Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« ارائهای از سامانه ی فیلــــــم ریــــــــل » www.FilmRail.xyz
« دانلود اپلیکیشن با قابلیت پخش آنلاین » .::Telegram: Film_Rail::.
خطر مراقب باشید
!هوی، رِمی، صبر کن
!من اولم
.هعی، عجب وروجک دردسر سازی شده
.موندم به کی رفتـه
!ممنون بابت غذا
.خیلی خوشمزهست بابایی
.مگه نه؟ هر چقدر میخوای بخور
!باشه
مطمئن بودم که شکوفههای گیلاس .تا الان باز شده باشن
.هنوز زوده
...چطور اوضاع به این وضع افتاد
.اشکالی نداره
مطمئنم پاییز برمیگرده
اونها همیشه اینجا بودن درسته؟
!فقط به یه استراحت کوچولو رفتن
.حق میگی
!خیلی خوبه
میدونی چرا؟
چون آشپزی بابایی حرف نداره؟
!نه
مامانی گفته بود .همه چیز اینجا خوشمزهتره
پس وقتی شکوفههای گیلاس باز شدن !بیا دوباره بیایم اینجا
!باشه
نمیشه عقبگرد رو کنترل کرد
سه، دو یک، نابود کن
با ضربان آشفته و تپنده
چشمام صدا میزنن
چشمام صدا میزنن
عدالت یا شرارت؟
تصمیمتو بگیر غرورتو حفظ کن
تصمیمتو بگیر با وجود تمام تردیدها
تصمیمتو بگیر این زخم بسته نمیشه
اوه خدایا لطفا جواب بده
اوه خدایا لطفا جواب بده
تو این ابعاد و سرعت
مغزم سوت میکشه، آتیش میگیره
تو یا بیرون رینگ، با بقیه فریاد بزن
با تو تا آخرش میام
با تو تا آخرش میام
یه حسی دارم، هیچ خطری حس نمیکنم
درست توی کلهم، اوه نه نه
یه شیرجه عمیق فرای خیال
با تو تا آخرش میام
از قلبم صدای تاپ تاپ میاد
رویا، عشق، تموم این چیزها
شاید نشه بعضیاشو گفت
شاید نشه بعضیاشو گفت
شاید نشه بعضیاشو گفت
شاید نشه بعضیاشو گفت
چی شد؟ چرا دارم گریه میکنم؟
چی شد؟ چرا دارم گریه میکنم؟
چی شد؟ چرا دارم گریه میکنم؟
عقبگرد رو حس کن
عقبگرد رو حس کن
ایدههای جذاب رو با گناهان ترکیب کن
ایدههای جذاب رو با گناهان ترکیب کن
ایدههای جذاب رو با گناهان ترکیب کن
ایدههای جذاب رو با گناهان ترکیب کن
عقبگرد رو حس کن
میخوام تا نقطهی بحرانی باهات شنا کنم
میخوام تا نقطهی بحرانی باهات شنا کنم
عقبگرد رو حس کن
عقبگرد رو حس کن
بذار تا آخرین قطره تنهاییت و خوشحالیت منفجر بشه
نشونم بده عشق چیه
نشونم بده عشق چیه
قبل اینکه بفهمم، دوباره عقبگرد اتفاق میفته
قبل اینکه بفهمم، دوباره عقبگرد اتفاق میفته
قسمت 4 فرزند کیشین: تودوروکی هایاته
عضو یگان : احیا اوتوهارا کیوتارو
واقعاً؟ دوباره؟
عضو یگان : احیا فووا شینایچی
.یه عالمه بازنده، چه دردسری
عضو یگان : احیا کاکوئی میساکی
انگار حرکتهامون رو .زیر نظر داشتن
عضو یگان : احیا هیرونوما آکاری
حتماً یه موموتارو بینشون هست .که قدرت ردیابی داره
عضو یگان : احیا تودومِکی گو
!من که میگم حدود پنجاه نفرن
عضو یگان : احیا توریکای یوری
برای یه یگان دورافتاده .خوب مقاومت کردن
عضو یگان : احیا اومیتسوکی میو
!همهی شما مردها، روتون رو برگردونین
.شماها عقب وایسین
.خودم از پسشون برمیام
!شماها اعضای یگان احیا هستین
فکر نمیکردین توی همچین مکانی براتون کمین کرده باشیم نه؟
نظرتون چیه زانو بزنین و برای جونتون التماس کنین؟
هرچند اگه تسلیم هم بشین !تموم اونیهای اینجا کشته میشن
!به خصوص شماها
!من هیچوقت شما حرومزادهها رو نمیبخشم
شما اونیها فکر میکنین میتونین این دور و بر بچرخین و هر غلطی که دلتون خواست انجام بدین؟
تاحالا چندتا موموتارو کشتین؟
!منم میتونم همین رو بپرسم تا حالا چندتا اونی رو کشتی؟
چندتا؟ تعدادشون رو یادت نمیاد؟
—این نمیتونی بهم جواب بدی؟
—دارم سعی فکر میکنی لازم نیست جواب بدی؟
!خفه شو
!بذار جواب بدم بعد حرف بزن - !جواب بده -
!گــوش کــن
!بذار حرف بزنم لعنتی
.انگار که برام مهمـه چندتا اونی رو کشتم
خودت چی؟ یادتـه تاحالا چندتا پشه رو کشتی؟
.که اینطور، پس یادت نمیاد
.پس آسوده بخواب
پادشاه جهنم، انما .داره گناههات رو ثبت میکنه
!هرکی میخواد بمیره بیاد جلو
!هرکی میخواد زنده بمونه، تسلیم بشه
!همه تون رو به درک واصل میکنم
!لعنت بهش، فقط هشت نفرن
!اینها ولگردن !حتی به سازمان اونی هم وابسته نیستن
.نیروی کمکی هم بهشون نمیرسه !نترسین
!همگی به رگبار ببندینشون
گلولهها به سمت خودمون برگشتن؟
.تویی که اینجا مسئولی! !خوت تنها بیا جلو
...من رو دست کم میگیری
.شاید توی یه منطقهی دورافتاده مستقر باشم !ولی هنوز هم، کاپیتان سازمان موموتاروام
به محض اینکه دخلتون رو بیارم !یه پست توی توکیو نصیبم میشه
!همگی به پیش
!حــمــلــه
!نادیدهاش بگیرین، به پیشروی ادامه بدین
...رهاسازی کسوف خونین
!تیغهی نسیمِ ماهِ خونین
.همهشون پرت شدن توی هوا
مسدود کردن رودخونه به این شکل دردسر نمیشه؟
.توریکای یه کاریاش میکنه
چرا من؟
.بذار میو از قدرتش استفاده کنه
!مردها اجازه ندارن به من نگاه کنن
.حتی حریف هم حساب نمیشدن
.یکیشون هنوز اینجاست
چـ - چه اتفاقی افتاد؟
زیردستهام چی شدن؟
کجا رفتن؟
.یا موج باد کشتشون .یا ضربهی شمشیر از پا درشون آورد
.یا پرت شدن توی هوا و جون دادن .انتخاب آزاده
!توانایی من باده
خودم رو باهاش میپیچونم .و هرجور دلم بخواد ازش استفاده میکنم
!نکن، صبر کن
!تسلیم میشم
!پس خواهش میکنم من رو نکش
.نمیتونم بپذیرم
...شعار یگان احیا !نابودی کامل موموتاروهاست
...همهی موموتاروها رو !از روی زمین محو میکنیم
عضو یگان : احیا تودوروکی هایاته
!کاپیتان
چیه؟
!بیا بریم دیگه
.شماها میتونین برین جلوتر
.من باید برم که یکی رو ببینم
چی؟ کی رو؟
ایچینوسه شیکی!
پنج هزار و هفتصد و سی و دو...
پنج هزار، هفتصد و سی و سه...
شصت و سه تا دور دیگه مونده.
چی؟
غر نزن، شیکی.
ده دور دیگه اضافه کن.
لعنتی!
چی شده، جناب مدیر؟
خب، راستش...
مهمونای جالبی دارن میان، پس میذارم بیان تو.
هی، این چیه؟
اون قدرت شبیه قدرت اونیـه، ولی...
ها؟ چی گفت؟
خیلی نزدیک بود!
اگه رو پرنده سیاهم بالا آورده بودی، پرتت میکردم پایین!
اونطرف بالا بیار!
بابتش معذرت میخوام.
حالت تهوع شدیدی میگیره.
چه مرگشونه؟ اینا دیگه کیان؟
همین که دیدیمش بالا آورد.
یوری! کجا رفتی؟
چرا صدات اینقدر دور به نظر میرسه؟
ای بابا! همینجوری گم و گور نشو!
الان دارم میام اونجا!
حتی یک سانتیمتر هم تکون نخور!
حس جهتیابیِ ژنرال افتضاح و فاجعهباره!
جدی، اینا دیگه چه جور آدماییان؟
آه، این خیلی خوبه.
منو ببخشید!
بدون اینکه حتی بگم «با اجازه»، پریدم تو!
این چیزی نیست که باید واسش عذرخواهی کنی.
من تودوروکی هایاته هستم، !ژنرال یگان احیا
یگان احیا؟
درسته!
من هایاته تودوروكیام، !ژنرال یگان احیا
منم توریکای اوری هستم.
واو، مودانوِ واقعی.
یگان احیا دقیقا چیه؟
به نظر میرسه یه جور واحد رزمی باشن.
یگان احیا، واحدی از سازمان اونی نیست.
به هیچ سازمانی تعلق ندارن و از اینجا به اونجا میرن،
و هر جا برن، واحدهای موموتارو رو نابود میکنن.
دقیقا!
هدف ما نابودی کامل موموتاروهاست!
ما تکتک موموتاروها رو از روی کرهی زمین محو میکنیم!
جدی؟
خب، چی از ما میخواین؟
شنیدیم ایچینوسه شیکی اینجاست!
.امم، ایچینوسه منم
پس تو ایچینوسه شیکیای!
تو هم مثل من، قدرت کیشین رو به ارث بردی!
تو هم قدرت کیشین رو داری؟
دقیقا.
من به باد فرمان میدم!
شنیدم تو به آتش فرمان میدی!
آره.
آتش داغ نیست؟
- نه زیاد. - نمیسوزونتت؟
- نه، اینطوری... - چرا لباست آتش نمیگیره؟
میشه خفه شی و به جوابهام گوش کنی؟
چرا جوابمو نمیدی؟
اگه بذاری جواب میدم! مرگت چیه آخه؟
اصلاً برای چی اومدید اینجا؟
با ما بیا!
ایچینوسه شیکی، ما به قدرتت به عنوان فرزند کیشین نیاز داریم!
ها؟
به نظر میرسه سازمان اونی میخواد با موموتاروها کنار بیاد
و مسائل رو به شکل صلحآمیز حل کنه.
اما این طرز فکر خیلی سادهلوحانهست!
اگه نجنگی، همه چیزت رو ازت میگیرن!
اگه نکشی، خودت کشته میشی!
تا وقتی حتی یک موموتارو زنده باشه، دیر یا زود دوباره بهمون حمله میکنن!
تا وقتی اونا هستن، هیچ آزادیِ واقعیای وجود نداره!
پس فقط یک راه وجود داره،
ریشهکن کردن نسل موموتارو!
آزادی فقط متعلق به کسانیه که حاضران براش بجنگن
و با دستهای خودشون به دستش بیارن!
بیا با هم، دنیا رو !از وجود نحس موموتاروها پاک کنیم
ها؟ نه، ممنون. الکی جوگیر نشو.
بدون اینکه ذرهای فکر کنه ردش کرد!
فهمیدم! متوجه شدم!
منو ببخشید!
و اونم همینجوری قبول کرد!
خیلی خب، خداحافظ.
بدرود!
همین؟ داره میره؟
مطمئنی؟
ما این همه راه رو اومدیم.
باوری که به زور به کسی تحمیل بشه، هیچوقت تو روحش ریشه نمیکنه!
بریم!
چقدر طول میکشه تا به آبشار کگون برسیم؟
اگه پرواز کنیم، حدود ۳۰ دقیقه.
صبر کنید!
منو هم با خودتون ببرید!
یائوروشی! داری چی میگی؟!
من تو اینجا هیچوقت قویتر نمیشم.
برم با اونا خیلی برام بهتره!
هدف شما کشتن موموتاروـه، مگه نه؟
هدف منم همینه.
از هرکسی که بخواد بهمون ملحق بشه استقبال میکنیم!
هی، واقعاً داری این کار رو میکنی؟
ولم کن!
موندن تو یه همچبن جایی هیچ فایدهای نداره.
رفیق؟ قویتر کردن قلبم؟
چه چرندیاتی!
این مزخرفات حالم رو به هم میزنن!
من هیچ تصمیمی ندارم که با هیچکدومتون دوست بشم!
اصلاً هم نمیخوام!
ترجیح میدم بمیرم تا اینکه با شما عوضیا مهربون باشم.
تکتک ثانیههایی که اینجا بودم تلف شد.
دارم میرم. فعلاً.
بریم.
عجب آدم زورگویی هستی!
هی، یائوروشی! صبر کن!
یائوروشی !
واقعا میخوای اوضاع رو همینجوری رها کنی؟
مگه دوستات نبودن؟
نبودن!
اصلاً داریم کجا میریم؟
محوطه آبشار سابق کگون در استان توچیگی.
آبشار؟
نشنیدی مگه؟
توی اخبار بود که پخش گاز سمی باعث تعطیلی اونجا شده.
از کجا باید میدونستم؟
ظاهراً یه آزمایشگاه از سازمان موموتارو اونجاست.
به نظر میرسه دارن کارهای مختلفی اونجا انجام میدن.
هی، هایاته!
بهتره بالا نیاری!
یائوروشی واقعاً رفت.
بریم دنبالش!
نیازی نیست.
اون خودش این راه رو انتخاب کرد.
حق با اونه.
یوسوروبه! تو هم؟
براساس چیزهایی که میگفت،
شاید جای بهتری برای کسی مثل اون باشه.
البته دلم براش تنگ میشه.
ولی اینجا هم یه مدرسهی عادی نیست.
هرکی هدف خودش رو داره.
جدا همه همینطور فکر میکنید؟
اصلا مگه مهمه؟
اون تصمیم خودشو گرفته، درست نیست مجبورش کنیم بمونه.
اونه چان، تو چی فکر میکنی؟
نکنه فکر کردی همه دست در دست هم، شاد و خرم از اینجا میریم؟
تو چرا همیشه انقدر خشک و جدیای؟
ترجیح میدی تظاهر کنم همه چی گل و بلبله؟
چی گفتی؟
بیخیال!
یگان احیا هم با موموتارو ها میجنگه دیگه، درسته؟
اونا فرق میکنن.
ها؟
درسته که موموتاروهایی هستن که تا قیامت نمیبخشمشون.
مطمئنم شما هم همینطوری هستین!
میفهمم جنگ خونینی که جفت طرفین با هم پدرکشتگی دارن یعنی چی!
هر دو طرف میدونن ممکنه کشته بشن!
اما...
سنسی، موموتاروهایی هم هستن که نخوان بجنگن، درسته؟
آره. تعداد زیادی غیرنظامی توی سازمان موموتارو
و خارج از سازمانهای مرتبط با موموتاروها هستن
که زندگی معمولیای دارن.
اعضای یگان احیا میگفتن میخوان تا دونهی آخر موموتاروها رو بکشن.
پس یعنی موموتاروهایی که میخوان یه زندگی عادی دارن هم میکشن!
خودتون که توی کیوتو دیدین!
اونیهایی که فقط میخواستن یه زندگی عادی داشته باشن!
چه بچههایی که فقط به خاطر اونی بودن کشته نشدن!
نکنه شما هم میخواید مثل سوباکیری عوضی بشید؟
کشتن کسی که هنوز هیچ کاری نکرده اشتباهه!
فکر نکنم یائوروشی این چیزها سرش بشه!
شما هم سرتون نمیشه!
تا وقتی خودم اینو از یائوروشی نشنوم باورم نمیشه.
اگه با وجود دونستن تمام این حرفها بازم خواست بره، حله بره.
ولی حتی یه ذره هم بهش کمک نمیکنم.
اما نمیتونم بذارم همینجوری راهشو کج کنه بره! اینجوری دلم شور میزنه!
سنسی! من میرم دنبالش!
خودتون گفتید اونیها به رفیق نیاز دارن، مگه نه؟
پس به همون اندازه هم مهمه
که نذاریم رفیقهامون بزنن جاده خاکی، درسته؟
جناب مدیر، به مجوز خروج از مدرسه نیاز داریم.
تعداد افرادی که میرن...
منم میرم!
اولش دقت نکردم.
شیکی کون درست میگه.
یگان احیا هم داره همون کاری که سوباکیری کرد، تکرار میکنه.
باید جلوشون رو بگیریم!
برام عجیبه تونستی انقدر عمیق به موضوع نگاه کنی.
سرت به جایی خورده؟
چی نالیدی؟
فکر میکردم اگه اینجوری به هدفش میرسه، باید بذاریم راهش رو دنبال کنه،
ولی شاید باید جلوشو بگیریم!
ها؟ چی؟ همه دارن میرن؟
فکر کنم بهتر باشه همینجا بمونم.
سرم گیج میره.
نفسم داره میگیره.
احتمالا از این ویروس جدیدها گرفتم.
مگه اینا عوارض زیاد دویدن نیست؟
اگه بریم بیرون حتما به دردسر میفتیم!
ترسناکه!
پس دلیلش اینه.
منم پیشت میمونم.
تا وقتی اینا برگردن مراقبت هستم.
فقط خودمون دوتاییم...
نـ ـ نوموخوام...
ولی آخه بیرون رفتن هم ترسناکه.
ضایع
بزن بریم!
یه مرد واقعی وقتی دوستش داره تو مسیر اشتباهی قدم برمیداره،
باید حتما جلوش رو بگیره!
کسوف خونینت انرژیزا نیست که، اینجوری استفادهش نکن!
اگه تو میری منم میام!
ولی زیادی جوگیر نشو!
به نظر جالب میاد.
خب؟ چند نفری دارین میرین؟
ما...
خیلیخب! بزن بریم!
بهت گفتم انقدر جوگیر نشو!
همگی میریم.
خب!
بریم دنبال اون کله خراب!
امیدوارم اونیها اینجا بهمون حمله نکنن.
بچهها واقعا عالین.
بچهها خیلی بهتر از اونیهای بزرگسال واکنش نشون میدن.
آره، از این میتونم کلی اطلاعات و چیزهای جدید یاد بگیرم.
هی به درد نخور!
بله قربان!
از شر اینا خلاص شو.
چشم!
اونیها واقعا جالبن.
کلی جای تحقیق دارن.
خیلی شبیه آدما هستن،
ولی وقتی دل و رودهشون رو میریزی بیرون، یه عالمه چیزهای جدید میبینی.
کوسابی مومورا رئیس آزمایشگاه شعبه آبشار کگون
و اینم به زودی تموم میشه.
هی، چند تا موش آزمایشگاهی دیگه داریم؟
امممم...
37 تا بزرگسال.
اون آخرین بچه بود.
کافی نیست. اصلا کافی نیست!
برام مهم نیست کیو میگیری.
رئیس، چیزی لازم داشتین؟
وقتت که آزاده نه؟
ماگانوما موموهایا کاپیتان آزمایشگاه ششم
اکثر اوقات وقتم آزاده.
حوصلم سر رفته، دیگه دارم کپک میزنم
برو یکم برام نمونه تحقیقاتی پیدا کن.
مخصوصا بچه.
چند تا سالم و پرانرژی سوا کن بیار.
فهمیدم.
تعدادی اونی رو تو این محدوده پیدا کردم.
تا آخر امروز همهشون رو میگیرم.
ممنون!
سوباکیری واقعا خارقالعادهست.
وقتی این تحقیقات تموم بشه،
یه چیز بینظیر خواهیم داشت.
ولی قبل از اون، موش آزمایشگاهی بیشتری میخوام.
فیـلـم ریــل نهـایـت تمــاشــا
"اخیرا حالت چطوره؟"
"خب..." معنی این حرفت چیه؟
@Film_Rail در اینستاگرام با ما همراه باشید
کی تصمیم میگیره جواب چیه؟
هرچقدر هم که بگردم
هنوز صدای تو قلبم رو
نمیتونم بشنوم
اون صدا برای کیه؟
"من خوبم" فقط ظاهرسازیـه، معنیش برعکس خودشه
کلمات قایم موشک بازی میکنن
حتی وقتی خودت تنهایی
گریه نمیکنی؟
بغض تو هر لحظه ممکنه بترکه
ولی نمیتونی پاکشون کنی
همه رد پاهای کوچیک
روی صورت خجالتیت موندن
حتی امروز یه جایی تو دنیا یه دست لرزان
تنها پناه دست کنارشه
دنیا گِرد میشه
قسمت بعد خون تازه
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.