All language subtitles for Killed his family and went to the movies.1969 (.Ciinephile)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه و تنظیم از تِدی و سینه‌فیل @Teddy_Otter @ciinephile

خانواده‌اش را کُشت و به سینما رفت

آملیا! گوارانا چرا سرده- پس چی هوراسیو؟ مگه سرد دوست نداری؟- گوارانا: نوعی گیاه که توسط پائولینی گیاه شناس برزیلی در قرن هجده کشف شد

با بیماری برونشیت‌م چیکار کنم؟- اینجوری میمیرم- (برونشیت: بیماری ریوی)

!شاید این چیزیه که تو می‌خوای

گرمه، بِدِش به من- نه، نه، بذارش اینجا

آملیا چرا کانال رو عوض کردی؟ الان اخبار داره

من به اخبار اهمیتی نمی‌دم- خیلی خب-

،اگه بخوای این مزخرفات رو ببینی بهتره خاموشش کنی

دارم میرم- بعدا می‌بینمت-

گمشده در عشق

!عالیه

هرگز چنین دقت بی‌نظیری ندیده بودم

گوش میدی مارسیا؟ هیچ‌کدوم‌ رو از دست ندادم

منابع چین دوباره این روند رو در بریتانیا رهبری می‌کنن

این بهترین مدلیه که تا به حال ساختن

شگفت‌انگیزه مارسیا بهم گوش می‌دی؟

رجینا، میدونی که مارسیا همیشه همینطور بوده

به حرف کسی گوش نمیده اما ممکنه به حرف تو گوش کنه

الان چهار ساله که ازدواج کردن

غیر ممکنه اینا حل شدنی‌ان

سفر با آرتور خیلی خوب بود

،اون‌ فکرش بهتر کار می‌کنه تا بتونی بهش کمک کنی

تو دوست منی. هنوز جَوونی

باید صبور باشی

خانم کلارا، اینو به من بسپارید بهش میگم

فردا چند روز میرم اونجا. نگران نباشید

برو ماریا. این ماه بهت نیازی ندارم

اگر نیازت داشتم، باهات تماس میگیرم

شاید واسه کارا بهت بگم بیای

بعضی چیزا رو دیگه نمی‌خوام می‌تونی ببریشون

به خواهرت بگو ماهی یه بار بیاد و لباس‌های کثیف رو ببره و بشوره

همش همینه- بله خانم-

آقای آنتونیو- چطوری؟-

پول اینجاست. اول ماه می‌بینمت

استخر تمیزه؟- بله، همین هفته پیش تمیزش کردم-

اگر چیزی لازم داشتی بعدازظهر واست میارم- نه، می‌خوام تنها باشم-

اگه بهت نیاز داشتم، زنگ میزنم- باشه، ممنونم-

مامان ازت خواست بیای، درسته؟- اون نگرانته، تو اینو می‌دونی-

خنده‌داره، اون مثل یه روباه زرنگه

اینجا موندن واقعا واست خوبه که از همه‌ی شایعات دور باشی

فکر کردم می‌تونم همراهت باشم اما انگار تنهایی رو دوست داری

نه، خیلی خوب شد که اومدی

در اصل فکر کردم این یه چیز دیگه‌اس بعد فهمیدم اینطور نیست

همه چیز می‌تونه در طول زمان پیچیده بشه

می‌دونم قراره چه اتفاقی بیوفته

هیج‌وقت احساس راحتی نکردم انگار غریبه بودم

و وضع بدتر شد

...هیچ نظری ندارم به اندازه‌ی کافی مشکلات داشتم

احساس می‌کردم مادرم منو وقتی از مدرسه برمی‌گردم، نگاه می‌کنه

!درسته

حوله رو پرت کن

باید بمونی مارسیا

بهش عادت کن، میفهمی چی‌ می‌گم؟

.می‌دونم که غیر ممکنه

مطمئن نیستم که بتونی این کار رو انجام بدی رجینا

اما می‌دونم آخرش یاد می‌گیریم

البته، وقتی مدرسه رو تموم کنیم !بقیه‌اش بیهوده‌اس

.این زندگی منه !کاری که میخوام انجام می‌دم

من به روش خودم خوشحالم

پیاز می خوای؟- نه-

یادمه وقتی مدرسه می‌رفتی

همیشه سوار ماشین می‌شدی، همیشه سر کلاس مرتب بودی

وقتی از مشکلات می‌گفتم می‌ترسیدی اما همه‌ی این‌ها گذشته

دوستم داشته باش

طلوع خورشید رو می‌بینم

دیدم شب شده

تو (زن) هیچ‌وقت از ذهنم بیرون نرفتی

دوستم داشته باش

،وقتی که سرکار می‌رفتم از جلوی خونه‌ات رد می‌شدم

تو به من اهمیتی نمیدی، ولی برام مهم نیست

دوستم داشته باش

...منتظر عشق بودم

روحم خسته نمیشه

...حتی نمیشه اینا رو گفت

...هنوز امیدی هست

...یک امید پنهان

کمکم کن تا ضربه سخت سرنوشت رو تحمل کنم

هیچ‌وقت از انتظار خسته نمیشم

یه بار دیگه

دوستم داشته باش

تمام روز

درد من هیچ‌وقت تموم نمیشه

...دونستن اینکه، اون‌ منو نادیده می‌گیره

هیچ‌وقت از ذهنم خارج نمیشه

شب‌ها نمی‌تونم بخوابم

...دلم آروم نمی‌گیره

از خوشحالی که گذشت

نه بیشتر

...طلوع خورشید رو می‌بینم

...دیدم شب شده

تو (زن) هیچ‌وقت از ذهنم بیرون نرفتی

،وقتی که سرکار می‌رفتم از جلوی خونه‌ات رد می‌شدم

تو به من اهمیتی نمیدی، ولی برام مهم نیست

همیشه فکر می‌کنیم که حالِ مردها خوبه، اما اینطور نیست

،وقتی ازدواج می‌کنیم هر روز همدیگه رو می‌بینیم

اما کم‌کم تغییرات شروع میشه

بینشون شکاف ایجاد میشه و ناراحت میشن

،در جمع دوستاشون و تنها اینطور رفتار می‌کنن

اونا، این موضوع رو می‌فهمن و فکر می‌کنن از بین میره، اما نه

اوضاع بدتر میشه

و تمام زندگیشون رو برای این بازی میذارن

،شوهرت رو تَرک کن همه چیز رو تغییر بده

،اگر چه فاصله‌ها زیاد میشه اما آزادی به دست میاری

نیازی نیست توضیح بدم این همون کاریه که انجامش دادم

رجینا، اما تو یه پسر داری می‌دونی، این فرق می‌کنه

من آزادم. نمیخوام اینقدر مشکل داشته باشم- اشتباه می‌کنی-

همه همینطورن. بهتره به یه نفر وفادار نباشی

باید از رویاهات بیرون بیای

امروز زود از دفتر اومدی؟

نه، جلسه‌ام زود تموم شد چند نفر از سائوپائولو اومده بودن

برای چی؟

هیچی

بعد از رفتن روبرتو همه چی برام تموم شد

تو منو دوست داری؟- خیلی دوست دارم-

اگه ازت بخوام وقتی قطار رد میشه، باهام میپری؟

انجامش میدی؟- آره، انجامش میدم-

قسم می‌خوری؟- الان این کار رو می‌کنم-

!خیلی احمقی وقتی دعوامون بشه این کار رو می‌کنیم

باشه، قسم بخور- قسم می‌خورم-

از وقتی همسایه‌ها فهمیدن اینجا رفت و آمد می‌کنیم، همش در حال حرف زدن هستن

تو قول دادی

حالا دستمو بگیر و محکم نگهش‌دار

بگو دوستم داری

دوستت دارم آنا خیلی دوست دارم

بیا بریم

بهش نشون میدم

امروز تموم بشه

من مریضم. اگه این دختره بیاد خونه بهونه‌ بگیره، می‌فرستمش مدرسه شبانه روزی

اینجا نیومدم که به شایعات همسایه‌ها گوش کنم خیلی خسته‌ام

بهش هشدار میدم

نمی‌خوام تو رو با اون توی این خونه ببینم

نه اینجا، نه هر جای دیگه

اما اون دوست منه- برام مهم نیست-

،اگه می‌خوای اینجا بمونم باید اینو بفهمی. نمیخوام تو رو باهاش توی خونه‌ام ببینم

همسایه‌ها در موردتون حرف میزنن- اونا دروغ میگن-

برام مهم نیست

!چه جای خوبی

!چه جای خوبی

کشور من درخت نخل دارد

نخل‌های شیرین

سرزمینم نخل‌هایی دارد که در نسیم آواز می‌خوانند

چه جای خوبی

چه جای خوبی

سرزمینم باهیا، یویو و ایا دارد (باهیا: یکی از بیست و هفت ایالت کشور برزیل)

سرزمینم نخل‌هایی دارد که در نسیم آواز می‌خوانند

چه جای خوبی

چه جای خوبی

سرزمینم گیلاس، اَنبه و سامبوکا دارد (سامبوکا: نوعی نوشیدنی)

سرزمینم نخل‌هایی دارد که در نسیم آواز می‌خوانند

چه جای خوبی

چه جای خوبی

چه جای خوبی

چه جای خوبی

مردی در سرزمینم وجود دارد که هیچکس نمی‌داند کیست

سرزمینم نخل‌هایی دارد که در نسیم آواز می‌خوانند

چه جای خوبی

چه جای خوبی

،گوش کن مارسیا وقتی مردم مورد بازجویی قرار میگیرن

از همون اول چیزی رو قبول نمی‌کنن

بدون اینکه تسلیم بشن

اون‌ها اشتباه نمی‌کنن، نگاه نمی‌کنن

.من هنوز جَوونم میخوام آدمای مثل خودمو ملاقات کنم

آرتور فقط با پیرمردها حرف میزد و همیشه درباره اسلحه‌ها بحث می‌کرد

اونم مثل بقیه‌اس. حتی مثل دوستامون مثل کسی که مُرده

چهار ساله اونقدر خسته‌ام که واقعاً نمی‌تونم تحملش کنم. چه برسه بخوام عادت کنم.

احساس می‌کردم زندگیم فرق داشته باشه

میدونی تو مهمونی لیدا کی منو زد؟ !دکتر آلوشیو

!خیلی آزاردهنده‌اس

همیشه فکر می‌کردم حرف زدن آرتور با پیرمردا خیلی عجیبه

اون رو به دلیل وسواسش به اسلحه تُف آتش صدا می‌کنن (منظور از تف آتش، گلوله است)

دیگه طاقت ندارم رجینا- آروم باش-

.من نمیخوام بین اینا زندگی کنم میخوام سفر کنم و آدمای دیگه‌ای رو ببینم

گذر زمان رو احساس می‌کنم

از دکتر الدر در مورد وضعیت برزیل پرسیدن :جوابش این بود

،من می‌دانم، شما می‌دانید، او می‌داند ما می‌دانیم، شما می‌دانید، آنها می‌دانند

،اون حرف میزنه باید بگه

اگه مجبورش کنی میگه

تو هیچی نمیدونی، نه؟ تو هیچی نمیدونی؟

!بگو

هر چی بیشتر مقاومت کنی، بدتره

تو به روی خودت نیاوردی این به جایی نمی‌رسونت

حتی بدتره همش خودخواسته‌اس

ما پادشاه میشیم صدامو میشنوی؟

!میخوام بمیری

مغز خودتون رو در بزرگراه‌های فرانسه منفجر کنید

مغز شما از زیر موهایتان پیداست

شما و همه‌ی دوستانتان

تفنگ، اسلحه

...شاید از دوستان پدربزرگ و مادربزرگِ شما

میتونی تصور کنی مادرت ما رو اینطور ببینه؟

...مارسیای ده ساله

پدرم همیشه منو از راه رفتن روی مبل منع می‌کرد

!مارسیا روی میل راه نرو

حالا از این مکان موزه مانند میرم

با تشکر از تماشاگران: مارسیا

از روی مبل بیا پایین

!کثیفش می‌کنی

ببین، تو باید انجامش بدی

از دیدار شما خوشوقتم حالت چطوره؟

خوبم. فقط کمی سرما خوردم و سردرد دارم

لطفا داخل بیاید، شام حاضره

.شب فوق العاده‌ایه بیاید اتاق رو نشونتون بدم

نه نه، موقع شامه. بیاید حاضره

!خیلی خنده‌داره

!خارش داره

دوباره مست کردی؟

من نمی‌خوام یه آدم مست توی خونه‌ام باشه

فکر می‌کنی پول راحت بدست میاد؟

به چی نگاه می‌کنی؟

،می‌دونی ما پول نداریم بچه تمام روز گریه می‌کنه

کل روز توی بیمارستان بودم

شنیدی چی‌ گفتم؟ جواب بده

چه کاری میخوای انجام بدم؟

هنوز کاری نکردم می‌فهمی؟

می‌بینم، انجام نمیدی !میفهمم

جرات دیدن همسایه‌ها رو ندارم

بهشون پول زیادی بدهکاریم

بهت میگم

میخوام برم، میفهمی؟ مردی رو پیدا کردم که از من حمایت می‌کنه

دیوونه شدی؟ !اینقدر کُتَکِت می‌زنم تا بمیری

!بذار برم تو منو اذیت می‌کنی

!میخوام برم مردی رو پیدا کردم که از من حمایت می‌کنه

اون بهم پول میده

لباس‌هایم را پاره کردم

من یه دلقکِ پر از نقاشی‌ام

!لباس‌هایم را پاره کردم

احساست رو در قلب من بگذار

در تمام این سال‌ها شاد بودم

و با غمِ در چشمانم خندیدم

این زندگی‌ست، این زندگی‌ست

آزادی، غم را آشکار می‌کند

!لباس‌هایم را پاره کردم

من یه دلقکِ پر از نقاشی‌ام

!لباس‌هایم را پاره کردم

احساست رو در در قلبم بگذار

تلاش کردم گریه کنم اما کسی اشک‌های من را باور نکرد

،تلاش کردم دوست داشته باشم اما عشق هیچ‌وقت نیومد

این زندگی‌ست، این زندگی‌ست

یک لباس دلقک خریدم

دیشب یک اتفاق شگفت‌انگیز برام افتاد

با آرتور سینما رفتم و فیلم برزیلی گمشده در عشق رو دیدم

منو یاد تو انداخت- چرا؟-

ندیدیش- نه-

این یه داستان عالی در مورد دو تا دختره

که به خونه‌ای میرن، با هم صحبت می‌کنن و در نهایت همدیگه رو می‌کُشن

اما قبل از اون، جشن می‌گیرن

،میدونم دورانی که توی پتروپلیس بودیم یادته؟ (پتروپلیس: از شهرهای کشور برزیل)

پتروپلیس؟ به نظر شوخیه اما پایانش کمی متفاوته

،بدون احساس از سینما زدم بیرون آرتور دلیلش رو نفهمید

این کار رو نکن مارسیا- انجامش نده-

خیلی خسته کننده‌اس

یه چیزایی وجود داره .زیاد به جزئیات اهمیت نده

اوضاع بین دوستان فرق میکنه

برزیلیه؟- -آره

از گفتنش بهت خسته نمیشم

دوست دارم

و نمی‌ذارم هیچکس تو رو از من بگیره

...مشکلی نیست

اگه هنوز کنارم بودی

برای تو هر کاری می‌کردم

باید حرفمو قبول کنی

من خیلی خوشحالم

برای من هیچ‌چیز دیگه‌ای وجود نداره

غمگین نمیشم

یا برای هر کسی گریه کنم

حتی خودم و همه چیز رو فراموش می‌کنم

وقتی بهت نزدیکم

ناراحتم

فقط احساسم

برای از دست دادن توئه

عشق ما پاکه

امیدوارم هیچ‌وقت تموم نشه

...پس قول میدم عزیزم

چیزی رو تغییر نمیدم

...حتی برای یک لحظه

بدون تو احساس تنهایی می‌کنم

ناراحتم

فقط احساسم

برای از دست دادن توئه

عشق ما پاکه

امیدوارم هیچ وقت تموم نشه

...پس قول میدم عزیزم

چیزی رو تغییر نمیدم

...حتی برای یک لحظه

بدون تو احساس تنهایی می‌کنم

ناراحتم

فقط احساسم

برای از دست دادن توئه

برای از دست دادن توئه

ارائه‌ای از صفحه‌ای اینستاگرامی سینه‌فیل Instagram.com/ciinephile

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.