All language subtitles for Mayor (2020)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

معرفی و زیرنویس فارسی فیلم های مهجور

برای معرفی و زیرنویس مستندهای کمیاب معماری و شهرسازی با ما همراه باشید

‫سرزمین‌های فلسطینی کرانه باختری و قدس‬

‫ از سال ۱۹۶۷ توسط اسرائیل اشغال شده‌ است‬

‫قدس پایتخت مورد مناقشه هر دو طرف اسراییلی و فلسطینی است

‫ در نزدیکی این شهر، شهر تاریخی مسیحیِ رام‌الله

به مقر دولت خودگردران فلسطین تبدیل شده است

‫با وجود اینکه با شهرک‌های اسرائیلی احاطه شده، رام‌الله به سرعت‬

‫ به عنوان مرکز تجارت وفرهنگ فلسطین پدیدار شده است‬

‫این شهری در حال گذار است...‬

‫سلام! شهردار رام‌الله است!‬

‫امروز چطور می‌تونم کمکتون کنم؟ فقط اومدم سلام کنم!‬

‫برگرد تو ماشین، بچه! مراقب باش!‬

‫سلام آقای شهردار!‬

‫سلام بچه‌ها، خسته نباشید.‬

‫سلام عزیزم!‬

‫باید بفهمیم برندسازی شهری ما چیه.‬

‫ما هنوز هیچ برندسازی شهری نداریم‬

‫پس «WeRamallah» چیه؟ نه، اون فقط یه چیز جزئیه.‬

‫برندسازی شهری قراره از چشم‌انداز کلی ما نشأت بگیره.‬

‫بله، بله، متوجهم.‬

‫اما «WeRamallah» کجای این قضیه قرار می‌گیره؟‬

‫بذارید بهتون بگم برندسازی شهری یعنی چی.‬

‫من در مینیاپولیس بودم و اونجا رو شهر دریاچه‌ها می‌نامند.‬

‫دقیقاً.‬

‫«مینه‌سوتا: ایالت ده هزار دریاچه.» اما این رو کجا می‌بینید؟‬

‫برندسازی شهری فقط داخل شهرداری نیست.‬

‫برند اونا رو روی تک‌تک پلاک‌های خودرو می‌بینید.‬

‫من هنوز تا اینجا نفهمیدم برندسازی شهری یعنی چی.‬

‫شما فقط دارین به من شعار تحویل میدین!‬

‫نه! نه! اون فقط یه ایده است!‬

‫من بهتون می‌گم برندسازی شهری یعنی چی.‬

‫برندسازی شهری یعنی هر وقت به چیزی توی رام‌الله نگاه می‌کنید‬

‫خودبه‌خود تشخیص بدید که این به رام‌الله مربوط می‌شه.‬

‫دقیقاً.‬

‫چراغ‌های راهنمایی.‬

‫پیاده‌روها.‬

‫درخت‌ها، تابلوهای خیابون‬

‫برندسازی شهری یعنی این‬

‫فرض کنید ما این شعار رو بدیم: «رام‌الله: دروازه فلسطین»‬

‫اما این از نظر سیاسی مشکل‌ساز میشه!‬

‫درسته، از نظر سیاسی بحث‌هایی وجود داره.‬

‫اما ما از نظر جغرافیایی در مرکز هستیم‬

‫و ما شهری توانا با زیرساخت‌های فعال هستیم.‬

‫چرا اعتراف نمی‌کنیم که ما در این زمینه بی‌اطلاعیم؟‬

‫و اینکه نمی‌دونیم برندسازی شهری یعنی چی؟‬

‫و اینکه به یک نفر نیاز داریم!‬

‫و اینکه به یک نفر نیاز داریم!‬

‫و اینکه به یک نفر نیاز داریم!‬

‫آیا این مشکلی داره؟‬

‫من واقعاً الان باید برم. معذرت می‌خوام.‬

‫خدا نگهدار.‬

این بنر مربوط به عید کریسمس (عيد ميلاد مجيد) است

شهردار

‫تهیه و کارگردانی توسط وید اوسیت‬

‫شهردار موسی، برای دومین باره که شما به عنوان شهردار رام‌الله انتخاب می‌شید.‬

‫این دانشجوها دارن کارشناسی ارشدشون رو در رشته حکمرانی محلی در دانشگاه بیرزیت تمام می‌کنند.‬

‫و ما فکر کردیم بهترین راه برای یادگیری درباره حکمرانی محلی در فلسطین‬

‫اینه که مستقیماً از زبان افرادی که در اون درگیر هستند بشنویم.‬

‫بذارید با این شروع کنم که حکمرانی محلی‬

‫زیباترین حوزه کاری در کشور ماست.‬

‫همه ما می‌تونیم تصمیم بگیریم که دولت رو نمی‌خوایم‬

‫درسته؟‬

‫مردم می‌تونن هر زمان که بخوان بگن: «ما دولتمون رو نمی‌خوایم.‬

‫می‌خوایم به همون شکلی که قبلاً بود برگردیم.»‬

‫اما تا حالا نشنیدم کسی خواستار تعطیلی یک شهرداری بشه.‬

‫مردم بدون خدمات شهرداری ما نمی‌تونن سر کنند.‬

‫ما داریم زیر سایه اشغال زندگی می‌کنیم!‬

‫تقریباً بدون هیچ کمکی از خارج و بدون هیچ منبع درآمدی.‬

‫این فاجعه‌باره!‬

‫اگه بتونم شرایطی رو ایجاد کنم که شهرداری برای ۱۰۰ سال آینده پایدار بمونه‬

‫به چیزی دست پیدا کردم که هیچ‌کس دیگه‌ای تا حالا انجام نداده.‬

‫خوش آمدید آقای شهردار! حالتون چطوره؟‬

‫از اینکه دیر کردم عصبانی هستید؟‬

‫سلام، چطورید؟‬

‫عصبانی هستید؟ - نه، نیستم!‬

‫وای، این صورتی چقدر قشنگه!‬

‫واقعاً قشنگه!‬

‫چشم رو خسته نمی‌کنه؟‬

‫نه چندان.‬

‫اول از همه، درها تراز نیستند.‬

‫بیاین یه بازسازی کامل انجام بدیم. بله، عالیه!‬

‫و خوب هم بسته نمی‌شن.‬

‫و یه فکری هم به حال لوله‌های بیرونی می‌کنیم.‬

‫بله، بله. اون‌ها قابل قبول نیستند.‬

‫بله، مشکل کاملاً واضحه.‬

‫این درها هنوز هم وحشتناک هستند.‬

‫درهای وحشتناک! وحشتناک!‬

‫این‌ها ۲۲ سال عمر دارند!‬

‫طاقت ندارم سال دیگه دوباره این درها رو ببینم.‬

‫پس بهشون رسیدگی می‌کنیم.‬

‫همه‌شون رو؟ - بیاین انجامش بدیم.‬

‫واقعاً! ممنون آقای شهردار!‬

‫بیاین یه نگاه سریع بندازیم.‬

‫خوش آمدید، خوش آمدید!‬

‫کلاس سومی‌های ما به شما خوش‌آمد می‌گن!‬

‫ارتش اسرائیل بامداد امروز هفت شهروند را در سراسر کرانه باختری بازداشت کرد.‬

‫علاوه بر این، سربازان در حال ورود به بیتونیا در غرب رام‌الله دیده شدند‬

‫به همراه محله‌های دیگر شهر...‬

‫می‌خوایم اینجا نیمکت نصب کنیم. باشه.‬

‫منطقه داره قشنگ می‌شه!‬

‫من می‌خوام این بخش از خونه رو تخریب کنم.‬

‫اما اونجا دستشویی زنونه‌ست.‬

‫اشکالی نداره. خب یکی دیگه کجا می‌سازید؟‬

‫یکی دیگه کجا می‌سازید؟‬

‫- یکی دیگه می‌سازم!‬

‫کجا، خالد! این ملک مردمه، نمی‌تونی این کار رو بکنی.‬

‫برامون دردسر درست نکن! - نه! نه! یکی دیگه می‌سازم.‬

‫به خدا کار خیلی بزرگی اینجا انجام دادیم!‬

‫شما کل بافت قدیمی شهر رو تغییر دادید!‬

‫من ساعت دو جلسه دارم و الان ساعت ۲:۲۰ است.‬

‫نمی‌ذاریم برید مگر اینکه با هم ناهار بخوریم.‬

‫ممنون، اما نه.‬

‫غذا آماده‌ست، فقط پنج دقیقه. - خواهش می‌کنم، من همین الانشم دیرم شده.‬

‫امکان نداره، مخصوص شما درستش کردیم!‬

‫خواهش می‌کنم، بفرمایید همگی!‬

‫شرمنده‌ام برادر، نمی‌تونم!‬

‫تو رو به جان پدرم قسم باید با ما غذا بخوری.‬

‫خیلی خب، بیاین با هم ناهار بخوریم. بفرمایید همگی!‬

‫شما همیشه این کار رو با من می‌کنید.‬

‫روز بسیار طولانی‌ای بود.‬

‫بذارید توضیح بدم روشن کردن درخت چطور پیش میره.‬

‫ما تا پنج معکوس می‌شماریم،‬

‫بابانوئل‌ها از پشت‌بام‌ها پایین میان.‬

‫ادامه می‌دیم: ۴، ۳، ۲، ۱ بعدش درخت رو روشن می‌کنیم.‬

‫گروه فلش‌ماب به نمایششون در میدان ادامه میدن‬

‫و در آخرین دقیقه نمایششون، آتش‌بازی شروع میشه.‬

‫اگه مردم بدونن بالن‌های هوایی (زپلین) داریم، جمعیت خیلی زیادی میاد.‬

‫می‌خواید این رو اعلام کنید یا نه؟‬

‫ای کاش کلمه «زپلین» رو از ذهنتون پاک کنید.‬

‫کلمه «زپلین»‬

‫«زپلین» تصویر ذهنی کاملاً متفاوتی در ذهن مردم ایجاد می‌کنه.‬

‫بادکنک! همه‌شون فقط بادکنک هستن.‬

‫و اگه بارون بیاد چی؟ نقشه جایگزینمون چیه؟‬

‫این نقشه ایکسه!‬

‫حتی اگه برف هم بیاد، این کار رو می‌کنیم.‬

‫این نقشه ایکسه! همینه!‬

‫به خدا در این مرحله تنها چیزی که می‌تونه جلو ما رو بگیره‬

‫یک فاجعه ملیه. این برنامه انجام میشه.‬

‫تعطیلات همگی خوش یکشنبه آینده می‌بینمتون.‬

‫چهار.‬

‫هار‬

‫سه‬

‫دو...‬

‫یک!‬

‫خانم‌ها و آقایان‬

‫ما این درخت را با نور عیسی مسیح روشن می‌کنیم‬

‫و امشب باید به یاد داشته باشیم که جایی برای شادی باز کنیم‬

‫تا زمانی که به آزادی و استقلال برسیم.‬

‫خب، نظرت چیه؟‬

‫این سخنرانی امروز او همه چیز رو زیر و رو خواهد کرد‬

‫چرا من تنها کسی هستم که فکر می‌کنم در نهایت امروز هیچ اتفاقی نمیفته؟‬

‫نمی‌دونم.‬

‫اون دیروز با رئیس‌جمهور تماس گرفت و رسماً بهش گفت.‬

‫کی؟ - ترامپ.‬

‫بهش چی گفت؟ - نمی‌دونستی دیروز با رئیس‌جمهور تماس گرفته؟‬

‫نه، من اخبار ترامپ رو دنبال نمی‌کنم.‬

‫روزنامه امروز و اخبار دیروز.‬

‫جدی؟‬

‫قراره امروز بیانیه‌ای صادر بشه.‬

‫دقیقاً چه بیانیه‌ای؟‬

‫قدس پایتخت اسرائیل است و سفارت آمریکا رو به اونجا منتقل خواهند کرد.‬

‫می‌تونی روزنامه امروز رو برام بگیری؟‬

‫و آیا اینجا تلویزیون کابلی داریم؟‬

‫تلویزیون کابلی هست؟ فکر نمی‌کنم.‬

‫پس اون تلویزیون اونجا چی‌کار می‌کنه؟ - گذاشتنش اونجا برای وقتی که اشتراک کابلی گرفتیم.‬

‫و دیش ماهواره نداریم؟ نه.‬

‫من از مردم جدا افتادم! نه روزنامه می‌خونم و نه چیزی می‌شنوم!‬

‫برام یه رادیو بیارید‬

‫نمیشه که کشیش ما اینجا بیاد به من درباره اتفاقی که تو کشورمون افتاده خبر بده‬

‫بدون اینکه خودم قبلاً چیزی دربارش شنیده باشم.‬

‫برات روزنامه میارم. روزنامه القدس؟ آره.‬

‫اگه این اتفاق بیفته...‬

‫ما رو چند قدم به عقب برمی‌گردونه.‬

‫البته.‬

‫امروز ساعت ۶ اعلامش می‌کنه.‬

‫بدبخت شدیم.‬

‫بیانیه رئیس‌جمهور ترامپ مبنی بر اینکه قدس پایتخت اسرائیل است‬

‫و دستور او برای انتقال نهایی سفارت آمریکا به آنجا‬

‫نقض آشکار قوانین و معاهدات بین‌المللی است.‬

‫هیچ کشور فلسطینی وجود نخواهد داشت‬

‫بدون اینکه شهر قدس پایتخت آن باشد.‬

‫ما آن را نخواهیم پذیرفت.‬

‫تا آن زمان، بگذارید دنیا این بار را به دوش بکشد.‬

‫تا زمانی که می‌خواهند این یک درگیری مذهبی باشد، بگذارید خودشان این بار را به دوش بکشند.‬

‫سوال بزرگی که این چالش جدید ایجاد می‌کند‬

‫که شهر مقدس ما را هدف قرار داده است‬

‫این است که ما و شما قرار است چه کار کنیم‬

‫برو به جهنم، ترامپ!‬

‫قدس فلسطینی است!‬

‫مردانت کجا هستند، رام‌الله؟‬

‫صداتون رو نمی‌شنوم!‬

‫نصف جمعیت فقط دارن تماشا می‌کنن!‬

‫اگه خجالت می‌کشید، لطفاً اینجا رو ترک کنید!‬

‫نانسی!‬

‫ازتون یه رادیو خواسته بودم. اون قضیه به کجا رسید؟‬

‫- چی؟ یه رادیو خواستم!‬

‫برای شنیدن اخبار.‬

‫مگه رادیو نخواسته بودم؟‬

‫برای همین الان می‌خواید، مثلاً امروز؟‬

‫بگید یه نفر برام رادیو بگیره، چرا این‌قدر سختش می‌کنید؟‬

‫یادم رفت بهتون بگم، اگه بخواید می‌تونیم تلویزیون اینجا رو وصل کنیم.‬

‫نمی‌تونیم از ماهواره استفاده کنیم اما می‌تونیم از شرکت ارائه‌دهنده اینترنت بگیریمش.‬

‫می‌تونیم یه گیرنده به قیمت ۳۰۰ شکل بخریم. فقط یه بار پرداخت میشه.‬

‫باشه، انجامش بدیم. - فقط برای اخبار می‌خوایدش؟‬

‫آره، باید ببینیم چه خبره! اینجا داره به آشوب کشیده میشه.‬

‫به نظر می‌رسه این دلقک قراره امشب تصمیمش درباره قدس رو اعلام کنه.‬

‫این کار رو نمی‌کنه، اون‌ها ما رو توی چنین بلبشویی قرار نمیدن.‬

‫بزار بکنه، اصلاً مگه چی میشه؟ آشوبی بیشتر از اون چیزی که تا حالا کشیدیم؟‬

‫کشور فرو خواهد پاشید.‬

‫آیا جای دیگه‌ای هم اعتراضات جریان داره؟‬

‫توی ایست بازرسی.‬

‫اونجا هم خبرهایی هست؟‬

‫به نظرم در سراسر کرانه باختری.‬

‫الخلیل داره منفجر میشه.‬

‫تا حالا کسی کشته شده؟‬

‫- نه، هنوز نه.‬

‫ما رو فرستادی تو ترافیک. - نه، خوبیم.‬

‫هنوز ارتش رو نمی‌بینم...‬

‫اوه، اون‌ها روبروی ما هستن.‬

‫می‌پیچیم چپ.‬

‫ببین، سربازها دارن میان پایین...‬

‫ببین ببین، سربازها بالای تپه‌ان.‬

‫دارن از اونجا به بچه‌ها شلیک می‌کنن...‬

‫بهش شلیک کردن.‬

‫به پاش شلیک کردن‬

‫دارن به بچه‌ها شلیک می‌کنن.‬

‫سوار ماشین شید، سربازها دارن از پشت سرشون میان!‬

‫شهردار، سوار شید! سربازها پشت سرشونن!‬

‫لعنتی!‬

‫لعنتی، خیلی نزدیک بودن!‬

‫ما رو دیدن؟ - نه.‬

‫به کدوم سمت رانندگی کنیم؟‬

‫اون بالا شبیه بازی بارسلوناست.‬

‫می‌تونستیم همه چیز رو از اونجا ببینیم.‬

‫آقای شهردار! سلام دختر کوچولو، چطوری؟‬

‫جلسه امروز درباره عواقبی است که این تحولات روی ما خواهد داشت.‬

‫بعد از سخنرانی رئیس‌جمهور در واکنش به وضعیت سفارت،‬

‫اعتراضاتی در سراسر فلسطین شکل گرفته است‬

‫و برخی گزارش‌های امنیتی احتمال داده‌اند که درخت کریسمس ما در خطر باشد.‬

‫گزارش‌ها می‌گفتن روشن نگه داشتن درخت در شب بسیار خطرناک است...‬

‫بنابراین تصمیم گرفتیم درخت را خاموش کنیم.‬

‫به عنوان شورای شهر می‌خواهید چه کار کنید؟‬

‫و مایلید چه موضعی را منتقل کنید؟‬

‫بفرمایید.‬

‫من فکر می‌کنم این درخت می‌تونه فرصتی برای ارائه یک پیام سیاسی و موضع فلسطینی باشه‬

‫و می‌تونیم درخت رو با این کلمات روشن کنیم: «قدس پایتخت ماست.»‬

‫همین.‬

‫این‌طوری، درخت رو روشن نگه می‌داریم‬

‫و هم‌زمان موضع خودمون رو هم ابراز می‌کنیم.‬

‫نقش ما در درجه اول ارائه خدمات شهرداری است و سپس پیام‌رسانی سیاسی.‬

‫و پیام‌رسانی ما باید بسیار دقیق باشد‬

‫به‌ویژه در چنین لحظه حساسی.‬

‫ما جایگزین رهبری کشور نیستیم‬

‫روشنه؟ ما جایگزین رهبری نیستیم.‬

‫هر اتفاقی ممکنه بیفته، شاید فردا درخت روشن بشه!‬

‫این واضحه؟‬

‫باشه؟‬

‫متوجهیم.‬

‫خیلی ممنون از همگی. از مواضع شریف شما سپاسگزارم.‬

‫وظیفه‌مونه!‬

‫حالا که صحبتش شد، می‌تونم یه سوال بپرسم؟‬

‫به نظرتون مشکلی نداره که برنامه‌ها و جشن‌هامون رو ادامه بدیم؟‬

‫مثلاً رژه کریسمس چطور؟ یا برنامه «کودک کریسمس».‬

‫به نظرتون قابل قبوله؟ «کودک کریسمس» یه برنامه برای بچه‌هاست.‬

‫رژه کریسمس چطور؟‬

‫رژه کریسمس.‬

‫نگران به نظر می‌رسی.‬

‫انگار حالت تهوع داری‬

‫امروز همه جوری به نظر می‌رسن انگار کتک خوردن‬

‫مردم توی خیابون اوضاعشون از این هم بدتره.‬

‫محمد.‬

‫توی چمدونم در ماشین یه پاکت سیگار هست، لطفاً برام بیارش.‬

‫تکون دادن تابلوها جلوی دوربین‌های خبری چه فایده‌ای داره؟‬

‫فقط بحث تکون دادن کاغذ نیست. - امضای ترامپ بی‌معنیه!‬

‫مردم اینجا هستن، یه ملت اینجا حضور داره! این چه اهمیتی برای اون داره؟‬

‫ما اینجا هستیم! - کجا؟ ما کجاییم؟‬

‫ما اینجا روی زمین هستیم، اون اونجا در کاخ سفیده. اون شجاعت ما رو نداره.‬

‫مردم شکست‌ناپذیر اینجا هستند.‬

‫اما رهبران شکست‌ناپذیر اینجا نیستند!‬

‫میان. - آه، میگه رهبران میان!‬

‫چه هیجان‌انگیز. میان.‬

‫چطور این‌قدر آرومی، موسی؟‬

‫دیگه نمی‌دونم! اوضاع خیلی از حد گذشته!‬

‫اوضاع؟‬

‫چه نگران بشیم چه نشیم، این اتفاق میفته‬

‫داری مثل مسی بازی می‌کنی!‬

‫اون کارساز نبود.‬

‫از شهردار بپرس!‬

‫قضیه چیه؟ - طرفدار فتحی یا حماس؟‬

‫من؟ - آره!‬

من شعبی ام PFLP

‫چرا می‌خندی؟‬

‫- اونا دیگه وجود ندارن!‬

‫راست میگی! دیگه کسی نمونده که آزادمون کنه.‬

‫حالتون چطوره، پدر روحانی؟‬

‫شما بهترین شهردار دنیا هستید.‬

‫و هر کسی هم مخالفه، بره گم شه!‬

‫دارم برای یه نفر می‌فرستمش.‬

‫عمومی بود؟ - نه، فقط ۷۵۹,۰۰۰ نفر می‌بیننش.‬

‫سریع پاکش کن!‬

‫پاک نمی‌کنم، شوخی کردم.‬

‫امشب داریم یه بیانیه آماده می‌کنیم‬

‫در رابطه با اتفاقی که با برادر ترامپ افتاد...‬

‫برادر محترممون ترامپ...‬

‫و ایوانکا.‬

‫نه نه، کاری به کار ایوانکا نداشته باش.‬

‫هیچ‌کس تا حالا از ایوانکا انتقاد نکرده!‬

‫کاری به کار اون نداشته باش‬

‫امروز کی با منه؟ توی ماشین؟ کجاست؟‬

‫چه خبر مرد؟‬

‫اوضاع چطوره؟‬

‫آره؟ مشکل رو حل کردید؟‬

‫ابوروحى کجاست؟‬

‫چرا یه ساعت وقت می‌خواد!‬

‫اسرائیلی‌ها توی «عین قینیا» هستن.‬

‫ورودی رام‌الله رو بستن؟‬

‫ماشین‌های ما کجان، نمی‌تونن وارد بشن؟‬

‫پسر، ولی فاضلاب داره خیابون‌ها رو پر می‌کنه!‬

‫خالد، ما مشکل اونجا رو حل کردیم‬

‫الان دارن فقط خیابون رو می‌شورن‬

‫ما به راه‌حل‌های دائمی نیاز داریم، نمی‌تونیم هر روز فقط آتیش خاموش کنیم!‬

‫خالد، خالد، خالد!‬

‫مشکل اونجا چیه؟‬

‫یه آتیش‌سوزی لعنتی! دارن سطل زباله رو می‌سوزونن‬

‫دارن لاستیک‌ها و همه‌چیز رو می‌سوزونن، وحشتناکه!‬

‫بچه‌ها، کی این آتیش رو درست کرده؟‬

‫نمی‌دونم مرد! نمی‌دونم!‬

‫خدا می‌دونه کی این کار رو کرده!‬

‫اون شلنگ کارساز نیست.‬

‫بچه‌ها، داریم براتون یه ماشین آتش‌نشانی می‌فرستیم.‬

‫بذارید یه چیزی بهتون بگم.‬

‫وقتی توی خیابون‌ها آشغال می‌ریزید،‬

‫تصور کنید پدر یا عموی خودتونه که داره اون رو تمیز می‌کنه!‬

‫باید از خودتون خجالت بکشید! هم به خاطر اون و هم به خاطر کشوری که دارید خرابش می‌کنید‬

‫چیزی که حتی مهم‌تره اینه که یه روز ما از شر اشغالگری خلاص می‌شیم،‬

‫که بدترین زباله در کشور ماست‬

‫ان‌شاءالله برای همیشه از شرش خلاص می‌شیم.‬

‫درود بر مجروحان و شهدای ما.‬

‫این کشور ماست و باید حفظش کنیم! ممنون از همگی.‬

‫چه خبر، بچه‌ها؟‬

‫توی منطقه ما فاضلاب راه افتاده، توی روستای ریهام.‬

‫همگی اهل کجا هستید؟ «عین قینیا». ما گوسفند داریم.‬

‫من باید گوسفندها رو ببرم اونجا ولی نمی‌تونم، روزی یکی دو تا رو دارم از دست میدم.‬

‫به خدا هیچ‌چیز درست نیست. مشکل فاضلاب قضیه بزرگیه.‬

‫فقط کافیه از دره بگذرید تا بوی بدش رو احساس کنید!‬

‫بهش رسیدگی می‌کنم، نگران نباشید.‬

‫من علیه شهرک‌نشینان اسرائیلی شکایت کردم چون دارن آب کشاورزی ما رو آلوده می‌کنن.‬

‫درخت‌های زیتون ما رو سوزوندن و آب ما کاملاً آلوده شده.‬

‫من شکایت کردم ولی همه‌اش بیهوده بوده. آب هنوزم همون‌طوریه.‬

‫بله، متأسفانه‬

‫پس هر کاری هم که بکنید، بی‌فایده‌ست‬

‫مالک، کجایی؟‬

‫چرا دوباره توی دره فاضلاب راه افتاده؟‬

‫باید همین الان کل شهرداری رو تعطیل کنی و همه رو بیاری تا درستش کنن!‬

‫نباید این رو برای یک روز و کل شب رها کنی‬

‫و بعد بپرسی که آیا کس دیگه‌ای بهش رسیدگی کرده یا نه.‬

‫شماره‌ام رو داری، بهم زنگ بزن!‬

‫من واقعاً نمی‌تونم با این وضعیت مسخره کنار بیام.‬

‫مرد، آروم‌تر!‬

‫الو؟ - باباست.‬

‫این یکی قشنگه، لولو.‬

‫وقتی که شوکه به نظر می‌رسیدم؟‬

‫و این یکی هم قشنگه‬

‫بذار ببینمش، چه لباس قشنگی.‬

‫این یکی رو می‌بینی؟‬

‫این یکی رو دیدی؟‬

‫بذار ببینم.‬

‫فرح!‬

‫بیا اینجا، بذار دستت بندازیم باید برم، کلاس دارم!‬

‫بیا بذار مسخره‌ات کنم. - کلاس دارم!‬

‫نگاه کن!‬

‫اینجا رو نگاه کن بابا، خیلی خوب افتادی.‬

‫اون موقع که همه موهام مشکی بود‬

‫نه سفید.‬

۸۱-۶

‫۸۱-۶ بدون چین و چروک.‬

‫۸۱-۶ مامان... واو بود.‬

‫هیئت پارلمانی آلمان جلسه اطلاع‌رسانی‬

به فلسطین خوش آمدید، به رام‌الله خوش آمدید. مطمئن نیستم که همه بتوانند

تصور کنند که شما به عنوان یک مرد در فلسطین با چه مشکلاتی روبرو هستید.

مثلاً وقتی شما تحت اشغال هستید، ما نمی‌توانیم تصفیه‌خانه فاضلاب

داشته باشیم، زیرا کنترلی بر زمینی که بخشی از رام‌الله است، نداریم.

برای انجام این کار به اجازه اسرائیلی‌ها نیاز داریم و در حالی که همیشه بدون اجازه

اسرائیل شروع می‌کنیم، هنوز پروژه‌های استراتژیک ما هستند که باید نصب شوند. بله،

‫خب یه سوال دیگه، موسی...‬

‫کاری که ما سعی داریم بکنیم اینه که‬

‫فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها رو دور هم جمع کنیم تا به جامعه اسرائیل آموزش بدیم.‬

‫آیا این چیزی هست که شما...‬

‫...بتونید به ما کمک کنید؟ نزدیک کردن مردم به همدیگه؟‬

‫منظورمون در سطح دولت نیست مثلاً در سطح دانشجوها صحبت می‌کنیم.‬

می‌دونی، اینی که میگی ه به خاطر مذاکراته؟ به خاطر اینه که دوربین‌ها دور و برمون باشن

و به همه دنیا بگن که ما دور هم نشستیم، داریم مذاکره می‌کنیم، خروجی این مذاکرات چیه؟

‫من ترجیح میدم این‌طور بازگو کنم که‬

‫واضحه که الان زمان سیاسی مناسبی برای جمع کردن دو طرف در کنار هم نیست.‬

‫این هم چیزیه که ما به عنوان جامعه بین‌المللی باید به رسمیت بشناسیم.‬

‫الان زمان مناسبی برای جمع کردن اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها نیست.‬

‫من این رو درک می‌کنم.‬

‫چیزی که برام سواله اینه که...‬

‫چه چیزی باید به دست بیاد‬

‫تا اعتماد دوباره ساخته بشه و بتونیم به مرحله‌ای برگردیم که‬

‫به عنوان مثال، همون‌طور که هیئت ما خواستارشه‬

‫تبادل در سطح محلی امکان‌پذیر باشه...‬

‫...دوباره.‬

وقتی در مورد دولت محلی صحبت می کنید هدف اصلی برای هر شهر، می دانید، از

شهر برلین تا بهبود کیفیت زندگی شهروندان ما، این هدف اصلی است. این هدف

مشترک است، بله؟ و در سال 2002، علائم اسرائیلی، سربازان به رام الله

حمله کردند و به بیشتر شهرهای فلسطینی حمله کردند، به منطقه A حمله کردند.

و آنها زیرساخت ها را در منطقه A تخریب کردند و بیشتر ساختمان های ساختمان دولتی را تخریب

کردند و حتی این تالار شهر تا حدودی در آن زمان

تخریب شد. من در مورد دیگری به شما خواهم گفت.

قبرستان قبرستان میتونی تصور کنی؟ ۱۵ سال طول

کشید تا مجوز اسرائیلی رو برای داشتن این قبرستان

بگیریم. ۱۵ سال این کارخانه نیست، سلاح هسته ای

نیست، یک قبرستان است. ۱۵ سال طول کشید. فرودگاه

اسرائیل، ما اجازه نداریم از فرودگاه اسرائیل

استفاده کنیم، در حالی که اکثر ما با من به کانادا،

به ایالات متحده، به روسیه، به ایتالیا، به آلمان سفر کردم. ما می توانیم به همه جا برویم،

اما اجازه نداریم به بیت المقدس که یهودیان است برویم. بنابراین شاید از ما می پرسید چرا مایل

نیستید زیرا ما مایل نیستیم با دوستتان بنشینیم و دوستی به برخی از الزامات نیاز دارد. آه.

‫من البته این رو کاملاً درک می‌کنم‬

‫و شما به عنوان یک ملت می‌تونید هر استراتژی رو که...‬

‫منظورم اینه که، شما تحت اشغال هستید، باید مقاومت کنید.‬

‫هیچ شکی در اون نیست.‬

‫اما فقط از دیدگاه استراتژیک برام سواله.‬

‫آیا این استراتژی‌ایه که شما رو یک قدم نزدیک‌تر می‌کنه به‬

‫نه تنها یک کشور مجازی، بلکه یک کشور واقعی‬

‫که مستقل و پایدار باشه؟‬

می‌دونی، شاید باید یه چیزی رو بگم، به عبارت دیگه، این در مورد کرامت

انسانیه، این در مورد کرامته و وقتی صحبت از کرامت خودت میشه، این

قابل قبول نیست. خب، وقتی احساس کنیم که با ما مثل برده رفتار نمیشه و

اونا ارباب ما نیستن، ما آماده‌ایم هر کاری ازمون بخوان رو انجام بدیم،

وقتی که منو تهدید میکنن که همه ی لباس هام رو جلوی

همه دربیارم اونم زیر تهدید سلاح یه بچه نوجون. پس این

در مورد کرامته، آره، و وقتی صحبت از کرامت میشه،

فکر می‌کنم چیزیه که نمیشه درست در موردش مذاکره کرد.

‫دیوید؟‬

‫به نظرت مردم توی آمریکا‬

‫درباره اتفاقاتی که اینجا میفته چیزی می‌دونن یا می‌شنون؟‬

‫مطمئن نیستم.‬

‫می‌دونی؟ با وجود تمام کارهایی که می‌کنیم‬

‫گاهی وقت‌ها حسادت می‌کنم.‬

‫وقتی از شهرهای دیگه دیدن می‌کنم حسادت می‌کنم.‬

‫کارهای خیلی زیادی هست که اون‌ها می‌تونن بکنن و ما نمی‌تونیم.‬

‫نه به خاطر اینکه خودمون نمی‌خوایم، فقط دست ما نیست.‬

‫برای نیکولا لباس داری؟‬

‫تنها نماینده مشروع ما، برادرم موسی.‬

‫خدا به همراه همگی. عید پاک مبارک.‬

‫عید پاک مبارک و ان‌شاءالله دل‌های همه‌مون پر از شادی باشه.‬

‫امیدوارم سال آینده در عید پاک‬

‫در قدس زیر سایه رهبری رئیس‌جمهور عباس باشیم‬

‫و دعا می‌کنیم همه فلسطینی‌ها سال آینده عید پاک رو در قدس جشن بگیرن‬

‫به اسمی برای فواره فکر کردی؟‬

‫بهش بگیم فواره شهرداری یا یه اسم براش بذاریم؟‬

‫نه، بهش می‌گیم فواره پارک‬

‫من این رو دوست ندارم! چرا اسمش رو چیزی مثل...‬

‫«فواره زندگی»! «فواره عشق»! یا هر چیز دیگه‌ای نذاریم؟‬

‫ولی یه چیز قشنگ!‬

‫فواره باید یه اسم داشته باشه، وگرنه مردم هر چی دلشون بخواد صداش می‌کنن.‬

‫بعضی‌ها بهش می‌گن فواره شهرداری، یا فواره پارک، یا فواره رام‌الله.‬

‫یه اسم مشخص براش بذار.‬

‫اما بیا قبل از اینکه مردم براش اسم بذارن، ما این کار رو بکنیم.‬

‫این یکی که بزرگ‌تره...‬

‫باید به شکل دیگه‌ای انجامش بدیم‬

‫با شعار همخوانی نداره.‬

‫بهش گفتم این‌ها رو اینجا به هم وصل کنه، و بعد شعار رو بالا بذاریم.‬

‫چرا می‌خوای به هم وصلشون کنی؟‬

‫باید «WeRamallah» به هم چسبیده باشه.‬

‫این دو تا کلمه‌ست.‬

‫نه، باید چسبیده باشه،‬

‫تا بتونیم حرف «R» رو به عنوان «are» بخونیم‬

‫باید چسبیده باشه‬

‫مشکل ما اینه که فکر می‌کنیم تنها کسانی در دنیا هستیم که مشکل داریم.‬

‫و مشکلات دارن هویت ما رو تعریف می‌کنن!‬

‫و بدترین چیز اینه که فکر می‌کنیم کل دنیا شب خوابش نمی‌بره‬

‫چون نگران ما هستن!‬

‫بی‌خیال مرد، هیچ‌کس نگران نیست.‬

‫به خدا، یه بار یه مرد نیجریه‌ای بغلم کرد و شروع کرد به گریه کردن!‬

‫«چی داری می‌گی؟ شما توی شهرهاتون اسیر هستید؟ و یه دیوار دورتون کشیده شده؟»‬

‫«و بعضی‌ها دارن توی محله‌های اقلیت‌نشین (گتو) زندگی می‌کنن؟»‬

‫فکر می‌کردم ما یه دولت سوسیالیستی داریم! تصور کن!‬

‫وای...‬

‫ما اونجا سفیر نداریم؟‬

‫بهت می‌گم، مردم چیزی درباره ما نمی‌دونن!‬

‫ما نمی‌تونیم لحن مناسبی رو پیدا کنیم تا مسائل رو به مردم منتقل کنیم، مرد.‬

‫نمی‌تونیم پیداش کنیم.‬

‫روز افتتاح سفارت آمریکا‬

‫این در حد استانداردها نیست.‬

‫درسته.‬

‫هر سال، همون آشفتگی، همون داستان.‬

‫مسیر راهپیمایی خیلی طولانیه. سازماندهی واقعاً بده.‬

‫پیاده‌روی خیلی زیادی داره.‬

‫پوزش می‌خوام کلامتون رو قطع می‌کنم، اما به‌روزرسانی جدیدی از وزارت بهداشت دریافت کردیم‬

‫تا این لحظه، آمار در غزه به ۱۶ کشته و بیش از ۵۰۰ مجروح رسیده است.‬

‫...در اعتراض به انتقال رسمی سفارت آمریکا.‬

۱۳:۴۹

‫برگرد به آخرین بیانیه معاون رئیس‌جمهور، پنس‬

‫همونی که توش گفت می‌خواد از مسیحیان در فلسطین محافظت کنه.‬

‫یه جایی توی سخنرانی‌شه، برو پیداش کن.‬

‫و توی بیانیه‌مون، یه چیزی شبیه به این بنویس...‬

‫«ما به عنوان مسیحی خواستار محافظت از سوی هیچ‌کسی نیستیم.‬

‫ما خواستار محافظت کل جهان در برابر فشارهای اشغالگری هستیم.»‬

‫باشه؟‬

‫باشه‬

‫این چتر کلی ماست.‬

‫اگه می‌تونی لطفاً امشب یه پیش‌نویس آماده کن.‬

‫برای مجروحانمون آرزوی بهبودی سریع داریم...‬

‫...و خداوند ما را حفظ کند.‬

‫چی شده موسی؟‬

‫تصاویری که از غزه میاد...‬

‫وحشتناکند.‬

‫اخبار بین‌المللی با ما همراه باشید‬

‫ببین چطور شهرک‌ها سراسر اطراف رام‌الله رو پر کردن.‬

‫شرط می‌بندم از همین‌جا می‌تونم با سنگ بزنمش.‬

‫رام‌الله کلاً از دست رفته.‬

‫ببین ماه چقدر قشنگه.‬

‫اما با وجود اون‌ها اینجا، منظره خراب شده.‬

‫انگار دارن خفه‌مون می‌کنن.‬

‫حتی وقتی کاری انجام نمیدن هم، خفه‌کننده‌ست‬

‫باید روی پشت‌بام‌ها مهمونی بگیریم.‬

‫تا ببینن که داریم جشن می‌گیریم، همین‌طوری بی‌دلیل.‬

‫می‌تونید ما رو توی مخروبه بذارید، ولی ما باز هم جشن می‌گیریم.‬

‫فدراسیون آمریکایی رام‌الله فلسطین کنگره سالانه‬

امشب باید فروتنانه به شما یادآوری کنم که آزادی‌ای که شما از آن برخوردارید،

دقیقاً همان چیزی است که ما از آن محروم هستیم، .

‫محل‌های دفن زباله در فلسطین یک معضل بزرگ هستند‬

‫و ما قادر به ساختن موارد جدید نیستیم.‬

‫هر شهرداری در زمین روی اراضی خودش کنترل داره‬

‫اما در فلسطین، ما روی هیچ بخشی از اون کنترل نداریم‬

‫آکسفورد، انگلستان‬

ما پول خودمان را نداریم، ما از پول رایج اسرائیل

استفاده می‌کنیم. ما نمی‌توانیم به دریایی که

از بالای تپه‌هایمان می‌بینیم، برویم. ما نمی‌توانیم

از اورشلیم که 10 مایل دورتر است، دیدن کنیم.

ما نمی‌توانیم بدون اجازه اسرائیل، مرکز فاضلاب و تصفیه‌خانه بسازیم. ما

از هر طرف توسط شهرک‌های اسرائیلی که طبق قوانین بین‌المللی غیرقانونی

هستند، احاطه شده‌ایم و این شهرک‌نشینان از اندک منابعی که ما داریم، با

مصونیت استفاده کرده‌اند. لطفاً به فلسطین بیایید و خودتان این را ببینید.

‫لحظه‌شماری می‌کنم تا شب ببینمش!‬

‫هنوز تموم نشده.‬

‫نه؟‬

‫فقط همین‌طوری راه نرو و مشتری‌ها رو فراموش نکن‬

‫خدمات‌دهی به مشتری‌ها اینجا توی پارک باید از هر رستورانی توی شهر بهتر باشه‬

‫سفارش رو می‌گیری‬

‫در عرض ۲۰ دقیقه غذا آماده‌ست، قلیون آماده‌ست، زغال‌ها آماده‌ان.‬

‫همه اینجا وی‌آی‌پى هستن‬

‫از شهردار گرفته تا کم‌اهمیت‌ترین آدم، همه‌شون‬

کسی حرفی برای گفتن داره؟‬

آیا مدیر خاصی اذیتتون می‌کنه؟ چیزی هست‬

حاتم رو مخمه.‬

‫، حاتم رو مخ همه است. چیز جدیدی نیست‬

‫خیلی خب، خسته نباشید بچه‌ها، ممنون‬

‫اولین مورد در دستور کار. سفر شاهزاده ویلیام.‬

‫اون فقط میاد اینجا یا...؟‬

‫مطمئن نیستم، چیزی به من نگفتن.‬

‫اما مطمئنم که هم از ما و هم از اون‌ها بازدید می‌کنه.‬

‫اما یک چیز قطعیه‬

‫وقتی تاریخچه خاندان سلطنتی رو می‌بینید، می‌فهمید که اون‌ها اصلاً دخالت سیاسی ندارن.‬

‫علاوه بر این، این مرد به ورزش علاقه‌منده و ارتباطی با مسائل سیاسی نداره.‬

‫باز هم پوزش می‌خوام بابت پرسشم، اما کی دعوتش کرده؟ آیا دعوت شده یا فقط یه سفر شخصیه؟‬

‫تمام مصائب و سختی‌های کشور ما از نظر تاریخی از بریتانیا شروع میشه‬

‫از سیر تا پیاز!‬

‫نمی‌تونیم در این مورد مخالفت کنیم.‬

‫نمی‌تونیم در این مورد مخالفت کنیم.‬

‫یه سوال پیش میاد...‬

‫آیا بریتانیا در افتتاح سفارت در قدس مشارکت داشته؟‬

‫نه، نه. - نه!‬

‫قطعاً نه!‬

‫فکر می‌کنم این یک موضع پیشرفته در مقایسه با بیانیه بالفور باشه‬

‫اگه هر کسی رو که هم از ما و هم از اسرائیل بازدید می‌کنه تحریم کنیم‬

‫در نهایت تنها می‌مونیم و هیچ‌کس رو نخواهیم دید.‬

‫از آنجا که سفرش درباره ورزشه و بازدید از فلسطین‬

‫فکر می‌کنم در هر صورت این یه انگیزه و تقویت برای رام‌الله باشه.‬

‫ابو عوس، ما نمی‌تونیم فردا با سفر شاهزاده ویلیام، بیانیه بالفور رو حل کنیم.‬

‫امسال صدمین سالگرد بیانیه بالفور رو جوری جشن گرفتن انگار یک فتح بریتانیایی بوده!‬

‫نه ویلیام! نه ویلیام!‬

‫دولت.‬

‫نخست‌وزیر.‬

‫بله! چند ماه پیش. حرفم رو می‌فهمی، موسی؟‬

‫بله، اما اگه خاندان سلطنتی رو در حال رقص توی عروسی شاهزاده هری می‌دیدید‬

‫منظورم اینه که...‬

‫اون‌ها خیلی...‬

‫اون‌ها فامیل‌های سببی ما هستن. بله، فامیل‌های ما هستن.‬

‫خیلی خب، پس بیاین بررسی کنیم چه نوع بازدیدی از طرف مقابل خواهد داشت.‬

‫اشغالگران اسرائیلی. بهتره نگیم «طرف مقابل»‬

‫می‌خواید فردا همه با هم بازی رو تماشا کنیم؟‬

‫آره؟‬

‫سیگار الکترونیکی من کجاست؟‬

‫دودش بوی خوبی نمیده.‬

‫سیگارهای بابا بوی باد شکم میدن.‬

‫آره، واقعاً بوی بدی میدن‬

‫بابا، همش می‌خوای سرت تو گوشی باشه؟‬

‫ذهنم...‬

‫خیلی درگیره.‬

به شاهزاده ویلیام قول داده شده بود که از این سوی مرز، دیدگاه

متفاوتی به او عرضه شود و امروز این همان چیزی است که او به دست آورد

و اینکه چه زندگی متفاوتی اینجا نسبت به اسرائیل در جریان هست

دیروز ویلیام با رهبران سیاسی اسرائیل ملاقات کرده بود

امروز در رام الله با رهبران فلسطینی دیدار کرد

محمود عباس، رئیس جمهور فلسطین، گفت: امیدوارم سفر بعدی شما

زمانی باشد که ما استقلال کامل خود را به دست آوریم

داستان مردم فلسطین اغلب تنها از دریچه‌ی سختی‌ها و درگیری‌ها روایت

می‌شود، اما داستان دیگری هم هست که امروز افتخار داشتم شاهد آن باشم

امروز بعد از ظهر در رام الله شاهد نمایشی فراموش

نشدنی از فرهنگ و مهمان نوازی فلسطینیان بودم.

همچنین از اینکه چه تعداد زیادی از مردم منطقه

خواهان صلح عادلانه و پایدار هستند، شگفت زده شدم

این تنها دو شاهد در میان جوانانی است که من ملاقات کرده‌ام، اینها آرزوهای

عجیب و غریب نیستند، بلکه آرزوهای مشترک مردم در همه جای دنیا هستند.

‫دیروز توی فیس‌بوک صحبت‌های زیادی مطرح بود.‬

‫شکایت؟‬

‫نه، برعکس‬

‫درباره یک رهبر جدید در کشور.‬

‫یک رهبر خوب.‬

‫کل فیس‌بوک داره درباره شهرداری رام‌الله صحبت می‌کنه‬

‫بازدید ویلیام، فواره.‬

‫داری برامون چشم‌زخم میاری، عبدالله.‬

‫«شهردار موسی امروز ثابت کرد کشوری که شامل رام‌الله باشه، بزرگ‌تر از فقط یک کشوره،‬

‫و شهرداری رام‌الله بزرگ‌تر از فقط یک شهرداریه.‬

‫اون تمام نهادهای شهر رو ادغام کرد و حالا داریم نتایجش رو می‌بینیم.»‬

‫یکی از بچه‌های اخبار رام‌الله بهم زنگ زد‬

‫بهم گفت فقط توی یک ساعت ۹۰,۰۰۰ بازدید داشته!‬

‫توی یک ساعت!‬

‫کامنت‌ها دارن سرازیر میشن! افرادی که از ما خوششون میاد، و کسایی که نمیاد.‬

‫خیلی زیاده!‬

‫وقتی قبل‌تر توی اون مراسم بودیم، شنیدم که مردم می‌گفتن:‬

‫«ببینید شهرداره، بیاین بریم باهاش صحبت کنیم!»‬

‫این مراسم فقط برای غرور و برندسازی شهرداری بود! اون‌ها هیچ تلاشی نکردن تا چالش‌هایی رو که اشغالگری برامون ایجاد کرده نشون بدن.‬

‫از زمانی که سفارت آمریکا شش ماه پیش به قدس منتقل شد‬

‫نیروهای اسرائیلی در سراسر کرانه باختری جری‌تر شده‌اند.‬

‫تهاجم ارتش اسرائیل به رام‌الله تنها از نظر شدت افزایش یافته است.‬

‫ارتش به کسب‌وکارهای محلی حمله کرده و دوربین‌های مداربسته را ضبط می‌کند...‬

‫به این بهانه که به دنبال تصاویری از افراد مسلحی هستند که به سمت شهرک‌نشینان اسرائیلی شلیک کرده‌اند‬

‫ما یه تماس تلفنی داشتیم که تهدید کردن اگه مغازه رو باز نکنیم درش رو منفجر می‌کنن‬

‫ما باز کردیم و اون‌ها دو تا گزینه پیش رومون گذاشتن:‬

‫فیلم‌های امنیتی رو بهشون بدیم، یا اینکه خودشون بشینن و به همراه ما تماشا کنن‬

‫بنابراین اومدن و تقریباً یک ساعت تماشا کردن.‬

‫شما نمی‌تونید بیاید اینجا، اینجا محل کار ماست!‬

‫اینجا محل ماست!‬

‫ما شما رو به مراجع بین‌المللی گزارش می‌دیم، شما نمی‌تونید بیاید اینجا!‬

‫شماها همین‌جا بمونید! همون‌جا بمونید!‬

‫اونا جلوی کافه‌ان، پسر!‬

‫اونجا هستن، اونجا هستن!‬

‫بندازش! بندازش!‬

‫من توی شهرداری گیر افتادم.‬

‫ارتش داره دنبال دوربین‌های مداربسته می‌گرده.‬

‫آره، الان توی تعمیرگاه هستن، دارن ماشین‌ها رو می‌گردن.‬

‫درست بیرون محوطه‬

‫نترسید، نگران نباشید.‬

‫علاء، از پنجره فاصله بگیر.‬

‫دارن میان سمت شهرداری.‬

‫دارن میان شهرداری. دارن میان.‬

‫سلام، آقای موسی.‬

‫من جهاد برکات هستم، خبرنگارم.‬

‫سلام جهاد.‬

‫می‌خواستم بپرسم که آیا وارد شهرداری شدن یا نه؟‬

‫نه، نه. هنوز وارد ساختمان نشدن.‬

‫الان جلوی دروازه‌ها هستن و دارن محوطه روبروی شهرداری رو می‌گردن.‬

‫توی پارکن؟‬

‫نه، هنوز وارد نشدن.‬

‫الان همه‌شون شهرداری رو محاصره کردن.‬

‫علاء، از پنجره فاصله بگیر.‬

‫من پشت توری پنجره ایستادم ولی تو پشت شیشه‌ای، اونا می‌تونن ببیننت.‬

‫اما من نگرانت هستم!‬

‫نگران نباش!‬

‫رئیس، بیا فقط برگردیم به دفترت! - نگران نباش، نگران نباش.‬

‫دارن شما رو زنده نشون میدن. دارن بیرون شهرداری فیلم‌برداری می‌کنن.‬

‫الان می‌تونی من رو پشت پنجره ببینی؟‬

‫باید اعلام کنیم که ما هیچ دوربین مداربسته‌ای نداریم؟‬

‫نه، نباید چیزی اعلام کنیم‬

‫بذار بیان تو. اگه بیان تو...‬

‫چون من اینجا هستم، یه بیانیه صادر می‌کنیم.‬

‫اگه اومدن داخل، باید پخش زنده بگیری.‬

‫منظورت چیه؟‬

‫یعنی چی چطوری؟ فقط فیس‌بوک رو باز می‌کنی و شروع می‌کنی به صحبت کردن.‬

‫فکر می‌کنی من بلدم این کار رو بکنم؟‬

‫اگه این اتفاق افتاد باید دربارش صحبت کنیم.‬

‫نه الان.‬

‫نترسید. نترسید.‬

‫بیایم پیش شما؟‬

‫هیچ‌کس نمیاد اینجا!‬

‫این دستور منه، هیچ‌کس نمیاد.‬

‫من از شهردار دستور دارم که کسی نباید بیاد.‬

‫کسی از ما رو گرفتن؟ نه، هنوز نه.‬

‫نمی‌دونم دارن چیکار می‌کنن. ما نمی‌دونیم.‬

‫رفتن به رستوران.‬

‫دارن یه نفر رو دستگیر می‌کنن.‬

‫آخ، طفلکی، فکر کنم همون پسره‌ست که لاله. اون که چیزی نمی‌دونه.‬

‫دارن یه نفر رو توی رستوران کتک می‌زنن.‬

‫نرو بیرون! تو! نرو بیرون!‬

‫نرو بیرون! یه کم صبر کن، پسر. صبر کن!‬

‫گازه، بچه‌ها!‬

‫بچه‌ها! گازه! درها رو باز نکنید.‬

‫بچه‌ها، تو رو خدا! در رو ببندید!‬

‫برای شهردار دستمال بیارید!‬

‫بیا این رو بگیر، بیا این رو بگیر.‬

‫بچه‌ها بهتون گفتیم که این گاز خیلی بده.‬

‫برای خبرنگار آمبولانس خبر کنید. آمبولانس بگیرید. یه خبرنگار هست که...‬

‫نفس عمیق بکش. نفس بکش. نفس بکش.‬

‫به چشم‌هات دست نزن!‬

‫چشمام...‬

‫این موسی حدیده.‬

‫بذارش روی بینیت.‬

‫سرت رو به عقب نگه دار.‬

‫چه اتفاقی داره میفته؟ دارن توی خیابون دنبالشون می‌کنن.‬

‫مواظب باش، مواظب باش.‬

‫الو، صدام رو می‌شنوی؟‬

‫بله قربان. اون‌ها عقب‌نشینی کردن و بچه‌ها دارن دنبالشون می‌کنن‬

‫بله قربان. اون‌ها عقب‌نشینی کردن و بچه‌ها دارن دنبالشون می‌کنن.‬

‫عقب‌نشینی کردن؟‬

‫درسته قربان. هنوز گاز زیادی توی هواست.‬

‫تموم شد، مگه نه؟‬

‫تموم شد؟‬

‫تموم شد، تموم شد.‬

‫خبرنگارهای بیرون می‌خوان باهاتون عکس بگیرن.‬

‫با من؟ چرا؟‬

‫شما قهرمان‌های این نبرد هستید، من فقط اینجا نشستم و تماشا کردم.‬

‫ما همه مثل همیم. بیاید بریم بیرون باهاتون چند تا عکس بگیریم.‬

‫حالتون چطوره؟‬

‫خدا رو شکر که حالتون خوبه.‬

‫ما اخیراً شاهد این بودیم که ارتش به طور روزانه به شهر هجوم میاره.‬

‫فکر می‌کنید می‌خوان پیامی رو برسونن؟‬

‫فکر می‌کنم می‌خوان بهمون یادآوری کنن که هنوز تحت اشغال هستیم.‬

‫اما ما هیچ‌وقت وجود اشغالگری رو فراموش نمی‌کنیم.‬

‫ما همیشه دربارۀ این صحبت می‌کنیم که فلسطین اشغال شده‬

‫اما چیزی که رام‌الله این روزها شاهدشه، تلاشی برای تحقیر کردن ماست‬

‫و اینکه به ما نشون بدن همیشه اینجا حضور دارن‬

‫اما این همیشه پاسخ ما خواهد بود‬

‫هر کاری که بکنید، این سرزمین مال ماست. این شهر مال ماست.‬

‫تمام تلاش‌های شما برای کنترل این شهر شکست خواهد خورد‬

Now all the stones will be in the fountain.

‫خسته نباشید، بچه‌ها.‬

‫بله، البته که من بیرون نرفتم. ارتش جلوی در بود. و ما پشت شیشه بودیم.‬

‫آره، نه، نگران من نباش. بلدم چیکار کنم.‬

‫آره، نه، نگران من نباش.‬

‫پسر، اون‌ها نمی‌تونن همین‌طوری به شهر هجوم بیارن و...‬

‫منظورم...‬

‫نمی‌دونم. اوضاع ما داغونه.‬

‫فواره آسیب دیده بود.‬

‫واقعاً؟!‬

‫آسیب دیده بود. در واقع هر دو فواره. همونی که پشته و همونی که جلویه.‬

‫چرا؟! با سنگ‌ها؟ آره، با سنگ‌ها.‬

‫داشتن از محوطه روبروی شهرداری به سمت پارک سنگ پرتاب می‌کردن‬

‫برای همین سنگ‌ها به فواره خوردن.‬

‫فردا صبح بهش رسیدگی می‌کنیم.‬

‫آره، صبر کن. الان نرو، ممکنه برگردن.‬

‫احتمالش هست که تجهیزاتش آسیب دیده باشن؟‬

‫نمی‌دونم.‬

‫ولی شنیدم که اون‌ها چند تا عکس با درخت گرفتن.‬

‫کی؟ سربازها با درخت عکس سلفی گرفتن.‬

‫واقعاً؟ - آره.‬

‫این ویدیوی ارتشه. می‌بینی؟‬

‫این ابعاد یه زمین والیبال نیست!‬

‫چرا این‌طوری کشیدنش؟‬

‫چون زمین اندازۀ مناسبی نداره.‬

‫سایه‌بون گرون تموم میشه؟‬

‫گرون و ناسالمه!‬

‫دانش‌آموزها به آفتاب نیاز دارن!‬

‫طرز تمیز کردن تخته توجه من رو جلب کرد.‬

‫فکر کنم با چیزی تمیزش می‌کنن که بهش آسیب می‌زنه.‬

‫تمیزه ولی نوشتن روش سخته!‬

‫فکر کنم مشکل از تخته‌پاک‌کنه.‬

‫ببین چقدر شبیه زندانه؟ - واقعاً شبیه زندانه‬

‫اول سرود ملی پخش میشه، باشه؟‬

‫مجری اعلام یه دقیقه سکوت می‌کنه، بعد سرود ملی.‬

‫نه، اول سرود ملی، بعد یه دقیقه سکوت.‬

‫باید این رو برای آینده یاد بگیریم.‬

‫سرود ملی همیشه اولین چیزه‬

‫بعدش یه دقیقه سکوت.‬

‫پس اول سرود ملیه.‬

‫یه دقیقه سکوت برای روح جان‌باختگانمون...‬

‫و بعد...‬

‫چرا اونجا دو تا از چراغ‌ها خاموشن؟‬

‫سوختن.‬

‫شش سال زمان نیاز دارم تا از همۀ این‌ها بهبود پیدا کنم.‬

‫جسمی یا روحی؟ روحی‬

‫سلام ثائر، حالت چطوره؟‬

‫عالیه! ممنون‬

‫خدا کمکمون کنه‬

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.