Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org سفارشي از محسن
به عروسيم حتما بيا
کانپور
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکنند Www.Bollycine.Info
داماد چطوري؟
خيلي خوب؛ بيا، بيا
داري غذا ميخوري؟ منم ميخورم
عکس رو آوردي؟
عکس؟ همه بيوگرافيش رو هم درآوردم آبجي تماشا کن
تو کجا؟ برو غذا رو بيار و گاز هم خاموش کن
پراته(نان)بيار برام باشه، دايي جان -
دختر شوکلاست، همه جزئيات رو درآوردم
از يه خانواده خوبه
مامان ميگفت يه درجه پايينتر از خودتون زن بگيرين
همه خانوادهاش تحت فرمان شما ميشن حالا ببين
خوشگله نه؟ ايول -
آره يه کم زيادي خوشگله
جوري نشه بشينه دائما آرايش کنه و ما براش آشپزي کنيم
نه بابا! من هستم
منم اميدي ندارم شانتي خانم که شما واسه عروست آشپزي کني
آره چرا به من اميدي داشته باشين؟
ببينم
دخترم با ساتو تماس بگير و بگو يکشنبه دختره رو ببينه
چشم بابا
ببينم داري ميري ديدن دختره چرا عرق کردي؟
تو ده دقيقه چطور ميشه تصميم گرفت که کل زندگي با همين دختر باشه؟
عه؟
آره و اگه تصميم اشتباه بگيري
همه زندگيت نابوده
خب تو ده دقيقه تصميم نگير چطور؟ -
يه مرسدس گرون اجاره ميکنيم سوارش شو و برو
چراغها، سپر و همه چيز رو چک کن
گفته باشم، اينجوري درست تصميم ميگيري
يه کاري ميکنم
چراغ و سپر ماشين تورو چک ميکنم اونجا مقايسه ميکنم
خفه بي ادب؛ زن داداشته خجالت بکش
عه؟مال تو زن داداش و مال من هيچي؟
برو بابا
ببين هان-
براي من آب پز نکن امروز سه شنبهست
رفيق تخم مرغات آبپز شدن خبر نداري، خيلي خوشگله
يه چيزي رو نميفهمم؛ تو کانپور خودمون !چنين دختري بوده و ما خبر نداشتيم
بده من بابا
باشه مامان ميرم
ببينم چه لباسي پوشيدي؟
صورتي! هموني که خاله گودي برام آورده بود
راستي ببين گوشوارههات رو حتما بنداز گوشت
باشه مامان پوشيدم دفعه قبل هم همينا رو گوشم کردم
مامان ببين هان بگو-
براي بار آخر با بابا حرف بزن شايد قبول کنه
انقدر درس خوندم ليسانس علوم اجتماعي دارم
نميخوام انقدر زود ازدواج کنم
يه کم ديگه بخونم کار کنم و يه کارهاي بشم
بعدش باهرکي بگين عروسي ميکنم
براي آخرين بار باهاش صحبت کن, ببين
تو که ميدوني حرف کسي رو گوش نميکنه
براي فرستادنت به دانشگاه الله آباد هنوزم داره سرکوفت ميزنه
ديگه بيشتر خوندن رو فراموش کن
راستي با پسره درست و مودب صحبت کن
و طبق عادتت زل نزن به چشماش
يه کم جلوش اداي خجالت کشيدن رو دربيار
مامان اين خجالت و اينا از من برنمياد همين الان بگم
همونطوري که اون مياد ديدنم منم ميرم ببينمش
و اگه پسره عالي هم باشه و من بگم نميخوام زنش بشم
بابا به زور منو بهش ميده؟
آرتي دخترم، مشکلي هست؟
چي شد؟ چرا ساکت شدي؟
بله بابا
تو دانشگاه کسي رو دوست داري؟
نه بابا
پس خيلي بيعقلي! پسره باسواده؛ دفتر داره
کار دولتي؛ خونه و سطح خانوادهشون خيلي بالاتر از ماست
وصلتي بهتر از اين نميتونيم برات پيدا کنيم
مدير و افسر دولتي گيرت نمياد, فهميدي؟
بله بابا
و آره اگه اينو دوست نداشتي دايي برات سه نفر ديگه پيدا کرده
قبل از پايان سال عروسيت بايد انجام بشه، فهميدي؟
بله بابا
پس سرت رو بنداز پايين و برو پسره رو ببين
چي شد؟
هيچي
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير
ساتيندر آرتي -
بفرماييد
چيزي ميخورين؟
آره
گارسون
چي ميخورين؟
قهوه
قهوه، دوتا قهوه بيار همراهش چيزي ديگه؟ کلوچه؟ بيسکوييت؟
دوتا قهوه باشه قربان-
هرچي ميخواين بپرسين من براي مصاحبه امادهام
نه مصاحبه نيست
همونطور که من اومدم ديدن شما شما هم اومدين منو ببينين
شما هم هرچي ميخواين بپرسين
حقيقتش اين روش بنظر من عجيبه
چطور ميشه تو نيمساعت در مورد کل زندگي تصميم گرفت؟
از نظر منم عاقلانه نيست
بابا ميگفت کارمند دولتين؟
آره من تو اداره ماليات دفتردارم
ماه بعد ميرم سرکار تازه استخدام شدم
!اداره ماليات؟ اداره رشوه خواران
شما ميخواين با رشوه خواري پيشرفت کنين؟
نه، نه من مخالف رشوه دادن و گرفتنم
ولي سيستم ما اينجوريه بزور بهتون رشوه ميدن
نه بابا من نميگيرم
نميتونيد رشوه رو رد کنيد
حالا شما ببين من نميگيرم خواهيم ديد -
من قربان-
ممنون خواهش ميکنم-
شما چه انتظاراتي از همسر آيندهتون دارين؟
صبح بيدار بشه چاي درست کنه و صبحانه آماده کنه
وقتي رفتم ناهارم اماده باشه
مثل کاري که مادرم سالهاست براي پدرم ميکنه
از دفتر برگردم خوشگل و آماده ببينمش
شب پاهام رو ماساژ بده من همچين انتظارتي اصلا ندارم
من فقط زني ميخوام که تمام عمر دوست من باشه
فقط مراقب پدر و مادرم باشه و بهشون احترام بذاره؛ همينقدر کافيه
شما چه انتظاراتي دارين از شوهر آيندهتون؟
بابا هيچوقت نذاشته کار کنم من از بچگي هميشه شاگرد اول بودم
فقط انتظار دارم شوهرم اجازه بده کار کنم
تحصيل شما که نبايد الکي هدر بره خوبه که کار کنين
وگرنه رو من فشار مياد و بايد رشوه بگيرما
يه انتظار ديگه دارم ولي يه کم سخته
شما بگيد
انتظار دارم شوهرم هر هفته منو ببره سينما
به سينما علاقه مندين؟ خيلي زياد-
خب پس هر يکشنبه ميبرمت سينما سانس آخر شب
واقعا؟ آره-
خب حالا چکار کنيم؟
يه انگشت انتخاب کن
اين؟ من شب زنگ ميزنم خونه و بله عروسي رو ميگم
انقدر من رو پسنديدين؟
من که هيچي؛ همه شما رو ميپسندن
فقط خدانکنه شما به کسي ديگه علاقمند شيد
منم به مامان زنگ ميزنم
يه چيزي بگم؟ لباس صورتي خيلي بهتون مياد
ممنون
ساتيندر انگشت دومي چي بود؟ ..که اونجا
اهان! اون بجاي شب همين الان ميرفتم دستشويي
و بهشون زنگ ميزنم که موافق عروسيام
يه چيزي بگم؟ البته اگه ناراحت نميشيد
بگو، من هرگز از هيچ حرف شما ناراحت نميشم
اوکورد درسته نه اکورد
هان؟من گفتم آکورد؟عه؟
بيخيال داريم ازدواج ميکنيم آکواردو بيخيال
اوکورد
او کورد
اوکورد
فهميدم آروم آروم ياد ميگيرم
شوهر عمه عزيز درود
بيا اينجا بله-
افرين
اگه ميخواي احترام بذاري؛ درست بذار
نقشش رو بازي نکن دوباره دست بزن به پاهام
بيا اينجا زنده باشي
تمريناتت چطوره؟
خوبه با دعاي خير شما
دعاي خير سلام عمه جان-
پدر تو تاريکي مرد و پسر ترانس برقه (ضرب المثل)
آبا و اجداد ظرف و ظروف فروختن حالا پسر ميخواد افسر بشه
پسرت ميخواد کاري بکنه حمايتش کن
اگه مدير مالياتچي بشه هفت نسلت آباد ميشه
بابا سال بعد قبول ميشم عه؟ واقعا؟-
اگه تو مغازه بشينم ظرف بفروشم
چطوري درس بخونم؟ بايد تمرکز کنم رو درس
پسر تمرکز تو رو من تنظيم ميکنم
يالا بيا خونه ببينمت
عمه جان به آرتي گفته بودم اقدام کنه
پارسال مدرکش رو گرفت تو اين امتحان حتما نفر اول ميشه
منم يه اقدام زير گوشت بکنم؟ !الاغ
اين کارهاي حکومتي مال دخترا نيست به خواهرات پيشنهادهاي غلط نده
راستش اين وصلت خلي خوبه براي آرتي
خب پس کي ميريم خونه آقاي ميشرا؟
فردا ساعت 3 دعوتمون کردن هان-
ساعت دو اينجا باشيها دير نکني
داماد جان شما شام و ناهار به من بده اصلا از اينجا نميرم
!تو آدم نميشي.. هان
با ماهيش صحبت کردم فردا از خانواده شوکلا چند نفر ميان
باشه
شانتي هان-
من با ساتو صحبت کردم
ما تصميم گرفتيم جهاز از خانواده عروس نگيريم
جهاز نگيريم؛ چطوري عروسي کنيم؟
يعني چي؟
يعني واسه پونم ميتوني شوهري پيدا کني که جهاز نگيره؟
نه ديگه، هان؟
پس بدون جهاز چطور ميشه عروسي کرد؟
از حقوق شما که نميشه چيزي جمع کرد تا يه شوهر افسر براي پونم پيدا کنيم
اين رسم رو که ما درست نکرديم
از عروسي ساتو هرچي برسه يه کم ميذاريم روش ميديم به پونم
عروسي پونم که دوسال ديگهست
خب جهازم تا دوسال ديگه دوبرابر ميشه
خب ولش کنيد شما شيرتون رو بخوريد سرد شد
من به ماهيش گفتم ساعت 2:30 مياد
شما که چيزي نميگين بايد يکي باشه حرف حساب بزنه
شير رو بخورين و بخوابين
شما و ابجي يک و دويست گفتين من ميگم خانواده و پسر خيلي خوبن
اگه يک و نيم هم خواستن نبايد از دستش بديم
نه داداش توان ما 1200 هست و همين رو ميديم
تو حرف نزني اونجا
دو ونيم ميليون
!رقمي نيست! کمتر از اين نميشه
بريم داماد؟ بريم؟
صبر کن صحبت کنيم براي رفتن اومديم؟
ميشراجي يه زمين کوچک داريم
حدود 300..400 هزاري ميشه فروختش
يه ذره بنام آرتي تو بانک پس انداز کردم بقيهش رو از بانک وام ميگيرم
ما ميخوايم فقط با شما وصلت کنيم
چرا من رو شرمنده ميکنين؟
هرچقدر ميتونيد بدين ..اين يه رسم قديميه وگرنه
..يه لحظه دامادجان! من هستم من صحبت ميکنم
ببينيد خواهرزاده من تنها پسر خانوادهست و تنها وارث اين خونه
و حالا کارمند دولته تو اداره ماليات
و ايشون داماد ما سي سالهست از دانشگاهه
چي ميگي؟ پس ارزش داره چيزي بخوايم -
آره
..هموني که گفتم .. برسه وصلت ميکنيم وگرنه
ببخشيد سردار
هرچقدر دامادم حساب کرد رو اگه دوبرابر هم بکنيم، دو ونيم ميليون نميشه
رياضيتون ضعيفه مگه جوگي خان؟
هان؟
چهار ميليون پيشنهاد کردن چهار ميليون
ساتوي ما دختر شما رو پسنديده
وگرنه از چهار ميليون يه روپيه کم نميکرديم
درسته
شما گفتين ما منتظر شما بوديم
صبر کرديم وگرنه نفر بعدي امشب منتظره
آبجي شمارهشون کجاست؟ گوشي من کجاست؟
بريم داماد، امشب گروه بعدي چهار ميليوني مياد
حالا بريم؟
صبر کن زياد حرف نزن
ميشراجي شما باسواد و دنيا ديدهايد شما ميدونيد توان من چقدره
من مسئول توسعه شهري هستم
ولي هنوز يه روپيه رشوه برام حرامه شما بگيد آخرين رقمتون چنده؟
نه شوکلاجي ..من اصلا به
دامادم با حساب توان شما گفتن
کمتر از دو و نيم اين وصلت ممکن نيست؛
فهميدين؟
يک و هشتصد نقد هفتصدتاش جنس
و اين تصميم نهايي ماست
دامادم و خواهرم هم همينو ميگن کمتر از اين عروسي نميکنيم
حالا بريم؟ داماد
ميشراجي من قبول ميکنم خواستههاتون اجرا ميشه
شما چرا دست بستين؟ شانتي شيريني بيار
حالا ديگه ما فاميل شديم مبارک باشه
شما فقط جلوي من شير ميشين
"ميشراجي خواستههاتون انجام ميشه "
حالا 1300 اضافه رو از کجا ميارين؟
پسرخوب ارزونتر از اين در نمياد هيچ جا
قبل بازنشستگي وام ميگيرم و آروم آروم پسش ميدم
حداقل دخترم با شوهر مورد علاقهاش ازدواج ميکنه
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
يه چيزي بگم؟
با لباس صورتي شبيه جوهي چاولا ميشين
شما تو هر رنگي مثل شاهرخ خاني
واقعا؟ شاهرخ ميشرا
بريم؟
بريم؟
تو کوچههاي بنارس شو" "تا من تمام شب وسطش سرگردان شم
تو کوچههاي بنارس شو" "تا من تمام شب وسطش سرگردان شم
حرفات مثل آلوچات بانمکه " "و چشمات مثل رود گنگ
من کناره رود بخوابم " "و صبح زود درون تو بيدار شم
تو کوچههاي بنارس شو" "تا من تمام شب وسطش سرگردان شم
تو کوچههاي بنارس شو" "تا من تمام شب وسطش سرگردان شم
"هر يکشنبه تو سينما سنگم سانس شب باهات فيلم ببينم"
"يه روز بشه که مثل فيلمها من قهرمان تو بشم"
"هر يکشنبه تو سينما سنگم سانس شب باهات فيلم ببينم"
"يه روز بشه که مثل فيلمها من قهرمان تو بشم"
"سرگرمت کنم، برقصم و باهات رومانتيک شم"
"مثل خوشيها تو قلبت جا بگيرم"
"که وقتي بخندي من درونت بدرخشم"
تو کوچههاي بنارس شو" "تا من تمام شب وسطش سرگردان شم
تو کوچههاي بنارس شو" "تا من تمام شب وسطش سرگردان شم
يه چيزي بگم؟
من تو زندگيم هرگز به اندازه الان که دارم با تو ازدواج ميکنم خوشحال نبودم
منم همينطور
ميتونم از فنجان تو قهوه بخورم؟
خب ماه عسل کجا بريم؟
هان؟
ماه عسل
من ميخوام برم يه جاي سرد مثل مسوري
ما بايد بريم مسوري
باشه بريم
من يه آرزوي سري هم دارم
چي؟
من يکبار ميخوام با شوهرم
هممم
شراب بخورم و مست و پاتيل بشم
هيچوقت نخوردم ولي تو فيلما ديدم انگار خيلي حال ميده
ديدم که قهرمان به دختر شراب ميده
و بعد کلي حال ميکنن منم ميخوام دقيقا همينکار رو بکنم
و بعد اگه شوهر بهترين دوستت باشه
ميشه بهش اعتماد کرد ديگه نه؟
پس چي؟ يه لحظه
يه انگشت انتخاب کن؛ اين؟
بيسکي ميخوريم
بيسکي ميخوريم
بيسکي چيه؟ ويسکي درسته
آره همون رو ميخوريم من از الان انگار دارم نئشه ميشم
انگشت دومي چي بود؟
براندي
براندي نه برندي درسته
با تو باشم کاملا خارجي ميشم
تو زود بيا خونه ما انگليسي همه رو اصلاح کن
من خسته شدم از ياد دادن بهشون
چي؟
واقعا من گفتم براندي؟
آره ساتيندر
ببين تو من رو ساتو صدا کن
اونايي که دوستم دارن منو ساتو صدا ميکنن
بفرما اومدن خواهرزاده محبوب من
دايي جان داماد کجاست؟ -
اي بابا! اون انقدر سرش شلوغه که همون روز عروسي مياد
حالا من هستم
هرکاري، هرساعتي به من بگيد من رد نميکنم
اينو تو بازار جاي ديگه پيدا نميکنين
سوتين خودش داره
،آره داره خيلي قشنگه ميچسبه به بدن اينو هم باهاش ميپوشن ديگه
بجز صورتي رنگ ديگه هم هست اينو ببين
نه خواهر، اگه بذاري اين شورت و سوتين هم صورتي ميگيره
نيلم؟ نه، هر رنگي بخري فرقي نداره -
آبجي؟ چي ميگي؟
آرتي بسه ديگه داره قلقلکم مياد
آرتي جوري سنگ پا ميکشه که سايز کفشت تغيير کنه
عروسي منه بايد پديکور بکني
چه خبره؟ ببينم؛ اين تخت مال منه
مامان؛ داداش داره منو ميزنه
مامان اينو ميگيريم
خاله؛ به خدا ميگم شما بپوش ببين خود مدو ميشي
اگه بابا ببينه ما رو ميکشه
شما هم بکش
من که سيگار نميکشم
پسر گمشو
گرد گرد
استوپ نه رو ظرف من نه بابا
خيلي خوشمزهست
کدوم يکي؟ اين قرمزه خيلي قشنگه -
آرتي هم اينو دوست داره
رنگ قرمز مال دختراست پسر ما رنگ قرمز نميپوشه
خيلي خوبه
شوهر تو دفتر دار شوهر من مهندس
مال من استاد ليسيدن و مال تو ليساندن
عه آبجي؟
بابا پارو ميگم
شوهرت ميدونه انقدر سيگار ميکشي؟
من چيزي ازش پنهان نميکنم و نه اون از من
تو هم از شوهرت چيزي مخفي نکن
من مخفي نميکنم
همين الانش هم به ساتو گفتم
ميخوام باهاش شراب بخورم تا مست شم
آهان؟ تو از منم جلوتري حالا ساتو خان چي گفت؟
اون که بيشتر ازمن هيجانزدهست اونم هنوز شراب نخورده
آبجي.. ساتو خيلي بامزهست
منم بعد عروسي دوچيز ياد گرفتم که مهمتر از همه چيزن
چي؟ سکس زياد و پول زياد -
خواهر چي ميگي؟
راست ميگم ديگه
!عجب زمان سنجي داره
انگار بدون حرف زدن با تو حتي شکمش هم کار نميکنه
اه خواهر
بذار رو بلندگو ببينم چي ميگه
بلندگو جلوي تو؟ مگه ديوانهم؟
بابا من ميدونم چي ميگه بذار رو بلندگو
تو حرفي نميزني
حرف نميزنم بابا
سلام
تولدت مبارک
شما يادت بود؟
بله همه حرفهاي شما يادمه
عه؟
خب ببين ميخوام ببينمت
تو معبد اونجا بيا پشتش يه اتاق هست
اونجا براحتي همديگه رو ميبينيم
من بهت گفته بودم
چرا تو اتاق؟
نه در مورد اتاق فکر بد نکن
اون بعد عروسي تو اتاق خودمون ميشه
چندين روزه نديدمت ميخوام سير ببينمت
بدون تو نفس کشيدن هم سخت شده
من ميام باشه فردا عصرساعت 4
هي ساتو.. الو
دوستش دارم؛ عجب پسر رمانتيکيه برو کنار، عجب دلدادهاي
خوبه تو زندگيت از دوتا يکي تضمينيه
زندگي زناشويبت عالي ميشه اين پسر دائما روت شيرجه ميزنه
خواهر
و من دارم تصورش هم ميکنم
ولي آرتي يه چيز جالب نيست
چي؟
پسره در زمينه مالي خسيس بنظرم مباد
چرا؟
خودت فکر کن کي نامزدش رو دعوت ميکنه معبد؟
انقدر هتل پنج ستاره هست
اونجا يه اتاق ميگرفت و بهت زل ميزد
تو معبد ازت ميخواد زنگها رو به صدا دربياري؟
اونو نميدونم ولي من قبل چهار اونجام بيچاره بدون من نميتونه نفس بکشه
اکسيژن ميشم براش و تا عروسي شارژش ميکنم
ولي تو يه چيزي يادت باشه نذار بهت دست بزنه
پسرا خيلي حرومزادهن (وات د هِل؟)
خودش اقدام ميکنه و خودش هم شک ميکنه
دارم بهت ميگم
چشم مادرجان
تولدت مبارک
مرسي ساتو اين همه کار براي من کردي!؟
اين که چيزي نيست برات چيزي نوشتم بخونم؟
شعر؟
آره بخونم؟
جوهي، مادوري، ديويا بهارتي از همه اينا زيباتري آرتي
داري ميخندي؟
نه نميخندم خيلي قشنگه
هدفم تويي؛ رويام تويي زيباترين ابتکار خدايي
حالا ديگه فقط ميخوام تو رو بيشتر از خود دوست بدارم
ساتو چطوره؟
خيلي خيلي خيلي زيبا و دوست داشتني
ممنون
اين صورتي خيلي بهت مياد
شما چي فکر ميکني چرا صورتي پوشيدم؟
اوه واسه من پوشيدي؟
پ ن پ
اينجا گل چسبيده
من.. من عاشقت شدم بگم دوستت دارم؟
هرطور ميلته
باشه ميگم دوستت دارم
نوبت توئه
خب منم دوستت دارم
بگو ديگه بگو يه کم بگو هان؟
من نميگم بعد عروسي ميگم
باشه بيخيال يه چيزي بپرسم؟
بپرس
اگه ناراحت نميشي
ميتونم يه لب ازت بگيرم؟ لب! ميتونم ببوسمت؟
تو معبد ميخواي لب بگيري؟
خدا که همه جا هست
عه؟ به هتلي جايي اگه دعوتم ميکردي شايد ميگرفتي
يه لحظه
برات چيزي آوردم تولدت مبارک
داري به من رشوه ميدي تا ازم لب بگيري؟
من خيلي دوستت دارم
پس بگير
نه اشکالي نداره
چرا حالا دلت نميخواد؟
نه دلم که ميخواد
پس بگير ديگه
بگيرم؟
اينو بذارم زمين؟
من نگهش ميدارم
فقط يکي ميگيرم
ساتو لب رو خودت ميگيري بعد به من شک ميکني
نه من شک نميکنم
!ميکني
نه به جان مادرم نميکنم
حالا بذارش براي بعد عروسي
شک نميکنم
فقط يه روزه ساتو، خداحافظ
من شک نميکنم
ساتو فقط کمي انتظار
فردا تو عروسي خودمون ميبينمت
"آسمان پر از ستاره شد"
"وقتي تو چون ماه درون من درخشيدي"
"آسمان پر از ستاره شد"
"وقتي تو چون ماه درون من درخشيدي"
" پيشت ميمونم و احساس تو ميشم"
"يار من در هر نفس تو زندگي ميکنم"
"تو مثل عصر غروب و مثل صبح طلوع ميکني"
"درسايه تو راه ميرم من همراهتم؛ من همراهتم"
"ميخوام تورو از خودم بيشتر دوست بدارم"
"و با قلبم عهد بستم که همراه تو هستم؛ من همراهتم"
"براي تو شب و روزم رو ميگذرونم"
"وقتي بخوابي تمام شب تماشات ميکنم"
"تو جوري در وجود من حل شدي"
"که بدون تو وسط شلوغي هم انگار تنهام"
"کاش آينهاي"
"باشه که درونش تورو ببينم"
"من هم، چهره تو شدهام"
"ميخوام تورو از خودم بيشتر دوست بدارم"
"با قلبم عهد بستم که همراهتم؛ من همراهتم"
"بادبادکهاي عشقت درون سينهام پرواز ميکنن"
"انگار که روسري در حال پروازت شدهام"
"همراه تو در بارانها خيس شدهام"
"وقتي موهات افشون ميشه من ابر تو ميشم"
"چشمهاي سياهت درياي خواب منه"
"من شيرجه زدم و درونشون گم شدم"
ميخوام تو رو از خودم بيشتر دوست بدارم" .."با قلبم عهد بستم که
"من همراهتم، من همراهتم، من همراهتم"
داداش شاه دوماد پاشو.. پاشو
دو دقيقه ديگه نميتونستي صبر کني؟
از فردا که زنت بيدارت ميکنه ببينم چکار ميکني؟
برو ديگه
پاشو مامان صدات ميکنه؛ پاشو
حناي منو ببين به نام توئه
اسمت ديگه تو زندگيم نوشته شده
خب تو اين زندگي که مال شما شدم
چرا فقط تو اين زندگي؟ من که تو هر زندگي مال شمام
يه انگشت انتخاب کن
سمت راستي
اينه دوستت دارم
و رو دومي چيه؟
خيلي خيلي خيلي دوستت دارم
هلدي(رسم سندل زدن)شروع شده؟
آره منتطر شما بوديم
تو زدي؟
خيلي زياد زردش کردم
داداش، اين خواهر آرتي و اين برادرشه
به خانواده ما خوش اومدي
نه لازم نيست
بهت مياد
خواهر.. مامان داخله
برميگرديم چطوري؟ -
شوهرت نيومد دخترم؟
خاله شما ميدوني مهندسا چقدر سرشون شلوغه
ولي روز عروسي مياد
دخترم صبحانه بيار
شما چکار ميکنيد؟
خاله من دارم براي امتحان ميخونم
خوبه دوبار اقدام کردم اين بار سومه-
نگران نباش؛ موفق ميشي فقط بايد کمي تلاش کني
فقط دعاي شما رو ميخوام
ممنون بفرماييد
بچه خوهر زاده من تو ايندوره
پارسال رفته بوديم پيشش خيلي سطح بالاست
کارش حکومتيه، ديگه تشريفاتش بالاست
بله کاملا
حالا ديگه ساتو هم کار دولتي داره
خوبه نه خاله؟ ساتو کارمنده و آرتي هم بعد عروسي ميخواد کار کنه
.خيلي خوش شانسه که شما اجازه دادين خانواده شوهر من که اجازه ندادن
اجازه داديم؟ کي گفته؟
خاله.. ساتو به آرتي گفته بود
ساتو که بچهست با هيجانش هرچي ميگه
زيرپوشهاش رو هم هنوز من انتخاب ميکنم
ببين دخترم جانم-
عروسهاي خاندان ميشرا کار نميکنن
رسم ماست، مردم چي ميگن؟ که با پول عروس زندگي ميکنيم؟
تو خاندان ما عروسها نه هرگز کار کردن و نه ميکنن
حداقل تا من زندهام نه
و در مورد کار دولتي من رييس جمهور اين خونهام
آرتي بياد مراقب خونهاش باشه همين رو کار دولتي تصور کنه، هان؟
مامان
دخترم اين مال عروسه
!پسرم بخور ديگه ! چيزي نخوردي که
خيلي جذاب شدي
ساتو خانمت پشت خطه
الو
من خيلي استرس دارم شکمم يه جوريه
چي شده؟ من هستم از اين حرفا نزن
يه عکس با آرايش عروس برام بفرست
يه چيزايي بايد مبهم باشه
يفرست ديگه ميخوام ببينمت
حتما ميبيني امروز خيلي قشنگ شدم
حالا ديگه چرا صبرکنم؟ حالا ديگه تقريبا ازدواج کرديم
داداش بس کن
دارم ميام دنبالت
خداحافظ
بزنم تو سرت؟ مگه تو کلهات گچه؟ خري ديگه
من فقط تلفني داشتم حرف ميزدم
نميتونستي به من بگي امتحان پي.سي.اس دادي؟
اين هم گفتن داره خواهر؟
نه گفتن نداره؛ ديوونه شدي؟
حرفاتون تموم شد حالا من بگم؟
آرتي تو قبول شدي ميتوني افسر بشي
الان نتايج اومد آنلاين ديدم
من افسر؟ خواهر من قبول شدم؟
بايد جشن بگيريم
..من
همه ده سال امتحان ميدن من و انجن دوساله داريم رد ميشيم
و اين بار اول چهارامتيازي زده
چهار نه شش امتيازي زدم
شش چيه خانم؟ کامل صدامتيازي زدي
آرتي فکرشو بکن صاحب خونه خودت ميشي
ماشين با چراغ قرمز و نوکرها هر طرفت ميگن: بله قربان
دفترت تو سچواله و انقدر احترام که نميتوني تحمل کني
حالا ديگه کلي بله قربان گو داري افسرشوکلا
افسر شوکلا نه الاغ من افسر آرتي ساتيندر ميشرا ميشم
من که باورم نميشه خواهر من قراره افسر بشم
!ساتو چقدر براي من خوش يمنه
عروسي شادترين روز زندگي همهست و براي من جشن دوبله
خواهر.. آره
بارات (کارناوال داماد)داره ميرسه عجله کنيد جلوي در بذاريد
بابا يه لحظه
بابا بيا اينجا، کارم واجبه بارات توراهه -
عصباني نشو لطفا
هان داماد هنوز نرسيده ميدونستم کجا رسيدن بگو
..بابا اون
بارات داره ميرسه زود کتت رو بپوش
توهم آماده شو
گوش کن بابا لطفا عصباني نشو
چيه؟
زود بگو ديگه
آرتي امتحان پليس داده
دوتا مرحله رو قبول شده و به ما نگفته بود
!امتحان پي.سي.اس رو قبول شده
آره بابا الان انلاين نتايج اومده
واه اين که خبر خيلي خوبيه آرتي آمادهست؟
بارات داره ميرسه
بابا شما گوش نکردي اون ميتونه يه افسر بشه
از امروز آرتي عروس خانواده ميشراست
اون چکار ميکنه و چي ميشه رو ميشرا تصميم ميگيره
خب؟ براي پيشواز حاضر هستين؟
مامان بهش حالي کن ما داريم اشتباه بزرگي ميکنيم
بارات توراهه
اون نميذاره آرتي کار بکنه
ما اشتباه بزرگي کرديم با انتخاب اين خانواده
به بابات هم بگم اتفاقي نميافته
مامان تو گوش کن
مانجو به اين بگو بي سروصدا بره
امروز عروسيه تا کار غيرممکني !از من ممکن نشده
..بابا ميدونم عصباني هستي ولي يکبار
مزخرف نگو وگرنه دستم بلند ميشه
چکار داري ميکني؟ اين مهمان ماست
يه کلمه ديگه نگيها
ميگم بابا.. چرا نگم؟
ساکت شو
شما چي ميخواي؟
آرتي مثل من و مادرم آشپزي کنه و بچه بزرگ کنه؟
يکبار هم سعي نکنه افسر بشه؟
بار اول قبول شده
انقدر بااستعداده دارين زندگيش رو نابود ميکنين
چرا نگم؟
از دست شما و اون مادرزن دخترا تو خونهها اسيرن
يعني تو ميخواي بخاطر اين مزخرفات جلوي اين عروسي رو بگيرم؟
به ميشرا بگم دخترم ميتونه افسر بشه
عروسي کنسله؛ اينو بگم؟
آره بابا عروسي رو کنسل کن
بعدا ميتونه ازدواج کنه ولي نميتونه افسر بشه
مادرشوهرش نميذاره کار کنه
اون هميشه ميخواست کار کنه اين عروسي رو بهم بزن
مانجو اين دختر ديوانه شده
از جلوي چشمام دورش کن وگرنه ميکشمش
اونوقت ظالم ميشم
ظلم که دارين ميکنين با زندگي آرتي
ساکت شو
من دارم به آرتي ظلم ميکنم؟
ببين تو ازدواج کردي بذار خواهرت ازدواج کنه
سعي نکن خرابش کني
مامان بهش بگو
ساکت
بسه. وسايلت رو بردار و برو
بدون تو عروسي آرتي رو برگزار ميکنيم برو
..بابا يکبار
برو از اينجا
از دست شما دخترم وايستا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
چي شده خواهر؟ بيا اينجا-
من الان به ساتو پيام دادم همه چي خوبه؟
چي شده؟
بدقت گوش کن ببين چي ميگم
امروز که رفته بوديم خونه داماد
به مادرشوهرت گفتم آرتي ميخواد کارکنه
اون کاملا رد کرد و گفت عروس خانواده ميشرا کار نميکنه
چطوري اينو گفته؟ ساتو به من گفته
آره منم گفتم تو با ساتو حرف زدي ميدوني چي جواب داد؟
ساتو بچهست و هنوز زيرپوشش هم من براش ميخرم، معني اينو ميفهمي؟
مخاطب حرفش من نبودم تو بودي
اينو مطمئن باش تو اون خونه نميذارن کار کني
افسر شدن رو فراموش کن
ساتو به من گفته بود
اي بابا حرف ساتو چه فايدهاي داره؟
اون جلوي مادرش نميتونه حرف بزنه !حالا تو تصميم بگير چکار ميکني
خواهر من نميتونم خانه دار بشم
ميخوام با ساتو ازدواج کنم ولي ميخوام کار بکنم
تو اولين ملاقات بهش گفتم اونم قبول کرد
نميتونم خانه داري کنم
..من با ساتو صحبت ميکنم
تو چرا مثل طوطي ساتو ساتو ميکني؟
اون شوهر آينده منه
اون يه منشيه
وقتي افسر بشي 25منشي مثل ساتو زيردستت کار ميکنن
نميگم پسر بديه، خيلي هم خوبه ولي حتي اگه بخواد درک نميکنه
چکار ميتونم بکنم؟
يعني چي چکار ميتونم بکنم؟
..من رو ببين، پدر و مادر..شوهر
شوهر، بچه و سه وعده غذا که کسي قدر نميشناسه
و طرف ديگه احترام واست قائلن آرتي فکر کن
آيندهت داره صدات ميکنه
بنظرت نتيجه امتحانت چرا امروز اومده؟
فردا ميتونست بياد بعد عروسيت
که هيچکاري نميتونستي بکني امروز ميتوني فرار کن
..من زنگ ميزنم به شوهرم
اون حلش ميکنه تو باهاش برو بنارس
من نميتونم اينکار رو با ساتو بکنم
باخودت ميتوني بکني؟
من و شهرم با توييم؛ تو فرار کن
اينجا کسي حرفت رو گوش نميکنه فرار کن
تو افسر بشي بابا و ساتو همه راضي ميشن
آرتي
تو چي ميخواي دخترم؟
بابا.. ساتو
اون رو من حل ميکنم
ميخواي افسر بشي؟
پس فرار کن
راهي ديگه نيست
اين جامعه اينجوريه پسرا رو روي سرش ميذاره
ولي براي دخترا ارزشي قائل نيست
و نه زندگي مورد علاقه خودشون رو بهشون ميده
براي همين وقتي دختري فرصت پيدا کنه
سربلند باشه و زندگي باب ميل خودش رو بکنه
بايد همه درياهاي آتش رو رد کنه و بره
فرار کن دخترم فرار کن
آرتي برو بارات داره ميرسه
منم بايد برم پايين تا کسي نفهمه يا بالا نياد
من نميتونم بابا منو ميکشه
آرتي دايي مراقبه
فقط يادت باشه دايي ميگه تو حرف جهاز رو شنيدي و فرار کردي، برو
خواهر؛ ساتو چه گناهي کرده؟ خيلي دوستم داره
دوباره به عشقت ميرسي آرتي
ولي اين فرصت ديگه گيرت نمياد برو
يه بار باهاش صحبت ميکنم
نه آرتي؛ تا من نگفتم باهاش حرف نزن، بريم
اگه علت فرارت رو بفهمن طلبکار هم ميشن
بيا زود برو
بارات دم دره
آبا ظرف شيريني رو بيار
مامان
برو ماشين جلوي در پشتي منتظرته
برو موفق باشي
مبارکتون باشه
مبارک شما هم باشه
آرتي کجاست؟
آرتي کجاست پرسيدم؟
اون نميخواست ازدواج کنه
اون نميخواست يا تو نذاشتي؟
چکار داري ميکني؟
دست رو دختر بزرگت بلند ميکني؟
برو کنار برو کنار
نزنمش؟ چکارش کنم؟ عبادتش کنم؟
نزنيدش؛ متاهله چرا ميزنيش؟
بارات اومده
بگو کجا رفته؟ کجا رفته؟
نميدونم بابا؛ ببخشيد
بازم بفرست درس بخونه
بفرستش الله آباد
عرضه نگهداري از يه دختر جوان نداري؟
چرا اينو دعوت کردي؟ آبرومون رو برد
شوهر عمه، چرا خشمت رو روي خواهر خالي ميکني؟
من دوساله دارم رد ميشم آرتي که قبول شده
اگه به من باشه هردوتاشون رو خفه ميکنم
يا خودم رو اتش ميزنم
بس کنيد
تف کرد رو صورتم حالا چکار کنيم؟
بيا بيا اينجا
من درد شما رو ميفهمم
الان زمان سختيه ولي بايد يه جوري ازش دربيايم
ببين مردم رو ولشون کن
فقط به اين فکر کنيد 1.800ميليون نقدي که داديم چي ميشه؟
تو بگو چي بگم؟
ببخشيد ميشراجي دختر ما فرار کرده
پول ما رو بذارين تو پاکت و تحويلمون بدين، اينو بگم؟
همين ديگه! نفهميدي ماهيش اگه بشنوه دخترمون فرار کرده يه روپيه هم بهمون نميده
همه درآمد زندگي شما رو بالا ميکشن
پس پول چطوري برميگرده؟
خواهر.. برنميگرده بايد برگردونيمش
شوهرخواهر اجازه بدين من مديريت کنم
فقط جلوي اونا شما ساکت باشيد
چاي هم ميخوريم
اول بگيد جريان چيه؟ چرا ما رو اينجا خواستين؟
ميشراجي در واقع بلايي بزرگ اومد سر ما
و همينطور سر شما
بلا؟ بله-
جوگي موضوع چيه؟
..موضوع اينه که آرتي
چي شده؟
پسرم رفتيم اتاقش نبود
يعني چي اونجا نبود؟
فقط اين نامه اونجا بود
ببينيمش
ببينيد
وقتي دخترمون فهميده که شما دو و نيم ميليون جهاز گرفتين
تصميم گرفته با شما وصلت نکنه
و عروسي رو رها کرد و رفت
کجا رفته؟
پسرم ما از کجا بدونيم کجا رفته؟
زنگ بزنيد باهاش صحبت کنم
جواب ما رو نميده چطور بدم تو صحبت کني؟
چطور؟ جهاز با رضايت طرفين تعيين شده بود
شماهم بودين
موضوع جهاز نيست؛ ميدونم
منو ببخش ساتو
من بهت نگفته بودم که امتحان دادم امروز نتيجه اومد و من قبول شدم
من دارم افسر ميشم
الله آباد فرستادي درس بخونه
لابد همونجا با کسي دوست شده
آبروي خانواده رو برد و فرار کرد؛ فهميدي؟
شماها ذغال بيارين و صورتتون رو سياه کنين
..شما جلوي زبونت رو بگير وگرنه
چکار ميکني مثلا؟
من باتو کاري ندارم جناب ميشرا شما باسوادي
من التماستون ميکنم
دختر ما ديگه نميخواد باشما وصلت کنه
براي همين يک و هشتصد نقد ما رو با آرامش به ما برگردونيد
و با احترام بهمراه باراتتون برگرديد
اين عروسي کنسله
چطوري کنسله؟
دختر شما فرار کرده پول از ما ميخواي؟
خجالت بکش مگه مسخره بازيه؟ يه روپيه هم بهتون نميديم
يه روپيه هم برنميگردونيم بريم از اينجا
مگه شوخيه؟
بدون دادن پول ما فکرش رو هم نکن بتوني بري، فهميدي؟
چاندو کيشاو بيايين تو
اسلحه رو دربيار بذار رو سر ميشرا
يک ميليون و هشتصد رو تا ريال آخر اگه از دست خودت نگيريم
کسي از اينجا خارج نميشه هي نشانه بگير بزنش
ميزنمشها بابا
بزنش
خيال کردي ميترسم؟ بيا بزن
بشينيد عموجان
و تو تا پولا رو با دست خودت نشماري و بدي
نميذاريم از اينجا بري، فهميدي؟
يه لحظه چکار ميکني؟ -
ولش کنيد من پول شما رو ميارم
ولي بابا و داييم رو کاري نداشته باشين
من ميارم برو کنار
پسرم
آرتي
آرتي رو نديدين؟
نه
آرتي
هي آرتي کجاست؟
هرچي زنگ ميزنم جواب نميده کجاست؟
تو بارات رو با خودت ببر
هان ساتو چي شده؟
من بعدا بهت ميگم ببرشون
داداش چي شده؟ ساتو -
متاسفم ساتو يه چيزي بهت نگفته بودم
من امتحان افسري داده بودم
امروز نتايج اومد من قبول شدم
دارم ميرم افسر بشم
ساتو
چي شده؟
بابات.. دايي؟ چيزي نيست-
گريه نکن
شما گريه نکن نجاتشون بده-
پولا رو کجا گذاشتي؟ ميخوام ببرمشون
هشتصد که خرج شده يه ميليون مونده تو ببرش و اونا رو با خودت بيار
يک ميليون نميشه، همه رو ميخوان
بعدا بهشون ميديم ديگه
اونا قبول نميکنن
اين موقع شب از کجا بياريم؟
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير
اينو براي عروسي پونم کنار گذاشته بودم
اينو تو عروسي خودم پوشيده بودم
نفرينش ميکنم
اون دختره رو زندگي ما رو به جهنم تبديل کرد و رفت
الو خواهر
هان! اونا الان رفتن همه پول رو برگردوندن
بابا خوبه؟
خوب که نيست؛ دايي پيشش نشسته
منم يکي دو روز ميمونم تا اوضاع آروم بشه
راستي ساتو زنگ زد؟
چندين بار زد ولي طبق خواسته شما جواب ندادم
خواهر يه بار بهش زنگ بزنم؟
آره باهاش صحبت کن خيلي ناراحته
فقط همين يه اشتباه رو انجام داديم قلبش شکست
من ديدمش
نگهدار، ماشين رو نگهدار
کجا داره ميره؟ ..ساتو ببين
شوهرخواهر
بابا.. بابا
نميميرم پسرم انقدر ضعيف نيستم
فقط کمي نفسم تنگ شده بود
دکمه رو باز کنيد
يک لحظه
من که دلم نميخواد برم خونه قرار بود با عروس بريم خونه
حالا بريم خونه چکار؟ اشکهاي مادرت رو ببينيم؟
همه تماشامون ميکنن
.."اونجا رو ببين"
..." پروفسور ميشرا رو که عروسي پسرش "
بدجور آبرومون رفت پسرم
چي دارين ميگين؟
بردار ساتو لطفا بردار
اينجوري که رهاشون نميکنيم شما بشينيد، نگران نباشيد
5 سال بعد
ببينيد در حمايت ازمعماران و شهرسازان يه پنجره خاص بازکرديم
که با اين نيازي به تلاش مضاعف نيست
پس اميدوارم شما پيشرفت کنيد و در منطقه ما سرمايه گذاري کنيد
که هم براي شما و هم براي ما مفيد خواهد بود
اگه سوالي از من دارين بپرسين
نيلم چند بار بهت بگم در نزن مستقيم بيا تو
و منم چندين بار بهت گفتم که اينجا شما رئيسي
ببين من پنج بار امتحان دادم قبول نشدم
ولي تو همون بار اول قبول شدي
آرتي من هرچه ازت تشکر کنم بازم کمه
امروز به برکت تو مشغول به کارم
وگرنه تو کانپور تو يه مدرسه درس ميدادم
خفه، چاي ميخوري؟ چاي؟-
کسي به ما تعارف کنه بعد همهش بايد بياره
دوتا چاي لطفا
راستي آرتي، چيزايي که تو دفتر شنيدم درسته؟
!بستگي داره چي شنيدي
خودتو نزن به اون راه
تو دفتر فقط در يه مورد حرف ميزنن
چي؟
هي چکار ميکني؟ من نگاه نميکردم
نگاه نکردي سرک کشيدي
اگه سرک اضافه بکشي ميافتي پايين وزنت اضافه شده
شوهر خواهر هر موقع ميبازه خشن ميشه
آره بدجنس
نيلم زنگ زده بود گفت قراره آرتي ترفيع بگيره
اين که خبر خيلي خوبيه مبارک باشه شوهر خواهر
يالا رنجن
وقت چاي شده
هان چاي بيار خواهر
رنجن بگيرش
من هرچقدر خداروشکر کنم بازم کمه
تو 5سال آرتي خيلي ترقي کرده
ديگه فقط اگه شوهر کنه خيال ما راحت ميشه
پاشو پاشو
چرا؟ چي شده؟
پاشو زود باش برگرد لباستو بتکون
چي شده ؟
سوزنش 5ساله به عروسي آرتي گير کرده اگه پيدا بشه يه کم تکونش بده
...از دست تو ميزنمت ها -
يالا دايي جان برو
مامان چرا داري تقلب ميکني؟
من کي تقلب کردم؟ بي ادبه
شما تقلب کردي
سونو ميگه پس حتما تقلب کردي
بابا من کي تقلب کردم؟
خب حتما گهگاهي ميکنه
رنجن پاشو ببرش
اي بابا وسط بازي؟
خواهر تو بيا
مانجو بيا
هي خواهرزاده انگار براي من بدنيا اومدي.. بريم
يالا بزن-
مانجو نوبت توئه
راستي کي ميري پيش آرتي؟
ميخوام پس فردا برم
خانم آرتي شوکلا شما موقتا از کار معلق شديد
براي واگذاري زمين 90هکتاري پشت راه آهن به شرکت کوکريجا و پسران
شما متهم به دريافت 30ميليون رشوه هستين
قربان شما اين همه سال منو ميشناسيد
فکر ميکنيد اين کار از من برمياد؟
آرتي تصور من مهم نيست
موضوع اينه که يافتههاي تحقيقات بر عليه توئه
و حالا تحقيقات ويژه هم شروع شده
و تازه خود معاون وزير تحقيقات رو رهبري ميکنه
فردا صبح ساعت 9بايد بري ديدنشون
چشم قربان
صبح بخير
خانم آرتي شوکلا، اسمتون همينه؟
ساتو
قربان.. شما مافوقتون رو با نام کوچک صدا ميکنيد؟
پست شما چيه؟
من مسئول ثبتم
چند وقته؟
چهارسال
از همين اولش شروع کردين به رشوه گرفتن؟
با رشوه ميخواين بزرگ بشين؟
نه درسته؛ شما جزئي از سيستم هستين
پس مشکلي براي رشوه گرفتن ندارين
درسته؟
اينطور نيست من گفتم شما بشيني؟ -
قربان من بيگناهم ميتونم توضيح بدم
شما لازم نيست چيزي رو توضيح بدين خانم آرتي شوکلا
کاري که خواستين انجام دادين
حالا من هرکاري بخوام ميکنم
و براي گناهي که شما مرتکب شدين به سزاي عملتون خواهيد رسيد
..اخراج و شش سال زنداني
!با احساس گناه
اگه باشم
من اثبات ميکنم گناهکاري
..ساتيندر يه بار به من گوش بدين چي ميگم
قربان
ايول برادر زن چهارساله دنبالشي
و حالا در زمان درست پرونده رو از وزير گرفتي
تو چي فکر ميکني؟ گناهکاره؟
برام فرقي نميکنه
من فقط ميدونم براي چيزي که من گناهکارش ميدونم
بسزاي عملش ميرسونمش
تو اين دنيا اگه جهنمي باشه آرتي شوکلا رو مياندازم توش
همه چيز در جنگ و عشق جايزه عشق تموم شد و جنگ شروع
خوشحال باش
چي شده؟
دهانتون رو شيرين کنيد
چرا خوشحالي؟ جريان چيه؟
و اينو ببينيد
چيه؟
حالا ببينيدش
عکس اين جادوگر رو چرا نشون من ميدي؟
چي شده؟
خانم خيلي آبرو دار شده بود و مخالف جهاز بود
از عروسي فرار کرد حالا اگه ميتونه فرار کنه
چطور؟ چي شده مگه؟
بزودي ميافته زندان
زندان؟چرا؟
به جرم رشوه؛
رشوه معمولي هم نبوده 30 ميليون
30 ميليون؟
چشم بهم بزني گوشه زندانه
شما دهانتون رو شيرين کنيد
بله شيريني هم داره
باشه ميخورم... خبر تو لکنو بوده ساتو هم اونجاست
بهش ميگم خوشحال ميشه
آره بگو
سلام مامان خبر خيلي خوبي برات دارم-
چي شده؟ من دارم دايي ميشم؟
نه از اون هم بهتر
اون دختر شوکلا بود که از عروسي فرار کرد
حالا خودش گيرافتاده به اتهام دريافت سي ميليون رشوه
مستقيم ميره زندان
تو که تو لاکنو هستي يه خبري بگير
مامان بعدا زنگ ميزنم بهتون خداحافظ
باشه قطع ميکنم خداحافظ
هان پونم خانم؟
ساتو مگه چقدر خواسته بود که عروسش فرار کرد؟
بخدا من بدون جهاز با شما ازدواج ميکنم
کجا ميري؟
بگير ساتو... ولي به دل نگير
ماهيش گوش کن اون بخاطر جهاز فرار نکرد
اون فرار کرد که افسر بشه
و25 منشي مثل ساتو زيردستش کار کنن
تو صورت منشيهاي مثل ساتو تف هم نمياندازه
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اون سمي که قلبت رو ازش پر کردي" " رو خواهي ديد
"درد من و آتش آه من دامنت رو ميگيره"
"حالا نتيجه خودخواهي خودت رو ميبيني"
"عشقم رو رد کردي حالا انتقام منو خواهي ديد"
"جواب عشق منو با خودخواهي دادي"
"مجبور نبودي بازهم به من خيانت کردي"
"حالا صبح و شب نفرت من رو خواهي ديد"
"عشقم رو رد کردي حالا انتقام منو خواهي ديد"
"همه ظلمها يي رو که در حق من با فکر انجام دادي"
"اخرش خدا سزاي ظلمهات رو بهت داد"
"همه دنيا شکست تو رو در ملا عام خواهد ديد"
"عشقم رو رد کردي حالا انتقام منو خواهي ديد"
همه خونه رو بهم ريختن
حالا افسر شده هرکاري خواست ميکنه و به هرجا خواست حمله ميکنه؟
بيندو
يه ليوان بيار
پرونده رو خودش بدست گرفته
واضح نيست فقط اومده انتقام بگيره از آرتي؟
وقتي آرتي کاري نکرده ما چرا بترسيم؟
چون زور ما بهش نميرسه قدرت دست اونه ديگه
اون مستقيم بهش گفته مياندازدش زندان
بدجور گير کردي
ظاهرا کاري ولي انتقام شخصي داره ميگيره
خواهر شما بگو چکار بايد کرد؟
آرتي چرا گريه ميکنه؟-
همه چي درست ميشه
آب بخور همه چي درست ميشه
تو يه کاري کن
برو ازش عذرخواهي کن
اون خيلي دوستت داشت شايد براي همين انقدر عصبانيه
شايد تو رو ببخشه من شنيدم هنوز زن نگرفته
بيرون از دفترش جايي ببينش يا جايي براي قهوه دعوتش کن
شما بشينيد، من صداشون ميکنم بفرماييد
شما چطورين؟
چطور ميتونم کمکتون کنم؟
ببين من خيلي متاسفم
براي چي؟
بخاطر کاري که با شما کردم
هنوز حسرت ميخورم
جهاز فقط يه بهانه بود من امتحان داده بودم
چاي ميخورين؟
آشوک... آشوک
بله قربان
دو تا چاي بيار
خب چي داشتين ميگفتين؟
من امتحان داده بودم که نتايجش روز عروسي اومد
فکرم کار نميکرد بهتون پيام هم دادم
خواهرم گفت خانواده شما نميذارن کار کنم
..نميدونم اشتباه کردم يا درست
هان چي؟
ميدونم بهتون ظلم کردم خيلي سختي کشيدين
من ميخوام از ته دلم ازتون عذرخواهي کنم
من ميدونم چرا انقدر از دستم عصباني هستين
ولي چکار کنم؟
اگه انقدر متاسف بودين چرا سعي نکردين منو ببينيد؟
چند بار بهت زنگ زدم اون شب؟
فکر ميکردم ما همديگه رو دوست داريم
و حالا که پرونده تو دست منه متوجه اشتباهت شدي؟هان؟
...و اگه نميومدم اينجا
درمورد من هرگز فکر هم نميکردي.. نه؟
قبلا عملگرا بودي الانم هستي فقط الان خوشگلتر شدي.. هان؟
افسر آرتي شوکلا بسيار وسوسه انگيز و خواستني
ببخشيد؟
حس ميکنيد جالب نيست؟ افسر شوکلا؟ نه؟
خب بذار کاري رو بکنيم که براش اومدي
من درو ببندم؟ هان؟
ساتيندر.. لطفا اينجوري حرف نزن
چي؟
با من اينجوري صحبت نکن
باشه.. پس شما بگو چطوري باهاتون حرف بزنم؟
خودت رو ببين! اومدي منو اغوا کني و فريبم بدي؟
يالا من آماده ام بيا... انجامش بده
ساتيندر
..ببين خانم شوکلا اگه فکر ميکني
با ديدن صورت زيبات من آبروريزي خانوادهم رو فراموش ميکنم
هرگز اينطور نيست
و اين رو شما هرگز فراموش نکن
ساتيندر لطفا ماجرا رو شخصي نکن
شخصي هست خيلي هم هست
خيانتي که به من کردي رو هرگز يادم نميره
اين بزرگترين مبارزه زندگي منه
و راستي.. من عصباني نيستم من از تو متنفرم
حالا گمشو از اينجا بيرون
متاسفم بيرون -
هرررري
خانم شوکلا؛ دوباره با لباس صورتي جلوي من نيا
حالم داره ازت بهم ميخوره
قربان چاي
بذارش رو ميز
هان بگو
قربان اين پاس پدر آرتي شوکلاست و اينم مال خودشه
اين مال خودشه؟ بله -
و اون برج ساز کوکريجا؟
قربان تجارتهايي زيادي داره
با سياستمداران بزرگي مرتبطه
و اين زميني است که براي ساخت کارخانه گرفته بود
و حالا خودش تو لندنه و بزودي برميگرده
اين معامله رو کي ترتيب داده؟
بله قربان، من دلال معامله بودم کار من همينه
سند زمين دستشون بود؟
بله قربان، بدون سند چطوري ميتونن بفروشنش؟
و صاحب زمين کجاست؟ رفته امريکا
و واضحه که شمارهاي ازش ندارين
نه قربان
آدرس؟
همينجام ديگه! کجا بايد باشم؟
ساعت 9 منو خواستن الان ساعت پنج شده
چيزي خوردي؟
اول از اينجا بتونم برم بيرون !بعدش ميخورم
اجازه نميدن تکون بخورم
مواظب خودت باش خداحافظ
گوش کن.. دوباره بهت زنگ ميزنم
بله قربان...بله باهاش صحبت کردم
فردا ساعتاي نه ونيم قراره ببينمش
خانم فردا ساعت 9
باهاش صحبت ميکنم بينم چي ميشه
عکس مال کجاست؟
قربان رفته بوديم زميني رو ببينيم که اقاي کوکريجا خريده بود
شما شخصا رفتين و چک کردين که زمين کجاست و چقدر هست؟
و بعد دستي زمين دولتي رو بنام کوکريجا زدين؟
نه قربان من واقعا نميدونستم
اين آقا کيه؟
مدير عامل شرکت آقاي کوکريجا
آقاي سيگل شما حتما زمينهاي زيادي ميخرين
بله
اين زميني که بتازگي خريدين ارزشش حدود 150 ميليونه. شما چند خريدين؟
..قربان درواقع جريان اين بود
60ميليون
بله
زمين 150 ميليوني شصت ميليون به شما رسيد پس شصت تا مستقيم سود کردين
شصت؟
سي تا دادي به آرتي شوکلا ديگه
اين دوست شماست؟
نه قربان فقط ارتباط کاري داريم
ايشون يه اتومبيل هم بهتون هديه داده
قربان بنام من خريد و روز تولدم به من هديه داده بود
من پس فرستادم قبولش نکرد
هنوز هم تو پارکينگ من پارکه من ازش اصلا استفاده نکردم
اوميش
بله قربان
تا حالا کسي براتون ماشين هديه آورده؟
نه قربان هرگز
هرگز؟
نه
اينا هم افسرن شما خيلي خاص هستين
سه روز بعد از آخرين تولد شما اين زمين واگذار شده
البته وقتي تو سيستم باشي رد کردن سخته، نه؟
نظر شما همينه مگه نه؟
جناب کوکريجا شما صنعتگر به اين بزرگي هستين
سند زمين رو استعلام نکردين يه کم غيرممکن نيست؟
اينو بايد افسرهاي شما بدونن که زمين دولتيه
من فقط نوکر سندم
سند زمين درست بود منم خريدمش
شما مطمئني؟
من کاملا مطمئنم؛ ارتي هرگز از کسي رشوه نميگيره
من فکر ميکنم تو دچار سوءتفاهم شدين
من از شما توصيه خواستم؟
نه قربان
اين کيه؟
قربان اين دوست آرتي هست
دوست شما نيست؟
اين جور آدمهاي بزرگ چطور ميتونن دوست من باشن؟
آرتي منو با خودش ميبرد مهمونيها منم ميرفتم
شوهرتون چکارهست؟
معلمه
شما دوتا سرجمع چقدر بهتون رسيد؟
چه درآمدي قربان؟
من فقط کميسيون خودم رو گرفتم
کوکريجا، گفته بودم کارهاي دولتي رو خودش انجام ميده
اين وسط من چه تقصيري دارم؟
ببين آرتي تو حق داري افسر تحقيقات رو عوض کني
ولي اگه توصيه منو قبول ميکني اينکار رو نکن
چون شانس آوردي معاون وزير پسر خوبيه
افسر جايگزينش در ارتباط با خانمها خوش نام نيست.. بازم دست خودته
يه بار ميره پيش وزيرکشور بعد ببينيم
ببخشيد بهشون بگيد من ميرم غذا ميخورم ميام
عصر بخير خانم من پرامود سينگ هستم
وکيلم از دانشگاه الله آباد
خانم من شما رو از دانشگاه ميشناسم ترم بالايي بودم
چطور ميتونم کمکتون کنم؟
خانم شما بگيد من چطوري ميتونم کمکتون کنم؟
بين شما و افسر تحقسقات پرونده معامله ميذارم
اون شما رو تبرئه ميکنه ..ولي براي اين کمي
افسر پرونده ايشون منم.. معامله بکنيد
قربان من ايشون رو نميشناسم
شما ايشون رو ميشناسيد؟ دوست شماست؟
بله قربان
زندان رفتن ايشون که حتمي شده حداقل شش سال
اسم شما چيه؟
پرامود قربان
پس شما رو هم باهشون ميبريم همراه ميشيد
يه کاغذ بردارين
يه نامه براي من بنويسيد
سلام مامان سلام بابا
..تحقيقات ارتي شوکلا
بنويسيد
تحقيقات آرتي شوکلا به خوبي ادامه داره
همه مدارک بر عليه شه
اميدي براي نجاتش نيست اميدي نيست
به مادرم بگيد براي خيرات کردن اماده باشه
آماده خيرات باشه
زنداني شدن ارتي شوکلا حتميه
چي نوشتي؟ چيه؟ چيه؟
حتميه
..پسر درستکار شما
اسمم رو خودم مينويسم بريد
بريد بيرون بشينيد
عشق آسان نيست
اينطوري تصور کنيد که درياي اتشه و ميخوام توش غرق بشم
نه.. ميخوام درونش زندگي کنم
اي بابا شخصي سازيش کردي؟
فهميدي؟ البته-
پريانش اينو گوش کن
هرگز با کسي عهد نبند که تو رو بيشتر از جانم دوست خواهم داشت
همينه...اينه
اين عشق و اينا همش مزخرفه
اينجا رو ببين کي اومده ديدن ما؟
اين شعري که الان گفتم رو تقديم ميکنم به دوست تواناي خودم
..خانم
اسم ايشون چي بود؟
خانم آرتي شوکلا درسته؟
آرتي شوکلا
ايشون خيلي مشهوره؛ عملگراست
تازگي تو روزنامه درموردش نوشته بودن
اون رشوه سي ميليوني بود
ايشونه
واگه قراره بره زندان چرا با سي ميليون؟
حداقل 200 ميليوني ميگرفت
!نه؟ سي ميليون چيزي نيست که
اينجا توالت مردانهست
من بيشتر از اين نميتونم شکنجه رو تحمل کنم
دارم خفه ميشم، نفسم در نمياد چي ميخواي از من؟
از شما چي ميخوام؟ دارم کارم رو انجام ميدم
کارت رو ميکني يا داري سوء استفاده ميکني؟
من دارم سوءاستفاده ميکنم؟
آره خب از شما ياد گرفتم-
اون موقع شما سوءاستفاده کردي حالا نوبت منه
من همچين کاري نکردم
شما ميدوني سوءاستفاده چيه؟
چيه؟
اينه که الان جيغ بزنم و بگم دارين منو آزار جنسي ميدين
..آقاي ساتيندر ميشرا افسر پرونده من
داره ازمن تقاضاي نامشروع ميکنه
به اين ميگن فرصت طلبي
بريد بگيد
نه من نميگم
چون همچين آدمي نيستم نه بودم و نه هستم
نتايج اومده بود بارات دم در بود نفهميدم
مادرت به خواهرم گفته بود نميذاره کار کنم, خب چکار بايد ميکردم؟
يه بار با من صحبت ميکردي به من اعتماد ميکردي
ساتيندر
من عاشقت بودم يه لحظه به من فکر نکردي؟
حالا اومدي اشکات رو نشونم ميدي؟
اشکهايي که من ريختم چي؟ اشکهاي پدر و مادرم چي؟
من قبول دارم ولي حالا چکار کنم؟ چکار کنم؟
چي رو نميتوني تحمل کني؟ که من رهات کردم؟
هان؟ تحمل رد شدن رو نداشتي؟
ولي يه بار هم فکر کردي اگه فرار نميکردم
اين شان و شوکت امروز رو نداشتي؟
منظورت چيه؟
اگه فرار نميکردم از لج من نميخوندي و امروز افسر نبودي
و هنوز دفتر دار بودي فکرش رو کردي؟
آرتي شوکلا امروز حقيقت تو معلوم شد
تو بعنوان يه افسر نميخواستي با يه منشي ازدواج کني
برات کسر شان بود، نه؟ من کوچکتر بودم، نه؟
لياقت تو رو نداشتم
من به اين چيزا فکر هم نکردم تو چت شده؟
تو سوار ماشين دولتي ميشدي من لايق تو نبودم
آرتي شوکلا تو اون روز خودخواه بودي الانم هستي
ساتيندر منظور من اين نبود ..ساتيندر من
من دارم باهات حرف ميزنم من خودخواه نيستم
شما ميخواي منو بندازي زندان ديگه نه؟
الان زنگ بزن به پليس بجاي فردا امروز ميرم
حداقل از اين شکنجه روزانه نجات پيدا ميکنم
ديگه نميکشم، قبول کنم که رشوه گرفتم؟
ديگه نميکشم الان تماس بگيريد
..نه اروم باش ببين
چي رو آروم باشم؟
تو ميخواي حرف بزني باشه حرف ميزنيم
شما بلد نيستي حرف بزني
من با ارامش حرف ميزنم
من واقعا ديگه نميکشم
عذر ميخوام امروز زيادي عصبي شدم گفتم منو ميکشي
اين سيگار کشيدنت از کي شروع شده؟ بعد رفتنت قاط زده بودم -
نميدونستم چيکار ميکنم !ول کن اين داستاناي قديمي رو
يکي رو انتخاب کن
اين يعني ميتونم ببوسمت؟ چي؟ -
يه بوس؟
بهت شک نميکنم نه-
من تورو نميبوسم !تو من رو ميبوسي؛ کاملا عميق و مد روز
و اونجا هتله، بعدش ميريم اونجا شب رو باهم ميمونيم
هتله ديگه، تو مشکلي نداري کاري بکني
نميخواي؟ بگو
شما ميدوني اونجا شوخي کردم الان شوخي نيست-
امشب قيمت زندان نرفتن تو همينه
بيا
من در شناخت شما خيلي اشتباه کردم
نميپرسي انگشت دومي چي بود؟
امروز دهمه، يک هفته ديگه نتيجه کميته اعلام ميشه
سي ميليون رشوهاي که پيشته بفرست پيش من
من جزئي از سيستم هستم اگه قبول نکردم بزور بهم بده
من رشوه نگرفتم من 30 ميليون پول ندارم
خب از کوکريجا بگير !رد نميکنه! کلي حقايق در موردش ميدوني
ببينيد جناب شوکلا تو اين مورد نميتونيم کمکي کنيم
نه خواهر، اينطور نگيد ساتيندر که بچه نيست! کاراش حتما با فکر و نيته-
حالا گفته سي ميليون اشکالي نداره قبوله آخه سي کرور از کجا بياريم؟ -
ببينيد من اون روز هم حق نظردادن نداشتم الانم ندارم
يه روز منم طلاهام رو فروختم براي نجات جان شوهر و برادرم
حالا شما ميدونيد چي بفروشيد و جان دخترتون رو نجات ميديد
من اگه خودم رو هم بفروشم سي ميليون نميشه
اون ديگه مشکل شماست
بفرماييد خانم آقاي کوکريجا منتظر شماست
حلش ميکنم
بفرماييد خانم
روزها داشتم فکر ميکردم که شما رو نديدم ولي خيلي از شما شنيدم
جناب، اگر من متهم شناخته بشم شغلم رو از دست ميدم
پدر و مادرم به فنا ميرن منم ميفتم زندان
شما بايد خودت رو نشون بدي و حقيقت رو بگي
حقيقت رو که همه ميدونن
الکي اين نقش ساده لوحي رو جلوي من بازي نکنيد
شما 30 کرور پول دارين
من رشوه گرفتم؟ اونم 30 کرور؟
يعني به کارمنداتون ندادين؟
همه رو تنهايي بالا کشيدين؟ کمي به زيردستا ميدادين
چي دارين ميگين؟ من پولي از شما نگرفتم
يکي از کارمندان خودتون لو داده حتما من هم پول دادم هم آبروم رفت
و حالا که گير افتادين ميخواين من رو هم فرو ببرين باخودتون؟
ايولا بابا
..آفرين خانم افسرهاي زيادي ديدم ولي شما
افسر تحقيقات پروندهي خانم شوکلا هستم
همين الان بازداشتش کنيد؛ بله همين الان
بيشتر از اين نميشه بدنام شد اون داره يکي يکي انتقام کارهاي آرتي رو ميگيره
اخرين تلاشمون رو ميکنيم بيا، همه چيز رو آوردم-
زودتر برو بيارش توکل به خدا -
انشالله ولش ميکنن
بيا
ببين.. جايي هستم !که ميخواستي منو بندازي توش
حالا ديگه انتقامت کامل شده
تولدت مبارک
اين بهترين جشن و کادوي تولد زندگيمه
مرسي
قربان
اي کاش هرگز شما رو نديده بودم
اين سند خونه ماست لطفا ارتي ما رو نجات بده
ميخواستم تمام شواهدي که مسئله رو حل کنه رو ارائه بدم
براي شروع کار اجازه هيئت ژوري رو ميخوام بفرماييد -
فيلمي که پاسخها توشه رو ببينيم
اينجاي من چيزي نوشته؟
شما باسوادي سي ميليون خوردي و حتي آروغ هم نزدي و دوباره پول ميخواي؟
حالا اين فيلم احمقانه که شروع کردي رو هم تمومش کن
باشه ميدم، هرچي بخواي ميدم
فقط پروندهاي که بخاطر ناداني شما شروع شده رو ببندين
حرفي سخني؟
نه قربان
من حرفي ندارم
هر حکمي شما بديد قبوله
آقاي کوکريجا من از شما نميترسم
حتي اگر زنداني شم هم شما رو ول نميکنم
چي ميگه؟ تو که گفتي معامله کردي !اين که ديوانهست
تهديدم کرد که من رو ميندازه زندان بايد يه کاريش بکنيم
!بکشيدش لعنتي رو
عاشق سابقش اومده ازش انتقام بگيره مثل گرگ گرسنه دنبالش افتاده
و آخرش ما شکار خريت اين ميشيم
اين سريال عاشقانه رو بايد تعطيل کرد
!بکشش.. امروز
ميتونيد توضيح بديد آقاي ميشرا؟
بله قربان، ميتونم
شوهر خانم نيلم معلمه و دلال راجيش يادو که اين معامله رو هم جوش داده
دوست دوران بچگي هستن
اطلاعات زمين بي استفاده دولتي رو خانم نيلم از اداره درمياره
و به شوهرش ميده
شوهرش ميده به دلال راجيش يادو
راجش سند قلابي براش درست ميکنه و به چندين تاجر همزمان ميفروشه
درسته آقاي يادو؟
خانم نيلم از اعتماد آرتي سوءاستفاده ميکنه و امضاش رو سند ميگيره
سالهاست اينا بنام آرتي شوکلا دارن رشوه ميگيرن و بين هم تقسيم ميکنن
کوکريجا سي ميليون رشوه رو داده ولي آرتي شوکلا اصلا خبر نداره
چون هرگز پولها بدست ايشون نرسيده
درسته خانم نيلم؟
ممنون
مرسي جناب ميشرا مدارک گواه مدعاي شماست
از نظر هيئت ژوري آرتي شوکلا بيگناهه
اينا رو بازداشت کنيد
چشم قربان
قربان
امروز فهميدم وقتي يه خودي به آدم خيانت ميکنه
واقعا قلب آدم ميشکنه
ممنون خيلي ممنونم قربان
تو ميتوني ساتيندر صدام کني
شما ميتوني از دوشنبه برگردي سرکارت
ساتو
ساکسينا چطوري؟
قربان شما با قبول پرونده جان آرتي رو نجات دادين
دستتون درد نکنه
ممنون، پرامود خسته نباشي
ممنون قربان
خب من دارم ميرم کانپور بعد برگشت ميبينمتون
آرتي بيگناهه
ببين ساتيندر اسناد خونه رو پس فرستاده
"ميخوام کنار تو باشم"
"همه غمها رو همراه تو تحمل کنم"
"ميخوام کنار تو باشم"
"همه غمها رو همراه تو تحمل کنم"
"حرفهايي رو که نميشه با همه زد با تو ميخوام بزنم"
"خوبي تو.. چطور انقدر خوبي؟"
"ميخوام فقير و درويش عشقت باشم"
"خوبي تو.. چطور انقدر خوبي؟"
"ميخوام فقير و درويش عشقت باشم"
اربابت کجاست؟ هنوز نيومده -
کي مياد؟ نميدونم-
"من هزاران بار مراقب بودم تا فهميدم"
"تو رودي و من آبم"
"تنهايي جايي که ميتونم جاري بشم وجود توئه"
"صدبار فهميدم تا قبول کردم قصه من و داستان تو"
"وقتي باهم جمع بشن ارتباطمون کامل ميشه"
"دوباره ميخوام يکدفعه تورو ببينم"
بعد از اين همه اتفاق هرکسي دلش ميشکنه
اگه منم جاش بودم ديگه به عشق باور نداشتم
خواهر تو درست ميگي
ولي ميدونم ساتو هنوز هم خيلي دوستم داره
اگه دوستم نداشت انقدر متنفر نميشد که افسر بشه و ازم انتقام بگيره
خواهر ساتو قبلا اصلا نميخواست افسر بشه
مشکل فقط اينه که مغزش به دلش گفته عاشق نشو
حالا من مغزش رو وادار به سکوت ميکنم
و صداي قلبش رو به گوشاش ميرسونم
!گوش کن! چقدر ميدوي من خسته شدم بابا
من با فرار افسر شدم و شما با دويدن مافوق من شدي
بس کن خسته شدم يه جا بايد توقف کنيم ديگه
من دارم ميدوم که ازتو دور بشم
ولم کن راه ما دوتا باهم فرق ميکنه
راهمون متفاوته اشکالي نداره هدفمون که يکيه هان؟
ساتو آروم بدو من تندتر از اين نميتونم بدوم
بفرماييد
ممنون قربان
يه لحظه
شما منو ميرسونيد خونه؟
لطفا.. ماشين من خراب شده
بشينيد
ممنون
ايشون رو برسونيد خونه
هان؟ساتيندر؟
برو
کجايي؟
وقت ميگيره تا برسم
شما يکي دو پيک بزني من رسيدم
من اومدم
من ميگم شما که منو بگير نيستي
ولي معنيش اين نيست که نميتونم باهات ويسکي بخورم
هرجا شما باشي مسوري من اونجاست
يه نوشيدني براي من سفارش بدين
ول کنيد، من از نوشيدني شما شروع ميکنم
آخه خانما مقدم ترن
خانم ويسکي شما
!ممنون.. تلخه... اتفاقي نيفتاد که
يه چيزايي داره ميشه عينک شما مزاحمه من بزنم به چشمم؟
جذاب شدم نه؟ لطفا-
خانم نوشيدني شما ممنون-
.ميدوني يه جورايي شدم شما تام کروز الله آبادي
گارسون يه نوشيدني ديگه بيار
آرتي بسه يکي فقط-
..شوهر
من ميخوام دستت رو بگيرم و تو مسوري بچرخم
آرتي لطفا نکن اينجا پر از آدمه
من ببوسمتون؟ يکي يه کوچيک
زياده روي کرده
ساتو يه چيزي بگم؟
خداروشکر که به بهانه پرونده دوباره تو رو ديدم
وگرنه شايد براي هميشه از دستت ميدادم
قربان شما انگار پريشاني؟
نه قبلا بودم حالا نيستم
بريم
ساتيندر.. ساتو صبر کن دارم ميام
آرتي.. مواظب باش
خيلي وقته دارم دنبالت ميگردم
يه چيزي بگم ساتو؟ ساتيندر
بگم؟ فکر کنم خاطرخواه شما شدم
بگم دوستت دارم؟ هان؟
من خيلي دوستت دارم ميخوام باهات ازدواج کنم
چون شما رو از زندان نجات دادم؟
من شما رو فقط از زندان نجات دادم از دل خودم خيلي وقته بيرونت کردم
قبول دارم که تقصير منه.. ساتيندر
آشتي کن ديگه، لطفا
زندگي عجيبه نه؟
يه زمان من مثل ديوونهها ميخواستم بگيرمت
همه روز در فکر تو بودم و تو چکار کردي؟
فرار کردي ..يادته؟ و حالا ببين
ميدوني همون روز که غرور خانوادهام رو درحال شکستن ديدم
از اون روز از واژه ازدواج متنفر شدم
و من تا پايان عمر نه با شما نه با هيچکس ازدواج نميکنم
اينو بفهم، ممنون
رنگ عشق سفيده نه حسادت" "و نه بغض و کينهاي درونش هست
اگه صد رنگ هم پيدا کني " "همين سفيد همه جا هست، آتش باشه يا شن
"همون جنگي که تو افسرش باشي من سربازشم""
"چقدر تو خوبي؟ چطور انقدر خوبي؟"
"من ميخوام فقير عشقت باشم"
"من ميخوام همراه تو باشم"
"همه غمها رو با تو تحمل کنم"
ميخوام حرفهايي رو که " "نميتونم به ديگران بزنم، با تو بزنم
ميخوام حرفهايي رو که " "نميتونم به ديگران بزنم، با تو بزنم
رنجن بله خواهر-
مگه عقل نداري؟ چکار کردم مگه؟-
اينو چجوري نوشتي؟ مگه اسم داماد رو نميدوني؟
ميخواي افسر بشي با اين مخ؟
شراد رو نوشته شاردا برو درستش کن
زمان انگار عين باد ميره اصلا آدم متوجه نميشه
آره بگيد عجب عدالتي داره خدا
اون دختره فرار کرد و ايشون اينجا مجرد نشسته
مگه تو قسم خوردي بدون ديدن نوههامون بميريم؟
اون که داره شوهر ميکنه تو ميخواي همبازي بچههاش بشي؟
!اين چرا همبازي بشه؟ عجيبه
البته راست ميگي! دختر رو تا کي ميتونن تو خونه نگهدارن؟
بايد يه روز عروسي کنه ديگه
من که نميگم اون نکنه من به ايشون گفتم
پسرم قبل مردن بذار منم مادربزرگ شم
آره پسرم، مادرت درست ميگه ما ميخوايم نوه دار بشيم
موضوع ديگهاي براي بحث ندارين؟
اين موضوع برامون خيلي مهمه ..عروسي تو
حالا کجا داري ميري؟
سه شنبهست دارم ميرم معبد
چطوري؟ خوبم شما چطوري؟-
خوبم
شنيدم دارم عروسي ميکني
فکر کردم تحقيقات پرونده من تموم شده، عروسي نکنم؟
نه.. حتما بکنيد زندگي خودته
..اين.. شال
داشتم فکر ميکردم تا چند ماه پيش
به من ميگفتي دوستم داري و ميخواي زنم بشي
آره گفتم ولي شما قبول نکردي
آره تو هم دختري عملگرا هستي
سر وقت کار درست رو انجام ميدي
خب همه عمر منتظر شما ميموندم؟
نه، البته که نه
ولي من خوشحالم تصميم گرفتم ازدواج نکنم
وگرنه دختري مثل تو گيرم ميومد
مثل من که اصلا گيرت نمياد
من فقط يه دونهام و الانم دارم شوهر ميکنم
خانواده خوبن؟ آره-
شراد
اين شراده، نامزدم و ايشون ساتيندر يه دوست خيلي قديمي
ميدونم کيه؛ درواقع ايشون همه چيز رو درباره شما گفته
و من ميخوام ازتون نشکر کنم
من کاري نکردم
کاري نکردين براي همينم متشکرم
که اگه با آرتي ازدواج ميکردي !من چکار ميکردم
مگه نه؟
من الان برميگردم يه لحظه
شراد.. شما ماشين رو روشن کن
اگه ناراحت نميشي چيزي بگم
بگو
با آرتي ازدواج نکنيد قابل اعتماد نيست
يعني چي؟
ناراحت نشيد ولي دم دمي مزاجه
تا چند روز پيش مثل ديوونهها دنبال من بود
..و حالا ببين
بعنوان يه دوست بهتون ميگم اگه با اين ازدواج کني بيچاره ميشي
وگرنه زندگي خودتونه
خيلي خيلي ممنونم ازتون
بفرماييد خيرات
نه ممنون ..ساتيندر شما
چطور جرات کردي ساتيندر؟
من دم دمي مزاجم؟ شراد با من بيچاره ميشه؟
شما چي ميخواي از من؟
خودت با من ازدواج نميکني !بقيه رو هم نميذاري با من ازدواج کنن
من چکار کنم؟
دوستم داري؟
البته که دوستت دارم چند بار بگم؟
پس عاشق مني و ازدواج با کسي ديگه؟
باشه نميکنم شما ميکني؟ هان؟
شما با من ازدواج ميکني؟
نميکني چون غرورتون اجازه نميده
من تصميم گرفتم ازدواج کنم براي ازدواج عشق واجب نيست
عشق بعد ازدواج هم بوجود مياد
دهم عروسيه بيا
من نميام
لطفا بيا، من خيلي خوشحال ميشم
!عروسي من حتما بيا
ساتو
شانتي عجله کن
بريم، سرراه بايد ماهيش رو هم برداريم
به رانتده زنگ بزن ببين کجا رسيده؟
داره ديرمون ميشه
اينجا چه خبره؟ کجا دارين ميرين؟
ميريم عروسي پسرم
عروسي آرتي؟
هان
چرا دارين ميرين؟
پسرم شوکلا و خانمش شخصا کارت عروسي رو آوردن
گفتن اگه ما نريم عروس رو روانه خانه شوهر نميکنن
بايد بريم پسرم
خب مگه چي ميشه نريد؟
هي خيلي خوشگل شدي ممنون-
من ميگم تو هم بيا
نخير، من نميام !نميدونم شما چرا دارين ميرين
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
سلام سلام خاله؛ سلام عمو-
سلام
ساتو خيلي خوب کردي اومدي آرتي الان سراغت رو از من گرفت
خوب کردي اومدي
بريد کنار داماد اومد بفرماييد-
بيا ساتو کجا موندي؟
سلام داماد اوه ببخشيد داماد که اونه
مبارک باشه جوگي
پسرخوبي براي آرتي پيدا کردين الان ديدمش
بابا پسر که هيچي خانواده خيلي خوبي داره
جهاز اصلا نخواستن
عه واقعا؟
دايي جان، هي ساتو بيا به داماد معرفيت کنم
آره معرفيش کن
بريم ديگه
بيا ساتو
سلام خاله
سلام پسرم خوشبخت باشي
داماد
بيا با ايشون آشنا شو شوهر آينده آرتي
ايشون رو من ميشناسم
ببخشيد نصيحت کردي ولي من قبولش نکردم
نه من رو ببخشيد نبايد اون حرفا رو ميزدم
در واقع بوي حسادت از حرفاتون به مشام ميرسيد
آرتي مال من نشد مال هيچکس نشه، مگه نه؟
ببين من خيلي شرمندهام
نه نباش
درواقع من متشکرم از شما خوب شد رهاش کردين
وگرنه امروز زن من نميشد
راستي، بابا بليط مسوري رو براي ماه عسل رزرو کرده
خب حالا بريم زمان عقد نکاحه بريم؟
آره بريم لطفا
بريم
کجايي تو؟
سمت چپت رو نگاه کن
يه چيزي بگم؟ رنگ صورتي خيلي بهتون مياد
شما خيال کردين براي چي صورتي پوشيدم؟
عه واقعا بخاطر من؟
من عاشق شما شدم
انقدر منو پسنديدين؟
يه عکس تو لباس عروس برام بفرست
چطور شدم؟
کاملا مثل يه عروس
من چکار کردم آرتي؟ منو ببخش، من خيلي دوستت دارم
من بدون تو زنده نميمونم
با غرورم همه چيز رو خراب کردم
دوستت دارم
يه چيزي بگم؟
اونروز بخاطر خودت از عروسي فرار کردي
امروز بخاطر عشقمون با من فرار کن
چطوري فرار کنم؟ مامان، بابا، شراد و خانوادهاش
من با همه صحبت ميکنم راضيشون ميکنم
عروسي نکن فقط با من بيا
بريم
چي شد؟
يه انگشت انتخاب کن
من نميتونم با تو بيام
دوباره نميتونم بخاطر خودم قلب خانوادهاي رو بشکنم
نه آرتي من معذرت ميخوام آرتي لطفا
اگه اون روز اشتباه کردم امروز هم کارم اشتباهه
تو اشتباه نکردي آرتي لطفا.. معذرت ميخوام
تو نميتوني مال کسي ديگه باشي آرتي من دوستت دارم
چکار کنم؟ آرتي-
تو چطور اومدي داخل؟ ساتيندر لطفا-
داشتيم حرف ميزديم
تو چکار داري ميکني داداش؟
دو دقيقه ما رو تنها بذارين
نه؛ چکار داري ميکني؟
نپر وسط دارم حرف ميزنم
دو دقيقه لطفا شراد لطفا -
چطور دست رو من بلند کردي؟
بگيرش اسلحه رو بگير رو سرش
قهرمان بازي در مياره... بريم آرتي شما همينجا بمون-
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
بشين يالا موبد شروع کن
به فرار از عروسي عادت کرده گرفتم و آوردمش
موبد شروع کن
پاشو.. امروز ميکشمت
ساتو چکار داري ميکني؟
ميگم آرتي رو دوست دارم تو مخت نميره
مگه ديوونه شدي؟
کسي نياد جلو
ساتيندر گوش کن
آرتي مال من نباشه نميذارم مال هيچکس بشه
شليک ميکنم
چکار دارين ميکنين دامادجان؟
نميبيني چکار داره ميکنه؟
چرا انقدر دارين بد بازي ميکنين؟
اين چکار داره ميکنه؟
اسلحه گرفته رو سرم اين تو نقشه نبود
دامادجان با شما نبودم با داماد ساتو بودم
چي؟
اين چيه؟
شما چي خيال کردين؟ فقط شما نقشه و بازي بلدين؟
من معاون وزيرم بگو بهشون
آرتي از دستت رفت شما همينجا وايستا
اسلحهست شليک ميکنه
اسلحه رو من ميگيري؟
اسلحه رو من ميگيري؟ نزنيد-
تو هر عروسي اسلحه ميکشي؟
شوهر خواهر نزن داره دردم ميگيره
مسخره بازيه؟هان؟
ميگم ميگم
چي ميگي؟ بگو چي ميگي؟
..گوش کنيد اين عروسي شماست
حداقل به ما ميگفتي با ساتو همدست شدي
چکار ميکردم؟ جوري زدم که حالم بد شد
يه ساعت داشت ميزد لپم قرمز شد
من خيلي معذرت ميخوام
با ايشون آشنا شو شوهر خواهر آرتي
و ايشونم شوهر خواهر من
ببخشيد شوهر خواهر
نه جدا شماها انقدر براي من و آرتي زحمت کشيدين
خيلي ممنونم
ممنون بابا
ولي خوشم اومد خيلي خوب بازي کردين
پس ديگه سهرا (عمامه داماد)رو بدين به من
شوهر خواهر سهرا
موبد کجا رفت؟ زود صداش کنيد
موبد کجا رفت؟ صداش کنيد
خوشبخت باشي پسرم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
"دومثقال انگشتر برام بيار و سه مثقال طلا النگو"
"اول موديکايي رو بده بعد منو ببر خونه خودت" (قيمت ديدن چهره عروس)
"دومثقال انگشتر برام بيار و سه مثقال طلا النگو"
"اول موديکايي رو بده بعد منو ببر خونه خودت"
من از اون دمودههاش نيستم" "ببين چطور ميدرخشم
"بايد مات ديدن صورتم شده باشي"
"پالوي من آويزوونه"
"يکم بلندش کن عزيز"
"پالوي تو آويزوونه"
چهره خارجکي و شالي که" "روش افتاده محليه
باليوود به ساز من ميرقصه" "پس حواست به خودت باشه
"زيباييت پسرا رو پاک ديوانه کرده"
"چهره تو بيهمتاست"
"کاترينا و کارينا زياد داريم"
"تو اين کشور ملکهاي مثل تو نيست"
"همين که شالت ميخواد بيفته"
"ضربان قلبم ميره بالا"
"بيا جلوتر عزيز، صورتت رو نشونم بده"
"بدون مشروب خوردن مست شدم"
"ببين عزيزم، چشمات بدجور گستاخه"
آدم رو به شرم وا ميدارن" "يه همچين چيزي هستن
"ببين عزيزم، چشمات بدجور گستاخه"
آدم رو به شرم وا ميدارن" "يه همچين چيزي هستن
"نيتش اين نيست، بدجور شيطون هم هست"
"فرق داره و محتاطه"
"شيطونت ميکنه، چطور خود رو بپام؟"
"همينطوري داره بر و بر نگام ميکنه"
"پالوي من آويزوونه"
"پالوي من آويزوونه"
"يکم بلندش کن عزيز"
"پالوي تو آويزوونه"
First Edited - Farsi Version 05.03.2018 - By BeingSa Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.