All language subtitles for Golden Delicious

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

鬠ソ1 امروز یک روز بسیار ویژه است.

وای، به او نگاه کن که برود! - سلام!

شنگ هی، هی، هی، هی، شنگ

- ببین من فارغ التحصیل شدم!

- اون خواهر بزرگتر منه.

خب پس

این چیزی است که اتفاق می افتد.

بابا ما الان خوابه

آن را بررسی کنید.

خدای من.

سلام! - مادر تولدت مبارک.

- متشکرم!

اوه - تولدت مبارک عزیزم.

تو هنوز خیلی زیبا هستی مثل روزی که با تو آشنا شدم

- اوه - اوه

-فراموش نکن فردا باز میشه.

- اوه! - عالیه بابا.

- مادر تولدت مبارک.

- متشکرم! - من تو رو خیلی دوست دارم.

از تمام زحمات شما متشکرم.

- ممنون که اینجا هستید! - اوه

با تشکر برای لباس زیر کثیفم را تمیز کنم

- خواهش میکنم. - خیلی منزجر کننده است.

آیا می توانید رشد کنید؟

- بدون خطر. - چیز دیگری برای گفتن نیست؟

-بله غذامون کجاست؟

میدانم،

دقیقا من به همین فکر می کردم.

نه، قرار بود چیزی بگو، مثل، خوب.

- باشه مامان، ممنون که منو به دنیا آوردی.

- خشن - خواهش میکنم!

کمی چرخش بیشتری داشته باشید

هنگام شوت زدن روی توپ

- بیشتر از؟ - چرخش بیشتر

خوب

بهتر.

- مطمئنی این قرار نیست خراب بشه؟

- 20 سال است که پایین نیامده است.

قرار نیست امروز اتفاق بیفتد. خوب؟

حالا عجله کن مدرسه از صبح شروع می شود.

- بابا من خسته ام

و وی دیوانه خواهد شد.

- والری خوب می شود.

شما زمان بیشتری برای حالت دادن به موهای خود خواهید داشت.

- این کمی جنسیت است.

- این چجوری جنسیتیه؟

- خب قطعا بیدار نشد.

- غیر سفید پوست بودن به طور پیش فرض باعث می شود که بیدار شوم.

خوب؟

آره بابا همینه

اینطوری کار نمی کند.

جیک،

به من توهین نکن.

خوب؟ زود رسیدم خونه برای کمک به شما در این مورد

خوب است، نه از من به عنوان بهانه استفاده کن

بنابراین شما می توانید هوک بازی کنید.

لطفا؟

لعنتی!

- خوبی؟ - آره

بازم اون زانوی گنده

من خوبم.

حالا شما گیر کرده اید.

دو بار دریبل نکنید.

شانه های خود را مربع کنید.

فراموش نکنید که دنبال کنید -

- عروسک. خدایا بابا میدونم

- آن چه بود؟

ادامه ندادی

- من کردم.

- خوب.

بیایید دوباره آن را امتحان کنیم. خوب؟

این بار به سمت حلقه برانید.

- بابا، میشه لطفا...

- بیا دیگه.

بیا دیگه.

لعنتی جیک، حالت خوبه؟

- نه! تو توپ را در دست من له کردی.

- خواهیم دید.

عمویت من را درست می کرد که همیشه

- بله، و حالا به تو نگاه کن!

- خوب میشی

ولش کن

- من...

کارم تمام شد بابا!

-جیک

لعنتی

جدید ندارم

- سلام.

این تمام چیزی است که در کمد شما پیدا کردم.

متشکرم.

- پس، چه، او فقط، دوست دارد،

آیا او توپ را به شما پس داد؟

- این یک کیسه باقی مانده شسته شده با آگرو اضافی.

تلاش برای احیای او ...

که؟

بله، من نمی دانم.

شاید خیلی سخت به سمتش رانندگی کردم شبکه زمانی که باز نبود

- خب الان قراره با آزمایشات چی بشه؟

من نمی دانم.

به عنوان کمک مربی بمان.

- مدیر شبکه های اجتماعی

خوب، ممنون

- از طرف روشن،

اگر نمی توانید بسکتبال را امتحان کنید،

پس این یعنی زمان بیشتری با من

شاید بالاخره بتوانیم، می دانید.

بعد خواهرم بالاخره تسلیم شد.

و برای من یک بسته کاندوم خرید.

وای. همین است، همین است -

- تاثیرگذار از او، درست است؟

- بله بله.

تو دیوانه ای؟

- اون؟

پدرت هنوز بسکتبال بازی می کند.

جانت بیرون است و هیچ کس دیگری خانه نیست.

- ببینید، این کمی خطرناک است،

شاید ما- - اگر اینطور باشد

چه داغ است

- حالت خوبه وی؟

اب.

دوستت دارم.

- و من عاشق تو هستم.

- گفتیم صبر کنیم.

- تا زمانی که با هم وارد خانه شویم؟

یعنی حدود یک سال دیگر.

- این فقط، این یک مشکل بزرگ است.

- من چیز عالی شما را دوست دارم.

- به زودی. به زودی، باشه؟

اوه واقعا.

قول میدهم.

-خب آشپزخونه چطوره؟

من نمی دانم، در یک ساعت یا بیشتر.

خب این هم مهم بود

برای جیک

آره

صبر کن.

دستت چطوره؟

فقط امشب راحت باش، باشه؟

آنها خواهند بود نوشیدن در این چیز؟

- آره انگار که مشروب نمیخوری تو سن ما بابا

بیا دیگه.

- به نظرت من چطوری؟ من اینقدر جوان پدر شدم؟

فقط زیاده روی نکنید.

خوب؟

و اگر انجام دهید،

جمعش کن.

- چه ساعتی میخوای خونه باشی؟

- نگران نباش، روشن است دستان خوب آقای وونگ

- بسيار خوب.

خوش بگذره شما دوتا

- بهت گفتم - "تمام کن جیک."

"جمعش کن." - "جمعش کن."

"جمعش کن."

خداحافظ!

چه خبر بچه ها؟

- چه خبر مرد؟ - من، من

- چه اتفاقی می افتد؟

- به نظر می رسد که پنی بالاخره پر شد.

- خوب.

رفیق، اون عکس بیکینی جدید رو دیدی؟

در روبوگرام مریم؟

نگاه کن ببین

- میدونی تو آیا آنها واقعاً هرگز تلاش کردند، مانند

با این دخترا حرف میزنی؟

- دوست، من به سختی آن را داشتم شجاعت دعوت از آنها،

پس چی من می خواهم به شما بگویم؟

الان برای سینه ها خیلی باحالی؟

آیا والری بالاخره خراب می شود؟

- لعنتی

چیزی می گیری؟

- مخالف؟ به من اعتماد کن، من تلاش کردم.

او هنوز حرکت نمی کند.

- بعد از تقریبا دو سال با هم بودن.

- بله، منتظر ازدواج است.

هر چه.

- یعنی حداقل اون هست انجام کارهای دستی، درست است؟

خدا دستش خوبه

- و چیزهایی از دهان.

- بله، بله، کاملا.

به صورت کامل. -جیک،

تا جایی که می توانید آن را شیر دهید.

او همان کسی است که شما آن را می دوشید، درست است؟

چی شد؟

- پدرم در سمت خشن بازی کرد.

- آیا برای آزمایشات خوب می شوید؟

- آره نگران من نباش.

من حق دارم

من نمی خواهم صدا داشته باشم مثل یک احمق، مرد، اما -

- تو هرگز این کار را نکردی تیمی با دست خوب،

بنابراین من نمی دانم شما چگونه کار می کنید برای رسیدن به این.

آره لعنت بهشون مرد

نه، وال کجاست؟

- هی عزیزم چطور بود...؟

چه کار کردین؟

خنک شدنش چی شد با بسکتبال؟

- من بسکتبال دوست دارم.

- لعنتی هر بار که بازی می کنید زانو بزنید

- نه همیشه.

-و در حالی که داشتی جیک را تمرین می دادی

برای ورزشی که او حتی دوست ندارد -

- اینو نگو

او دوست دارد.

- او دوست دارد باشد - - داره تلاش میکنه...

- او دوست دارد دستیار مربی باشد.

- او فقط همین کار را می کند.

بنابراین من می توانم در زمین حضور داشته باشم

جایی که می خواهید باشید

- ما را زدند و حالا چی؟

چگونه می خواهید به آن لنگی کمک کنید؟

میشه لطفا 30 ثانیه شروع نمی شود؟

در هنگام ورود من؟

- حق با شماست.

- متاسفم که از گلویت پریدم.

من باید اینجا بودم

- من هم متاسفم.

-من میرم آشپزخونه رو چک کنم.

الان آشپزی؟

- شروع نکن.

- سلام. - سلام.

- من میتوانم ببینم؟

- باشه، اگر می توانستم یک لنز جدید بخرم،

آنها خیلی بهتر خواهند بود، اما ...

اینا عالین عزیزم

آره

- می توان؟

اینجا. - آره

- روز کارگر بر همه مبارک.

من نمی توانم باور کنم که داریم سال آخر را شروع می کنیم.

فردا از دبیرستان

بسیار مهیج!

هیجان انگیزترین.

پلنگ ها حکومت می کنند!

- پلنگ های خود را در صبح صید کنید.

نه موهام بهم ریخته

میتوانیم دوباره انجامش بدهیم؟

- آره

خوب.

- سلام. - جوجه...

که؟ - یک ثانیه.

خوب.

- روز کارگر بر همه مبارک!

من نمی توانم باور کنم که داریم سال آخر را شروع می کنیم.

از دبیرستان با هم

- بگذر، بگذر! - بردار

- وای! - مراقب پشتت باش

اینجا. - رون!

- خوب. - بیا دیگه.

- اینجا ما رفتیم. - بیا دیگه.

- انتشار، انتشار! - بله، در مورد من، در مورد من، در مورد من.

- رها کردن! - خوب!

- خب خب. - اوه!

- پسر در آتش است. - خوب.

- همینطور.

سلام جیک

دوست داری بیای داخل؟

لعنت، صبر کن، صبر کن!

- لعنتی، مرد! - رون!

لعنتی! برای چی اینکارو کردی؟

- متاسفم وال.

من فقط سعی می کردم جیک را وارد بازی کنم.

من فقط فکر کردم شما آن را دوست دارید از روی نیمکت بلند شو

برای یک بار.

اما توپ به تو اصابت نکرد، نه؟

- اوه خوبی؟

- او یک احمق است.

- میدانم.

- لعنتی مرد درد دارد؟

بیا دیگه!

لعنتی!

- رون، ببین چیکار کردی.

- خوب نیست مرد.

- بگذار سرنگون شود. من این کار را نمی کنم.

- لعنت به تو! - اون؟

- بازی کنیم یا چی؟

-چرا دوباره باهاش ​​میری بیرون؟

- او کاپیتان تیم است.

و MVP - ما به اون نیاز داریم.

- بچه ها اینها بهانه های لنگ است.

سلامتی!

- آره - میدانم.

-خب نذار مانعت بشم

-جیک بیا، نرو

- آره، من نمیتونم بازی کنم، سام، پس...

- بچه ها، بریم! بازی! - ممنون برای مهمانی

- سلام.

- سلام. - گرسنه ای؟

- همیشه

تو خونه چیکار میکنی؟

- من هم اینجا زندگی میکنم، میدونی؟

شما؟

داشته است.

- امشب راحت می گیرم.

باید سرم را صاف کنم

برای این ترم آینده

خوب.

در اینجا شما دارید.

- لعنتی، جانت.

که بوی شگفت انگیزی می دهد.

- آره؟ - آره

- متشکرم.

- باشه، با دست راستم امتحانش می کنم.

- باشه، ببینم چطوری این کار رو می کنی.

خوبه؟

- خوبه.

- همین؟

-بله مدال چی میخوای؟

آره؟

خوب، این شما را به یاد چیزی نمی اندازد؟

- منو یاد نودل میندازه

بنابراین خیلی خوب است.

-پشت سرت رو ببین.

- لعنتی، کتاب دستور پختش رو پیدا کردی؟

- نه، فقط از حفظ.

-خب تو این کارو کردی

می گوید کام یک نوجوان 17 ساله.

- هی، من تصفیه شده ام. خوب؟

- در حقیقت؟ بذار ببینم. - هی فقط مال خودتو بخور

موضوع چیه؟ - بگذار امتحان کنم.

چیزی کم است، چیزی کم است.

برای شروع مدرسه هیجان زده اید؟

- اکنون.

شما؟

- بله و خیر.

منظورم این است که این اصطلاح روی پخت تمرکز دارد،

و من نانوا نیستم پس...

-میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

- آره

- از کجا مطمئن بودی که دوست داری،

میدونی میخواستی بری به مدرسه آشپزی؟

آن را در استخوان هایم حس کردم،

همانطور که می گویند.

- زیرا؟

من نمی دانم.

- استخوان هایت به تو چه می گویند؟

و لطفا نگویید بسکتبال.

وای خدای من گاهی دلم میخواد...

- سلام شما دوتا.

- سلام مامان.

- پدرت اینجاست؟

- نه

- خودت را با آن پر نکن.

سفارش های اشتباهی به خانه آوردم.

اما من آشپزی کردم.

مادر.

مادر؟

پختم.

- رشته مامان بزرگ.

- بله، اما چیزی کم است.

شاید بتوانید کمک کنید؟

امروز ساعت 10 صبح شروع به کار کردم.

من از ساعت 10 شروع کردم

و در ساعت 11:00 به پایان می رسد برای تقریبا 20 سال

واقعا میخوای ساعت کار مثل اون؟

- اگر همراه غذا باشد،

آره

شما قبلاً می دانید، ما حتی از شما نمی پرسیم

پزشک یا وکیل باشید همانطور که پدر و مادر ما بودند.

میدونی چرا لوله کش نباشی؟

میدونی چند تا آیا برای رفع ترافیک هزینه می کنند؟

وسط سرویس شام؟

میدونی، فقط

آن همه شهریه و برای چه؟

- اینکه من دارم به خودم پول میدم

خیلی ممنونم.

- بله، اما ما پرداخت می کنیم

برای هر کاری که تصمیم دارید انجام دهید

یک بار آشپزخانه شما را می سوزاند

- با این حال، مامان باید کمی امتحان کنی.

به اندازه جدی.

خیلی خوبه

فقط امتحانش کن.

- دیدن؟

خوب است، درست است؟

- شما وارد کار رستوران نمی شوید.

هر کار دیگری انجام دهید. هر چیزی.

من میرم بخوابم.

- عصر!

- فکر می کنی بابا کجاست؟

پس یادت نمیاد؟

خیر

- سلام! چطور هستید؟

گوش کن، ما در مورد آن صحبت کرده ایم،

و ما پشیمانیم برای چه دیروز اتفاق افتاد، ما نکردیم-

- بله نگران نباش بنابراین، همه ما خوب هستیم.

- آره؟ - ما خوبیم

- بسيار خوب. - سرد؟

- آره - هی، سر ناهار می بینمت،

بنابراین. - سر ناهار می بینمت.

- به امید دیدار.

- سلام.

پس دیروز در اتاق شما بسیار گرم بود.

میتوانیم دوباره انجامش بدهیم؟ به زودی؟

امروز؟

آره؟

-میدونی من میخوام

اما، مثل اینکه، جانت می تواند خانه باشد،

و من برنامه این سه ماهه شما را نمی دانم.

- انگار که حواسش هم هست.

علاوه بر این، ما فقط به شما خواهیم گفت دنبال چی هستیم

در بروشورهای دانشگاه در اتاق خوابگاه شما.

که ما باید اتفاقاً شروع به انجام دادن کنید.

- باشه آره

خوب. بروشورها

قول میدهم. - و دیگر؟

- بله و چیز دیگر.

- خوب.

- خداحافظ. - خداحافظ.

لعنتی

متاسفم، من شما را آنجا ندیدم. - اشتباه من است.

- شما آن طرف کوچه زندگی می کنید، درست است؟

- آره

بله منم. - آره

حرکت در روز کارگر؟

- آره!

بله، نه از روی انتخاب، باور کنید.

- یکی - یکی...

- رفیق، به نظر گم شده ای.

- ای...

صبح. - شما هستید.

- حق با شماست؟ - بله بله.

- متوجه هستم؟ - آره

اوه، آقای رابرتز؟

- این وحشیانه است.

به من اعتماد کن.

زنگ پایانی در شرف زدن است.

بیا دنبالم.

نه اینجوری

- همین الان رفتم. - آره بیا!

- مطمئنی میدونی کجا میری؟

- بله، به من اعتماد کن.

همین.

خوب، همه، امروز -

- تو خیلی سریع هستی

-بله تو خودت اونقدرها هم بد نیستی.

من هستم، من جیک هستم. جیک وانگ.

-سلام الکس چن. سلام.

لعنتی، حالت خوبه؟

- آره

- بله من خوبم.

فقط، می دانید، همین است یک مصدومیت قدیمی بسکتبال

بیایید بپریم به -

- در واقع، ها،

من هم بازی می کنم، می دانید؟

- آره؟ - آره

- شیرین یه وقتایی باید بازی کنیم

وقتی این بهتر شد

- آره، جالب به نظر می رسد.

- سرد. - سرد.

خوب، ممنون برای GPS.

- این حرفها چیست.

- 231، از پله ها بالا بروید.

- موفق باشید.

- سرد.

لعنتی

- بیا استراحت کنیم.

آخر هفته است!

- من الان دارم استراحت می کنم.

من دارم استراحت می کنم در طول دو ساعت گذشته

تا الان چه کاری میکردی؟

بیا دیگه!

صبر کن صبر کن صبر کن.

- چی شده؟

- هیچ چیز اشتباه نیست.

-چرا نمیخوای رابطه جنسی داشته باشی؟

- اشکالی نداره

این نیست که من نمی خواهم رابطه جنسی داشته باشم.

- اون؟

من هم می خواهم خاص باشد

اما چه چیزی آن را خاص می کند فقط من و تو هستیم

- می دانم، اما این است،

مثلاً این یک معامله بزرگ است. چیزی که ما در اینجا در مورد آن صحبت می کنیم.

- ما مثل بقیه کارها را انجام دادیم،

تفاوت در چیست؟

منم؟ یا... - نه

هی!

- دخترها هم می خواهند رابطه جنسی داشته باشند.

- من که می دانم.

من نمی دانم، وی.

فکر می کنم فقط می ترسم.

- در مورد چی؟

- از همه چیزهایی که تغییر می کند.

-هیچی عوض نمیشه قول میدم.

- نه، نمی توانی این قول را بدهی، وی.

- من می توانم چون تو را دوست دارم.

- من هم دوستت دارم وی.

تو بهترین دوست من هستی.

این را بردارید؟

- آره

-میدونی اگه دوتا دست داشتم

میلیون بار راحت تر خواهد بود. - میدونم میدونم.

مراقب باش.

دست تو.

به آرامی به آرامی. - خوب.

همینجا صبر کن.

- آیا ما واقعاً هستیم؟

- آره

دارمش. - مطمئن؟

- آره

خیلی دوستت دارم وی.

- من هم شما را دوست دارم.

آندریا

آندریا

آندریا!

کجا بودی؟

ما در حال کوبیدن هستیم.

لوسی مریض زنگ زد

و دقیقاً چه کاری انجام می دهید؟

- پردازش سفارش تامین

- خیال پردازی را متوقف کنید.

ما باید آن میزها را تمیز کنیم.

دفتر همسایه دعوت کرد برای شام برای همه کارکنان،

و من نمی توانم با زانویم آن را تحمل کنم.

- خوب.

فقط یک ثانیه به من فرصت بده

- به طوری که؟

آندریا، عجله کن!

- جوری با من حرف نزن این مشکل من بود

اینجا جای خانواده شماست

عیسی. - من، خانواده ام؟

ما خانواده ایم.

- من تمام کرده ام.

- کجا میری؟

حالم از غذای چینی بهم میخوره!

- فقط مراقب باش. - متشکرم.

این باور نکردنی بود.

- تو شگفت انگیزی.

- از اینجا برو، وی.

- می بینمت، جی پاپ!

- خداحافظ!

- سلام!

جی پاپ

شنیدی؟

خداوند.

متاسفم. - نه، نباش.

بامزه است.

دوست پسرم به من می گفت لکسی سکسی.

منظورم دوست پسر سابق

پس تو هستی، ام-

- یک درب

آره، فکر می کردم کل مدرسه می دانستند.

- بود،

قرار بود بگم مجرد

- و بله، آنها،

آنها می دانند که شما یک نفر برتر هستید.

- خوب

- خیلی وقته اینجایی؟

- آره، فقط اوه

طفره رفتن

بالا و پایین کوچه

من هنوز شبکه ای ندارم پس...

- هی تو،

در صورت تمایل می توانید روی من بازی کنید.

- یعنی به نظر می رسد قرار است از هم بپاشد.

- بله، نه، قطعاً دارد یک میلیون سال اما...

میشکنی، میخری.

در مورد آن چطور؟

- مطمئنی که دستت در حد وظیفه هست؟

- آره! خوب می شوم.

- خوب.

آیا این تمرین را برای آزمون ها انجام دادید؟

آره

تست میکنی؟

- بله قطعا.

- سرد.

- خوب.

آیا همه اعضای تیم به خوبی شما هستند؟

خوب، هرگز واقعا من بخشی از تیم بودم، بنابراین ...

-میتونم ببینم چرا - خفه شو.

دوست داری تو مدرسه یا نه؟

- شوخی می کنم!

- بله همه چی خوبه - ببین،

فقط شوت میزنی و دریبل میزنی با دست چپ، درسته؟

- شما باید هر دو طرف را یاد بگیرید

اگر می خواهید این کار را روی کامپیوتر انجام دهید.

سرد؟

بله تازه

بنابراین؟

- بنابراین،

آن را تراز کنید.

شما بروید

اعصابتو کنترل کن

و با عروسک ادامه دهید.

متوجه شدی

- آره

دریافت کردم.

- دیدن؟

لعنت! - با من بمون،

و من شما را به آنجا می برم

یکی یکی؟

- یکی یکی.

سلام. شما با آندره وونگ تماس گرفته اید.

متاسفم که تماس شما را از دست دادم.

لطفا پیام بگذارید وقتی صدای بوق به صدا در می آید

متشکرم.

- دیدن؟

- اون بابامه

- بچه ها من به شما معرفی می کنم.

- سرد.

- سلام.

این چه کسی است؟ - این الکس است.

او فقط پشت سر ما حرکت کرد.

- سلام آقای ونگ.

- من را خورخه صدا کن.

از آشنایی با شما خوشحالم، الکس.

می بینم که داری به بازی جیک کمک می کنی.

- بله، تلاش برای کار کردن.

در نزدیکی دست راست شما زیرا،

خوب میدونی.

خوب

مادرت کجاست؟

- به من بگو.

معمولا درست پشت سر شما

- خوب

شاید جانت بداند. او اینجاست؟

نه، او گفت اینطور است،

در تور پیراشکی یا چیزی

- تور دامپلینگ؟

- تور دامپلینگ؟ - بله، عجیب به نظر می رسید.

وقتی او آن را گفت، اما من فکر کردم -

- تور دامپلینگ؟ این شگفت انگیز به نظر می رسد.

آیا می دانی آن چیست؟

- من چیزی در این مورد نمی دانم.

مهم نیست

مطمئنم حالش خوبه

هر دو.

بنابراین،

اشکالی داری که من نفر بعدی باشم؟

- مطمئن. - آره؟

- آره

- عالی

بیاور.

- آیا من زیاد عصبانی می شوم؟

- جیک، خطا می کنی؟

- نه

موضوع چیه؟

- هیچ چی.

الکس، توپ تو

- خوب.

- آره

ببینیم چی داری

چک خوب چک خوب

اینطور نیست قرار بود برای همیشه باشد،

پس چرا من نگرانم؟ - هیچ نظری ندارم.

- سلام. -سلام جیک.

- سلام. - هی آقا.

- هی آقا. - سلام! چطور هستید؟

- باورم نمیشه بهت دادم

از همه مردم

- چه مرگته؟

چقدر دوام آوردی مثلا 10 ثانیه؟

هر دوی شما را در زمین می بینیم.

- "تو را در زمین می بینم".

چرا بچه های داغ همیشه اینقدر احمق هستند؟

- آره

سلام، آیا شارژری دارید که بتوانم قرض بگیرم؟

- آره

- سلام. - چه اتفاقی می افتد؟

- بسيار خوب!

تیم شوید و گرم شوید!

وقت درخشش است، مردم.

- سلام! - سلام.

- گوش کن، من تو را دارم، تو را دارم،

و شما این را دارید

خوب؟

- خوب.

- خوب؟ - خوب.

فشار!

فشار! فشار!

بیا دیگه!

باشه، زانو بلند، بیا.

بیا دیگه.

اوه!

- بیا دوباره انجامش بدیم!

وای!

-ببینم چی داری

بیا بگیرش!

به دو تیم تقسیم شوید،

اجرای بازی،

ببین کی میمونه کی میره

یه چیزی ببینیم!

انتخاب کجاست؟

- برو! - نه نه نه!

در اینجا ما می رویم!

در اینجا ما می رویم. - وای!

سوار آن شوید.

بسيار خوب! در اینجا ما می رویم.

- من حتی ندیدمش، درسته؟

پس مثل درد بود

و بله، خنده دار بود

جای زخم بزرگی هست...

- بازی با پسر جدید ارزشش را داشت.

میدونی فقط مواظب باش هیچ چیز همجنسگرا بهت نده

در غیر این صورت، Val ممکن است پیدا کند چیزهای بزرگتر و بهتر

خدایا داری از خودت تقلید میکنی خودت دم دستی میگیری؟

والریا؟

چون این کار خودارضایی، ترسناک است،

و من به شما می گویم.

- هر چه.

می دانید، وال لیاقت بهتری را دارد. از تو، جکی دو اینچی.

- اخراجش کن، رونالد.

- چطوری میخوای بخوابی؟

برای او؟

صبر کن، او به شما دو نفر را نگفت؟

آره

جیک بالاخره یک مرد است.

گرم را بررسی کنید.

- رفیق، این درست است؟

- او تسلیم شد؟ - چه کسی اهمیت می دهد؟

احتمالا خیلی بد بود که هرگز دوباره اتفاق نمی افتد.

- تو یک احمقی!

- آره؟ - آره!

بله، هیچ کس شما را دوست ندارد.

و ما فقط با شما مدارا کردیم چون تو کاپیتانی

و تا کنون بهترین بازیکن ما.

و نه،

نه، الکس به من همجنس گرا نداد.

اینطور کار نمی کند غارنشین.

- من معتقدم که ورزشکار اعتراض زیاد

- آن لعنتی چه معنی میده؟

- برای یک مرد دگرجنسگرا یعنی

شما بیش از حد وسواس دارید با باکرگی جیک

- من گی نیستم احمق!

من عصبانی هستم که او کارت V والری را گرفت!

- در موردش مطمئنی؟

خوب.

- یه اتاق بگیر!

- اگر هنوز سخت نیستی،

باید به دکتر خروس مراجعه کنی

- بکش کنار!

تو لعنتی - - اون؟

بله همین فکر کردم.

امیدوارم همه از نمایش لذت برده باشند.

اگر من تیم را بسازم،

چیزهای بیشتری وجود دارد که از کجا آمده است.

فرزندان.

- هی آقا.

- سلام. - خوبی؟

- آره

- در مورد والری درسته؟

نه مرد بیا بهت گفتم

او منتظر ازدواج است، یادت هست؟

- بله بله.

لعنتی

- لعنتی

لعنت، لعنت، لعنت، لعنت، لعنت!

باشه هه...

فقط چند ده لایک، خدا را شکر.

هیچ کس فوق العاده شایعه سازی آن را ندید

یا، می دانید، پدر و مادر ما.

- چطور می تونی اینقدر بی خیال باشی وی؟

- این یک تصادف بود.

بسته بندی رو ندیدم

من فقط سعی می کردم شب خاص ما را گرامی بدار

میدونی مثل یه کوچولو راز بین من و تو

من قصد نداشتم ما را بیرون بیاورم.

همچنین، چرا شما اهمیت می دهید؟

تو پسر هستی

اگر این بیرون آمده بود،

شما پرخاشگر بوده اید در سراسر مدرسه

مردم چه فکر می کنید در مورد من می گویید؟

- لعنتی

باشه، آره

حق با شماست.

متاسفم، تنها،

فقط نمیتونم...

فقط من را ترساند

این گزینه را از من دور کن

انتخاب ما،

از ما.

- پشیمونی؟

- البته که نه.

- چرا داستان متفاوتی دریافت نمی کنیم؟

- منظورت چیه؟

- مثل، اوم، قبلی را حذف می کنیم،

و

و سپس ما چیز جدیدی پیدا خواهیم کرد

که حواس همه را پرت می کند.

هی روبوگرام

در اینجا یک قسمت ویژه است توسط جی پاپ و وی.

کجا داریم میریم عزیزم

- از جایی که همه چیز شروع شد!

وای!

- وقتشه که...

- ریشه های جی پاپ و وی!

روزی روزگاری،

یک جی پاپ هشت ساله بود،

و این را گرفت حلقه پلاستیکی دندانپزشکی

و به سختی به خاطر همکلاسی اش وی افتاد.

بنابراین، در همین پارک،

او ضربه بزرگ خود را دید.

او انجام می دهد،

روی زانو نشست،

و از من خواستگاری کرد

- هر دو زانو.

چه آقایی.

ما در تعطیلات ازدواج کردیم زیر نرده ها

من همه مال تو هستم برای همیشه.

وعده.

- روز بعد از هم جدا شدیم.

- خب ازدواج برای بچه مشکل بزرگی است.

- بالاخره آن را واقعی و رسمی کردیم.

وقتی از من خواست که در همین مکان بیرون بروم

همین دو سال پیش

- دو

- فکر کنم کار کرد.

هیچ کس در مورد آن صحبت نمی کند یک پست دیگر به جز رونالد

و خوشبختانه خیلی احمقانه است به طوری که صفحه نمایش آن را بگیرد.

چی شده؟

هیچ چی.

من فقط هستم،

فکر می کنم از تمرین خسته شده ام.

و سپس تست ها

که؟ نمیتونم مثل بسکتبال الان؟

- من فقط همین را فکر می کردم برای پدرت این کار را کردی

من نمی دانم.

آره شاید دارم شروع میکنم دوست داشتن چیزی جدید

- الان اهل عکاسی؟

- شاید.

- تموم نکردی درخواست مدرسه شما؟

- شهریور است.

- بله، اما سررسید مدرسه آنها خیلی زود هستند.

آیا نیاز به فشار دارید آدرس درست اینجاست؟

- نه، می کنم، باشه؟

- خوب.

- تو هم حوصله داری به من شلیک کنی؟

- نه!

ببینید، لنز هنوز خراب است، این چیزی است که،

از همین رو.

تو تنها کسی هستی که بهش اهمیت میدم

من همه مال تو هستم

برای همیشه.

قول میدهم.

کلمه کدام است؟

من انجام دادم.

- توانجامش دادی؟

- من انجام دادم!

- توانجامش دادی! - من انجام دادم!

- موفق باشی! وای!

رفیق، ما در تیم هستیم!

- بیا مسلط باشیم.

- بچه ها، بیایید جشن بگیریم.

بیا دیگه!

هی بیا!

- وای!

وای!

جیک میتونم بیام داخل؟

- بله، فقط یک ثانیه.

بابا! - اوه

سلام!

- مگه قرار نیست سر کار باشی؟

- بیا اینجا.

من می خواهم بروم، اما می خواستم امروز برای شما آرزوی موفقیت دارم

این اولین بازی شماست!

- آره

آره، چیز مهمی نیست.

-آره همینطوره مرد.

خیلی مهمه

برای این کار سخت کار می کنیم.

من به تو افتخار میکنم.

خوب؟

- خوب.

- امروز موفق باشی

یه لباسی بپوش.

- وارد نشوید.

من امروز می خواهم بپرم.

روز کم جاذبه - انجام دهید.

- آره - انجام دهید.

اما اول باید بند کفشاتو ببندی مرد.

اینها مچ پا شکن های لعنتی هستند.

بچه ها 20 دقیقه دیگه خاموش میشه

باعث افتخار مدرسه شود.

- باشه مربی. - بیا این کار را بکنیم، مربی.

- سلام! - سلام.

- خوبی؟

نمیدونم کمی حالم بد میشه

تو عرق کرده ای لعنتی

- رفیق، من تا به حال بازی نکرده ام.

-آب میخوای یا چیزی؟

- اوه!

بچه های کوچه یک لحظه دارند.

چقدر شیرین.

- رونالد.

- آره، شرط می بندم که دوست داری.

آیا این کار را برای شما انجام می دهد؟

- به عشق خدا، رونالد،

در آستانه ورود به میدان هستیم.

- تو کاپیتان تیم ما هستی، مرد.

مثل آن رفتار کن

- چرا الکس به تیم پیوستی؟

شما فقط می خواستید بیشتر D را ببینید،

اینجوری نیست؟

فاگوت ها

- ما را اینطور صدا نکن.

- هی هی هی هی!

اینجا چه اتفاقی می افتد؟

پس شما و رونالد دعوا را شروع کردید؟

از تو به عنوان شماره دو من،

حالا شما به دوستان حمله می کنید.

- من آنها را اینطور صدا نمی کنم، مربی.

- رفقا پس ما یک تیم هستیم.

چیزی یاد نگرفتی؟

پدرت با این کار له میشه

او رویاهای بزرگی می دید.

او برای تو آرزوهای بزرگتری داشت.

هر دو از تیم محروم هستند.

- به ما می گفت فاجق، مربی!

قرار بود چیکار کنم؟

- این یک اتهام بسیار جدی است.

- آره

- من باید درگیر کنم مدیریت در این مورد

- پس من هنوز هم تعلیق می شوم؟

-جیک،

بینی رونالد را شکستی!

- او لیاقتش را داشت.

- مستحق مجازات است، بدون خشونت فیزیکی

ببین من عاشق بازیت هستم امسال.

حتی مرا تحت تاثیر قرار دادی

اما اقدامات عواقبی دارد.

خواهیم دید که آیا ما شما را در ماه دسامبر برمی گردانیم.

مزخرف است.

چه شوخی!

تو اونجا نبودی!

لعنتی!

چیکار کردی

- من مجبور بودم کاری کنم.

آن احمق الکس را قلدری کرد.

او به من کمک کرد.

- کمکت کردم

تمام تابستان.

خداوند.

مامان، میتونی فقط...

- خیلی اغراق میکنی. با این، جورج.

این فقط بسکتبال است.

- فقط لذت ببر- - آره

- اصلا اینو میخواستی؟

یعنی اصلا جیک نه؟

اوه واقعا؟

- شام؟ - بعدا می خورم.

- گرسنه نیستم.

من برمیگردم، ببینم آیا آشپزخانه برای بسته شدن نیاز به کمک دارد.

- بنابراین؟ که فکر کردی؟

- میدونی وقتی من همسن تو بودم

من جز پدرت کسی را نداشتم

میدونی پدر و مادرم آنها در جوانی مردند.

- من که می دانم.

- فقط به من گوش کن

آنها من را با پول تنها گذاشتند

برای ترک ادمونتون،

به مدرسه برو، جایی که با پدرت آشنا شدم.

-چرا دوباره اینو به من میگی؟

- زیرا

من مثل الان تو یه دوراهی بودم

و مطمئناً پدرت پیش من بود،

اما یکسان نیست

چگونه خانواده خود را داشته باشم به من خرد ارائه می دهد

- مامان، پرسیدم شام چطور بود،

نه برای نصیحت زندگی

- مثل خانواده ات،

دارم بهت میگم

لطفا مسیر دیگری را در نظر بگیرید

پس انتخاب های من هستند بازخواست به جهنم و برگشت،

اما جیک فقط...

خوب.

چه حکمتی دوست داری؟ دارند، پس؟

- رها نکردن

هر دو

برای یافتن چیزی که نیست رستوران پدربزرگ و مادربزرگ شما

- آنها شما را مجبور کردند که مسئولیت را به عهده بگیرید.

تو چاره ای نداشتی

- خوب -

- پس، ماندن در مدرسه است اخلاق داستان شما؟

- نه، در واقع همین این چیزی نیست که من سعی می کنم -

-خب من یه انتخاب دارم مامان

و این کاری است که من انجام خواهم داد.

- تو داری نادرست معرفی می کنی که چی دارم سعی میکنم بهت بگم

- مامان، من راهی دارم که دوستش دارم.

شاید این شما هستید که هستید به دنبال چیز درست است

الان دارید کلوچه های ثروت درست می کنید؟

- من عاقل تر از چیزی هستم که به نظر می رسم.

- بد نیست.

فقط کمی نمک بیشتری نیاز دارد.

- متشکرم.

خوب

نوبت من.

- سلام.

- سلام!

تبریک برای پیروزی.

- متشکرم.

و من هرگز نتوانستم از شما تشکر کنم،

میدونی برای چی این اتفاق در رختکن رخ داد.

تو پسر خوبی هستی

- بله اقا. مجبور بودم

میدونی؟

- خوبی؟

آره

بله من خوبم.

- آره؟ - بله، فکر می کنم تنها هستم،

مثل، خسته یا چیزی و...

که؟

میدونی، درست مثل برنامه های کاربردی مدرسه و موارد دیگر،

خیلی شبیه است،

- شما می دانید منظورم چیست؟ - خوب

- آینده و لعنتی. - آره

- اتفاقا من دیدم کنترل خسارت منتشر کردند.

خدای من.

ممنون که آن را برای خود نگه داشتید.

بود- - چیزهایی از این دست، این است،

کار هیچکس نیست

- دقیقا.

آره

بنابراین، آیا از قبل می دانید کجا درخواست می دهید؟

- احتمالا در شرق.

من می دانم که ما به تازگی به اینجا نقل مکان کرده ایم، اما، اوم،

دلم برای دوستانم تنگ شده

دوستانت یا سابقت؟

متاسفم که این کار را نکردم،

منظورم مثل این نبود - بسيار خوب.

نه. به هر حال او نیست.

فقط نمی دانم دلم برای این فضا تنگ شده است.

من نمی خواستم بیام اینجا اول از همه،

اما پدر منتقل شد و بلا، بل، بلا، بلا.

- سرد. خوبه...

- سلام،

دوست داری بیای داخل؟

تماشای یک بازی؟

- بله خوبه

- بله، در واقع قبلاً هرگز نداشتم دوست داشت پسری را بزند،

پس خیلی بیمار بود

خدای من، پسران من در حال انفجار هستند.

چرا اینکار را با من می کنی؟

- آره

متاسفم رفیق، آنها نمی روند برای برگشتن از این

توانجامش دادی؟

- آره

چرا از این موضوع بیشتر عصبانی نمی شوید؟

- منظورت چیه؟

من خیلی عصبانی هستم.

من، حتی نمی توانم درک کنم چه اتفاقی می افتد ...

- باشه پس تیمت کیه؟

-تورنتو اوه

خدای من،

آیا به این دلیل می گویید آیا آنها تیم مورد علاقه من هستند؟

- دوست، بیا.

هی، متاسفم اگر من من قبلا از خط عبور کردم.

میدونی در مورد سابقت

- عالیه.

- هنوز درد داره؟

- کمتر و کمتر.

- خوب

خوب. سوال بعدی

- بله شلیک کن

- بازیکن مورد علاقه شما کیست؟

با توانایی یا جذابیت؟

خارش

- لیسانیتی

- خوب.

- آره - داروی لین

ما بازیکنان آسیایی هرگز دریافت نمی کنیم اعتبار کافی برای ناز بودن

چیه دمت گرم

برای یائو مینگ، شرط می بندم؟

- جهنم آره

اندازه او را دیدی...

پا؟

آره سلام!

دیدن؟

باید بیرون بری

و بعد رانندگی کن...

به شبکه منتهی می شود.

- صبر کنید صبر کنید.

فقط بگذار نگاهت کنم، باشه؟

- باشه، گاوچران.

- آره

صبر کن صبر کن صبر کن

فقط صبر کن.

چی شده؟

- این مشکل بزرگی است.

- آره

-ولی من میخواستم ببوسمت برای مدت طولانی

آن چه بود؟

- من، چیزی نشنیدم، چی؟

لعنتی

آنها پدر و مادر من هستند.

- اون؟

- اینجا.

خداوند. اینجا.

می توان عجله کن لطفا

- احمق لعنتی

زیرا؟

چرا این کار را انجام دادی؟

- من نمی دانم.

لعنتی

- احساس کردم گم شدم.

برای من زمان سختی است.

ببین، می توانیم فقط...

- تو فکر می کنی که هستی تنها کسی که روزهای بدی را پشت سر می گذارد؟

آیا فکر می کنید که آیا این زندگی است که من می خواستم؟

من برای تو همه چیز را رها کردم.

این ازدواج، یک رستوران لعنتی.

اما من هرگز به تو خیانت نمی کنم.

- اون چیزی نیست

او مهم نیست

به تو قسم، آندریا.

- تو به من قول دادی.

این همه چیز نیست.

برو بیرون.

برو بیرون!

-آندریا - برو بیرون!

برو بیرون ای متقلب لعنتی!

برو بیرون!

بیرون، بیرون، بیرون!

- هی، هی، جیک.

ببین، متاسفم این اتفاق می افتد، به تنهایی،

فقط با من صحبت کن.

- باید بروی.

همین الان.

- اون؟

در حقیقت؟

- برو آره برو

- تو فقط ناراحتی، - فقط برو.

- یک لحظه صبر کن. - برو

- یک لحظه صبر کن.

آیا این مربوط به مادرت و توست؟ بابا یا مربوط به منه؟

- این فقط یک اشتباه بود.

متاسفم.

- شما هستید،

واقعا؟

- برو

-جیک-

- فقط برو! -جیک

نه- - لعنت بهت

وای خدا چی شده

- دست لعنتی من

فقط برو.

لطفا.

- متاسفم.

- مادر؟

مادر؟

هی هی هی،

چرا شما...

خوبی؟

بسيار خوب.

بسيار خوب.

- این آخرین است؟

آره

باید باشد.

- اوم، دفعه بعد کی شما را ببینم؟

- فقط وقتی حل شد با ما تماس بگیرید.

-جیک؟

-بله بابا نمیدونم.

من، مانند، غرق در برنامه های مدرسه و چیزهای دیگر

- خوب

دلم برات تنگ شده رفیق.

چرا با من در روبوگرام دوست نمی شوید؟

تا بتوانم صورتت را ببینم، می‌دانی،

وقتی احساس بدی دارم

- آره

بله شاید.

- دستت چطوره؟

خوب شاید شما بسکتبال بازی می کنید وقتی احساس بهتری دارید

-بله بابا ببین نمیدونم.

خوب؟ 100% نیست

-خب با من نه

حتما با الکس تمرین کنید.

آگاه باشید.

- همین؟

من برمیگردم داخل

- سلام.

اوست؟

نه خدایا نه

ما یک چیز نیستیم.

از اون موقع ندیدمش...

بچه ها ببین هیچ کدوم از اینا نیست برنامه ریزی شده بود، باشه؟

- آره - من فقط سعی کردم -

- باشه خوبه.

- اون مشکلش چیه؟

- این سوال جدی است؟

- سلام.

میتوانیم صحبت کنیم؟

- تو یک متقلب هستی.

- نیازی به گذاشتن نیست برچسب های تحقیرآمیز، درست است؟

- مامان همیشه خیلی غمگین به نظر می رسد.

میدونی؟

-من قصد نداشتم به او صدمه بزنم.

من مامانتو دوست دارم

من فقط عاشقش نیستم

منطقی است؟

ببین، حدس می زنم بیشتر از این،

من عاشق خودم نبودم

و من چه کسی شدم

من می خواهم آن مرد باشم از شخصی که شما را تحسین می کنید،

پسری که میخواهی باشی

- من نمی خوام تو باشم بابا.

همیشه.

- ببین، ما می توانیم در این مورد خیلی صحبت کنیم.

یا هر چقدر که بخواهی

سلام.

- سلام.

- حالت بدی داری؟

- همیشه

چی شده؟

- هیچ چیز اشتباه نیست.

فقط من،

در حال حاضر خیلی چیزها در ذهنم است.

میدونی؟

والدین من.

- لعنتی، متاسفم.

- نه نه نه نه.

هی، هی، هی، اشکالی نداره.

لازم نیست پشیمان شوید.

تقصیر تو نیست.

- من یک لباس جدید برای رسمی زمستان دارم.

آیا می خواهید آن را ببینید؟

- آره

- این یاسی است، بنابراین من فکر می کنم.

احتمالا باید دریافت کنید یک کراوات یاسی هماهنگ

- صبر کن، یاس بنفش چیست؟

- می دانی یاس بنفش چیست،

شبیه بنفش روشن است.

دیدن؟

شما چی فکر میکنید؟

- عاشقشم.

فقط یک ثانیه به من فرصت بده

- هنوز خراب نیست؟

- مهم نیست.

آماده؟

در اینجا ما می رویم.

خوب.

بله، ژست بگیرید.

بیا اینجا.

من همه مال تو هستم، باشه؟

برای همیشه. قول میدهم.

- خوب.

- پس هی

آیا می توانم از شما چیزی بپرسم؟

- آره

- آیا برای رقص زمستانی قرار من خواهید بود؟

-اوه... - لطفا بیا بریم

تو مثل آخرین راه حل منی

- باید بپرسی؟

خوب.

و من هم خواستم چیز دیگری به آنها نشان دهید

- چیه؟

- اشکالی نداره، فقط به این به عنوان یک عذرخواهی فکر کن.

برای من که اینقدر حواسم پرت شود

خوب؟

- خوب. - یک ثانیه.

عالی خواهد شد، شما آن را دوست خواهید داشت.

خوب.

- تادا.

وای خدای من کارت تمام شد درخواست کالج شما

-بله برات مهم بود.

برای ما مهم است.

برو برو!

مهمانی - جشن! مهمانی - جشن!

مهمانی - جشن! مهمانی - جشن!

- وای! ما بردیم!

اگر برنده شویم!

لعنتی، تحسین کننده احمق من اینجاست.

چه کار می کنی؟ دستگیری.

- آره برام مهم نیست کی می دونه!

دوستت دارم!

- میرم یه نوشیدنی بیارم.

- برای من هم یکی بگیر؟ - بله، باشه.

- مردم چه هستند؟

من الان در این مهمانی هستم.

خونه سام پسر

نمی دونم چرا اینجا نیستی

اما تو باید باشی

و اگر نیستی،

فردا بهت میگم

خیلی متاسفم که همه شما رو میبینم

اما من از دیدن همه شما هیجان زده هستم، باشه؟

سلامتی.

- چه لعنتی؟

ادم سفیه و احمق.

مشغول.

- من الکس هستم.

من نگران تو هستم.

- من خوبم.

- از اون موقع دیگه حرف نزدیم

از وقتی که متوجه پدرت شدی

خوبی؟

- واقعاً به تو ربطی ندارد.

- لطفا من را کنار نگذارید، باشه؟

من می دانم که این چقدر می تواند تنها باشد.

- پدر و مادرت با هم هستند.

- این چیزی نیست که من در مورد آن صحبت کنم.

- چطور می تونی تنها باشی؟

شما در تیم لعنتی هستید و در بازی ها پیروز می شوید

و نام بردن - - چون دلم برات تنگ شده.

چرا منو نادیده میگیری؟

- من فقط اشتباه کردم.

- نادیده گرفتن من یک اشتباه بود

یا همه چیز اشتباه بود؟

-میدونی کدوم یکی بیا.

- چرا اینجایی؟

نگاه کن

مربی امروز با من صحبت کرد.

حرف خوبی میزنه

در عوض با مربیان کالج محلی،

به جای بازگشت به شرق

- خوبه.

برای شما مبارک.

- ببین چیکار میکنی جیک؟

شما می خواهید توپ بازی کنید و سپس نمی کنید.

تو منو میبوسی و بعد فرار میکنی

تسلیم میشی الان چی میخوای

دست از پنهان شدن بردارید و به خود نگاه کنید.

لعنتی

جیک؟ شما اینجایید؟

جیک؟

جیک؟

لعنتی

- چه اتفاقی می افتد؟ -والری، نگاه نکن.

من می توانم توضیح دهم، باشه؟

این مثل یک و بزرگ است اشتباه احمقانه. نمایشگاه...

من نمی توانم آن را توضیح دهم. سلام!

برو صبر کن

اب!

من نمی فهمم، ما...

چند وقته این طوره؟

- بچه ها، این از پدر و مادر من است ...

- چه لعنتی - لعنتی

- برو لطفا!

-فقط برو لباس بپوش قبل از پایین رفتن

سعی میکنم آرومش کنم

- خوب.

- هی، خوب میشه.

- نه نه، باشه؟

من نمی خواهم با تو صحبت کنم.

-جیک - خوب؟

-جیک - من نمی خواهم با تو صحبت کنم.

-والری- -لعنتی به من دست نزن!

آیا تو همجنسگرای لعنتی؟

به من بگو.

چطور توانستی؟

من-همش ساختگی بود؟

چیزی بگو!

- دیگه به ​​من نگو ​​چه کار کنم!

- و شما!

صبر کن، نه، نه، نه، نه.

معنی نداره وال

قسم می خورم، باشه؟

به من دست نزن.

- سلام.

من آدم بد اینجا نیستم

- لعنتی

خیلی متاسفم مرد

پرسیدن فروش خودرو،

و ما به شما می گوییم که ...

آ مرد 49 ساله ناشناس

دیشب دیوانه شد

گشودن شلیک با شلیک 12 گیج...

مادر تولدت مبارک!

با تشکر!

تولدت مبارک عزیزم.

تو هنوز به همین زیبایی مثل روزی که با تو آشنا شدم

وای!

مادر تولدت مبارک.

من شما را خیلی خیلی دوست دارم.

ممنون برای تمام کارهایی که انجام دادی.

تو گی لعنتی؟

چطور توانستی؟

W-آیا همه چیز فقط تظاهر بود؟

چیزی بگو!

بس کن گفتن من چه کنم لعنتی!

- والری اصلا جواب نمی دهد.

سام و گری نمی توانند او را پیدا کنند.

- این دیگه چه جور ویدیویی بود؟

درباره همجنس گرا بودنش

- ما ساعت ها در دایره رانندگی می کنیم.

ما باید او را پیدا کنیم.

- من نمی فهمم چرا جیک این کار را کرد.

چرا فقط به ما نگفت؟

- سر خود را از باسن بیرون بکشید

برای بیش از دو ثانیه

و ببین با بچه ات چیکار میکنی

هر دوی شما از رستوران متنفرید،

و از کاری که با شما دو نفر کرد متنفرید.

این بد است،

اما کینه خود را از ما بیرون نکنید

تمام چیزی که جیک می خواست این بود که تو را خوشحال کند،

آنقدر که او حتی نمی کند بداند دیگر چه می خواهد

و شما می دانید،

تنها کاری که می خواستم انجام دهم این است غذای لعنتی چینی بپز

و با این حال، شما نمی توانید ببینید از رویاهای شکست خورده خود گذشته

تا اجازه بدهیم مال خود را پیدا کنیم

- جانت، روبوگرامش را چک کن.

- این مثل اولین کاری است که انجام دادم.

هیچ چی.

- او هنوز با من دوست نشده است.

البته او این کار را نکرده است.

- اون باهات دوست شده؟

- اسمش این نیست.

- البته که دارد.

من مامانش هستم

- بچه ها، او جایی که هست پست نمی کند،

او فقط حریم خصوصی می خواهد

الان زمان...

ریشه های جی پاپ و وی!

روزی روزگاری در آنجا یک جی پاپ هشت ساله...

- صبر کن،

فکر می کنم شاید بدانم او کجاست.

- خیلی متاسفم، وی.

لعنتی

لعنتی

- حتما دلمون براش تنگ شده بود.

او هست آنجا، او روی حلقه است.

- آندریا - بابا

میدونم میدونم.

- این جا بمان. - به هیچ وجه!

من نیاز به انجام این کار دارم.

- مامان! مامان

مامان، مامان، مامان، مامان، اشکالی نداره.

اشکالی ندارد، اشکالی ندارد.

- عیسی، جیک!

از اونجا بیا پایین،

تو به خودت صدمه میزنی!

خیر

- به من گوش کن، باشه؟

بابا باید این کار را انجام دهد.

- لعنتی جیک، حالت خوبه؟

-حالم خوبه؟

چه لعنتی

نه بابا!

خیلی واضح است که حالم خوب نیست.

باشه؟ من لعنتی نشده ام از زمانی که...

من گی هستم.

چی؟

چیه بابا تو فقط الان منو بغل میکنی لعنتی

مثل آن است که فقط می خواهم لعنتی همه چیز را حل می کند؟

جیک، همه چیز درست میشه

- چطور؟

چطوری بابا

- چون دوستت داریم.

چرا فقط به ما نگفتی؟

به من بگو.

-جدی میگی بابا؟

جدی میگی لعنتی؟

بابا رویا چی؟

بخش همجنس گرا بودن چگونه است از رویای لعنتی؟

- هنوز هم می توانید ورزش کنید.

شما هنوز هم می توانید توپ بازی کنید.

- من نمی خواهم لعنتی بسکتبال بازی کنم!

بیدار شو

من نمی خواهم لعنتی با توپ بازی کنم!

من نمی خواهم کاری را که شما می خواهید انجام دهم.

من دیگر نمی خواهم.

من دارم تموم میشم

باشه؟

تو و احمقت...

میدونی رویاهات با من چه کرد؟

میدونی احمقت چیه...

من نمیتونم...

فقط صدایم را می شنوی، خواهش می کنم بابا؟

من نمیتونم اونی باشم که تو میخوای باشه؟

من نمیتونم اونی باشم که کسی میخواد.

من جام لعنتی تو نیستم

- جیک، اجازه بده...

- نه!

لعنتی، نه!

نه، باشه؟

اجازه بدهید.

هر کس...

همه به من فشار می آورند.

همه آنها می خواهند که من شخص دیگری باشم،

و من نمی توانم این کار را انجام دهم

- متاسفم جیک.

من نمی دانستم.

- هر اتفاقی که امشب افتاد بابا.

آنها...

لعنتی، آنها مرا بیرون انداختند.

- هی گوش کن.

- لعنتی منو بیرون کردند قبل از اینکه آماده باشم آنجا

من حتی ...

- گوش بده. مشکلی نیست.

مشکلی نیست.

- بابا اینطور نیست. والری از من متنفر است.

- او می فهمد.

- الکس و کل مدرسه.

نمی توانم، نمی توانم برگردم.

باید حرکت کنیم.

ما باید بریم. - می دانم، نه، نه.

-لعنتی میخوام بمیرم بابا. - نه

نه نه نه. - میخوام بمیرم لعنتی

- میدانم.

جیک به من گوش کن

شما هنوز هم می توانید انتخاب کنید که چه کسی می خواهید باشید.

باشه؟

از این لحظه.

به من می شنوی؟

دوست دارید چکاره شوید؟

رویات چیه؟

- من فقط می خواهم خوشحال باشم.

من فقط میخوام شاد باشم بابا - میدانم.

دوستت دارم جیک

ما شما رو دوست داریم.

مشکلی نیست.

مشکلی نیست.

-نمیدونم به والری چی بگم.

یا الکس.

- زمان می برد.

اما آنها نمی توانند از شما متنفر باشند،

برای هر یک از این

می دانید، این فقط دردهای رشدی است.

- و اگر در نهایت از شما متنفر شوند،

من به همه آنها مسمومیت غذایی می دهم.

- جانت

- چی؟

چی؟ من، جدی می گویم.

- آره ممنون جانت

-آره خوش اومدی

از دیدن شما دوتا لذت بردم امروز در اطراف یکدیگر رفتار کنید

- آره

آره اما، اوم...

- بود،

ما برای هم خوب نیستیم

دیگر نه.

اوم، ما، اوم،

برای مدتی جدا شوید

مطمئن شوید که این همان چیزی است که ما واقعاً می خواهیم

قبل از ما،

میدونی.

- رستوران چطور؟

- پدرت دنبال یک شریک تجاری جدید،

کسی که بتواند من را بخرد خارج از رستوران

- تغییرات بزرگی در آنجا رخ خواهد داد.

- چیکار می کنی مامان؟

- فکر کنم وقتشه که اوم، به مدرسه برگرد

دوباره خودم را پیدا کنم

درسته جانت؟

- شما اینجا هستید.

قبل از رفتنم می خواستم چیزی بگویم.

بنابراین، هر آنچه امروز صبح گفتی،

من صدای شما رو واضح و رسا میشنوم.

متاسفم که قبلا نداشتم.

- اجازه نده یک غریبه نیمی از رستوران را بخر

آنها مفهوم را خراب می کنند،

مجبورت کن بیرون

- نکته همین است.

جانت، تو این زندگی را نمی خواهی.

ساعت ها،

مشتریان،

بازرسان،

پول

- بحث پول نیست.

- شما یک سال وارد مدرسه آشپزی شده اید.

شما نمی دانید چه می خواهید.

- بله انجام میدهم.

میدونم چی میخوام بابا

- جانت، این یک وجود وحشتناک است.

- ازش متنفری

چون مادربزرگ و پدربزرگ مجبورت کرد این کارو بکنی

درست؟

خیر

حقیقت این است که،

آنها من را درست نکردند

من آن را خواستم.

التماسشون کردم

- التماسشون کردی؟

- من، نتونستم بازی کنم بسکتبال بعد از مصدومیتم

من هیچ مهارت دیگری نداشتم.

بعد مامانت باردار شد

بنابراین،

من این کار را برای حمایت از همه ما انجام دادم.

من این کار را برای شما و جیک انجام دادم.

- خوب،

آیا تو،

آیا شما ما را مقصر می دانید؟

من و جیک؟

- نه، مطلقاً نه.

الان که به تو نگاه می کنم،

این بهترین کاری است که من انجام داده ام

همیشه درباره شما دو نفر بوده است.

میدونی نزدیکی

منظورم رشته فرنگی مادربزرگ است.

- لطفا این کار را نکنید.

- واقعاً می خواهید طعم آن را بچشید؟

اول آخر هفته ها

شما از پایین شروع می کنید،

طناب ها را از کارکنان آشپزخانه یاد بگیرید.

اتمام مدرسه.

بعد، شاید.

یک روز

- متشکرم.

- گفتم شاید.

و یک روز

و اگر خودت را ثابت کنی،

سپس می توانید من را بخرید

- متشکرم.

- هی، مرد، گری و من نگران شما هستند

چون افرادی در مدرسه صحبت می کنند،

و شایعاتی در اطراف وجود دارد.

- ما فقط می خواهیم از شما بشنویم، مرد،

مطمئن باش که حالت خوبه

لطفاً به ما پاسخ می دهید؟

آره؟

- آره؟ - آره

خدای من.

- هی جیک

لطفا با ما صحبت کنید.

رفیق، ما تو را دوست داریم. خیلی خوب؟

و ما فقط می خواهیم از شما بشنویم.

ما می دانیم که شما آسیب می بینید.

- و، و ما متوجه شدیم باید سخت بوده

راز نگه داشتن این،

اما شما دیگر مجبور نیستید

- ما برای شما اینجا هستیم.

برای هر چیزی و همه چیز.

باشه؟

پس لطفا، لطفا، لطفا به ما ضربه بزنید.

- سلام.

از ملاقات با من در اینجا متشکرم.

- این چرندیات شماست.

این همه چیز یک بود حقه لعنتی، اینطور نیست؟

- البته که نه.

-پس تو به من دروغ گفتی

تمام این مدت؟

چه، زمانی که من به طور تصادفی آن عکس را ارسال کرد،

فقط شرمنده بودی که آن را برای من از دست دادی؟

- البته که نه.

- چطور باورت کنم؟

- دوساله به من دروغ میگی.

شاید حتی بیشتر، نمی دانم.

عیسی، اگر دروغ گفتی

در مورد این، پس چه چیز دیگری - - والری، بس کن!

فقط بس کن

من به شما دروغ نگفتم

باشه؟

از این پیچیده تر است.

فقط،

فقط سعی کن خودت را جای من بگذار

لطفا.

من در حال تلاش برای پیدا کردن من هستم.

باشه؟ من واقعی در تمام این مدت

من فقط دوست داشتم این حلقه را بپوشم

برگشت به کلاس دو

ولی بعدش اینو گفتی فکر کردی زیبا بود

پس مجبورم کردی بهت بدم

و سپس،

تو باعث شدی با تو ازدواج کنم در تعطیلات روز بعد

- اینجوری یادم نمیاد

چه، پس شما می گویید من باید می دانستی که همجنس گرا هستی

چون دوست داشتی بپوشی یک حلقه پلاستیکی به مدرسه؟

- نه، من فقط همین را می گویم من کاری که از من خواستی انجام دادم

و من از آن زمان این کار را انجام می دهم.

وی، تو بهترین دوست منی، باشه؟

خواهش میکنم ترکم نکن به تنهایی اینجوری

من به تو نياز دارم.

- جیک؟ چه کار می کنی؟

- دانش آموزان لیتون متوسطه!

- هی بس کن

- اسم من جیک وانگ است،

و والری احمدی بهترین دوست من بود

و من او را ناامید کردم.

من نیاز دارم که او مرا ببخشد.

به او در کنارم نیاز دارم

من بدون او گم شده ام

لطفا.

من بدون تو گم شدم

- ببخشید که تو مهمونی زدم.

- متاسفم که تقلب کردم.

-آره خب...

من واقعا دوستت داشتم

من همچنان انجام میدهم.

واقعا یه جورایی درد داره

- میدانم.

- سلام.

- سلام.

شما،

امروز سر تمرین نبودی

- آره، حالم خوب نبود.

دیدم که جای خود را در تیم رد کردی.

- آره

من کردم.

صادقانه بگویم،

از بازی کردن متنفر بودم،

و تنها زمانی که من واقعا لذت بردم

وقتی با تو بازی می کردم

- در خانه شما

و در مهمانی،

کاری که با من کردی افتضاح بود

تو واقعا من را رنجاندی.

- میدانم.

و من خیلی ناراحتم...

میشه لطفا منو ببخشید؟

- من نه،

من نمی دانم می خواهی کی باشی، جیک.

سلام.

- کفش های من را دیده ای؟

من دیر میرسم - آره، گرفتمشون

اینجا.

با تشکر.

-خب امشب کیه؟

- ولید

از کلاس

او می خواهد مرا به رقص ببرد.

تو نمی رقصی

من تو را ندیده ام - من شبیه

عالی به نظر میای

همه چیز خوب است؟

- آره

آره خوب میشم

خوب میشم مامان

- این شب توست.

باشه؟

- باشه.

دوستت دارم.

- منم دوستت دارم مامان.

امشب خوش بگذره

- تو هم همینطور.

-آره برو دیر میرسی

- آماده؟ - من آماده ام.

- بچه ها، امروز خوب به نظر می رسیم.

- به نظر تازه میاد، رفیق.

- سلام بچه ها؟

- آره؟

- بچه ها اونجا میبینمت.

- تو خوبی؟

- آره

خوبم.

- باشه مرد.

ما شما را در آنجا خواهیم دید.

- سلام.

- سلام.

این است،

خوب است که شما را می بینم

- تو هم همینطور.

تو نگاه میکنی...

ناهمسان.

- واقعا؟

فقط همین است که قبلا پست کردم

- من ندیدم.

آیا تو،

آیا آنچه را که اکنون می بینید دوست دارید؟

- آیا تو؟

- آره

من فقط،

من هستم،

من واقعا متاسفم هر کاری که با تو کردم

امیدوارم بتونی منو ببخشی.

- بیا،

بیایید روی آن کار کنیم

با یکدیگر.

میخواهی برقصی؟

- من واقعاً الان سرم شلوغ است.

- شما هستید؟ - آره

شوخی کردم

آره.

بیا برقصیم.

- باشه.

笙ェ بسیار آشکار کننده 笙ェ

笙ェ لمس شما شفابخش است

笙ェ قلبت را به من بده

笙ェ تسلیم احساس

بی ترس

笙ェ عشق ما به نمایش گذاشته شد

笙ェ پس بگذار دنیای اطراف ما محو شود

حالا چیزی نیست ایستاده در راه ما 笙ェ

در آغوش تو جایی که می خواهم بمانم

دستم را بگیر بعد پرواز می کنیم

حالا چیزی نیست ایستاده در راه ما 笙ェ

در آغوش تو جایی که می خواهم بمانم

دستم را بگیر بعد پرواز می کنیم

حالا چیزی نیست ایستاده در راه ما 笙ェ

در آغوش تو جایی که می خواهم بمانم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.