All language subtitles for Tenzing.2026.2160p.ATVP.WEB-DL.DDP5.1.Atmos.DV.HDR.H.265-Kitsune-English

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

« براساس داستان واقعی »

‫سی‌نما تقدیم میکند ‫www.30nama.com

‫« ترجمه از امیرحسین » ‫.:: AmirH_Na ::.

« فلات تبت »

یالا، «یِشی»، جا نمون

حالت خوبه، یشی؟

چرا امروز این‌قدر کندی؟

اونا کی‌ان؟

خارجی

افرادی از جاهای خیلی دور

اون کفشا رو از کجا گرفتی؟

از خارجی‌ها

ظاهراً سرپرست «شرپا»ـی ما رسید

چکمه‌های منو هم دزدیده

اسمت چیه؟

می‌خواد اسمت رو بدونه

«تِنزینگ»

از آشنایی‌ت خوشوقتم، تنزینگ اسم من «مَلوری»ـه

…مَلـ - ملوری -

ملور… ملوری - آفرین -

ما می‌خوایم تلاش کنیم از کوه بزرگتون بالا بریم

می‌گن می‌خوان روی «ژومولانگما» راه برن

!ژومولانگما

می‌شه منم بیام؟

می‌گه می‌شه با ما بیاد؟

دفعۀ بعد

وقتی که یه‌کم… بزرگ‌تر شدی

یک روز که بزرگ‌تر شدی

بیا «دارجلینگ» دنبال ما

!مادر! مادر

!مادر

مادر! اون آدمای عجیب رو دیدی؟

با یکی‌شون حرف زدم؛ با ملوری

صورتش پر مو بود، مثل غژگاو

!می‌خوان روی ژومولانگما راه برن

تو این فکرن؟

کفشای بزرگ و قوی‌ای هم دارن

الهۀ مادر دوست نداره کسی ازش بالا بره

بهش توهین می‌کنن

کوه اون‌قدر بلنده که هیچ پرنده‌ای نمی‌تونه بالاش پرواز کنه

ژومولانگما

از سال ۱۹۲۱

سفرهای اکتشافی‌ای برای فتح کوه اورست صورت گرفته

‫« ۲۸ سال بعد »‬

امسال، سوئیسی‌ها تلاش دوباره‌ای رو برای صعود آغاز می‌کنن

تیم صعود به قله‌شون هم انتخاب شده

ریموند لامبر و شرپا تنزینگ نورگی برای تلاش اقدام می‌کنن

اما اصلاً می‌شه به قله رسید؟

لامبر و تنزینگ بیشتر از ۸٫۵ کیلومتر از سطح زمین بالاتر هستن

بالاترین نقطه‌ای از زمین …که انسان تا این لحظه بهش رسیده

اما هنوز به‌اندازۀ کافی بالا نیست…

باد موسمی با تمام قوا در جریانه

و بادهای سهمگین نیز از یال جنوبی به پایین می‌وزه

و سد غیرقابل‌عبوری ایجاد می‌کنه

با اینکه هدف در دیدرسه جلوتررفتن مساویه با مرگ

باید برگردن

لامبر و تنزینگ زندگی خودشون رو برای تاریخ‌سازی به خطر انداختن

اما تلاش شجاعانۀ سوئیسی‌ها در سال ۱۹۵۲ به شکست انجامید

« دارجلینگ، هند »

خب، اورست کدوم یکیه؟

همون بزرگه‌ست

نه، نه. کوه اورست همون یکیه که از همه دورتره

پشت بخار

نه. اون اورست نیست

خیلی کوچیکه که اورست باشه

لطفاً غذا بخورید

اگه اون اورست باشه اسممو عوض می‌کنم

حالا ول کن

خب، خیلی خوش‌حالم لذت بردید

به جرئت می‌گم حتی راجر هم لذت برد

بله، خب حتی تا شب حسش می‌کنم

قول می‌دم خوب بخوابین - وایسا -

سفر اکتشافی سوئیسی‌ها » « رکورد بالاترین ارتفاع را در اورست زد

اون باربر ما نیست؟… - بله، تنزینگ خودمونه -

یه بار هم نگفت

خب، الان با مردی رفتین پیک‌نیک که تا حالا بالاتر از

هر کسی که امتحان کرده، صعود کرده

یک، دو، اورست

امسال بریتانیایی‌ها مجوز تلاش برای فتح قله رو دارن

نظرت چیه؟

شیش تا تلاش خوبه

از پیک‌نیک‌ها راضی‌ام

بگو ببینم

اگه سوئیسی‌ها این سؤال رو می‌کردن نظرت فرق می‌کرد؟

ولی اونا که سؤال نکردن

پس هیچ مشکلی نداری که بریتانیایی‌ها بدون تو برن اون بالا؟

چون من ناراحت می‌شدم اگه بدون تو برسن بالا

ولی چرا باید با بریتانیایی‌ها صعود کنم؟

اونا هیچ‌وقت منو عضو کامل تیم کوه‌نوردی‌شون نمی‌کنن

تنزینگ، یه حسی بهم می‌گه این یکی ممکنه فرق کنه

تو یه بار وادارم کردی که بفرستمت اون بالا

خیلی باانگیزه بودی

بعد الان چی؟ همین‌جوری می‌ذاری از دستت بره؟

آقای نورگی عزیز» مایلیم بهتون پیشنهاد سرپرستی شرپا رو

برای سفر اکتشافی آیندۀ بریتانیا در کوه اورست بدیم

ازتون انتظار داریم تیمی برگزیده از بیست شرپای سازگار با ارتفاع بالا انتخاب کنید

ما تاریخ ۸مارس۱۹۵۳ در کاتماندو جمع می‌شویم

و اگر مشکل خاصی پیش نیاید تا ۱۵مه، به کوه صعود می‌کنیم

با آرزوی بهترین‌ها، سرهنگ جان هانت «رهبر سفر اکتشافی

!خاله! خاله

به همین زودی برمی‌گرده؟

مطمئنی می‌خوای به این زودی دوباره بری؟

پارسال اون بالا نزدیک بود بمیری

بابا

تو قول دادی

اما طاعون سراسر دره پخش شده

به غژگاوهای دیگه هم رسیده

از اینجا شروع نشد تقصیر ما نیستش

این خونه برای چوپان‌های منه

تو دیگه گله نداری

ولی خب کجا بریم؟

خواهش می‌کنم، قربان. التماس می‌کنم

!حالا برو! برو

خواهش می‌کنم، قربان. التماس می‌کنم - !برو -

اونجا نپاله اونجا واسه ما کار هست

« گردنۀ نانگپا-لا » « نپال »

پسره مریضه

بهش کمک کن ببرتش داخل

تنزینگ

ما الان باید بریم

ما باید کار پیدا کنیم

تو اینجا مجدداً قدرتت رو به دست میاری

تو اون‌قدری قوی نیستی که با ما بیای

ما هروقت بتونیم، برمی‌گردیم

!مادر

!مادر

بابا

چی‌کار می‌کنی؟

باهات میام

این خیلی برات ارزش داره، مگه نه؟

آره

ولی من به شما قول دادم برنمی‌گردم

من می‌دونم که همیشه بعضی‌ها برنمی‌گردن

مامان رو هم به همین زودی از دست دادیم

دلم براش تنگ شده

منم دلم براش تنگ شده

ولی می‌دونم اون اینو برات می‌خواستش

پس به‌نظرم باید بری

سفر اکتشافی سوئیسی‌ها » « رکورد بالاترین ارتفاع را در اورست زد

عضو تیم کوه‌نوردی؟ نه، نه، نه

تو قراره که سرپرست شرپای ما باشی

همراه آقای لامبر من عضو تیم کوه‌نوردی بودم

آهان، بله. سوئیسی‌ها

اونا عملاً سوسیالیستن، می‌دونی؟

نه. هیچ‌وقت انجام نشده

شرط من اینه

اگه بیام، باید عضو تیم کوه‌نوردی باشم

نظر تو چیه، جیل؟

می‌دونی چقدر نزدیک بود؟

پارسال همراه لامبر

‫۲۳۷ متر‬

حسش کردن

لامبر هم از اشتباه ملوری درس گرفت

برای مسیر برگشت هم باید آذوقۀ کافی داشته باشی

منم حواسم بهت بوده، جان

می‌دونم چقدر گرسنه‌ای

اون بالا ویژگی لازمیه

اون از تو گرسنه‌تره

عضو تیم کوه‌نوردی؟

حتماً

با فرصت صعود به قله؟

معلومه

هیچ‌کی یادش نمی‌ره، مگه نه؟

توندوپ

توندوپ، ناماسته

خوش برگشتی. خوش‌حالم می‌بینمت

وای، «بالو». خوش‌حالم می‌بینمت

ایشون کی‌ان؟

برادرزادۀ بالو

وای، خوش اومدی. خوش اومدی

ممنون. خدمت شما

پاسانگ، ناماسته

ناماسته

اینو می‌بینی؟ سرپرست شرپای ماست

وقتی اولین سفر اکتشافی‌ش رو رفت من اینجا بودم

بیگانه‌ست. باورت می‌شه؟

حتی از نژاد شرپا هم نیست

وقتی شرپا نیستی چطور می‌تونی سرپرست شرپا باشی؟

پاسانگ

به‌نظرت می‌تونی تحمل کنی؟

تنزینگ

می‌دونی که مجبور نیستی پاسانگ رو بیاری؟

دیگه تصمیم انتخاب تیم با توئه

دلیل انتخابش این نیست که ازش خوشم میاد

دلیلش اینه که بهش نیاز داریم

خیلی‌خب

دربارۀ من چی گفتید؟

فقط چیزای خوب، دوست من

گفتم که

بیگانه‌ست

گفتی روحش اون بالاست

ازت می‌خوایم اینو بهش پس بدی

سه ماه

!سه ماه - سه ماه -

« کاتماندو، نپال »

‫« ۸مارس۱۹۵۳ »‬

تنزینگ

سرهنگ هانت

آفرین، خودتو رسوندی

مادان، شرپاها رو به محل سکونتشون ببر

چشم، قربان

بچه‌ها، ایشون تنزینگ هستن

مردی که همگی منتظرش بودیم

ایشون تام بوردیلون هستن یکی از کوه‌نوردهای برترمون

عکاس، اَلف گرگوری

مایکل وارد، دکترمون

سلام - جورج لو، یکی از نیوزیلندی‌هامون -

فقط دو تاشون رو راه دادیم

معاونت رهبری من

و یک کوه‌نورد معرکۀ دیگه، چارلز ایونز

پس، تو همونی هستی که عضو کامل تیم کوه‌نوردی کردنش؟

پرروی ناقلا

اون طرف فیلم‌بردارمون، استوبارت

اونم نیوزیلندی دیگه‌مونه، اد هیلاری

بیا پیش ما، داداش

یک دقیقه

نیوزیلند دیگه کجا می‌شه؟

همه‌مون دنبال جواب این سؤالیم، تنزینگ

بذار اتاقت رو نشونت بدم

افرادم چی؟

بله، دقیقاً

اتاق‌ها فقط برای اعضای کامل تیم کوه‌نوردیه

مثل خودت

توی اصطبل قدیمی جای راحتی برای افرادت مهیا کردیم

مرسی، ولی منم توی اصطبل می‌خوابم

!حداقل سقف داره

آهای. سلام

حق ندارین اون کارو کنین

مثلاً می‌خوایم چمن‌کاری کنیم

ای خدا

تنزینگ، می‌شه برای من ترجمه کنی؟

آقایون، ببخشید که تعدادتون خیلی زیاده که از امکانات داخل خونه استفاده کنین

اما نمی‌شه مثل حیوون رفتار کرد و به میزبانتون بی‌احترامی کنین

خیلی متأسفیم که بهتون بی‌احترامی کردیم

و مجبورتون کردیم مثل حیوون توی اصطبل بخوابین

آخه روی چمن نه، بچه‌ها

خوش‌شانسیم که شما در این سفر اکتشافی کنار ما هستین

و قول می‌دیم در آینده با احترام بیشتری باهاتون رفتار کنیم

جناب سفیر خیلی عصبانیه

بیاین بهتر عمل کنیم

می‌دونه که جناب سفیر احمقه

پس بیاین سر خم کنیم و الکی وانمود کنیم متأسفیم

ممنونم

شما همگی به‌خاطر یه چیزی اینجایین

مهارت‌هاتون. تجربیاتتون

منم به‌خاطر یه چیزی اینجام

از روی حماقت انجمن سلطنتی جغرافیا

برای رهبری این سفر اکتشافی یه مرد نظامی رو انتخاب کرده

و از منم انتظار دارن مثل عملیات نظامی مدیریتش کنم

این یعنی شما همه سربازهایی با مسئولیت وطن‌پرستانه هستین

حق شکست‌خوردن نداریم

کسی از تأثیر بالاترین ارتفاعات روی بدن خبر نداره

یا اینکه اون بالا چه چیزایی ممکنه یا چه چیزایی محدوده

بله، منم نمی‌خوام بدون جواب بمیرم

ما سی ساله که می‌خوایم به این کوه صعود کنیم

…اگر هم الان این کارو نکنیم

فرصتمون رو از دست می‌دیم…

فرانسوی‌ها مجوزش رو برای سال آینده دارن

سوئیسی‌ها برای ۱۹۵۵

ما هم تا ۱۹۵۶ برنمی‌گردیم اینجا

و اگر هم یکی از اون ملت‌ها زودتر از ما برسه بالا

‫۱۹۵۶ دیگه هیچ اهمیتی نداره

آقایون، این کوه مال بریتانیاست

درسته

احسنت

بریتانیا هم روی ما حساب کرده

ما یه ملکۀ جدید داریم

!بیاین ناامیدش نکنیم

احسنت - احسنت -

ساعت شیش حرکت می‌کنیم

و مایلم یادآوری کنم که بیش‌ازحد بار بر ندارین

هر باری که داشته باشین تا خود پایگاه حملش می‌کنین

هرچقدر هم بالاتر بریم سنگین‌تر هم حس می‌شه

« کاتماندو - کوه اورست »

…خب

شنیدم یه بار جورج ملوری بزرگ رو دیدی

چکمه‌هاش رو پوشیدم

خوش به حالت

برای من خیلی مهم بود

بدون شک همین‌طوره

شما چی؟

شما هم دیدینش؟

وقتی مرد فقط سه سالم بود پس نه

افتخارش نصیب من نشد

ولی درباره‌ش یه کتاب خوندم

وقتی ده سالم بود

زود تمومش کردم

درباره‌ش چی فهمیدی؟

…خب، گمونم

فهمیدم… موقع کوه‌نوردی من و اون یه حسی بهمون دست می‌ده

چه‌جور حسی؟

شادی

آزادی

اون بالا روی کوه کسی بهم نمی‌گه چی‌کار کنم

یا کی باشم و کی نباشم

پس، ملوری بودم

…می‌خواست نفر اول باشه و

منم همین‌طور

به‌خاطر ملوریه که همۀ ما اینجاییم

من که از قبل اینجا بودم

معلومه که بودی

فقط منظورم تمام اینا بود، می‌دونی

این سفرهای اکتشافی

اون معتقد بود ممکنه

مسیر رو صاف کرد

برای همه‌مون

بله… بهتره برگردم

« کاتماندو - تنگبوش »

« کوه اورست »

!هی، تنزینگ

!داوا

پسره بیگانه‌ست

با خارجی‌ها حرف نزن

با دختر من حرف نزن

!دوندوپ، تو که این چیزا رو باید بدونی

چیزی نگو. بیا بریم

چی‌کار می‌کنی؟

اینجا چی‌کار می‌کنی؟

نگاه می‌کنم

به چی؟

ژومولانگما. کوهم

!کوه تو که نیستش

خونواده‌ت فقیره

پدرم می‌گه

خونواده‌م به‌زودی برمی‌گرده

که منو ببرن خونه

ولی تو رو که اینجا ول کردن

من حالا قوی‌ترم

اونا برمی‌گردن

کِی؟

به‌زودی

!تنزینگ

!تنزینگ

شنیدی یه سری خارجی دارن میان؟

می‌خوان سعی کنن به کوهت صعود کنن

کِی؟ - نمی‌دونم -

شنیدم قراره یه سفر اکتشافی بزرگ از دارجلینگ شروع کنن

به شرپا هم نیاز دارن

دارجلینگ؟

!تنزینگ

حالا فکر گنده نزنه به سرت، دوست من

تنزینگ، برگرد سر کارت

من می‌رم دارجلینگ

ببینم می‌تونم عضو اون سفر اکتشافی بشم یا نه

کِی؟

به‌زودی

الان

فرصتم برای اونجارفتن الانه

برای آشنایی با ژومولانگما

بهش چی می‌گی؟

…نمی‌دونم

«می‌شه بیام تو؟»

«برات شیر غژگاو آوردم»

«مرسی، تنزینگ»

…ولی جدی

ازش چی می‌خوای؟

…ازش می‌خوام زندگی‌م رو

…بچه‌هام رو…

متبرک کنه…

با من بیا

آقای سِپا

من می‌خوام با داوا ازدواج کنم

و به دارجلینگ برم

و با خارجی‌ها از ژومولانگما بالا برم

من عضو سفر اکتشافی‌شون می‌شم

به من کلی پول می‌دن

و منم بهتون نوه می‌دم

تنزینگ نورگی

پسر خدمتکارمون

تو سخت‌کوشی

مراقب غژگاوها هستی

اینجا جای خودت رو پیدا کردی

آدم منطقی‌ای هستی

خوشم میاد

ولی کاری که الان می‌کنی احمقانه‌ست

تحسین‌برانگیزه، بله، اما احمقانه‌ست

…من یه کارِ

دختر من با پسر خدمتکار ازدواج نمی‌کنه

همین‌جا با یکی ازدواج می‌کنه

به‌نظرت چرا باید اجازه بدم از اینجا بره؟

…ولی آخه من

این فکرها عجیبه

نباید به ذهنت برسه

!حالا از جلوی چشم من دور شو

!قربان

تنزینگ. ایناهاشی

ما باید «کوریم» برگزار کنیم

کوریم چیه؟

دعای درخواست محافظتِ الهه

وای، نه، نه، نه، نه ما کلی کار داریم

باید اجازه‌ش رو بگیریم

اگه دعاهای ما رو بشنوه ما رو در امان نگه می‌داره

چقدر وقت می‌گیره؟

کمتر از مرگت توی بهمن

این یکی رئیسه؟

بله

باشد که ژومولانگما دعاهای شما رو قبول کنه و سفر ایمنی نصیبتون کنه

تنزینگ راه درست رو نشون می‌ده

مطمئنم همین‌طوره

اون بالا مراقبت کن

رینپوچه

من از کجا راه صحیح رو تشخیص بدم؟

…فقط باید بالا بری

مثل بچه‌ای که از دامن مادرش بالا می‌ره

« تنگبوش »

« پایگاه کوه اورست »

« سفر اکتشافی ۱۹۵۳ اورست »

« پایگاه »

‫« ۱۲آوریل۱۹۵۳ »‬

‫« ۳٫۵ کیلومتر تا قله »‬

« سفر اکتشافی ۱۹۵۳ اورست »

وقتی که اومد اینجا رو یادته؟

پسری با کوه در نگاهش

شانس خیلی کمی داشت

اما خیلی مصممه

به همین خاطر بهش علاقه‌مندی

تنزینگ می‌گه با خارجی‌ها از ژومولانگما بالا می‌ره

تو هم از این ایده خوشت میاد؟

…رینپوچه

اشتباهه که این رؤیا رو داشته باشه؟

صرفاً مسئله شاید این باشه که

ژومولانگما به خونه فرا می‌خونتش

فقط خودش می‌تونه اینو بدونه

به‌نظرت دقیقاً چه اتفاقی می‌افته؟

جدی می‌گم

ما چه‌جوری توی دارجلینگ می‌گذرونیم؟

اگه عضو هیچ سفر اکتشافی‌ای نشی چی؟

ما جواب این سؤالات رو پیدا می‌کنیم

…قول می‌دم - !فقط بگو -

صرفاً چون همه‌ش تو فکرشی

دلیل نمی‌شه همه‌چی مطابق نقشه‌ت اتفاق بیفته

من سه تا چیز می‌تونم بهت تقدیم کنم

تمام امیدم

تمام آینده‌م

و تمام قلبم

تنها چیزایی که می‌تونم بهت تقدیم کنم همینه

ا‌.‌ر.‌ا.‌ئــ.ــه ا.‌ز سـ.ـا.یـ.ــتِ سـ.ـی‌ ‌نـ.ــمـ.ــا

بله، بهش نمی‌گفتن منطقۀ مرگ؟

یه تئوری دارن که سلول‌های بدن سریع‌تر از

چیزی که بدن بتونه سلول جدید بسازه، می‌میره - به نظر باحال میاد -

ولی ما می‌دونیم چرا سوئیسی‌ها موفق نشدن - دیر شروع کردن -

بله، آخر مه به باد موسمی خوردن

پارسال همین مجبورتون کرد برگردین، تنزینگ؟

خیلی باد بود. بله اکسیژنمون هم تموم شد

ولی ما دو برابر سوئیسی‌ها نیروی انسانی داریم

پس هیچ دلیلی وجود نداره که تا قبل از رسیدن باد موسمی

نتونیم کمپ‌ها رو با اکسیژن و ذخایر پر نکنیم

ما طناب‌ها رو نصب می‌کنیم شرپاها هم با بارها دنبالمون میان

در ارتفاع بالا صعود می‌کنیم و در ارتفاع پایین می‌خوابیم. چهار هفته، آقایون

بله، درسته چهار هفته، از فرداصبح هم شروع می‌شه

ما باید سه تن تجهیزات رو از یخشار خومبو بالا ببریم

خواهشاً همگی هم کرامپون بپوشن

مگه اینکه دوست داشته باشین لیز بخورین داخل یخ‌کافت

بعد، در مسیر پهنه‌چال غربی ما زیر رخ لهوتسه

ما پایگاه دوممون رو برپا می‌کنیم

یک هفتۀ دیگه هم وقت داریم تا نیم تن ذخیره رو

از رخ لهوتسه تا گلوگاه جنوبی بالا ببریم

و فقط اون موقع‌ست که می‌تونیم برای صعود به قله تلاش کنیم

همۀ این کارا قبل از شروع باد موسمی

خوبه

نگه می‌داره

بفرمایید

!باریکلا، تنزینگ

!بخوابید روی زمین

همه خوبن؟ خیلی‌خب

نود متر بالاتر طناب‌ها رو نصب می‌کنیم و اونجا بارتون رو بذارین

امشب توی کمپ می‌بینمتون

!لعنتی

به نظر بن‌بست میاد

برمی‌گردیم و از شرق می‌ریم

داره دیر می‌شه

فردا با ذهن آروم یه فکری می‌کنیم

عالیه

چی شده؟ - …خب -

تنزینگ. تنزینگ شده

یه راه عبور پیدا کرده

وای. تحسین‌برانگیزه

باورنکردنیه

!احسنت

!آفرین، تنزینگ

جان، تنزینگ عبور کرد

خوبه، وقت زیادی رو برامون حفظ می‌کنه

چقدر هم خودنمایی می‌کنه

بعدی کیه؟

عمو

از کجا یاد گرفتی اون شکلی از روی یخ‌کافت رد شی؟

از دوستم، آقای لامبر

فکر می‌کنه جزو اوناست

اونا دوستات نیستن

ما پول می‌گیریم بار ببریم اونا هم می‌تونن وانمود کنن قهرمانن

پس بذار باشن

« کمپ یک »

‫« ۲۲آوریل۱۹۵۳ »‬

…یه‌کم از وسط بالا می‌ریم، بعدش هم بالا - …یه‌کم چپ‌تر -

…چپ‌تر… - یه‌کم سخته -

بعد هم یه‌کم زیر اون دهلیز قلاب می‌زنیم سمت راست

‫« ۲٫۸ کیلومتر تا قله »‬

حالا باید یه‌کم سرعت بگیریم

زمانمون خوب بود

تنزینگ، تو شرپاها رو ببر پایین تا پایگاه تا باقی ذخایر رو بیارن

ما هم می‌ریم بالاتر و یه محل واسه پایگاه دوم پیدا می‌کنیم

اما، قربان، من می‌دونم بهترین مکان واسه کمپ کجاست

بذار نشون بدم

تو شاید روی کاغذ عضو کامل تیم کوه‌نوردی باشی اما سرپرست شرپای ما هم هستی

کاری که ازت می‌خوام اینه که الان اون همه ذخیرۀ سنگین رو بیارین این بالا

اگه برای ذخایر مشکلی پیش بیاد همه‌چی خراب می‌شه

اون قبلاً هم اینجا بوده، جان

اون بارها الان باید بیان بالا

کار اون انجام این کاره

بیاین بریم

« سفر اکتشافی ۱۹۵۳ اورست »

!بیاین این تو! این تو

باید بیشتر بهمون حقوق بدن

یخشار سخت‌ترین بخششه

پاسانگ

می‌دونی که این‌طور نیست

هرچقدر بالاتر بریم، سخت‌تر می‌شه

تو اون‌قدری حقوق می‌گیری که برات مهم نباشه

اگه برسن اون بالا کار ما دیگه تمومه

چی؟

وقتی یکی برسه به قله چرا کس دیگه‌ای باید بخواد دوباره بره؟

بد نمی‌گه

« دارجلینگ، هند »

…ب مثل

«ب مثل «ببر

…غ مثل

«غ مثل «غژگاو

…ط مثل

!«طلا» - تنزینگ -

دوباره - «ط مثل «طلا -

« سفر اکتشافی کلکته به کوه اورست »

خونه می‌بینمت

تنزینگ

من، کوه

اونجا صف وایسا

اون طرف

!نفر بعد

این کاغذها چیه؟

توصیه‌نامه

از طرف کی؟

از سفرهای اکتشافی

قبلاً هم سفر اکتشافی رفتی؟

بله

برای رفتن به سفر اکتشافی توصیه‌نامه لازمه؟

بله

پس اولی‌ش رو آدم چطور باید بگیره؟

اصلاً با موی بلند نمی‌شه کوه‌نوردی کرد

نفر بعد

اوه. آقای کوه

نام؟ - تنزینگ نورگی -

قبیله؟ - بوتیا -

اهلِ؟

«درۀ «غانگ لا اون طرف کوه

مدارک رو داری؟

بوتیائه - یعنی چی؟ -

شرپا نیستش. بیگانه‌ست

ببخشید. فقط شرپا

!حالا برو

!بهش بگو من ملوری رو دیدم …ملوری. بهش بگو

برام مهم نیست

گفت ملوری؟ - ملوری. بله! ملوری -

می‌گه دیدتش - چی؟ -

خارجی

چند سالت بود؟ - چند سالت بود؟ -

نفر بعد - می‌دونی که اون بالا مرد؟ -

…پاسانگ… ۲۲ ساله

اینجا نوشته که کارگر خیلی خوبی هستی

!برو ببینم! برو

اینجا نوشته کارگر خیلی خوبیه

توصیه‌نامه‌ست

« پایگاه دوم »

‫« ۲مه۱۹۵۳ »‬

آفرین، تنزینگ

‫« ۲٫۴ کیلومتر تا قله »‬

ما پنج روز وقت داریم تا تمام اکسیژن و ذخایر رو تا گلوگاه جنوبی بالا ببریم

نظرت چیه، تنزینگ؟

ببخشید

ولی هرچقدر بالاتر بریم سرعتمون هم کمتر می‌شه

به‌نظرم سه هفته طول می‌کشه

اگه سه هفته طول بکشه باد ما رو از کوه پرت می‌کنه پایین

مثل پارسال شما

بهتر از این باید باشیم

پِمبا، دو تا طناب. طناب بلند

آره

خب؟ خوبه؟ - آره -

کمک نمی‌خوای؟

غذا بخور

حرف آخری نداری؟

می‌شنوی؟

اگه تا دهم یا حتی دوازدهم به گلوگاه جنوبی نرسیم

خب؟ - …یک هفته دیرتر از برنامه… -

البته اگه حق با تنزینگ باشه، تا بیست‌ویکم

نباید این اتفاق بیفته

شاید چاره‌ای نداشته باشیم، جان

تیم نهایی کیه، جان؟

تیم نهایی هنوز انتخاب نشده

انتخاب دو شخص خوش‌شانس برای مرحلۀ آخر صعود

تا حدی به عملکردتون در ارتفاعات بالا بستگی داره

و همچنین اینکه کی بهترین کوه‌نورده

باشه، اد. تصور دنیایی که یه نیوزیلندی روی قله بایسته هم سخته

حالا شوخی به کنار

همه‌تون یه فرصتی دارین

اما فقط دو نفرتون روی قله پا می‌ذاره

بقیه‌مون از اون دو نفر حمایت می‌کنیم

…تصمیم‌گیری برای اون دو شخص

نهایتاً، اون تصمیم براساس شایستگی گرفته می‌شه

پس دقت کنین. من حواسم هست

!تنزینگ

…ببین

من داشتم فکر می‌کردم

شاید بهتر باشه من و تو با هم متحد شیم

بوردیلون و ایونز از قبل با هم جفت شدن

کارشون خوبه، ولی به‌نظرم ما بتونیم باهاشون رقابت کنیم

ما زوج خوبی می‌شیم

آره

مایکل، اینجا نباید بخوابی اگه اینجا بخوابی، دیگه بیدار نمی‌شی

بیا. بیا بالا

« دو هفته عقب‌تر از برنامه »

فشار بارومتری: ۷۹۵ میلی‌بار و کمتر

یک اختلال جوی درحال حرکت به‌سمت شرق از شمال نپال است

و احتمالاً آب‌وهوای نامساعدی ایجاد کند

تمام شواهد حاکی از این است که باد موسمی از خلیج بنگال

به‌سمت شمال حرکت کرده و ارتفاعات هیمالیا رسیده است

برنامه عوض شد. وقت نداریم

تنزینگ، هشت تا شرپا رو انتخاب کن تا انتهای طناب‌های نصب‌شده کمپ مرتفع برپا کنن

الان می‌رن، امشب رو اونجا می‌خوابن

و فردا هم تا خود گلوگاه جنوبی صعود می‌کنن

تو اینجا بمون. باید برای صعود اصلی بارها رو برنامه‌ریزی کنی

ولی، جان، بالاتر از کمپ مرتفع دیگه طناب نصب‌شده نداریم

چاره‌ای نداریم

افراد رو آماده کن، تنزینگ

بعدش هم خوش‌گذرونی‌ها شروع می‌شه نه، آقایون؟

محاصرۀ اورست

مراقب باش

کاری که ازمون می‌خواد بکنیم خطرناکه

به همین خاطر روی تو حساب کردم تا در امان نگهشون داری

راستی تو توی تیم کی هستی؟

اد. محاصره چیه؟

منظورش مثلاً… ارتشه

جنگ

جنگ؟

می‌دونی، کمپ درست می‌کنن و یه جا رو احاطه می‌کنن

تا اینکه درنهایت دشمن تسلیم شه

«من تسلیم. تو بردی»

پس، سرهنگ هانت ژومولانگما رو دشمن خودش می‌دونه؟

فکر کنم بریتانیایی‌ها در کل طبیعت رو یک چیز فتح‌شدنی می‌دونن

شاید اشتباهشون همین بوده

هان؟

اونا کوه می‌بینن ما خودمون رو می‌بینیم

کوه استخوانه

ما خونیم

شاید حق با پدرم بود

الهه دوست نداره ازش بالا برم

بعید می‌دونم هنوز اون‌قدری نزدیک شده باشی که الهه متوجهت بشه

من قول دادم تأمینت بکنم

من آینده‌م رو بهت قول دادم

ولی حالا، چرا باید آیندۀ منو بخوای؟

تنزینگ

وقتشه موهاتو کوتاه کنی

من تنزینگ هستم

به کمکتون نیاز دارم

بهم یاد می‌دین یه چیزی به انگلیسی بگم؟

خیلی فوریه

چی باید بگی؟

یه شغلی هست

واقعاً باید بهش برسم

…یعنی صرفاً به‌خاطر خودم نه

…به‌خاطر خانمم

می‌خوای همۀ اینا رو انگلیسی بگی؟

نه

:فقط می‌خوام بگم «من کارگر خیلی خوبی‌ام، قربان»

من کارگر خیلی خوبی‌ام، قربان

بله

…آقا، من هستم

کارگر…

عالی… عالی. کارگر عالی

آقا، من کارگر عالی هستم

می‌شه دوباره بگین؟

…آقا - …آقا -

…من… - …من… -

…کارگر… - …کارگر… -

…عالی…

…عالی… - …عالی… -

هستم… - هستم… -

…آقا - …آقا -

…من… - …من… -

…کارگر… عالی… - …کارگر… عالی… -

هستم… - هستم… -

آفرین. دوباره بگو - …آقا -

…من… کارگرِ

عالی هستم… - عالی هستم… -

خواهشاً بذارین بهتون پول بدم

یک روز جبران می‌کنم

بیاین تو، دخترا -

…آقا، من کارگر - …آقا -

عالی… هستم… - عالی… هستم… -

آقا، من کارگر عالی هستم - عالی -

هستم… آقا، من کارگر عالی هستم

آقا، من کارگر عالی هستم

…آقا، من کارگر عالی

…آقا، من عالی

…من عالی هستم

…آقا، من عالی هستم

…بره لندن

من آقای عالی هستم، کارگر

شما آقای عالی هستی؟

من آقای عالی هستم

این یکی خیلی سمجه

ببرمش بیرون، خانم؟ - نه -

پسرجان، اگر از دیروز چیزی عوض نشده باشه

تو هنوز شرپا نیستی و هنوز هیچ تجربه‌ای نداری

نمی‌فرستنت

حالا شاید بشه یه دونه اضافه بین افراد جا کرد؟

بعید می‌دونم شرپاهای دیگه خیلی خوششون بیاد. بوتیائه

بوتیا». معنی‌ش اصلاً چیه؟»

!چیز بد

یعنی اهل یه قبیلۀ دیگه از اون سمت مرزه

مثل این می‌مونه که بگی اسکاتلندیه و انگلیسی نیست

که این‌طور

چه اسکاتلندی پرشوری

بذار یه فرصت بهش بدیم، باشه؟

من قبول می‌کنم

خب، ظاهراً امروز روز شانسته

حالا می‌فرستنت

قبولم کردن

!تنزینگ

مراقبت کن

اون بالا منم پیش توام

عمو

کسی تکون نمی‌خوره باید بری بالا

منظورت چیه؟ - کسی تکون نمی‌خوره -

کسی کار نمی‌کنه - چرا؟ -

می‌گن به‌اندازۀ کافی بالا رفتن

می‌خوان برگردن پایین - کار پاسانگه، مگه نه؟ -

چه خبر شده؟

شرپاها مریض شدن. من می‌رم بالا

کی مریض شده؟ همه‌شون که مریض نیستن - می‌خوان برگردن پایین، قربان -

نه، نمی‌خوان. من می‌رم بالا

مشکلی نیست

اگه کار نکنن، معلومه که مشکله

درستش می‌کنم. الان می‌رم

اگه اون بارها تا فردا به گلوگاه جنوبی نرسن، دیگه تمومه

قضیه چیه، جان؟

ظاهراً باربرهای لعنتی دست از کار برداشتن

من الان می‌رم. من می‌رم

نه، نه. الان نمی‌تونی بری بالا، داداش چند ساعت دیگه هوا تاریک می‌شه

منم باهات میام واسه شام برمی‌گردیم

بیا یه امتحانی بکنیم

خیلی‌خب

تنزینگ، هر داستانی که اون بالا شده رو باید حلش کنی

اگه حل نکنی، به فنا می‌ریم متوجهی؟

بله - برید -

بیست پوند شرط می‌بندم نمی‌شه، اد

بیست پوند، تنزینگ

می‌گن واسه شام نمی‌تونیم برگردیم

قبوله

بیست پوند. تا شیش و نیم

باشه. موفق باشید

گمونم فردا می‌بینیمتون

امشب می‌بینیمتون. ساعت شیش و نیم

پاسانگ

شما قرار بود که امروز تا گلوگاه جنوبی پیش برین

شرایط عوض شد

ببین

ما عملاً رسیدیم رخ لهوتسه عملاً هم وقتمون داره تموم می‌شه

اگه شکست بخوریم …همگی با شرم

برمی‌گردیم خونه

!شرم تو! نه شرم ما

تو فقط اون رؤیای دیوانه‌وارت برات مهمه رؤیای اونا… نه رؤیای ما

ما فقط می‌خوایم پول بگیریم و زنده برگردیم خونه

!منم همین‌طور !منم دو تا دختر دارم

و قصد دارم دوباره ببینمشون

اگه خوشش نیاد، ما رو می‌کشه

اون هیچ قصد و غرضی برای ما نداره

تو شاید بخوای بری دنبالش ما فقط می‌خوایم زنده بمونیم

این سفر اکتشافی بدون شما ممکن نیست

هیچ‌کدومشون بدون ما ممکن نبوده

ولی هیچ‌کدوم هیچ‌وقت به‌خاطر ما شکست نخوردن

تنزینگ

هیچ‌کدوم از ما تا حالا این‌قدر نزدیک نشده بودیم

میخ‌هامون رو داخل بدنش فرو می‌کنیم

الان هم داخل شونه‌هاش ما نمی‌دونستیم این حس رو داشته باشه

من صعود کردم تا بهتر بشناسمش

شما چی؟

اگه در درگاهش دعا کنیم از ما محافظت می‌کنه

همون‌طور که تا الان محافظت کرده

وقتی تا روی شونه‌هاش برسین اون‌قدری نزدیک می‌شین

که بتونین اون دعا رو در گوشش بکنین

…در ضمن

قطعاً وقتی ببینه چقدر خوش‌تیپی

تحت‌تأثیر هم قرار می‌گیره

می‌بینم دیگه کسی مریض نیست

تحت‌تأثیر قرار گرفتم

تو دکتری

حالا فقط ای کاش این شرط رو ببریم

بیا نشونشون بدیم شایستگی یعنی چی

بله

♪ وقتی بالا بودن، بالا بودن ♪

♪ وقتی هم پایین بودن، پایین بودن ♪

اما وقتی فقط تا نیمۀ راه بالا رفته بودن ♪ ♪ نه بالا بودن و نه پایین

اوه، دوک پیر و بزرگِ یورک ♪ ♪ ده هزار سرباز داشت

♪ تا بالا تپه بالا بردشون ♪

♪ و دوباره برگردوند پایین ♪

♪ وقتی بالا بودن، بالا بودن ♪

♪ وقتی هم پایین بودن، پایین بودن ♪

!اد

!اد - !چیزی نیست -

!من خوبم

گه توش

تنزینگ! منو گرفتی؟

!دارمت

خدا رو شکر

چه‌جوری شد؟

خوب. کار رو تموم می‌کنن

آفرین

عجب پایی دارید، آقایون

۶:۲۹

فکر نمی‌کنم نقد همراهت باشه، چارلی؟

نه والا. خیلی تحت‌تأثیر قرار گرفتم

البته حتی زودتر هم …می‌تونستیم برسیم، ولی

تنزینگ یه بدشانسی کوچیک آورد

آره

گمونم امشب چایی رو تو درست می‌کنی

گمونم

ا‌.‌ر.‌ا.‌ئــ.ــه ا.‌ز سـ.ـا.یـ.ــتِ سـ.ـی‌ ‌نـ.ــمـ.ــا

اوناهاشن

دیگه آخرای راهن

…تنزینگ، هر کاری که کردی یا هر حرفی که زدی

معرکه بود

باریکلا

باد موسمی نزدیک ماست

اما ما هنوز توی بازی هستیم

مرحلۀ آخر صعود، آقایون

و در نتیجه، تیم صعود

همون‌طور که متوجه هستین تصمیم آسونی نبود

در هر صورت …بعد از کلی سبک‌وسنگین‌کردن

بوردیلون، ایونز. تبریک می‌گم

وای - خودم -

اد، تنزینگ، لو، انگ نیما

ما جزو تیم حامی هستیم. بارها رو می‌بریم

بوردیلون و ایونز رو سر حال نگه می‌داریم

…خب - چارلز -

یک ساعت دیگه حرکت می‌کنیم

ممنون، جان - سالم برگردید، باشه؟ -

سعی خودمونو می‌کنیم - موفق باشی، تام -

مرسی، اد - فشاری روتون نیست -

!هیچ فشاری

متأسفم، تنزینگ

نامردی بود

«اون کلمه «شایستگی به‌معنای شخص بهترین نیست

درسته

ظاهراً یعنی کی از بین بریتانیایی‌ها بهترینه

مراقب خودشونن

ازش امپراتوری ساختن

اد. تنزینگ

معذرت می‌خوام

ما دست دادیم

تنها توافق ما این بود که تو عضو کامل تیم کوه‌نوردی باشی

و الان هم هستی

و اینکه تمام اعضای کامل تیم کوه‌نوردی فرصت حضور در تیم صعود به قله رو دارن

و تو هم داشتی

کار من این بود که بهترین تصمیم رو برای این سفر اکتشافی بگیرم

این کارو هم کردم

« گلوگاه جنوبی »

‫« ۲۶مه۱۹۵۳ »‬

‫« ۹۰۰ متر تا قله »‬

خوبی؟

ممنونم، پاسانگ

جدی می‌گم

موفق باشید. تاریخ‌سازی کنید

نهایت سعیمون رو می‌کنیم

نگران نباش، جان امشب می‌بینیمتون

!سالم برگردید

واقعاً ببخشید، جان

واقعاً ببخشید

یه یال پرشیب هست. از جنس یخ و سنگ

یه‌کم بعدتر از قلۀ جنوبی

تقریباً دوازده متر ارتفاع داره

غیرممکنه

غیرممکنه

مشکلی نیست

فرصتمون رو از دست دادیم

توی این آب‌وهوا باید شانس بیاریم سالم برسیم پایین

تموم شد

!هیلاری

!هیلاری

گوش کن. گوش کن

دیگه باد نیست

ما می‌تونیم بهش برسیم، جان

فقط باید بالاتر شروع کنیم

چون حالا می‌دونیم که از اینجا توی یک روز شدنی نیست

بله. یه کمپ مرتفع‌تر لازم داریم، قربان

اون بالا شب رو نمی‌تونید زنده بمونید

قبلاً زنده مونده. پارسال

لو، پاسانگ شما ایونز و بوردیلون رو برگردونید پایین

من و انگ نیما اکسیژن و ذخایر رو حمل می‌کنیم

تا شما دو تا انرژی‌تون رو ذخیره کنید

قربان، من می‌رم

کمک می‌کنم

بذار کار رو تموم کنم

می‌خوام ببینه من چقدر خوش‌تیپم

خیلی‌خب پس

نقشه‌مون رو کشیدیم

موفق باشید

موفق باشین، قربان

ممنونم، جان

شما باید برید. نور داره می‌ره

کمک می‌کنیم چادرتون رو نصب کنید

نه، نه. برید

برید

اون بالا موفق باشید

تنزینگ

مراقبت کن

مرسی

تنزینگ

باشد که ژومولانگما دعاهای شما رو قبول کنه

و سفر ایمنی

نصیبتون کنه

سرت چطوره؟

…خیلی

بخور

یه ذره از این بخور

سر تو چطوره؟

اد

تو ازدواج کردی؟

نه. نه هنوز

زنبور دارم

زنبور؟

می‌دونی، زنبور دیگه

عسل

آره، خودشه

تو چی؟

خونواده داری؟

دو تا دختر دارم

آرزوشون اینه که الان اینجا باشن

پیش مادرشونن؟

هی، تنزینگ

بیا نیوزیلند از کوه‌های ما بالا بریم

چه پیشنهاد خوبی

کوه‌های ما به‌اندازۀ اینا بلند نیستن

ولی خوش می‌گذره

هرجا رو که ببینی

عالیه

عالی

«من آقای عالی هستم»

چی

من آقای عالی هستم

جدی؟ - آره -

باشه. خوش به حالت

سالم می‌مونیم، تنزینگ؟

تو بهتر از هر کسی کوه رو می‌شناسی

وقتی پسربچه بودم

به مردم می‌گفتم این کوه مال منه

ولی مال من نیستش، اد

آدم این همه کار می‌کنه

موهاش رو کوتاه می‌کنه

…از دستورات پیروی می‌کنه

هیچ‌وقت دست از فکرکردن بهش برنمی‌داره

خدافظی می‌کنه

برمی‌گرده

باز خدافظی می‌کنه

چرا آدم همه‌ش این کارا رو تکرار می‌کنه؟

‫« ۲۹مه۱۹۵۳ »‬

‫« ۳۴۰ متر تا قله »‬

تو جلوتر برو

حالت خوبه؟ - آره -

تنزینگ

تنزینگ

تنزینگ

تو اون‌قدری قوی نیستی که با ما بیای

ما هروقت بتونیم، برمی‌گردیم

!مادر

!مادر

!من قوی‌تر می‌شم

!مادر

!مادر

!من قوی‌تر می‌شم

…داوا

من به‌اندازۀ کافی قوی نبودم

وقتی که رفتی

دیگه نتونستم صدای کوه رو بشنوم

من اجازه‌ش رو دارم؟

اگه بگه نه چی؟

اگه قبولم نکنه چی؟

تمام امیدت

تمام آینده‌ت

تمام قلبت

یادته کِی این قول رو به من دادی؟

آینده اینه

الان داخلشیم

تو کل عمرت می‌شناختیش

تو رو به خونه فرا می‌خونه

!تنزینگ

!تنزینگ

!تنزینگ

!تنزینگ

بذار بلندت کنم

یه خرده دچار هیپوکسی شدی

ماسکت کامل یخ زده بود

خوبی؟

ممنونم

خیلی‌خب

حتماً منظور چارلی همین بود

بریم امتحانش کنیم

خیلی‌خب

!اد

!اد

!تو می‌تونی

آفرین، تنزینگ

آفرین

نه

بفرمایید

بفرمایید

آقای عالی

ژومولانگما

راستی وایسا

عکس

اوناهاشن. رسیدن

چی شد؟

موفق شدیم، جورج. موفق شدیم

باریکلا

تبریک می‌گم. باریکلا

اد، رسیدید؟ آفرین. آفرین - ممنون -

ممنونم، تام

لیاقتشو داشتی، تنزینگ. باریکلا

دیدیش؟

آره

خیلی هم زیباست

!الهه رو شکر

!اد، موفق شدی، داداش - ما موفق شدیم -

!عالیه

‫« ترجمه از امیرحسین » ‫.:: AmirH_Na ::.

‫بزرگ‌ترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫www.30nama.com

« تنزینگ »

فتح اورست یکی از قابل‌توجه‌ترین دستاوردهای بشر

در قرن بیستم در نظر گرفته شد

تنزینگ واقعاً اد هیلاری را در نیوزیلند ملاقات کرد

آن‌ها تا ابد دوست ماندند

تنزینگ دیگر نیازی برای صعود مجدد به ژومولانگما حس نکرد

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.