Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
بــیال استیشــن با افتخار تقدیم میکند @blstation
...این ساعتو
پیش خودت نگه دار
نباید دست هیچکس بیوفته
...این ساعت حتما یه چیزی داره
فقط بحث ارزش مالی و قیمتش نیست
اون روز نتونستم عمو کاجورنت رو ببینم
...چون یکی کشوندش تو جنگل
و همونجا جونشو گرفت
!خود شیطانم اولش فرشته بود
...حقیقت تلخ اینه که
آدما همیشه از ارواح و هیولاها ترسناکترن
به پلیس زنگ زدم
چات حالش خوبه؟
چات کجاست؟
...ارواح و هیولاها
فقط اگه جلوی چشممون ظاهر بشن
میتونن ما رو بترسونن و یه کاری کنن وحشت کنیم
...ولی کسایی که بهشون اعتماد داریم
ممکنه به نظر بیآزار و ساده باشن
اون چیه دیگه؟
هی
یه تیکه لباسه
لباس؟
لباس چیه؟
بیارش نزدیک ببینیم چیه
بذارش اینجا
...ولی هیچوقت اینو یادت نره
...خود توام اگه یه زمانی ناچار بشی
ممکنه هیولای بعدی ماجرا باشی
!هی، داداش
جنازهست
Hide & Sis
(هفت ساعت قبل پیدا شدن جنازه)
نه، اینم نیست
(تولد چومپو 03/24) (تولد پیچا 07/25)
...میگم
شاید اشتباه فکر کردی
آخه هر چیزی به ذهنمون میومد ...امتحان کردیم
ولی باز نشد
...اگه واقعا یه ساعت معمولیه
پس چرا مامانت انقدر میخواست مخفیش کنه؟
نمیخواست تو و خواهرات پیداش کنید
تازه همه تلاششو کرد یه وقت دست عمو کاجورن و پلیسا نیوفته
دیگه فقط یه راه مونده
باید بشکونمش
نمیشه
نمیذارم خرابش کنی
قصد نداری بفهمی حقیقت چی بوده؟
حقیقت اینجا جلو چشماته
ولی میترسی بازش کنی
میخوام بازش کنم
...ولی
آخه این ساعت خیلی برای بابام مهم بود
بابات دیگه رفته اون دنیا
گیج شدم خدایا، چیکار کنم؟
باشه
هرجوری که میتونی بازش کن
هیچی نمیگم
بزن بشکونش
شاید همین ساعت بتونه خانوادمو نجات بده
یه ساعته دیگه
مهم نیست بابا، به درک
فقط بازش کن
!وایسا
یه لحظه وایسا
باز چیه؟
بذار یه دور دیگه تلاش کنم
ساعت تولد پیچا رو میزنم
بازم روحت اومده تسخیرم کنه؟
یعنی مرده و زندهات هیچ فرقی نداره
هیچوقت منو رها نمیکنی
من فقط نگرانت بودم
دیگه خوشحال نیستی، مگه نه؟
چرا نمیای باهم بریم؟
تو اون دنیا بالاخره به آرامش میرسی
اونجا شلوغی و جنگ اعصاب نیست
دیگه رنج و عذاب نمیکشی
به هر طرف که نگاه کنی، فقط ابر میبینی
حتما خیلی خسته شدی
پس منتظر چی وایستادی؟
بیا پیش من، دوتایی باهم زندگی کنیم
میدونم زندگیم گل و بلبل نیست
...همه چی اینجوری خراب شد
چون انتخاب خودم بود
...اگه زمان برمیگشت عقب
بازم همین تصمیم رو میگرفتم
...مطمئنم
با اینکه زندگیم خیلی درب و داغونه
...ولی حتما یکی تو دنیا هست
که حاضره دست به هرکاری بزنه تا بتونه منو پیدا کنه
خودتو یادت رفته؟
یه زمانی داشتی خودتو میکشتی جای من باشی
اگه قرار باشه زندگیم اینجا تموم بشه
پس واسه چی این همه جنگیدم؟
چرا هیچوقت برای خودم تلاشی نکردم که الان بهش افتخار کنم؟
ولی تو ترسویی
همیشه فرار میکنی
از زندگیت فرار میکنی
چون همش میخوای جای یکی دیگه باشی
چات
تا کی میخوای قایم موشک بازی در بیاری؟
مثل آدم برگرد و حقیقتو به همه بگو
تو اون سبد گله رو فرستادی که بترسونیمون
هرچی بلا سرمون اومد زیر سر توئه
چرا یه جور صحنه سازی کردی که مثلا ناپدید شدی؟
اصلا نمیفهمم چرا
چرا همچین کاری کردی؟
چات
چات
چات
چات، جواب منو بده
چات
چوم
چوم
نه ولم کن، میخوام با چات حرف بزنم
با کی؟
چات
همین الان اینجا بود
ولم کن ببینم کجا رفت
چوم، مستی حواست نیست
نه، ولم کن
باید باهاش حرف بزنم
چوم، میرسونمت خونه
نمیخوام الان برم
باید هرجوریه با چات حرف بزنم
چوم
توهم زدی
چات خیلی وقته غیب شده
هنوز پیداش نکردیم
نه همچین چیزی نیست
همین الان دیدمش
چات اصلا گم نشده بود
تمام این مدت بینمون بود
عین سایه افتاده دنبالمون و فتنه میندازه تو زندگیمون
چوم
!بس کن دیگه
چات خیلی وقته نیست
الکی چیزی ننداز گردنش
شاید این آشوبی که به پا شده استارتشو اون زده باشه
ولی هممون تو این فاجعه نقش داشتیم
مدام همدیگه رو مقصر میدونیم و هی اوضاع بدتر میشه
…دیگه خیلی دیره
که بخوایم چیزی رو درست کنیم
من با چاتفا ازدواج کردم
چون از تولدت فیلم داشت
همون شبی که کلاب آتیش گرفت
یعنی با اون تهدیدت میکرد؟
چرا همون موقع بهم نگفتی؟
نمیدونستم بعدش ممکنه چه بلایی سرت بیاره
میخواستم از اون قضیه یه جوری نجاتت بدم
ولی نتیجه بدتر از اون چیزی شد که فکر میکردم
میخواستم از همه محافظت کنم
ولی در نهایت زندگی همه رو خراب کردم
تا حالا اینو دیده بودی؟
نه
تا حالا ندیدمش
فکر کنم نقشه زیرزمین مخفی تو مزرعه گلتونه
…به نظرت
اون زیرزمین ربطی به اتفاقایی که افتاده داره؟
خانم پیمول
خانم پیچا دوباره تشنج کردن
پیچا عزیزم
!پیچا
ولش کن همینجوری دراز بکشه
خودش خوب میشه
آسوک کجاست؟
هنوز برنگشتن
گفته بودن با همکاراشون میرن شام خوشامدگویی
منم میخوام برم مهمونی
میرم لباسامو عوض کنم
اگه حال پیچا بدتر شد چیکار کنم؟
خوب میشه
فقط پیشش بمون
اگه آقای آسوک پرسیدن چی؟
پیچا طفلی حالش بده
ولی شما ترجیح دادین به مهمونیتون برسین
باید راستشو بهشون بگم
خیلی خب
نمیرم
میرم یه حوله خنک بیارم براشون
همش تقصیر توئه
تقصیر توئه که من گیر افتادم اینجا
پیچا
خوبی؟
چرا انقدر عرق کردی؟
هیچی خواب بد دیدم
…پی چوم
پی چوم کجاست؟
میشه بهش زنگ بزنی؟
خانم پیچا
باید به سوالامون جواب بدین
پی
واقعا جسد چاته؟
مگه پلیسا صدبار اونجا رو نگشته بودن؟
…تا جایی که من میدونم
انگار جسدش بین سنگا زیر آب گیر کرده بوده
اون شب بارون خیلی شدید بود
واسه همینم زمین رانش داشته
جسد پوسیدهاش از زیر گِل و سنگ سُر خورده اومده بیرون
ممکنه هرکسی باشه
هرکی به جز چات
همون لباسیه که چاتفا اون شب تنش بود
لباس لباسه دیگه
من باور نمیکنم
دیشب خودم دیدمش
تو اون فیلمی که از دوربینا پیدا کردم
معلوم بود چات اون گله رو فرستاده که مارو بترسونه
تازه چیزای دیگه هم هست
امکان نداره اون چات باشه
نه
نمیشه
پیچا
چیشده؟
فکر کنم اشتباه دیدم
میرم وسایلو آماده کنم
هی
خیلی وقته اینجایی؟
اومدم کمکش کنم
دلم براش میسوزه
معلومه هنوز تو شوکه
مگه نگفته بودی منتقل شدی یه پرونده دیگه؟
چرا
ولی فعلا سرم خلوته
چرا میپرسی؟
راستش باید یه چیزی بهت بگم
پیچا منو استخدام کرد که تهدیدش کنم
استخدامم کرد که الکی تصادف کنم باهاش
…من
…کِم- …میخواستم-
میشه کمکم کنی وسایلو بیاریم؟
حتما
بعدا حرف میزنیم
پلیس تایید کرده که جسد متعلق به خانم چاتفا بوده
چون ایشون نه فرزندی داشتن و نه پدر مادرشون در قید حیات هستن
پس وارثین قانونی بعدی سه خواهر دیگه خواهند بود
میشه صبر کنیم تا بوآ برگرده بعد حرف بزنیم؟
بله
چه عجیب
…اونموقع که
هیچی از ارث بهمون نرسیده بود
هممون طلبکار بودیم
…ولی الان که داره میرسه بهمون
بازم طلبکاریم
که چرا اینجوریه
چون این ارث و میراث در ازای یه غم خیلی سنگینه
اگه انتخاب با من بود
ترجیح میدادم هیچی بهم نرسه
…تنها چیزی که میخواستم
این بود که خانوادمون برگرده به همون روزای قبل
آرزوم این بود که هممون دوباره دور هم جمع بشیم
دیگه نمیخوام کسی رو از دست بدم
بچهها
من میرم پیش چات
نمیخوام تنها بمونه
باشه عزیزم
واقعا ازت ممنونم
دستت چی شده؟
داشتم به یکی از کارگرا تو کندن بوتهها کمک میکردم
که دستم اینجوری شد
…از وقتی بابا رفته
کسی نبود به کارگرا بگه بوتهها رو بچینن
بااجازه من برم
بله
…شبی که تو بغل هم بودین
صبحش جسد چاتفا پیدا شد
میدونستین؟
یه سوژه خیلی داغ که ملت باهاش بهمون حمله کنن
کی اینارو فرستاده؟
لازم نیست بدونی
سوالی که باید بپرسی اینه که این عکسا قراره چجوری استفاده بشن؟
…حتی اگه این عکسا پخشم بشن
اشکالی نداره
دیگه نمیخوام فرار کنم
میخوام همه واقعیت رو بدونن
حتی اگه همه قضاوتم کنن یا دستگیر بشم بازم اشکالی نداره
نمیتونیم چیزی که گذشته رو عوض کنیم
از اولشم همینو میخواستی نه؟
اصلا برات مهم نیست چه بلایی سر بقیه میاد
…شاید گفتن حقیقت سخت باشه
ولی دروغ گفتن عاقبتش بدتره
خب که چی؟
…میخوای همینجوری لال وایسم که همه پشتت بگن
…با این دختره بی آبرو دست به یکی کردی
نامزدتو بکشی؟
دیوونه شدی؟
سرت خورده به جایی؟
آخه اصلا همچین چیزی نیست
کاری نکردیم که بترسیم
درسته باهم بودیم
ولی چاتفارو که ما نکشتیم
…وقتی تحقیقات پلیس کامل بشه
معلوم میشه قاتل کیه
اونموقع همه میفهمن ما کاری نکردیم
ما هیچکار اشتباهی نکردیم
پس چرا باید بترسیم؟
…اونی باید بترسه که هی دروغ میگه
و از حقیقت فرار میکنه
تو حتی عقلت هنوز کامل رشد نکرده
چرا فکر میکنی از من بیشتر حالیته؟
من تا وقتی زندهام اجازه نمیدم آبروی اسم و رسم منو ببری
…اگه از اینکه فامیلیت رو منه ناراحتی
عوضش میکنم اسم مامانمو میذارم
که اینطور
حرفی که از دهنت در اومدو یادت نره
دردت گرفت؟
اون چه حرفی بود آخه؟
دیگه خسته شدم
میخوام یکم پیش هم خوش باشیم
الان چجوری باید خوش باشیم؟
کی میدونه مادربزرگت کی بازم قراره یه راز دیگه از پدر و مادرت رو کنه
نگران نباش
فقط کافیه قاتل واقعی رو پیدا کنیم
اونوقت مادربزرگمم کمکم دلش باهات نرم میشه
…بین خوشبینی و حماقت
فقط یه مرز باریکه
من به یکی مشکوکم
کی؟
خانم پارن، حالتون خوبه؟
بذارین من کمک کنم
خوبم
لیز خوردم افتادم
اینجا داری چیکار میکنی؟
چرا نمیری بشینی؟
پی
...یه چیزی میخوام بهت بگم
که ممکنه برق از سرت بپره
میگم تو بهش فکر نکردی؟
اون کسی که به اسم چات برای تو گل فرستاد و تهدیدمون کرد
کسی که ترمز ماشینت رو دستکاری کرده بود
کسی که باعث شد من تا پای خودکشی برم
شاید خیلی بهمون نزدیک باشه
پی چوم، منظورت چیه؟
...راستش من فکر میکنم
...انگاری میدونم کی بیشتر از همه
مشکوکه که مجرم واقعی باشه
خب کیه؟
فکر میکنی کار کی بوده؟
...من... فکر کنم
!پیچای دریده
فکر کردی میتونی از دستم در بری؟
پولمو بده ببینم، کثافت خراب
فازت چیه مرتیکه؟
مستی حالیت نیست چی میگی
نزدیک خواهرم نشو، مرتیکه بیشعور
خواهر جنابعالی به من پول داد که تهدیدش کنم
پول داده بود که الکی با ماشین بزنم بهش
ادای مریم مقدسا رو در میاره
پول منو ازم گرفته
ماشین زد بهم داشتم میرفتم اون دنیا
پول کوفتی منو کجا بردی؟
این چرتا و پرتا چیه که میگی؟
خب از خودش بپرس ببین راست میگم یا نه
زود باش راستشو بگو، هرزه دروغگو
پول منو پس بده، عوضی
پسش بده
آروم باش
شماها چی میگین؟
گفتم پولمو پس بده
بیا تو ایستگاه پلیس حرف میزنیم
پیچا
یارو راست میگفت؟
هم آره هم نه
...اون کاغذ تهدیدآمیز تو ماشینم
آره، کار خودم بود
ولی باور کن اون دسته گل کار من نبود
چرا این کارو کردی؟
ببخشید
کارم واقعا غلط بود
میخواستم هرجوری شده یه کاری کنم که دیگه مظنون نباشم
واسه همین آدم اجیر کردی با ماشین بزنه بهت؟
آره؟
تصادف ساختگی درست کردی که ما رو گول بزنی
من و بوآ عین سگ نگرانت شده بودیم
ولی تو ریدی به اعتماد ما و گولمون زدی؟
پی میدونی چیه؟
هیچ تفاوتی با چات نداری
توروخدا نرو
پی چوم
قضیه پیچا رو شنیدم
واقعا نمیفهمم چرا؟
...چرا هربار فکر میکنم
دیگه یکیو دارم که میتونم به حرفش اعتماد کنم
یهویی واقعیت میزنه پس سرم
و یادم میاد هیچکس قابل اعتماد نیست
من هستم
...میتونی به من
باور داشته باشی
اعتماد بین ما چه مدلیه؟
اعتمادی که بعد از کلی گروکشی و معامله به وجود اومده؟
یا اعتمادی که با کلی تهدید و باج گیری ساخته شده؟
...خب
...مدل اعتماد بین ما
اونجوریه که من کارایی رو برات انجام میدم که هیچکس نمیتونه انجامش بده
حتی پی ناتات هم نمیتونه
دیگه مهم نیست
همه چی داره تموم میشه
دوستِ سارا به زودی هوشیاریش رو به دست میاره
...بعدشم پلیسا متوجه میشن
که آتیش سوزی اون شب کلاب کار من بوده
دیگه نه از دست تو کاری برمیاد نه ناتات
خودم باید باهاش روبرو بشم
...خب، اگه من
بتونم کمکت کنم چی؟
اگه بتونم بازم کمکت کنم
...میشه منو
یه درجه بالاتر از ناتات ببینی؟
پی چومپو
گفتی میخوای برگردی عمارت پوپاچات؟
لطفا منم برسون خونه
من امشب خونه نمیام
ولی میرسونمت خونه
باشه
پی چومپو، با پی پیچا راجب اون یارو که وسط مراسم قشقرق به پا کرد حرف زدی؟
آره
گفت یارو دروغ نگفته
جدی؟
خب چرا تصادف ساختگی درست کرده؟
جزئیات ماجرا رو به منم نگفت
حتما ترسیده بوده که مظنون بشه
خیلی عجیبه
...خب آخه اگه کار اشتباهی نکرده
چرا باید بترسه یه وقت مظنون نشه؟
...اینکه کنار هم بزرگ شدیم
لزوما دلیل نمیشه که همو بشناسیم
تازگیا اینو متوجه شدم
مخصوصا چاتفا
باورم نمیشه یکی بخواد به دختر مهربونی مثل چاتفا آسیب بزنه
پارن، میدونی چیه؟
...تو تنها کسی هستی که
همیشه از چاتفا تعریف میکنی
خب با من خوب بود
راستی پات چطوره؟
دیگه میتونی سرپا وایستی؟
هنوز نه
حتی نمیتونم یه سانت تکونشون بدم
خاک بهسرم، حواسم کجاست
یه چیزی رو تو سالن مراسم جا گذاشتم
الان میرم میارمش
پارن، اینجا منتظرم میمونی؟
باشه
پی چوم
!پی چوم
خانم چومپو
با جفت چشمام دیدم که از عمد خانم پارن رو هل دادی سمت خیابون
شما به من شک داری؟
من نمیدونم شماها چطوری بزرگ شدین
،اما اگه دوباره به پارن صدمه بزنی دیگه بیخیال ماجرا نمیشم
یعنی به عنوان کارآگاه مسئول پرونده دیگه؟
به هیچ جامم نیست که رابطه شما دوتا چیه
فقط این حرف منو آویزه گوشات کن
تو خانواده من هیچکس قابل اعتماد نیست
شاید همین الانم دارن گولت میزنن
سلام
کلی بهت پیام دادم
ندیدی؟
تا صبح مشغول کار بودم
عیب نداره
درک میکنم
فقط میخواستم بگم اومدم اعتراف کنم
باش
وایسا
...اگه بعد کار برنامه خاصی نداری
میشه شام باهم بخوریم؟
میخوام یه چیز مهم بهت بگم
شرمنده
اما بنده دیگه راحت نیستم که تنهایی همو ببینیم
اگه سر قضیه دیشب اینجوری میکنی خب همه چیو توضیح میدم
دیگه نمیخوام بشنوم
از شنیدن دروغ خسته شدم
باشه
قبول دارم
میدونم راجب تهدید شدنم بهت دروغ گفتم
ولی همه حرفام دروغ نبوده
احساسی که بهت دارم از ته قلبمه
لطفا به پلیسا همه چیو توضیح بدین
لازم نیست به من چیزی بگین
اینا مدارک و اطلاعات جدیدی هست که دیشب تا صبح راجب پرونده جمع کردم
...قول شرف میدم
رابطم با اون خانم دیگه تموم شده
و از امروز دیگه بهش نزدیک نمیشم
پس لطفا اجازه بدین دوباره پرونده دست خودم باشه، قربان
حالش داره بهتر میشه
احتمالا به زودی میتونه حرف بزنه
ممنون دکتر
واقعا به اظهاراتش نیاز داریم
این پرونده خیلی برامون مهمه
پس لطفا هر خبری که شد سریع به من اطلاع بدین
بله، حتما
خوابای خوب ببینی
اینا چیه دیگه؟
این که دستخط عمو کاجورنه
انگاری گزارش یه سری آزمایشای شیمیاییه
پس مموری کارت توی ساعت رو میخواسته
تا بتونه این راز رو با خودش به گور ببره
شرکت شما یه عالمه آفت کش خریده بودن
ولی استفادش فقط برای از بین بردن حشرات تو مزرعه نبوده
پس میخواستن چیکار؟
اینا همه وسایل اولیه موردنیاز برای تولید مواد ارزون و کیفیت پایینه
پس تمام اینا مواده
...یعنی
آره
...بابا و عموت اون مزرعه گل رو
فقط به عنوان پوشش ساخته بودن
تا آزمایشگاه موادشون مخفی بمونه
این لیست قاچاقچیای بزرگ مواد تو کشوره
که با عمو و بابات همکاری میکردن
...زیادم عجیب نیست
که چرا بابات انقدر پولدار شده بود
اینجا حتما آزمایشگاه تولید موادشون بوده
پس حتما اون ماده شیمیایی که ...از مزرعه ما پخش شده بود
از تولید مواد به وجود اومده بوده
آقای کاجورن
اینجا چیکار میکنی؟
آقای کاجورن
این همون دارویی هست که کارگرامون مصرف میکنن؟
...مگه بهت نگفتن
اینجا نباید به هیچی دست بزنی؟
نه، معذرت میخوام
وایسا
برگردون بذارش همونجا که پیداش کردی
باشه، چشم
آقای کاجورن، لطفا درو باز کنید
آقای کاجورن
این دود چیه؟
!خدای من
بابام دقیقا چه غلطی کرده؟
یعنی مامانت اینا رو فهمیده بوده؟
آره، حتما همه چیو میدونسته
وگرنه به چاتفا نمیگفت ساعته رو قایم کنه
من امروز تمام اطلاعات و باقی موندههای شیمیایی رو از بین بردم
دیگه هیچ مدرکی تو آزمایشگاه باقی نمونده
آقای آسوک، لطفا سر قولت بمون
خواهشا پیمول رو طلاق بده
پس حادثه نبوده
...هیولاها
شاید آدما اونا رو به وجود آوردن
تا بتونن خودشونو گول بزنن که یه چیزی تو دنیا هست که از ما آدما ترسناکتره
چون نمیخوان قبول کنن چه شیطانی هستن
...همونطور که بهتون گفتم
قبول دارم که یه تصادف ساختگی درست کردم تا قربانی ماجرا باشم
امروز، تمام حقیقت رو بهتون میگم
خب، پس شروع کنیم؟
کابوسی که این همه سال رهام نمیکرد
اون جسدی که تو مزرعه بود
...ولی یادمون رفته که
ترسناکترین موجودات دنیا خودمونیم
...من فکر میکنم
بابام کشته بودش
و احتمالا باعث و بانی تمام این اتفاقات همون قضیه بوده
ارواح و هیولاها میتونن آدما رو بترسونن
پارن
پارن تو چاتفا رو کشتی، مگه نه؟
ولی خود آدما بودن که ...دائما به خودشون دروغ گفتن
...طبق بررسی اولیه ما @blstation
تایید شده که خون روی قیچی متعلق به خانم چاتفا بوده @blstation
به جز اثرانگشت خانم چاتفا، اثرانگشت شما هم روش پیدا شده، خانم چومپو @blstation
والا خانواده خودت بیشتر از بقیه راجب اون قیچی میدونستن @blstation
چومپو به چاتفا قیچی رو نزده من میتونم اثباتش کنم @blstation
برو انتقامت رو وسط جهنم بگیر @blstation
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.