All language subtitles for Tougen.Anki.Dark.Demon.of.Paradise.S02E05.720p.Web-DL.x264.1Audio-2Sub.Exclusive.FilmRaiL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

« ارائه‌ای از سامانه ی فیلــــــم ریــــــــل » www.FilmRail.xyz

فیـلـم ریــل نهـایـت تمــاشــا

.رسیدیم

"با عرض پوزش"

!ژنرال

!همین الان گمشده بودی !همین‌جا بالا بیار

هوی، مگه قرار نبود بریم آبشار کِگون؟

.عجله نکن

اول برای بقیه صبر می کنیم .که بهمون برسن

ما این ساختمون کوچیک و متروکه رو .اینجا توی کوهستان پیدا کردیم

.فعلاً این‌جا پایگاه‌مون‌ـه

.بیا داخل

ها؟

نمیشه عقب‌گرد رو کنترل کرد

سه، دو یک، نابود کن

با ضربان آشفته و تپنده

چشمام صدا می‌زنن

چشمام صدا می‌زنن

عدالت یا شرارت؟

تصمیمتو بگیر غرورتو حفظ کن

تصمیمتو بگیر با وجود تمام تردیدها

تصمیمتو بگیر این زخم بسته نمیشه

اوه خدایا لطفا جواب بده

اوه خدایا لطفا جواب بده

تو این ابعاد و سرعت

مغزم سوت می‌کشه، آتیش می‌گیره

تو یا بیرون رینگ، با بقیه فریاد بزن

با تو تا آخرش میام

با تو تا آخرش میام

یه حسی دارم، هیچ خطری حس نمی‌کنم

درست توی کله‌م، اوه نه نه

یه شیرجه عمیق فرای خیال

با تو تا آخرش میام

از قلبم صدای تاپ تاپ میاد

رویا، عشق، تموم این چیزها

شاید نشه بعضیاشو گفت

شاید نشه بعضیاشو گفت

شاید نشه بعضیاشو گفت

شاید نشه بعضیاشو گفت

چی شد؟ چرا دارم گریه می‌کنم؟

چی شد؟ چرا دارم گریه می‌کنم؟

چی شد؟ چرا دارم گریه می‌کنم؟

عقب‌گرد رو حس کن

عقب‌گرد رو حس کن

ایده‌های جذاب رو با گناهان ترکیب کن

ایده‌های جذاب رو با گناهان ترکیب کن

ایده‌های جذاب رو با گناهان ترکیب کن

ایده‌های جذاب رو با گناهان ترکیب کن

عقب‌گرد رو حس کن

می‌خوام تا نقطه‌ی بحرانی باهات شنا کنم

می‌خوام تا نقطه‌ی بحرانی باهات شنا کنم

عقب‌گرد رو حس کن

عقب‌گرد رو حس کن

بذار تا آخرین قطره تنهاییت و خوشحالیت منفجر بشه

نشونم بده عشق چیه

نشونم بده عشق چیه

قبل اینکه بفهمم، دوباره عقب‌گرد اتفاق میفته

قبل اینکه بفهمم، دوباره عقب‌گرد اتفاق میفته

قسمت 5 خون جدید

اوه! این ایچینوسه‌ست؟

...ها؟ من

.بذار ببینم چه شکلی هستی

...کثافت

به چی دست می‌زنی؟

می‌تونه ببینه؟

.چشم‌هات خوب کار می‌کنه !ولی هیچی رو نمی‌بینی

با این حال، از حسی که ازت می‌گیرم !بدم نمیاد

!نابالغ، تندمزاج و کله‌شق

.احساساتت رو به زبون نمیاری

...اما یه معصومیت باورنکردنی .توی وجودت هست

!بذار سر تا پات رو لمس کنم

!چندش

.این ایچینوسه نیست

...این

تو کی هستی؟

بدون این که حتی اسمش رو بپرسی طرفو آوردی این‌جا؟

یائوروشی

!یائوروشی به ما پیوسته

.این اومی‌تسوکی میو‌ـه

.مذکرها به این سمت نگاه نکنن

.تودومِکی گو

!بذار لمست کنم

.اوتوهارا کیوتارو

.سلوم

.سه نفر دیگه هم داریم .اما هنوز برنگشتن

حالا بچه‌ی کیشین یه چیز دیگه‌ست ولی این یارو اصلاً به درد جنگیدن می‌خوره؟

می‌خوای بفهمی؟

!گفتم به این سمت نگاه نکن مذکر

وگرنه اون هویج گندیده‌ات رو می‌کنم .و تو گلوت فرو می‌کنم که خفه شی

.هی بچه‌ها دعوا نکنین

...کچلم کردین

ولی مهم‌ـه مگه نه؟

.باید بفهمیم کی چه کاری می‌کنه

توانایی تو چیه یائوروشی؟

.من می‌تونم اسلحه بسازم

.ولی نمی‌دونم ممکنه چی بیرون بیاد

.بستگی داره چقدر از کوره در برم

.که این‌طور

.یه مقدار هم به شانست بستگی داره ولی در هر صورت یه توانایی رزمی‌ـه درسته؟

.آره

خب بذار یه بار دیگه ازت تشکر کنم .که عضو‌مون شدی

.خوش‌وقتم

.بذار یه چیزی رو بهتون بگم

.من نیومدم این‌جا که رفیق پیدا کنم

.شماها دارین همون کاری رو می‌کنین که من می‌خوام انجام بدم .تنها دلیل اومدنم هم همینه

.ما فقط متحدیم، نه دوست

.یادتون باشه

!وای! عجب اخلاقی

!دقیقاً مثل وقتی هستی که اومی‌تسوکی عضو شده بود

به این طرف نگاه نکن مرتیکه !وگرنه چشم‌هات رو از حدقه در میارم

!همین الانش هم یکی ازت پیشی گرفته

چرا ژنرال فقط آدم‌های عجیب و غریب رو دور خودش جمع می‌کنه؟

به عنوان معاون سروکله زدن با همه‌ی این‌ها .باید برات سخت باشه

.اگه این‌طور فکرمی‌کنی یه دستی بهم برسون

!ممنون همه‌ش واسه خودت

.برگشتن

!ما برگشتیم

ها؟

این کیه؟ ایچینوسه؟

...دوست جدید

منظورم متحد جدیدمون، یائوروشی‌ـه

متحد؟ این دیگه چیه؟

جناب‌عالی خودت کی باشی؟

.این فووا شین‌ایچی‌ـه

.و کنارش، کاکوئی میساکی‌ـه

.چه ترسناک

.این‌طوری بهم زل نزن

.ممکنه یه تیر مستقیم بره توی سرت

.یه پسر مغرور و پر ادعا؟ بدترین‌ـه

!یه میلف متاهل و پا به سن گذاشته که زبون تیزی داره؟ بهترین‌ـه

میلف؟

چرا یهویی بحث‌مون به پیرزن‌ها کشیده شد؟

.اوه، اشتباه کردی

پیرزن؟

تغییر جهت داد؟

.نباید بهشون بگی پیرزن، تازه‌وارد

به همین آسونی جلوی تیر رو گرفت؟

.و تو میساکی، نمی‌تونی بری دنبال زن‌های متاهل

ولی زن‌های زیر چهل سال .اصلا به چشمم نمیان

مسئله سن‌وسال نیست رفیق .مسئله فرم بدن‌ـه

!عشق از صد کیلو شروع می‌شه

...این‌ها

.قوین

.من این‌هایی که دنبال آدم‌های تپل می‌رن رو درک نمی‌کنم

.منم همین‌طور

مگه نه، تازه‌وارد؟

ها؟

فقط با لمس کردن می‌تونم بگم که !یائوروشی باکره‌ست

چی؟ تو باکره‌ای؟

.چه موضوع احمقانه‌ای

ولی جدی، واقعاً همین‌طوره؟

تو از واکنشش چه برداشتی می‌کنی؟

‫‏آخ جون بحث احمقانه! منم هستم!‏‬

‫‏اون قطعا بچه پاک و معصومی‌ـه. خیلی معصوم.‏‬

‫‏محاله با اون همه هورمون نوجوونی ‫‏هنوز دست‌نخورده باشه!‏‬

‫‏ها؟‏‬

‫‏معلومه که دست‌نخورده‌ام! مگه خلی؟‏‬

‫‏چی؟ چرا سر این موضوع عصبی می‌شی؟‏‬

‫‏ای بابا. مگه نمی‌دونی باس‏‬ ‫‏تا بیست‌سالگی صبر کنی؟‏‬

.چی... بچه به این پاکی ندیدم

‫‏پس تا حالا دست کسی رو نگرفتی؟‏‬

‫‏اون مال بعد از ازدواجه.‏‬

‫‏پس بوسیدن چی؟‏‬

‫‏ها؟‏‬

!اونجوری که می‌زنی طرفو حامله می‌کنی

‫‏تـ ـ تو اصلا می‌دونی باکره یعنی چی؟‏‬

‫‏چه مرگته؟ دست از سرم بردار!‏‬

‫‏کسی که اون کارا رو نکرده، درسته؟‏‬

‫‏در مورد چیزای تو دسته بندی X* چی فکر می‌کنی؟‏‬

‫X rated: محتوای بی‌پرده از نظر جنسی و اخلاقی

‫‏ها؟ مگه فقط یه حرف الفبا نیست!‏‬

‫‏اوه!‏‬

‫‏ژنرال، این یارو خیلی باحاله!‏‬

‫‏کلی چیز داریم که بهت نشون بدیم!‏‬

‫‏بیا از کلکسیون شخصی من شروع کنیم.‏‬

‫‏چه مرواریدی پیدا کردم!‏‬

‫‏دیدی؟ بهت گفتم! عین یه فرشته معصومه!‏‬

‫‏چیه مگه؟ دستتو به من نزن!‏‬

‫‏نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم!‏‬ ‫‏حتی وقتی عصبانی هستی هم بانمکی!‏‬

‫‏مرتیکه! ولم کن!‏‬

‫‏همه خیلی سر حالن!‏‬

‫‏حالا یه سر و صدای دیگه هم بهمون اضافه شد.‏‬

‫‏هی! تیپت باحال شده!‏‬

‫‏حالا شبیه خودمون شدی!‏‬

‫‏من شبیه شما نیستم.‏‬

‫‏هیرونوما سان هنوز برنگشته،‏‬ ‫‏ولی بیایید شروع کنیم.‏‬

‫‏بفرمایید!‏‬

‫‏خب، شناسایی چطور پیش رفت؟‏‬

‫‏خب، در مورد اون آزمایشگاه...‏‬

‫‏روزی که به اونجا نفوذ کنیم،‏‬ ‫‏شاید همون روزی باشه که همه‌مون می‌میریم.‏‬

‫‏پس شایعات حقیقت داشتن.‏‬

‫‏مطمئنی یه آزمایشگاه مومتاروـه؟‏‬

‫‏آره. دقیقاً همون جایی ساخته شده‏‬ ‫‏که آبشار کگون قبلا اونجا بود.‏‬

‫‏جای خیلی عظیمی هم هست.‏‬

‫‏ده طبقه‌ست.‏

‫‏شاید اون کشتی‌های هوایی روی سقفش‏‬ ‫‏برای جابه‌جا کردن خرت‌و‌پرت باشن؟‏‬

‫‏کاش فقط یه نقشه از طبقات داشتیم.‏‬

‫‏داریم. حداقل یه نقشه‌ی ناقص.‏‬

‫‏یه طرح کلی از‏‬ ‫‏محوطه ورودی دارم.‏‬

‫‏می‌دونستم می‌تونیم روت حساب کنیم!‏‬

‫‏این کوچولوها تمام کارای سخت رو انجام دادن.‏‬

‫‏و شما؟‏‬

‫‏عضو جدیدمون، یائوروشی!‏‬

‫‏سلام.‏‬

‫‏این هیرونوما سان‌ـه!‏‬

‫‏همون‌طور که می‌بینید، توانایی‌اش‏‬ ‫‏اینه که توی بدن خودش زالو نگه داره.‏‬

‫‏طبق گفته‌های این کوچولوها...‏‬

‫‏توی هر طبقه از آزمایشگاه،‏‬ ‫‏یک در امنیتی خیلی بزرگ هست.‏‬

‫‏بخش‌های کلیدی‏‬ ‫‏ظاهراً پشت اون درها قرار دارن.‏‬

‫‏اینا دارن روی چی تحقیق می‌کنن؟‏‬

‫‏نتونستن از درها رد بشن،‏‬ ‫‏پس نمی‌تونم با اطمینان بگم.‏‬

‫‏ولی اونا دیدن که‏‬ ‫‏اجسادی رو دارن با خودشون می‌برن.‏‬

‫‏جسد؟ اونی‌ها؟‏‬

‫‏احتمالاً.‏‬

‫‏فکر می‌کنم دارن از اونی‌های اسیر‏‬ ‫‏برای نوعی تحقیق استفاده می‌کنن.‏‬

‫‏پس ما هم باید اونی‌هایی رو که‏‬ ‫‏گرفتار کردن، آزاد کنیم!‏‬

‫‏اونا حق ندارن‏‬ ‫‏هر جور که دلشون خواست از زندگی اونی‌ها استفاده کنن!‏‬

‫‏حالا، مسئله‌ی اصلی اینه.‏‬ ‫‏با کیا طرفیم؟‏‬

‫‏با آزمایشگاهی به این بزرگی،‏‬ ‫‏شاید تا سه تا کاپیتان هم اونجا باشن.‏‬

‫‏و به همون اندازه هم معاون.‏‬

‫‏شش نفر از گنده‌موتاروهای قدرتمند،‏‬

‫‏به علاوه شاید 400 یا 500 تا سرباز زیر دستشون.‏‬

‫‏و ما فقط هشت نفریم.‏‬

.هی، این ماموریت خودکشی ‌ـه

‫‏قراره چی‌کار کنیم؟‏‬

‫‏هیچ فرقی نمی‌کنه!‏‬

‫‏حتی در برابر این اختلاف نیروی زیاد،‏‬ ‫‏هدف ما نابودی موموتارو‌ست!‏‬

‫‏نمی‌ذاریم تعدادشون جلودارمون بشه!‏‬

‫‏مخصوصاً اگر دارن‏‬ ‫‏مثل موش آزمایشگاهی با اونی‌ها رفتار می‌کنن!‏‬

‫‏خیلی خب، می‌تونیم تقسیم بشیم و از لوله زباله‌ی‏‬ ‫‏زیرزمین استفاده کنیم تا به هر طبقه برسیم.‏‬

‫‏بعد بی‌سروصدا نفوذ می‌کنیم.‏‬

‫‏امشب دیروقت حمله می‌کنیم!‏‬

‫‏تا اون موقع استراحت کنید!‏‬

‫‏باشه!‏‬

‫‏هی، استاد. چقدر دیگه مونده؟‏‬

‫‏حدود دو ساعت.‏‬

‫‏این راه‌های کوهستانی شب‌ها افتضاحن.‏‬

‫‏سنسی! نگاه کنید!‏‬

‫‏نمی‌دونستم اینجا یه آبادی وجود داره.‏‬

‫‏همگی، حواست رو جمع کنید.‏‬

‫‏سخت زخمی شدی! حالتون خوبه، آقا؟‏‬

‫‏دخترم...‏‬

‫‏هان؟‏‬

‫‏دخترم... اونا دزدیدنش!‏‬

‫‏چی؟‏‬

‫‏رمی...‏‬

‫‏هی، آقا! دووم بیار!‏‬

‫‏بیاین ببریمش توی یکی از این خونه‌ها.‏‬

‫‏درسته! باید یه دکتر هم پیدا کنیم.‏‬

‫‏نه...‏‬

‫‏فکر نمی‌کنم کسی توی این کلونی‏‬ ‫‏زنده مونده باشه.‏‬

‫‏بیا مسیر رو مرور کنیم‏‬ ‫‏و برای هر دردسری نقشه بکشیم.‏‬

‫‏هیرونوما سان...‏‬

‫‏اگه تو نبودی، تا حالا از استرس‏‬ ‫‏کچل شده بودم.‏‬

‫‏خوابم نمی‌بره.‏‬

‫‏خوابت نمی‌بره؟‏‬

‫‏داری چیکار می‌کنی؟‏‬

‫‏دارم به رفقای مرده‌ام فکر می‌کنم.‏‬

‫‏رفقا؟‏‬

.کسایی که همراه ما دنبال نابودی موموتاروها بودن

‫‏از خوابیدن می‌ترسم.‏‬

‫‏وقتی تو خواب باهاشون هستم‏‬ ‫‏خیلی خوشحالم.‏‬

‫‏می‌خوام برای همیشه همونجا بمونم.‏‬

‫‏اما می‌دونم نمی‌تونم.‏‬

‫‏چشم‌هامونو می‌بندیم و رویا می‌بافیم.‏‬

‫‏بعد باید بازشون کنیم‏‬ ‫‏و اون رویاها رو واقعی کنیم.‏‬

‫‏برای همین شب‌ها رو به فکر کردن‏‬ ‫‏درباره‌ی رفقای از دست‌ رفته‌مون می‌گذرونم.‏‬

‫‏قبل از اینکه بفهمم، خورشید طلوع کرده.‏‬

‫‏کلی حرف هست که می‌خوام بهشون بگم.‏‬

‫‏سر در نمیارم.‏‬

‫‏من دیگه محاله دوباره برم سراغ اون کار.‏‬

‫‏تو خیلی‌ها رو از دست دادی.‏‬

‫‏چطور دلت میاد‏‬ ‫‏دوست‌های بیشتری پیدا کنی؟‏‬

‫‏چون ضعیفم.‏‬

‫‏نمی‌تونم برنامه‌ریزی کنم.‏‬

‫‏متفکر بزرگی نیستم.‏‬

‫‏تنها کاری از دستم برمی‌آید رهبری کردنه.‏‬

‫‏به همین دلیل به رفیق نیاز دارم.‏‬

‫‏و از تنها بودن می‌ترسم.‏‬

‫‏وقتی بفهمی داشتن بقیه در کنارت‬ ‫‏چقدر ارزشمنده،‏‬

‫‏دیگه نمی‌تونی به تنهایی برگردی.‏‬

‫‏همه‌مون مثل همیم.‏‬

‫‏هر کدوم‌ مسئولیت‌های خودمون رو داریم.‏‬

‫‏اما باز هم چیزی داریم‏‬ ‫‏که می‌خواهیم بهش برسیم.‏‬

‫‏به خاطر همینه که دور هم جمع می‌شیم‏‬ ‫‏و از همدیگه حمایت می‌کنیم.‏‬

‫‏هر کسی به یکی نیاز داره که بهش تکیه کنه.‏‬

‫چجوری می‌تونی مرگ دوستانت ‫رو قبول کنی و انقدر راحت از کنارش رد شی؟

‫چون مجبوریم به حرکت‌مون ادامه بدیم.

‫امید رفقای مرده‌مون هنوز در کنارمون زنده‌ست.

‫برای همینه تا آخرش باید بریم!

‫فقط اونایی که زنده می‌مونن ‫می‌تونن امید و آرزوها رو به واقعیت تبدیل کنن.

‫بیخیال. مهم نیست.

‫میرم بخوابم.

‫باشه. یکم استراحت کن.

‫چه اتفاقی افتاد؟

‫گفتی اونا دخترت رو گرفتن.

‫نه. فراموشش کنید.

‫تو یه اونی هستی، درسته؟

‫از زخمات میشه حدس زد.

‫خیلی شدیدن، اما دارن سریع خوب میشن.

‫ا ـ اونی؟ داری درباره چی حرف می‌زنی؟

...داری اشتباه

‫آروم باش.

‫ما هم اونی هستیم.

‫جـ ـ جدا؟

‫من انوموتو تتسوجی هستم.

‫انوموتو ‫تتسوجی

‫انوموتو ‫تتسوجی

‫اینجا با دخترم رمی زندگی می‌کنم.

‫این کلونی وقتی چندتا اونی ‫تصمیم گرفتن اینجا ساکن بشن تاسیس شد.

‫درباره حادثه گاز سمی حوالی آبشار کگون شنیدی؟

‫یکم پیش تلویزیون داشت درباره‌ش صحبت می‌کرد.

‫دور و بر آبشار رو بستن.

‫ما بیرون منطقه ممنوعه بودیم،

‫ولی آدم‌هایی که اونجا زندگی می‌کردن ترسیدن و فرار کردن.

‫البته برای ما اونی‌ها خوب شد.

‫ما سعی می‌کنیم فاصله‌مون رو با انسان‌ها حفظ کنیم.

‫ولی به دلایلی، آب آبشار متوقف شده بود.

‫بعدش این تاسیسات عجیب غریب اونجا ساخته شد.

‫چی؟ من راهنمایی اونجا می‌رفتم!

‫مگه آبشار واسه خودش می‌ایسته؟

‫نمی‌دونم.

‫و این تمام ماجرا نیست.

‫یه کلونی اونی دیگه هم یکم دورتر از اینجا هست.

‫یه روز، دیدیم هیچکدوم‌شون نیستن.

‫البته اونی‌ها معمولا یه جا نمی‌مونن.

‫ولی همه‌شون؟ خیلی عجیبه.

‫آره. بعضی از آدم‌های اینجا هم مشکوک شدن و رفتن.

‫ما هم باید همون موقع می‌رفتیم.

‫یکم پیش، یه گروه بزرگ موموتارو بهمون حمله کردن!

‫می‌دونستم خطرناکه! بیاید بریم خونه!

‫می‌تونیم یه موقع دیگه بریم دنبال یائوروشی کون!

‫خفه شو! قرار نیست ولش کنیم!

‫سعی کردم دخترم رو از اونجا ببرم، اما...

‫بابا!

‫بابا! بابا!

‫رمی... فرار کن.

‫نه! بابا!

‫رمی!

‫هوم. هنوز زنده‌ای؟

‫با این یارو چکار کنیم؟

‫نه! ولم کن!

‫حتی یه اونی هم از چنین جراحاتی جون سالم به در نمی‌بره.

‫فقط بچه رو ببرید.

‫چشم.

‫بابا!

‫- رمی! ‫- بابا!

‫- به رئیس بگید. ‫- بابا!

‫موادی که خواسته بودن رو جمع‌آوری کردیم.

‫"مواد". اینطوری صداشون می‌زد.

‫به اونی‌ها می‌گفت ماده؟ نکنه...

‫پس برای همین زنده گرفتن‌شون.

‫آره. همه رو بردن به آزمایشگاه!

‫رمی از دست‌شون در امان نیست.

‫بازم اون موموتاروهای حرومی!

‫می‌دونستی قضیه بو داره ولی بازم از اینجا نرفتی.

‫خودتم تا حدی مقصری.

‫من... خب...

‫هی! تمومش کن!

‫- هیولا. ‫- تف بهت!

‫حقیقته.

‫اصلا نمی‌فهمی کی باید در دهنت رو بسته نگه داری؟

‫من همسری داشتم.

‫مریض شد و فوت کرد.

‫اون زمان خانوادگی می‌رفتیم آبشار کگون.

‫حتی بعد از مرگ همسرم...

‫بازم می‌رفتیم.

‫دخترم...

‫باور داشت یه روزی دوباره آبشار برمی‌گرده!

‫اینجا کلی خاطره با هم داشتیم.

‫چرا همچین اتفاقی برامون افتاد؟

‫ما تا حالا کسی رو نکشتیم!

‫ما دور از آدم‌ها زندگی می‌کنیم ‫که اگر برزرک شدیم به کسی آسیب نرسونیم!

‫پس چرا؟ فقط چون اونی هستیم اومدن سراغ‌مون؟

‫رمی فقط 6 سالشه!

‫هیچکس حق نداره آینده دخترم رو ازش بگیره!

‫هیچکس...

‫هی، استاد.

‫یائوروشی هم رفته آزمایشگاه، درسته؟

‫احتمال زیاد.

‫خب، پس ما هم باید بریم اونجا.

‫هی آقا، من دخترت رو ازشون پس می‌گیرم!

‫هم دخترت هم آینده‌ش!

‫جوری رفتار نکن انگار رئيس تویی.

‫چی؟ واقعا داریم میریم؟

‫این دفعه هیچ اعتراضی ندارم!

‫منم همینطور.

‫پس بریم!

‫جـ ـ جدی؟

‫اونجا پر از موموتارو‌ـه!

‫خودتونو به کشتن می‌دین!

‫ما چیزیمون نمیشه!

‫دو نصفه شبه.

‫حرکت کنید.

‫بزن بریم!

‫"اخیرا حالت چطوره؟"

‫"خب..." معنی این حرفت چیه؟

‫کی تصمیم می‌گیره جواب چیه؟

‫هرچقدر هم که بگردم

‫هنوز صدای تو قلبم رو

‫نمی‌تونم بشنوم

‫اون صدا برای کیه؟

‫"من خوبم" فقط ظاهرسازی‌ـه، معنیش برعکس خودشه

‫کلمات قایم موشک بازی می‌کنن

‫حتی وقتی خودت تنهایی

‫گریه نمی‌کنی؟

‫بغض تو هر لحظه ممکنه بترکه

‫ولی نمی‌تونی پاک‌شون کنی

‫همه رد پاهای کوچیک

‫روی صورت خجالتیت موندن

‫حتی امروز یه جایی تو دنیا یه دست لرزان

‫تنها پناه دست کنارشه

‫دنیا گِرد میشه

قسمت بعد نداشتن تمرکز

@Film_Rail در اینستاگرام با ما همراه باشید

« دانلود اپلیکیشن با قابلیت پخش آنلاین » .::Telegram: Film_Rail::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.