Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
بــیال استیشــن با افتخار تقدیم میکند @blstation
من مطمئنم چاتفا رو تو کشتی
!من نکشتمش
تو فقط اومده بودی اینجا که حقیقت پشت پرونده مرگ باباتو پیدا کنی
الانم که دیگه همه چیو میدونی
پس ما دوتا بهتره دیگه کنار هم نباشیم
از دستم ناراحت نشو
!بخورش
دست کثیفتو از خواهرم بکش
مارهای واقعی صدای "سیسسس" در نمیارن به جاش صداتون میکنن خواهر و رفیق صمیمی
داری چیکار میکنی؟
ببخشید خانم
...من
فکر کردم شما رفتین بیرون
برای همین اومدم اتاقتون رو مرتب کنم
دوستم دیشب اومده بود پیشم
یکم زیادی مشروب خوردیم
سر همین امروز صبح خواب موندم
پس من فعلا میرم شما که آماده شدین بعدش دوباره برمیگردم
آقای آسوک این روزا خیلی با کار مشغوله
فشار کاری روش زیاده
خیلی وقت نمیکنه بیاد خونه
بله
پس با چیزای غیر ضروری بیخودی ذهنشو مشغول نکن
بیا
فقط با دوستم یکم خوش گذروندم و مشروب خوردیم
...چیز خاصی نبوده که
حتما لازم باشه آقای آسوک رو در جریان بذاریم، مگه نه؟
...آقای آسوک اکثرا بهم میگه
تنها کسی که بهش اعتماد داره تا این خونه رو به دستش بسپره، فقط منم
پس باید تک تک اتفاقاتی که ...تو این خونه میفته رو
حتما بهشون اطلاع بدم
زیاد فرقی نداره راجب چه موضوعی یا چه کسی باشه
...پس اینم بهش گفتی
که عین روانیا یواشکی لباسای منو میپوشی
و باهاشون دور تا دور خونه راه میری؟
...انگاری که
خانم این خونه تویی
درکت میکنم
...آرزوی تمام زنهای دنیا همینه
همه ما دلمون یه شوهر خرپول میخواد
که برامون یه زندگی راحت و شیک بسازه
به هرحال منم یه زنم
پس حالتو میفهمم
...ولی راستش نمیدونم
آقای آسوک ممکنه چه واکنشی نشون بده
...اگه یه روزی متوجه بشه که
...خدمتکار مورد اعتمادش
که سالها مراقب خونه و دختراش بوده
مخفیانه واسه خودش جاه طلبیهای سنگینی داره
...حتی نمیتونم تصور کنم
که چه واکنشی نشون میده
پس بچسب به همون کاری که خوب بلدی
خونه رو تمیز کن
پی
بوآ
بیا اینجا کمکم کن بیدارش کنیم
پیچا
پی
پی
مگه چی تو چاییش ریخته بوده؟
نمیدونم
زنیکه عفریته
تو چایی خواهرم چی ریخته بودی؟
سلام، پی تینا
چی؟
یه لحظه، صداتو درست نمیشنوم
الو؟
شما دخترای لاشی
بونتاریکا
چومپونود، پودپیچایا و چاتفا
فکر میکردین مثلا گلهای باغ عمارت پوپاچیندا بودین، آره؟
ولی یه مشت مگس و حشره کثیفین که دور زباله بوگندو جمع شدین
به هیچ عنوان برتر از دیگران نیستین
بنال ببینم
چه زهرماری تو چایی خواهرم ریختی؟
حشره کش ریخته
میخواستم مادر و پدرتون تماشا کنن که چه دخترای خرابی تحویل جامعه دادن
آخه چرا این کثافت کاری رو با ما کردی؟
مگه ما چیکارت کرده بودیم زنیکه؟
شماها تو برج و آسمون خراش زندگی میکنید
پس روحتونم خبر نداره این پایین چه خبره
خانم فای بخاطر شماها جونشو از دست داد
پارن به لطف کثافت کاری شماها اینجوری شده
...بخاطر خانواده عوضی شما
کلی آدم همه چیزشون رو از دست دادن
پس هرکاری کردم حقتونه
شیا، این عفریته چی چرت و پرت میگه؟
پی
پی
پی
بیا ببریمش بیمارستان
پی
پی
پیچا
پی
...حتی اون کسی که از ما متنفره
نمیتونه به اندازه کسی که عاشقشیم بهمون صدمه بزنه
...هرچقدر علاقه بیشتری نسبت به کسی داریم
باید به همون اندازه بهش اعتماد نداشته باشیم
نمیتونین بیاین داخل
بسپریدش به من
درو ببندین
...چون حتی سمی ترین مار دنیا
الو کاپیتان
به اندازه دوستی که عذابمون میده ترسناک نیست
خاله چوم هنوزم اونجاست، درسته؟
بله، هنوز اینجاست
همه چی زیر سر خودشه
قاتل چات و عمو کاجورن، خاله چوم بوده
...چون اگه از سمت آشنا نیش بخوری
هیچ سرم و دارویی نیست که پادزهرش باشه
فعلا باید بیشتر تحقیقات کنیم
…ولی
فکر نکنم دیگه اطلاعاتی گیرمون بیاد
فقط مرگ در انتظارمونه
Hide & Sis
بیا
باورم نمیشه خاله چوم واسه فرار از جرمایی که کرده خودکشی کرده باشه
من نگران پی بودم
واسه همینم یادم رفت باید حواسمون بهش باشه تا پلیس برسه
آخه تو اون شرایط، هیچکس به این چیزا فکر نمیکرد خب
…هیچجوره تو کتم نمیره
که خاله چوم قاتل بوده
من که تازه داشتم کمکشم میکردم بیدردسر فرار کنه
…حس میکنم
شایدم اون قاتل نبوده اصلا
برو بابا
اگه اون نبوده پس کی بوده؟
من و پی رو تا آیسییو کشوند
میدونم
میدونم ازمون متنفر بود
…ولی بلایی که سر چات اومد
فکر نکنم کار اون بوده باشه
…اگه اون نبوده
نکنه پس تو بودی؟
هنوز بهم نگفتیا
از مرگ عمو کاجورن به بعد کجا غیب شدی یهو
یه دلیلی داشتم که فرار کردم
خب الان دلیلتو بگو
وگرنه میدم بازداشتت کنن
خاله چوم زهرشو به منم ریخته بود
داروهامو دستکاری میکرد سر همینم خوابگردیم بدتر شده بود
تو خواب پاشدم رفتم جایی که عمو کاجورن بود
…ولی وقتی پیداش کردم
قبلش مرده بود
مانگکورنو یادته؟
همون که تو دفتر چات هی اسمش بود
اسمش آرچه
اون فراریم داد
یه مدتم مراقبم بود
کمکم کرد یکم تهتوی یه سری چیزارو در بیارم
صبر کن ببینم
اونوقت توی اسگل بهش اعتماد کردی؟
اولش که آره
…تا اینکه
یه چیزی هست که باید بدونی
چی؟
…همراهای خانم پیچا
دکتر میخواد ببینتتون
فعلا خطر رفع شده
دکتر گفت شانس آورده که فقط یکم از چای خورده
بهش انگار یه چیزی مثل پادزهر دادن
بوآ کجاست؟
گفتی برگشته
آره گفت با پلیس همکاری میکنه
الان داره با دکتر حرف میزنه
متاسفم بابت اتفاقی که افتاد
فکر میکردم این کارا از هرکسی بربیاد به جز خاله چوم
یه چیز دیگه هم باید بهت بگم
…من و چین که داشتیم میرفتیم سمت عمارت
یه تماسی داشتیم
اون سمتو خوب چک کن
چشم
یه تصادف که احتمالا راننده با ماشین زده بود به درخت بغل جاده
متاسفانه وقتی رسیدن آقای تانا تموم کرده بود
قربان، راننده تموم کرده
فکر کنم همون موقع بود که پیچا رو آورده بودی بیمارستان
چوم
خوبی؟
دیشب خونه خودم بودم
اینجا نبودم
خانم پارن
این اتفاق که افتاد شما کجا بودی؟
قرص خوابآور خورده بودم
خواب بودم
این روزا هرچقدرم مرگ پشت مرگ میاد سراغمون
بازم بهش عادت نمیکنیم
من آمادهام با پلیس همکاری کنم
و همینطور بگم این مدت کجا بودم
گفتین فرار کردین که مظنون قتل آقای کاجورن نشین، درسته؟
بله
داشتم همهچیزو دوباره بررسی میکردم که بیگناهیمو ثابت کنم
تمام چیزایی که توی این فلش تحویل دادین رو خودتون پیدا کردی؟
نه یکی کمکم کرد
برادر ناتنی چاتفا
سلام
با خانواده متوفی که شهر دیگهای بودن تماس گرفتیم
گفتن امروز عصر میان جنازه رو تحویل بگیرن
ممنون از شما
وقتی خانوادهاش رسیدن میشه به بنده خبر بدید؟
جسارتا نسبتتون با آقای تانا چی بود؟
دوستش بودم، دوست صمیمیش
حتما
ببخشید شما دوست آقای تانا هستید؟
بله
چطور مگه؟
بهم خبر دادن که مظنون پروندهام فوت شده
برای همین اومدم تاییدش کنم
مظنون؟
منظورتون چیه؟
آقای تانا ساتراتاوی مظنون به قتل شاهدِ پرونده آتیشسوزی کلاب بود
چطور شد که مظنون شد؟
وقتی وارد بیمارستان شده تو دوربینا افتاده
با لباس پرستارا
رفته اتاق شاهد
یکم بعد از اون شاهد فوت شد
کِم
پیچا
بهتری؟
درد نداری؟
بدجور ترسیدم
الان خوبم دیگه
نمیخواد حرف بزنی
میشه یکم همینجوری بمونیم؟
دیگه داریم میرسیم به ته خط
دوست سارا همین روزا بههوش میاد
…بعدشم درجا پلیسا میفهمن
که من کلابو آتیش زدم
…اگه بتونم کمکت کنم
…ممکنه
از ناتات جلو بزنم؟
چی بود؟
چیزی نیست مال منه
پتاسیم کلرید که جهت درمان افت پتاسیم) (بهدلیل اسهال یا استفراغ شدید استفاده میشود
کاپیتان
برای تفتیش منزل آقای تانا اومدیم
ببخشید میگین قضیه چیه؟
پرونده آتیشسوزی کلاب که دست شما نیست
نه
بهخاطر ارتکاب به قتل خانم چومچای اومدیم
قتل؟
!مگه مرگش خودکشی نبوده؟
تو گرههای طناب و حین کالبدشکافی کلی مورد مشکوک پیدا کردیم
مهمتر از همه، یه اثر انگشت و رد پا سر صحنه دیده شده
که متعلق به آقای تانا بوده و قاعدتا نباید اونجا میبوده
احتمال زیاد بعد از اینکه شما رفتین یواشکی وارد خونه شده
نمیدونم عوارض داروهاست یا چی
ولی بههوش که اومدم
هیچی یادم نمیومد
انگار همش خواب بوده
دقیقا کدوم قسمتو یادت نیست؟
مسموم شدنمو
یادمه چایی خوردم
بعدش انگار کلا خواب بودم
ولی طبق چیزی که چوم بهم گفت
انگار نیمههوشیار بودم
بیهوش نبودم
ولی وقتی بیدار شدم هیچی یادم نمیومد
…یادم نمیمومد
کسی کاری باهام کرده یا نه
احتمالا عوارض داروهاته
اولش خودمم همین فکرو میکردم
ولی این اولین باری نیست که همچین اتفاقی برام میفته
بعضی وقتا انگار یه بخشی از خاطراتمو از دست میدم
یهویی یادم نمیاد تو یه سری لحظهها دقیقا چی شده
یعنی قبلا هم برات پیش اومده؟
چیه؟
از پزشکی قانونیه
هویت جسدی که تو مزرعه پیدا شده بود رو مشخص کردن
آره، انگار هرچی تو پروندهها و بانک اطلاعاتمون گشتن، چیزی پیدا نکردن
آره
اگه این آدم هیچوقت اعلام مفقودی نشده باشه چی؟
اونوقت اصلا اسمش تو پروندهها نمیاد
…پس احتمالا
چون با یه مردی فرار کرده
فکر میکنن زندست
هیچکسم گزارش مفقودیشو نداده
واسه همین لیست کسایی رو که اون موقع از مزرعه رفتن، چک کردم
فرستادیم واسه دیانای
به خانوادش خبر دادیم بیان آزمایش بدن
و این نتیجهـشه
کسیه که اصلا فکرشم نمیکردیم نه؟
ممنونم چومپو
که هنوزم جویای احوالمی
بینهایت دلتنگ سارام
حق دارین
پرونده سارا به کجا رسیده؟
میدونم اون شب چیشده بود
حتی میدونم کی آتیشو راه انداخته بود
از کجا میدونین؟
دوست سارا، بعد از اینکه بههوش اومد و قبل از اینکه فوت شه، بهم گفت
…الان پلیسم در جریانه
خود سارا مقصر بوده
چی؟
انقدر ادا تنگا رو در نیار
من که میدونم چقدر دم دستی و لاشی هستی
خدا رحم کرد زخمم خیلیم ناجور نیست
گندش بزنن، اینجا دوربین داشت
اگه بره اداره پلیس شکایت کنه چی؟
سارا، داری چه غلطی میکنی؟
میخوام بزنم همه چیو بسوزونم
اینجوری دیگه مدرکی نمیمونه
...بعدا اگه ازمون بازجویی کردن
میندازیم گردن چومپو، میگیم کار اون بوده
سارا، خدا شفات بده
یاخدا، چرا همچین شد؟
سارا
لعنتی بیا کمکم کن
کمکم کن
من واقعا متاسفم
باور کن فکرشم نمیکردم دخترم باعث مرگ کسی شده باشه
...یعنی اون شب خود سارا
اون نایت کلاب رو آتیش زده؟
راجب ماجرای خدمتکارتون شنیدم
چیزیت که نشد؟
نه
من خوبم
فکر میکنی قتل چاتفا کار خودش بوده؟
داروهای منو دستکاری کرد
میخواست یه جوری جلوه بده انگاری که چوم زده پیچا رو مسموم کرده
انقدری از ما و بابام کینه داشت که بخواد به کشتن خانوادمون فکر کنه
تمام شواهد نشون میده کار خودش بوده ...ولی
هنوزم مطمئن نیستم
چرا؟
نمیدونم
یه جورایی بیدلیل نگرانم
الان دیگه باید خیلی قوی باشم
تا خواهرام بتونن بهم تکیه کنن
آره، تو خواهر بزرگترشونی
...ولی یادت نره که
خودتم آدمی
عیب نداره اگه یه وقتایی ضعیف باشی
لازم نیست همیشه محکم باشی
...اگه بابام الان زنده بود
دقیقا برعکس همینا رو بهم میگفت
احتمالا بابات خیلی بیشتر از چیزی که فکرشو کنی، دوستت داشته
...چاتفا بهم گفت
اون وصیت نامه که شماها دیدینش جدیده
یعنی بعدا دوباره نوشته شده
...ممکنه وصیت نامه اصلی باباتون
یه جایی تو عمارت باشه
بوآ
احتمالا آخرین باریه که همو میبینیم
الان تمام حقیقت رو میدونم
پس دیگه دلیلی برای اینجا موندن ندارم
هی
مراقب خودت باش، اوکی؟
همش تقصیر منه
بهش گفتم آتیش سوزی کار من بوده
اونم خودشو به آب و آتیش زد که مراقب من باشه
تقصیر منه
...اگه بهش نگفته بودم
تانا لازم نبود بره شاهد رو بکشه
پاش به این ماجرا کشیده نمیشد
چوم
انقدر خودتو سرزنش نکن
تو بهش نگفتی بره طرفو بکشه که
...اگه من گیجش نمیکردم
همچین کارای کثیفی رو انجام نمیداد
همش تقصیر منه
تقصیر من بیشعوره
...میگم... به نظرت امکانش نیست
که تمام این ماجراها نقشه تانا باشه؟
شاید تانا به چاتفا چاقو زده
فکرشم نمیکردم دوباره به اینجا برسیم
اینجایی که هرچی میبینیم دیگه مال ما نیست
از اولشم هیچ کدوم اینا مال ما نبودن
ثروت
شهرت
و این خونه
...ولی به نظر من
الان تنها دارایی ما اینه که هنوزم همدیگه رو داریم
خیلی خوشحالم که شماها رو کنارم دارم
بقیه چیزایی که داشتم، همشون مال دنیاست
هر لحظه میتونم دوباره جبرانشون کنم
...ولی شماها
کسایی هستین که نمیخوام از دستتون بدم
چرا گفتی اینجا جمع بشیم؟
...یه چیز مهمی هست
که میخوام با همدیگه ازش سر در بیاریم
...من فکر میکنم
...اون وصیت نامه بابا که دیدیم
دوباره بازنویسی شده بوده
یعنی میگی قلابی بوده؟
شایدم اصل کاری بوده
ولی مطمئنم دوباره همین تازگیا نوشته شده بوده
...احتمالا بعد از اینکه
...بابا متوجه شده که
چاتفا دختر خودش نبوده
چات
دختر مامان و اون یارو بوده
همون معشوقه که باهاش خیانت میکرد
مطمئنی تو این گاوصندوقه؟
بابا خیلی وقت بود دست بهش نمیزد
دقیقا چون همین فکرو میکردیم
برای همین بعد از مرگ بابا هیچوقت بازش نکردیم
رمزشو بلدی؟
یه حدسی میزنم
واقعا تاریخ تولد پیچاست
چرا؟
چرا تاریخ تولد منو گذاشته؟
چون از چیزی که فکرشو میکردی بیشتر دوست داشت
اینجا که هیچی نیست
وصیتنامهـشه؟
نه
انگار یه نامهست
به ما سه تا
…اگه دارید این نامه رو میخونید
یعنی وصیتنامهام حتما باز شده
شاید پیش خودتون بگید من چرا هیچی بهتون ندادم؟
...نمیدونم که وقتی حقیقت رو متوجه بشین
حتی بیشتر از قبل ازم متنفر یا عصبانی میشین یا نه
ولی اشکالی نداره
برای این کاری که کردم دلیل داشتم
پس از قبل خودمو برای همه چی آماده کردم
میدونستم تو دلتون منو فحش میدین و از دستم عصبانی میشین
...ولی اشکالی نداره
من اجازه نمیدم شماها بخاطر گناهای من مجازات بشین
تنها چیزی که براتون به ارث میذارم، آزادیه
میخوام بابت اشتباهات من آسیبی به شما سه تا وارد نشه
میخوام بیگناه و بدون سابقه جرم زندگی کنید
این آخرین چیزیه که میتونم بهتون هدیه بدم
معذرت میخوام، دخترام
...پس این کارو کرد که از ما محافظت کنه
تا پامون به جرم و جنایتهاش باز نشه؟
بیاین اینو ببینید
رازی که بابا مخفی میکرد
و مامانم نمیخواست کسی متوجه بشه
اینا مدارک مربوط به آزمایشای شیمیایی شرکت و لیست سفارش آفت کشه
ولی هیچکدوم برای استفاده تو مزرعه خریده نشدن
باهاشون مواد ارزون قیمت تولید میکردن
شرکت ما پایگاه اصلی یه دنیا کار غیرقانونی بوده
اگه تمام اینایی که میگی واقعیت داره پس بابا چرا همه چیو به چاتفا بخشیده؟
...وایسا ببینم، نکنه
این کارو کرده تا مامانو مجازات کنه؟
چون مامان خیلی عاشق چاتفا بود
چاتفا همه چیو میدونسته، مگه نه؟
اینکه خانواده خودت رهات کنن
از همه چیز تو دنیا دردناکتره
...فکر میکنید
...اگه ما اون شب رفته بودیم پیش چاتفا
چی میشد؟
همون شب همه چیو متوجه میشدیم
اینو ببینید
زن عمو فای
زن عمو کاجورن و مامان پارن
راز بزرگ خانواده ما اونه
ما یه دختر داریم، پی
وقتی داشتی این کثافت کاری رو میکردی اصلا بهش فکر کردی؟
دیگه شروع کردیم الان نمیتونم عقب بکشم
قرار نیست خیلی طول بکشه
به درآمد هدف که برسیم، دیگه بیخیالش میشیم
یه پشتیبان فوق العاده پیدا کردیم
برای همین زیاد طولانی نمیشه
به اثرات دیگهاش فکر نکردی؟
میدونی ممکنه چندین نفر با این مواد کشته بشن؟
اصلا به مردم بیچاره فکر کردی؟
مگه من مجبورشون کردم مواد بخرن؟
با اراده خودشون خریدنش
!پی کاجورن
هرچی که الان داری رو با همین پول برات خریدم
دیگه نمیخوامش
ازت طلاق میگیرم
دخترمو برمیدارم و میرم
ترجیح میدم بمیرم
تا دخترم پدری مثل تو داشته باشه
فای
فای
بگو دقیقا چی میخوای؟
منظورت چیه؟
داری بیخودی قشقرق به پا میکنی
هدفت از این کارا چیه؟
میخوام همین الان تمومش کنید
نمیخوام بابای بچم مواد فروش و ساقی باشه
...تازه فقط مواد فروش نیستین که
خودتون تولید کننده مواد بودین
...خب اگه تو به کسی نگی
هیچکس چیزی نمیفهمه
فکر کردی تا کی میتونی از حقیقت فرار کنی؟
میدونستم برای پول دست به هرکاری میزنی
ولی فکرشم نمیکردم انقدر کثیف باشی
فای
...تا نگی چقدر حق سکوت میخوای
نمیذارم پاتو از این مزرعه بذاری بیرون
من به پولای کثیف شما دوتا احتیاج ندارم
چات
دخترا
!دخترا، مراقب باشین
خدایا
بچهها، همونجا وایستین
من الان میام پایین کمکتون میکنم
پیچا
چاتفا
پی، کمک کن دخترا بیان بالا
برو یه طنابی چیزی بیار
پیچا
چاتفا
فای، سر طنابو بگیر
داداش، کمکم کن بکشمشون بالا
داداش، زنگ بزن اورژانس
داداش
داری چیکار میکنی؟
پی، کمکم کن
توروخدا کمکم کن
اگه این زنیکه زنده بمونه ما دوتا بیچاره میشیم
ولی اون مادر دخترمه
میخوای بری زندان آب خنک بخوری؟
کمکم کن، پی
پی
نفرینتون میکنم
نفرین میکنم تو آتیش جهنم زنده زنده بسوزین
...نزدیکترین آدمای زندگیمون
میتونن به راحتی از پشت با خنجر بدترین ضربه رو بهمون بزنن
نتیجه آزمایش دیانای تایید میکنه که بقایای جسد) متعلق به خانم نونگپاکا پوپاچیندا (مادر خانم نیرامول پوپاچیندا بوده
ولی در عین حال خیلی راحت ...میتونیم از خودمون دورشون کنیم
...پس اگه ازشون خیانت دیدیم
باید خودمونو زود جمع و جور کنیم
زن عمو فای
بقایای اون جسدی که از تو چاه پیدا شد جسد زن عمو فای بوده
بابا و عمو کاجورن باهم کشتنش
بابا و عمو کاجورن مامان پارن رو کشتن؟
میدونستم اولین نفر خودت میای اینجا
مطمئنی؟
واقعا من همون کسیم که منتظرش بودی؟
...باید خیلی زود یه راهی پیدا کنیم
تا بتونیم انتقام بگیریم
تا فرصت انتقام گرفتن از دستمون نرفته
چرا انقدر شوکه شدی؟
آبجی کوچولو
خانم چومپونود، شما باید همراه ما برای بررسی پرونده قتل بیاین @blstation
اینکه کسایی که دوسشون داری ولت کنن از همه چیز دردناکتره @blstation
باید همچنان احساس گناه داشته باشی @blstation
نشونههایی از رد سلاح روی بدن پیدا کردیم @blstation
پس معتقدیم که خودکشی نبوده @blstation
پارن کجاست؟ @blstation
کاری که میخوام با خانوادتون کنم بدتر از این چیزاست @blstation
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.