All language subtitles for Persona 5 The Animation - 01

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه و زیرنویس ❀❀Laleh❀❀ www.AnimeSubtitle.ir

دنیا اونجوری نیست که باید باشه

پر از انحرافه و دیگه نمیشه جلوی تباهی رو گرفت

... اونهایی که در برابر سرنوشت و تغییر آرزوها ایستادگی می کنند

جایزه سخاوتمندانه پلیس " برای اطلاعاتی در مورد " دزدان شبح

بعضی وقتها ، بهشون حقه باز گفته میشه

... تو یه حقه بازی

حالا وقت برخواستن در برابر پرتگاه انحراف این دنیاست

شروع می کنیم . آماده اید ؟

! موفق باشی ! مطمئناً دوباره همدیگه رو می بینیم

چی ؟ نکنه دزدهای شبح هستند ؟

! اونجا ! بیاید از شرشون خلاص بشیم

خیلی خوب ! دشمنها روی جوکر تمرکز کردند

! حواس پرت کنی عالی ای بود

واقعاً . اسکول هیچوقت نمیتونه همچین نقشه ای بکشه

برای اینکه اصلاً حس زیبایی شناسی نداره

! خفه شو ، روباه

شماها اگه بخواهید میتونید مهارت شلیک منو تحسین کنید

جوکر ، صدامو میشنوی ؟

گنجینه دزدیده شده رو پس گرفتیم

! اگه الان بتونیم انجامش بدیم ، میتونیم جدا بشیم و فرار کنیم

! فرار ، فرار ! یوهووو

کجا باید همدیگه رو ببینیم ؟

! نگران نباش ، من هدایتت میکنم

! هی ، جوکر

همیشه خیلی باحاله

! من اسمش رو میزارم ، بی پروایی . ای بابا

ها ؟

امکان نداره ! اینها چه معنی ای داره ؟

! کمین کردند

! دستگیرش کنید

ماه نوامبر رهبر دزدان شبح به زندان افتاد

... حدس میزنم داروها خیلی قوی بودند

! خوابت نبره

دوربین چی ؟

فکر کردی میشه ازش به عنوان مدرک ویدئویی استفاده کرد ؟

پس اونقدرها هم احمق نیستی

الان بهت میگم ، فکر نکن به این راحتی ها از اینجا بیرون میری

... جلوگیری از اجرای عدالت ، باجگیری ، توهین و افترا ، تصرف اسلحه ها

میتونیم قتل رو هم بهش اضافه کنیم ، درسته ؟ یه مجموعه کامله

کاری می کنیم که بفهمی

هر کسی باید مسئولیت کامل کارهاش رو به عهده بگیره

ایست

هیچکس دیگه ای وارد اونجا نمیشه

موقعیت فوریه . یه چیزی هست که باید با مظنون تاییدش کنم

نیجیما-سان ، رییستون پشت خطه

در حال انتظار

! اسمت چیه ، آشغال کوچولو

جواب نمیدی ؟

اگه حرف نزنی ، دوستات بجای تو زجر میکشند

! داره بلوف میزنه ! اونها فقط منو دستگیر کردند

این چیزیه که می خواهی بگی ، درسته ؟ اشکالی نداره

میتونی باور کنی یا نکنی

... آمامیا رن

اعترافت رو امضا کن

نزار حرفم رو تکرار کنم

... نیجیما ، این پرونده دیگه از دست تو خارج شده

تا تاییدش نکنم راضی نمیشم

رییس ، این پرونده منه

وقتی تو اینجوری باشی من هیچوقت برنده نمیشم . پس زودتر اقدام کردم و موضوع رو با اونها شفاف کردم

موفق باشی ، اما انتظار زیادی ندارم

زمانت کوتاهه . نمیتونیم بهت اجازه بدیم برای مدت طولانی باهاش حرف بزنی

به هر حال ، روشهاش هنوز ناشناخته اند

حتی فقط حرف زدن با اون رو هم نمیتونیم تضمین کنیم که امن باشه

متوجه شدم

... پس تو بودی

بقیه کجا هستند ؟

دستگیر نشدند

تو تنها کسی هستی که بازداشت شدی

... اون عوضی ها

صدای منو میشنوی ؟

تقریباً هر اتفاقی میتونه اینجا بیوفته و من نمیتونم جلوشونو بگیرم

بعلاوه ، وقت نداریم

اگه دلت می خواد سالم بمونی ، با صداقت جوابم رو بده

هدفت چی بود ؟

چرا باعث همچین حوادث بزرگی می شدید ؟

کی و کجا درباره اون دنیا فهمیدید ؟

اصلاً دزدیدن قلب یه نفر دیگه چطور ممکنه ؟

... من

تو یه زندانی ای

زندانی سرنوشت آینده ای که از قبل مهر و موم شده

این یه بازی ناعادلانه است . شانس بردن تقریباً صفره

اما این حقیقت که صدای من به تو میرسه به این معناست که هنوز یه امکان وجود داره

کلید پیروزی در خاطرات هم پیمانانته

حقیقت امیدبخشی که تو و دوستانت بچنگ آوردید

همه اینها شش ماه پیش شروع شد ، در روزی که این بازی شروع شد

لطفاً ، به خاطر بیار

... بخاطر آینده دنیا ... و خودت

تو اسیری آزادی میخواهی ؟

شنبه 9 آپریل

بزهکاری نوجوانان

آکچی فوق العاده نیست ؟

! یه کاراگاه معروفه و هنوز یه دبیرستانیه ! انگار توی یه دنیای دیگه زندگی میکنه

آکچی گورو یه پرونده دیگه رو هم حل کرد ، بعد از اون شیرگانه نائوتو

... به عنوان دومین پرنس کاراگاه اعلان شده و

پاک کردن این اپلیکیشن ؟

ساکورا

لبلانک

وقتی اتوبوس داشت در خلاف مسیر حرکت می کرد ، مسافرها هنوز سوارش بودند

... حتی با اینکه یه وسیله حمل و نقل عمومیه

... چه ترسناک

این روزها چه بلایی سر دنیا اومده ؟

... ائــ

عمودی اسم یه صدفه که برای مزارع مروارید استفاده میشه ؟

اوه ، درسته . قرار بود امروز باشه ، ها ؟

اگه صورت یه زن نباشه ، فوراً فراموشش میکنم

... ائــ

این کافه توی یه کوچه پشتیه ، پس احتمالش کمه که یه ماشین به اینجا برخورد بکنه

تصادف ؟

میدونی ، اون تصادفات عجیب وحشیانه همینطور اتفاق میوفتند

علاقه ای ندارم

باز هم بزودی میایم

... چهار ساعت برای یه فنجون قهوه

پس تو همونی ، ها ؟

آمامیا رن هستم . بخاطرش ممنونم

داشتم فکر می کردم چه جور خلافکاری قراره پیداش بشه ، اما تو اومدی ؟

من ساکورا سوجیرو هستم

... یکی از مشتریهای همیشگیم والدینت رو می شناخت و

آه ، حالا هر چی

دنبالم بیا

اینجا اتاق توست

حداقل بهت ملافه میدم

میتونی بقیه چیزها رو تمیز کنی

درباره اتفاقی که افتاده شنیدم

ایجاد جراحت جسمی ، ها ؟ فکر کنم نمیشه کتابو از روی جلدش قضاوت کرد

... اشتباه می کنید . من فقط

دلم نمیخواد در موردش بشنوم

درموردش هم ازت سوال نمیکنم . فقط منو درگیر نکن

بعد از اینکه سابقه مجرمانه پیدا کردی از دبیرستان منطقه خودتون اخراج شدی

دادگاه دستور داده که منتقل بشی و به اینجا که والدینت باهاش موافقت کردند اسباب کشی بکنی

به عبارت دیگه ، بخاطر اینکه آدم مزخرفی هستی از شر تو خلاص شدند

صادقانه درباره هیچ کدوم از اینها اینجا حرف نزن من اینجا یه کار و کاسبی دارم

برای سال بعد مراقب رفتارت باش . اگه اتفاقی نیوفته ، از این آزادی مشروط خلاص میشی

آزادی مشروط ؟

زمانی که تحت نظارت خواهی بود . تا بهار بعدی ، درسته ؟

برای همین قول دادم برای یک سال اینجا قبولت کنم

ما فردا به شوجین میریم

مدرسه شوجین

تو رو به معلمهات معرفی می کنیم

خیلی دانش آموزهای جدید ندارند

بله

بعد از اینکه کافه رو بستم میرم خونه

تمام شب تنها می مونی ، اما کار احمقانه ای نکن

با اولین نشونه دردسر پرتت میکنم بیرون

صدف خوراکیه ؟

... این بعد از ظهر پاکش کردم

به اتاق سرخ من خوش اومدی

این مکان در بین رویا و واقعیت قرار داره ، ذهن و ماده

من ایگور هستم و به عنوان ارباب اینجا خدمت میکنم . اینو یادت باشه

با این حال تعجب کردم . وضعیت این اتاق منعکس کننده وضعیت قلب خود توست

فکرش رو بکنی که به شکل یه زندان شکل گرفته

تو واقعاً زندانی سرنوشتی

مطمئنم که تباهی در آینده نزدیک در انتظار توست

! ساکت ، زندانی

تو در برابر ارباب ما هستی

لازم نیست نگران باشی . یه راهی برای مقابله با تباهی هست

... هرچند اون تنها راهه

مطمئنم دوباره به زودی همدیگه رو می بینیم

تا اون موقع ، فعلاً برگرد به دنیای اصلی خودت

خواب بود ؟

مدرسه شوجین - بخش دبیرستان

یه لطفی به من بکن و بد رفتاری نکن

امروز فقط یه دیدار کوتاهه

اگه اینجا هر دردسری درست بکنی بلافاصله اخراج میشی

راستش رو بخواهی ، توی قبول کردن یکی مثل تو تردید داشتم

اما مسائل مسلمی بود که باید درنظر گرفته میشد

من کاواکامی هستم ، معلم مسئول کلاست . این هم کارت دانش آموزیت

خدمات منزل ویکتوریا

وقتی فردا اومدی اول به دفتر اساتید گزارش بده

از اونجا تو رو به کلاس میبرم

بله

ساکورا-سان ، لطفاً حواست بهش باشه

مراقب باش که بیرون از مدرسه هیچ دردسری درست نکنه

!هی ! اینجا یه خبره ؟! هی ! چیکار داری میکنی ؟

! توقف کن ! قطار رو نگه دار

... دوباره ، بخاطر حادثه مترو ، برنامه تمام قطارها تحت تاثیر قرار گرفته

یه حادثه دیگه ؟ این اواخر خیلی زیاد شده

چرا موافقت کردی منو قبول بکنی ؟

چرا ؟ از من درخواست کردند و به دلایلی قبول کردم که این کار رو انجام بدم

یکی از دلایلش هم اینه که ، بهم پول میدند

در هر حال ، خودت رو درگیر هیچ کار مزخرفی نکن

اگه نمیتونی شکستشون بدی ، بهشون ملحق شو

و مهم نیست چه اتفاقی بیوفته ، طوری وانمود کن که انگار چیزی ندیدی

فهمیدی ؟

بله

حادثه مترو اون روز ... بله ، اون رو هم بخاطر میارم

توی تمام اخبار بودش و یکی از قربانیانش یکی از معلمهای دبیرستانت بود

مدرسه شوجین ، از اون دبیرستانهایی که هر جای شهر پیدا میشه

اما بعد از اینکه رفتن به اونجا رو شروع کردی ، این اطراف مدرسه ارسال میشد

اون موقع ، مردم فکر می کردن که یه شوخیه ، اما موضوع اونجوری نبود

این اولین کارت ویزیت دزدهای شبح بود

هدف یه مدال آور المپیک بود ، یه فارغ التحصیل مدرسه

معلم ورزش ، کاموشیدا سوگورو

اون موقع چه اتفاقی توی مدرسه شوجین افتاد ؟

راستش رو بهم بگو ، همش رو

ساعت اول چی داشتیم ؟

! ائــ ، نمیدونم

... اونجا

از این بارون متنفرم

شکوفه های خوشگلو همه جا پخش میکنه

! دیرت میشه

تاکاماکی ، میخوای برسونمت ؟

بله . خیلی ممنون

اوه ، تو هم همینطور ؟

... اوه ، نه

... مطمئنی ؟ خوب پس

... اون کاموشیدای عوضی

کاموشیدا ؟

کاموشیدا توی اون ماشین بود ، درسته ؟ فکر ... میکنه هر کاری دلش بخواد میتونه بکنه

کاموشیدا

فکر کرده کیه ، پادشاه قصر ؟ موافق نیستی ؟

قصر

تو چته ؟ خیلی حرف نمیزنی

به شوجین میری ، درسته ؟

منظورت مدرسه شوجینه ؟

مدرسه شوجین

سال دومی ... مثل من ؟

تا حالا ندیدمت . توی کدوم کلاسی ؟

هنوز نمیدونم

! نمیدونی ؟ اوه

تو همون دانش آموز انتقالی جدیدی ؟

آره

... پس نمیدونستی . اما

پس یه پسری ، ائــ ؟

ائــ ، یه پسر ؟

لعنتی ! اینقدر دیر شده ؟

بارون خیلی شدید نیست . دیرت میشه

شروع هدایت مسیر

به مقصد رسید

این دیگه چیه ؟ هی ، مدرسه کجا رفت ؟

از من نپرس

جایی رو که اشتباه نپیچیدیم ، مگه نه ؟ اینجا چه خبره ؟

مدرسه شوجین - بخش دبیرستان

منتظر چی هستی ؟ زود باش دیگه ، بیا بریم

... اما

فقط باید بریم داخل و سوال کنیم

... هی

... هی ، هی

این دیگه چیه ؟

تو کی هستی ؟ یه جور شوخیه ؟

هی ، منو نادیده نگیر . توضیح بده

هی ، اون چیه ؟

! اون یاروها منو میترسونند ! بیا از اینجا بریم بیرون

! هی

آخ ... دندمو شکست ؟

! هی ، مسخره بازی کافیه ! بزار از اینجا بریم بیرون

! گوش کن ، لعنتی ! هی

! ساکت

! هیچکس اجازه نداره توی قصر من هر کاری دلش میخواد بکنه

! کاموشیدا

فکر کردم نگهبانها چند تا دزد بی اهمیت گرفتند ... اما کی فکرش رو می کرد که تو باشی ، ساکوموتو

!برو به جهنم ، عوضی ! و اون چه جور لباس احمقانه ایه ؟

چطور جرات میکنی با شاه اینجوری حرف بزنی ؟

بنظر میاد جایگاه خودت رو نمیدونی

نه فقط یواشکی وارد قصر من شدی ، جرم توهین به شاه رو هم مرتکب شدی

تنها مجازات مناسب مرگه

مرگ ؟

! اعدام ! سلول رو باز کنید

! نکن ! جلو نیا

! هی

... فرار کن

! این یاروها جدی اند

سعی میکنی فرار بکنی ؟ چه دوست بی احساسی

! فرار کن

! اینکار رو بکن ! زود باش برو ، لعنتی

چی شده ؟ اونقدر ترسیدی که نمیتونی حرکت بکنی ؟

پس روی اعدام این یکی تمرکز میکنم

! اینو بگیر

! تفاله پست

! آزاردهنده بدرد نخور

رقت انگیزی . حتی ارزش زدن هم نداری

همین الان میکشمت

نه . دلم نمیخواد بمیرم

چی شده ؟

فقط میخوای تماشا بکنی ؟

نمیخواهی ترکش بکنی ؟ برای مرگی که حقیقتاً در انتظارشه

انتخاب اون موقع تو یه اشتباه بود ؟

اشتباه نکردم

بسیار خوب . تصمیمت رو ملاحظه کردم

! با من عهد ببند

! نگهش دارید

... من تو هستم

تو من هستی

! تویی که کفر را بخاطر عدالت خودش نمی پذیرد

! اسم منو صدا بزن و خشم خودت رو آزاد کن

قدرت اراده خودت رو نشون بده تا خودت رو برای همه ثابت کنی

! اگرچه به جهنم زنجیر خواهی شد

! بیا ، آرسن

... تو

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.