Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« سان فرانسیسکو، سال ۱۸۷۸ »
« چینیها رو برگردونین »
به خیالت حریف من میشی؟
سؤال درست اینه که
واقعاً دلت میخواد بفهمی؟
« آنچه در فصل اول مـبـارز گذشت... »
واقعاً فکر میکنی که پدر میخواست از اقیانوس
رد بشی تا خودت رو به کُشتن بدی؟
هنوز از راه نرسیده عضو دار و دستۀ دشمن شدی،
بعدشم بازداشتت کردن
و با یه زن سفیدپوست وارد رابطه شدی که
همسر شهرداره
قدم بعدیت چیه؟
منم خوشحالم میبینمت
آسام، ایرلندیها به خشونت متوسل شدن
به محافظت نیاز داریم
- گیرت میارم - امیدوارم
قراره بین انجمنها جنگ بشه،
اگه طرف اشتباهی باشی...
کوچکترین درنگی نمیکنم
اینجا چین نیست، محلۀ چینیهاست
تو نمیتونی جلوی این اتفاق رو بگیری
مای لینگ خواهرمه
خواهرت بوده
ولی اینجا، دشمنته
چینیها دارن گستاختر میشن،
حالا وارد محلهمون میشن، توی خیابونهامون آدم میکُشن
شهردار ازم خواسته یه جوخۀ جدید برای محلۀ چینیها تشکیل بدم
الان شهردار باید نشون بده که با جنایتهای محلۀ چینیها قاطعانه برخورد میکنه
اون براش هیچ اهمیتی نداره که آتش این سختگیری دامنگیر کی میشه
ولی از بخت خوبم، تو میتونی این آتش رو دامنگیر اونها کنی
میخوام توی خیابونها خون به پا بشه
به خواستهت میرسی
اگه میخوان بجنگن، بیا آرزوشون رو برآورده کنیم
اوضاع از کنترل خارج شده
دو مبارز، بهترین مبارزان انجمنهاتون
یه دوئل؟
نباید براشون بجنگی
لی یانگ تو رو میکُشه
به نظرم اگه ببرم، قدرت نماییِ کوچیکت تموم میشه
تو لانگ زی رو کُشتی
تو دیگه چه جور موجودی هستی؟
خداحافظ، آسام
آمادهای؟
فقط یکیمون از اون رینگ زنده بیرون میره
دو انجمن با این مبارزه اختلافاتشون رو برطرف میکنند
این بازی اجتنابناپذیره
این توافق یه پیروزی برای انجمنت بود،
ولی همونطور که حدس میزنی، بهخاطرش خوشحال نیستم
اگه یه قدم از اون ناحیه بیاین بیرون،
تا سر خوشگلت روی این میز نباشه،
دست بردار نیستم
آسام چی میشه؟
اون دیگه به دردمون نمیخوره
کار به اینجا کِشیده
اینجا من یکیام مثل بقیه
بیخیال. جفتمون میدونیم که اینطور نیست
پادشاه مُرده،
زنده باد ملکه
دیگه نیازی نیست اینکارو بکنی
میخوام برگردی
زندهای
کم کم دارم حس میکنم همینطوره
قراره شلوغ کاری بشه
احتمالاً
فقط دو راه پیش روی جنگجوهاست:
یا کُشته بشن یا بهتر
« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما » :.:.: FilmoGen.Org :.:.:
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali99 & Cardinal .:
▷ Instagram.com/Aliakbar.1999 ▶ @IST_Subs
آمادهای؟
- دوست داری چطور بمیری؟ - آره!
سرش رو زیر پات لِه کن!
دخلت اومده، چینیکیری!
لعنتی!
پولهامونو پس بدید!
یه لحظه نگرانم کردی
خب، یُقُر بود
- اونقدر ها هم یُقُر نبود - امروز نبود، بگذریم
ممنون
هیچوقت پولت رو نمیشماری
بهت اعتماد دارم
ممکنه اشتباه کنم
یه حسی بهم میگه
تو یکی چندان اهل اشتباه نیستی
میتونم قصۀ اشتباهاتمو برات تعریف کنم
بر منکرش لعنت
خب...
خودت چطور؟
اینجا چه کار میکنی، آسام؟
همون کاری که بقیه میکنن
بقیه پول لازم دارن... ولی تو نداری
انجمنها هوای اعضای خودشون رو دارن
پس سؤال اینجاست که
مزدور محلۀ چینیها توی رینگ مبارزۀ باربِری کُوسْت چیکار میکنه؟
هان؟ دنبال چی میگردی؟
میخوام آمادگیم رو حفظ کنم
هر وقت خواستی جوابت رو عوض کنی،
بیا سراغ خودم
هدفت هر چی که باشه، مطمئنم میتونم کمکت کنم
ممنون
به کمک کسی نیاز ندارم
فعلاً
« به یادبود رز، ایان و دنیل لیری »
قبر همسرته؟
آره
و دو تا پسرم
ایان و دنیل
خـ... خیلی متأسفم
چی شد که فوت کردن؟
آبله
۸ سال پیش
تازه از نیویورک اومده بودیم اینجا که آبله همهگیر شد
چه بد
اگه نمیمُردن، الان جوان بودن
چیکار میکنی؟
قبر پدرم بالای همین تپهست،
و هفتهای دو بار گلهای سر خاکش رو عوض میکنن،
تازهشم، اون همه گُل برای یه مرد زیادیه،
مگه نه؟
دوست دارم گلها رو بذارم سر خاک بقیه
مطمئنم اگر پدرت بود، از این کار خوشش میاومد
خب، من فرض رو بر این گرفتم که اگه بود
حالش از این حرکت تخمیم بهم میخورد
واسهت خندهداره؟
نمی دونستم یه خانم متشخص مثل تو اینطوری فحش میده
عجب
بهنظر من که بهت نمیاد چندان
با خانمهای متشخص نشست و برخاست داشته باشی
زود قضاوت میکنی، نه؟
جنابعالی فیالفور گفتی که من
یه خانم متشخصم
البته
عذر میخوام
عذرخواهیت قبوله
خب، مزاحمت نمیشم
چیه؟
ممنون، دختر جان
فکر کردم دیگه مبارزۀ توی باربری کوست رو گذاشتی کنار
فکر نکنم
چیزی رو که دنبالشی، اونجا پیدا نمیکنی
نمیدونی دنبال چی هستم که
دنبال نقطه ضعفهات میگردی،
نقص تکنیکیت که باعث شد از لی یانگ شکست بخوری
همونطور که گفتم، پیداش نمیکنی
خب، بعضی وقتها هدف بیشتر گشتن هست تا پیدا کردن
یعنی چی؟
چه میدونم. به خیالم داریم حرفهای کلیشهای بهم میزنیم
خیلیخب
- دیگه کلیشه بی کلیشه - باشه
این یاروها رو توی رینگ دیدم
همونها که گیسهای بُریده به ژاکتشون بسته بودن
اسم خودشون رو گذاشتن ژیگولها
دیدمشون
اون گیسها بخشی از مراسم عضویتشونه
برای عضویت باید پوست سر یه چینی رو بکَنی
تو فکر این بودم که باید یه سر بهشون بزنیم
الان نه. اخیراً زیاد فعال بودیم
اگه ولشون کنیم،
فردا پوست سر یه چینی دیگه رو میکَنن
اگر پشت سر هم سفیدپوستها رو بکُشیم،
امنیت خودمون و محلۀ چینیها رو به خطر میاندازیم
تو ازم درخواست کمک کردی
این کمک به من محسوب نمیشه
فقط خودت دنبال یه بزن بزن دیگهای
رینگ مبارزه، ژیگولها...
میخوای مبارزهای رو ببَری که تموم شده
باز برگشتیم سر کلیشهها
چه بیای چه نیای، من میرم سراغشون
امشب
امشب برمیگردم
اگر بهشون بگم پول نداشتی،
واسهت خیلی بد میشه
اونها یه مشت چینیکیریـن، بیل
اصلاً جاشون تو آمریکا نیست
هیچ حقی ندارن
خودت قمار کردی، خودتم باختی
خودشون میز رو دستکاری کردن!
یه میز درست و درمون توی محلۀ چینیها پیدا نمیشه
با این همه بازم قمار کردی، مگه نه؟
خب، میخوای چه کار کنی؟ پاهام رو بشکنی؟
حالا جیرهخوار چینیها شدی؟
هر بلایی سرت بیارم...
از کاری که اونها باهات میکنن بهتره
من آه در بساط ندارم، بیل
حتی یه پاپاسی تخمی هم ندارم
حلقهای که دستته چطور؟
- این مال پدرم بود - جداً؟
اگه بود الان چی میگفت؟
گوش کن...
میدونم چقدر پدرت رو دوست داشتی
مرسی
برای همین، وقتی تصمیم گرفتی که خودت شرکتش رو مدیریت کنی،
تمام تلاشم رو کردم تا ازت حمایت کنم
ازت ممنونم
تو زن شهرداری و الان
۱۰۰ تا حمال چینی استخدام کردی
متوجهی که منو توی چه موقعیتی قرار میدی؟
به نظرم که اوضاعت با کارخونهدارها
گل و بلبله
اونها حسابی از کارگرهای چینی خوششون اومده
من میخوام بیطرف باشم
منم میخوام کسب و کارم رو نجات بدم
خبر دارم که لایمون مریودر پیشنهاد خیلی خوبی برای خریدِ
شرکتت داده
شرکت فولاد مرسر میراث پدرمه
پس این کوفتی رو بفروش!
با درآمدش یه...
موسسهى خیریه به یادبودش برپا کن
ببخشید. مزاحم صحبتهاتون شدم؟
سوفی. آره. ولی چقدر دیر
صبح بخیر، آقای شهردار
سوفی
بارها ازت خواستم که بهم بگی ساموئل
اُه، میدونم
فقط حس میکنم کار اشتباهیه
سوفی
باشه. ساموئل
میشه توتها رو بدی بهم، ساموئل؟
با اجازه
اجازه میدیم، ساموئل
بعداً به بحثمون ادامه میدیم
- فعلاً، خانمها - فعلاً، ساموئل
شوهرت عین سیبزمینیه
باید مؤدبتر از اینها باشی
ناسلامتی تو خونهش زندگی میکنی ها
ترجیح میدم فکر کنم خونۀ توئه
خوشبختانه، نمیتونی من رو مثل نیدین بفرستی مدرسۀ شبانهروزی
برای بار آخر میگم، من نفرستادمش بره
خودش خواست بره
میدونم
شرمنده
فقط... دلم براش تنگ شده
منم همینطور
میدونی، اون روز از خانم تورنهیل شنیدم
پسرش، اسپنسر، دوست داره تو رو ببینه
جون من؟
- آره - نه
از قرار معلوم یه جا تو رو دیده و از اون موقع
یه بند داره درموردت حرف میزنه
منو توی مراسم تدفین پدرمون دیده
و مَردی که خاطرخواه یه زن عزادار میشه مشکلاتی داره که...
علاقه ندارم ازشون سر در بیارم
عجب دختر تخسی هستی
هر مَردی که سمتت اومده یه عیب روش گذاشتی
من تیزبینـم. تو هم بعضاً سعی کن باشی
ببخشید. حرف بدی زدم
من دوستت دارم، منتها کاش
اینقدر همهش مواظبم نباشی
یکی باید باشه دیگه
مای لینگ، حضورتون باعث افتخاره
ممنون
چی تقدیمتون کنم؟
میبینم که لیموهای تازه آوردی
آره
همین امروز صبح از لسآنجلس برامون اومده
ظاهراً همسرت بیماره
باید بره دکتر
بهش گفتم، اما...
اصرار داره که با هم مغازه رو بچرخونیم
مغازه رو که بستیم، میبرمش دکتر
همهشو میخرم
چی؟
تمام لیموهات رو. هر چی رو میزت داری
ببرش دکتر
پس هر وقت عشقت بکِشه میری اونجا،
یه حریف پیازچرون برات انتخاب میکنن،
و میافتی به جونش؟
بهتره گاهی امتحانش کنی
کونگفو ارزونی خودت
مبارزه بدون چاقو خیلی حال نمیده
قرار نیست حال بده
خب، پس چرا به خودم زحمت بدم؟
این مسخرهبازی رو باور میکنی؟
باورم نمیشه پدر جون با این قضیه موافقت کرد
جوری قدم میزنه که انگار صاحب این محلۀ کیریه
بیا. بیا بریم
فوت پدرش،
شرایط رو حساس کرد
ولی اینکه همسر شهردار حمال چینی استخدام میکنه، مشکلسازه
جان من، باکلی؟
واقعاً نظرت همینه؟ بنازم به نتیجۀ هوشمندانهت
چطور خودت بری با زن کلهشق من چک و چونه بزنی و
من وایسم یه گوشه و چند تا
راه جدید و هیجانانگیز پیدا کنم تا چشم بسته غیب بگم؟
اگر فشارآوردن توی خونه کارساز نیست،
شاید راهش
موضعگیری قویتر در ملأ عام باشه
باید شدیداً علیه استخدام کارگرهای چینی جبههگیری کنیم
و نذاریم کسی به موضعت شک کنه
اینطوری ریاکارتر از همیشه به نظر نمیام؟
شاید اینم چشم بسته غیب گفتن باشه،
ولی متأسفانه انگِ ریاکاریتون دیگه پاکبشو نیست
البته، به لطف همسرتون
در همین حین،
شاید بتونم خانم بلیک رو از سمت دیگهای
لای منگنه بذارم
منظورت از سمت کارگرهای ایرلندیه؟
به آتشِ خشم اونها که همچنان دامن میزنم
چطوره بودجهش رو بیشتر کنیم
تا بتونه کارگرهای ایرلندی استخدام کنه
و قضیه فیصله پیدا کنه
اونوقت اگر مطبوعات بو ببرن که
دارین بودجۀ کلانی در اختیار همسرتون میذارید چی؟
فقط همین مونده که همه
ما رو زیر ذرهبین بگیرن
لازمه بهت یادآوری کنم که اول کار
همین جنابعالی مرسر رو تحت فشار گذاشتی
تا حمالهای چینی رو استخدام کنه؟
آره، تا از شما محافظت کنم، هنوزم در تلاشم همین کارو بکنم
حتماً میدونید ملت چی در گوشِ هم پچپچ میکنن
نگو
مردی که از پس زنش برنمیاد...
گفتم نگو
بسیارخب، قربان
مای لینگ داره عین ملکۀ مادرقحبۀ محلۀ چینیها اینجا قدم میزنه
اعضای فونگ های ریختن تو محلهمون
که اگر جلوشون کمر خم نمیکردیم
هیچکدوم از این اتفاقها نمیافتاد!
بیش از حد نگران نظر مردم شدی
خودت رو درگیر ظاهرِ ماجرا نکن
اصل ماجرا رو دریاب
«اصل ماجرا» اینه که از دید بقیه ما ضعیفیم!
کمکم بقیۀ انجمنها هم به فکر میافتن سوارمون بشن
هاپ وی قبل از اینکه مای لینگ بیاد اینجا وجود داشت
ادا و اطوارهای مای لینگ لطمهای به
شهرت ما وارد نمیکنه
اتحاد لانگ زی و فونگ های در واقع
قبر مای لینگ رو میکَنه
حتی اگر مای لینگ معاهده رو نقض نکنه، فونگ های این کارو میکنه
بعدش...
میتونیم با حمایت کامل ۶ کمپانی بهشون حمله کنیم
کیر تو ۶ کمپانی
اونها همراه ما نمیجنگن
احمقبازی در نیار
با از دست دادن حمایت ۶ کمپانی، محلۀ چینیها رو از دست میدی
روشن شد؟
نه! روشن نشد!
حداقلش اون زیرخواب لانگ زی بود
بهانۀ تو چیه؟
حرف دیگهای داری؟
طلای خالص... یه یادگار خانوادگی
عجب مادرجندۀ بیاحساسی هستی، بیل
گوش کن...
من به قدر کافی برات کار کردم
به قدر کافی؟ برای چی؟
بدهیم رو دادم
اینکه بدهی نیست. کارته
نه خیر، نیست
محض رضای سگ، من یه افسر پلیسم!
با دهانت بودا رو نیایش میکنی ولی قلبت...
ولی بیل، قلبت، چیز دیگهای میگه
این کسشعرها یعنی چی؟
یعنی تو برای من کار میکنی
مگه نه؟
یه حسی بهم میگفت اینجا پیدات میکنم
میوه
امروز روز یادبود درگذشتگانه
دارم به والدینمون ادای احترام میکنم
عجب
کاش الان میتونستن ما رو ببینن
- آسام - تو سعی کردی منو بکُشی
من سعی کردم نجاتت بدم
هر کاری از دستم برمیاومد کردم
تا نذارم وارد اون مسابقه بشی
ولی بعدش دستور قتلم رو دادی
هوم؟
مشکلی نداره. تصمیمت رو گرفتی
- حالا منم تصمیمم رو گرفتم - بیخیال بابا
پدر جون تا ابد زنده نمیمونه
یانگ جون هم عرضۀ ریاست نداره
اونوقت کی قراره هاپ وی رو رهبری کنه؟
چی، تو؟
اگه مجبور بشم آره
امیدوارم قبل از اینکه کار از کار بگذره بفهمی که داری
از طرف بازنده حمایت میکنی
میدونی، گاهی وقتها بهتره به حرفهای خودت گوش کنی
...همیشه خیلی
همیشه خودتو بالاتر از بقیه میدونی
،حتی وقتی بچه بودیم
همیشه مطمئن بودی حق با توئـه
بقیه در اشتباه بودن
همه نه
فقط تو
،اگه واقعاً فکر میکنی در اشتباهم
الان واسه چی اینجایی؟
اونا مثل یه موجود بیارزش پرتت کردن بیرون
ولت کردن بپوسی و
حالا دوباره لباس اونا رو تنت کردی
فقط بهش فکر کن
ما میتونیم یه طرف باشیم
همم
منظورت طرف خودتـه
ژیائوجینگ؟
از نکُشتن من پشیمون میشی
همیشه فردایی هست
ببخشید
نمیخواستم مزاحم شم
فقط داشتم تمرکزت رو تحسین میکردم
ممنون
یه ذره از این تمرکز به کار یانگ جون هم میاد
اون خیلی راحت عصبانی میشه
اون فقط هوای انجمن رو داره
شکی درش نیست
،سالهاست که سعی دارم صبر و بردباری یادش بدم
،معلم میتونه در رو باز کنه
ولی دانشآموزه که باید ازش رد بشه
از زمان برگشتت به انجمن خیلی صحبت نکردیم
میدونم برگردوندنم فکر شما نبوده
قراره به مشکل بخوریم؟
نه
خوبـه
حواست به یانگ جون باشه
،همونطور که میدونی
گاهی تنش به خارش میفته و ممکنه به ضررش تموم شه
زود اومدی
...خب
میخواستم وقت کافی داشته باشی تا اینو بپزی
استیک؟ بازم؟
چرا که نه؟
واسه اینکه گرونـه - اوه -
چرا خانوادم نباید بهترین غذا رو بخوره؟
،اگه با نگاهت میخوای اینو بگی
بدون که قمار نکردم
چه نگاهی؟ - خودت خوب میدونی چه نگاهی -
شرط میبندم با همون نگاه از شکم مادرت اومدی بیرون
نه. اونموقع هنوز باهات آشنا نشده بودم، مگه نه؟
خوب گفتی
هفته پیش شر یه مشت ولگرد که
دور و بر کُشتارگاه کوئین میپلکیدن رو کم کردم
...از اون موقع، اون پیرمرد خوشحال میشه که
برم اونجا و بهش سر بزنم
پس... استیکها از اونجا میان
باشه پس
خوب میدونست که دارم مثل چی دروغ میگم
مشخص بود
.یه نگاه خاصی پیدا میکنه .یه نگاه دیوونهوارِ لعنتی
وقتی میدونه دارم کسشعر میگم
شبتون بخیر، پسرا
شبتون بخیر، آقای لیری
انگار اون کار چوببُری بهتون ساخته
آره، همینطوره
ممنون
میخواید به ما ملحق شید؟
،بابت پیشنهادت ممنون ولی یه کار مهم دارم
فقط حقالزحمهمو میگیرم و میرم پی کارم
حقالزحمهتون؟
ما همین هفتۀ پیش کارمون رو شروع کردیم
،و حقوق گرفتید
برخلاف خیلی از ایرلندیهای دیگه
امروز روی عرش بودید
فردا ممکنه برگردید روی فرش پیش بقیه
منظورم اینه که همه توی این ماجرا با همیم
نیستیم؟
نیستیم؟
چرا
هستیم
ممنونم
شام نوش جان
شرمنده که معطلت کردم
چیزی که خواستی رو گیر آوردم
اگه جابجاش کنیم منفجر نمیشه؟
تا وقتی فتیلهاش رو دستکاری نکنید ردیفه
شتر دیدی ندیدی
شما میاید توی کشور ما
شغلهای ما رو میگیرید
به زنها و بچههامون تجاوز میکنید
این همه بیماریهای کیری رو میارید
آره
با اون چشمای مارموز لعنتی
،پس به عنوان یه آمریکایی وفادار
تو رو به مرگ با طناب دار محکوم میکنم
!خفه شو
یالا، پیتی. ببرش بالا
خدا لعنتت کنه - ببرش بالا -
چه غلطا؟
یه دختر؟
تو دیگه خر کی هستی؟
اون با منـه
خودت گوز کدوم کونی؟
این الان مهم نیست
لای
چیه؟
سلام، مرد. چه خبر؟
دیشب نیومدی خونه
بازم توی اون کشتی مبارزه میکردی؟
آره - بردی؟ -
خدایی لازمـه بپرسی؟
یه وقتی باید بیام ببینمش
به چندتا پیازچرون پول دادم برن توی یکی از پاتوقهای لانگ زی
از این استفاده میکنن
ملاسـه. که چی؟
نگران اینکه چیه نیستم
نگران اینم که چی نیست
،و مال چین نیستش
،که این یعنی لانگ زی پول کمتری بابتش میده
،و در نتیجه با قیمت پایینتری میفروشدش
که اینم از دست دادن مشتریهامون رو توجیه میکنه
اینو به پدر جون نشون دادی؟
پدر جون از سفارش دادن از چین، دست نمیکشه
میترسه ۶ کمپانی رو عصبانی کنه
خب، اون مال زمانی بود که مجبور به رقابت نبودیم
حالا هستیم
غیب گفتی
متوجه میشه؟
چی؟
تویی که سفارشها رو میدی، درسته؟
میتونیم یه منبع محلی جور کنیم
پدر جون لازم نیست در این باره بدونه
بالاخره که میفهمه
خب، میدونی که من همیشه چی میگم
طلب بخشش از اجازه گرفتن بهتره
با سهیم کردن مای لینگ خیلی ضرر کردیم
،اگه جلوی واردات رو بگیریم میتونیم یه مقدارشو جبران کنیم
یه منبع محلی قابلاعتماد میخوایم
پس یکی پیدا میکنیم
باشه
باشه
.بریم یه صبحونه بزنیم دارم از گشنگی میمیرم
صورتت یکم خونیـه
اوه
اینجا؟ - آره -
ها؟ - آره -
اونجا
فکر نکنم خون من باشه
همش بهتر و بهتر میشه، مگه نه؟
این پنجمین بار توی پنج ماه اخیره و
کوچکترین سرنخی نداریم
تعجبی نداره که حس میکنه میتونه به کارش ادامه بده
...کار یه نفر نیست
حداقل این دفعه نه
این دو نفر با چاقوهای خودشون کُشته شدن و
،اونطور که به نظر میاد تا جون داشتن جنگیدن
این سهتای دیگه و مردی که اون پُشتـه
با شمشیر به قتل رسیدن
پای بیشتر از یه نفر در میونـه
!محض رضای سگ
تمام این مدت میگفتی شمشیرزنه یک نفره
!آره، حالا هم بهت میگم که نیست
این دیگه چه کاری بود؟
روحمم خبر نداره
لازم نیست بهت یادآوری کنم که
بالاسریهام چقدر بهم فشار میارن
و باور کن خیلی فشار میارن
و من هم اون فشارها رو به شما منتقل میکنم
اگه تو و جوخهات نتونید
،حداقل یه شمشیرزنِ کیری پیدا کنید
یکیو پیدا میکنم که میتونه
ما هر کاری در توانمونـه انجام میدیم
خب، توانتون رو ببرید بالاتر
!رفیقت لی رو هم آدم کن
تنها خصلت خوبش ادب و رفتارش بود و
،بدون اینا
!دلیلی نمیبینم که اخراجش نکنم
برو اون کونی رو راست رو ریست کن، باشه؟
رو چشمم، بیل
میخوای بهم بگی اونجا چی شد؟
چند فقره قتل؟
مزه نریز
گوش کن، نباید اینطوری سر فلنگن داد بزنی
آره، میدونم
ببخشید
لازم نیست از من معذرت بخوای
راستشو بخوای خوشم اومد
هنوز سردردها میان سراغت؟
آره
مخلوط افیون هم کمکی نمیکنه؟
آه...نه
چند وقتـه اینطوریـه؟ دو ماه؟
دکتر چی میگه؟
میگه خیلی چیزها دربارۀ آسیبها به سر هست که درک نمیکنیم
به نظرت بهتر نیست یه مدت استراحت کنی؟
،به نظرم شاید بهتر باشه بریم با چائو حرف بزنیم
!خیلی با چائو حرف زدیم
و اون هنوزم یه چیزایی رو بهمون نگفته
طرف خیلی آب زیر کاهـه
اگه نخواد حرف بزنه، نمیزنه
خب، پس گمونم راهش اینه که کاری کنیم بخواد حرف بزنه
دوستان، خواهش میکنم
!اینکارو نکنید! نه
!هی
!هی! نمیتونید اینکارو بکنید
!هی
این مزخرفـه، بیل
چند بار چائو کمکت کرد؟ حالا کسب و کارم خراب کرد؟
.بهت اخطار دادم، چائو یه شمشیرزن میخوام
بهت که گفتم نمیشناسم
!مردم دارن میمیرن، چائو - !هی -
فقط یه چیزی بگو که به کارم بیاد
من زیر بار فشار زیادیم
آره
آره، زیر فشار زیادی هست
از خیلی جاها، همم؟
چه زری داری میزنی؟
یه چیزایی میشنوم
چه چیزایی؟
اگه جای تو بودم، نگران من نمیبودم
انگار خودت به قدر کافی مشکل داری
هر وقت حاضر بودی حرف بزنی، خبرم کن
!لی
آقای مریودر
این ملاقاتها کم کم دارن تبدیل به عادت بدی میشن
بایرون از دوستان نزدیکم بود
کمترین کاری که میتونم بکنم اینه که به دخترش سر بزنم
همم
،اگه انگیزۀ دیگهای نداشتید متقاعدکنندهتر میبودید
اوه، کاملاً برعکس
،اگه فکر میکردم به صلاحتون نیست
پیشنهاد خرید شرکتتون رو نمیدادم
اوه، پس آدم خیرخواهی هستید
البته که نه
من هم به اندازۀ شما دنبال سودم
و با وارد کردن کمی پول و
،یه مقدار اصلاحات
اینجا میتونه تبدیل به محلِ تولید شاهتیرهای فولادی
برای پروژههای ساختمانیم بشه، همم؟
بله. خب، ممنونم
،ولی همونطور که میبینید
،الان یکم زیادی سرم شلوغـه
...پس اگه منو ببخشید
،خانم بلیک
به نظرتون شوهرتون تا کی اجازه میده
اینجا رو اداره کنید؟
این کسب و کار شوهرم نیست
مال منـه
اشتباه برداشت کردید - نه، شما اشتباه برداشت کردید -
پس حرفم رو خیلی آروم و واضح میزنم
کارخونۀ فولاد مرسر فروشی نیست
...به نظر میاد که با همدیگه
خودشـه
قدم به قدم
چی شده؟ - کار اون کارگرای لعنتی بود -
.پنج نفر مجروح شدن .یه سری هم فرار کردن
امروز قراره ۱۰ نفر کمبود نیرو داشته باشیم
.کلاودیا رو پیدا کن .بگو به جراحات بقیه رسیدگی کنه
چشم، خانم
خوبی؟
الحق که شرکت امنیتی خوبی رو استخدام کردید
سلام، چائو
پیازچرونی که تنش میخاره
نوشیدنی میخوری؟ - نه، نه -
من... از جلوی مغازهات رد شدم
خب، زود تعطیل کردم
چه کمکی ازم ساختهست؟
یکم اطلاعات میخوام
بابتش پول میدم
این همه پول رو برای اطلاعات نمیدی
حقالسکوت میدی
من و یانگ جون دنبال یه منبع ملاس محلی میگردیم
منظورت پدر جونـه، نه؟
چون تغییر منبع عواقب سیاسی داره
فقط پدر جون میتونه اینکارو بکنه
منظورم یانگ جون بود
دارید چه غلطی میکنید؟
یه سؤال ساده پرسیدم، چائو - گوش کن -
،میدونم یانگ جون با پدرش مشکل داره
ولی تو باید بیشتر از اینا حالیت باشه
جریان چیه، ها؟
،هر چی که هست بذار یه نصیحتی بهت بگم
رایگانم هست - باشه. آره -
،بیخیالش شو
قبل اینکه کل انجمن رو هم با خودت بکشونی پایین
ممنون
این رو نگه میدارم تا فراموش کنم چنین صحبتی داشتیم
البته که نگه میداری
سلام، چائو - یه دقیقه وقت داری؟ -
انگار کشتیهات غرق شده
،این سرگرمی کوچولوت
کم کم داره سرم رو به درد میاره
سرگرمیم؟
یکی از همین روزا، باید بهم بگی
چطوریـه که از کارای همه خبر داری
کار من، کارای بقیهست
خب، واقعاً رو اعصابـه
میدونی دیگه چی رو اعصابـه؟
همم؟
اینکه پلیسها دار و ندارم رو ببرن و
در مغازهام رو تخته کنن
واقعاً؟ - این رو اعصابـه -
متأسفم، چائو
متأسف بودنت، ضرر و زیانم رو جبران نمیکنه، مگه نه؟
به نظر میاد همیشه موفق میشی مشکلاتت رو حل کنی
،شاید این دفعه
با تحویل دادن این شمشیرزنِ مرموز که
،پلیسها خیلی ازش شکارن مشکلاتم رو حل کردم
اونا هرگز باور نمیکنن
و تو هرگز چنین کاری نمیکنی
آستانۀ تحملم برای نگه داشتنِ
رازت رو زیاد فرض نکن
به هر حال تو این فکر بودم که
یه مدت آفتابی نشم
به نظرم فکر خیلی خوبیـه
چای میخوری؟ - ممنونم -
...حرف از اسرار شد
رفتی راز خودت رو ببینی؟
فردا
!صدف! صدف !صدف تازه
شب بخیر
مبارزۀ خوبی بود
نه، شل گرفتم
باید زودتر کارشو تموم میکردم
زیر سه دقیقه کارشو ساختی
اینجا هیچکس در این حد هم نبوده
،خب، اگه اینطوری پیروزیهات رو جشن میگیری
دوست ندارم ببینم وقتی میبازی چی میشه
...من
یه بار باختم
خیلی بد
حس میکردم همینطور باشه
،هیچکس اینجا مبارزه نمیکنه چون شرایط باب میلشـه، نه؟
میبینمت
هی، وگا؟
،گفتی شاید بتونی کمکم کنی
چیزی که دنبالشم رو پیدا کنم
اینو گفتم، مگه نه؟
چیکار میتونم براتون بکنم؟
تو رو میخواد، عزیزم
شب بخیر
تو نگران آسامی
...تو ندیدی چطوری نگام میکرد
نفرت توی چشماش رو ندیدی
هاپ وی معاهده رو زیر پا نمیذاره
پدر جون اینکارو نمیکنه
ولی اگه کنترلشو روی انجمن از دست بده چی؟
آسام میتونه بجنگه
ولی مثل تو نیست
اون یه رهبر نیست
،اولش که اومد اینجا به خاطر اینکه فکر میکرد من هنوز
،همون خواهریم که یادشـه خیلی از دستش عصبانی شدم
به خاطر اینکه فکر میکرد منو میشناسه
...فقط هیچوقت فکر نمیکردم
چی؟
شاید من هم اونو نمیشناسم
باید خیلی مراقب باشیم
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali99 & Cardinal .:
▷ Instagram.com/Aliakbar.1999 ▶ @IST_Subs
« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما » :.:.: FilmoGen.Org :.:.:
!همشونو برگردونید به چین
« آنچه در مـبـارز خواهید دید »
اگه مردم سان فرانسیسکو واقعاً خبر داشتن که
...توی محلۀ چینیها چی میگذره ...حلقۀ نهم جهنم
!مایکل
نمیتونستیم کنترلشون کنیم...
!برشون گردونید
الان یه فرصتی داریم تا یه پیغام بفرستیم
ما یه قراری داریم - از این خبرا نیست -
من هرج و مرج میخوام... سریع هم میخوام
« مـبـارز؛ بر اساس نوشتههای بروسلی »
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.