Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از رضا
تجربه ی شیرین سینمای هند در وبسایت بالیوود وان
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
:مترجم Goddess
♪او مثل یه شیر غرانه♪
♪او مثل آتش سوزانه♪
رانا ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
!لطفا ولم کنین
!شماها کی هستین؟
!ولم کنین
چرا منو دزدیدین؟ !درش بیار -
.ممنون رئیس !هی -
.میگم چشمبندش رو بردار
.چشم رئیس
آخه چرا منو دزدیدین؟
!پول خانوم، پول
بهش زنگ زدی؟
.گفت کم کم خودشو میرسونه
،تا اونی که بهمون دستور داده تو رو بدزدیم برسه اینجا
.بهش بگیم برامون برقصه رئیس
.داستان زندگیتو برامون تعریف کن
.من عاشق پسری شدم و اون اومد خونه ما
.فکر میکردم اونم منو دوست داره
.اما بعد متوجه شدم مادرم رو میخواد
مامانت رو؟
.داستان من سه ماه پیش توی زوریخ شروع شد
زوریخ کجاست؟
.توی سوییس سوییس کجاست؟ -
.داخل اروپا
اروپا کجاست؟
میخواین بهتون جغرافی یاد بدم یا داستانمو بگم؟
.ادامه بده
.یه خانواده به اسم چاندرا هستند
.شارات چاندرا، رئیس یک شرکت بزرگ
.اون خیلی لاکچریه
منظورت چیه؟
.اون میلیاردره
میلیاردره؟
تو عاشق یه پیرمرد شدی؟
.من عاشق قدرتش شدم
کمپانی آی اِف سی رو میشناسید؟
همون کمپانی بزرگ؟
.هفت درصد از سهام شرکت ما دست اوناست
.یه فردی به اسم پروین شتی اون کارخونه رو خریده
اون چی میخواد؟
.اون صندلی رو
.قیمت اون صندلی فقط 50 یوروست
،اگر پسرم روی اون صندلی بشینه
.هزاران یورو ارزش پیدا میکنه ...برای همینه -
.که اون میخواد صندلی شما رو به دست بیاره
.اون داره با هزینه زیادی سهام شرکت ما رو میخره
.هر کسی هم نخواد بفروشه با تهدید ازش میگیره
،هر چقدر دلش میخواد تلاش کنه
.هرگز نمیتونه اون 60% سهامی که مال خانواده من هست رو بخره
.چهل درصد
.بیست درصد دیگه متعلق به دخترتون ساراسوامیه
.توی این 25 سال اون حتی یکبار هم به جلسات مدیران نیومده
.حتی ادعای مالکیت سهام هم نکرده
.اونم میدونه و میخواد همون درصد مالکیت رو ازمون بگیره
شما از کجا این اطلاعاتو بدست آوردید؟
،ممکنه برای خودمون فهمیدنش سخت باشه
.اما باز هم مشخصه
.کسانی که از ما نیستن، بهتر میتونن مشکلاتمون رو ببینن
.سعی کن باهاش حرف بزنی
،اون یه قایق داره
.که اکثر اوقاتش رو توی اون میگذرونه
.هیچوقت جواب تلفنش رو نمیده
.توی هیچ جلسه ای هم شرکت نمیکنه
.پس اون قایق قلمرو و اون شاه قلمروشه
.خیلی خوبه
.پس به نوه ام بهاراو بگید بیاد اینجا
.نمیشه به همین راحتی از شرش راحت شد
،اون همیشه بادیگاردهاش رو همراهش داره
.اونا با اسلحه هستن و توی بهترین جاها آموزش دیدن
.بهترین اسلحه خود انسانه
.یه سرباز واقعی دنبال اسلحه نمیره
.اما اون همیشه دنبال دشمنانش میگرده
،نوه من بهاراو چاندرا
.یه سرباز معمولی نیست، برای خودش یه ارتش کامله
...اما شارام .جلسه تمامه -
♪صداش میزنن رانا♪
♪اون مثل طلاست♪
♪هیچکس توانایی مقابله باهاش رو نداره♪
!هی تو
!دستاتو ببر بالای سرت
!دستاتو ببر بالای سرت
!تکون نخور
!آتش
.فکر کنم نمیدونم من کی هستم و منو دزدیدی
.تو خبر نداری من کی هستم و منو دزدیدی
.داری اشتباه میکنی
.تو سهام شرکت خانواده منو خریدی
.پس نیازی نیست درباره درست و غلط کار با هم حرف بزنیم
چرا سهام شرکت ما رو میخوای؟ .چون بهم قدرت زیادی میده -
...تو خیلی از جونت میترسی
پس چرا انقدر در خطر میندازیش؟
...در واقع نمیخواستم بهت بزنم
.اگر حتی یه سانت هم تیرم خطا بره اونوقته که میمیری
.نمیخوام با حرف زدن زیاد منظورمو بهت بفهمونم
.سریع میرم سر اصل مطلب
.الان دارم با آرامش بهت اخطار میدم
...فریب لبخند روی لبم رو نخور
.سعی کن منظور منو کامل بفهمی
...اگر بخوای با خانواده من دربیفتی
.انگار اینطوری حالیت نمیشه
...هر چقدر تو پیش بری
.من از تو جلوتر میرم
فهمیدی؟
...قدیمیا میگفتن
یه کف دست نون و یه لیوان آب برای زنده موندن کافیه
.یه جای کوچیک هم برای زنده موندن بسه
.این حرفشون خیلی درسته
.همینو پیشه زندگیت کن
.میگن برای شادی و آرامش باید صبر داشته باشی
.خوبه، ما هم صبر میکنیم
.اما به این راحتی به دست نمیان
.حتی وقتی به سن من رسیدین هم به راحتی بدست نمیاد
بهاراو
بهاراو پدربزرگ -
میدونی آرزوی من چیه؟
...دخترم، دامادم
و بچه هاشون
.همه بیان و با هم غذا بخوریم
...صدای خنده هاشون رو
.دوست دارم توی این خونه بشنوم
.من 25 ساله منتظر اونام
.غذامون هر روز پربرکت تر میشه اما آرزوی من برآورده نشده
...میگن وقتی یه مرد پیر میشه، بیشتر شبیه بچه ها میشه
.و بچه هاش مثل پدر و مادرش میشن
.منم میخوام دخترمو ببینم
.سه ماه دیگه 75 ساله میشم
عزیزم میشه عمه ات رو برای تولدم اینجا بیاری؟
میشه مادرمو بیاری؟
مگه میتونی توی سه ماه روی پا بایستی؟
چند ماهه فلج شدی، میتونی بلند شی و بایستی؟
نمیتونی، مگه نه؟
.اونم نمیتونه توی این سه ماه اینکارو انجام بده !هی -
خودت بودی که اونو فرستادی بره، چرا از من عصبانی میشی؟
.شما بهش همه چیز دادین، اما بازم رفت
،اگر بخوای کسی رو تنبیه کنی زمان زیادی نمیخواد
.اما برای فراموش کردن اون تنبیه زمان زیادی لازمه
...اون دختر برخلاف میل من ازدواج کرد
.منم بخاطر همین از خونه بیرونش کردم
.اما الان دلم میخواد ببینمش
...اون اشتباه بزرگی مرتکب شد
.نمیتونیم بریم بهش التماس کنیم که برگرده اینجا
...فرقی نداره زلزله کجا رخ میده
.اما بازم یه منطقه رو ویران میکنه
...اما وقتی توی خانواده مشکلی پیش میاد
.اشتباهه که همه تقصیرا رو گردن یه نفر بندازیم
،درسته که میگن دختر مال مردمه
.و تازه عمه خونه رو هم ترک کرده
...ما برای سالگردها براش هدیه میفرستیم
.اما اون همه اونا رو برمیگردونه
.اون به ما احتیاجی نداره
.خاطرات اون برای همه ما دردناکه
.برای همینم از کشور مهاجرت کردیم
.اما هیچ چیزی عوض نشده
!من ایستادم
پدربزرگ
میشه عمه ات رو به این خونه برگردونی؟
.اینکارو میکنم
.بهم قول داد، پس حتما میارتش
♪اون مثل خدای باگیراتاست که روخانه گنگ رو از آسمون به زمین آورد♪
♪اون مثل خدای باگیراتاست که روخانه گنگ رو از آسمون به زمین آورد♪
♪هیچکس نمیتونه جلوی اون رو بگیره♪
♪ببینید کی اومده♪
♪هی آدما، شیر برگشته♪
♪برگشته♪
♪سلطان شیر در جنگل♪
♪اسمش بابار شیره♪
♪اون در هدف گیری بهترینه♪
♪هیچوقت تیرش خطا نمیره♪
♪سلطان شیر در جنگل♪
♪براش فرقی نداره از کجا هستی♪
♪توی دوستی بی همتاست♪
♪اون یه دوست وفاداره♪
♪اون آماده مقابله با هر خطریه♪
♪اون همیشه برنده است♪
♪حضورش باعث میشه دشمنان از ترس فرار کنن♪
♪بخوای اونو بزنی یا فرار کنی♪
♪بازم هنوز شش قدم ازش عقب تری♪
♪بخوای اونو بزنی یا فرار کنی♪
♪بازم هنوز شش قدم ازش عقب تری♪
♪سلطان شیر در جنگل♪
♪اسمش بابار شیره♪
♪اون در هدف گیری بهترینه♪
♪هیچوقت تیرش خطا نمیره♪
♪از همون اول رئیس زاده شده♪
♪یه دیکتاتور، یه برنده♪
♪اون شکارچی مرگه♪
♪مراقب باش عصبانیش نکنی♪
♪توی حرفاش شجاعت موج میزنه♪
♪اون همیشه شجاعه♪
♪همه نزدیکانش عاشق اون هستن♪
♪او به انسانهای خوب احترام میذاره♪
♪اما برای آدمای بد مثل خدای یاماست♪
♪بخوای اونو بزنی یا فرار کنی♪
♪بازم هنوز شش قدم ازش عقب تری♪
♪بخوای اونو بزنی یا فرار کنی♪
♪بازم هنوز شش قدم ازش عقب تری♪
♪فقط به یه چشم غره به دشمنانش اخطار میده♪
♪برای هر قدمش یه دلیلی داره♪
♪اسمش رو بپرس، اون راناست♪
♪اسم اون راناست، هر کارش پر از جذبه است♪
♪اون متعلق به همه است♪
♪اون به همه احترام میذاره♪
♪بخوای اونو بزنی یا فرار کنی♪
♪اون قهرمان همه هندی هاست♪
♪بخوای اونو بزنی یا فرار کنی♪
♪اون قهرمان همه هندی هاست♪
♪اون مثل خدای باگیراتاست که روخانه گنگ رو از آسمون به زمین آورد♪
♪هیچکس نمیتونه در برابرش قد علم کنه♪
♪ببینید کی اومده♪
.خوش اومدین قربان
.قربان اینجا بنگلوره
.قبلا بهش بنکاگلور میگفتن
.اونو بده به من .قربان -
.اینا جدیدترین عکسای عمتون هستن
.اسمشون ساسوامیه و زن قدرتمندی هستن
.ایشون هم همسرشونن، بسیار پرتحرک و سرزنده
.اما الان نسبت به قبل آرومتر شدن
.شوهر عمه در دادگاه وکیل هستن
.و عمه شما توی خونه یه قاضیه
...اونا سه تا دختر و یه پسر دارن .نانی -
.من میدونم تو همه چیزو میدونی، اما نمیخواد به من بگی
.قربان شما هر چی بگید من آماده میکنم
.کی میدونه چه اتفاقی قراره بیفته؟ ما تازه رسیدیم
...خب میدونی الان میخوایم چیکار کنیم؟ براش برنامه ریختی؟ -
.ببخشید قربان خونه عمه ام کجا هست؟ -
.قربان منزل عمه در جایاناگان هست
.اما شوهرعمه همین الان رفته حیدرآباد
برای رسیدنش کی اومده؟ .کسی نیست قربان -
نارایان؟ بله قربان؟ -
.یه وسیله برام بیار قربان هلیکوپتر رو بیارم؟ -
.نمیخوام هوایی سفر کنم، میخوام از جاده برم
.چشم قربان
.ببخشیدا، اما این ماشین منه
چقدر براش دادی؟ .هشتاد میلیون -
...نارایان قربان؟ -
.پول رو بهش بده
!هی ماشین من
.این یه چک آمریکاییه
.برابر با پوله مجبورم ماشینمو بخاطر پولتون بدم؟ -
میخوای کتک بخوری؟
!تاکسی
.ممنون
آقا؟ آقا؟
.اوه
.فکر کنم سکته کرده، زنگ بزنید آمبولانس بیاد
.اگه ده دقیقه دیگه صبر کنیم، خودش میمیره
.بعد عمه اتون بیوه میشه
اونوقت مجبوره از شما کمک بخواد، نظرتون چیه قربان؟
...آقای چاکراپانی
.من یکم وقت دیگه میخوام تا پولتون رو پس بدم
اوم شاکتی، چند روز دیگه آخه فرصت میخواید؟
میخواین بعد از جشن کالباساوا پرداخت کنین؟
چرا اینطوری چشماتون رو برای من میدرین؟
.من خودمم چشم دارم
.اگه یکم مشروب بخورم، چشمام از مال شما هم قرمزتر میشه
.فکر کنم باید با احترام بیشتری حرف بزنید آقا
...اوم شاکتی
...وقتی اومدید پیش من ازم پول قرض بگیرید گفتید
!داداش به من چند کرور پول قرض بده
.داداش من یه عالمه پول نیاز دارم .با اون زبون چرب و نرمتون گولم زدین
،اما وقتی پولمو میخوام پس بگیرم
.با من به انگلیسی خشک حرف میزنین
.خانم، آقا رو بردن بیمارستان جان
.خانم ایشون سکته کردن
،هر کسی میخواد از جایی خارج بشه به بقیه خبر میده
.اما این خانم بدون هیچ کلمه ای رفت
...ای بابا اوم شاکتی
چرا به بقیه پول قرض میدی و بعد التماس میکنی بهت برگردونن؟
.الان که گذشت
...من سر حرفم میمونم
.توی یه زمان درست و حسابی کاری میکنم گریه این خانم دربیاد
...مجبور بودی دو کیلومتر بیشتر بری
وقتی همونجا یه بیمارستان بزرگ بود؟
چرا نبردیش همونجا؟ .خانم -
.دو کیلومتر جلوتر یه قبرستون هم هست
،اما وقتی کسی سکته قلبی میکنه
.باید سریعا به یه بیمارستان مجهز و مرتبط بره
.شما بهتره از ایشون تشکر کنید
قربان من فکر کردم الان میفته به پاتون و تشکر میکنه .اما ایشون خیلی مغرورن
اگر خوش اخلاق بود، پس چرا باید از خونه ما میرفت؟
پراکاش؟
کی منو رسونده بیمارستان؟
سوامی بله خانم؟ -
.یه کیف توی ماشینم هست، به راننده بگو برام بیارتش
.یه میلیون روپیه بهش بده
.چشم خانم ...تو انقدر منو دوست داشتی که برای با هم بودنمون
.تمام ثروت و مکنتت رو کنار گذاشتی
...اما کسی که منو نجات داد
میخوای همینطوری بفرستیش بره؟
....کسی که دوباره زندگی رو به من برگردوند رو
میخوای بدون حتی یه تشکر بفرستی بره؟
.خدا ما رو بخاطر اینکار نمیبخشه
.الو؟ دارن شما رو صدا میزنن
.قربان شماره منو گرفتید .جواب بده -
.به همه حرفامون گوش بده
.چشم قربان .اگه چیزی از دستت دربره، له و لوردت میکنم -
.چشم قربان
اسمت چیه؟
.این قرص ها رو بهش بده بخوره .چشم -
.ببخشید آقا
.چاندرا هستم قربان
کارت چیه؟
.به راننده بگو وسایل رو برسونه .چشم -
.من راننده هستم قربان تو راننده ای؟ -
.کسی که میخوام باهاش ازدواج کنم دوبی زندگی میکنه
...قربان من برای یه شیخ توی دوبی رانندگی میکردم
.و الان استعفا دادم و برگشتم خودت استعفا دادی؟ -
یا اونا اخراجت کردن؟ .اونا بهم گفتن برگردم هند -
چرا؟ این کدوم پرونده است؟ -
.قربان پرونده غرق شدن بیمار
...راستشو بخواین
.همسر شیخ داشت توی آب غرق میشد که من نجاتش دادم
.برای همینم بهم گفتن برگردم
.دوبی که یه بیابونه
اونجا چطور آب برای شنا داشته؟
.داخل استخر قربان چرا استخر ساخته بودن؟ -
.چون میخواستن شنا یاد بگیرن
اونو بیخیال، چرا تو رو برگردوندن؟
.قربان توی دوبی، فقط همسر زنا میتونن بهشون دست بزنن
.و فقط یه شیخ میتونه همسرش رو ببینه .من هر دو تا کار رو انجام دادم اونام اخراجم کردن
.این قانون فقط برای دوبی نیست، همه جا همینطوره
.قربان اینکار غیرقانونیه
...براساس قانون من نباید اونجا میموندم، بخاطر همینم شیخ
.مقدار زیادی پول به من داد و برگردوندم هند
.اون پول زیادی به من داد و برم گردوند
چرا این جمله رو تکرار میکنی؟
.میخواد ما هم بفهمیم
.اونجا رو ببین
ببخشید
.یه لحظه اگه این کیف رو ببری داخل چی نصیبت میشه؟ -
چرا انقدر دیر اومدی؟
.اونا این حرفو بهم میزنن
.اگه این کیف رو بهمون بدی، یه ماشین 80 کروری گیرت میاد
.بفرمایید
چرا تو اینو آوردی؟
راننده خودمون کو؟
اون گفت ترجیح میده یه ماشین 80 کروری رو بشوره
.ولی نمیخواد دیگه برای شما کار کنه، برای همینم اینو داد به من و رفت
تو کی هستی؟ .مریض اون یکی تخت -
...اوه
.ای خدای نارایانا
.قربان شما نمیتونین اینجا دراز بکشین
.من هر جا بخوام دراز میکشم
.راننده زمان خوبی شغلش رو ول کرد و رفت
اگر مشکلی نداری، میشه برای من کار کنی؟
.قربان منم دلم میخواست شما بهم یه کار پیشنهاد بدین
.حتما برای شما کار میکنم
.تو که زندگی لاکچری داری، اونوقت واسه یه کار زپرتی نگرانی
.خانم فکر نمیکنم درست باشه بدون شناخت بهش کار بدیم
...سوامی .ببخشید خانم -
چقدر حقوق میخوای؟
.باید حساب کل خاندانت رو خالی کنی تا بتونی حقوق یه ماهشو بدی
.از فردا میتونی بیای سرکار
♪کسی که این دنیا رو بوجود آورده♪
♪دنیا رو آفریده♪
♪کسی که این دنیا رو بوجود آورده♪
♪دنیا رو آفریده♪
♪کسی که این دنیا رو بوجود آورده♪
♪دنیا رو آفریده♪
♪کسی که این دنیا رو بوجود آورده♪
♪این دنیا رو با عشق و علاقه ساخته♪
♪این دنیا رو با عشق و علاقه ساخته♪
♪کسی که نامیراست♪
♪همان موجود نازنین♪
♪دنیا رو آفریده♪
♪همان دانای کل♪
♪خدای پوراندام♪
♪دنیا رو آفریده♪
♪کسی که این دنیا رو بوجود آورده♪
♪دنیا رو آفریده♪
♪کسی که این دنیا رو بوجود آورده♪
♪دنیا رو آفریده♪
♪خدایا♪
♪خدایا♪
پادشاها، میخواین براتون صندلی بیارم تا رقص رو دقیقتر ببینین؟
آره
چی شده؟ خوشت اومده؟
.قربان دیدن این صحنه ها که مشکل نداره
واقعا؟ منم خیلی قشنگ میرقصم، میخوای برات بچرخم؟
.تو این خونه دختر زندگی میکنه .قربان کارامو اشتباه برداشت نکنید -
چرا وقتی دخترا هستن نمیذارید پسرا بهشون نگاه کنن؟
.مثلا خدا رو فقط وقتی میپرستیم که دلمون بخواد
.وقتی هم یه پسر به دختر نگاه میکنه، یهو یادتون میفته دختر دارید
میخواین بهتون کمک کنم؟
.بله چیکار داری میکنی؟ -
دیوونه شدی؟
.ممکنه یکی خل بشه و توی همون سن ازدواج کنه
.ممکنه مرد از زندگیش خوشحال بشه اما همسرش همیشه غمگینه
.بفرمایید
درست میگم؟
ایشون کی هستن؟ .این چاندوئه -
.از دیدنت خوشحالم چاندو .منم همینطور - .بسه -
خانم شما چرا میخواین با یه راننده دست بدین؟
.هی یادت باشه کار تو اینجا فقط چرخوندن فرمونه
.مشکلی نیست چاندو
.خانم شما خیلی زیبا میرقصید
.ممنون، ممنون
.رقص رپ و سالسا در مقابل رقص شما کم میارن
.ابروهاتون هم مثل دو تا قلاب هستن
...موقع رقصتون، ابروها بالا میرن و هر کسی با دیدنش
.حتما برای چند ثانیه هم شده قلبش به تپش میفته
تو واقعا یه راننده ای؟ .این آقا از دوبی اومده -
.خانم بریم .اوه -
.میبینمت حتما -
.باید چشماتو پایین نگه داری
.بگیر این چیه؟ -
.این یه زنگه، هر وقت خانم دو دفعه به صدا درآوردش باید اونجا باشی
اگه سه بار زدش چی؟ !دیگه تو اونجا نخواهی بود -
حالتون خوبه؟ .دستمو بگیر بلندم کن -
چرا؟ .قربان من یه راننده ام، نباید دستتون به من بخوره -
.تو نمیتونی مدت زیادی اینجا بمونی
.خواهیم دید .موفق باشی -
...همه چیز براساس لیسته .باشه -
...بخاطر همینم .خیلی ممنونم -
سوامی این آقا کیه؟ راننده جدید -
اوه تو همون کسی هستی که برادرمو رسوندی بیمارستان؟
.چه قد بلندی داره، انگار بسکتبال کار میکنه
.پس بدون اینکه نیاز به نردبون باشه میتونیم تانک روی حیاط رو تمیز کنیم
قربان چی شده که مثل یه راهب لباس پوشیدین؟
...همه دارن برای سلامتی داداش دعا میخونن
.بخاطر همینم اینجاییم .خیلی خوبه -
.لیست رو بدید من ببینم
.این لیست برای مراسم دعا خوندنه، اینم برای بقیه چیزا
.لیست دعا خوندن از لیست وسایل توی خونه بلندتره
خوراکی دعا کجاست؟ شکر کجاست؟ .توی آشپزخونه
.داخل اتاقه
چیه؟ فکر میکنی منم دخترم؟
.میخوای منم دید بزنی؟ برو بیارش
قربان از کدوم طرف؟ .اونطرف -
...نه بعلاوه هشت بعلاوه سیزده
.هر چقدرم ورزش کنم باز سایزم کم نمیشه
♪این خیلی عالیه♪ ممنونم -
چی شده؟
کی اینو فرستاد تو اتاق من؟
کی بهت گفت بری اتاق خانم؟
قربان شما مشکل حافظه کوتاه مدت دارین؟
.شما منو فرستادین توی اتاق تا خوراکی بیارم
هر جا من اشاره کنم تو باید بری؟
اگه دستمو بالا ببرم میخای بری تو آسمون؟
.چرا جیغ زدی؟ خجالت بکش
اون اشتباه کرده، من چرا خجالت بکشم؟
تو که خیلی محترم بنظر میای، چرا همچین کاری کردی؟
.خانم من میدونم باز کردن زیپ کار اشتباهیه
.اما نمیدونستم زیپ یه نفر رو بستن هم اشتباهه
.اگر ناراحتین درستش میکنم
چطوری؟ !اینطوری -
!میخوای زیپ یه دخترو باز کنی بی حیا؟
...قربان به حرفم گوش کنین تو آدم نیستی؟ -
سوامی چی شده؟ ...قربان راستش -
.دختر دومتون روکو، زیپش، این.... من نمیتونم بگم
.قربان اون نباید اینجا بمونه، اون بلد نیست آشپزخونه کجاست
سوامی مگه همه از اول میدونن جای چیزی کجاست؟
.داداش به حرفم گوش کنین .داداش بندازیدش بیرون -
.به حرفم گوش کنین .اگه اون اینجا بمونه برامون بد میشه -
.قربان اون نباید توی این خونه بمونه .بله -
...تصمیم موندن یا رفتن یه نفر توی این خونه
.فقط بعهده ساراسوامیه، اون بهتر میدونه
.برو تانک رو پر کن
.سلام، سلام
شما کی باشین؟ .من پرستار لاکشمی هستم -
.لاکشمی نارایان .فکر میکردم پرستار زنه -
.اما تو اومدی
.خیلی از پرستارایی که داشتیم باردار شدن
.برای همینم من اومدم
چرا؟ ناراحتین؟ نه -
.اینو بگیرین ممنون -
.وای نه، خاله جون شما باید روغن رو توی قوطی بریزین نه توی بشقاب
.ببینین، باید برای آشپزی از روغن زیتون استفاده کنید
.باید املتتون رو با سفیده تخم مرغ درست کنین
.باید برای نهار حتما سبزیجات بخورید
.چون برای قلب خیلی مفیدن خب شما برای نهار چی میخواید؟ -
.چیزایی که گفتم برای خودم بودن
.من که نمیدونم مریض چی میخواد! برنی از خودش بپرسین
!اینا رو ببین! فکر کردن من دکترم
.این چه طرز ایستادنه؟ دستتو بردار
.فکر کردی رئیسی؟ پاتو بردار
فکر کردی قهرمانی؟
.تو حتی یکی از کارات شبیه راننده ها نیست
.من هر راننده ای بود رو گیر آوردم
.من راننده نمیخواستم، میخوام رفتار راننده ها رو یاد بگیرم
.قربان براتون یه فیلم آماده کردم
.قربان، راجکومار نقش راننده رو داره
.این کامیون جون کسی رو نمیگیره، بلکه زندگی میبخشه
اسم این سگ چیه؟
.ویشنواردان توی فیلم سوریاوامشام راننده اتوبوسه
...ببین چرا داد میزنی؟ -
مگه من مخصوصا اومدم سمتت؟
.تو با سرعت اومدی زدی به ماشین من
.بازیگر دیگر آمبریشه
.اون یونیفرم نمیپوشه و تیپ مخصوص خودشو داره
.میبینم ....تو همیشه بازی میکنی -
♪برید کنار، داداش داره میاد♪
.قربان اون قیافش شبیه شماست، اسم فیلم رانگاست
.اسم خودش هم کیچاست
هوچا؟ (یعنی دیوانه) .قربان شما هر چی میخواید بگید -
میخوای من مثل اون دیوونه رفتار کنم؟
.من باید بهت دستور بدم نه تو به من
قربان میخواین چیکار کنم؟ .برو برام یه کیسه آب گرم بیار -
.چشم
.شانس بد منه که احمقی مثل تو برام کار میکنه
قربان... تونستین درباره عمه خانم پیشرفتی داشته باشین؟
،اگر پراکاش هر روز مشروب میخورد و عمه ام رو میزد
.اونوقت عمه گریه کنان میخواست برگرده پیش خانواده خودش
.اما اون مرد مثل یه ملکه با عمه ام رفتار میکنه
.هیچ پیشرفتی نخواهیم داشت ...چه حقوقتو بگیری یا نه -
.اما عمه ات هیچوقت برنمیگرده
.قربان بذارید من برم، التماستون میکنم
نانی بله قربان؟ -
.عموم (شوهرعمه) از بیمارستان برگشته
...اما وقتی بفهمه که ما واقعا به چه دلیل اومدیم اینجا
دوباره راهی بیمارستان نمیشه؟ .بله قربان -
درسته؟ بله -
عمه میذاره دوباره برگردم خونش؟ .اصلا و ابدا قربان -
خب ما برای چی اومدیم اینجا؟
برای رسیدن به هدفمون مگه نباید وارد اون خونه بشیم؟ .بله قربان -
راه بهتری از راننده شدن دارید؟
.راهی ندارم قربان .قربان منو بذارید زمین -
.دیگه نمیتونم تحمل کنم .ببین مونین -
.اگر بخوای با عصبانیت باهام روبرو شی، عصبانیت منم میبینی
.بله قربان
.اگر با محبت باهام روبرو شی، منم تسلیم محبتت میشم
.قربان این جمله ها به اینجا نمیاد
.توام باید توی جنگل باشی اما اینجایی
میخوای بندازمت همونجا؟ .نه قربان -
.تو نباید از من سوال بپرسی .بله قربان -
الان چی گفتم؟ .نباید از شما سوال بپرسم -
.اون خیلی مغروره
.قربان این مدارک برای ثبت نام خانم ساراسوامی توی دانشگاست
.این فرم بورسیه و اینم فرم تسویه بانکی
.ایشون هنوز نگفتن چه رشته ای رو انتخاب کردن
.بذار هر چی دلش میخواد انتخاب کنه .بابا من انتخابم رو کردم -
چرا هول کردین؟
.من که کسی رو نکشتم
.فقط ازدواج کردم
.پدر اسم این مرد پراکاشه، اون یه وکیله
.اون گفت اگه با من ازدواج نکنه میمیره
.منم بهش گفتم فرقی نداره بالاخره باید یه روزی بمیره
.اون به حرفم گوش نکرد و منم باهاش ازدواج کردم
...اون میترسید نکنه شما قبولش نکنید
...میترسید شما نپذیریدش
.چون اون فقیره و ما پولداریم
...من بهش گفتم نگران نباش
.چون بابام منو خیلی دوست داره حتما قبول میکنه
...نه تنها این، بلکه باید بهش میگفتی
.بابای من یه احمقه و با همه چیز موافقه
...وقتی کوچیک بودی من هر کاری میکردم تا تو رو بخندونم
.اما تو امروز ازم یه دلقک کامل ساختی
تو چی گفتی؟ فقط ازدواج کردین؟
...من فکر کردم تو رو بفرستم دانشگاه آکسفورد و دفترمو بدم به تو
.اما تو با این ازدواج کردی
.من دارم آیندت رو میچینم اما تو آرزوهامو به باد دادی
بابا بس کن! بابای تو کی هست؟ -
.بابا من مطمئن بودم تو با ازدواجم موافقت میکنی برای همین قبول کردم
...اگه به من اعتماد داشتی نباید با گردنبند ازدواج میومدی
.باید خودت به تنهایی می اومدی
.اگر ازم اجازه هم میگرفتی، بازم قبول نمیکردم
.گریه هم میکردی بازم قبول نمیکردم
.یه سال، دو سال، سه سال، چهار سال
.یا حتی بیشتر هم صبر میکردی بازم موافقت نمیکردم
.اون انقدر جنم نداره که حتی یه پرونده از شرکت منو دستش بگیره
.اما بابا من آینده ام رو با اون میبینم
.یه خانواده خوب در کنار اون .اما من نابودی و بدبختیت رو میبینم -
...اگر تو میمردی من حتی یک روز هم گریه نمیکردم
.اما تو کاری کردی که من هر روز گریه کنم
!بیرون! برید بیرون
.شارام به حرفای دخترت گوش کن
.بخاطر تو، اون داره به من نصیحت میکنه
!بیرون! برید بیرون .بابا اینکارو نکن -
.به حرفام گوش کن بابا !بیرون -
بابا داری چیکار میکنی؟ .نمیخوام بشنوم -
.حتی سایه اش نباید توی این خونه بیفته
نمیخواد برای آتیش روشن کردن از چوب استفاده کنین .وسایل این دخترو بسوزونین
اون از خنده من سوءاستفاده کرد .دیگه حتی نمیخوام صدای خندیدنش رو بشنوم
.صبح بخیر قربان
.قربان یه چیزی اینجا هست
اون اینجا چیکار میکنه؟ .فکر کنم شما رو دید -
میخوای چیکار کنی؟ .یه درس خوب بهش میدم -
.نانی مجبوریم با عواقب این کنار بیایم، بیا بهش حقیقتو بگیم
.امیدوارم درک کنه .ببخشید برید کنار -
تو اینجا چیکار میکنی؟ اینا کی هستن؟
.لاکشمی من راننده نیستم، بلکه پسر برادر خانم خونه ام
.من صاحب یه کمپانی فولادسازی توی اسپانیا هستم
.عمه ام برخلاف میل پدربزرگم ازدواج کرد
.من اومدم اونو با خودم برگردونم
تو از دختر بزرگترش ایندرا خوشت میاد و میخوای باهاش ازدواج کنی؟
.ببین بیا اینجا، من خودمم پرستار نیستم
.پدر منم یه مغازه بزرگ خشکشویی توی خارج از کشور داره
.اون لباسای ملکه و رئیس جمهورا رو اتو میکنه
.من از دختر سومشون خوشم میاد برای همین اومدم اینجا
.اوه چه جالب چی؟ -
.هیچی ...اگر هر دو تای شما داماد اون خونه بشید -
.مثل کمپانی جانسون و جانسون، شما هم با هم همکاری میکنید
اون دخترا بهتر از شما کی رو میخوان؟
.عالیه .خفه شو! نمیخواد منو با این حرفا گول بزنین -
.اون حتی سوار اتوبوس نمیشه بیاد تا اینجا، شما میرسونیدش
...عمه میبینتش و شک میکنه
.بعد هم میگه تقصیر هر دو تای ما بوده
.داره دیرمون میشه، بیا بریم
چرا اون به خانم میگه عمه؟ .الانم که رفت -
بیا اینجا
.نانی... حقیقت مثل نارگیله و دروغ مثل نوشیدنی خنک
.توی کشور ما نوشیدنی خنک بیشتر فروش داره .از شانس بدمون نمیشه کاریش کرد
.داره دیرم میشه، اگه دیر برم حقوقمو کم میکنن
صبح بخیر خانم
.راستشو بخواین... بخاطر دیروز متاسفم
.اون حسابدار سوامی راه رو اشتباه به من نشون داد
تو کی هستی؟ .من راننده چاندو هستم -
...ببین چاندو، اگه این صندلی بشکنه
کسی میاد ازش عکس بگیره و قابش کنه؟
کسی میاد ازش استفاده کنه؟
.نه نمیشه روش نشست
.اما اگه روش نشستی هم نمیشه ازش انتقام گرفت
.توام برای من مثل همونی
.برای من صندلی، میز، خدمتکار و راننده همه یه مدلن
.اصلا راجع بهشون فکر نمیکنم
.برو سرکار خودت
.برو
عمه چرا آبگرمکن آب گرم نداره؟
.آبگرمکن خرابه باید درستش کنن
.من میخوام دوش بگیرم
.آب گرم هست، بیا ببر
.ولی من حوله پوشیدم
.ما هم دستمون بنده
...اگه الان ازدواج کرده بودم
شوهرم برام آب گرم میاورد
هی، تو چرا اومدی اینجا؟
.اونا سطل آبو گذاشته بودن طبقه پایین
.آقا هم گفتن من توی همه کارا کمک کنم
.تو مثل دزدایی، بابام اشتباه کرد تو رو آورد اینجا
.راستشو بگم من مثل فیلمای سه بعدی هستم
.با چشمای معمولیتون نمیتونین منو ببینین
.اگر عینک بزنین اونوقت میتونین درست ببینین
عقل نداری که بهت بگه نباید وارد حموم یه دختر بشی؟
خانم این لوله ها، این سطل
.این حوله شما رو داخل حموم میبینن
.من که طبق گفته شما فقط یه راننده ام
.حالا یه کاری بکن، من اینجا می ایستم برو حمامتو بکن
.اگه آب هم تموم شد بازم براتون میارم
میخوای منو به چالش بکشی؟ فکر کردی نمیرم حموم؟ ببین خانوم -
...شما میتونی جلوی من بری حمام
.اما من خوشم نمیاد ببینم مردی مثل شما میره حمام
شما که سالم بودین، یهو چه اتفاقی افتاد؟
.از عصرش احساس بدی داشتم
.بدتر اینکه با هواپیما هم سفر کردم
وقتی قفسه سینه ام درد گرفت
.فکر کردم معده ام مشکل داره و یه چیزی خوردم
.موقع رانندگی یهو دردم شدید شد
.جلوی چشمام تار شد و فکر کردم دارم میمیرم
...نمیتونم هیچ کاری بکنم، فقط میخواستم خدا رو صدا بزنم
.اما نمیدونستم چطور باید صداش بزنم
.زندگیم مثل برق از جلوی چشمام گذشت
بعد با خودم فکر کردم
همسرم، بچه هام، برادرا و خانوادم
.دلم برای همشون تنگ میشه
...هیچکدوم از بچه هام ازدواج نکردن
.ولی من قراره بمیرم
.وقتی منتظر چیزی هستی، اونوقت ارزش زمان رو میفهمی
.وقتی میمیری اونوقت ارزش خانواده رو درک میکنی
،فکر کردم برای خودم نه
.بلکه باید بخاطر خانوادم زنده بمونم
.بعد ناجی من رسید
.اون شیشه رو شکست و آمبولانس رو خبر کرد که ببرنم بیمارستان
.اون زندگی منو نجات داد
غیر از تشکر چی دیگه میتونم بهت بگم؟
.اگر مادرم زنده بود برات یه معبد میساخت
مامان، خونواده تو چیکار میکردن؟
.من خانواده ندارم، همشون مردن
♪همه جا گلخونه و گل داره♪
♪اما من تو رو میخوام♪
.ببین، یه مغازه همین نزدیکی هست
.اگر رفتی اونجا به اسم من دو تا سیگار بگیر
.اگه نه، یه بسته کامل بگیر
.برو برای خودت شکلات بخر
.اگه توام سیگار میخوای خب بگو
.اگه چایی یا قهوه هم میخوای بخر
...من خودم خدمتکار دارم که برام بیارن
حتی دست و پاهامم میشورن چرا باید به اسم تو چایی بگیرم؟
...وای خدا! قربان من گفتم
.آقا به حرفم گوش کن .من خودم خدمتکار دارم که همه کارامو انجام بدن -
اونوقت تو به من میگی کاراتو بکنم؟
این چیه؟
این چیه؟ .مغازه -
دیروز اینجا بود؟ .نه قربان -
،من حتی نمیدونم قهوه آمریکایی میخورم یا اسپرسو
.اما اینا میدونن .قربان من اشتباه کردم -
بیا اینجا
وقتی بهم میگن سبزی بخرم من نمیدونم چی بگیرم
.اونا میان و واسم یه دکه سبزی فروشی میزنن و برام میارن
...قربان .بیا دنبالم اینو ببین -
!اونجا رو ببین .بله قربان -
...من نمیدونم کدوم ماشین با گاز پر میشه
.کدوم یکی با بنزین، اونا اینکارو برام میکنن
برای اینکه نقشمو بعنوان راننده خوب اجرا کنم
همه اینا دارن بهم خدمت میکنن، اونوقت تو به من میگی برات کار کنم؟
.قربان من درباره شما اطلاعی نداشتم
قربان شما بگید آخه با یه دست لباس ساده چطور شما رو بشناسم؟
.لاکشمی تو حق نداری به کسی بگی کارات رو بکنه
قربان اما به بقیه که میتونم دستور بدم؟
...نه قربان، نه !احمق -
.قربان اینا حقوق میگیرن برای همینکار
!پسرا
.قربان بهشون بگید منو نزنن، میخوان منو کتک بزنن
نانی؟ دقت کردی مثل قبل عصبانی نمیشم؟ بله قربان؟ -
.حق دارین قربان
.قبلا آدما رو با تفنگ تهدید میکردین اما الان خیلی نرم شدین
فکر کنم اگر یکم دیگه خودتونو کنترل کنین .فکر کنم عصبانیتتون تموم شه
.حق با ایشونه یه کاری بکن - چه کاری؟ -
.یکم پول بهش بده .باشه -
.بهم بدین
.همه رو بهش بدین
.اینا 10 لاکه، یهو سکته میکنه ها نارایان -
.چشم قربان !اوه خدای من -
.من دیگه از کتک خوردن ناراحت نیستم
.باشه برو .اگه بازم کتک بخورم ناراحت نمیشم -
.قربان کلیدش
کلیدش؟
بده به من خودتون میخواید بازش کنید؟ -
.مردم توی آمریکا بانکای بنگلور رو میزنن
.اما وقتی به ایشون ده میلیون میدی، کلیدشم میخواد
.داره میخنده، کی کلید میخواد آخه؟ احمق
.نانی! اگه اینهمه پول رو ببینه بله قربان؟ -
.حتما شوکه میشه
جناب نانی، اون یکی؟
.خیلی هم شانس آوردی اینهمه پول گیرت اومد، دندون اسبو نشمار دیگه
...ده میلیون روپیه .همونم دیگه گیرت نمیاد -
.باشه دیگه میرم
فکر میکردم صاحب هتل یه پیرمرده
اما این خانوم خیلی جوونه، مگه نه؟
...بدهکار وقتی پول رو میگیره خوشحاله
.اما طلبکار همیشه ناراحته
.اما من که گفتم پول رو پس میدم اما چطوری؟ -
.ما داریم با یه شرکت کامپیوتری قرارداد میبندیم
.اگر خوب پیش بره، 40 درصد سود داریم
.این اتفاق نمیفته، خیلی راحت
.من فردا هتلتون رو میگیرم
طرف قراردادتون رو تهدید میکنم
.و قراردادتون کنسل میشه، به همین راحتی
.بهش فکر کنین
کسی که دست توی لونه شیر میکنه
.باید منتظر باشه که گازش بگیرن
.اما با اینکه اینهمه برام دردسر درست کردین، من کاریتون نداشتم
.من ساکت بودم
...ببینین، من بیخیال طلبم میشم
.بیست و پنج میلیون اضافه هم میدم
.اما این خانوم باید هتلش رو بده به من
.اونوقت دیگه با هم مشکلی نداریم
.من فکر میکنم حق با اونه .این آقا یه مرد بشدت معتقده -
.الان حتی قیمت نارگیل برای پیشکش به خدایان هم بالا رفته
.ممکنه حتی اون نارگیل رو روی سر شوهرت بشکنه
.سعی کن بفهمی
...ما هر وقت از کسی ناراحت باشیم، این آقا رو صدا میزنیم
اونوقت چطور میتونیم تو رو ببخشیم که پولمون رو پس نمیدی؟
♪اسمش راناست♪ ♪اون خودش یه خداست♪
♪هیچکس توانایی مقابله باهاش رو نداره♪
...من نمیدونم شماها کی هستین و اینجا چه اتفاقی افتاده
...اما وقتی دیدم خانوم از اینجا ناراحت رفت بیرون
.مطمئنم یه اتفاق بدی افتاده
هی! تو کی هستی؟
.راننده ایشون !ما با راننده ها حرفی نداریم -
.بندازیدش بیرون
♪رانا♪
به چه جراتی همچین خرابکاری ای جلوی پلیس راه میندازی؟ .الان بهت شلیک میکنم
.کسی که کار اشتباهی انجام داده باشه از پلیس میترسه
.و کسی که از مرگ بترسه از تفنگ ترس داره
.من از هیچکسی نمیترسم فکر کردی دو تا آدم رو زدی خیلی قلدری؟ -
.من خودم با گول زدن هزاران نفر آدم شدم یه سیاستمدار
.من الان خودم شدم وزیر این ایالت
وزیر ایالت یا بخش؟ نارایان؟ بله قربان؟ -
شنیدی چی گفت؟ .بله -
میخوای منو تهدید کنی؟
.من آدمای زیادی مثل تو توی زندگیم دیدم
.منم موهامو توی آسیاب سفید نکردم
.انجام شد قربان
الو؟
.بندازش پایین، تفنگو بیار پایین
.ببخشید قربان
.من نمیدونستم شما جایگاه به این بزرگی دارید
چی شد یهو؟
چی شده؟ تو فرق بین یه آدم متشخص با یه ولگرد رو نمیفهمی؟
.جناب نخست وزیر از دهلی تماس گرفتن
.خودشون زنگ زدن تا بهم اخطار بدن
ای احمق! داری به چی نگاه میکنی؟ فیلم؟
.اون حتی میتونه سونامی و زلزله هم درست کنه، گمشین بیرون
قربان من هنوز سر پستم هستم؟ .بعدا بهت میگم -
توقع داری چون تو هتل رو میخوای خانم هم بهت بفروشتش؟
...وگرنه تهدیدش میکنی به مرگ؟ من برای نجاتش اینجام
اما کی میخواد تو رو از دست من نجات بده؟
.بیا اینجا
.جلوی من زانو بزن
.تا نیم ساعت دیگه مدارک رو به دست خانم میرسونی
...وگرنه .لطفا دیگه ادامه ندین -
.وگرنه شما منو میکشین .درسته -
.خودکار و کاغذ بردار
...با کمال احترام نسبت به خانم ساراسواتی
.خانم... من برای همه چیز متاسفم .خانم... من برای همه چیز متاسفم -
.بفرمایید .بفرمایید اینم مدارک -
.از این ببعد... من شما رو خواهر خودم میدونم .هر سال... -
...برای جشن سانکرانتی .براتون لباس میخرم -
...برای جشن سواگتی .براتون شیرینی میارم -
...برای جشن گوری .براتون زردچوبه و زعفران میارم -
...بخاطر اشتباهی که مرتکب شدم .لطفا منو ببخشید -
چی شده؟
...نیم ساعت پیش من شما رو تهدید کردم که هتلتون رو بهم بفروشین
اما الان از کارم پشیمونم
.بنابراین میخوام بهتون برش گردونم
چطور شد یهو نظرت رو تغییر دادی؟ قربان -
وقتی میخواستم هتل رو ازتون بگیرم ازم سوال نپرسیدید
اما الان که دارم بهتون برش میگردونم اینهمه سوال میپرسین؟
مگه نباید به آدمای خوب احترام گذاشت؟
.یه قدرت بزرگی هست که از شما محافظت میکنه
.مقابله باهاش آسون نیست
.به راحتی نمیتونی بهش غلبه کنی
.لطفا هر از گاهی بهم سر بزنید، با اجازه من میرم
.ببین مامان اونجاست
.به هر قیمتی شده باید راضیش کنیم .باشه -
!مامان
کجا دارین میرین؟ پارتی -
.قبلا که بهتون گفته بودیم
مامان چی شده؟ مامان داری چیکار میکنی؟ -
.اما این خط نباید دیده بشه برم پاکش کنم مامان؟ -
.منظور من اینه که باید لباساتون تا اینجا باشه
.چی؟ اما ناسلامتی میخوایم بریم پارتی .اگه اینطوری لباس نپوشین، نمیذارم برید -
!چاندو بیا
کجا بریم خانم؟ .شب جمعه است -
ای وای، میرید پارتی؟ آره -
.من منتظرتون بودم
.مادر مجبورمون کرد لباسامونو عوض کنیم
.معذرت میخوام .معذرت نخواه، اشکالی نداره -
.پس بیاین بریم .بریم -
.بیا .اوه -
وقتی داشتین به من آدرس میدادین لباس عوض کردید؟
.اگه توام خیلی حرف بزنی عوضت میکنم
چی؟ چرا اینطوری حرف میزنی؟ -
.حق با شماست خانم .چاندو غذات رو بخور و توی ماشین منتظرمون باش -
.لطفا برید .بریم -
سلام
سلام مجردی؟ -
ببخشید؟ .تنها اومدی اینجا -
.من اومدم دنبال یکی بگردم
منظورت منم؟
.هی روکو، چاندو رو ببین
.من دنبال روکو میگردم .فکر کنم اون دنبال ما میگرده -
.ساکت باشین، اون حقشه یعنی من خوشگل نیستم؟ -
.شما خوشگلی اسمت چیه؟ - چاندو -
چاندو
چرا اومدی اینجا؟ .ببینین من از اون مرداش نیستم -
پس منظورت اینه من از اون دختراشم؟ .نه اصلا خانم -
بیا بخور
.این که تلخ تر هم هست
چرا وودکا بخوری؟ میخوای شیر سفارش بدم؟
!بازم دارم اشتباه میکنم
♪ساریکا! رادیکا! جیوتیکا! آمبیکا♪
♪چاندریکا! مونیکا! روپیکا♪
♪نامیکا، نیکیتا، کاویتا، شامیتا، دیپیکا، روبیکا، دویکا♪
♪بطری رو بردار و همه رو بنوش♪
♪از خود بیخود میشی♪
♪هیچوقت شماره هیچ دختری رو حفظ نکن♪
♪برای سلامتت ضرر داره♪
♪اگر دوست دختر قبلیت اومد جلوی دوست دختر جدیدت♪
♪اگر دوست دختر قبلیت اومد جلوی دوست دختر جدید چی؟♪
♪مردا چقدر بدبختن♪
♪چیکار باید کرد؟ چیکار نباید کرد؟♪
♪چیکار باید کرد؟ چیکار نباید کرد؟♪
♪چیکار باید کرد؟ چیکار نباید کرد؟♪
♪چیکار باید کرد؟ چیکار نباید کرد؟♪
♪بطری رو بردار و همه رو بنوش♪
♪از خود بیخود میشی♪
♪هیچوقت شماره هیچ دختری رو حفظ نکن♪
♪برای سلامتت ضرر داره♪
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
♪بین دوست دختر قبلی و مشروب یه رابطه ای هست♪
♪شروع میکنی توی مغرت به نواختن ویولن♪
♪شروع میکنی آهنگ قلبت رو با دستات نواختن♪
♪اما همیشه این قلبته که پیش میبره♪
♪گذشته ترسناک♪
♪آینده غیر قابل پیشبینی ای♪
♪گذشته ترسناک و آینده غیر قابل پیشبینی ای داریم♪
♪بیاین یه کاری بکنیم♪
♪بیاین بیشتر بنوشیم تا یادمون بره♪
♪چیکار باید کرد؟ چیکار نباید کرد؟♪
♪چیکار باید کرد؟ چیکار نباید کرد؟♪
♪چیکار باید کرد؟ چیکار نباید کرد؟♪
♪چیکار باید کرد؟ چیکار نباید کرد؟♪
♪وسط اینهمه دختر عزت یه مرد حفظ میشه؟♪
♪چطوری میشه از اینجا فرار کرد؟♪
♪چرا وقتی به یه دختر دیگه سلام میکنی دخترا عصبانی میشن؟♪
♪من انقدر وفادارم که هیچکس جدی نمیگرتم♪
♪وقتی کسی مسته حرفاش رو جدی نگیرید♪
♪وقتی کسی مسته حرفاش رو جدی نگیرید♪
♪بیاین یه قولی بهم بدیم♪
♪از فردا دیگه شراب نخوریم♪
♪چیکار باید کرد؟ چیکار نباید کرد؟♪
♪چیکار باید کرد؟ چیکار نباید کرد؟♪
♪چیکار باید کرد؟ چیکار نباید کرد؟♪
♪چیکار باید کرد؟ چیکار نباید کرد؟♪
.پس سیگار هم میکشی
.میرم به مامان میگم
ای دختره خنگ
.ما دیشب با هم رفتیم پارتی
درسته
وقتی میخواستین از خونه بیاین بیرون لباسای خوب تنتون بود
.اما موقع ورود لباسای بازتری پوشیده بودین
اما مامانتون از این موضوع خبر نداره، نه؟ .درسته -
.حالا بیا تا یه داستان برات بگم
.یه روز یه دختر یه غول چراغ جادو پیدا کرد
.غول چراغ از هموناس که توی چراغ جادویی زندگی میکنه
...همینکه از توی چراغ اومد بیرون گفت من بهت سه تا آرزو میدم
.اما یه شرط داره
...هر چیزی که من به تو میدم
.همون رو ده برابر بهتر به شوهرت میدم
.و خانم موافقت کرد
.برای اولین آرزو، اون خانم یه خونه بزرگ خواست
.غول هم بهش یه خونه بزرگ و به شوهرش یه خونه ده برابر بزرگتر داد
.برای دومین آرزو، مقدار زیادی پول خواست
.و خب مشخصه که شوهرش ده برابر اون پول رو بدست میاورد
.وقتی میخواست سومین آرزوشو بگه، گوش کن که اینجاش مهمه
.وقتی غول ازش خواست سومین آرزوش رو بکنه
.خانم گفت که یه سکته خفیف قلبی میخواد
فکر میکنی چه اتفاقی افتاد؟
.شوهرش یه سکته قلبی کامل کرد
خیلی عاقلانه بود، مگه نه؟
.همیناست که نشون میده دخترا یه وقتایی خنگ بازی درمیارن
.اما در واقع شوهرش ده تا سکته خفیف کرد
.ببین تو حتما باید بیای
.راه دیگه ای نداری
ایشونو میشناسی؟ .نه -
.اخ درد میاد چاندو
.خانم ایندو، ما دشمنامون رو میزنیم تا دردشون بیاد
.نه منظورم اینه که شما دردتون میاد
!راننده
!چاندو
بیا
.راننده ها هم آدمن، اسممو صدا بزن
پسرا دیگه از اینکارا نکنین، باشه؟
.لطفا بیاین، بفرمایین
!بیاید بریم
!زود باشین
!شماها برید بزنیدش
♪قدرت رانا رو حس کن♪
!چاندو
.برو خواهرتو بیار
.اما اون کنارشه چاندو
.این دخترا فقط بلدن موقع ترسیدن گریه کنن
.خب چه فرقی داره اون کنارشه؟ منم کنار شمام
.برو خواهرتو بیار! برو
برو
اونا کی بودن؟
.نمیدونم بابا میتونی شناساییشون کنی؟ -
.داداش به پلیس شکایت کن
.بله داداش، نباید بذاریم فرار کنن
.منم دلم میخواد ازشون شکایت کنم
.اما من خودم وکیلم
.توی دادگاه جای این بچه بازیا نیست
.بهتره وقتی دختر جوون داریم درباره این چیزا تحقیق نکنیم
.درسته قربان، بهتره همچین اتفاقاتی فراموش بشن
.نیازی نیست از چاندو هم دوباره تشکر کنید
چاندو کجاست؟ حالش خوبه؟
اون بود که ما رو نجات داد. فکر کردین براش اتفاقی میفته؟
.خدا خیرش بده
.اون دوباره دخترمو نجات داد
.بفرستین دنبال دکتر، بریم درباره ازدواج حرف بزنیم
.چشم داداش
.درسته
.بابای منم عادت داشت موقع عصبانیت یه چوب به در و دیوار میزد
.داداشم همیشه سربسرم میذاشت
.چون منم همونکارو میکردم
.اون یه پسر خیلی شیطون داشت
...وقتی به راننده میگن برو بنزین بزن
.نباید بدون پول و کلیدای ماشین بره
.این همون چیزیه که اشتباه کردی
...پدر تو و من
.بیست سال با هم بزرگ شدیم
.تو کاملا شبیه پدرتی
.و حرف زدنت دقیقا مثل پدربزرگته
فکر کردی اینقدر احمقم؟
.من مثل پدربزرگت بی رحم نیستم
اون میتونه دختر خودشو از خونه بیرون کنه
.اما من حتی نمیتونم یه راننده رو بندازم بیرون
.بخاطر همینم هست هنوز توی این خونه ای
...اون به شوهر من شلیک کرد
فکر کردی اگر بهم بگین
من سریعا به اون خونه برمیگردم؟
غیر از این میخواین چیکار کنم بابا؟
بابا آروم باش، داری چیکار میکنی؟
.بابا .من این تفنگو برای دفاع از خودم خریدم -
.اما باید از عزتم دفاع کنم
!پدر اینکارو نکن
!پدر اینکارو نکن
پدر؟
!پراکاش! پراکاش
!وای نه پراکاش
...درسته شما ما رو دعوت نکردید داخل خونتون
.فکر کردم شاید حداقل دعای خیر بدرقه راهمون کنید
فکر کردم با اینکه ممکنه ناراحت بشین
.اما بخاطر من تحمل میکنین بابا
.شما منو اونجا کشتین
.اما اینجا خودتونو کشتید
...آتیش اونجا خاموش میشه
اما آتیشی که اینجا روشن کردید
.هیچوقت خاموش نمیشه
.سارو .نگران نباش داداش -
.من از پدرت شکایت نمیکنم
.من از شماها ناراحت نیستم
چون همیشه به یادتون بودم
.اینکه چقدر ازتون متنفرم
تو توی این خونه موندی
.اما بازم نظر من فرقی نکرده
.اما یه چیزی رو یادت باشه
.تو به این خونه اومدی و شوهر منو نجات دادی
...هتلم رو برگردوندی، دخترمو نجات دادی
.اگر همه اینا اتفاقی بوده مشکلی نداره
اما اگر با هدف اینکارا رو کرده باشی
تا اعتماد ما رو جلب کنی
.بدون که منم یه تفنگ دارم
...اما
.من مثل پدربزرگ تو تیرم خطا نمیره
قربان
قربان قبل از اینکه قهوه اتون تموم شه
.ما عمه خانم رو میاریم پیشتون
.میدزدیمشون قربان، درسته
.همونطور که هاوانا سیتا رو دزدید، ما هم عمه خانم رو میدزدیم
...عموتون مثل خدای رام به دنبالشون نمیان
حتی اگر بیان، چطور بدونن باید کجا پیداشون کنن؟
.بیا اینجا بله قربان؟ -
!از جلو چشمام خفه شو! برو
...قربان اگه منو نمیزنین .هی -
!چیزی رو نگو که مجبور بشی بخاطرش کتک بخوری
غیر از عمه خانم هیچکس نمیدونه شما کی هستین، درسته؟
.هیچکس نمیدونه و اونم به کسی نمیگه
...خب از این موقعیت استفاده کنین و
.نانی درست حرفتو بزن
.به خانم ایندرا بگید دوستش دارید
اگه من به ایندرا بگم دوستش دارم، اونم همینو بهم میگه؟
اگه بهم گفت ازم متنفره چی؟
.قربان بذارید یه چیزی بهتون بگم
چی؟ .شما مناسب ترین مجرد این اطرافید قربان -
.دخترا فقط با دیدن قد بلندتون از خود بیخود میشن قربان
با شنیدن صداتون
.حتی بیشتر بهتون دل میبندن قربان
حتی شاید دخترایی که با مردای دیگه ازدواج کردن
.بهتون پیشنهاد ازدواج بدن
.بله قربان واقعا؟ -
.بله قربان .بیا اینجا -
مطمئنی؟ مطمئنم قربان -
اونا عاشقم میشن؟ .بله قربان -
.ادامه بده، بگو
قربان فقط یه بار
...فقط یه بار
.خانم ایندرا رو با صدای بلند صدا بزنید
ایندرا
.مثل کسی که دنبال یه اتوبوس داره میدوه
.اونوقت خانم دنبال شما میفتن مطمئنی؟ -
بعدش چی؟ .عمه خانم دنبال دخترش راه میفته -
خانم
.من دیدم با چه اشتیاقی به شما نگاه میکنه
واقعا؟
.از شما خوشش میاد
واقعا؟ .بله قربان -
.بله قربان
برم بهش بگم؟ .بله قربان -
برم بهش بگم؟ .بله قربان -
.میرم بهش بگم
مطمئنی؟ کاملا مطمئن -
برم بهش بگم؟ .بله قربان -
.مطمئنم قربان، برید
!خانم
دارین چیکار میکنین؟ .جلوی منو نگیر -
یه لحظه صبر کنین خانم، شما میخواین بمیرین؟
چرا باید زنده بمونم وقتی به چیزی که میخوام نمیرسم؟
.فکر کنم خودش فهمیده
.ببین، چیزی که شما دوست دارین همیشه مال خودتون میمونه
.مال من نیست
.فکر کنم خیلی ناراحته من راننده ام
.ببین، من راننده نیستم که
.آره خب نیستی، تو یه خبیثی
.تو انقدر بدی که منو از عشقم جدا کردی
میشه بگین عاشق کی هستین؟
.روهیت، همون پسری که توی پاساژ کتکش زدی
.خیلی نامردیه خانم منظورت چیه؟ -
اون مگه نمیخواست شما رو بدزده؟
اگه میخواست منو بدزده، خودم بلد نبودم جیغ بزنم؟
.ما سه ساله که با همیم
.میخواستیم فرار کنیم و با هم ازدواج کنیم
.اما تو اومدی و همه چیزو خراب کردی
.اون فردا شب میخواد ازدواج کنه
فردا؟
.من فردا صبح میارمش، شما نگران نباش
.الووو! انقدرا هم آسون نیست
*روهیت نایک با نیناوری دادمانی ازدواج میکند*
.فقط دودمانی ساده نه، ویراپا دودمانی
.اون تو این شهر کله گنده است
دو تا پسر داره
.و یه دختر
.اونا میخوان دخترشونو بدن به روهیت
.اون عاشق دخترشه
یه بار یه پسره فقط دست دخترشو گرفت
.اما اونا دست پسره رو قطع کردن
بازم میخوای بری بیاریش؟
همین الان میری؟
.موفق باشی .خدانگهدار -
*پیوند ازدواج*
عالیه *برای همیشه باقی میمونه*
قربان دیدید؟
.این آهنگ مناسب همین موقعیته
!وای ننه
.اوه نه
.آهنگو عوض کنید، بقیه کارا رو هم انجام بدید
.منو هم ببرید بیمارستان
...اینه؟ منظورم اینه که
ماشالا بهش
.اون خیلی خوشتیپه
.اون خیلی بیشتر خوشتیپه
.اون روزی که این عکسو گرفت، دوربین خوب کار نمیکرده
!گندش بزنن
چی؟
هیچی
.اون فکر میکنه پسره خوشتیپه
اون اینجا چیکار میکنه؟
...اگه کسی بخواد بره هوبلی
.خودم میبرمش و برش میگردونم
.باشه خداحافظ
این دو تا رو که دیدم
.فهمیدم که میخوان دزدی کنن و برن
.من میرم به مادر خبر بدم
!مامان
تایر ترکید؟
روح بود؟
.فکر کنم آفتاب بالا اومده تا فقط ما رو بسوزونه
خیلی گرمه
آخه چطور از این پسره خوشش اومده؟
.قیافش شبیه تروریستاست، گند بزنن به این شانس
.قربان توی نسل جدید کم پیش میاد کسی عاشق شخصیت بشه
.پسرا عاشق زیبایی دخترا میشن
.و دخترا هم عاشق ثروت پسرا
برای مثال همین خونواده رو ببینید
دختر اولشون خوبه
،اما دختر دومشون
.توی خونه دختر خوبیه، اما بیرون که میره شیطنت میکنه
چرا داری میخندی؟
تو اونو بهتر از من میشناسی؟
.ای پسره خنگ
سلام به کی سلام؟ -
!وای خدایا
!لطفا وایسین
مجبور بودی برای رسیدن به اینجا اینهمه راه طولانی بری؟
آقا؟
آقا؟
دختره دیوونه شده؟
اجازه هست بریم خانم؟
!هومانتا
!سه تا برنج سرخ شده بیار
.برنجت خیلی گرم باشه
.چشم قربان لاکشمی -
.برنج سرخ شده درست کن
این دختره از کجا اومد؟
.من روحمم خبر نداره رئیس
.فکر کنم شبا توی خواب راه میره
.حتما دیشب خودش افتاده توی جیپ
.سرش خورده به میله و حافظه اشو از دست داده
.برای درمانش باید ببریمش مالزی
.احمق اشتباه میگی
.به این میگن اختلال در حافظه
اسم بیماری رو عوض کردن؟
آره ببخشید -
ما اینجا چیکار داریم؟
.راستشو بخوای تو دخترعمه منی
خانواده هامون با هم رابطه خوبی ندارن
خیلی تلاش کردیم تا خانواده هامون به ازدواجمون رضایت بدن
.اما قبول نکردن
.بخاطر همینم فرار کردیم
...اینا که غصه دارن
.به غذاشون پیاز نزن
من خواهر ندارم؟
.داری، اونم از اون عفریته هاش
.اون یه عجوزه واقعیه
.همون بود که ما رو لو داد
...اینا که غم و غصه اشون بیشتر شد
.آب لیمو هم نزن
اون کیه؟ تو زخمی شدی -
.برای همینم دکتر آوردم
پزشک طبی پزشک طب سنتی -
گفت پزشک سنتیه؟
.توی غذا ادویه کاری و گشنیزم نزن
چرا خواهرم با ازدواجمون مخالفه؟
.داستان طولانی ایه اما چون میپرسی بهت میگم
.چون یه پسر پولداری به عشق خواهرت خیانت کرد
.من خودمم آدم پولداری هستم
.چقدر از خودش تعریف میکنه
.غذاشونو نفرست براشون
.از دید یه احمق، همه دیوونه بنظر میان
.مغزش هنگ کرده اما بازم ضرب المثل میگه
لاکشمی؟ بله؟ -
.شربت هم براشون نبر
پسردایی
.رئیس خودتو کنترل کن
تو پسردایی منی، درسته؟
بله
.بیا اینجا
.لاکشمی وقتی صدام میزنه، انگار بهم شوک برقی وارد کردن
.این شوک برقی رو به خودشم بده
واقعا؟ آره -
.بگو عزیزدلم
.تو خیلی مهربون بنظر میای
میخوای با پدربزرگت حرف بزنی؟
پدربزرگ؟
.منم که الان همینو گفتم آره گفتی -
.فقط اون از عشق ما طرفداری کرد
.بهش زنگ بزن
.تو بشین
.اون مشکلی نداره، حتی میخواد باهات سلفی بگیره
.همینکارو بکن
بله
الو؟ .گوشی رو بده بابابزرگ -
.باشه، لطفا تماس رو قطع نکنید قربان
قربان
الو؟ پدربزرگ -
میخواین با نوه اتون حرف بزنین؟ نوه؟ -
پدربزرگ
سلام پدربزرگ
.من روکمینی هستم
حالت چطوره عزیزم؟ .من خوبم پدربزرگ -
.اما مامان و بابا موافقت نمیکنن
.اشکال نداره، اینم یه مشکل کوچیکه
چه بزرگ باشه چه کوچیک
.الان دیگه خیلی وقت ازش گذشته
اشتباه نیست که هنوز از شما ناراحتن؟
.با اینکه سنت کمه اما خیلی عاقلانه حرف میزنی
پدربزرگ چرا اونا مخالف ازدواج من و پسرداییم هستن؟
ازدواج؟ یه لحظه -
الو؟ الو؟ الو؟
!هی .پدربزرگ من بعدا با شما صحبت میکنم -
.این دو تا شیطون دارن با هم بازی میکنن
وقتی با پدربزرگ حرف زدم
.احساس میکنم دلم میخواد گریه کنم
اگه میخوای گریه کنی چرا بغلش نمیکنی تو بغلش گریه کنی؟ .برو خجالت نکش
.بغلش کن
.اگه میدونستم انقدر خوب پیش میره منم دوست دخترمو میاوردم
برنج سرخ شده ما آمادس؟
اینا زندگیشون زیادی ادویه دار و تنده
.بهشون برنج کته پیشنهاد بده
...قربان من میدونم این موضوع از غذا براتون مهمتره اما
این چیه؟
.ممکنه داستان عشق شما مال خیلی وقت پیش باشه اما این ساری جدیده
.به خانم بگین اینو بپوشه، من دخترمو تو چهره اش میبینم
...اوه .قربان لطفا بهشون بگید -
.بگیرش
.بگیرش .برش دار برای خودت -
♪با دیدنش دمای بدنت بالا میره♪
♪اما معلمم اینو توی مدرسه بهم یاد نداده♪
♪من یه جواب میخوام♪
♪چرا با ساری انقدر جذاب میشی؟♪
♪من نمیخوام نگاه کنم اما چشمام خودبخود دنبالتن♪
♪قلبم داره دیوونه میشه اما دلیلشو نمیدونم♪
♪اگر یه دختر ساری پوش رو ببینی ضربان قلبت بالا میره♪
♪معلمم این چیزا رو توی مدرسه بهم یاد نداده♪
♪...دو تا چشمای من♪
♪قبلا همزمان میخندیدن، چشمک میزدن و گریه میکردن♪
♪از وقتی زیبایی تو رو دیدن♪
♪همکاری و دوستی خودشون رو هم فراموش کردن♪
♪دلم میخواد یه اشتباه کوچیک بکنم♪
♪اگه باهام موافقت کنی♪
♪اگر بخوام یه بار بغلش کنم چه مجازاتی در انتظارمه؟♪
♪شیطونه♪
♪چرا این دختر انقدر شیطونه؟♪
♪هر چقدر ازش دوری کنم بازم میاد نزدیکم♪
♪اما وقتی میخوام ببوسمش از دستم فرار میکنه♪
♪گندش بزنن♪
♪من داشتم به خوبی و خوشی زندگیمو میکردم♪
♪عاشق شدم، زندگیم عوض شد و همه جا پر از گل شد♪
♪وقتی عشقم اومد توی زندگیم، آینده برام روشنتره♪
♪توی عشق باید هر کاری کرد چون معشوق عزیزترینه♪
♪همین الانم بدنم توی درد فراوانیه♪
♪اما این دیگه چیه؟♪
♪هر چقدرم تلاش کنم بازم خوابم نمیبره♪
♪هر قدرم زود بیدار شم بازم دیره♪
♪اگر یه دختر رو دیدی ساری پوشیده دمای بدنت بالا میره♪
♪اما این چیزی نبود که معلمم توی مدرسه بهم یاد بده♪
♪معلمم این چیزا رو بهم یاد نداد♪
.همه خوشحالن چون فکر میکنن قراره عروسی سر بگیره
پسردایی
باید صبر کنم تا شما برمیگردید؟
عزیزم میخوای ما هم ازدواج کنیم؟
.قربان اما اون فقط گفت اینجا منتظر میمونه .من که میدونم منظورش چیز دیگست -
از اون چشما میخونم که میگه میخواد شب عروسی ما باشه، مگه نه؟
.فکر کنم قبل از عروسیشون یه کارایی بکنن از بس هولن
.قربان بفرمایید داخل
.قربان دارین آماده برای انجام کار میشین
چه توقع دیگه ای ازم داری لاکشمی؟
.قربان بیاین حقیقت رو بهشون بگیم
وقتی من بهت حقیقت رو گفتم باورت شد؟
.قربان بایستید و تماشا کنید
.یه کاری میکنم خودشون داماد رو باهامون بفرستن بیاد
سلام آقا
سلام
اومدین توی مراسم شرکت کنین؟
.ما اومدیم عروسی رو کنسل کنیم و داماد رو هم ببریم
بهتون نگفتم باور نمیکنن؟
شما کی باشی؟
.من برادر کوچیکتر عروس هستم
.ایشون برادربزرگترم و اینم عروسه
اتاق داماد کجاست؟
.طبقه بالاست
.بیاین قربان
.اینهمه آدم دارن واسه عروسی ای کار میکنن که قراره تموم بشه
.من یه حس بدی دارم
.گلها رو بده به من .بقیه رو هم ببرید اونطرف -
.قبل از اینکه چراغا خاموش بشن ما باید از اینجا رفته باشیم
.هی اون گلها رو بده به من
.قربان زود باشید بیاید
هی داداش چرا نشستی زانوی غم بغل کردی؟
.داره یه عکس رو نگاه میکنه .من باید با این دختر ازدواج کنم -
.اما بجاش با این دختر ازدواج میکنم
.بخاطر همینم غمگینم
.هی من تعهدت به اون دختر رو درک میکنم
چطور؟
.ولش کن بیخیال اون موضوع شو .من میدونم قربان -
آروم باشید قربان ریلکس
.خب بیا بریم
.کجا؟ اگه اونا بفهمن میکشنمون
کی؟ اونا؟
ببین
.قبلا آدمای پرزور برنده بودن و حرفشون قبول میشد
.اما امروزه فقط آدمای باهوش برنده میشن
.اونا قلدرن اما ما باهوشیم، پس نگران نباش
کدوم یکی از شما دو تا رئیسه؟
کی از اول بیشتر حرف زده؟
کی بود که به شما اون حرفا رو زد؟
.قربان لطفا اینکارو نکنید
.قربان شما مثل خدا زندگی منو نجات دادید ...قول میدم تو زندگی بعدی
.من شوخی کردم اما تو جدی گرفتی
!برید دنبالشون
هی اونا کی هستن؟
من الان باید خونه باشم اینجا چیکار میکنم؟ اونا کی هستن؟
میشه بدونم پدر داماد کیه که داره به زور زنش میده؟
باشه
پدر این آدمی که اینجا خوابیده کیه؟
یه نفرو زدی، فکر کردی خیلی قلدری و زور داری؟
ببین آقای ویراپا
.یه پلیس بخاطر یونیفرمش وهم برش میداره
....یه سیاستمدار بخاطر
.بخاطر برنده شدن توی انتخابات مغرور میشه
...دخترا بخاطر پسرایی که عاشقشون میشن غرور میگیرتشون اما من
من فقط وقتی مغرور میشم که
.دشمنم رو به خاک برسونم ...حالا بگو ببینم
چی باعث شده تو انقدر مغرور بشی؟
!باسیا
.این فیل شجاع ماست
.فرقی نداره فیلتون چقدر بزرگ باشه، جلوی من یه موشه
!ویرا! باساو! کالاو
.من شیرها رو با داشتن اینا رام میکنم .خوبه ویراپا، خیلی خوبه -
.اما بهتره با سلطان شیر درنیفتی
.بپرس چرا چرا؟ -
.چون شکارچی خودش تبدیل به شکار میشه
.ممنون
.این حرف منه آقای ویراپا
حتی اگر دست یکی از شماها به عینکم برسه
.یعنی من باختم .اگر یکی از اونا به چشمش بزنتش، یعنی من مُردم
!ایول
♪اون مثل یه شیر غرانه♪
♪اون مثل یه گلوله آتیشه♪
♪رانا♪
.هی اون نامزد دختر منه
.کار شماها اشتباهه
تا حالا به این فکر کردی از پسره هم بپرسی
دلش میخواد با دختر تو ازدواج کنه یا نه؟
.حتی اگر به زور وادار به ازدواجش کنی، دخترت بدبخت میشه
بگو ببینم کی برات مهمتره؟
.بذار یه چیزی رو بهت بگم دودامانی
قبل از اینکه بیخودی با یکی درگیر بشی، جایگاه خودتو به یاد بیار
.و اگر کسی باهات درگیر شد اینو بخاطر بسپار که کی هستی
.ببین من مثل بروس لی هستم
.فقط یه فرقی بینمون هست، اون اهل کانادیگا نیست
.ولی من شیر کانادیگا هستم
غیر از اون حرف زدن و کتک زدنم
.دقیقا مثل بروس لیه آقا
!چقدر کیف میده به زبان مادری یکی رو تهدید کنی
تو همچین موضوع مهمی رو با راننده درمیون گذاشتی؟
فکر نکردی باید به پدر و مادرت بگی؟ ...قربان من - .تو ساکت باش -
چطور تونستی همچین تصمیم مهمی رو
بدون اینکه حتی بدونی این پسر کیه
و حتی بدون دونستن پدر و مادرت بگیری؟
درست میگم ساراسواتی؟ اینکه کسی عاشق بشه -
.و ما بخوایم بهش شلیک کنیم تو مرام خانواده ما نیست
.اینجا شیطان زندگی نمیکنه
ما خیلی تو رو دوست داریم
.به عشقت هم احترام میذاریم
شما برای عشق و احساس دخترتون خیلی ارزش قائلید
.اما این مرد برای عروسی دختر من احترام قائل نشد
اگر کسی اشتباهی مرتکب بشه
.قبل از اینکه حتی از خدا طلب مغفرت کنه پیش من میاد
.اون باعث شرمندگی من جلوی آدمام شد
.احساس شرمزدگی زیادی دارم
.از این ببعد آدمای خودم بهم احترام نمیذارن
.چطور میتونم ساکت باشم؟ شما بهم بگین
آقا شما یه وکیل هستی مگه نه؟ .عدالت رو در حقم روا کنید
.خانمی که به شما شیر تعارف کرد خواهر کوچیک من هستن
.ما یه داماد خوب از یه خانواده ثروتمند براش پیدا کردیم
خیلی هم از این موضوع خوشحال بودیم
.اما به خودمون زحمت ندادیم ببینیم پسر هم دخترمون رو میخواد یا نه
اگر پسرمون بزرگ بشه و سرکار نره میتونیم از خونه بیرونش کنیم
،اما اگر دخترمون ازدواج کرد
و خواست برگرده خونه پدریش، کجا میتونیم بفرستیمش؟
.حتی یه بچه هم چیزایی که دوست نداره رو قبول نمیکنه
اونوقت این اشتباه نیست که پسری که عاشق دختر شما نیست رو به زور وادار به ازدواج کنید؟
.ببینید آقای ویراپا
.هزینه مراسم ازدواج دخترتون رو به من بگید
.من فکر میکنم ایشون هم دختر خودم بودن
چطور میتونی عزت و غرور منو با پول بسنجی؟
چقدر میخوای به من پول بدی؟ !برید عقب! برید عقب -
.اینو برای چیدن محصول استفاده میکنیم نه سر آدما
اگر میخواین سر اونو ببرید
.این مرد میخواسته پسرش رو به زور زن بده
.اینا آدمای خوبی هستن
.بخاطر همینم بدون دعوا ما رو توی خونشون راه دادن
.اگه ما بودیم بلافاصله مینداختیمشون بیرون
.ما رو ببخشید قربان
.پدر من بخاطر کنسل شدن مراسم عروسی دخترش ناراحته
.لطفا درک کنید چرا داری ازشون عذرخواهی میکنی؟ -
.اونا آدمای خوبی هستن
.اشتباه از ما بود که بهتون پول پیشنهاد دادیم
...درسته نمیتونیم عزت و احترام شما رو برگردونیم
.اما میتونیم پیشنهاد بدیم دختر دوممون عروس شما بشه
این پیوند مورد قبول شما هست؟
.فکر کنم شما نیومدین عمه خانوم رو برگردونید
.انگار اومدین دختراشون رو شوهر بدید
.یه کاری بکنین رئیس
چاندو
.همیشه برام سوال بود چرا رئیس تو رو اخراج کرد
با اینکه همسرش رو نجات داده بودی
.اما الان متوجه شدم
.مجبوریم کارهایی بکنیم که دوست نداریم
ما برای در امان موندن، به مار شیر تعارف میکنیم
.اما اگه همون مار رو توی خونمون ببینیم از بین میبریمش
این ازدواج داره بخاطر تو سر میگیره
.اما میترسم ازدواج رو کنسل کنن
اگر اونا دوباره با دیدن تو ناراحت بشن، نمیدونم چیکار کنم
.چاندو تو مثل دارویی
.درست به موقع زندگی آدما رو نجات میدی
.اما تاریخ انقضا هم داری
.امیدوارم منظورم رو بفهمی
.پدربزرگ در وضعیت بدی قرار داره
از صبح تا حالا مشکل تنفسی پیدا کرده
.الان بهش اکسیژن وصل کردن
.بهاراو عمه رو فراموش کن و خودت برگرد
.بیا و پدربزرگتو ببین
.من نباید بیام دیدن بابابزرگ، عمه باید بیاد
.من سر قولم برای آوردن عمه تو روز تولد بابابزرگ میمونم
.به بابابزرگ بگو سر قولش برای روز تولدش بمونه
.شنیدی چی گفتم بابا؟ برو بهش بگو
.بهش بگو سر قولش بمونه
.لطفا بهش بگو زنده بمونه، لطفا بهش بگو
.من فقط یه شانس میخوام
.فقط یه شانس دیگه
الو؟ ویراپا هستم -
.بفرمایید برادر
.پسر برادرم باسکار فردا میاد خونه شما
.میخواد برای مراسم عروسی هماهنگیا رو انجام بده
.ما خیلی بهش علاقه داریم
.مطمئن شید همه چیزو براش آماده میکنید باسکار -
.اون فقط با 2 میلیون رفت اوگاندا و کشاورزی راه انداخت
.کشاورزا معمولا محصول گیرشون میاد
.اما این مرد وسط محصولاتش الماس پیدا کرد
.از اونروز ببعد سرنوشتش عوض شد
.توی پنج سال میلیاردها درآمد داشت
واقعا؟ .تعجب نکنین -
.اون حتی میخواد جایزه اسکار رو هم ببره
چرا باید بهش جایزه اسکار رو بدن؟
.برای همینم یه جایزه به اسم جایزه باسکار ساخت
.یه فیلم ساخت و جایزه رو به خودش داد کدوم فیلم؟ -
.سیصد قلمرو
.توی اون فیلم خودش نقش اول بود
.کلمات بعدیت رو درست انتخاب کن لیونیداس
.کلمات بعدیت رو درست انتخاب کن لیونیداس
ممکنه آخرین کلماتت باشن
.شاهزاده پارس ها و رومی ها حتی به یک قاصد حمله نمیکنند
درسته که سر شاهان روی برای من آوردی
.اما به همسر من توهین کردی
.تو مردم من رو به مرگ تهدید کردی
.من دارم کلماتم رو به درستی انتخاب میکنم
.شاید بهتره تو هم همینکار رو بکنی
!این دیوونگیه !این دلاوریه -
!نه
.جالبتر اینکه، نقش اول زن فیلم رو هم خودش بازی کرد
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
.یه عالمه پول خرج کرد و جایزه رو هم برد
.امیدوارم پدر و مادرم شاهد برنده شدن من باشن
.همون لحظه میمردن
.بینندگان گفتن که هر صحنه فیلم مثل یه الماس بوده
.اگه برای هر صحنه یه الماس خرج کنی معلومه همین میشه
.این جایزه در واقع متعلق به پدر و مادرمه .مامان بابا این متعلق به شماست
.سوامی تو یه چیز دیگه رو راجع بهش نمیدونی
.اون از همین خونه دو میلیون پول رو دزدید
.اون قبلا بجای تو کار میکرد
.اون به راحتی منو از خونه کشید بیرون
.اسم چاندو مترادف با آسایش و خیال راحته .یه لحظه ببخشید
.ممنون چاندو
.تو واقعا یه ارتش کاملی برای خودت .انقدر ازش تعریف نکن -
.جنگ رو که برنده نشده
تو چرا عصبانی میشی؟ .برو تا شوهرت عصبانی نشده -
.تو همیشه حال آدمو میگیری
.خانم روکمینی، عصبانیتتون رو کم کنید و به صبرتون بیافزایید
چون خونواده ای که میخواین واردش بشین
.بجای غذا بیشتر فحش میدن بهتون
.پس بجاش با کی ازدواج کنم؟ تو بهم بگو
بنظرت با مردی ازدواج کنم که مجبورم میکنه بشینم روی پاش تا برام داستان بگه؟
تعجب کردی من اینا رو از کجا میدونم؟
.من اون پرستار احمقو انقدر زدم تا همه چیزو گفت
!میدونی کی مسئول این وضعیت منه؟ تو
.همون روز اولی که دیدمت ازت خوشم اومد
.آهنربا آهن رو جذب خودش میکنه
.منم فقط میتونم چشمای تو رو ببینم
اما چطور میتونم با یه راننده ازدواج کنم؟
.خواهرم داره با یه مهندس ازدواج میکنه
بچه هاش میرن مدرسه غیر انتفاعی اما بچه های من باید برن مدرسه دولتی؟
با اینکه کارتو از دست دادی اما چرا من هنوز ازت خوشم میاد؟
...وقتی نزدیکم میشی قلبم تند تند میزنه
.پاهام شروع میکنن به لرزیدن
.حتی الانم دارن میلرزن اما چون دامنم بلنده نمیتونی ببینی
.من تصمیم گرفتم بهت نگم
.اما چون میدونم تو عاشقم نمیشی بهت گفتم
.اما میخوام یه چیز دیگه رو هم بهت بگم
مگه بهت گفتم گوش کنی؟ .گوشات رو بگیر
.من عاشقتم
.الان دیگه نوبت توئه، هر کار دلت میخواد بکن
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
♪خدا خودش میدونه♪
♪خدا خودش میدونه♪
♪قلبم با دیدن تو میخونه، پروانه♪
♪قلبم با دیدن تو میخونه، پروانه♪
♪رانا بیا و منو در آغوش بگیر♪
♪به قلبم رنگ متفاوت بزن رانا♪
♪من عاشق چهرت شدم رانا♪
♪من عاشق تیپ و صدات شدم رانا♪
♪تو از همه مردا سرتری♪
♪تو ملکه من و من شاه توام♪
♪پروانه♪
♪پروانه♪
♪قلبم با دیدن تو میخونه، پروانه♪
♪خدا خودش میدونه♪
♪خدا خودش میدونه♪
♪همه چیزای اطرافم باعث میشن بیشتر عاشقت بشم♪
♪منم میرم و برات مهتاب رو از آسمون میارم♪
♪عشقت برات ستاره های آسمون رو میاره♪
♪بذار بهت نزدیکتر بشم♪
♪بیا کاری کنیم اسممون رو با هم بیارن♪
♪پروانه♪
♪با دیدنت نفسم بند میاد♪
♪پروانه♪
♪رانا بیا با هم از برج ایفل بالا بریم♪
♪بیا اون بالاها بهم ابراز علاقه کنیم♪
♪تو ملکه من و من شاه توام♪
♪من عاشق همه چیزت شدم♪
♪همه چیزمو تسلیمت میکنم♪
♪من برات تا آسمون هفتم میرم♪
♪برات یه شاخه گل میچینم و میام♪
♪برات گل میارم و گیتار میزنم♪
♪میخوای شجاعتمو بهت نشون بدم؟♪
♪پروانه♪
♪ازت مثل مروارید داخل صدف نگهداری میکنم♪
♪پروانه♪
♪رانا بیا بریم دیوار چین رو رنگ کنیم♪
♪بیا عشقمون رو به همه دنیا نشون بدیم♪
♪تو ملکه من و من شاه توام♪
♪پروانه♪
♪پروانه♪
♪تو رو با خودم به سوییس میبرم♪
قربان بله؟ -
.خبرای خوب دارم
.من توی این خونه خیلی کار کردم
.اینا آدمایی هستن که باعث گریه کردن من شدن
سلام به همگی، حالتون چطوره؟
چرا همه انقدر جدی به من نگاه میکنن؟
زیپ شلوارتو بستی؟
.بله قربان
زیپ شلوار منو بستی؟
.قربان شما که شلوار نپوشیدید
چی شده که اون اومده اینجا؟ این؟ -
.اون دستیار شخصی منه .برای ما هم کار میکرد -
.تازگی استعفا داده
.بعد از اینکه اخراجش کردین اومد پیش من
.اگه مثل من از شهر بیرون رفته بود الان پولدار میشد
.بفرمایید آقا
این چیه؟
.من شاگرد اول کلاسمون شدم
...اوه ...شیرینیمون تموم شد -
.بجاش براتون قند آوردم قند؟ -
.من خوردم
.بیا این دو میلیون رو بگیر
اگه سال دیگه هم قبول شدی
برو برای همه شهر جشن بگیر، باشه عزیزکم؟
...هی آقا
بله؟ .دو میلیون -
دو میلیون .آروم باش مرد -
.تو دو میلیون دزدیدی برای همینم از این خونه انداختنت بیرون
.هی نیازی نیست بهم تیکه بپرونی
.من که مثل توپ پلاستیکی نیستم برنگردم
.من خودم توپم .درسته -
.توپ دیوانه
.همینکه پرتم کنی نمیدونی تا کجا میرم
.من از موسیقی خوشم میاد
.منم از خانوما خوشم میاد
.هر آدمی بالاخره باید از یه چیزی خوشش بیاد دیگه
.چقدر گونه های شما نرم هستن
.من از ماسک صورت استفاده میکنم
جناب باسکار خیلی شیطون تشریف دارن نه؟ .آره -
!هی باسکار
حالتون چطوره؟
.قربان ایشون اومدن تا شما رو بغل کنن
.ترجیح میدم خودمو دار بزنم تا اونو بغلش کنم
حالتون چطوره؟ .خوبم -
.باسکار من خیلی وقت پیش دیدمت
.خیلی دلم برات تنگ شده بود
واقعا؟ .بله - ...هر بار توی اوگاندا سکسکه میکردم -
.احتمالا تو داشتی به من فکر میکردی
.از امروز میخوان سریال دوستان رو بذارن
.سعی کن حتی یه قسمتش رو هم از دست ندی
این همون دختر بچه است که وقتی کوچیک بود خیلی گریه میکرد؟
.جقدر بزرگ شده
...دارم میام
.من الکی نقش بازی میکنم که برم کمکش
.تو باید بقیه کارا رو انجام بدی
.من برشون میدارم
سلام باسکار حالت چطوره؟
.سلام خانم
.من چند تا کار دارم، کم کم برمیگردم .باشه خانم -
.قربان با دیدن اون خانم دست و پاتون رو گم کردید
.بعضی آدما خیلی قوی هستن
دلمون میخواد بهشون احترام بذاریم
.اما بعضی آدما برامون فرقی ندارن
.مثلا زن خود من
باسکار ...قربان -
.آقای ویراپا خیلی ازت تعریف میکرد واقعا؟ -
.بله
.گفتن که مراسم رو به عهده تو بذاریم
اینکارو میکنید؟ واقعا؟ -
قربان
دیگه چه انتظاری ازم دارید؟
.یکم رفتارت رو درست کنی
.اون گفت رفتارتو درست کن
اونا مثل یه آشغال باهام رفتار کردن .برای همین عروسی رو متوقف میکنم
...یه کاری میکنم گریه کنند
چی؟
.میگم یه کاری میکنم به گریه بیفتن چطوری؟ -
دختر دوم خونه رو دیدی؟
شما ازش خوشتون اومده؟ !من برای خودم میخوامش -
.پس باید یه فرد خاصی رو ملاقات کنین
اون کی هست؟
♪بیاین به راهب اعظم ادای احترام کنید♪
♪برای خیر مقدمشون گلباران کنین♪
♪درود بر راهب اعظم♪
♪درود بر راهب کیچا♪
♪همه پسرا بنشینید♪
♪دخترا شما بیاید نزدیکتر♪
♪درود بر راهب اعظم♪
♪درود بر راهب کیچا♪
♪اگر مشکلی داری به پام بیفت♪
♪اونوقت راه بهشت رو بهت نشون میدم♪
♪این راهب خوشتیپ برای ما مثل خداست♪
♪درود بر راهب کیچا♪
♪درود بر راهب کیچا♪
♪بیاید ببینید این راهب چه قدرتی داره♪
♪وقتی وارد بشی، دلت نمیخواد دیگه برگردی♪
♪با لباس سفید درخشانش بین جمع تک و خاصه♪
♪با سخنان گوهربارش همه رو مدهوش میکنه♪
♪یکم شیطونه، یکمم رومانتیک♪
♪اگه دستمو بگیری جادو رو حس میکنی♪
♪به من میگن راهب کیچا♪
♪درود بر راهب کیچا♪
♪درود بر راهب کیچا♪
♪درود بر راهب کیچا♪
♪درود بر راهب کیچا♪
♪درود بر راهب کیچا♪
راهب اعظم بله؟ -
من حتی به دست راست و چپ خودم هم اعتماد ندارم
.اما بعد از دیدن شما دل و دین از کف دادم
.الان دیگه دستام حتی از هم جدا نمیشن در برابر شما
.بیجاپور درباره من حرف نزن
.من میدونم تو به اندازه کافی جواهرات داری .درسته راهب اعظم -
دیگه چی میخوای؟
چی؟
.به حرفشون گوش کن
.راهب زیاد مسافرت میره و از همه چی خبر داره
راهب اعظم
من نیاز به آرامش دارم راهب
.برای همینم اومدم از شما کمک بگیرم
چی شده داونگر؟
.اومدم درباره ی ازدواج ازتون بپرسم
.اسم عروس روکمینیه
.اون دختر نباید ازدواج کنه
چرا میخوای عروسیش رو بهم بزنی؟
.چون من میخوامش
.اون فقط متعلق به کسی میشه که خودش عاشقشه
.فکر کنم داره درباره من حرف میزنه
.هیچکس بیشتر از من دوستش نداره .درسته -
خب دیگه؟ ...معادن و الماس هام -
پول و ارزهام
آینده و افتخاراتم
.دلم میخواد همشونو داشته باشم
هر چیزی که متعلق به توئه
.تا آخرین نفس مال خودت باقی میمونه
اگر دلت میخواد به دلخواه خودت کار کنی
.باید همونجایی که هستی بایستی
روی این درخت؟ !روی درخت نه احمق -
.این درخت دانشه
اگه برام خوبه
.پس هر روز میام بهش احترام میذارم و آبش میدم
.اون داره برات دعا میخونه
چرا یهو راهب اعظم تبدیل به تارزان شد؟
.فیلی چیزی نیاد لهمون کنه
...خوبه پسرم راهب اعظم -
این اولین باره توی عمرم
.که انقدر دلم میخواد یه نفر رو ببینم
.اونم شما هستید
.لطفا برگردید
.لطفا با نشون دادن صورتتون منو خوشحال کنید
جراتش رو داری تا توی صورت من نگا کنی؟
.بله راهب اعظم
برگردم؟ .بله راهب اعظم
خودمو نشون بدم؟ .بله راهب اعظم -
.اگر دروغ بگی، برگای درخت میفتن و تو خون بالا میاری
.بذار ببینم
.من دوست دارم با آدمای قلدر مسابقه بدم
.قربان داره برگاش میریزه
.خودم میبینم
.من توی اوگاندا محبوب نبودم
.برگاش نریخت .میزنم دندوناتو خرد میکنما -
!حتی خودمم میدونم آدم بیخودی ای هستم
.اون یه عوضیه، آشغاله، سگ خیابونیه
.برگاش نریخت
من اینهمه قابلیت داشتم خودم نمیدونستم؟
.من تا همین جاشو بلد بودم
...نمیدونم باید کی بهت گفته بیای اینجا؟ -
میخوای برم؟ .از اینجا برو -
.من ازت خوشم نمیاد
.ازت متنفرم
هی اینجا چخبره؟
اینجا چخبره؟ چی شده؟ -
آقا چی شده؟ چی شده؟ -
.هیچکس از جریانات این خونه خبر نداره
.فکر کنم پلیس رو الگوی خودتون قرار دادید
.از هیچی خبر ندارید
.نمیدونید حقیقت چیه
.اینا پلیس نیستن
.اونا احمقن این آقا چش شده؟ -
...هی آقا
درست بگو ببینیم چی شده؟
چی شده؟ گوش کنین
دخترای این خونه
.با آدمای عوضی میچرخن .هی خفه شو -
باید همه چیزو من بهتون بگم؟
چی شد ساکت شدی؟ .ساکت -
.دخترتون مثل آتیشه
.ماها میمون هستیم
.ببخشید مزاحم شدم، میتونید برید
.برید... برین دیگه
اونا داشتن همدیگه رو بغل میکردن، الکی بود؟
ممکنه بغلشون الکی باشه
.اما مطمئنم امشب گیرش میندازم
قربان اسم نمایش چیه؟
آهلیا آمایاکی
.پس دو تا دختر توی فیلم هست
.آهلیا آمایاکی دو تا دختر نیستن
.آهالیا آمایاکی شده (بی پناه)
.قربان چه داستان پیچیده ای داره
.تازه باید فیلم رو ببینین تا بفهمین چقدر پیچیده است
.قربان موضوع فیلم رو بگید
.بگید
.گوتام و آهلیا زن و شوهر هستن
.ایندرا از آهلیا خوشش میاد
اما اینکار اشتباهه ، مگه نه قربان؟ .آهلیا هم همینو میگه -
.برای همین ایندرا یه نقشه ای میریزه
چیکار میکنه؟ .اینو خودتون ببینید -
چیکار میکنه؟ .اینو خودتون ببینید -
.گوتام یکساعت قبل از طلوع آفتاب بیدار میشه
.و فکر میکنه که زمان خوبی برای حمام کردنه
.برای همین میره رودخونه
.ایندرا وانمود میکنه گوتامه و میره پیش آهلیا
.با اشتیاق به زیبایی آهلیا خیره میشه
.با گذاشتن دستش روی آهلیا اونو بیدار میکنه
...شما بله؟ -
نرفتید رودخونه تا حمام کنید؟
...تو اینجایی
چطور میتونم تنهایی برم رودخونه برای حمام؟
.او سعی میکنه آهلیا رو به زور بغل کنه
.تو چقدر خوشگلی
تو که رفته بودی رودخونه حمام کنی، چرا انقدر زود برگشتی؟
.صابون یادم رفت ببرم، برای همین برگشتم
.صابونتو بردار و تا تموم نشده برنگرد
چرا؟ چی چرا؟ -
میخوای به زن زیبای من دست درازی کنی؟
.بله من ایندرا هستم
.من هر کاری دلم بخواد میکنم
.منم گوتام هستم، هر کار دلم بخواد میکنم
!داری چیکار میکنی؟ داره منو میزنه
!وای خدا
.اون تنهایی منو زد، اما انگار ده نفر آدم ریختن رو سرم
.انگشتاش مثل دستای ده تا آدم بود
!اگه میخوام زنده بمونم باید صحنه رو عوض کنم، بیاین برعکسش کنیم
اینا که هر کار دلشون بخواد میکنن، من برای کی باید بشینم داستانو بخونم؟
تو نرفتی حمام کنی؟
من اسیر زیبایی تو شدم، برای چی برم حمام؟
.میخوام همینجا با تو بمونم
...پس الو؟ -
اینجا چخبره؟
مگه تو نرفتی رودخونه حمام کنی؟
حمام؟
...همه جا قحطی شده و آب برای خوردن نیست
چطور میتونم برم حمام؟
.یه چیزی رو بهم بگو
اگه توی رودخونه آبی نیست
.باید زود برمیگشتی و کنار زنت میخوابیدی
آخه کسی زن خوشگلشو تنها میذاره؟
...هی بلند شو ببینم
همین خوشگلیش باعث شده
.تا من برم بگیرمش
میخوای منو درست کنی؟ ...اوه -
منو درست میکنی؟
.الووو! من گواتام هستما
.من هر وقت دلم بخواد یکی رو درست میکنم
.منم ایندرا هستم، هر کی رو خواستم آدم میکنم
چرا منو تو هر نقشی میرم کتک میخورم؟
.الان نوبت منه آهلیا بشم
.چه باسن خوشگلی
!وای خدا
.حتی اونم به دلخواه خودش کار میکنه
عزیزم تو نرفتی حمام کنی؟
.من نتونستم تو رو بین این آدمای عوضی تنها بذارم
.بخاطر همینم نرفتم
.تو خیلی خوبی .آره -
عزیزم جونم -
عزیزم عشقم -
عزیزم
کیه؟
میشه لطفا؟ بله رئیس -
عزیزم مگه نرفته بودی حمام؟
...رفتم
.اما چون بهت شک داشتم زود برگشتم
پس میخوای الان بزنیش؟
.بزنش، بگیر بزنش .من اینو بعدا میزنم -
.اما اول به تو یه درس درست حسابی میدم
تو 25 ساله با من زندگی میکنی نه؟ آره -
شوهرت کیه؟
چطور نتونستی یه غریبه رو تشخیص بدی؟
.تاریک بود
تاریک؟ .آره نتونستم بشناسمش -
نتونستی ببینی و بشناسیش؟
من اومدم بهت نشون بدم
...منو نزنین، لطفا نزنین .بیاین -
!وای خدا! آخ خدا
.الان میرم وسط بیننده ها
!همتون برین به جهنم
.الان میخوام ببینم کی منو میزنه
.من که چشمم آب نمیخوره
.اون تو رو نشناخت
اما تو خودت عقل نداری که اون زن یکی دیگست؟ !اوه -
الان میخوای بزنیش؟
چرا باید زنمو بزنم عوضی؟
.تو رو له و لورده میکنم !وای نه -
...بیا اینجا
.یکم توی زدنت صبر میکنم
باسکار چی شده؟ -
میدونی اینجا چخبره؟
میدونم
.خودم نمایشنامه رو نوشتم
این مرد شوهر این زنه؟
!نه
پس چرا بجای گفتن این موضوع بهش
بجای اینکه بهش بگی این مرد شوهرت نیست بلکه ایندراست
چرا بی شرمانه نشستی اونجا و داری نگاه میکنی؟
منظورت چیه؟
ایندفعه میخوای به این بهونه منو کتک بزنی؟
.باسکار فرقی نداره کجا باشی، بالاخره باید کتک رو بخوری
.همه تجاوزای توی کشور زیر سر تو هستن
!دارین چی رو نگاه میکنین؟ کتکش بزنین
♪ببینین کی اومده اینجا تا کتک بخوره♪
♪ببینین کی اومده اینجا تا کتک بخوره♪
♪ببینین کی اومده اینجا تا کتک بخوره♪
♪ببین خواهر کی اومده اینجا کتک بخوره♪
♪ببینین کی اومده اینجا تا کتک بخوره♪
♪از این کتک خورده، از اونم کتک میخوره♪
♪از این کتک خورده، از اونم کتک میخوره♪
♪مثل یه طبل بین ما میچرخه و کتک میخوره♪
♪ببینین کی اومده اینجا تا کتک بخوره♪
♪ببینین کی اومده اینجا تا کتک بخوره♪
♪ببینین کی اومده اینجا تا کتک بخوره♪
♪همه اینجا اونو به بدی میشناسن♪
♪همه اینجا اونو به بدی میشناسن♪
♪باید مثل آرد خمیرش کنیم و ازش نون بسازیم♪
♪ببین خواهر کی اومده اینجا کتک بخوره♪
♪ببینین کی اومده اینجا تا کتک بخوره♪
♪ببین خواهر کی اومده اینجا کتک بخوره♪
♪ببین خواهر کی اومده اینجا کتک بخوره♪
♪ببینین کی اومده اینجا تا کتک بخوره♪
♪ببینین کی اومده اینجا تا کتک بخوره♪
!خانم! خانم لطفا منو نجات بدین
.نجاتم بدین تو رو خدا
.اینا همشون دارن منو کتک میزنن
.قربان اینا منو تنها گیر آوردن
.اما گرفتن کتکم میزنن
.میخوام باهات حرف بزنم
چیکار داری میکنی؟
اگه باسکار ناراحت بشه و عروسی رو کنسل کنه ما چیکار کنیم؟
.تو ساراسواتی رو میخوای
.اما اینجا فقط ساراسواتی پراکاش داریم
.پراکاش هیچوقت از ساراسواتی دور نمیشه
.این ساراسواتی هم هیچوقت سمت شما نمیاد
..پدربزرگت ما رو گریه انداخت
.من مطمئن بودم که اینجا زندگیم شاد میشه
.بخاطر همینم لطفا نیا و منو به گریه ننداز
.از اینجا برو
چرا هنوز آماده نشدی؟
.خانواده داماد تا نیم ساعت دیگه میرسن
تو اصلا با این ازدواج موافق هستی؟
.نخوای یهو جلوی مهمونا بگی موافق این ازدواج نیستی
.مامان ساعتم زنگ نزد خوابم برد
حالا چرا همتون انقدر منو سوال و جواب میکنید؟
.باشه، زود برو و آماده شو
.بگو ببینم عزیزم
.دکتر توی شهر نیست، منم قراره همه کارا رو بکنم
یه مریض دارم بعدا زنگت میزنم، باشه؟
.بزن که بریم، اینو بگیرید
.مامان خواهر روکمینی نیست
.لباس و جواهراتش هم نیستن
.پس مطمئنم با چاندو فرار کرده
تو از کجا میدونی؟
.جلوی چشم خودم به چاندو ابراز علاقه کرد چرا زودتر بهمون نگفتی؟ -
فکر کردم هر دختری بالاخره یه روز به شوهرش خیانت میکنه
.و فرار میکنه و با عشقش میره
.شما گفتین اونو از خونتون میندازید بیرون
کی دوباره اونو آورد اینجا؟
.عموجون من قبلا هم گفتم توی این خونه خبرای زیادی هست
.همه اینا زبونشونو بسته بودن منم نتونستم چیزی بفهمم
.یکی باید میبود به من همه چیزو بگه
.هر چیزی میدونی رو باید به من بگی
.اگه دروغ بگی از اون درخت دارت میزنم
.نیازی نیست طناب بیارید
.اگه من بمیرم اون درخت هم سر پا نمیمونه
.همه برگهاش ریختن
این درخت چه ربطی به تو داره؟
.اگه برگا بیفتن، درخت میمیره
.اگه درخت بمیره من میمیرم
ما مثل یه روح در دو بدنیم
.باید برم معبد عقدش کنم
.عمو من هر چی بدونم بهتون میگم، تفنگا رو بیارید پایین
چاندو چرا ناراحتی؟
.مادرت بهم گفته از اینجا برم
.پس بیا با هم فرار کنیم
کجا؟
بریم بمبئی؟
چطوری؟
با قطار
.اگه با هواپیما بریم میتونن ردمون رو بگیرن
.هی برگای درخت داره میریزه
.من که دروغ نگفتم
برگای درخت بخاطر دروغای تو نمیریخت
!چون چاندو با ریموت واست میریختشون
!برید کنار
چرا نگرانی؟
بمبئی مثل اینجا نیست
.اما ساختمونای خیلی خوبی داره
.مطمئنم من میتونم اونجا طراح داخلی بشم
.تو هم هر چقدر میتونی با رانندگی درآمد بیار
.میتونیم شاد زندگی کنیم
اگه یه شغل خوب گیرت نیاد
.میریم همه جا سر میزنیم
.من مطمئنم موفق میشیم
اگه وسط اینهمه کار بچه دار هم بشیم
عکسش رو برای مامان و بابام میفرستیم
.اونوقت اونا ما رو میبخشن
نظر تو چیه؟
!به من بدبخت کمک کنید
.آقا بلیتتو بده به من
چرا باید بلیتم رو بدم تو؟
.برو برای خودت بلیت بخر
میشه دو دقیقه ساکت باشی؟
.اگه اون منو ببینه بلیت سفرم به جهنم رو صادر میکنه
بابا بلدی انگلیسی بخونی؟
.از وقتی دیدم همه رو داره میزنه همه زبانی بلد شدم
!درود بر خدای شیوا
!درود بر خدای شیوا
!درود بر خدای شیوا
.قربان هواپیما حاضره
.ما نمیخوایم با هواپیما بریم، ما بلیت قطار داریم
.خانم نیازی نیست بلیت بگیرید، ایشون خودشون صاحب هواپیمان
.قربان همه چیزایی که خواستید حاضرن !چاندو -
نه
چشم قربان چاندو مگه راننده نیست؟ -
با دیدن ما خدمتکارای آقا، بازم سوالی برای پرسیدن دارین؟
.قربان همه اومدن
نارایان بله قربان؟ -
.میخوام تا 15 دقیقه دیگه این ایستگاه قطار مال من باشه
.قربان خریدن سریعش خیلی سخته
نارایان عرضه خالی کردن این ایستگاه رو هم نداری؟
مسافرا چی؟ .سریع براشون یه فکری بکنید -
.همه رو با پرواز بفرستید مقصدشون
.اگه با هواپیما نشد، با ماشین بفرستید
.زنگ بزن به رئیس راه آهن
.مدیر ایستگاه رو قانع کن، قبول نکرد تهدیدش کن
.هیچکسی به پول نه نمیگه
.نارایان این کار برای من خیلی مهمه
من این ایستگاه قطار رو به هر قیمتی شده میخوام. فهمیدی؟
دختر منو میخوای؟
تو برای چندرغاز برای من کار میکردی
چه فکری کردی من دخترمو به همسری تو درمیارم؟
تو خجالت نکشیدی با یه راننده فرار کردی؟
.ولش کن... بیا اینطرف
.آقا اول ببینید کی کی رو گرفته
!برای من زبون درازی میکنی؟ خودم میکشمت
دارین از من میپرسین یه مرد معمولی چطور میتونه با دخترتون ازدواج کنه
اما یه آدم میلیاردر
حق نداره از شما بپرسه چطور
تک دختر عزیزش با یه وکیل ساده ازدواج کرده؟
.شما ازدواج کردید و مستقیم رفتید خونشون و بهش گفتید
توقع داشتید تحمل کنه؟
...اما برای دختر خودتون
!وقتی فهمیدین دخترتون با یه راننده ازدواج میکنه تحمل نکردید
...چون شما دوستش دارید
.و فکر میکنید من یه راننده ام تفنگو به سمتم نشونه گرفتید
،اما دختر اون مرد
.اون دختر باهاتون ازدواج کرد و به خونتون اومد
عشق شما عشق بود
.اما عشق اون مرد عصبانیت بود
.شما عاشق هم بودید اما اون میخواست انتقام بگیره
اگه شما به بقیه فحش بدید بخاطر عشق به دخترتونه
.اما اگه اون داد میزد از خودخواهی و غرورش بوده
تو کی هستی؟
.شما اون دختر رو از خونه خودش بیرون آوردید
.منم برادرزاده اش هستم
من پسر مردی هستم که هر روز حسرت میخوره .چرا اجازه داد خواهرش بره
...و نوه مردی که
.منتظر دخترشه تا برگرده خونه
.اون میلیاردره، برای هزاران نفر شغل فراهم کرده
.منم انسان فقیری هستم که توی این آب و خاک چند تا کارخونه داره
چاندرا سواراساترا
بگید ببینم چی عوض شده؟
.امروز ایشون تفنگ داره و اونروز پدربزرگ
اگه فکر میکنین کار اون اشتباه بوده، چرا خودتون تکرارش کردید؟
.دخترتون رو ول کنید، من با خودم میبرمش
.عمه اگه فکر میکنید حق با شماست، پس اونروز هم حق با پدرتون بوده
.عمه این عصبانیت رو تموم کن
.با من بیاین بریم
.عمه من دلم میخواد قانعت کنم
.هر دوی شما اشتباه کردید
.عمه بابابزرگ همون روز متوجه اشتباهش شد
چرا شما متوجه اشتباهتون نمیشید؟
وقتی رفتید همه متوجه شدن شما گریه میکردید
همه صدای هق هق های شما رو شنیدن
اگر شما لحظه ای برمیگشتید تا اشکهای ما رو ببینید
.این عصبانیت و نفرت 25 سال طول نمیکشید
سارو .نگران نباش برادر -
.من از بابا شکایت نمیکنم
...بابا حداقل شما
.نگران من نباش پسرم
.من میخواستم دختر خودمو بکشم
...چطور تونستم... چطور تونستم
چطور میخواستم دختر خودمو بکشم؟
.من نباید زنده بمونم
.بابا آروم باش .من نباید زنده بمونم -
.امروز به اندازه کافی درد کشیدیم، بس کنین
پدر؟
.توی زندگی فقط دو تا راه برای حل هر مشکل وجود داره عمه
.با عشق حل بشه یا با نفرت
من اولی رو انتخاب کردم
.اما شما دومی رو انتخاب کردید
.برای یه بارم که شده از دید ما زندگی رو ببینید
.با رفتن شما بابابزرگ میخواست خودشو بکشه
اما اشتباهی مادر منو کشت، من باید چیکار میکردم؟
.اونروز فقط بخاطر شما بود که بابابزرگ تفنگش رو درآورد
منم باید مثل شما از بابابزرگ متنفر میشدم؟ !اما من نشدم
.اون خودش منو بزرگ کرد عمه
حتی امروزم
بخاطر اون من اومدم خونه شما
راننده و دربان خونه شما شدم، چرا عمه؟
.چون شما راضی بشید برای یه بارم شده بیاید اونجا
چرا متوجه حرف من نمیشید؟
...وقتی بچه بودم
...وقتی بچه بودم
.شما بودین که بیشتر از مادرم از من مراقبت میکردین
.شما شاید یادتون رفته باشه اما من نه
شما عصبانی شدین و از خونه رفتین
.گفتین دیگه نمیخواین هیچکدوممون رو ببینید
اما شما نبودید که همه چیزو از دست دادید
!من بودم
.وقتی صدا میزدم مامان، بابام میومد
.وقتی میگفتم عمه، بابابزرگ میومد
.اما توی بچگیم نمیفهمیدم مادرم کجا رفته
.نمیفهمیدم چرا عمه نمیاد
.اونروزا عصبانی میشدم عمه
.وقتی بچه بودم سوالای خیلی زیادی داشتم
تا امروزم
ما هنوزم توی درآمد و غذایی که میخوریم شما رو شریک میکنیم
.از هر چیزی که داریم برای شما هم یه سهم میذاریم
.بیاین برگردین عمه
.بیاین و این لطف رو در حق هممون بکنید
.من شما رو خیلی دوست دارم عمه
.من شما رو خیلی دوست دارم عمه
برای اشتباهی که یه نفر مرتکب شد
.ما 25 ساله داریم تاوان میدیم
بیست و پنج ساله داریم عذرخواهی میکنیم
چرا شما صدای ضجه هامون رو نمیشنوین؟
...اگه میتونین ما رو ببخشین
.اگر نمیشه مجازاتمون کنید
.حداقل بذارید بدونیم به یادمون بودید
.لطفا دلمون رو نشکنید
.بذارید بدونیم به یادمون بودید
بهاراو
...زنگ بزن
.میخوام با بابا حرف بزنم
...مرد واقعی اون نیست که همیشه با سری افراشته بایسته
.مرد واقعی اونه که بدونه کی باید سرش رو خم کنه
...پراکاش
.این پسر برادر منه
پسر برادرم
.از این ببعد دیگه دلتنگ مادرش نمیشه
.اون مرد بزرگیه
.نه فقط یه مرد عالی، اون مرد فوق العاده ایه
هی! چرا شماها ازش تعریف میکنین؟
.اون از من استفاده کرد تا به مادرم برسه
.اون ازت برای رسیدن به مامانت استفاده کرد
.خوبه نیومده مامانتو بکشه تا تو رو بدست بیاره، یکم شل کن آبجی
!ای احمقا
...راستی
شماها چرا منو دزدیدین؟
.من کسیم که گفتم تو رو بدزدم
باسکار؟ تعجب کردی عزیزم؟ -
.بایدم تعجب کنی، داستان از تو بود اما صحنه پردازی از من
.نه تنها تو، بلکه هزار تا مرد مثل تو هم نمیتونن اونو بترسونن
...یه چیزی رو بفهم، میتونی با یه ببر دربیفتی
.اما اگه با سلطان دربیفتی راه فرار نداری باسکار
.من که باورم نمیشه
.الان با دیدنش خودت باورت میشه
.هی نمیخواد سربسر من بذاری
.لازم نیست با اون حرف بزنم
.این احمقو بندازین بیرون
چک سریع الوصول آمریکا
.از پول نقد سریعتر توی حسابتونه .بگیرش -
...حتی اگه معدن هامم از دست بدم
.اما بازم جلوی اون مرتیکه وامیستم
.الان میریم سراغ اخبار بین الملل
دولت کشور اوگاندا
.دستور داده تا تمام معدن های خصوصی توقیف بشوند واقعا؟ -
.اینکه آهنگ فیلم بود
.من فکر میکردم آهن معنوی بوده
!ای احمق
.فکر کردم آهنگش مال یه مراسم معنویه
...تو باعث شدی من یه احمق جلوه کنم
.و بهم خیانت کردی
...اون ممکنه دغل باز باشه
.اما هر سه تا آرزوی تو رو برآورده کرد
.شماره یک: اون نباید ازدواج کنه
.که ازدواج نکرد، شماره دو
.اون با کسی ازدواج میکنه که عاشقش باشه
.الانم میخواد با عشق زندگیش ازدواج کنه
شماره سه: معدن و الماس هام
پول و دسته چکام
آینده و اعتبارم
.نباید از دستم برن
.هر چیزی که مال توئه مال تو خواهد موند
قربان بعد از از دست دادن ثروتتون
.فقط دو میلیون پول براتون باقی مونده
فکر نمیکنم ایده خوبی باشه
.که بخواین نوه اتون رو رئیس ارشد چنین شرکت بزرگی بکنین
.فقط من حق تصمیم گیری برای این شرکت رو دارم
.چون 60 درصد سهام این شرکت مال منه
...چهل درصد قربان
.بیست درصد باقیمونده متعلق به دخترتون ساراسواتیه
.اما ایشون تشریف نیاوردن .و نخواهند اومد -
تجربه ی شیرین سینمای هند در وبسایت بالیوود وان Bollywood1.CO
سفارش ترجمه به ادمین تلگرام @Yasiin20
...خانم ساراسواتی میخواستم بگم
.من هم بهاراو رو بعنوان مدیر ارشد پیشنهاد میدم
حرفی برای گفتن دارید؟
.نه !شیطان به خونه برگشت -
♪کسی که این دنیا رو بوجود آورده♪
♪خدای بخشنده♪
♪دنیا رو آفریده♪
♪کسی که این دنیا رو بوجود آورده♪
♪دنیا رو آفریده♪
♪کسی که این دنیا رو بوجود آورده♪
♪دنیا رو آفریده♪
♪خدای عالم♪
♪خدای عالم♪
♪فقط خدا میدونه♪
!خفه شو
.برید کنار
♪قلبم با دیدن تو میخونه، پروانه♪
♪پروانه♪
♪قلبم با دیدن تو میخونه، پروانه♪
.من مطمئنم.... اوه ببخشید
...اون
.دوباره
...مادرم
!ببخشید
!ببخشید
♪به قلبم رنگ متفاوت بزن رانا♪
♪من عاشق چهرت شدم رانا♪
♪من عاشق صدات شدم رانا♪
♪من عاشق هیکلت شدم رانا♪
♪تو از همه مردا سرتری♪
♪...تو ملکه من و من♪ !نه -
...از سه ماه قبل تا الان !ببخشید
...در کنار تمام این تفاصیل !ببخشید
♪پروانه♪
♪پروانه♪
♪قلبم با دیدن تو میخونه، پروانه♪
آقا؟ بله؟ -
.شما نمیتونید بچه دار بشید .میدونم -
.خودم چهار پنج تایی بچه دارم
♪فقط خدا میدونه♪
♪فقط خدا میدونه♪
♪فقط خدا میدونه♪
♪فقط خدا میدونه♪
وقتی کسی سکته قلبی میکنه
.باید به بهترین وسایل و خدمات برسه
خانم !کات -
!نه
!برداشت سوم
وقتی کسی سکته قلبی میکنه
.باید برسوننش به بهترین هتلا
.ببخشید
!برداشت چهارم
!اوه
!کات !برداشت پنجم
وقتی کسی سکته قلبی میکنه
.باید به بهترین وسایل و خدمات برسه
.اون به موقع رسید
.بهتره ازش عذر بخواید
♪پروانه♪
:مترجم Goddess
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.