All language subtitles for Frontier_S02E05_10bit_x265_1080p_WEBRip_30nama_30NAMA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

فیلیمو تقدیم می‌کند Lullaby ترجمه از

،تقریباً همه‌ی انسان‌ها می‌توانند مشقت را تحمل کنند» «.ولی اگر می‌خواهی شخصیت واقعی انسان را امتحان کنی، به او قدرت بده آبراهام لینکن -

!کار تو بوده

.خدمه‌ام رو شورشی کردی

ببین، یک رهبر خوب .به حرف افرادش گوش می‌ده

،بر حسب اتفاق .افراد تو عصبانی بودن

چه قولی بهشون دادی؟ - تنها چیزهایی که ارزشِ داشتن دارن -

.ثروت و یک آزادی برای خرج کردنش

.جلوشون رو بگیر

.دیگه دیره

!آره

.کارتون خوب بود جوون‌ها

.آزادی خودتون و من رو به‌دست آوردین

...حالا

...اگر می‌خواین از زندگیتون لذت ببرین

.باید دقیقاً به حرف من گوش کنین...

!توپ‌ها آماده

!بارگیری! فیوز! آتش

.این تیکه رو تقویت کن

.خواهش و ممنون

!فکر کنم چیزی نمونده

...اگه اجازه بدین فرماندار

،شاید توقف رزمایش رو در نظر بگیرین...

تا مهمات حفظ بشن؟ ...نمی‌تونیم

.ارتش با انضباط رشد پیدا می‌کنه

.دارم برای دشمن‌هامون پیغام می‌فرستم

.افرادت رو آماده کن، ونستون

.بله قربان

!صف دوم !آماده بشین

.وقت زیادی برامون نمونده مایکل

.ماه نو امشب بیرون میاد

،تا طلوع خورشید .اچ‌بی‌سی نمی‌فهمه چی ازش دزدی کرده

هارپ کجاست؟ - .کم‌تر نگران باش، آکی -

...بیشتر

!موفق شدیم

مونتریئل چطور بود؟

.خوب بود - چیزی رو که خواستی گرفتی؟ -

.آره

بچه کیه؟

.دزدیده شده بود

دارم به کامنا می‌برمش .تا با رهروهای دریاچه زندگی کنه

.نه. تو رو پیش خودم لازم دارم

.باید انجامش بدم

.مایکل با سوراخی توی دیوار منتظرته

.می‌دونم. دارم روش کار می‌کنم

.خوبه. بهتره بری

.بهت نیاز داره

.به حرفش گوش کن

.می‌بخشین

می‌شه صحبت کنیم؟

چه چیز نگرانت کرده، آقای برون؟

خیلی خب؟

.لطفاً

می‌خوام که

برادرم رو از مسئولیت‌هاش نسبت به

.کوراترس اند کامپنی رها کنی

چرا این‌کارو کنم؟

...شاید دیگه لو ریور کامپنی نباشیم

.می‌خوای از نو شروع کنی

.بله

و دنبال سرمایه‌گذار می‌کردی؟

.نه. خدایا، نه

از حالا به بعد تنها کسانی

که در کسب‌و‌کار برون سرمایه‌گذاری .می‌کنن خود برون‌ها هستن

همون‌طور که می‌دونی، در گذشته

.بهترین شانس برای شریک‌های خارجی نسیبمون نشده

...الیزابت، فکر کنم نیازه نگاهی به

.ملکولم

همه‌چی رو‌به‌راهه؟

برادرت اومده تا .آزادیت رو از من طلب کنه

واقعاً؟ - .آره، داگلاس -

.برای خونه پیغام فرستادم

چیکار کردی؟

بهشون گفتم چه اتفاقی افتاده

...و من و تو قراره شرکت رو از نو

جواب نه هستش .داگلاس ثابت کرده برای شرکت خیلی باارزشه

برات کافی نبود

،شرکتمون رو درسته بلعیدی

حالا بهم اجازه نمی‌دی از نو

با گوشت‌و‌خون لعنتی خودم شروع کنم؟

!کافیه

طرف کی هستی داگلاس؟

.همه‌چیز برات سیاه و سفیده

.مسئله طرف گرفتن نیست

!مسئله فقط طرف گرفتنه

واقعاً فکر کردی با هیچ‌و‌پوچ

از نو شروع کردن، بهترین تصمیم برامونه؟

خانواده‌ی رو توی قرض فلج‌کننده‌ی بزرگ‌تری بذاریم که نتونیم پرداختش کنیم؟

این زن... با برادرم چیکار کرده؟ .چون اون رو نمی‌بینم

.تنها چیزی که می‌بینم سگ کوچولوشه

.تو سگ لعنتی کوچولوی اونی، داگلاس

.معذرت می‌خوام

.هیچ نمی‌دونستم قصد همچین کاری داره

...داگلاس... داگلاس

می‌شه باهات صحبت کنم؟

.آره. اگر می‌خوای

.توی اتاق خوابم

...توی

توی چیت؟

.جان

.تازه با یکی از دخترهام صحبت کردم - و؟ -

.بهش صدمه زدی ،اجازه نمی‌دم با دخترهام این‌جور برخورد کنی

.مخصوصاً برای چندر غازی که می‌دی

...گاهی اوقات شور و شوق .بهم غلبه می‌کنه

.همه‌اش همین

.کاری که می‌کنی اشتباهه

.چیزیه که هست، مری

باید درست انجامش بدیم .و قوانینی درست کنیم

،نمی‌تونم ضعیف باشم وگرنه سرنوشتشون رو توی دست‌های

.سررشته‌دار کارتر برمی‌گردونن

.خب، فکر نمی‌کنم فرقی به حالشون کرده باشه

نه، ولی به حال تو فرق کرده. مگه نه؟

.خواهش می‌کنم

چی صداش زدی؟

.خودت رو درست کن پسر

.و تو

...حالا، شماها

به پادگان‌ها برگردین

و وظیفه‌تون رو .از ستوان دریافت کنین

!مرخص

می‌تونی حواسشون رو پرت کنی؟ - .شما دوتا، بیاین -

اون عوضی رو می‌گیرم .و گردنش رو خورد می‌کنم

.خون‌ریزی نباشه

تیر هوایی می‌زنم؟ حواسشون رو پرت می‌کنم؟

.نیازی به توجه نداریم

.فقط این پیراهن لعنتی رو دارم

!اوه

!قلقلکم اومد

.نمی‌دونم شجاعانه‌ست یا احمقانه

.بعضی وقتا هر دوتاش یه چیزن. بیا

نقشه چیه؟

.وایسا مک‌تگرت شرشون رو بکنه

.بعدش می‌ریم داخل، می‌گیریمش

!کمک

!کمک لازم دارم

.گم شو مست احمق

!نه، دارم خون‌ریزی می‌کنم

...باید بهت هشدار بدم کاپیتان. خطر

چه‌جور خطری؟ - .ضعیفم. کمک می‌خوام -

.بیا

!اینو ببین

،داشتم کنار دیوار شرقی قارچ می‌چیدم

و از ناکجا‌آباد اون دیوونه‌ی لعنتی دوید سمتم

.با چاقو سوراخم کرد

.برای افرادت می‌ترسم

سمت دیوار شرقی برین .و حواستون به سرکش‌های مسلح باشه

.شنیدین چی گفت، بهش حمله شده. آره

.مراقب باشین پسرها

.باید به زخمت رسیدگی کنی - !نه، نه، نه! وایسا وایسا وایسا -

،مرد خوبی باش .برام از اون بشکه آب بیار

!خودت بردار

قبل از این‌که برسم بهش .پاهام وا می‌دن. خواهش می‌کنم جناب کاپیتان

.اوه، خدایا

.عجله کنین عوضی‌ها

!هی، یکم باروت بیار

!داره میاد، برید. گورتون رو گم کنین !برید برید برید

.خیلی خب، اینو بخور و برو

توپ کجاست؟

.عذاب وجدان گرفتم .خیلی مهربون بودی

.کله‌ی خوبی بود

.یکی داره میاد

.مایکل، پسرم

.هارپ

.موفق شدی

.خیلی خب

خب، با الیزابت کوراترس .قرارمون رو بستیم

.آماده و منتظره - .خسته نباشی -

گمونم هیچی نباشه یکم جذبه‌ی ایرلندی

.برات مونده باشه

.جک رو از دست دادیم .ولی اینو پیدا کردیم

.این باید به حساب دیوار برسه

.آره

رزمایش چسترفیلد کیه؟

.سر ساعت

چارلی؟ شروع کنیم؟

.ببخش

!هاپ

!تو رو خدا چرا اینو آوردی این‌جا؟

،اه... خب، بهتر بود این مرتیکه رو بکشم

ولی بدن مرده مشکوک‌تر از بدن گم‌شده‌ست، نه؟

.مطمئن باش صداش درنمیاد

.راستی، خیلی خواهش می‌کنم

.دیگه از این لطف‌ها در حقم نکن

.خیلی خب پسرها! همه بیرون

همه‌ی افراد آماده‌ان؟ - !بله قربان -

ونستون کجاست؟ - .نمی‌دونم قربان -

.با این طناب نمی‌شه جلوی لگد رو گرفت

.و چیزی نمونده تا... آماده بشه

،شاید این دست‌هات روی گلوی بنتن نباشن

،ولی برای اچ‌بی‌سی .این پایان کارشونه

.اگه اول کار ما رو تموم نکنه

.این‌جا خطرناکترین جاشه

می‌تونی انجامش بدی چارلی؟

.هیچ‌کس بهتر از من برای انجامش نیست

.مک‌تگرت، برو نگهبانی بده

.سوراخ جدید واسه همه‌تون می‌سازه

.تا علامت ندادم شلیک نکن

!رو به جلو، آماده

!شلیک

...یک

!شلیک

...دو...

!آماده

!شلیک - !الان -

.خدای من

.وقتی نبودی وضعیت این‌جا خیلی خوب نبوده

.این‌جا بمون .از دردسر اجتناب می‌کنیم

.تمام سعیم رو می‌کنم

این چه وضعیه این‌جا؟

چسترفیلد مسئولیت میخونه .رو به سررشته‌دار کارتر داد

.عوضی رو می‌کشم

...خب، الان توی اتاقته

اوه، که اون‌جاست؟ - ...آره، ولی -

...حالا

...تو

می‌خوای باهام صحبت کنی؟

درباره‌ی چی می‌خوای باهام صحبت کنی؟

حقیقت داره؟ - چی حقیقت داره؟ -

تو سگ منی؟

.برادرم گفت. من نگفتم

پس سگ من نیستی؟

.فقط عصبانیه که درجا طلاقت ندادم

فقط دارم بهترین کار رو .نسبت به شرایطم می‌کنم

...پس تو

سگم هستی یا نیستی؟

.من سگت نیستم

.شوهرتم

شوهرم که به پام می‌افته؟

.بس کن

شوهرم که برام التماس می‌کنه؟

.گفتم بس کن

از من چی می‌خوای، زن؟

...ازت می‌خوام

.لباس‌هات رو دربیاری

ازت برمیاد؟

.آره

.می‌تونم

.جات خالی بود خانم چسترفیلد

.می‌تونستی تو جاش باشی

.از پدرم نامه آوردم

،ثابت می‌کنه زنده و سرحاله

و مسئولیت میخونه رو به من داده .و خودش دنبال کسب‌و‌کارش رفته

.مهر روی مهر قرارداد رو ببین

...خب

.گمونم پدر پیر بالاخره تو رو نجات داد

.به‌نظر میاد

چرا بهم نگفتی داری می‌ری؟

.نشون دادی زناکار هستی

.باعث لغو ازدواج می‌شه

.من فرماندارم .اگه بگم مزدوجیم، یعنی مزدوجیم

نباید بدون خبر از .دژ خارج می‌شدی، گریس

...می‌تونی این‌جا رو طبق میلت اداره کنی

.با توجه به مدرکت...

ولی دیگه سعی نکنی .بی‌خبر بذاری بری، عشقم

ونستون کجاست؟ - .ندیدمش -

.اوه، لعنتی - .از این کارها نمی‌کنه -

.این‌جا خبری شده. انبار رو بررسی کنین - .بله، قربان -

!لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی

.آره... پر و آماده برای شلیک دوباره

کت‌قرمزها دارن دنبال .این نفله می‌گردن. باید سریع جیم بشیم

.حواسشون رو پرت می‌کنم

!نه، وایسا

.از پسش برمیام

چطور؟

هیچی نباشه بهت .یه تشکر بدهکارم، مک‌تگرت

.ژاکتت رو می‌خوام - !گورت رو گم کن -

.اوه... باشه

ازدواج کردن با تو

ماجراجویانه‌تر از چیزی .بود که فکر می‌کردم

.خب، طبق تصورات من هم نبود

چه تصوری داشتی؟

.که افتضاح می‌شی

.پرصدا

.عصبانی

.حق داشتی باشی

.اوه آره ولی بشم که چی بشه؟

کم‌کم دارم به این فکر می‌افتم که .ممکنه مرد خوبی باشی، داگلاس برون

چی باعث شد همچین فکری کنی؟

.یه چیزی هست که می‌خوام امضاش کنی

چیه؟

.بخون و ببین

چرا الان داری این‌کارو می‌کنی، الیزابت؟

چون می‌خوام مطمئن بشم سموئل گرنت .دیگه نمی‌تونه شرکتم رو خراب کنه

.دلت نمی‌خواد با مردی مثل اون درگیر بشی

فکر کنم درگیر شدن با زنی مثل من .نگران‌کننده‌تر باشه

.خب نمی‌تونم مخالفت کنم

ازت نمی‌خوام چیزی رو امضا .کنی که حقیقت نداره

حقیقت اهمیت چندانی نداره

وقتی پای سموئل گرنت .و کابز پاند وسط باشه

.خب، این‌بار حقیقت پیروز می‌شه

خب، اطمینان دارم .می‌دونی داری چیکار می‌کنی

.همیشه

امشب با هم شام بخوریم؟

.خب، بستگی داره

،اجازه می‌دی روی میز بشینم

یا باید جلوی پات بشینم؟

.اوه، سریع یاد می‌گیری آقای برون

.برو بیرون

.بخواب

کنجکاوم بدونم چه حسی به فرماندار دست می‌ده .وقتی بفهمه به همسرش پیشنهاد جنسی دادی

فکر می‌کنی کی بهم مسئولیت این‌جا رو داده؟

فرماندار چسترفیلد همین الان حق قانونیم رو

.برای مالکیت این میخونه به رسمیت شناخت

.حالا برو بیرون

کسانی که می‌خوان بمونن

،و از غذا و نوشیدنی لذت ببرن .خوش اومدن

ولی کسانی که برای ،لذت‌های دیگه‌ای اومدن

.می‌تونن گم بشن بیرون و برن جایی دیگه

.تمام تلاشم رو با توجه به وضعیت کردم

.نمی‌دونستم برمی‌گردی یا نه

،برام مهم نیست کی با فرماندار باشه .تا وقتی که من نباشم

این حرفت یعنی چی؟

قول دادم تو رو از همه‌ی .این‌ها دور نگه دارم، ولی نتونستم

.متاسفم براش

.همه‌چی رو درست می‌کنم

ولی این زن‌ها چی می‌شن، خانم؟

به امید داشتن کار و جای خواب نامناسب

.آوردنشون این‌جا

مطمئن نیستم کسی این‌جا .چندان خوابیده باشه

...گریس

.بهم گوش کن

بنتن من رو آورد این‌جا .و همین‌جا ولم کرد

این زن‌ها هم دچار همین سرنوشت می‌شن

.اگه بندازیمشون بیرون

.نمی‌ذارم این اتفاق بیفته

.نه

.ولی نمی‌تونم همه‌شون رو استخدام کنم

چرا کار شرافتمندانه‌ای توی دژ براشون پیدا نمی‌کنی؟

یا گذر برای دژ میوز؟ .کمکت می‌کنم

ولی اول، باید این‌جا رو .مثل قبلش کنیم

.و می‌تونیم با سوزوندن ملافه‌ها شروع کنیم

این چیه؟

،کابز پاند تو به جرم قتل

.برتراند برنارد بازداشتی

.مسخره‌ست - .آقای گرنت -

.می‌تونم درستش کنم

!مسخره‌ست .مدرکش کجاست؟ کابز، درستش می‌کنم

.باید روی کار دیگه‌ای تمرکز کنی

.مادام، چه موهای فوق‌العاده‌ای

بشینیم و فنجانی چای بنوشیم؟

.خیلی خب

چه کاری برای کوراترس بیوه می‌تونم بکنم؟

.خب، سلام عرض شد

اجازه هست بیام تو؟

.ممنون پسرها

.دل‌رباست

می‌شه کتم رو نگه داری لطفاً؟

داری حساب می‌کنی پول دادن .به دادرس چقدر برات آب می‌خوره

.این‌بار فایده نداره

.همیشه قیمتی هست - .معمولاً قبول می‌کردم -

ولی این‌بار رفتم پیش .هر سه دادرس

.هر کدوم جداگانه پولت رو می‌گیره

چنین مردانی دوست دارن .کجی‌هاشون رو پنهون نگه دارن

.مخصوصاً دادرس‌ها

.حرکت آخر نسیب تو نمی‌شه

نمی‌شه؟ فکر کنم وقتشه تا

بساطت رو جمع کنی .و از سر راه کنار بری

هرچند، درک می‌کنم اگه می‌خوای صبر کنی

.و حلق‌آویز شدن معشوقه‌ات رو ببینی

اوه، نمی‌دونستی خبر داشتم؟

،شریکم رو تا پایان روز از زندان بیرون میارم

و فکر می‌کنم تو باید پشیمون بشی

.که توی امور ما دخالت کردی

.اوه .مرد ناچیزی هستی

.تا الان نمی‌دونستم

.فکر می‌کردم قدرت داری

ولی هیچی بجز لباس‌های قشنگ

.و دفترچه‌های خط‌خطی نیستی

.به یک زن... باختی

من مردتر از اونم .که تو ابداً بتونی باشی

.دری ضعفت رو نشون می‌دی، آقای گرنت

!لعنت بهت

!از پا گذاشتن توی خونه‌ی لعنتیم پشیمون می‌شی

نه با غلتیدن توی پشیمونی رسیدم به جایی

،که الان در این دنیا دارم

!و نه می‌ذارم مرد ناچیزی من رو کنار بزنه

!هرزه‌ی لعنتی - !اه -

!اه! اه

!نه

!نه، نه

!نه، نه! اه

!شرکتم رو از هیچ ساختم

.هیچ‌کس کمکم نکرد !نه خانواده‌ام، نه والدینم

!خودم ساختمش !خودم

!اه

.من مرد خوبی‌ام

!من مرد خوبی‌ام

.من مرد خوبی‌ام

.من مرد خوبی‌ام

.من مرد خوبی‌ام

.لعنتی

!یا خود خدا

.اوی، خوشحالم می‌بینمت .تازه از گشت‌زنیم برگشتم

.پوست‌هام رو گذاشتم داخل .یه احمقی در رو روم قفل کرد

.بد شانسیه ونستون رو ندیدی؟

.تابلوئه نه

چیه، گم شده؟

!امنه

.بیا، باهام بیا میخونه

.اگه من ونستون رو می‌شناسم، اون توی میخونه‌ست

.هیچ‌جا دیگه اثری ازش نیست

دامن فاحشه‌ها رو هم گشتی؟

شاید خودمون بتونیم نوشیدنی بخوریم، ها؟

!اه، این شد یه چیزی

.اون مار ایرلندی لعنتی

!اوه

.اوه، شما پسرها پوست‌کلفتین

.من رو یاد داستان خیلی خنده‌داری میندازه

دوست دارین بشنوین؟

،فقط یه پسربچه بودم

...یه پسربچه‌ی دیگه هم بود

.که خیلی دوستش داشتم...

.هیولا کوچولوی خوشگلی بود

.ولی فکر نمی‌کردم خیلی از من خوشش بیاد

.این یکی خوب بود

.چشم‌های خیلی قشنگی داشت

.و زبون خیلی ظالمی .احساساتم رو جریحه‌دار می‌کرد

...این... این خنده‌داره

بهش گفتم فکر نمی‌کردم که

.هیچ‌وقت می‌تونستیم دوست باشیم

.فکر نمی‌کردم براش مهم باشه

برای همین بهش گفتم دیگه هیچ‌وقت .نمی‌خوام ببینمش. هیچ‌وقت. هیچ‌وقت. هیچ‌وقت

...اه

!چه کثیف‌کاری‌ای درست کردم

فکر می‌کنم از این تیکه‌اش .خیلی خوشتون بیاد

.یک روز، برگشت

توی آشپزخونه‌ام نشسته بودم .و اون از در وارد شد

مثل فرشته‌ای کوچولو .با پوزخندی روی لبش

.قاشق رو برداشتم و چشمش رو درآوردم

!...اه

.چقدر بدم من

.می‌دونی، دوستش داشتم

.عشق‌ اول بدتر از همه‌ست

.چون دوامی نداره

.دیگه هیچ‌وقت ندیدمش

تو رو می‌شناسم؟ - .سریع باید چندتا چیز رو بگم -

.هر کاری بتونم می‌کنم

!مایکل

.وقتی دیدیش... بهش بگو مراقب باشه

!هرمن

قربان؟ - مردی که باهات بود کجاست؟ -

...اون

.همین الان این‌جا بود قربان

گریس. اون کجاست؟

کی؟

.مایکل اسمیت .همین الان این‌جا بود

پسره‌ی ایرلندی؟

.خیالاتی شدی فرماندار

.دیدم از در جلویی وارد شد

.این‌جا رو زیر و رو کن .اسمیت رو این‌جا پیدا نمی‌کنی

،احتمالاً خیلی وقته یه جا افتاده مرده .اگه خوش‌شانس باشه

.افراد بیشتری بیار .شما چهارتا با من بیاین

اون عوضی کوچولو کجا رفت؟

!انبار

.دنبال خز‌هان

!دارن میان - !محض رضای خدا -

.باید فلنگ رو ببندیم .من شناسایی شدم

.می‌دونم. من می‌مونم - چی؟ -

،تا وقتی بدونن من این‌جام .شما رو دنبال نمی‌کنن

.هارپ، نه - .در رو باز کن -

.یه چیزی جلوی قفل رو گرفته قربان

.پس بشکونش - .بله قربان -

.رسیدن .به نقشه وفادار باش، مایکل

خیلی خب. خز‌ها رو .به صخره‌ی پیتری می‌بریم

.مایکل

.مراقب باش

.این‌بار گیر نیفت

!مایکل اسمیت

.تیکه‌تیکه‌ات می‌کنم

.فکر کنم بدونی کی هستم

هارپ؟

من رو یادته؟ .باعث افتخاره

!این زنجیر لعنتی رو بشکون

!بله قربان

!هی، پسر

.لعنتی

.از این تونل برین دنبال هارپ

!قبرش می‌کنم

!سوکنان کجاست؟ - .این‌جا نیست -

!پس چرا من این‌جام؟

اون کجاست، مایکل؟

.کاری داشت که باید انجام بده

!جوابم رو بده - رفت! باشه؟ -

.داریم می‌ریم

چیکار می‌کنی؟

.باید برگردم براش

،راست می‌گه. ما برمی‌گردیم .پیدات می‌کنیم

!خدایا! برو، برو! برو

بابات می‌دونه بیرونی؟

.عوضی... مسخره

.ازت می‌خوام کاری برام انجام بدی

.هر چه بخوای سر باز نمی‌زنم

به مونتریئل برگرد

.و به ملکولم برون پیغام برسون

الان؟ - .صبح اول وقت -

پیغام چیه؟

...بهش بگو

.الان وقت خوبی برای برگشتن به دژ جیمزه...

.نوشیدنی لازم دارم

.هرچقدر می‌تونی حمل کنی ببر

.خب، می‌تونم مقدار زیادی حمل کنم

آقای گرنت؟

!آقای گرنت

کمک... نیاز داری؟

باید جسدش رو برداریم .و توی دره پرت کنیم

...فکر می‌کنن

.کار یه غریبه بود

،اول باید خودت رو تمیز کنی .بعدش یه نقشه می‌چینیم

.منم کف اتاق رو تمیز می‌کنم

.من رو از حدم گذروند

.چیزی نیست

!زندان‌بان؟

.کمکم کن

سموئل؟

.با کلنا صحبت کردم

.همه‌چی رو بهم گفت

.خوشحالم می‌بینمت

.همچنین

چطور اومدی بیرون؟

.خودم رو رها کردم

.اوه

.و دیگه نمی‌تونه برامون مزاحمت درست کنه

.به همه‌چی رسیدگی می‌کنم

هارپ قرار بوده .الیزابت رو توی شمال ببینه

.سپیده‌دم راه می‌افتم .کلنا رو با خودم می‌برم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.