Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
فیلیمو تقدیم میکند Lullaby ترجمه از
،ایستادن در برابر دشمنانت شجاعت زیادی لازم دارد» «.ولی ایستادن در برابر دوستانت شجاعتی به مراتب بیشتر جی.کی. رولینگ -
شب چطور خوابت میبره؟ هه؟
با این قیمت مضحک
برای یه تیکه شیرینی پلاستیکی آشغال .و یکم گوشت گربه
.بگیر، کثافت حریص
.ایناهاشش
هارپ؟
چی باعث شده اینجا بیای؟
.کل مونتریئل رو دنبالت گشتم
برای چی؟
یکی رو میخوام بدون معطلی .مقدار زیادی پوست سگ آبی بخره
و تو میخوای با لو ریور کامپنی معامله کنی؟
آره. تا وقتی که شندیم .همهشو به باد دادی، ملکولم
ها... پس اینجور شنیدی؟
همینطور شنیدم برادرت .با بیوهی کوراترس ازدواج کرده
همینطور هم شنیدی که هرزهی دو عالمه؟
.چون اینم درسته
میتونی ببریم ملاقاتش؟
این زن رو میشناسی هارپ؟
.فقط از شهرت
...بهت هشدار بدم که صحبت باهاش
مثل گذاشتن صورتت .روی سنگ چاقو تیز کنیه
،علاقهمند به کسبوکارشم .نه صحبت کردن باهاش
،اول مژدگانی میگیرم .بعدش میبینم چه کاری ازم ساختهست
.قبوله
.آقای برون
.متاسفانه الان همسرم اینجا نیست
،خب اشکالی نداره چون اومدم تا
.رئیس شرکت گرگ سیاه رو معرفی کنم
.دکلن هارپ
...آقای هارپ
چه کاری ازم برمیاد؟
.مایلم دربارهی قرار تجاری صحبت کنیم
با همسرم قرار ملاقاتی ترتیب بدم؟
.ترجیح میدم با مسئول واقعی صحبت کنم
متاسفانه آقای هارپ، هر کسی رو که با آقای برون سروکار داره
.غیرقابل اعتماد میدونم
.آره، قابل احترامه
ولی صحبتم فقط .مربوط به من و خودت میشه
...یه لحظه وایسا ببینم
.ملکولم، لطفاً تنهامون بذار
.دکلن هارپ بدنام
.از الیزابت کوراترس چیزهایی شنیدم
شایعات میگن مغز متفکر .پشت شرکت شوهرشه
اوه، چاپلوسی؟ در واقع روی زنی
.که باهوشه تاثیری نداره
.پیشنهادت رو میشنوم
.ولی اینجا نه. سر شام
.ساعت ۶ بیا خونهام
.خیاط میخوام
.بهتره تو لباس رسمی وصلهدوز بپوشی، مرد گنده
جریان چیه؟ - .میریم شام -
.بیا، بیا، بیا
لباس رسمی خوب .لباسیه که بتونی باهاش شطرنج بازی کنی
.بهت دارم میگم، به حرف بابایی گوش کن
،آدمهای زیادی هستن .پوشش خیلی کم
.زیرزمین اوناهاشش
،تونل کندن خیلی سخت نمیشه
.ولی باید زیر انبار بریم
.برای همین جک رو لازم داریم
.درسته
.و بعدش میتونیم شروع به ثروتمند شدن کنیم
تو هم میتونی .شروع به پوشیدن تاپ هتت کنی
.شاید
.باید تدارکات تهیه کنیم
،اول بریم میخونه .گریس امبرلی رو ببینیم
میتونه ابزارهایی رو .که برای کندن لازم داریم تهیه کنه
برات سخت بود؟
.پولم رو گرفتم
پول نمیدی؟
چرا نمیشه اون موطلایی رو که نوشیدنی آماده میکنه داشته باشم؟
من به درد بخور نبودم؟
.اون رو هم میخوام
،مثل یه گل ظریفه .از پس این کارها برنمیاد
،اگر دنبال تنوعی
.آقای کارتر خیلی زود چندتا دختر دیگه میفرسته
.صبر داشته باش
اون کارتر لعنتی هنوز دخترهای بیشتری نیاورده؟
.نیاورده
،وقتی امبرلی از مونتریئل برگرده
.همهی اینها رو تموم میکنه
.باید امبرلی رو ببینیم
اوه، امروز صبح رفت .مونتریئل تا پاکدامنی مری رو نجات بده
.میخونه موقتاً در کنترلش نیست
.چسترفیلد فرماندار سختگیری شده
دوست ندارم بدونم چی میشه .اگه اینجا پیداتون کنه
چرا اینقدر سخته؟
به هر کدوم از شما
اتاقی برای خودتون .و تمام کاری که میتونین بکنین پیشنهاد شده
.طلا اعتصاب کردی، عزیز من
.اون دخترها رو خلاف خواستهشون گرفتن
.نمیتونم دست رو دست بذارم و تماشا کنم
درستش میکنیم، ولی باید .آماده بشیم تا هارپ از راه برسه
،اونموقع براش فکری میکنیم .و بعدش دخترها رو از اینجا میبریم
!بهشون گوش کن
.میکشنش
اوه، غافلگیر میشی ببینی یک مرد چه چیزهایی رو میتونه تحمل کنه
.قبل از اینکه بمیره
.خودش نخواسته توی این کشتی باشه
از جایی که خواب بود کشوندمش
.و وسط دریا بیدار شد
.اه، مشمول وظیفه شده
اون تنها مردی نیست که .بر خلاف خواستهاش سوارش کردن
حالت خوبه آقای درا؟
.تو لندن حلقآویزش میکنن
.هیچکس رو تو لندن حلقآویز نمیکنن
.چون به لندن نمیریم
راهی برای خروج از کشتی بلدی؟
.معتقدم میتونم به بعضی مردها اعتماد کنم
!و چندتا دوست دیگه پیدا کردم
،حالا بستگی به تو داره چولک جوان
.وگرنه سرنوشت من و درا هم این میشه
،خب آقای هارپ
خوشحال متوجه دروغ پشت تهمتهای ملکولم
.دربارهی اخلاق تجاریم میشی
.اوه، الیزابت تاجر خوبیه
منم مطمئن نیستم .چرا ملکولم خلافش رو گفته
.از پیشنهادت برام بگو
شرکت گرگ سیاه به مقدار زیادی از
.خزهای باکیفیت اچبیسی دسترسی پیدا کرده
...خزهای باکیفیت اچبیسی
یا خزهای اچبیسی؟...
.دنبال خریدار میگردیم - از راه قانونی گرفتینشون؟ -
،همه خارج از قانون عمل میکنیم
.از جمله خودت
.ببین کجا نشستیم .میز لعنتی بچهها
گوش کن، چطوره که تو الان اینجا نشستی اونوقت برادرت اونجاست
که پاش به زور به زمین میرسه؟
.اون زن، اون تیرهپوست
خدمتکاره؟
.یکی از خودشونه
.بگم که خودش رو هم خیلی دست بالا میگیره
چطور اینکارو میکنه؟
خبر مرگم از کجا بدونم؟
.و من، یک احمق با لباسهای جدیدم
...اوه، لباس رسمی اونقدر بد نیست
.راستش یه چیزی رو تو شلوارم تکون میده
راست میگه؟ - .آره -
بهنظرت کوراترسِ مرده کجا نوشیدنیهاش رو نگه میداشته؟
.پیداشون میکنم
.اومدم تا رابطهی تجاری باهات بسازم
اگه متهد بشیم، میتونیم .قلعهی اچبیسی رو ضعیف کنیم
چرا من، آقای هارپ؟
از وقتی وارد شهر شدی آقای گرنت رو ندیدی؟
.خوش به حالش که ندیدم
،جوزفت، داگلاس میشه تنهامون بذارین؟
و بگم این چنگال
مستقیم میره .توی دماغت، کوچولوی عوضی
حالا فهمیدم دکلن هارپ
،سگ آبی شکار نمیکرده .آدم شکار میکرده
،اگه چاقوم بیاد زیر گردنت
.خودتی که باعثش بودی
سخن اینه که گرفتن انتقام مرگ زنت
.منطقی فکر کردنت رو واژگون کرده
...خانوادهام
وحشیانه بهدست مردی کشته شد .که زمانی به چشم پدرم میدیدمش
.انتقامشون رو میگیرم، آره
.و فقط برای اونا هم نیست
برای تمام خانوادههاییه که .اچبیسی روی زندگیشون سایه کرده
.چیزی نیستی که انتظار داشتم
،اگه بهم فرصت بدی بیشتر نشونت میدم
.پشیمون نمیشی
.از دردسر خوشم نمیاد
بعضی وقتها باید .خوشیها و ناخوشیها رو با هم قبول کنیم
.اینهمه راه نیومدم تا راهم رو گم کنم
.خزهات رو میخرم
مردهای زیادی نیستن که جرئت کنن
.بهعنوان همسطح باهام دست بدن
.مشتاق همکاری طولانیمدت هستم آقای هارپ
.راه بیفتین
.بیا نگاه نزدیکتری به زیرزمین بندازیم
.اونجا پشت انباره
.حدود ۱۵ فوته نظرت چیه؟
.آره
.میرم داخل .حواست باشه
.یه کاری هست میخوام بکنم
چی؟
.تو برو. من برمیگردم
مردمت کجان؟
.باید برم تختها رو آماده کنم
میدونی تختها رو برای چی آماده میکنی؟
.منو توی دردسر میندازی
.باهام بیا - .نه -
!نه! اه - .ششش -
!اوهوی - !اینهمع جیغوداد چیه؟ -
.برو داخل، دختر
.برو
.بیا ملافهها رو ببریم بالا
.سرویس اینجا با توئه
آقای موناهان که میبینی پول خوبی برای
.بدن برهنه میده
.همینطوره
...میگم تو
یه متر طناب دم دست داری؟
.میفرستم بالا
.مرد خوب
...هیچکس چیزی از طناب
.یا هیچی
حالا اون سینی نوشیدنی رو برای اون مشتریها میبری
.یا خودت باید به اتاق خواب بری
.لباسهات رو دربیار عشقم
.باید ملافههای تازه رو پهن کنم
فکر میکنم اشتباهی من رو .خیلی مشکلپسند دونستی
.خیلی وقت میشه لذتی نبردم
...بهت گفتن باید - !نه -
.بهت میگم چیکار کنی
.آروم باش
!آروم باش !باهام مقابله نکن
!مقابله نکن... اه
.اگه مقابله کنی میکشمت
.حالا بیا یه نگاه بندازیم
.اوه، آره
.ها
همینه، درسته؟
!اه
!هرزه! هرزهی دیوانه
..نکنه... دوتا گربه
پایان کار موناهام میشن؟
...هرگز نه
لااقل یکی توی این کثافتخونهی بیصاحب
.یکم لذت کسب میکنه
ببین بدون امبرلی ،کارمون درست پیش نمیره، میدونم
ولی سررشتهدار کارتر مناسبترین شخص برای مدیریته؟
چرا که نه؟ - ،این دخترهای بومی رو خریده -
.و ممکنه صداش دربیاد
برای تجارت به مردمشون تکیه کردی
.این واسه کسبوکار بده
وضعیتی نیست که لازم باشه ...از این بدتر بشه
میتونم بفهمم
به زنهایی تمایل داری که .تشنهی استقلال از ازدواج نکردن هستن
...یکی با مهارت
.که اشک مردها رو دربیاره
.برای این چیزا تردید نداری
.بیشتر از همیشهی امبرلی
.ذات مردانه داری، گریس امبرلی
درگیر حسی، ژان مارک ریوارد، رو استخدام کردی
تا تو رو به مونتریئل ببره
تا بتونی همراه پدرت برگردی .و حقت رو پس بگیری
بیصبرانه منتظرم صورت این مرد رو ببینم
.پدری که همچین زنی بار آورده
.اون مرده
،دو سال پیش دنبالم فرستاد
.ازم خواسته بود محل مرگش رو ببینم
وقتی نرسیدم، نامهای با آدرس برام فرستاد
.که میتونستم چیزها رو ازش بردارم
چرا داری اینا رو بهم میگی؟
چون قراره کمکم کنی برای چسترفیلد ثابت کنم
.که هنوز زنده و سرحاله
...ریوارد
،اگه پدرم مرده بود... .میخونه رو از دست میدادم
.پس نمرده
میفهمی؟
...آیا ما
مجبوریم اینجوری توی عموم باشیم؟
.کندهکاریهای مایکل اهمیتی ندارن
.باروت لازم داریم چارلی - .اینجا ویرجینیا نیست، چارلی -
.سفیدپوستها سفیدپوستن
.بیاحترامی نباشه
.نشد. من اسکاتلندیام .گوش کن، بیا، گوش کن
،هر کسی چپچپ بهت نگاه کرد فقط بهش میگی وفادار سیاهی
.بهت آزادی داده شده تا به تاجوتخت خدمت کنی
!اینجا
!هی - !اوه -
!لعنتی
.لطفاً برو
!بیا
.آره
!بیا
،خیلی خب بچهها .اگه به رودخونه برسیم در امانیم
.هنوز باروت گیر نیاوردیم
.برمیگردم توی بازار - تو؟ -
!غلط نکن
،تحت تعقیبی .فقط یک چشم سالم داری
خب پس کی انجامش بده؟ - .من میرم -
من وفادار سیاهم، یادته؟
.به خوبی وفادار
.موفق باشی
.چارلی
.حواست جمع باشه
،نیازی به این نیست قربان
.من... وفادار سیاهم
.توی جنگ آمریکایی برای تاجوتخت جنگیدم
.اوه، من توی اون جنگ برای خودم جنگیدم
.نه برای تاجوتخت
.آقایون
.بیا با ملافهها کمکم کن
.برای کارمون ما رو میکشن
.آدم بدی بود .اشکال نداره
.اگه کار آقا تموم شده باید بره
!صورتت
.بشین
.ممنون
اینجا چیکار میکنی؟
.کمکش میکنم تمیز کنه
.اوه، پس دوشیزه بود
.گمونم کمی خونریزی شده
.میشه اینو گفت
چای قربان؟ - .آه -
توی دنیا هیچی جای .یه فنجون چای خوب و غلیظ رو نمیگیره
چی داخلش گذاشتی؟
.چای تازه از حلبه قربان
از کدوم بشکه آب برداشتی؟
!نشونم بده
.سرش رو بردار
.یه چیزی داخلشه
!چطور این اتفاق افتاده؟
حتماً زیر بشکه رو جویدن .و داخلش شدن، کاپیتان
زیرش؟
زیر بشکهی آب؟
.فکر کن پسر
.به افراد میگم بشکهها رو توی دریا بندازن
.آب بارون جمع میکنیم
بارون برای ۴۰ نفر برای عبور از آتلانتیک کافیه قربان؟
اولین کاپیتانی میشین .که آرزوی هوای بارونی میکنه
.دیروز خشکی دیدیم .هنوز برای برگشت دیر نشده
!بادبانها رو کامل بکشین
!برمیگردیم
.آفرین چولک
.هنوز هم میتونی آزادی رو ببینی
میدونی، جوونی مثل تو ممکنه ،از زندگی توی دنیای جدید لذت ببره
.جایی که میتونی واقعاً خودت باشی
.به شرطی که درا هم بیاد
.بله، البته
حالا آقای چولک، ما به تدارکات نیاز داریم
...غذا، پتو
.سلاح...
کمکی ازم برمیاد؟
.اسم من گریس امبرلیه
.دختر سرگرد ادوارد امبرلیام
.متاسفم .دیگه پیش ما نیست
بهم گفته شده میتونم اموال شخصیش رو
.از این آدرس بگیرم
.متاسفانه ما رو با بدهی پرداخت نشده ول کرد
،مشکلی با دادن بدهیش ندارم
.اگه لطف کنین برام چیزهاش رو بیارین
.بهم نگفته بودی سرگرده
.با فرانسویها جنگیده بود
.حیف ما شد
.این مهر پدرمه .نامه رو معتبر میکنه
قربان؟
،ولی خانم امبرلی
،مدالها و تقدیرنامههاش .چیز خوبی میارزن
.نه برای من
نوشیدنی؟
چارلی کجاست؟
.اگه سینهخیز میرفتم زودترش میرسیدم
آقای هارپ؟
قایمباشک بازی میکنیم؟
،مایلم آروم بیرون بیای
.وگرنه سیاهپوستت برمیگرده پیش صاحبهاش
.هارپ، بیا فلنگ رو ببندیم
.ولش نمیکنم .فقط توی دید نیا
وواو، چیکار داری میکنی؟
.یه کار احمقانه
.خودت رو درگیر نکن .از سرت استفاده کن
...از سرم
تو عمرت من رو ندیدی؟
.پیدات کردم
.چارلی
.اصلاً آزاد نیستم
.آزادش کنین
فقط یک احمق با جایزه .روی سرش میاد اینجا
.فقط یک احمق برای گرفتنش میاد
.همم
.خیلی ازت خوشم میاد، آقای هارپ
افتخار میدین؟
،پایین پلهها .مستقیم بیرون
!میخوایم از کنارشون رد بشیم؟ - ،مقدار زیادی ملافه -
.و اون احمقهای مست متوجه هیچی نمیشن
.امنه
آمادهای؟ - .آره -
.ایناهاشی
چیکار میکنی؟
.منتظر توئم
.انبار عالیه
.خوبه
.هارپ خوشحال میشه
کار شما بوده؟
میتونی کمکم کنی؟
.آروم پسرها
.هی، هی - !دکلن هارپ -
بدین وسیله، به جرم قتل
.دزدی و فتنه علیه تاجوتخت محکوم میشی
،همونطور که جزئیات این مدارک میگن
از طرف تاجوتخت جایزهی ۲۰۰ پوندی برای سرت گذاشته شده
از طرف شاه جورج سوم
...و زیردستان وفادارش
.کت قشنگیه
،انگار هر بار همدیگه رو میبینیم
.توی مسیر چوبهی دار هستی
.یکی از این دفعات میبینی که نیستم
،دوست دارم ببینم
،ولی متاسفانه
.باید توی دژ جیمز محاکمه بشی
.آره
.خیلی خاصه
.از آدمم پاند خواستم اسکورتت کنه
.خیلی قابل اطمینانه
.هر کاری میگه بکن
...در واقع
اگه بهم بگی...
،چه نقشهای با کوراترس چیدی
میتونم بهش بگم وسط راه ،بندت رو باز کنه
بعدش دوباره میتونی .از چوبهی دار فرار کنی
.فقط اومدم خزهاش رو بفروشم
چطور یک مرد فراری
اونقدری خز داره تا نیاز اون زن رو برآورده کنه؟
.من مثل پاید پایپرم
.کاری میکنم سگهای آبی بیان پیشم
،قول هر چی رو بهش دادی .به من میدی
.تا آزاد بشی
.جلوی دیدم رو گرفتی
.پس به قانون میسپارمت
به بنده مجوز اختصاصی» برای این میخانه اهدا شده
برای رشادتهایم
...وقتی که توی چسترفیلد داشتی از مادرت
نه، نه. زن نباید .اینجور صحبت کنه
.ریوارد، دارم جای پدرم مینویسم
.آه
اگر فوراً میخانه را»
،به دخترم برنگردانی
موضوع را به لندن خواهم رساند
«...و خواهند فهمید که تو
از جایگاهت سقط میشی؟ - .زیادیرویه -
.به زحمت
حلقآویز؟
،سعی بر دزدی...»
...کلاهبرداری و
،با توجه به گزارشهای تازه رسیده به مونتریئل
خیانت هم به لیست «.جرمهایت اضافه میشود
اوه عزیزم، عاقلانهست؟
چرا وسایل پدرت رو برنداشتی
تا باهاشون به یادش باشی؟
.خیلی چیزها دارم تا باهاش ممنونِ پدرم باشم
.من رو تبدیل به زنی کرد که الان هستم
اینو با کارهای که دلم بخواد .به یاد بیارم بهدست نیاورد
.میرم بازار
.برای برگشت تدارکات لازم داریم
!بیا اینجا عوضی
.بهمون خیانت کردی، عوضی گندهبک
.انگار انتخابی هم داشتم
.دکلن هارپ تو رو آزاد کرد
هارپ هم ما رو وارد راهی کرد ،که کارمون رو به اینجا کشوند
.و اگه میتونستم جوری دیگه پیش ببرمش، میبردم
.غمانگیزه
.عجب کت خوبی بود
.وقتشه لباس رسمی برات جور کنیم
الانه که اون روانی بزنه به سرش، نه؟
.کت قشنگیه
!خیلی خب! خیلی خب
.به اندازهی کافی خوش گذروندین
چقدر برای این؟
.حالا، این مرد در فورت جیمز تحت تعقیبه
دادگاه به هر مردی که .داوطلب بردنش بشه پول میده
شنیدین پسرها؟ کسی میبره؟
!من
.من اون رو به سرنوشتش میبرم
درخواست میکنی این مرد رو به دژ جیمز ببری؟
.خوب مراقبت میکنم
.ولی تو فقط یک مردی
.مرد نیست
.سگه
.سگ لعنتی
.اه، لعنتی
.حتماً شوخیت گرفته
...دزد گیر. به کارمون میاد
.افتخارش برای من
.آمادهی فرار شو
نقشهات اینه؟
.سریع بدو
!خانم امبرلی
با خلوص نیئت قسم میخوری
این مجرم دکلن هارپ رو به دژ جیمز ببری؟
.بیشترش رو
!وایسا - .گریس -
.دکلن
.جایزه نداره !نه دیگه
!مدرک برای اثباتش دارم
من، فرماندار چسترفیلدِ دژ جیمز»
بدین وسیله تمامی اتهامات
بهعلاوه جایزهی پیشنهاد شده «.برای سر دکلن هارپ را پاک میکنم
.این مهر فرمانداره
.جایزه برداشته شده
.رهاش کنین
.بیا از اینجا بریم
بله؟
.میخوام بدونم چه نقشهای برام داری
احساست نسبت به دکلن هارپ چیه؟
.هارپ دلیل نبودن من با مایکل اسمیته
.پس برای این بهش مدیونی، گمانم
.شنیدم گنجی از خز دارن
فکر نمیکنم دوستت مایکل
تلهگذار خز متخصصی شده باشه، اینطور نیست؟
.مایکل دزد متخصصه
،اگه پای اون وسطه .حدس میزنم خزها دزدیان
.جالب شد
.زیبا و مفید
.برای همینه میخوام باهامون بمونی
و هیچوقت به لندن برنگردم؟
.میگن آدم نمیتونه برگرده خونه
.یه اصطلاح قدیمیه
...وقتی خیلی جوان بودم
...در کنتاکی...
...جایی که بزرگ شدم...
.پدرم مرد...
.مادرم تنها ما رو بزرگ کرد
.پر از اضطراب و بدبینی بود
کسی بجز من نمونده بود تا .برادر نوزادم رو بزرگ کنه
...و یک روز صبح که ۶ سالم بود
.نتونستم ساکتش کنم...
،مادرم مغزش رو با سنگ بیرون ریخت
.و اونا هم روی چوبهی دار حلقآویزش کردن
،پس وقتی من برگردم خونه توی کنتاکی
من رو به چشم مردی که امروز هستم میبینن؟
.مونتریئل مناسبمه
.مناسب تو هم هست
.فکر نمیکردم دوباره ببینمت
.منم فکر نمیکردم
فکر نکردی کنار دژ جیمز توقف کنی؟
نگرانیم رو تموم کنی؟
.تحت تعقیب بودم گریس
.خب، دیگه نیستی
.نه، نیستم
توی مونتریئل چیکار میکنی؟
.سعی میکنم میخونهام رو نگه دارم
.فرماندار چسترفیلد داره سختش میکنه
.با اینحال جایزه رو برداشت
.آره
چطور اینکارو کردی؟
کی گفت من کردم؟
کی دیگه براش مهمه؟
گفت دستور بازداشتت رو برمیداره
.اگه باهاش ازدواج کنم
با چسترفیلد ازدواج کردی... برای من؟
جنگل پر شده بود از قاتلهایی
،از ویرجینیا تا دژ لابرادور .تا سر تو رو بگیرن
.نمیتونی اینجور از جونم محافظت کنی
.نمیتونستم بذارم بمیری
،محض رضای خدا مرد
.لااقل میتونستی تشکر کنی .وگرنه میمردی
ترجیح میدم بمیرم تا اینکه .تو اینجور از جونم محافظت کنی
.مدت زیادی باهاش مزدوج نمیمونم .فکر چارهای میکنم
.ببین دکلن، تصمیم خودم بود
.تنها راه در امان نگه داشتنت بود
.در امان نیستم
.جای امنی برای تو نیستم
،اگه تو اینو بهم میگی .باید باورت کنم
.خداحافظ دکلن
.فکر میکنم در مورد اون زن درست میگی
.از وقتی من فرماندار شدم هیچکس نمرده
.برای اینکه فرماندار خیلی خوبی هستی
.آره، خوب فرمانداری میکنم - .آره، خیلی خوب -
...یه فرماندار نیازی به دردسر با دختر بیمیل نداره
.وقتی زنهای مایل و زیبا هستن
.خیلی مایل، فرماندار
چی صدام زدی؟
.فرماندار
.بازم بگو
.فرماندار
...فرماندار - ...آره -
!فرماندار، فرماندار
.دخترها با توئن .خرابکاری نکنی
.نمیکنم. ممنون، قربان
.بهت برنخوره، ولی عقبافتادهای
فرماندار دژ جیمز نمیتونه همراه با .یه فاحشه کنار دستش دیده بشه
.باید باهام بیای - ...ولم کن -
،اگه بفهمن کوچکترین دخلی داشتی
.میکشنت
.باید برگردونده بشه پیش مردمش
.سوکنان، نمیتونیم بریم ،قول میدم بهت کمک کنم
،به هر دوتون .بعد از اینکه کارمون با دژ جیمز تموم شد
.من نمیرم .مری بهشون بگو، من نمیرم
.پیش من جات امن نیست
.سوکنان ازت محافظت میکنه
.باهاش برو
.خواهش میکنم
هارپ چی میشه؟
.بهش بگو رفتم
.امیدوارم درک کنی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.