All language subtitles for A Deadly View 2018.HDRip

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

فیلم ها را با زیرنویس فارسی دانلود کنید .::WWW.KING-MOVIE.SITE::.

جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KING_MOVIE | @King_Movie

دانلود رایگان فیلم در تلگرام telegram.me/DEL_KUK

جنایت به افزایش خود به همراه درجه دما

...به عنوان زمستان بی رحم ادامه میدهد بالاخره

جنایت خشونت آمیز در بسیاری از

..شهرهای بزرگ کشورهای مختلف در سال 2017 افزایش یافته

دومین سال متوالی هست که در منطقه مترو

که دزدی,قتل و حملات شدید دیده میشه

تئوری های افزایش خشونت شامل

خشونت در اثر مصرف مواد هست

تعداد زیاد اسلحه در شهرهای ایلات متحده

خشونت گنگ ها و انتقام جویی و حتی

مشکلات ناشی از درگیری ها در فضای مجازی

خب چه اتفاقی برای شهر افتاده؟

یادمه وقتی که میتونستیم در شهر هنگام شب قدم بزنیم

وقتی میتونستیم در شهر هنگام شهر قدم بزنیم؟

شهر همیشه بد بوده

و نیروهای پلیس مون بیش از حد کار میکنن

و کم دستمزد میگیرن,چه انتظاری دارین؟

ما انتظار داریم احساس امنیت کنیم

ما انتظار داریم بریم بیرون قدم بزنیم

و در خطر نباشیم

این واقعا درخواست زیادیه؟

مترو پلیس میگه که خیلی زوده که بدونیم

که افزایش این اتفاقات

در دو سال گذشته اتفاقی بوده است

یا آغاز افزایش پایدار

در ارقام جنایت

در سراسر شهر هست

!آه

!هیس

بگیر,بگیر

بگیر

!اوه

خدایا,اینا سنگین تر هستن خودم یکاریش میکنم

نه,خودم انجام میدم,حامله ام فلج که نیستم

عسلم,تو از اولشم نباید چیزی

رو بر میداشتی

میدونم چه کارهایی رو نباید انجام بدم

سوشی ممنوع,ایکس ری برای دندان ممنوع

بنابه دلایلی لوبیا هم ممنوع

عسلم,یک ماه از بارداریت باقی مونده

بعدش هر چقدر بخوای میتونی لوبیا بخوری

من اصلا از لوبیا خوشم نمیاد

من فقط از اونا میخوام چون بهم میگن

نمیتونی بخوری

من توی...یک خانه غریبه هستم

در یک شهر غریبه,پر از مردم غریبه

بدون کاری برای انجام دادن و جایی برای رفتن

واقعا حومه شهر بده؟

باشه,میدونی چیه؟میخوام برات صبحانه درست کنم

خونه قدیمی مون,فقط نان شیرینی از اونور خیابان میگرفتیم

اوه بیخیال اینجا هم نان شیرینی هست

آه,نه,اینجا شیرینی ها عجیب و غریبی

با سوراخ وسط شون دارن

این بی رحمانه اس

آه,فکر کردم دیروز به مغازه رفتی

رفتم

مغازه های اینجا اندازه آشیانه هواپیما هستن

گم شدم

شاید مامانم بتونه برامون چیزایی بگیره

یا نه,لازم نیست اونکار رو انجام بده

...بیا کمی غذا بگیریم,آه

اوه,اینجا چی داریم؟ یک خربزه؟

این آخرین هوست هست؟

اونا میگن,آخر این هفته اون به اندازه این عسلک میشه

هم

اون درسته؟

نمیدونم

ولی نمیتونم صبر کنم تا عسلکم رو ببینم

میتونم یه تیکه از عسلک برای صبحانه بخورم؟

تو نمیخوای بچه مون رو بخوری

واو,مادر بیش از حد محافظه کار,خیلی بده

جمعه اس,واقعا باید بری سرکار؟

خب,اگه بخوام یک ماه مرخصی بگیرم

تا با تو و عسلک باشم

الان باید پرونده هام رو شفاف سازی کنم

میدونم,فقط,باید خونه رو یه دستی روش بکشیم

من وسایل بیشتری رو امشب از جعبه در میارم

خوبه,میتونم انجام بدم

خب میدونم میتونی انجام بدی

تو هرکاری میتونی بکنی

فقط ترجیح میدم که انجام ندی,باشه؟

فقط سعی کن از فقط آزادت استفاده کنی تا زمانی که داریش

وقت آزاد؟الان به بیکاری این رو میگیم؟

آره - فقط به کاری برای انجام دادن نیاز دارم -

مادرم میگه همسایه ها عالیه هستن

و میگه یک شیرینی فروشی عالی نزدیک هست

خانه زغال اخته شیرینی بیکن؟

فقط اشتباه بنظر میاد

میتونه خوب باشه - امتحان میکنم -

ولی فقط چون گرسنه ام

و بخار بیکن

دوست دارم و تو,عسلک

خداحافظ - خداحافظ -

سلام همسایه

باشه

متاسفم در این مورد ولی واقعا ناچارم

!اشکال ندا....اوه

خیلی متاسفم

نمیخواستم بترسونمت

من گریس هستم

اونور خیابان زندگی میکنم

امروز صبح با همسرم آشنا شدین

چی؟ - بله -

اون سگمون رو برای قدم زدن برده بود

....اوه,آشنایی نمیشه اسمش رو گذاشت ولی

اوه میبینم شما پسر دارین

در واقع دختره

...مطمئنی؟آم

خیلی بلنده بارداریت - دکتر اصرار داره -

اوه,دکترا چیزی نمیدونن

آه,تو الان هاله زرد

دوست داشتنی داری

زایمانت کیه؟

چهار هفته دیگه - اوه بچه ماه کامل -

خیلی قدرتمنده

فکر کنم قدرتمند خوبه

پاتریشیا همه چیز رو در موردت بهم گفت

آره,میتونم قسم بخورم گفت پسره

خانه ام رو چند سال پیش ازش خریدم

اون آدم خوبیه

میگم,همیشه به آریس اعتماد کن

قطعا

سلام,من یوون هستم تو باید ریچل باشی

من انور خیابان زندگی میکنم - بذار حدس بزنم -

پاتریشیا همه چیز رو راجبم گفت - از کجا میدونی؟ -

مادر پیتر بنظر با

همسایه ها خوبه

واقعا خوشحالم شما اینجایین

همسایه های قبلی خیلی ضد اجتماعی بودن

هیچکدوم مون تعجب نکردیم وقتی طلاق گرفتن

خب,ما اصلا ازدواج نکردیم,پس خیلی راه باقی مونده

اوه,مرد خوشتیپی مسر اون

باید باهوش باشی تا هرجور که میتونی پای بندش کنی

کلید جلب توجه شون بعد از یک روز طولانی

در اداره

اون کلید هست؟

من یک بچه داشتم شش ماه پیش

نتونستی بگی,مگه نه؟

آه,بچه ات الان کجاست؟

بهترین نصیحت من؟

کمک استخدام کن و کارهای سخت رو بده بقیه

بدون اورلا,نمیتونستم سریع به تناسب اندامم برسم

اوه,آه,ما پرستار بچه استخدام نمیکنیم

من در حال حاضر بین کار هستم

اوه,چکار میکنی؟

من نویسنده و تدوینگر هستم

برای روزنامه هایی که متاسفانه

واقعا دیگه وجود ندارند

خب منم نویسنده ام - واقعا؟برای چی؟ -

من یک وبلاگ دارم,کارهای مامان ها باید برام نمونه هایی بفرستی

من همیشه دنبال مترجمان آزاد میگردم

میتونم برای ارائه و تجربه پول پرداخت کنم

ممنون ولی فکر کنم میخوام

در حال حاضر روی کارهایی مادری تمرکز کنم

خیلی زود,کارهای مادری تنها چیز خواهد بود

اوه

ضربان قلبم افت کرد,باید برم

در هرصورت اگه خواستی برای دویدن بری من همیشه پایه ا

خب,منم از دیدنت خوشوقت شدم

یوون متوجه نمیشه که همه

ما اینجا نیستیم که اون رو سرگرم کنیم

من سندی هستم,خانه بغلی زندگی میکنم

اوه,ریچل

بذار با اون کمکت کنم - اوه,نه,واقعا,اوکیه -

دارمش - ...آم -

باشه خب,شاید فقط تا در جلویی

واقعا لطفا,لازم نیست اون کار رو کنی

خوشحالم که کمک میکنم

و علاوه بر اون همیشه دوست دارم با همسایه جدید آشنا بشم

میخوای اینا رو کجا بگذارم؟ - آه,هرجایی -

بعدا یه فکری براش میکنم - آم -

بعضی از همسایه هامون رو امروز دیدم

بذار حدس بزنم,گری,کسی که سگ رو آروم برای قدم زدن میبره

اون زیاد حرف نمیزنه ولی خوبه

چون همسرش گریس ساکت نمیشه

اون هاله من رو خوند - آه -

به غیر از این حقیقت که اون گاهی اوقات لخت میرقصه

در حیاط پشتی اش زیر ماه کامل اون بی آزاره

و تو یوون رو دیدی - ممم -

ملکه تمرین

منم هروز تمرین میکنم ولی مثل

مسابقه المپیک باهاش رفتار نمیکنم

ظاهرا,وبلاگی رو هم میچرخونه

ولی گرچه اون بهش نمیاد که بچه داشته باشه

پس شاید باید برم وبلاگ رو بخونم

آره خب اون دقیقا بیشترین نیست

چطور باید بزارمش دست در دست مادر

بنظر میرسه دارم غیبت میکنم

خب,اتفاق زیادی این اطراف نمیافته

خب همسایه جدید حالا اون جالبه

تو چی؟چقدر اینجا زندگی میکنی؟

و شرط میبندم میدونم که بهت خونه فروخت

پاتریشیا؟ - همم -

خب,اون همیشه بهم میگه وقت فروش هست

ولی احساس میکنم بیشتر

بخاطر حق کمیسیون اون هست تا

برای پیدا کردن خانه رویایی من

خب,چه چیزی تو رو به محله کوچک ما آورد؟

ما به جایی آروم تر و امن تر نیاز داشتیم

و خسته کننده؟

من,آه,تجربه خوبی در خانه قدیمی مون نداشتم

و پیتر,آه...پدر

یجورایی دیوانه شد

خب دیگه اینجاییم

...و وقتی این خونه رو دیدیدن فکر کردین

اینجا دقیقا جایی هست که باید خسته بشیم

من عاشق یک اتاق شدم

به اتاق بچه خوش اومدی

تو خوبی؟

آره یعنی شماها خوش شانس هستین

...همسرم

...همسر سابقم و من تلاش کردیم ولی

من نتونستم باردار بشم

و بعد ما طلاق گرفتیم

خب...فکر کنم بهترین کار بود

خب,نقشه اینکه بچه روی زمین بخوابه؟

اوه,ما وقتش رو نداشتیم که همه چیز رو سرجای خودش بگذاریم

خب,الان چکار میکنی؟

من ممنوع شدم

برای جابه جا کردن جعبه ها

من کارهای سنگین رو میکنم تو هم کارهای نرم و ظریف

بیا این اتاق بچه رو روبه راه کنیم

جدی؟

یالا,همسایه ها بدرد چی میخورن؟

باشه

باشه

عالیه

ممنون - خواهش میکنم -

این همه خوشی مدت زیادی بود که نداشتم

منم همینطور

از این پوستر خوشم میاد

آره

خب اون ماجراجو بزرگ میشه

ممم - یک رویا -

خب اون میتونه همه اون کار ها رو بدون یک مَرد انجام بده

موافقم - آه,مم -

اونا عالیه تو میتونی در واقع

اون رو به گوشیت متصل کنی

تکنولوژی چه چیزیه,مگه نه؟

بنظر میرسه کار من اینجا تموم شده

من درست خانه بغلی هستم

اگه کاری داشتی فقط دست تکون بده

ممنون,همسایه

یکی عاشق توجه هست

اون چیه؟

هیچی

همسایه هامون رو امروز دیدم - همم -

مادرت همه چیز رو راجبم بهشون گفته,ظاهرا

یکی هاله من رو خوند

و یکی دیگه شون وبلاگ مادری داره

و ازم میخواد انترنش باشم

اون گرچه ارائه و تجربه رو پیشنهاد داد

آره خب,همسایه قدیمی مون عادت داشت با حیوان خانگیش فرت حرف بزنه

ولی جشن هاش خیلی خوش میگذشت

اینجا فقط ترکیبی از دیوانگی و خسته کنندگی هست

یک محله خسته کننده در خانه ای خوب در حومه شهر

خیلی بد نیست,اه,عسلک؟

!اوه

اون چی بود؟

اون بهم لگد زد - چی؟ -

بچه بد,به مادرت لگد نزن

اونجا خسته شدی؟

بدون تلویزیون و اینترنت زندگی برای نه ماه من رو هم دیوانه میکرد

حداقل تو...چاق نیستی,کرگدن تغییر هورمون داده نیستی

که میتونه هرچیزی رو بو بکشه ولی نمیتونه کفشش رو پاش کنه

تو کرگدن نیستی

امکان ماساژ هست؟

برای تو یا برای بچه؟

اوه عالیه,درست توی کیسه

باشه,یک لحظه بهم وقت بده

باشه - آه -

پیتر؟

اونجا کیه؟ - اوناهاشی -

نمیخواستم بترسونمت

آم,خودم اومدم داخل

نگران بودم که دوتاتون چیزی نخوردین

ممم,یکی رفت خرید

من توی اتاق مهمان امشب میخوابم

و صبحانه میتونه زود و سریع فردا آماده بشه

کمکی برای اون لازم داری؟

من اوکیم

خب,شب بخیر

فکر میکنی این ایده خوبی برای ریچل هست

تا برای همه روز اینجا تنها باشه؟

اون کاملا اوکیه

میدونم که باید بهت اعتماد عالی بدم

که یک خانم میتونه همه اش رو انجام بده

ولی این سخته

یعنی,کار کردن,بزرگ کردن بچه

درست کردن صبحانه سالم,تنها

و ما از همه کارهایی که برای ما کردی متشکریم

اینجا محله عالی هست,مامان مرسی

اوه,من همسایه مون سندی رو دیروز دیدم

اون کمکم کرد اتاق بچه رو درست کنم

واقعا؟اینجا چکار میکرد؟

گذاشتم بیاد داخل

بعضیا اول در میزنن

اوه آره دیشب

فکر نکنم که خانمی با شرایط تو

باید نقش حراست رو بازی کنه

یا...تو میتونستی دزدکی وارد نشی

به خانه یک زن باردار

خب,من دزدکی وارد نشدم کلید داشتم

وقتی پول خانه رو میدین بهتون یک کلید میدن

میشه فقط یکبار پشتم باشی؟

باورکردنی نیست

...آه,بیا - ...فقط -

نه!ولش کن,آه

ممم

دوباره نه

چی؟

...اوه خدای

!نه

!نه نه

چه اتفاقی افتاده؟خوبی؟

آه...بنظر یک دعوا اونور خیابان می اومد

فکر کنم کسی صدمه دیده - چی؟ -

من چیزی نمیبینم

صد و ده,مورد اضطراری تون چیه؟

تو به پلیس زنگ زدی؟

صدو ده,سلام

سلام,میخوام گزارش یک

اختلافات داخلی رو بدم

خب بنظر میرسه همش یک

سوءتفاهم بزرگ بوده

منم همین رو میگم,یوون واقعا ناراحت هست

همه خوبن؟

همه خوبن,دوتاشون خوبن

فقط اختلافاتی بین زن و شوهر بوده

بدون آسیبی - سه نفر اونجا بودن -

پرستار هم بود

آه,گفتن پرستار امروز بعد از ظهر استعفا داده

داشتن بحث میکردن که تقصیر کی بوده

نه بهتون میگم,که پرستار رو دیدم

به داخل دید واضحی دارین؟

خب منظورم اینکه پرده ها افتاده بودن

ولی آره

باید ازش عذرخواهی کنی

آم,اون از یک حمله نزدیک خونه قدیمی جان سالم بدر برد

و فکر میکنم نگرانی اون رو فرا گرفته

مامان,منصفانه نیست

عزیزم,من دیشب اومدم چندتا غذا بگذارم

و اون طوری باهام رفتار کرد که انگار دزدم

اون کاملا متفاوت هست

اینجا زاغه های مرکز شهر با آدم هایی که توی کار مواد هستن نیست

میدونم چی دیدم

آم,عزیزم,میدونم فکر میکنی چی دیدی

پلیسا بررسی کردن

من,من تنها کسی نیستم که اون اتفاق رو دیدم

گری,یارو سگی,اونم دید

همسایه دیگه,با اونم حرف زدیم

چیزی ندیده

چی؟نه,غیر ممکنه

!آه - تو خوبی؟ -

من یک توپ بولینگ توی شکمم دارم

و همه فکر میکنن من دروغگو هستم

آره,من فقط خوبم

خیلی متاسفم,افسرها

...آم,اون همش هورمون و عصب هست

!اینا اثر هورمون نیست

الان برمیگردم - آره بیا -

افسر ها تقریبا کارشون تمومه - آره -

خب,نوه ات کوبید پاش رو توی مجرای ادراری ام

خب میخوام برم اول سراغ اون

من رو ببخشید

آه,ممنون برای رسیدگی

یک هورمونی بهت نشون بدم

بریم

!پیتر

بچه تون سالمه

همه چیز بی عیب و نقص هست

ولی خونریزی مثل این نگران کننده اس

این توصیه ماست

که تا زمانی که بچه بدنیا میاد در تخت خواب سپری کنید

این مهمه که استرس فیزیکی و احساسی رو کم کنید

خب ازتون میخوایم مراقب سردرد ها باشین

تاری دید,حساسیت به روشنایی

استفراغ,دردی شکم یا هر کبودی نااشناخته دیگه

اگه هرکدوم از علائم رو تجربه کردی

باید فورا با من تماس بگیری

اگه نتونستی با من حرف بزنی,با اورژانس تماس بگیر

و لطفا

بگذار مردم در مراقب ازت شرکت کنن

این مهمه

برای هردوتاتون

ممنون

ممنون دکتر

صبر کن,بیا کمکت کنم

واو واو واو واو ریچل داری چکار میکنی؟

دکتر گفت نیاز به استراحت داری

من باید با یوون حرف بزنم

مامانم قبلا باهاش حرف زده

اوه,مطمئنم اینکار رو کرده

ریچل بارداره و هورمون روش اثر میگذاره

و مغز بیش فعالی داره

خب,میخوای عذرخواهی کنی

یا تحقیق؟

میخوام با همسایه ام حرف بزنم

مثل یک بزرگسال

تو واقعا باید توی تخت خواب باشی و استراحت کنی

ببین,من ممکنه چیزایی ببینم من ممکنه دیوانه باشم

ولی نمیخوام خودم رو داخل زندانی کنم

برای بقیه عمرم و امیدوار باشم اتفاقی بیوفته

...یوون,میشه ما - من چیزی برای گفتن باهات ندارم -

...یوون

لطفا

اون باهات حرف نمیزنه؟

نه,اون نمیخواد کاری باهام داشته باشه

شاید باید بهش کمی زمان بدی؟

نمیدونم

من همه وظایف ام رو کنسل کردم

من برای کمک اینجام

البته,اگه من هستم,خوشحال میشم پول پرستار بچه رو بدم

نه

ما دوست داریم تو رو داشته باشیم کنارمون

عالیه

تو چیزی دیدی,حرومزاده پیر

ریچل؟تویی؟

خب اگه چیزی لازم داشتی من توی آشپزخانه ام

سلام - همسرت خونه اس؟ -

میخوام ازش سوال بپرسم

گری الان داره استراحت میکنه

که اگه اشتباه نکرده باشم

چیزیه که قراره تو انجام بدی

پاتریشیا همه چیز رو راجب شرایطت گفنت بهم

فکر میکنم اون چیزی دیشب دیده

چرا به پلیس نگفت؟

آه,گری خیلی وقته خودش نیست

عزیزم

ولی دیدمش پرستاره رو میبینه

چرا همسرم رو اذیت میکنی؟

به اندازه کافی بد هست که اون آلزایمر داره

حالا میخوای به سکته قلبی بندازیش

با زنگ زدن به پلیس

تا سوال پیچش کنن؟

شدید پیشنهاد میکنم سرت توی کار خودت باشه

و همسرم رو در هیچ دردسری وارد نکن

که سعی میکنی درست کنی

...و در آینده

...پیشنهاد میکنم سمت خانه خودت بمونی

وگرنه دفعه بعد به پلیس زنگ میزنم

میدونی,کار اشتباهی نکردی

فکر کنم کردم

نذار یکاری کنن که فکر کنی دیوانه هستی

تو حس مادرانه داری

تو باید از حس ات پیروی کنی

ممنون

من توی دردسر بزرگی میوفتم وقتی ببرم خونه,مگه نه؟

...احتمالا ولی از اونجایی که کار و زندگی نداری

ما ممکنه کمی خوشبگذرونیم

همم

در واقع خیلی بد نیست

بد نیست ولی این نان شیرینی(بیگل)نیست

درسته

این شهر دارای چالش کیفیت تجاری

برای راحتی داره

و من میام و همه اش رو به گند میکشم

خب...بهت باور دارم

واقعا؟

پرستاره و شوهره برای ماه ها

باهم رابطه دارن

...فکر نمیکنی که

...یوون,میخواد

میدونی؟

نه نه,یوون کسی رو نمیکشه

اون احتمالا از در پشتی گذاشته بره

وقتی متوجه اومدن پلیس ها شدن

پرستاره اینجا غیر قانونی کار میکرد

حالا,تراژدی واقعی اینکه یوون باید خودش بچه اش رو بزرگ کنه

همم

مردم اینجا روی دروغ زندگی میکنن

دروغ های فراوان

مشخصه وقتی کسی دروغ میگه

خب حدس میزنم از تبر کشتار همسایه ها در امانم

گریس ممکنه تو رو روی ماه کامل بعدی طلسم کنه

و گرنه تو دیگه اوکی هستی

گرچه از آخرین بلاگ یوون دوری میکنم

خطرات همسایه پر سر و صدا

چی؟

یوون در مورد

شخصیت عمومی خودش هست

ولی نگران نباش اون به اسمی اشاره نکرده

ولی اون کینه به دل گرفته

تو من رو خیلی نگران کردی

نه,ناپدید شدن با غریبه ها

جاسوسی همسایه هات

تو اینقدر بیچاره هستی

که یک داستان جنایی واقعی بگیری

که تدوینگر لکه ای شده ات رو تحت تاثیر بگذاری

از اون روزنامه از بین رفته؟

نه,من فقط جواب میخواستم

و بعد سندی من رو به بیگل برد

...من فقط

یک دوست میخواستم

خب,من تقریبا به پلیس زنگ زدم

من انقدر ترسیده بودم

پیتر با حرف زدن من رو آروم کرد

تو بهش یک عذرخواهی بزرگ بدهکاری

و تا وقتی اون اتفاق میوفته

میشه فقط توی تخت خواب بمونی؟

تو الان فقط یک کار برای انجام دادن داری

مراقب از این بچه

و اگه به خودت کمک نکنی نمیتونم بهت کمک کنم

بیدار شدی

پیتر تا دیروقت کار میکنه,وقتی خواب بودی زنگ زد

من,برات کمی شام آوردم

ممنون

من و پیتر فکر کردیم که خوبه که

تو از گوشی و کامپیوترت کمی فاصله بگیری

...اونا بنظر میاد

تصوراتت رو شبیه سازی میکنن

من باید به آگهی های کاریابی نگاه کنم

و واقعا همه چیز

اوه نه,من قبلا به پیتر گفتم که خیلی خوشحال میشم

که اگه ضروری باشه شما رو حمایت مالی کنم

هرچیزی برای بچه

من سرکار برمیگردم

اون چیزیه که همه خانم ها فکر میکنن

چی میشه اگه مورد ضروری باشه؟

زنگ رو بزن,هرجا بخوای بری میبرمت

برای بچه

تق تق

اوه خیلی خوشحالم خونه ای - دادگاه گذاشت زود بیام -

و همچنین امشب شب مامانه

پس با خودم فکر کردم

هی,ما در واقع میتونیم یه شب برای خودمون داشته باشیم

غذای چینی سفارش دادم

تو بی نظیر شدی - ممنون -

آم,مطمئن نبودم هوس چی کردی

خب,از همش گرفتم

اون غذای خیلی زیادی هست

آره

همم,باید از مامان بچه ام مراقبت کنم

اول شما

بعد وکیل مجبور شد یارو رو ببره

فریاد زنان از دادگاه

درحالی که قاضی اون رو تحقیر میکرد

آه خب,این یک راه برای تضعیف شاهد هست

آره,فکر کنم گفتنش آسونه

ما این یکی رو توی کیف داریم الان

مممم

چی؟

هیچی

فقط داشتم به زمانی که همدیگه رو دیدیم فکر میکردم

اوه آره؟ - همم -

تو مداوم در حرکت در دانشگاه بودی

فکر نکنم که گفتگویی داشتیم که یکجا ثابت نشسته باشیم

..من همیشه توی کلاس ها دنبالت میکردم

یا برنامه هایی که برای روزنامه پوشش میدادی

ولی نتونستم ادامه بدم

و بعد ده سال بعد

من دیدم تو در دادگاه ها میدوی

تو خیلی سریع رفتی درست از مقابل من

ولی میدونستم تو بودی

...و ایندفعه

بالاخره گرفتمت

...خب

الان یکم آسونتر به دام میوفتم

آره

ممم

من سیر شدم

...و فکر میکنم این

عسلک تبدیل به هندوانه شده

ما به این احتیاج داشتیم,مگه نه؟

مامانم همیشه اطرافه

و من زندانی در یک برج

واقعا اونقدر بده؟

بهش آسون نگرفتم

خب,همه مون نهایت تلاش مون رو میکنیم

شرایط سختی هست

میدونم

...فقط

احساس زندانی بودن اینجا میکنم,میدونی؟

ممم

...باید بیرون باشم,من

باید خورشید رو روی صورتم احساس کنم

...خب

شاید فردا بتونیم ببریمت بیرون

به صورتی که همه راضی باشن

عالیه - آره؟ -

آره

باشه

باشه

این پشت خوبیه,درسته؟

گوشیت عزیزم

آره

میتونستم به این حیاط پشتی عادت کنم

...مثل راه فرار آتش نشانی بجز اینکه

سبزه و هیچ خطری نداره

من پختم

اوه

ممنون پاتریشیا

هوای تازه برای بچه خوبه

ممم

ممنون مامان

دیدی؟تلاش میکنه - ممم -

بعد از کار میبینمت - ممم -

خداحافظ - خداحافظ -

چطوری همسایه - سلام -

دیدم فرار کردی

وقت رفتار خوبه؟ - یه چیزی مثل اون -

اوه سلام

صداهایی شنیدم

اوه نگران نباش,به پلیس زنگ نمیزنم

ببخشید,از دروازه اومدم داخل

ها,ما لازم داریم یک قفل جدید برای اون بگیریم

خیلی ممنون که یادم انداختی

خب از دیدنت خوشوقت شدم,سندی

پاتریشیا

آم,اگه آماده شدی که خونه ات رو بفروشی

لطفا خبرم کن

من مطمئنم که حداقل یک خریدار دارم

لطفا هرگز جابه جا نشو

تضمین میکنم که اون خریدار کیه

اون میخواد خانه ها رو از طریق دروازه بهم وصل کنه

و بعد هیچوقت خونه نره

چطور بودی؟ - خوبم -

فقط سعی میکنم فشار خون رو پایین نگه دارم

مادر شوهر آینده کمکی نمیکنه

...برای دوتامون سخته منظورم اینکه

اخیرا یجورایی احساسی بودم

خودت رو مقصر ندون - نه میدونم -

من فقط از وقتی اومدیم اینجا عصبی بودم

و فکر میکنم سر همه دارم در میارم

تو بارداری و نباید تکون بخوری

اضطرابت طبیعی هستش

میتونم یک راز رو بهت بگم؟

آره

...من

من یجورایی همیشه با اضطراب مشکل داشتم

شاید هنوز دارم

ولی وقتی باردار شدم,مجبور شدم داروهام رو کنار بگذارم

چیز قویی نه,فقط چیزایی ضد افسردگی

که توی تلویزیون میبینی

تا جایی که سگت بهت نگه کسی رو بکشی

تو حالت خوبه

باورم کن,میدونم

همه قرص ها رو امتحان کردم

واقعا؟

احساس خیلی بهتری میکنم از وقتی که همه اونا رو

کنار گذاشتم

میدونی,یکاری میکرد احساس تاریکی میکردم

اولش البته سیستم ات رو شوکه میکنه

و تو رو کمی پارانوید

شرط میبندم احساس میکنی

که همه دنبال بچه ات هستن

...دست بزنن به شکمت

...و اون درست همینجاست

درون تو

...نمیتونی صبر کنی تا در آغوش بگیریش

...تا با خودت داشته باشیش

تا در دستانت آروم بگیره

تو هرکاری برای محافظت ازش میکنی

ولی نمیتونی

نمیتونی سریع حرکت کنی

نمیتونی فرار کنی

...منظورم اینکه

اتفاقی که اینجا میوفته

هیچ اتفاقی توی حومه شهر نمیوفته,مگه نه؟

...آم

چه چیزی در مورد سندی همسایه بغلی میدونی؟

میدونم ازش خوشم نمیاد

اون یعنی چی؟

بعضی ها به اینجا تعلق دارن

و,آم,بعضی ها نه

اوه

فکر میکنم برام سواله

اگه چیزی در مورد خانواده اش بدونی

یا اون اهل کجاست

چطور باید در اون مورد بدونم؟

سعی میکنم وارد زندگی شخصی مردم نشم

فقط فرض میکنم اون خونه اش رو از تو خرید

نه,من فروشنده رو میشناسم نه خریدار

اون پول نقد داد

که براساس تجربه من نمیشه بهش اعتماد کرد

چرا؟

فقط دو دسته از مردم هستن که پول نقد میدن

مردم پولدار که سرمایه گذاری میکنن

و جنایتکارا که نمیخوان ردی بجا بگذارن

به ماشینش نگاه کن

فکر میکنم جزء دسته دوم هست

هی

همه چی خوبه؟فکر میکردم دوباره بیرون باشی

مامان گفت همه روز داخل موندی

دیشب خوب نخوابیدم

خب,امیدوارم کل روز رو از پنجره به بیرون خیره نشده باشی

باشه جدا کافیه دیگه

حق با مامانه,اون درگیری ذهنی با همسایه ها داری

فقط فکر میکنم همسایه بغلی سندی یکم عجیبه

سندی؟فکر کردم اون دوستته

اون خیلی عجیب دیشب بهم خیره شده بود

اوه بیخیال ریچل اونا همشون نمیتونن دیوانه باشن

نگرانم,باشه؟

من در مکانی عجیب هستم که همه روز توی خانه گیر کردم

چیزهایی میبینم و نگرانم

آره خب,منم شروع به نگران شدن کردم

...میدونی چیه؟من فقط

تنها باش

مامان,لطفا

اون نمیتونه این رو اداره کنه

همین الانش به اندازه کافی سخت هست

نه,فقط کمی سخت تر میشه

...میشه فقط صدات رو

نه من...گوش کن

شما دوتا بفهمین این چطور ادامه پیدا میکنه

...و ما میکنیم ولی - آزار دهنده اس -

نمیتونی توی هرچیزی سرک بکشی

نمیدونستم اینطوری احساس میکنی,باشه؟

...نه نمیخواستم - ....بهتر میشه -

...نه مادر

اوه خدای من

عسلم

در رو ببند در رو ببند

مشکل چیه؟

یه چیزی دیدم

دوباره این نه

من واقعا اومدم بالا که عذرخواهی کنم

من جدی میگم,سندی یک پوستر داره پوستر ما رو داره

در مورد چی حرف میزنی؟پوستر؟

پوستر آلیس در سرزمین عجایب که توی اتاق بچه داریم

اون یک کپی دقیق داره

این دیوانه کننده اس - میدونم -

نه,چیزی که داری میگی دیوانه کننده اس

خب اون از پوستر خوشش اومده,خب که چی؟

خب که چی؟

این یک چیز طبیعی نیست

پیتر,این طبیعی نیست اینجا امن نیست

ما باید از اینجا بریم ما باید از اینجا بریم

عسلم,تو بیش از حد واکنش نشون میدی,باشه؟

تو دنبال دردسر میگردی وقتی دردسری وجود نداره

تو باید آروم بشی

دخترمون میخواد تو آروم باشی,باشه؟

تو من رو باور نداری

میخوای نگاه کنم؟

اصلا نمیدونم دنبال چی بگردم

فکر کنم تو بحران روحی داری

باید با دکتر تماس بگیرم

تو باید با پلیس تماس بگیری

نه

نه؟ - نه -

باشه

با پلیس تماس میگیرم

لطفا لطفا

عسلم,تو باید این رو متوقف کنی

من با دکتر تماس میگیرم

دکتر گفت کاملا در امانه

که اینا رو با بچه بخوری

باعث میشه آروم باشی

اگه چیزی لازم داشتی,باهام تماس بگیر,باشه؟

متاسفم

نمیخواستم بترسونمت

فقط بیدارم کردی,فقط همین

اینجا ندیده بودمت

داشتم نگران میشدم

من خوبم - مطمئنی؟ -

آره

مطمئنی؟

چون رفتم خرید

گفتم شاید ویار بستنی کرده باشی

...کلیشه ای هست میدونم ولی

...برات گرفتم

...توت فرنگی

...و

شکلاتی

چون هیچکس وانیلی دوست نداره

ممنون

فکر کنم امروز یکم برای بستنی سرده

بذارمش توی فریزر؟

عالی میشه

توی فریزر هرجا که بخوای

واقعا ممنونم

و الان میتونیم اثبات کنیم که من دیوانه نیستم

باشه,سریع مثل خرگوش سریع

بجنب بجنب بجنب بجنب

بجنب

گاهی اوقات استبداد خوبه

اوه خدای من

چی؟

قسم میخورم وقتی رفتم کلید رو داشتم

در رو باز گذاشتم؟

سلام؟

!هی

کلیدات رو پیدا کردم

اوه خدای من

!آه - چطور این اتفاق افتاد؟ -

نمیدونم فکر کنم حماقت

به دکتر زنگ میزنم - نه -

نه خوبم,قول میدم

ما نباید ریسکی کنیم - ریسکی نمیکنیم -

پاتریشیا,باید بهم اعتماد کنی

باشه

ممنون

!ایو

خب تو زخمی شدی و بچه خوبه

اوه خداروشکر

بیا زانو رو بپوشونیم

خیلی ممنون دکتر

خیلی نگران بودم

فشار خونت هنوز بالاست,نگران کننده اس

آروم گرفتی در خونه؟

آره فقط...فکر کنم زیاد نگرانم

تو زیر استرس بسیار زیادی هستی

و بدنت جوری رفتار میکنه که قبلا رفتار نمیکرد

و زمان زیادی نشستن تنها یکجا

بهت وقت برای نگران شدن داده

سعی نکن متمرکزش کنی

تنها کاری که باید الان انجام بدی استراحت استراحت استراحت هست

آم,فقط یک سوال سریع دکتر

...آم,یک,آه

یک خانم باردار چیزایی میبینه؟

مثل چی؟ - ...خب آم -

اونا اضطراب های غیر طبیعی دارن؟

یجورایی

خب این کمیابه

ولی بعضی خانم ها

اختلال ترس شدیدی رو تجربه میکنن

چیزی هست که من باید ازش آگاه باشم؟

نه نه,قطعا چیزی نیست

خب اگه خودت رو نگران دیدی

برای تماس گرفتن تردید نکن

مادر ها با اضطراب های خیلی شدید

میتونن برای خودشون و بچه شون مضر باشن

باید زندگی کردن با خانم های باردار سخت باشه

خب برای تو سخت بوده

برای همه مون سخت بوده

ولی ما کنار همیم در این,درسته؟

قطعا هستیم

امکان داره بهم ماساژ پا بدی؟

البته

فقط بذار زنگ هشدارم رو قبل از اینکه فراموش کنم تنظیم کنم

مقامات و گروه های تمیز کننده

در صحنه حاضرر هستن

و در اخبار فوری ایالتی و محلی

سازمان های اجرا قانون در آماده باش هستند

بدنبال دزدیده شدن دختر

شش ماهه

اگه اطلاعاتی دارید

یا چیز مشکوکی دیدین

لطفا,خانواده از شما درخواست میکنه

باشه,بیشتر از اون نه دیگه چطوره؟

موافقم

این همش در مورد آرام کردن هست

ممم

!اوه

مممم؟

اوه,این عالیه

نه - چی؟ -

نمیتونه - مشکل چیه؟ -

!ایو - !عسلم -

!عسلم

اون بچه داره - چی؟کدوم بچه؟ -

خودت ببین

در مورد چی حرف میزنی؟

ریچل,تو من رو میترسونی

جدی,یه چیزی اینجا میلنگه

پیتر,خودم دیدم اون بچه داره

تو رادیو رو شنیدی یک بچه گم شده

شرط میبندم کار سندی هست - ریچل,آروم باش -

چرا کسی باور نمیکنه؟ اون یک بچه داره

اون احتمالا بچه مون رو میخواد

عزیزم لطفا

چرا کسی بهم گوش نمیده؟

و چه چیزی باعث شد اون ناراحت بشه؟

نمیدونم اون فریاد میزد در مورد

چیزی که همسایه بچه داره

اون بچه داره

اون گفت نمیتونه بچه دار بشه

...و اون بچه ربوده شده

حالش خوبه؟

خوب میشه فقط کمی ضعیف شده

باید من رو باور کنی

یک بچه توی گهواره بود

اون اتاق بچه من رو داشت

اون اتاق بچه تو رو داشت؟

دیدم

....فکر کردم اتاق بچه توی خونه اش دیدم

درست مثل خودم

صبر کن,چطور دیدی؟

تازه از صحبت با همسایه اومدم

داخل خونه اون بودی؟

خب متاسفانه همسایه علاقمند به

وارد کردن اتهام نیست

وارد کردن اتهام؟

در مورد چی حرف میزنی؟ - آزار و اذیت -

...از اونجایی که بهم گفتن اون

اون مراقب همسایه ها بوده

و باعث نارضایتی اونا شده

اون گفت...اون گفت نمیتونه باردار بشه

ولی...من تصویری دیدم

دیدم,داخلش,دیدم اون باردار بود

اصلا تسلیم میشی؟ - ...مادر -

نه,این افسرها خیلی مودب هستن که بگن ولی من میگم

تو دیوانه وار رفتار میکنی

میخوای بذاری اون این کار رو کنه؟

عزیزم,کسی کاری نمیکنه؟

نه,ولی ما میکنیم اگه لازم باشه

ببینید,عصر سختی بوده

بیاین آروم باشیم کسی آسیب ندیده

آم,من چندتا سوال دارم

شاید بتونیم طبقه پایین حرف بزنیم - حتما -

خانم

شما هم احتمالا فکر میکنید من دیوانه ام

گاهی اوقات...وقتی نمیتونیم فرار کنیم

چیزها خطرناک تر از چیزی که واقعا هستن بنظر میرسن

...فقط محض اطلاع

دفعه بعدی که چیزی دیدین

اول با من تماس بگیرید

باشه؟

ممنون

تو نمیتونی از اون حرف ها بزنی,مامان

یکی باید بگه

خب,مجبور نبودی اونجا بگی

میدونستی که اون سابقه بیماری روانی داره؟

یا منتظر بود در موردش

بعد از مراسم عروسی بحث کنه؟

در مورد چه کوفتی حرف میزنی؟

...سندی

همسایه ای که اون اذیتش میکرد

بهم گفت ریچل دارو مصرف میکرده,پیتر

حالا شاید بخاطر بچه کنارش گذاشته باشه

ولی میتونه جزئی از دلیلی باشه که

اون خیلی عجیب رفتار میکنه

زندگی یک بچه در خطر هست

و حالا چطوری سندی باید این رو میدونسته؟

چطور سندی باید این رو میدونسته؟

صبح بخیر,ریچل

تو مهمان داری

اینجا چکار میکنی؟

فکر کردم برای دوتاتون خوبه

تا هوای بین تون عوض بشه

ممنون - ممم -

صبح بخیر

...فقط میخواستم اینو بدونی

هیچ کینه ای وجود نداره

این قطعا سلام رو سخت تر میکنه

من خیلی متاسفم

نمیدونم چی فکر میکردم

امیدوارم از شیرینی خوشت بیاد

فکر کردم که به چیزی شیرین امروز صبح نیاز داری

فقط برای تو درستش کردم

ممم

میدونستم خوشت میاد

ممنون - خواهش میکنم -

نمیخوام اذیت کنم پس فقط میرم

...بعد از دیشب

مطمئنم به استراحت نیاز داری

خداحافظ

ریچل؟عزیزم؟

اون همه صدا برای چیه؟ به خودت آسیب رسوندی؟

نه,همه چی خوبه

باشه,آم,به چیزی نیاز داری؟

من خوبم ممنون - باشه -

خب اگه نظرت عوض شد

یادت باشه هنوز اون زنگ رو داری

هممم

اون زود اومده خونه

سلام - چطوری؟ -

من خوبم ممنون - خوبه -

اوضاع چطوره؟

ما به ازدواج برمیگردیم

کار واجب - درسته -

سلام

روزت چطور بود؟

من توی سلول انفرادی هستم روز تو چطور بود؟

من کسی رو توی سلول انفرادی گذاشتم

پس فکر کنم این باعث میشه برابر شیم؟

میتونی کمکم کنی از جام پاشم؟ باید کمی بلند شم

البته

میشه با من برقصید؟

اوه بیخیال پیتر من زشتم

نه,تو بی نظیری

قول میدم همیشه انقدر بد نیست

نمیتونه بدتر بشه

...خب موقعی که بچه اینجا باشه

وقتی از دست مامانم راحت شیم نه بطور دائمی

اتفاق های زیادی باید اتفاق بیوفته

قبل از اینکه برگردیم به جایی که قبلا بودیم

موقعی که کارمون با بارداری تموم بشه

قراره با بچه سر و کله بزنیم

بعد وقتی راه میره بعد مدرسه بعد دانشگاه

...و بعد به خودمون برمیگردیم

که برای آغاز عالی نیست

چی داری میگی؟

چرا اصلا هنوز با منی؟

در مورد چی حرف میزنی؟

صدای تو و مادرت رو دیشب شنیدم

میدونم نقشه چی رو میچینین

ما نقشه چیزی نمیکشیم - بهتون اجازه نمیدم -

اجازه چی بهم نمیدی؟ - گرفتن بچه -

ریچل,مادرم بچه رو نمیگیره

همسایه بچه رو نمیگیره هیچکس بچه رو نمیگیره

آره جون عمه ات کسی بچه رو نمیخواد بگیره

میدونی چیه؟میخوام پایین بخوابم؟

نمیخواستم مزاحمت بشم,متاسفم,باهام تماس بگیر,پیتر ملقب به پدر آلیس

پیتر؟

پاتریشیا؟

پاتریشیا؟

همه چیز خوبه,عزیزم؟

بنظر ناراحت میای

اینجا چکار میکنی؟

اومدم ببینم اوضاعت چطوره

و البته بچه

پاتریشیا کجاست؟

اون طبقه پایین هست

فکر کنم کمی ازت رنجیده

این چیه؟

با مانیتور بچه از من جاسوسی میکنی؟

بیش از حد نیست,اینطور فکر نمیکنی؟

ولی من چیزی نمیگم

...منظورم اینکه

پاتریشیا منتظره بهت بگه

مادر نالایق,مگه نه؟

ممم

تو واقعا به خودت نمیرسی

به خودت نگاه کن

تو بهم ریخته ای

اوه,همه اون هورمون ها

هیچ دارویی

دیوانه ای؟

نه دیوانه؟

الان اینجام تا ازت مراقبت کنم

تو به زودی مادر میشی

میخوام برم طبقه پایین و یه چیزی رو تمیز کنم

حالا,جایی نمیری

در هر صورت نه کاری که بتونی انجام بدی

بیا

این رو بپوش

...ما میخوایم بریم بیرون و

نمیخوام بچه سرما بخوره

فکر کن,لعنتی,فکر کن

کجایی؟کجایی؟

یالا یالا یالا یالا

سلام

شما با افسر دایان لی تماس گرفتین

لطفا بعد از بوق پیام بگذارید

و من در کوتاه ترین زمان باهاتون تماس میگیرم

اگه این ضروری هست با110 تماس بگیرید

افسر لی,ریچل هستم زن باردار دیوانه

تو گفتی باهات تماس بگیرم من توی خانه ام زندانی شدم

...سندی,همسایه ام - داری چکار میکنی؟ -

...چیز جالب در مورد این مانیتور

تو میتونی تصویر رو از هرجا ببینی

حتی خانه همسایه ات

طبقه پایین - باشه -

حالا - باشه -

پاتریشیا زیاد احساس خوبی نداره

چکارش کردی؟

حس مادرانه ات خیلی خوبه,میدونی؟

...یوون,پرستار

هیچکدومشون به اون بچه اهمیت ندادن

ولی من میدم

تو پرستار رو کشتی

نه بهت گفتم اون فرار کرد

که خجالت آوره چون اون توی کارش افتضاح بود

همیشه با تلفن توی پارک حرف میزد هرگز توجه نمیکرد

من میتونم برای اون بچه اوقات خوبی فراهم کنم

من میتونستم اون بچه رو داشته باشم

اونا قطعا نمیخواستن

ولی تو باید نقش همسایه فضول رو بازی میکردی

و به همش گند میزدی

ولی ولی تو همون موقعش بچه داشتی دیدمت

آره ولی باید دو قلو می داشتم

...بخاطر تو

هنوز به یکی دیگه نیاز دارم

فقط طوری رفتار کن که همه چیز عادیه

به همسایه های دوستانه ات لبخند بزن

تو این رو برای من خیلی آسون کردی

بنظر کسی برای مامانش گریه میکنه

کجا میری؟

اتاق بچه

باید اتاق بچه رو جا به جا میکردم وقتی پیداش کردی

در صورتی که پلیس برای دیدن اومد

طبق پایین

برو

بازش کن

عاشق پوستر نیستی؟

تو بچه ات رو از دست دادی؟

بچه ها

دوقلو

دخترهای کوچولوم

من رو ترک کرد,میدونی؟

گفت تقصیر من بود

...ولی الان

حالا میتونم پیشش برگردم

و دوباره میتونیم همه با هم باشیم

خانواده شاد کوچک من

...من,آه

...میدونم چقدر میخواستی بچه داشته باشی ولی

ولی چی؟

ولی نمیتونی مال من رو داشته باشی

هیس هیس هیس

اوکیه

!ریچل

اوکیه

اوکیه,اوکیه,اوکیه

یالا

یالا

!ریچل

کیسه آبم پاره شد

!اه

نمیدونم چرا انقدر ترسیدی

...خودت گفتی

من مادر عالی میشم

!کمک

!یکی کمکم کنه

اوه عزیزم

بیا این بچه رو ازت خارج کنیم

تو بنظر خیلی خوب نمیرسی

...لط

لطفا به بچه ام آسیب نرسون

بچه قراره خوب باشه

ولی متاسفم که مامان ممکنه در حین زایمان زنده نمونه

حالا,بخش سی بطور کلی نیاز به بی هوشی داره

...ولی در شرایط ضروری مثل این

من فقط باید بچه رو نگه دارم

من افسر لی هستم,فورا به یک آمبولانس در محل نیاز دارم

مظنون از پا در اومده,زن باردار مجروح شده و در حین زایمان هست

فکر کنم فکر کنم

اون بچه توی اخبار هست

...اوه خدای

حق با تو بود حق با تو بود

تو خوب میشی, ریچل فقط اونجا دوام بیار

تو خوب میشی

من شما رو درک نمیکنم

شما خونه خوب دارین

یک همسر خوب و یک بچه توی راه

تنها کاری که میکنین,غر و غر و غر هست

چ..چرا؟چرا این کار رو میکنی؟

تو به بچه اهمیت نمیدی

اگه بهش اهمیت میدادی,توی خانه بودی توی تخت

من به بچه هام اهمیت میدم

دخترهای کوچکم

...اونا درست اونجا بودن

و بعد دیگه نبودن

ولی الان...الان دوباره همه متحد میشیم

تو این بچه رو خواهی داشت چه خوشت بیاد چه خوست نیاد

خوبه که میبینم بلند شدی

و خوبه که میبینم حالت خیلی خوبه

هر دوتاتون

تو یک دختر بچه سالم داری

تو خیلی خوش شانسی

میتونم بغلش کنم؟ - آره -

آره

...ببین چقدر شیرینه

از طرف خانواده دختر بچه ای که پیدا کردی

میخواستن بیان و تشکر کنن ولی بهشون گفتم

بعد از اینکه کمی بهتر شدی

ممنون

میذارم دوتاتون تنها باشین

تو بیداری

خیلی متاسفم که بهت اعتماد نکردم

افسر لی همه چیز رو بهمون گفت

اون خوبه؟

درمان میشه ولی آره خوبه

به لطف تو

در مورد سندی حق با تو بود

در مورد همه چیز

تو دختر کوچولو رو نجات دادی

و مال خودمون رو

...من خیلی متاسفم

در مورد همه چیز

من رو هیچوقت میبخشی؟

شاید

خب فراموش نکن که من ضربه شدیدی به سرم خورد

باور دارم که دکتر گفت ضربه کوچیکی بود

ولی خوشحالم که شما خوبی,مامان

منم همینطور

خب من فقط میگم همه مون

تحت تاثیر شرایط قرار گرفتیم

اگه اشکال نداره مامان,فکر کنم من و ریچل و آلیس

بتونیم کمی زمان آروم استفاده کنیم

....آره الیته,آم

...این,آه

وقت مادربزرگی بعدا

قطعا

ممنون مامان

میشه بهت بگم؟

اون عالیه

امیدوارم متوجه شده باشی که خونه رو میفروشیم

و به شهر برمیگردیم

هرچی که خانم هام بخوان

جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KING_MOVIE | @King_Movie

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.