All language subtitles for Date Ep10 final (kalicloob

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ریاضیدان ارائه سخنرانی یابوشیتا یوریکو

21سال قبل

"همشون عدد هستن." که دنیای فیثاغورث هستن

قسمت آخر

همه چیز در این جهان از اعداد تشکیل شده است

مهم نیست که در ابتدا چقد پیچیده و درهم به نظر میرسه

یه قانون طبیعی وجود داره که میشه استفاده کرد و میتونه در یک فرمول ریاضی بیان بشه

که برای زندگی ما هم صادقه

چرا به دنیا اومدی؟

چرا اینجایی؟

با کی ملاقات میکنی؟ عاشق کی میشی؟

همه چیز از یک فرمول ریاضی و قانون طبیعیت تعیین میشه

مهم نیست که چقدر از یه نفر خوشت نیاد تو فردی رو که قراره ملاقات کنی رو میبینی و

مهم نیست چقدر مقاومت کنی ، عاشق کسی میشی که مفهوم داره

اگه کسی میتونست سرنوشت رو عوض نه شاید ممکن بود

تنها کسی باشه که راز و رمز اعداد رو بتونه حل کنه

به عبارت دیگه ، ریاضیات یه چالش خداییه

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

0روز تا تولد یوریکو

!30سالگیت مبارک

و تسلیت صمیمانه منو قبول کن

رویات نابود شد

27 28 29 30!

سلام واشیو هستم

صبح بخیر یوریکو هستم

صبح بخیر

چیزی اینجاست؟

نه من فقط نگران بودم که امروز میخوای چیکار کنی

...اوه یه تماس برای کار دریافت کردم

- برای یه ملاقات تجاری مهم - اوه میبینم

متاسفم میدونم که امروز یه یکشنبه ی باارزشه

...یکشنبه

درسته کار مهمه

من الان باید یه سر به دیدن مشتری برم بعدا باهات حرف میزنم

بله ، موفق باشی

- الو - پدر منم

چیزی شده؟

نه

نگران بودم که امروز دوست داشته باشی شام رو با من بخوری

اوه... متاسفم

من به بچه هایی که در دوجو هستن قول دادم که میرم با اون ها بنوشم

- دفعه ی بعدی ، باشه؟ - حتما

بروجلو و خوش بگذرون

نه اینکه یه شخص مجرد بخواد تولدتو جشن بگیره

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

روز بخیر

روز بخیر

- چیکار میکنی؟ - سوار اتوبوس میشم

و تو؟

اومدم بیرون که یه چیزی بخرم

بچه م تصادفا اینجاست. متاسفم

...پی

میتونی اینجا بشینی

ببخشید

همه ی این راه رو به خاطر خریدن یه کتاب اومدی؟

این کتاب فروشی خوب ذخیره نکرده

به این معنیه که داوطلبانه سوار اتوبوس شدی که تو شهر سرمایه گذاری کنی؟

حدس میزنم هیچ انتخابی ندارم که هیکیکوموری تسلیم بشم

- این چیز خوبیه - داری کجا میری؟

- برای فعالیت های اوقات فراغت یکشنبه م میرم - اوقات فراغت؟

- واقعا؟ میخوای چیکار کنی؟ - سوار اتوبوس میشم

- کجا میری؟ - سوار اتوبوس میشم

دارم میگم با اتوبوس کجا داری میری؟

سوار اتوبوس شدن جزو فعالیت های اوقات فراغت منه

- سوار شدن به اتوبوس رو دوست دارم - اینو نمیدونستم

اوه بیا بهش فکر کنیم, امروزه نه؟

- چی امروزه؟ - تولدت

اوه کاملا فراموشش کرده بودم

من فقط وقتی اسمشو بردی یادم اومد

- تولدت مبارک - ممنون

واشیو سان ناگهانی برای حضور در محل کارش خواسته شد

- میفهمم - طبیعتا

اون برنامه ریخته بود که تولدمو جشن بگیره ولی

یه ملاقات خیلی مهم پیش اومد پس نتونست کمکی بکنه

- بله حق با توئه - به هر جال

یه تولد چیزی بیشتر از یه روز در 365 روز نیست

پس چیز خاصی نیست

ولی فقط 1 روز از 365 روزه نه؟

میدونم امروز برات یه روز خاصه

امروز رو هدفت قرار داده بودی که سخت برای ازدواج تلاش کنی

فقط به خاطر اینکه نتونستی به هدفت برسی نباید به خودت سخت بگیری

- من سخت نمیگیرم - خوبه پس

در حالیکه داری زندگی میکنی اهداف جدید تعیین کن و بهشون برس

- فکر میکنم احساس گناهکار بودن میکنی - تقصیر توئه

چون وقتمو با قرار گذاشتن با تو هدر دادم نتونستم به هدفم برسم

- من فقط بهت ترحم کردم پس - من ترحم انگیز نیستم

- معذرت میخوام که صدامو بلند کردم - متاسفم

قبل از اینکه بدونم به عاطفی شدن پایان دادم وقتی با تو هستم

من معمولا یه فرد منطقی هستم

برات بهتره که یکم احساسی باشی

در مقایسه با وقتی که اولین بار همو دیدیم انسانی تر رفتار میکنی

اینکه سوار شدن به اتوبوس رو دوست داری ریل هارو هم دوست داری؟

- راه آهن؟ - راه آهن اوتاکو

نه اما در مورد قطار ، بلیط هارو دوست دارم

- بلیط ها؟ - میتونی 4 عمل اساسی ریاضی رو باهاش انجام بدی

این یه بازی با 4 رقم بلیطه

میتونی تقسیم و ضرب و جمع و منها رو برابر با 10 انجام بدی

- وقتی بچه بودم خیلی تو این کار خوب بودم - میتونم تصور کنم

- میتونم یه چیز خوب نشونت بدم؟ - البته

- پون پوکو پون~. - تاثیر صدا عجیب غریبه

- این از کِی هست؟ - 21سال قبل

- "3 4 7 8"? - میتونی

جمع و منها و ضرب و تقسیم رو انجام بدی تا 10 بشه؟

- فکر نکنم بتونی با اون انجام بدی - این چیزیه که همه فکر میکنن

به هر حال یه راه حل هست

دیدی؟ شگفت انگیز نیست؟

- چرا اینو داری؟ - بچگانه س

فقط نمیخوام بزارم بره و بعنوان یه وسیله خوش شانسی نگهش داشتم

نه نه منظورم اون نبود عجیب نیست که اینو داری؟

قراره بلیط رو بدی چطور میخوای از موقعیت خارج شی؟

حالا که بهش اشاره کردی چیکار کنم/

- این مثل تقلب تو کرایه س - همچین کاری نکردم

لطفا بهم برش گردون

هی چیکار میکنی؟

من اینو میگیرم

- چیکار میکنی اگه انگشتمو بشکنی؟ - چیکار میکنی اگه دماغمو بشکنی؟

هی چیکار میکنی؟ اوه خون اومد

هاه؟ دستمال کاغذی ، بهم دستمال کاغذی بده

فقط یه دقیقه صبر کن

اوه خیلی ممنون

من خجالت میکشم که بارها و بارها به مشکل بربخورم

شما دوتا خیلی صمیمی هستین

اینطور نیست

- هر دومون شریک های جداگانه ای داریم - اوه

- شما دوتا با هم خوب به نظر میاین من فرض کردم... - اینطور نیست

ما خیلی ناسازگاریم

ما سر هر مسئله ای دعوا میکنیم و همیشه تو حالت تحقیرآمیزی هستیم

- مثل این - درسته؟

- پس حالا خوشحالین؟ - بله

هر روز نگرانم که چطور عشق میتونه خیلی دوست داشتنی باشه

عشق دوست داشتنیه

واقعا عشقه؟

شبیه بازی بچگانه س

- ببخشید؟ - متاسفم

چیز عجیبی بود که گفتم

فقط عشق من

خب چیز وحشتناکی بود

ما باعث انواع مشکلات و نفرت مردم در اطرافمون هستیم

پس ما با هم فرار کردیم ولی مشکل این بود که مهم نیس کجا رفتیم

همه کاری که کردیم دعوای روزانه بود

من برای 45 سال احساس بدبختی میکردم

شش ماه قبل همسرم فوت کرد

با خودم فکر کردم حالا میتونم در ارامش باشم

ولی

حالا که کسی رو ندارم که باهاش دعوا کنم, بیشتر احساس بدبختی میکنم

شبیه اینه که تا ابد تو جهنم باشم

برای من

عشق

چیز خیلی وحشتناکیـه

وقتی یه بار قدم بزاری داخلش ته گودال ابدی میفتی

تعجب میکنم کسی با عاشق شدن شادی رو پیدا کنه

متاسفم

که مجبورتون کردم داستان زندگی خسته کنندم رو بشنوید

لطفا حرفایی که زدم رو فراموش کنید

درسته. زندگی بهتره اگه چیز سرگرم کننده ای داشته باشی

حتی اگه یه بازی بچگانه باشه

بفرمایید. هدیه روز تولد

ممنون

یادت باشه اونجا قدم نزنی

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

کائوری

سلام

- تاکومی کان کجایی؟ - الان سوار اتوبوسم

- اتوبوس/ - اوه... برای خرید کتاب

رفتار بدیه

با کسی هستی؟

یابوشیتا سان

ما فقط اتفاقی سوار یه اتوبوس شدیم

اون قطع کرد

عشقی که اون داره خوب نیست

تله س

عشق نباید شبیه اون باشه

گرچه

برای اون زن احساس تاسف میکنم که از عشق بعنوان

چیزی عذاب آور و وحشتناک یاد میکرد

اون رقت انگیزه نه؟

کائوری سان

یابوشیتا هستم الان تو اتوبوسم پس لطفا کوتاه بیا

چی؟

- رومی سان غش کرد - چی؟

عجله کن

احتمالا چیز مهمی نیست

چی میگی؟ عجله کن

رومی سان

رومی سان

شاید بردنش بیمارستان

یوریکو سان منو بِکِش♥

1ساعت قبل

بیا داخل

- سلام - سلام

- متاسفم که بهت تحمیل کردم - Tممنون که باهامون همکاری کردی

ما هممون دوست داریم همچین کارایی بکنیم

فکر نمیکنم تا حالا اون یه همچین جشن تولدی داشته

- مطمئنم خوشحال میشه - ولی واشیو چان

واقعا نمیخوای فقط شما دوتا جشن بگیرین؟

مطمئنم اون خوشحالتر میشه اگه همه باشن

امشب باهاش جشن میگیری درسته؟

بله

- اجازه بدین امشب تنهایی جشن بگیریم - هیچکس راه تورو نمیره

- اوه من میبرمش - ممنون

- از این طرف لطفا - این یه کم زیاد نیست؟

بهتره با اینجور چیزا بره دریا

امروز تسوتومو سان هم میاد نه؟

اون گفت دیر میکنه پس بدون اون شروع کنیم

- تاکومی سان کجاست؟ - امروز صبح برای کاری بیرون رفت

- تعجب میکنم که جایی رفته - کوری سعی کرد بهش زنگ بزنه

نگرانم که امروز رو فراموش کرده باشه

میدونی که اون هیچ حسی به قرار و روزهای هفته نداره

همه ی روزها براش یکشنبه س هاه؟

تاکومی کون کجایی؟

- من تو اتوبوسم - اتوبوس؟

- اوه برای خرید کتاب - چه بد

با کسی هستی؟

یابوشیتا سان ما فقط اتفاقی سوار یه اتوبوس شدیم

- چی شد؟ - اون گفت با یوریکو سانه

- چی؟ - چرا یوریکو سان و تاکومی سان

اون گفت که فقط اتفاقی سوار یه اتوبوس شدن

این احمق داره چیکار میکنه؟

چیکار کنیم؟

چرا کاری نکنیم که تاکومی سان با یه کاری یوریکوسان رو فریب بده و به اینجا بیارتش؟

تاکومی هیچ مهارتی برای این کار نداره

یوریکوسان خیلی باهوشه

چی باعث شد سوار اتوبوس بشن

در حالی که اون زمان زیادی داره اون همیشه سواراتوبوس میشه

حدس میزنم هنوزم تو اتوبوسه

اتوبوس؟

-چیزیه که ما میگیم - اوه یوریکو سان؟

گوش کن رومی سان خونه غش کرد. لطفا همین الان بیا اینجا

- فکر خوبیه. - که باعث میشه هر دوشون بیان

زمان حال

سورپرایز

یوریکو سان تولدت مبارک

تولدت مبارک

رومی سان غش کرده

چطور حتی به این فکر کردین که جشن تولد بگیرین؟

- نه نه - اینطور نیست

- من خوبم - آسون بگیرین

- لطفا اینجا استراحت کنین. - اینطور نیست من غش نکردم دروغ بود

- دروغ؟ - بله

- دروغ بود؟. - واشیو سان

- چه اتفاقی برای قرار مهمت افتاد؟ - قراری در کار نیست امروز روز تعطیلشه

- پدر در مورد پارتی نوشیدن تو چی؟ - پارتی نوشیدنی هم در کار نیست

این چیزیه که هممون برای تو تصمیم گرفتیم

- تو کی هستی؟ - من سوتارو هستم

شما منو فریب دادین؟

واشیو کون از هممون خواست که تولدت رو جشن بگیریم پس

سعی کردیم سورپرایزت کنیم

واشیو سان همه رو

من خیلی متاسفم که نتونستم واکنشت رو پیش بینی کنم

- مشکلی نیست شکلی نیست - بگو یوریکو

شمع همه جا چکید

- تولدت مبارک - تولدت مبارک

ممنون ممنون

- الان پخته شد -واشیو چان واشیو چان

- بهم یه نوشیدنی بده - تموم شد تموم شد

- سوتارو سان برو جلو و بخور - ممنون

خب یوریکو سان این هدیه من به توست

اسم این اهنگ به سلامتی معجزه ای به نام عشق هست

نکن

بهتر از انتظارم بود - خوب بود

پر از احساس بود نه؟

البته که احساساتی شد

- در حالی که معجزه ای براش اتفاق افتاد - ترک کردش

- اتافقی افتاده؟ - ...نه

چیز عمده ای نیست ولی

من و همسرم که در استانه طلاق گرفتن بودیم دیروز همو دیدیم و صحبت کردیم

و خب ما تصمیم گرفتیم بهمدیگه فرصت دیگه ای بدیم

- واقعا؟ - بعد از این امشب سر قرار میریم

- تبریک میگم. - نه

من همش رو مدیون شما بچه هام

...یوریکو چان ، واشیو ، تاکومی ، کوری

دیدم که به سختی تلاش میکنید که عاشق بشید

فکر کردم منم باید همین کارو بکنم

ممنون بچه ها

از اونجایی که این فرصت رو دارم چیزی هست که میخوام به یوریکو هم بگم

- چی؟ - احتمالا چیز مناسبی نیست که اینجا بهت بگم

- بفرمایید - چیزی نیست که اینجا بهت بگم

خب بهم نگو

- شاید اینجا بهت بگم - پس عجله کن و بهم بگو

مسئله اینه که... سرپرستم سر کار، منو تحت فشار گذاشته که به یه قرار ازدواج برم

- دیدار ازدواج؟ - بله، من هیچ تصمیمی برای رفتن نداشتم

اما منم مثل سوتارو-کان هستم

اینکه تو و واشیو-کان رو انقدر خوشحال میبینم

ازدواج تاکومی-کان و کائوری-سان رومی-سان و تسوتومو-سان

وقتی همه اینا رو دیدم...

کم کم، نظرم عوض شد

طرف مقابلت چطور آدمیه؟

اون توی مرکز پزشکی که چکاپ هرساله م رو انجام میدم، پرستاره

همسرش از دنیا رفته...

اما... یه مشکل کوچیک وجود داره ....

چی؟

اون 25 سال از من کوچیکتره

فکر کنم خیلی از من جوون تر میشه

در موردت چی فکر میکنه؟

به یه دلیلی، اونم خوشش میاد از من

تنها مشکل اینه که، اون خیلی جوونه

تو هم حتما احساسات متضادی داری

من معذب هستم

اینطور به نظر نمیاد

- من مشکلی ندارم - جدی؟

اگه کسیه که دوستت داره من دیگه چیزی نمیپرسم

اگه تو میگی، همینطوره

اما اون خیلی جوونه

پس وقتی که جدی شدیم، خبرشو میدم

- چیه؟ - یوریکو-سان

یادته توی عروسیمون چی به همسرم گفتی؟

فکر نمیکنم تو تربیت تاکومی-سان

شما شکست خورده باشین

بخاطر اون،

اون تصمیم گرفت که دوباره به کار مربوط به تحصیل برگرده

و به یه انتشاراتی آشنا رفت و نوشته های قبلیشو نشون داد

فکر میکردم بهم بگه به چه جرئتی الان اومدی

اما برخلاف انتظار من، خیلی تحویلم گرفت

حتی بهم گفت که زودتر تمومش کنم... فکر کنم الان باید انجامش بدم

بنابراین میخوام توی کار همسرم کمکش کنم

دارم فکر میکنم که شاید بتونیم دوباره با همدیگه کار کنیم

این عالیه

همه ش به لطف یوریکو-سانه

خوب حالا که اینطوره بذارید منم یه چیزی رو اعلام کنم

بخاطر اینکه رومی-سان میخواد بره

ما کل کلاس هنر رو خواهیم داشت

- ما یعنی کی؟ - من و...

شما دو تا!؟

راستش، به صورت آزمایشی من مدیر خواهم بود

اما خوب اگه قراره من این کارو انجام بدم

شاید یه چیز جالب تر در نظرم داشته باشم

از بین فارغ التحصیلای کلاس

تعداد خیلی کمی از اونها هنرمندهای فعالن

بنابراین من دارم به این فکر میکنم که اونها رو جمع کنم و

یه چیزی مثل کمپانی مدیریتی راه بندازم تا کارهاشون رو با برنامه معرفی کنیم

- اگه... - تانیگوچی-سان...

تانیگوچی-سان...

- چیه؟ - کاری که تو میکنی...

- عملیات بیزینسی، درسته؟ واشیو-سان - درسته

این صرفا کاره

خوب، همه چیز اینطوری پیش رفت

رومی-سان! پسرت داره واقعا کار میکنه

میدونم. اون خیلی راحت مشغول به کار شده

منم توی شوک هستم

بخاطر اینه که کائوری مدام به من غر میزد که باهاش همکاری کنم

عالیه این همون قدرت عشقه

تو دانش و توانایی تحسین چیزهای زیبا رو داری

ازش استفاده کن و من مطمئنم که میتونی

کائوری-سان تو باید سخت کار کنی

- و یک عالمه نقاشی بکشی - تمام تلاشم رو میکنم

متوجه شدم...

عشق معجزه خلق میکنه دقیقا همینطوره

البته این احتمالا ناشی از ترشح مقدار زیادی

فنتیلامین در مغزه که در اثر عاشق شدن انجام می پذیره

و باعث میشه تو با نگاه مثبتی به قضایا نگاه کنی

و در نتیجه تو ترغیب به کار کردن میشی و همه چیز روبه راه میشه

این چیزیه که فکر میکنن رخ میده، اما...

یوریکو ما نباید بیشتر از حد بمونیم

- همینجا تمومش کنیم؟ - باشه

حتما واشیو-کان هم میخواد تنهایی با یوریکو جشن بگیره

- یوریکو-سان، بریم؟ - بله

اوه، یه دقیقه لطفا....

قبل از اینکه بریم من یه چند کلمه ای بگم

فکر خوبیه

بخاطر جشن امروز از همگی ممنونم

من لذت بخش ترین تولدم رو داشتم

توی 5 ماه گذشته

روزهای گیج کننده ای بودن برای من

اولین باری که واشیو-سان و تانیگوچی-سان رو ملاقات کردم

به نظر خیلی وقت پیش میاد

اون موقع من فکر میکردم

ازدواج یه قرارداده و عشق ارزش و معنایی نداره

تانیگوچی-سان و من استدلال واشیو-سان رو از هم پاشیدیم، مگه نه؟

- اون دفعه خوب گیرم انداختی - حالا که بهش فکر میکنم، خجالت میکشم

تانیگوچی-سان اون موقع واقعا رقت انگیز بود

تو عصبی بوده و مدام از همه نقل قول میکردی

البته به بدی تو نبود تو همیشه روی سرت گل داشتی

و همیشه بدون دلیل به من خیره میشدی

- واقعا منو میترسوند - بهت گفتم

- من بهت خیره نمیشدم - تو به من خیره میشدی

- لبهات رو جلو می آوردی اینطوری

- درسته - بهش میگن صورت اردکی

این یه رفتاره که مردا ازش خوششون میاد نمیدونستی؟

عجب سورپرایزی.... کی فکرش رو میکرد که اون صورت اردکی باشه

- پس فکر میکردی چیه؟ - نمیدونم، برای همین ترسیده بودم

حالا، حالا... چرا شما بحث روی این مسئله رو کنار نمیذارید؟

مردم دوباره دچار سوءتفاهم میشن، میدونید که؟

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

- راست میگی، متاسفم - متاسفم

اشتباه کردم

عشق واقعا چیز جالبیه

کسی که اینو به من یاد داد، واشیو-سان بود

تانیگوچی-سان و کائوری سان هم بهت یاد دادن، مگه نه؟

نحوه سخت و خشن فکر کردن ما

توسط واشیو-سان و کائوری-سان نرم شد

قرارهای من با واشیو-سان خیلی لذت بخش بودن

با تانیگوچی-سان هم فقط عذاب!

- برای من هم عذاب آور بودن - توی شهربازی، جمعیت باعث مریضیش دش...

صحنه ای از جهنم بود

و اون یه دفعه یه پیشنهاد عجیب داد

من باید کسی رو پیدا کنم که بجای مادرم اونو بچاپم

لطفا با من ازدواج کن

- منم دوستش نداشتم! - وقتی سر قرار کریسمس رفتیم

- اون تب کرد... - نمیخوام بشنومش

- از یه بابانوئل که خیلی عالی بود - با پدر من دعواش شد

و حتی کار به پلیس کشیده شد

- برای من هم تجربه افتضاحی بود - باشه، باشه، بسه

دیگه بسه واقعا

متاسفم. وقتی با تانیگوچی-سان هستم بدون اینکه بفهمم احساساتی میشم

- ما اصلا به درد هم نمیخوریم - به این دلیله که

- با هر چی که من میگم، مخالفت میکنی - بخاطر اینه که تو منو تحریک میکنی

ما هم داریم میگیم که این کارو تموم کنید

- دارین الان سر به سرمون میذارین؟ - نه

وقتی شما دوتا به پرو پای هم میپیچین

بقیه مون احساس معذب بودن میکنیم تمومش کنید

اونا مثل زن و شوهر توی یه تیم کمدی هستن، نه؟

نگو مثل زن و شوهر

- متاسفم... - حالا، پدر

ما باهاش مشکلی نداریم

- اذیتمون نمیکنه - باشه، اگه تو میگی که..

یوریکو-سان، تو چرا از خاطراتت با واشیو-کان نمیگی؟

حتما در مورد بوسه بدون اجازه میگی، نه؟

اون... یه سروپرایز بود

حتی الان وقتی بهش فکر میکنم، قلبم میزنه

- منم همینطور - نمیتونستم باور کنم

کائوری-سان هم همینطور

اون.. خجالت آور بود

توی اون مکان و با اون لباس عجیب و غریب

عجیب نبود اگه دوستش نداشتی، نباید میپوشیدیش

تو بهم گفتی که بپوشمش!

من فقط فکر کردم که اگه تو لباس سایبورگ رو بپوشی منم میتونم که ببوسمت...

پنج روز تا تولد یوریکو

این خوشمزه است .واشیو-سان

تو شبیه تانیگوچی-سان نیستی

خیلی خوبه که تو همیشه با لذت میخوری

تانیگوچی-سان مثل پرنده ها غذا میخوره وقتی شما با هم میخورید....

یوریکو-سان

خوشحال میشم که دیگه در مورد تانیگوچی-سان صحبت نکنی

ممکنه فکر کنی که من غیرقابل ملاحظه م اما...

دوست ندارم

سه روز تا تولد یوریکو

میدونستم که درست انجامش میدی از کمکت ممنونم

یابوشیتا یوریکو همه ش رو خراب کرد

باورم نمیشه که "رزهای ورسای" رو جزو زندگی گیاهی طبقه بندی کرده

داستان توکیو" نوشته اوزو یاسوجیرو توی دسته جغرافیا"

میدونی، " مزه ماهی خالخالی" جزو دسته غذاهاست

اصلا نمیفهمم که مغزش چطوری کار میکنه

"8 1/2" فلینی و "قانما 1/2" تاکاهاشی رومیکو

اینا هم توی یه قفسه هستن....

گوش کن...

میشه بس کنی؟

حرف زدن راجب یوریکو-سانُ

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

تو خاطرات زیادی از قرارهات با واشیو-کان داری، درسته؟

معلومه!

خاطرات من با واشیو-سان....

بی شمارن!

اونا بی شمارن

خیلی زیاد هستن

نمیدونم از کجا شروع کنم

بازی فوتبال...

تماشای فوتبال خیلی خوش گذشت

دیدن 11 تا بازیکن که توی زمین

با یه چینش خاص و با حرکات منظم، خیلی باحال بود

و طبق معمول، مانور تیم قوی تر، دقیق تر بود

- و نقش هر بازیکن.... - یابوشیتا-سان

تو داری بازی فوتبال رو به یاد میاری واشیو-کان رو به یاد بیار

واشیو-سان...

واشیو-سان....

خوب بولینگ بازی میکنه

دقیق تر بگم، من با اون ضربه 10 تاییش تحت تاثیر قرار گرفتم

طوری برنامه ریزی شده بود که هر کدومشون توی یه جهت خاصی افتادن

با توجه به مکان، زاویه و سرعت توپ...

بولینگ! داری در مورد بولینگ حرف میزنی!

زود باش در مورد واشیو-کان حرف بزن!

پدر

من اینجا انجامش میدم

چی؟ اینجا؟

- تو یه جا توی رستوران رزرو کردی ... - مهم نیست. همینجا انجامش میدم

باشه! برو واشیو-کان

یوریکو-سان!

امروز تولدته

تو برای اینکه امروز به هدفت برسی خیلی تلاش کردی

برای اینکه ازدواج کنی

یوریکو-سان

تو هم حقته که شاهد یه معجزه باشی

آرزوی یوریکو-سان....

لطفا بهم اجازه بده که برآورده ش کنم

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

مشکل چیه یوریکو؟

داره ازت خواستگاری میکنه

خیلی ممنونم

این یعنی بله یا نه؟

معلومه که ....

بله!

بله! بله!

- باشه - ممنون

- تبریک! تبریک

- تبریک. خیلی راه برای رفتن داری واشیو-کان - ممنون

یوریکو، من واقعا واست خوشحالم....

اینکه ببینم یه همچین روزی برای تو اومده...

من...من....

پدر....

اینا اشکای شوقن

گریه میکنم چون خیلی خوشحالم....

میدونم

منم خوشحالم که تو انقدر خوشحالی...

من واست خوشحالم یوریکو

مامان...

به نظر میاد که دیگه به من نیازی نداری

خوشحال باش

خدانگهدار

واشیو، حلقه، حلقه

آخ... درد میکنه

- مشکل چیه؟ - نمیره تو

اندازه نیست

غیرممکنه، اندازه ش باید درست باشه

محکم تر فشارش بده

چی شده؟اصلا داخل نمیره

ورم کرده....

انگشت دست چپ ورم کرده

چرا؟

میخوای چیکار کنی توی این وضعیت؟ ببین چیکار کردی!

دوباره تو!؟

- نه...آه... - تاکومی! چیکار کردی

اون باعث شده که انگشت دست چپ من ورم کنه

- من توی اتوبوبس پا گذاشتم روی دستش... - شما دو تا توی اتوبوس چیکار میکردین؟

- اون بلیط رو انداخت... من واسش برش داشتم... -واشیو-سان

اندازه ش میکنم حلقه رو بده به من

- بچرخونش، بچرخونش - تحمل کن، دردو تحمل کن

یالا بشکنش بشکن انگشتمو

اندازه ش نمیشه! لعنتی!

چرا باعث شدی که انگشت دست چپ من ورم کنه!

من نمیخواستم که اینطوری بشه

تو همیشه، همیشه کارای بیهوده انجام میدی

- چیکار کردم! - تو جام قهرمانی پدر من رو شکستی

نزدیک بود تارو رو هم بکشی!

من نمیخواستم بکشمش اون خودشو انداخته بود توی دیگ

ممکن بود بمیره!

تو هم میخواستی مامان منو بکشی

این حرف وحشتناکی بود

میدونی که رومی-سان به زودی میمیره

نگو که قراره بمیره تو همه ش میگی که اون میمیره

من فقط میخواستم که رومی-سان روزهای آخرش رو

توی آرامش و بدون پشیمونی بگذرونه....

ببین! ببین چطور قصد کشتنشو داری!

تاکومی-کان

واقعا درسته که تو هم توی همون اتوبوس بودی؟

بله

اتفاقی بود

تو به ندرت سوار اتوبوس میشی

اوچیدا شونگی کو امروز یه مراسم امضا برای کتاب داشت....

ببین، امضاشه ببین، ببین

این واقعا اتفاقی بود

الان احساس بدتری دارم....

اصلا وقتی میدونستی که جشن داریم، چرا رفتی بیرون؟

چون...

یادم نبود که امروزه

نگو که یادت رفته بود تو به من قول داده بودی

سه روز تا تولد یوریکو

امیدوارم که بس کنی

- هان؟ - حرف زدن در مورد یوریکو-سان

ما اینجا تولدشو برگزار میکنیم، درسته؟

اون میشه آخرین بار

... بعد از اون رو,نمی بینیش,بهش زنگ نمیزنی

همه روابطتُ یکبار و برای همیشه قطع میکنی

باشه

همین کاری که گفتیُ میکنم

ولی داری حرصمُ در میاری

تو میخوای زیر قولُ قرارمون بزنی - اینطوری نیست -

به هرحال,حالا که قراره روابط ما قطع بشه,فکر کردم بهتره که امروز نبینمش

بخاطر این نیست که اگه ببینیش,تاسف میخوری؟

این یعنی تو هنوز هم بهش احساس داری

کائوری-سان

این درست نیست

چون اگه همو ببینیم,مث الان دائم باهم جنگُ دعوا داریم

بخاطره اینه میخوایم دیگه برای کسی مشکل ایجاد نکنیم

این یعنی ما با هم نمیسازیم

نه تانیگوچی-سان و نه من

هیچ احساسی به هم نداریم

اگه نداری,پس چطور همه چی یادته؟

... چون

چیزی که واشیو-سان بهم گفتُ انجام دادم

5روز قبل از تولد یوریکو

میدونم چه حسی داری

من هم به سختی تونستم زن اولی که باهاش قرار گذاشتمُ فراموش کنم

بهت بگم چطوری بیخیالش شدم؟

بله - خاطره ها به زیبایی گرایش دارن,درسته؟

برای همین چیزایی که راجب اون دوست نداشتم,عیب های اون,خاطرات بدی که با اون داشتم

همه این چیزا رو نوشتم

بعد,اون باعث شد فکر کنم من چرا اصلا از یه همچین آدمی خوشم میومد

و تونستم کاملا فراموشش کنم

پس تو اینکارُ کردی؟

بله.هنوز دارم مینویسم

این... یه دفترچه یادداشت کامله؟ - نه -

اون یک سومشه

میخوای همینطور ادامه بدی؟

برای اینکه همه چیزُ بنویسم

فکر کنم ممکنه یکم طول بکشه

... این دفترچه دیگه

فقط اوضاع رو بدتر کرد

ذهن یوریکو-سان

!با فکر تانیگوچی-سان پر شده

لعنتی

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

!این دو تا واقعا کُفرمُ در میارن

به چه جراتی ما رو احمق فرض کردن

!من که میگم این مزخرفه

این سوء تفاهمه - ... درسته -

کسی که من عاشقشم

واشیو-سان ـه - کائوری,تو اونی هستی که عاشقشم -

!خفه شو

شما دوتا عاشق همدیگه هستین

!خیلی وقته عاشقین

... امکان نداره

من از بودن با تو لذت میبرم,کائوری

وقتی با تو هستم احساس آرامش میکنم - منم همینطور.فقط وقتی با واشیو-سان -

هستم احساس خوشحالی میکنم - ... اون

عشق واقعی نیست

عشقی که فقط سرگرم کننده است مثل بچه بازیــه

وقتی شما بیخیال همدیگه شدین فقط تو قرار با ما سرگرم میشدین

ولی واقعا عاشق ما نبودین

!نمیتونه حقیقت داشته باشه

!تازه,وقتی با اون هستم همش اتفاقای بد میفته

!لحظه هایی که با اون هستم برام خیلی دردناکه

یعنی وقتی با من بودی اصلا برات دردناک نبود,درسته؟

... برای من

لحظه های دردناک بیشتر از لحظه های سرگرم کننده بود

لحظه های دردناک بیشتر از سرگرم کننده بود

این عشقه

!تو یکی راجب عشق حرف نزن

!امکان نداره این عشق باشه وقتی عاشق میشی

فنتیل آمین ترشح میشه

!و جودت پر از شورُ هیجان میشه

دقیقا بخاطر همینه که شما ها !عاشق شدینُ شادی رو حس کردین

اینطوری نیست

اینکه به عقب برگردمُ دوباره با همسرم شروع کنم برای من کار ساده ای نیست

جنگُ دعواهایِ بیشتری در پیشه

... برای منم همین طوره

قراره سخت تلاش کنم تا دوباره همه چیزُ با اون بسازم

میدونی به چه سادگی اون ناامیدُ دلسرد میشه,مگه نه؟

جدیدا افسردگی گرفتم

من و مادرت هم مشکلاتی داشتیم

مادرت میتونست تو لحظه های سخت حضور داشته باشه

... لحظه های خوب,لحظه های دردناک همه ی اینا برای من با ارزشه

هر بار که به اون فکر میکنم,قلبم به درد میاد

حتی الان هم,خیلی غیر قابل تحمله

این همون عشق نیست؟

آخه چطوری ممکنه؟

همینطوریه

جدا شروع مسخره ایـه

من نمیتونم وقتمُ واسه این جفت ناامید تلف کنم

میدونم,درسته

تاکومی-کان,نذار هیچکس ایده کلاسُ راه اندازی یه شرکتُ ازت بگیره,باشه؟

یه لحظه صبر کن - یوریکو-سان -

آخرش من و تو

با هم نامساوی شدیم

... پیشنهاد ازدواجُ

پس میگیرم

بابت همه چیز ممنون

... چی

خیل خُب.همه با رابطه یوریکو و تاکومی موافقن

اگه کائوری-چان با اون مشکلی نداره منم

واشیو-کان,واقعا با اون مشکلی نداری؟

هر چه در توان داشتم انجام دادم

!هیچ تاسفی ندارم

پس تصمیم گرفته شد !بریم

!صبر کنین - !تو رو خدا صبر کنین -

با آرامش قبولش کن با رای اکثریت تصویب شد

چرا اینجایی؟

فکر کردم قرار نیست دیگه ظاهر بشی - اون قلابی بود -

به نظر میاد بالاخره داری میفهمی

که عشق حقیقی چیه

کسی که تو واقعا عاشقشی کیه

تو خوبی,یوریکو؟

یه گودال عمیق ابدیـه

... نه

!این چیزی نیست که من میخوام - ... منم اینُ نمیخوام -

انقد خودخواه نباشین

شما دو تا عاشق همین - !نه.نیستیم -

قطعا نیستیم - چرا انقد سرسختی میکنین؟ -

... چون

!نمیشه که من باشم

!اگه ما با هم باشیم...اون خوشبخت نمیشه

کائوری-سان

لطفا تانیگوچی-سانُ ترک نکن

!تر رو خدا - !واشیو-کان -

!لطفا با یابوشیتا-سان ازدواج کن.التماست میکنم

تانیگوچی-سان

بخاطر تو انگیزه کار کردن پیدا کرده

مردی که مث زالو به بقیه میچسبیدم

بعد از بیرون رفتن با تو تغییر کرده

!اون با تو خوشبخت میشه

واشیو-کان,میدونی یابوشیتا-سان چقدر سخت تلاش کرده

تا تو دوسش داشته باشی؟

!اون واقعا واقعا سخت تلاش کرده,میدونستی

!اونم این آدم غیر اجتماعی

!لطفا خوشبختش کن

کسی که از بچگی

... نمیتونست بفهمه عشق چه شکلیه

کسی که چون دقیقا نمیتونست درک کنه

... بیشتر از هر چیز دیگه ای میخواست عاشق بشه

!بالاخره عاشق شد

!اگه اون شریک زندگیم باشه برای من خیلی دردناکه

!نمیتونم بذارم همچین اتفاقی بیفته

... من

یه آدم بدون قلبم

از وقتی مهد کودک بودم تا الان 14نفر این حرفُ بهم زدن

پس هیچ شکی نیست

من

احساسات آدما رو درک نمیکنم

برای همین

... همیشه آخرش به مردم صدمه میزنم

تانیگوچی-سان مَردی با

قلبی حساسُ لطیف ـه

!نمیشه که من باشم

... آخرش اونُ دوباره به نابودی میکشونم

!من فقط باعث غذابش میشم

... بهت التماس میکنم لطفا

!لطفا خوشبختش کن

!تو رو خدا!لطفا

لطفا

!لطفا خوشبختش کن

!تو رو خدا!لطفا

خُب,من گیج شدم - آره.منم -

تا حالا اعتراف عشقی این شکلی ندیده بودم

به همچین عشقی

حسودیم میشه

این موضوع ناراحت کننده یا چیز دیگه ای نیست

بستگی داره چطور معنیش کنی - تسلیت میگم -

ولی مبارکه

... تو بالاخره عاشق شدی,یوریکو

موفق باش

اونا میگن,کسی که عاشقشی

قبلا به وسیله سرنوشت تعیین شده

امکان نداره تغییر کنه؟

تنها کسایی که میتونن سرنوشتُ تغییر بدن

کسایی هستن که میتونن رمزُ راز اعدادُ حل کنن

تو نمیتونی حل کنی؟

... متاسفانه

اون برای من غیر ممکنه

این خیلی بَده

یادت باشه,پاتُ اونجا نذاری

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

... قرار ازدواج ... تو فکرم چه احساسی راجب این قضیه داری

البته که موافقم

تو مرد خوبی هستی حیفه که مجرد بمونی

.... منظورت اینه؟ - 25سال جوون تر,اون عالیه -

ولی پرستارها تو لباس سفید 50 درصد بهتر از اونی که هستن به نظر میان

به طوری که وقتی لباسشونُ درمیارن کاملا فرق میکننُ ممکنه اونقد عالی نباشه

مراقب باش اون با پول بازنشستگیت با یه مرد جوون فرار نکنه

آخ...متاسفم

پس حالا که تو کوتاه اومدی...عشق چیه؟

اونا رو تو مقاله نشون ندادی؟

به هرحال بعدش اونا بهم میگن به چه جراتی ما رو نشون دادی؟

!آاااه,نمیتونم اینجا بمونم

واقعا که حوصله ام سر رفته

بعد این شیفت شب دارم میشه قبا از رفتن

یه شامی,چیزی درست کنی؟ - شوخی میکنی -

... قسم میخورم

اُنیگیری ـه,درسته؟

فکر میکردم وقتی کسی عاشق میشه خود بخود خوشحالُ خوشبخت میشه

ولی ظاهراً,این درست نیست

!بریم یه جای دیگه نوشیدنی بخوریم,واشیو

به هر حال منم میخوام یه عشق اون شکلی رو تجربه کنم

!از پسش برمیای

خودم تو رو به یه زن خوب معرفی میکنم - جداً؟ممنونم -

منم میخوام تو رو به یکی معرفی کنم - روت حساب میکنم -

چه تیپی دوست داری؟ - فقط دیگه ادبی نباشه -

میخوام این دفعه تیپ ورزشی رو امتحان کنم

یه جوون خوشگل

من یکیُ میخوام که شادُ سر زنده باشه

و هنوز از زن های مُسن خوشم میاد

خوبه.باشه.تیپ قدیمیُ مسنُ ساده,درسته؟

حتی اگه عذاب آوره حتی اگه احساس بدبختی میکنی

اگه وقتی با اون آدم نیستی زندگی بدون معنی میشه

احتمالا این همون عشقه

از

یابوشیتا یوریکو

... اگه این درسته

تو فکرم چطوری همه موفق میشن همچین کار سختیُ مثل یه چیز عادی انجام بدن

واقعا,ها؟؟

واقعا میتونیم موفق به انجام همچین کار سختی بشیم؟

فکر نکنم از پسش بربیایم

منم فکر نمیکنم

چون هر دوتامون به درد عشقُ عاشقی نمیخوریم - آره.ما به درد عشقُ عاشقی نمیخوریم -

عشقُ عاشقی وقت هدر دادنه

آره.ارزششُ نداره

چیزای زیاد با ارزشتری تو زندگی وجود داره

به هر حال عشق چیزی جز یه توهم نیست

به درد آدمایی میخوره که کُلی وقت آزاد دارن - اول از همه -

این هیچ جایی نوشته نشده که سرنوشت ما دوتا رو برای هم مقدر کرده

دقیقا.هنوز هم ممکنه شریک واقعی خودمونُ پیدا کنیم

احتمالش هست

21سال قبل

مامان

چیه؟بازم چهار عمل اصلی ریاضی؟

مطمئنی میخوای اینکارُ بکنی

" 3 4 7 8", "3 4 7 8"

8 x (3 - 7 ÷ 4)

خودشه.این تنها جواب درسته

محشره - محشر نیست؟ -

میخوامش

اینُ میخوام.مثل یه بلیط شانسه

ها؟؟نمیتونی نگهش داری

نمیتونی از ایستگاه خارج بشی مگه اینکه بلیط بدی,درسته؟

!میخوامش - نه -

باید پیاده بشیم

مامان بلطیمُ گم کردم - چی؟ -

حواست کجاست,تاکومی

باید دوباره بلیط بخریم

یه بار دیگه خوب بگرد

تو 1 دقیقه و 20 ثانیه دیر کردی

این تاخیر مهم نیست

قورباغه؟

یه سنجاق سینه یه حسی بهم گفت بهتره سِت کنم

یه سبک بهاری تو فصل بهار

تو هم باید سعی کنی راجب مد بیشتر بدونی

فقط برای اطمینان بذار من تاییدش کنم

این رابطه مانع هرجور احساسات عاشقانه است

میدونم هدف ما ازدواج قراردادیـه

از اونجایی که قرارداد قبلی ما

خیلی عجله ای بود,عیب های زیادی داشت

این بار,برنامه ریزی کردم وقت بیشتری بذارم و هدف بستن یه قرارداد خیلی دقیقه

در نتیجه,فکر میکنم که این

حتی شرایط دقیقتری از تو میخواد

تصور میکنم مشکلی با اون نداشته باشی - من یه چیزایی میخوام -

مثل خودت شرایط خیلی دقیقی ازت میخوام

شرط اول دیگه قیافه اتُ اردکی نکن

من بهت خیره شده بودم - آه, درسته -

خُب,امروز باید کجا بریم؟

هر جا تو بگی موافقت میکنم

شنیدم شکوفه های گیلاس کاملا باز شدن

نظرت راجب قرار اُهانامی چیه؟ *اُهانامی=تماشای گل*

اُهانامی,درسته؟ مشکلی ندارم.بریم

باید یکم راه بریم

وقتی که دبیرستان بودم تو یه پیاده روی برای آشنایی شرکت کردم

... من 65 کیلومتر پیاده روی کردم ولی

kalicloob.ir ترجمه شده در از اینکه ما رو در تماشای این سریال یاری کردین ممنونیم

ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

میخوای همینطور به تماشا کردن ادامه بدی؟

بیا یکم بیشتر نگاه کنیم

درسته بیا یکم بیشتر نگاه کنیم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.