Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تو خودت رو بالاتر از خدا میدونی - تو خدا نیستی -
من پیامبرم - منم پادشاهم -
هیچ رازی توی کاخ نیست - ساموئل اومد به خونه ی من -
اون پسرم دیوید رو تقدیس کرد و اون رو به عنوان پادشاه بعدی معرفی کرد
دیوید باید بمیره - من سارا رو میبرم - من میکال رو میبرم -
تا باهم خانه ای بسازیم زیر سایه ی خدا ، ماه و خورشید
یه صحبتی توی قصرتون هست یه نفر با ملکه خوابیده
پسر جدیدتون
باید از اینجا بریم - جاناتان ، تقدیس ، از طرف خداست از طرف من نیست -
در ها رو باز کنید
پسرم کاری که تو کردی ، خیانت محسوب میشه
روی من شمشیر میکشی ؟ - تو یه خائنی -
دخترم رو پیدا کنین - دیوید رو پیدا کنین -
REZA : مترجم R.a_54@yahoo.com
هیچوقت دور نمیشیم
تندتر
کدوم طرف ؟ دیوید کدوم طرف ؟
وایسین
سمت راست
خیلی خب بجنبین
وایسین
با پای پیاده خیلی نمیتونن دور شده باشن - برگردین -
خودمم انتظار چنین شب عروسی ای رو نداشتم
سه هفته بعد
دیده بان های ما از شمال تا ساماریا رو بررسی کردن و از غرب تا جاپا رو بررسی کردن
بررسی شون باید نا " تیزرا " گشترش پیدا کنه
اونا اسب ها شون رو رها کردن به نظر خیلی نمیتونن با پای پیاده دورتر برن
اگه بتونن برن یه اسب گیر بیارن میتونن یکی دیگه ام گیر بیارن
اگه بتونن دختر گیر بیارن میتونن اسب هم گیر بیارن ، انجامش بدید - بله سرورم -
ایتان از جودا چرا اومدی اینجا ؟
نمیخوای بری جودا دنبال دیوید بگردی ؟
نه نمیخوام - ینی از دستور پادشاهت پیروی نمیکنی ؟ -
تو خودت رو هم فراموش کردی سائول - قبایل ما با هم متحد شدن -
پیوند و قوانین مون خونیه دیگه درسته ؟ - بله - پس ما بهم ملحق شدیم -
الان سه هفته از عروسی مون میگذره و ما جاناتان رو ندیدیم ، هیچکس بهمون نمیگه اون کجاست
شوهرت یه خائنه
جاناتان
تو نباید اینجا باشی
تو ام نباید باشی - من خائنم -
دقیقا باید همینجا باشم
با عقل جور در نمیاد تو بهترین کسی هستی که میشناسم
من گذاشتم دیوید از دست اجرای عدالت پدرم قسر در بره
چرا اینکارو کردی ؟
اون آدم خوبیه
خیلی داغی
زخمت بهتر نشده که هیچ داره بدتر میشه - فقط برو مراو -
بذار بمیرم
کی اونجاست ؟
سائول پسرمون مریضه
من حرفی در این باره ندارم - پدر اون بدجوری زخمی شده -
تاوان خیانتشه - جاناتان فرزند اولته -
نمیتونی بذاری همینجوری توی سیاه چال بمیره
نباید بذاری میراثت به این روز بیفته - اون زن رو از جلوی چشمم دور کن -
من مادر رو به خاطر همبستر شدنش با اون چوپانه سرزنش نمیکنم - مراو -
پیامبر حقیقت رو گفت
الوهیم ، پادشاهی اسرائیل رو از تو میگیره
دیوید همونطور که دخترتون رو ازتون گرفت ، تاج و تخت تون رو هم ازتون میگیره
هر دو شون رو از جلوی چشمم دور کنید
من دیگه خانواده ای ندارم
سنکتوریت توی نوب بالای اون تپه است
میتونیم یه روزه خودمون رو برسونیم اونجا - مرز اونطرفه -
یه کشیش توی " نوب " دنباله رو پیامبره و منم به پاسخ سوال هام نیاز دارم
دیده بان های سائول همه جا هستن و یه هدیه درست رو به روته
اونوقت تو میخوای بری با یه کشیش توی نوب صحبت کنی ؟
دیوید ببین توی بوته ها چی پیدا کردم
این جاسوسی مارو میکرد - خواهش میکنم منو نکش -
من فقط یه چوپان فقیرم - یه چوپان فقیر که همش تو کوه ها پرسه میزنه ؟ -
منظورت همون دستمزدی که بابت شکار میگیری
تو میخواستی سر های مارو به پادشاه دیوانه ی گیبه بفروشی
ولی شرمنده ، شکست خوردی - وایسا صبر کن -
بذار بره - چی ؟ - دستور خداست -
یه چوپان نمیتونه یه چوپان دیگه رو بکشه - من چوپان نیستم -
اون الان مستقیم میره پیش سائول و بهش میگه ما کجاییم
الوهیم سائول رو برگردوند
اون دوباره تقدیس شده چرا باید برم پیش سائول ؟
ولش کن
ولش کن
برو - ممنونم ممنونم -
اگه سائول بود کشته بودش
خب من سائول نیستم - شاید لازم باشه مثل سائول فکر کنی -
چون اون یارو مثل موش میمونه
اینکارا سائول رو پادشاه کرد ؟ اینکه اون هر کسی بر علیهش باشه رو بکشه ؟
یه پادشاه از مردمش محافظت میکنه ، به ارتشش دستور میده و نقشه هایی برای رسیدن به خواسته هاشون داره
حالا اون نقشه ها رو به کار بگیر و پیروز شو
من اینجا پادشاهی نمیبینم
گیبه پایتخت اسرائیل
داری میری پیش پادشاه ؟ - ایشون منو خواستن -
میدونم چیکار کردی ، به پدرم راجع به مادرم و دیوید گفتی
برادرم توی زندان داره به خاطر احمق بازی من میمیره
یا کمکم کن این قضیه رو حل کنم یا میمیری ، بهم بدهکاری
اون اینجا چیکار میکنه ؟ - اون یه نفرو میشناسه که میتونه کمکمون کنه -
من بهش اعتماد ندارم
من تو رو میشناسم آهینوم بچه هات رو بیشتر از هر چیز دیگه ای دوست داری
میتونم یه فرصتی مهیا کنم تا جون پسرت رو نجات بدی
مامان
گوش کن
بیشتر این قضیه تقصیر من بوده نذار جاناتان به خاطر این که من زندگیم رو از دست دادم بمیره
خواهش میکنم
خواهش میکنم
چرا میخوای بهمون کمک کنی ؟
این مردم هیچوقت نخواستن زمین خوردن اون رو ببینن
حالا این شخصی که ازش صحبت میکنی کی هست ؟
اون یه شفا دهنده ی قدرتمنده
چی شده ؟ - فلسطینیا کیلا رو گرفتن -
صدها زن و مرد به خاطر جونشون فرار کردن کشیش ها اونا رو به عنوان قرار گرفتن
کشیش های مفتخر اسرائیل
من دیوید از بتلهم هستم قاتل گلایث و شوهر شاهزاده خانم
ساموئل پیامبر منو به عنوان شاه آینده تقدیس کرد و من ازتون یه نصیحت میخوام
چیزی نیست
پیامبر
شما یه اشتباهی کردین من پادشاه نیستم
من خسته ، فراری و تحت تعقیبم
و برای نجات جونم در حال فرارم
چرا منو تقدیس کردی ؟ - من کاری رو کردم که الوهیم دستور داده بود -
اون تو رو انتخاب کرد
وقتی سائول رو تقدیس کردی ، مردم از بالای کوه ها فریاد میزدن
همه ی اسرائیل هم پشت سرشون
پس اگه من انتخاب الوهیم هستم ... و اون میخواد من پادشاه آینده ی اسرائیل باشم و
مردمش رو هدایت کنم چرا تو ساکت موندی ؟
الوهیم همیشه افراد انتخاب شده اش رو امتحان میکنه دیوید
تو باید آماده باشی
چطوری ؟ من هیچی نیستم
پدر زنم میخواد منو بکشه و این به این معنی نیست که من آسیبی نمیبینم باید از خودم دفاع کنم
من نیاز به ارتش دارم نیاز به سلاح دارم
بگیرشون
یه شمشیر تو رو به سمت بعدی میبره
یه شمشیر ؟ عقلشو از دست داده ؟
نیاز به 3000 تا آدم داریم
برای گلایث بود
من اینو دادمش به سائول خواسته که برسه دست کشیش ها
شمشیر بزرگیه - حرفی توش نیست -
ولی اون فقط همین یه دونه رو بهت داد ؟
یه شمشیر ما رو به سمت بعدی میبره
بعد از اینکه گلایث رو کشتم ... کل ارتش ازم پیروی میکردن تا
فلسطینی ها رو شکست بدیم - جدی ؟ -
ولی الان ارتشی نداری
من میدونم کجا میشه پیدا کرد - جدی ؟ تو یه ارتش تو تصوراتت داری ؟
کیلا ، یه پروه از سرباز های اسرائیلی توسط فلسطینی ها دستگیر شدن
ما اونا رو نجات میدیم در نتیجه تو ام جنگ جو هات رو پیدا کردی
کیلا
همونطور که بهتون گفتم شما سه تا از ثروتمند ترین تاجران توی کیلا هستین
ما شهرتون رو به عنوان بخشی از عملیات مون علیه سائول ، گرفتیم
میخوام یقیه ی شهر های مرزی رو هم ایمن کنم ... تا کشور سائول
فقط به خود گیبه محدود بشه و بعد کلکشو میکَنم
ولی نمیتونم در لحظه توی همه جا حضور داشته باشم
یکی از شما ها باید زیر پرچم من ، کیلا رو کنترل کنه
و در عوضِ این وفاداری شما در مقابل شمشیر ها در امان خواهید بود ( جنگ )
خب ، حالا کدومتون میخواد فرمانده من باشه ؟
مطمئن باشم وفاداریت نسبت به سائول خیلی کمه ؟ - قسم میخورم وفاداری بین من و اون نیست -
ولی خب اگه ما قبول نکنیم شما مارو میکشین
مثل یه تاجر واقعی صحبت کردی
منم در ازای خدماتت ، از جونت میگذرم
ولی اول ، باید خودتو ثابت کنی
بکششون
اون اینکارو میکنه
این چیه ؟ - خدای فلسطینی ها ، داگون -
اون خدا های زیادی رو میپرسته
اینکار غیر قانونیه - شتر دیدی ، ندیدی -
چون خودتم نباید اینجا باشی
" جادوگر " اندور - تو جادوگری ؟ -
بعضیا اینطوری صدام میکنن اونم اینو میگه تا منو دست بندازه
این کیه ؟
دختر پادشاه سائول
چرا کاخو ترک کردی ؟ - برادرم مریضه -
یه زخم عفونی داره - چرا اومدی پیش من ؟ -
من با تمام وجود بهش اعتماد دارم تو هم میتونی بهش اعتماد کنی
اون توی سیاه چاله ، اونجا ولش کردن
حواست باشه این باید روی زخم قرار بگیره
اینکه اونو بیاری اینجا کار عاقلانه ای بود ؟ - برادرش بدون مراقبت به زودی میمیره -
اکیش قول داده اونایی که خانوادت رو کشتن تا برگردن پیش سائول و خانواده اش رو ، نابود کنه
اونوقت تو داری پسر سائول رو مداوا میکنی با اینکه اکیش بعدا کارشو تموم میکنه
تو ام باهاش میمیری
بهم بگو چه طوری میتونم مرگ ادومیت ها رو فراموش کنم ؟
سر پدرم که به میخ کشیده شد ، خون مادرم که روی زمین ریخته شد
فراموش نکن ریزپا باید یادت باشه که خون سلطنتی توی رگ هاته
باید دنبال قدرت باشی ، نه انتقام
دخترم کجاست ؟ میکال کجاست ؟
کجاست ؟
خواهرتو پیدا نکردی ؟ - نه پدر -
ولی یه چیز دیگه پیدا کردم
اون یه چوپان و مزد بگیره ( کسی که پاداش میگیره تا دنبال جرم و جنایت بره ) اون دیوید رو توی جایگاه مقدس دیده
همون جایگاهی که توی نوبه ؟ - آره -
اونجایی که کشیش هاش پیرو ساموئل هستن
... دیوید میخواد اونارو علیه یه چیزی
خدا تاج و تخت رو از از سائول میگیره و در خانه ی خودش به کس دیگه ای میده
یه نفر با ملکه خوابیده پسر جدیدتون
چه طوری کورت کرده ؟
پدر
خوبی ؟
بیاریدش تو
جواب بده - من دیوید رو تا نوب دنبال کردم -
خودم اونجا دیدمش - کی همراهش بود ؟ -
اون پاداشی که بهم قول دادین رو بهم میدین ؟
دو مرد و یک زن همراهش بودن
میکال - توی نوب چی شد ؟ -
کشیش ها دیوید رو با خودشون بردن توی مکان مقدس - ساموئل رو هم دیدی ؟ -
ساموئل رو هم دیدی ؟ - نه نه پادشاه -
ولی فکر کنم خودش داخل باشه
من فورا اومدم به گیبه تا بهتون گزارش بدم
الان کاملا متوجه شدم ساموئل داره سر این طناب رو گرفته و میکشه
اون یه چوپان ساده رو تقدیس کرده در نتیجه میتونه کنترلش کنه
پیامبر باید بمیره - پدر -
من یه قاتل فرستادم دنبال ساموئل
یادته ؟
حالا میفهمم اون کار اشتباه بود
منظورت اینه که شکست خوردی - خدا خواست که شکست خوردم -
کشتن ساموئل باعث میشه کل اسرائیل علیه ما قیام کنند
دیوید دشمن واقعیه
آره آره
اون همون کسیه که تاج و تخت شما رو ازتون میگیره
حق با توئه
حق با توئه
وقتی خون دیوید به پام ریخته شد اون موقع پاداشت رو دریافت میکنی
کیلا مرز اسرائیل
دیوید اینم لشکرت
سرباز های اسرائیلی ای که دستگیر شدن هر کدوم شون به اندازه ی ده نفر خوبن
خودشون برای خودشون لشکری ان اینا همون افرادی هستن که اگه میخوای پادشاه بشی
نیاز داری کنارت بایستن
اون پسره که اونجاست اسرائیلیه ، ممکنه مفید باشه
هی پسر بیا اینجا
اسمت چیه ؟ - شیمون هستم -
من دیوید هستم شیمون
اینجا چه اتفاقی افتاده ؟ - فلسطینی ها از صحرا اومدن -
پدرم داره به عنوان بده فروخته میشه
میخواین کمکمون کنین ؟
ما باید اون سرباز ها رو قبل از اینکه فروخته بشن آزاد کنیم
انجام این کار توی روز روشن غیر ممکنه
اگه تا شب صبر کنیم ، اونا توسط مالکین شون که اونا رو فروختن پخش و پلا میشن
نیاز به یه حواس پرتی داریم - آره به یه بزرگش هم احتیاج داریم -
امروز عصر وقت مزایده برده هاست - خب که چی ؟ -
توی گیبه ، وقتی یه زن فروخته میشد بازار تحت تاثیر فرار میگیرفت
اگه من یه برده باشم میتونم این حواس پرتی رو ایجاد کنم
نمیخوام جون تو رو به خطر بندازم
اون سربازا کسایی هستن که گیر افتادن و فروخته میشن پس اونا ان که در خطرن
شیمون چیزایی که بهم گفتی رو بهش بگو
نگهبانا جلوی اون حصار قرار میگیرن
ولی خب هیچ دوستی پشت سرشون نیست
حق با اونه بهترین حواس پرتیِ ممکنه
مشکلتون یه کم شرابه
جاناتان
خوشحالم میبینمت مراو
نمیخواستم توی تنهایی بمیرم - نمیمیری -
برای زخمت یه داروی قوی گرفتم
سریع باش شاهزاده
تا کِی خوابن ؟
خواب نیستن
جاناتان بشین
خیلی ضعیفه
لطفا برید
مادر اصلا فکرشم نمیکردم دوباره ببینمت
منم همینطور
باید تو رو به یه مکان امن ببریم
در خطر اعدام قرار داری
کاری که کردم رو به خاطر دیوید کردم نه به خاطر اینکه علیه پدر باشم
دیگه نمیخوام بهش خیانت کنم
همینجا میمونم
پدر
تو نباید اینجا باشی
ببریدش - همینکارم میکنیم ولی با تو و افرادت میبریمش -
میخوای مارو بیاری بیرون ؟ - یه ارتش میخوام -
من پادشاه انتخاب شده ی الوهیم هستم
چی ؟ نه امکان نداره - این شمشیر گلایثه -
دارم یه قلمرو تشکیل میدم ، هستین ؟
گیبه
مردم اسرائیل باید چهره ی قهرمانانشون رو ببینن
و باید اونارو در کنار پادشاهشون ببینن
در خدمتتون هستم
دیوید الان بهت نیاز دارم
ریزپا بیا تو تخت من خستم - منم خستم -
با تو صحبت نمیکنم - سائول باید تمومش کنی -
مردم دارن علیهت جبهه میگیرن - باید قبل از اینکه دشمن من میشدی به این فکر میکردی -
بی معنی بود خودتم خوب میدونی
تو کسی هستی که کلی معشوقه و فرزند داری
و من فقط به خاطر ارزش حکمرانی مون هیچی نگفتم
قبل از اینکه پاهات رو براش باز کنی میدونستی تقدیس شده ؟
البته که نه
اون میخواد تاج و تخت رو ازم بگیره
با همدیگه میتونیم شکستش بدیم
همونطور که تمام دشمنانمون رو شکست دادیم
الان بیشتر از همیشه به همدیگه نیاز داریم
... میکال توی نوب دیده شده
با کشیش ها
این خیانته خیانته
میکال به تو خیانت نمیکنه
اون فقط عاشق شده
میتونستم بکشمت و بایدم اینکارو بکنم ولی صبر میکنم
وقتی تونستم سر دیوید رو از تنش جدا کنم اون موقع میام سراغت
توی کاخ دنبالت گشتم
حالا ام پیدام کردی
شنیدی سائول صبح میره تا دختر گم شده اش رو پس بگیره ؟
وقتی برگرده چی میشه ؟
چیزی که میخوای بگی رو بگو ایتان - اتحاد ما به نقطه ی گسستگی رسیده -
ساموئل پیامبر برای موفقیت میاد
شوهرت دیگه از تاج و تخت میره کنار
اگه اول اون دیوید رو بکشه نه نمیره
تاج و تخت متعلق به سائول یا دیوید نیست
من تو فکر جاناتانم
جاناتان به پدرش وفاداره و علاقه ای به تاج و تخت نداره
باید متقاعدش کنیم بگیرتش اون نگهبانای قصر رو داره و منم یه ارتش دارم
سائولم که فردا میره ما میتونیم قبل از اینکه برگرده گیبه رو تصرف کنیم
خیانته
آره که هست
همه قضیه ی بین تو و دیوید رو میدونن
همین علانشم برچسب یه خیانتکار رو پیشونیته
هیچ نشانه ای از این پادشاه نقدیس شده وجود نداره
اگه یکی از پسرای یسی لایق تقدیس شدن باشه به نظرم اون یه نفر تویی
دیوید یه لحظه گناه کرد و بعدش پشیمون شد
پیامبر میتونست انتخاب عاقلانه تری داشته باشه
آره
چرا وایسادیم ؟
پدرم کجاست ؟
مادرم ، گل پرورش میداد
درست مثل خودت اونارو میبرد میفروخت
پادشاه من امسال سال خوبیه
ساموئل پیامبر بهمون برکت داده
من از تو و زمین هات محافظت میکنم
پیامبر برات چیکار کرده ؟
قصدم اذیت کردن شما نبود سرورم - چه کسی بیشتر حکم وفا داری برات داره -
پیامبرت یا پادشاهت ؟
پدر ارتش منتظر فرمان شماست
تو راه نوب هستیم
انگار پادشاه اذیت شدن
خوبن
حالا باید زن ها فروخته بشن
بجنب - وایسا تا نوبتت بشه -
چرا وایسم ؟ با بهترینشون شروع کن
پدر
هفت شنیدم ؟ جوان
خوش فرم
خوشگلم هست
خوشگله ده گفتین ؟
ده تا طلا ده تا ده تا
دیوید دیوید نگران میکال نباش
مطمئن میشم جاش امن باشه بجنب
بجنب
باشه
بجنب عجله کن عجله کن
بجنب سریعتر
... دقیقا به خاطر همین نمیخواستم که - مگه نقشه جواب نداد ، نداد ؟ -
زن ها مثل یه حیوون فروخته میشن
حال بهم زنه - واقعیت همینه ، مرد ها میجنگن و میمیرن -
زن ها خرید و فروش میشن - زمانی که من پادشاه بشم از این خبرا نیست -
اگه به طرف شرق بریم " تا طلوع خورشید میرسیم به " اِین گدی
ما جایی نمیریم زن ها توی کیلا قراره به عنوان برده توی بازار فروخته بشن
ما شهر رو از سگ های فلسطینی با خبر میکنیم - هوشمندانه است -
الان خیلی کمیم یه کم نیرو جمع میکنیم و بعد برمیگردیم
خب تا اون موقع زن ها فروخته شدن - یری ( یاری ) من باهاشون موافقم -
میریم برده هارو میکشیم و شهر رو آزاد میکنیم
چیه ؟ منم خواهر دارم
چطوری بریم سروقت این قضیه ؟
یه پادشاه از مردمش محافظت میکنه ارتش رو کنترل میکنه و نقشه و برنامه داره
الان وقتشه تا مثل یه پادشاه عمل کنم
ممنون بابت محافظتتون پادشاه اکیش
از اعتماد به من شرمنده نخواهید شد - تو وفاداریت رو ثابت کردی -
و من به اون حرفت که با قرادادمون موافقت کردی اعتماد دارم
بس کنید بس کنید
دیویده لشکر داره
ما 1000 تا آدم داریم که دو ساعت تا اینجا فاصله دارن
میتونیم توی یه نصف روز تمومش کنیم
ولی الان این پادشاه جوان پیروز میشه - چرا ؟ -
چون این اتفاق توجه سائول رو به خودش جلب میکنه
سنکچوری
بیا جلو پسر
اینجا دیدیشون ؟ - بله دو روز پیش -
اگه پاداشت رو میخوای ، دعا کن هنوز همینجا باشن
دیوید از بتلهم رو پیدا کنید
سرش رو برام بیارید
وایسین
کیلا
شهر آزاده و ما الان شش تا سرباز جدید داریم
باید قبل از اینکه ارتش سائول پیدامون کنه یا اینکه فلسطینیا بیان ، بریم
میمونیم - این مردم امنیت میخوان -
اونا بهش افتخار میکنن
یوآب تو ام از این حرکت حمایت میکنی ؟ -
میتونیم یه پایگاه اینجا داشته باشیم دیوار ها ازمون محافظت میکنن
اونا نمیتونن جلوی ارتش رو بگیرن - ما دیگه از فرار کردن خسته شدیم -
وقتی سائول بیاد ... من و میکال متقاعدش میکنیم که
که من هیچ چشم داشتی به تاج و تختش ندارم
آخرین چیزی که یادم میاد اینه که اون یه نیزه پرت کرد سمتت
چون دیوید با ملکه خوابیده بود
ببخشید - من کارای اشتباه زیادی انجام دادم -
ولی به خاطرشون از پادشاه طلب بخشش میکنم
اگه من تونستم ببخشم پس پدرم هم میتونه
تو خشم و ناراحتی اونو دست کم گرفتی اون هانوک و کل خانواده اش رو دار زد
من خائن نیستم یاری ، مردی که ناموفقه آره هستم ولی یه خیانتکار ، نه نیستم
میدونم که پادشاه قلبا آدم منطقی ایه
باید بهش یه سری دلایل رو بگیم
میدونی که چرا اومدم - آره -
اون پسره اینجا بود من باهاش صحبت کردم
میخواد تاج و تختم رو ازم بگیره
این همون خواسته ی الوهیمه که اون فقط انجامش میده
نه خواسته ی توئه
همیشه به خاطر تو بوده
من به تو تاج پادشاهی دادم سائول - چون مردم اینو خواسته بودن و باید اینکارو میکردی -
من که همچین چیزی رو به خاطر نمیارم
پس چه شکلی به خاطر میاریش ؟
هر دومون جوان بودیم
ما این جهان رو با هم ساختیم
من قبایل رو با هم متحد کردم
تا زمانی که حسادت انتقام جویانه ات منو به یه حیوان تبدیل کردی
در زمان خودت پادشاه بزرگی بودی سائول
انسان ها برای چیزایی بهتر از اونی که تو براشون اومدی اینجا هستن
ولی الان
وقتشه هردومون استراحت کنیم
باید تاج رو از سرت برداری
تو نباید دستورش رو بدی
دستورش باید از طرف الوهیم بیاد
تو خدا نیستی ساموئل
تو فقط یه انسانی
همه میمیرن
کشیش هایی که از دیوید خائن محافظت کردن خودشون هم خائن هستن
همشونو بکشید
چرا ؟ - بکشیدشون -
اونا خدا نیستن انسانن
بکشیدشون همین الان
REZA : مترجم R.a_54@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.