش روانپزشکی ام زیر سوال بره

نمی فهمم

بابا ، چرا کارت در تیمارستان رو ترک نمی کنی؟

نمی فهمم. این همه سال تجربه داری

میتونی هرجا بخوای کار پیدا کنی

حتی میتونی مطب خودتو باز کنی

واقعا نمی فهمم چرا درگیر این قضیه ای

اگه بازجویی ات تموم شد میشه سفارش بدیم؟

البته

بیا

جعبه جواهر؟

وای بابا

یه روز قبل از ولنتاین ، چنین قلب قرمز بزرگی دستته؟

قضیه چیه؟

هیچی

بیخیال دروغ نگو زنه کیه؟

مال من نیست

مال یکی دیگه اس

فقط میخواستم که

اونو به اون شخص برسونم

یعنی بابات اون آویز رو به درخواست اون بیمار به بارکها رسوند

بین بارکها و اون بیمار ارتباطی هست

باب خبر داشت

شاید بخاطر همین اون شب از تیمارستان برمیگشت

بله . منطقیه

...و روز بعدش

"اینجا بوته توت داریم"

"بوته توت"

"اینجا بوته توت داریم"

"بوته توت"

"اینجا بوته توت داریم"- هی وایسا ببینم-

"بوته توت"

جان؟

"اینجا بوته توت داریم"

"بوته توت"

"اینجا بوته توت داریم"

"بوته توت"

"اینجا بوته توت داریم"

"بوته توت"

"اینجا بوته توت داریم"

"بوته توت"- ببخشید . شما؟-

"اینجا بوته توت داریم"

"بوته توت"

"اینجا بوته توت داریم"- تو کی هستی؟ چی میخوای؟-

چیه؟

"اینجا بوته توت داریم"

"بوته توت"

هی هی تو

وایسا

پیاده شو

!وای

بابات مطالعاتش رو در دفترش نوشته؟

بله

...اگه اون بیمار رو درمان کرده ، پس

قطعا درباره اون در دفترش نوشته..

ولی اون دفتر حتما در تیمارستانه

که الان بسته اس

نه. گاهی تا دیروقت در خونه می نوشت

پس ممکنه دفترش خونه باشه

خوبی؟

خوبم

فقط نسخه ام رو پیدا نمی کنم

دیگه قرصی ندارم

چرا نسخه من دست توئه؟

تو سعی داری زندگی منو نجات بدی

پس وظیفه منه که سعی کنم زندگی تو رو نجات بدم

میدونی که

اگه اونا رو نخورم ،دوباره ممکنه بهم حمله دست بده

پس اینطوری کی پرونده ات رو می گیره؟

پرونده برام مهم نیست

نمیتونم بخاطر پرونده جونت رو به خطر بندازم

"سرنوشت ما اینه که تا ابد با هم باشیم"

"حتی مرگ نمیتونه ما رو از هم جدا کنه"

"تصمیم گرفتم تا تو رو مال خودم کنم"

"چگونگی اش مهم نیست ، دنیا مجازاتم می کنه"

"سرنوشت ما اینه که تا ابد با هم باشیم"

"حتی مرگ نمیتونه ما رو از هم جدا کنه"

"تصمیم گرفتم تا تو رو مال خودم کنم"

"چگونگی اش مهم نیست ، دنیا مجازاتم می کنه"

"هرجا سرنوشتم رقم بخوره"

"خدا مطمئن میشه که تو هم بخشی از اونی"

"سرنوشت ما اینه که تا ابد با هم باشیم"

"حتی مرگ نمیتونه ما رو از هم جدا کنه"

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

مسئله چیه ، افسر؟

حکم دستگیری آقای کانا رو داریم

متاسفم افسر ولی فکر می کنم اشتباه می کنید

آقای کانا به قید وثیقه آزاد هستن

و در واقع من وکیل ایشون هستم

این خانم ، ریچل بینگلیه

آخرین بار در فیلم با آقای کانا دیده شد

بنابر دلایلی باورمون بر اینه که آقای کانا

اونو کشته و در جنگل ولش کرده

چی؟

چه مضحک

...نمیتونید دستگیری اونو بر اساس

لطفا خانم

ما حکم دادستانی رو داریم

اگه میخوای مجادله کنید به دادگاه برید

اگه بی سر و صدا نیای متهم به مقاومت در برابر حکم میشی

...افسر ، این- سیمران ، مشکلی نیست-

فکر می کنم بهتره فعلا باهاشون برم

تو باید تنهایی به منزل بابات بری

اون دفتر برای ما خیلی مهمه

بریم افسر

لطفا خانم

هجده ژانویه 2019

امروز یک پرونده عجیب گرفتم

بیماری به نام سونیا

سونیا مهرا

سونیا

چرا گریه می کنی ، سونیا؟

من آویزم رو میخوام

خیلی برام باارزشه

اینجا قوانینی داریم

نمیتونی اینجا جواهرات داشته باشی

من دیوانه نیستم ، دکتر

یادم رفت یه چیز رو بهت بگم

میدونی که دیروز کی رو دیدم؟

خانم کانای تو رو

دروغ میگید . نه؟

راستشو میگم

از کدوم روزنامه اومدین؟

از طرف روزنامه ای نیومدم

من دکتر سینگ هستم

مدتی هست که تلاش دارم با شما تماس بگیرم

بله آقای سینگ ایمیل هاتون رو گرفتم

ولی میدونید ، موقع انتخاباته و سر ما خیلی شلوغه

بله البته می فهمم

بخاطر همین ناچار به دیدار شما با نام رسانه شدم

عذر میخوام

فقط چند لحظه وقتتون رو میگیرم

در واقع آقای سینگ ...الان بد موقع هست و

فقط چند لحظه

...این

میخوام ببینم این دختر رو می شناسید یا نه

می شناسیدش؟

خب نه

اولین باره که صورتشو می بینم

اون کیه؟

چه فکری کردی ، دکتر؟

تو یه محل عمومی ، به اون درباره عشق مخفی اش می گی

و اونم قبول می کنه؟

ببین سونیا ، تصمیم گیری برام سخته که حرف کیو باور کم

مشخصه که حرف اونو باور می کنید ، دکتر

چون من دیوانه ام

ولی میخوام حرف تو رو باور کنم

فقط داستانت رو بهم بگو

وقتی چیزی بهم نمیگی چطور حرفتو باور کنم؟

"با یاد دادن عشق به من"

"روتو ازم برنمی گردونی؟"

"دستتو روی قلبم بزار و بگو"

"که هرگز ترکم نمی کنی"

"اگه عاشق کسی دیگه باشی ، می میرم"

همه فکر می کردن من و بارکها دوست بودیم

ولی بیشتر از دوست بودیم

خیلی بیشتر

ازدواج بارکها با شوهرش کاران امری مصلحتی بود

اون عاشق من بود

حداقل من اینطور فکر می کردم

انتخابات نزدیک میشد

یک روز بارکها از خونه من رفت

من مدیر کمپین کاران ، باب آناند رو دیدم که بیرون منتظرشه

باب ، عکس منو بارکها رو با هم داشت

مدرک عشق ما رو داشت

بارکها گفت که کاران تهدید کرده که آبروشو می بره

خیلی ناراحت بود

میخواست برای مدتی همدیگه رو نبینیم

بعد از پایان انتخابات ، اون کاران رو ول می کرد و پیش من میومد

میدونستم که بارکها منو ترک می کنه ...و به جای من

پول و قدرت کاران رو انتخاب می کنه...

هرچی باشه اون برای پولش ، باهاش ازدواج کرده بود

پس چطور میتونست برای عشق ترکش کنه؟

ولی من دختری نبودم که به این راحتی وا بدم

به بارکها گفتم که کنفرانس مطبوعاتی می گذارم و حقیقت رو فاش می کنم

کاران و اون رو افشا می کنم

ولی قبلش اون سه تا دست به یکی کردند

و یک حقه کثیف روی من پیاده کردند

با استفاده از نفوذ خودشون منو در یک بیمارستان روانی حبس کردند

حالا کی حرف یک دختر دیوانه رو باور می کرد؟

...حتی اگه راستشو می گفتم

همه فکر می کردن که دروغ میگم...

سونیا ...اگه واقعا این اتفاق برات افتاده

قطعا غلط بوده...

اگه فکر می کنید این غلطه

پس بزارید برم

اینقدرا ساده نیست

نمیتونیم همینطوری بیماران رو مرخص کنیم

باید یه سری آزمایش بگیریم

تا اون موقع دیر میشه

برای چی؟

دکتر

میخوام قبل از انتخابات هر سه ی اونا رو بکشم

میخوام اونا رو بکشم

دکتر

میگذاری برم یا نه؟

میگذاری برم یا نه؟

میخوام اونا رو بکشم ، دکتر

لطفا سعی کن بفهمی

بیست ژانویه 2019

سونیا مهرا با کلی سوال بی جواب از پیشم رفت

آیا سونیا سلامت روانی داشت؟

چطور میشه دختری که میخواد سه نفر رو بکشه سالم باشه؟

به چی می خندی؟

به همه تون

چرا؟

میخوای سونیا رو همینجا نگه دارید درسته؟

نمیتونید

چرا نمیتونیم؟

چون قراره خودشو از بند همه چیز آزاد کنه

واقعا؟

اون شاگرد منه

حداقل کاریه که براش از دستم برمیاد

بهش گفتم که محدودیت ها مربوط به جسمه

ارواح همیشه آزاد هستن

...اگه میخواد از دشمنانش انتقام بگیره

پس باید جسمش رو به خطر بندازه....

وقتی جسم اینجا در نبرد شکست می خوره روح اونجا فاتح میشه

بیست و دوم ژانویه 2019

سیاهترین روز تاریخ کاری ام

سونیا مهرا در سه روز گذشته خیلی آرام بود

داشتم فکر می کردم که دیگه چیز ناجوری پیش نمیاد

ولی نمیدونستم که به طرز وحشتناکی اشتباه می کردم

شما؟

این بار نیومدم ازتون سوال بپرسم

اومدم چیزی رو به شما بدم

این چیه؟

من بیماری داشتم سونیا

...میخواست بعد از مرگش

شما اینو داشته باشید...

مرگ؟

چطور؟

کیه؟

ممنونم

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

خدای من باور کردنی نیست

شگفت انگیزه

باید یه راه فرار از این قضیه پیدا کنیم

سونیا داره انتقام می گیره

بارکها ، باب و حالا کاران

باید کاران رو از زندان در بیاریم تا جونشو نجات بدیم

به هر قیمتی

تو زندان راهی برای نجات جانش نداریم

باور کن ، سمیران

...من نه درباره بارکها و سونیا میدونستم

نه دخالتی در جدا کردنشون داشتم...

باب اینکارو برای نجات کمپین من کرد

میدونم

بارکها نمیخواست که سونیا بهت نزدیک بشه

بخاطر همین به دروغ گفت که تو همه چیز رو میدونی

حالا به دو قتل متهم شدم

...چیزی که فکر می کردم چند سال زندانی داره

حالا تبدیل به حبس ابد شده...

یا حتی اعدام

تا من هستم ، بلایی سرت نمیاد کاران

بهم اطمینان نداری؟

تو تنها کسی هستی که بهش اطمینان دارم

دروغ همیشه دروغه

مهم نیست که کار انسان باشه یا روح

با قدرت حقیقت باید دروغ رو فاش کنیم

منظورت چیه؟

منظورم اینه که راه دیگه ای برامون نمونده

باید درباره سونیا به دادگاه بگیم

سیمران

میدونم گفتی حرف شخصی نزنم

ولی فکر می کنم که مهمه که اینو امروز بگم

عاشقتم

شاید بیش از قبل

لطفا با اون روح مبارزه نکن

...کسی که تا این حد ازم متنفره

فقط کسی میتونه اونو شکست بده که.... همونقدر زیاد منو دوست داشته باشه

و شاید تو نداری

و نمیخوام جونت رو بخاطر من به خطر بندازی

سیمران. باز چیزی زدی؟

خیلی مسخره اس

هیچ قاضی چنین حکمی نمیده

قانون اجازه اش رو نمیده

میدونم صید

بخاطر همین پیش تو اومدم

سراغ هر گزینه ممکن رفتم

چیزی جز حقیقت نمیتونه که بیگناهی کاران رو ثابت کنه

از من چی میخوای؟

تسخیر روح یک پدیده شناخته شده اس

و در بسیاری از کشورها کلیسا آشکارا اونو پذیرفته

تو انجیل هم گفته

ما تلاش می کنیم که تسخیر روح رو در دادگاه ثابت کنیم

و چطور ثابتش می کنید؟

میخواین روح رو احضار کنید؟

یه همچین چیزی

متاسفم

نمیتونم بخشی از این جنون باشم

بیخیال صید

اگه با قاضی صحبت کنی ، عملیه

هرچی باشه تو هم قاضی هستی

و نمیخوایم کسی قانون رو عوض کنه

فقط اجازه میخوایم که حقیقت رو به همه نشون بدیم

قانون برای نجات یک بیگناه این کار رو هم نمی کنه؟

تو عاشق اونی نه؟

بخاطر همین اینکارها رو می کنی

قرص رو گرفتی؟

بله خانم

ولی خیلی سخت بود همین یکی بود

فکر کنم بزارمش برای بعدا

صیده

الو

اجازه اش رو دارید

ممنوم

خیلی ممنونم ، صید

هیچوقت این لطف رو فراموش نمی کنم

زیاد ذوق نکن اول ببین چی میگم

قاضی 2 شرط داره

بگو

...به جز فیلم های دوربین

دو شاهد مورد تایید دادگاه رو بیارید...

مشکلی نداره

و میتونی جسد رو از کالج پزشکی بگیری

ولی هزینه اش پای موکلته

البته

خوبه موفق باشی

حله

این اتاقیه که سونیا مهرا در اون خودشو کشت

امروز ، تلاش می کنیم که روحشو به این جسد برگردونیم

و ثابت کنیم که تسخیر حقیقت داره

خدای من

...چی

سیمران

خدای من

خدای من

! نینا؟

نینا؟

ببریدش به بیمارستان ، الان

من باید اونجا برگردم تا مدرک رو بگیرم

بله قطعا

مسخره اس

یکی باید بهم خبر می داد

چرا کسی حواسش به این گندکاری نبود؟

خدای من- متاسفم آقا-

بقیه دکترها رو خبر کردین؟- بله-

میخوام فورا آمبولانس بیاد

و سریعا گزارش میخوام- بله قربان ، الساعه-

بابا؟

داروهاش رو بررسی کردین؟

مطمئنید که چیز اشتباهی نخورده؟

مطمئنم آقا

کاملا مطمئن؟- بله آقا-

یاسمین ، صدامو می شنوی؟

یاسمین؟

! این بخاطر بستری کردن سونیاست

تو تنها کسی هستی که باید می کشتم

بقیه رو روح سونیا می کشه

اشتباه کردی که آویز رو به اون دادی

سونیا در اون زندگی می کنه تو اونو به خونه اون فرستادی

بابا

لطفا با اون روح مبارزه نکن

... کسی که تا این حد از من متنفره

اونو فقط کسی میتونه شکست بده که

همونقدر منو دوست داشته باشه...

و شاید تو نداشته باشی

من عاشقتم

دوستت دارم ، کاران

"اینجا بوته توت داریم"

"اینجا بوته توت داریم"

"اینجا بوته توت داریم"

زندانیان سلول "بی" "سی" و "دی" که ...مشغول انجام کاری نیستند

هرچه سریع تر در محل اجتماعات... حضور بهم برسانند

!کاران

همش با اون آویز شروع شد

رازش در آویزه

خارق العاده اس

واقعا میگم

آقای داگلاس؟

باید یه توافقی بکنیم

و مردم نباید چنین حقیقی رو بفهمند

نمیتونیم

خانم سیمران

موافقم

مشروط بر اینکه همه دنیا بدونن آقای کانا بی گناهه

حالا سراغ جنجالی ترین داستان سال بریم

آقای کاران کانا

اون به کشتن همسر و دوست دخترش متهم شد

ولی دادگاه اونو از تمام اتهامات تبرئه کرد

این پرونده بعنوان نمونه عدالت در تاریخ قانون و دادگاه به ثبت می رسه

و اینم نتیجه انتخابات

آقای جرارد مورفی از حزب محافظه کار ، 3 هزار رای

خانم کریستین ساترن از حزب کارگر ، 3200 رای

و رتبه اول هم

کاندید مستقلی هست که بیش از 20 هزار رای کسب کرد

آقای کاران کانا

ممنونم

خیلی ممنونم ممنونم

! تو بردی

ما بردیم

من تو رو از نفرت نجات دادم

و تو بهم یاد دادی چطور عاشق باشم

واقعا؟

ثابتش کن

عاشقتم

دوباره بگو؟

لطفا؟

! برو نماینده باش

آفرین. تبریک میگم- ممنونم-

این برای شماست- ممنونم-

ممنونم

مترجم : فواره

بالیوود وان Bollywood1.CO

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.