All language subtitles for mayans.m.c.s02e10.hunahpu.480p.webrip.x264.rmteam

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه گذشت

ايرلندي ها جايي ندارن که سلاح هاشون رو وارد کنن

شرمنده که اين همه چيز رو يهويي

...سرتون خالي کردم ولي - ميخواي بياريشون جنوب -

آره

تو تيخوانا رابط داريم

واتوس مالديتوس

با رييسشون خصومت داري؟

پالو - تو همين مايه ها -

به نظرم به صلاحمونه که از تلافي کردن صرف نظر کنيم

اگه ريز مُرده بود

اگه بلايي که سر تو اومده دائمي بود

بي درنگ بهشون حمله ميکردم

من رو ببخش

ريز زنده نموند، ميجنگيم

پاتر واسه چي به تو پيام ميده؟

تهديد کرده که بابام رو ديپورت کنه

بايد بدونم که واقعا

...تو بيابون چي شده بوده

شورشي ها، آدليتا، گاليندو، پالومو

تمام قعات پازل

ميتونم اطلاعاتي درمورد پاتر برات جور کنم

ميدونم که ميگل ميخواد باهاشون آدليتا رو نجات بده

اگه خواستي پدرت رو نجات بدي، بهم خبر بده

مقادير واريز شده

با ورودي هايي که تو يه دفتر امور خونگي پيدا کردم همخوني داره

تاريخ و حسابشون يکسانه

ديتا گاليندو - مادر ميگله -

کار ميگل نبوده ديتا دستور قتل رو داده

خيلي متاسفم

صبح به خير - صبح به خير -

بابا

مرسي

اصلا خوابيدي؟

خودت چي فکر ميکني؟

آره

راست ميگفتي انجل

نه سال پيش انقدر درگيرش شدم که مُردم

دوباره داره همونطور ميشه

بايد بيخيالش ميشدم

اتفاقي که نه سال پيش رخ داد

اصلا نبايد فقط متوجه تو ميشد

من بايد همراهت ميبودم ايزي

...اون شب

خيلي شرمنده ام داداش بايد حرفت رو باور ميکردم

خير سرم کمکت ميکردم

نه

مادرتون... بخاطر کاري که من کردم مُرده

به خاطر گناه من

ديگه اهميتي نداره بابا

چرا، داره

...امروز با ديتا صحبت ميکنم

حقيقت رو از زبونش ميکشم

چرا جواب نميدي؟

از صبح داره زنگ ميخوره

سلام

ديشب ريز رو از دست داديم

لعنتي

باهمديگه حلش ميکنيم

ميفهمي؟

آره - بدون ما هيچکاري نکن -

- Synced and corrected by Firefly - - www.addic7ed.com -

Resynced by gabbyu's Subs

هرچيزي که ميخواستي، بهمون خبر بده

خيلي ممنون

واي، خدايا

آره، باشه

چه زماني؟

سلام، همه چي مرتبه؟

آره

ديشب خونه بابام بودم

حالش چطوره؟

خراب

ريز تنها فاميلش اين طرف مرز بود

الان با بيمارستان صحبت کردم

بايد چند روزي جنازه رو نگه دارن

واسه کالبدشکافي و کارهاي بيمه

اشکالي نداره

...خودمون قبر داريم

...تو سن مارتين

نزديک همديگه هستن

صبح سختيه

آره

عجله نکن

تو باشگاه منتظرت ميمونيم

منتظرم ميمونين؟ واسه چي؟

ريز مُرده

ميدوني که بايد چيکار کنيم

واتوس تقاصش رو پس ميدن

اوضاع داره خراب ميشه بيش

حرفت به گوش بقيه منالطق هم خورده

خوب نيست - به تخمم هم نيست -

اين موضوع به سانتو پادره مربوطه

به روش خودمون حلش ميکنيم

بيش، ما فقط ميخوايم با بيشاپِ پادشاه صحبت کنيم

ميخوايم ببينيم از عواقب کاري که

بيشاپِ رييس ميخواد انجام بده خبر داره يا نه

حالت خوبه پرز؟

آره

واسه چي پادشاه ها هنوز اينجان؟

کاغذبازي

واسه راي گيري فردا شب آماده اي؟

آماده ام

واسه شروع به کار؟

آره، چندتا يادداشته

ميخوام برم سازمان شهرسازي

با ايليانا صحبت کنم

ببينم ملت واقعا تو اين مراسمات چي ميگن

ايليانا چطوره؟

خونه اش و کارمندانش رو از دست داده

کلي نابهنجاري و بدبختي داشته

احتمالا بد نباشه از نو شروع کنه

نه، حالش خوبه

فکر کنم حق با تو بود

همه چي به بهترين شکل رخ داد

امروز مامانت با دکتر لونا قرار داره

منم به پاکو ميگم برسونتش و تا اتمام کارش منتظرش ميمونم

چه عالي، ممنون

ميدونم پاي چي وسطه

ولي نميتوني در اين مورد مجبورم کني

راست ميگي کارنال

ولي بايد بدوني قراره چه اتفاقي بيفته

پورتلند و اسپوکن دو ساله که منتظر اين

کسب و کار سلاحن

از ونکوور تا مونتانا خريدار پيدا کردن

اگه قرارمون با واتوس رو خراب کنيم، ترکمون ميکنن

چي؟ - جدا ميشن -

يه باشگاه ديگه ميزنن

و خودشون کسب و کار سلاح رو به دست ميگيرن

همين الانش دارن با چيبز صحبت ميکنن

خودت هم که ميدوني در اين صورت چه

بلايي سر باشگاه موتورسوراي مياد

ايمان ما سنگه برادر

چه باطن چه ظاهرش

اگه اتحادمون رو از دست بديم

همه چيزمونو از دست ميديم

لعنتي

فقط با پالو صحبت کن، تنهايي

ببين حرفش چيه

ميدونه که گند زده

خوبه

ممنون

کجاست؟

بين تيخوانا و تکاته

مادر پالو

چند روزي اونجاست

فکر کنم تولدش باشه

هنک رو ميبرم

حرفي به افرادم نزن

تا نفهميدم جريان چطوريه چيزي نگو

حتما

ما ميريم پيش ويکي

بهمون خبر بده که کي برميگردي

خوب نيست

سعي دارن نظر بيشاپ رو عوض کنن

و انتقام رو بيخيال بشه

خيلي تخميه داداش

داندو گفت پورتلند تهديد به ترک باشگاه کرده

جدي ميگي؟

يعني چي؟

اهميتي نداره بابا

بابا، پورتلند دومين عضو بزرگمونه

اگه ميخوان بکشن کنار، بذار بکشن

ماييم که داريم تو جنگل زندگي ميکنيم پسر

هر روز جونمون رو به خطر ميندازيم

اين شمالي هاي بچه ننه ميخوان همه چي رو بگيرن؟

گور باباشون - خيلي خب، ميفهميم -

هيچي نميفهمين... نميشه که فقط بحث پول باشه

من يه زندگي داشتم، ولي ديگه نميتونم بهش برگردم

اين اتفاق که بيخورد رخ نداده

کار درست بعدي چشم در برابر چشمه

بهش فکر کن پيشاهنگ

فکر کنم چه معنايي داره و واسه چي دنبالشي

و اگه دليلش رو نميتونستي

اينجا حس کني

پس يه لطفي به خودت بکن

برو پي کارت

برو کنار ببينم

خيلي شرمنده - خوبي پسرم؟ -

بايد بيشتر حواسم رو جمع ميکردم

هميشه سر راهم

سر راه نباش

توپ باش چاکي

تو مسير خودت بمون تو مسير خودت بمون

سلام برادر

ببخشيد

بيا

باورنکردنيه

اين چند روز باورنکردني بود

باورنکردنيش که خوبه

اتفاقات بعدش دهن آدم رو سرويس ميکنه

سلام، داري دفترت رو عوض ميکني؟

يه شغل ديگه گرفتم

چي؟

تو سن ديگو

که به خواهرم نزديکتر باشم

به عنوان برنامه ريز شهري؟

مسئول اقامت

تو که کارت اين نيست

ايليانا

کسي مجبورت کرد اين کار رو بگيري؟

کار درست همين بود اميلي - نه، نه، نه -

مجبور نيستي اين کار رو بکني

ديگه خيلي ديره تموم شده

تو و شوهرت به خواسته اتون رسيدين

چي؟

ميگل چيکار کرده؟ - واقعا؟ -

اي خدا، من و خانواده ام رو ول کنين ديگه

سلام - ممنون که اومدي -

ديشب همه چي مرتب بود؟

بعد که رسوندمت؟

آره، خوب بود

حال فليپه خوبه؟

نميدونم

اطلاعات درمورد پاتر

يه شاهدي بوده که پاتر باهاش رابطه داشته

يه بچه هم داشتن

هرچيزي که ميگل بهم گفته بود رو نوشتم

و کافيه تا پاتر يه چند پله اي

پايين بيفته و حتي کلا قدرتش

رو از دست بده

اي خدا

ايزي، بهم قول بده بلايي سر ميگل نياد

قول ميدم

اگه ازش استفاده کرديم بلايي سر ميگل نمياد

ممنون

گاليندو اينارو از کجا آورده؟

از پالومو

که مقابل پاتر استفاده کنه تا آدليتا رو پس بگيره

واسه چي اميلي دادش به تو؟

ديشب پاتر بهم پيام داد

اميلي واکنشم رو ديد

بهش گفتم که پاتر داره ازمون باج ميگيره

قضيه بابا رو اهرم فشار کرده

اين رو بهم داد و گفت ميتونم باهاش قضيه بابا رو حل کنم

ولي بايد قول بدم که به ميگل آسيبي نزنم

اگه باهاش بابا رو آزاد کنيم

گاليندو نميتونه باهاش واسه آدليتا کاري کنه

تصميمش با توئه انجل - عمرا -

چرا، هست

ميدونم چه حسي به آدليتا داري

و چقدر قراره بچه ات رو دوست داشته باشي

فقط بگو تا همه چي رو پاره کنم

ميذاريم گاليندو کارش رو بکنه

و باها آدليتا رو پس بگيره

ولي بايد بهت اطلاع ميدادم و ميذاشتم تصميم بگيري

ديگه راز بي راز

من ميرم به بابا سر بزنم

بهم بگو ميخواي چيکار کني

با پاتر تماس بگير

قرار بذار

جدي؟

خيلي خب

فکر کنم اوضاع با شير ماده و توله اش خوب پيش رفت

پيچشي در کار نبود

هوم

چرخه زندگي ادامه داره

خون گرفتيم؟ - آره -

اگه باهم همخوني داشته باشن، بايد

تا فردا شب مطلع بشيم - خوبه -

بعدش لوييزا اسپينا رو ميبريم بخش بازجويي

سلام عشق من

چرا انقدر دلت گرفته؟

مريسل

تو دادي بکشنش؟

تو کسي رو اجير کردي که جفتمون رو بکشه؟

ميگل تازه اولين معامله اش رو انجام داده بود

من و خوزه رفته بوديم بيرون که جشن بگيريم

رفتيم به فستيوال محلي

من و مريسل رو ديدي

ديتا، چرا؟

تقريبا 20 سال گذشته بود

بيشترش به خاطر ميگل بود

نميتونستم اون رو هم از دست بدم

ديگه هم تو حياط پشتي ات بود

ميدونستم که شک داشتي پسرت باشه

ميترسيدم سعي کني باهاش ارتباط برقرار کني

ولي وقتي با ايزابل ديدمت

حتي بعد از اون همه سال خيلي بدم اومد

ميتونستم تشخيص بدم که چقدر دوستش داري

اي خدا

ميدونستم که چقدر صادق بودي ايگناسيو

تمام اون حقايق رو به ايزابل هم ميگفتي

...درمورد من

چيزي واسه گفتن نبود، هيچي

اون قسمت از زندگي من تموم شده بود

الان ديگه ميدونم

...بعد از کشته شدن ايزابل

پيشموني غرقم کرد

سعي کردم

...سعي کردم دفنش کنم

وقت رفتن منه فليپه

نه به صورت طبيعي

طبيعيش نشد

بايد کار خودت باشه

سواري خوب بود؟

آره

ولش کن، من بعدا ميريزمش دور

ميتونم

تو به کار خودت برس

فردا 90 سالش ميشه ولي هنوز مثل 25 ساله ها کار ميکنه

داخل صحبت کنيم؟

باشه

مطمئني ميخواي اين کار رو بکني؟

...مجبور نيستيم اين کار رو بکنيم اگه - چرا، مجبوريم -

دليلش رو بهم نگفتي

بعد از اون روز تو بيابون

...وقتي آدليتا من رو پس زد

...همگيمون رو پس رد

...نميدونم پسر، بدجور

از وسط نصفم کرد، متوجهي؟

انگار يه چيزي عوض شد

بالاخره شخصيت واقعيش رو ديدم

يه مقداري ديدم که ميتونم چه آدمي باشم

...واسه همين ديگه هروقت احساس گمشدگي

به گا رفتگي و ناراحتي ميکنم

...از خودم ميپرسم اگه آدليتا بود چيکار ميکرد

و چي ميگفت

اگه بود بهت ميگفت به بابا کمک کني

آره، بدجوري هم بهم افتخار ميکرد

تازه بعدش احتمال اين هم هست که

اگه ازش واسه آزاد کردنش استفاده کنيم

دوباره ما رو ميفرسته خونه

بهت افتخار ميکنم انجل

خفه شو

نميشه همينجوري يه گلوله تو صورتش خالي کنيم؟

اون نقشه پشتيبانمونه

آقايون موتورسوار

سرنوشت همچنان ميچرخه

و تمام مسيرها به ما ختم ميشه

فکر کنم حرفتون ارزش اومدنم رو داشته باشه

آره

همه چي رو درمورد عشق لاتينت

و همه رازهاي کثيفت ميدونيم

به خاطر مياريش؟

اين چيه؟

سرنوشته آشغال عوضي

ميدونيم که شاهد يه پرونده قضايي بوده

پرونده قتلي که توش پيروز شدي

همچنين ميدونيم که باهاش ميخوابيدي

بعدش هم اينطوري شد

اگه اين رو واسه مافوقانت تو وزارت دادگستري بفرستيم

مطمئنم حامله کردن کسي

به بازي گرفتن شاهد به حساب بياد

کارت به گا ميره

يا شايد هم خودمون بريم سراغ مامان

خيلي جذابه

مطمئنم ارزش رفتنمون رو داره

...آهاي

قربان

جلو نياين

برين عقب

قربان، همه چي مرتبه؟

صرفا يه لحظه احساساتمون زياد شد

مامور اسميترز، کاري نکن

همه چي مرتبه

منتظرم

برميگردي به طبقه پنجم جهنمي که ازش اومدي

و هر مدرکي که عليه ايپناسيو کورتينا

داري رو ميندازي دور

چنين آدمي وجود نداشته ميفهمي؟

بعدش هم فليپه و مريسل ريز رو وارد

پايگاه داده مهاجرت ميکني تا شهروند آمريکا بشن

بيست و چهار ساعت مهلت داري

حتي من هم نميتونم پروسه ...مهاجرت رو دستکاري کنم

اگه تا فردا شب يه نامه از خدمات مهاجرت

واسه خونه پدرم نفرستن

اين مدارک ميره رو ميز مافوقت

تازه اينا مال خودت

اصلش دست خودمونه

به اندازه کافي سر به سر من و خانواده ام گذاشتي

تموم شد

ممنون مادربزرگ

تولدت مبارک

به پادشاه پيشنهاد بده

ببين چطور بايد خسارت افرادم رو بدي

به نفع جفت باشگاه هاست

آره

با چارمينگ تماس ميگيرم

به چيبز خبر بده که داريم ادامه ميديم

خب، چطور پيش رفت؟

همونطور که مجبور بودم انجامش دادم

آره

پادشاه ها چاره اي برات نذاشتن

با مامان بزرگ صحبت کردي؟ - آره -

درمورد جشن تولد فرداش هيجان زده است

بابا؟

سلام

حالت خوبه؟

آره، خواهشا بشينين

جريان چيه؟

با ديتا صحبت کردم

اعتراف کرد

لعنتي

ميدونست که تهش اينجوري ميشه

چجوري؟

ميخواد بميره پسرم

فکر ميکنه واسه اين با آتشسوزي نمرد

چون من قرار بوده بکشمش

بدجوري روانيه

احتمالا

نبايد اين کار رو بکني بابا

سي سال سعي داشتم از ايگناسيو کورتينا قايم بشم

ولي کارهاي خشونت آميزي که اون کرده

...خيانتي که کرده

حقايقيه که نميشه ناديده گرفت

درنتيجه فليپه ريز بايد بهاش رو بپردازه

حرفات اصلا منطقي نيست

سلام، چه خبر؟

با برادرت برو، هرکاري لازمه بکن

بذار من گناهان گذشته ام رو حل کنم

نه

با من بحث نکن

بهت که گفتم، ميتونم حلش کنم

حالا برو

ما نميريم - بس کن -

به من بي احترامي نکن

تصميم خودمه

هرکاري لازم باشه ميکنم

حالا گورتون رو از اينجا گم کنين تنهام بذارين

با جفتتونم

اوضاع گاليندو مرتبه؟

با گاليندو نبودم

اون طرف مرز بوديم

با پالو صحبت کردم - ميدونستم -

...خودت رو تسليم - دوباره وسط حرفم بپري -

خودم جفت چشم هات رو درميارم

به راموس و کانچي خبر بده که برگشتيم

جلسه داريم، همين الان

مامان... ميشه بيام داخل؟

...کلاه گيسم سرم نيست

برام مهم نيست

نامه است؟

خطاب به خاله اته

کلي برو و بيا داشتي ها

فکر کنم همينطور باشه

دردي هم داري؟

...مقداري کمرم درد ميکنه

ولي خيلي بهتر شده

چي شده عزيزم؟

...اميلي گفت که به نظر يه مقدار

...غمگين بودي

وقتي رسيدي خونه

گفتم بهتره يه سري بهت بزنم

من خوبم ميگل

راستش، حالم خيلي خوبه

...شايد

حتي خوشحال باشم

از شنيدنش خوشحالم

تو چي؟

اميلي چي؟

..يه مقدار

پيچيدگي هاي موفقيت همينه ديگه

آره

شايد يه مقداري باشه

زيادي دور نشو ميگل

يه چيزي پيدا کن که دوباره به همديگه برگردين

...يه موقعي ديگه

راه برگشتي نيست

ميدونم

يه کاريش ميکنيم

خيلي ناراحت ميشي اگه فردا نتونم تو مراسمتون شرکت کنم؟

...هنوز راحت نيستم

که تو جمعيت زيادي باشم

معلومه که نه

ممنون

شب به خير

دوستت دارم ميگل

دوستت دارم مامان

من اينطور برنامه ريزي نکرده بودم

...ولي تاج رييس

به تصميمات من نور ميپاشونه

واسه همين به بهترين شکلي که بتونم پيش ميرم

ميدونم که اصلا خوشتون نمياد اين کار رو بکنين

حس ميکنين دارين به باشگاه خيانت ميکنين

ولي يه کاريش ميکنيم

بهتون قول ميدم

راموس و کانچي اون بيرون منتظرن

...خواهشا

هوشمندانه عمل کنين

گندکاري نکنين

اي عوضي ها به خواسته اتون رسيدين؟

ما گلوله خورديم

که بقيه باشگاه جايزه بگيرن؟

گور باباتون، گور باباتون، خب؟

خيانت گور باباتون

کوکو

گور بابات عوضي گور باباي آشغالت

تو مسير خودت بمون تو مسير خودت بمون

آهاي، آهاي چاکي، وايسا

بابت اتفاقي که افتاد متاسفم

نه، اشکالي نداره - چرا، داره -

خيلي دوستت دارم چاکي

همگيمون دوستت داريم

تصميم درستي گرفتي کارنال

آره، همينطوره

افرادت راضي ميشن

سفر به سلامت

آره، مرسي برادر

از اين بابت مطمئني هِفه؟

نه

نسخه ام بايد حاضر شده باشه

چشم خانم

...لعنتي

چي شده خانم گاليندو؟

ميشه به خاوير بگي که چندتا روغن ويتامين اي بگيره؟

خود داروسازه ميدونه کدومش خوبه

چشم

حتما شوخيت گرفته

ما نسبت به پارک زراعتي سانتو پادره چنين حسي داريم

فقط نميخوايم دوباره به

زراعت اينجا نيرو ببخشيم

ميخوايم اميد رو دوباره زنده کنيم

ممنون

مبارکه

ممنون شهردار

ممنون

سلام

با بابا صحبت کردي؟ - زنگ زدم -

جواب نداد

بيا بريم مغازه - باشه -

سلام

از طرف يه خانم دوست داشتني

مسن تر، خوش صحبت، موي قشنگ

مرسي چاکي

با فرماندار هماهنگ کردم

تحت نظارت خودم

اول و وسط و آخر همه چي خودمم

مفهومه؟

هوم؟

عه، آره

سي... آره

همين... همين شماره

ممنون

بله؟

نتايج آزمايش دي ان اي از زندان کاليفرنيا اومد

اوهوم

يه همخوني داشته بازبيني هم کردم

بچه خودشه

اگه ميخواي باهاش صحبت کني بيداره

نه، لزومي نداره

...بعد از تموم شدن غذا

بچه اش رو بگيرين

اينجا چيکار ميکنيم؟

ميدونم برات سخته

ولي کار درست همينه

نه، نيست

ديوانه واره

من نمکشمت ديتا

نميدونم - ميدونم -

ديروز متوجه اين موضوع شدم

اينا اينجا چيکار ميکنن؟ - من ازشون خواستم بيان -

تو چه غلطي کردي؟

قرار نيست اتفاقي اينجا رخ بده سوار موتورتون بشين

ايزي

از جون ما چي ميخواي؟

کارما

يکي از شما مردان خانواده ريز بايد کمکم کنه يه اشتباهي رو درست کنم

يه مادر در ازاي يه مادر

اي خدا

واسه عزيزانم يادداشت گذاشتم

فکر ميکنن خودکشي بوده

کسي مقصر شناخته نميشه

من انجامش ميدم - نه -

با خودش بنزين آورده ميخواد بسوزه

من انجامش ميدم - ايگناسيو ميتونست -

فليپه نميتونه

چيزي نيست عشقم - اون عشق تو نيست -

من بودم که رفتم دنبال اين قضيه

خودم بايد تمومش کنم

ايزي، تو چنين آدمي نيستي

چرا بابا

هستم

ببرش سمت ماشين

بيا بابا

...خيلي متاسفم

قضيه اصلا مربوط به تو يا کارماي تخميت نيست

تو خانواده من رو نابود کردي

...مريم مقدس

...اي پرشکوه

خداوند همراهت باشد

...که خجسته هستي

...و خجسته باد

...ثمره اي که از

جنينت، عيسي، آمد

...مريم مقدس

...مادر خدا

...براي ما گناهکاران دعا کن

...هم اکنون

و به هنگام مرگمان

آمين

ببين منو

ببين منو

متاسفم مامان

بدون شک اوضاع اينجارو

يه مقدار جذابتر کرده

شروع لرزاني داشت

ولي باقدرت تمومش کرد

درمورد پشتيباني نظري نميدم

چرا، ميدي

کس ديگه اي نبود؟

فوايد و مضرات؟

من نميخواستم اينطوري بشه

واسه همين پشتيبان داغوني بودم

ايزي بايد هموني ميبود که بيرون ميکشيد

لعنتي، همه چي داشت

...ولي الان

متعلق به ماست

به اين خانواده

بهش نياز داريم

من بهش نياز دارم

...ايزيکيل ريز

آيا لياقتش رو به دست آورده که عضو باشگاه ما باشه

و در شوراي ما حضور پيدا کنه؟

بيا

چي شد؟

شرمنده داداش

جليقه ات رو دربيار

بذار رو ميز

تبريک ميگم ايزيکيل

به قبيله ما خوش اومدي

اين رو به لباست بدوز

بايد بريم مهموني

اوضاعمون مرتبه؟

آره

ما ديگه چنين آدمايي هستيم برادر

متوجهي؟ - متوجهم -

من چنين چيزي برات نميخواستم

ترجيح نميدادم کسي جز تو کنارم باشه

دوستت دارم انجل

خفه شو ايزيکيل

خيلي دوستم دارم

به مامورين کلانتري گفتم دنبال ونه باشن

هيچي نگفت؟ - نه قربان -

من فقط 20 ثانيه نبودم

حتي نميدونستم که رانندگي بلده

ميگل، برامون يه نامه گذاشته

چند دقيقه بهشون فرصت بده

بعدش بکششون کنار

من با مامورين کلانتري تماس ميگيرم

چي شده؟

به پاکو بگو که وقتشه

نه... نه

بايد بريم

پالو رو نميبينم

پيداش کنين

باشه

الساعه

بله؟

مبارک باشه بابا

پسرت ديروز به دنيا اومد

سالم و سرحاله

سر به سرم ميذاري؟

برعکس انجل، دارم ابراز احساسات ميکنم

ديگه يه مورد مشترک داريم

...جفتمون ميدونيم که

تنهايي غيرقابل تحمل ناشي از جدايي از عشقمون چقدر سخته

و جفتمون با درد وحشتناک

...و شديد اين که

...ميدونيم پسرهامون هرگز ما

رو نميشناسن آشنايي داريم

به قبيله ما خوش اومدي

آهاي، بياين اينجا

داخل

پالو رو پيدا کردي؟

نه

پيداش کردم

پشمام

زیرنویس از عرفان مرادی

Twitter @is_erf Telegram @Sub_hub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.