Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
فیلیمو تقدیم میکند Lullaby ترجمه از
،قوی باش... ضعیف بودن دعوت کردن از خشونت» «.ظلم، ستم، بدبختی و غصه است کارونیاکتاجه -
.برمیگردم
!یا خدا
یعنی چی؟
.گرفتمت
!هارپ
!زندهای - .بیا اینجا پسر -
چه غلطی میکنی یواشکی میای بالا سرمون؟
!خب، خیلی طول کشید پیدات کنم مایکل
.سوکنان - ...سوکنان -
.خوشحالم دوباره میبینمت عزیزم
...ووه - !هی -
.سوکنان
!دلنازک
.اوه، یادم رفت .ازت متنفره
.خب، من مایکلم
.برو شلوارت رو پیدا کن، مایکل
.بله
.کنار برو عالیجناب، وگرنه دستت رو از دست میدی
.یک جنتلمن هیچوقت تسلیم نمیشه
!اوه - ...اوه -
!آره
آره! پول مفت کجاست؟
،آقای بنتن، قربان
!دستهات رو بیار جلو
این بهخاطر باخت .توی بازی منصفانهی کتک آزاده
!یکی دیگه برای خودش
بامزهست، شلاقی که باهاش زدی
.اندازهی نخ خیس درد نداشت
.فقط بازیه
اگه غرور آسیبدیدهات رو .درمان میکنه اورتون، بفرما
ورزشیتر. اینطور فکر نمیکنی؟
!دستش رو میشکونی
!دست نگه دار
میخوای باهام بجنگی، ملوان؟
،اگه دوباره دستت به دوستم بخوره
.کاری بیشتر از دعوا باهات میکنم
هیچوقت دوستها رو .در جاهای پایین دستکم نگیر، اورتون
،وقتی جرایمت رو به لرد فیشر بگم
.دوستان جدیدت میتونن برای اعدامت بیان
!برگردین سر کار
.فقط دلم برای اورتون میسوزه
فکر میکنه محکوم کردن من .روی بزدلیش سرپوش میذاره
.میگه یک کشیش رو کشتی
...آه، بله
.حادثهی غمانگیزی بود
داشتم با مجرم دیوانه ،دکلن هارپ میجنگیدم
.و کشیش بیچاره افتاد جلوی تیرم
.هیچوقت خودم رو نمیبخشم
.فراموشش کن، قربان
خوبی؟
.آره
گمان میکنم تنها .محرمت نیستم، خانم چولک
درا زبونت رو قطع میکنه .اگه حرفی از من بزنی
.تهدید نبود
.فقط یک واقعیته
.مردیه که نمیتونه خشمش رو کنترل کنه
تکتک خراشهای اون ورقها رو از حفظ بلدی؟
.تنها دست کشتیه
.هیچ شانسی نداشتی
چه اتفاقی افتاده؟
خب، با موفقیت از اردوگاه اچبیسی .دزدی کردیم و خزهاشون رو بردیم
پس گرگ سیاه الان دزد شده؟
،با رفتن دمانچ .بیشتر افراد رفتن
،وقتی غیبت زد .فقط من و سوکنان موندیم
وظیفه داشتیم باقی افراد رو .متقاعد کنیم دوباره بهمون ملحق بشن
.سرمایه میخوایم
واسه همینم از اچبیسی .چندتا وام گرفتم. گفتم تائید میکنی
فاصلهات رو میدونی مایکل؟
.مستقیم بزن، نه سفت
.تو و سوکنان متعلق به همدیگه هستین
.بهت اعتماد داره
.فقط یادت باشه. عضوی از خانوادهست
خب، حالا چی؟
.تو بهم بگو مایکل
،بهنظرم باید از اردوگاهها دزدی کنیم
میتونیم از قایقهای یورک .موقع بارکشی دزدی کنیم
.میتونیم هزارتا پوست بهدست بیاریم
فکر نکنم صدمهی چندانی .به کامپنی بزنه
هدفمون بازسازی گرگ سیاهه
یا تضعیف کامپنی؟ - .هر دوتاش رو میخوام -
!فروخته شد! به مرد یکگوش
اینجا چه خبر شده؟
.دارن داراییهامون رو میفروشن
.نمکنشناس لعنتی
.کارت رو توجیه کن
.بدهی عقبافتاده داری، خانم چسترفیلد
!ترکهی معتبر نظامی
میتونم دو گینی پیشنهاد بدم؟
دو؟ سه؟
.ده گینی
!فروخته شد
.اون کلاه متعلق به پدرمه
.فروشی نیست
،راستش خانم فرماندار
.متعلق به شوهرته
در واقع، کل این مکان جزء اموال من شد
.وقتی باهام ازدواج کردی
فرماندار تردمل به این میخونه مجوز داده
.به اسم پدرم
.مجوز رو نشونم بده
.همین فکر رو میکردم
!موردی دیگه، این تانکرهای خوب
.منطقی باش گریس
.بیا خونه
تو رو هم برای فروش بذارم عزیزم؟
...شرط میبندم پول خوبی درمیاری، آره
.جرئت داری اینجور باهاش حرف بزن
!خیلی خب دوستان
!بیاید چیزی بفروشیم
این چیه؟
...اوه این
.یه تیکه آشغاله
.نیازی نیست خودت رو کثیف کنی
.اینکه نشد مدرک
.کارمون رو خراب کردن
بدون شاهد، ما فقط بهعنوان
زنی عادی و خدمتکار سیاهش
.که از پس کسبوکار برنمیان مرخص میشیم
.نیتریک اسید
با جیوه برای جداسازی .خز از پوست استفاده میشه
.بیش از اندازه بذاری خز خراب میشه
.شرط میبندم زیر سر سموئل گرنته
.بالا بیا
...آقای گرنت
.پولش رو بده
.با خوشحالی
،کار غیرممکنی کردی عزیزم .ثابت کردی اشتباه میکردم
.بومونت رو دعوت کنین
بانوی مناسبی برای آقای پولدارتون شدم؟
از قضا این آقای پولدار ،ثروتمندترین خریدار نمد اروپاست
.خانم دولن
...خب، پس مشخص کنم
...سر انگشتم میچرخونمش، ولی
،برام مهم نیست با انگشتت چیکار میکنی
تا وقتی به توافق انحصاری
.با آقای بومونت برسیم
،و اگه نتونی
.خودت رو در مسیر لندن پیدا میکنی
.فقط مشخص کنم
.یک شب، ده هزار پوست
.از دژ جیمز دزدی میکنیم
ما تحت تعقیبیم. نمیتونیم راحت .اطراف دژ جیمز پرسه بزنیم
.میتونیم. میشه انجامش داد - چطور؟ -
.مایکل چارهای پیدا میکنه
.میبخشین
ده هزار پوست فقط با تعداد انگشتشماری آدم؟
.اونا زرنگن
...تو جنگیدن. ولی
.مکتگرت غیرقابل پیشبینیه
.میدونم از مکتگرت خوشت نمیاد
،ولی دیوونهست .ما هم دیوونگی میخوایم
.اون یکی رو نمیدونم
بنتن رفته، و تنها راه برگردوندنش
.گرفتن تمام هادنس بی کامپنیه
.واسه کشتن تنها یک مرد جنگی رو شروع نمیکنی
،چیزی که تو بهش میگی جنگ .اونا بهش میگن تجارت
.دزدیدن خزهاشون ازش جلوگیری نمیکنه
،اگه از یک دژ دزدی کنیم .تکتک دژها رو تجدید قوا میکنن
.نیروی بیشتر، سود کمتر
.مهم نیست جون چند نفر رو بگیرم
.فقط پاشون خرج میندازم
.پول برای خون راه و روش بنتنه
میتونیم بدون اینکه تبدیل .به اونا بشیم باهاشون بجنگیم
چطور بدون جلب توجه پوستها رو از دژ جیمز خارج کنیم؟
حملونقل فصلی یکجا انجام میشه
.انبار کامپنی
.فقط یک راه خروج و ورود داره
،اون در روبهروی محور میدونه
،که کنار میخونه
فروشگاه آهنگری .و دروازهی غربیه
.که یعنی جای شلوغیه
آره، ولی پشت انبار
.این زیرزمینه
!تونل .عجب جرئتی داری
،دستهها رو از زیرزمین میدزدیم
.به سمت جنگل، به سمت رودخونه
بر این فرض که در امنیت ...و سرعت ثابت انجامش بدیم
.یک هفته زمان میبره
حدود یک فوت و نیم هم باید سنگتراشی کنیم
.تا به زیر برسیم
.جک. اون مرد دیوونه
دوست توئه؟
.آره، میتونه از سنگ رد بشه چطور بریم بیرون؟
با کوهی از خز و بدون کشتی برای انتقالش؟
،اگه کلی قایقران توی رودخونه داشتیم
،و کسانی که در شب راهنما باشن
.میتونست عملی بشه
.خب، یکی رو میشناسم
.واهوش
دوستی دیگه؟
پس فقط باید .یه خریدار از مونتریئل پیدا کنیم
.بهش رسیدگی میکنم .تصمیم گرفته شد
فکر میکنی بتونیم موفق بشیم؟
.میدونم میتونیم
.تجارت خوب
.از الان پشیمون شدم
.مرد خوب
.خیلی خب، مایکل رو ببر پیش واهوش
.شما هم راه بیفتین سمت دژ جیمز
پسرها، جک رو برداریم .و بریم سمت مونتریئل
دیدارمون دو هفته دیگه .توی دژ جیمز
.بهتره با تو بیام
.واهوش به حرف مایکل گوش نمیده
منم با جایزهی روی سرم .همراه بدیام
.بیدقتی نکنی
.هیچوقت
پس منم و جک و هارپ
.به این کودیاک گندهی لعنتی چشم دوختیم
.دوازده فوت عضله و نفرت ،منم دارم به این فکر میکنم که
خب بچهها، یکم دیگه همهمون تبدیل به مدفوع خرس میشیم
وقتی جک اون حرومزادهی .دیوونه شروع به خوندن کرد
.نه هارپ؟ چرا آره
خرس رو لال کرد رفت ،با مهربونی
...و دستش رو دراز کرد .هوشمندانه بهنظر نمیاد
!لعنتی بوووم
کیسهی باروتش رو گذاشت .و منفجرش کرد
!خرسه فلنگ رو بست رفت !عجب صحنهای
اینجا هارپ، شرط میبندم هنوز ،مثل راهبها کچل مونده
.بدجور هم کفری
.هارپ، انگار طرف مرد خطرناکیه
.جک موقع جنگ کلنگدار بود
هیچ دژی نبود که .نتونه واردش بشه یا منفجرش نکنه
و شما دوتا دوستین، آره؟
چارلستون اسم عجیب و مسخرهایه، نه؟
.راستش چارلی رو ترجیح میدم
...چارلی
!بیا، بخواب
...آخ
!لعنتی
!اه
.خراشه، مکتگرت
.بخوابین، نمیدونیم چند نفرن
.هشت ثانیه فاصله بین هر تیر - خب که چی؟ -
.فقط یک نفره - .گوش کن -
.شلیکها از یکجا میان
.نه! گم شو بابا .هیچکس نمیتونه اینقدر سریع تیر پر کنه
.با شمخال نه ...ولی با تفنگ فرگوسن
،آقای راسل پیر یکی داشت .بیشتر از بقیه دوستش داشت
.اه... حرومزادهی لعنتی
.توی دست توانا هر دقیقه ۸ شلیک
.فقط باید کله کنیم سمت حرومزادهاش
.آروم باش، تکون نخور
.سر لعنتیت رو بلند نکن
.ببرش خونهی جک .مکتگرت راه رو بلده
.اون دنبال منه، نه تو
.اون تفنگ از ۳۰۰ یاردی میتونه بزنت
...اگه ببینه داری میای
.آخرین چیزی میشه که میبینم
.خیلی خب، گرگ سیاه
خودشه؟ همونی که کشتی میسازه؟
،رودخونهها رو میشناسه
و میتونه مسیر طولانیتر رو .از هر کسی دیگه سفر کنه
.نه - !ووواه! هاها -
!بذارم پایین واهوش
.نباید زیاد لبخند بزنی سوکنان
.اخمت رو خراب میکنه
.این مایکله
.دوستمه
.دوستان تو، دوستان منم هستن
.اسمم واهوشه
.باید صحبت کنیم
!و غذا بخوریم. بیا
هنوز میدونی کدوم ته کدومه؟
از کجا میشناسیش؟
من و واهوش .به هم قول داده شده بودیم
نامزدت بود؟
.میتونی اینجور بگی
...بعدش بنتن اومد
.و من رفتم و به هارپ ملحق شدم
روی کارمون تاثیر میذاره؟
.به تو ربطی نداره - .عمراً -
اگه میخواد قسمتی از .نقشه باشه، نباید ازمون خبر داشته باشه
.از طرف دکلن هارپ اومدیم
و دکلن هارپ بجز خون کتقرمزها چی میخواد؟
باید پوستهای سگهای آبی رو .به مونتریئل منتقل کنیم
.شبهنگام، شب ماه نو
چندتا؟
.ده هزار
.حتماً تلههای خیلی بزرگی دارین
.میخوایم از اچبیسی دزدی کنیم
.به قتلعام انگلیسیها کمک نمیکنم
.نمیکنی
.میتونیم بدون کشتار انجامش بدیم
چرا اومدی اینجا؟
.ما بازرگانیم. نه دزد دریایی
.وقتت رو تلف کردی
.شاید حق با تو باشه مطمئنم جایی دیگه میتونیم
.قایقهای بهتری پیدا کنیم
اینجور فکر میکنی؟
بیاحترامی نباشه، مطمئنم میتونیم کسی دیگه رو پیدا کنیم
.تا برامون قایق کاغذی بسازه
.قایق کاغذی
.شب رو بمون، لطفاً
.هر دوتون
.بهتره بریم
.دستخالی برمیگردیم
.واهوش راست میگه، هیچکس دیگه نیست
.بهش اعتماد ندارم
.نظرش رو عوض میکنم
.سعی کن مال خودت رو عوض کنی
!یاه
.خیلی نگران بهنظر میای، حیوون خونگیم
.ابریشم این لباس پول غذای یک ماه خانوادهمونه
.و میترسی یکی بدزدش
.خب، آره - .قطعاً امیدوارم هیچکس تلاش نکنه -
.پاک کردن خون پرزحمته
.آقای پاند
.آقا و خانم کوراترس
یا شایدم خانم برون؟
.کوراترسه، بهتون اطمینان میدم
ایشون کی هستن همراهتون؟
مطمئنم که بانو نیست؟
.خانم دولان .میبینم که پشتیبان پیدا کردی
.آقای پاند دوستمه
.دوستِ هیچکس بجز خودش نیست
.خانم دولان. منتظرمون هستن
خیلی خب، همونطور که خواستی افراد گرنت رو پیدا کردیم
این چی رو ثابت میکنه؟
.دختر ایرلندی برای من کار میکرد
اونقدر بلد بود که خمره رو خراب کنه
.و الانم مشخصاً رفته با گرنت
مطمئناً که فکر نمیکنی کار اون بوده؟
.تا غروب میدم دستگیرش کنن
.اعترافش گرنت رو محکوم میکنه
.و بهش غلبه میکنم
داگلاس؟
اگه بیگناه باشه چی؟
.یه دختر ایرلندی پسته
من میدونم گناهکاره .دادرس هم بهزودی میفهمه
توی زندان پوسیدم
.بهخاطر کاری که کابز پوند موشصفت کرده بود
.من مرگ شوهرم رو فراموش کردم .تو هم بهتره فراموشش کنی
.نمیذارم اون دختر تاوان کارم رو بده
منظورت چیه دقیقاً؟
.گریس - اینجا چیکار میکنی؟ -
میشه بیام داخل؟
.عجیبه
.توی روز بزرگتر بهنظر میاد
.میدونم چرا اومدی
...فریزر هایلندرهای ۷۸ ام
.هنگ پدرت
.توی دشتهای آبراهام سرش کرده بودش
خون ریخت تا این سرزمین رو .برای پادشاه بهدست بیاره
.فقط میخواستم توی خانواده نگهش دارم
.دوست دارم یک روز ببینمش
.نه، دوست نداری
اشکال نداره یکم بمونم؟
ببینم اینجا مناسبه؟
.البته که نه
...تو
غذا میخوای؟ ...توی آبدارخونه
.مرغ هست
.نه، فکر کنم فقط... بشینم
.مطالعه کنم شاید
برام سخته مستقر بشم اگه .بخوای همینجوری بهم خیره بشی
.آره
.راست میگی
.پس اگه چیزی خواستی صدا کن
.همدیگه رو پیدا کردیم گرگ سیاه
هیچکس اندازهی تو .به کشتن تتوکین نزدیک نشده
.راه زیادی اومدم
.و حالا حریف لایقی پیدا کردم
.تفنگم رو شکوندی
صاحب قبلیش در عوض .بخشش جونش بهم پیشنهادش داد
تو بهم چی پیشنهاد میدی؟
.چرا خودت نمیای بفهمی عوضی
.تا اینجا ردت رو زدم
فکر میکنی چقدر طول میکشه تا رد دوستهات رو بزنم؟
.اینو از دوست ساکتت توی شمال بیرون کشیدم
مرد صبوری بود، مگه نه؟
...حالا. الان میرم
.باقی دوستهات رو بکشم
.میبینم چیزی برای خوندن پیدا کردی
مجوز پدرت دقیقاً ادبیات نیست، هست؟
.گفتم شاید چای بخوای
به بزرگی خودت ببخش، هیچوقت .نتونستم خوب چای درست کنم
.میدونستی اینجا بوده
اوه، نسبت به مدارک وسواس .دارم. مخصوصاً اگه مال تو باشه
.میخونه مال تو نیست
.این ثابت میکنه مال پدرمه
حالا اون کجاست؟
چرا اینقدر سختش میکنی؟
هر چی مال منه، مال .تو هم هست، زنمی
.برو
برو! چیزی رو .که براش اومدی بهدست آوردی
.برای تمام لطفی که بهت میکنه
،پدرت سالهاست رفته
وقتشه مرده اعلامش کنیم .و میخونه رو برای هیزوم ببریم
.تا حالا ندیده بودم کسی قایق بدوزه
...مادرم همیشه میگفت
اگه یک بخیه باز بشه» «.برمیگردی خونه
اون بهت یاد داد؟
،اون و پدرم
.برای افراد هارپ قایق میساختن
.اینجور با سوکنان آشنا شدم
.هیچوقت بهت اشاره نکرد
،برادرهام .مسخرهمون میکردن
.میگفتن از من مردتره
.همهشون رو کبود کرد
.انگار حرفشون رو ثابت کرده
.میدونی، شاید واقعاً شوهر نمیخواست
.شاید فقط زن میخواست
.باید حرف بزنیم
،اگه خزهاشون رو ببریم
.اچبیسی دنبال خز بیشتر میره
،میتونی به قیمت بهتری معامله کنی .برای مردم کار بیشتری بکنی
.میبینم چقدر باعث شده عوض بشی
.مایکل قدرت داره
،به خودش ایمان داره .کمتر کسانی دارن
.برای کمکت اومدم اینجا
.برای من اومدی
.اشتباه کردم
خوبی؟ - .نه الان -
.درا
.بهنظر میاد به چولک اهمیت میدی
.من حواسم بهشه، اونم حواسش به من
.مثل برادریم
.پس باید بهت هشدار بدم
.اورتون راز پسرمون رو فهمیده
چی گفتی؟
.اورتون راز چولک رو میدونه
بهتره خوب حواست رو .بدی چی میگی پیرمرد
،منظورم رو اشتباه برداشت نکن
.رازش پیش من امنه
به تو گفتم چون
میترسیدم فاش بشه
.و باعث آسیب بزرگی به چولک بشه
شنیدم اورتون میگفت میخواد
توی انبار گیرش بندازه
.و نوبتیش کنه
،توی این قفس .میترسم کاری ازم برنیاد
.اوه، الانم خیلی کمک کردی
.له مارکیز د بومونت
.مارکیز
امیدوارم ملاقات خوشایدنی داشتین؟
.اوه، باید بگم موسیو
خوشحال میمیرم اگه دیگه هیچوقت
.پا توی کارخونهی نمدی نذارم
معتقدم قبلاً خانم دولان رو دیدین؟
امیدوار بودم قبل از .پایان کارم دوباره ببینمت
.شما بسیار مهربونید عالیجناب
.جدیدترین از ویانا - .اوه -
.اینو چند سال پیش شنیدم
اجازه گرفتم قراری بنویسم
.برای به رسمیت شناختن همکاری انحصاریمون
بهترین خزها .برای بهترین سران در اروپا
شاید... بعد از شام؟
.ویانا بسیار زیباست، مارکیز
،اوه، مادمازل
بدون اونهمه آلمانی لعنتی .بهتر میشد
،جرئت میکنی کسبوکارم رو خراب کنی
ولی وقتی میخوام تقصیر رو ،گردن یه دختر بذارم
خونسردیت رو از دست میدی و اعتراف میکنی؟
،محض رضای خدا الیزابت
.برای منم آسون نبود
.اوه، واقعاً متاسفم آوردمت توی خونهام
،بهخاطرش ازت ممنون، ولی یادت باشه
.اولاً هیچ کاری اشتباهی نکردم
!تا الان
من و برادرم فقط داشتیم سعی میکردیم خانوادهمون رو
.دوباره سر پا برگردونیم
.متاسفم
.هستم
.سموئل گرنت نقشهاش رو چید
نظرت چیه؟
فکر میکنم آقای برون لایق اعتباره
که اجازه نداد اشتباهش .گردن یه دختر بیگناه بیفته
...هرچند
خسارتی که به خزهامون .وارد شده قابل توجهه
و چه تصمیمی باید بگیریم؟
.میتونم درستش کنم
.ببینیم و تعریف کنیم
چی زد به سرت همچین کاری کنی؟
.میدونی چیه
نمیتونستم اجازه بدم یه دختر بیگناه .جور کار ما رو بکشه
مزاج حساست ما رو
به فنا داده، نه؟
،باورم نمیشه بعد از اینهمه سختی
!به اون هرزه اعتراف کردی
،اگه بخوایم دوباره سر پا بشیم
.باید بندازیمش گردن گرنت
.آره
.پس بیا سر اون تمرکز کنیم
♪ به ندرت هشیار ♪
♪ من یه دزد دریایی کلهداغم ♪
واقعاً لازمه آواز بخونی؟
.یا باید آواز بخونم یا از هوش برم
،جک! تن لشت رو بیار اینجا
دارم مثل خوک خونریزی میکنم .و تا شب دووم نمیارم
.باید با گرنت صحبت کنم
.ما رو تنها بذار، لبلانک
مشکلی پیش اومده؟
...داگلاس از کنترل خارج شد و
.به الیزابت همهچی رو گفت
.خب، نمیتونه هیچی رو ثابت کنه
نه اگه اون کوزهای رو .که بهم دادی با خاک یکی کنم
کجاست؟
.توی گنجهست
.عجله کن
!خانم کراترس
.سلام آقای پند .بازم همدیگه رو دیدیم
.با سموئل گرنت کار دارم
!خانم کراترس
،چه لذت غیرمنتظرهای ...متاسفانه الان مهمان دارم
.طول زیادی نمیکشه
.مارکیز، میزبانتون متقلب و جنایتکاره
میبخشی؟
!اوه
امیدوارم بازی کلمات باشه، درسته؟
.بیشتر سوء تفاهم فکر میکنم
آقای گرنت خزهای همسرم رو .نابود کرد تا کسبوکارش رو خراب کنه
منو میبخشی موسیو، ولی توی فرانسه
همچین تهمتهایی معمولاً .با شواهد حمایت میشن
!بله
.این دستهی کوزهی اسیدیه که استفاده کرده
.این بازی کلمات نیست
.نه، نیست
...مدرک؟ مثلاً
این؟...
!چه نمایش مضحکی
این هیچی رو ثابت نمیکنه. ممکنه .از هر جایی آورده باشدش
نه، یکی دیگه مثلش رو .تازه توی گنجه پیدا کردم
چطوره نگاه کنیم؟
...مارکیز، باید متوجه باشید که
.فکر کنم باشم
.شب بخیر، موسیو
.مادمازل
،تا دیداری دیگه، مارکیز - .بله، خانم کراترس -
شرط بستن روی برادران .برون اشتباهم بود
.حالا اشتباه تو هم میشه
.اوه خیلی بهشون سخت نگیر آقای گرنت
اونا چیزی دارن که تو نداری
.شرف
بریم؟
حالا این نگاهیه که .توی آینه دیدم
.داری وارد آبهای خیلی عمیق میشی
.نوشیدنی بیشتر
.میدونم اونجایی گرگ سیاه
!باید شر رو از سرت میکندی
!مکتگرت
باهامونی؟
!خون زیادی از دست داده
.ولشون کن برن
.فقط من و تو - .بیا، گرگ سیاه -
.مدت زیادی منتظرت بودم
.میجنگیم
...دوستهات
.میتونن برن
.بجز این یکی
.جک
.خوک پرسروصدایی بود
!نیا اینجا
!اه
!بس کن. بس کن
!تو بردی. تو بردی
.ولشون کن برن
.فقط من و توییم
.بهت قول میدم
،برای جک متاسفم چالی .میدونم دوست تو بود
اون خرس گریزلی رو که با هم شکست دادین یادته؟
!آره
.هارپ. احمق نشو
.عمراً زنده بیرون بریم
.بهت گفتم
.بهت قول میدم
.بیا، بیا - !برو برو برو -
!لعنتی
.در آرامش بخواب، جک کریسپ
.مرتیکهی چلقوز
درا؟
درا کجاست؟
.نمیدونم
.انگار ناراحت بود
چی...؟
!درا، نه
چیکار کردی؟
.میدونی این کار زنهاست
.نمیتونستم بخوابم
.دستم هم بیکار بود
...ببین
میدونم هارپ رو به چشم دیوونه میبینی
،و رک بگم .مطمئن نیستم اشتباه بکنی
.ولی از یک چیز مطمئنم
هر دو به سوکنان اهمیت میدیم، درسته؟
.بیا مطمئن بشیم درست انجام میشه
.بهترین قایقها
.و بهترین افراد برای انجام کار
.شب ماه نو توی دژ جیمز منتظریم
.زیاد هم نمیمونیم
...و اگه بهم خیانت کنی
.فکر نکنم سفیدتر از این دیده باشمش
.آروم باش مایکل اسمیت
،وقتی ماجرا تموم شد .دوباره صحبت میکنیم
.دکلن هارپ، مدیونمی
.فرماندار، آروم باش - !نه -
!وایسا
زنم کجاست؟
.امروز حالش خوب نیست قربان
.نگهبانها دیدن از دیوار شمالی خارج شده
کجا رفت؟
.به مونتریئل
.تا پدرش رو پیدا کنه
،میخونه مال خودت آقای کارتر .هر کاری دوست داری باهاش بکن
!چی؟ نمیتونی اینکارو کنی
و کی میخواد جلوم رو بگیره؟
...از این به بعد قراره .اینجا یکم بیشتر خوش بگذرونیم
.با شما دخترها هم کار میکنم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.