All language subtitles for Frontier_S02E01_10bit_x265_1080p_WEBRip_30nama_30NAMA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

«.قدرت به تو داده نمی‌شود. خودت باید آن را بگیری» بیانسه نولز کارتر -

فیلیمو تقدیم می‌کند Lullaby ترجمه از

.اه لعنتی

.باید از این‌جا دور بشی فهمیدی؟

.نمی‌تونم در امان نگهت دارم

.برو شمال

.متاسفم، این تنها شانس بقاته، دوست من

.سموست

.چیزی نمونده برسی، برادر

قراره به جهنم برم؟

.نیمه‌ی ایرلندیت داره صحبت می‌کنه

.فکر می‌کردم مردی

.من فکر می‌کردم تو نمردی، برادر

...آه... آه

دکلن هارپ و افرادش .چیزی نمونده بود این‌جا رو با خاک یکسان کنن

اگر بخوایم این دژ رو .در امان نگه داریم باید هارپ رو دستگیر کنیم

به همین دلیل اچ‌بی‌سی ۲۰۰ .پوند برای سرش جایزه می‌ده

.نیاز نیست ندا بدی

.می‌بینمت

.اینو ببین. چهار پوست

تو چی داری؟

.خودنما

.می‌برمشون مونتریئل

.مطمئن شو پول خوبی براشون می‌گیری

افرادمون به گرگ سیاه پیوستن

چون قول دادن از .اچ‌بی‌سی باهامون بهتر رفتار کنن

.به‌خاطر هارپ به گرگ سیاه پیوستن

.وقتی آماده شد پیدامون می‌کنه

.خیلی زود با سود برمی‌گردم

!هی

.توی مونتریئل حواست پرت نشه

گزارش چیه؟

.هیچی هنوز، قربان - هیچ خبری از هارپ؟ -

،با جایزه‌ای که روی سرشه

.تا آخر روز جایزه‌بگیر‌های بیشتری می‌رسن

!ایمجن

!نیاز به دستیاری دارم - .دیر یا زود می‌گیرنش -

بله ارباب من؟ - .باید آب تخلیه کنم -

پس امیدوارم جایزه‌بگیرها .به چیزی برسن که تو نمی‌تونی

،هیچ‌وقت در ناامید کردنم شکست نمی‌خوری .چسترفیلد

.در زمینه‌های دیگه‌ پیشرفت کردم

می‌تونین کمرتون رو بلند کنین؟

،اگه می‌تونستن کمرم رو بلند کنم کمرم رو از تخت بلند می‌کردم. مگه نه؟

.فکر نکنم داخل باشه

توماستون؟ - !آره، توماسم -

.که پیشرفت کردی

داشتم این عملیات رو .به روال برمی‌گردونم

.مراقب باش چسترفیلد

،ردگیر صحیح موجودی انبار

،تائید کیفیت پوست و قیمت‌ها

تضمین این‌که اچ‌بی‌سی .هنوز قلعه‌اش در تجارت مستحکمه

چیزهایی که اخیراً .ازشون غفلت شده بود

.برش دار

.من سر دکلن هارپ رو می‌خوام

وقتی در چنگت بود .باید می‌گرفتیش

.اشتباه کردم تو رو این‌جا آوردم

اوه، چقدر خلاف .انتظاراتم عمل کردی

.دارم کارم رو انجام می‌دم

.کار تو اسیر کردن دکلن هارپ بود

،یا به فرمانم توجه می‌کنی

،یا همراه کشتی تدارکات به لندن برت می‌گردونم

جایی که دوباره .کفش‌های ستوان رو لیس می‌زنی

.بدون من، این دژ سقوط می‌کنه

.تو، تو بهم نیاز داری

واقعاً؟

بر این باورم که یک شامپانزه

،می‌تونه به دست‌آوردهات برسه .کاپیتان چسترفیلد

...ها - .حالا برو -

.مایلم صبحانه‌ام رو بخورم

تخریب اموال اچ‌بی‌سی؟

این جایزه هیچ‌کاری بجز کشوندن

.مردهای خشن وحشتناک به این دژ نمی‌کنه

.دکلن هارپ خیلی وقته رفته .این باید برداشته بشه

.هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افته .نه تا وقتی که بنتن فرمانداره

.اون مرد یک تهدیده - .آره. خب، هر دو موافقیم -

فکر می‌کردم می‌خوای .این‌جا رو جای بهتری کنی

به‌خاطر همین همکاری نمی‌کردیم؟

چرا، ولی الان تنها چیزی که .بنتن بهش اهمیت می‌ده دستگیری هارپه

.پس یه کاریش کن

چه پیشنهادی می‌دی؟

.فقط ما نیستیم که جنونش رو دیدیم

.اون فرماندار تردول رو حلق‌آویز کرد

.پدر کافین رو به قتل رسوند

.با مردها صحبت کن

.اون ضعیفه. از فرصت استفاده کن

.ملکولم، دژ جیمز دیگه امنیت نداره

اومدم این‌جا تا قاتل برادرم رو بکشم

.تا انجام نشه خواب به چشم‌هام نمیاد

.چسترفیلد تا حد مرگ کتکت زد، ملکولم

روز به روز نفوذش بیشتر می‌شه

.و تو خودت رو دشمنش کردی

.این‌جا شرایط فرق داره - .برای من نه -

اون‌موقع مست بودم .و اون اتفاق دوباره تکرار نمی‌شه

.یک برادرت رو قبلاً از دست دادی

.برادری دیگه توی زندان مونتریئل داری

.برو پیشش

.توی مونتریئل خودت رو سر پا برگردون

،به‌خاطر خودت ملکولکم .بهت حق انتخاب نمی‌دم

.باشه. می‌رم

ولی حرفام یادت بمونه

برمی‌گردم تا کار اون چسترفیلد حرومزاده رو تموم کنم

.حتی اگه روز آخر عمرم باشه

.به ما آموزش داده شده از دستورات پیروی کنیم

ولی توسط فرمانداری رهبری می‌شیم

.که احترامی برای اچ‌بی‌سی و تاج‌و‌تخت قائل نیست

،تنها به انتقام‌گیری خودش اهمیت می‌ده

.و همه‌ی ما رو در معرض خطر قرار داده

یکی از ما رو مجبور می‌کنه

.اشتباهاتش رو گردن بگیریم

.زخم‌هایی برای اثباتش دارم

،شاید فرماندار این دژ باشه

.ولی پادشاه ما نیست

و به نفع اچ‌بی‌سی !یا اعلی‌حضرت عمل نمی‌کنه

!موافقم - .بله -

،به نام پادشاهمون

وقتشه تا

این مرد دیوانه رو از قدرت برکنار کنیم

.و نظم و انضباط رو برقرار کنیم

،ما باید به پادشاهمون خدمت کنیم از اچ‌بی‌سی محافظت کنیم

!و کنترل این دژ رو به‌دست بگیریم

!آره

.برتراند

امروز خریداری یا فروشنده؟

،بستگی داره خودت اینا رو تو تله انداختی؟

.بله. پوستشون رو کندم .تمیزشون کردم. کارهاش

.خنده‌داره

یکی از تامین‌کننده‌هام شکایت می‌کرد

.که یه مرد ایرلندی چندین پوست ازش دزدیده

.دوست دارم این دوست ایرلندیمون رو ببینم

.همیشه دنبال مردهای توانا می‌گردم

چندتا داری؟

.ده

واسه ده‌تا پوست آماده .این‌قدر بهم می‌دی؟ معامله‌مون نشد، برتراند

.با در نظر گرفتن دزدی بودنشون

چرا برات مهم باشه دزدین یا نه؟

.دزد بهتری هستی تا تاجر

.بهتره بچسبی به کاری که بلدی

برتراند برنارد، کم‌‌ترین مونترال محبوبم چطوره؟

الیزابت. تمام جذبه‌های .یک زن انگلیسی رو داری

.اگه برای پوست اومدی دیگه دیره

.قولشون داده شده

.خب، مایه‌ی تاسفه

کورتارس اند کو پول خوبی برای .پوست‌هایی که تا در کارخونه برده می‌شن می‌ده

.اویی، مادام

.ولی از قبل خریداری براشون در نظر گرفتم

حتماً می‌دونی سموئل گرنت .خزهاش رو توی آلبانی تهیه می‌کنه

.من مال خودم رو این‌جا توی مونتریئل تهیه می‌کنم

به‌نظر میاد فکر می‌کنی .زیاد از تجارت خز می‌دونی

.شوهرم خوب آموزشم داده

.برای مرگ ناهنگامش متاسفم

،بیا امیدوار باشیم به سرنوشتش دچار نشی

با داد و ستدی که

.با مرد عامل مرگ ناهنگامش در پیش گرفتی

.تو مرد باهوشی هستی، برتراند

.به نفعته

.بهت پیشنهاد مناسبی می‌دم

.اجازه بده فکرام رو کنم

چرا برتراند برنارد به کوراترس بفروشه

بدون این‌که پشنهاد ما رو بشنوه؟

ترجیح می‌دم سرش رو توی بشقاب ببینم

.تا این‌که ببینم با الیزابت کوراترس داد و ستد می‌کنه

.می‌تونه انجام بشه

.بیا بالا

،اگه کالا رو نداشته باشم

.قرارم با مارکیز به‌هم می‌خوره

.تکون نخور

ما همکارهای بی‌عیبی .برای اشرافزاده‌های پاریسی هستیم

.دلش نمی‌خواد با یه زن بریتانیایی همکار بشه

گمونم باید تامین‌کننده‌ی جدیدی پیدا کنیم؟

!نمی‌تونیم بذاریم از زیرش در بره

.باشه. چیزی نیست. حواسم هست

.باشه .سموئل،‌ باهاش حرف می‌زنم

.روی شلوارم خون ریخته - .برات یه تمیزش رو میارم -

هنوزم آب توی وان .هست اگر نیاز داری

.آره، فکر کنم استفاده کنم

.باشه. پسر خوب

!خدای من

.گریس امبرلی چه مدت گذشته؟

.کاپیتان گری .مدت زیادی گذشته

.سرحال به‌نظر میای

ادی کجاست؟

کی؟ - .ادوارد -

.پدرت

.اوه، توی مونتریئله

.مدتی می‌شه اون‌جاست

برات غذا بیارم؟

اوه، تویی. امیدوارم خبرهایی آورده باشی؟

.آوردم

،لرد بنتن بدین وسیله

از مقامت به‌عنوان .فرماندار دژ جیمز برکنار می‌شی

این چه اهانتیه؟

به کاپیتان گری سپرده می‌شی تا

،به لندن برگردی

جایی که پاسخگوی قتل فرماندار تردول

.و همچنین پدر جیمز کافین خواهی بود

.ولی نگران نباش عزیزم

اورتون هم باهات برمی‌گرده

تا این شهادت‌نامه‌ی سوگندخورده .رو شخصاً به لرد فیشر تحویل بده

بیش از ۳۰ مرد که .ادعای من رو تائید می‌کنن امضاش کردن

.ر‌عیت‌زاده‌ی حروم‌زاده‌ی نفرت‌انگیز

!بعد از تمام لطف‌هایی که در حقت کردم؟

این تمامی اختیارات تو رو از این دژ توقیف می‌کنه

.همراه ارتشی که سوگند خورده ازش دفاع کنه

،چسترفیلد

.هیچ‌وقت چیزی بیشتر از یک سگ ولگرد نمی‌شی

.خواهیم دید

کاپیتان گری، درست می‌گم؟

.خودم هستم

قربان، متاسفانه باید بر اساس .فینیکس لرد بنتن رو دستگیر کنین

،باید به لندن برگردونده بشه

.تا به جرم قتل محاکمه بشه

این مرد برای تصاحب .قدرت داره شورش می‌کنه

.این یک نقشه‌ست

،حتماً همین‌طوره کاپیتان گری

وظیفه‌ی شما و مردانتونه .برای برقراری نظم به من کمک کنین

.به‌شدت غیرعادیه

طبق مقررات منشور ،هادسن بی کامپنی

فرمانداری که در مدیریت ناتوانه

.باید فوراً از قدرت برکنار بشه

دروغگوئه! دستش با .فرانسوی‌ها تو یه کاسه‌ست

کاپیتان چسترفیلد مرد صادقیه .که می‌تونی بهش اعتماد کنی

لرد فیشر از من خواستن

.مستقیماً با کاپیتان جانسون مشورت کنم

ایشون کجان؟

.مرده، قربان

.به‌دلیل غفلت لرد بنتن

.درا، ببرشون به کشتی

.باید در قایق زندانیش کنیم

!چسترفیلد، به‌خاطر کاری که کردی نابودت می‌کنم

،کاپیتان چسترفیلد

این دژ نیازمند یک فرماندار فعاله

.تا وقتی که لرد فیشر استعلامشون رو تکمیل کنن

این مسئولیت رو قبول می‌کنی؟

هستم، و لطفاً به لرد فیشر اطمینان بدین

کاملاً آماده‌ام تا این مسئولیت رو

.با مبانی پایدارتری در آغوش بگیرم

.نه. فعلاً نباید اونو تنت کنی

.دستت رو بده

من؟ - .اوهوم -

.آره! کاملاً اندازته

.شبیه پدرم شدی

جانم؟

.شبیه پدرم شدی

پدر؟

.آره

این کت کیه؟

مال باباته؟

بابات؟

.پدر - .آره -

...باشه

شکار می‌کنی؟

.چاقو... داری؟ چاقو

سویک؟ - .سویک -

.آره، آره

...اه

.با سویک راحت‌ترم

...همم

.باید راز نگهش دارم

.نمی‌تونی راز نگه داری - .حقیقت نداره -

درباره‌ی حاملگی خواهرم .به هیچ‌کس چیزی نگفتم

.به من که گفتی - .حساب نیست. تا حالا ندیدیش -

،خیلی خب، چون رو گلوم چاقو گذاشتی

.هر چی می‌دونم بهت می‌گم

زنده‌ست؟

.بود، آره. آخرین روزی که دیدمش

.ولی ضعیف بود

در وضعیتی نبود که .با این جایزه‌بگیر‌ها بجنگه

غذا یا نوشیدنی؟

.اوهوم

.براتون میارم

.دنبال گرفتن جایزه‌ست

اون خالکوبی‌ها داستان مردی رو می‌گن

.که مدتی در زندان بوده - .ششش -

،نمی‌دونم هارپ در چه وضعیه

.ولی باید بهش هشدار داده بشه

.بهم دست نزن، کثافت زشت

چی صدام زدی؟

.این صدات زدم

♪ زمانی که پسربچه‌ای بودم ♪

♪ مادرم به من می‌گفت ♪

♪ ...به من می‌گفت ♪

♪ ...تمام و کمال ♪

♪ تمام و کمال جواه ♪

...فقط باید دخترهایی رو ببوسم که ♪

.ایمجن

.این‌جا فاحشه‌خونه نیست

فقط چون فاحشه بودم به این .معنی نیست دیگه دلم نمی‌خواد خوش بگذرونم

.توی آشپزخونه بهت نیاز دارم

.می‌بینمت، ملوان

دیگه چیه؟

این‌جور با فرماندار صحبت می‌کنی؟

.دائمی می‌شه، می‌بینی

.دارم پخشش می‌کنم

می‌خوام همه توی این دژ بدونن که

.شیوه‌ی فرماندار جدید متفاوته

کجاش؟ - .سودآورتره -

.سازمان‌دهی‌شده‌تر

.قتل و دزدی دیگه بی‌جزا نمی‌مونه

می‌خوای این‌جا کم‌تر خشن باشه؟

.جایزه‌ی سر هارپ رو بردار

ندیدی چه آدم‌هایی رو این‌جا کشونده؟

.الان دیگه قدرتش رو دارم

،حتی می‌تونم تبرئه‌اش کنم

.تمام جرم‌هاش رو ببخشم

بعد از تمام بلاهایی که .بنتن سرش آورد، منصفانه‌ست

.هست

.ولی دلیلی ندارم این‌قدر مهربون باشم

.امروز شلوغه

صف چقدر طول می‌کشه؟

.اون‌قدری که دو شیفت کار کنم

.خب، پس بهتره برم سر صف

چقدر آب می‌خورن؟

.شش پوست. سه توکن

.توکن نمی‌خوام .نقره می‌خوام

.خبری از نقره نیست. فقط توکن

توکن‌های بیور اچ‌بی‌سی .بیرون از این‌جا اندازه‌ی کثافت ارزش ندارن

.بهتره حواست به زبونت باشه پسر

وگرنه دهنت رو سرویس .می‌کنم و مفتی ازت می‌برمشون

!هی! هی - !دزد حروم‌زاده -

!بگیرینش

!اوه

...بهمون حمله

چیکار می‌کنی؟

!ساکت

.خشم اون مرد رو بلعید

.اجازه داد نهنگ مادرش رو به دریا ببره

ولی موی مادرش وقتی داشت .ناوال می‌شد تبدیل به عاج شد

.این مادرشه

.بله

.چرخه‌ی انتقام شکل زنجیر می‌گیره

.انتقام گرفتن خوشحالش نکرد

تنها با بخشش .می‌تونی چرخه‌ی انتقام رو بشکنی

.داستان قشنگیه

...برتراند

شما رهروهای دریاچه‌ هستین؟

.نه دیگه

تبعید شدین؟ همراه ماشک هستین؟

این‌جا ماشک می‌بینی؟

اگه می‌خواین ازم دزدی کنین قبول .ولی همراهم کالا ندارم

.تو آدم دکلن هارپی

.شنیدم مرده - می‌خوای بری پیشش؟ -

.اوماچیو

...باید بهت هشدار بدم

.از دیروز هیچی نخوردم

زخمی شدی؟

.فقط خراشه

.چیزی بهش بده بخوره

.باشه

چسترفیلد، ادعا کردی این .دژ رو امن‌تر می‌کنی

.کردم

این تله‌گذار رو ببین که بیرون میخونه‌ام

.تکه‌تکه شده و از امنیت برام بگو

کار کی بوده؟

به غول گنده‌ای که روی .کفش‌هاش بالا آورده بود شک دارم

.تبرئه‌اش کن

،به‌خاطر دخترهام .میخونه‌ام و این دژ

باعث می‌شه جلوی افرادم .ضعیف به‌نظر بیام

،اگه کاملاً تبرئه‌اش کنی

...جرائم هارپ رو ببخشی

.قبول می‌کنم زنت بشم

همین رو نمی‌خوای؟

خودت گفتی، من و تو با هم .می‌تونیم به دژ جیمز فرمانروایی کنیم

.اتحادی که به نفعمون می‌شه، بله

،ولی چرا الان قبول کنم

وقتی قبلاً تو قبول نکردی؟

.قبلاً فرماندار نبودی

،جایزه رو بردار

.و باهات ازدواج می‌کنم

.فکر نکنم همدیگه رو دیده باشیم

.امم، نه خانم

.من کلنام. کلنا دولان

دوبلین؟ - می‌بخشین؟ -

.لهجه‌ات - .بله، گمانم -

.مدتی گذشته - چطور کسی این‌قدر دوست‌داشتنی

سر از همچین کثافت‌خونه‌ای درآورده؟

.شرط می‌بندم خوب تمیزکاری می‌کنی

باهاشون چیکار می‌کنی؟

.وقتی توی مونتریئل بودیم به هم برخوردیم

اگه این تمام چیزیه که .برای اون پوست‌ گرفتی، بهتره درون‌مرزی تجارت کنی

.بیشتر سهمم خرج شد

خرج چی؟

خرج اون دختر مو زرد کردی .که هنوز عاشقشی

.نیستم

.نسبت بهش احساس مسئولیت می‌کنم .فقط همین

حداقل کاریه که می‌تونم .براش بکنم بعد از تموم شدن رابطه‌مون

ببین، دیگه از سگ‌دویی .برای چندرغاز خسته شدم

.باید بزرگ‌تر فکر کنیم، سوکنان

اگه بخوایم با پوست‌دزدی پول دربیاریم

.تا ابد طول می‌کشه گرگ سیاه دوباره سر پا بشه

ولی اگه یک‌جا مقدار زیادی پوست بدزدیم چی؟

از باربرها؟

.نه، از اچ‌بی‌سی

،ترجیح می‌دم کل گرگ سیاه رو تو خطر نندازم

.نه بدون هارپ

چندین هفته‌ست دارم تلاش می‌کنم .متقاعدت کنم هارپ رو پیدا کنی، قبول نمی‌کنی

چرا؟

اگه نتونیم پیداش کنیم چی؟

،ترجیح می‌دم باور کنم داریم ازش پیروی می‌کنیم

.حتی اگه این‌جا نباشه

وگرنه داریم از کی پیروی می‌کنیم؟

در حال حاضر از هیچ‌کس .پیروی نمی‌کنیم، سوکنان

.پس بیا رهبری کنیم

اگه درباره‌ی کلاه ازت پرسید .بهش بگو از کجا گرفتیش

،در همین حین

وقتی سموئل گرنت رو دیدی .این جعبه رو بهش بده

.می‌دم خانم

چی داخلشه، آجر؟

.هدیه‌ی مخصوصیه

.ممنون

،موجودیم بزرگ‌تر

.و باکیفیت‌تر از هر شرکت دیگه‌ای در مونتریئله

،می‌دونی آقای گرنت

.من سه‌بار ازدواج کردم

و مردم می‌گن که

.توی تجارت، به راحتی عاشق نمی‌شم

می‌بخشین قربان. آقای گرنت؟

.اوه! خب، خب - .سلام مادمازل -

،می‌بخشین پریدم وسط

.اینو باید به شما تحویل بدم

.هدیه‌ای از طرف الیزابت کوراترسه

.واقعاً؟ مهربونیش رو می‌رسونه

.چه کلاه نفیسی سر کردی

.چشمگیره

...از صد درصد نمد کوراترس ساخته شده

.اوه - .از خز پوست‌ همین‌جا در مونتریئل تهیه شده -

.شما باید مارکیز د بئومونت باشین

حالت خوبه؟ - بله؟ -

.من الیزابت کوراترسم - .آه، اویی -

تازه از کارخونه‌ی کوراترس شنیدم

از اون خانم نفیسی .که اون کلاه رو سر کرده بود

کجا رفت؟ - دختره‌ی ایرلندی رو می‌گین؟ -

.باید معرفیم کنی .دوست‌داشتنیه

.آره، واقعاً دوست‌داشتنیه

،همون‌طور که نمدم هم هست. اگر مایلین

.بیاین و با باقی اجناس بازار مقایسه‌اش کنین

هنگام نوشیدن درباره‌ی داد و ستد صحبت کنیم؟

.داشتیم درباره‌ی مد و خانم‌ها صحبت می‌کردیم

،وقتی شوهرت برسه

.بعدش درباره‌ی تجارت با اون صحبت می‌کنم

.مادام - .مونسیور -

.یه برادر قهوه‌ای برام آماده کن

!بذار برم .اینو ازم دربیار

.فریاد زدن بهت کمک نمی‌کنه

چه خبر شده؟

.باید جلوی فرار کردنت رو می‌گرفتم

حداقل این‌بار وقتی پاهات خوب بشن .درست خوب می‌شن

،بهم دست نزن

وگرنه چشمات رو از کاسه !درمیارم، حروم‌زاده‌ی لعنتی

!اوه نه

.لطفاً

...چیکار... چیکار داری

!آه

به دادرس گفتم مرگ شوهرم .دفاع از خود بوده

.پس دیگه عملاً آزادی

منظورت چیه عملاً؟

.اول این قرارداد ازدواج رو امضا کن

قبلاً درباره‌ش صحبت نکردیم؟

چرا ولی الان .یکم احساس درموندگی می‌کنم

نیاز به مردی دارم تا .تظاهر کنه شرکتم رو می‌چرخونه

،وقت ندارم یکی پیدا کنم .تو کارم رو راه میندازی

،فقط یه عروسک می‌خوام

یه چیزی بهم می‌گه .تو عروسک خوبی هستی

.عروسکت نمی‌شم

.خیلی خب، ببرینش

!نه وایسا! وایسا!‌ وایسا

،اگه قبول کنم

،می‌تونم انتظار دسترسی به منابع مالی

و راحتی‌های... به‌خصوصی داشته باشم؟

.درباره‌اش صحبت می‌کنیم

.خیلی خب. مراسم ازدواج شروع می‌شه

.حالا هر دو این‌جا رو امضا کنین

.حالا شما رو زن و شوهر اعلام می‌کنم

.تبریک می‌گم فرماندار .خانم

.سفر به سلامت، کاپیتان گری

.به ادی بگو معذرت می‌خوام ندیدمش

.اعلامیه‌ رو بنویس

کدوم اعلامیه؟

اعلامیه‌ای که جایزه‌ی .سر دکلن هارپ رو برمی‌داره

.اوه. آره، می‌نویسم

.ولی پیغام‌رسون‌ها تا صبح برنمی‌گردن

.الان بنویس و طلوع تحویلش بده

.روز پرکاری بوده .فردا صبح می‌نویسمش

.الان بنویس

.قرارمون این بود

ولی هنوز ازدواجمون .رو کامل رسمی نکردیم

.قرارداد تجاریه

،می‌دونی همیشه فکر می‌کردم کلاسم

.سد راه اهدافم می‌شه

و الان این‌جام

.فرماندارم

.شوهرت. تو خواب هم نمی‌دیدم

اگه می‌خوای اون نامه‌ها رو بفرستم .باید به اتاق خوابم بیای

سوکنان. اون تو رو .توی دردسر میندازه

.کار تو کم‌تر خطر نداره

ولی می‌تونه از حمله .به دهکده‌ای دیگه جلوگیری کنه

به خواهرم قسم خوردم .از هارپ محافظت کنم

خواهرت دلیلیه که نباید .با پسره‌ی سفیت‌پوست بری

.تجارت این‌جا موندنیه، اوماچیو

.نباید فقط اونا ازش سود ببرن

دخترهای زیر ۱۰ سالمون .به بردگی فروخته می‌شن

باید خلاف خواسته‌ی خودشون .به اون سفید‌پوست‌های چاق و پیر دروغ بگن

اگه می‌تونیم نباید نجاتشون بدیم؟

سوکنان، تو هارپ رو .مثل دختر کور و نادونی دنبال می‌کنی

ولی اون الان کجاست؟

آماده‌ای؟

!هی

کی اون‌جاست؟

کی اون‌جاست؟

!آه

دکلن هارپ کجاست؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.