All language subtitles for Race.3.2018.All.SCR.BollyCine.Fa.UTF8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi Download
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu Download
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org

مــســـــــابــقــه *قسمت سوم*

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کنند Www.Bollycine.Info

خوش اومدي آقاي شمشيرسينگ

ازشنيدن خبر مرگ پدرت خيلي ناراحت شدم

مرد خوبي بود

ناراحت؟ ناراحتي براي چي؟

مرگ پدرم اتفاق جديدي نبود

وقتي اجلت مياد.. ميميري بفرما بشين

تو خيلي امنيت اينجا رو بالا بردي بلويندر

خيلي حساس شدن، تو پايگاه خودم بازرسي بدني شدم

از اين ناراحت نشيد منم وقتي ميام اينجا، بهم ايست ميدن

و اين پايگاه، که هنوز هم مال شماست

ولي وقتي از اينجا ميريد

همه اين پايگاه و زيرساخت‌هاش مال من ميشه

من گوشم باتوئه بلو ادامه بده

از امروز 20درصد شريک خواهيم بود

و ميمونه 20سال وفاداري پدرم

که در عوضش شما بايد همه اين پايگاه رو به نام من بزنيد

و اگه بگم نه چي؟

اونوقت براي ميليون‌ها دلار ضرر آماده باشيد

اسلحه‌هاي شما به کشورهاي بزرگ دنيا ميرن

از اين سلاح‌ها چقدر مجوز دارن ..و چقدر ندارن

!هم شما خوب ميدونيد و هم من

کافيه فقط اين خبر رو به گوش اون کشورها برسونم

..بلافاصله ميليون‌ها دلار سفارش شما

!کنسل ميشه

تو داري سرم رو کلاه ميذاري بلو

ولي من بخاطر يه طمع کوچک تو و غرور خودم نميتونم تجارتم رو تعطيل کنم

اسناد رو بيار امضا مي‌کنم

خودکار قشنگيه

فقط 20هزار دلار قيمتشه، دوستش داري؟

بله پيشت باشه-

ميدوني آقاي شمشير سينگ فکر نمي‌کردم انقدر راحت قبول کنيد

فکر مي‌کردم با شنيدن حرفام اول عصباني ميشيد

و بعدش مجبور ميشم به روش خودم حالي‌تون کنم

ولي شما بسرعت قبول کرديد

برادر بزرگم ميگفت تصميمات در حالت خشم هميشه به ما ضرر ميزنن

بخاطر همين اول من تصميم گرفتم !و حالا دارم عصباني ميشم

!بدجور هم عصباني ميشم

تو روستاي من "زيلا‌هانديا" يه ضرب المثل هست

ميگن وقتي شير شکار مي‌کنه اول خودش ميخوره

بعد روباه و شغال و چيزي که ميمونه رو کرم‌ها و حشرات زمين ميخورن

از نظر من حيثيت تو اندازه اون حشرات هم نيست

شمشير سينگ

تو به خشمت مسلطي ولي من نيستم

و يادت نره که اينجا دست خالي اومدي بدون اسلحه

و مي‌خواي زنده برگردي

آروم باش، اون اسباب بازي‌هايي رو که دست آدماته، من مي‌سازم

..و درمورد برگشتن من، شايد نميدوني

من هيچ کاري رو بدون بيمه و ضمانت انجام نميدم

سعي نکن به خودکار دست بزني حساس به لمسه

تو اين خودکار 20هزاردلاري

ببست گرم ژلاتين هست که کنترلش دست منه

به آدم‌هات بگو حتي نفس عميق هم نکشن

به محض اينکه دکمه رو فشار بدم

نزديک قلبت يه انفجار کوچک رخ ميده، بووم

!و همه چي تموم

بارها بهت گفته بودم با اين آدم در نيفت

اون خيلي خطرناکه

تو روخدا ببخيال شو، يه کاري بکن

بله قربان

سايرس از امروز تو رئيس پايگاهي

ممنون قربان

گوشي رو بده به بلويندر

قبل رفتن يادم رفت بهت بگم

معامله تمومه

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير

ديوان اطلاعات

اين شمشير سينگه، مالک بزرگترين کارخانه اسلحه سازي جزيره الشفا

25سال پيش در‌هاندياي هندوستان متهم به ساخت و توزيع اسلحه غيرقانوني بود

ولي قبل از دستگيري بهمراه خانواده فرار کرد و به اين جزيره اومد

و همه تجارتش رو از اينجا کنترل مي‌کنه

اين رگويندر سينهاست معروف به رگو

باديگارد شمشير سينگ !وفادار؛ تيز و مردي کم حرف

اين رانا سينگانيا‌ست بزرگترين دشمن شمشير سينگ

هيچ کاري غيرقانوني در جهان نيست !که رانا دماغش رو فرونکرده باشه توش

اون قدرتمند،شرور و خطرناکه

سانجنا تک دختر شمشير سينگ علاقمند به ورزش افراطي

همچنين در سه نوع ورزش رزمي آموزش ديده

نه تنها دست و پا بلکه مغزش هم با هوشياري کامل کار مي‌کنه

اون باهوش و خيلي آرومه

اين برادردوقلوي سانجنا، سورجه

مانند اتومبيل‌هاش خشمش هم سريعه

بخاطر همين زندگي اجتماعي‌اش متکي به پولشه

يه ويژگي داره که اول کار رو انجام ميده بعد بهش فکر مي‌کنه

اين ياش هست، تيرانداز خانواده سينگ و دوست نزديک و باديگارد سکندر سينگ

کمتر حرف ميزنه و بيشتر آدم مي‌کشه

اين وفاداره اما بشدت تيز

و اين هست سکندر سينگ پسر خوانده شمشير سينگ

و برادرخونده سانجنا و سورج

سال‌هاي زيادي از عمرش رو درپکن گذرونده

بعد از شمشير سينگ قدرتمندترين فرد خانواده سکندر سينگه

حالا تو همه جزئيات خانواده سينگ دستته !و ميدوني بايد چکار کني

!مسابقه رو شروع کن

الو؟ جانه

جلوي منه

خوبه، قطعا اين بار بگيرش

اينجوري بهتره، آره محموله سروقت بدستت ميرسه

اينا آدماي رانا هستن

وايستا

حرکت کن

چپ، چپ، چپ

هان، بگو، بگو

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

بگو رگو

به بابات سوءقصد شد سورج

چي؟

بابا چطوره؟

نگران نباش در امانه، تيم پزشکي پيششه

گلوله فقط شانه‌ش رو خراشيده رد شده

رگو کار کي بوده؟

غير از رانا کي ميتونه باشه!؟

!رانا ديگه کارش تمومه

سورج چي گفت؟

خيلي عصباني بود فکر کنم رفت طرف انبار رانا

الشفا - انبار رانا

،خيلي احمقه اين پسره .اگر رفته پس سانجنا هم همراهش رفته

بگرد ببين.. سکندر کجاست؟

پيغام ما به دست سکندر رسيده

عمارت شمشير سينگ

اين اسلحه‌اي که هميشه در سختي به کمکم اومده

تصور کن روح من تو اينه

سکه شانس من از الان ديگه مال توئه

واقعا؟

ممنونم، خيلي خوشگله

مال تو

عموي خوشگلم، حتما يه کم حسوديت شده نه؟

کم نه، خيلي، خيلي

حسادت نه،خوشحالم برات

مي‌خواستم مال من شه ولي تو لياقتش رو داري

ممنون

رگو وقتي سورج و سانجنا اومدن بفرستشون پيش من

و راستي.. ببين وکيل‌مون به کجا رسيده

بيا جناب وکيل بفرما خوش اومدي

سلام قربان

اميدوارم الان خوب باشيد

چيزي نبود فقط يه خراش بود

ايشون رو شناختيد وکيل خانوادگي ما شريکانت ورما

سلام قربان

بريم

بشينيد، کجا ميريد؟

امروز وکيل بخاطر شما اومده

شريکانت؛ قهوه ميخوري؟

نه ممنون قربان

شروع کن جناب وکيل

چند هفته پيش بيست و پنجمين سالگرد تولد شما دوتا بود

من اومدم براي اجراي وصيت مادرتون

اوه، خوبه

مادر شما مايملک الشفاي خودش رو به دو نيم تقسيم کرده بود

و پنجاه درصدش رو به نام سکندر کرده بود که چند سال پيش به نامش زده‌م

و پنجاه درصد ديگه رو به نام شما دوتا کرده بود که الان وقت اجراي اونه

هر نفر بيست و پنج درصد

اين وصيتنامه است و پسرم امضاي شما دوتا اينجا لازمه

اينجا قربان؟ بله -

تبريک ميگم، از الان شما دونفر پنجاه درصد شريک اين دارايي هستين

خب قربان من ميرم

ميبينمت

ممنون قربان

ميبينمتون

خداحافظ

اين چي بود داداش؟ يعني واقعا؟

ما 25-25 و اون پنجاه درصد کامل

واقعا بابا؟

مامان هم باما همون کاري رو کرد که شما هميشه مي‌کنيد

ما بچه شماييم يا اون؟

!هم شماها و هم اون

چون سکندر مثل برادر شماست، پسرعموتونه

پسرعمو؟ از کي تاحالا؟

اون پسر برادر بزرگم رنچور سينگه

27سال پيش ما دوبرادر يه کارخانه کوچک اسلحه داشتيم

هر سلاحي که تو کارخانه ما ساخته ميشد فقط به ارتش هند تحويل داده ميشد

سياستمدار محلي "‌هانديا گاجندر پاتک" و پسرش نارندر

مي‌خواستن بصورت غيرقانوني بهشون اسلحه بفروشيم

من بارها بهتون گفتم کار غيرقانوني نمي‌کنم

ولي داداشم قبول نکرد و اونا دشمن ما شدن

هي ميدوني با کي داري صحبت مي‌کني؟ شمشير

اين جريان روي خانواده ما اثر گذاشت

سوميترا که پسرش سکندر رو خيلي دوست داشت نگران شد

يک هفته بعد محموله اسلحه ما تو جاده ميرفت

ما همراه کاميون‌ها بوديم

چون خبرش به ما رسيده بود که گاجندر نقشه دزديدن کاميون‌هاي ما رو کشيده

و همين طور هم شد

آدمهاش ناگهان ما رو محاصره کردن

در اون تيراندازي پسر گاجندر بدست ما کشته شد

گاجندر با مرگ پسرش ديوونه شد و قسم خورد که خانواده ما رو تباه کنه

و اولين شکارش شد برادر من

بعد مرگ برادرم هم جريان خاتمه پيدا نکرد

گاجندر به مدد قدرت و موقعيتش اثبات کرد که ما به تروريست‌ها سلاح ميفروشيم

کارخانه ما پلمپ شد و ما به خيانت متهم شديم

و جان همه خانواده ما بخطر افتاد

من فورا سکندر رو همراه رگو فرستادم پِکَن

و خودم با سوميترا اومدم اينجا ..براي گسترش تجارت، برادرم

.قبلا اينجا يه جزيره کوچک خريده بود

من با تلاش اينجا يه کارخانه اسلحه سازي راه انداختم

طبق رسم و رواج خانواده من با سوميترا ازدواج کردم

يک سال بعد شما دوتا متولد شدين

بعد تولد شما دوتا سوميترا بيمار شد و چتد روز بعد بيچاره از دنيا رفت

اگه اونروز از روي خشم پسر گاجندر رو نکشته بوديم

امروز تو وطن خودمون بوديم

ولي قول ميدم اگه با من همراهي کنيد ما خيلي زود به دهات خودمون برمي‌گرديم

برميگرديم‌ هانديا و همه باهم مثل يک خانواده خوشحال زندگي مي‌کنيم

هردو رفتن هيچ تاثيري روشون نداشت

اونا بالاخره عوض ميشن

چه خبره خواهر؟

چي شده؟

هيچي مادر نصف دارايي‌ش رو بنام سکندر کرده

و بابا مي‌خواد برگرده ‌هانديا؟ !!!ما تو ‌هانديا چکار کنيم؟

آروم باش سورج، با شنيدن وصيت مامان از تو بيشتر عصباني شدم

ولي خودم رو کنترل کردم

و وقتي بابا از سکندر تمجيد مي‌کنه خونم بجوش مياد

منم بخدا

ولي من خشمم رو نشون نميدم

و اگه مي‌خواي اين مشکل براي هميشه حل بشه

نبايد سکندر از افکار من و تو کوچکترين بويي ببره

انقدر که ازت برمياد نه سورج؟

البته، البته خوبه -

"بيا عزيزم و دستم رو بگير"

"همراه من بيا و اونجا بشين "

اونجا با خيال راحت افکارت" "رو بامن درميون بذار

عزيزم يکبار خودخواه شو " "و براي خودت زندگي کن

عزيزم يکبار خودخواه شو " "و براي خودت زندگي کن

!واو چه زيبا

بسلامتي

!خداي من

چي شده؟

همه ما بازندگان بزرگي هستيم

چرا داداش؟ ما که همه چي داريم

اين درسته ما همه چي داريم ولي چيزي که اين دوتا دارن ما نداريم

آره رفيق همه جفتن

همه يه دوست دختر دارن همه‌شون عاشقن، شرم بر ما

شرم برما نه، شرم برشما سه تا

هان؟ يعني؟

يعني چند وقت پيش يه دختر ديدم و عاشقش شدم

واو

و چند روز ديگه داره مياد به مهموني اينا

معامله انجام شده، ديدن فروش و بعدش تحويل درب منزل با بوسه

برات خوشحالم داداش

تو چرا غمبرک زدي تو هم دوست دختري داري؟

ندارم، داشتم و رفت؟ -

ياش بايد يه کاري با خشمم بکنم، ترسوندمش

اون از عصبانيتت نترسيده

از قيافه‌ت ترسيده

چي ميگي داداش سيکو؟

نگران نباش بيخيال، من پشتت هستم

اينه، اينه فاميل تني من بيا عزيزم

ها‌ها‌ها

ديدمش

امروز تقديرم خرابه

مشکل اينجاست که شما سه نفر استاندارد مرد بودن رو انقدر بالا بردين

که من بقيه مردها رو احمق ميبينم

موافقم

ميدوني اونروز که مرد روياهام رو ببينم مستقيم ميرم پيش بابا

و ميگم عاشق شدم بعدش عروسي

و تولد 4 يا 5بچه و بعدش تمام

يالا

تعريف کن

اوکي حالا که همه حرف دلشون رو زدن منم براتون تعريف مي‌کنم

آ آ يه لحظه داداش گيتار

موسيقي متن لازمه ديگه

آره تو رومانس موسيقي متن واقعا لازمه

وقتي پکن بودم يه دختر بيش از حد خوشگل ديدم

زيباست

کجايي تو؟ من نيم ساعته اينجا منتظر نشستم

چي؟ خداحافظ

هندوستاني؟

مراقب باشيد اون هندوستانيه

ما عاشق هندي‌ها هستيم

پس موفق باشيد

سلام چي داري مي‌نوشي؟

ببخشيد، من شما رو ميشناسم؟

نه

ميتوني الان بشناسي

نه مرسي

شماره اتاقت چنده؟

ببينيد بچه‌ها خواهشا تنهام بذاريد

مي‌خوام باهات دوست بشم

نه واقعا من نمي‌خوام

بيا بريم يه دور بزنيم، من رمانتيکم

.. هيبه من دست نزن

سلام

سلام و ممنون

خواهش مي‌کنم

ببخشيد، پس حالا تو مي‌خواي بصورت رسمي به من نخ بدي؟

همه مردها مثل همن

يه چيزي رو برام توضيح بده

دوتا فرنگي اومدن کنارت نشستن و ازت تعريف کردن شما خوشت نيومد

يه هندوستاني اومد به کمک هم وطنش

شما از اينکار هم خوشت نيومد عجيب نيست؟

عجيبه؟

عجيبه من عجيب متولد شدم-

اوه چه جالب، پس بگو کي و کجا متولد شدي؟

و چرا؟ هدف تولدت چي بود؟

تا وقتي بچه‌هاي من بدنيا اومدن من از همه اونا اجتناب کنم

!تو خيلي عجيبي

ممنون

اين تعريف نبود واقعا؟ -

من عجيبم، خداحافظ

!واي ننه داري من رو تعقيب مي‌کني؟-

تعقيب؟ من از اينجا اومدم

"ازت دست بر نميدارم گل من"

ببين ديگه داري زياده روي مي‌کني فکر کنم بايد نگهبان رو صدا کنم

ميدوني عزيزدلم اين يه تصادف معموليه اين سوييت دوخوابه مال منه

و اين اتاق معمولي مال توئه

آره درسته

من خيلي خنگم

آره خيلي خنگي

تو صدام رو شنيدي؟

آره حقيقتش نه دارم حدس ميزنم بعدش چي مي‌خواي بگي

ببخشيد

اشکالي نداره پيش مياد ضمنا من سکندر هستم، سکندر سينگ

من جسيکا هستم

از آشنايي با تو خوشحالم جسيکا

منم همينطور سکندر

تا من و تو بهم رسيديم چشم‌ها" "و نفس‌هامون هم بهم پيوستن

"بيا گذشته‌ها رو فراموش کنيم و به آينده فکر کنيم"

"هيچکس نميدونه آينده چي برامون در نظر گرفته"

"پس بيا بهترين تلاشمون رو انجام بديم"

"اي عزيز جانم"

"وقتي کنار هم و بهم نزديک ميشيم"

"به محض اينکه ميبينمت روحم به روحت ميگه"

"من عشق رو پيدا کردم.. و در تو عشق رو يافتم"

"من عشق رو پيدا کردم.. و در تو عشق رو يافتم"

"من عشق رو پيدا کردم.. و در تو عشق رو يافتم"

خوب شد که قبل خوبي‌ها" "از بدي‌هاي همديگه باخبر شديم

"چه اتفاق قشنگي بود"

خوب شد که قبل خوبي‌ها" "از بدي‌هاي همديگه باخبر شديم

خوبي‌ها که خوبن ولي عيوب" "و بدي‌ها ما رو شيداي هم کرد

"اي عزيز جانم"

"وقتي کنار هم و بهم نزديک ميشيم"

"به محض اينکه ميبينمت روحم به روحت ميگه"

من عشق رو پيدا کردم، پيداش کردم" " من در تو عشق رو يافتم

من عشق رو پيدا کردم، پيداش کردم" " من در تو عشق رو يافتم

"زندگي، زندگي خودم رو به تو سپردم"

در آغوش تو و جلوي چشمات " "بالمس لب‌هات در قلب تو جاي گرفتم

عزيزم، بدون رفتن به آينده همين امروز زندگي" "رو همراه تو و با وفاداري کنارت ميگذرونم

من عشق رو پيدا کردم، پيداش کردم" " من در تو عشق رو يافتم

من عشق رو پيدا کردم، پيداش کردم" " من در تو عشق رو يافتم

من عشق رو پيدا کردم، پيداش کردم" " من در تو عشق رو يافتم

خداي من! سکندر سينگ عاشق شده؟

بعدش چي شد؟

بعد سه چهار روز صبر کردم بعد يک هفته ديگه صبر کردم

و بعدش فهميدم که.. گمش کردم

اوه

من درکت مي‌کنم داداش

منم حسش کردم داداش

من مال خودم رو پيدا کردم داداش

دعا مي‌کنم تو هم مال خودت رو زود پيدا کني

عه بيرجوالو جناب بريج کجايي برادر؟ چطوري؟-

من خوبم همين الان تو شهرت فرود اومدم

چرا زنگ زدي؟ مستقيم بيا عمارت من

براي ديدن تو اومدم ولي کارم خصوصيه

ببين من تو هتل اينترکونتيناتال اتاق 1001رو رزرو کردم

يعني يک هزار و يک فهميدي؟

يک ساعته ميتوني خودت رو برسوني؟

صحبت مهمي باهات دارم

تو بگي قبل تو ميرسم اونجا با حلقه گل حاضر ميشم

تو دستور بده پس فورا بيا -

باشه خوبه يک ساعت ديگه مي‌بينمت

شمشو

بريجوا

بعد از ده سال ميبينمت هنوز هم پهلوان موندي

من رو ول کن داداش خودت رو بگو، کاملا رو فرم

هنوزم تو روستا جلوي لبنياتي ميشرا وايستي دخترا رو شيداي خودت مي‌کني

از روستا نگو که افسرده ميشم بگو جريان چيه؟

شمشو تو ميدوني رييس من جوني شريواستاو تو منالي يه هتل هفت ستاره داره؟

هان يادمه خيلي توپه

هان ولي نميدوني تو هتل چه کارهايي انجام ميشه

سياستمداران و تجار هند مشتري اون هتل‌اند و حمايتش مي‌کنن

بخاطر اين نه که منحصر بفرده بلکه بخاطر اينکه يه پاتوق عالي عياشيه

فاحشه خونه؟

هان فاحشه خونه، و اينو فقط افراد مهم معدودي ميدونن

اينجا همه نوع خدمات جنسي ارائه ميشه

ولي اين سياستمدارن نميدونن

که جوني تو هرگوشه اتاق چندين دوربين مخفي کار گذاشته بود

که همه اعمالشون رو ضبط مي‌کردن

در اين مورد فقط جوني و من خبر داشتيم

ولي نميدونم اين خبر چطور فاش و به گوش رانا رسيده

حالا چهار روز پيش جوني بخاطر يه قرارداد اومده بود

الشفا آدماي رانا گروگانش گرفتن

و بعد شروع کردن به شکنجه جوني !و پرسيدن ‌هارد ديسک کجاست

بيچاره جوني از ترس ميتونست بدون شکنجه همه چي رو بگه

ولي ناگهان سکته قلبي کرد و مرد

يعني از شدت شکنجه قلبش ايستاد؟

دقيقا

اون فيلم‌ها کجاست؟

فيلم‌ها تو اين‌ هارده اگه دستي به اين ‌هارد برسه

باهاش چه کارهايي که نميشه کرد

!ياش اينو ببين، بابا اين محشره

معدن طلاست ولي اين‌هارد کجا هست؟

هارد تو يه بانک کوچکه تو کامبوج

به نام اسرال بانک تو صندوق امانات شماره 7003

و کار تو داداش، دزديدن اون ‌هارد از اونجاست

!واه دوست واقعي يعني اين قبل از خواستن قيمتش

اسم بانک و صندوق امانات رو بهم گفتي عاليه

عالي که هست ولي اين‌هارد رمز داره و رمزش رو فقط من ميدونم

صفحه کليد رمزش حساس به لمس گرماييه

براي همين زمان ورود رمز زنده و سالم بودن من خيلي ضروريه

!هان.. اين هم عاليه

بريجوا يک ميليارد دلار بصورت اوراق قرضه و يک ميليارد دلار چک مي‌خواد

بايد با بانک تماس بگيرم

و از سياستمدارها از طرف ما افسرپليس اينترپل کهنا باج ميگيره

2ميليارد دلار؟

يک ميليارد چک و يک ميليارد اوراق قرضه؟

فقط بخاطر يه‌ هارد؟

..و باج رو کي ميگيره !اينترپل افسر کهنا

کهناي بي‌شرم، معامله بي‌شرمانه

داداش من نيت و نتيجه اين معامله رو درک نمي‌کنم، هدر دادن وقته

چي گفتي؟

!وقت هدر دادنه

بيست آف تايم؟ تو آکسفورد درس خوندي

ولي هيچي نميفهمي

در مورد نيت و نتيجه با من حرف ميزنه

اون اگه ده ميليارد هم خواسته بود رد نمي‌کردم

همه چيزم رو حراج مي‌کردم و پولش رو ميدادم، اينجا من چي دارم؟

اين چيه؟

ويسکي اسکاچ

هيچکس من رو همراهي نمي‌کنه حتي اين گلوي لعنتي

چي رو نگاه مي‌کنيد؟ به کارتون برسيد

اون دوتا جعبه لعنتي رو بيار اينجا

..بشين، پسرم نيت از بين بردن نفرين و لعنتيه

که سالها پيش به پيشاني من و پدرت چسبيده

و نتيجه‌ش اين ميشه که ما با سربلندي و افتخار ميتونيم به ولايت‌مون‌ هانديا برگرديم

اين نيت ما و نتيجه اونه من به اعتبار تو اين معامله رو کردم

داداش من قول ميدم جانم رو به خطر مي‌اندازم

و اون ‌هارد رو براتون ميارم

تا بتونم شما رو با افتخار بفرستم به شهرتون ‌هانديا

پسرم خيلي دلم براي وطن تنگ شده

فقط من رو بفرست دهات‌مون

که ديگه هرگز نيازي به کود و مواد مغذي نداشته باشم

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

خوش اومدين

سلام عليکم عليکم السلام-

پترتي قشنگيه رگو، موقعيت چطوره؟

آقاي کهنا رسيدن

ببخشيد قربان، افسر کهنا رسيدن

اينا سياستمداران ما هستن سطح‌شون انقدر نزول کرده

که براي عياشي خودشون هرکاري مي‌کنن

و افسرهايي مثل من با اشاره و دستور اينا کار مي‌کنيم

!آدم‌هاي بي‌حيا

يه روزي بالاخره بخاطر اينا آبروي همه سياستمداران ميره

ولي يه چيزي هست

اين ‌هارد يه موشک شليک شده از الشفا به سمت هندوستانه

و اين موشک رو تو شليک مي‌کني بعد مهموني رگو بهت تحويل ميده

و من بهت ميگم که بايد چکارش کني

يک ميليارد دلار؟ مبلغ زياديه

براي شما زياده

بله

انگار معامله تجاري بزدگي در حال انجامه

ببخشيد قربان

ما تحمل نمي‌کنيم کسي به بيزينس ما چشم طمع بدوزه

بيزينس ما، مال ماست و دخلي به شما نداره

يه کم وقت ميگيره و شما بايد يه وثيقه به ما بدين

البته، چنين حرکتي دوباره تکرار نشه

بله عذر مي‌خوام

"من عشق رو يافتم، يافتم، عشق رو در تو يافتم"

"من عشق رو يافتم، يافتم، عشق رو در تو يافتم"

!جسيکا تو اينجايي؟ باورم نميشه

چطور ميتونم باورت رو خراب کنم؟ !بايد من رو ميشناختي

ضمنا به اراده و وعده‌هام خيلي وفادارم

اوه ايشون قهرمان منه من براي ايشون کار مي‌کنم

مثل برادرمه.. سکندر سينگ

سلام، خوشبختم سکندر سينگ

منم از ديدنتون خوشحالم

سورج پسر رييس من

سلام خوشبختم

سلام خوشبختم، شما هم سينگ هستين؟

يه کوچولو چي؟-

نه اينا دوقلوان و عموزاده‌هاي سکندر

و آره همه اينا سينگ هستن

سلام، سانجنا سينگ

سلام خوشبختم

!خداي من! اين خيلي خوشگله

آره هست

راستي کجا ديديش؟

اينو منم مي‌خوام بپرسم

سوخت؟

هان

خوشحالم، يالا بريم چندتا نوشيدني بنوشيم

نوبت شات‌هاست، همگي باهم

"پارتي‌هاي آخر هفته براهه، من و تو باهميم"

"تاتو روي دست‌هامونه و لامپ‌ها چشمک ميزنن"

"پارتي‌هاي آخر هفته براهه، من و تو باهميم"

"تاتو روي دست‌هامونه و لامپ‌ها چشمک ميزنن"

"امشب عجب شب سوپرفاني شده"

هرچي مي‌خواد بشه بذار بشه" "امروز کاملا حق باماست

"فقط پارتي ادامه پيدا کنه"

"فقط پارتي ادامه پيدا کنه"

"فقط پارتي ادامه پيدا کنه"

"فقط پارتي ادامه پيدا کنه"

ستاره‌ها چشمک ميزنن" "بيا تو قلبم از نظرها پنهان شو

"محيط اتاق ميدرخشه تو بيا پيشم"

"آروم آروم يه نئشگي سبک داره من رو ميگيره"

"همين الان لمست کردم بعدش باورم شد"

يه ذره شراب خورديم" "و همه چيز رو درخشان ميبينيم

هرچي مي‌خواد بشه بذار بشه" "امروز کاملا حق باماست

"فقط پارتي ادامه پيدا کنه"

"فقط پارتي ادامه پيدا کنه"

"فقط پارتي ادامه پيدا کنه"

"فقط پارتي ادامه پيدا کنه"

"يالا همگي جشن بگيريد، ما همه شب ميرقصيم"

"بنوشيد و مست شيد دوستان، حرفم رو گوش کنيد"

شات‌ها رو يکي پس از ديگري ميزنيم" "و مينوشيم و به همه مي‌نوشانيم

"بذار عاشقت باشم بيشتر و بيشتر"

"عشق تو چهار طرف تو هوا پخش شده"

چه جور جادويي داري" "که من رو به سمت تو مي‌کشه

"يه ذره به قلبم اجازه رهبري دادم قلبم از دستم رفت"

"حتما يه جور اتصالي بين ما هست که تونستم بهت برسم"

"ما امشب با هم هستيم و همه چي درسته"

هرچي مي‌خواد بشه بذار بشه" "امروز کاملا حق باماست

"فقط پارتي ادامه پيدا کنه"

"فقط پارتي ادامه پيدا کنه"

"فقط پارتي ادامه پيدا کنه"

"فقط پارتي ادامه پيدا کنه"

!بيا تو اتاق نگهباني

من پارتي رو خيلي دوست داشتم

اولگا خيلي از ديدنت خوشحالم بهت زنگ ميزنم

ببر برسونشون، دوستت دارم عزيزم خداحافظ

سکندر که بازي خودش رو کرد

مراقبش باشيد ببريدش

تاکور ناک اوت شد؟

با سه پيک شراب نميتونه مراقب خودش باشه

چطور مي‌خواد مراقب جسيکا باشه؟

منم که همين رو ميگم چطور ميتونه مراقب جسيکا باشه؟

!ببينم تو خيلي خوشحال بنظر مياي

خوشحال که هستم ولي هنوز خامه تا صبح ميپزمش و بهت ميگم

بيا عزيزم

بفرما خانم خانما

چرا مي‌خواي کسي رو ملاقات کني که نميتوني بهش اعتماد کني؟

هنوزهم انقدر عصباني هستي؟ اون پسر خيلي خوبيه

ياش! کي ديديش؟

کي، کجا و چطور ديدمش به تو ربطي نداره

نه حق و نه اجازه داري از من اينو بپرسي

و اگه من ميدونستم رييس ياش توئي هرگز اينجا نميومدم

تو واقعا آدم ناداني بودي

تو درست مي‌گي من نادان بودم

من اشتباه بزرگي کردم واقعا متاسفم جسيکا

بعدش خيلي تلاش کردم پيدات کنم

!آره تو راست مي‌گي

!بيخيال، متاسفم

ديگه همه چي تموم شده

جسيکا من ميدونم ديشب زياده روي کردم متاسفم

ياش موضوع اون نيست فقط بذار برم، سعي کن بفهمي

جسيکا

لطفا بريم

مثل بچه‌ها رفتار نکن

تو بزرگ شو

ياش؛ جسيکا جايي دارين ميرين؟

من نه، اين داره ميره

ميره مريت

مريت؟ چرا؟ دليلش چيه؟

من اينجا راحت نيستم

اينجا؟

اوه من بين دوست پسر و دوست دختر دخالت نمي‌کنم

تو فکر کن، دوست دختر مبارکت باشه

مرسي؛ خداحافظ ياش

جسيکا

!اينو ببين! نفهميديم کي بزرگ شد

مگه عاقل شده پسرم؟

بابا، اوراق قرضه

بيرجو تو هتل منتظر ايناست سکندر تو برو

چشم برادرجان

حله

همممم خوبه

قربان

مزخرفه! من باور نمي‌کنم

نبايد باور کني چون کسي که شنيده‌ها رو باور مي‌کنه

عموما گوشاش سنگينه و تو که اينطوري نيستي، نه ياش؟

سيکو، سيکو مي‌کني و اطرافش دور ميزني

اينجا بخاطرش تيرخوردي

حالا ببين اون چه تيري به تو شليک کرده

داداش بجاي دل براش لپ تاپ دل رو باز کن

!و نشونش بده، اون رو باور مي‌کنه

شروع

صبرکن؛ من مي‌خوام بغل کردن‌شون رو دوباره ببينم

!واه عجب علاقه‌اي‎

آغوش رو که ميشه فهميد ..رفيقت خراب شده ولي دوست دختر

ياش سلام، کجا داري ميري؟ برگرد، ياش

چت شده؟ چکار داري مي‌کني؟

ياش چکار داري مي‌کني؟

اون کجاست؟

ياش

اون کجاست؟ حرف من رو گوش کن -

اون کجاست؟

ياش لطفا من اينجام -

درست همينجا ياش همينجا

ياش

چطور تونستي اينکا رو با من بکني؟

آروم باش

آروم؟ سکندر سکه دو رو داره

يک طرف دوستي چون برادر و طرف ديگه دختر

ولي يادت باشه از خانواده و وفاداري به خانواده

هيچي بزرگتر نيست

تو صددرصد درست مي‌گي ياش ..ولي در اين موقعيت

چشمان دختر.. تحت فشار ديالوگ‌هاي مهمي داره مي‌گه

حالا تلافي منم گوش کن هر اتفاقي دو پهلو داره، دو پهلو

تو اين جريان چهارتا هستن

اين همون جسيکاست که تو پکن ديدمش

شش ماه قبل از اينکه تو ببينيش

چي خيال کردي؟ آسمون باز شده و اين افتاده تو دامن ما؟

يا معجزه‌ست؟

تو فکر مي‌کني اين تصادفيه؟

گفتم تمومش کن

اين خوشگله

گفتم تمومش کن سکندر، لطفا

جسيکا اين موضوع بين دو برادره نميتونم بهش دروغ بگم

و در ضمن ارتباطي که بر پايه دروغ بنا شده

چطور ممکنه جواب بده؟

و تو خيال مي‌کني من بهت نارو زدم؟

براي چي؟ بخاطر يه دختر؟

تو مي‌خواي حقيقت رو بفهمي؟

ادامه بده، بگو

پس گوش کن

اون روز که بيدار شدم نامه‌اي از جسيکا ديدم

که نوشته بود: سلام عزيزم من دارم براي چند روز ميرم خارج از شهر

کاري اضطراري پيش اومده

باهات تماس مي‌گيرم، با عشق جسي

وقتس رفتم دنبال لپتاپم ديدم ساک پول‌هام نيست

از سطل آشغال بليط هواپيماش رو ديدم

خانم شما بايد با ما بياي

خداروشکر تو اينجايي

سوءتفاهم پيش اومده اينا فکر مي‌کنن من چيزي دزديدم

همينه؟

متاسفانه

من دزدي نکردم سکندر تو من رو ميشناسي

و بعدش که برگشتم هتل

ببخشيد قربان فکر مي‌کنم اين مال شماست لطفا محتوياتش رو چک کنيد

نگهبان‌هامون يه نيروي تازه کار ما رو با اين گرفتن

خيلي عذر مي‌خوايم بخاطر عدم امنيت

دختري تو اين کار دست داشت؟

نه قربان دختري درکار نبود

مرسي

خيلي خيلي عذر مي‌خوام قربان

!پس جسيکا دزدي نکرده بود

ايشون خيلي پيچيده‌ست

بعد دستگيري خانم رفتم تو اتاقم احساس گوه بودن مي‌کردم

فکر کردم يه کم شرلوک هولمز بازي در بيارم

آخه وقتي نميشه به عشق اعتماد کرد !به بيزينس چطور اعتماد کنم

تو ميدوني تو هر پوشه و پولي من يه دوربين جاسوسي کار ميذارم

وقتي فيلم رو ديدم، چي توش بود؟

پس يعني ساک رو جسيکا دزديده بود

هان

ولي به فکرم رسيد پشت اين دزدي فقط اين دوتا دست خوشگل نيست

رفتم پاسگاه و جسيکا خانم رو آزاد کردم

ممنون

گوش کن

نمي‌خوام چيزي بشنوم

تو به من شک کردي چطور تونستي؟

و من خيال مي‌کردم ارتباط ما خيلي خاصه

من هرگز ديگه نمي‌خوام قيافه‌ت رو ببينم

حالا لطفا ساکت شو جسيکا اين نمايش رو تعطيل کن، هنديش نکن

من ميدونم ساک رو تو دزديدي همم

پس عجيب و مرموز خانم به روش‌هاي مبتکرانه من رو ديدي، خيلي قشنگ

بعد موقعيتي ساخته شد که من بهت شک کنم

و شک من غلط ثابت بشه و من احساس گناه کنم

اگه دوربين مخعي نذاشته بودم هنوز داشتم احساس گوه بودن مي‌کردم

حالا مي‌خوام ازت يه چيزي بپرپسم

که چرا با خوشحالي اينکار‌ها رو کردي؟

علت دستور به من به انجام اين کار رو نه ميدونم و نه هرگز پرسيدم

ولي پول‌ها پيشته چرا اينو ميپرسي؟

جسيکا رو کي استخدام کرده بود؟

جسيکا رو کي استخدام کرده بود؟

سورچ و سانجنا

!عجب تخيل قوي‌اي دارن

ميدونم

ولي چرا دارن اين کارها رو مي‌کنن؟

اونا مي‌خوان ما دوتا رو بجون هم بندازن

براي همين ما تو اتاق 24 چيزي رو بهشون نشون داديم

که مي‌خواستن ببينن

ولي ياش تو بايد بهشون بگي سوءتفاهم بين ما برطرف شده

و سکندر قول داده بين ما نمياد

يه سوء تفاهم ديگه رو برطرف کن

که تو کدوم طرفي؟

متاسفم ياش، طرف توام سکندر

خوبه، ولي نقشه اونا چيه؟

نميدونم، نادان‌ها از مسابقه‌اي مي‌خوان ..منو بندازن بيرون

که نميدونن اسکندر اون مسابقه منم (پادشاه)

همه دنيا به جنگ و مواد مخدر اعلان جنگ دادند

..مطابق آخرين گزارش اينترپل صنعت مواد مخدر

عذر مي‌خوام

خيلي سرت شلوغه کهنا؟ !از کي دارم مي‌گيرمت جواب نميدي

معذرت مي‌خوام جناب شمشير تو کنفرانس بودم، بفرماييد

اسم هشت سياستمدار رو برات پيامک کردم

!تو ميدوني چکار بايد بکني

نديد مي‌گم قبوله قربان

عاليه، بعدا مي‌بينمت

رگو يک جوکر و هشت سياستمدار

حالا ببين اين جوکر چطور بازي !رو عوض مي‌کنه

الو

آقاي چوهان من افسر کهنا از اينترپل هستم

با ديدن اين عکس‌ها و ويديوها حتما فهميديد وضعيت براي شما چقدر حساسه

ببينيد ويديو به هيچ وجه نبايد پخش بشه هرچي بخوايد ميدم

به من فقط گفتن بهتون بگم چند روز ديگه بايد بياييد الشفا

مذاکره درمورد اين عکس و ويديوها اونجا خواهد بود

باشه، باشه من خودم رو ميرسونم !کي رو قراره ببينم؟

مکان و زمان ملاقات براتون پيامک ميشه

دستمال

تو چت شده ياش؟

هيچي سکندر، منظورم اينه که داشتم به جسيکا فکر مي‌کردم

فکر کن ياش، همه زندگي بايد حرص و جوش بخوري

دوست دخترت، دوست پسر سابقش رو ديده بصورت اچ دي

خنده دار نيست سورج سکندر قول داده

همم

که بين من و جسيکا نمياد

و تو باورت شد؟ !اين چقدر ساده‌ست

اين جريان رو ميشه از دو زاويه ديد مردانه و زنانه

زاويه مردانه:سکندر ميدونست تو ارتباطتت با جسيکا جديه، درسته؟

بازهم ساعت 2شب دعوتش کرد نگهباني؟

و اگه تو با جسيکا ازدواج کني هميشه بهشون شک مي‌کني

اگه اينطور شد که بنطر من صددرصد ميشه

تو چکار مي‌کني؟ نميتوني هيچ کاري بکني ياش

چون سکندر که برادرته الگوته، همه چيزته

و وسط اين همه چيز عاشق زنت هم هست

سوختي؟ حالا از نظريه زنانه مي‌خواي بشنوي؟

!کافيه

چکارکنم من، لعنتي؟

ساده‌ست! تيم سکندر رو رها کن و به تيم دوقلوها ملحق شو

10درصد شراکت در بيزينس و جسيکا هم صد درصد مال تو ميشه

چقدر شد؟

صد و ده

پس ياش، توپ تو زمين توئه داداش

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير

کلاب اينکور

اينم نقشه بانک اينکور

شما کلاب شبانه رو رزرو کنيد من سريع يه حساب باز مي‌کنم و ميام

بفرماييد قربان

يه بار ديگه خيلي ازتون ممنونم

که چنين حساب بزرگي تو بانک ما باز مي‌کنيد

خواهش مي‌کنم

قربان اين صندوق شماست

در اختيارتونه، خيلي ممنونم

عمو خوشگله بعدا مي‌بينمت

خودت رو فروختي؟

ده درصد که چيزي نيست به صد درصد هم خودم رو نميفروشم

ولي ‌هان! اگه کسي باعشق من رو بخره

اونوقت قضيه فرق مي‌کنه

ديگه مردي مثل تو ساخته نميشه

نقشه اصلي‌شون چيه؟

خيلي حواسشون جمع هست هيچي نگفتن

اين تو خون گردش مي‌کنه تو رگ‌مون جاريه

قربان سيکو و بقيه تو اتاق کنفرانس منتظرن

قرارمون ساعت 12بود

ميرم رگو

و از طرف اون مدرسه کورها اومدن براي گرفتن کمک شما

اسمش رو بنويس

بله کهنا، چکار کردي؟

جناب شمشير

شما وسط کبوترها گربه‌اي رها کرديد

همه سياستمدارها براي مذاکره آماده‌ان

عاليه، پس يعني مي‌گي برنامه باموفقيت اجرا شد

بله قربان

قربان روي اين نمايشگر ديجيتال نقشه بانک اس.ار.ال هست

برادر من فقط يه شرط دارم

ابن عمليات رو فقط اعضاي خانواده انجام ميدن

بهتره، خيلي بهتره

درسته بابا، خانواده باهم انجامش ميدن

آره داداش

دزدي ‌هارد شب شنبه انجام ميشه

اين بانک اس.ار.ال هست و اين طبقه همکفش

ببخشيد بابا گرسنمه

تو طبقه همکف بانک اتاق صندوق اماناته هارد ما تو صندوق 7003ست

نزديک بانک اين کلاب شبانه‌ست

ديوار بانک و اين کلاب با يه کانال فاضلاب بهم وصلن

ببخشيد

سورج، سانجنا و ياش شماها شب شنبه ميرسيد کامبوج

تو پارکينگ فرودگاه يه ون زرد رنگ مي‌بينيد

ون زرد بچه‌ها

زرد؟ !چه بدرنگ

بچه‌ها يکبار گوش کنيد لطفا

گوش که داريم مي‌کنيم

هرچند ما از اوناييم که بدون درس خوندن نمره اول رو مياريم

شما دوتا اگه تنهايي تو مسابقه شرکت کنيد بازهم دوم ميشيد، فهميدي؟

!حالا هر چي

و من با هلي کوپتر ميرسم کامبوج

دستت رو بده لطفا

نترس اين خواستگاري نيست

درد داشت خوبه-

لطفا

مهم نيست

اين يه سخت افزار رديابيه

ببينمش

با اين ميتونيم همديگه رو رديابي کنيم

دستگاه رديابي بله -

مزخرفه

دفعه بعدي که دستم رو خواستي اول خوب فکرات رو بکن بعد

انگار آب و هواي کامبوج شروع کرده به ساختن بهت

مودت خوب شد، مرموز

بريم

يالا بچه‌ها

بريم

ياش، داخلي؟

بله رفتم

يالا بچه‌ها؛ وقت نمايشه

"رنگ خيال تو چشم‌هاي من رو فراگرفته "

"و نميتونم کسي ديگه رو کنار تو ببينم"

"رنگ خيال تو چشم‌هاي من رو فراگرفته "

"و نميتونم کسي ديگه رو کنار تو ببينم"

اي هير بعد از نئشگي با مخدرت" " نپرس من چم شده

"اي هير با نئشگي تو، رانجا تباه شد"

اي هير نپرس بعد نئشگي مخدرت" "چم شده، رانجا تباه شده

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

تو عقلم رو بردي و" " من همش به تو فکر مي‌کنم

"در مستي تو غرق هستم"

"بارها مي‌گم اينا همش تقصير توئه"

تو عقلم رو بردي و" " من همش به تو فکر مي‌کنم

"در مستي تو غرق هستم"

"بارها مي‌گم اينا همش تقصير توئه"

"فقط نام تو بر زبانم بمونه"

"همانطور که ماه هميشه در آسمان ميمونه"

اي هير بعد از نئشگي با مخدرت" " نپرس من چم شده

"اي هير با نئشگي‌ت، رانجا تباه شد"

"با تو روز و شب شروع ميشه"

"در تو چيزي هست که تو کتاب‌ها هم پيدا نميشه"

"تو يواش يواش منو دزديدي"

خواب‌هام رو مثل بادبادک پروندي" "و شب‌ها بيدار نگهم داشتي

"تو يواش يواش منو دزديدي"

خواب‌هام رو مثل بادبادک پروندي" "و شب‌ها بيدار نگهم داشتي

اي هير بعد از نئشگي با مخدرت" " نپرس من چم شده

"اي هير با نئشگي‌ت رانجا تباه شد"

"تو عقلم رو بردي و من دائما به تو فکر مي‌کنم"

پيداش کرديم، بيرون مي‌بينيمت

بريم

بعدا مي‌بينمت

کمکم کن لطفا، کمکم کن

بابا

سورج

هارد شما

خسته نباشيد

من کاملا به سکندر اطمينان داشتم

بيا فردا يه مهموني بديم

حتما بابا من برنامه‌ريزي مي‌کنم بقيه کجان؟

سيکو داره مياد تا فرداشب ميرسه

و ياش و سانجنا تو همين يکي دوساعت ميان

کيه؟ جسيکاست؟

باباست

بابا؟

آره بابات داره تماس تصويري مي‌گيره جواب بدم؟

بابا و بقيه، اول در مورد خودمون بهشون بگو

ميدونم بايد مطمئن بود

اين استرس تموم بشه بعدش با سورج و بابات صحبت مي‌کنم

دوستت دارم ياش

تو چه فکري هستي؟

ميدوني چيه؟

جوري که تو همه نقشه رو چپه کردي من مطمئنم

از چي؟

يک: جسيکا رو تو زندگي سکندر جا انداختي

دو: تو گفتي به سکندر بگه که من و سورج آورديمش تو نقشه

و بهترين قسمت ..سه: اون باهوش

انقدر توش درگير شد که اصلا متوجه تو نشد

!تو نابغه‌اي

رانا؟ اين چرا به تو زنگ ميزنه؟

نگران نباش

تو بيزينس من هرچقدر دشمن‌ها کمتر باشه

بيزينس پيشرفت مي‌کنه

و کامبوج خونه راناست

اگه من بخوام ميتونم سکندر رو تو همون زندان بکشم

ولي وصيت مادرت نجاتش داد

وصيت مادرم؟

تو وصيت يه خط هست

اگه هرکدوم از شماها به مرگ غيرمعمولي بميره

سهم الارثش ميرسه به خيريه

و نميتونم بذارم اينجوري بشه

ولي فقط يه چيز منو اذيت مي‌کنه جسيکا، اون از همه چي خبرداره

جسيکا

با اين کلاهبرداري‌هاي کوچولو در سال چقدر درمياري؟

300هزار دلار

من بهت يک ميليون ميدم

کار چيه؟

دوتا کاره

يک: هرچي من بگم انجام بدي و دوم: هيچ سوالي نپرسي

همين؟

قبوله

کار تموم، بازي تموم

امروز شناختمت ياش

من تو رو آدم وفادار و درستکاري تصور کرده بودم

منم همينم ولي براي خودمون

تو دنياي امروز اگه بخواي زندگي باب ميلت داشته باشي

بايد يه کم خودخواه بشي

"بيا دستم رو بگير و همراهم بيا و اونجا بشين"

و کمي با اطمينان خاطر افکارت" "رو با من درميان بگذار

عزيزم يکبار خودخواه شو" "و براي خودت زندگي کن

عزيزم يکبار خودخواه شو" "و براي خودت زندگي کن

عزيزم يکبار خودخواه شو" "و براي خودت زندگي کن

اينو هرگز به قلبت راه نده" "که من دارم گمراهت مي‌کنم

"من ميدونم که براي تو هيچکس نيستم"

"تو انقدر تلاش کردي که ديگه فقط خودت "

"براي خودخواه بودن حق داري پس"

عزيزم يکبار خودخواه شو" "و براي خودت زندگي کن

"لبخند بر لب توئه پس چرا چشمات نمناکه؟"

خوشحال که خيلي هستم" "ولي باز نميدونم چرا يه چيزي کمه

"بيا تا اون کمبود رو از بين ببريم"

"پس به من اعتماد کن براي هميشه"

عزيزم يکبار خودخواه شو " "و براي خودت زندگي کن

عزيزم يکبار خودخواه شو" "و براي خودت زندگي کن

الو

کاپتان؛ من بوي خبراي خوش مي‌شنوم

نگران نباش، اين براي پنجاه سال اينجا مي‌مونه

اگه شما بخواي ميتونم همين الان بکشمش

نه نه زنده نگهش دار بقيه پولت بدستت ميرسه

باشه جناب رانا

کسي رو که خدا نگهدارش باشه هيچکس نميتونه اون رو بکشه

چي شد؟

کسي رو که خدا نگهدارش باشه هيچکس نميتونه اون رو بکشه

چي؟

توضيحش اينه

!دقيق سروقت اومدي

اگه من نبودم چي؟

يکي ديگه ميبود

احمق

ببخشيد

چي؟

ببخشيد

فراموشش کن

اين همه تکون اعصابم رو خراب کرده

اينا تکون‌هاي مسابقه زندگي هستن

قبل تولد شروع ميشن و بعد مرگ تموم نميشن

!واو! چه عمقي، لاف زن

بطور خلاصه من اون عوضي‌ها رو زنده نميذارم

هرکسي که مسئول اين وضعيته

کمک کن بپوشش -

بپا

توهم بپوش

"اين مسابقه زندگيه"

"اين مسابقه زندگيه"

"اينور و اونور پلاسم، هر بالا و پاييني مال منه"

"چشمت به منه، خدا هم هوام رو داره"

من جلوتم و تو پشت سرمي" "بهم برس و خودي نشون بده

"سرعت رو ميبري بالا قان قان قان"

اين که بهم فکري کني" "اصلا برام عجيب نيست

"بيا و من رو تعقيب کن"

تو جدايي‌ها رو کوتاه کردي" "و صدها غما رو تو دلت دفن کردي

"اين اعلان جنگ جگر زخمي منه"

"بقيه حرف‌ها رو رها کن و نمايش رو ببين"

عشق دروغکي در ذات توئه" "هر دفعه صدبار خيانت کردي

"نئشگي، نئشگي تو بسيار نئشه کننده‌ست"

"خدايا اين شکايت منه، دوباره زندگي من در خطره"

"حالا ديگه به عشق تو فقط تباهي و تباهي خواهد بود"

"خدايا اين شکايت منه، دوباره زندگي من در خطره"

"حالا ديگه به عشق تو فقط تباهي و تباهي خواهد بود"

"هيچکس مثل من نميتونه مسابقه بده"

"خدايا اين شکايت منه، دوباره زندگي من در خطره"

"حالا ديگه به عشق تو فقط تباهي و تباهي خواهد بود"

"زندگي دوباره تورو چگونه به يک پيچ رسونده"

"چند لحظه بعد تو از دنيا رها ميشي"

"جزاي گناهانت رو الان مي‌بيني"

"من رهات نمي‌کنم و خداهم رهات نمي‌کنه"

"جنون و مخدر و آرزوي من تويي"

"من مصمم هستم و مي‌خوام نابودت کنم "

"کجا ميتوني بري؟ زير نظر گرفتمت"

"من مصمم هستم که تورو تباه کنم"

"نئشه تو بودن، بهترين نئشه‌گي‌ـه"

"خدايا اين شکايت منه، دوباره زندگي من در خطره"

"حالا ديگه به عشق تو فقط تباهي و تباهي خواهد بود"

"خدايا اين شکايت منه، دوباره زندگي من در خطره"

"حالا ديگه به عشق تو فقط تباهي و تباهي خواهد بود"

"زندگي روي خطه، ما پايين نگهش داشتيم"

"آنها مي‌خوان ما رو بشکنن"

"ماهرگز اجازه نميديم.. هرگز اين رو فراموش نکن"

"يا بکش يا بمير، عزيزم براي هميشه"

"منتظر اين مسابقه باش"

داور نميتونه سرعتش رو کم کنه" "زندگي براي مسابقه

"از هشدارها عبور مي‌کنيم"

وقتي براي تلف کردن نيست" "ما اين مسابقه رو مي گازيم

"زندگي روي خط مرگه"

"قلب تحت فشار، ما نگهش داشتيم در هوا پرواز کرديم"

"آنها سعي مي‌کنن ما رو بشکنن"

"ما هرگز اجازه نميديم، هرگز فراموش نکن"

"يا بکش يا بمير عزيزم براي هميشه، براي هميشه"

"امشب رو جشن بگير، تو فردا سر و کارت بامنه"

پياله مستي رو به لب‌هات بچسبون" "تو از فردا سر و کارت بامنه

"دوباره مسابقه شروع شده"

بهش فکر کن، الان عياشي کن" "ما داريم برمي‌گرديم سر مسابقه

"خدايا اين شکايت منه، دوباره زندگي من در خطره"

"حالا ديگه به عشق تو فقط تباهي و تباهي خواهد بود"

"خدايا اين شکايت منه، دوباره زندگي من در خطره"

"حالا ديگه به عشق تو فقط تباهي و تباهي خواهد بود"

من چي دارم ميشنوم، سورج؟

!نميدونم بابا خيلي مسخره‌ست

در اتفاقي که در کامبوج براي داداش افتاد ما دست نداشتيم

اون اسمش چي بود؟

جسيکا

هان جسيکا، جريانش چيه؟

جريان جسيکا چيه؟

من نميفهمم کي اين حرفا رو !تو مخ سکندر فرو کرده

باشه سورج تو به روش خودت پنهان کن من به روش خودم ميفهمم

و اگه اين جريان حقيقت بود بايد جوابش رو بدي، بعد من مي‌بينم

چي مي‌بيني بابا؟

شما مگه مادوتا رو مي‌بيني؟

نه من فکر مي‌کردم بجز پسر چشم آبي‌تون سکندر

کسي ديگه رو نمي‌بينيد

سيکو

همه بيزينس رو کي ميچرخونه؟ سيکو

کي مراقب حکومت و شهرهاست؟ سيکو

از همه ما باهوشترين کيه؟ سيکو-

اين سيکو پدر منو درآورده بابا ولي ديگه کافيه

چي تو مغزتون مي‌گذره؟ چي مي‌خواين؟

حکومت

حکومت؟

کار اينجا رو ما اداره مي‌کنيم

اين سهم خودش رو برميداره و از اينجا ميره

ما هيچ مشکلي نداريم ولي فراموشمون کنه

شما دوتا کارها رو اداره مي‌کنيد‌، هان؟ شماها؟

کاملا درسته بابا، شما هميشه ما رو دست کم گرفتي

چي؟ دست کم؟ من از شما انتظار اين حرف رو نداشتم

!!!انتظار

بابا بهتره شما حرف از انتظار نزني

من خوب ميدونم چي خوبه و چي بد

و تا وقتي من هستم هيچي تقسيم نميشه

قبول کنيد ديگه بابا

آخه خودتون مي‌گفتيد با تقسيم، محبت بيشتر ميشه

من گفته بودم که با تقسيم کردن محبت بيشتر ميشه ولي نه با تجزيه

ولي دخترم نه به درستي زبان خودت !رو ياد گرفتي و نه قيمتت رو

من به سکندر اطمينان کامل دارم

و تا زمانيکه اين معامله انجام نشده شما دوتا غلط اضافه نمي‌کنيد

واضحه؟ واضحه؟

البته بابا

از بانک آقاي کويل زنگ زد

وام ما تاييد شده

شما سه نفر اسناد رو امضا کنيد شب بخير

!غمناکه

!چه کنيم؟ ناداني درمان نداره

جريان چيه داداش؟ هنوز بيداري؟

بياد روستا افتادي؟ شما دستور بدين براتون کود بيارم؟

کود من که تويي بيا مونا يه کم با من قدم بزن

من از کجا ميدونستم که تو دل‌هاي اونا براي تو انقدر تنفر بوجود مياد

آخه اين پول و قدرت لعنتي رو چکار کنم؟

ازش چراغ بسازم و بندازمش تو گاوصندوق؟

حالا ديگه سوزن من گير کرده بعد معامله برمي‌گردم‌ هانديا

داداش اين معامله‌ها هميشه هستن اگه ناراحت نميشين چيزي بگم؟

اين موضوع رو شما اشتباه مديريت کردين

اگه شما انقدر به من محبت و احترام بورزي اونم جلوي اون دوتا

اونا به همون اندازه ازمن متنفر ميشن ديگه

!عجب حرف خوبي زدي

اگه قبلا مي‌فهميدش خانواده من تکه تکه نميشد

خانواده دشمن‌هاتون تکه تکه بشه

من بهت قول ميدم خانواده ما نه ميشکنه و نه هرگز تجزيه ميشه

شما استراحت کن داداش، من هستم

سلام جسيکا ابنجا چکار مي‌کني؟

کار که تموم شد حالا بازي من رو کي تموم مي‌کني؟

ياش همين رو بهت گفته بود نه؟ رو قايق

ردياب، گاز نمي‌گيرن مايکرو ترانسميتر شنونده

گوش کن

نه تو گوش کن عزيزدلم

تو و ياش خيال کردين من يه کلاهبردارم و استخدامم کردين

اون پوشش من بود

من يه جاسوس دولتي‌ام

جزئيات همه خانواده‌ات رو دارم

من اومده بودم در مورد شرکت‌هاي اسلحه تحقيق کنم

ولي چيزي ديگه درجريان بود

هارد ديسک، باج گرفتن از سياستمدارها

نگران نباش، اسرار خانواده‌ت پيش من در امانه

به سلامتي‌ت

درسته

ياش لطفا، ياش

بس کنيد

چقدر پول مي‌خواي؟

عقلت رو از دست دادي ياش؟

ما چيزي به اين زن عوضي نمي‌ديم

سانجنا لطفا، مثل برادرت رفتار نکن

بذار اين مسأله رو تموم کنيم

حرف بزن

من 25' ميليون دلار مي‌خوام

دوازده ظهر زيرچراغ مارينا ساک رو بذار

اگه يک دقيقه هم تاخير کني بازي همه شماها تمومه

سام

بله قربان

به محض اينکه کسي بياد ساک رو برداره تعقيبش کنيد

قربان اينا اوراق ضمانته

لطفا اينجا رو امضا کنيد

من به دفتر مرکزي خبر دادم

نيم ساعته يک ميليارد دلار به حساب شما واريز ميشه

متشکرم

بله کهنا

شمشير همه سياستمدارا اومدن

باشه. نيم ساعت ديگه ميرسم

شمشو کامل شد

کامل شد

ميدوني مونا يه ضرب المثل مشهور تو‌ هانديا هست

هيچي قبل از رسيدن وقتش اتفاق نميافته

امروز تو برادرت رو بدون قيمت خريدي

داستاني که سال‌ها پيش شروع شده بود امروز بواسطه تو داره تموم ميشه

چه کنم داداش؟

هربار که تو چشماتون نگاه مي‌کنم يه دل سير پدرم يادم مياد

من ابنو بخاطر خانواده‌ام کردم

و بخاطر خانواده حتي اگه لازم بشه کسي رو بکشم هم پا پس نمي‌کشم

بريم

هرچقدر از سکندر تعريف کنم بازم کمه

!طلاي خالصه، خالص

اي کاش اون پسر من بود

تاريخ يه عادت بد داره رگو

مدام خودش رو تکرار مي‌کنه

امروز پسر همونجوري مُرد که پدرش مُرده بود

ولي داداش بزرگم هرجا که هست از ديدن پسرش خيلي خوشحال ميشه

خدا روح هردوتا رو مورد رحمت قرار بده

بريم رگو. سياستمدارها منتطرن

همه چي مرتبه؟

من احساس بدي در مورد اين دارم

شما لطفا بايستيد

چند لحظه پيش برادرزاده‌ام سکندر که از بچه خودم بيستر دوستش داشتم

متاسفانه در تصادف ماشين از دنيا رفت

يک دقيقه سکوت لطفا

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

ممنون آقايون، ولي نمايش بايد ادامه پيدا کنه

لطفا بشينيد

من مستقيم ميرم سر اصل مطلب

در عوض ويديوهاي شما

من از هرکدوم از شماها يه منطقه آزاد فروش به مساحت 25000فوت مي‌خوام

که اونجا بهمراه اسلحه‌هاي من مواد مخدر هم مياد

در مورد چي حرف ميزنه؟

کوکايين، ال اس دي ..هرويين و

بيا رفيق بيا، شريک جديد تجاري من، رانا

کساني که در کار سود و منفعت با ديگران دشمني مي‌کنن

نادان هستن. نه رگو؟

جزئيات قرارداد رو بهشون بگو

همه ميدونن مواد مخدر از سرتاپا ضرر ميده

ولي هرسال تقاضاش سيصد برابر اضافه ميشه

مبلغ پولي رو که ما ميتونيم بدست بياريم رو تصور کنيد

و براي اينکار به همه شما هرسال 50ميليون دلار داده ميشه

ياش، حالا تو بيزينس رو بدست بگير

اين ‌هارد رو نشونشون بده راحت‌تر تصميم مي‌گيرن

بيا بيا رانا بريم جشن بگيريم

سکندر پسرم

وقتي اين نوار بدستت ميرسه تو 25ساله شدي

من به خون خودم اطمينان کامل دارم

کاري که الان بهت ميسپارم رو تو حتما انجام ميدي

پدرت رو سياستمداري از‌هانديا نه ..بلکه فاميل دورمون

!شمشير سينگ کُشته

همون شمشير سينگ که پدرت مثل برادر مي دونستش

وقتي پدرت کشته شد من حامله بودم

سورج و سانجنا تو شکم من بودن

من با اعتماد به شمشير سينگ اومدم اينجا الشفا

بعد از تولد سورج و سانجنا متوجه شدم که همه اين نيرنگ کار شمشير سينگه

اون داره منو آروم آروم مسموم مي‌کنه

ولي قبل مرگم، من وصيتي تنظيم کردم

که شمشير سينگ حتي اگه بخواد نميتونه به بچه‌هاي من ضرري برسونه

از بين شما سه نفر تو برادر بزرگتري سکندر

وظيفه نجات نسل‌مون رو به تو ميدم

دعاي خير من همراه توئه

اين ويديو چطور تو اين‌ هارد اومده؟ چطور اومده؟

!ياش! سورج

بشينيد، بشينيد

الان فهميديد که شمادوتا بچه من نيستيد

من همه اين کارها رو براي پسر خودم کزدم ..بچه خودم

پسر واقعي من ياش هست

.بريم

..من مي‌کشمتون، هردوتون رو

نه سورج لطفا

با امضاي سند مورگس شما وصيت مادرتون رو صدقه کردين

براي من شما تمام شدين

از کي گلايه داري؟

اوني که برادرمون بود رو دشمن خودمون ميدونستيم

و دشمن رو پدر

انقدر دلتون براي برادرتون تنگ شده بفرستم‌تون پيشش؟

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

داداش خيلي دلتنگ سيکو هستم

اگه امروز برادرم بود

چي گفته بودم؟

کسي رو که خدا نگهيانشه هيچکس نميتونه بکشه

دلم برات تنگ شده بود داداش منم همينطور، -

منم همينطور، شما دوتا رو دو دقيقه هم نميتونم تنها بذارم

با اين چشم‌هاي ورقلمبيده چي رو نگاه مي‌کتي؟

مگه روح ديدي داداش؟

يکم به من فرصت بده آخه همه زندگيم داداش صدات کردم

لاشخور صدات کردن وقت ميبره

لاشخور، من حقيقت تو رو ده سال پيش فهميده بودم

و اين ده سال هر روز هر لحظه من مُردم

وقتي رو لپ من دست مي‌کشيدي يادم ميومد که مادرم چطور ذره ذره مُرده

وقتي آواز ميخوندي

من حس مي‌کردم که چطوري پدرم رو کشتي

و وقتي منو بغل مي‌کردي

ميفهميدم چطور ما سه برادر و خواهر رو ازهم جدا کردي

و تو.. بخاطر محبت پدرت خودت رو فروختي

سکندر دوراه هست

اولي: وقتي يه خودي اشتباه کنه ازش فاصله بگيريم

دومي: اگه يه خودي حتي اشتباه کنه بازهم همراهش باشيم

و تو همراه، همراه شدن شدي

کار تو گرفتن انتقام پدر و مادرته

و کار من حفاظت از پدرمه

پسرم اين نمايش مسخره چيه؟

اين ميدونه که من هيچ کاري بدون تضمين انجام نميدم

چکار کردي رگو؟

اين پنجاه گرم ژلاتين داره که کنترلش رو من زدم

اينو من ميدونم

عمو خوشگله

براي جبران محبت‌هاي پدرت ..نميدونم چند سال بود

منتظر چنين فرصني بودم

امروز نصيبم شد

و امروز براي اولبن بار تو اين رو به اسم واقعيش صدا کردي

!!!لاشخور

سکندر اون که بهشت رو داشت بهت تقديم مي‌کرد

ولي تو، تو که دنبال جهنم مي‌گشتي

بيا با هم بريم

اينه تضمين تو، اين پول و اسلحه و مواد مخدر؟

و ضمانت تو چيه؟

خانواده، انسانيت، محبت

برو

آرايش 2-3 زد بگيريد

همه جلوي سکندر رو بگيريد

تو چي گفتي؟

من انتقام پدرو مادرم رو مي‌گيرم و تو ازش محافظت مي‌کني؟

حالا وقتشه داداش حفاظت کن

"خدايا اين شکايت منه، دوباره زندگي من در خطره"

"حالا ديگه به عشق تو فقط تباهي و تباهي خواهد بود"

"خدايا اين شکايت منه، دوباره زندگي من در خطره"

"حالا ديگه به عشق تو فقط تباهي و تباهي خواهد بود"

چرا نجاتم دادي؟

تو خيلي به ما بد کردي

ولي براي بدست آوردن عشق پدرت کردي

من ميدونم که صد برابر بيشتر از من از کارهاي پدرت بدت مياد

و کسي که به اشتباه خودش پي برده رو چطور ميشه مجازات کرد؟

هرگز

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

بهت چي گفته بودم؟

که خانواده ما نه هرگز ميشکنه و نه تجزيه ميشه

يه چيز ديگه هم بهت گفته بودم

که من تورو به دهاتت ميفرستم با احترام، هانديا

مونا.. هنوز تموم نشده

ميدونم ولي فصل تو خسته کننده شده

ببرش عزيزم

هنوزهم فرصت هست

من ميدونم در ذهن شماها شبهه‌ و سوال‌هاي زيادي هست

بريزيدش بيرون

چطور اينکارو کردي؟

منظورم اينه که چطور فهميدي که جسيکا رو ياش وارد بازي کرده؟

چون سورج و سانجنا انقدر به من نزديک نبودن

که بفهمن من کنار پول‌ها دوربين کار ميذارم

ولي من يه اسم ديگه مي‌گم

بگو

و اون اسم هست ياش

ولي اون‌هارد ديسک هميشه پيش من بود

هارد قلابي

و اون پولي که جسيکا از ما باج گرفت چي شد؟

!به سلامتي

پول‌هاي جسيکا بهمراه خودش اومدن تو خونه نه؟

يه پيشنهاد براتون دارم

اين‌هارد جوني هست که بايد بازش کني

و پول‌هام چي ميشه؟

25ميليون دلار اوراق قرضه

و ويديوي مامان؟

بگير

اين چيه؟

مادرت ازم خواسته بود روز اين تولدت اينو بهت بدم

يه نگاه بهش بنداز

عمو خوشگله

زنده باشي

:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org

!چه مردي بود

پس يعني نقشه تو از اول داشت اجرا ميشد؟

نقشه همراه کردن خانواده از همون ابتدا داشت اجرا ميشد

چي بگم؟

بعضي کارها ازم صادر شده که بابت‌شون خيلي افسوس مي‌خورم

برادر و زنش رو کشتم پول بچه‌ها رو بالا کشيدم

پسر واقعي خودم رو به راه ناثواب کشوندم

هيچ پدري ميتونه با پسرش چنين کاري بکنه؟

بخاطر پول و قدرت !اون پول و قدرت کجا هستن

..همه چي همينجا باقي ميمونه زندانبان

خير ولش کنيد شنيدم خانم شما خيلي بيماره

مسکل کليه داره، دياليز ميشه

و دختر شما کوثوم ديگه نه؟ مي‌خواد دکتر بشه

10-15ميليوني ميشه خرج مدرک پزشکي

و اينو هم شنيدم که شش ماه ديگه دارين بازنشت ميشين

به خانواده‌تون فکر کنيد

مسابقه تموم نشده چون شمشير هنوز زنده‌ست

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

اين يعني يه مسابقه ديگه خواهد بود

هان ولي سکندر اون مسابقه؟

سکندر اون ريس(مسابقه).. من از کجا بدونم؟

!به سلامتي

First Edited - Farsi Version 06.19.2018 - By BeingSa Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.