Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
1917 شش آپریل سال
: ترجمه و تنظیم از " The Erph "
یلِیک
بلِیک
عذر میخوام گروهبان
یکی از افرادتو
همراه وسایلت بیار
بله گروهبان
طولش نده
نه گروهبان
برامون غذا فرستادن؟
نه فقط نامه
!وقته چای ـه
چای آمادست
مِرتل قرار سگ بگیره
چیزیم گیرت اومد؟
نه
دارم از گشنگی می میرم تو چطور؟
بازم شاید بیرون اینجا یه لقمه نون گیرمون بیاد
برای همین نخواستم کشیش بشم
اون چیه؟
نون و کالباس
از کجا آوردیش؟
راه های خودمو دارم
بیا
اه
مزه ی کفش پاره میده
نوش جونت
این دفعه ، قرار هفته ی بعد شام مرغ بخوری
من که نه
رفتنم کنسل شد
بهت نگفتن چرا؟
روحمم خبر نداره
در کل ، برنگشتن آسون تره
!برید کنار
یه چیزی شده
مگه چیزی شنیدی؟ - نه -
حتما به خاطر حمله ست مگه نه؟
ده قرون شرط میبندم قرار حمله کنیم
باهات شرط نمیبندم
چرا؟ چون مطمئنی راست میگم؟
نه. چون ده قرون نداری
درست سر وقت رسیدید آقایون
خبری شده گروهبان؟
خبر از چی؟ - حمله ی بزرگ -
قرار بود چند هفته پیش شروع بشه
بهمون گفتن کریسمس میتونیم بریم خونه
آره خب ، ببخشید که برنامه ریزی مهمت خراب شد بلِیک
ولی کله گنده ها گفتن بهشون خوش نمیگذره که توی برف بجنگن
خیلی حیف شد گروهبان
قرار بود بوقلمون بخورم
خب ، قول میدم که
نارضایتیتون رو به مافوقم اطلاع بدم
خب ، باهامون چیکار دارید گروهبان؟
آلمانیا قرار یه حرکتی بزنن
نمیدونید میخوان چیکار کنن؟
نه ، اما قراره که گند بزنه به آخر هفتمون
حالا گوش کنید
اِرینمور" داخله" پس سر و وضعتونو درست کنید
کسی چه میدونه
شاید این دفعه شما رو اعزام کنه
اگر خودتون خرابش نکنید
اگر خود ژنرال اومده پس حتما اوضاع خراب تر از این حرفاست
سرجوخه ها بلیک و اِسکوفیلد ، قربان
کدومتون بلیک ـه؟
من قربان
تو یه برادر داری؟ توی گردان دوم "دِوانز" ستوانه؟
بله قربان
..ژوزف بلیک. اون - زنده ست -
تا اونجایی که من اطلاع دارم
و با کمک تو ، قراره که زنده بمونه
ساندرز بهم گفت از نقشه ها سر درمیاری
درسته؟
کارم خوبه ، قربان
..پس
ما الان اینجاییم
گردان دوم دِوانز دارن از اینجا پیشروی میکنن
چقدر طول میکشه تا خودتون رو برسونید اونجا؟
متوجه نمیشم قربان
قربان ، این ناحیه دست آلمانی هاست
آلمانیا رفتن
البته زیادم خوشحال نشید
انگار قراره که یه عقب نشینی استراتژیک باشه
به نظر میاد یه خط مقدم جدید درست کردن
طبق شواهد 9 مایل عقب تر از اینجاست
کلونل "مک کِنزی" ، فرمانده گردان دومه
دیروز صبح بهمون خبر داد
میخواست دنبال آلمانیای عقب نشینی کرده
فکر میکنه که تونسته اونا رو فراری بده
..و اگر الان بتونه شکستشون بده
میتونه ورق رو برگردونه
اشتباه میکنه
کلونل مک کنزی این تصاویر هوایی
از خطوط جدید دشمن رو ندیده
بیاید اینجا آقایون
تا سه مایل ادامه داره سنگر های مستحکم ، وسایل دفاعی
یه نوع توپخانه که تا حالا مثلشو ندیده بودیم
گردان دوم قصد داره که به خطشون حمله کنه
فردا ، کمی بعد از طلوع آفتاب
اونا نمیدونن دارن توی چه تله ای میافتن
و ما باید بهشون هشدار بدیم
به عنوان هدیه ی خداحافظی دشمن تمام خطوط تلفنمون رو قطع کرده
دستور شما اینه که خودتون رو به گردان دوم برسونید
اونا توی جنگل "کروسیل" یک مایل به سمت جنوب شرقی شهر "ایکوست" مستقر هستن
این رو به دست کلونل مک کنزی برسونید
این یک دستور مستقیمه که حمله ی فردا صبح لغو بشه
اگر موفق نشید فاجعه رخ میده
دو گردان رو از دست خواهیم داد
! سرباز 1600 برادر تو هم جزوشونه
فکر میکنید بتونید به موقع بهشون برسید؟
بله قربان
سوالی نیست؟
نه قربان - خوبه -
مرخصید
مهمات آقایون
نقشه ، چراغ قوه ، نارنجک و یه مقدار خوردنی
سریعا حرکت کنید
برید به سمت غربی سنگر "طرف خیابون "ساکی هال
بعد کوچه ی پارادایس رو سمت شمال غربی پیدا کنید
خط مقدم رو تا انتها برید تا گروهان یورک رو پیدا کنید
این یادداشت رو به سرگرد استیوسن بدید
نزدیک ترین بخش خط به منطقه ی بی طرف دست ایشونه (منطقه ی بیطرف : حد فاصل دو خط مقدم)
میتونید از اونجا عبور کنید
الان روزه قربان ما رو میبینن
لازم نیست نگران باشید
هیچکس اونطرف خط نیست
قربان ، قراره که فقط.. ما باشیم؟
..چه ته جهنم ، چه سمت بهشت"
"کسی که تنها سفر میکنه ، زودتر میرسه
قبول نداری ستوان؟
بله قربان درسته
موفق باشید
بلیک ، یه دیقه صبر کن دربارش حرف بزنیم
چرا؟
بلیک
فقط باید دربارش فکر کنیم
هیچی برای فکر کردن وجود نداره
جون برادر بزرگم وسطه
حداقل بیا تا تاریکی هوا صبر کنیم
اِرینمور گفت فوراً حرکت کنیم
ارینمور تا حالا منطقه ی بیطرف رو ندیده
بیشتر از ده یارد زنده نمیمونیم
..اگر تا شب صبر کنیم حداقل - شنیدی که چی گفت -
گفت آلمانیا رفتن
به خاطر همین بهمون نارنجک داد؟
!جلو پاتو نگا کن
عذر میخوام
من فقط میگم که صبر کنیم
بله تو میتونی اینو بگی چون اون برادر تو نیست ، هست؟
ببین ، آخرین باری که به من ..گفتن آلمانیا رفتن
اصلا خوب تموم نشد
تو نمیدونی بلیک تو اونجا نبودی
ببخشید ببخشید
عذر میخوام
!داری سنگر یه طرفه رو برعکس میری احمق
دستور ژنراله قربان
باشه ، حالا گیریم که آلمانیا رفته باشن
میخوای 9 مایل رو چند ساعته بری؟ شیش ساعته؟
حداکثر هشت ساعت
خب پس وقت داریم که تا غروب آفتاب صبر کنیم
به هر حال اونجا محدوده ی دشمنه - وگرنه بی دفاع میشیم -
ما که نمیدونیم داریم پامونو کجا میذاریم
بلیک ، اگر باهوش نباشیم
نه من نه تو ، نمیتونیم به برادرت برسیم
من میرسم
رسیدیم اینجا خط مقدمه
حالا باید گروهان یورک رو پیدا کنیم
ببخشید رفیق - !یا خدا -
مواظب داری کیو هُل میدی
خیله خب ، حالا دیگه برو کنار
هوی ! فکر کردی چه خری هستی که سربازای زخمی رو هُل میدی!؟
!! ول کن ! ولم کن
!آشغال گروهبانمونو هُل داد
! این زخمیه لعنتی
خیله خب ، معذرت میخوام باشه؟ ببخشید
ما وسط مأموریتیم - فقط بذار رد شم -
از خود ژنرال دستور داریم - فقط بذار بریم -
راهو باز کن
باشه
فقط جلوی پاتونو نگا کنید
گروهان یورک
چقدر ساکته
قبل از جنگ "تیپوال" هم همینجوری بود؟
یادم نیست
چیزی از "سُم" یادت نیست؟ (نبرد سُم با یک و نیم میلیون نفر کشته یکی از خونبار ترین نبرد های تاریخ است که در دو طرف رودخانه ی سُم توسط امپراطوری بریتانیا و جمهوری فرانسه علیه امپراطوری آلمان شکل گرفت)
نه فکر نکنم - هی اجازه بدید -
بجنب
خب تو اونجا کارت خوب بوده
حداقل مدالتو بنداز
دیگه ندارمش
چی؟ مدالتو گم کردی؟
سرتو بیار پایین
ترو خدا حواستو جمع کن
داری روی یه مُرده پا میذاری
گروهبانمونه
باید از روی سنگا با کهنه پاکش کنم
میدونی گروهان یورک کجاست؟
سر پیچ بعدی باید
روی نصفشون پا بذاری
دو شب پیش ترکوندنشون
گروهان یورک رو؟ - بله سرجوخه -
سرگرد استیونسن کجاست؟
چند شب پیش کشته شد سرجوخه -
ستوان لِسی الان مسئوله
کجا میتونیم پیداش کنیم؟
اتاقک بعدی
بیا
قربان؟
شما ستوان لسی هستید قربان؟ - چیه؟ -
یه پیغام از ژنرال ارینمور داریم
جایگزین مایید؟ - نه قربان -
پس قرار با ما چه غلطی بکنن؟
نمیدونیم قربان ولی ما دستور داریم که از اینجا رد شیم
اون خط مقدم آلمانیاست
میدونیم قربان
اگر ممکنه این نامه رو بگیرید
سر روز شرط بستیم امروز چند شنبست؟
جمعه - جمعه خب خب خب -
هیچکدوممون درست نگفتیم
اون کسخل فکر میکرد سه شنبست
ببخشید قربان
اونا مغز خر خوردن؟
چون یه شب صدایی در نیومده ، کله گنده ها فکر کردن آلمانیا رفتن خونشون
به نظرتون اشتباه میکنن قربان؟
دو شب پیش یه افسر و سه تا از افرادمون رو از دست دادیم
داشتن سیم خاردار میزدن که تیکه پاره شدن
دو تاشونو کشیدیم آوردیم ولی هیچیشون نمونده بود
قربان ، ژنرال مطمئنه که دشمن عقب نشینی کرده
..از خط جدیدشون تصویر هوایی گرفتن که
خفه شو بابا ..ما برای همین یه ذره جا
جنگیدیم و کشته شدیم
حالا یهویی آلمانیا چند مایل منطقشونو بهمون میبخشن؟
!تله ست
ولی خب بدم نیست حتما بهتون مدال میدن
هیچی اندازه ی یه تیکه روبان زنای بیوه رو خوشحال نمیکنه
باشه
نزدیک ترین راه عبور کجاست قربان؟
سیم خاردارمون نابود شده ولی یه راهی از وسطش هست
راشوورث ، نشونش بده
مستقیم به سمت چپ بعد از جسد اسبا
یه شکاف دقیقا پشتشونه
به درد میخورن چون اگر تاریک بود میتونید بوی جسدا رو دنیال کنید
به سیم خاردار دوم که رسیدین
یه جسد خمیده توش گیر کرده
کنارش یه شکاف هست
خط مقدم آلمانیا 150 یارد بعدشه
مراقب گودال های آب باشید از چیزی که به نظر میاد عمیق ترن
بیافتید توشون دیگه در نمیاید
از این ور
بیدار شو کیلگور
الکی جا گرفته
هیچ سنگری نیست قربان؟ جایی بشه ازش پایین پرید؟
نه ، سنگرای وسط بعد از بمبارون چند هفته پیش نابود شدن
به هر حال اونجا پر از جسده
بهترین انتخابتون اینه که از اینجا برید
اگر تیر خوردید ، سعی کنید برگردید سمت سیم خاردار
تا زمانی که شب نشه نمیتونیم برتون داریم
و اگر حالا یه جئری معجزه شد و موفق شدید
یه مُنور بزنید
نداریم قربان
خب یه منور براش بیار کیلگور به یه دردی بخور دیگه
بله قربان
به وسیله ی این مایع مقدس
..باشد که خداوند از سر تقصیرات
و هر گناهی که مرتکب شده اید بگذرد
نمیخوام که اینا بیافته دست آلمانیا
پس اگه دیدید دارن بهتون تیر میزنن
میشه لطف کنید و پرتشون کنید عقب؟
دمتون گرم
خوش بگذره
مطمئنی؟
آره
زنده موندن از قیافه مهم تره
حالت خوبه؟
دنبال سنگر بگرد
!سنگر
تکون نخور
مال خودمونن
ادامه بده ، نصف راهو اومدیم
یه شکاف توی سیم خاردار هست
اِسکو
اوناهاش خط مقدمه
!پشمام
واقعا رفتن
دستت خوبه؟
یهو رفت تو جسد یه آلمانیه آشغال
ببندش
به زودی میتونی دوباره جق بزنی
با اون دستم میزنم
خیلی وقت نیست که رفتن
خوب نیست
مسدوده
احتمالا باید یه راهی از این طرف باشه
یا خدا
!اینجا رو ببین
!خیلی بزرگه
همشو خودشون ساختن
راهمون از این وره
اسکو
این چطوره؟
یا خدا
حتی موشاشون هم از موشای ما گنده ترن
به نظرت چی توی کیسه هاست؟
دیگه انقدرم گشنت نیست
نگاش کن ، حرومزاده ی کوچولوی شجاع
این یکیو میتونی بخوری
چی هست؟ - غذای سگ آلمانیا -
توی بقیه ی جعبه ها چیه؟
چیه؟ - بمب نخی -
!تکون نخور
کجاست؟
از اینجا وصله به در
!!!اوه یا مسیح
!اوه نه
!اسکو
!اسکو
!اسکو اسکو
اسکو ! اسکو
اسکو
!اسکو ! بیدار شو
!پاشو
! اسکو ! اسکو
! پاشو وایسا! پاشو
!زودباش پاشو
! پاشو ! پاشو ! پاشو
!بجنب
!بلند شو
!الان اینجا میریزه رو سرمون
بجنب
!منو بگیر ولم نکن
!باید بجنبیم
! زود باش
! نمیتونم ببینم ! نمیتونم ببینم
!اوه ! وایسا وایسا وایسا
! وایسا
!هواکِش معدنه
خب باید بپریم
! زود باش
!مجبوری بپری
!فقط بپر - ! نمیتونم -
!نمیتونم ببینم - باید بهم اعتماد کنی -
! بپر
!منو ول نکن! ولم نکن
! نور !اونجا نور هست
وایسا.. وایسا
چند لحظه بذار وایسم
!حرومزاده های آشغال
مراقب باش ممکنه بازم تله گذاشته باشن
!یا مسیح
خاک
کلی خاک توی چشممه
بیا
مال منم بگیر
الان آرزو میکنم کاش موشه رو کشته بودم
آرزو میکنم کاش یه خر دیگه رو همراهت میاوردی
چی؟ - محض رضای خدا بگو چرا منو انتخاب کردی؟ -
خب من که نمیدونستم دارم برای چه کاری انتخابت میکنم
نه نمیدونستی
هیچوقت نمیدونی مشکلتم همینه
باشه خب برگرد
هیچکس جلوتو نمیگیره
اگه بخوای میتونی این راهو تا خونتون بری - بس کن -
لطفا بس کن
من.. من نمیدونستم برای چه کاری دارم انتخابت میکنم
..فکر کردم میخوان بفرستنمون عقب که
غذا و اینجور چیزا بیاریم
خیال کردم قرار یه کار آسون باشه
باشه؟
هرگز فکر نمیکردم اینجوری باشه
پس میخوای برگردی؟
فقط اون منور کوفتی رو شلیک کن
مال خودت ، ستوان
میدونی کجاییم؟
ایکوست دقیقا جنوب شرقه اینجاست
و اگر از همین ور ادامه بدیم ، میرسیم
بجنب پس
اونجا رو ببین
تجهیزات خودشونو نابود کردن
راه های سنگرا رو هم بسته بودن
منظورت چیه؟
فکر کنم اونا میخواستن که ما این راهو بیایم
اونا میخواستن دفنمون کنن
!موشای عوضی
هی
تا حالا داستان ویلکو رو شنیدی؟
که چجوری گوشش کَنده شده - حالشو ندارم -
بهتره حواست به درختا باشه
بالای اون لبه
شرط میبندم بهت گفته به خاطر خمپاره بوده
پس چی بوده؟
خب ، میدونی که دوست دخترش یه آرایشگره ، درسته؟
و اون به دختره درباره ی کمبود وسایل بهداشتی میگه
و براش نامه میفرسته
یادته که توی ارس چه وضعی داشتیم
آره
بگذریم ، دختره براش یه روغن مو میفرسته
بوی خوبی میداد مثل شهد عسل
ویلکو عاشق اون بو بود
اما دلش نمیخواست که هر جا میره ببرتش
به خاطر همین همشو میماله به کله اش و میخوابه
و یهو نصف شب پامیشه
و میبینه که یه موش نشسته روی شونه اش
و داره روغنو از روی کله اش لیس میزنه
ویلکو وحشت میکنه و از چا میپره
و موشه یهو گوششو گاز میگیره و میکَنه
بعدم با گوشش فرار میکنه - نه بابا -
یه غوغایی درست کرده بود
جیغ و داد و سر و صدا
اونجاش خوب بود که ، انقدر روغن مالیده بود به کله اش
که حتی نمیتونست بشورتش
مثل آهن ربا شده بود
موشا ما رو بیخیال شده بودن
اما اونو ولش نمیکردن
حرومزاده ی بدبخت
دارن برمیگردن
دلم میخواد بدونم چی دیدن
حواست به خط افق باشه
خب دیگه ، مدالتم که جور شد
منظورت چیه؟
..سرجوخه ی دوم بلیک ، برای نجات جان"
هم رزم خود از مرگ حتمی ، شجاعت مثال زدنی ای ".از خود نشان داد
ممکنه بشه؟
آره
خب پس خوبه
از اونجایی که تو مدال خودتو گم کردی
من مال خودمو گم نمیکنم
نگفتی آخر چجوری گمش کردی؟
چرا برات مهمه؟ - چرا نباشه؟ -
معاوضه اش کردم با یه ستوان فرانسوی
معاوضه اش کردی؟
با چی؟
یه شیشه مشروب
خب چرا اینکارو کردی؟
تشنم بود
خاک تو سرت
باید با خودت میبردیش خونه
باید میدادیش به خانوادت
مردم برای مدال جون میدن
اگر مدال داشته باشم ، میبرمش خونه
چرا نبردیش خونتون؟
ببین ، اون فقط یه تیکه فلزه بی ارزشه
تو رو خاص نمیکنه
برای هیچکس فرقی نداره
چرا داره
و فقط یه تیکه فلز بی ارزش هم نیست
روبانم داره
از خونه رفتن متنفرم
..متنفرم وقتی
میدونم قرار نیست اونجا بمونم
وقتی میدونم باید باز برگردم اینجا و ممکنه که اونا دوباره منو نبینن
! یا خدا
همشونو قطع کردن
گیلاسن
نژاد لمبرت
البته شایدم "دوک" باشن
وقتی هنوز میوه ندادن سخته که تشخیص بدی
فرقشون چیه؟
خب ، مردم فکر میکنن که همش یه جوره
ولی انواع داره
کاثبِرت ، کویین آن ، مونت مورِنسی
شیرین ، ترش
حالا از کجا میدونی؟
مامانم یه باغ میوه داره
فقط چند تایی درخت داره
این موقع سال که میشه ، انگار برف اومده
همه جا پر از شکوفه میشه
و بعدم ماه مِی ، باید بچینیمشون
من و جو
کل روز طول میکشه
پس این درختا دیگه از بین رفتن؟
نه
وقتی سنگا بپوسن دوباره رشد میکنن
قرار بیشتر با درختا سر و کار داشته باشی
به نظر متروکه میاد
امیدوارم
باید مطمئن شیم
از جلو میرم تو عقبو چک کن
هیچی؟
هیچی
غذا پیدا نکردی؟ - نه -
از اینجا خوشم نمیاد
طبق نقشه باید از اونجا رد شیم
و بعدش باید تا ایکوست مستقیم بریم
خوبه
بازم خودی ان؟
انگار که
درگیر شدن
کی داره میبره؟
فکر کنم ما
دو به یکه
زدنش
داره درد میکشه باید خلاصش کنیم
نه ! برو یکم آب بیار براش آب میخواد
! همه چی مرتبه ! همه چی مرتبه آروم باش
!بس کن ! بس کن
!!نه نه نه
!!نه
!ای حرومزاده
!حرومزاده ی عوضی
اوه
!وای خدا نه - !اوه -
!خدایا نه
!خدا.. خدایا نه
باید جلوی خونریزی رو بگیریم
!بسه ! بسه ! تمومش کن
هیچی نیست ، نگران نباش خوب میشه
باید سعی کنی بایستی!
باشه ، باشه - خب؟ -
باشه
نه ! نمیتونم نمیتونم
باید بریم درمانگاه - نمیتونم -
خودم میبرمت زیاد دور نیست
فقط دکترو بیار اینجا
نمیشه ، باید با هم بریم
باید وایسیم ، باید وایسیم
بس کن
لطفا بس کن
!منو بذار زمین
!بذارم زمین لعنتی
!لطفا! منو بذار زمین
باید سعی کنی حرکت کنی
بذار بشینم
بذار بشینم - نه نمیتونیم -
باید گردان دوم رو پیدا کنیم ، یادته؟
برادرت باید همین الان راه بیافتیم
تو برو ، من بهت میرسم
نه
نمیتونی اینجا وایسی
باید راه بیافتیم ، باشه؟
باید بجنبیم
!زود باش ! زود باش
!زود باش
خودشه! بجنب
بحنب ! بحنب
برادرت
باید پیداش کنیم
خودت میتونی پیداش کنی
شکل منه
و یه ذره بزرگتره
اونا دیگه چی ان؟
داریم بمبارون میشیم؟
خاکسترن
طویله آتیش گرفته
من آسیب دیدم
چی شده؟
چاقو خوردی
دارم میمیرم؟
آره
آره ، داری میمیری
اوه ، نه! نه
این؟
داخلش
برای مامانم نامه مینویسی؟
آره
بهش بگو نترسیده بودم
دیگه چی؟
دوستشون دارم
..آرزو میکنم که
..آرزو میکنم که
باهام حرف بزن
بگو که راهو بلدی
راهو بلدم
میرم سمت جنوب شرق تا به ایکوست برسم
از شهر رد میشم و به سمت شرق میرم
تا به جنگل کروسیل برسم
تا اون موقع تاریک شده
مشکلی نداره
گردان دوم رو پیدا میکنم
پیغامو بهشون میرسونم
و برادرتو پیدا میکنم
شکل خودته
یکم بزرگتره
همه چی مرتبه رفیق؟
هی ، نگران نباش همه چی مرتبه
بجنب ، کمکش کن
یا مسیح چی به سرش اومده؟
به خاطر هواپیما بود؟
دودشو دیدیم - آره -
برو وسایلو جمع کن
قربان
دوستت بود؟
اینجا چیکار میکنی؟
یه پیغام اضطراری برای گردان دوم دوانز دارم
دستور لغو حمله ی فردا صبح
و اونا کجا مستقر شدن؟
بعد تر از ایکوست
با من بیا
با من بیا ستوان دستور میدم بهت
داریم از ایکوست رد میشیم
میتونیم یه بخشی از راه رو ببریمت
قربان
اوه زودباش دیگه گروهبان
افرادو سوار کن ، عقب ماشین
اونجا سنگین تره
ممکنه یکم فضا کم باشه
نه ، همین جوری که نمیشه بلندش کنید
جلوشو بلند کنید و بکشیدش چپ
ای خدا ، اونا نمیتونن از پسش بربیان نه؟
اون آلمانیا حداقل میتونستن با گندکاری کمتر عقب نشینی کنن
حرومزاده ها
قربان
از افراد ما نیستی که - نه قربان -
یه پیغام اضطراری برای گردان دوم دِوانز داره قربان
هنوزم نمیتونی رد شی؟
نه قربان - محض رضای خدا -
!تکونش بدید دیگه
توی ماشین سربازا جا هست قربان
اون دستور داره - باشه باشه مشکلی نیست -
خب دیگه بجنب میتونی از اون کنار رد شی
شما چجوری رسیدید اینجا قربان؟
از منطقه ی بیطرف باپام رد شدیم
کل شب تو راه بودیم
سر راه خوردیم به یه سری آلمانیِ مشکل ساز
برای خودشون مشکل درست کردن
میرید به سمت خط جدید؟
سعی میکنیم
نیرو های گروهان نیوفاندلندز پیشروی کردن
و درخواست نیروی کمکی داشتن
بابت دوستت متأسفم
میشه یه چیزی بهت که احتمالا خودت میدونی؟
فکر کردن بهش کمکی بهت نمیکنه
نه قربان
بپر بالا
یکم جا باز کنید
زود باشید بجنبید
خیله خب باز راه افتادیم پسرا
به اتوبوس شبانه ی ناکجا آباد خوش اومدید
اون جسد یه سگه؟
سیگار داری؟ - آره بیا -
باتلر
داستانو ادامه بده - اوه باشه -
آها ، خب ، وقتی از قطار پیاده شدیم بافوی اومد پیشمون
و شروع کردن به زر زر کردن
..سرباز ، آدم تحت هیچ شرایطی"
"نباید اجازه بده پرچم بیافته
و یهو اسکات از دسشویی اومد بیرون
و دستاشو با پشت کت بافوی پاک کرد
کل پشتشو گهی کرد
الان این ادای سروان بافوی بود؟
زر نزن بابا اگه میتونی بهترشو انجام بده
افراد ، این شرایط اسلحه هاتون"
"مایه ی ننگ کل نیرو های مسلحه
هیچکدومتون بلد نیستید
تو که نمیدونی. حتی به زور انگلیسی حرف میزنی
از تو که بهتره کوک
خب پس زود باش جاندالار زود باش
راسی ! تا حالا توی دویست سال خدمتم" ..به عنوان سرباز
"!یه همین دسشویی مضخرف ندیده بودم
لعنتی
نه جدا خوب بود
هوی! داشتی دندونمو خورد میکردی
میتونستی دندون جدید بخری
جایی هست که باید بری؟
نه - احمق باید رانندگی یاد بگیره -
باید دنده عقب بره - آره -
برعکس برو
!دنده عقب
نه وایسا
!وایسا
همه پیاده شید - اون دیگه چه خریه؟ -
!همه بیرون
!بجنبید
باشه ! باشه ! حرص نخور
خب
!یک ، دو ، سه
باید چوب بذاریم زیر چرخا
نه وقت نداریم
همه باید هل بدیم زود باشید
!زود باشید
خواهش میکنم من باید زودتر برم
خواهش میکنم
خیله خب ، زود باشید بچه ها
زود باشید
بجنبید پسرا
یک ، دو ، سه
دست بجنبونید پسرا زور آخر ، باشه!؟
!یک.. دو.. سه
سوار شید
برگردید سوار شید
برید
حالت خوبه
آهای راننده نظرت چیه یه ذره
توی راه برونی که تنوع شه؟
زر نزن بابا
خب ، کجا باید بری؟
باید گردان دوم دوانز رو پیدا کنم بعد از ایکوست
چرا؟
قرار صبح حمله کنن
دستور دارم که جلوشونو بگیرم
چطور مگه؟
دارن توی تله میافتن
چند نفرن؟
هزار و ششصد نفر
یا مسیح
چرا تو رو تنها فرستادن؟
تنها نبودم
دو نفر بودیم
خب پس الان فقط تویی؟
آره
هرگز موفق نمیشی
چرا میشم
مچکرم
نگا کنید
فقط نگاه کنید
سه ساله داریم براش میجنگیم
باید این سرزمینو ول میکردیم واسه خود اون حرومزاده ها
منظورم اینه که آخه کی گاوا رو تیر بارون میکنه؟
آلمانی ای که تیر اضافه داره
حرومزاده ها
چه باهوش
میدونن اگه گاوه رو نکشن تو قرار بخوریش
بازم حرومزادن
آره ، اینجا حتی کشور لعنتی خودمونم نیست
به نظرت چقدر عقب نشینی کردن؟
چطور؟
نگرانی یه وقت بهشون برسیم؟
آره
با این سرعت ما ، باید معجزه بشه
آره ، احتمالا سر پیچ بعدی ببینمشون
خفه شو ، اصلانم نمیبینیم
چرا اون لعنتیا تسلیم نمیشن؟
ها؟ نگه دلشون نمیخواد برگردن خونه؟
فکر کنم از مامانا و زناشون متنفرن
و آلمان یه سگ دونیه
دارن عقب نشینی میکنن
الان مایل ها عقب ترن
تا اینجا که شکستشون دادیم
نه ندادیم
ای خدا باز چی شده؟
کاش یه درخت دیگه نباشه
پل ریخته
اوه ، چه بد
انگار باید ازتون جدا شم
موفق باشید
یه ذره از اون موفقیتو برای خوت نگهدار رفیق
بهش نیاز داری -
موفق باشی رفیق -
موفق باشی - موفق باشی پسر -
موفق باشی - خراب نکن -
امیدوارم برسی به اونجا
ممنونم
پل بعدی شیش مایل اون ور تره
باید تغییر مسیر بدیم
نمیتونم قربان
وقت ندارم
البته
موفق باشی
مچکرم قربان
ستوان؟
اگر تونستی بری پیش کلونل مک کنزی
مطمئن شو که مدرک داشته باشی
دستور مستقیم دارم قربان
میدونم
اما بعضی افراد ، جنگیدن رو دوست دارن
ممنونم قربان
راننده ! راه بیافت
!هیچی ندارم
هیچی برای تو ندارم
انگلیسی ام
آلمانی نیستم
خودی
خودی ام
اینجا. این شهر
ایکوست؟
اینجا ایکوسته؟
بله
بقیتون کجان؟
بقیه؟
نه فقط من
فقط خودمم
باید برم جایی
باید جنگل سمت جنوب شرق رو پیدا کنم
درختا
Les arbres?
امم ، کروست؟ - کروزیل؟ -
آره
..رودخونه
رودخونه؟ - رودخونه -
..میره به همون سمت
درختا
کروزیل
بشین
Asseyez-vous, monsieur.
ممنونم
دختره؟
اسمش چیه؟
نمیدونم
مادرش کیه؟
نمیدونم
من خوراکی دارم
بیا
اینا رو بگیر
همش مال تو
بیا بگیرشون
برای تو و برای یچه
بیا
اون نمیتونه اینا رو بخوره
شیر میخواد
شیر؟
ممنون
سلام
سلام
تو بچه داری؟
بچه؟
تو؟
همه چی مرتبه
ازت خوشش اومده
لطفا ادامه بده به حرف زدن ادامه بده
♪ اونا با یه قایق رفتن به دریا♪
♪با یه قایق به دریا رفتن♪
♪با اینکه دوستاشون میگفتن نه♪
♪تو یه صبح زمستونی ، تو یه روز طوفانی♪
♪با یه قایق به دریا رفتن♪
♪به اون دور دورا ، به اون دور دورا♪
♪اونجا که همه خوشحالن♪
♪سراشون سبزه و دستاشون آبی♪
♪با یه قایق به دریا رفتن♪
بمون
لطفا
باید برم
لطفا
ببخشید
!!انگلیسی
Mein Gott, Baumer.
بامر؟
بامر؟
بامر؟
! بامر
!!انگلیسی
!!انگلیسی اینجاست
♪ من یه غریبه ی جنگ زده ی بیچارم♪
♪ که دارم توی این دنیای غم زده سفر میکنم ♪
♪ به اون سرزمین زیبایی سفر میکنم که ♪
♪ در اون هیچ بیماری و رنج و خطری نیست ♪
♪ میرم اونجا ، به ملاقات پدرم ♪
♪ برای گشت و گذار به اونجا نمیرم ♪
♪ من فقط به اردن میرم ♪
♪ من فقط به خونه میرم ♪
♪ میدونم که ابر های تیره محاصرم میکنن ♪
♪ میدونم که راهم سخت و لغزنده ست ♪
♪ اما سرزمین های طلایی نزدیک هستن ♪
♪ جایی که بنده های آمرزیده شده ، همیشه میخوابن ♪
♪ میرم خونه به ملاقات مادرم ♪
♪ و تمام عزیزانم که رفتن ♪
♪ من فقط به اردن میرم ♪
♪ من فقط به خونه میرم ♪
♪ من یه غریبه ی جنگ زده ی بیچارم♪
♪ که دارم توی این دنیای غم زده سفر میکنم ♪
♪ به اون سرزمین زیبایی سفر میکنم که ♪
♪ در اون هیچ بیماری و رنج و خطری نیست ♪
♪ میرم اونجا ، به ملاقات پدرم ♪
♪ برای گشت و گذار به اونجا نمیرم ♪
♪ من فقط به اردن میرم ♪
♪ من فقط به خونه میرم ♪
D گروهان حرکت کنید
حالت خوبه رفیق؟
مال کجایی؟
احتمالا تازه اومده
خب ، از ما که نیست
خیسه خیس شده
بیخیال بابا فقط برش دار تا ببریمش
باید گردان دوانز رو پیدا کنم
چی میگه؟ - چی میگی رفیق؟ -
دوانز
باید دوانز رو پیدا کنم
ما دوانز هستیم
شما دوانز هستید؟ - بله سرباز -
چرا هنوز حمله نکردید؟
ما.. ما موج دوم حمله ایم
هممون رو یه جا نمیفرستن
هستیم D آره ما گروه کل شب داشتیم سنگر میساختیم
به خاطر همین آخر میفرستنمون
خوبی؟
مک کنزی کلون مک کنزی کجاست؟
خب اون خط مقدمه
کدوم ور؟ - اون ور -
ما هم داریم میریم او سمت
اوه آروم باش رفیق کجا میری؟
!تکون بخورید
!بذارید رد شم
!برید کنار
یادتون باشه ، فرمانده گروهتون رو دنبال کنید
پخش بشید و منتظر دستوراتش باشید
افسر مافوقتون کجاست؟
داره سخنرانی میکنه
حالا خوبه خوب گوش کنید
پیشروی میکنن A با علامت اول ، گروه
میان سمت خط B بعدش گروه
قربان من یه پیغام از ژنرال ارینمور دارم
تو دیگه کدوم خری هستی؟
حمله لغو شده
ژنرال ارینمور حمله رو لغو کرده
چرت نگو بچه در حال حمله ایم
داریم فراریشون میدیم - اشتباه میکنید -
خواهش میکنم افرادتونو نفرستید
!از سر راه برو کنار سرباز
!دستور مستقیم از فرماندهی ارتشه
کلونل مک کنزی کجاست!؟
!یا مسیح سرباز برو دنبال سرگرد برگرد
واحد 9 و 10 !!آماده باشید
با اولین صدای سوت حمله میکنیم
در هیچ صورتی سرعتتونو کم نکنید
حتی اگر کناریتون تیر خورد ، ادامه بدید
دستور اینه که خطشون رو بشکنید
سرگرد کجاست؟
اون طرفه
آرایشتون رو حفظ کنید
! قربان ! قربان
سرگرد من یه پیغام دارم
این حمله لغو شده
باید جلوشو بگیرید !!باید جلوشو بگیرید
کلونل مک کنزی کجاست؟؟
مک کنزی کجاست!؟؟
!! برگرد ! برگرد
!برگرد به گروهانت! برگرد
!زود باشید
!!گروهان هفت ، یک دقیقه
قربان من دستور دارم که این حمله لغو بشه
چی؟؟
کلونل مک کنزی کجاست؟
بالای خطه
چقدر جلو تر؟ - سیصد یارد -
توی یه پناهگاهه
باید صبر کنی که موج اول تموم بشه
نه نه نمیتونم
!گروهان هفت ، سی ثانیه
امکان نداره که بتونی از اون ور بری سرباز
عقلتو از دست دادی؟
کجا میری ستوان دوم؟؟
!! نه نه ! نه نه نه
!موقعیت
!آماده باشید
کلونل مک کنزی - اونجاست -
!دو دقیقه - !بذارید رد شم -
!هی هی
!بذارید رد شم - فکر کردی داری چه غلطی میکنی؟ -
!باید برم داخل
باید کلونل مک کنزی رو ببینم
چیکار داری میکنی؟ - باید جلوی این حمله رو بگیرم -
کلونل ما مُنورشون رو دیدیم
افرادِ جناح چپ تونستن به خط آلمانیا برسن
! کلونل ! کلونل - !بگیریدش! بگیریدش -
گوش کنید گوش کنید من یه نامه دارم
باید کلونل مک کنزی رو ببینم
عمرا بذارم بری اون تو رفیق
گروهبان ، گروه بعدی رو بفرست
!نه
!موج دوم ، آماده باشید
!کلونل مک کنزی - همه چیزو اینجا متمرکز کنید -
!این حمله نباید ادامه پیدا کنه
به شما دستور داده شده که حمله رو متوقف کنید
تو دیگه چه خری هستی؟
ستوان دوم اسکوفیلد قربان از گردان هشتم
از ژنرال ارینمور دستور مستقیم دارم
که این حمله لغو بشه
دیر اومدی ستوان
قربان این دستور مستقیماً از فرماندهی ارتش اومده
باید بخونیدش
موج دوم رو نگهداریم قربان؟
نه سرگرد غفلت کنید شکست خوردیم
فقط 500 یارد با پیروزی فاصله داریم
قربان لطفا نامه رو بخونید
همشو قبلا شنیدم
قرار نیست دیگه تا تاریکی یا تا مه شدن هوا صبر کنم
من افرادمو متوقف نمیکنم
که بخوام دوباره فردا بفرستمشون
نه وقتی که اون حرومزاده ها رو عقب روندیم
این آخرین شانسمونه
این نقشه ی آلمانیاست قربان
ماه ها براش برنامه ریزی کردن
اونا میخوان که شما حمله کنید
نامه رو بخونید
سرگرد - بله قربان -
حمله رو متوقف کن - بله قربان -
بهیار ها رو خبر کن تا به مجروحا رسیدگی بشه
افراد رو برای حمله ی احتمالی آماده باش نگهدار
بله قربان
دست نگهدارید! دست نگهدارید
صبر کنید
! شلیک نکنید ! شلیک نکنید - دست نگهدارید -
امید داشتم که امروز روز خوبی باشه
امید چیز خطرناکیه
..الان اینجوری شد ، ولی هفته ی دیگه
فرماندهی یه پیغام دیگه میفرسته که
" صبح زود حمله کنید "
فقط یه راه هست که این جنگ تموم شه
.آخرین فرد بازمونده
یه نفرو پیدا کن زخماتو پانسمان کنه
!حالا گورتو گم کن ، ستوان
کارت خوب بود پسر
ممنون قربان
شما میدونید ستوان بلیک کجاست قربان؟
بلیک؟
دو نفر بودیم
من همراه برادرش اعزام شدم اینجا
اوه
..اونجوری که من ستوان بلیم رو میشناسم
حتما با افرادش رفته
توی موج اول بود
چطور میتونم پیداش کنم قربان؟
ایسگاه رسیدگی به مجروحا رو بگرد
پشت خطه
..در غیر این صورت
مچکرم قربان
گروهبان ، من باید ستوان بلیک رو پیدا کنم
میدونی کجاست؟ - نه -
قربان ، ستوان بلیک اینجاست؟
نمیدونم
راه بیافت سرباز
اگه میتونی راه بری خودت برو به مرکز پزشکی
! ستوان بلیک
بلیک !؟
کسی ستوان بلیک رو ندیده!؟
خیله خب بجنبید بچه ها
پاش تیر خورده
کلی خون از دست داده قربان
ستوان بلیک !؟
بله؟
کمک پزشکی میخوای؟
نه قربان
من از گردان هشتم اومدم
پس اینجا چیکار میکنی؟
اومده بودم که یه پیغام ر.و برسونم
از گردان هشتم؟
پس باید برادرمو بشناسی
با اون اعزام شده بودم اینجا
تام اینجاست؟ کوش؟
خیلی سریع اتفاق افتاد
متأسفم
اسمت چیه؟
اسکوفیلد قربان
ببخشید ، چی گفتی؟
اسمم اسکوفیلده قربان
ویلیام اسکوفیلد
ویل هستم
خب ، حتما عذا میخوای
برو به چادر تدارکات
اگر امکان داشته باشه مایلم برای مادرتون یه نامه بنویسم
بهش بگید تام تنها نبود
البته
..اون
اون مرد خوبی بود
همیشه خاطره های خنده دار تعریف میکرد
جونمو نجات داد
خوشحالم که پیشش بودی
مچکرم ویل
: ترجمه و تنظیم از " The Erph "
" تقدیم به ستوان دوم ، آلفرد اچ. مندس "
" رزمنده ی گروهان اول تفنگداران سلطنتی پادشاه "
" که این داستان ها را برایمان روایت کرد "
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.