Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org
اين بابا سوزنش تو قديما گير کرده
نسل اندر نسل اين زمين تو 12 قسمت تقسيم شده ولي هيچ موقع نشده
که من رو ببينه و نگه: آهاي گوگه ميبيني؟ اين چهار طرف رو اين زمين همهش يه زماني مال ما بود
ديوونه بريم يه سلامي بهش بکنيم
آهاي گوگه اين چهار طرف رو ميبيني؟ همه اين زمين مالِ منه
صبح بخير به شما
صبح بخير
بفرماييد
ميگم شوهر خواهر جان شما هر روز همين يه حرف رو تکرار ميکني گوشهات خسته نميشه؟
هر روز اگه بگم بايد گلوي من خسته شه !نه گوشها احمق
نه کسي که حافظش خوب باشه، وقتي هي يه چيزي رو تکرار ميکنه گوشهاش خسته ميشه
زن من يعني همون خواهر تو از دنيا رفته
بازم ميدوني بزرگترين تراژدي زندگي من چيه؟
!جنابعالي
من از بابا بزرگت هيچي به عنوان جهاز براي نوهاش نخواسته بودم
بازم تو رو وبال گردن ما کرد
شوهرخواهر جان! اسم بابا بزرگ رو با احترام رو زبون بيار
تو جنگ آزادي، سرباز ارتش بود
کدوم جنگ آزادي؟ !از طرف انگليسيها با خوديها ميجنگيد
خب که چي؟ ارتشي هميشه ارتشيـه
يه خرده خجالت بکش
چکار کردم که خجالت بکشم؟ اينقدر دور وايسادم ازت
من برم صبحونه رو آماده کنم
گوگه داشتم فکر ميکردم که وارون تو موريس که نتونست کار گير بياره
اي کاش ميشد که ميومد اينجا پيش خودم
خيلي خوبه
از خواب بيدار شد يا نه؟
خيلي وقته بيدار شده داره ورزش ميکنه
من تصميم خودم رو گرفتم تو بجاي اينکه بري پيش اون دستت تو موريس
اينجا با ما زندگي کن
داييت که تنبلـه حداقل تو ميتوني پيش من باشي
باشه
باشه؟ يعني هيچ مشکلي نداري؟
من دارم با تنبل گفتن شما مشکل دارم
تو مشکل داري؟
کسي که تو ماشين ميشينه به پارس سگي که !پشت ماشينش ميدوئه اهميت نميده
خوشحالم که اين مشکلي نداره تو وسط بحث نپر
نه بابا، من با اين فکر شما هيچ مشکلي ندارم
ولي در حقيقت مشکل دارم
نميتونم بعد از اين همه درس خوندن توي دهات بمونم
ده ماه شد که کالج تموم شده يه جا تونستي کار گير بياري؟
شما خواهشاً يکم خودتون رو کنترل کنيد
وقتي آدم گرسنه باشه عصبي ميشه
ده ماهه که برا يه کار داري اين در اون در ميزني
براي هر کاري بايد يه ضرب الاجل وجود داشته باشه
من فقط اين ضرب الاجل رو بلدم که نميخوام اينجا بمونم
خدا رو شکر که همين فردا دارم برميگردم
فردا؟ پس چرا اصلاً اومدي؟
ولم کنيد
ميذاشتيد صبحونهش رو تموم ميکرد
تو ساکت شو
برم بابا؟
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.xyz
"دل من دل دل ميکنه ببين"
"رو بيت آهنگ چجوري ميرقصه ببين"
"هر چي تو قلبه مياد بيرون"
"من ميگم هرکاري تو دلت مياد انجام بده"
"چون آهنگ داره به ساز تو ميرقصه"
چته باز؟ داري تو دهاتت دخترا رو متر ميکني؟
!چي ميگي دادا
حتي خياطهاي اينجا هم سايز لباس دخترا رو !از لباسهاي قديميشون ميگيرن
ميايي تو مراسم عروسي ويکي يا نه؟
نذاري من تنها بمونم
همه بچههاي کالج اونجان
لامصبا همهشون هم که موفقان
بجزء ما دو تا
ميدوني تو باشي بيآبرويي رو ميتونيم تقسيم کنيم
ميدوني تو بيشعور ترين انسان روي کره زميني
ولي هيچ موقع غرور بهم دست نداده
باشه، توي مراسم ميبينمت
باشه ميبينمت
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: عارف - زمانبندي: بينگسا - نگارش: سميرا
"دهات رو ول کرد و دهاتي اومد ولايت"
"يه دلبري رو ديد و عاشقش شد"
"دهات رو ول کرد و دهاتي اومد ولايت"
"يه دلبري رو ديد و عاشقش شد"
"باباش فکر ميکنه بچهش عجب پسر خوبيه"
"نگو عشق و عاشقي پسره رو بدجور ياغي کرده"
"اگه بخوام حال دلم رو بگم همه دنيا بهم ميگن"
"دروغگوي ناکجا آباد"
"دروغگوي ناکجا آباد"
"آهان تويي دروغگوي ناکجا آباد"
"دروغگوي ناکجا آباد"
"دروغگوي ناکجا آباد"
"با آرايش همه اضطراب رو از خودش دور ميکنه"
"بخدا شانس من خيلي بده، اي تف تو اين شانس"
"زندگي من شده مثل يه سيرک کمدي"
"بدجوري حالم گرفته شده بخاطر اين اتفاقات"
"اگه حال دلم رو بگم همه دنيا بهم ميگن"
"دروغگوي ناکجا آباد"
"دروغگوي ناکجا آباد"
"دروغگوي ناکجا آباد"
"دروغگوي ناکجا آباد"
"دروغگوي ناکجا آباد"
"آهان تويي دروغگوي ناکجا آباد"
دروغگوي ناکجا آباد
بگو
الو کارن من تو سالن پارادايس ام، تو کجايي؟
هر جا که ديدي عزا گرفتن دقيقاً بيا همون سالن
عزا گرفتن؟
جايي که تو وايسادي روبروش يه سالنه مهموني اونجاست، پيداش کن
آهان باشه
فکر کنم سونام رسيده نه؟
تو از کجا فهميدي؟
از حالِ خرابت
زود بيا داداش
اين هرجا مراسم عروسي ميبينه فيلش ياد هندستون ميکنه
باشه اومدم
داداش يکم آرومتر بزن
خجالت بکش !هي داماد رو نگاه ميکني و ميخندي
نخندم؟ روز خوشيـه براش
داداش وسط کار يه نفسي بکش
!نميخوايي جايزه گرمي رو برندهشي که
چرا خوشحالي تو؟ اونا بعد از ما اين 2تا دوست شدن
امروز بايد من جاي اون ميبودم
بهت گفته بودم داداش داره بيست و پنجم مياد
هر موقع رسيد تاريخ عروسيمون رو مشخص ميکنيم
ببخشيد.. سلام، شما از طرف خانواده داماد هستين درسته؟
بله درسته
خواهشاً بگو که کفشها رو کجا قايم کردين؟
اگه بهت بگم چي نصيب من ميشه؟
هرچقدر پول گرفتم 2 هزار تاش رو ميدم به تو
بخاطر 2 هزار خيانت کنم؟
نه
خب ميشه نرخ خيانت خودتون رو لطف بفرماييد
زياد نيست آدرس خونهت
!فکر نميکني يکم زياده
باشه تخفيف ميدم
شماره موبايلت
فکر کنم هنوزم زياده
خب يه بهونه براي دوباره ديدن تو
من تو ساختمان اطلس، معلم زبان فرانسويام
از دوشنبه تا جمعه ساعت 3 ظهر
فرانسوي
وي (بله به زبان فرانسوي)
داداشا حواستون به کفشاتون باشه
از دست نديد خانواده عروس بدجور دنبالشن
اونم از کفشايي که دنبالش هستين
عاليه
ممنونم، خيلي ممنون
زياد حرف نزن پتهت رو ميريزم رو آب
!کجا بودي ... زود بيا
ببخشيد داداش
تو اين سالن 2 تا مراسم داره برگزار ميشه
تو اشتباه رفتي اون سمت
نه داداش دقيقاً درست رفته بودم
زود باش عکس بگير
بگير داداش
جي شري کريشنا پدر !جي شري کريشنا دخترم -
سلام دخترم
سلام مامان
چقدر خوشگل شده دختر گلم ممنون -
چطور شدم؟
ممنون
شب اول ازدواجمون رو يادته؟ از خستگي گرفتم خوابيدم
نصف شبي يهو از خواب پريدم اونم با ترس، يادته؟
کابوس وحشتناک ديده بودم
!جن ديده بودم تو خواب، جن
!قيقاً شبيه همون جن شدي الان
!يه بار نشد تو از من تعريف کني
به دروغم شده يه بار که ميتوني بگي امروز چقدر خوشگل شدي
نه، نه نميتونم دروغ بگم
چرا؟
نميخوام برم جهنم
صبح اول وقت ميره دوش ميگيره وسايل آرايشش رو برميداره، بسم الله
اينقدر آرايش کردي که صورت واقعيت چه شکليه رو اصلاً يادم رفته
براي کي اين همه آرايش ميکنه واسه خدمتکارمون؟
چي؟ من براي خدمتکار خودم روآرايش ميکنم؟
آخه مستاجر هم نداريم
خانم ورما بخاطر اين کاراي تو شوهرش رو برداشت و از اينجا رفتن کلاً
دو ماهه که مستاجر نداريم دستمون خاليه
اگه همينجوري بخوايي به اين اتهام زدنات ادامه بدي
يه روز واقعاً اينکار رو ميکنم
اگه ميتوني انجام بده
بابا، مامان ساکت، آروم باشيد
به اون بگه که آروم باشه
بابا آروم باش
شما ميدوني که بخاطر دعواهاي شما دوتاست که من ازدواج نميکنم
هنوزم هر روز دعوا، دعوا
بسه ديگه ببخشيد عزيزم -
بيا برات غذا درست کنم
من غذا خوردم
ولش کن تو که بابات رو ميشناسي
!تو که بابات رو ميشناسي
بابا بسه کافيه
اداي منو در نيار بس کنيد -
اگه ساکت نشيد غذا نميخورم
تو که گفتي غذا خوردي!؟
کل روز هيچي نميخورم
آهان
بفرمايين بريم تو
...بريم تو
اگه خودم ميتونستم راه برم که ميرفتم
بابا آروم باش من ميبرمتون داخل
اگه ميشه يه املت درست کن
چي شده؟
چه فايدهاي داره اينجا موندن؟
همه کارا رو من بايد انجام بدم
بدون کرايه داري زندگي ميکني خوشحال باش
برو املت درست کن
خودت برو
براي من نيست، براي سونامـه ميخواد املت بخوره
ميدوني اون دسته آدمايي که دوست دختر ندارن فکر ميکنن اونايي که دارن خيلي کيف ميکنن
در حاليکه اينطور نيست
چي داري ميگي کارن؟
...خيلي مکافات داره
واقعا! چه مکافاتي؟
نه عزيزم من منظورم اين نبود
..تو هيچ مکافاتي رو متحمل نشدي
تحمل کن من برم املت درست کنم
عزيزم تو خواهشاً آروم باش
چطور آروم ميشم؟ موقعي که تاريخ عروسيمون مشخص بشه -
و تاريخ عروسي ما کي معلوم ميشه؟
موقعي که داداش تامي من با پدر شما ملاقات کنه
هي هر موقع من يه چيزي ميگم ...برميگردي ميگي
هر موقع داداش تامي از آمريکا برگرده
بعدش اين چه اسميه؟ تامي؟
حس ميکنم انگار سگ با هواپيما ميخواد پرواز کنه بياد
يعني شوخيش هم جالب نيست
خيلي نسبت به اسمش حساسـه
اگه کسي شوخي کنه اعصابش خورد ميشه
يه کاري ميکنم
امروز وقتي داداش از آمريکا زنگ زد يه تاريخ ازش ميگيرم، باشه؟
قول؟
قول
خرش کرد
منظورم اينه که املت درست شد
اينم از آمريکاي داداش ما لعنت بهش
داداش، داداش، داداش سلام داداش تامي
داداش داداشت اومده
اسمش کارن بود
به به به! عجب خبري آوردي برام
اگه الان پادشاهي چيزي بودم يه کيسه طلا بهت ميدادم
به خاطر امثال تو توي زندان بهم خوب ميگذره
اگه قاضي بودم نميذاشتم اينجا بموني
بنظر از خانواده خوبي ميايي
پدر و مادرت تو بانکي چيزي کار ميکنن؟
خواهرت حتما تو يه خانواده ثروتمند ازدواج کرده
داداش يه چيزي بپرسم؟
بپرس
!اسمت رو چرا مثل اسم سگ تامي گذاشتي؟
هووووي بزنم تو سرت
توي دنيا هيچکي به خاطر امثال تو دوست نداره زنداني بشه
من اگه پادشاهي چيزي بودم الان ميدادم توي ديوار زنده به گورت کنن
اگه قاضي بودم ميگفتم اعدامت کنن
...وقتي هم که بالاي دار پاهات ميلرزيد
اون موقع بهت ميگفتم چرا اسم منو گذاشتن تامي پانده
پدر و مادرت با ديدن قيافت سکته زدن و مُردن حتما
!خواهرت با يه خدمتکار فرار کرده و رفته
از من ميپرسه چرا اسمت تامي پانديست
گمشو، گمشو
ببخشيد دادش
چي شده؟
بابا بزرگ افتاده بود زندان يه هفتهاي آزادش کردم
بابا افتاده بود 2 روزه آوردمش بيرون
من الان 6 ماهه اين تو هستم ولي تو عين خيالت نيست
!انگار خواهرت رفته خونه بخت
مشکل از منه؟ نميشه کلاً بيخيال زندان شين؟
ولش کن پول آوردي؟
آره
بذارش تو کمد نگهبان
اون داخل فروشگاه باز کردن؟ اين همه پول رو براي چي ميخواي آخه؟
به رئيس زندان ميدم
مرخصي 15 روزه بهم ميده
همه چيز خوب پيش بره بيست و پنجم ميام بيرون
باشه ولي همون موقع که اومدي تاريخ ازدواج من رو مشخص کن
باشه حواسم هست
يه خانواده خوب پيدا ميکنم و دخترشون رو خواستگاري ميکنيم
ولي من دوست دختر دارم
بايد پولدار باشه
ميخواي من رو داماد کني يا بفروشي؟
به ساعت ميگن رگلته .. همه بگين
!به پاينپل هم آناناس
خيلي وقت ندارم هر چي ميخواي بگي سريع بگو
بگو ببينم چه چيزهايي نياز هست تا يه پسر خوشتيپ مثل من بتونه مُخ تو رو بزنه؟
هيچي
چرا؟ اينقدر راحت پا ميدي؟
کسي نميتونه مُخ منو بزنه
چرا؟
چون من علاقهاي به اين ملاقاتها و اينجور چيزها ندارم
!چه جالب منم همينطور
چون من قصد ازدواج ندارم
!چه جالب منم همينطور
وقتي اصلاً قصد ازدواج ندارم پس چه نيازي به مُخ زدن هست؟
عزيز.. ازدواج سزاييه که بعد از مُخ زني نصيب ميشه
ببين جدي شوخي نميکنم
من واقعاً قصد ازدواج ندارم .. راستش بعد از تصادفي که بابام داشت
...الان رو ويلچره
و من نميخوام تنهاش بذارم
ولي من نياز به کسي ندارم که بخواد خونهاش رو ول کنه
تو نياز نداري ولي پدر و مادرت که اينطور نميخوان
!خانواده من
آره خانواده تو
يعني پدر و مادرم
نميخوان؟
اونا اينجا نيستن
پس کجان؟
نميدونم
نميدونم يعني چي؟
ميدوني وقتي کوچيک بودم گُمشون کردم
از موقع دارم دنبالشون ميگردم
اوه، متاسفم نميدونستم
عيبي نداره
ميدوني وقتي مردم ميگفتن هر اتفاقي مياُفته حتما يه حکمتي توش هست
دوست داشتم گردنشون رو بشکنم
ولي امروز به اين باور رسيدم که راست ميگفتن
فکر کن
کسي که با من بخواد ازدواج کنه اصلا نيازي به ترک خونهش نداره
درسته
من بهش گفتم خانواده ندارم
چي ميگي؟
ساکت دارن مصاحبه ميگيرن
وقتي راجع به پدرت بفهمه چي؟
بهش ميگم پيدا شدن
!عجب حرومي هستي
ولي هيچ موقع مغرور نشدم
تو که کارت حلـه
فردا داداشم مياد اون موقع تاريخ ازدواج منم مشخص ميشه
"اين دختره چقدر زيباست"
"چه ناز و عشوه مياد و باکلاسـه"
دختره يکم ديوونه است" " به حرفم گوش نميده
" همهش ميگه باي باي"
"تو خيلي فوق العادهاي"
" نميخواد همش طعنه بزني"
"دختره مست شد"
"دختره بعد از خوردن يه بطري شراب مست شد"
"دختره مست شد"
"دختره بعد از خوردن يه بطري شراب مست شد"
"تو خيلي فوق العادهاي "
" بعد از مست شدن فوق العادهاي"
"تو خيلي فوق العادهاي "
" بعد از مست شدن فوق العادهاي"
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
"وقتي مياد رو استيج همه جا سر و صدا ميشه "
"قلب پسرا شروع به تند تند زدن ميکنه"
بعضي وقتها اينقدر از خود بي خود ميشه" " که حتي فراموش ميکنه کيه
"دختره مست شد"
"دختره بعد از خوردن يه بطري شراب مست شد"
"دختره مست شد"
"دختره بعد از خوردن يه بطري شراب مست شد"
با چشماش تير ميزنه" " مستقيم ميخوره تو قلبم
"عزيزم اسم تو رو روي بازوي چپم تتو کردم"
"به پدرم گفتم فقط با تو زندهام و با تو ميميرم"
"تو دختره روياهاي مني؛ من قهرمان توام"
"بخاطر تو من 7 تا دريا رو رد کردم و رسيدم اينجا"
"دختره مست شد"
"دختره بعد از خوردن يه بطري شراب مست شد"
"دختره مست شد"
"دختره بعد از خوردن يه بطري شراب مست شد"
"تو خيلي فوق العادهاي "
" بعد از مست شدن فوق العادهاي"
"تو خيلي فوق العادهاي "
" بعد از مست شدن فوق العادهاي"
روچي
چيه؟
بفرما !بفرما ببين دخترت داره چکار ميکنه
دختر تو دختر تو چيه؟
مگه با قرص باردار شدم!؟ دختر تو نيست؟
اون ديگه مشکل توئه ولي همچين دختري مال من نميتونه باشه
چشمهاش، دستاش، دماغش همه چيز به تو رفته، نميبيني؟
نکنه چشمهات هم مثل پاهات رفته مرخصي؟
تو اين دنيا هزاران آدم شبيه به هم وجود دارن
خب
معلوم نيست مالـه کدومشونه ولي مال من نيست
اگه ميخواستم با يکي ديگه رابطه داشته باشم يکي شبيه تو رو ميخواستم چکار!؟
!خاک بر سرت
سلام بابا
ميدونم نصف تو شبيه مادرته ولي نصف ديگهت چرا مثل من نيست؟
چي ميگي بابا؟
از کجا داري ميايي؟
از پيش سلوني
اين سلوني جنابعالي شونههاي مردونه داره همون ديگه؟
آره بابا همون سلوني
سلوني موتور هم ميرونه؟
آره بابا بلده
تو جدي هستي؟ يا مثل مادرت فقط ميخواي چرت بگي؟
بابا من جدي ام
شما که منو ميشناسي اگه جدي نبودم اصلا شروع نميکردم
راست ميگي؟
يه چيزي اين سلوني چکار ميکنه؟
حسابداري خونده داره دنبال شغل ميگرده
يعني بيکاره
ولي اون خانواده نداره
بچه که بود اونها رو گُم کرد
چي ميگي؟ ايول
به سلوني بگو بياد ملاقات من
باشه بابا
بيا ريا
بيا بشين
تو خيلي بيشتر از اوني که ريا گفته بود خوش قيافهاي
ممنونم خاله
اين براي دخترت اومده نه براي تو
شما هم ديگه آخرشي وينود
يعني من به داماد آيندهام نميتونم بگم خوش قيافه؟
به شوهر فعليت که تا حالا !هيچ موقع نگفتي خوش قيافه
بعضي موقعها شورش رو در مياري
مادرم بهش گفته بود که هيچ موقع شوهرت رو با اسمش صدا نزن
چون از عمر شوهرت کم ميشه
ولي اين هر روز صد بار اسم من رو صدا ميزنه
تا من زود بميرم
باز خوبه سالي يه بار مراسم دعا برا خودم ميگيرم
وگرنه تا حالا اون طرف بودم
خوبه که اينها داره جلوي تو اتفاق مياُفته پسرم
چون نميخواييم چيزي ازت مخفي بمونه
نه خاله عيبي نداره
تو هر خونوادهاي مشاجره ميشه ... خانواده منم
اگه بودن اين اتفاقات مياُفتاد
پسرم نياز نيست ناراحت بشي
ريا به ما همه چيز رو به ما گفته
گفته که تو يتيمي
ولي چيزي بهتر از نميشه
جان!؟
منظورش اينکه تو که ميدوني ريا دوست نداره ما رو تنها بذاره
بخاطر همين ما يکي رو ميخواييم که خونوادهاي نداشته باشه
ما گفتيم همچين کسي پيدا نميشه
ولي خيلي خوش شانس بوديم که تو رو پيدا کرديم
خب ديگه چه حرفي مونده؟ ما از تو خوشمون مياد
يه تاريخ رو براي ازدواج مشخص کنيم مگه نه ريا؟
عمو همه چيز اينقدر سريع؟ يکم زود نيست؟
زود؟ زود چيه؟
!وارون يعني چي
ريا اشتباه فکر نکن ولي ميخوام ما همديگه رو خوب بشناسيم
جدي؟ بگو ببينم چي رو بايد بشناسيم؟
بگو ببينم
ريا چاي بهش بده
من اينکار رو نميکنم
الو
تاريخ عروسي مشخص شد؟
آره صحبت کردم ولي نشد
خوبه که باز تلاش کردي
آره البته ازدواج هرچقدر ديرتر اتفاق بياُفته بهتره
يعني چي؟
ميدوني امروز توي اون لباس صورتي رنگ خيلي سکسي شده بودي
لباساي خارجي خوب بهت مياد
سگ لباسم سنتي بود
سنتي بود؟ واقعاً؟
الو، الو
عزيزم
صدات نمياد، عزيزم هستي؟
بگو چکار کنيم؟
ازدواج کنيم؟
اينقدر ميشناسيم که مطمئني همه زندگيت رو باهام بگذروني؟
ممکنه من يه دروغگو باشم ... ممکنه که
دوسم داري؟
آره
اينم يه دروغـه؟
به هيچ وجه
پس همين کافيه برام
آقاي خاطر چطوري؟
"دروغگوي ناکجا آباد"
"آهان تويي دروغگوي ناکجا آباد"
مبارک باشه مبارک
براي چي؟
پسرمون سر و سامون گرفت
وارون سر و سامان گرفت؟
نه؛ منظورم پسر خودم سونو بود
مغازه باز کرده
مبارک باشه چه خبر؟
از موقعي که رفتي دهات رو فراموش کردي
پسرم اينجاست خانواده هم که اينجاست
پس همينجا شد دهات من ديگه
آره درسته
ميدوني هرچي بشه ولي بهترين کار زندگي کردن با خانوادهست
آدم حس زنده بودن بهش دست ميده
به شما هم پيشنهاد ميکنم بيايين اينجا
خيلي خوش ميگذره
باشه بهش فکر ميکنم
شوهر خواهر اينم از دوغ
گوگه اين زمينها رو ميبيني؟
آره
در حقيقت هيچ کدوم اينها مالـه من نيست
چي؟
آره امروز اين به 12 قسمت تقسيم شده
ولي داشتم به يه چيز ديگه فکر ميکردم
خب بگين
...وارون که نميتونه بياد اينجا
من چرا نرم پيش اون؟ کاراي اينجا که پيش ميره
!عجب فکري
همه باهم ميريم
نه منظورم اين بود که منم داشتم به همين فکر ميکردم
خب زنگ بزن بهش بگم که يه جايي رو اجاره کنه
تو بليطها رو رزرو کن پاسپورت که دارين
همه چي داريم نگران نباشين
شما دوغ بزن به بدن
يه چيزي رو بگين شما اينطوري ميخواي بري موريس؟
چرا؟
محصول رو شخم زدن ولي شما اين محصول صورتت رو هنوز شخم نزدي
.. يه تيغي چيزي بزن
زمين خودمه هر موقع دلم خواست شخم ميزنم
نه، نه کرايه همون 17 هزار تا
داداش 15 هزار تا اوکيش کن
نه 15 تا کمه
ايشون سرهنگ بازنشسته پليس پنجابه زن نداره
يه برادر زن داره که با خانمش باهم زندگي ميکنن
يه پسرم داره که همينجا تو موريس زندگي ميکنه
بعد از اينکه اونا اومدن اينجا اون هم مياد باهاشون زندگي ميکنه
بله ما هم که همين بغل هستيم
چيزي نياز داشتن ما در خدمتيم
...باشه، باشه
کرايه رو کم ميکنم ولي طرف آدم حسابي باشه
نه خيالتون راحت ضمانت ميکنم
حله
پس بگم بيان؟
بگين بيان
...خيلي آدم خوبيه
بريم
!عجب جاي خوبي گوگه
وارون
بابا
!بابا
تو اينجا چکار ميکني؟
کي به تو گفت ما داريم مياييم اينجا؟
کي به من گفت؟
بگو ديگه
چي؟
همين که ما ميخواييم اينجا زندگي کنيم؟
شما ميخوايين اينجا زندگي کنين؟
آره تو همين خونه
تو اين خونه؟ آره همينجا -
ولي تو اينجا چکار ميکني؟
از کجا فهميدي ما قراره بياييم اينجا زندگي کنيم؟
اگه ميدونست نميذاشت بيايين اينجا
منظورش اينه که نميذاشتم تنها بيايين اينجا
ميومدم يه کمکي چيزي ميکردم
ما ميخواستيم سورپرايزت کنيم
!چه سورپرايزي
تو نميتوني تو دهات کنار پدرت زندگي کني ولي پدرت که ميتونه اينجا کنارت زندگي کنه
بله ولي خب زدي سورپرايزمون رو خراب کردي
بله
هيچي رو خراب نکردين
اين اينقدر سورپرايز شده که انگار باباي جديد پيدا کرده
تو کي هستي هي ميپري وسط؟
من کارن هستم دوستش
اين چشه؟ انگار رفته زير تريلي
وارون چته؟
حس ميکنم انگار تو از ديدن ما خوشحال نيستي
نه بابا خيلي خوشحالم
بفرما صاحبخونهتون هم اومد
سلام سلام -
سلام خوش اومدين -
بيا ريا
شما يوگراج سينگ هستين؟
بله بله يوگراج سينگ
اين برادر زن من گوگا اينم همسرش شوبها
و آقاي خاطر رو که شما ميشناسين
من روچي مهتا و ايشون اون بالا همسرم ونود مهتا هستن
زنده باد هند آقاي ونود
زنده باد زنده باد
اينم دخترم ريا
سلام عمو جان
و داماد منو که حتما ملاقات کردين
آهان تازه فهميدم که داماد شما اومده به پسرم گفته که ما داريم مياييم
فهميدي گوگه مشکلي که نيست نه
پسر شما؟
من احترام نذاشتم به شما
زنده باشي پسرم زنده باشي
پس شما پدر هستي بله -
بله همينطوره
اينا چرا دارن از رو هم اسکي ميرن؟
شما دو تا قراره همين دور و برا باشين چقدر خوبه
بله بله-
ديگه حرفاشون هم شبيه به هم شده
داماد شما براي تعطيلات اومده
ميدونين همسرم همينجا با ما زندگي ميکنه
!چون من تک فرزندم بخاطر اين
ما که خوش شانسيم که اونم همراه ما زندگي ميکنه
خانوادهمون تکميل ميشه فقط اگه يه بچه بياد
مگه نه وارون؟
آره مگه نه کارن؟
آره درسته
..يه دقيقه من بچه که مال داماد و دخترتون هست؟
اين وسط پسر من چکارهست؟
جوک خوبي بود
شما بفرمايين استراحت کنين آقاي خاطر اينا رو ببرين داخل
اگه چيزي نياز داشتين حتما بگين
نياز که داريم البته
چي نياز دارين؟
همين که شما لبخند زدن رو هيچ موقع ترک نکنين
چشم بد دور لبخند شما خيلي فوق العادهست خانم روچي
بريم
آقاي خاطر وسايل رو بفرست داخل
خدايا به اميد تو
لبخند فوق العاده؟ چرا من حس ميکنم داشتي باهاش لاس ميزدي
برادر زن لعنتي
حالا چکار کنيم؟
چکار کنيم؟
از مهابارته تا الان تو هر جنگي هميشه کارن رو ميکُشن، فقط يه کار ميشه کرد
خانوادهت رو ببر جايي و گمشون کن
شوخي رو بذار کنار
بهشون بگو که يه پيشگويي گفته خانوادهت پيدا نميشن
واسه همين اينو به پدري قبول کردي
تو خفه شو بذار فکر کنم
باشه فکر کن فکر کن
از تو گيرتر آدم رو کره زمين نداريم
واسه همين هيچ موقع مغرور نشدي
نه که تو تا حالا به سونام دروغ نگفتي ديگ به ديگ ميگه روت سياه، حله؟
...باشه. باهم فکر ميکنيم
ببين ميخواي دو طرف زندگي کني؟
يه راه داره هر روز صبحها پاشو برو ورزش
وقت ورزشمه عزيزم
ولي نميري براي ورزش
ميري تو خونه بغلي صاف توي اتاقت
بعد همچين ميايي بيرون انگار از خواب پا شدي
ميري صبحونه ميخوري پراته بيار -
بعدش کيفت رو برميداري و ميگي دارم ميرم سالن بدنسازي
بعد ميري پيش ريا اون فکر ميکنه تو از ورزش برگشتي
بعد اگه خواستي برو مصاحبه بده يا اگه نخواستي حالش رو ببر
بعد از ظهر بهونه ميکني و برميگردي پيش خانوادهت
بعد يکم وقت باهاشون ميگذروني
و شام ميخوري و شب بخير ميگي ميري داخل اتاقت
همه که خوابيدن اتاق رو از داخل قفل ميکني و از پنجره فرار
برميگردي تو اين خونه
يه مشکلي داره بابا تا دير وقت نميخوابه
جلو در ميشينه تا موقعي که خوابش بياد
تو بايد از خدا تشکر کني
که اين همه مسئله بهت داده ولي يه رفيق باهوش و يه راه در رو هم بهت داد
مزخرف نگو کدوم راه در رو؟
اون در کوچيک
اون در معمولي کوچيک قراره بزرگترين کمکت تو زندگي باشه
برادر زن
گوگه؟ چي شده اين موقع شب؟ رفته بودي بخوابي
با اين کار آبروي خانواده رو نبري
چي ميگي گوگه؟
ما اينجا بخاطر وارون اومديم نه براي الواتي شما
الواتي؟ چرا مزخرف ميگي؟
ما اين سمت زندگي ميکنيم اون سمت کيه؟ لوچي مهتا
خب روچي مهتا بگو
!حالا هرچي چه هوسيـه که شما رو داره ميکشونه اون سمت؟
آهان تازه فهميدم
!تازه فهميدم که کلمه برادر زن تو هندي چرا فحشه تو به من شک ميکني؟
تو بشقاپي که غذا ميخوري ميخواي تف کني؟
شما چي ميخواي؟
که بذارم هرچي اتفاق مياُفته بياُفته هيچي به خواهرم نگم؟
کدوم خواهر؟ خواهرت سالهاست از دنيا رفته
دقيقا بخاطر همين مسئله شما نيازهايي داري که سالهاست کامل نميشه
.ميفهمم ولي نميذارم بريم تو اتاق
يه دعا ميذارم شما نفس عميق بکش و بخواب
برو کنار من نميرم
پس منم نميرم
باشه وايسا
وايسادم بريم -
بريم حشره زياده اين جا
عيبي نداره
تو هر نقشهاي يه ايراداتي به وجود مياد يه کاري کن
فردا اون در رو آروم باز کن هول نشو
به رفيقت اعتماد کن هيچي نميشه
کيه اونجا؟
اوهو
منم بگم اين آدمي که توي ... دهات مثل يه گنجشک بود
الان بخاطر اين زنه گاو نر شده
!!!عجب
اون سگي که توي دهات دم تکون ميداد چطور امروز تو شهر داره پارس ميکنه؟
ناراحتي، نه؟
که سگه بد موقعي شروع به پارس کرده؟ !وگرنه تا الان با اون زنه ريخته بودين رو هم
چنان ميزنم تو صورتت که دندونات بريز تو شوشهات
شما ميخواي گاو نر باش
ولي منم برادر اون زنيام که اون پسر کوچولوي شما رو بزرگ کرده
چقدر ضرب المثل بدي ميزني تو
من فقط يه صدا شنيدم اومدم ببينم چه خبره ديدم تو اينجايي
واقعا؟
اين صدا رو فقط شما ميشنوي؟ چرا بقيه نميشنون؟
من ميفهمم ..اين عاشق پيشهها
هميشه يه صداهايي ميشنون
چرا زدي؟
حشره بود رو صورتت !چقدر شکاکه اين برادر زن من
آقاي باهوش هوشت رو بذار در کوزه
تو يه کاري کن
درو باز نکن از روش بپر
اون تيغها رو ديدي؟ بره تو باسنم چي؟
امشب همه رو صاف ميکنيم
يکمم قفل رو روغن کاري کن اصلاً رنگش کن
بخاطر اينکه قديميه صدا ميکنه
درو اگه رنگ کنيم و تيغها رو صاف کنيم ديگه همه شک ميکنن
شک؟
پدر خانوم من خيلي آدم شکاکيه
اگه اون شک کنه که زنش داره با بابام لاس ميزنه ظرف 2 دقيقه ميندازتش بيرون
يه کاري ميکنيم
هفته بعدي سالگرد ازدواجشونه
نه، نه
سلام مامان سلام پسرم -
چي درست ميکنين؟
پوره سرخ شده
ريا گفت سه شنبه هفته بعد سالگرد ازدواج شماست
مهموني نميگيرين؟
آدمي که به مناسبت 25 سال ازدواجش مراسم دعا ميذاره
اينبار فکر کنم بخواد روزه بگيره
بذار هرکاري ميخواد بکنه شما يه مهموني بگير به سبک خودمون
ول کن پسرم
اين جشن تولد، سالگرد، مهموني و اينا براي شما جوانهاست
من که با فکرش خسته ميشم
خسته نشين
شما يه برنامه خوب بچينين
بنظرم بابا رو سورپرايز کنيم
اون همهش از شما شکايت ميکنه ديگه بعد از اين مهموني فقط قربون صدقتون ميره
سورپرايز کردن ونود يعني همه کارا رو من انجام بدم
نه از کسي کمک بگيرين
کمک از کي؟
من
آهان
نه من که دنبال شغلام
ريا
نه ريا هم شغل داره کاراي خودش هم به من ميگه
کارن آره کارن -
نه اونم داره دنبال شغل ميگرده
باباي کارن
باباي کارن!؟
آره اون بازنشستهست
خيلي وقت خالي داره
شما هم که گفته بودين زنده دل هستن
نه خوب نيست نبايد اون رو به زحمت بندازيم
خوبيت نداره
،نه اتفاقا زحمتي نيست براش شما فقط يه لبخند بهش بزن
ياد مادر مياُفته
مادر؟
منظورم زنشه
آهان
...پس مادر
اگه راضي شد پس حتماً برنامه رو برگزار ميکنيم
ايول
بيچاره چي شده؟ -
چقدر خوشگله. ولي شوهرش رو ويلچره يه زماني شوهرش صحيح و سالم بود مثل شما
هان. البته اين بخاطر شغليه که داشتم اصلا نياز نبود بدنسازي بريم
کاملا معلومه عمو. راستي مادر ميگفت که شما يه بار بهش گفتين لبخند زيبايي داره
آره درسته
ايول عمو
من نه، بگو ايول مادر تاج محل بزرگه يا کسي که ازش تعريف ميکنه؟
!!عجب حرفي
چرا داري زندگي مادر رفيقـت رو خراب ميکني؟ اين که هر شب واسه پريدن آماده است
تا حالا يه بار از لبخند خواهرم تعريف نکردي
جايي که اين زن رو لپش گودي داره خواهرت، جوش و آکنه داشت
دايي جون عيبي نداره که دايي شدم ديگه -
عجب. عيبي نداره! بارک الله
آروم باشين. فقط داشتم افسوس ميخوردم که بنده خدا هفته ديگه سالگرد ازدواجشه
داشت فکر ميکرد که يه پارتي براي آقاي مهتا بگيره
ولي چون کمک دست نداره، تنهايي چيکار کنه آخه؟
اين الان ميپره پايين. چرا داري بنزين رو روي آتيش ميريزي آخه؟
اين رو ولش کن. به من بگو چه کارايي بايد انجام بشه؟
ميخواد مهموني بگيره. چند جا تماس بايد بگيره دعوت نامه و چيدمان و سفارش غذا، اين جور کارهاست
...و البته
بگو بگو
داشت ميپرسيد که اگه وقت دارين کمکش کنين
داشت درباره من ميپرسيد؟
آره ولي يکم اضطراب داشت
اضطراب براي چي؟ يه بار بياد بهم بگه، کمکش ميکنم
ايشون هيچ علاقهاي به کمک کردن نداره از موقعي که ديدِش فقط دنبال فرصت ميگرده
دنبال اين فرصتـم که خفهـت کنم
بيا من رو بکش ولي نميذارم اينکار رو با خواهرم بکني
ولش کن، اين رو تو بگو
شما بعد از ظهر بيا ببينيم چي ميشه ولي حواست به يه چيز باشه عمو
چي؟
که شوهرش بويي از ماجرا نبره
اي داد... خواهرم تو بهشت داره نفرينـت ميکنه مرد. اي کاش منم مرده بودم
از همينجا بپر پايين و برو پيش خواهرت
سلام خانوم روچي، خانم روچي
آقاي يوگي. حالتون چطوره؟
ممنون خوبم. دامادتون ميگفت که ميتونم به شما کمک کنم
واقعا از لطفتون ممنونم
نيازي به تشکر نيست شنيدم بخاطر مهموني سالگرد ازدواجتون نگرانـين
بعد به اين نتيجه رسيدم که اگه به اين دليل شما ديگه لبخند نزني همهمون ضرر ميکنيم
شما خيلي خوبين آقاي يوگي. با شنيدن حرفاتون ديگه نگران نيستم، فقط بياييد تقسيم کار کنيم
دقيقاً. من ميگم که سفارش غذا رزرو سالن و چيدمان همهش با من
اونوقت من چيکار کنم؟
شما دست به سياه سفيد نزنين من در خدمت شمام
شما خيلي مهربونيد
شما فقط بگين که چه نوع پارتي ميخوايين بگيرين
چکار ميکنين پدر؟
دارم دوش ميگيرم کوري نميبيني دارم روزنامه ميخونم؟
بيايين تا ببرمتون تو بالکن
چرا؟ تو بالکن اخبار عوض ميشه؟
شما اينجا حس خفهگي بهتون دست نميده؟ نه -
بياييد تو هواي تازه نفس بکشين
چرا بايد برم اونجا؟
عه بيايين ديگه
!چه فايده.. شما هنوزم سرتون تو روزنامه ست
من گفتم من رو بياري اينجا؟ من گفتم؟
راحت تر ميتونين بخونين چقدر نور خوبه اينجا. عجب منظره اي
آره خيلي خوبه
اين روچي تو اين هم هست
کجا؟
ببين، ببين
مادر با عمو
پدرم يه مشکلي داره، تو دهات هم همهش با زناي دهات لاس ميزنه
!چي ميگي
چون مادرش از دنيا رفته، بخاطر همين
نه، زماني که مادرم بود بازم وضع همين بود
چي ميگي؟ واقعا؟
اين زن هم که به هيچ مستاجري رحم نکرده
!معلوم نيست چقدر گرما تو وجودش خوابيده
...ببين، ببين
ولي پدر. اين همون چيزيه که من دارم بهش فکر ميکنم؟
تو فقط فکر ميکني ولي من دارم حسش ميکنم
ببخشيد عمو. درسته پدرمه ولي همچين مستاجري رو همين الان بايد انداخت بيرون
نه. ميخوام سر بزنگاه مچشون رو بگيرم
اون موقع همراه پدرت جفتشون رو از زندگيم ميندازم بيرون
غذا و سفارش حل شده. کسي که صندلي و وسايل رو مياره گفته ميخواد يه بار سالن رو ببينه
اينم خوبه. نميشه که بدون ديدن لوکيشن کار رو انجام بده
منم بايد بيام؟
بله بايد بيايين. شما بايد ببينين !که همه چيزا وفق مرادتون هست يا نه
شما خيالتون راحت باشه. ما يواشکي ميريم آقاي مهتا هيچ وقت متوجه نميشه
آره ظهر بعد از غذا وقتي ميخوابه اون موقع کارمون رو انجام ميديم
کاملاً .. خيلي هم خوب
واقعا شرمندهـم که با بودن ايشون شما مجبوري اين کار رو بکني
نه اين چه حرفيه؟ خوشحال ميشم اگه بتونم کمکي کنم
چقدر خوب بود اگه اونم کنار ما بود
منم کنارتون بودم؟ زن کثيف
نه خانم نه. اون بيچاره رو ويلچره !اگه بخواد هم نميتونه کاري انجام بده
من بيچارهام؟
خوبه، ما کاري که ميخواييم رو خودمون انجام بديم
فقط منتظر اون لحظهام که آقاي مهتا شوکه ميشه
واقعا، نميتونم واسه اون لحظه منتظر بمونم
اين همه سال بهم طعنه زده تنها راه حلش همينه
"بذار برم"
"بيا کنارم"
"بذار برم"
"بيا کنارم"
"دست نزن، بهم دست نزن. دست نزن"
"بيا کنارم"
"بذار برم"
"بيا بيا کنارم. بيا ببين"
موقع ازدواج چرا نيوفتادي تو اون چاله آتيش تو زن مني يا چي؟ پدرت رو در ميارم
چت شده؟
چي شده؟ خجالت نميکشي شرم و حيات کجا رفته؟
چي ميگي تو؟
چي ميگم؟ يه کلمه ديگه بگي ميکشمت
ديوونه شدي تو؟
نه، تو ديوونه شدي
چي شده جناب مهتا؟
!!!جناب! چه جنابي؟ جناب که شمايي
چي فکر کرده بودي؟ با 15 هزار تا کرايه زن مفتي گيرت مياد؟
چي ميگين شما؟
بفرما همين رو ميخواستي؟ بيآبرويي کردي. بفرما
تو چرا مزخرف ميگي؟
مزخرف. براي همين روزا بود که هر شب جلوي شما رو ميگرفتم
هر شب؟ چند وقته اين اتفاق داره مياُفته؟
آقاي مهتا، من بابت کاراي شوهر خواهرم از شما عذر ميخوام
ساکت
ببينيد ايشون هوس بازه ولي دلش خيلي پاکه
چنان ميزنم که بلند نشي
بزن ديگه بزن. امروز من متاسفم که سي سال پيش شما رو براي خواهرم پسنديدم
سي سال قبل توي شلوارت ميشاشيدي، اونوقت مي خواستي من رو واسه خواهرت پسند کني؟
اون موقع آره. ولي تو اين سي سال من شما رو خوب شناختم. شما فراموش کردي
اين آقا حتي فراموش کرده من اينجا زنده و سر حالـم
با گوشاي خودم شنيدم که شما دو تا چه فکرايي تو سر دارين
خفه شو. چون زنت ازم خواست داشتم بهت کمک ميکردم
کمک؟ آره -
کمک من؟ پس چي؟؟-
درسته بدنم فلج شده ولي همچين کمکي از کسي ديگه نميخوام
وينود بسه ديگه. گوش کن چي ميگه
از بس گوش کردم ديگه گوشام کار نميکنه نميخوام چيزي بشنوم
نياز نيست کسي چيزي بگه
و تو.. من که حتي سوء تفاهم تو رو هم برطرف نميکنم
معذرت ميخوام خانم روچي
،از ايشون نه از آقاي مهتا عذرخواهي کن
اگر باز وسط حرف من بپري ميکشمت
بعد از شنيدن اين حرفاي سخيف نميتونم اينجا بمونم. بريم
خواهش ميکنم
چي چي بريم؟ اون خونه مال منه
گوش کن. ظرف يه هفته اون خونه رو هم خالي کن
هفته چيه، 2 روزه خاليش ميکنيم، مرتيکه خر
چي؟ ميخواي بغلش کني و گريه کني؟
وينود بسه ديگه، هر مزخرفي رو به زبون مياري بسه ديگه. ديگه نميتونم تحمل کنم
برو تو. برو داخل چي برم داخل؟ من نميرم -
خب، مصيبت کم شد. خونه جديد رو کنار يه مندر ميگيرم
با فضاي معنوي اونجا حداقل هوست رو ميتوني کنترل کني
کارن، بابات اينقدر آدم حقيريه که اصلا فکرش رو هم نميکردم
تا عصري خوني رو خالي کنيد
کدوم خري تو خونه پدر زن تو ميخواد بمونه؟
تو، آره تو رو ميگم. بعد از اين همه جر و بحث بخاطر کرايه نيايي منت کشي
گمشو بيرون از اينجا
تو برو از اينجا
هوي. به پدر زن من هيچي نگو
پدر شما برو، من حواسم هست
...آهاي
با گريه کردن چي رو ميخواي ثابت کني؟ که اشتباه از منه؟
تو برو، اشتباه از منه که داشتم به تو فکر ميکردم و خواستم برات کاري کنم
بايد گريه کنم که زنم سالگرد ازدواج رو فراموش کرده
پدر شما چطور ميتوني فکر کني که مامان سالگرد ازدواجمون رو فراموش ميکنه؟
دخترم الان ساعت 3 ظهره ولي هنوز بهم نگفته سالگرد ازدواجمون مبارک يا دوست دارم
چطور ميخواد بگه تازه ميخواست با يوگراج يوگا کار کنه
چي ميگي پدر؟
اين آدم يوگراجه يا هوس باز نميفهمم
تو اصلا ميدوني ما دو تا داشتيم چيکار ميکرديم؟
چي اين حرفاي زشت چيه جلو دخترت ميزني؟ خجالت نميکشي؟
پدر؛ عمو يوگراج و مامان باهم ميخوان براتون يه سورپرايز پارتي بگيرن
ميخواستن ولي الان نه بعد از اين الم شنگهاي که راه انداختي جشن سالگرد نه طلاق برگزار ميشه
چجور پارتي؟
پارتي سالگرد ازدواج
بفرما از رستوران زنگ زدن بيا شما صحبت کن، صحبت کن
الو
از رستوران تماس ميگيرم
غذاها رو فرستاديم سمت خونه
شما فقط حواستون بهش باشه زنگ زد بهش بگين کجا بياد
داشتم به آقاي يوگراج زنگ ميزدم منتهي ايشون گوشيش رو جواب نميده
باشه 2 دقيقه ديگه باهاتون تماس ميگيرم
!متاسفم دخترم
به مامان بگين
واقعا متاسفم که بخاطر کاراي اين به انسان شريفي مثل شما شک کردم
!چه فحشهايي که بهش ندادم
اين مزخرفات رو بعدا بگو قبلش برو و ازش عذرخواهي کن
درست ميگه
با کفش مياُفته دنبالم
عيبي نداره ولي برو منم همراهت ميام
تو اگه بيايي شايد به چند تا فحش اکتفا کنه
آقاي يوگراج خواهش ميکنم من رو ببخشيد، از اينجا نرين
مار گزيده از ريسمان سياه سفيد هم ميترسه
من نفهميدم که شما ريسموني نه مار تو آستين
بسه ديگه بسه خواهشا وضعيت من رو درک کنيد-
کسي که خونهش رو دزد ميزنه به همه محل مثل يه دزد نگاه ميکنه
عجب آدميه! چرا داره از دزد واقعي معذرت خواهي ميکنه؟
خواهش ميکنم آقاي يوگراج هر اتفاقي افتاد همهش سوء تفاهم بود
عمو خواهش ميکنم اگر شما نيايين پارتي اصلا حال نميده، بايد بيايين
خواهش ميکنم آقاي يوگراج
باشه آقاي مهتا همه اينا سوء تفاهم بود
و اينکه امروز سالگرد ازدواجتون هست و اينجوري عذرخواهي ميکنين
اصلا درست نيست، ما مياييم حتما مياييم
فقط حيف که رفاقت وارون و کارن بخاطر اين اتفاق به هم خورد
امشب هر دوتامون بايد بريم پارتي
هربار چاهي ميکَنيم خودمون مجبوريم بپريم توش
چه کنيم؟ ميپريم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: عارف - زمانبندي: بينگسا - نگارش: سميرا
"صدا رو ببر بالا ميخواييم برقصيم"
"صدا رو ببر بالا ميخواييم برقصيم"
"بيا جلو ميخواييم عشق بازي کنيم"
"براي پارتي دنبال جا نميگردم"
"شنبه شب به حرف خودمم گوش نميدم"
"شنبه شب به حرف خودمم گوش نميدم"
"خودم که هيچي به حرف بابام هم گوش نميدم"
"شنبه شب به حرف خودمم گوش نميدم"
"خودم که هيچي به حرف بابام هم گوش نميدم"
"چراغا رو خاموش کن، شروع کنيم"
"چراغا رو خاموش کن، شروع کنيم"
"بيا تو همديگه گم بشيم و عشق بازي کنيم"
"بمب رو بنداز و همه بدنت رو بلرزون"
"تشنه چشماي توام بيا تشنگيم رو برطرف کن"
تو بگي که من رومئو خوبي" "!براي تو هم هستم يا نه
"شنبه شب به حرف خودمم گوش نميدم"
"خودم که هيچي به حرف بابام هم گوش نميدم"
"شنبه شب به حرف خودمم گوش نميدم"
"خودم که هيچي به حرف بابام هم گوش نميدم"
"از دوشنبه براي شنبه برنامه ريزي ميکنه"
به حرف پدر و مادرش گوش نميده" "فقط ميخواد پارتي بگيره
"هر موقع مياد تو کلاب همه جا شلوغ ميشه"
"اين دختره چقدرهات و سکسيه، همه ميگن"
"بخاطر ناز و عشوههاش معروفه دست کمش نگير"
"ببين چطوري با آهنگ ميرقصه "
به حرف هيچکس گوش نميده" "هر کاري دلش ميخواد ميکنه
"شنبه شب به حرف خودمم گوش نميدم"
"خودم که هيچي به حرف بابام هم گوش نميدم"
"شنبه شب به حرف خودمم گوش نميدم"
"خودم که هيچي به حرف بابام هم گوش نميدم"
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
داداش کارن.. داداش تامي داره از زندان مياد بيرون
ده روز مراقبش باشين، بعدش منم آزاد ميشم
آقاي زندانبان يه چيزي ميتونم بگم؟
بگو
فکر نميکردم روزي که بخوام از اينجا برم دلم براي اينجا تنگ ميشه
کي گفته ميخواي آزاد شي؟ فقط مرخصي 15 روزه گرفتي
باشه 15 روز ولي بازم دلم براتون تنگ ميشه
زندان بان که مثل شما باشه زندان مثل بهشت ميمونه
چه آدم بزرگواري هستين، غذايي که ما تو زندان ميخوريم
همون غذا رو شما تو خونهتون ميخورين
شما به اين کار مثل يه شغل نگاه نميکنين شما خدمتگذار اجتماع هستين
بسه ديگه
آقاي زندان بان
چي شده؟
داداش تامي جان اومده، کارن
کارن اومده؟
يه چيزي.. اسم داداشت کارن و اسم خودت هم تامي، اين اسم سگاست
به خاک سياه رفتيم
آقاي زندان بان يه کلمه ديگه بگي حبسم از يک و نيم سال به 3 سال ارتقا پيدا ميکنه
منم اصلا پشيمون نميشم
ميخواي خدمتگدار اجتماع باشي؟ با رشوه خوري ديگه آره .. مرتيکه
چهارتا زندوني شبا گرسنه ميخوابن چون ايشون غذا رو برميداره ميبره خونهش
واسه يه تماس تلفني بايد 500 روپيه پول بديم
هزار و 2 هزار بديم اتاق کولر دار ميدن
اگه 5 هزار تا بدم خودت بيايي يه دست مشت و مال هم بدي رشوه خور
اگه يه بار ديگه به اسم من بياحترامي کني اينجا رو به آتيش ميکشم.. چيه؟
چيکار ميکني؟ داداش بسه
تو.. تو داماد آقاي مهتا هستي درسته؟ داداشت رو هم يه کم ارشاد کن
تو خودت از يه خانواده خوب زن گرفتي
2تا خونه، دختره تک فرزند يه نگاه به داداشت بنداز بعد به خودت
آقا بيخيال ديگه؛ يه کم رو اسمش حساسه منم همين رو بهش گفته بودم
زد خواهر مادر من رو به هم پيوند داد
بگو ببينم. اين مهتا کيه؟
داداش شما به حرف اون زندان بان توجه نکنين
باشه ولي واقعا 2 تا خونه داره؟
..آره خونه داره ولي
ولي چي؟ بگو
...ريا تک فرزنده ولي
ايول عجب نشونهاي! زدي به هدف کارن جان
کاري که بابابزرگ نتونست انجام بده رو تو تونستي
من با جناب مهتا سر و سري ندارم
جناب مَهتا! لابد الان هم پدر مهتا صداش ميکني
يه بار بگو من هيچ سَر و سِري با پدر مهتا ندارم
من هيچ سَر و سِري با پدر مِهتا ندارم
!ايول بزرگ شدي داداش يعني چي 2تا خونه داره مستقيم ببرم اونجا
داداش، دارم ميگم اين شدني نيست
چي نشدنيه؟ وايسا اين بغل ببينم وايسا
بيا پايين من ميرونم
متوجه نيستي داداش
دختره به خانوادهش گفته که پسره خانوادهاي نداره
چرا من؟ چون تو زندان بودم بخاطر اين؟
نه. بخاطر اين که آقاي مهتا رو ويلچره
دخترش هم ميخواست با يکي ازدواج کنه که بتونه همونجا کنارشون زندگي کنه
عجب! دختره ميخواست تو براش ميو ميو کني
واسه همين تو هم پارس کردن رو ول کردي آره
ولي الان که ميتوني من رو ببري اونجا تو که ازدواج کردي، هيچ کاريت نميتونن بکنن
نه همچين چيزي امکان نداره داداش بذار قبلش من برم اونجا و آمادهشون کنم
اينقدر وقت ندارم
داداش شما قول بده گند نزني به همه چيز
!!گند نميزنم، 2 تا خونههااااااا
چي بدتر از اينکه تو زنداني که داداشت زندانيه !و زندان بانـش عمو خاطرـه
!عمو کجا بود، لامصب رشوه ميگيره
چرا به داداشت نگفتي که هرچي خاطر گفته اشتباهه
داداشم اصلا نذاشت من حرف بزنم همون که ميخواده، چند روزي مياد اينجا
خطري شد. ببين تو برو همه حقيقت رو بهش بگو
من؟
منم همراهت ميام
سلام آقاي مهتا
!داداش تامي
اين داداشته؟
آره سگ تو اين شانس -
شما کي باشي؟
معرفي رو بذارين براي بعد فعلا دهنتون رو شيرين کنين
به خدمتکارتون هم بگيد يه چاي تر و تميز درست کنه بياره
...اين با تو
!!چي ميگي؟ معلومه که نه
نه. اگه هست بگو
هر چي به دهنت مياد ميگي !!ساکت شو
!!تو ساکت شو !!ساکت ساکت -
عه آروم.. شما دوتا اينقدر خوشگل و و باحال هستين
خوبيت نداره دعوا کنين
مزخرف گويي جنابعالي هم خوبيت نداره تو اصلا کي هستي؟
تامي پاندي برادر شوهر دخترتون يعني برادر داماد شما
تو برادر بزرگتر واروني؟
!لامصب اسمش هم عوض کرده! کلک
بله درسته داداش بزرگ ورون ام
ولي وارون که گفت خانواده نداره
ميدونم
آهان تو همون داداشي هستي که خودش نميدونه تو داداش هستي؟
!دقيقا
من نميفهمم
کجاش رو ديدي. کسي که شما فکر ميکني وارونـه، اصلا وارون نيست
امثال تو رو خوب ميشناسم درست بشين
هي. درست صحبت کنيد عمو
چرا قبل از فاميل شدن داري خراب کاري ميکني؟
برو برو. با يکي مثل تو من فاميل شم؟
گمشو از اينجا وگرنه زنگ ميزنم به پليس
خاله.. اين داره من رو از زندان ميترسونه
من تازه امروز صبح اومدم بيرون
ديدي گفتم از تيمارستان فرار کرده
فرار نکردم، آزادي مشروط گرفتم
شنيدي؟ ديوونهها از کي تا حالا آزادي مشروط از تيمارستان ميگيرن
برو يه کاري کن وگرنه به فنا ميريم
الان ميرم
شما يه کاري کنين دامادتون رو صدا بزنين همه چيز روشن ميشه
پدر. چي شده؟ ايشون کي باشن؟
بگيد دامادتون بياد
اين پس چيه؟ شوهر عمهـته؟ اين ميگه برادر بزرگتر توئه
برادر بزرگتر؟شما کي هستي؟
اين داماد شماست؟
چيه گذرنامش رو نشونت بدم؟
امکان نداره اين داماد شما باشه
چي؟
آهان. تازه فهميدم. شما اگه قبول کنين که دامادتون خانواده داره
اون موقع مجبورين دخترتون رو بفرستين خونه بخت
چرا نگران ميشين؟ دخترتون هيچ جا نميره، همينجا ميمونه
من ميام اينجا کنار برادرم و خانوادهـم
آهاي مرد خانواده. دامادـم تو رو نميشناسه ميري يا زنگ بزنم پليس؟
راجو؟
بله آقا
اين ديوونه رو از اينجا بنداز بيرون
عااااا
!عه. سگ رو نميخواي بندازي بيرون که
ديوونه رو ميخواي بندازي.. گرچه اسم سگ رو خودش گذاشته، تامي
يکي ميزنم زير گوشت پات رو از گليمت درازتر نکن
دارم با احترام عمو عمو صدات ميزنم ولي تو دلت يه چک آبدار ميخواد
حالا فهميدم چرا داداشـم گفت خانواده نداره
چون اگه تو رو ديده بودم همون اول مخالفت ميکردم
بدنش فلجـه عقلش هم فلجه
امثال تو با زنشون هم ارتباط نامشروع برقرار ميکنن
حتما خوشحال بودي اون روزي که فلج شدي بهونه دستت اومد واس کار نکردن
ببخشيد خاله. چون آب از سر گذشته بود
از اين بعد اسمم رو با احترام ميارن
سلام عزيزم
داداشت اومد؟
..آره ولي
خوبه فردا با خودت بيارش خونه
عزيزم ميشه يه چند روزي صبر کنيم؟
احمق بيشعور. چرا چند روز؟ صاف موقع مردنم بيا
گوشي رو قطع کن
الو. الو عزيزم؟
از کجا داري مياي؟ خانواده زنت؟
کل شب اينجا بودم و تو اون ور داشتي عشق و حال ميکردي؟
ببخشيد داداش، يکم اوضاع بهم ريخته
من همه چي رو از اول تعريف ميکنم
اينا رو ول کن، رفته بودم خونه پدرخانومت اونجا نبودي
تو زندان هم روزي دو بار چايي ميدن
اون وقت اينجا يه بارم چايي تعارف نکردن
شما چرا رفتين اونجا؟ گفته بودم نرين
تازه يه چيزي هم بدهکار شدم؟
بگو ببينم، وقتي اونجا نيستي وارون رو داماد خودشون ميکنن؟
داداش، همه چي رو برات توضيح ميدم
ولي قبلش قول بده باهام ميايي خواستگاري کجا؟
پولدار نيستن ولي دلشون پاکه ولي قول بدين که ميايين
خواستگاري! تو متاهلي باز ميخواي بري يه جا ديگه زن بگيري؟
!اونم از خانوادهاي که پولدار نيستن
ميخواي ايني که 2 تا خونه داره رو ول کني بري سراغ اونا؟
ديوونه شدي؟ !!داداش -
ساکت. من براي ازدواج اولت هم نميرم خواستگاري يه خانواده فقير
!!چه برسه به ازدواج دومت
يه چيزي بگم ...اون مهتا اونجوري که من رو
به عنوان برادر بزرگ تر قبول نکرد... و يه داماد قلابي آورد
دارم فکر ميکنم از يه جا ديگه واست زن بگيرم
شما درست ميگين داداش
يکي بياد آبروي داداشم رو ببره و من باز برم اونجا دوماد سرخونه شم
همچين چيزي امکان نداره
نياز نيست تو بري اونجا اونا اگه داماد ميخوان بيان اينجا
بايد يه درس عبرت بهشون بديم
اونا شما رو طرد کردن شما اونا رو طرد کن
شما بيا بريم يه جا ديگه براي خواستگاري همين کار رو ميکنم -
فکر کن که اونا اين خبر رو بشنون چه حالي ميشن
همون حالي ميشن که من شدم
بعدش اونا چکار ميکنن؟
براي معذرت خواهي ميان ديگه
شما چکار ميکني؟
من.. چکار بايد بکنم؟
لذت ميبري از اين کار نه؟ همون کاري که اونا کردن شما هم با اونا انجام بده
خوبه. تو مراسم خواستگاري رو با اون گداها هماهنگ کن
باشه ولي به اونا نگي که من قبلا ازدواج کردم
چرا نگم؟ نميخواي که راستي راستي عروسي کني
فقط ميخوايم مهتا رو بترسونيم
!واقعا
حالا خواهيم ديد اين مهتا چه حالي ميشه
چيپس که روغن توش زياده شما که نميخوري
نه نميخورم
همه چي خوبه ديگه نه؟
آره همه چي خوبه
باشه. پس به رامو بگم که پاکورا درست کنه بياره
!چکار ميکني؟ ساکت تو بگو پسرم، چي شده؟
خاله ميخوام يه چيزي بگم ولي خجالت ميکشم
باشه پس نگو
نه گوش بدين
بگو
ببينيد.. داداشِ من آدم خيلي آدم حريصيه
ازدواج براي اون مثل تجارت ميمونه
ولي من رک بهش گفتم هر اتفاقي بيافته، من با سونام ازدواج ميکنم
اون هم نميتونه جلوم رو بگيره
ولي نگفته که براي مراسم خواستگاري نمياد؟
نه، نه حتما مياد ولي مياد يه حرفايي ميزنه که شما رو منصرف کنه
اگر قراره منصرف کنه که خودش هم واسه ازدواج مخالفت ميکرد
آره درسته.. خودشم ميتونه
نه، خاله اگه بخواد مخالفت کنه ميدونه که باهاش دعوا ميکنم
!!آهان
يا راجع به خودش يا راجع به من مياد يه حرفايي ميزنه که شما منصرف شين
اون منصرف ميکنه ما منصرف ميشيم
من که گيج شدم
عمو شما فقط حواست باشه هرچي که اون گفت شما ازدواج رو به هم نزن
..هر چي بگه ما
يه بار ازدواج کنيم و سونام بياد خونه
اون موقع ايشون از ته دل قبول ميکنه
باشه پسرم، ما که هر کاري براي خوشبختي شما ميکنيم، هر چي تو بگي
باشه، پس من فردا داداشـم رو ميارم
پسرم يه لحظه
به داداشت بگو که تو عروسي غذا بايد خيلي خوب باشه
غذا رو خونواده عروس ميده
ما غذا ميديم جيب ما خالي ميشه، مگه نه دخترم؟
چقدر خوبه که دختر و پسر هر دو راضي ان
شما رو هم بالاخره زيارت کرديم شما که همهش يا لندني يا آمريکا
من اين دهات بغل رو هم نديدم !!چه برسه به لندن
نه، مگه دفعه قبلي شما لندن نبودي؟
نه، زندان بودم
زندان که خوبه بزرگترين افراد کشورمون براي آزادي کشورشون يه روزي زندان رفتن
آزادي کجا بود؟ بخاطر فساد مالي رفتم زندان
عيبي نداره! پليسا بالاخره يکي رو ميخوان که گير بندازن ديگه
!نه پليسا چرا بايد اين کارو بکنن
من خودم پول مردم رو ازشون ميگرفتم
به اين بهونه که تا سال آينده دو برابر ميشه
آهان فهميدم تجارتتون به مشکل خورد
مشکل چي؟ قرار بود ماه دهم همه پولا رو جمع کنم
و فرار کنم ولي پليسها گرفتنم
من سونام رو ميگم بياد
بيخيال. نميخوام دختر خانوم رو ببينم
ميدونين حقيقتش پدر خانوم اين با من به مشکل خورد
بخاطر همين از رو عصبانيت اومدم اينجا
ميدونين اين ازدواج کرده بخاطر همين ما رو ببخشيد
بعد از اين همه اتفاق شما دارين عذرخواهي ميکنين؟
ميدونين که عذرخواهي کردن کار افراد بزرگ هستش
شما فرد محترم و بزرگي هستي آقاي تامي
يعني شما هيچ مشکلي نداري که اين مجرد نيست؟
ميدونين اگه پسره پسر نبود بازم من همين امروز تاريخ ازدواج رو طي ميکردم
من رو کجا آوردي؟
خوبه ديگه! شما تاريخ رو هماهنگ کن بذار کارت چاپ کنن
همون کارتهارو ميبريم ميزنيم تو صورت مهتا
مهتا داغون ميشه و مياد عذرخواهي ميکنه
بيا دخترم، سونام
سلام داداش
سلام
!!اومد اومد
مبارک باشه. عابد ميگه بهترين روز براي ازدواج 26 همين ماه خوبه
به اين زودي با عابد هم هماهنگ کردي؟
آقاي تامي الان دور و زمونه گوشيه
پيامک فرستادم و جواب رو سريع فرستادم
باشه، بريم کارت چاپ کنيم
شايد شما قبل از ما اين کار رو هم کردين
خيلي وقته
آره چاپ شده فقط با خودکار تاريخ رو بهش اضافه ميکنيم
آقاي تامي، دارم شما رو ميبينم شخصيتتون.. قدتون.. واقعا خوبه
ولي بازم پدر و مادر شما ...اسم شما رو
...عمـــو
شوهر خواهر. بيا دو پيک بزنيم
به همون صداهايي که شما گوش ميدي، گوش بديم
تو پارتي ديدمت هنوز آتيشت نخوابيده؟
حيف که برادر زنمي وگرنه با ...کارايي که تو ميکني
تا حالا بايد ميکشتمت...
سريع درست کن
سه تا ليوان سر کشيدم ولي اين روزا هيچ تاثيري نداره
!چطور ميخواد تاثير داشته باشه اون خانم روچيه.. روچي
!!هان
خواهرم رو بگين بياد بدون خواهرم چطور ميتونم برادر زنت باشم؟
تو هر موقع ميخوري شر و ور ميگي
دارم بالا ميارم
!!هي گوگه. گوگه
کسي که صبح بره و شب برگرده بهش چيزي نميگن
..ولي کسي که شب بره و
صبح برگرده حتما بهش شک ميکنن..
اين بود که شبا از اين در ميره اون طرف
ديشب با ريا تو يه اتاق ديدمش
شوهر خواهر جان تو رو فرستاده بود اينجا تا بتوني
پلههاي ترقي رو طي کني نه اينکه پلههاي همسايه رو بري بالا
کارن دوست توئه
هيچي نميگه. خدايا پدره دنبال مادره ست پسره هم دنبال دخترشه
!هي بيشعور تو يه بشقاب خوردن يعني محبت نه هوس بازي -
بگو ببينم چه خبره؟ چه اتفاقي افتاده که مجبور شدي خنجر تو کمر رفيقت فرو کني؟
پدر، کار من اشتباه نيست
مردم ميرن با دوستاشون عروسي ميکنن
نه اينکه برن با عروسِ يکي ديگه دوستي کنن
اگه بخاطر عشق و علاقه بود ...ميگفتم باشه ولي
ولي پدر اينجام بحث عشق و علاقهست
عشق و علاقه؟ اونم به زنِ دوستت
نه، اشتباه متوجه شدين اون زن دوستــمه
هستش خب چي شده؟ زمان ما وقتي رفقا ميگفتن اين زن داداشته
ما مثل خواهر خودمون ميدونستميش
من واقعا بخاطر کار توخجالت زده ام
نبايد ميومدم اينجا
اگه دوباره اينکارو انجام بدي برميگردم دهات خودمون، مگه نه؟
!آره حتما
پدر اگه شما ميخواي برگرد دهات ولي من نميتونم دست بردارم
يا خدا. پدر و پسر اول ميان اشتباه ميکنن تازه طلبکار هم هستن
تو چي ميگي اين وسط؟
چرا نميتوني بس کني؟
چون ريا رو دوست دارم
ريا چي؟
ريا هم دوست داره
کارن چي؟ کارن هم همينطور -
خاک بر سرتون سه تا سه تا شما دو تا از من دور بشين
يه موقع منم مثل شما نشم و برم يه هوو سر شوبها بيارم
کاري که تو داري انجام ميدي ميدوني نتيجهـش چي ميشه؟
ميدوني پدر، ريا با کارن ازدواج کرده
يه دفعهاي نميتونه با من فرار کنه
ولي شما هر چقدر اينجا بموني همونقدر ميتونم شبا کنارش باشم
بعدش جرأت پيدا ميکنه و ميتونيم باهم ازدواج کنيم
من ريا رو عروس شما ميکنم
شوهر خواهر، اين که ماه عسل کجا ميخوان برن رو هم رزرو کرده
خوب گوش کن اگه اين کارو ادامه بدي همه چي رو به دوستت ميگم. بريم
...بيا
چي شده؟
بابا ديد که ديشب داشتم ميرفتم پيش ريا صبح که برگشتم، دايي و بابا اونجا منتظرم بودن
پس عمو فهميد که ريا زن من نيست و زن توئه؟
نه نه. اونا فکر ميکنن اون زن توئه ولي من باهاش رابطه دارم
آهان خوبه بعد چي گفت؟
تهديدم کرد. که اگه اينکار رو ادامه بدم برميگردن دهات
هه پس گل خوردي ولي گل قبول نشد چون توپ آفسايد بود
چکار ميخواي بکني؟
ريا ميخواد بره خريد. تو دقيقا جلوي اونا بيا و بهم بگو که با ريا برم براي خريد
آتيش که روشنه يکم بنزين هم بهش اضافه ميکنيم
!آفرين
تره به تخمش ميره حسني به باباش الان چرا داري حرص ميخوري؟
وارون
بگو عزيزم
چطوري داداش؟
خوبم، تو خوبي؟
دوست فقط مثل تو
دارم گريه ميکنم که چرا !همچين تولهاي رو بزرگ کردم
عمو ممنون
براي چي؟
اگه شما نبودين وارون نبود !اگه وارون نبود من چکار ميکردم
تو دوست نيستي برادر مني، برادر
دوست دارم
داداش يه کمک ديگه ميکني؟
بگو
ريا ميخواد بره خريد منم يه کم سرم شلوغه ميشه ببريش؟ خواهش ميکنم
باشه. مشکلي نيست
همچين رفيقي رو خدا به همه بده
يه دقيقه.. خودت چرا نميتوني ببريش واسه خريد؟
عيبي نداره. چه کاريه که من ميتونم و !اين نميتونه واسه ريا انجام بده
..ولي بايد اينطور باشه. تو شوهرشي
بعضي چيزا رو فقط تو حق داري انجام بدي...
بيخيال عمو. برو منتظرته
باشه پدر، من ميرم
!وايسا، وايسا، وايسا
نميفهمم. شما قبلش براي من توضيح بده !که ميخواي با اين زن چکار کني
ميخواي اين زنه مادر خانمت بشه يا زن بابات؟
نميفهمم که اول کي رو بکشم !..اين رو يا تو رو
قرار بود واسه مصاحبه بري چي شد؟
قرار بود ولي عشق از مصاحبه مهم تره
شنيدي، شنيدي تو؟
چي رو؟
اوسکل، وقتي بچههاي خودت تو رو عمو صدا بزنن اون روز قراره بفهمي؟
داره راجع به عشق به رفيقش صحبت ميکنه عمو
پسرم. اگر اينا اينطوري بخوان برن خريد همه زندگيت حراج ميشه
بذار بشه عمو هرچقدر دلش ميخواد حراج کنه
همه پول من متعلق به ريا ست
فکر کنم از اونايي که اگه سر بزنگاه مچ اين دوتا رو بگيري
خودت ميگي ببخشيد و در رو ميبندي
وقتي خود طرف براش مهم نيست من چرا نگران باشم؟
برو عزيزم. برو حال کن
خداحافظ پدر
..تو چرا نميفهمي
وارون رفته بود تو اتاق خواب تو
خب مسئلهاي نيست منم تو اتاق خواب اون ميرم
ولي زن وارون که اونجا نيست، تنها اونم نصف شب
عمو خواهش ميکنم تهمت نزنيد
ديوونه. امثال تو وقتي ازدواج ميکنن کل پسراي محل خوشحال ميشن
بيا نشونت ميدم
!!بپر پايين
اونجا رو ببين دست تو دست هم دارن ميگردن
..خب چيه مگه. ما هم دست تو دست همديگه ميتونيم بريم
پس ميتونيم با هم بخوابيم ديگه؟
چي؟
آفرين همين رو ميخوام بهت بفهمونم
اونجا رو ببين يا خدا، يا خدا
پسر احمقم داره زن تو رو ميبوسه
باز نگي اين بوس خواهر و برادريه
عمو، اين جور چيزا بين دوستا عاديه نگران نباشيد.. دنيا پيشرفت کرده
دنيا رو نميدونم ولي دوستت بدجوري با زنت داره پيشرفت ميکنه
شرم و حيا رو آويزن کرده رو" "بند و دختره رو با خودش برد
پسره داره از کنترل خارج ميشه" "حتما يه جاي کار ميلنگه
شرم و حيا رو آويزن کرده رو" "بند و دختره رو با خودش برد
پسره داره از کنترل خارج ميشه" "حتما يه جاي کار ميلنگه
عجب اتفاقايي داره ميافته" "هر دو دارن حال ميکنن
بنظر مياد عقل همهتون قفل کرده" "که هيچي نميفهميد
وقتي اين چيزا رو ميبينم" "ذهنم سردرگم شده
...پسر.. پسر ما" "شخصيتش خيلي خرابه
...پسر.. پسر ما" "شخصيتش خيلي خرابه
"پسره شخصيتش خيلي خرابه"
...پسر.. پسر ما" "شخصيتش خيلي خرابه
"پسره شخصيتش خيلي خرابه"
چشم تو چشم بشيم" "عشق و حال رو سر بکشيم
عاشق و آواره تو شدم" "بذار بغلت کنم و ببوسمت
اون زن داداششه. چه اشکالي نداره" "ول کن، عمو بذار حال کنن
اين چه جور اخلاقيه. مگه داريم مگه ميشه" "همه رسما رو فراموش کردين، اين قلبش کثيفه
وقتي اين چيزا رو ميبينم" "ذهنم سردرگم شده
...پسر.. پسر ما" "شخصيتش خيلي خرابه
"پسره شخصيتش خيلي خرابه"
"پسره شخصيتش خيلي خرابه"
"پسره شخصيتش خيلي خرابه"
"پسره شخصيتش خيلي خرابه"
"پسره شخصيتش خيلي خرابه"
چرا لال موني گرفتي و هيچي نميگي؟
!نميفهمم دنيا داره به چه سمت و سويي ميره
پسره داره با زن دوستش حال ميکنه نه دوستش مشکلي داره نه زنش
نميخوام اينجا بمونم برميگردم پنجاب
حالا فهميدي چه حسي داره وقتي يکي از !خانوادهت آبروي فاميل رو ميبره
اون هم بخاطر هوس بازي خودش
تو چرا رو من کليد کردي؟؟
شما تمبونت رو محکم بگير من ديگه گير نميدم بهت
تو برو بليط رزرو کن
!اگه برگرديم پنجاب وارون چکار کنه
اگه برگرديم پنجاب وارون چکار کنه، ديوونه داره آدم ميشه، همين کافيه
يه بار اون روچي مهتا بياد اينجا، اين فازش تغيير ميکنه
مزخرف نگو برو بليط رزرو کن
ميرم. نذاشت چايي بخورم
!!مهتا. آهاي مهتا
چيه؟
!!اينه. بفرما
دفعه قبلي اينقدر بيآبروت کردم
فکر کردم دفعه بعد با تفنگ و چاقو برميگردي
!اونوقت تو با کارت دعوت برگشتي
با دقت بخون. کارت عروسي دوم برادرمه
براي بار دوم عروسي بگيره يا بيست و پنجم !!!به من چه
چجور پدري هستي، حداقل يکم به فکر دخترت باش
خدااااا... چجور آدمايي رو بايد تحمل کنم
...برو ديگه، برو هر جا دوست داري براي
داداشت زن بگير... اگه کسي چيزي بهت گفت
ميزنم تو مخش
اين کارو ميکنم مطمئن باش
باشه. انجام بده من که نگفتم نکن
اگه پولي چيزي کم داشتي يه ده دوازده هزار تا از منم بگير
تو هيچ فرقي برات نميکنه؟
اگه ميتونستم راه برم ميومدم تو عروسي داداشت بندري ميرقصيدم
چرا با آزادي مشروط اومدم بيرون؟ همون زندان ميموندم، بهتر بود
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
چرا اينکارو ميکنين؟ پس فردا عروسي پسرمه
اونوقت شما فردا ميخواين برين؟
هر اتفاقي بيافته، نميذارم شما برين
شوهر خواهر، ما ميمونيم شما هم يه حالي عوض ميکني
داداش. اگه شما نباشي که صفايي نداره
باشه، کجا و چه ساعتي بايد بياييم؟
سالن ازدواج پارادايس، ساعت 11 وارون رو هم با خودتون بياريد
وارون رو نميدونم ولي ما سه تا با هم مياييم
شوهر خواهر، ما ميمونيم شما هم يه حالي عوض ميکني
اينجا آبروي خانواده داره ميره، بعد تو فکرِ حال اوني
چايي هم مزخرف بود
چرا اينقدر نگراني داداش تامي؟
من هيچي نميفهمم. ميخوام آزادي مشروط رو کنسل کنم و برگردم زندان
ميگم شما مطمئني داداش کارن با ريا ازدواج کرده؟
خودش ميگفت
خوبه ديگه، پدر و مادرش رو از سر راه بزنين کنار
اگه قبول نميکنن به روش خودتون مراسم بگيرين
يه ماشين ببرين و عروس رو بردارين بيارين خونه بخت
راست ميگي، اگه با انگشت کج ...روغن از تو دبه نياد بيرون
!!آدم مجبوره دبه رو بپوکونه...
!همون ديگه ولي تا فردا صبح صبر کنيد
منم دارم آزاد ميشم، با هم ميريم
چي ميگي؟
آره
بفرمايين. خيلي خوش آمديد
مبارک باشه
خيلي ممنون
بفرماييد آقاي سندو
راحت پيدا کردين؟
راحت بود، ازدواج دوم پسر اولـم هم همين جا بود
!!پدر، ازدواج اول پسر دومـم چرا آبرومون رو همه جا ميبري؟
هه. تشريف بياريد
پاهات رو کمتر تکون بده
مردم فکر ميکنن مشکلي چيزي داري
دارم با آهنگ ميزنم، مردم فکر کنن داره ميرقصه
امروز به فنا نريم
شلوارت نيفته همينجا به فنا بري، کمتر تکون بده
تو پنجاب عروسي ميشه پدر عروس دم در ميايسته
دو تا عروسي اينجا هست ولي پدر هيچکدومشون نيست
هي! عروسي پسر آقاي خاطر کدوم طرفه، اين ور يا اون ور؟
از کجا بدونم؟ از خانواده عروسـم
خواهرت داره با کي ازدواج ميکنه، برات مهم نيست؟
پسر عموي دورـشم
همون قدر دور شو از اينجا
چي فکر کردي؟ ماه عسل کجا بريم؟
تو فقط از اين خونه بيارم بيرون
واسه ماه عسل دهات بغل هم ببريم، من ميام
گفتم صحبت از ماه عسل که بشه خوشحال ميشي
يه جوري ناراحتي انگار دارم فراريـت ميدم
ببين من ناراحت نيستم ولي ...دارم تمرين گريه ميکنم
چون موقع ترک خونه پدر... يکم بايد گريه کنم ديگه
ميگم گوگه. اون پسره که رو استيجه کارن نيست؟
!به فنا رفتم
عه. چرا نگراني؟ تو که قرار نيست گريه کني
پدر وارون داره مياد اين طرف
خب، ازش قرض گرفتي؟
نه. تو بشين
شوهر خواهر جان، کارن رو نميدونم ولي من گشنمه، همهش تقصير شماست
شما که ميدوني روز عروسي من چيزي نميخورم
پس سريع تصميمت رو بگير غذاي اين طرفه يا اون طرف؟
داداش کارن، اون پرده رو بزن کنار
پردهي خونه مادرته که اينجوري ميگي؟ بگو روبند
آره همون روبند
همينجوري بگير
ولي مردم بايد ببينن شما اينجا نشستي
مگه عموي تو روبند زده نشسته اينجا؟ برو از يکي ديگه عکس بگير. گم شو
چي شده کارن، مشکلي پيش اومده؟
خاله فقط 11 روپيه ميدن و ميان عکس ميگيرن
من ميفهمم، اينا فاميلهاي ايشون هستن
تو عروسي من که پاکت خالي داده بودن
با ديدن قيافه تو هيچکس دلش نيومد جيبش رو خالي کنه، تقصير من که نيست
اينقدر قيافه واسم نگير
زير 500 روپيه نذار کسي بياد اينجا عمو
يعني بعد از اين همه پول خرج کردن هنوزم عموـتم؟ بايد بهم بگي پدر
پدر. اون عمو رو ميبيني؟
هموني که داره مياد چطور، مگه تو نميبينيش؟
!چرا خوب هم ميبينم کسي دعوتش نکرده
داداش تامي فرستادنش تا عروسي رو خراب کنه
چي ميگي؟
بندازينش بيرون وگرنه همون عمو باقي ميموني
نه من پدرتم. صبر کن
من پدر عروس. چي ميخواي؟
ميخوام داماد رو ببينم
براي چي؟
به اون دامادت بگو اگه نذاري ببينمش
زنگ ميزنم به پدرخانم سابقـش. فهميدي؟
ببينيد. اگه همچين چيزي بهش بگم از اين به بعد بجاي پدر من رو ديوونه صدا ميکنه
بدون کارت وارد ميشن؟ برو از اينجا
شوهر خواهر جان، سوال کردم اشتباهي اومديم
صبر کن. فکر ميکنم اون داماده کارن باشه
زنگ ميزنم به مهتا و ميگم بياد
فهميدم، ميخوايد به جاي مهتا به زنش لوچي مهتا زنگ بزني
تنهايي حال نميده بهت نه؟
!تو يکي ساکت شو
الو؟
آقاي مهتا، هر چه سريعتر خودتون رو برسونيد سالن پارادايس
چه عجب. جشن براي چي گرفتين؟
نميام. دامادتون براي ازدواج دومش جشن گرفته
چي؟ دامادم داره دوباره ازدواج ميکنه؟
چي؟
بله کاملا، با لباس دامادي روبروي من نشسته
يه دقيقه صبر کن ريا همين الان زنگ بزن به وارون
ريا براي چي زنگ بزنه وارون؟
همين الان گفتين دامادم داره ازدواج ميکنه
ريا به وارون زنگ ميزنه ديگه
چه عجيب. شما از همين الان وارون و ريا رو ميخوايين باهم جور کنين؟
شما تصميمات به اين بزرگي رو چطور اينقدر سريع ميگيرين؟
شما قبلش بيايين اينجا و اين مراسم رو متوقف کنين
بذارين يه زنگ به وارون بزنم و مطمئن شم
!که ازدواج دوم داره برگزار ميشه يا نه...
ولي اينجا من و گوگه و همسرشيم پسر من که اينجا نيست
کارن اونجا نيست؟
چي دارين ميگيد؟ اگه کارن اينجا نبود من چرا زنگ ميزدم بهتون؟
چرا داريد گيجـم ميکنيد؟ بذاريد کارم رو بکنم
يه دقيقه صبر کنين
وارون گوشي رو قطع ميکنه
ريا انتخابش حرف نداره وارون مثل يه الماسه.. الماس
اون تلفن رو سريع قطع کن
خداحافظ
زنگ بزن به وارون
چي شده؟
بهش بگو
بابا ميگه که وارون داره ازدواج ميکنه
چي؟
قطع کرد
داداش، داريم مياييم اونجا
تا اون موقع نذارين مراسم رو برگزار کنن
باشه. خيالتون راحت
تنهايي چطور ميتونم همه رو زير نظر داشته باشم؟
تو يه وارون رو نتونستي زير نظر بگيري؟
من همين الان ميرم آماده ميشم و برميگردم-
واسه رقصيدن تو عروسي نميخواي بري
ميخوايم جلوي عروسي رو بگيريم
ميدونم
من رو بلند کنين
شما که داري با اون روچي گرسنگي خودت رو برطرف ميکنه
من چکار کنم؟
به به، هي تو! يه عکس توپ ازمون بگير
بابات اينجا چکار ميکنه؟
!يا خدا
لامصب تا زماني که تو اداره پليس بود هيچ موقع سر وقت نميرسيد
حالا که بازنشست شده همه جا سر وقت ميرسه
من رو ديد.. داره مياد اين سمت برو نگهش دار
پدر
وارون، خجالت نميکشي بجاي اينکه جلوي دوستت رو بگيري
تازه لباس پوشيدي اومدي تو عروسيش؟
اين که غير قابل اجتناب بود بالاخره ...کارن اگه ازدواج کنه
راه واسه اين و ريا صاف ميشه... بالاخره پسر شماست
پدر اين ازدواج دوم کارن نيست اوليشه
اگه اين اوليه پس با ريا داشت تمرين ازدواج ميکرد؟
کارن هيچ کار اشتباهي نميکنه به من اعتماد کنين
اين پدر و پسر که هيچي براشون اشتباه نيست
!تو ساکت
کارن به ريا درباره ازدواجش گفته؟
نه
تو هم لابد فکر ميکني که اصلا نيازي به گفتن نيست؟
!دقيقاً
اين رو من ميکشم
قبل از اينکه من گرسنگيم بخاطر کاراي اين از بين بره بريم يه چيزي بخوريم
وارون، حساب تو رو بعدا ميرسم اول برم اين ازدواج رو کنسل کنم
پدر اگه شما بذاري اين ازدواج اتفاق بيافته
باهاتون ميام پنجاب
چي؟ با من ميايي خونه؟
آره
ريا رو هم ول ميکني؟
آره
شوهرخواهر جان. منم غذا رو بيخيال ميشم الان وقتشه. بريم
نه گوگه. بخاطر پسرم نميتونم زندگي يکي ديگه رو خراب کنم
جمع کنيد اين بساط رو گفتم بس کنيد. بس کنيد
کيه اين؟ چي شده آقا؟
اين پسره متاهله
تو راستي راستي متاهل که نيستي؟
تو ساکت شو
به کارن بگو فرار کنه وگرنه يه کتک مفصل ميخوره
ساکت شين شما ميدونيم که اين متاهله
عجب. لابد اينم ميدونين که از زن قبلي طلاق هم نگرفته؟
طلاق چيه. همين ديروز ..تو خونه پدر خانومش داشت
نقش داماد سر خونه رو بازي ميکرد
ميدونيم، همه چي رو ميدونيم
با اينکه ميدونين پس چرا هيچ کاري نميکنين؟
بازم ميخوايين ازدواج برگزار شه آخرالزمون شده
چکار کنيم همديگه رو دوست دارن. خلاص
فردا اگه دنبال سومي افتاد چي؟
اون موقع خودم پاهاش رو قلم ميکنم
!چي؟ اينا ديوونهان. همهشون ديوونهان
فکر کنم تو آب موريس مواد که مخلوط نکردن
ببينيد. چرا شما به دخترتون فکر نميکنيد؟
شما راجع به زن اولش هيچ فکري نکردين؟
چرا به اون فکر کنم پدر و مادرش برن فکر کنن
پدر، اون بنده خدا که رو ويلچره
خب که چي؟ قرار نيست که با زانوش فکر کنه
ببينيد. به صلاحه که اين ازدواج کنسل شه
عمو، من کارن رو خيلي وقته ميشناسم
پنج ساله که هر روز با هميم
و هر شب اين با يکي ديگهست
..نه، نه، نه. من
هي. بگو مهتا بياد باشه بهش زنگ ميزنم -
چرا زنگ ميزني؟ برو داخل صداش بزن بياد
داخل نيست ولي اگه شما بگي من ميرم داخل
!!اوسکل
داداش، تفنگ براي چي آوردي؟
بدون اسلحه آدم ربايي کنيم؟
يه چاقويي مياوردي
چاقو براي خانواده ما نحسه
پدر و مادرم بخاطر چاقو کشته شدن
عه چي شده بود؟
مادرم رو با چاقو کشتن
پدرتون چي؟
پدرم رو بخاطر کشتن مادرم دار زدن
!اوه اوه. هي تو ميخواي تير بخوري؟
پس برو ريا رو صدا بزن بياد
ولي رفته تو عروسي همسر دومش
...مادرش رو
من هنوز مجردم اون وقت کارن داره يکي ديگه هم ميگيره
بايد بريم جلوش رو بگيريم
واسه چي داداش؟
مهتا اشتباه کرده بذاريد جورش رو هم بکشه
مهتا بره به جهنم. کارن داره با فقرا عروسي ميکنه
مناسب خانواده ما نيستن
واقعا؟
بريم جلوش رو بگيريم
!!تو.. گمشو
عروسي رو کنسل کنيد محاله اين عروسي سر بگيره
وارون کجاست؟ وارون کجاست؟
وارون همينجاست
قبلش از کارن بپرسيد اينجا چه غلطي داره ميکنه؟
وقتي خوديها بيشعور باشن از بقيه چه سوالي بپرسيم؟
واقعا درست ميفرماييد
هي تو.. از دختر من سير شدي ديگه دوستش نداري؟
نه، اينجوري نيست
پس چجوريه؟
شوهر خواهر جان؟
چيه؟
اينم ميدونه که وارون و ريا با هم ان
گوگه. وقتي قلب و شورتت سوراخ باشه
هر چقدر هم بخواي قايمش کني باز هم دنيا ميفهمه
!شوهر خواهر چيه اين سوراخ و شورت و اينا
اين رو ببين. اين از کارن يه سوالم نپرسيده
فکر ميکنم اين منتظر بود که کارن يه اشتباهي بکنه
اين بتونه وارون رو گير بندازه
وارون. چرا نميگي؟
آقاي مهتا چند دقيقه وارون رو ول کنيد
به عنوان پدر ريا از دامادتون بپرسيد که ميخواد با ريا زندگي کنه يا نه؟
بپرس ديگه
ميپرسم
تو با دختر من زندگي ميکني يا نه؟
اي بابا چرا شما اين رو از کارن نميپرسين؟
باشه. از کارن ميپرسم
بپرس
اين وارون با ريا ميخواد زندگي کنه يا نه؟
!من چکار کنم
من چي بگم؟ اين چرا سوزنش رو وارون گير کرده -
زنگ بزن بگو بياد
خانم روچي. اونجوري که ايشون دارن هي وارون و ريا ميکنن
فکر ميکنم هيچ موقع نميخواست که کارن دامادش بشه
آقاي يوگراج حقيقت اينه که منم هيچ موقع نميخواستم کارن داماد ما بشه
!!ببخشيد
دخترم ريا، تو شانس نداري
کسايي که پدر و مادرش اينطوري باشن دامادشون سه تا زن هم ميتونه بگيره
تو خودت حواست به خودت باشه
وارون ميخواي من رو ترک کني نه؟
خدايا من رو بکش
چي ميگن اينا؟
صاف بندازم تو پنجاب اشتباه بزرگي کردم اومدم اينجا
کارن. من آدمي به بيشعوري تو نديدم
اين همه اتفاق داره اينجا مياُفته و تو هنوز ساکتي؟
آقا. شما لطفا با داماد من با احترام صحبت کنين، اين داماد منه
داماد شما نيست، داماد ايشونه
نه نه. اين داماد منه
قرعه بندازين. به اسم هرکي افتاد همون بشه دامادتون
الان هم دست بردار نيستي
اينجا چه خبره؟ من هيچي نميفهمم
منم هر موقع فيلم عروسي رو ديدم شايد چيزي دستگيرم شد
يه کاري کن، غذا رو بگير بذار واسم
اگه عروسي کنسل بشه مجبوريم شکم گرسنه برگرديم خونه
يه دقيقه. يک ساعته دارم به مزخرفات شما گوش ميدم. چه خبره اينجا؟
آقا، داماد شما کيه؟
اين داماد منه
ايشون الان عصبانيه
آقا، شما الان عصباني هستي؟
آره عصبانيام ولي دارم راست ميگم
پس حله. اين پسره داماد شماست اينم داماد ما، کسي اعتراضي نداره؟
هيچ اعتراضي نداريم
پس حله. اين پسره شد قسمت ما
شکر خدا
بفرما. کسي ديگه هم مونده بدون داماد باشه؟
اينجا حراجه کسي نبايد دست خالي بره بيرون
!ساکت گوگه
هرکي، هرکسي دامادشه بچسبه به اون داماد ما که وارون هستش
بفرما. شما نتونستي تو خونه ايشون به عنوان همسر بيايي
حالا داري تلاش ميکني يه بهونهاي پيدا کني
چرا مزخرف ميگي؟
چرا مزخرف ميگم؟
وينود
هي. با زنم درست صحبت کن
فقط من ميتونم همچين شوخي باهاش بکنم
اين برادر خانوم منه و فقط من ميتونم با صداي بلند باهاش صحبت کنم
شما بفرماييد بيرون و اونجا آبروي همديگه رو ببريد
نخير. اين همه تحمل کرديم بدون ناهار عمراً از اينجا بريم
نه، نه. ما بشقابها رو به تعداد مهمونا گذاشتيم
اگه شما غذا بخوري چند تا از ماها مجبوريم، گرسنمه بمونيم
بذارين اينا بخورن بقيه غذامون رو تقسيم ميکنيم
عه. شما پدري؟ چرا داره به اون ميگه پدر
پدر من ميشه پدر زن کارن پدر واقعيش نيست
دخترم. اون پدر زنش نيست اين پدر زنشه
پدرش کيه؟
اول داشتين داماد حراج ميکردين حالا نوبت پدراست
غذا ميدين يا فقط حرف به خوردمون ميدين؟
هنوز مراسم تموم که نشده
اگه تموم شده ما برش ميگردونيم
چون بدون دعاي تامي پاندي، کارن ازدواج که سهله ختنه هم نميتونه بکنه
فهميدين؟ مهتا من کارت رو بخاطر ترسوندن تو بهت دادم
تو واقعا رسيدي اينجا
چطورين شماها؟ گفته بودم که پسره متاهله. گوش نکردن
تو که گفته بودي کارت فقط واسه ترسوندن مهتا بود
ميدونين چيه، بعضي از رفقا گفتن اگه نميخواستي ازدواج کني چرا وقت ما رو گرفتي؟
بخاطر همين اومدن و گفتن بيا برو ازدواج کن تا وقت ما تلف نشه
براي همين مجبور شديم
وقتي مردم ازدواج ميکنن دوستاشون ميان
اينجا دوستا اومدن تا مجبورت کنن ازدواج کني داداش
يه دقيقه يه دقيقه همه اينا گيج کنندهست اينجا ازدواج کيه؟
شما مگه کارت به دستت نرسيد؟
ما با کارت نه با تماس اومديم
کي به شما زنگ زد که بياييد تو عروسي داداش من؟
من مستاجر اينام من زنگ زدم
فکر کنم خواسته کرايه نده گفته بيا بريم عروسي يه ناهاري بزنيم
اين به قيافش ميخوره گشنه يه لقمه غذا باشه؟
پس چي. پس چرا اومده چرا اومده؟
چرا چرا نکن
داداش. اين رو با تير بزن
خودت رو چرا ميکشي کنار خودت چرا نميزني؟
همين امروز آزاد شدم نميخوام همين امروز برگردم
يه دقيقه. ما اينجا بخاطر غذا نيومديم
داماد ايشون داشت دوباره عروسي ميکرد، براي اون اومديم
شما زنگ زدي. من که کارت فرستادم براشون
بعضيها اينجورين ديگه! کل خونه هم آتيش بگيره تکون نميخورن
حالا که يکم باسنت داغ شد فهميدي چه خبره نه؟
آقاي يوگراج ولش کنين، اين ديوونهـست اين ميگه که برادر داماد منه
داداش، شما برادر داماد هستي؟
پس چي؟
چه عجيب. پدر نميدونه که يه پسر بزرگتر هم داره؟
خانوم. من فقط اين رو ميدونم که وارون برادر بزرگتر نداره
وارون که خانواده هم نداره
پس ما اينجا واسه هويج خريدن اومديم؟
همه اينا مارو ديوونه ميکنن داداش اينا رو ول کنيد
رو هدفمون تمرکز ميکنيم بگو دختره کدومه برش داريم و فرار کنيم
من دختره رو خودم هم تا امروز نديدم
بفرما. اين همه دختر اينجاست چندتاشون رو بايد برداريم؟
آقاي تامي.. ايشون زنِ کارن هست، ريا
زنِ کارن؟ ريا -
بيا باهم بريم
موقعي ميام که وارون هم بياد
آقاي تامي. اينا باهم رابطه دارن
فقط شما ميتوني هر سه تا رو آدمشون کني
شما اگه تو زندان نبودي اينا الان آدم شده بودن
من از اونايي نيستم که جلوي آدما ازشون تعريف کنم
...ولي شما تنها کسي هستي
تو کل اين سالن که به نظر ميرسه... از همه باهوشتري
همه اينايي که اينجان خنگـن يه چيز ديگه. شما خوشتيپي
ماشاالله شما هم شخصيتت مثل يه پلنگ ميمونه حالا بماند که اسمت شبيه سگهاست. تامي
حالا نوبت تير اندازيه
يعني تو روحت از قيافت هم سياهتره
اينقدر سياه که وقتي روحت از بدنت جدا بشه
خورشيد گرفتگي رو کره زمين اتفاق ميافته
باکلاسها رو خدا براي خلقشون وقت ميذاره
تو رو از رو عصبانيت ساخته انداخته رفته
خودش مثل بولداگ (نژاد سگ) ميمونه به من ميگه سگ
درست ميگين
شوهر خواهر جان. همه اينا فقط به خاطر اين آقا پسر شماست
وارون. اين پدر توئه؟
چرا نميگي که اين پدرته؟
عجيبه. مردم وقتي راجع به پدرشون مطمئن نيستن ميرن از مادرشون سوال ميکنن
تو داري کارن رو نگاه ميکني؟
يه دقيقه، يه دقيقه. ميخوام حقيقت رو بگم
بابا
بابا؟
من و ريا خيلي وقته ازدواج کرديم من واقعا داماد اينام
ريا. ايشون پدر منه، من خانواده دارم ميخواستم اين رو بهت بگم ولي ترسيدم
يعني کارن داماد اينا نيست؟
تو بخاطر ازدواج با اين فقرا منم سرکار گذاشتي
داداش. خيلي ناراحت ميشدم اگه شما نمياومدي
حالا خوشحالم که اينجايي
بابت اين همه سردرگمي شرمندهام.. ببخشيد
داداش تامي بيا
عمرا اگه بيام. تامي ميره.. آزادي مشروط کنسل
تامي تو زندان خوشحاله
داداش گوش بده به حرفام
بريم داداش-
خانوم. اگه پسرم از اولش بهم گفته بود که با ريا ازدواج کرده، واقعا ناراحت ميشدم
ولي بعد از ديدن بعضي چيزا الان خوشحالم که ريا همسر اينه
بقيه چيزا که اوکيه ولي يه چيزي هست که مهمه خانم روچي
تا زماني که ما تو موريس هستيم ديگه نيازي نيست بهتون کرايه بديم
مگه نه گوگه؟
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: عارف - زمانبندي: بينگسا - نگارش: سميرا
دختره سکسي بيا پيش من" "جووني تو واقعا جذابه
دنيا گرده مثل يه سيب قرمز" "بيا و تو فيلم من نقش بازي کن
ماهي ملکه درياست" "زندگيش بسته به آبه
امروز اون ماهي رو ميخورم" "کسي که اسمش سانيـه
ماهي ملکه درياست" "زندگيش بسته به آبه
امروز اون ماهي رو ميخورم" "من اين تصميم رو گرفتم
بس کن عزيزم" "اينقدر نخند عزيزم
"يه ساله دنبالـتم، چرا پا نميدي بهم"
بس کن عزيزم" "اينقدر نخند عزيزم
"بغلت ميکنم و دستام رو محکم ميکنم"
سعي ميکني فرار کني" "کشمکش ميشه بينمون
من آدي مانو هستم" "مثل کينگ کونگ ميمونم
فکر ميکني من عاشقتم" "تو اشتباه ميکني
من بيهوده عاشق ميشم" "بخاطر همين اين آهنگ رو درست کردم
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
"عشق بيهوده"
"عشق بيهوده، عشق بيهوده"
ميپري بالا و پايين" "بالا و پايين ميپري و ميرقصي
موهات ابريشميه" "آهاي مو ابريشمي حواست به من باشه
امروز عشق رو معامله کردم" "يه بچه پرروـم از يه خانواده متواضع
تلاش خودم رو کردم" "ولي چيزي گيرم نيومد
وقتـم، پولم رو خودم هدر دادم" "هيچي هم گيرم نيومد
وقتي قلبم غمگين شد شروع" "به شمردن ستارهها کردم
يه جا ايستاده بودم در حالي که" "زمان در حال سپري شدن بود
"...عشق بيهوده"
"عشق بيهوده، عشق بيهوده"
ماهي ملکه درياست" "زندگيش بسته به آبه
امروز اون ماهي رو ميخورم" "کسي که اسمش سانيـه
ماهي ملکه درياست" "زندگيش بسته به آبه
امروز اون ماهي رو ميخورم" "من اين تصميم رو گرفتم
First Edited - Farsi Version 10.26.2019 - By Bollycine Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.