Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« ...آنچه در کلاب موتورسواری مایانها گذشت »
امروز صبح با دوانته کانو صحبت کردم. این رو بهم داد
حواسمون رو جمع میکنیم
آره، فعلاً حواستون به افراد داخل این اتاق باشه تا زمانی که متقاعد بشید شعبهتون خائن نداره
کوکو کجا میره؟
،یه تماس باهاش گرفته شد نگران بهنظر میرسید
دیروز دم رستوران «المپیک» دیدمـش
داشت با یه زنه بحث میکرد و دنبالـش کرد
داری چه غلطی میکنی؟ - راه بیوفت -
!لتیسیا
یه سری کار خیلی ناجور واسه یه سری آدم خیلی ناتو انجام دادیم
سربهسر خانوادهی من نذار، وگرنه خودت و هرچیزی که برات عزیزه رو نابود میکنم
اسمش آندرسـه
اون جنازهها... خانوادهشن
اینجا در امانی
اون بچهای که مفقودالاثر بود؟ - هوم؟ -
قاتیشون شده
آدلیتا اینهمه پول نقد رو واسه چی لازم داره؟
مرحلهی بعدی نقشه - که چی هست؟ -
هردفعه یه خرده بهم گفته میشه
دیگه اینکارو نکن
مارکز... فلورنتینو و فرمینا؟
فلورنتینو، 25هزار پزو
بستهشون آمادهست
فرمینا، 28/700
حساب همهشون درسته
هوگو... فانتین و ماریوس؟
فانتین کامل حساب کرده و آمادهست
ماریوس... هنوز منتظریم
چرا؟
اون مزخرفه
...خرگوششون رو خبر کن
وقتشون داره تموم میشه
هی
انقدر آبدهنـت رو نریز روی پول وامونده
شرمنده
عکس آدلیتا باید همهجا پخش شده باشه
سر مرز میمونه
فقط بحث زمانـش مطرحـه - اون گیر نمیوفته. باهوشه -
،اگه چیزی بهت نمیگه از کجا میدونی باهوشه؟
...نقصهای زیادی وجود داره
ما واسه هر جزئیاتی برنامهریزی کردیم... جواب میده، قول میدم
به خودت اعتماد داشته باش
دوستپسرت اینجاست - ...دخترهی چشمدریده -
موقعیتمون
محض اینکه اگه یه وقت یکی از رابطهامون لازمش داشت
پول؟
آره
مزدورها فعلاً نصفـش رو دادن بهمون
نصفـشم موقعی که 6 کیلو رو تحویل گرفتن
باید صحبت کنیم
تنها
داخل
میذارمش بیرون - ممنون -
یه دقیقه تنهامون بذار
چی شده؟
...ببین
میفهمم
تو صدتا تأمینکننده داری که بهت متکی هستن
،ولی من تا گلو گرفتار اینم
و افرادم کمکم دارن اطمینانشون رو بهم از دست میدن
...و کاری که اینجا داریم میکنیم
،اگه تا الان بهم اعتماد نکردی آدلیتا، هرگز نمیکنی
و بعد همهمون به فنا میریم
من باید همهچیز رو بدونم
سیر و پیاز [ درستـش: سیر تا پیاز ]
سیر و پیاز؟
یه ضربالمثله
باید از نقشه باخبر باشم
برای گالیندو، هروئین
من بهخاطر محافظت از کلابـم وارد این ماجرا شدم. با بیخبری نمیتونم انجامش بدم
...اسم واقعی من
لوئیسا اسپینائه
و صدها نفر بهم متکی نیستن
هزاران نفرن
بشین
همهچیز رو برات تعریف میکنم
♪ David Hidalgo & Los Refugios Tiernos - Nunca ♪
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم www.DibaMoviez.Com
« مترجمین: هومن صمدی و سمیرا » ► Sorrow & Raylan Givens ◄
تازه از تازا و ریز خبر گرفتم
رسیدن وگاس
چینیها جنسشون رو تحویل گرفتن
دیگه وقتـش بود
گالیندو چند نفر رو گذاشت روش کار کنن؟
به اندازهی ما، چهار به چهار
تازا گفت قیمت رو نبردن بالا
هی
یه لحظه، عزیز دلم؟
نظرت راجع به اون چیه؟
حفاظت رو با گالیندو تقسیم کنیم؟
خب، اگه بتونیم روالـش کنیم، هوشمندانهست
پول حفاظت رو همچنان میگیریم
نصف ریسکـشم میشه واسه گالیندو
،اگه اوضاع خراب بشه ضربهی اصلی رو ما نمیخوریم
به «الپادرینو» میگی؟ [ یا همان پدرخوانده The Godfather ]
خودش میدونه
خوبه
انجل و کوکو رو یه چند هفتهی ،دیگه زیر نظر میگیریم
به آلوارز ثابت میکنیم که جاسوس واموندهای سر میزمون نداریم
به تمام اون سر و صداها خاتمه میدیم
من کوکو رو با خودم میبرم
باید هزینهی اون استخر مس توی «براولی» رو طی کنیم
بنی از طرف خانوادههای شبه نظامیهای مفقودالاثرمون خیلی تحت فشاره
...میخوام برم خاطرجمعـش کنم که
کمد دهاتیها توش اسکلت نداره اسکلت داخل کمد اصطلاحیست که اشاره به ] [ اسرار آبروبری دارد که از اطلاع بقیه پنهان است
آره
«فقط بهشون بگه که عضو یه گروه «ماریاچی شدن، و نقل مکان کردن به مکزیک [ نوعی گروه نوازندهی موسیقی سنتی در مکزیک ]
برای همیشه
ازم فاصله نگیر، عشقم
نگران نباش
در حال خدمت نیستم
صبحونهی پهلوانها
...ما پهلوانـیم
نیستیم؟
اینجا چیکار میکنی؟
چند روز مرخصی داشتم
زن و بچههام رو برداشتم بردم شمال، خونهی خواهرش
...سعی کردم بوتههای ایوان پشتی رو مرتب کنم
...هرسکنندهها
اون تیغهها رو چطوری باید تیز کرد؟
شاید بهتر باشه نکنی
من میرم یه مقدار قهوه دم کنم
واقعاً به زن و بچههام صدمه میزنی؟
من توانایی هیچ مردی رو برای اعمال نفرتانگیز دست کم نمیگیرم
یه جورایی امیدم به یه آره یا نه بود
یه چیز یه خرده سادهتر
پس به فنا رفتی
عجب
زمین مرزی؟
آره
«فکر نکنم اگه از معاملهی «سانتو پادره پا پس بکشیم، به مشکل حقوقیای بربخوریم
شاید شهرستان اَزمون بخواد یه سری هزینههای اداری رو پرداخت کنیم
...ولی با مرور تمام اینا
پنیا مجبور بود قوانین زیادی رو زیر پا بذاره تا این معامله رو عملی کنه
،اگه سر این بهش خیانت کنیم ...نمیتونه زندگی رو واسه
منافع دیگه سخت کنه؟
نمیکنه
نمیتونه ریسک از دست دادن بیشتر کسبوکار ما رو بکنه
«حدود بیست درصد «سانتو پادره تحت استخدام منه
صبحبخیر، عشقم
صبحبخیر
قهوهی تازهدم
دستـت درد نکنه، مامان
با اجازه
بله؟
اون متنفره که من دارم اینکارو میکنم
اون درک نمیکنه
توی دوران اون، زنها وکیل نبودن
...اونا فقط
اونا فقط... به بچهها رسیدگی میکردن
دوتا
من باید برم دستشویی
پسری با کوچکترین مثانه
میدونی کی «مولا» رو ابداع کرد؟ [ نوعی سس مکزیکی ]
«راهبههای دهاتی «سانتا روزا
من شنیدم کار یه شاه «ازتک»ـی بود
.شاه یا رعیت... اهمیتی نداره حالا متعلق به همهمونه
ممنون بابت اطلاعات، دوست کوچولو
یه نفر برای دیدنـت اینجاست
میگه از اعضای خانوادهست
خیلیخب
سلام
خوبی؟
نه راستـش
چی شده، داداش؟
تو کی هستی؟
این لتیـه
بچهمه
بیشاپ و هنک؛ دنبالـت میگردن
یه دقیقه بهم فرصت بده
داستانـش مفصل و ناجوره
واسه شنیدنـش صبر ندارم
رئیس
کار داریم، داداش
توی راه در جریانـت میذارم - جداً؟ -
باشه
تو با من میای چربزبون
واسه اون تعیین قیمت مس توی «براولی» لازمـت دارم
تازا که خیلی بیشتر از من از مس سر درمیاره
...آره، خب، اون وگاسـه، پس
تو میای
میخوای پراسپکت رو ببری؟
یه شیفت توی حیاط داره
خیلیخب
مراقبـش باش، پیشآهنگ
خاطرجمع شو از جلوی چشمهات - دور نشه، هان؟ - آره، البته
کوکو یه سری کار مربوط به کلاب داشت
تا چند ساعت دیگه برمیگرده
...میتونی اینجا منتظر بمونی - من نمیتونم منتظر بمونم -
گذاشت رفت؟ - چارهای نداشت -
زر مفته - هی، هی -
کجا داری میری؟
آشفته بهنظر میرسه
این رو در نظر میگیرم، چاکی
!هی
صبرکن. بابات میخواد بمونی
تُف، عجیبغریب بهنظر میاد
اون فقط حدود یک هفته بابام بوده
چی؟
من فقط یکهفتهست که باهاش آشنا شدم
اوه
میتونی کمکم کنی؟
اسمـت چیه؟
ایزی. ایزیکیل
هوم. مثل توی انجیل - و جاهای دیگه - ایزیکیل یا حزقیال: کاهنی از خانوادهی ] [ صادوق و از پیامبران بنیاسرائیل
چه خبر شده، لتی؟
تُف
این کار کیه؟
!تُف
اون کدوم خریه؟
آلبرت
این کامل ماجرا رو برام روشن نمیکنه
من رو رسوند
.مرد خوبی بهنظر میرسید یه چند روزی با هم بودیم
دیشب جشن گرفتیم، و اون خوابـش برد
فقط داشتم ده دلار برمیداشتم تا یه چیزی بگیرم بخورم
فکر کرد داری جیبـش رو میزنی
ما چیکار کنیم؟ - ما؟ -
خیلیخب
کجا این اتفاق افتاد؟
توی کامیونـش
استراحتگاه نزدیک بزرگراه 98 [ بزرگراه ۹8 ایالت کالیفرنیا ]
هیچکس چیزی ندید
این ماشین مال کیه؟
سیلیا
مادربزرگم
سوار شو
و لباسـت رو تنـت کن
باید این گُهکاری رو تمیز کنیم
از کامیونه شروع میکنیم
از شرّ هر اثری از تو خلاص میشیم
بعد آلبرت رو برمیگردونیم سر جاش و جوری صحنهسازی میکنیم که انگار یه نفر سعی کرده ازش دزدی کنه
با عقل جور درمیاد
تو واقعاً باهوشی
با اینحال، اینجام
اگه بخوای میتونی بکنیـم
من فقط سعی دارم کمکـت کنم
هیچی ازت نمیخوام
ممنون
احتمالاً باید در مغازهت باشی
به آدم آخر هفتههام زنگ زدم
اون جام وایساده
...اون چیزهایی که نشونم دادی
شناسنامهها و عکسها
واقعیـن
دههی هشتاد؟
از 76 تا 84
یا پیغمبر
چطوری خلاص شدی؟
همونطوری که جون سالم بهدر بردم
خون و پول
زنی که دوستـش داشتم اولین پسرمون رو باردار بود
انجل
...شرمنده با این وضع سروکلهام پیدا شد. من
تا حدودی در حال دوندگی بودم
میتونم ببینم
تهدید خانوادهت حرکت داغونی بود
آره
برای جفتمون
ایزی بچهای بیش نبود
مرتکب یه اشتباه احمقانه شد
انجام این معامله کار درستی بود
میدونستم ریسکهایی وجود داره
همیشه وجود داره
ولی درست بهنظر میرسید
،به فعالیتها نزدیک نگهش داریم
...حافظهای که برای جزئیات داره
یکی دو ساله، از گالیندو مدرک کافی گیر میاریم
پس چرا داری خرابـش میکنی؟
من نه
از طرف وکلای ایالات متحده زیر فشارم
اونا یه چیزی احتیاج دارن که نسبت به گالیندو بهشون برتری بده
و همین الان هم بهش احتیاج دارن
...چراش
از حوزهی اختیارات من بالاتره
نمیدونم تا چه حد قراره شدت بگیره
ایزی قرار نیست به اِمیلی فشار بیاره. بلوف نمیزد
،اون ترجیح میده با یه حیاط پُر از چاقو مواجه بشه تا اینکه ریسک دوباره صدمهزدن به اِمیلی رو بکنه
و اگه اون اتفاق بیوفته، هیچکدوممون قادر نیستیم ازش محافظت کنیم
چی میدونیم؟ - یه تماس از طرف بچهمون -
.داخل اردوگاه شورشیها گرفته شد موقعیت جدیدشون رو بهمون داد
،پس باید همین الان حرکت کنیم قبل از اینکه دوباره غیبشون بزنه
هنوز سر مرزن؟
آره. دارن جسور میشن
توی بخش صنعتیِ حاشیهی مرکز شهرن - اونجا خیلی نزدیکه -
الان از خط خدمات باهامون تماس گرفته شد
میخواد باهات صحبت کنه
میگه اسمـش آدلیتاست
میگل گالیندو صحبت میکنه
اسم من آدلیتاست
من نمایندهی «از یاد رفتگان»ـم
خواستههای بازگردانی پسرتون رو دارم
گوش میکنم
...ما هفت میلیون پزو میخوایم
بهصورت ارز دیجیتالی... به کیف پول دیجیتالیمون منتقل بشه
آدرسـش رو ارسال میکنیم
متوجهام
از گذرگاه مرزی شرق کالکزیکو قدم بزن... به سمت مرز مکزیک
تنها
چهار بعد از ظهر امروز
منتظر تماسم باش
...زمانی که انتقال تأیید شد
بهت میگم پسرت رو کجا میتونی پیدا کنی
از کجا بدونم داری راستـش رو میگی؟
نمیدونی
...شمارهام رو لازم داری
ما شمارهت رو بلدیم
ما از همهچیز خبر داریم
پول رو آماده کنید
حله
میخوام پسرم توی آغوشم باشه
تو برو به مکانشون
تکتکشون رو مثل سگ بکُش
بیا، دیتا
کامیون همین پشته
بعد از اون تریلیها
چطوری انداختیـش توی صندوق عقب؟
...تاریک بود. من
ماشین رو بردم عقب، از اتاقک راننده هُلـش دادم پایین
از چیزی که دیده میشه قویترم
« هشت سال قبل »
!تُف
هی، مامان؟ بابا؟
!مامان
!مامان؟ کمک
هنوز گوشـت با منه؟ - !کمک -
آره، گوشـم با توئه
همون نقرهای بزرگهست
سوییچ داخلـشه
خیلیخب
تو برگرد توی ماشین
یه نگاهی میندازم، بعدش جابهجاش میکنم. بقیهی - کارها رو شب انجام میدیم - باشه
هی
اون کامیون تو نیست، خوزه
دارم میبرمـش واسه آلبرت. دوستـشم
چطوره از کامیون پیاده شی، دوستـش؟
بگو ببینم کدوم خری هستی
خب، ظاهراً من خوزهـم
داری این کامیون رو میدزدی؟ - بزن به چاک -
چه داستانی با پیچگوشتیها داری؟
نکشتمـش
ببخشید که این رو به چشم یه بُرد نمیبینم
نباید میذاشتم دهنـت رو سرویس کنن
میدونم واسه کمک به من اینکارو کردی
حالا هرچی
بله؟
کجایی؟
پیش بچهی کوکو
اوضاع خوب نیست
کوکو کجاست؟ - هنوز با هنکـه -
دم پیست میبینمت - باشه -
اونجا میبینمت
اثر انگشتـش روی اون کامیونـه؟
آره. الان مال منـم هست
فکر نمیکنم اون دوتا کمعقلی که باهام درگیر شدن مشکلساز بشن
به قیافهشون نمیخورد از اونهایی باشن که بخوان پای پلیس رو وسط بکشن
باید از شر خودش و اون کامیون خلاص شیم
تونل مرگ؟
آره
فعلاً ماشین رو توی انبار پارک کن
واسه راستوریست کردن این گهکاری تا شب صبر کن
حالـش خوبه؟
فکر میکنم
میشه تو ببریـش؟
استراحت احتیاج دارم
...آره. تو حیاط پیادهـش میکنم
برمیگردم و تو رو میبرم
اوه، لعنتی
اوه، لعنتی
ماشین مامانبزرگـت خلافی نداره؟
فکر نمیکنم نگهداشتنـش بخاطر این قضیه باشه
میبینی؟
ماشین کوفتی رو از مامانبزرگـش دزدیده
پلیس داره دنبال یه تبهکار میگرده
معلومه که همچینکاری کرده
تُف
واحد اعزامی هستم
درخواست نیروی پشتیبانی ...برای ماشین دزدیدهشده
!هی، هی
شرمنده
دوستـت دارم
منم دوستـت دارم
زود برمیگردم - باشه -
مراقب باش
به محض اینکه کریستوبال رو توی آغوش من دیدی
با نستور تماس میگیرم
خوبه
برو پسرمون رو بگیر
درچهحالی، پیشآهنگ؟
یهکمی خیس. یهکمی خسته
شرمنده که اینطوری شد
طوری نیست، رفیق
میدونم که اینکارو بخاطر من کردی
...خانوادهام
،این رو از هیچکسی توقع ندارم چه از اعضای سر میز، چه هرکی
ممنون، ایزی
آره، طوری نیست
میتونم یهچیزی ازت بپرسم؟
چرا همین تازگی متوجه شده تو باباشی؟
نمیدونستم یه بچهی دیگه هم داری
نمیدونم
خجالت، بهگمونم
غرور
...ببین، شجرنامهی خانوادهی من، شبیه
شبیه یه علف هرز مهاجم خونخواره
که زندگی رو از هر کوفتی که بهش بخوره، از بین میبره
باید اینرو از چیزهایی که دوستـشون دارم دور نگهدارم
داخلـه
یالا، بیا یه نوشیدنی بخوریم
تا یه دقیقهی دیگه میام
بهت افتخار میکنم
یه بچهگربه میتونه شدیداً تحتتاثیر محرکهای تازهی بهاری قرار بگیره
...ولی بتدریج، به دنبال
توی دستشوئیـه
آره
...هی، چاکی، من
...نمیدونم چی شنیدی یا
...چی راجعبه اون میدونی
خانوادهست
آره، همینطوره
میدونی، لازم نیست کلاب درحالحاضر چیزی راجعبه این مسئله بدونه
یهفکری بهحالش برمیداریم
البته
خانواده مهمه
و منم یهروزی از این لفظ خوشم میاد
مسائل خانوادگی
باید رسیدگی بشه
ازت خوشم میاد، کوکو
یه دقیقه تنهامون بذار
یه دقیقه
و تمام دقایق باارزش بعدش
...متعلق به شما
و شماست
چه اتفاقی افتاد؟
نمیدونم
توی ورقبازی بُردمـش
شوخی نمیکنم
بشین
ببخشید که گند زدم
اوضاع یهکمی از کنترل خارج شده
ولی گمون میکنم تقصیر منه
میدونی، من دوتا بچهی دیگه دارم
...از دوتا مادر متفاوت، و
دلیل داره که توی زندگیـشون نیستم
اینطوری واسه همه بهتره
میدونی، تمام کارهایی که کردم، مهم ...نیست چقدر تصمیمات داغونی بوده
اینکارها رو کردم چون خیال میکردم به صلاحـت بوده
پسر، شاید حرفهام شر و ور باشه، نمیدونم
معذرت میخوام، لتیسیا
ازت نمیخوام بابام باشی
...وقتی متوجه شدم داریم برمیگردیم اینجا، من
فقط از دونستن اینکه یه برادر دارم، هیجانزده بودم
از بیکس بودن خسته شدم
یه قراری باهات میذارم، باشه؟
...هرچیزی که هست، میدونی
...پدر، برادر
...دوست
متفاوت انجامـش میدیم
دیگه دروغ بیدروغ
راز بیراز
و پورن هم بیپورن
باشه
بجنب
واسه تمیزکاری کمکـم کن
همهچی مرتبه؟
آره
ممنون
میرم یه آبی به خودم بزنم
از این خبرها نیست
برو
دختره کیه؟ - نمیدونم -
چاکی
میدونی دختر تو ماشین کوکو کی بود؟
ماشین؟ - آره -
همینالان رفتن. کوکو با یه دختر بود
دختر؟
حالـت خوبه، رفیق؟
حالـم خوبه، رفیق
...فقط
خانواده خیلی مهمـه، بیشاپ
فقط دارم سعی میکنم یه رابطهای برقرار کنم
...و قسمتی ازش باشم
خیلیخب
ولی فقط درصورتی میتونم اینکارو انجام بدم که به اعتمادی که بقیه بهم میکنن احترام بذارم
کوکو واسه یهمسئلهای بهت اعتماد کرده؟
...دختره
همون دختری بود که دم رستوران باهاش دیدی؟
اسمـش رو فهمیدی؟
آدلیتا بود؟
نمیدونم
دروغ گفتن به ما خیلی واسهـت گرون تموم - میشه، چاکی - نمیتونم دروغها رو نگهدارم
تو دلـم جا واسهـشون ندارم
...فقط میدونم، این دختر
خیلی واسه کوکو اهمیت داره
همم
تُف
همکارت؟
اسپینا [ لاتین خار ]
پدرو ملقب به خار
زنده موند؟
نمیدونم
نمیدونم میخواست زنده بمونه یا نه
این کیه؟
پدرم. معلم مدرسه
همـسن بابای تو
آره
قبل از اینکه فاتحهی همهچی رو بخونه
آره
مشروبات الکلی
بهگمونم
بن عصبانی
هر چیز خوبی که نزدیکـش شده بود رو به باد هوا داد
...خانواده
حرفه
خیال میکردم میتونم تغییرشون بدم
ورزشکار ستاره، بورسهای تحصیلی
دانشکدهی حقوق
مأمور پلیس فدرال
اینطوری بیفایدهست، پسرم
پیروزیهای تو در مقابل شکستهای اون چیزی نیست
آره
این اتفاق واسه تو هم میاُفته؟ با ایزی؟
اون سوگلی بود
میرم یهچیزی واسه خوردن درست کنم
بله؟
تأییدیه داریم که انتقال تکمیل شد
پسرم کجاست؟
ماشین آبی داخل پارکینگ
...کریستو
چپ لطفاً - ممنون -
سمت چپ، قربان - ممنون -
بفرمایید
بچه همراهـشه
بچه همراهـشه
خیلیخب
نستور
دنبال من بیاین لطفاً قربان
خیلیخب. مشکلی هست؟
دنبالـم بیاین
چی؟
اینطرف
کجا میبرنشون؟
شاید بخاطره اینه که بچه همراهـشه؟
ممکنه
بشینید جناب گالیندو
قضیه چیه؟
من یه شهروند دوطرفهام
پسرم یه شهروند آمریکاییـه
بله، میدونیم
لطفاً بشینید
ازتون میخوام بچهرو به من بدید قربان
چرا؟
،متوجهـم که اینکار زیاد جالب نیست ولی باید بچه رو بررسی کنیم
بچه رو واسه چی بررسی کنید؟
...سلاح، یا
پتو رو بهمون بدید
ببخشید
آره، آره، الان، الان
...صبر کنید، اون مال
آره، ازت میخوام یهچیزی رو امتحان کنی
اوهوم
میخوام با وکیلـم تماس بگیرم - مطمئنم میخواید اینکارو بکنید -
پسر آقای گالیندو رو ببر. یه چیزی تنش کن
یه پتوی گرم
نه، صبر کنید - آقای گالیندو -
قضیه رو بدتر از اینیکه هست نکنید
پشت رو پوشش بدید
حرکت کنید بچهها
آدلیتا
آندرس
میدونی اونا کی هستن؟
اونا افراد گالیندوئن
میدونی چرا اینجان
تو مختصاتمون رو بهشون دادی
تمام افراد اینجا وفاداری خودشون رو ثابت کردن
...«به جز پسر یتیم دستفروش «تاکو
که وحشیانه کُشته شد
کاشف به عمل اومد که اون «تاکو»فروش تنها یک پسر داشت
همونی که توی اون میدون بغلش دراز کشیده بود
از سوختگی مُرد
ما دوستـت میداشتیم
...خواهش میکنم
...من بهت اعتماد کردم
...تو گفتی که دوستـمی
...متأسفم
منم همینطور
خبری نیست؟
هیچی. خالیه
بیشاپ هست؟
با هنک توی معبده
چرا؟
من دستشویی بودم
دفتر جلویی
شنیدم بیشاپ و هنک داشتن در مورد کوکو پرسوجو میکردن
داشتن راجعبه لتی سؤال میپرسیدن
و اینکه اسمش آدلیتاست یا نه
از چی حرف میزنی؟
بیشاپ فکر میکنه کوکو جاسوسـه
تُف
واسه همین ما رو جدا کرده
کوکو الان کجاست؟
♪ The Civil Wars – My Father's Father ♪
چه شب قشنگی
آره، همینطوره
من قفلـش میکنم
شببخیر چاکی
شبخوش. خوب بخوابی رفیق
شب قشنگی واسه پیادهرویـه
آره
سلام گربه کوچولو
سلام
بیا اینجا، اینجا
...آخی
بهم بگو، دوست خلافکار و خردمند من. تو که پشت اون درهای بزرگ زنگزده پرسه میزنی
چه واقعیتهای غیرقابلوصفی میون اون اسقاطها به خود پیچیده شده؟
همم؟
« مترجمین: هومن صمدی و سمیرا » ► Sorrow & Raylan Givens ◄
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم www.DibaMoviez.Com
کانال تلگرام تیم ترجمهی دیباموویز https://t.me/DibaSub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.