All language subtitles for Das_Boot_2018_S03E09_1080p_WEB-DL_30nama_30NAMA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

شانس آوردی نمی‌دونی جنگیدن و جون دادن تو دریا یعنی چی

...تو هم شانس آوردی که هیچ‌وقت بچه به دنیا نیاوردی

که یک غریبه بیاد در خونه‌ت رو بزنه

و بگه دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینیش

نه بابا، نه شوهر، امیدوارم خیلی تنها نمونی

من که جون سالم به در می‌برم

یه آشنا تو لیسبون اینو بهم داد

ازم خواستن خودم شخصاً بهت بدمش

نمی‌تونه اینجا بمونه

اگه حالش خیلی بهتر بشه، می‌تونم بذارم با تو بره

اجازه بدید از این فرصت استفاده کنم و عمیق‌ترین همدردیم رو

بابت بمب گذاری تو پایانه قایق‌ها بگم

تعداد کشته‌ها رو تأیید کردید؟

هفت نفر. ولی هیچ شهروند آلمانی‌ای بینشون نیست. هوم

با این مسیر هیچ‌وقت به محل قرارمون نمی‌رسیم

رو سطح می‌مونیم

یه زیردریایی دیده شده که داره از تنگه‌های قناری به سمت شمال میره

نیازی به پوشش هوایی نیست

خودم می‌خوام اینو شکار کنم

داری میری؟ مجبورم

... باید مراقب باشیم اگر

اگه چی؟

این تازه اولشه

نمی‌خوام آلبرشت رو ضایع کنم

اینو می‌فهمی، مگه نه؟

منم همین‌طور. معلومه که نه

من برای رابطه کاری خوبم باهاش ارزش قائلم

اون خیلی ازم حمایت کرد

تا فرماندهی کل طرح جدیدمو قبول کنه

چه طرحی؟

اینکه هر زیردریایی با یه عضو حزب راهی بشه

یه آدم مطمئن که حواسش به خدمه باشه

و به مواضعشون هه

تا مطمئن بشیم همشون کاملاً وفادارن

شنیدم تو برلین خیلی استقبال شده

...و سفر آلبرشت

کار تو بود؟

از حالا به بعد بیشتر میره برلین

بیا دیگه

صبحونه با من. بریم یه چیزی بخوریم

بزن بریم

بریم یه چیزی بخوریم

سخنرانی و امضای کتاب کاپیتان ویلهلم هافمن

محترم. شهرت بی‌نقص

یه چیزایی بیشتر از اینا پشتشه

باید بفهمم چرا واقعاً اینجاست

اون یارو عضو گشتاپو چی؟ حلش کردی؟

فورستر؟

هیچی

اگه کاملاً دیوونه نباشه، از لیسبون زده بیرون

اگه نه چی؟ هنوزم می‌تونه برامون دردسر درست کنه

این ریسک رو نمی‌کنم. زیردریایی باید زودتر اینجا باشه

تا قبل از تحویل رسمی، بار رو بگیریم

...بتینا، شرودر میگه

برام مهم نیست چی میگه، بیشتر از این لازم نیست صبر کنم

.نه حالا که این‌قدر نزدیکیم ...تو باید

باید از طرف شوهرم با ستاد فرماندهی زیردریایی تماس بگیری

ولی مطمئن شو که خودش نفهمه

اگه یکی پرسید چرا چی؟

بگو پرتغالی‌ها دارن شلوغش می‌کنن و ممکنه بکشن عقب

منم می‌فهمم ببینم مهمونمون چیزی برای گفتن داره یا نه

کاپیتان خانم گروبر

سخنرانیتون فردا پر شده چه خوب

و کلی طرفدار قراره امروز برای امضای کتابتون بیان

خوبه. خوشحالم

شاید بتونم اولین نفر باشم که یه نسخه امضا شده می‌گیرم

حتماً

اقامت خوبی دارید؟ آره، همه‌چیز عالیه. ممنون

خوشحالم

شاید بخوای لیسبون رو ببینی

می‌تونم شهر رو بهت نشون بدم و یه کم با هم آشنا بشیم

اینم شوهرمو خوشحال می‌کنه ...ببین، ما

می‌تونی بگی ما یه تیمیم

هر چی به اون می‌گفتی، به منم می‌تونی بگی

واقعاً؟ آره

من توریست نیستم

اول باید امضای کتابم رو تموم کنم

برای کی؟

دوستام بهم بتینا میگن

ماجراهای خفنی تعریف می‌کنی

فصل ناپل رو چطور دیدی؟

اوه، این قطعا مورد علاقه‌ام است

هیچ فصلی درباره ناپل نیست

مطمئنی؟

دا کاستا اینو گفت

کسی که کشته شد، گاردینر، آمریکاییه بود

تحویل طلاها برای پرداخت تنگستن چی؟

هنوز زمان دقیقش رو نمی‌دونیم

باشه

برنامه یکشنبه عصر جوره

سخنرانی کاپیتان؟

بدون مشکل پیش میره

زودترین پرواز ممکن رو براش به رایش رزرو کن

معلومه

خونه مولر سوخت پایین،پایین،پایین

برگشتم سلام

قصابه بهم یه کم گوشت خوک داد چون عینکاشو درست کردم

امشب می‌تونیم بخوریمش و فردا هم سوپ درست کنیم

سوپ برای بابا خوبه ببین چیکار می‌تونه بکنه

خودش می‌تونه هر دو دستشو بلند کنه

پوست بابا خیلی زبره. قلقلک میده

اسم اون یکی چیه؟

لانزاروته

بعد جنگ اونجا یه خونه می‌سازم

آره؟

اونجا چیکار می‌کنی؟

نقاشی

چی نقاشی می‌کنی، قربان؟

قایق

بعضی وقتا هم کشتی

چی شده، رئیس؟

همه‌چیز آرومه

شش ساعت پیش هواپیماهای شناسایی اینجا پرواز می‌کردن

چرا برنگشتن؟

وقتی از جزیره آلگرانزا رد بشیم، از کانال میایم بیرون

تو آب‌های آزاد

نگران نباش

کشتی رو ببر پشت جزیره

موتورها رو روشن نگه دار

ولی باد شمال‌شرقی رو یادت باشه نمی‌شنون؟

گفتن رو سطح دارن حرکت می‌کنن

جز صدای موتورای خودشون چیزی نمی‌شنون

باشه

من با آقای والش میرم دنبالشون

تو سکان رو بگیر، مرسر

مارو ببر تو عملیات بله، قربان

ممنون، قربان

میدونی دلیل دیگه‌ای که درخواست انتقالت رو رد کردم چی بود؟

نه، قربان

تو خیلی کم می‌خوای

نمی‌خوای معاون یه احمق دیگه باشی

وقتی برگردیم، به فرانکوم پیشنهاد میدم خودت یه فرمانده بشی

پسرت لیاقت داره یه کاپیتان رو به عنوان پدر داشته باشه

بله، قربان. ممنون، قربان

اتاق فرمان. مسیر جدید

اون زیردریاییه، آقای والش؟ می‌دونی چیه، قربان؟

برای یه زیردریایی حسابی تند میره

این جریان تارفایاست

حتماً خیلی عجله داره که جرئت کرده این‌جوری بی‌محابا سفر کنه

هدف تو زاویه 115

''جنوب جزیره کوچیک ''روکه دل اِسته

به سمت شمال با سرعت باورنکردنی 22 گره

مارو ببر تو موقعیت، آقای مرسر بله، قربان، فرمانده سوینبرن

پُل به اتاق فرمان. مسیر جدید

105چپ 75درجه هزار یارد، تخت گاز

توپ‌های عرشه، آماده باش، آقای مک‌کوی

اون آخری جزایر قناری بود

ایستگاه بعدی: پرتغال

خطر خطر

پل رو خالی کن پل رو خالی کن

میریم پایین

همون قبلی

کل این مسیر مارو دنبال کرده؟ برو پایین

زودتر

دریچه برجک بسته شد

دریچه‌ها آماده‌ان سریع به 170

شیرجه 20 درجه عقب. 10 درجه جلو

دریچه‌ها رو ببند

مواظب باش

برو کنار از سر راه برو

حرکت کن! بار رو محکم کن! برگردون تو جعبه‌ها

همه کمک کنن

حرکت کن! حرکت داریم مثل سنگ غرق میشیم

پنج تُن بار. زیادیه

حالا چیکار کنیم؟ عمق آب اینجا چقدره؟

با این فاصله از ساحل، 300 متر

بذار سقوط مون رو متوقف کنیم

قبل از اینکه به ته بخوریم و له بشیم

هر دو بال کامل بالا اینجا

خیلی تند داریم غرق میشیم

عقب‌تر

فهمیدم جلو چی؟

آروم

سرعت ده گره ا‌ست

سیستم شناسایی زیردریایی؟ هدف تو زاویه 105

فاصله 2000

زود میرسن زیرمون، مرسر

بمب‌های عمقی رو بذارید حداکثر عمق

بمب‌ها رو آماده کن، مک‌کوی. 450 فوت

آماده باش

الگوی پرتاب

بمب‌های عمقی

آب‌گرفتگی گروه نشتی برن اتاق کنترل

دریچه‌ها رو ببند

دریچه‌ها رو ببند

210متر.چرا هنوز داریم غرق میشیم؟

موتورها تخت گاز عقب موتورها تخت گاز عقب

220متر

لعنتی! نمی‌تونم جلوی سقوط رو بگیرم

آب‌گرفتگی بند اومد

باید مخزن‌ها رو خالی کنیم و تسلیم بشیم

وگرنه غرق میشیم

آماده شو بریم بالا هنوز نه، رئیس

می‌تونی زیردریایی رو یه کم دیگه تو این عمق نگه داری؟

می‌تونم سعی کنم، ولی بعدش چی؟

بعد مخزن‌ها رو خالی می‌کنیم و زیردریایی رو ول می‌کنیم

اگه می‌خوای تسلیم شی، حالا بکن قبل از اینکه بمب بهمون بخوره

گفتم زیردریایی رو ول کنیم، نه تسلیم بشیم

سکان خراب باعث میشه زیردریایی رو سطح به سمت راست منحرف بشه

درسته؟

باید بریم بالا تا سمت راستشون با سمت راست ما یکی بشه

مولر؟ جیب‌ بری بلدی؟

حالا همون کارو می‌کنیم، ولی فقط یه شانس داری

افسر نگهبان، لوله سوم رو آماده کن، لوله اول رو خالی کن

وقتشه یه دوره فشرده شلیک اژدر یاد بگیری. بیا

لعنتی، 235 متر! زیردریایی داره غرق میشه

زیردریایی داره جلو میره

آره، ولی نه برای مدت زیاد

زود نگهش می‌داریم. عمق؟

حتماً خیلی عمیقن. بهشون نخوردیم

ممکنه ساعت‌ها طول بکشه پس ساعت‌ها وقت داریم

هر چقدر لازم باشه

ولی نمی‌فهمم چرا مثل قبل سعی نمی‌کنه فرار کنه

این نقشه‌ست

فهمیدی؟ 240متر

ویلی چطوره؟ خیلی حالش بده. نمی‌تونه تکون بخوره

باید اینجا بمونه پرچم سفید لازم نداریم؟

نه

ما تسلیم نمی‌شیم. موتورا چطورن؟

سالمن. مشکل نگه داشتن عمقه

دیگه زیاد طول نمی‌کشه

همه آماده‌ان؟ بله، قربان

بریم اینو تموم کنیم

ستوان دوم بوخنر

دستور بده مخزن‌ها رو خالی کنن

مخزن‌ها رو خالی کن

مخزن‌ها رو خالی کن مخزن‌ها رو خالی کن

زیردریایی داره میاد بالا

دارن مخزن‌های تعادل زیردریایی رو خالی می‌کنن

سیستم شناسایی زیردریایی، میگه داره میاد بالا، شماره یک. سبز 90

توپ‌های چهار اینچی، همه برجک‌ها، آماده باش، مک‌کوی. سبز 90

رو چشم. برو! برو، برو

حرکت! برو، برو، برو، برو، برو

آماده

اومد بالا

بیاین، بچه‌ها

اومد بالا، قربان دارم میام

مک‌کوی با توپ‌های چهار اینچی آماده‌ست؟ بله، قربان

دستور بدم شلیک کنن؟ هنوز نه

انگار هیچ مقاومتی نمی‌کنن

فقط دارن مثل ترسوها زیردریایی رو ول می‌کنن

پس اینجوری تموم میشه

پرچم سفیدم ندارن، قربان

این حرومزاده‌ها کی طبق قانون بازی کردن؟

دلم می‌خواد قبل از اینکه زیردریای شو غرق کنم، این فرمانده رو ببینم

مدت زیادی مارو سر کار گذاشت

این بار تو فرمانده‌ای، مرسر

اوه، نگران نباش. کسی رو نمی‌کشم... مگه اینکه مجبور شم

آقای مرسر

آفرین

ببین اینو

کدوم نیروی دریایی‌ای یه مشت بچه رو می‌فرسته تو زیردریایی؟

حرومزاده تامی !ش

بیا

برو

دستا بالا. تکون نخور

ستوان ارشد

فرمانده

خوشحالم که بالاخره همو دیدیم

بقیه کشتی رو بگردید

زیر تختا رو نگاه کنید

به جز ملوان نیدرمایر که حالش خیلی بده و نمی‌تونه بره تو آب

ما آخرین آدمای روی زیردریایی هستیم، بهت اطمینان میدم

اطمینان یه آلمانی هیچ ارزشی نداره

یکم دیر کردی تو خلاص شدن از شر این

یه پیچش خراب شد

مهندسی معروف آلمان

هوم

کتاب‌های رمزتون؟

اطلاعات نیروی دریایی کلی حال می‌کنه

فکر می‌کنی تو جعبه‌ها چیه؟

کلم ترش و سوسیس

فکر کنم یه آشغال آلمانی کثیف

همه ملوانا، فوراً برین اتاق رادیو

کاپیتان مارو خواسته

اون پایین

حواستون بهشون باشه

دیگه تقریباً وقتشه به بچه‌ها بگو شنا کنن برن سمت دُم زیردریایی

یواشکی، نه یهو همه با هم. از عقب شروع کنین

برین عقب زیردریایی. بگو به بقیه

برین عقب زیردریایی

عقب زیردریایی. بگو به بقیه

من تو سمت راستم

اینا دارن چیکار می‌کنن؟

آقای مک‌کوی

خوشم نمیاد، قربان

همه تو آبن ولی زیردریایی دور خودش چرخیده

زود می‌تونه یه تیر مستقیم بهمون بزنه

زود

فرمانده تو زیردریاییه

چی شده، قربان؟ داری چیکار می‌کنی؟

حالا

رو تپه یه گل کوچولو می‌شکفه

و اسمش اریکاست

حالا، اگه لطف کنی بری تو آب پیش افرادت، آقای ستوان ارشد

اگه نرفتم چی؟ زیردریایی تو غرق می‌کنیم

...صد هزار زنبور دورش می‌چرخن

این دیگه چیه؟

...چون دلش خیلی شیرینه

یه عطر ملایم از شکوفه‌هاش میاد

...رو تپه یه

این دیگه چه کوفتیه؟

...گل کوچولو ...و اسمش

اریکاست

پنج، شش

تند بچرخ چپ! تخت گاز

انبار جلویی مهمات! بخوابید زمین

محکم بگیر! محکم بگیر

چه تیری! چه تیری، ستوان دوم! آره

کجاست؟! بیاریدش بالا

برو بیرون

می‌خوام این حرومزاده رو اعدام کنم، به خدا قسم

نه، نمی‌کنی

من ستوان ارشد فرانتس بوخنرم، فرمانده یو-949

و تو حالا اسیر مایی

فرمانده ...کاپیتانو کجا می‌خوای

این حرومزاده رو تو اتاق اژدر پیدا کردیم... چی به چیه؟

لطفاً به افرادت بگو سلاح‌هاشونو بذارن زمین

حالا

ما این آدما رو نجات می‌دیم

قول میدم

بذارید زمین، بچه‌ها

بده

بده به من

بده به من

آماده شید بازمانده‌ها رو بیارید رو کشتی

بله، قربان ستوان دوم

دستورالعمل‌هایی هست گور بابای دستورالعمل‌ها

دقیقاً. آماده شید بازمانده‌ها رو بیارید رو کشتی

آماده شید بازمانده‌ها رو بیارید رو کشتی

تو مطمئن شو بار خوب قایم شده

و این بار مطمئن شو محکمش کردی

برگشتی

برلین چطور بود؟

خبرا از آتلانتیک یه کم چالش‌برانگیزه

ولی هر چالشی یه فرصته

با اراده کافی پیروز می‌شیم

آره

چند روز آخر که نبودم

وقت داشتم به یه چیزایی فکر کنم، درباره من و تو

درباره بابات

اهمیت سنت خانوادگی تو خدمت نیروی دریایی

هانی

اون روز هر دومون خیلی عصبانی بودیم

می‌دونم چه چیزایی از سر گذروندی

ولی امیدوارم فداکاری‌هایی که برات کردم رو ببینی

... اون سه هفته بازجویی داداشم باید کلی جواب پس بده

آره

بهتره فقط فراموشش کنیم

هانی، ما به هم نیاز داریم

حالا بیشتر از همیشه معلومه. بیشتر از همیشه

امشب خونه‌ام برای شام

به تیلدا می‌گم

من کل شب تو پناهگاه شیفتم اوه

اوه

من نجاتت دادم از مرگ، حالا نمیذارم بمیری

کجاست؟ دستگیرش کردن؟

نه. فکر نکنم

بهمون خیانت کرد؟

اگه خیانت کرده بود، فکر کنم تا حالا می‌فهمیدیم

کل شب کدوم جهنمی بوده این؟

نیاز دارم وایس رو دنبال کنه

دلایل خودشو برای بودن اینجا داشت، مگه نه؟

فکر کنم این توضیحش بده

ویلهِلم هافمن امضای کتاب

اینجاست؟ همین‌جا و حالا

لعنتی، امروزه

بیا

چه چرت و پرت خودستایانه‌ای

میرم یه کم هوای تازه بخورم

چرا اینجایی؟ گمشو از اینجا

گاردینر می‌خواست اینجا تماس برقرار کنه؟

به تو ربطی نداره. بذار رد شم

فکر کن. اگه بری اون تو چی میشه؟

چه انتخابی دارم؟ ها؟

بابام اون توئه. باید باهاش حرف بزنم

گوش کن توی رایش تو رو خائن می‌دونن

اگه بری تو، برای اون چی میشه؟ یا اینم جزو نقشه‌ته؟

تو نقشه رو خراب کردی

باید ببینمش

نه اینجا. زیادی خطرناکه

ولی می‌تونیم بهش بفهمونیم که تو اینجایی

خوبه؟

برای کی؟

برای کلاوسی

براش خیلی مهمه

بده بهش

ممنون

هی

چی خنده‌داره؟

اینکه دشمنامون شبیه ما هستن، برخلاف دوستای ژاپنیمون

این خنده‌داره

اونا مامان و بابامو کشتن

فرمانده‌های پشت میزی پدر و مادرتو کشتن اونا پشت این آدما قایم شدن

اونا درست مثل ما هستن

فرمانده سوینبرن

داریم وارد آب‌های بی‌طرف پرتغال می‌شیم

و همونطور که می‌دونی، اونا کمتر از اسپانیایی‌ها کنار میان

باید شیرجه بزنیم. تو باید بری پایین ولی می‌تونی جای من بخوابی

اونا که با کشتی میرن تو دریا

...و تو آب‌های بزرگ کار می‌کنن

.اونا کارهای خدا رو می‌بینن، و شگفتی‌هاشو تو اعماق

دُعای ۱۰۷. دُعای ملوانها آیا می‌شناسیش، ستوان ارشد؟

نه

...زیرا او فرمان میدهد و بادهای طوفانی را برمی‌انگیزد که موج‌ها رو بلند می‌کنه

اونا تا آسمون بالا میرن

...و دوباره میرن تو اعماق

روحشون تو مشکلاتشون ذوب میشه

...کشتی پسرم... یه کشتی تجاری

...با یه زیردریایی غرق شد

انتقام می‌خواستم

زیادی تو این فکر بودم، حواسم به افراد خودم نبود

.پرچم سفید نیست'' مرسر گفت. عیسی مسیح - مرسر''

منم پسرمو از دست دادم

بمب‌افکن‌های بریتانیایی

تو ملوان خوبی هستی

یه مشت بچه رو فرماندهی کردی حتی فرمانده‌تم بچه‌ست

یه ناوشکن و 170 تا آدمو گول زدی

ولی این کارو بی‌شرفانه کردی

جنگ از همه‌مون شرف رو می‌گیره

با تو نمیام پایین

ولی باید شیرجه بزنیم ... من باید با افرادم برم پایین

...و با کشتیم

این کار شرافتمندانه‌ست

ستوان دوم

آماده شیرجه

...خب، حالا چی به سر

به من گفت که اجازه ندم تلاش کنی نجاتش بدی

چرا باید به تو اعتماد کنم؟

چون یه هم‌دریایی رو گول نمی‌زنم

برای چیزی مثل این

...اونا تلو تلو می‌خورن

...و مثل یه مَست، لَنگ می‌زنن

...و عقلشون به جایی نمی‌رسه

و تو مشکلاتشون به خدا التماس می‌کنن

و اون اونا رو از سختی‌هاشون بیرون میاره

اون طوفان رو آروم می‌کنه

تا موج‌هاش آروم بشن

اون موقع خوشحالن چون همه‌چیز آرومه

و اون اونا رو به بندر دلخواهشون می‌رسونه

دوست داری؟ بابا

دوست داری؟

وای

عالیه. بیا اینجا

وای، خیلی بهت افتخار می‌کنم

توام دوست داری؟ عاشقشونم

وای، وای

ساندویچ؟

ای کاش آدما خدا رو به خاطر خوبی‌هاش ستایش کنن

...و به خاطر کارهای شگفت‌انگیزش برای بچه‌های آدم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.