Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
فیلیمو تقدیم میکند Lullaby ترجمه از
!اه
!اه
.به رفیقت بگو سلاحش رو بندازه
!بندازش گیوین - .میدونی نمیتونم -
.بیخیال ۲۰۰ تا پول مفت نمیشم .راه زیادی اومدم
بهش بگو سلاحش رو بندازه .وگرنه هیچکدوم زنده نمیمونین
!خدایا. گیوین، بندازش
!شوخی نداره
!الان میزنمش کوناگ، نگران نباش - !نه، نه، نه -
چطور پیدام کردی؟
موقع شکار همراه با .پیرمرد و دختربچه دیدیمت
.ازشون دور بمون
.مزاحمشون نمیشم، قول میدم
.میخوام تنها بمونم
،اگه بذارم زنده بمونی
.اصلاً منو ندیدی
.قسم میخورم
.بگو
.اصلاً ندیدمت
!اه
دستت چی شده؟
،سر سخرهها لیز خوردم
.پاره شد
و کوناگ؟
چه بلایی سر اون اومد؟
اه، افتاد توی رودخونه. هی؟
.غرق شد
.مرده. توی رودخونه
.مرده
.از چشمهات میبینم
.دروغگوی بدی هستی
...نه! نه
.بازم میان
.تو رو میکشن تا دستشون به من برسه
.روحشون تبدیل به شیطان میشه
.هی، وقت نداریم
،میریم شمال پیش مردم من
،فراتر از یخ شکسته .دور از این مردها
.تو برو شمال. من میرم جنوب
،تو برو شمال
.من جنوب
.تو نگهش دار
.تا دیداری دیگه
.ممنون
.دردت رو توصیف کن تیز یا کند؟
.هر دو
توی شکم؟
.شکم. سر
.بیضههام
.همهجام درد میکنه
،دکتر نیستم .ولی مورد مشابه دیدم
.التهاب صفراست
.روزی دو بار خالی میکنی
خالی؟
.کل کاری که میکنم تخلیهست
!از دو سر رودخونه شدم
.رنگ زرد تائیدش میکنه
.التهاب صفرا
.اینو داشته باش
،سولفات مس .صبح و عصر
.آقای درا - بله قربان؟ -
.همکاری کن
.این چیزا تو پان
.فقط ببین داروش رو میخوره
.اسم وضعیتت رو میدونم .یه مرد مرده شدی
.تمیزش کن - ،مسئولیتش با توئه -
،خودت کثافتکاری رو تمیز میکنی .من خدمتکار لعنتیت نیستم
من یه فرماندهی توی ...ارتش اعلیحضرتم، و تو
،منم برای کاپیتان گری کار میکنم، فرمانده
.و از هیچکس دیگه دستور نمیگیرم
.زور الکی نزن
.بهتره حواست به خودت باشه آقای درا
.و اینو پیش خودم نگه میدارم
.اردوگاه یه انبار پوست داره
،یه هدف عالیه .به شرطی که سریع داخل و خارج بشیم
.اردوگاه پر از سربازه
.نیازی نیست جلومون رو بگیرن
داریم میریم دزدی کنیم یا آدمکشی؟
.با زور نمیدزدیمشون - پس چطور؟ -
،داخل انبار یک یا دو نفر هست
من حواسشون رو پرت میکنم .تو هم از پشت خالیشون کن
مرزنشینهایی که برای تجارت میرن اونجا چی؟
.وقتی میریم که مرزنشینها نباشن
هر دسته ۴۴ تا پوست داره، یادته؟
سرمایهاش بهقدری بزرگ هست .که ما سرپا و روی دور بیاره
اگه اچبیسی متوجه بشه
پوستهاش کم شدن چی؟ - .تا اونموقع فلنگ رو بستیم -
و سربازهای بیرون چادرها؟
.یه فکری دارم
.به شرطی هستم که اونم باشه
.صبح بخیر خانم چسترفیلد
.ازدواجتون رو تبریک میگم فرماندار
.ممنون، کارتر
.حیف شد چیز بیشتری نیست
!آه همسر عزیزم - .این اعلامیهها هنوز هستن -
.این لحن صحبت کردن با من نیست، گریس
.من دیگه فرماندار این دژم چطور احترام اونا رو داشته باشم
وقتی احترام زنم رو ندارم؟ - احترام من رو میخوای؟ -
.به قولت عمل کن .جایزه رو بردار
.سر شام دربارهاش صحبت میکنیم
.امشب
.اصرار دارم
کِشندهها جدیدن و قفسهای خشککن هم .کفاف بیشتر از دو برابر تولیدمون رو میدن
کیفیت چطوره، آقای برون؟
فکر کنم متوجه میشین تولیدات ما
.بهتر از تمام اجناسیه که در پاریس میبینین
.رد کردن همسرت سخته - .بله -
،ولی احتمالاً اونقدر غرق تکنولوژی شده
که فراموش کرده نمد خوب .با خز خوب شروع میشه
.باقیش بیخوده
.گمانم دچار سوء تفاهم شدین
.موجودی مخصوص زمستان و ضد سرماست
.کت زمستانی پوشاک رو بهتر میکنه
،وقتی زنم اصرار میکنه
.هیچکس ناامید نمیشه
.بیاید، انبار رو نشونتون میدم
خزهای کوراترس
...زمخت و بیکیفیتن
و جنس خرابش رو... !برای اثباتش دارم
.ملکولم
برگشتم اینجا تا
برادر کوچولوی بیچارهام رو ،از زندان نجات بدم
ولی میبینم در لباس .مردی ثروتمند جلوم ایستاده
پس الان دیگه آقای الیزابت کوراترس شدی، درسته؟
مگر نامزد من نبود؟ - .شرش رو بکن. الان -
خب حالا، تشریف میارین؟
.واسه اون متاسفم - .خواهش میکنم -
چه غلطی داری میکنی مرد؟
چرا باهاش ازدواج کردی؟
چون تو رد کردی، یادت هست؟
.و منو ول کرد اینجا
چیکار باید میکردم؟
اجازه داد یا باهاش ازدواج .کنم یا توی زندان بپوسم
تو مشغول چه کاری بودی؟
دنبال اجرای عدالت .برای قتل سدریک بودم
قاتلش رو کشتی؟
باید بری، وگرنه .الیزابت دستگیرت میکنه
خب، اگه محترمانه تن لشت ،رو از کیف پولش برداری
.میتونیم دربارهی لو ریور صحبت کنیم
.لو ریور کامپنی کارش تموم شده
خب، تا وقتی برادران برون .زندهان تموم نشده
پات چطوره؟
چرا نمیای جلوتر تا طعمش رو بهت بچشونم؟
.کار سختی پیش رو داریم
.خوشحالم میبینم داری غذا میخوری
.به درمانت کمک میکنه
چرا اینجام؟
خانم کلانا، ما غذا و مسکن در اختیارت میذاریم
.تا پات به خوبی درمان بشه
و در عوض فقط یک خواهش داریم
،یاد بگیری مثل یک بانو غذا بخوری
،و مثل بانوها صحبت کنی ،و رفتهرفته
.مثل یک بانو راه بری
میخوام تا پول کافی برای گذر .جمع کردم به لندن برگردم
،اگر به میل ما رفتار کنی
.گذر برای لندن میگیری .بهعنوان یک بانو هم برمیگردی
چرا میخوای اینکارو کنم؟
چون مارکیز د بومونت
.دلش پیش توئه
و نیاز به کمکت داریم تا
.به یک قرار تجاری جذبش کنیم
...من به اتاق خواب اون مرد نمیرم
.همین الان براتون مشخص کنم
.البته که نه
مخالفش شرط میبندم، اگه .بخوای جالبش کنی
،من روش شرط میبندم
...و اگه باختم، من
.برات سودمندش میکنم
چرا این کار تکمیل نشده؟
.به تاخیر برخوردیم، قربان
.مردها توی کمین افتادن
توسط چی؟
.همسرتون - .بازم نوشیدنی مجانی -
.بفرما
معنای این کار چیه؟
.این عقبموندهها کار دارن
.عقبمونده نیستن
وطن پرستانیان که .دارن نبرد بوین رو جشن میگیرن
چی؟
،سال ۱۶۹۰ در چنین روزی
.ویلیامِ اورنج در رود بوین پیروز شد
!شکوهش پاینده
،وقتی تاریخ یاد کارگرهات آورده شد، خب
.تحت تاثیر قرار گرفتن
.نبرد جوین توی جولای بود
خب؟
وطنپرستی نیست که ،این مردها رو تحت تاثیر قرار داده
.نوشیدنی مجانیه
.به هر حال
.جایزهی سر هارپ رو بردار
،برای صلاح دژ هم که شده .اصرار دارم
!اوه، نه، نه
شوخیت گرفته؟ .بهم بگو که اینجا نیستی
باشه. سه ثانیه وقت دارین !تا گورتون رو گم کنین بیرون
،اگه جونتون رو دوست دارین !هری برین بیرون. الان
!تن لشت رو تکون بده
.بلند شو
.مکتگرد
،الکی چشم چپت رو نبند
در هر صورت .از اون کثافت هیچی نمیبینی
.اینه پسرم
.همینجور بمون
!اه - !آه -
.ضربهی خوبی بود
حقت خیلی بدتر از ایناست .میدونم که خودتم میدونی
.میدونم
اصلاً اینجا چه غلطی میکنی گندهبک؟
...اه
.ازت میخوام کمکم کنی برم سراغ بنتن
بله؟ چرا سر راه پادشاه رو هم عقیم نکنیم؟
!اوه
.نشنیدی
.بنتن توقیف شده سوار کشتی
.توی راه لندنه
.رفته
.فرماندار
.متاسفانه نوشیدنی دیگه مجانی نیست
،اوه برای نوشیدنیت نیومدم
.اومدم با مری صحبت کنم
.باید توقیفش کنیم
به چه دلیل؟ - .مسخرهست -
شکایتهایی شنیدم
افرادم گفتن ازشون دزدی .و تهدیدشون کرده
هیچ آدم باعقلی .این ادعا رو باور نمیکنه
.همه میدونن مری آزارش به مورچه نمیرسه
.خب، این مردها مطمئناً ازم حمایت میکنن
.میدونم چیکار داری میکنی
،دعوت رو به شام تکرار میکنم
.تا این و باقی مسائل رو حل کنیم
.و بعدش فکر میکنم همهی اینا اشتباه بوده
.لباس بپوش
.حتماً منو سادهلوح یا احمق میدونی
.مشخصه هیچکدومش نیستی - چرا استخدامش کنم؟ -
باید بهخاطر ایجاد مزاحمت .دستگیرش میکردم
.مرد سختکوشیه - .مسته -
.بله
.ولی سوختش رو اینشکلی تامین میکنه
.تجارت رو بلده ،هر مرحله از تولید
.ملکولم سیر تا پیازش رو انجام داده
.نشنیدم چیزی بهش دشنام بهش بدی
.خیلی خب، یکم بدشانسی آورده
.ولی برادرمه
فکر کنم بدونی درخواست نامطلوبیه
که موی زخیم نگهبانها رو .توی موی سگ آبی بذاریم
کشیدن موی نگهبانها؟
.این کار زنهاست، خانم
.اوه، ازت نمیخواستن اینکارو کنی
و موها کم زمین پخش میشن .و تو جای خزها میافتن
.وقتی خشک بشه، مالیدنش سرسامآوره
بیرون کنار لوله .سطل و قلممو هست
.پس بهتره شروع کنم
دلم میخوام سطل رو .تو دهن انگلیسیش فرو کنم
.یادت باشه صلاح چیه، ملکولم
کجا داری میری؟
خدایا، عین روح ظاهر میشی .آقای پاند
.اولین باری نیست اینو میشنوم
.میرم قدم بزنم
شکستهبند گفت .جوشش رو قویتر میکنه
به پیشنهادمون فکر کردی؟
...میتونم به این زندگی عادت کنم
ولی واقعاً فکر میکنی... بتونم بانوی مناسبی بشم؟
...با وقت و صبر
.بله...
خب، در هر صورت با حیلهگر نبودن شروع میشه. درسته؟
.پس برای هواخوری میرم
.زیاد دور نشو
!از این زندون خسته شدم
!ولم کن چطور جرئت میکنی؟
.بفرما، رفت پایین
.نشونم بده قورتش دادی
،تاوان کارت رو میدی .حرفم رو آویزهی گوشت کن
.باز هم به هم میرسیم
.و بعدش مثل گوسفند سلاخیت میکنم
.این داروتونه، ارباب
.هی-هو! داره بلند میشه
نباید کاری کنیم؟
،کار چندانی از ما برنمیاد
.نفسهای آخرشه
قربان؟ شما مشغولتر از اونین
.که به این مفلوک پیر رسیدگی کنین
میخواین من مسئولش باشم؟
.مال خودت، پسر
،اگه موفقتآمیز نباشه
.افراد، گرگ سیاه رو رها میکنن
.عملی میشه، قول میدم
،وقتی انجام شد .پوستها رو به رودخونه برگردون
،اگه اونجا نبودیم .ادامه بده و توی کمپ ببینمون
.توی رودخونه منتظرت میمونم - .حرفش رو گوش کن -
.خیلی خب
،اگه مجبور بشم کسی رو بکشم .تو رو هم میکشم
.منصفانهست
.بیا
.برای جایزه اومدم
چی گفتی؟
برای زندانی. مگه اینجا مال هادسن بی کامپنی نیست؟
...چرا. ولی
.نمیدونم دربارهی چی صحبت میکنی
از جایزه چیزی نمیدونی؟
،بذار به سربازها خبر بدم .اونا باید بدونن
.صدات دربیاد این مرد میمیره
.نذار بکشم - .کاری نکن بکشمش -
.واقعاً منو میکشه .نمیخوام بمیرم
.خفه شو وگرنه گلوت رو میبرم
.و میذارم اینجا جون بدی
،برمیگردم بیرون
.و ساکت میمونی، وگرنه میمیره
.باشه
...همم
این چیه؟
نمیدونم چند بار تا حالا
.خواستم پرتشون کنم توی رودخونه
.چیزی نمونده بود - خب حالا که توی لندنه -
.شانست کمتره .اونجای دنیای اونه
خب، اگه دستم به بنت نرسه .به جاش حساب شرکتش رو میرسم
.با این کارها برنمیگرده
.خواهیم دید
.بهم ملحق شو
.دنبال آدمهای قابل اعتمادم
.دنبال آدمکشی، صاف و ساده
.تا انتقام بگیری، هرزهی بیثبات
.اوه آره. اهل ویرجینیاست
.تفنگ و باروت میفروشه
.ولش کن، بیا
هارپ، چی بهت گفتم؟
چیکار کردی؟
میبخشین؟
چیکار کردی؟
اشتباه آقای راسل رو از
.برد دامنهی توپ نیروی دریایی اصلاح کردم، قربان
.آهای تو .این سیاهپوست مال منه
،مثل بچهی آدم ازش دور شو .اگه تنت نمیخاره
،خوشحالم باهات صحبت میکنم
ولی باید وقتی انجامش بدیم .که آقای راسل کارشون تموم شده
.احتمالاً فقط اوضاع رو بدتر میکنی
.جلوی راه شلاق ایستادی
،دوباره میگم .این سیاهپوست از اموال منه. برو کنار
.مکتگرت، ببرش داخل
.خب، شروع شد
شاید الان حواست بهم افتاد؟
.تکرار کن
!من از اموال منه
،حرومزادهی لعنتی
.اموال اینه
.اموال اینه
.کت قشنگیه
.ویرجینیا اونطرفیه
.دو برون به قیمت یکی
،تبریک میگم گرنت
نفوذیهای .کوراترس اند کامپنی رو بهدست آوردی
ملکولم، مطمئنی تو و برادرت از پسش برمیاین؟
.آره، لازم نیست تو نگرانش باشی
سوال اینه، نیاز هست نگران تو باشم؟
.حالا آقایون این میتونه شروعی باشه
.برای یک رابطهی طولانی و سازنده
تا وقتی شرکتمون رو پس بگیریم .باهاتون هستیم
.خوبه
.دوستهای همیشگی
.بنتن بدجوری درگیر هارپ بود
.اجازه داد مرد افکارش رو خراب کنه
.و بهنظر میاد فقط هم اون نیست
.بنتن دید که هارپ الهامبخش وفاداریه
.مردم میخوان ازش پیروی کنن
.مردم توده رو با رهبری اشتباه میگیرن
تو از کدومش چیزی میدونی؟
.میدونی که لازمهشو دارم .برای همین کمکم کردی به این مقام برسم
ازت حمایت کردم
.تا شر بنتن رو از سر همهمون کم کنی
مسئولیت افزوده، منو .به مرد بهتری تبدیل میکنه
.کاملاً مطمئنم به این شکل انجام نمیشه
خب بیا تصور کنیم... که تو .ملکهی انگلستان شدی
فکر نمیکنی بتونی استاد نقشت بشی؟
.تو از رفتار میگی، من از مزاج
،رفتار رو که عوض کنی .مزاج رو هم عوض کردی
...وقتی ۱۷ سالم بود
...من
،به دخترعموم شهوت داشتم
.که قولش به مردی دیگه داده شده بود
.و ما اجازه نداشتیم همدیگه رو ببینیم
...ولی
.نیازهایی داشتم که آرومشدنی نبودن
.برای همین رفتم پیشش
،و وقتی پدرم فهمید
.آهنداغم کرد
حالا، درد بود که جلوی رفتنم رو گرفت؟
.البته که نه
.ولی دیگه به دیدنش نرفتم
،و اینجور شد که
.میلم از بین رفت
پس با عوض کردن عادت
.مزاج هم تغییر میکنه
،همونطور که تو
،با تمرین
.میتونی کاملاً نقش ملکه رو بگیری
.شاید بتونیم از توافق صحبت کنیم
.صبح زود کار دارم
امور میخونه، درسته؟
همم. بهم بگو چرا اینقدر اون آشغالدونی رو دوست داری؟
.چون مال منه - پدرت ساختش، درسته؟ -
.اوه، صحبتش شد
.شنیدم یک دهاتیه .ولی مرد خوبیه
.تو رو تنها بزرگ کرده
اون... بیرون جنگیده تا .تو رو از فاحشگی دور نگه داره
و یک روز رفت .و دیگه برنگشت
.این نقطهی مشترکیه برامون، هی
.پدرها رفتن، ولی زخمها موندن
.خب، بریم سر اصل مطلب
.وقتشه ازدواجمون رو رسمی کنیم
همم، چیه؟
اونقدر منو احمق فرض نکن
که همینجوری باهات ازدواج میکنم .تا به چیزی که میخوای برسی
و چیزی که میخوای چیه، چسترفیلد؟
...میخوام که تو
.به اتاق خوابم بیای
.فقط یک بار
اگه بعد از اون راضی نشدی
که توی هر موقعیت فرصتی ،برای ساختن یک چیز واقعی هست
بعدش نامههات رو بهت میدم
.و دیگه مزاحمت نمیشم
.فقط یکبار - .اوهوم -
باورت کنم؟
...یا میکنی
.یا نامههات رو نمیگیری
.انجامش میدم
.وقتی نامهها رو گرفتم
.همه رفتن خونه
ما تا دیروقت میمونیم؟
ما؟
توی لیست وظایفم نیست؟
که زنم رو صحیحوسالم به خونه برگردونم؟
امیدوارم روزت خوب بوده؟
منظورت جدا ازت اجرای برادرته؟
...منظورم ملاقاتمون با مارکیزه، امیدوارم
اوه، مارکیز خوشحال بود .بهت گفته بودم
چی میخوای؟ جایزه؟ سرت رو ناز کنم شاید؟
.فقط مطمئن بشم حالت کاملاً خوبه
.ممنون
اگه میخوای حواسم .رو پرت کنی موفق نمیشی
قبلاً دوست داشتی این لباس .رو بپوشم آقای گرنت
.نه، خودت دوست داشتی بپوشیش .من اندکی معمایی ترجیح میدم
راستش آقای گرنت، تنها معما دلیل پشت سر هم خوندن
.اون صفحه توی ده دقیقهی گذشتهست
.همم
.خب، اینم چیزی که براش اومدی
.بخشش جایزهی هارپ
به دژ موز فرستاده .و از اونجا پخش میشن
.ولی غافلگیرم کردی، گریس
که همچین زن سرسختی .خودش رو در یک خیال بچگانه گم میکنه
چی؟
.انتظار دراز تجدید دیدار
،دروغیه که به خودت میگی
.ولی در اعماق وجودت بهش باور نداری
،اینا رو به کاپیتان ونستون بده
.به پخش نامهها نظارت کنه
هیچ زنی توی دژ جیمز نیست
.که نخواد همین الان جات باشه .اونوقت تو سخت جلوهاش میدی
.برای استقلالم ارزش قائلم
.منم نخواستم اینو ازت بگیرم
.همینت منو مجذوب کرده
،کاری رو که خواستی کردم .حالا وقتشه تو راضیم کنی
.شبی دیگه .باید برم نوشیدنی رو آماده کنم
.نمیتونم. نمیتونم - .فقط آروم باش -
.نمیتونم، امشب نه - .امشب نه؟ منو احمق فرض کردی -
.وقت لازم دارم، جوناتان
.بهش تن بده گریس .پدرت یک توهمه
...همینطور هارپ. این
!اه
.برو بیرون
!پسر
.بهم پسشون بده
.همهاش همین
شکمت رو پر کن پسر .اومدی خونهی خاله جونت
...یکم نوشیدنی خوب هم
.تو نه، مرتیکهی زبوننفهم .تا الانم زیاد پام خرج انداختی
،میتونی امشب بمونی .ولی سهمت همینه
!دکلن هارپ .خودت رو تسلیم کن
خب؟ به نظرت چندتان؟
.شش. و ویرجینیایی
میدونستم. تا دیدمت نشستی اون گوشه
،میدونستم باهات دردسر میاد .شک نداشتم
!راه فراری نیست، آقای هارپ
.هم بیشتریم هم موقعیت بهتری داریم
.پس بیا تو
با آرامش بیرون بیا .تا بهت آسیب نزنم
بیا بیرون آقای هارپ، وگرنه .اینجا رو میسوزونم
.باشه! اشکال نداره
.بسوزونیدشون
.یک دقیقه وایسا .یکی از اموالم اونجاست
.از اینجا به بعد مربوط به کامپنیه .کنار بایست
!چارلستون !همین الان بیا بیرون
.چارلستون
!لعنتی، تو فقط تماشاچی هستی
.اون دو رگهی دیوونه تو رو گروگان گرفته
.برات شهادت میدم !حالا بیا بیرون
.تو برو
.نه
.نه
تبریک میگم. دو دقیقه وقت دارید از زندگی لذت ببرید
.قبل از اینکه همه جزغاله بشیم
.نه. میجنگیم
خب، چند سطل باروت .دارم، ولی فقط یک تفنگ دارم
،بیاین کله کنیم تو دل این حرومزادهها
.سخت و پرصدا
!این آخرین هشدارته
،ترجیح میدم زنده بگیرمت آقای هارپ
.ولی به هر شکلی شده تمومش میکنیم
.خون و خونریزی میشه
هستی... یا نیستی؟
خیلی خب آقای هارپ. شواهد نشون .میدن محاکمه با آتش رو انتخاب کردی
.بسوزونیدش .از پنجره و سقف
!شلیک نکنین
...تسلیم میشم
.دنبال دردسر نیستم
.اوه ایناهاشی، هیولای کلهشق
چه غلطی میکنی کت منو تنت کردی؟
.بیا اینجا ببینم - .وایسا. وایسا -
.تفتیشش کنین
.لازم نیست
.قصد آسیب رسوندن ندارم - .کت رو دربیار. الان -
با این نقشه کشیدی بودی؟
.بیا
!مکتگرت
،فنری، فنری، فنری
.فنری، فنری
...فنری، فنری، فنری
.مکتگرت
.فنری، فنری - .مکتگرت -
!عجب همهمهای
.باید راه بیفتیم .بیشتر ازشون میان
پس هستی؟
به نظرت تا الان معلوم نشده هستم؟
تازه ممکنه کاری رو .که شروع کردی تموم کنم
،احتمالاً خیلی بیشتر از این فقط احتمال بدتر. میای؟
.چیه؟ لااقل اون آزاد میشه
.باید اون نفله رو دنبال کنیم
باشه. کل انگیزهام برای گرفتن
.اون وامونده خوابید
.ترجیح میدم جلو برم
چیکار دارین میکنین؟
!چرا سر کار نیستین؟
...خب
.شبیه جاروی چلونده شدی
.ولی رنگت برگشته
.چولک جوان مراقب بسیار خوبیه
پس نیازی به .رحمت مهربانانهی من نداری
.نه. ولی ازت ممنون آقای درا
خیلیها اگر جای تو بودن .منو با سرنوشتم رها میکردن
چیه؟ تا حالا یه لرد ازت تشکر نکرده؟
.اجازه بده اولیش باشم
.ممنون چولک
.خوشقلبی
،مادر میگه همه لایق مهربونیان .مهم نیست چه جرمی دارن
.زن عاقلیه، مادرت
.بود. مرده
.اوه. صمیماً تسلیت میگم
...مادرم
.مادرم یه تبر جنگی گنده بود
.ولی همینطور آشپز خوبی بود
.من عادت به بددهنی داشتم
.که البته مادرم دوست نداشت
،یه روز بهم گفت
اگر بازم «لعنتی» رو از دهنت بشنوم
خبری از شام نیست
.و تا جا داری بهت سوپ میدم
تو چی گفتی؟
ترجیح میدم سوپ بخورم !تا از پودینگ لعنتیت
،مثل پسرها راه میری
،مثل پسرها حرف میزنی
.مثل پسرا تف میکنی و میرینی
.ولی بیتردید خندهای زنانه داری
خواهش میکنم قربان. پدرم مریضه .خیلی به این پول نیاز داریم
و این... تنها کاریه که میتونستم بگیرم
.که فاحشگی نبود
...یه دختر توی همچین کشتیای
.دهنم قرصه
.برو به کارت برس
.بهم اعتماد کن، پسر
.بیا یکم غذا بخور
.ننوئا، یه غول بدجنس داره میاد
.اون یه شیطانه. باید فرار کنی
!الان. برو
.چاقوی قشنگیه
.دنبال دوستم میگردم
مثل تو یه غوله؟
.آره
کجا رفت؟
.با خودم گفتم الانه گلوم رو ببری
.میخواستم
.واسه یک روز کار بد نبود
.بهنظرم بازم باید انجامش بدیم
.نه
.باید با استفاده ازش بیشتر بسازیم .روی تجارت تمرکز کن
چرا تجارت وقتی میتونیم دزدی کنیم؟
.خودت رو به کشتن میدی
.یا بدتر، یکی از ما رو
.بهنظرم داخلش بهتر و بهتر میشیم
.بهنظرم باید بیشتر مراقب باشی
.اونجا باید نقشهتو نجات میدادم
نجاتش میدادی؟ فکر میکردم .وضعیت کاملاً تحت کنترل بود
لهجه افتضاح بود، ولی .اولشه که افتضاحه
،فقط اگه میتونستیم چند نفر دیگه جذب کنیم
،چندتا قایق از خودمون بسازیم
میتونستیم به هر اردوگاهی !کنار رودخونه حمله کنیم
باید آروم و تصادفی انجامش بدیم
...و شبهنگام تا !مایکل -
چیه؟
.نمیخوام آسیب ببینی
.نمیبینم
.خوبه
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.