Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : Tfor
[باد جنوبی می داند]
[قسمت هشتم]
مینت
ببخشید
دیروز تند حرف زدم
عیبی نداره عمو هان
میدونم
به خاطر خودت بود که نتونستی
با والدینت خداحافظی کنی
نیازی به عذرخواهی نیست
حق با شما بود
من یه دکترم
باید مقاوم تر باشم
میتونی
دانمین هم تنهامون گذاشت
اره خانواده اش رو دیدم
خانواده اش
نابود شده
پدربزرگش میگفت
مرگ راحتش کرده
ناراحته که
نمیتونه آب سوزیش کنه
چون ممکنه
به بقیه سرایت کنه
جنازه دانمین رو از بین بردن
بدرد آه خدا نمیخورم
دکترها خدا نیستن
ژو جیو
نمیتونی جلوی عزرائیل رو بگیری
نهایت بتونی باهاش شاخ به شاخ شی
میدونم
ولی احساس عجیبیه
انگار قدرتی نداری
خیلی چیزها هستن که از توان مردم خارجه
مثل من
چی شده؟
مریضی ؟
ژو جیو
الان
دلم میخواد حرف های خوب بزنم
ولی نمیدونم چیبگم
نیازی نیست
لوس نیستم
یکم دیگه خودم میشم
منم برای
پردو تلاش میکنم
به چشم تو
فقط دنبال سودم
ولی منم
دلم میخواد بچه هارو نجات بدم
دکتر نیستم
...ولی
آرزومه که
کمک شون کنم
میفهمم
نمیدونم چطور برای تلاشات
تشکر کنم
یه لطفی میکنی؟
جون بخواه
برو حموم
به هیچی فکر نکن
راحت بخواب
مریض نشی
خیلی ها بهت نیاز دارن
و همین طور من
باید ویروس رو کله پا کنیم
بارون کی بند میاد؟
یکم دیگه
شاید فردا؟
ناموسا
دروغی گفتم بهت؟
توی غار که بودیم
گفتم زنده در میریم
بفرما چی شد؟
ببین کله خراب تر برگشتیم
برم سراغ بقیه کارها
تو هم بخواب
صحبت های لازم رو با آقای شی کردم
مونده جزئیات ریز
آفرین
خانم جیانگ
یون شن پروژه رو پیش برده
اون گیاه رو پیدا کرده
زندگیش رو توی کشور ام به خطر انداخت
شی ژو
مگه نرفتی پسرم رو نجات بدی؟
جای این که بیاریش
با قرارداد برگشتی
یون شن نمی تونست بیاد
کار ناتموم داشت
قرارداد با اقای شی فوری بود
مجبور شدم برگردم
کاسه کوزه رو سر بچه نشکن
یون شن گوشش بدهکار نیست
شی ژو باید گوشش میکشید پرتش میکرد توی هواپیما؟
برادرشه نه دزد
کدوم برادری
پروژه برادرش رو میدزده؟
بابا
به جانشینت فکر کردی ؟
تو برو
باشه بابابزرگ
بگو
شرکت رو بدم به یون شن
قبول میکنه!
معلومه که اره
وایسا
همه چی رو روشن کنیم
اون میخواد یا تو؟
بابا
منظورت چیه؟
نینگ
هنوز خرفت نشدم
یون شن از اول برای
تحقیقات و کمک
اومد توی شرکت
توی هیچ جلسه ای شرکت نکرده
نشون میده چی میخواد
شی ژو هم بهش کمک میکنه
بده مگه؟
بابا
مراقب باش
مار توی آستین پرورش ندی
شی ژو هم معلومه چه ذاتی داره
شو نینگ
حرف دهنت رو بفهم
به فکر خودتم
یادت نره
مادرش کجاست
حرفش شد
برامسواله
از کی علایق بقیه مهم شده؟
برو بیرون
بله ؟
باشه فهمیدم
مامان
فو رونگ
نمیخوام طلاق بگیرم
نه
با شی ژو فرار کنیم باشه؟
چیزی نیست
گریه نکن
(نگران نباش)
الان بابات میاد
بابا
بالاخره قبول کردی ماروببینی
اینجوری صدام نکن
از فو رونگ جدا شدی
نگران نباش
توی پر قو بزرگش میکنم
بابا
فو رونگ دو روز پیش اومد دیدنمون
فو رونگ رو می فرستم فرانسه
برادرت تشنه اشه
بده بهش
نه
مامان، گشنمه
مامان
مامان
مامان
مامان
با خودت چیکارکردی؟
چرا اینقدر بی حواسی؟
تموم؟ - دهنتو تمیز کن -
خودم بهت غذا بدم
بگو آآآ
زیپت رو بکش بالا
سرما نخوری
بیا
بعدش بریم اسباب بازی بخریم
مراقب پات باش
بخور
دکتر سون
اقای فو
با چیزایی که گفتی
نشونه بهبودی توی مادرت دیده نمیشه
خطای شناخت
از علائم اسکیزوفرنی ئه
ممکنه که کم کم
همه چیز یادش بیاد ؟
بعد ده سال دوباره حرف زده
اسم منم یادشه
دکتر سون
حرفت تا حدی درسته
ولی همچنان باید زیر نظر باشه
بیشتر باهاش در ارتباط باش
ولی
بیمارهای روانی توهم میزنن
گفتی میگن
واقعیت رو میگن
ولی اینجوری نیست
پس
بهتره بفهمی
ریشه بیماری مادرت چیه
این برای قضاوت بهتر
و کمک بیشتر بهش
خیلی مهمه
همینقدر ازم برمیاد
شی ژو
نذاشتم ببینیش
چون روان مناسبی نداره
ترسیدم بلایی سرت بیاره
حالا که بزرگ شدی
میتونی بیشتر باهاش باشی
مامان
بله؟
ته توی یه چیزی رو دربیار
(بهتره)
(بفهمی)
(ریشه بیماری مادرت چیه)
(به قضاوت بهتر)
(و کمک بیشتر)
(بهش خیلی مهمه)
سلام
مدیر چنگ
خوشبختم
بفرما بشین
اینا
سوابق پزشکی مادرتن
به پرستار گفتم بیارش
ممنون
چیزی که جا نمونده ؟
نه
مدیر چنگ
ننوشته
مادرم از کی
روزه سکوت گرفته
یا علتش چی بوده
اره
مادرت رو آوردن حرف نمیزد
در نتیجه اطلاعی نداریم
منم دکتر معالجش شدم
و از کسی که
فرستادش اینجا پرسیدم
امیدوار بودم که اون بتونه
کمک مون کنه
ولی
اون هم مطمئن نبود
گفت
ثبت نشده
پرونده پزشکیش رو طبق حرف هایی که اون زد
تکمیل کردیم
دکتر قبلی مادرم بوده؟
...خب
نمیدونم
شماره ای ازش نداری ؟
بعدش دیگه تماسی نداشتیم
و نمیدونم شماره اش چنده
یادمه اسمش
لین یه لونگ بود
لین یه لونگ؟
اره
فرم انتقال رو امضا کرد
ممنون
کمکی خواستی در خدمتم
[امید]
شو لی
نگران نباش
کار احمقانه ای نمیکنم
نیومدم دلداریت بدم
بگیر
اسکار
همیشه داستان پریان رو برای بچه ها تعریف میکرد
میخواست این باور رو به بچه ها بده
که فردا روز خوبیه
منم همین جوریم
فو یون شن
فو یون شن
اینجام
اونجا چی میخوای ؟
بیا اینجا
بیا دیگه
زده به سرت ؟ خطرناکه
توهم بیا
نه بیا پایین
خطرناکه - بیا بالا -
نمیام
حال میده
چطور؟
بیا بفهمی
نمیام، تو بیا
نمیام
بیا
باشه اومدم
مراقب باش
بیا خب
بدو
نترس چیزی نمیشه
الان امتحانش کردم
حله
بیا
ترس از ارتفاع دارم
منم
جدی؟
بیا
دستمو ول نکنی
خب
منظره اش
متفاوته نه؟
قبول نداری؟
وایسا
میدونی
باید برای امتحان خیلی چیزا شجاع باشی
نترس
شدنیه
بشین
مراقب باش
نیوفتی
میترسی؟
نه
چطوره؟
از روز اول
میخواستم بیام اینجا
ولی فرصت نمیشد
چی میخوای بگی؟
میگم
چشمان را باید شست
جور دیگر باید دید
حلقه رو دادم به شو لی
قوی تر از تصورمه
توهم قوی هستی
نمیخواد تعریف الکی کنی
این سالها
هنوز کنار نیومدم
نمیتونم با مرگی کنار بیام
از جدایی گریزونم
برای همین
همیشه پشیمونم
حتی نشد از والدینم خداحافظی کنم
هیچ برداشتی درست یا غلط
مطلق نیست
زاویه دیدها متفاوته
در نتیجه تصمیمات مونم متفاوته
ولی من دکترم
باید توی یه سطح بمونم
دکترها
باید با احساسات پرشور
منطقی باشن
ژو جیو
مطمئنم
دکتر کار درستی میشی
اینقدر بهم مطمئنی؟
اره
فو یون شن
واقعا ممنونتم
برای داروها ممنون
ممنون که بهم تافی دادی
برای تک تک کارهات ممنونم
بی خیال من و تو
این حرف هارو نداریم
رییس هوس چی کردی
نهار درست کنم براتون
فو یون شن
فو یون شن
چیه؟
خانم جیانگ حالش بده بیمارستانه
چش شده؟
خدا میدونه
نگفتن بهم
هلی کوپر یکم دیگه میرسه
آماده رفتن باش
رییس
باهات میام
بمون مراقب روان روان باش
خودم میرم
♪در گوشه تاریک ترس هات♪
♪نگاهت میکنم♪
♪روبرمیگردونی و لب هات رو فشار میدی♪
♪مرزهای لجبازی رو جا به جا کردی♪
♪غروب های زندگی با سرعت میگذرن♪
♪عشق دروغ آخر قرنه♪
♪که آدم فریبش رو میخوره♪
♪قول بده رهام نکنی♪
♪قولی که در اوج جنون بهم دادیم♪
♪بذار باهم از باروم لذت ببریم♪
♪اشک ها نشونه هستن♪
♪کسی که عاشقه بی دفاع تره♪
♪یه نگاه♪
♪طوفان به پا میکنه♪
♪دوری از دستات که گرفتن شون♪
♪حس ابدیت داشت یه درده♪
♪ولی بازم رفتن رو انتخاب کردم♪
♪یه بوسه مرهم دنیای بهم ریخته میشه♪
♪اگه ذره ای امید برای باهم بودن هست♪
♪بذار زیر بارون خیس بشیم♪
♪اگه ذره ای امید هست♪
♪میخوام که قرص ماه تا ابد بدرخشه♪
♪خوشبختی با روراستی به دست میاد♪
♪دردم رو میفهمی♪
♪دلیلی برای گذر بادهای بی هدف نیست♪
♪گاهی بی دلیل♪
♪صدمه میبینم♪
♪چرا باید ناراحت قلب های شکسته مون باشیم؟♪
♪یه تقلید کورکورانه برای فرار از عشقه♪
♪در آخر هر دو ناراحتیم♪
♪شیفته گرمای عشق توام♪
باید برم
باشه
اوکی
اومدی
بشین
میخوری؟
ممنون
نقاشیم چطوره؟
خوشگله
فو رونگ
ازم عصبانی هستی؟
امروز روز ملاقات نیست
ولی خواستم بیای
عیبی نداره
از الان
هروقت خواستی
بگو بیام
شی ژو اذیت نمیکنه ؟
نه خوبه
بهش بگو بچه خوبی باشه
با برادرش دعوا نکنه
اینجوری موفق میشه
نگران نباش
خودش میدونه
[بیمارستان روان پزشکی شانگ های، برگه ثبت انتقال بیمار]
[لین یه لونگ]
اقای فو
کارم داشتی ؟
آقای لین رو پیدا کن
باشه میرم تو کارش
[هتل شینگ شون]
لین یه لونگ
اتاق میخوای ؟
کارت داشتم
[برگه ثبت انتقال بیمار]
میشناسیش؟
نه
پس حتما اینو میشناسی
امیدوارم قصور پزشکی خودت رو
یادت باشه
چی میخوای؟
دوباره میپرسم
حالا یادت اومد ؟
این آدم رو میشناسی؟
خیلی مبهم
دقیق یادم نیست
دنبال چی هستی؟
میخوام بدونم
کی لین ژی رو فرستاد تیمارستان؟
چیکاره لین ژی هستی؟
مادرمه
فرم رو دیدی
کپیشه
... اصلش - جیانگ شو نینگ -
مادرت به خاطر اون
دیونه شد
خانواده های فو و جیانگ قرار ازدواج
گذاشته بودن
پدرت بی خبر فو لینگ تیان ازدواج کرد
آقای فو وقتی فهمید
که شش ماهت بود
خیلی عصبانی شد
و از فشار بالا بی هوش شد
یادمه
اون شب چه وضعی داشت
خدمتکار خونه زنگ زد برم
بعدش چی شد؟
لینگ تیان به نفوذ خانواده جیانگ نیاز داشت
برای همین
فو لینگ تیان پسرش رو مجبور کرد طلاق بگیره
همون موقع
مادرت مریض شد
تو دکتر معالج مادرم بودی
پرونده پزشکی اون سالها کجاست ؟
سوزنده شدن
مادرت اوایل افسردگی داشت
بعدش
فو لینگ تیان فرستادش تیمارستان
اقای فو
حال و روزم رو میبینی
من رو ببخش
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : Tfor
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.