Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
رسانه اینترنتی مای موویز yts.bid جامعترین سایت فیلم و سریال
بن، بیا، امروز نه
ممنون
!بن
اوه، بن، خواهش میکنم این کارو نکن
با تو چیکار کنم من؟
خوشمزهست؟
کمحرفه، نه؟
بیا، ناقلا
اوه، صبر کن، بیا، عزیزجان
این دمِ صندوق لازمت میشه
...و پسرم
پسرم سرخود اینو خورد
خوب بود، نه، عزیزم؟
میشه 18.13 پوند
مامان - بله -
...فقط
فکر کنم یه کم پول کم دارم
اشکالی نداره، عزیزم
...نه، بذار ببینم
میشه اینا رو بردارین؟
ببخشید - برای همهمون پیش میاد، عزیزم -
به ایمی تیلور رأی بدین
خوستار عدالت و آزادی باشید
ایمی تیلور آیندهی کشوره، بچهها
ایمی تیلور، ایمی تیلور
مظهر همهچیزه، مظهر امیده - بله، ممنون -
خیلی ممنون
یکی براش آماده کن
جنس فروختهشده پس گرفته نمیشه، مرتیکه
بن، با غذات بازی نکن
بن؟
وقتی پنجرههای کشتی سبزن و تاریک"
به خاطر دریایِ بیرون
و کشتی یه وری میشه و میجنبه
و مهماندار میافته توی ظرف سوپ
و چمدونها شروع میکنن به جنب و جوش
وقتی نِرسی روی زمین دراز میکشه توی یه - کپه -
...و مامان بهت میگه بذار - بخوابه -
...و هنوز نه بیداری، نه شستی صورتتو، نه پوشیدی - لباس -
...اون وقت میفهمی، اگه هنوز نزدی - حدس -
"...رسیدی به پنجاهِ شمالی و چهلِ - "غربی" -
آره
داستان رو دوست داشتی، بن؟
خب. وقت خوابه
من داستان رو دوست داشتم - میدونم. منم داستان رو دوست داشتم -
خیلی خب. دراز بکش. برو زیر پتو
خیلی خب
دوستت دارم
و تو رو هم دوست دارم
بخوابین
سلام
اسم؟
میشه لطفاً با کارآگاه بیکر صحبت کنم؟ یا بارنز؟
منو میشناسن. مسئول پروندهی شوهرمن - اسمت رو باید بگی، جانم -
نه، ببخشید، فکر کنم متوجه نیستین
مسئول رسیدگی به پروندهی شوهرم هستن
استیون کالینز
در مورد قرار منعه؟
نه
سارا؟ - بله -
میشه سارا صدات بزنم؟ - آره -
سری رو که درد نمیکنه دستمال نمیبندن
اونو میریزه
بن، بن، لیوانت رو درست بگیر
این رومیزی نوئه
هنوز که میتونه بشنوه، نه؟
آره، میتونه بشنوه
.متوجه نمیشم اگه میتونه حرف بزنه، پس چرا حرف نمیزنه؟
وقت ملاقاتت کِیه؟
پنجشنبه - باهات میام -
نیازی نیست
.من تو رو میشناسم همونجا میشینی و میذاری هر چی میخوان بگن
اگه میخوای توی این زندگی به جایی برسی باید یه کم عوضی باشی
تو بهتر میدونی، مامان
.فقط یه جواب درست و حسابی بگیر مثل مجسمه اونجا نشین
،تو خیلی دلرحمی، سارا همیشه همین بودی
و اونا هم پلیسن
نه
...اون شهرک مسکونی
هیچ خیری بهت نرسوند - استیون رو بهم رسوند -
.نه، نرسوند اونم اونجا موند، تو هم رفتی پیشش
خب، به این میگن زندگی زناشویی
نمیدونم چرا نمیتونی برگردی اینجا زندگی کنی
پول لازم داری؟
.نه، روبراهم مشکلی نداریم
قیافهت روبراه نیست
تو چی میگی، شاهزاده خانم؟
دوست داری بیای پیش مامانبزرگ زندگی کنی؟
عوضی
بن، میخوای اینا رو به بابا بدی؟
شاید... اگه بخوای میتونی چیزی بهش بگی
باشه؟
آفرین پسر خوب
آه، لعنتی
!هی! هی
!برگرد اینجا! ای لعنت
!صبر کن! وایسا، وایسا
حرف نزن - !برو بیرون، برو بیرون -
گوش کن، میخوای منو بدبخت کنی؟ - !برو بیرون، برو بیرون -
بیا ببینم
همینجا بمون
صدات در نیاد
کجا رفت؟
!لعنتی
چه خبره؟ مگه من نتفلیکسم؟
اوه، وایسا - دیگه کی اینجاست؟ -
دیگه کی اینجاست؟ - نه، فقط ما سه تاییم -
خوبه
میشه اینقدر به من نگاه نکنن؟
میشه ببرمشون توی اتاقشون؟ آره؟
همینجاست، همینجاست - برو -
.خب، همینجا بشینین فقط یه دقیقه، خب؟
.این آقاهه میره درو باز نکنین. قول بدین، قول بدین
این تو کاشی نداری
خب، تو منو نمیشناسی
نمیشناسمت
چه بهتر
...منو نمیشناسی
،هیچی ندیدی هیچ اتفاقی نیفتاده
فهمیدی؟ - آره -
لطفاً برو
برم؟ چه حرفها
...میتونی یه ذره
چیز... مهماننوازی باشی
مهماننواز! مهماننواز
آره؟ - آره -
بیا - وایسا -
هی! دو تا نوشیدنی
محض رضای خدا
دست لعنتیم
روز سختی داشتیم
بیا دیگه، احمق
بیا دیگه
گندش بزنن
لعنتی
موفق نشدیم
پسره توی هیچکدوم از خیابونهای ما نبود
پس اینجا چیکار میکنین؟
همه دنبالشن
پس شماها اینجا چیکار میکنین؟
...فقط گفتیم بهتره
ام... گم بشیم
کی فقرا رو فقیرتر کرد؟
کی گذاشت بیکاری جوانان بیشتر بشه؟
کی گذاشت فاصلهی طبقاتی بیشتر بشه؟
چطور روت میشه دم از سیاست بزنی؟
تو نتونستی به نیازمندترین قشر کشورمون کمک کنی
اگه هر کدوم به جهت مخالفی بریم هرگز موفق نمیشیم
نمیشه دنبال منافع خودمون باشیم و همهی کارها رو خودمون انجام بدیم
باید همراستا بشیم و با هم متحد بشیم
اگه با هم متحد بشیم میتونیم این مشکلات رو حل کنیم
درو باز کن
درو باز کن
بجنب. درِ وامونده رو باز کن
.درو باز کن درِ کوفتی رو میشکنمها
دارم باز میکنم، دارم باز میکنم
!صبر کن صبر کن، صبر کن
هر ذرهش غنیمته
...نه
،من نمیخوام درگیر این چیزها بشم ...نمیخوام
چرا میترسی؟
کسی نمیدونه من اینجام
!هیچکس نمیدونه اینا اینجاست. عالیه
هی، ده تا از اینا رو بردم فروختم
.هر بسته 20 پوند کلاً 200 پوند
و سهم تو رو هم آوردم
.چهل درصد برای اینکه کمک کردن قایمش کنم
اون چهل درصد توئه - نه، نه، نه، پولت رو نمیخوام -
،نمیخوام اینا اینجا باشه میخوام از اینجا بری
نه، میدونی، من یه مشکلی دارم
جایی ندارم که اینا رو مخفی کنم
،من پیش دو تا نکبتی زندگی میکنم برای همین باید مواظب باشم
پس، به این فکر افتادم که ...اینجا نگهشون میدارم
،شبها میام که وقت خوبیه ...نه کسی منو میشناسه
...نه کسی منو میبینه
هیچکس توجهش به تو و دو تا فسقلیت جلب نمیشه
عالیه. پنج روز. خب؟
سهمت رو میدم، همه راضیان
محشره. واقعاً محشره
...ببین، من نمیخوام
فقط میخوام از اینجا بری، خب؟
هی، نکن
وایسا، بس کن، بس کن
همین که گفتم، خب؟
وگرنه جلوی تولههای لعنیت پوستت رو میکنم
بن، میدونم، خیلی متأسفم
خب، یه دقیقهی دیگه میریم، قول میدم
یادت میاد...؟
تو اینجا پیش بابات ایستاده بودی که...؟
تو رو توی پارک بازی تنها گذاشت؟
آره؟ تنهایی اومد اینجا؟
یادته بابایی با کی حرف میزد یا کسی رو دید؟
خیلی خب، متأسفم
ببخش. ببخش. دیگه نمیپرسم خیلی متأسفم
درِ کوفتی رو باز کن
بیرون خیلی سرده
یکی میخوری؟
نه
میترسی مستت کنم، ها؟
اول کار و کاسبی
امروز 16 تا از اینا رو فروختم
اینم سهم تو، 80 درصد
بس کن، گفتم که نمیخوامش
اوه، دوباره شروع نکن. بیخیال
عجب
این نکبتیها رو ببین
با قیافهی پرنورشون
لعنتی
اون مرد حق داشت که میخواست همهی این عوضیها رو بفرسته هوا
چی بهش میگن؟
اون نکبتی که آتشسوزی راه انداخت
این کلمه رو خیلی دوست داری
چی؟
،معلومه چته؟ از طرز حرف زدنم خوشت نمیاد نوشیدنی نمیخوری
سیگار میکشی؟ - نه، سیگار نمیکشم -
به خاطر اعتقادت به خداست؟
به صلیب کشیدن مسیح رو بگو
اگه من اونجا بودم، قضیه فرق میکرد
...دستهام رو از اون میخها بیرون میکشیدم
و جلوی اون رومیها توی هوا معلق میموندم
بهشون نشون میدادم که حالم خوبه
فکر نکنم هدفش این بوده باشه
کدوم هدف؟
اینا رو برای فسقلیهات گرفتم
گفتم شاید هنوز بیدار باشن
اوه، نه، خوابن. خوابیدن
خب، وقتی بیدار شدن بهشون بده
یا خودت بخورشون
،چیز دیگهای که مصرف نمیکنی حتماً شیرینی دوست داری
دخترهای لاغر شیرینی دوست دارن، مگه نه؟
دخترهای چاق کیک دوست دارن
حالا چند سالشونه؟
شیش و چهار
من بچهها رو دوست دارم
،دوست دارم بچهدار بشم ولی باید زن مناسبی باشه
نه از این زنهای بیبند و بار
...لعنتی، آخرهفته که میری توی شهری
نمیدونی کدومش دختر خوبیه
نصفشون آدم رو سرد میکنن
خب، میتونم...؟
میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟
تیتو
...اوه، صحیح. تیتو
تیتو لقب نیست، اسممه
متفاوته، ولی تقریباً دوستش دارم
وقتی بچهایم ...میخوایم مثل بقیه باشیم
ولی بزرگتر که بشیم میخوایم متفاوت باشیم
اسمت چیه؟
سارا
اسم خوبیه
مثل اسم یه خانمه
ممنون
...ببین
چرا تلویزیون همش مزخرف پخش میکنه؟
همش برنامههای مسخرهای دربارهی خوردنه
تا حالا اسم مردی به نام استیون کالینز به گوشت خورده؟
معروفه؟
...نه، شوهرمه
شوهرم بود
ول کرده رفته، نه؟
نه، از دنیا رفته
سرطان؟
نه، به خاطر سرطان نبود
به قتل رسید
توی همین شهرک مسکونی با چاقو کشتنش
خدای من
این خودشه توی عکس؟ - آره، آره -
این تویی؟
آره
الان اصلاً این شکلی نیستی
ممنون
آخه این شکلی نیستی
باید یه کم جون بگیری
کی اونو کشت؟
نمیدونم
خب، هیچکس ندید که چه اتفاقی براش افتاد
یا کسی جرئت نکرد شهادت بده
...و فقط بن رو پیدا کردیم که
کنارش گریه میکرد
آخه بن همراهش بود
بن پسرمه
فقط خواستم بدونم چیزی میدونی یا نه
هر چیزی
من؟ من چه میدونم؟
من این طرفها زندگی نمیکنم، عزیزجان
...خیلی خب، پس
پس، دیروز چه اتفاقی افتاد؟
...مگه پلیس نبود
مگه خنگ هستی؟
نه، خدایا، نه
تیتو، فقط خیلی خیلی سردرگمم
داشتی از دست کسی فرار میکردی
داشتی از دست کی فرار میکردی؟ - دار و دستهی میلر -
اون کیسه رو از دار و دستهی میلر دزدیدم
مثل دزدیدن شیرینی از مغازه بود
دار و دستهی میلر؟ - آره، لئو میلر -
یه بار توی شهر داره
خیلی حیوونه
از لئو میلر مواد دزدیدی؟
پس الان چی گفتم؟
پس حتماً دنبالت میگردن
درسته؟ حتماً به همه خبر میدن تا دنبالت بگردن
به همه خبر میدن؟ جداً؟
نه، فقط چند روز آفتابی نشم آبها از آسیاب میافته
بعد هم که پیدام کنن چند تا سورپرایز براشون توی آستینم دارم
،باید از خونهی من بری بیرون نمیتونی برگردی اینجا
واقعاً نمیتونی
دوباره این مزخرفات رو شروع نکن - نه -
،تیتو، خواهش میکنم درک کن دست بردار
من دو تا بچهی کوچیک دارم، خب؟
،تازه پدرشون رو از دست دادن ...نمیتونم
،نمیتونم بذارم مواد توی خونهم باشه ...نمیتونم
گفتی اسمش چی بود؟
استیون
آره
کالینز؟ - آره -
اسمش رو شنیدم
توی روزنامه بود
داشته مواد میفروخته
استیون مواد نمیفروخته
مواد معامله نمیکرده
...چیزی که مثل اردک راه میره
،و مثل اردک حرف میزنه صددرصد اردکه
بن پیشش بوده، خب؟ ...استیون هرگز همچین کاری
،باهوش بوده از بچه برای پوشش استفاده کرده
خب که چی؟ موادفروش بوده، خب که چی؟
شوهر من یه موادفروش لعنتی نبوده
موادفروش لعنتی؟
چطور جرئت میکنی بگی "موادفروش لعنتی"؟
ببخشید، ببخشید
یه ذره براش احترام قائل باش
باشه
میدونی، کار ما آسون نیست
کار ما سخته، خب؟
حالا میشه بدون مزاحمتت این کوفتی رو در آرامش تماشا کنم؟
آره - !جلوی خودم اینو میگه! لعنتی -
آره. یکی بردار
اون یکی؟ خیلی خب
سلام، جانم
میگم،مشکلت چیه؟
چی گفتی؟
مامان میخواد نشونتون بده چطوری اسپاگتی بخورین
...قاشق، چنگال
نه، لوسی. با انگشتهات نه
مامان؟
خب، پیش خودم گفتم بهترین آدمهام کی و کیان؟
البته، به تنها جواب ممکن رسیدم
تری و مکرز
دوتاشون توی ماشین نشسته بودن
پیش خودم فکر کردم "مگه من احمقم؟"
البته که احمق نیستم
،صاحب کسب و کار بزرگیام آدمها رو استخدام میکنم
مرد مهمی هستم
گفتم، حتماً حداکثر دو ساعته برمیگردن
و حالا ببین، ساعت هشته
نوبت منه بشکنم
!بن
،بن، بن !خواهش میکنم این کارو نکن، نکن
خب، بیا
حالت خوبه؟ بیا بریم سریع بشورمت، خب؟
بن؟
خب، فقط میخوام بشورمش نه، نه، بس کن، بس کن
فقط میخوام بشورمش
حالت خوبه؟ حالت خوبه؟
بن؟
،طوری نیست چیزی نیست، چیزی نیست
،حالت خوب میشه، طوری نیست پسر خوب
طوری نیست
بن، اگه حالت بده باید بهم بگی، خب؟
خواهش میکنم گوش کن. باید بهم بگی
حالت خوبه؟ آره؟
حالت بد نیست؟
رسانه اینترنتی مای موویز yts.bid جامعترین سایت فیلم و سریال
هیس، نه، تکون نخورین
درو باز کن، سارا
سارا، درِ کوفتی رو باز کن - شماها تکون نخورین -
.نذار اینقدر در بزنم درو باز کن
ای لعنتی
ببین مجبورم کردی چیکار کنم، تو رو خدا
زنیکهی احمق لعنتی
...تیتو
چیه؟
چی شده؟
...تیتو، وایسا
اینجا بمونین، همینجا بمونین - باشه -
تیتو، گوش کن
نه، تیتو
،تیتو، فقط یه اشتباه بود بن بچهست
نمیدونست داره چیکار میکنه
،ببین، پولشو میدم هر چی دارم بهت میدم
یه اشتباه بود، خب؟
،جبرانش میکنم هر چی که بخوای
!لعنتی - !بس کن، بس کن -
!وام کن، ولم کن
تو هم مثل همونا عوضیو آشغالی
مگه نه؟
حالا اگه میتونی جلوم رو بگیر
...حالا اگه راست میگی
اوه، لعنتی
لعنتی
!مامان
درو باز کن
!نه، درو باز نکن !درو باز نکن
مامان؟
!درو باز نکن !مامان الان میاد، مامان الان میاد
!درو باز نکن !درو باز نکن
داری چیکار میکنی؟
اوه، خدایا - !مامان، مامان، مامان -
مامان
...اون مرد افتاده روی زمین
و فقط کمی دراز میکشه
آخه خیلی خستهست
میخواین برین توی اتاق نشیمن یه دیویدی تماشا کنین؟
آره - آره؟ -
بن، خواهرت رو میبری؟
درو ببندین
تیتو؟
تیتو
اوه، گندش بزنن
لعنتی
هر دوتون حالتون خوبه؟
آره
خب، اون مرد رفت
خیلی خب
اون مرد رفت
خانم کالینز؟
بله؟ بله، کیه؟
پلیس
شما خانم کالینز هستین، درسته؟ - بله -
میشه درو باز کنین، خانم کالینز؟
گزارش سر و صدا دریافت کردیم
لعنتی
همونطور که گفتم گزارش سر و صدا دریافت کردیم
تازگی مردی اومده این تو، عزیزجان؟
ببخشید
ببخشید، کجا دارین میرین؟
گزارش داد و فریاد دریافت کردیم
شاید دعوا بوده؟
نوشیدنی خوردی؟
باید اینو گزارش کنم
چیزی هست که بخوای گزارش کنی؟
خب؟
فرقی هم میکنه؟
شما زنها چتونه؟
ببخشید؟
باهاشون بدرفتاری کردی، نه؟
!برین بیرون
!از خونهی من برین بیرون! همین حالا - داریم میریم -
داریم میریم
نگران نباش، جانم
برمیگردیم
بهتره خودتو جمع و جور کنی
به خاطر اونا
،لوسی، عزیزم مامان باید به یه کارهایی برسه
خب؟ - باشه -
گندش بزنن
تیتو؟
تیتو
مثل ژنرال تیتوی لعنتی
رهبر یوگسلاوی، قبل از فروپاشیش
بعضی وقتها منو غافلگیر میکنی، مکرز
دیروز توی خونهی اشتراکیش بوده
گرابتون میگه اونجا میفروخته
تیتو؟ - رایلی -
هنوز نمیدونم کجاست
ولی تا فردا این اطلاعات رو گیر میاریم
...تیتو رایلی
...ذره ذره
تیکه تیکهت میکنم
مامان
مامان، مامان
فقط امشبه - توی یه بار؟ -
آره، فقط سه چهار ساعته
،آگهی رو پشت شیشهشون دیدم ...یه کارِ موقته
...فقط امشبه
و شاید یه شب هم آخرهفته
کدوم بار؟ فکر نکنم تو به درد کار کردن توی بار بخوری، سارا
خب، چیزی که ندونی بهت ضرری نمیرسونه
به حرف مامانبزرگ گوش کنین
خداحافظ
خداحافظ، عزیزم
بن، دوستت دارم
وقت بن کِیه؟
!بیمارستان
...اوه، چیزه
فرداست
یادت رفته بود؟ - نه، نه، نه -
...چیزه... فقط
صبح زود میام، خب؟
چطوره امشب بیخیالش بشی؟ - صبح زود میام، باشه، مامان؟ -
صبح زود
سارا - چیه؟ چیه؟ -
سر و وضعت افتضاح شده
مامان، حالم خوبه
.نه، خوب نیستی حالت خوب به نظر نمیاد
اگه قیافهت اینقدر رنجور نبود میگفتم میخوای یه مرد رو ببینی
مامان، وقت این حرفها رو نداریم
برای سلامتیت وقت نداری، سارا؟ تو دو تا بچه داری
...محض رضای خدا
منظوری ندارم - میدونم -
میدونم که باید استیون رو فراموش کنم
منظورم این نیست - دقیقاً منظورت همینه -
نه
من عاشق استیون بودم
!عشق - آره -
!آره، عشق
ولی عشق چیزیه که نمیتونستی درکش کنی
حرفهات مثل یه آهنگ مسخرهست
...برات فقط یه مردی بود که اومد
و دختر کوچولوت رو گرفت، نه؟ - آره -
.دختر کوچولویی که آیندهی روشنی داشت حالا نگاهش کن
یه دختر بااستعداد
استیون موادفروش بود - نه -
بود
!نبود - بود -
،روزنامهها همینو نوشتن پلیس هم همین نظرو داره
.یه موادفروش بیسر و پا مگه سابقهدار نبود؟
اون فرق داره
چرا سر عقل نمیای، سارا؟
متأسفم، ولی باید میگفتم
خب، عالیه، حالا که گفتی میتونی بری به درک
تیتو رایلی
ما نمیدونیم کدوم گوریه
قسم میخورم
راست میگم، دیشب برنگشت
ببین، به هر حال ما اصلاً نمیشناسیمش، پسر
"به من نگو "پسر
یه عنوان دیگه پیدا کن
آخه نمیشناسیمش
فقط میره و میاد
همین جمله رو دوباره بگو، با یه عنوان
...فقط میره و میاد
قربان؟
بهتر شد
تیتو
تنها تیتویی که اسمشو شنیدم ژنرال تیتو بود
رئیسجمهور یوگسلاوی
...بعدش از دنیا رفت
و اون کشور فروپاشید
همین اتفاق توی عراق هم افتاد
...شاید صدام یه پیرمرد نکبتی بود
ولی کشور سرپا بود
ارادهای آهنین داشت
مردم هم بیتوجه به امور روزمرهشون میپرداختن
روسها چطوری رژیمشون رو حفظ میکردن؟
وقتی مهرهای رو اخراج میکردن؟
اینم دو تا نکبتی دیگه
ولی رهبری رو خوب بلدن
و ترس رو
بهش میگن سیاست واقعی
تو به سیاست واقعی علاقه داری؟
،وقتی وضع موجود به خطر بیفته هدف وسیله رو توجیه میکنه
ممنون، تری
به عبارت دیگه باید به فکر منافع مهمتر باشیم، آقایون
متوجه استعارهی این وضعیت شدین؟
ها؟ استعاره؟
یه استعاره مثال بزن
سیاه مثل زغال
نه، نه، نه، این تشبیه بود
!"سیاه مثل زغال"
!لعنتی
!نه، خواهش میکنم !خواهش میکنم
!لعنتی، خواهش میکنم !خدای من
با چکش میزنم کوتاهت میکنم
گوش کن چی میگم، گوش کن چی میگم
صورتت رو پاک کن
خواهش میکنم، خواهش میکنم - صورتت رو پاک کن -
خواهش میکنم
،"نه، نگو "خواهش میکنم، خواهش میکنم این استعاره نیست
بذار من یکی بگم
تا خرخره توی کثافت
نه، نه، خواهش میکنم
آره، آره، تا خرخره توی کثافت
اشکالی نداره پول خرد بهتون بدم؟ - نه -
پول خرد همیشه به درد میخوره
راههای آسونتری هم هست، جانم
چی؟
مواد منفجره بنداز
بهتر از این همه ابزاره
،تیتو، متأسفم تیتو، متأسفم
لعنتی
خدایا
سلام، مامان
سلام، سلام - مامان -
سلام، عزیزم
هر دوتون حاضرین؟ آره؟ -
یه لحظه تا با مامانبزرگتون حرف بزنم - آره -
باشه
مامان؟
...مامان، بابت دیروز - عذرخواهی چه فایدهای داره؟ -
هیچوقت فکر نمیکردم ...روزی رو ببینم که دخترم
خیلی دردناک به نظر میاد
نه بابا؟
چطوری زخم شده، آقا؟
با خودم درگیر بودم
دوست داری با خواهرت بازی کنی؟
تیتو
...عزیزم
،اون مرد دیگه مزاحممون نمیشه لطفاً دیگه اسمشو نیار
باشه - آره -
،خلاصه، خانم کالینز بن دوباره حرف میزنه
ولی فقط بن نمیخواد راجع به اتفاقی که افتاده حرف بزنه
،یا به بیان سادهتر نمیدونه چطور ازش حرف زنه
نمیتونه براش دلیلتراشی کنه
ازش سر در بیاره؟
برای همین مغزش موضوع رو چفت کرده
کنارش زده ...و یه گوشهی خاکی انداختتش
و قدرت تکلمش رو هم باهاش انداخته
چون مغزش میدونه که ...وقتی حرف بزنه
اون گوشهی خاکی رو میگرده
و این چیزیه که فعلاً مغزش فکر میکنه نمیتونه باهاش کنار بیاد
متأسفم، میدونم ...توضیح دادن کافی نیست
و باید راهحل بدیم
ولی این علم دقیق نیست
...خب
یه گوشهی خاکی از مغزش؟
استعارهست، سارا
...چیزه... میدونی، اگه بخوای
به من نگو استعاره یعنی چی
،میدونم استعاره یعنی چی همونطور که میدونم دلیلتراشی یعنی چی
تیتو
لوسی، خواهش میکنم بس کن
تیتو
عزیزم، خواهش میکنم بس کن، بیا
داریم میریم خونه
تیتو نه
تیتو نه
کجا ماشین بهتون زد؟
،میدونم توی شهرک مسکونی بود ...منظورم اینه که
دقیقاً کجا به ماشینتون زدن؟
خانم کالینز؟
من امیلی اسکات هستم
از ادارهی خدمات اجتماعی
باید این در رو تعمیر کنین، خانم کالینز
آره، تعمیرش میکنم
متوجهین که خدمات اجتماعی باید این گزارشها رو پیگیری کنه
،ولی این فقط یه گفتگوی دوستانهست چیز رسمیای نیست
،خب، طبق گزارش پلیس سر و صدا شده
خونه درهمریخته بوده
درهمریخته؟ - نامرتب -
تازه شام پخته بودم
و وقت نکرده بودم ظرفها رو بشورم
باور کن، منم مادرم
بعد از شام توی خونهمون انگار توی آشپزخونه بمب منفجر شده
شواهد نشون میداده نوشیدنی مصرف شده
با شام نوشیدنی خورده بودم
مثلاً چقدر؟
میدونم این سؤالها مداخلهآمیز به نظر میان، خانم کالینز
ولی باور کنین، من فقط برای حمایت اومدم اینجا
میدونم که شوهرتون فوت کرده
به قتل رسیده
خیلی متأسفم
حتماُ براتون خیلی سخته
اینکه شوهرم به قتل رسیده؟
آره، خیلی سخته
منظورم کنار اومدنه
با این موضوع که پلیس برای پیدا کردن قاتلش هیچکاری نکرده؟
منظورم با بچههاست - نه -
اونا بچههای منن
من مادرشون هستم
و دوستشون دارم
مطمئنم همینطوره
بله، همینطوره
و مطمئنم همهمون موافقیم که توی این قضایا اونا مهمتر از هر چیزیان
بهم بگو اون شب چه اتفاقی افتاد، سارا
...خب، ببین، من - بله؟ -
تو اسباببازی داری؟
من... چی؟
...مردی که اینجا بود
...همون مزاحمت
با اسباببازیم زدم تو چشمش
متوجه نمیشم
من دوستش نداشتم
من دوستش نداشتم
برای همین مجبور شدم با اسباببازیم بزنم تو چشمش
این اتفاقیه که اون شب افتاد
یعنی میخوای اینو توی گزارشم بنویسم؟
این اتفاقیه که اون شب افتاد
.شب بهخیر شب بهخیر، عزیزم
داستان - نه، مامان خیلی خستهست -
نهنگ، نهنگ
...تو هم میخوای اشکالی نداره، بن؟
خیلی خب
ولی یه داستان سریع، باشه؟ - باشه -
میدونی مامانبزرگت این کتاب رو برام میخوند؟
نه، نمیدونستم
برام میخوند
...روزی روزگاری، توی دریا"
...ای عزیز دلم
یه نهنگ بود که ماهی میخورد
...ستارهی دریایی میخورد و نیزهماهی
...خرچنگ و کفشکماهی
...و صافماهی و سرمخروطی
...و لقمهماهی و دوستش
...و ماهی خالخالی و اردکماهی
و مارماهی که خیلی خیلی پیچ پیچی بود
تمام ماهیهایی رو که توی دریا پیدا میکرد با دهانش میخورد
تا اینکه بالاخره فقط یه ماهی کوچیک توی دریا باقی موند
این کوچولو، ماهی ناقلا بود
و پشت گوشِ راستِ نهنگ شنا کرد
تا بهش آسیبی نرسه
...نهنگ روی دمش ایستاد و گفت
"من گرسنهام"
و ماهی ناقلای کوچولو ...با صدای ناقلای کوچولویی گفت
...ای نهنگ نجیب و سخاوتمند"
"تا حالا مزهی آدم رو چشیدی؟
...نهنگ گفت: "نه
"چه مزهای داره؟"
"ماهی ناقلای کوچولو گفت: "لذیذه
"لذیذ ولی قلمبه"
گفت، آره ما تزئینش کردیم - خب -
پیتزا میل داری؟
"گفت "چی؟
"گفتم "پیتزا دوست داری؟
عجب کثافتی هستی، مکرز
پیداش شد
کجا؟ - اون گوشه -
زدی تو خال
زنگ بزن
فقط یه لحظه میریم بیرون
خب؟
آره. با لباس خوب و گرم
از این طرف میریم
هیس. از این طرف میریم بیرون
برین، برین
آفرین، بیاین
سردته؟
...بیاین، از این طرف میریم
دوستت کجاست؟
دوستم؟
تیتو
قایم شده؟
نمیدونم کیه
رسانه اینترنتی مای موویز yts.bid جامعترین سایت فیلم و سریال
!صبر کن، بن !بن، بن! بن
!بن، وایسا
طوری نیست، بچهها
اینجا چه خبره؟
به تو ربطی نداره که اینجا چه خبره
اگه آدمهای عاقلی باشین ...سوار ماشینتون میشین
و گورتون رو گم میکنین
خب، ما آدمهای عاقل نیستیم
ما پاکبان هستیم
...هم پاکبانی
هم نکبتی هستی
بن، حالت خوبه؟
چقدر میتونی پست باشی؟
بن، این خودشه؟
همون مرده؟
آره؟ آره؟
خب، باید بریم
باید بدوییم، خب؟
اینجا توی تاریکی چیکار میکنی؟
نه، خاموشش کن
ببخش. لطفاً
سعی کردی چیزی بخوری؟
نه
باید غذا بخوری
پوست و استخون شدی
مثل اون زنه توی "ملوان زبل" شدی
،آلیو اویل شبیه آلیو اویل شدی
همیشه طرز بیان جالبی داشتی
همیشه میدونستی چطوری بهم روحیه بدی
به خاطر خودت میگم
مادرِ خیلی خوبی بودی
حالا دیگه داری منو میترسونی - نه، راست میگم -
واقعاً بودی
ثابت قدم بودی
دنبال همین کلمه بودم
زیاد اهل بغل کردن و ماچ کردن نبودی
ولی همیشه کنارم بودی
سن و سالم رو حس میکنم
اولین باره که واقعاً دارم حسش میکنم
...باعث میشه آدم
این سختی که داری میکشی من چیز زیادی ازش نمیدونم
شاید هیچی ازش ندونم
...وقتی پدرت از دنیا رفت
چه حسی داشتم؟
...وقتی ازدواج کردیم
آخرین شانس همدیگه بودیم
خدایا، مامان
ولی فکر نکنم هیچ وقت عاشقش بودم
،شاید یه زمانی ازش خوشم میاومد ولی عشق؟
مطمئناً مثل عشق بین تو و استیون نبود
متأسفم
تو تنها کسی هستی که واقعاً عاشقش بودم
و این وضع، دلِ پیرم رو میشکنه
میدونم، مامان
میدونم، مامان
فکر نکن نمیدونم
وقتی پنجرههای کشتی سبزن و تاریک"
به خاطر دریایِ بیرون
و کشتی یه وری میشه و میجنبه
و مهماندار میافته توی ظرف سوپ
و چمدونها شروع میکنن به جنب و جوش
وقتی نِرسی روی زمین دراز میکشه توی یه - کپه -
...و مامان بهت میگه بذار - بخوابه -
...وقتی نه بیداری، نه شستی صورتتو، نه پوشیدی - لباس -
...اون وقت میفهمی، اگه هنوز نزدی - "حدس" -
آفرین دختر خوب
بن، اون مرد دیگه هیچوقت بهمون صدمه نمیزنه
شنیدی؟
.بن، خواهش میکنم به من نگاه کن خواهش میکنم
هرگز
،و هنوز نه بیداری" نه شستی صورتتو، نه پوشیدی لباس
اون وقت میفهمی، اگه هنوز نزدی حدس
...رسیدی به پنجاهِ شمالی و چهلِ
"غربی"
غربی
خدای من
یعنی چی؟
در باز بود
چطوری اومدی...؟ - ...در -
باز بود
عکسهای قشنگی دارین
تیتو رو میخوای؟
چرا تیتو رو تحویلت ندم؟
ولی این مزاحمتها تموم میشه
باید دست از سر بچههام و من برداری
من و بچههام" درستشه"
خب... بهم بگو کجاست
این طفره رفتنها همش غیرضروریه
...میارمش
تا یه ساعت دیگه میارمش به بارت
که اینطور؟
حالا از خونهی من گمشو بیرون
منتظر میمونم
مامان؟ مامان؟
!مامان
چی شده؟
با کسی حرف میزدی؟
نه، داشتم با خودم حرف میزدم
با خودم حرف میزدم
زیاد میای اینجا، عزیزجان؟
عزیزجان؟
گمشو
بفرما
گمشو، رِی
برو تو
رایلی کجاست؟
!...گفتم
کیف رو باز کن
آره؟
کیف رو باز کن
این چه کوفتیه؟
تیتو رو میخواستی؟ آره؟
آره؟
ایناهاشش
این زن روانیه
!نگاهش کن
!نگاهش کن، لعنتی
خدای من
...زن
چه دل و جرئتی داری، زن
ولی چیه؟
چه انتظاری داری؟ چی میخوای؟
اسم شوهرم یادته؟
چی...؟
اسم شوهرم یادته؟
چی؟
شوهرت کیه؟
استیون کالینز
دوباره بگو
شوهرم استیون کالینز بود
تیتو رو تیکه تیکه کردم
فکر نکنین به شما شلیک نمیکنم
!صبر کن! وایسا
!زنیکهی لعنتی - !ولش کن -
بهم شلیک کرد
چرا این کارو کردی؟
برو به جهنم، نکبتی
چرا شوهرم رو کشتی؟
توی کاری فضولی کرد که بهش مربوط نبود، مگه نه؟
دنبال مردی بودم که بهم بدهکار بود
پیداش کردم
...شوهرت ما رو دید
سعی کردی مثل سامریِ نیکوکار به یه غریبه کمک کنه
از این داستان انجیل زیاد خوشم نمیاد
اگه نظر منو بخوای، داستان احمقانهایه
...وقتی دروغم رو پخش کردم
...پلیس هم مثل آدمهای دیگه
!چیزی رو که میخواستن باور کردن
لعنتی
آه، لعنتی
،که به گفتهی منابع ما در پلیس تمام نشانههای قتل دستهی تبهکاران را دارد
قتل این سه نفر مرتبط با یافتن اعضای بدن در یک مرکز بازیافت زباله در همان نزدیکی است
این قتلها حاکی از درگیری ...بین باندهای مواد مخدر رقیب است
و همچنین ممکن است حاکی از نفوذ شبهنظامی باشد
بن؟
لوسی؟
بن؟ لوسی؟
به شما دو تا چی گفتم؟ ها؟
هیچوقت حرف گوش نمیکنن
بیاین
حتماً پول خوبی بهت میدن
میبینم باز اینجایی
میخوای شکلاتی رو که دوست داری برداری؟
یکی هم برای لوسی؟
حالا از این آقای محترم تشکر کنین
ممنون - چی؟ -
ممنون
این دمِ صندوق لازمت میشه
یعنی چی؟
تو پول اینا رو میدی
وگرنه میرم دفتر ...و با مدیر فروشگاه حرف میزنم
و بهش میگم که جلوی بچههام دیوونه بازی در آوردی
چی؟
این چه حرف زشتیه؟
دقیقاً
ولی هرگز حرفتو باور نمیکنه
ولی فرقی هم داره؟
بیاین، از این طرف
خر
رسانه اینترنتی مای موویز yts.bid جامعترین سایت فیلم و سریال
رسانه اینترنتی مای موویز yts.bid جامعترین سایت فیلم و سریال
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.