Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
علوم خفیه ارائه شده توسط تیم ترجمه وبسایت مووی باز WwW.MovieBaz.TV
ما (در گذشته) به داوود و سلیمان علم دادیم
و هر دو گفتند: الحمد لله
که ما را بر بسیاری از بندگانش که ایمان آوردهاند برتری داده است
قرآن - نمل 15
استخراج از هارد ساب : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani
1968
سه... دو... یک
صبر کنین... صبر کنین
بیا دیگه داداش
بیا دیگه بابا آب میشه
- بیا دیگه زود باش - خب دارم تنظیم می کنم
- بیا عزیزم یالا
سه... دو... یک
آرزو کن
نفست خیلی قویه مامان
،پسرم، تلویزیون رو خاموش کن تا خراب نشه
مامان خسته نشدی انقدر این رو گفتی؟
اگه یه دفعه ای برق ،بیاد چی؟
هیچ اتفاقی نمیافته دریا نگران نباش
چه میدونم خب
یه بار داریم جشن تولد میگیریم شانس ما رو میبینی؟
بیاین دوباره تکرارش کنیم
- سریع روشنش کن الان میکنم
دوربین باتری میخواد
چیکار کنم؟
صبر كنين بخندم
- تولدت مبارک خاله دریا جون - ممنون عزیز دلم
- ممنونم - این چه حرفیه؟
تولدت مبارک دوست عزیزم
ممنون، چرا زحمت کشیدی؟
چه زحمتی عزیزم؟ به خوشی استفاده کنی
خاله دريا ما هم براتون هدیه داریم
امیدوارم اندازه باشه والا ملیح ما رو جوگیر کرد
اندازه که میشه ولی چرا خریدین؟
مامان از هدیه خوشش نمیاد چرا خريدين ؟
اینجوری نگفتم
- همین رو گفتی مامان جان
باشه باشه
فقط از این به بعد مجردها رو دعوت میکنم
زوجها یه هدیه میخرن فکر نکنین حواسم نیست
زشته پسرم
- به ما تیکه انداخت زشته
ولی خجالت میکشین این رو بگین
تولدت مباری خانه دریا
خیلی ممنون عزیزم
شرمنده داداش
جان تو خجالت بکش - والا خجالت کشیدم
باید هم بکشی
پسرم کاری بهشون نداشته باش تو برو کیک بخور
- اگه نمیخوری - اگه نمیخورم چی داش؟
اگه نمیخوری بده داداش... بده
نتونستم بازش کنم
با هم انتخاب کردیم
- عجب چیز قشنگی - یه چیزی بگم؟ رنگش عالیه
به خوشی استفاده کنی خاله دریا جون - خیلی پسندیدم ببین
- اینجوری هم ببینین - خیلی شیک و قشنگه
- بهت میاد به خوشی استفاده کنی ممنون
خیلی ممنونم خیلی ازش خوشم اومد پسندیدم
- احمق والا عاليه
ببین این رنگ خیلی قشنگه - زنده ست
میتونست بهتر باشه
نه پسرم تر و تمیزه دستت درد نکنه برای خونه خودت بهترش رو انجام بده
من همیشه برای این دعا میکنم
خونه باشه حتی با دو تا اتاق ولی خونه خود آدم باشه
- حداقل مجبور نمیشی اجاره بدی مامان
خبر داری خونه دو اتاقی که میگی دویست هزار لیره است؟
چرا اینجوری میگی جان؟ حتماً بايد 200 هزار لیری بخری؟
پسرم بخوای دنبال خونه گرون باشی، نمیشه
خاله دریا من میخوام توی جزیره زندگی کنم تو خبر داشته باش
اونجا خونه می گیرم
تو چقدر بی شخصیتی
- چه خبرهایی بوده ها - حتماً ایده خودش بوده
- اصلاً اینجوری نیست -چرا چرا
پسرم توی جزیره چیکار داری؟ مگه ديوونه اى؟
تو خونه بخر بعد اگه خواستی توی جزیره زندگی کنی، خونه ات از و بده اجاره
با پولی که بهت میدن توی جزیره خونه اجاره كن
درسته
مگه من خونه دارم آبجی فیگن که الان فقط در گیرا اجاره اش باشم؟
جزیره چون توریستیه، گرونه
ما که نمیریم از میوه فروشی هاش خرید کنیم
وای این گیر داده
- بيا - مليح ماه بریم دیگه
- بریم بریم جان منم میرم -
بچه ها میخوام بگم بشینین ولی دیر شده
ما میریم خاله دریا دفنه رو هم می رسونیم
- پسرم یادت نره دوربینت رو برداری - بسپار به من
- ملیح یواش بری ها - باشه خانه دريا
فقط به حرف شما گوش میده
استعوذ بالله... استعوذ بالله
یا کریم... یا کریم
السلام عليكم
و علیک
خدا ما رو از لعنت شياطين حفظ کن
وای داداش چقدر خوابیدی میدونی ساعت چنده؟ بلند شو
وای ملیح چیکار می کنی داداش؟
بلند شو صبحانه آماده ست منتظر تویيم
وای صبر کن کابوس هم دیدم
- چی دیدی؟ - مسخره نکن برو داداش تكن
پسر با دوربین همه جا نیا خب
یه جایی جا میذاری بعد باید فیلم هامون رو توی اینترنت ببینیم
من که به هر حال منتشرش میکنم
بيا... بیا بعد از صبحانه یه چیزی بهت نشون میدم
دستت درد نکنه خاله دریا
نوش جان عزیزم
ملیح بیا داداش
باشه یه لحظه صبر کن داداش
عجله کن داداش
خب باشه داداش اومدم
صداش رو کم کنین اول صبحی مردم رو بیدار میکنین
مامان؟ مامان؟
چی شده مامان؟ چی شده؟
این چیه پسر؟
تو کی هستی؟
مليح... زنگ بزن آمبولانس
مامان آمبولانس داره میاد مامان
به آمبولانس زنگ زدیم
برای تهیه این زیرنویس زحمت زیادی کشیده شده است و تیم مووی باز به هیچ عنوان راضی به تماشای رایگان آن نیست www.MovieBaz.tv
خوبیم خوبیم
خوبه... بهش آرام بخش دادن
الآن خوابه
معاینه کردن و کلی آزمایش گرفتن
نه چون چیزی پیدا نکردن به روان شناس معرفی مون کردن
ببین چی میگم؟ بیگوم رو هم بردار و بیاین اینجا شاید کاری از دستتون براومد
باشه، ما همگی اینجاییم
باشه عزیزم میبینمت
خوابه
به گایه زنگ زدم داداش با بیگوم میان
باشه بیان داداش
بچه ها اینجا رو بذاریم همینجوری بمونه؟
به نظرم اینجا رو اینطوری نبینه
توی بالکن رنگ هست خودم حلش میکنم
دوربین هنوز داره ضبط میکنه داداش
- خب؟ - همه چیز رو ضبط کرده داداش
باتری الان تمام شد
ملیح... بسه داداش، خاموش کن
بیگوم؟
من الآن نمیدونم چی بگم
به نظر میاد یه بیماری شیزوفرنی باشه
مثل موارد تملک در شیزوفرنیه
مامانت قبلاً مشکل روانی یا تجربه غیر معمولی داشته؟
گفتی تملک، یعنی چی؟
تملک یعنی وقتی انسان توسط یه روح دیگه تسخیر میشه
و اینکه حرکاتش توسط اون کنترل بشه
به نظرم فردا بیاین کلینیک با دوستان بررسی کنیم
خیلی مهمه که فیلمهای دوربین رو هم بیاری
جان مامانت که عربی بلد نیست
این وضعیت رو نمیشه با بیماری توضیح داد
ما همه چیز رو تماشا کردیم
بگو آبجی فیگن
بگو آبجی، خب چیه؟
جان من میگم این فیلم ها رو به یه حاج آقا نشون بدیم
مسخره بازی در نیارین لطفاً
چون نمیتونیم برای این قضیه توجیه منطقی بیاریم دلیل نمیشه کارهای مسخره بکنیم
جان
بیگوم در حال حاضر کاری از دستت بر میاد؟
- همین الان؟ - ببین بیمارستان خیلی چیزها رو کنترل کرد
همه چیز نرمال بود
اگه راهی هست که بفهمی مامانم مشکلی داره یا نه، امتحانش کن
وگرنه حاج آقا خبر میکنیم
راستش یه چیزی هست
هیپنوتیزم ولی نتیجه قطعی نمیده ممکنه یکمی ریسک هم داشته باشه
ولی با چند تا تلقین ساده میتونم کاری کنم شب راحت بخوابه
و خاطرات جدید به یاد بیاره
فردا هم توی کلینیک دقیق بررسی میکنیم
امکان نداره که بعد از هیپنوتیزم از خواب بیدار نشه؟
اصلاً هیپنوتیزم به خواب ربطی نداره
یعنی مامانت متوجه همه چیز هست
با یه صدای کوچیک هم میتونه از حالت خلسه بیرون بیاد
خب باشه من مامانم رو صدا میزنم
باید چیزی بهش بگم یا کاری بکنم؟
نه ولی بهتره به غیر از جان همه از اتاق برن بیرون
در غیر این صورت ممکنه وارد حالت خلسه نشه و هیپنوتیزم نشه
جان بیا ما بریم عزیزم
من دخترها رو میرسونم خونه داداش
باشه ممنون
خاله دریا جون ممکنه یه از دست دادن حافظه کوچیک رو تجربه کرده باشی
برای همین یه جلسه هیپنوتیزم کوچیک ترتیب دادیم
از دست دادن حافظه؟
اتفاقات امروز رو یادت نمیاد
جان گفت خوردی زمین و دستت رو بُریدی
یه جلسه کوچیک برگزار میکنم
میدونی که توی این موقعیت ها انجامش میدیم
خب من چیکار کنم؟
تو فقط راحت باش و اصلاً خودت رو سفت نگیر
باشه
خب الان ازت میخوام تو چشمام نگاه کنی
یکم دیگه که گفتم نگاه کن با چشمات به سمت سقف نگاه میکنی خب؟
باشه
خب الان نگاه کن
خوبه
الان میخوام دوباره به چشمام نگاه کنی
الان میخوام چشمات رو ببندی
خوبه
الان میخوام یه نفس عمیق بکشی
توی دلت تا سه بشماری
و نفست رو بدی بیرون
خوبه
الان کم کم شُل میکنی
احساس سبکی میکنی
و سبکتر میشی
به عمق بیشتری میری
به عمق
عمیق تر
... و بیشتر
چه احساسی داری؟
در آرامش
امروز صبح آرامش داشتی؟
آره
وقتی احساس خوبی داری آهنگ میخونی؟
آره
آهنگ های ترکی؟
آره
آهنگ خارجی هم میخونی؟
زبان خارجی بلدی؟
عربی بلدی؟
نه
زخم دستت رو یادت هست؟
نه
خودت این کار رو کردی؟
نه
کس دیگه ای این کار رو باهات کرد؟
دریا کس دیگه ای این کار رو باهات کرد؟
آره
کی این کار رو باهات کرد؟
اجازه نمیده
کسی هست که بهت اجازه نمیده؟
آره
اونی که این کار رو باهات کرده اجازه نمیده؟
آره
الآن... اینجاست؟
آره
من برم سر و گوشی آب بدم
توی این اتاقه؟
آره
دقیقاً کجاست؟
پشت سرت
هیچ کس اینجا نیست دریا
میپرسن واقعاً میخوای اونا رو ببینی یا نه؟
آره میخوام
مامان؟
مامان؟
اونا رو میبینی؟
- نه - بیگوم؟
خب الان چی؟
مامان؟
همیشه اونا رو میبینی
بیگوم؟
تا موقع مرگت هم میشنوی
بیدار شو
مامان؟
بیگوم رفته پسرم
کلیه حقوق این زیرنویس متعلق به سایت مووی باز میباشد و دریافت آن از سایت های دیگر غیر مجاز و حرام میباشد www.MovieBaz.tv
چرا تلفنت رو جواب نمیدی بیگوم؟
بیگوم... صدات
عجيبه... الو؟
قطع کرد
پسرم به حرف من گوش کن چیزی از دست نمیدیم
آبجی میترسم اوضاع بدتر بشه
همین طوری هم داره بدتر میشه
آبجی تو این مرد رو میشناسی؟
آره میشناسم قبلاً به یکی از دوستام کمک کرده بود
اون واقعاً حاج آقای خوبیه
- فایده ای هم داشته؟ - اگه نداشت برای چی میگفتم؟
باشه آبجی بهش زنگ بزن دارم دیوونه میشم دیگه زنگ بزن
- ولی زود بیاد - خدا رو شکر
الو روز به خیر حاج اسماعیل
- آبجی توی اتاق آروم حرف بزن من دوست ملیحه ام
خوش اومدین حاجی
خوش اومدین حاجی
چای میخورین؟
... فیلم های مامانم هست که بهتون
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ بگو پناه میبرم به پروردگار مردم
مَلِكِ النَّاسِ إِلَهِ النَّاسِ پادشاه مردم، معبود مردم
مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ از شر وسوسه گر نهانی
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ آن کس که در سینه های مردم وسوسه میکند
مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ چه از جن و [چه از] انس
- حاجی مامانم با خون خودش نوشت - هیس
- دو تا کاسه برای من بیارین - باشه حاجی، الآن میارم
من میارم
این کیه مرد مومن؟
- مامان؟ - عزیزم؟
این همه راه اومدی تا من رو بیرون کنی؟
پناه میبرم به خداوند به اذن خدا به همان جایی برو که به آن تعلق داری
پناه میبرم به خداوند به اذن خدا به همان جایی برو که به آن تعلق داری
پناه میبرم به خداوند به اذن خدا به همان جایی برو که به آن تعلق داری
به پایین ترین طبقه دوزخ
به پایین ترین طبقه دوزخ
به تاریک ترین مکان جهنم
چند وقته به خدات دعا میکنی؟
چرا خدمتگزارهای تو به من کمک می کنن؟
مگه خدمتگزارهای نادانت من رو ندیدن؟
پناه میبرم به خدا
ای موجود خبیث، تو کی هستی؟
اگه میدونستی من کی هستم میتونستی اینجا بمونی؟
اینجا خانه مسلمانانه و جایی برای تو نیست
خدایا من رو ناتوان نکن
خدا؟
عادل
جبّار
حاکم مطلق
قادر توانا
از حال خدمتگزارانش خبر داری؟
میخوای بهت نشون بدم؟
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم
مشرک
مگه خدمتگزارانت رو وسط راه به دویدن وا نداشتی؟
حال و روز خدمتگزارانت رو ببین
اسماعیل
- جان دست نزن - مامان منه باید بهش کمک کنم
- دست نزن داداش - برو بیرون
- برو بیرون - باشه آروم باش
- برو بیرون برو بیرون - آروم باش داداش
کمکم کن حاجی
کمک کنین حاج آقا
حاج آقا سرش ضربه دید
حاج آقا... کمک کنین
خداوند شما رو بیامرزه و رحمت کنه
برای حمایت از ما و تداوم ترجمه ها لطفا این سریال رو تماشا کنید www.MovieBaz tv از وبسایت مووی باز
الان باید برم
- قبل از طلوع بهتون زنگ میزنم - حاجی ما رو همین طوری اینجا ول میکنین؟
روی دیوار نوشته مُهر باز میشه
یه چیز دیگه هم بود ولی من نفهمیدم
وضعیت مامانم رو که دیدین
مامانت رو یکی از نفرین شده ها تسخیر کرده
من یکی از اونا رو از بین بُردم
وقتی با یکی از اونا میتونم به مُهر دست پیدا کنم
یعنی چی؟
خدمتگزاران
حاجی
ایمان شما ضعیفه
به خدا پناه ببر تا وقتی اون مُهر ،نباشه هیچ کس نمیتونه کمکتون کنه
قـ ـا سـ ـم سـ ـمـ ـنـ ـگـ ـا نـ ـی
خب بیا دیگه بیدارش میکنی
جن چیه؟
موجوداتی بدون بدن و باهوش با درجه ای پایین تر از فرشتگان
که میتوانند به شکل انسان ... و حیوان ظاهر شوی و
که به سحر و جادو متوسل می شوند
اینجا رو نگاه کن
خب باشه داداش معذرت میخوام ببخشید
خب باشه همه عصبی بودن
فقط هر چه زودتر ذهنت رو جمع و جور کن من دیگه هیچی نمی خوام
داداش در گیر تنها شدیم ها
دیگه اونا رو هم نخون خدایی
- لعنتی - داداش تو هم صدا رو شنیدی؟
آره آره ، نور؟
دارم چراغ رو روشن میکنم
مامان؟
مامان؟
خاله دریا داشتم دیوونه میشدم
نگران نباش پسرم، بیدار شدم آب بخورم
مامان داشتیم داد میزدیم چرا جواب ما رو ندادی؟
حتماً نشنیدم جان
سالن سرده پسرم، اینجوری نخواب
اجنه چه کسانی هستند و چه کسانی به آنها خدمتگزاری میکنند؟
آنها کافرانی هستند که از ما اخراج شده اند
آنها منتظر چه هستند؟
آن ها منتظر فرزندان بعدی هستند
قرار است چه چیزی به دست آورند؟
کسی که نسبت خونی دارد
کسی که نسبت خونی دارد
من شما را با این مُهر برکت میدهم
شما به من خدمت خواهید کرد
از هم خون های من محافظت کن
آنچه از آینده انتظار دارند خواهد آمد
آنچه از آینده انتظار دارند خواهد آمد
به آنچه میخواهند نمیرسند
به آنچه میخواهند نمیرسند
تا زمانی که مُهر ناپدید شود
و ما از او محافظت خواهیم کرد
بابا؟ بابا؟
الان میام دخترم
الو؟
حاج آقا اسماعیل؟
حاج آقا؟ حاجی صداتون نمیاد
حاج... حاجی؟
حاج آقا؟
ببین مامانم آماده ست
داداش تو دیوونه ای؟
به خاطر یه تماس میری روستا؟ هنوز اون یارو رو نمیشناسی
یکم منطقی باش
پس مگه فیلم رو ندیدی؟ هنوز داری از منطق حرف میزنی؟
خب آخه داداش به من که نمیگی طرف چی گفته
میگی روستا و مهر و اینا منظورت چیه آخه؟
لازم نیست با من بیای
جان مسخره بازی در نیار منظورم این نبود
آماده ای مامان؟
وای جان از دست ،تو خدا میدونه باز چه توهمی زدی که میخوای من رو تا اونجا ببری
من توهم زدم؟
من توهم زدم ملیح؟
یادت هست دیشب چی شد؟
یادت هست روی دیوار چی نوشته بود؟
- کدوم نوشته پسرم؟ - تو از هیچی خبر نداری
دارم در مورد چیزی که به زبان عربی و با خون خودت نوشتی حرف میزنم مامان
- داداش آروم باش داری بهش فشار میاری وایسا داداش داریم حرف میزنیم
- کدوم نوشته پسرم؟ - تو عربی بلدی؟
- این دیگه از کجا دراومده پسرم؟ - ببین مامان
جان لطفاً آروم باش - ببين
من دارم دیوونه میشم
- جان - من به غیر از تو هیچکس رو ندارم
- آروم باش پسرم بابابزرگ من کیه؟ چیکار میکرده؟
با جن ها سر و کله میزده؟
آره ولی من هیچ ارتباطی به اینا ندارم
- چرا این همه سال بهت زنگ نمیزنه؟ - خودش زنگ نزده جان
حتی خودمم الان نمیدونم کجاست
ببین یه کاری بابابزرگم کرده نمیدونم جادو بوده یا چی
ولی ممکنه توی این روستا باشه
مامان باید پیداش کنیم
تو چیزی میدونی مامان؟
به من دروغ نگو مامان تو چیزی میدونی؟
نمیدونم جان ... نمی دونم
چه تو بیای و چه نیای من میرم اون روستا
می بینی چیکار میکنه؟
باشه باشه ناراحت نباش همه چیز درست ،میشه خودت رو ناراحت نکن
خب باشه آروم باش
ملیح رسیدیم به جاده روستا میشه راه یاب رو ببینی؟
باشه داداش منم دارم بهش نگاه میکنم
مامان؟
خونه رو یادت میاد؟
یادمه یه جایی توی ورودی روستا بود
ممکنه بابابزرگ اونجا باشه؟
فکر نکنم
مامان شما چی تجربه کردین؟
بابابزرگت فقط به جادو علاقه داشت؟
ظاهراً نجّار هم بوده
در حالت نرمال نجّار بود
وقتی 7 یا 8 ساله بودم
من رو برداشت و از روستا رفتیم
دیگه هم برنگشتیم
نگه دار پسرم، انگار رد کردیم
مطمئنی؟ دور میزنم
خونه داغون شده، کی اینجا باشه آخه؟
چه میدونم شاید یه بی خانمان باشه
جان یکم ساکت باش
پسرم چیکار میکنی مثل دزدها؟
اینجا خونه خودته
چراغ نداره
جان بیا از اینجا بریم
پس این همه راه رو بیخودی اومدیم؟
میشه بری داخل؟
اوضاع خونه رو ببین
پسرم با این وضعیت که نمیشه اینجا موند
امشب همه چیز تموم میشه مامان
هیچ کس جایی نمیره - نه برق هست و نه چیزی
باشه مامان ساکت باش
من باید برم نفت بیارم جان میشه ببینی این نفت داره؟
پسرم این وقت شب نرو
این وقت شب چیزی نمیشه نگران نباش مامان
مووی باز سریال های خود را در هیچ اپلیکیشن و یا کانالی قرار نمیدهد لطفا زیرنویس های مووی باز را از سایت مووی باز دانلود و تماشا کنید www.MovieBaz.tv
این عروسک مال تو بوده؟
اون در رو باز نکن
چی؟
اون در رو باز نکن
بفرما خاله جون
این خونه خرابه و متروکه ست از اینجا برین
امشب به نظر میرسه اینجا میمونیم خاله جون
خب پس با من بیا تا چند تا چیز تمیز بهت بدم
اینا رو از کجا پیدا کردی؟
یه زن روستایی اومد بهم داد
خوبه ولی اینجا چیکار میکنی؟
مامانت بازم عجیب رفتار میکنه
مسخره بازی در نیار ملیح بیا بریم داداش
جان میای داداش یا نه؟ مسخره بازی در نیار
مگه خُلی؟
جان بیا نگاه کن داداش
اینا چیه دیگه؟
اینجا خطرناکه داداش
چیزهایی که حاجی گفت، نباشه؟
نمیدونم پسر ولی جمع کن هر چی روی زمین و توی دیوار دیدی جمع کن
پسرم مجبورم میکنی وسط این گرد و خاک بخوابم
مامان جون چند روز باید به خاطر من صبر کنی
ملیح به خانواده اش خبر داده؟
آره گفته
مهلت تمام شد
چیزی که متعلق به ماست مال خودمونه
چیزی که متعلق به ماست مال خودمونه
چیزی که متعلق به ماست مال خودمونه
چیزی که متعلق به ماست مال خودمونه
تسلیت میگم پسرم
مامان؟
لعنتی
مامان؟
مامان؟
چه خبره پسر؟ - ملیح، مامانم نیست
مامان؟
مامان؟
چاقو داره خیلی بهش نزدیک نشو - مامان؟
- مامان؟ - مراقب باش، چاقو دستشه
مامان؟
چیکار میکنی مامان؟
چی شده؟
هیچی... چیزی نشده بیا
درست میشه مامان
برای تهیه این زیرنویس زحمت زیادی کشیده شده است و تیم مووی باز به هیچ عنوان راضی به تماشای رایگان آن نیست www.MovieBaz.tv
میشه فردا ادامه بدیم داداش؟
تو بخواب من بازم میگردم داداش
آخه نمیدونیم دنبال چی میگردیم وگرنه میگشتیم
برو بخواب دیگه پسر
سازمان بهداشت و معاونت اجتماعی
اون چیه؟
مامان بزرگت سرطان داشته
چطور؟
نگاه کن مگه این گزارش بیمارستان نیست؟
تاریخ بستری 1967
خب مامانم 6 سالش بوده
خب متوجه چی شدی؟
اینکه مامان بزرگم سرطان داشته چیز دیگه ای نیست
پسر برو بخواب دیگه
جان؟
مامانت رو بیمارستان بستری کنیم؟
مليح
داداش دیگه هیچوقت این رو بهم نگو
به هیچ وجه نگو
ممکنه دلت رو بشکنم
- سلام علیکم حاج آقا - علیک سلام
من دیشب از استانبول اومدم اینجا
یه مسئله مهمی هست میشه به اینا نگاه کنین حاجی؟
ایشالا خیر باشه
اینا چیه؟
اینا توی خونه ما پیدا شده حاجی
-- بیا بگیر برادر، بگیر شما که هنوز نگاه هم نکردین
اینا چیزهای خوبی نیستن
از اینا دوری کنین آتش بزنین
لطفاً به ما کمک کنین حاجی
من دیگه جایی ندارم که برم
در این مورد کاری از دست من برنمیاد
با این چیزها سرگرم نشین - خب من چیکار کنم حاجی؟ کجا برم؟
ببین برادر من یه مردی به اسم آصف هست برو دنبالش بگرد و پیداش کن
به این چیزها علاقه داره برو بهش نشون بده
خب من آصف رو از کجا پیدا کنم؟
توی روستای تایلیلی هست به هر کی بگی نشونت میده
جای کوچیکی هست خدا یار و یاورت باشه
ببخشید
این آدرس رو توی روستا بهم دادن شما حاج آقا آصف هستین؟
من آصفم ولی حاجی نیستم
شما کی هستین؟
ده دقیقه وقت دارین برای من؟
فکر میکردم پیرتر باشین
نمیدونم کی گفته میتونم کمکتون کنم ولی من دیگه علاقه ای به این موارد ندارم
ببينين... من با مامانم
ببین
من دیگه علاقه ای به این موارد ندارم وضعیتت رو درک میکنم
چی رو درک میکنین؟
شما هنوز به اینا نگاه هم نکردین
به من بگین چیکار کنم و کجا برم
مامانم که عربی بلد نیست رو ببرم یه بیمارستان عربی بستریش کنم؟
یا برم پیش پلیس؟ ببرمش شبکه های تلویزیونی؟
فیلمهاش رو هم دارم
من به همه اینا فکر کردم
به من نگین که علاقه ای ندارین بگین چیکار کنم
چون باید علاقه داشته باشین
- ببین جان - من اگه میگم دارم مامانم رو از دست میدم
شما باید رسیدگی کنین
ببین من نمیدونم این ماجرا چه معنایی برای تو داره
بذار به صورت خلاصه این رو بهت بگم
اگه قضیه اونجوری بود که تو برداشت کردی الآن نمیتونستی اینجا باشی
نه تو و نه مامانت
همه این کاغذها وفقه
یعنی هر جوری نگاه کنی میشه دعا
آرزوها با اعداد و حروف به صورت سیستماتیک بیان میشه
مثل الفبای عربی
راستی از کجا میدونی مامانت عربی بلد نیست؟
چون من خواب نمیبینم
نگفتم خواب میبینی
فقط میگم ممکنه به تو نگفته باشه
خلاصه بهت این رو میگم
این چیزها واقعاً خیلی جدیه
موجودی که تصورش کردی
اون انرژی علاقه ای به این چیزها نداره
تو به من گفتی باید ببرمش شبکه تلویزیونی
اگه اوضاع اونجوری بود که گفتی
لازم نبود جایی برین چون خودتون خبردار شده بودین
یعنی خلاصه اینه که شما هم مثل بقیه میگی بریم پیش دکتر و کلی دعا کنیم؟
معلومه که برین پیش دکتر دعا کردن هم یه راهه
ولی بستگی داره به چی ایمان داشته باشی
نتیجه چیه؟ رسیدگی میکنین؟
به خاطر چیزهایی که سال های اخیر تجربه کردم
من اومدم اینجا و توی این باغ زندگی میکنم نتیجه همینه
متوجهم
برای خوندن هر یک از اینا دونه دونه باید تحقیق کرد
این کار رو براتون انجام میدم
اگر چیز قابل توجهی پیدا کردم بهتون زنگ میزنم
کی این رو نوشته؟
مامانم
Q a S e M S a M a N g A n I
پس کجایی پسر؟ کجایی؟
-رفتم کاغذها رو به حاجی مسجد نشون بدم - کدوم مسجد؟ همه جا رو گشتم ولی نبودی
آخه چطوری این رو برای اهالی روستا توضیح بدم؟
به کسی که چیزی نگفتی نه؟ به کی بگم آخه؟ مگه کسی توی روستا هست؟
چرا وقتی رفتی به من نگفتی؟ - ملیح چی شده داداش؟
بیا دنبالم داداش
نگاه کن
- اون این کار رو کرده؟ - آره مثل دیشب زده بود به سرش
یه عالمه داد زدم ولی جواب نداد
بعدش چاقو رو انداخت زمین و جوری حرف میزد انگار هیچ اتفاقی نیوفتاد
- چرا به من زنگ نزدی داداش؟ - مگه آنتن میده؟
الان کجاست؟ توی خونه خوابیده
من چند ساعته اینجام
آفرین که تنهاش گذاشتی
وای خب میگم میترسم
تو هم خبر ندادی و رفتی فکر کردم بلایی سرت اومده
ملیح بسه دیگه
داداش آصف اومده بهمون کمک کنه
خوش اومدین
وضعیت جدی تر از چیزیه که گفتی
چطور؟
کلمه روی دیوار به زبان آرامیه
«نوشته «شین یعنی سمبل افکالاسینه
افکالاسین چیه؟
یه طریقت مخفیانه شیطانی که در کتیبه های سومری آشوری و بابلی پیدا شد
افکالاسین رهبر این طریقته
هیچ کس اسم واقعی طریقت رو نمیدونه
ولی توی عالم اجنه به اسم «هفت ها» شناخته میشن
من قبلا با علائم این طریقت برخورده بودم
اینا متنهای رمزگذاری شده ای هستن که به زبان هیچ جایی تعلق ندارن
این سمبل هم مال همین طریقته
من هیچی نمیفهمم
هفت ها
اونا از نسل ابلیس هستن و از شیطان اطاعت میکنن
حضرت سلیمان با مُهر خودش این طریقت رو از نفوذ ابلیس خارج کرد
اما وقتی که مرد، ابلیس خدمتگزاران مورد علاقه اش رو دوباره به خدمتش درآورد
در متن مقدس اومده که اونا هفت هستن
اونا دو برابر هفت هستن
اونا هم در زمین و هم در آسمان هفت هستن
هفت گروه در زمین و آسمان هستن که به ابلیس خدمت میکنن
و یه در مخفی هست که زمین و آسمان رو بهم متصل میکنه
افکالاسین رهبر این طریقت و نگهبان این دره
این شیاطین هم خواسته های بد مردم رو با اجازه ابلیس عملی میکنن
و هم به دروازه تحت حفاظت فرشتگان گوش میکنن
در هیچ کدوم هم هرگز موفق نشدن و نمیشن
اما در مورد اولی نمیتونم همین رو بگم
فقط چند نفر میتونن به اونا دسترسی پیدا کنن
و نماینده بدی های اونا میشن
فکر میکنم یکی از اونا به شما دسترسی پیدا کرده
درگیر چه چیزهایی شدیم ها
گفتهبودی دیشب هم مامانت همون جا رو کنده بود درسته؟
آره
برای من چیزی بیارین که زمین رو بکنم
من حلش میکنم
این سمبل ناقصه و به این معنیه که هنوز کاملاً تسلیم نشده
وقتی افکالاسین به طور کامل به بدن رو تسخیر میکنه مُهر تکمیل میشه
من قبلاً کامل این سمبل رو دیده بودم
کلیه حقوق این زیرنویس متعلق به سایت مووی باز میباشد و دریافت آن از سایت های دیگر غیرمجاز و حرام میباشد www.MovieBaz.tv
به زبان عربی نوشته شده
میتونین بخونین؟
جان... پسرم کجا بودی؟
اینجام مامان نگران نباش ملیح برو یه سر بزن
بیا خاله دریا مهمون داریم
خدمه های اجنه
ابو هایا
ابو حاسا
ابو مسا
ابو شاسیر
ابو ناصر
ابو ابیان
ابو احکام
نوادگان برپا کنندگان معجزات و حقیقت
خدمه هایی که از سلاله حضرت سلیمان هستن
برای اینکه جلوی فاطمه که از ابلیس اجازه گرفته و خدمه های اون رو بگیرین
کاری که همیشه وظیفه شما بوده رو انجام بدین
دست و پای فاطمه و خدمه هاش رو ببندین
زبان سمی اونا رو ساکت کنین
لطف و رحمت خدا همراه شما باشه
این دیگه چیه؟
فکر میکنم بابا بزرگت این رو نوشته و برای محافظت از شما اینجا گذاشته
در مقابل کی؟
فاطمه
چرا این کار رو با ما بکنه؟
مهمتر اینه که اگه تا الان خدمه هایی بودن که از شما محافظت میکردن
پس چرا الان نمیتونن محافظت کنن؟
سوال اصلی همینه
خب الان چیکار کنیم داداش آصف؟
دیگه میتونم دریا خانم رو ببینم؟
بفرما داداش آصف
- خوش اومدین - ممنون دریا خانم
داشتم یه چیزایی آماده میکردم بفرمایین
زحمت نمیکشیدین
جان... داداش یه لحظه میای؟
تو برو منم میام داداش
این پسر کیه؟ از کجا اومده؟
از حاجی مسجد آدرسش رو گرفتم
گفت اون بهتر در این مورد بلده - خب حاجی چیزی نگفت داداش؟
نه فقط به من گفت همه چیز رو بسوزونین و دور بشین
داداش به نظرم همه چیز رو ول کنیم و بریم بیمارستان
بیا با یه دکتر صحبت کنیم
- ملیح اگه حوصله نداری برو جان ما طرف رو نمیشناسیم بعد تو میاریش خونه
ملیح اگه حوصله نداری برو
مامان به روستایی به اسم تایلیلی هست باید ببینی چقدر قشنگه
- شما اونجا زندگی میکنین؟ - یه مدت همین جام
- پس بعداً جابه جا شدین - همین طوره
از استانبول اومدین؟ - نه خارج از کشور بودم
چه جالب کجا؟
من اورشلیم بودم چند سال پیش اومدم
آها پس خیلی خوبه پسر
ای بابا یادم رفته آب بیارم ولی لیوان آوردم
تو بذار ما میاریم مامان
نه پسرم الان میارم
مامانت چپدسته؟
نه، چرا؟
راستی دستتون درد نکنه
واقعاً خیلی خوشمزه ست خاله دریا
دریا غذا خوردن با دست چپ سخت نیست؟
دریا خانم؟
دریا حقیقت چیه؟
سلاله من در ازل جواب سوالت رو داده
تو کی هستی؟
تو کی هستی؟
تو میدونی کی هستم
تو میدونی کی هستم
تو از پسش بر نمیای
زورت به من نمیرسه آصف
زورت به من نمیرسه آصف
از این خانواده چی میخوای؟
از این خانواده چی میخوای؟
اومدم چیزی که متعلق به نسل خودمه رو ببرم
اومدم چیزی که متعلق به نسل خودمه رو ببرم
اینجا چیزی متعلق به تو نیست
بس کن، دیگه بسه
تو چیزی در مورد اون مُهر نمیدونی
در ازای این بدن چه وعده ای دادی؟
درهای مُهر به روی تو بسته ست
درهای مُهر به روی تو بسته ست
در آتش ابدی خدا خواهی سوخت
در آتش ابدی خدا خواهی سوخت
من رو با چیزی که خلقم کرده می ترسونی؟
مهلت تمام شده آصف
چشمات رو خوب باز کن
آتش پایان نیست
آتش پایان نیست
آغازه
آغازه
میشه آب رو بدی دریا؟
دریا خانم؟
میشه آب بدین؟
ببخشید؟
یکم آب میخواستم - شرمنده نشنیدم
راستی بچه ها کجان؟
حتماً از سوپ خوششون نیومده
اونا رفتن توی حیاط
من دنبال اینا نمیگشتم
پس کاری از دستمون برنمیاد نه؟
جان این موضوع ساده ای نیست
پس یعنی هیچ کاری نمیکنیم؟
من این رو نگفتم باید مُهر و دعوت نامه رو پیدا کنیم
اگر به زبانی نوشته شده باشه که من بلد باشم میتونم با مُهر یه کاری بکنم
خب اگه پیداش نکنی، چی میشه؟
اگه نتونم فقط یه راه میمونه
شاید مجبور بشم زندگیم رو فدا کنم
اما برای این کار افکالاسین باید کاملاً بدن مامانت رو تسخیر کنه
ازت خواهش میکنم یه چیزی بهم بگو که بفهمم
یعنی باید کاملاً مامانم رو تسخیر کنه؟
- آره - خب چرا؟
بسه دیگه جان خیلی سوال میپرسی
با دونستن اینا هم نمیتونی بهم کمک کنی
خب پس به ما یه چیزی بگین حداقل بگین چیکار کنیم
ببینین تنها چیزی که ازتون میخوام اینه که تسلیم ترس نشین
هر چیزی که تا الان تجربه اش کردین فقط شاهد بودین
اگه وقتی کاملاً بدن مامانت رو تسخیر کرد ... نتونین قوی بمونین
خب؟
برای اونا در رو باز میکنین
بعد میبینین که اونا چی میخوان
تو چی داری میگی؟
جان تو میخوای چیکار کنی داداش؟
بیا از اینجا بریم داداش مامانت رو میبریم بیمارستان
ملیح چون تو میترسی مامانم رو توی تیمارستان بستری نمیکنم
نمیبینی داره بدتر میشه؟
مگه من گفتم بیا اینجا؟ اگه خوشت نمیاد برو داداش
بسه دیگه بحث نکنین
آخ مامان بزرگ تو چیکار کردی؟
مشخصه از کی باید این رو بپرسی
برای حمایت از ما و تداوم ترجمه ها لطفا این سریال رو تماشا کنید www.MovieBaz tv از وبسایت مووی باز
میدونم خواب نیستی
چون هیچ وقت نمیخوابی
باید دور می موندی
باید دور می موندی
این آخرین دفعه ست
این آخرین دفعه ست
منم موافقم
منم موافقم
چی به دست میاری؟
چی به دست میاری؟
من با موجود ناتوانی مثل تو صحبت نمیکنم
فقط با نماینده تو صحبت میکنم
خداوند نماینده همه اون چیزهایی هستکه مخالف توئه
اینجا رو ببین آصف
اینجا رو ببین آصف
خدا اینجا هست؟
خدا اینجا هست؟
مامان؟
مامان؟
موجود خبیثی که جلوی من مخفی شده
موجود خبیثی که جلوی من مخفی شده
خودت رو به من نشون بده
خودت رو به من نشون بده
به هر جایی نگاه کنی من همون جام
به هر جایی نگاه کنی من همون جام
به هر جایی نگاه کنی من همون جام
مامان
اینجا رو ترک نکن، فهمیدی؟
اینجا رو به هیچ وجه ترک نکن
حالم خوب نیست جان
مامان ساکت باش
ساکت باش
مامان ساکت باش!!!
ساکت باش
مامان ساکت باش
بسه
مامان، بسه
او این مُهر رو به زبان اونا نوشته به زبان اونا نوشته
فاطمه تو چیکار کردی؟
آخرین نگهبان مُرده
آخرین نگهبان مُرده
پسر لعنتی چیکار کردی؟
چیکار کردی، هان؟
تو رو خدا بذار برم التماست میکنم
چطوری اونا رو سوزوندی؟ بدون اینکه از من بپرسی چطوری آخه ملیح؟
پسر بذار برم
ببین جان و دریا گم شدن به خودت بیا خب؟
توی این روستا کسی رو میشناسین؟
یه زنی ملحفه آورد
کجاست؟ خونه اش رو بلدی؟
عجله کن... راه بیافت
این خونه بود
مطمئنی همین جا بود؟
آره
اینجا کسی نیست
همین جا بود
ولی اینجوری نبود
اینجا هستن
من دیگه جایی نمیام
- ببین ملیح نترس چرا باید بهت اعتماد کنم؟
تو کی هستی؟ منو قاطی چه ماجرایی کردین؟
ببین ملیح نترس وقتی بترسی ضعیف میشی
تنهایی نمیتونی از اینجا بیرون بری
ولی قول میدم که میبرمت بیرون خب؟
بریم
التماست میکنم بیا بریم
بسه
آصف... آصف؟
زود از اینجا بریم
هیچ کس توی این روستا نیست
اینجا فقط ماییم
تو قول داده بودی که من رو هم بیرون میبری
این از تو محافظت میکنه
مووی باز سریال های خود را در هیچ اپلیکیشن و یا کانالی قرار نمیدهد لطفا زیرنویس های مووی باز را از سایت مووی باز دانلود و تماشا کنید www.MovieBaz.tv
ای فرشته های روحانی
ای فرشته های عالم های اولی و سفلی
ای خدمتگزاران فاتحه
جوابم رو بدین و پیش من بیاین
بهم کمک کنین
و در تمام کارهام کنار من باشین
به حق آیه هفتم سوره فاتحه و قرآن مقدس
برای برهان و عظمت شما که بهش اعتقاد داریم
به حق حضرت محمد صلى الله عليه
خدای من
خواهش میکنم بنده خود عرفیل اوحیدر رو تحت فرمان من در بیار
من این رو از رحمت تو میخوام
چون تو قادر مطلقی
چون تو قادر مطلقی
چون تو قادر مطلقی
السلام علیکم
و علیک
و علیک
ای مومن
اگه کمکم کنی خدا هم به تو کمک میکنه
اگه کمکم کنی خدا هم به تو کمک میکنه
آمین
اسمت حبه؟
عرفیل اوحیدر
خداوند از تو و مردمت راضی باشه
آمین
دریا رو میشناسی؟ که فرزند یوسف و فاطمه بوده؟
دریا رو میشناسی؟ که فرزند یوسف و فاطمه بوده؟
می شناسم
می شناسم
مُهر خبیثانه ای که براشون درست شده رو هم میشناسی؟
مُهر خبیثانه ای که براشون درست شده رو هم میشناسی؟
می شناسم
می شناسم
من ازت میپرسم موجودات خبیث برای چی اون مهر رو ساختن؟
فاطمه رحمش رو از دست داد
برای اینکه صاحب پسر بشه دخترش رو قربانی کرد
برای اینکه صاحب پسر بشه دخترش رو قربانی کرد
این طلسم قبل از اینکه در رحم تخم اون شکل بگیره، ساخته شده
شیاطینی که به شر خدمت میکردن نماینده این مهر شدن
شیاطینی که به شر خدمت میکردن نماینده این مهر شدن
فاطمه در ازای این معامله به پسر خواست
فاطمه در ازای این معامله یه پسر خواست
از تو میپرسم پس چرا الآن دریا زور کنترل می کنن؟
یوسف پدر دریا قبل از مرگ
مهلت مُهر رو در عالم خودش بیشتر کرد
برای محافظت از دخترش
اما ابلیس با وسوسه کردن و با حیله و مکر کاری کرد که مُهر بسوزه
اما ابلیس با وسوسه کردن و با حیله و مکر کاری کرد که مُهر بسوزه
اما ابلیس با وسوسه کردن و با حیله و مکر کاری کرد که مُهر بسوزه
دریا قربانی میشه
دریا قربانی میشه
در عوض پسر رو آزاد میکنن
ازت میپرسم جنی که به مُهر محاظفت کننده یوسف خدمت می کرد، خدمه اپلیس بوده یا نه؟
ازت میپرسم جنی که به مُهر محاظفت کننده یوسف خدمت می کرد، خدمه اپلیس بوده یا نه؟
ازت میپرسم جنی که به مُهر محاظفت کننده یوسف خدمت می کرد، خدمه اپلیس بوده یا نه؟
همه اونا با مُهر سوخته مُردن
اون فرزند پسر که مُهر خبیث وعده داده بود به فاطمه داده شد؟
اون فرزند پسر که مُهر خبیث وعده داده بود به فاطمه داده شد؟
اون فرزند پسر که مُهر خبیث وعده داده بود به فاطمه داده شد؟
اون فرزند پسر که مُهر خبیث وعده داده بود به فاطمه داده شد؟
شياطين بد و افکالاسین
اومدن که فرزند پسر رو صحیح و سالم به فاطمه تحویل بدن
اومدن که فرزند پسر رو صحیح و سالم به فاطمه تحویل بدن
اومدن که فرزند پسر رو صحیح و سالم به فاطمه تحویل بدن
ازت میپرسم پسر فاطمه کیه؟
ازت میپرسم پسر فاطمه کیه؟
جان
به حق محمد مصطفى صلى الله عليه
به حق محمد مصطفى صلى الله عليه
به حق محمد مصطفى صلى الله عليه
ازت پرسیدم پسر فاطمه کیه؟
ازت پرسیدم پسر فاطمه کیه؟
جان
جان
تو کی هستی؟
ما روزی که بیرون رانده شدیم سر قولمون به اون بودیم
ما زیر قولمون نزدیم ولی شما زدین
دریا ناخودآگاه کنار افکالاسین بوده
دریا ناخودآگاه کنار افکالاسین بوده
مامان من کجاست؟
مامانت؟
یه گِل و لای هست در ازای وعده ما
یه گِل و لای هست در ازای وعده ما
اون دیگه بین ماست
به ما وعده داده شده و مال ماست
- ساکت شو تو هم به راه ما میای
با صدای ما صحبت میکنی
همیشه ما رو میبینی و میشنوی
!!ساکت شو
ازت میپرسم چطوری میتونم این مُهر رو بشکنم؟
مهلت مُهر تموم شد و به پایان رسید
خوش اومدی پسرم
استخراج از هارد ساب : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani
پایان ارائه شده توسط تیم ترجمه وبسایت مووی باز WwW.MovieBaz.TV
برای حمایت از ما و تداوم ترجمه ها لطفا این سریال رو تماشا کنید www.MovieBaz tv از وبسایت مووی باز
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.