All language subtitles for the-resident-s03e12-bestlaidplans-hdtv-xvid-afg-1584881129

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

- قسمت قبلی درسریال رزیدنت - امروز همون روزیه که

تری-بی رو به مردم آمریکا معرفی می‌کنیم.

دیر یا زود بالاخره

هیات مدیره متوجه میشن که

تو این فرصت رو ازشون دزدیدی

- چی میخوای؟ - درصد زیادی از

تجارت در حال رشد مکمل‌های غذایی رو می‌خوام

من خواهرم رو خیلی دوست داشتم

توی غم و احساس گناه غرق شده‌بودم.

احساسات می‌تونن زندگی ما رو معنی‌دار تر کنن، ولی زندگی رو نابود هم میتونن بکنن

من می‌خوام تو مادرخونده‌ی بچه‌م باشی

دلم می‌خواست فقط یک نفر صدای من رو بشنوه

برای همین هم تصور کردم که اون فرد جلوی روی منه.

دکتر پراوش، تاحالا جون یه پرنسس رو نجات دادی؟

- تو اخراجی - الان خودم هم نمی‌دونم کی هستم

ولی اگه دیگه نتونم دکتر باشم نمیدونم باید با بقیه‌ی زندگی‌م چکار کنم.

_

مینا، به نظر من این فاصله ظربان دهلیزی و بطنی خوبه

- نظر تو چیه؟ - موافقم QTطولانی نیست. (فاصله‌ی بین امواج قلب که روی الکتروکاردیوگرام نشان داده میشوند)

عالی. پس آزیترومایسین تجویز می‌کنم

براتون نسخه ی یک آنتی‌بیوتیک تجویز می‌کنم. برای پنج روز کافیه.

می‌تونید دارو رو ازداروخانه‌ی موفقتی بیرون بگیرید.

- چند تابیمار رو ویزیت کردی؟ - ۱۸ یا ۱۹ تا

باید سریعتر ویزیت کنین الان رفتم بیرون رو نگاه کردم

صف خیلی طولانیه. حتی ازوقتی اومدیم هم طولانی‌تره

این همه آدم از کجا اومدن؟

کوه، مزرعه‌های دورافتاده، شهرهای کوچیک

تا کیلومترها هیچ مرکزدرمانی وجود نداره

هیچ بیمارستانی این اطراف نیست

خیلی سخته باور کنیم فقط سه ساعت با آتلانتا فاصله داریم

ولی همینیه که هست

من همیشه خس خس سینه دارم

ببینم چطور از اسپری استفاده می‌کنی

بیا بهت یاد بدم چطور درست ازش استفاده کنی

دیگه سرگیجه ندارم. خیلی ممنون. انگار...

انگار یه جور حرکت یوگا انجام دادی

یا یه حرکت تای‌چی یا یه چیزی تو این مایه‌ها

انگار یه جور مربی معنوی هستی

آره

اونها عینک‌ت رو درست کردن

حالا می‌تونم تابلو رو بخونم

-چه شکلی شدم؟ - عالی

اون بچه سه ساعت خوابید؟

باید بهم بگی

چطور شب این طوری بخوابونمش.

- خیلی ممنون - میخوام ازپرستار بچه‌م خواستگاری کنم!

- جدی؟ انتظار این یکی رو نداشتم! . - هووم، چرا کنراد اینجا نیست؟

بهش نگو من اینو گفتم...

ولی اینجا توی چستین جاش خالیه دلم براش تنگ شده

آره دقیقا منم همین طور

ولی افراد جستجو و نجات همین الان بهش زنگ زدن

برای یه ماموریت فوری رفت...

اوه

جستجو ونجات. خیلی بانمکه

برای نجات تو نیومدم

- یه کودک گم‌شده توی سویت واتر پیدا کردیم - اوه

آها، داوطلبانه کار می‌کنی

کار داوطلبانه انسان دوستانه. کار داوطلبانه من

ما همه داوطلب هستیم

آه

بابت همه‌ی این جریان‌ها متاسفم

من، من فقط تابلوی پارک ممنوع رو ندیدم

خیلی احمقانه‌ست روی گوشیم برنامه‌ی تاکسی(مثل اسنپ) دارم

ولی حالا کارت اعتباریم کار نمی‌کنه... خوب..

تو خونوادهای. عذرخواهی لازم نیست بیا می‌رسونمت خونه

آه مریضم داره زنگ می‌زنه، کمی صبر کن.

بله؟

دکتر هاوکینگز. آرچر لاگینز هستم.

میخواستم ازتون تشکر کنم

شما توی این چند سال خیلی به من و ادلاید کمک کردین

آرچر، وظیفه‌م بود.

مشکلی پیش اومده؟

شما هنوزهم پزشک ادلاید خواهید بود. درسته؟

- مراقبش هستید؟ - البته

- چرا این سوال رو می‌پرسی؟ - اوه

همین طوری، دلیل خاصی نداره

فقط مراقبش باش. باشه؟

می‌دونم تو هواش رو داری

خیلی ممنونم برای همه زحماتی که کشیدی

آرچر؟ چی شده؟

الان کجایی؟

با همراه آرچر لاگینز تماس گرفتید

لطفا پیغام بگذارید

همه چیز مرتبه؟

فکر کنم مریضم می‌خواد خودکشی کنه.

باید بریم بهش سر بزنیم. بیا بریم

حرفه اي ترين مرجع زيرنويس فارسي

www.eSubtitle.com تقديم ميکند

: مترجم الهام

اوه، اینجا رو ببین

نمیدونستم دکترها هنوز تو خونه ویزیت می‌کنن.

آدرستون رو از دوستم تو بخش اسناد درمانی گرفتم

امیدوارم ناراحت نشده باشید

- نه اشکالی نداره. - آرچر باهام تماس گرفت

صداش یه طوری بود ادلاید

میشه بیام تو باهاش حرف بزنم؟ فقط می‌خوام مطمئن شم حالش خوبه.

البته. الان داره چرت می‌زنه.

ام اس باعث میشه زود خسته شه

- سلام من کایل نوین هستم ازبیمارستان چستین انجلز. بفرمایید تو

از آشنایی با شما خوشحالم

آرچر، عزیزم. دکتر هاوکینز اومده بهت سر بزنه.

فقط می‌خواد یه سلامی بکنه

چرا در رو قفل کردی؟

آرچر، درو باز کن

تاحالا هیچ وقت این در رو قفل نکرده بویدم آرچر جواب بده

باید به زور بریم تو و ببینیم حالش چطوره، باشه؟

- نه نه نه نه... نه - چیزی نیست

چیزی نیست آرچر. چه قرصی خوردی؟

به اورژانس زنگ بزن. بگو یکی با اوور دوز خودکشی کرده.

- قرص‌ها آرچر، این‌ها اکسی‌کودون هستن - هنوز هیچی نخوردم

- قسم خوردم - آرچر....

یکی توی صورتم عطسه کرد. دوبار!

تازه ۷۰درصد مطمئنم .

که اون آبی که پام رو توش گذاشتم آب نبود

اوه اینجا اورژانس‌ه آب روی زمین هیچ‌وقت آب نیست

با این چندش بازی‌ها کنار بیا

دکتر پراوش

نادین

خوشحالم دوباره می‌بینمت. چ...

- چی شده؟ - انگار که من

سومین دی‌جی کلوب اموری هستم که سرم شکسته

یه نفر یه قفسه دیواری توی اتاقک

صدا نصب کرده.

یهو از جام بلند شدم یادم رفت که قفسه اونجاست. ترق!

بیهوش شدی؟

تاری دید داری؟ گیج نشدی؟

نه

ضربه به سر باعث شد بیای اورژانس؟

با سابقه‌ی پزشکی که داری کار خوبی کردی اومدی بیمارستان

به تازگی فهمیدیم که نادین مویا مویا داره بیماری که در آن رگ‌های مغز به خاطر لخته خون بسته میشن)

و بای‌پس مغزی انجام داده.

خوب، جلو رو نگاه کن

مردمک‌ها مساوی، گرد و فعال هستن

انگشتم رو دنبال کن

تا اینجا که همه‌چی خوبه

حتی به بخیه هم نیاز نداره

نادین، سرت درد می‌کنه؟

نه، ولی میشه امشب منو بستری کنی؟

که خیالم راحت شه؟

بذار اول دکتر درایفس معاینه رو تموم کنه

بعد یه مدتی توی اورژانس بمون که تحت نظر باشی. خوب؟

عالیه

این طوری منم می‌تونم همه‌ی روز تو رو تحت نظارت داشته باشم.

اوم... باشه. ولی ممکنه چیز جالبی

برای نظارت نباشه. من فقط...

اوه، اون یارو رو ببین!

- آندریا - سلام

- این چیه اینجا داری؟ - نمونه‌های مکمل دارویی جدیدمونه

و از اونجایی که بیمارستان چستین شریکه،

به من اجازه دادن اینجا یه ویترین بزنم

- آندریا - سلام

فکر نمی‌کردم امروز ویترین تری-بی رو بذاری

میدونم. مکمل‌ها زودتر از موعد مقرر اومدن. برای همین هم

اومدم سورپرایزتون کنم.

یا خود خدا

شماها همه توی اون برنامه‌ی اس‌تی‌وی بودین.

تازه رو در رو خوشتیپ تر هم هستی

مگه داریم؟

به خدا، این قیافه‌ی خوشتیپ رو

توی تلویزیون دیدم و یهو...

سی دلار از توی حسابم ناپدید شد!

- میشه باهات یه عکس بگیرم؟ - البته

میشه شما ازمون عکس بگیری عزیزم؟

چشم

دوستام توی جلسه کتاب‌خونی از حسودی میمیرن!

چییییییز

آمبولانس

- داره میاد - من-من آمبولانس لازم ندارم.

- من هیچ کدوم از اون قرص‌ها رو نخوردم - آرچر

ما جلوی تلاش برای خودکشی‌ت رو گرفتیم.

از نظر قانونی باید کاملا معاینه روانی بشی

اصلا نباید جراحی رو انجام می‌دادم.

تو ام-اس داری. افتادی و ستون فقراتت ترک خورد.

درد داشتی. جراحی واجب بود.

ولی صورت حسابش

هزینه‌ش...... هزینه‌ی خیلی سنگین بود

برای بیمه‌ی بازنشستگی زیادی جوونم )بیمه‌ی بازنشستگی رو به ۶۵ سال به بالا میدن(

اون قدر گرون بود که حتی بیمه تکمیلی (بیمه‌ای که به افراد کم‌درآمد می‌دهند) هم جواب نمی‌ده. مقدرکسری بیمه‌مون

خیلی خیلی بالاست

دیگه هر چی داشتیم دادیم

تازه بعد از جراحی

این هم اضافه شد.

بیمارستان چستین از هوشبری استفاده کرد که با بیمه قرارداد نداره

اون هم ۱۵ هزار دلار می‌خواد؟

بیمارستان چستین قبل از جراحی بهتون گفته بود از این هوشبر استفاده می‌کنه و این قدر هزینه داره؟

نه. ولی ما فکر کردیم اشتباهی پیش اومده

ما که نمی‌تونستیم این همه پول بدیم. حالا رد راک (شرکت) ازمون شکایت کرده.

حالا چی میشه؟ ورشکسته میشیم؟ حالا زنم

- قراره به خاطر من بی‌خانمان بشه. - هیس

- نه، نه آرچ اینو نگو - این کارو نکن...

نمی‌‌ذارم خیابون خواب بشی

بیمه‌ی عمر دارم

- آرچر - بیمه‌ی عمرم اون قدری هست که برای همه‌ش کافی باشه

من ترجیح می‌دم توی آلونک زندگی کنم

ولی تو کنارم باشی

آمبولانس رسید

نه. نمیرم

حالا کی پول آمبولانس رو میده؟

ما خیلی وقته هم رو می‌شناسیم می‌دونی که

من هر کاری بتونم می‌کنم که کمک‌ت کنم.

ولی الان باید بری بیمارستان

دیگه حرف نباشه دوست خوبم

هی، مراقبش باش

سلام. جن

دارو نمی‌خواد. دستاش رو هم نمی‌خواد ببندی. باشه؟

خودش میاد بیرون. فقط...

-چی شد؟ - توی کشو اسلحه داشت

کشیدش بیرون. به سمت سرش نشونه رفت

می‌خواستم از دستش در بیارم. تصادفی شلیک شد

- تیر خورد به شکمش. - آدلاید، به اینجا فشار بیار

- کایل پاهاش رو بگیر - چی؟

- پاهاش رو بگیر - بهیارها کجان؟

بعد از شلیک اسلحه بهیارها نمی‌تونن بیان تو تا وقتی که

پلیس برسه. قانونه. می‌بریمش بیرون. بریم.

بذار حدس بزنم

بدون دستور پزشک از مکمل دارویی کولودیال نقره (ماده‌ای یا تکه‌های ریز نقره داخل آن) استفاده کردی

چند وقت؟

بیشتر از یک سال

خوب برای همینه که آبی شدی

بهش میگن آرجریا (در معرض نقره یا پودر آن قرار گرفتن زیاد)

بیماری شایعی نیست ولی اتفاق می‌افته.

پوستت کی شروع کرد به آبی شدن؟

چند وقت پیش بود.

اولا فقط کمی خاکستری بود

ولی هی بیشتر و بیشتر شد

میدونی یه مقاله خوندم که توش نوشته بود نقره درمان همه چیزه

چه مشکلی داشتی که می‌خواستی درمان شه؟

خستگی، درد مفاصل

میگن که نقره تمام مواد

سمی رو از خون پاک می‌کنه...

ولی امروز صبح به زور از تختخواب بیرون اومدم

خوب اولش چند تا آزمایش انجام می‌دیم. باشه؟

یه کم کنجکاوم: وقتی اولش از خاکستری شروع کردی به آبی شدن

فکر نکردی که ممکنه یه مشکلی پیش اومده باشه?

نه. فقط فکر کردم خیلی باحال شده.

آندریا برایدون

دکتر ای.جی استین

جراح قلب و عروق

چرا دکترها همیشه تخصص‌شون رو بعد از اسمشون میگن؟

برای اینکه که همه بفهمن شما چقدر مهم‌ هستین؟

خوب این شغل بخشی از شخصیت ماست

برای همین هم طبیعی

به نظر می‌رسه که اون رو هم بگیم.

و بله. برای اینه که همه بفهمن ما چقدر مهم هستیم

اینجا چی داری؟

تری-دی لایف. یه مکمل غذایی جدید گیاهی

و انرژی بخشه

247 آها. شما شریک جدید کین و بل هستین اونها شرکای جدید من هستن. من موسس شرکتم

حالا کی دلش می‌خواد احساس مهم بودن بکنه؟

یه نمونه می‌خوای؟

مکمل من می‌تونه احتمال ابتلا به حمله‌ی قلبی رو کاهش بده.

قلب من بی‌نقصه

می‌تونه توانایی مغزت رو افزایش بده

مغزم عالی کار می‌کنه.

می‌تونه توان بدنت رو افزایش بده

بیخیال!

خیلی خوب

خوب حالا اگه نظرت عوض شد

یه زنگ به من بزن. کارت رو راه می‌ندازم

حالا اگه نظرت عوض نشد هم...

بازم بهم زنگ بزن

باشه

مگه اینکه دوست دختر داشته باشی

مرسی

- وای خدا، اصلا دلم نمی‌خواد اینجا باشم - بیا دیگه

می‌دونی، گفتم

- که نمی‌خوام اینجا باشم - بیا دیکه، بیا رسیدیم

- تازه - بیا جویس!

دیگه آخراشه، شما دوتای آخر هستین

-به موقع رسیدین - اوهوم

چهار ساعت توی جاده‌های خاکی تازه با رانندگی این خانوم!

شانس آوردیم که از کوه نیفتادیم پایین

- بسه دیگه - خوب، حالا کدومتون جویس هستین؟

اینه، من بیانکام ولی من مشکلی ندارم

خواهرم سالهاست که پیش دکتر نرفته

- سری که درد نمی‌کنه رو دستمال نمی‌بندن - خیلی خوب

خوب حالا بیا معاینه‌ت کنم.

نفس عمیق بکش

ریه‌هات خوب به نظر می‌رسن

آره دیگه. گفتم که.

اون چیه؟

این یه دستگاه کمکی بطنیه

اوهوم. این دستگاه VADمنه.

وقتی پنج سال پیش قلبم داغون شد

قلبم رو باز کردن و این دستگاه رو کار گذاشتن

این باطری موتور قلب منه که خون رو پمپ می‌کنه.

دقیقا کاری که قلب‌های داغون نشده هم انجام میدن

در اصل من با باطری کار می‌کنم

این دستگاه جونم رو نجات داد

چرا داره بوق می‌زنه؟

حتما باطری‌ش تموم شده؟

یه دقیقه صبر کن. الان پیداش می‌کنم.

نه. اون تو نیست

باطری ها رو گذاشتم روی اوپن توی خونه

من....

گفتم بذارشون توی کیف

پمپ دستی‌ت کجاست؟

اونم خونه جا مونده

نزدیک‌ترین داروخانه کجاست؟

می‌تونم برم برات باطری بخرم

داروخانه این نوع باطری ها رو نداره.

یا باید بریم بیمارستان یا به تولید کننده این دستگاه زنگ بزنیم

من به اورژانس هلیکوپتری زنگ می‌زنم ببینم می‌تونن یه هلیکوپتر بهمون بدن

شاید یه بیمار VAD همین نزدیکی‌ها باطری اضافه داشته باشه

اگه باطری‌های بیانکا تموم شن چی میشه؟

اون وقت می‌میرم

دوتا بیمار VAD توی این منطقه هستن هیچ کدومشون تلفن رو جواب نمی‌دن

و اورژانس هوایی هم هلیکوپتر آزاد نداره

تولید کننده هم باطری داره، ولی این اطراف نیستن

نمی‌تونن به موقع باطری‌ها رو به اینجا برسونن

نزدیک‌ترین بیمارستان چستین‌ه. سه ساعت طول می‌کشه برسیم اونجا

یعنی این زن قراره بمیره، چون ما از باطری‌های مسخره خیلی دوریم؟

دستگاه سونوگرافی سیار رو یادت نره

گذاشتمشون پیش باطری‌های VAD

برو. آدرس ون کلینیک رو برات اس‌ام‌اس می‌کنم

اگه شانس بیاریم

وسط راه به هم می‌رسین

- اگه اصلا به چراغ قرمز نخوری - اون وقت ممکنه بتونی

قبل از اینکه بیمار بمیره باطری ها رو بهش برسونی

- و مینا.... - آماده‌ای؟

باشه. داریم راه می‌افتیم. ممنون.

با احتیاط رانندگی کن

وایسا وایسا. تاحالا به خاطر سرعت زیاد جریمه شدی؟

- نه - پس من رانندگی می‌کنم

زخم گلوله به شکم

فشار خون ۸ روی ۵، ضربان قلب ۱۴۰

حتما باید همین الان ببریش اتاق عمل

می‌دونی که ازاین جا به بعدش به عهده‌ی ماست. باشه؟

خیالت راحت باشه. ما حواسمون بهش هست

قول میدم

دکتر هاوکینز لطفا باهاش برین. شما دکترش هستین.

نمی‌تونم

وای! ببین کی برگشته!

- چه خوشگل شدی - مرسی

اوه

موهام باید کمی بیشتر رشد کنن. برای همین کلاه گیس گذاشتم

- اوه - آره

حداقل اجازه دارم که برگردم سر کار. البته ظاهرا!

بیمارستان چستین کمی تغییر کرده.

دوتا تکنیسین اتاق عمل جدید داریم یکی دیگه هم باید استخدام کنیم

برای همین هم دیگه مجبور نیستی دو شیفته کار کنی

آره. ظاهرا که اصلا قرار نیست کار کنم.

توی برنامه‌ی کاری هیچ کدوم از جراح‌ها نیستم.

احتمالا هنوزهیچ کس خبر نداره که برگشتی

اوهوم

یا...

همکارات می‌خوان هوات رو داشته باشن. خیلی بهت فشار نیارن

یا... هیچ کس توی اتاق عمل دیگه به من اعتماد نداره

چون مغز من ...

اوه. انگار که انداختنش توی ماهیتابه... مثل تخم‌مرغ

مغزت املت نشده

- آره جون خودم - طبیعی‌ه

یه چند وقتی قراره کلمات توی ذهنت نیان

تازه جراحی خیلی سخت انجام دادی

حرفهایی که بقیه بهت می‌زنن رو

متوجه می‌شی؟ مشکلی نداری؟

نه

پس آماده‌ای

امروز با من کار می‌کنی. اسمش رو برای اتاق عمل شماره ۶ بنویس

نه نه نه لازم نیست الکی به من مهربونی کنی

از همه بپرس

هیچ کس تاحالا به من تهمت مهربون بودن نزده

توی اتاق عمل می‌بینمت

روده‌ش تیکه تیکه شده

شلیک گلوله از فاصله نزدیک. تعجبی نداره.

دستمال جراحی

حداقل گلوله به هیچ کدوم از رگ‌های اصلی نخورده

شانس آورده

فکر می‌کنی باید کیسه‌ی روده براش بذاری؟

امیدوارم مجبور نشم. کیسه‌ی روده برای این مرد یعنی فاجعه

همین طوریش هم ام-اس داره. همین طوریش هم کلی بدبختی داره

دیگه کیسه‌ی روده میشه قوز بالای قوز

به..... احتیاج داری؟

رترکتور

بله. عالیه

چرا دکتر هاوکینز نمی‌تونست با آرچر بره؟

چون دیگه اینجا کار نمی‌کنه

کار نمی‌کنه؟ چرا؟

ازبیمارستان اخراجش کردن

خیلی‌ها رو ناراحت کرده

همه‌شون دیوونه‌ن

کی جراحش بهمون خبر میده؟

به محض اینکه جراحی تموم شه

نمی‌فهمم....

چی شد که این طور شد

چطور من نفهمیدم میخواد این کارو بکنه؟

من دیگه چه جور همسری هستم؟

ادلاید. من...

من- من همسر تو رو نمی‌شناسم

ولی یه چیزی رو خوب می‌دونم

تو از هیچی خبر نداشتی

چون آرچر نمی‌خواست خبر داشته باشی

ما همیشه همه‌چی رو به هم می‌گفتیم

اون داشت از تو محافظت می‌کرد

چون تو رو دوست داره

و خودش رو به خاطر این همه

این همه سختی زندگی‌تون سرزنش می‌کنه.

برای همین خجالت می‌کشه

مطمئنم همه‌ی تلاشش رو می‌کرده

یه راهی برای حل کردن این مساله پیدا کنه

دنبال راهی می‌گشته که روزهای باقی مونده‌ی زندگی‌ش رو با تو بگذرونه

ولی در عین حال مطمئن شه تو در امنیت زندگی می‌کنی

ولی هیچ راه حل دیگه‌ای به ذهنش نرسیده

دنبال راهی می‌گشته که عشق زندگیش رو نجات بده

و دیگه سربار زندگی تو نباشه

حرفه اي ترين مرجع زيرنويس فارسي www.esubtitle.com

اگر کسی اون قدر درمونده باشه

حتی بدترین راه حل دنیا هم

کم کم راه خوبی به نظرش می‌رسه

نقشه میگه اینجا بپیچ به چپ. همین جا

صداش بلند تر شده. چرا صداش بلندتر شده؟

سیستم VAD این طوریه میگه باطریش کمتر شده

چقدر دیگه وقت دارم؟

۱۵دقیقه

شاید نیم ساعت

بعد میره روی باطری ذخیره

- و ۱۵ دقیقه‌ی دیگه هم وقت داری - آمبولانس کجاست؟

نقشه میگه هنوز ۵۲ دقیقه از هم فاصله داریم

اگه هر دومون سریع‌تر برونیم

هنوزهم می‌تونیم به موقع به هم برسیم

همه‌ش تقصیر منه

من اصلا دکتر رفتن نمی‌خواستم

بسه دیگه. باطری باطری منه

مسئولیت منه

من باطری ها رو یادم رفت...

برای همین هم توی این دردسرافتادیم

جویس. مراقب باش

شماره‌های ملی

پسورد‌های حساب بانکی

رمزقفل دوچرخه‌م

می‌دونم هیچ‌کس دوچرخه رو نمی‌رونه. ولی به هرحال داشته باشی بهتره

توی کشوی سمت چپ توی اتاق ماشین لباس‌شویی

گارانتی وسایل رو گذاشتم

دستورالعمل‌های کنترل هم همون جاست

فک کنم حالا دیگه می‌تونی مسابقه‌های

تلویزیونی رو هر شب ببینی

جویس

تمام این مدت.

قلب تو

این باطریها...

فکر کردم من دارم از تو مراقبت می‌کنم

ولی تو داشتی از من مراقبت می‌کردی

ما از همدیگه مراقبت می‌کردم

طلاهارو اینجا نگه می‌دارم

چی... طلا؟

شوخی می‌کنم. ولی یه شیشه پر پول خورد توی آشپزخونه دارم

این آمبولانسی که قراره وسط راه به ما برسه

امیدوارم آژیرش رو روشن کرده باشه

میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

البته

یه چیزی باید بهت بگم. کمی سخته

رندالف بل

قبلا مدیرعامل بود. ولی حالا نیست

قبلا رئیس بخش جراحی بود. اون دوره هم گذشت

این آدم می‌تونه به موفقیت دست پیدا کنه.

ولی نمی‌تونه نگهش داره

من این حس رو نداشتم

-منظورت چیه؟ - منظورم رو اشتباه متوجه نشی

بل فروشنده‌ی خوبیه شرکتمون مشکلی نخواهد داشت

ولی... می‌تونست بهتر هم باشه

من می‌تونم با بازاریابی بهتر درآمد

رو تا حد زیادی بالا ببرم

تو مجبور نیستی وقت بارزش‌ت رو روی این

پول خورد‌ها هدر بدی

امشب قراره با یه سرمایه گذار از یه شرکت بزرگ

تبلیغاتی شام بریم بیرون

تو هم باید باهام بیای

به نظر جالب میاد. من پایه‌م

عالیه

ادلاید گفت تو این بیرون وایسادی

جراحی موفقیت آمیز بود

از روده اون قدری نگه داشتیم که به کیسه روده نیازی نداشته باشه

حالش خوب میشه

خوب، ام-اس که درمان نداره

تازه برای افسردگی خیلی شدید هم درمان نیازداره

تازه پول هیچ کدوم از اینها رو نداره

میدونی چرا به خودش شلیک کرد؟

- نه نمیدونم - هووم

بیمارستان چستین یه هوشبر خارج از قرارداد براش استخدام کرده بعد صورت حساب رو برای اونها فرستاده

تازه بعدش هم ۱۰۰ هزار دلار برای مخارج نامشخص اضافه کرده

و بیمه‌ش نمیتونه اینها رو بپردازه

تازه برای اینکه استخون لای زخمش بذارن

رد راک ازش شکلایت کرده

من پول جراحی امروزرو ازش نمی‌گیرم

ممنونم. شروع خوبیه

برای بقیه‌ی چیزها هم باید ببینم چکار می‌تونم بکنم

میدونی، کاری که رد راک با تو کرد درست نبود

رفتارشون با تو هم خیلی خوب نبوده

چکار می‌تونم برات انجام بدم؟

آرچر بیمار منه. من حتی اجازه ندارم برم ببینمش

هیچی نمی‌تونه این رو از دلم در بیاره

آمبولانس الان کجاست؟

سه دقیقه‌ست که یه جا مونده. شاید تو ترافیک گیر کرده

هنوز نیم ساعت مونده برسیم

نوشته «حالت باطری ذخیره»

- نه! نه نه نه - چیزی نیست

- یعنی ۱۵ دقیقه مونده. برو. تندتر رانندگی کن - جویس...

- تندتر رانندگی کن - جویس!

من با این دستگاه ۵ سال بیشتر زندگی کردم

پنج سال اضافه. اگه تو نبودی که موقع جراحی

وبعدش ازم مراقبت کنی اصلا زنده نمی‌موندم

خیلی هم سالهای خوبی بودن.

ازت ممنونم

بزن کنار

هنوز ممکنه بتونیم به موقع برسیم

ریاضی میگه نمی‌رسیم. بزن کنار

بیانکا ما ناامید نمی‌شیم

هممون توی این آمبولانس می‌دونیم تمومه

میدونی کجا نمی‌خوام بمیرم؟

صندلی عقب یه ون

میخوام که زیر آسمون آبی

ازاین دنیا برم

آفتاب توی صورتم بخوره

خواهرم هم کنارم باشه

کلارا پایین همین جاده‌ست

اون می‌تونه آمبولانس حامل باطری‌هارو نگه داره

باهام صادق باش. کارم تمومه

میدونیم که به موقع نمی‌رسه

هنوز امید هست

نیک گوش گن

من قهرمان بازی نمی‌خوام

احیای قلبی تنفسی نمیخوام نمیخوام دنده‌هام بشکنن

قول میدم

خیلی ممنون

چطوری؟

چطور اتفاق میافته؟

آه

خوب

باطری تموم میشه

و ممکنه کمی احساس سرگیجه کنی

بعد چشمات رو می‌بندی و ...

حس می‌کنی داره خوابت می‌بره

خوبه

آروم

منم همین رو می‌خوام

میدونیم

تو هر کاری می‌تونستی کردی

حالا برین اون ور

من میخوام تنها بمیرم

با خواهرم

خیلی دوستت دارم

شونزده کیلومتر مونده باطری برسه

- خیلی دوره - میدونم زنده نگهش داریم تا وقتی باطری برسه

- نمیتونیم - میتونیم. اگه مدت زیادی بیهوش نباشه

مینا. بسه

اون مرگ وحشیانه نمیخواد

جسی

اون لحظه بیرون اتاق

وقتی اون داشت میمرد ومن هیچ کاری نمی‌تونستم بکنم

حداقل این...

میتونیم بذاریم بیانکا هرطور می‌خواد بمیره

این کارو می‌تونیم بکنیم

داره آروم میشه

باطری داره تموم میشه

خوشحالم امروز آفتابیه

روز قشتگی‌ه

ساکته

می‌تونه دستای خواهرش رو بگیره

وبعد بمیره

حداقل این رو دارن.

آه...

راستش من اصلا نمردم

اون زنده‌ست!

- اوه - اوه خدای من!

قلبم داره می‌زنه

- چی؟ - چه حس متفاوتی داره!

قطعا نمردم!

مگه اینکه...

اینجا که بهشت نیست

منظورم اینکه که جای قشنگی‌ه

ولی حداقل باید یه رودخونه بستنی اینجا باشه

یه دشت پر از گل رز باشه. تازه کریس پاین هم باید باشه (یه هنرپیشه آمریکایی خیلی خوشتیپ)

نبضش قوی و منظم می‌زنه

دستگاه VAD احتمالا به قلبش وقت داده که بهتر شه

حالا که دستگاه متوقف شده قلبش داره خود به خود میزنه

چه حسی داری؟

بذار حدس بزنم: بازیگر متد

داره برای تست بازیگری گروهی مرد آبی آماده میشه

اوووه. طرفدار پر و پا قرص کارتون اسمورف‌هاست.

اطلاعات بیمار محرمانه‌ست

ازاین همه قانون خسته شدم!

نادین، واقعا چی شده؟

سرم رو کوبیدم به قفسه. اون تیکه‌ش واقعی بود

ولی وقتی رسیدم اینجا خوشحال شدم که تو رو دیدم

احتمالا فکر می‌کنی خل شدم ولی...

بیشتر آدما همیشه وقتی می‌فهمن من پرنسس‌م رفتارشون عجیب میشه

جون بادیگارد همیشه کنارمه

هیچ وقت تنها نیستم

ولی همیشه حس تنهایی می‌کنی

تو منو درک می‌کنی

ولی با وجود این هم نمی‌تونم تو رو شب اینجا نگه دارم

ولی...

شاید بتونیم کاری کنیم

بذار صادقانه بگم حالا که نمردم

حرفم رو در مورد مسابقه‌های تلویزیونی پس می‌گیرم

اشکال نداره. نمی‌بینم

عملکرد قلبش کافیه

یعنی از اول هم به دستگاه VAD احتیاج نداشتم؟

داشتی. VAD جونت رو نجات داد

ولی وقتی که دستگاه داخل بدنت بود

به قلبت زمان کافی رو داد که بهبود پیدا کنه

اگه باطریش تموم نشده بود هیچ وقت متوجه نمی‌شدیم

حالا که هیچ خوبی از داخل VAD رد نمیشه

هر چی خون اون تو هست داره لخته میشه

همین الان باید ببریمش بیمارستان چستین

- برانکارد رو بیار - الان بهشون زنگ می‌زنم که اتاق عمل رو رزرو کنن

- چی شده؟ - باید VAD رو بیاریم بیرون

یه لخته‌ی خون داخلش هست. اگه جابجا شه....

خیلی بد میشه.

منظورت اینه که خواهرم ممکنه بمیره؟

این دفعه دیگه واقعا می‌میرم

اون یارو که تیر خورده بود واقعا هیجان انگیز بود...

ولی پنچ نفر سرما خورده

و یه پرنسس که دنبال عشق می‌گرده

و یه آقای آبی که خودش این بلا رو سر خودش آورده بود...

بیخیال دیگه... خیلی مسخره‌ست

صبر کن ببینم. چرا اصلا اومدیم این بیرون؟

انگار که دلت می‌خواد کمی از اورژانس دور باشی

ازرا، بهم بگو چرا بعد از سال اول انترنی می‌خوای بری

هوشبری بخونی؟

چون علم جالبیه. همیشه هم ریسک داره

هر روز با مرگ و زندگی مردم سر و کار داری

دیگه چی؟

صادقانه بگم. ساعت‌های کاریش عالیه

و من بیمارایی رو دوست دارم که خواب هستن

ونمی‌تونن حرف بزنن.

ازرا. تو وسواس داری؟

چی؟ نه معلومه که ندارم!

چه حرف مسخره‌ای!

دیدم که به دکمه‌هات بازی می‌کنی

هی گوشی پزشکی‌ت رو توی جیبت چک می‌کنی

گوشیت رو یه میلیون بار چک می‌کنی

خیلی خوب... من من مریضی کنترل کردن همه چی رو دارم. خوب؟

من قفل در رو ده بار قبل خواب

چک می‌کنم.

ده تا ده تا با هم رو بالشی می‌خرم

چون هر روز باید رو بالشی رو عوض کنم

نصفه شب از خواب پا میشم که چک کنم

گاز واقعا خاموشه

ولی فقط به خاطر اینکه من خیلی خیلی مراقبم

اگر هوشبر بشم این اخلاق خیلی هم به نفعم میشه

چون حتی یه اشتباه هم نمی‌تونی بکنی

من به آدم‌های خیلی مراقب احترام می‌ذارم

برای همین هم بیا یه بار دیگه اسکن‌های بیلی رو نگاه کن

اتصال مهره‌ها به هم

فقرات خیزرانی (یکی از عوارض اسپوندیلیت انکیلوزان حاد که باعث می‌شود لایه‌های کناری ستون فقرات تبدیل به استخوان شوند و برای همین در عکس رادیوگرافی ستون فقرات شبیه یک تکه چوب بابمو می‌شود)

این رو با دردهای مزمن جمع ببند، چواب چی میشه؟

اسپوندیلیت انکیلوزان (نوعی آرتروز که باعث تورم و سفتی اتصالات ستون فقرات می‌شود)

یک بیماری خودایمنی. خیلی هم قابل درمان

ازرا...

علاقه‌ی تو برای عالی بودن

دوباره و دوباره همه چیز رو چک کردن

همه‌ی بیمارها به همچین دکتری نیازدارن

بیا بریم خبرش رو به بیلی آبی بدیم!

بیماری شما قابل مدیریت‌ه

شما رو به یه متخصص ارجاع می‌دیم

و خیلی سریع از شر این دردها خلاص میشی

همه گفتن توهم درد دارم

برای همین هم از قرص‌های نقره استفاده کردم

هی. این رنگ آبی کی پاک میشه؟

اوم...

هیچوقت

متاسفم

عالیه!

ها ها ها!

من صدها VAD کار گذاشتم

ولی هیچ وقت تاحالا به این دلیل دستگاه رو بیرون نیاوردم

هووم

بطن قلب بیانکا بازه

حالا درستش می‌کنم

پرولین کمپرس شده (نوعی پارچه زخم بندی)

جالبه

کبد تنها عضوی از بدن‌ه که می‌تونه ترمیم پیدا کنه

ولی قلب....

قلب می‌تونه خودش رو تعمیر کنه

خودش رو تغییربده

می‌تونه با شرایطش تطبیق پیدا کنه

امروز خیلی شاعرانه شدی!

آره

انگار تو مود شعر وشاعری‌م

آماده‌این از بای‌پس جداش کنیم؟ (نوعی فرایند جراحی که خون را قبل ز رسیدن به قلب به دستگاه قلب مصنوعی منتقل می‌کند)

ببینیم قلب خودش تنهایی می‌تونه بزنه یا نه

اوهوم

قلبش سالم و قوی‌ه

خودش تنهایی داره کار می‌کنه

یه بار دیگه یه داستان پزشکی آستین-اوکافور

یه پایان هالیوودی پیدا کرد!

ما تقریبا ناامید شده بودیم

واقعا فکر می‌کردم بیانکا توی اون جاده می‌میره

هر چیزی که لازم بود رو به خواهرش گفت

خیلی هم آروم بود

به علاوه این

یه داستان اوکافور- آستین‌ه

شما کار اصلی رو انجام دادین

قبول دارم

همین یه بار

اگر می‌دونستی آخرین

ساعت زندگی‌ته چی می‌گفتی؟

نمی‌دونم چی می‌گفتم

ولی میدونم

کسی که می‌خواستم تو اون شرایط باهاش حرف بزنم

تویی

رابطه‌ی ما

یکی از مهم‌ترین رابطه‌های زندگی منه

بی‌نقص‌ه

دقیقا همینطوری که هست

خوب، توی اتاق عمل هم گفتم. قلب می‌تونه

با شرایط تطبیق پیدا کنه

شب خوبی داشته باشی

مینا اوکافور

صبر کن، اونو کجا می‌بری؟

یه اسکن سریع

ملاقاتی هم ممنوعه

ما واقعا نمی‌ریم اسکن انجام بدیم نه؟

نخیر!

ماشینت آماده‌ست؟

می‌برمت که برش داری

نه بابا!‌ میخوام تا پارکینگ خلافی پیاده برم

خیلی دور نیست

تازه یه ورزشی هم می‌کنم

کمی هم تنهایی فکر می‌کنم

امروز روز خیلی عجیبی بود. نه؟

می‌دونستی تو یه قهرمانی؟

اگه نپریده بودی جلوی آرچر، اگه جلوش رو نگرفته بودی

که خودکشی کنه، الان مرده بود.

نه بابا! من قرار بود مراقبش باشم

اصلا نباید می‌ذاشتم به اسلحه دسترسی پیدا کنه

- تقصیر منه - من فکر می‌کنم باید کمی

با خودت مهربون تر باشی

هی

بعدا بیا یه سر به خونه‌ی ما بزن

خسته‌م

- ولی ممنون بابت دعوتت - بیا دیگه

با نیک کمی پیتزا سفارش می‌دیم خوش می‌گذره

- نه مرسی - مطمئنی؟

من فکر می‌کنم حالت بهتر میشه

من تازه اخراج شدم...

میدونم که حال خودم هم بهتر میشه

آه. امشب نه.

ممنون

این بهترین اسکنیه که تاحالا داشتم

فکر می‌کنم مشکلم

گرفتار بادی‌گارد شدن بود

تو دانشگاه پزشکی این یکی رو بهمون یاد نداده بودن!

هووم

میدونستی منم می‌خواستم دکتر شم؟

واقعا؟

آره

خیلی دوست داشتم به آدما کمک کنم

ولی پدر و مادرم اجازه ندادن

پرنسس ها که دکتر نمیشن

من زندگی خیلی محدودی دارم

ببین. این جلوی در آپارتمان منه

چی می‌بینی؟

اون یه دوربینه

اونجا یه آلارمه

و این یکی

یه دوربین دیگه‌ست

کل خونه همین طوریه

همه جا آلارم و دوربین گذاشتن.

به نظر می‌رسه که می‌خوان دشمن‌ها رو بیرون نگه دارن

ولی در واقع

پرنسس ها رو داخلش زندانی می‌کنن

خوب....

الان که توی فضای آزادی

برای زمان کوتاهی

خیلی ممنون

دوست دارم دوباره ببینمت

آره

لطفا

تو نمی‌خوای یه حرکتی بزنی، نه؟

من سر کارم... من

نگران نباش

من هواتو دارم

بهم گفتن که بیدار شدی

دلم برات تنگ شده بود

-میشل - ششش

اون بی نقص‌ه

زیباست

قویه. هر روز داره رشد می‌کنه

پاهای کوچولوی تپلی داره

ده تا انگشت دست و پا داره

ریه‌های عالی داره

مخصوصا نصفه شب‌ها (یعنی کلی جیغ می‌کشه)

ببین

البته

البته حالا که من خونه نیستم. اون خوابه

تو خیلی خوب مراقبتش بودی

معلومه که مراقبش بودم

محض اطلاع‌ت من مادرخونده‌شم

تازه من بچه داریم خیلی خوبه

حداقل این یه بچه رو خوب بلدم نگه دارم

یه سری قلق داشت ولی من همه‌ش رو یاد گرفتم!

این عکسشه توی لباسی که دخترخاله‌ت فرستاده بود

چرا قیافه‌ش این شکلی شده؟

داره پی‌پی میکنه

_

ببخشید دیر کردم. باید کارهام رو جمع و جور می‌کردم

- اشکالی نداره - مشخصات تولید

پیش‌بینی‌های فصل اول

ایده‌های جدید برای بازاریابی.

ببخش. صبر می‌کنم سرمایه گذارت بیاد

خوب اون الان زنگ زد

بچه‌ش مریض شده. نمی‌تونه بیاد.

ولی شاید همین طوری بهتره

به هر حال. اگه قرار باشه همکاری نزدیکی داشته باشیم

باید کمی بهتر همدیگه رو بشناسیم

اوم

درسته که شرکای تجاری باید ذهنیت همدیگه

رو درک کنن.

برای همین فکر می‌کنم باید در مورد

تغییر برنامه بهم خبر می‌دادی

حالا یه کاریش می‌کنیم

یه بطری شراب سانسر سفارش دادم

خیلی غلیظ، و ظریف و خوش طعمه

یا اگه کوکتل دوست داری می‌تونم...

_

ببخشید

برای دوستم مشکلی پیش اومده. گربه‌ش مریض شده

درک می‌کنی ‌که. باید برم کمک‌ش کنم.

یه برنامه‌ی دیگه میذاریم

- زمان بندیت عالیه! - چه جالب

همه همینو بهم میگن!

وای! جشن برای چیه؟

ماهر دو روز سختی داشتیم

فک کردم باید کمی به خودمون استراحت بدیم

♪ می‌خوام زنده بمونم ♪

تو واقعا بهترین استراحتی هستی که تاحالا دیدم

- تو خودت هم خیلی بد نیستی - هووم

♪ اوووه عزیزم ♪

بذار بهت رک بگم

تو کسی هستی که می‌خوام

ساعت آخر زندگیم رو

باهاش بگذرونم

من پایه‌م

♪ اووه عزیزم عزیزم ♪

♪ به خاطر تو ♪

♪ فقط تو... ♪

ولی نمیر

بفرمایید

شب خوبی داشته باشید

اميدواريم از تماشاي اين فيلم لذت برده باشيد www.eSubtitle.com مترجم : الهام

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.