Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ایان تیم تقدیم میکند Tel:@ianTeam
♪اون روزی که نیرویی بینمون جرقه زد، قلبم از خود بیخود شد♪
♪درحالی که با غرایزمون هدایت میشیم♪
♪،انگیزهی یکسانی رو احساس میکنیم که در اعماقش یه حس خاصی وجود داره♪
♪در بین شوکی که به وجود اومده♪
♪به چیزی که دارم میبینم شک میکنم♪
♪باورم نمیشه کاری کردی که کوتاه بیام♪
♪دنیایی که ازش خسته شدی♪
♪با دقت بهش نگاه میکنم♪
♪چقدر خوشبختم که♪
♪وقتی داری رنج میکشی، میتونم آرومت کنم♪
♪با این حال باز هم متوجه میشم♪
♪نمیتونم بیخیال عشقی بشم که دو دستی بهش چسبیدم♪
♪درحالی که از یه زندگی پیش پا افتاده فرار میکنم و وارد این دنیا میشم♪
♪درست توی همون لحظه پیدات میشه♪
♪بلند پروازی من♪
♪به این سفر بی هدف پایان میده♪
♪از نقطهی شروع♪
♪نور آشنای اراده به قلبم میتابه♪
Elham, Riri :مترجمین Illusion :سرپرست مترجمین
(باد جنوبی میداند)
(قسمت۴)
!چقدر احمقانه
فکر کنم الان تو خیلی احمق بودی
چن لو
فکر میکنی هنوز هم میتونی به شانگهای برگردی؟
...من
اومدم میوهها رو برات بیارم
همین الان شستمشون
ضد پیری, ضد گلیکاسیون و روشن کنندهاس
از همه مهمتر
بعد از استفاده اصلا دچار اسهال نمیشی
رئیس
یه تماس داری
فو یونشن, خوبی؟
گو رانران
چقدر باهوشی تو
فقط مامان و برادرم دربارهی این موبایل ماهوارهای میدونن
تو چطوری درموردش فهمیدی؟
پیدا کردن یه شماره چندان هم سخت نیست
ژی ژی دو روز پیش برای دیدن
آقای فو به بیمارستان رفت
وقتی فهمید که به کشور ام رفتی
خیلی نگران شد
تردید داشت بهت زنگ بزنه یا نه
بهت زنگ زد ولی نتونست باهات ارتباط برقرار کنه
شمارهات رو
از شیجو خواستم
ولی بهم ندادش
پیش خانم جیانگ رفتم
و بهش گفتم که ژی ژی شمارهات رو میخواد
ولی ژی ژی چند روزی میشد که فقط به شمارهات نگاه میکرد
اما میترسید که بهت زنگ بزنه
پس من به جاش زنگ زدم
برای اینکه درمورد چیز مهمی میخواستیم صحبت کنیم
میبینی
خیلی راحته
اصلا زحمتی نداره
فو یونشن
حواست هست؟
دارم گوش میدم
ژی ژی میپرسه
برای جشن تولد آقای فو برمیگردی؟
نمیتونم بیام
آخرین اطلاعاتت رو دربارهی شیجو میخوام
گو رانران
نمیفهمم
چطور تحت هر شرایطی میتونی من رو
پیدا کنی
ولی چطوری هیچ وقت نمیتونی برادرم رو پیدا کنی؟
چون ازم دوری میکنه
آسون نیست کسی رو پیدا کنی
که عمدا خودش ازت دوری میکنه
ببخشید
دیگه قطع میکنم
خداحافظ
با دوست دخترت داشتی صحبت میکردی؟
حالت خوبه؟
تقریبا تموم شد
از چن لو شنیدم
مرسی که کنارم موندی
خواهش میکنم
وقتی من مریض میشم تو هم باید ازم مراقبت کنی
حتما
خیلی شوره؟
نه خیلی
من میرم بخوابم
تا دیروقت بیدار نمون
باشه
ژو جیو
چیه؟
من دوستدختر ندارم
شب بخیر
شب تو هم بخیر
شب بخیر
مغزم چشه؟
چرا براش توضیح دادم که دوستدختر ندارم؟
چی شده؟
چرا دیگه راه نمیری؟
خستهام
میخوام یه استراحتی بکنم
منم خستهام
ممنون
ببخشید
برای دانلود رایگان سریال های کره ای و چینی با زیرنویس چسبیده، به ما پیوندید - @ianTeam -
سلام من مینتام
اسم تو چیه؟
من یه دونه آبنبات دارم
بفرما برای توئه
رئیس
به نظر میرسه اون چادرمونه
!دکتر! دکتر! دکتر
!کمک! کمک
!دکتر
مشکلش چیه؟
چه اتفاقی افتاده؟
آسیب دیده
اتاق عمل کجاست؟
اونجاست بریم
من راهنماییتون میکنم
زخم گلولهاس
شوک هموراژیکه (شوک هموراژیک ناشی از حجم ناکافی خون یا مایعات برونسلولیست)
سریعا به جراحی نیاز داره
دکتر کجاست؟
دکترهای دیگهای نداریم
دکتر جی داره تماس میگیره
دکتر دیگهای نیست؟
پس، چیکار کنیم؟
شما دکتر هستین؟
آره
کمکم کنین
گاز اکسیژن و سرم رو بیارین
اینجا همین الان هم بیشتر از ظرفیت بیمار داره
وضعیت بهداشتی چطوره؟
چارهی دیگهای نداریم
افراد زخمی هر روز اینجا فرستاده میشن
کلینک سیارمون هم خیلی شلوغ شده
مطمئن نیستم چه اتفاقی میافته
به نظر میرسه گلولهها
عمدا به ران و بازو نفوذ کردن
از نزدیک تیر خورده
اونها باز هم برمیگردن
منظورتون چیه؟
بعضی از پناهندهها دوباره
پنهونی برمیگردن
چون بیخانمانان
وقتی افراد نظامی
پیداشون کنن
بهشون شلیک میکنن
تا هشداری برای بقیه باشه
چرا اینکار رو با روستا میکنن؟
یه معدن الماس اونجا کشف شده
تمام نیروها تو حالت آماده باش هستن
اما هنوز هیچکدومشون هیچ اقدامی نکردن
دارن همدیگه رو کنترل میکنن
اگه یه روز جنگ بشه
یه کمپ پناهندگی
واسه حل مشکل کفایت نمیکنه
بهتون نگفتم
اسم خانوادگیم جیئه
جی سیلانگ
داوطلبِ یه سازمان پزشکی غیردولتی
به اسم امید
جی سیلانگ
این اسم خیلی برام آشنا میاد
اسم انگلیسیتون لوسینئه؟
از کجا میدونین؟
سلام، ارشد
اسم من ژو جیوئه
سال پایینی و هم رشتهتونم
شنیدم بودم یه نابغهی چینی هست که
بیخیال حقوق بالا شده و الان یه داوطلبه
انتظار نداشتم اینجا ببینمتون
اوه، تو سال پایینی منی
از دیدنت خوشبختم
باعث افتخارمه
خوشوقتم
فو یونشن هستم
سلام، آقای فو
دکتر ژو
دکتر جی حتما خیلی سرشون شلوغه
دیگه باعث دردسر نشو
من کِی باعث دردسر شدم؟
وسایلت رو بردار داریم میریم
نمیای؟
اگه نیای که چه بهتر
پس میتونی بمونی و
با دکتر جی یاد خاطرات قدیم کنین
وقتی انقدر بنیهات قویه
خواب کیلو چنده اصلا
ژو جیو
برنامهات واسه بعد فارغالتحصیلی چیه؟
هنوز برنامه ریزی نکردم
عموم بهم زنگ زد
منم اومدم اینجا کمکش کنم
میخوام یه سر به بیمارها بزنم
بیا بریم
حتما
تجهیزات اینجا هنوز کمه، درسته؟
بله
موقعیت اینجا یکم پیچیدهست
خارشک بیماریایه که
خیلی باعث سوزش پوست میشه
درسته
بزرگترها میتونن تحملش کنن
اما برای افراد مسن و بچهها که سیستم ایمنیشون ضعیفه
تحمل کردنش آسون نیست
یه کمپ پناهندگی کوچیک کلی آدم داره
واسه بیشتر مردم
اینکه جمعیتی توی یه چادر زندگی کنن عادیه
ساده بگم اینجا یه بهشت
واسه بیماریهای پوستی واگیر داره
داروی زیادی برامون نمونده
نمیشه تجهیزات بیشتر درخواست بدین؟
،دادم
اما جوابی نگرفتم
اینجا با کمبود منابع مواجهیم
توی همچین موقعیت ضروریای
گیر آوردن دارو سخته
شنیدم گروه دارویی لینگتین چادرها رو اهدا کردن
داروها رو هم اونا اهدا کردن؟
از نظر تجهیزات پزشکی کمک زیادی بهمون شده
و لینگتین خیلی وقته که اهدا کنندهی کمپ امیده
(امید)
صبح بخیر، رئیس
یکم آب بخورین
امروز صبح یه غذای خوب واستون درست میکنم
یه نودل توپ درست میکنم
خودت غذا خوردنت تموم شده؟
چیزی نخوردم
بستهی آخر رو واسه شما نگه داشتم
پس بدش به دکتر ژو
دکتر ژو صبح زود رفت
دوباره رفت کلینیک؟
بله
شاید از اینکه یه آدم فارقالتحصیل شده دیده خیلی ذوق کرده
این شکلات تختهای ها رو
بده به بچهها
همهشون رو؟
آره، همهشون رو
خیلیخب
برو دیگه
سلام، یونشن
پدربزرگ داره میپرسه وضعیت اونجا چطوره؟
شیجو
اینجا همه چی داره آروم آروم پیش میره
پدربزرگ عصبانیه؟
!آره
دلت میخواد تا وقتی میرم تو قبرهم استخونهام رو بلرزونی؟
پدربزرگ
این چه حرفیه؟
پدربزرگ من خیلیهم وضع سلامتیش خوبه
قراره صدها سال
!با یه بدن سالم و قوی عمر کنه
فقط زبون درازی بلدی
دارن بهت میگما
کارت رو خوب انجام بده
همه منتظرن با خبرهای خوب برگردی
اگه دست خالی برگردی
برام مثل توهین میمونه
نگران نباشین، پدربزرگ
تمام تلاشم رو میکنم و
ناامیدتون نمیکنم
بایدم همینطور باشه
خیلیخب
مراقب باش
فهمیدم، نگران نباشین پدربزرگ
سعی میکنم هرچه زودتر برگردم
بای بای
خب خب
بفرما
نندازیشا، باشه؟
یکی دیگه، بیا
هی، دکتر ژو دکتر جی
له
بگیرش
بدک نبود
میبینم از گنجینهمون هم رونمایی شده
درسته
اینها گنجینههای رئیسه
بیاین بریم، وقت غذاست
شماها برین، من با دکتر جی میخورم
چرا؟
تو خیلی شکمویی
اگه کلینیک به خاطر پرخوریهات ورشکست شه
خیلی بد میشه
درست میگم، دکتر جی؟
فو یونشن
دکتر جی، زود بیاین
یه بیمار داریم وضعش وخیمه
شماها برین
خیلیخب
بچهها شما برین بخورین
به فکر من نباشین
ژو جیو
باید فردا برگردیم. نه بعدترش
فهمیدم
بعدا به دکتر جی میگم
کجا بریم غذا بخوریم؟
اونجا
ممنونم
حالش چطوره؟
همه رو چک کردم
خیلیخب
برو یکم استراحت کن
ممنونم
دکتر جی
مینت
باید درمورد یه چیزی باهات حرف بزنم
مشکلی پیش اومده؟
معاینهاش کردم و مالاریاست
الان دیگه مالاریا راه درمان داره
اما اینجا توی درمان پزشکی کمبود داریم
داروی کافی نیست؟
الان کافیه
اما میترسم همه گیری ادامه پیدا کنه
پس حتما دیگه نمیتونین دست تنها کار کنین
همهتون میخواین برین؟
آره، فردا میریم
مینت
میشه چند روز بیشتر بمونی؟
ببخشید
زیاده روی کردم
دکتر جی
همکارهای جدیدتون چند روز دیگه میرسن؟
دور و بر یه هفتهی دیگه
بذارین بهش فکر کنم
!دکتر! دکتر! دکتر
خواهرم، خواهش میکنم
جراحت گلوله توی بازوها
و زخم روی صورت
اول جای گلوله رو درمان کن
و برای جراحی آماده شو
باشه، بریم
کارت تموم شد؟
چیزی خوردی؟
هنوز نه. بعدا میخورم
یکم چای داغ بخور
مرسی
امشب تا دیروقت بیدار نمون
فردا هشت صبح میخوایم بریم
فو یونشن
میخوام باهات حرف بزنم
بیا یه هفتهی دیگه بمونیم
واسه چی اون وقت؟
همین الانش هم برنامهمون
خیلی فشردهست
متوجهام
اما خارشک داره بیشتر و بیشتر میشه
و یه نفر مالاریا گرفته
تجهیزات و منابع پزشکی خیلی کمن
تنها دکتر اینجا هم دکتر جیئه
واسه همین یکم دست پاچه شده
یعنی اگه تو بمونی دیگه تجهیزات پزشکی کم نیست؟
خب میتونم کمک کنم
ژو جیو
میدونم
خیلی دلت میخواد کمک کنی
اما ما یه کار دیگه هم داریم
و نمیتونیم بیشتر از این معطل کنیم
خیلی طول نمیکشه
دکتر جی بهم گفت
همکارهای جدیدش زودی میرسن
و از قبل هم ازم درخواست کمک کرده
دیگه خیلی دیره
فردا باید برگردیم
بیا یکم دیگه بمونیم
کلینیک حتی قبل از اومدنِ تو هم دست خالی بود
قبلا که جواب داده، چرا الان نشه؟
تعداد پناهندههای کمپ بیشتر شده
دکتر جی نمیتونه از پیش بربیاد
فصل بارانهای موسمی تو راهه
پس باید فردا از اینجا بریم
و تو هم وظایفت رو تموم نکردی
چطوری میخوای به دیگران کمک کنی؟
ژو جیو
محض اطلاعت
تو واسه تحقیقات اینجایی
نه که داوطلب باشی
باید وظیفهات رو تو اولویت قرار بدی
بیمارهای اینجا خیلی زیادن
با دو روز بیشتر موندن
نمیتونی با اجی مجی چیزی رو تغییر بدی و درمانشون کنی
اما اگه دو روز بیشتر بمونم
میتونم چندتا بیمار بیشتر درمان کنم
امروز یه دختر کوچولو
که زخمی شده بود رو نجات دادم
اما تنهایی
نمیتونی وضعیت اینجا رو تغییر بدی
نمیتونم بعد دیدن همچین چیزی ول کنم برم
اما اگه شماها میخواین برین، راه باز جاده دراز
به فکر من نباشین
میشه یکم به عقلت رجوع کنی؟
پس گزارش چی؟
به تو هیچ ربطی نداره
اصلا به من چه
تب پایین اومده
هر روز صبح دمای بدنشون رو چک کن
تا ببینی به حد طبیعی رسیده یا نه
باشه، دیگه برین
دکتر جی، همه چیز مرتبه؟
اوضاع خوبه، همه چیز ثابته
اوضاع تو چطوره؟
سه نفرشون دیگه تب ندارن
اوضاع خیلی خوبه
باشه
یکم استراحت کن
ممنون نمیخوام
خودم دارم
دکتر ژو
!بیاین
دکتر جی، دیگه میرم
باشه
ببخشید که
برنامه رو دقیقه آخر عوض کردم
فدای سرت
اما
چند روزی هست که به تعویق انداختیمش
واسه همین یکم وقت کم آوردیم
باید از حالا به بعد عجله کنیم
خیلیخب
رئیس
آقای فو هر روز بهم زنگ میزنه
تا توی برنامه بهمون فشار بیاره
واقعا مشکلی نداره که
انقدر برنامه رو بندازیم عقب؟
وقتی یه نفر کمک میخواد نمیتونیم ولش کنیم به حال خودش، مگه نه؟
بله، نمیتونیم
اما تازه با دکتر ژو بحثتون شده بود
اما الان دارین کلی تجهیزات براش میبرین
فکر نمیکنین یکم یه جوری نشونمون میده؟
چن لو
من خیلی جیگرم مگه نه؟
حتی فکرش هم نکردم
مشکل اینه که تو کشور ام هم
حقوقمون رو ندادی
دکتر جی
بیا
عالیه
ممنونم
من نوشیدنی نمیخورم
!عالی شد
چند روزی میشه سیب ندیده بودم
مشکلی پیش اومده؟
یه نفر قبلا
این رو بهم گفته بود
دوست دختر؟
دوست پسر و دستیارش کجان؟
خیلی وقته ندیدمشون
اون دوست پسر من نیست
قبلا رفتن
مینت
ببخشید که
کلی از وقتت رو گرفتم
همکارهام توی پایتختن
به زودی میرسن اینجا
دکتر جی
حتی حرفش هم نزنین
با خواست خودم اینجا موندم
شستمش
الان نمیخورمش
قبل اینکه بخورمش صبر میکنم اون به هوش بیاد شه
برای اون نگهش دارین
حتما بیدار میشه
دکتر جی
کلی تجهیزات اینجا هست
پس برین و کمک کنین
درسته
دکتر جی، دقیقا همونجا
خیلیخب
تو نرفتی؟
رفتیم
واسه آوردن تجهیزات کلی دردسر کشیدیم
درست میگم، رئیس؟
دکتر ژو، بذارین کمکتون کنم
یه سریها هستن یه تشکر خشک و خالی هم نمیگن
البته که حرف زدنم بلد نیستن
حرف زدن بلدم
پولی که بهم بدهکار بودی رو ندادی
چرا انقدر کشته مردهی پولی؟
یه دفعهای چجوری انقدر تجهیزات پیدا کردی؟
سخت نبود
توی شهرهای نزدیک داروهای زیادی هست
از شرکت خواستم باهاشون ارتباط برقرار کنن
بعضی از تجهیزات بعدا منتقل میشن
و با دکتر جی تماس گرفته میشه
!عالیه
چرا من انقدر مهربونم؟
آقای فو
به خاطر تجهیزاتتون خیلی ممنونیم
مینت، نسا به هوش اومده
بیا بریم یه نگاهی بندازیم
حتما
خوب میشه
دوباره برداشت بردش؟
چرا این بادبزن رو با خودت آوردی؟
نه
امروز وقتی داشتم از نسا مراقبت میکردم
با این حشرات رو دفع میکردم
قبلا تصادفی خریدمش
یه طور خاصی با این دختر مهربونی
یادته وقتی اولین بار اومده بودیم اینجا
یه دختر کوچولو
سوار تاب
با موهای بلند
و چشمهای درشت دیدیم؟
منم بهش آبنبات دادم
اوه، همون دختره پس
همونی که زهره ترکش کردی؟
میشه یکم جدی باشی؟
زهره ترک نشده بود
خجالتی بود
کی گفته جدی نیستم؟
اون دختر کوچولو خیلی بد صدمه دیده بود
اتفاقی افتاده بود براش؟
وقتی نسا از خونه رفت
توله سگش رو گم کرد
برگشت دنبالش بگرده
اما سر از پادگان درآورد و
زخمی شد
انتظار نداشتم
روی یه دختر کوچولو تفنگ بگیرن
وقتی اومده بود اینجا، غرق خون شده بود
خیلی خیلی ترسیده بودم
خب
حداقل هنوز کاملا عقلت رو از دست ندادی
هنوز میدونی چطوری مردم رو نجات بدی
کار خوبی کردی
اما یه زخم بلند
روی صورتش هست
از دکتر جی شنیدم
که توی بخیه زدن خیلی کارت خوبه
وقتی خرخون دانشگاهتون میگه کارت خوبه
ثابت میشه که واقعا کارت درسته
چیز خاصی نیست
فقط یه زخم میمونه
ببین
به عنوان جایزه دارم برات دم درست میکنم
ژو جیو
کارت عالی بود
کاری که انجام میدی خیلی معناداره
باور دارم که
از پسش برمیای
بده به همون دختر کوچولو
شب بخیر
(امید)
مینت
ببخشید که
فقط به خاطر کمک به من
وقتت زیادی تلف شد
دکتر جی
حرفش هم نزنین
واقعا مهم نیست
همکارهام به زودی میرسن
به لطف کمک آقای فو
مالاریا توی کمپ پناهندگی
خیلی خوب کنترل شده
به نظرم دیگه میتونین برین
بندازش اینجا
چی شد که اینجوری شد؟
بعدا به هرکدومتون یه کادو میدم
توپ واسه تو
باشه
خیلی بهتر شده
واقعا داره جواب میده
البته
رئیس گفت
برای اینکه زخمها کاملا محو بشن
یکم زمان میبره
فقط یکم صبور باشین
درسته
درمورد گیاهان داروییهم
رئیس خودشون کشیدتشون
تا راحتتر پیدا بشن
ابزارآلات هم واسهتون گذاشت
دکتر ژو
برمیگردم وسایل رو جمع کنم
شماهم عجله کنین
فهمیدم
دکتر جی
دیگه میرم
بای بای
چه خوب کشیده
به امید دیدار
به امید دیدار
برای دانلود رایگان سریال های کره ای و چینی با زیرنویس چسبیده، به ما پیوندید - @ianTeam -
روستای نینگ گو دقیقا جلومونه
اینجا بزرگترین مکان ملاقات محلیهاست که از اقوام باستانی به جا مونده
کلی لباس محلی و مجسمههای قدیمی داره
حتما میدونین دیگه
رئیس
رسیدیم روستا
بالاخره، وقت غذا شد
،اولا که- بیا یکم آب بخور-
هرچی طرحهای عجیب غریب
روی صورتشون دیدی اهمیت نده
فقط بهشون زل نزن
اعتقاد دارن اگه به یه چیزی زل بزنی بعدش بلا سرشون میاد
دوما
از حیوونها و مردم روستا عکس نگیرین
به علاوه
وقتی دارین با رئیس و داوالا غذا میخورین
هرچی بهتون غذا دادن رو باید سریع بگیرین
هرچی هم دستشون
موقع دادن غذا کثیف بود
اهمیت ندین
فقط وقتی از ته دل
غذا رو قبول کنین و بخورینش
باهاتون مثل اعضای خودشون رفتار میکنن
فقط اون موقعست که میتونین اطلاعاتی که میخواین رو بگیرین
در آخر
مهم نیست چه قدر گرسنه باشین
غذاتون رو تا آخر نخورین
و یکمش رو واسه خدایان محلی نگه دارین
یکم غذا نگه داریم؟
خدایان محلیشون غذای مونده میخورن؟
...من
فقط کنجکاوم
از سر کنجکاوی پرسیدم
(طلسم)
آقای سِن
اونها دارن چه کار میکنن؟
داوالا داره بیمار ویزیت میکنه
بیمار ویزیت میکنه؟
حال بچه چطوره؟
پرسید حال بچه چطوره
براش یکم دارو تجویز کردم
باید دردش رو کم کنه
داروها برای بچه نوشته شدن
آروم باشین
ازش بپرس
کس دیگهای هم این علائم رو داره؟
کس دیگهای هم توی این روستا همچین علائمی داره؟
خیلی از بچهها این بیماری رو داشتن
اونم واسه چند سال
داوالا نتونست درمانشون کنه
گفت خدا اینجا رو طلسم کرده
گفت خیلی از بچهها چند ساله که
این بیماری رو داشتن
داوالا نتونسته درمانشون کنه
و میگفته خدا اینجا رو طلسم کرده
میخوام ضد عفونیش کنم
شاید یکم درد بگیره
داره زخم رو درمان میکنه
ممکنه یه کوچولو دردناک باشه
لطفا درد رو تحمل کن
گریه نکن، گریه نکن. مامانی اینجاست
پسر خوبی باش. فقط تحملش کن
یکم دیگه دردش خوب میشه، نگران نباش
گریه نکن گریه نکن، مامانی اینجاست
گریه نکن، الان خوب میشه
گریه نکن
آقای سِن
چطور بود؟
رئیس روستا گیاه دارویی رو شناخت؟
رئیس روستا گفت
قبلا، از این گیاه استفاده میکردن تا دارو درست کنن
این نزدیکها ازش هست؟
قبلا تو کوهستانهای این اطراف زیاد بوده
و توی چند سال اخیر همهشون ناپدید شدن
مردم روستا
خیلی وقته که نتونستن این چای گیاهی رو بخورن
رئیس روستا گفت یه تعداد کمی تو ارتفاعات کوهستان هست
یه شکارچی از روستا رفته و جمع آوریشون کرده
ازش خواستم بهمون نقشهی جاده رو بده
عالیه
اما آقای سِن
این فصل بارونی حداقل یک ماه طول میکشه
بیشتر از این نمیتونم صبر کنم
توهم نمیتونی
اینکه توی فصل بارونی بری کوه خیلی خطرناکه
آقای سِن
وقتی بارون تموم شد میریم
اعتماد به نفسش رو داری؟
راستش رو بگم
موقعیت کوهستانها یکم پیچیدهست
نمیتونم مطمئنا بگم
اما تلاش خودم رو میکنم تا همهتون رو سالم نگه دارم
ممنونم
بیا
سه بار در روز
یکی یکی
سه بار در روز، یکی یکی
ممنونم
خیلیخب
ممنونم
بعدی
بیا، بیا جلو
عمو هانس
اوضاع چطوره، مینت؟
راجع بهش تحقیق کردم
چند سالی میشه که ویروس
توی این روستا بوده
هرچند، یه پسر کوچولو به اسم میائو لون بود
که علائم نسبتا خفیفی داشت
وقتی رفتم خونهاش
فهمیدم که خواهرش
وقتی داشت غذا میپخت یه گیاه داخل غذا انداخت به اسم پدرو
و متوجه شدم که
مردم اینجا
این گیاه رو توی آب دم میکردن و به عنوان چای میخوردنش
اما نمیدونم چرا
این چند وقته دیگه اینجا همچین گیاهی رشد نمیکنه
عمو هانس
طبق سالها تجربهی شما
تفاوت زیادی که توی علائم بچهها بود
میتونه ربطی به این گیاه داشته باشه؟
الان نمیتونم نتیجه گیری کنم
مدارک بیشتری میخوام
فقط دارم حدس میزنم
اما میخوام با یونشن برم سمت کوهستان
تا چند از این گیاه به عنوان نمونه جمع کنیم
و باهم روشون آزمایش انجام بدیم
خوبه
به محض اینکه اوضاع اینجا مرتب شد
میام میبینمت
باشه
فو یونشن
بوش خورد به دماغت نه؟
داری چه کار میکنی؟
تکون نخور
یکم سُره
بشین اینجا
واو، عجب بویی
ما اینیم دیگه
واقعا انتظار نداشتم
...که بتونی- سیخونک نزن. بذارش زمین-
واقعا آشپزی کنی
پدربزرگم از بچگی
مجبورم میکرد آشپزی کنم
آشپزی پدربزرگم افتضاحه
اما دوست داره واسه خودش دردسر درست کنه
برعکس من
از وقتی بچه بودم عقلم خوب کار میکرد
و وقتی آشپزی میکردم، دوست داشتی انگشتهاتم با غذا بخوری
عجب آدم خود پسندی
آماده شد؟- تقریبا-
عجلهات واسه چیه؟
کِی آماده میشه
چرا انقدر عجله داری؟
چرا انقدر داغه؟
اولش
میخواستم وقتی غذا آماده شد بهت زنگ بزنم
اما وقتی بوش به دماغت خورد اومدی
ماه تولدت سگه؟
مگه نگفتی میخوای این رو بخوری؟
کِی گفتم میخوام این رو بخورم؟
وقتی خواب بودی
میگفتی
مامانبزرگ"
″وونتون کوچولو، دامپلینگ خرچنگ، و سوپ رشته فرنگی ساده میخوام
خداوکیلی؟
اگه نمیخوریش پس بدتش من
نکن، خودم میخورم
مراقب باش، داغه
انقدر گرسنه بودی؟
آروم بخور
موهات داره میره توش
Elham, Riri :مترجمین Illusion :سرپرست مترجمین
♪توی گوشهای تاریک♪
♪در حالی که شکسته شدی میبینمت♪
♪از من رو گرفتی و لبهات رو گاز میگیری♪
♪دیوارهای لجاجت رو از بین میبری♪
♪یه بار دیگه، غروب دیگهای به سرعت میگذره♪
♪عشق مثل دروغی در انتهای قرنه♪
♪که تقریبا فریبم میده♪
♪یه بوسه میتونه این دنیای ویران شده رو خوب کنه♪
♪اگه ذرهای احتمال دوری از تنهایی وجود داره♪
♪بذار این بارش شدید بارون رو همراهت تحمل کنم♪
♪اگه ذرهای احتمال وجود داره♪
♪ماهی که یه بار بر من درخشید باید دوباره بدرخشه♪
♪وقتی با خودت روراست باشی دوباره شادیت رو بدست میاری♪
♪تو درد من رو میفهمی♪
♪دلیلی نداره که اون بادهای بیمعنی از کنارم رد بشن♪
♪وقتی چیزهای بیمعنی برام اتفاق میوفته♪
♪چرا وقتی قلب هردومون شکستهست همدیگه رو از دست بدیم♪
♪چرا باید از اونایی تقلید کنیم که وقتی جرقهی عشقشون از بین میره فرار میکنن♪
♪تمام چیزی که من مشتاقش هستم، گرمای عمیق وجودته♪ برای آگاهی از وضعیت ترجمه و حمایت از مترجمین عضو کانال تلگرامی ما شوید - @ianTeam -
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.