Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.اين داستان فتوحات قهرمانانه نيست"
اين داستان دو زندگي است که براي مدتي با هم همراه شدند
."با اميال مشترک و روياهاي يکسان ارنستو گوئوارا دلا سرنا ، 1952
خداحافظ پسرها ، همراهان هميشگي
اي گروه قديمي
:نقشه
.هشت هزار کيلومتر سفر در چهار ماه
:روش
.بديهه سازي
...ما بايد براي بعضي چيزها تو زندگي آماده باشيم
:هدف
.جستجوي قاره اي که فقط از کتابها اون رو شناختيم
"خاطرات موتور سيکلت"
شب بخير گراندو
:وسيله
(لاپودروسا (قدرتمند
يه مدل 30 نورتون 500 قديمي و سوراخ
:خلبان
آلبرتو گراندو
يه دوست چاق،29 ساله و بيوشيميست
.که به خودش مي گفت: دانشمند دوره گرد
:روياي خلبان
.تمام کردن سفر در سن 30 سالگي
کمک خلبان: من، ارنستو گوئوارا دلا سرنا ال فوزر 23 ساله
ارنستو داره ميره؟
نه، ارنستو مي مونه
ارنستو ما رو هم با خودت مي بري؟
...ببين بابا، هر چي بيشتر به من ميگي
.تو با دکتر شدن فقط يه ترم فاصله داري
.خوب يه ترم ميشه صبر کرد
، دانشجوي پزشکي ، متخصص جذام
!اينم سرناي خشمناک
بازيکن راگبي تفريحي
!بزنش
هي فوزر عجب شوتي بود
و بعضي وقتها آسمي
زمان سفر ، 4 ژانويه
:مسير
از بيونس آئرس به پاتاگونيا و بعد شيلي
و بعد 6 هزار متر به سمت شمال تا قله آند و تا ماچو پيچو
بعد به جمعيت جزامي هاي سن پابلو در بخش آمازوني پرو
:مقصد نهايي پنينسولاي گواجيرا در ونزوئلا
ما در پنينسوالاي گواجيرا به زمين مي نشينيم
نوک اين قاره پهناور
شکمها پر از شراب و دو دختر سبزه ترجيحاً خواهر؟
اون آبجو رو دوست داري نه؟
فوزر، تو بايد تا 4 ژانويه امتحانات رو داده باشي ، درسته؟
اگر بخواي مي تونم يه مسير انحرافي ميرامار .ايجاد کنم که دوست دختر کوچولوت رو ببيني
دوست دخترم؟
يه چند روزي
فوزر، اون يارو رو اونجا نگاه کن
چي؟
مي خواي زندگيت مثل اون بشه؟
.تو که نمي خواي زندگيت مثل اون بشه
تنها چيزي که تو مي خواي اينه که تو تمام کشورهاي .امريکاي جنوبي نزديکي کني
تو تمام شهرها هم همين طور ، اگر خوش شانس باشيم. يکم نمکش رو زياد کن
:چيزي که در بين ما مشترک بود
، خستگي ناپذيري ما و روحيه پرشورمون
.و عشق به جاده هاي بي انتها
بيا ارنستو ، تمام روز رو که وقت نداريم
اين چيزي نيست؟- زياد هم هست-
نورتون 500 ، يه موتور سيکلت واقعي
پسرت رو دست خوب کسي سپردي ، نگران نباش
پسرم؟
اوقات سختي در پيش داري
در واقع من هميشه روياي انجام همچين کاري رو داشتم
...و بايد اقرار کنم که اگر چند سال جوانتر بودم
.با تو مي پريدم ترک اون موتور
تصور کن اينکار رو براي هر دومون انجام ميدم
ده ساله که اين سفر رو برنامه ريزي ميکرده
...از وقتي تو يه بچه بودي
.به هر حال بهت اعتماد دارم
خوب، کي انقلاب ميشه؟
اينجا؟
يه قرن ديگه- بايد از روسها ياد بگيريم-
داري ميري؟- آره آماده شدم-
فقط مواظب باش داروهات رو بخوري
.و براي من نامه بنويسي
زيباترين نامه هايي که تا حالا خوندي برات مي نويسم ، مامان
خدانگهدار ، عشق من- مي بينمت ، دوستت دارم-
!خدانگهدار ، خواهر کوچولو، مواظب خودت باش
!خداحافظ
نه- خوئان مارتين-
خداحافظ- برام نامه بنويس-
جان؟
برام کارت پستال بفرست
خوب ديگه احساسات بسه داريد گريه ام رو درمياريد
مواظب باش خوب؟
دقيقاً مثل دن کيشوت و روک که سوار خر شد
ما سوار پودرسا ميشيم- آره منتها اين خره بنزين ازش ميره-
بله ، ازش بنزين ميره منتها مي خوام بگم که هم اکنون
، فوزر جوان و بنده مخلص شما
عازم سفري به اقصي نقاط روح انساني هستيم
که سرزمينهاي جديد رو خواهيم ديد و به سرودهاي جديد گوش مي دهيم ، و ميوه تازه مي خوريم
گراندو دارم بهت ميگم ، اگر بلايي سر ارنستو بياد
مي کشمت اون پارچه رو ببند عزيزم
نگران نباشيد خانم اون بر ميگرده و دکتر ميشه ما همه اين رو مي خواهيم
!خوب ديگه وقت رفتنه
اين موتور بهانه خوبي براي راه رفتنه
خدانگهدار
!مواظب باش
!اون ديوانه است
!حيوون
!مواظب باش
...مامان عزيزم
بيونس آئرس رو پشت سر گذاشتيم
زندگي ملال آور تمام شد سخرانيهاي خسته کننده و آزمونهاي پزشکي
تمام امريکاي لاتين در پيش روي ماست
از حالا ديگه ما فقط تکيه مون به لاپودروسا است
کاش ميشد ما رو ببيني ، شبيه ياغي ها شديم هر جا که ميريم جلب توجه مي کنيم
!ميال تندش کن، تندتر برون
ولمون کن بابا- يالا-
چي شد ، ميال؟- لعنتي-
من خوشحالم که اجتماع رو پشت سر گذاشتم و به زمين بيشتر نزديک شدم
چي شد؟
!وسايل داره مي افته
!مشکل
!لعنتي
فوزر حالت خوبه؟- آره تو چي؟-
چي شد کوچولو؟
حالت خوبه؟
اون ديگه چيه؟- به نظرت چي ميتونه باشه؟-
!يه سگ لعنتي- !تو يه راننده ضايع هستي-
اون سگ روي اين موتور چه غلطي ميکنه؟
"براي چيچينا است، اسمش هم هست "برگرد
موتور رو بلند کن
اينجا کدوم قبرستونيه؟ سوييس؟
صبح بخير- صبح بخير-
چيچينا؟- با خانواده اش رفتن لب ساحل-
موتور وضعش خوب نيست
استبان در مورد سفرت براي ما توضيح بده
خيلي خوب بود دون هوراسيو
من فرصت کردم که تو سمينار تو کمبريج شرکت کنم
و چند هفته تو لندن بمونم چه شهر جالبي
!چه امتياز خوبي- بله درسته-
استبان داره بزودي دکتراش رو مي گيره درسته؟- بله-
پزشکي؟
نه، حقوق
آها،حقوق
يک،دو،سه ، تانگو ، فوزر
حالا نوبت توء ، بيا
هيچوقت نديدم يه خوک دوست داشته باشه برقصه
آره- گمشو-
با اين پا يک ، عقب
به چي مي خندي؟
به چي مي خندي؟- به تو مي خندم-
امشب؟
بابا از عمه رکسانا خواسته .که من از جلوي چشمش دور نشم
مامان به مريم مقدس قول داده که به معبد بره
اگر که من و تو بهم بزنيم
والدينت نميدونند که هر چي بيشتر الماسها رو قايم کنند
سارق براي دزديدنشون بيشتر حريص ميشه؟
باور کن
.اين اماس براش مهم نيست که بدزدنش
.برقص
نگاهشون کن
!لانگرا رو ببين
بذار حمامتون رو ببينم
شب بخير-
شب بخير، خانمها- شب بخير-
شب بخير- شب بخير-
عمه رکسانا
کدوم اتاق مال منه؟
برو بيرون ، برگرد.گمشو
اينجا چه خبره...؟
بيا اينجا- غلغلکم نده-
چند روز ديگه اينجا مي مونيم؟
تو ميدوني چند روز
دو روز
چند روز شده؟
تو اتاق عمل هم ميخواي از سيم استفاده کني؟
شش روز ، فوزر
!ما رو مي کشند
اگر تو بگي خيلي کارها مي تونيم بکنيم ارنستو، منتها فقط تو بايد بگي
زياد خوب به نظر نميرسه- چي ميخواي بگم؟-
که برات صبر کنم؟
من گفتم که بر ميگردم
من سگه رو آوردم که ثابت کنم
دوستش نداري؟
تو چي ميخواي ارنستو؟
چي مي خواب بشنوي؟
اينکه براي هميشه ميشه ، بايد ماهها صبر کنم تا تو برگردي؟
چيه؟- تو چي مي خواي؟-
چي؟
من دوست دارم براي هميشه اينطوري بموني ، آروم
مي خوام نگاهت کنم ، چون .بعداً زمان زيادي نمي بينمت
معلومه که براي تو صبر ميکنم ولي خواهش ميکنم نذار براي هميشه صبر کنم
براي هميشه يعني چي؟
لبه پرتگاه ، آقا
ديگه بهت دست نمي زنم
چي شد؟دردت گرفت؟
گولت زدم ، بدجوري گولت زدم
خوب ديگه کبوتران عاشق ، وقت رفتنه
...فوزر
خانم فريرا مواظب خودتون باشيد
به خاطر همه چي ممنون
شنيدم بر روي قايق قطره از پاي برهنه چکيد
و با عطش چهره هايي در تاريکي
.قلب من پاندولي بين او و خيابان بود
من نميدونم چه نيرويي باعث شد که از چشمها و دستهاي او جدا بشم
براي او انبوهي از ابرهاي اشک باقي موند و غم و اندوهش زير باران محو شد
اون لورکاء؟- نه-
نرودا؟- نه-
کي؟
يادم نمياد
خدانگهدار
واستا ، واستا
...ديگه ازش خسته شدم
خوب با چيچينا چي شد ، هيچي؟
حتي بعد از اينکه يه ژرمن شپرد اصيل بهش دادي؟ هيچي؟
.حداقل بگو يه کاري کردي
آها پس يه کاري کردي.آها حالا شد
تيز
تيزه
دلار امريکا؟
پانزده تاست
چيچينا؟
آره
.من هميشه گفتم ، اين دختره برات خوبه
اون دوست دختر ارنستوء حالا يه چيز درست حسابي ميخوريم
نه- يه غذاي پروتئين دار ، آبکي-
اين پول رو داد که شايد ما به امريکا رسيديم
از من خواست براش يه مايو بخرم
گفتم اين کار رو براش مي کنم
چي؟
اين پول رو فراموش کن ، اين خارج از محدوده است
داره اذيتم مي کنه مي خوام بکشمش
دوباره داري با موتور حرف مي زني؟
به چب داري فکر ميکني؟ !دختره سر کارت گذاشته
...نه- فوزر-
اعصابمون رو خورد نکن ، چاقالو
سلام- عصر بخير-
موتور چطوره؟
عاليه،تو هر چيزي رو مي توني با سيم درست کني
از هميشه بهتر داره سواري ميده
لعنتي
حالت خوبه فوزر؟
پيچ لعنتي
اين اگزوز داغون رو ببين ، حرومزاده
ميخ بده مال من تموم شد
!دست از سرم بردار
بگيرش ديگه- تو بايد اين ور رو ميگرفتي -
نه تو بايد مي اومدي اين طرف- اون طرف رو بگير-
تو اون طرف خودت رو بگير- بدو-
نمي تونم- يالا-
رمين خيسه مي خواي چه غلطي بکنم؟
لعنتي
!نه آب بردش
بگيرش،بگيرش
رفت
به همين سادگي
چرا نميريم اون بالا؟
با اين وضعيت؟
بين مردم مي تونيم کمک پيدا کنيم اينطور فکر نمي کني؟
آره
بايد کلاس بذاريم؟- اکتبر سرخ-
اکتبر سرخ چيه؟- کارت پزشکيت همراهت، درسته؟-
بله؟
شب بخير- شب بخير-
چي مي خواهيد؟
اينطوري به نظر نميرسه ولي ما هردو دکتر هستيم
به ترتيب از بيونس آئرس و کوردوبا
ما داريم در طول کشور سفر مي کنيم
اونم يکي داره
ما داريم سفر مي کنيم به همراه کارهاي تحقيقي و اميدواريم
.که بتونيم بعضي از بيماريهاي قرن20 رو درمان کنيم
امراضي که نه تنها انژي ما رو مي گيرند
بلکه آرژانتين رو در وابستگي نگه ميداره
اگر شما ادبيات پزشکي رو خوانده باشيد ...متوجه ميشيد که ، ما
شما مفت خورهاي ولگرد چه کوفتي مي خواهيد؟
ببينيد آقا باد چادر ما رو برد ما گرسنه ايم و جايي براي استراحت احتياج داريم
يه آلونک اون بيرون هست که کفش سالمه مي تونيد با مهاجرين اونجا بخوابيد
...ولي ما دکتر هستيم
از قيافه تو خيلي خوشم مياد
ولي تو چاقالو، ازت خوشم نمياد
باشه- خوبه-
...مامان عزيزم
ما همچنان با قدرت ادامه مي ديم ولي موتور ديگه قوي نيست
پول و غذا کمه ولي مي خواهيم که غذاي مفتي بگيريم
خدا رو شکر که سلاح مخفي مون همراهمونه
چرندگويي بي نظير آلبرتو
مي خواهيم مهلک ترين بيماري قرن 20 رو نابود کنيم
شما دو تا دکتر هستيد؟- ...خوب نه-
آلبرتو يه بيوشيميسته و من هم تو مدرسه طبابت درس مي خونم
اون مدرک داره ما به خوبي دکترها هستيم
پس به اين برجستگي روي گردن من يه نگاهي بيندازيد
آقاي؟- فون پوتکامر-
درد داره؟
اين يه توموره
منظورت چيه ، توموره؟
بله
اين طور فکر مي کني؟- بله-
نميدونم فوزر- من ميدونم-
شبيه غده چربيه مي تونه يه کيست باشه
نه توموره
اين يه توموره تو منطقه قمحوده است احتمالاً هيداتيد باشه
شاتزي،اين آقايون ميگن من تومور دارم
نه؟ روزبخير خانم
در واقع من فکر نمي کنم که تومور باشه احتمالاً يه کيست چربي باشه
اگر به ما غذا و جا بديد شايد بتونيم درمانش کنيم
نه،ببينيد،ما نميتونيم درمانتون کنيم
نگران نباشيد، فقط بايد بري به بيونس آئرس
مي تونم يه متخصص رو به شما معرفي کنم
ما بهشون کمک کنيم
چطوري؟با اين گياهان از جنگل؟با دعا؟
مي بينم که براي من کاري از دست شما برنمياد
چرا ما مي تونيم اگر به ما غذا و جا بديد
درياچه پر از ماهيه يه آلونک ابزار هم همين نزديکي ها هست
اين فقط يه تشخيص اوليه است
ديگه حرف نباشه،آقايون دکتر
بريم،شاتزي
دفعه بعد با من هماهنگ باش،خوب؟
حتماً با تو هماهنگ ميشم،ولي نه به قيمت جون يه نفر
خوب بذار فکر کنيم که تو درست مي گفتي و يارو يه تومور داشت
ولي خره چرا اينطوري بهش ميگي؟ !باورم نميشه
اين حقيقت، اگر اون تحملش رو نداره اين مشکل خودشه
تو يه کاري کردي يارو شلوارش رو کثيف کرد اينطوري که نميشه مريض رو درمان کرد
يارو يه تومور داشت بايد زودتر مي فهميد
اين درمان مناسبه تو مدرسه طبابت بهتون ياد ندادند؟
.ببين تو نمي خواد به من درمان مناسب ياد بدي
ببين آقاي پرستار. اول مدرکت رو بگير بعد با هم حرف مي زنيم
من خودم همشو بلدم
بريم دنبال غذا
اردک،اردک،اردک اسلحه رو بده به من
!زدمش،مرد- خيلي خوب بود-
چطور اين کار رو کردي؟- حالا کارمون دراومد-
چاره نيست بايد بپريم تو آب و غذامون رو بياريم
فوزر،بپر تو آب و غذا رو بيار
اگر فکر مي کني من ميرم تو آب،ديوانه اي مي دوني چقدر سرده؟
آره مي دونم تو به سرما،آب و به همه چي آلرژي داري؟
ولي مي دوني من مسن ترم،باهوشترم و تيراندازي هم من کردم
!شانسي زدي بابا گذشته از اين من آسم دارم
خيلي خوب،تو درست ميگي اگر نمي توني من ميرم
نگفتم نمي تونم- نمي توني،يا نمي ري-
چه فرقي ميکنه؟- نگفتم نمي تونم-
يا نمي خواي ، فرقي نمي کنه
در غير اينصورت دلارهاي چيچينا رو بده من
.که مثل شاه ها غذا بخوريم
گوش کن اگر خودم بيارمش همش رو خودم مي خورم
مثل يه اردک تو آب؟کوئک؟
!پائين تنه ام داره يخ مي زنه
خوب که چي؟تو که ازش استفاده نمي کني
يالا
!خوبه فوزر يه کم سيب زميني سرخ کرده هم بيار
اونجا سرده؟
هي سردته؟
من سردم نيست
اردک؟
حالت بده؟
نه عاليم
بيا
...فوزر
...باشه
فوزر،گوش کن
پانزده دلار چيچينا رو بده من که ببرمت به بيمارستان
اگه دوباره ازم بخواي روت بالا ميارم
مامان عزيزم،بعد از عبور از مرز چه چيزي رو پشت سر گذشتيم؟
هر لحظه انگار دو برابر ميشه
همراه حسي ماليخوليايي به خاطر هرآنچه ترک کرديم .و همچنان اينکه به يه سرزمين جديد وارد بشيم
!ببين،ميال
شيلي
!شيلي
!زنده باد شيلي
اولين بار از کشور خارج ميشي؟- البته-
تو واقعاً يه مردي
گوش کن،وقتي ما از مسافرت خسته شديم
بايد برگرديم و يه کلينيک روي اين درياچه درست کنيم
ها؟- فکر خوبيه-
ما همه رو درمان مي کنيم،هر کي که بياد
رو من حساب کن،برادر
داره وضع بهتر ميشه،فوزر
برف داره مياد؟- نه فقط يه کم تگرگه-
با شماره سه
آها
اميدوارم زنجير يخ نزده باشه چون گير مي افتيم
يالا
برو،برو،برو
!رفتيم
واي که چقدر سرده
تابستان کوچک خوبي داريم نه؟
تو گفتي ما مثل فاتحين وارد شيلي ميشيم
نه يه جفت بدبخت- خوشت نمياد،برو گمشو ارنستو-
چرا ما از شر اين آشغال رها نميشيم؟ فقط دردسره
و کل قاره رو پياده بريم؟
...آره،ما آدمهاي بيشتري رو ملاقات خواهيم کرد
تو هم وزنت کم ميشه
با يکم از پول چيچينا راحت ميشيم
بازم که داري ساز خودت رو مي زني،پول رو فراموش کن
پس اگر جوابت اينه بايد پياده بري ونزوئلا
من رو اينجا تنها بذار و پول رئيست رو بردار و برو
اگه تو سرت به کار خودت بود تو نصف اين مدت مي رسيدم اينجا
!لعنتي
ارنستو،اون تنکه هاي يانکي رو برام از ميامي بيار
نمي فهمي که هيچوقت نمي توني اون رو ببيني که اونا رو تنش کرده
!هيچوقت هم اونا رو برات در نمياره
فوزر
مي دوني مشکل تو چيه؟ اين درستکار بودن لعنتيت
بعضي وقتها با يه دروغ کوچولو ميشه خيلي کارها کرد
روزنامه اوسترال
نگهش دار
!هي
چيکار مي کني؟
چي شده؟
بيا تو
ممنونم
قهوه؟- بله-
خيلي ممنونم- نه شکر نمي خوام-
اسمت چيه؟- ترزا-
ترزا،ارنستو- خوشبختم-
نگهش دار
اين سوغاتي خوبي ميشه
سوغاتي؟ببرمش آرژانتين؟
در حال سفر هستيد؟- بله در حال سفريم-
ما صاحب اون موتور قديمي هستيم
اون موتور بزرگه اونجا- بله-
اينا چيه؟- ماهي خاردار-
و اينا؟- اينا صدف هستن-
صدفهاي معمولي؟- صدف،صدفه ديگه-
شايد دفعه بعد خريدم
روزنامه اوسترال،3 پزو
!اخبار شيلي و جهان
فقط 3 پزو
!اخبار شيلي و جهان
ديروز بعداز ظهر تموکو مفتخر به ورود
.دو تن از متخصصين معتبر جذام در امريکاي جنوبي بود
دکتر البرتو گرانادوس از کوردوبا
منظورت چيه گرانادوس؟- اينجا نوشته-
و دکتر ارنستو گوئورا دلا سرنا از بوينس آئرس
سفر حماسي خودشون رو از زمين مادري تا شمال ونزوئلا شروع کرده اند
اين دانشمندان ماجراجوي کاريزماتيک در رشته خودشون
تا بحال 3 هزار نفر رو در قاره معالجه کرده اند
بسيار خوب
اونها انتظار دارند که سفر ماراتن گون اشون رو
در پنج ماه به اتمام برسونند
دقيقاً در زماني که دکتر گرانادوس جوان تولد .سي سالگي خودش رو جشن ميگيره
گفته جوان،ها؟- آره يکم دروغ هم گفتن-
فکر مي کني کارساز بشه؟
سلام،روز بخير
من و دوستم با موتورمون يه مشکلي پيدا کرديم
فرمان شکسته،ترمزها خراب شده اند
و دنده اش هم جابجا شده- پشتم داره من رو مي کشه-
من مي تونم فرمان و ترمز دنده ها رو درست کنم
ولي متاسفانه،شانسي براي پشتت نداري
و در ضمن وضع ما هم به هم ريخته است
چي؟ پول نداريد؟
،ما داريم تو وال پراسيو پول مي گيريم
براتون مي فرستيم
من نميخوام به شما بي احترامي کنم
ولي اگر پولي نداريد اينجا کاري نداريد
من رو ببخشيد که صحبتتون رو قطع مي کنم ولي اگر شما الان به ما کمک کنيد
خدمت عظيمي به روابط دوجانبه دو کشور کرديد
شما مي خواهيد که مفتي براتون درستش کنم؟- فکر کنم متوجه نشديد-
ما نمي تونيم توقع داشته باشيم که همه بتونند بگن که هرکسي در دنياي پزشکي امريکاي لاتين کيه
دکتر، ميشه لطفاً- بله البته-
امروز يه مقاله تو روزنامه اوسترال نوشته شده
اجازه بديد
ببين پيداد
توليو
عکسش خيلي خوب نيست- بله خيلي خوب نيست-
اونا هستند
.آقايون،براي من افتخاريه که موتور شما رو تعمير کنم
خيلي ممنون
البته وقتي ورق بازي با زنم تموم شد
البته
الان آس دست منه
مي دونيد امشب يه مراسم رقص تو شهر هست
و تمام خانمهاي شهر ميان اونجا
چه بد
ميشه موتور رو ديرتر بيارم تو؟
بذارش همونجا،رديفش مي کنيم
عشق من، يه هواپيماي کوچک مي خرم تا باهم پرواز کنيم
اجازه مي ديد؟
براي ماه عسل شيرينمون،عشق من
عشق من، يه قطار کوچک مي خرم تا سواري کنيم
براي ماه عسل شيرينمون
به صداش گوش کن که داره مياد
اون برامون چيپي چيپي مي خونه !تا بريم برقصيم
..چيپي چيپي- ...هي-
..چيپي چيپي- ...هي-
...ريتم رقص چيپي چيپي رو باد بگير
مي دونيد داشتم در مورد شما فکر مي کردم
چرا؟
شما از اول تاثير عميقي روي من گذاشتيد
ممنونم
دوست داريد برقصيد؟
نه،نه من نمي رقصم
شوهر من خوابيده ، اون مسته
من کسي رو ندارم باهاش برقصم
خوب، اگر به من ياد بديد
بله؟
بالاخره يادت اومد که يه مردي،ها؟
يادت رفته بود؟
من خيلي وقته که نرقصيدم
ولي همش داره يادم مياد
من ديگه نمي تونم برقصم
مي خواي برقصي؟
نمي خواي بري بيرون؟
چرا،خيلي- آره-
بريم- باشه بريم-
چي شد؟- حالا نه-
بيا ديگه اشکالي نداره- ولم کن-
!آرژانتينيه داره با زنت رو هم مي ريزه
!ولم کن
متاسفم،ببخشيد
!آرژانتيني حرومزاده
فوزر
الان مي زنمت آرژانتيني حرومزاده
!آرژانتيني کثافت
بگيريدشون
لعنتي- زنجير-
!روشنش کن
آره- آره-
!سريعتر
خسته شدي؟
نه
مي خواي جامون رو عوض کنيم؟
نه
مطمئني؟
!گاوها
!ترمز کن- کدوم ترمز؟-
منظورت چيه؟- ترمزها نمي گيرند-
!مکانيک لعنتي
حالت خوبه؟
چي مي خواي بهت بگم،فوزر؟
!مکانيک لعنتي
پدرته؟
آره
هي اون گاو کور ميشه
فقط چرت و پرت مي بينه
ما 25 روز از برنامه عقب افتاديم
سلام
شايعه شده بود دخترهاي شيليايي پرجرات ترينها تو تمام قاره هستند
شايعه ها مبناي علمي ندارند دکتر گرانادو اجازه بديد کمي تحقيقات انجام بديم
ازش خوشت نمياد؟- نه-
از هيچکدومشون خوشت نمياد؟
هي ، اومدن
سلام دخترها
ما رو ببخشيد
مي تونيم پيش شما بنشينيم؟- بله-
اشکال نداره؟- ممنون-
سلام
ارنستو- اون آلبرتوء-
خانم؟- ياسمين-
دانيلا- خوشبختم-
خيلي خوشبختم
شما آرژانتيني هستيد؟- از کجا فهميديد؟-
به خاطر لهجه تون،آرژانتيني ها هميشه مي گن ، چه
اينو مي دونستي،چه؟- نه اصلاً،چه-
مي دونيد امروز چه روزيه؟
بيست و شش فوريه
بيست و شش فوريه
باورنکردنيه ولي الان يکسال شده
يکسال از چي؟- يکسال از موقعي که سفرمون رو شروع کرديم-
يکسال و ما بي چيز شديم حتي نمي تونيم جشن بگيريم
چرا نمي خواهيد با يک بطري شراب از شما پذيرايي کنيم؟
شراب؟- بله-
لوچو
يه بطري شراب براي اين مهمانان .جسور ما بيار
ناراحت نشيد ولي نمي تونيم بخوريم
چرا يه کم هم نمي تونيد بخوريد؟
...دقيقا...يه رسم قديمي تو آرژانتين هست
خواهش مي کنم
چيه؟
فکر کنم بايد براشون توضيح بدي- درسته-
ممنون،لوچو
يه رسم قديمي تو آرژانتين هست که به ما اجازه نميده با شکم خالي شراب بخوريم
چون ما بي پول شديم نمي تونيم غذا بخريم
و به همين خاطر بايد پيشنهاد سخاوتمندانه شما رو رد کنيم
بابا بي خيال
لوچيو
لوچيو،ميتوني براي ما چندتا امپاناداس بياري؟
امپاناداس شيليايي دوست داريد؟- تا حالا نخوردم-
چهارتا،هشت تا؟
به نظر گرسنه ميان
دوازده تا
من هميشه اين عدد رو دوست داشتم
کاش مي تونستيم بمونيم- چقدر بد که جايي براي موندن نداريم-
بايد تو پارک بخوابيم
گوش کنيد،پدر من علاقمند به آرژانتيني هاست
!شوخي مي کني- نه راست ميگم،فکر مي کنم بتونه کمکتون کنه-
اون رئيس دسته آتش نشانيه خيلي ها رو مي شناسه
صبر کن ببينم،شما خواهر هستيد؟
البته
نگاه کن
مي توني بگي؟
مکانيک تا فردا نمياد،ولي موتور مي تونه باشه
خيلي متشکر- خيلي متشکر آقا-
!بچه ها بياييد
من مي خوام شما رو به دو داوطلب آرژانتيني معرفي کنم
.اونا اينجا پيش شما مي مونند
ايشون دکتر اسکيني چه و دکتر چوبي چه
خوشبختم- از ديدنتون خوشحالم-
چرا يه سري به شهر نمي زنيم؟- خيلي خوبه،ولي-
نگران نباشيد آقا
ببخشيد
سلام
من نمي خوام مزاحمتون بشم،ولي شما واقعاً دکتر هستيد؟
نه- بله-
در واقع من يک بيوشيميست هستم
ميشه يه زن بيمار رو بياييد ببينيد؟
بله هر وقت که بگيد- ميشه همين الان بريم؟-
خيلي وقت پيش دکتر از اين زن عيادت کرده وضعيتش خيلي بده
حتما،بذار وسايلم رو بيارم
خوب همه بايد به قسمنامه بقراط معتقد باشند؟
ارنستو؟- مونچو-
پونچو؟- مونچو-
ببخشيد
به چشمهاي من نگاه کنيد
مي خوام گردن شما رو بگيرم
چيزي خورده؟
نمي دونم
نگاه کنيد،خانم رزا من اين قرصها رو براي شما مي ذارم
.يکي با هر وعده غذا و يکي قبل از خواب بخوريد
بهتون کمک مي کنه حالتون بهتر بشه
.من مي دونستم که از کمک به اون عاجز بودم
اين پيرزن بيچاره که تنها تا يک ماه پيش گارسوني مي کرد،حالا مثل من خس خس مي کرد
و سعي مي کرد که با افتخار زندگي کنه
در چشمان در حال بسته شدن او،درخواستي از بخشش موج مي زد
و تسلي که در حال ناپديد شدن بود
دقيقا مثل بدنش که به زودي در معماي پيچيده اطراف ما،گم مي شد
فوزر تو هنوز در مورد تحقيقي که بر روي خواهران شيليايي انجام دادم چيزي نپرسيدي
نمي توني تصور کني که چقدر ناراحتم
!که تو سفير سکس آرژانتين هستي
درسته
تو همون دلقکي هستي که يه پاش لنگ مي زنه؟
اسمش هست قدرتمند
بود
حالا مي توني غسل تعميد بديش حالا ديگه مرده،فلج شده
جدا؟چرا؟- چرا؟-
چون مکانيک منم
مي توني به قيمت مفت بفروشيش شيلي آخرين ايستگاهش بود
دلم برات تنگ ميشه،دختر
امروز من وسايلت رو ميارم
چيکار کنيم،ادامه بديم؟
البته
يه نفر يهو 30 سالش شد،درسته؟
تو واقعا يه چيزي هستي ارنستو گوئوارا دلا سرنا
...اگر دلارها رو تبديل کنيم- فکرش رو هم نکن-
!هي
!ايستاد،بيا
رسيديم،والپاراسيو
من عاشق والپاراسيو هستم
هر آنچه بر آن احاطه مي کنيد و هر آنچه بر آن مي تابيد،عاشق اقيانوس
فدريکو گارسيا لورکا- نه-
!نروادا
متشکر
از طرف چيچيناست؟- چيچينا و پول؟-
بازش کنم؟- باز کن-
من شما کبوتران عاشق رو تنها مي ذارم
.من خيلي دوستت دارم،چليا دلا سرنا
چي شده؟
فوزر؟
چه ، آماده اي؟- من؟-
آره تو- البته-
!به پيش
مي دوني چيه؟
نقشه من خيلي بهتر بود
عجب آدم حرومزاده اي هستي حداقل بهم جواب بده
مي خواي برگردي؟
برو،برگرد
من تا معدن ميرم و برات تعريف مي کنم
داري ميگي،من از پسش بر نميام؟
اگر تو بتوني دکتر آسمي کوچولو ، منم مي تونم
!پس خفه شو و راه بيا- تو روحت-
حالا مي خواي من رو بزني؟
!وايسا لعنتي
!روز بخير،سلام
من ارنستو هستم،خوشبختم
بله
اونجا
خونه
ما زياد نداشتيم،فقط يه زمين خشک سخت
مال پدر بزرگش بود
تا اينکه يه زمين خوار ، مارو بيرون کرد
اين چيزي که بهش ميگن پيشرفت
به خاطر همين بايد پسرمون رو مي گذاشتيم پيش خانواده و مي زديم به جاده
به دنبال کار
بايد از دست پليس که مي خواست ما رو بندازه تو زندان فرار مي کرديم
چرا؟
چون کومونيست هستيم
ما به معدن ميريم
اگر خوش شانس باشيم کار پيدا مي کنيم
خيلي خطرناکه، براشون مهم نيست عضو چه حزبي هستي
شما دو تا دنبال کار هستين؟
نه نيستيم
نه؟
پس براي چي سفر مي کنيد؟
.ما سفر مي کنيم که سفر کرده باشيم
...موفق باشيد
.سفرتون بي خطر
بيا- ممنون-
قهوه مي خواي- ممنون-
.صورتهاي اونها محزون و فراموش نشدني بود
اونها به ما در مورد رفقايي گفتند که به طرز مرموزي ناپديد شدند
و گفتند که اونها جايي ته دريا هستند
،اون يکي از سردترين شبهاي زندگي من بود
ولي در عين حال يکي از شبهايي که باعث شد به اين نسل از انسانها نزديکتر بشم
!تو
تو هم همينطور
تو اونجا
تو
تو نه،بغل دستيت
تکون بخوريد
تو اونجا ، تو هم همينطور
تکون بخور
اون يکي اون پشت
تويي که اون بالايي
زود باش،برو تو وانت
بقيه برن خونه
زود باشيد ديگه
...اين وانت پر شده
هي،بيخيال
شما دوتا اينجا چيکار مي کنيد؟
هيچي فقط نگاه مي کنيم- به چي نگاه مي کنيد-
اينجا که جاذبه توريستي نيست،گم شيد
نمي بيني اينا تشنه شونه؟
چرا بهشون يه کم آب نميدي،لعنتي؟
قبل از اينکه به نگهباني زنگ بزنم که دستگيرتون کنند،بريد گم شيد
چرا بايد اين کار رو بکنند؟- چرا؟-
تجاوز،اينجا جزء اموال شرکت معدنکاري آناکونداست
مواظب در باش
اي حرومزاده
همينکه چوکي کاماتا رو ترک کرديم احساس مي کرديم که دنيا عوض شده
يا شايد ما عوض مي شديم؟
هر چي بيشتر پيش مي رفتيم مردم بومي بيشتري مي ديديم
که در سرزمين خودشون بي خانمان بودند
نهايتا وارد پرو شديم
به خاطر يه راننده وانت نيمه بينا به نام فليکس
و حدس بزن؟آلبرتو30سالش شد ولي نه تو ونزوئلا همون طور که پيش بيني کرده بود
اينقدر خسته بوديم که نمي تونستيم حتي جشن بگيريم،مامان
...فوزر
اين از توان هر آدمي خارجه
ما آخر به کوژکو رسيديم "قلب امريکا"
در روز اول ملاقاتمون در شهر دون نستور رو ديديم
راهنماي اصلي ما
آقا من داشتم فکر مي کردم که کدوم يکي از اين ديوارها اينکايي است؟
اين يکي اينکا و اين يکي اسپانيايي است
به عنوان يه جوک ميگم اين ديوار رو اينکا ساخته
و ديوار توسط معلولين درست شده اين همونيه که بشه ميگيم اسپانيايي
در دوران اينکا کوژکو پايتخت بوده
وقتي اسپانيايي ها آمدند، اون رو آشغالدوني کردند
و اسمش رو گذاشتند ، پايتخت ليما- ليما؟-
بله
اين متعلق به اتحاد عيسي مسيح
هنوز سر کار هستند؟- بله-
...هنوز سر کار هستند
ميگه هيچوقت به مدرسه نرفته
چون هميشه سر گاو و گوسفند بوده
و به خاطر همين اسپانيايي حرف نمي زنه فقط کچو بلده
...وقتي من بچه بودم ، همه چيز حداقل من اينطور فکر مي کنم که
اينقدر پول براي خريد همه چيز بود
ولي حالا فکر مي کنم که پول کم شده و کار نيست
اين داره روي ما اثر مي ذاره
من از وقتي کوچک بودم صنايع دستي مي ساختم
به خاطر همينه که وضعم زياد بد نيست خيلي هم خوب نيست ، معموليه
با هر دو دست
با هر دو دست ، نستور
تشکر
سلام
روز بخير
مدتي من بر روي يه زمين قديمي
.کار مي کردم
و بعد صاحب زمين من رو انداخت بيرون
من کارم رو مي کردم و اون من رو بيرون انداخت
چطوري بيرونت کرد؟ پليس آورد؟
آره ، پليس رو آورد
چون ثروتمنده،خيلي پول داره
از من خواست که زمينش رو خالي کنم
وقتي که آماده برداشت شده بود
آره داشت محصول مي داد ...گندم،ذرت،سيب زميني
و همه اون رو خودش بر مي داشت
به خاطر همين نمي تونستم زندگي کنم و بايد نقل مکان مي کردم
بايد پول پيدا کرد تا بچه ها رو آموزش داد
چندتا بچه داري؟- پنج تا-
با ديگر کارگرهاي مزرعه رديف شدي
آره- که دوباره مبارزه کنيد؟-
آره،ما به هم کمک مي کنيم که روي زمينمون کار کنيم
ما خيلي متحد به هم کمک مي کنيم
آماده اي فوزر؟
...خودشه ، خودشه
اين يکي براي بچه هات
اينکاها ستاره شناسي،جراحي مغز و رياضي رو در کنار بقيه چيزها بلد بودند
ولي مهاجمان اسپانيايي باروت داشتند
اگر اتفاقات فرق مي کرد امريکا امروز چه چهره اي داشت؟
...فوزر نظر من اينه
من با يه نفر از نسل اينکا ازدواج مي کنم
:ما زندگي خودمون رو تحت اين شرايط شروع مي کنيم
مردم رو تشويق مي کنيم که راي بدهند
انقلاب توپک امارو رو دوباره فعال مي کنيم يه انقلاب سرخپوستي-امريکايي ، فوزر
چطوره؟
انقلاب بدون اسلحه؟
هيچ وقت انجام نميشه
چطور بايد در مورد دنيايي که اصلا نمي شناسم حس نوستالژي داشته باشم؟
چطور ميشه جامعه اي که اين رو ساخته
...نابود بشه که
اين ساخته بشه؟
اين نيست- نه؟-
خيابون اشتباه است؟
مرکادرس شماره 52
بذار بپرسم
خيابون مرکادرس؟- مرکادرس؟-
دو بلوک ديگه به سمت جلو ، به سمت راست بپيچيد و 6 ،7 بلوک ديگه جلو بريد
اين بايد مرکادرس باشه
اون يکي هم همينطور
اين خيابون مرکادرسه؟- بله-
و اون يکي؟- بله-
بايد برعکس بشماريم
فوزر؟- ...بر عکس ميشه 4 ، 2-
چيه؟
مي تونم کمکتون کنم؟
اين کتاب ماريتگوء و شما بايد حتما کتاب سزار مالخو رو .هم بخونيد
بهترين اتفاق در ليما ديدار دکتر هوگو پش بود
مدير برنامه درمان جزام در پرو
که قبل از شروع سفر آلبرتو باهاش تماس گرفته بود
اون به ما لباس،غذا،پول و ايده داد
مارياتگي در مورد پتانسيل هاي انقلاب صحبت مي کنه
در بين کارگران بومي و کشاورز در امريکاي لاتين
اون ميگه مشکل سرخپوستها مشکل زمينه
و اينکه انقلاب نبايد تقليدي باشه
اون بايد اصيل و بومي باشه
اون ميگه که خيلي ناچيزه که بخواد تقسيم بشه
همه چيز ما رو پيوند ميده
.هيچ چيز ما رو جدا نمي کنه
بيشتر بيماران اونجا هستند
پش به ما دوتا تخت تو بيمارستان گيا داد
جايي که بيماراني که در اولين مراحل جذام قرار داشتند درمان مي شدند
اونهايي که اوضاع وخيم داشتند به جمعيت جذامي هاي سن پابلو در آمازون فرستاده مي شدند
زوريدا ، اينها آلبرتو و ارنستو هستند
فکر مي کنم حالا ديگه خوب همديگر رو مي شناسيم
بذار يه چيزي بهتون بگم
من به شما ارنستو و آلبرتو نگاه مي کنم
و ايده آليسم و خيلي فکرهاي ديگر رو مي بينم
به خاطر همين من خوشحالم که شما به سن پابلو مي ريد
من فکر مي کنم شما اونجا چيز مهمي پيدا خواهيد کرد
براي هر کدوم از شما
ممنون دکتر
من رو ببخشيد مي خواي يه چيزي نشونتون بدم
...يک چيز غافلگير کننده ديگه؟ چقدر زياد
چي داره مياره اسکويير؟- يه کتاب-
يه کتاب- تو اشتهات خيلي خوبه ، ليتو-
اين بزرگترين عشق زندگي منه ، البته بعد از همسرم
اين رمان منه
"عرض جغرافيايي سکوت"
من اميدوارم که افتخار به من بديد و اون رو بخونيد
البته- البته-
افتخاري براي ماست
شما مي تونيد تو يوکايالي نظرتون رو به من بگيد
البته ، ميشه؟- البته-
کي اول مي خونه؟
هر دوتامون
اون خيلي از من سريعتر مي خونه اون يه کتاب خون خيلي سريعه
خوب پسرها ، اينم کشتي لاسنپا
تا 5 روز ديگه تو سن پابلو خواهيد بود
!همه سوار شن
ماسترو
از مهمان نوازيت ممنون به خاطر بليط و چيزهاي ديگه
به خاطر همه چيز تشکر افتخاري بود
خواهش مي کنم
ممنون،خيلي ممنون
يه چيز ديگه ، يه چيزي يادتون نرفته؟
شما چيزي در مورد رمان نگفتيد
خونديش؟- البته-
و؟- چي مي تونم بگم؟-
...بدون اغراق بايد بگم که هيچ کس
مثل شما نمي تونه همچين داستاني تعريف کنه
براي من خيلي کار برد
ارنستو،نظر تو؟
اون خيلي خوشش اومد
اگر خوشش اومده ترجيح مي دم از خودش بشنوم
ببينيد دکتر من فکر مي کنم کتاب شما زياد جالب نبود
...کليشه هاي زيادي در اون بود و من
ولي خوب اونقدر بد نبود
...نه نوشته اساسا- بد-
اساسا قابل خوندن نيست
اين تلاش ارزشمندي بود دکتر ولي من فکر مي کنم شما بايد به چيزي بچسبيد که از همه بيشتر بلديد
من متاسفم ماسترو تو نظرم رو پرسيدي و نظرم همين بود
لعنت به تو پسر
هيچ کس تو زندگي اينقدر با من رو راست نبود
تو بي نظيري
بي نظير
خوب ديگه معطلتون نمي کنم
خدانگهدار،هميشه سپاسگذار خواهيم بود
مواظب باشيد
...شما
يه کيف نديدي؟
نه- يه کيف قهوه اي کوچک؟-
الان ميارمش
اون چش شده؟
!کمک بيار
بالش
بالش رو بده به من
آروم باش فوزر
آروم باش فوزر آدرنالين داره مي رسه
خوب ديگه فوزر تموم شد
فوزر،فوزر آروم باش،ديگه تموم شد
...خانم
من بايد از شما تشکر کنم که به دوستم کمک کرديد
اشکالي نداره، اون واقعا حالش بد بود
آره
خيلي من رو ترسوند- منم همين طور-
خيلي ممنون خانم
مي دوني چند وقت پيش اينجا بوفئو بود
يه بوفئو؟
دلفينهاي رودخانه،ولي ما بهشون ميگيم بوفئو
تا حالا هيچ کدوم رو ديدي؟
نه در موردشون شنيدم ولي هيچ وقت نديدم
من مي خوام يه رازي رو بهت بگم
دستگاه تناسلي بوفئو ماده شبيه انسان
و بومي ها با اونها ارتباط دارند
ولي يه مشکل هست
وقتي کارشون تموم شد بايد حيوان را بکشند
چون حيوان رهاشون مي کنه
خانم مي تونم ازتون يه سوال بپرسم؟
بگو
چي شما رو به اين آبهاي نامهربان کشونده؟
من روي قايق کار مي کنم
من بين پوکالپا و لتيشا مي رم
من اهل پوکالپا هستم
پوکالپان؟- پوکالپايي-
آها فهميدم- اونجا بودي؟-
آره اونجا پر از زنهاي زيبا است ولي شما از همه دوست داشتني تر هستيد
ممنون- خواهش مي کنم-
و چطور پول هر سفر رو ميديد؟
من يه بخشي از گوشواره ام رو به ناخدا مي دم
و چطوري گوشواره بدست مياريد؟
خوب اگر بياي تو کابينم بهت نشون ميدم
اسمم لوز ، در صورتي که خواستي بدوني با کي داري کار مي کني
لوز کوچولوي من من براي يک شب تمام طلاي آکونکاگا رو بهت ميدم
ولي عزيزم من پولهام تموم شده
خوب در اون صورت دوست من بايد من رو ببخشيد
هي- من بايد زندگيم رو تامين کنم-
اين طوري که من رو نمي خواي ترک کني؟
من 15 دلار رو لازم دارم،فوزر- چي؟-
اسمش لوز
اون يه داستان در مورد ماهيها و سرخپوستها تعريف کرد،من رو بوسيد
اينقدر حشري شدم که دارم مي ترکم
خرجشون کردم
نه ، فوزر
من رو سر کار نذار
ما با هم صحرا رو رد کرديم، با هم ...گرسنگي کشيديم، يخ زديم
الان نياز من از مايوي چيچينا بيشتره
ندارمشون
دادمشون به اون زن و شوهر تو معدن
ازش خواستگاري کن خوب
برو گمشو،فوزر
بانک برنده است آقايون
خوب آقاي لويد بازي رو ترک مي کنند
عصر بخير- عصر بخير قربان-
خانم- ورقها رو قرار بديد-
هشت تا- ده تا-
يکي
آقا اين بازي مخصوص بچه مدرسه اي ها نيست
نمي دونستم تو پرو مردانگي رو با شرطها حساب مي کنند
خيلي خوب،بازي کنيم
ورقها آقايون
باز کنيد
ورقها؟- يک-
آقا؟- نه-
آقا؟- يک-
من مي خوابم
کارت- البته-
ممنونم
آقايون بانک 21 هست
آقا؟ 17
متاسفم آقايون؟
مرد جوان؟- بيست و يک-
چقدر گذاشته بوديد؟- يک-
خوب اوليش
خوب ادامه مي ديم ، آقايون
دو تا
آقايون خوابتون نبره
سي تا- ده تا-
!خوب آقايون يک بار ديگه
امکان نداره
من چقدر بايد به شما بدم؟- سي تا-
خوب بانک خالي ميشه
به اميد ديدار
من ديگه بازي نمي کنم
خوب حالا فکر مي کنم فهميديد که سر ميز کي مرده
مي بخشيد آقايون
حرومزاده
حالا ميليونر شديم،بريم يه چيزي بخوريم
البته، اين لقمه رو اينجا ببين
چه شب خوبي
ارنستو، اين لوز يعني روشنايي
در خدمتم
نور الکتريسيته اي که روياهاي من رو روشن مي کنه
آماده باش که نمي دوني چي به سراغت مياد
نرودا؟
گرانادو
شما دکتر برسياني هستيد؟
چطوريد بچه ها؟ سفر چطور بود؟
بله- طولاني ولي خوب بود-
يه کم طولاني بود ها؟
آلبرتو ، ارنستو؟- نه بر عکس-
خوشبختم،من برسياني هستم- خوشبختم دکتر-
دکتر پش خيلي مشتاقانه در مورد شما صحبت مي کرد به سن پابلو خوش آمديد
به هر حال من يه نامه از ايشون دارم
الان مي خواهيد ببينيدش؟- بعدا-
خوب حالا که اينجا هستيم در مورد جمعيت جذامي ها براتون توضيح مي دم
آمازون اين جمعيت رو به دو قسمت تقسيم کرده
بيماران در بخش جنوبي زندگي مي کنند
و دکترها،پرستارها و کارکنان در بخش شمالي
به همراه تعدادي از راهبه ها که کارشون رو با علاقه فراوان انجام مي دهند
اين اتاق شماست
تخت خوابها زياد نرم نيستند ولي براي ستون فقرات خوبند
شما مي تونيد بيمارستان رو از اينجا ببينيد و آزمايشگاه اونجاست
دکتر سوزا ليما اينها داوطلبين آرژانتيني هستند آقاي گرانادو
آقاي ارنستو گوئوارا
آلبرتو فکر مي کنم شما در آزمايشگاه تجربه داريد، درسته؟
درسته
فکر مي کنم بتونم کمک کنم چرا آزمايشگاه رو بهش نشون نمي ديد؟
ارنستو تو بايد در بيمارستان با مشاوران به من کمک کني
ما افرادي که به شدت مريض هستند رو به آنجا مي بريم، از بخش جنوبي مياريمشون
سلام دکتر
اينجا عمل هم مي کنيد؟- بله،يه اتاق عمل اونجا داريم-
اين الويا است اون دختر يکي از بيمارها است
چطوره؟
حالش خوبه؟- بهتره دکتر-
همون درمان رو ادامه بديد- باشه-
دکتر چند تا مريض در بخش جنوبي زندگي مي کنند؟
تقريبا 600 نفر- همشون پرويي هستند؟-
نه همشون، بعضي از کلمبيا
ونزوئلا و ديگر کشورهاي امريکاي جنوبي
پيشنهاد مي کنم اين دستکشها رو دست کنيد
با اينکه جذام تحت درمان مسري نيست
ولي راهبه ها سر اين مساله خيلي مصر هستند
پس اگر مسري نيست اين که خيلي نمادين ميشه ، درسته؟
آره دارم بهتون مي گم که دشمن پيدا نکنيد
دکتر مارو مي بخشيد ولي ما اونا رو دستمون نمي کنيم
ممنون دکتر
بعدا نگيد ، نگفتي- باشه-
جعبه ها رو بيار بيرون
از اينطرف پسرها
عصر بخير- عصر بخير-
به سن پابلو خوش آمديد- ممنونم-
پاپا کارليتو در خدمت شما
نمسيو رينا- من ارنستو گوئوارا هستم-
من آلبرتو گرانادو،از آشنايي تون خوشبختم
دکتر شما قوانين رو براشون نگفتيد؟
خوشبختم
چطوريد نمسيو؟- من خوبم-
پاپا کارليتو رهبر جامعه است اينها دکترهاي آرژانتيني هستند
افتخاريه،بعدا مي بينمت
اونها آدمهاي بزرگي هستند
دکتر بسياني اين آقايون تازه اومده اند و هر کاري که از دستشون بر بياد انجام مي دهند
مادر سن آلبرتو
اين آقايون تجربيات پزشکي از بوينس آئرس و کوردوبا دارند
اين به اونها اين اجازه رو نمي ده که قوانين رو بشکنند
چرا در اين مورد بعدا صحبت نمي کنيم؟
ممنونم مادر،شما خيلي فهيم هستيد
ببخشيد
اون راهبه ارشده
فکر کنم من رو مي خواد- آره فکر کنم-
سلام
اينجا غذاخوريه
راهبه ها اينجا يکشنبه ها غذا درست مي کنند
ولي به کساني که تو مراسم شرکت کنند غذا مي دهند
بيشتر بيماران توسط خانواده هاشون به اينجا فرستاده شده اند
يا از شغلشون اخراج شده اند
به همين خاطر سعي مي کنند با ساختن خانه هاشون با زندگي جديدشون وفق پيدا کنند
با کشاورزي و پرورش حيوانات
دکتر- روز بخير-
سيلويا چطوره؟- نمي خواد عمل بشه-
ممنونم
سيلويا يکي از بيماران متمرد
عمل آخرين شانس براي نجات دست اونه
سلام سيلويا
اون که خيلي جوونه
مي تونم باهاش حرف بزنم؟
مي تونم بشينم؟
دستت درد مي کنه؟
تو چته؟
من با ريه هاي خراب به دنيا اومدم
متاسفم
اونقدر بد نيست
باعث شد از سربازي معاف بشم
ديگه نبايد پوتين کسي رو تميز کنم
به خاطر همين دکتر شدي؟
چون مريضي؟
شايد
اولين چيزي که ياد گرفتم،تزريق بود
مي خواستم به نوعي مفيد باشم
داري وقتت رو تلف مي کني
چرا؟
زندگي فقط درده
آره،تقريبا سخته
بايد براي هر نفس بجنگي و به مرگ بگي بره گم شه
...فوزر
برسياني مي خواد براي من يه توصيه نامه بنويسه
که در کاراکاس در بيمارستان کابو بلانکو بمونم
چطوره؟
خوبه،نه؟
خوبه؟
چي شده فوزر؟
رودخانه رو ديدي؟
آره
اون مريضي رو از سلامت جدا مي کنه
آره
اين دست رو ببينيد
اينجا
پاک کن
حالت خوبه؟
چاقو
اينم از اين
به من نگاه کن،تو چشمهاي من نگاه کن
خوبي؟
عصب داره مياد بيرون،عصب درشتيه
من چهارتا خواهر و برادر دارم
سليا و ماريا روبرتو و مارتين
بايد بگم که دلم بيشتر براي اونها تنگ شده
و مامانم
بايد زودتر به ما مي گفتي
اين آخريا فوتبال بازي کردي؟
نه اخيرا
خوشحال ميشم دفعه بعد کتوني پات کني
و يادت نره که من رو دعوت کني- افتخاريه براي من-
خيلي خوب،شمالي ها
اون يکي رو بگيريد
!يالا، جنوبي ها
خيلي خوب،جنوبي ها
پخش بشيد
اون رو بگير
!گل
چي شد؟
چي شد چوبي؟ !ميخت کرديم
!گمشو بابا
يه کم ذرت،پياز،برنج
ببخشيد
خواهر چرا به ما غذا نمي ديد،مشکل چيه؟
قوانين مادر سن آلبرتو مشخصه
غذا به کساني داده ميشه که تو مراسم شرکت کردند
چون تو مراسم نبوديم به ما غذا نمي دن؟
کي گفته؟- سن آلبرتو-
...مادر
بله،پسرانم؟
ما اگر امکان داشته باشه مي خواهيم غذا بخوريم- ما هم مثل بقيه سزاواريم که غذا بخوريم-
ولي شما به مراسم نرفتيد- نه-
پس چطور وقتي به روح غذا نداديد مي خواهيد به جسم غذا بديد؟
!ولي مادر،خدا رو خوش نمياد که به ما غذا نديد
ما تو اين خونه قوانيني داريم و اونها بايد رعايت بشوند
من هيچ کتاب قانوني نديدم
منم همين طور فکر کنم اگر پيداش کنم بخورمش
ناهارت
دزديديش؟- آره-
ممنون
از سن آلبرتو دزديدي؟- آره-
ممنون
عميقه؟- آره-
مي خوري؟- نه مرسي-
چيه؟
از کاراکاس؟- کاراکاس؟-
عاليه
عاليه مگه نه؟
بايد برم؟
چيکار مي خواي بکني؟
شايد ديگه وقت استراحته؟
...يه کار ثابت،يه دوست دختر
تجارت روده
تو چي؟ بر مي گردي به مدرسه تو بوينس آئرس؟
نمي دونم، اگر راهي براي برگشت داشتم آره
هفته ديگه تو 24 سالت ميشه فوزر
بايد فکر کنم،ها؟
اون خوب مي رقصه راهبه رو ديده بودي؟
اين رو ببين
برقص
براوو
ممنون
همراه خوبيه ها؟- عالي-
گوش کن همون تانگويي که تو ميرامار رقصيدي
دوسش دارم
فهميدي؟ بلدي اين طوري برقصي؟
اين يکي فقط تند تره،درسته؟- تو خوب مي رقصي-
و فکر مي کنم يه خانم جواني هست که دوست داره با تو برقصه
بايد ازش بخوام درسته؟
پرنده جواني پرواز کرده و بر نمي گرده !پرواز کن مرد ، پرواز
مي خواي برقصي؟
اين رقص رو بلدي؟- بله-
اين نوعش يه کم تندتر از اونيه که من بلدم
مامبو
!بزار ارنستو برقصه
فکر مي کني اين تانگو بود؟
!اين مامبوء فوزر
!سه تا آرزو کن
خوبه
دوستان عزيزم يه لحظه
فکر مي کنم اين بهترين زمان براي اينکه ارنستو و ...آلبرتو بفهمند که
چقدر ما از اونها سپاسگذاريم نه فقط به خاطر اومدنشون به اينجا
...بلکه به خاطر شور و فداکاري
که اونها به سن پابلو در طي اين سه هفته .نشون دادند
به نشانه قدرداني ما براي اونها يه چيز غافلگيرکننده داريم
ما فردا به شما يه قايق ميديم که بتونيد به سفرتون ادامه بديد
:قايق بعد از رقص ابداعي امشب ناميده ميشه
مامبو - تانگو
آدم خوب- ممنونم دکتر-
سخنراني سخنراني
اين وظيفه منه که بابت اين مهموني از شما تشکر کنم
به وسيله چيزي مفيدتر از سخنراني
ولي به واسطه شرايط نامناسبي که ما در اون سفر مي کنيم
.چيزي غير از صحبت نداريم
با استفاده از اونها مي خوام سپاس خالصانه خودم رو اعلام کنم
به تمام کارکنان جمعيت که ما رو زياد نمي شناختند
و شفقت خودشون رو با جشن گرفتن تولد من نشون دادند
اينقدر خودماني که انگار تولد يکي از خودشونه
فردا ما پرو رو ترک مي کنيم
پس در واقع اينها حرفهاي خداحافظي منه
که در اون من مي خوام بگم که چقدر از مردم اين کشور سپاسگذارم
که سخاوتمندانه از ما بارها مراقبت کردند
من مي خوام چيز ديگه اي هم اضافه کنم که ...هيچ ربطي به اين موضوع نداره
نترسيد،نمي خوام برقصم
با اينکه کوچکتر از اون هستيم که در مورد اين انگيزه بزرگ صحبت کنيم
باور داريم
و اين سفر هم اين باور رو تقويت کرد
که تقسيم امريکا به کشورهاي بي ثبات
و غير واقعي کاملا يه حيله است
ما نژاد دورگه اسپانيولي و امريکايي هستيم از مکزيک تا تنگه ماژلان
و براي همين و با تلاش رهايي خودمون از ذهنيت بسته و افکار محدود
من به سلامتي پرو مي نوشم
و امريکاي واحد
به سلامتي- به سلامتي-
به سلامتي
براوو
چي شده؟
مي دوني قايق کجاست؟
نه،نمي بينمش
من مي خوام تولدم رو اون طرف هم جشن بگيرم
حتما،فردا که قايق رو پيدا کرديم ميريم اون طرف
نه،همين الان- نه تو نمي ري-
تولد من امشبه،نه فردا
مي دونم فوزر ولي تو نمي ري
ديوونه شدي؟توي شب؟ جانورا زنده زنده مي خورنت
چند دفعه فکر مي کرديم که نميشه؟
و نگاه کن،صحيح و سالم اينجاييم- ولي ايندفعه فرق مي کنه،فوزر-
چرا؟- چون من باهات نميام-
من اونجا نميرم- تو هميشه با من بودي،ميال-
بيا اينجا،آشغال،برگرد
!مامانت من رو مي کشه
!فوزر بيا اينجا
ارنستو به حرفهاي من گوش کن
ارنستو برگرد
گمشو
ارنستو برگرد
لعنتي برگرد
چي شده؟
اين احمق مي خواد عرض رودخانه رو شنا کنه
چي؟
بهم بگ کسي تا حالا اين رودخانه رو شنا کرده
تمام اين سالها که من اينجام، هيچ کس
ارنستو برگرد اينجا،لعنتي
پسر به حرف رفيقت گوش بده
گوش نمي کنه
بيا اينجا بچه- برگرد ارنستو-
برگرد خطرناکه
ارنستو
ارنستو برگرد- ارنستو برگرد-
جريان آب تنده
چي شده؟
نمي دونم يه خبريه
ارنستو يه بار تو زندگيت به حرف من گوش بده
جريان آب تندتر شده
چيکار مي کنه؟
احمق مي خواد عرض رودخانه رو شنا کنه
برگرد لعنتي
ارنستو
...داره شنا مي کنه
اون ارنستوء؟- آره داره به سمت ما شنا مي کنه-
اون رسيد
پسر برگرد
خسته شده- تو مي توني ارنستو-
اون رسيد
برو،برو،برو ارنستو
برو
فقط يه کم ديگه
اون رفت،پسره چموش رسيد
اون رسيد
!آفرين ارنستو
هميشه مي دونستم مي تونه
...هميشه مي دونستم
پدر سوخته
دلم برات خيلي تنگ ميشه
مواظب خودت باش
به اميد ديدار نمسيو
پاپا کارليتو خيلي غمگينه
مواظب خودت باش
خدانگهدار بين
دلمون برات تنگ ميشه- منم همين طور-
براي همه چيز ممنون
ما رو فراموش نکن
مواظب خودت باش- تو هم سيلويا-
تشکر
خدانگهدار ارنستو
مواظب خودت باش
مواظب خانواده ات باش
شما هم مواظب خودتون باشيد بچه ها
خدانگهدار،مارو- سفر بي خطر-
من براي خداحافظي يه سخنراني پر از کلمات قصار آماده کرده بودم
ولي الان هيچي يادم نمياد
همينه ديگه
...چه
چيه؟
الان هنوز دير نشده که بياي و با من تو .کابو بلانکو کار کني
،تو مي توني بعد از فارغ التحصيل شدنت برگردي من منتظرت مي مونم
نمي دونم
نمي دونم
مي دوني ميال،تو اين زماني که ما تو جاده صرف کرديم
يه چيزي اتفاق افتاد
يه چيزي که من بايد تو يه وقت زياد در موردش فکر کنم
...بي عدالتي خيلي زياده
!!زود باش پرواز داره ميره
خوب،من بايد برم
صبر کن،اين رو ببر کمکت مي کنه
تو نگهش دار- نه مال توء-
خوب من برم- آره-
برات نامه مي نويسم،خوب؟
...فوزر
من بايد يه چيز مهمي بهت بگم
تولد من 2 آوريل نيست، تولدم 8 آگوسته
اينطوري گفتم که فقط انگيزه مون بيشتر بشه- مي دونم-
مي دونستي؟- آره-
اي پدر سوخته
خدانگهدار،ميال- خدانگهدار دوست من-
.اين داستان فتوحات قهرمانانه نيست
اين داستان دو زندگي است که براي مدتي با هم همراه شدند
با اميال مشترک و روياهاي يکسان
آيا ديد ما خيلي بسته بودو؟ يا خيلي عجول و شتابزده؟
آيا فرجام ما سخت خواهد بود؟
...شايد
گردش در اطراف امريکاي خودمون
من رو بيشتر از اون چيزي که فکر مي کردم،تغيير داد
من ديگه خودم نيستم
حداقل اون من قبل نيستم
هشت سال طول کشيد تا ارنستو و آلبرتو دوباره همديگر رو ببينند
در 1960 گرانادو براي زندگي و کار به کوبا دعوت شد
دعوت از طرف دوست قديميش فوزر بود که حالا شده بود: رفيق ارنستو چه گوارا
يکي از برجسته ترين رهبران انقلاب کوبا
چه براي رسيدن به ايده هايش براي مبارزه به کونگو و بوليوي رفت
و با پشتيباني سازمان سيا .در اکتبر 1967 کشته شد
گرانادو وفادار به دوست هميشگي خود فوزر
در کوبا باقي موند و مدرسه طبي در سانتياگو داير کرد
او هم اکنون در هاوانا به همراه همسرش دليا .فرزندان و نوه هايش،زندگي مي کند
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.