Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ایان تیم تقدیم میکند Tel:@ianTeam
♪اون روزی که نیرویی بینمون جرقه زد، قلبم از خود بیخود شد♪
♪درحالی که با غرایزمون هدایت میشیم♪
♪،انگیزهی یکسانی رو احساس میکنیم که در اعماقش یه حس خاصی وجود داره♪
♪در بین شوکی که به وجود اومده♪
♪به چیزی که دارم میبینم شک میکنم♪
♪باورم نمیشه کاری کردی که کوتاه بیام♪
♪دنیایی که ازش خسته شدی♪
♪با دقت بهش نگاه میکنم♪
♪چقدر خوشبختم که♪
♪وقتی داری رنج میکشی، میتونم آرومت کنم♪
♪با این حال باز هم متوجه میشم♪
♪نمیتونم بیخیال عشقی بشم که دو دستی بهش چسبیدم♪
♪درحالی که از یه زندگی پیش پا افتاده فرار میکنم و وارد این دنیا میشم♪
♪درست توی همون لحظه پیدات میشه♪
♪بلند پروازی من♪
♪به این سفر بی هدف پایان میده♪
♪از نقطهی شروع♪
♪نور آشنای اراده به قلبم میتابه♪
fateme, sowan, Injeolmi :مترجمین Illusion :سرپرست مترجمین
(باد جنوبی میداند)
(قسمت ۵)
آروم باش
موهات افتاده
یه چی بگم
من توی عمرم
کلا برای دو نفر آشپزی کردم
یکیشون
بابابزرگمه
...اون یکی
مامان بزرگته
شوخی کردم
نودل خوشمزهست
ممنون
رئیس
...ممکنه
ممکنه به این زودیا بمیرم
این کارت بانکیمه
باید این رو به پدر مادرم بدین
رمزش
758521
له
چه بلایی سرت اومده؟
دارم از اسهال و استفراغ میمیرم
حتی بعد از اینکه داروی گیاهیای که رئیس بهم داد خوردم هم حالم خوب نشد
حتی بیشتر هم بالا آوردم
فکر کنم اینجا بدردم نمیخوره
ذاتا با من ناسازگاره
این رو خوردی؟
آره
من همهی داروی گیاهی رو خوردم
حتی یه قطره هم باقی نموند
این برای استفادهی خارجیه
چرا زودتر بهم نگفتی؟
ببخشید، لو
نمیدونستم انقدر کم عقلی
البته ضریب هوشیت هم پایینه
این کارت بانکی رو نگه میدارم
رمزش رو هم کاملا یادمه
رئیس. رئیس
میشه کارت رو بهم پس بدین؟
رئیس
بهم دست نزن
رئیس
رئیس
رئیس
چرا میخندی؟ همین الان بهت گفتم
بهم دست نزن
داری نودل میخوری
هیچی نمونده
منم حتی چیزی بهم نرسید
چطور تونستی بخوریش؟
مردم اینجا
در برابر طبیعت متواضع میمونن
کوه رفتن توی فصلهای بارانهای موسمی ممنوعه
فکر نکنم رئیس بیاد بیرون تا ببینتت
باشه
خودمون میریم
میتونیم خودمون بریم
لو
،از اونجایی که هنوز خوب نشدی
باید اینجا استراحت کنی
باهامون به کوهستان نیا
!نه
رئیس
باید باهاتون بیام
نگرانتونم، رئیس
خب، دکتر ژو
چرا تو هم اینجا نمیمونی؟
ببین. الان خیلی ضعیفم
به یکی احتیاج دارم که ازم مراقبت کنه، باشه؟
نگران نباش
واسهات دارو آماده کردم
سر وقت بخورشون، و خوب میشی
یادت باشه طبق دستورش استفاده کنی
باشه؟
نه
اگر اینجا نباشی، یادم نمیمونه
باید اینجا بمونی و از من مراقبت کنی
حواست به من باشه
رئیس- ،اگر میخوای بدون من بری-
بهتره الان بری
باشه
رئیس
رئیس
خداحافظ
فقط دراز بکش
خداحافظ
رئیس
دکتر ژو
رئیس
دکتر ژو
!به سلامت
!به سلامت برگردین
!اون بالا هوا سرده، خودتون رو گرم نگهدارین
!حشرهها نیشتون نزنن
حواست باشه
باشه
مراقب باش
باشه
مراقب باش
بیا
چی شده؟
حالت خوب نیست؟
خوبم
مشکلی نیست
آقای سن
الان چطوری؟
ادای سرسختها رو درنیار
احساس خفگی میکنم
و سردرد خفیف دارم
بیماری ارتفاعه
خفیفه
،نمیدونستم به همچین جای مرتفعی میرسیم
واسه همین هیچ دارویی نیاوردم
این رو بگیر
چیه؟
میتونه جونت رو نجات بده
مطمئنه؟
ریشهی طلاییه
داروی خوبیه
بخورش
بگیر، آقای فو
ممنون
آقای سن
چون که مریضه
بیاین یکم استراحت کنیم
باشه
میرم بالا
تا ببینم جایی برای اتراق کردن هست یا نه
باشه
ارتفاع اینجا خیلی زیاد نیست
،تازه دارو خوردی
و باید زود حس بهتری داشته باشی
نگران نباش
هنوز هم آب میخوای؟
نه
واسه خودت
،الان خیلی مه گرفته
و جادههای دو شاخهی زیادی هست
باید نزدیک من بمونین
گم نشین
حالت چطوره؟
خوبم
!آقای سن
!منتظرمون بمون
چطوری؟
مراقب باش
خوبی؟
خوبم
بریم
!آقای سن
!آقای سن
!من اینجام
!آقای سن
داد زدن فایدهای نداره
،چندتا مسیر مختلف اینجاست
و الآنم مه گرفته
بذار اینجا علامت بذاریم
باشه
هوا داره تاریک میشه
هوا سردتر و سردتر میشه
باید یه جا واسه چادر زدن پیدا کنیم
چیکار میکنی؟
واسه اینکه جدا نشیم
بریم
باشه
!روح
فو یونشن
خیر سرت تحقیق علمی میکنی
چرا انقدر خرافاتیای؟
فقط یه سلامی بهش کردم
نزدیکم بمون
گم نشو
♪دنیا مثل یه افسانهست♪
♪هیچکس اهمیت نمیده کی چیکار میکنه♪
♪ اگرچه آخر راه هنوز دوره♪
♪باید شجاعتر باشم♪
♪هر روز برام یه روز تازهست♪
♪خلق و خوی بد رو دور بریز♪
♪ من به جلو میرم و هیچ وقت عقب نمیکشم♪
♪یاد میگیرم قویتر باشم♪
♪چشمهات رو ببند♪
♪زمان رو نگهدار♪
♪وقتی داشتم مقدمه رو میخوندم♪
♪قصه از قبل یواشکی شروع شده بود♪
♪صورت خندانت♪
♪به موقع جلوی من ظاهر میشه♪
♪وقتی چشمهام رو باز میکنم تو دقیقا کنارمی♪
♪آینده مثل ماجراجوییه♪
♪وضعیت سخت رو به بهشت تبدیل کن♪
♪حتی اگه با گذشت زمان همه چیز تغییر کنه♪
♪من هنوز تو رو کنارم دارم♪
♪چشمهات رو ببند♪
♪زمان رو نگهدار♪
♪وقتی داشتم مقدمه رو میخوندم♪
♪قصه از قبل یواشکی شروع شده بود♪
♪صورت خندانت♪
♪به موقع جلوی من ظاهر میشه♪
♪وقتی چشمهام رو باز میکنم تو دقیقا کنارمی♪
!ژو جیو
چیه؟
♪دنیا مثل یه افسانهست♪
♪هیچکس اهمیت نمیده کی چیکار میکنه♪
پردو
♪ اگرچه آخر راه هنوز دوره♪
بیا یه نگاهی بندازیم
باید این دور و بر زیاد باشن
♪باید شجاعتر باشم♪
♪هر روز برام یه روز تازهست♪
♪خلق و خوی بد رو دور بریز♪
بریم
بیا
♪ من به جلو میرم و هیچ وقت عقب نمیکشم♪
بیا فقط کوله پشتی ها رو برداریم اینطوری سبکتر میشه
اول چمدون های دیگه رو اینجا میذاریم
باشه، بعدا برمیگردیم و برشون میداریم
باشه
♪چشمهات رو ببند♪
♪زمان رو نگهدار♪
♪وقتی داشتم مقدمه رو میخوندم♪
♪قصه از قبل یواشکی شروع شده بود♪
♪صورت خندانت♪
♪به موقع جلوی من ظاهر میشه♪
♪وقتی چشمهام رو باز میکنم تو دقیقا کنارمی♪
♪وضعیت سخت رو به بهشت تبدیل کن♪
♪حتی اگه با گذشت زمان همه چیز تغییر کنه♪
♪من هنوز تو رو کنارم دارم♪
♪چشمهات رو ببند♪
♪زمان رو نگهدار♪
♪وقتی داشتم مقدمه رو میخوندم♪
♪قصه از قبل یواشکی شروع شده بود♪
♪صورت خندانت♪
♪به موقع جلوی من ظاهر میشه♪
♪وقتی چشمهام رو باز میکنم تو دقیقا کنارمی♪
برای دانلود رایگان سریال های کره ای و چینی با زیرنویس چسبیده، به ما پیوندید - @ianTeam -
!ژو جیو
!ژو جیو، بیا اینجا
!پردو
از این طرف
بریم
بریم
!ژو جیو
!بیا
مراقب باش
اوخ، دردم گرفت
وایسا
من بهت هشدار داده بودم
نمیشه سریعتر حرف بزنی؟
ببند بابا
کسی اینجا هست؟
آروم تر
اوه نه
هیچ وقت بیرون نمیریم
فاتحهام خوندهست
فرصتش پیش نیومد
پولی رو که با جون کندن بدست آوردم رو با مامان بزرگم خرج کنم
،الان
فقط یه راه مونده
چیه؟
اینکه صبر کنیم تا هوا آفتابیتر بشه
اینجوری منور هم خشک میشه
یه چیزی بخور
گرسنهام نیست
بیا هنوز چیزی نخوریم
همهی وسایلمون توی کولهی آقای سنه
مطمئن نیستم کی میتونیم نجات پیدا کنیم
فعلا نگهش دار
چرا انقدر احساساتی هستی؟
بخور
یکم جون بگیر
واسهات پوستش رو کندم
نگران نباش
قطعا جون سالم به در میبریم
فو یونشن
،راستش
من واقعا تحسینت میکنم
تو خوشبینترین آدمی هستی که دیدم
آدم خوشبینی نیستم
بلکه آدم خیلی مهمی هستم
،وقتی چن لو بفهمه من گم شدم
فوری به برادرم خبر میده
وقتی که برادرم متوجه گم شدن من بشه
خودش رو به هر دری میزنه تا من رو پیدا کنه
نگران نباش
اگه پیش من بمونی
به نفعت تموم میشه
چون جات امنه
باور نمیکنی؟
چرا میکنم
ممنونم
زخمی شدی
خوبم
فقط یه زخم کوچیکه
بیا
تکون نخور
مجبور نیستی اینکار رو بکنی
!تو صورتم فوت نکن
تقریبا تمومه
!انقدر فوت نکن- میخوای خوب بشی؟-
خیلی داری حرف میزنی
داری تو صورتم تف میکنی
فقط سعی دارم زخمت رو درمان کنم
چرا انقدر غر میزنی؟
خداروشکر، زیاد جدی نیست
تقریبا کارم تمومه
اینجارو کلا مِه گرفته
به علاوه، تازه همین الان بارون اومد
شاید چن لو نتونه ما رو پیدا کنه
نگران نباش
یه بار مامانم فالم رو گرفته بود
بهم گفت حداقل میتونم نود و نه سال زندگی کنم
همهی غذاهارو خوردیم تموم شد
چطوری میشه نود و نه سال زنده موند؟
اوه نه
پدر و مادرت هستن؟
شبیه جوونی های مادرتی
آره
خیلیها هم این رو میگن
،میخواستم ازت بپرسم
ولی فرصت نکردم
حالا که وقت زیاد داریم
بپرس ازم
چیه؟
وقتی که اون روز صدای شلیک رو شنیدی
چرا فرار نکردی؟
نترسیده بودی؟
،راستش
خیلی ترسیده بودم
برای همین نمیتونستم از جام تکون بخورم
...هوم
...قبلا
تجربهی بدی داشتی؟
متاسفم
آدم فضولی نیستم
،ولی اون روز حالت یکم خوب نبود
برای همین یکم نگرانم
اگه نمیخوای راجع بهش حرف بزنی
اشکالی نداره
...آدمی که نجاتش دادی رو
کجا قایم کردی؟
بهت گفتم که
من فقط یه دکترم
زندگیها رو نجات میدم و زخمها رو درمان
جا و مکان بیمار به من ربطی نداره
یه بار دیگه ازت میپرسم
اون آدم رو کجا قایم کردی؟
نمیدونم
!بابا
بیرون چه خبره؟
ژو جیو
دارم میبرمت یه جایی
بیا دنبالم
کفشهات رو بپوش
بریم
بریم
بابا
از این طرف
از این طرف. بیا دنبالم
بیا
ژو جیو
بابا
...بیا بازی کنیم
بازی مورد علاقت، قایم موشک
نمیخوام
گوش کن
به مامانت میگم دنبالت بگرده، باشه؟
تو ذهنت بشمار
از صفر تا صد بشمار
اگه دیدی تموم شد ولی هنوز پیدات نکرده بود
نباید بیای بیرون
اگه بیای بیرون میبازی
بابا- خیلی خب-
بیا بازی رو شروع کنیم
برو قایم شو
زودباش برو قایم شو
سریع
بابا
نیا بیرون، باشه؟
بابا
بابا
بابا
برای همین منتظر مادرم موندم
انگار مدت زیادی گذشته بود
بعدش خوابم برد
صدای عمو هانس رو شنیدم
که با عصبانیت داشت من رو صدا میزد
بعد من از اون سطل گنده اومدم بیرون
اون موقع
دم دمای صبح بود
!مینت
!مینت
!مینت
!مینت
چیزیت شده؟- !عمو هانس-
!عمو هانس
!عمو هانس
من اینجام
باشه، باشه
آروم باش
مادرم به خاطر نجات ژنرال ارتش نیروهای دولتی
توسط مزدورهای دولت کشته شد
...درمورد پدرم
برای اینکه نجاتم بده
به یه جای خیلی دور رفت
تا حواسشون رو پرت کنه
برای همین روستای نائوتا
و چندتا روستای دیگه
قربانی ارتش ضد دولت شدن
خیلی دلم براشون تنگ شده
هر وقت ناراحتم
دلم براشون تنگ میشه
هر وقت خوشحالم
دلم براشون تنگ میشه
صبحها که از خواب بیدار میشم
دلم براشون تنگ میشه
وقتی که خستهام
دلم براشون تنگ میشه
حتی وقتی غذاهای خوشمزه میخورم
دلم براشون تنگ میشه
اگه میتونستن جلوم بشینن
چقدر عالی می شد، نه؟
ژو جیو
بیا
سرت رو بذار روی شونهام
خوبم
چیزی نیست
هر وقت که احساس تنهایی میکنم
هروقت که به پدر و مادرم فکر میکنم
اینطوری سرم رو میذارم رو شونهی پدربزرگم
...بهم
حس گرمی میده
پدربزرگم
مرد خوبیه
فو یونشن
ممنونم
فو یونشن
چی شده؟
...چراغ
چراغ خاموشه
نترس
من همینجا هستم
سردته؟
آتیش خاموش شده
کارت تموم شد؟
تقریبا
بیا
گرمه
نگران نباش
ژو جیو
یه نفس عمیق بکش
ببین
دیگه تاریک نیست
الان بهتری؟
آره
الان روشنتر شد، مگه نه؟
این پنکهی کوچولو خیلی به درد بخوره
قرار نیست ازش عذرخواهی کنی؟
ببین
تاریکی رو از بین میبره
عالی نیست؟
ممنونم پنکه کوچولو
کمک بزرگی کردی
اون چیه؟
سلام
من رفیق چندین و چندسالهی ژو جیو هستم
جوی هستم
،که شما بهترین دوستش
خانم جوی هستین
سلام، خانم جوی
سلام
وقتی بچه بودم
مادرم این رو به عنوان هدیهی تولد بهم داد
از بچگی دارمش
خانم جوی
با توجه به ظاهرتون
به تعداد حمومی که درسال رفتین
شک کردم
خب
یه رفیق خوب دارم
ایشونه
الان سفیر دست دادن
صداش میکنم
این دست نداره
ولی گوش هاش میتونن کار رو انجام بدن
سلام
-بیا دست بدیم -سلام
تو واقعا یه چیزیت هست
آخه سفیر دست دادن
تازه استخدام شده
نسبت قیمت به عملکرد بهتری از بقیه همنوعیهاش توی بازار داره
معاملهی خوبیه
...ببین، این حتی
چندکاره هست
یه چراغ این طرفش داره
...اون طرفش
برای چی شدت بادش بیشتر میشه؟
چن لو
خیلی خوبه
اگه خستهای یه چرت بزن
برای دانلود رایگان سریال های کره ای و چینی با زیرنویس چسبیده، به ما پیوندید - @ianTeam -
!بازی در نیار
!بکش کنار
!اذیت نکن
-!برو عقب -!ولم کن
-!ولم کن -!بشین
!ولم کن
!بشین
رئیس قبلا بهمون هشدار داده که رفتن به کوه
تو فصل باران های موسمی خطرناکه
همین الانش هم دو نفر گم شدن
اون نمیتونه که مردمش رو در معرض خطر قرار بده
نگران نباش
باید راه دیگهای هم باشه
بیا باهم همفکری کنیم
تلفن ماهوارهای دست کیه؟
-کیف پول -!تلفن
کیف پول
تلفن رو جواب بده
تلفن رو جواب بده
تلفن رو جواب بده
تلفن رو جواب بده
ژو جیو
بالا رو نگاه کن
میبینیش؟
شنیدم
آدم هایی که میمیرن
تبدیل به ستاره میشن
تا از عزیزانشون مراقبت کنن
پدر و مادرت
باید
اون دو تا ستاره درخشان توی آسمون باشن
اونها همیشه حواسشون بهت هست
پس لازم نیست از تاریکی بترسی
چون
هرچقدر که تاریکتر باشه
اونها درخشناتر خودشون رو نشونت میدن
اونها
همون دو تا ستاره هستن؟
البته
علاوه بر این
شنیدم که اونها چی به من گفتن
چی بهت گفتن؟
گفتن
چرا اون مرد جوون که کنار دخترمون"
"انقدر خوشتیپه؟
اونها خیلی زیبا هستن
چقدر خوب میشد اگه مییتونستم اونها رو با خودم بیارم
دستت رو بده بهم
یه چیزی بهت بگم
من نه تنها خوشتیپم
بلکه خیلی هم با استعدادم
ببین
میخوام این ساعت یکی یدونه رو برای تو بکشم
یه ستاره
دو تا ستاره
سه تا ستاره
چهار تا ستاره
پنج تا ستاره
اینها همه ستاره هستن
یه ستارهی بزرگ این وسط میکشم
این ستارهی بزرگه ژو جیوئه
مینت
ژو جیو قوی ترین
و سرسخت ترین دختره
پس این ساعت
برای توئه
اسم این اثر زیبا "ساعت یکی یدونه" هست
با پوشیدنش
یه دنیای معرکه خواهی داشت
و از هیچی نمیترسی
چطوره؟
قشنگه؟
بپوشونش
مطمئن شو که بارون خیسش نکنه
مرسی
این بهترین هدیهایه که تابحال گرفتم
خواهش میکنم
حالت خوبه؟
خوبم
بپوشش
بیا باهم استفاده کنیم
باشه
ما عملا همکارهایی هستیم
که با هم سختیها رو پشت سر گذاشتیم
ما حتما از اینجا میریم خارج میشیم
چشم بهم بذاری رفتیم بیرون
فو یونشن
منم یه هدیهای برات دارم
اون چیه؟
ژو جیو
چطور تونستی همچین چیز خوبی رو از من پنهون کنی؟
این تنها غذایی هست که هنوز داریم
اگه زودتر میدیدیش
همون موقع میخوردیش
مطمئنی میخوردمش؟
یعنی من انقدر خسیسم؟
قیافه من شبیه سگه؟
بخورش
میخواستم بدمش بهت
ژو جیو
ژو جیو
ژو جیو
fateme, sowan, Injeolmi :مترجمین Illusion :سرپرست مترجمین
برای آگاهی از وضعیت ترجمه و حمایت از مترجمین عضو کانال تلگرامی ما شوید - @ianTeam -
♪توی گوشهای تاریک♪
♪دیوارهای لجاجت رو از بین میبری♪
♪از من رو گرفتی و لبهات رو گاز میگیری♪
♪دیوارهای لجاجت رو از بین میبری♪
♪یه بار دیگه، غروب دیگهای به سرعت میگذره♪
♪عشق مثل دروغی در انتهای قرنه♪
♪که تقریبا فریبم میده♪
♪یه بوسه میتونه این دنیای ویران شده رو خوب کنه♪
♪اگه ذرهای احتمال دوری از تنهایی وجود داره♪
♪بذار این بارش شدید بارون رو همراهت تحمل کنم♪
♪اگه ذرهای احتمال وجود داره♪
♪ماهی که یه بار بر من درخشید باید دوباره بدرخشه♪
♪وقتی با خودت روراست باشی دوباره شادیت رو بدست میاری♪
♪تو درد من رو میفهمی♪
♪دلیلی نداره که اون بادهای بیمعنی از کنارم رد بشن♪
♪وقتی چیزهای بیمعنی برام اتفاق میوفته♪
♪چرا وقتی قلب هردومون شکستهست همدیگه رو از دست بدیم♪
♪چرا باید از اونایی تقلید کنیم که وقتی جرقهی عشقشون از بین میره فرار میکنن♪
♪تمام چیزی که من مشتاقش هستم، گرمای عمیق وجودته♪ برای آگاهی از وضعیت ترجمه و حمایت از مترجمین عضو کانال تلگرامی ما شوید - @ianTeam -
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.