All language subtitles for Hugo.2026.WEB-DL.Deam.Per
Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated:
1
00:00:52,560 --> 00:01:00,100
[ ارائهای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ]
FRANCOFILMS@
2
00:01:09,163 --> 00:01:12,043
فقط نابغهای مثل هوگو میتونه،
شاید نه فقط خوره افتاده باشه به جونش،
3
00:01:12,203 --> 00:01:13,803
نه فقط ویران بشه،
4
00:01:13,963 --> 00:01:16,203
بلکه تسلیم استعدادش بشه،
5
00:01:16,363 --> 00:01:18,323
استعدادی که مثل انگل به جونش میفته،
6
00:01:18,483 --> 00:01:20,443
استعدادی که احاطهش کرده.
7
00:01:20,603 --> 00:01:22,323
غیرممکنه، غیرقابل انکاره.
8
00:01:22,483 --> 00:01:27,622
دلم میسوزه برای کسی که فورا حس نکنه که اون روز،
9
00:01:27,647 --> 00:01:33,522
تو سر هوگو تو ذهن دنیوی هوگو، یه چیزی گذشت،
10
00:01:33,683 --> 00:01:37,243
که خیلی فراتر از خلق یه شعر شاهکاره.
11
00:01:37,403 --> 00:01:40,003
اینکه اون روز حس کرده باشه،
12
00:01:40,363 --> 00:01:41,683
اون روزِ خاص،
13
00:01:43,670 --> 00:01:48,583
[ دو تکلیف ]
[ مراقبت کردن امید داشتن ]
14
00:01:49,260 --> 00:01:52,613
مترجم:
علی کلان
15
00:01:56,363 --> 00:01:58,082
دو تکلیف،
16
00:01:58,843 --> 00:02:00,683
مراقبت کردن، امید داشتن.
17
00:02:01,070 --> 00:02:11,070
ارائهشده توسط سینما دریمینگ
@CinemDreaming
18
00:02:16,836 --> 00:02:22,015
«هوگو»
(ویکتور مثل تمام دنیا)
19
00:02:31,122 --> 00:02:32,843
- سلام خانم.
- سلام.
20
00:02:33,003 --> 00:02:34,443
دوشیزه.
21
00:02:34,603 --> 00:02:36,483
یه نون شکلاتی لطفاً.
22
00:02:36,643 --> 00:02:39,443
- یک و نیم یورو.
- خیلی ممنون.
23
00:02:43,043 --> 00:02:46,323
خودشه. برادرزادهمه،
اپونین، همونی که بهتون گفتم.
24
00:02:46,442 --> 00:02:47,499
آها، که اینطور.
25
00:02:47,560 --> 00:02:48,854
بلیطهاتون پیش منه.
26
00:02:48,946 --> 00:02:49,803
ممنون.
27
00:02:50,102 --> 00:02:51,672
چقدر قشنگه که اسمت اپونینه.
28
00:02:51,720 --> 00:02:53,923
بله. میدونم
اسم یه دختر تو کتاب بینوایانـه.
29
00:02:54,083 --> 00:02:56,463
- از بینوایان خوشت اومد؟
- نخوندمش.
30
00:02:56,523 --> 00:02:57,563
جوونا دیگه کتاب نمیخونن.
31
00:02:57,723 --> 00:03:00,203
پدر و مادرش معلمن و طرفدار ویکتورِ بزرگ.
32
00:03:00,363 --> 00:03:01,403
مثل شما.
33
00:03:01,643 --> 00:03:04,323
- اهل کجایین؟
- ژکس. یکی از بخشهای استان اَن.
34
00:03:04,382 --> 00:03:05,883
از اونجا خوشم میاد.
35
00:03:06,443 --> 00:03:08,363
بله، بخش اول استان محسوب میشه.
36
00:03:08,883 --> 00:03:11,083
خب، واقعاً جاهای خیلی خوبی براتون گرفتم.
37
00:03:11,243 --> 00:03:12,649
زیاد حرف که نمیزنین؟
38
00:03:12,735 --> 00:03:13,661
سرفه هم که نمیکنید؟
39
00:03:13,773 --> 00:03:15,283
ای بابا، روزنامه.
40
00:03:15,443 --> 00:03:17,083
یکی اینو براتون آورد.
41
00:03:17,243 --> 00:03:18,603
پرسید میاین اینجا یا نه.
42
00:03:18,663 --> 00:03:20,683
گفتم: "آره، هر روز صبح."
43
00:03:20,843 --> 00:03:22,122
شاید نباید میگفتم.
44
00:03:22,283 --> 00:03:25,323
بخش آگهیهای ترحیم رو ببینین.
خودش اینو گفت.
45
00:03:26,122 --> 00:03:27,763
آگهیهای ترحیم؟
46
00:03:28,243 --> 00:03:29,316
کی بوده؟
47
00:03:29,403 --> 00:03:31,403
نمیدونم، یه زن جوون. شاید دخترتون.
48
00:03:31,563 --> 00:03:32,803
دخترم؟
49
00:03:33,483 --> 00:03:35,122
موهاش تیره بود؟
50
00:03:36,083 --> 00:03:38,043
کفشاش چطوری بود؟
51
00:03:38,803 --> 00:03:41,069
کفش کیکرز قرمز پاش بود؟
52
00:03:41,149 --> 00:03:43,229
دیگه تو سن و سال کفشای کیکرز نیست.
53
00:03:43,643 --> 00:03:45,243
عکسی ازش دارین؟
54
00:03:45,843 --> 00:03:47,443
نه، عکسی ندارم.
55
00:03:47,603 --> 00:03:49,203
حتی تو گوشیتون؟
56
00:03:50,963 --> 00:03:52,923
نه، عکس ندارم.
57
00:03:54,323 --> 00:03:55,403
روز بخیر.
58
00:04:35,202 --> 00:04:36,209
کجایی؟
59
00:04:36,283 --> 00:04:39,202
تو چی؟ تئاتر نیستی؟
کاری برای هماهنگی نداری؟
60
00:04:39,363 --> 00:04:41,843
چرا، دارم میرم. ساعت چنده؟
61
00:04:42,243 --> 00:04:44,483
۷ ساعت عقبتره.
من تو خیابون استریپم.
62
00:04:44,643 --> 00:04:46,483
تو قصر سیارم. ببین.
63
00:04:47,563 --> 00:04:49,883
ساعت ۲ ئه. بیسکاروس
ما رو دعوت کرده وگاس
64
00:04:50,043 --> 00:04:51,763
و دارم با لیموزین میرم.
دیوونهکنندهست.
65
00:04:51,923 --> 00:04:53,043
مراقب باش عشقم.
66
00:04:53,202 --> 00:04:55,202
نگران نباش.
آدمِ واقعی اینجا نیست.
67
00:04:55,256 --> 00:04:56,083
دیوونهای.
68
00:04:56,243 --> 00:04:58,163
ببین تازه چی فهمیدم.
69
00:05:01,323 --> 00:05:03,323
نمیتونم بخونم. چی نوشته؟
70
00:05:03,843 --> 00:05:06,703
نوشته که لیزبت راکول،
71
00:05:06,843 --> 00:05:08,083
دخترش،
72
00:05:09,403 --> 00:05:11,083
مادلین مارتینو، مادرش،
73
00:05:11,243 --> 00:05:13,923
آن کارلزراکول، خواهرش، با اندوه فراوان
74
00:05:14,083 --> 00:05:16,603
خبر فوت خانم
75
00:05:16,763 --> 00:05:18,703
چانسو راکول رو به اطلاعتون میرسونن.
76
00:05:19,563 --> 00:05:23,643
فک کنم همون لیزبته که امروز صبح
اینو تو نونوایی برام آورده.
77
00:05:23,803 --> 00:05:26,123
یعنی، اینطور حدس میزنم.
ناراحتکنندهست.
78
00:05:26,283 --> 00:05:27,843
تو خودت چه حسی داری؟
79
00:05:28,003 --> 00:05:29,763
مال خیلی وقت پیشه، اما،
80
00:05:29,923 --> 00:05:31,803
لیزبت رو، بهش زنگ زدی؟
81
00:05:31,963 --> 00:05:33,803
این یه فرصته. چاره دیگهای نداری.
82
00:05:33,963 --> 00:05:36,483
چطوری؟ شمارهش رو ندارم.
83
00:05:36,643 --> 00:05:38,683
سالهاست که دیگه شمارهشو ندارم.
84
00:05:38,843 --> 00:05:41,123
شمارهی دخترت رو نداری؟
85
00:05:41,283 --> 00:05:43,123
ببین، این وظیفه اونم هست،
86
00:05:43,283 --> 00:05:44,683
که سعی کنه،
87
00:05:45,643 --> 00:05:48,523
ارتباط برقرار کنه، یعنی، بعد از این همه مدت.
88
00:05:48,683 --> 00:05:50,696
اونم همین کار رو کرده دیگه.
89
00:05:50,963 --> 00:05:52,483
آره. آره.
90
00:05:53,923 --> 00:05:56,563
موفق باشی عشقم.
تو مذاکرهت موفق باشی.
91
00:05:56,629 --> 00:05:57,316
ممنون.
92
00:05:57,383 --> 00:05:59,023
سعی کن باهاش تماس بگیری.
93
00:05:59,083 --> 00:06:00,883
مادرش اون تئاتر رو نداشت،
94
00:06:01,043 --> 00:06:02,283
طوطی آبی.
95
00:06:02,443 --> 00:06:04,803
نه، طوطی آبی نه، توکان سفید.
96
00:06:04,963 --> 00:06:06,883
میدونی چرا تو تئاتر به هم میگیم گُه باشی؟
97
00:06:07,043 --> 00:06:10,123
هرچی تماشاچی بیشتر بود،
کالسکه بیشتر بود،
98
00:06:10,283 --> 00:06:11,443
پهن اسب هم بیشتر بود.
99
00:06:11,603 --> 00:06:13,483
برای همین برای هم آرزوی گُه میکنیم.
100
00:06:13,883 --> 00:06:16,043
این یه فرضیهست.
101
00:06:16,203 --> 00:06:18,962
برای شب اول اجرات
میگم گُه باشی (موفق باشی.) میبوسمت.
102
00:06:19,043 --> 00:06:21,323
منم همینطور عزیزم،
محکم میبوسمت.
103
00:06:26,323 --> 00:06:27,443
تاکسی!
104
00:06:45,735 --> 00:06:47,243
کسی هست؟
105
00:06:54,843 --> 00:06:56,123
این اینجا چیکار میکنه؟
106
00:06:56,283 --> 00:06:58,123
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
107
00:07:03,923 --> 00:07:04,842
شرمندهام.
108
00:07:04,916 --> 00:07:07,203
میتونید چشمهاتونو باز کنید.
109
00:07:07,363 --> 00:07:08,403
مطمئنی؟
110
00:07:08,563 --> 00:07:09,563
آره.
111
00:07:09,723 --> 00:07:11,963
واقعاً گیج شدم. معذرت میخوام.
112
00:07:12,229 --> 00:07:13,949
در بسته نبود آخه، اومدم تو...
113
00:07:14,023 --> 00:07:16,203
خوشبختم.
راستی داریم تمرین میکنیم.
114
00:07:16,363 --> 00:07:17,883
خوشبختم. روبرت.
115
00:07:18,043 --> 00:07:19,123
میدونم کی هستین.
116
00:07:20,869 --> 00:07:24,003
من هیچی ندیدمها،
یعنی میخوام بگم، اصلاً نگاه نکردم.
117
00:07:24,250 --> 00:07:26,010
برام جنبش میتو یه موقع راه نندازید!
118
00:07:26,103 --> 00:07:26,883
چرا، دیدی.
119
00:07:27,323 --> 00:07:29,776
اگه واسه اینم نباشه، واسه یه چیز دیگه میشه.
120
00:07:33,083 --> 00:07:34,523
زهرهتَرَک شدید، نه؟ شوخی کردم.
121
00:07:34,683 --> 00:07:35,883
واقعاً شرمندهام.
122
00:07:36,043 --> 00:07:37,443
توکان داغون شده.
123
00:07:37,603 --> 00:07:40,923
زمان ما، دم در تئاتر بود.
124
00:07:41,083 --> 00:07:43,323
من اجراهامو روی همین سن شروع کردم.
125
00:07:43,483 --> 00:07:44,283
جدی؟
126
00:07:44,443 --> 00:07:46,923
مراقبمون بود.
دیگه هیچکس مراقب نیست.
127
00:07:47,083 --> 00:07:49,603
واسه ما نماد خوششانسیه.
منقارش رو لمس میکنیم.
128
00:07:50,202 --> 00:07:51,483
بفرمایید، دست بزنید بهش.
129
00:07:52,723 --> 00:07:54,883
با کمال میل.
امشب اولین اجرای منه.
130
00:07:58,202 --> 00:08:00,123
حدس میزنم خبر داشته باشید
131
00:08:00,189 --> 00:08:01,243
درباره شانسو؟
132
00:08:01,403 --> 00:08:03,776
خیلی زجر میکشید. اینطوری بهتره.
133
00:08:05,029 --> 00:08:07,269
با انگشتا نه، اینطوری برات شانس نمیاره.
134
00:08:08,876 --> 00:08:09,796
دخترا،
135
00:08:09,963 --> 00:08:12,629
زوکینی رو بهتون معرفی میکنم.
روبرت زوکینی.
136
00:08:12,803 --> 00:08:15,323
- جورجیا، سوزان.
- خوشبختم.
137
00:08:15,723 --> 00:08:17,043
و منم پیا.
138
00:08:17,363 --> 00:08:18,483
پیا رو یادم موند.
139
00:08:18,643 --> 00:08:21,043
خوبه، پیا.
کوتاهه، ضریتیه. پیا چی؟
140
00:08:21,172 --> 00:08:22,552
پیا پِپَن.
141
00:08:22,683 --> 00:08:24,063
اوه، عالیه.
142
00:08:24,723 --> 00:08:28,283
بگید ببینم، من سعی کردم طبقه اول در بزنم،
143
00:08:28,643 --> 00:08:30,403
جایی که لیزبت زندگی میکرد.
144
00:08:30,540 --> 00:08:32,336
- دیگه اینجا نیست؟
- نه.
145
00:08:32,483 --> 00:08:33,842
خیلی وقته که دیگه نیست.
146
00:08:34,003 --> 00:08:36,763
شانسو نقلمکان کرده بود به یه خانه حومه شهر،
یه خونه تو لیلا.
147
00:08:37,323 --> 00:08:39,683
با این حال تئاتر رو نگه داشته بود، ولی خب،
148
00:08:40,163 --> 00:08:42,763
ما همه رفیقای لیزبتیم
149
00:08:42,923 --> 00:08:44,123
و ماجرا رو درباره شما میدونستیم.
150
00:08:44,189 --> 00:08:46,003
- میدونستید؟
- شما یه دوست خانوادگی هستی.
151
00:08:46,163 --> 00:08:48,083
یه دوست خانوادگی، همین.
152
00:08:48,243 --> 00:08:49,483
یه دوست خانوادگی.
153
00:08:49,676 --> 00:08:50,476
باحاله.
154
00:08:50,509 --> 00:08:51,429
خیلی خوبه.
155
00:08:51,490 --> 00:08:52,530
خیلی!
156
00:08:52,563 --> 00:08:56,369
زوکینی اسم واقعیتون نیست؟
مستعاره.
157
00:08:56,803 --> 00:08:58,323
اسم واقعیتون چیه؟
158
00:09:00,963 --> 00:09:02,049
آنژ لوچیانی.
159
00:09:02,096 --> 00:09:05,376
آره راست میگی، آنژ، سخته.
160
00:09:05,709 --> 00:09:07,349
موافقم.
161
00:09:09,643 --> 00:09:12,683
میدونی هوگو به جنگ چی میگفت؟
162
00:09:12,843 --> 00:09:14,123
جنگ.
163
00:09:14,523 --> 00:09:16,189
نه. منو ببخش، روبرت.
164
00:09:16,249 --> 00:09:19,049
میتونی یک متر بری عقب لطفاً؟
تا سر میز برو.
165
00:09:19,283 --> 00:09:20,483
خب خوبه همونجا.
166
00:09:20,643 --> 00:09:24,043
اون جنگ رو کارگرِ بیچشم مینامید.
167
00:09:24,203 --> 00:09:26,643
پنلوپه. احمق!
168
00:09:26,803 --> 00:09:28,323
پنلوپه، احمق!
169
00:09:28,483 --> 00:09:30,363
پنلوپه، زن اولیس.
170
00:09:30,523 --> 00:09:32,049
اون وقتش رو میگذروند،
171
00:09:32,203 --> 00:09:33,403
میبافت.
172
00:09:33,563 --> 00:09:35,483
میبافت و میشکافت.
173
00:09:35,643 --> 00:09:38,363
شبها کاری رو که روز کرده بود
خراب میکرد.
174
00:09:38,523 --> 00:09:40,443
پس اینه حماقت جنگ...
175
00:09:40,603 --> 00:09:42,723
کارگرِ کور.
176
00:09:42,883 --> 00:09:44,963
پنلوپه، احمق.
177
00:09:45,123 --> 00:09:46,883
به چه دردی میخوری، غولپیکر؟
178
00:09:47,043 --> 00:09:49,283
به چه دردی میخوری، دود،
179
00:09:49,763 --> 00:09:52,843
وقتی ویرانیهایِ تو، دوباره بدی رو بازسازی میکنه؟
180
00:09:53,183 --> 00:09:55,443
- میشنوی چی میگم، رژیس؟
- آره، صداتو میشنوم.
181
00:09:55,603 --> 00:09:59,283
میدونی لوئی ناپلئون،
لوئی ناپلئون رو میشناسی؟
182
00:09:59,443 --> 00:10:02,689
آره، یه بناپارت بود.
میتونی روی مبل بشینی؟
183
00:10:02,763 --> 00:10:06,843
آره. من دقیقاً نمیدونستم لوئی ناپلئون کیه.
184
00:10:07,003 --> 00:10:09,263
فهمیدم که ناپلئون سومه.
185
00:10:09,341 --> 00:10:11,141
الان اجازهشو دارم اینجا باشم.
186
00:10:11,196 --> 00:10:12,489
خوبه، همونجا بمون.
187
00:10:12,563 --> 00:10:15,283
نمیدونم کجایی، رژیس.
حس میکنم دارم با دیوار حرف میزنم.
188
00:10:15,443 --> 00:10:16,483
صداتو میشنوم.
189
00:10:16,643 --> 00:10:18,803
وقتی ناپلئون سوم رئیسجمهور شد،
190
00:10:18,963 --> 00:10:21,843
البته الان واسه گرم کردن صدام خوبه، عالیه.
191
00:10:22,163 --> 00:10:24,843
دو روز بعد، هوگو رو دعوت کرد
192
00:10:25,083 --> 00:10:26,123
به کاخ الیزه.
193
00:10:26,283 --> 00:10:27,563
اون تو کتاب «چیزهای دیدهشده»،
194
00:10:27,723 --> 00:10:30,043
که به نظر من
شاهکار بزرگ هوگوئه مینویسه:
195
00:10:30,203 --> 00:10:34,523
"لوئی بناپارت دیروز، شنبه ۲۳، اولین شامش رو داد."
196
00:10:35,203 --> 00:10:37,203
دو روز،
دقیقاً همون چیزی که گفتم،
197
00:10:37,363 --> 00:10:38,883
بعد از اعلام حکومتش.
198
00:10:39,043 --> 00:10:42,083
و این شام رو توصیف میکنه،
199
00:10:42,236 --> 00:10:44,276
به عنوان یه افتضاحِ بزرگ.
200
00:10:44,443 --> 00:10:47,363
زنهایی رو که دور ناپلئون سوم هستن
توصیف میکنه.
201
00:10:47,523 --> 00:10:51,523
میگه ناپلئون سوم زنی که سمت
راستشه رو به سمت چپی ترجیح میده.
202
00:10:51,963 --> 00:10:53,963
میشه برگردی جلوی میز؟
203
00:10:54,123 --> 00:10:55,523
جلوی میز.
204
00:10:56,283 --> 00:10:57,603
اما، در کل،
205
00:10:57,763 --> 00:11:00,043
برای نورپردازی
کجاها حق دارم برم؟
206
00:11:00,203 --> 00:11:01,523
روی فرش بمون.
207
00:11:01,683 --> 00:11:05,083
همین الان، میتونی بیای جلوی میز؟
208
00:11:05,243 --> 00:11:06,763
همینجوری، عالیه. مرسی.
209
00:11:06,923 --> 00:11:09,203
وقتی رئیسجمهور شد،
210
00:11:09,280 --> 00:11:10,693
یه....
211
00:11:12,923 --> 00:11:15,803
توی سالن دو تا بچه هست.
212
00:11:19,563 --> 00:11:20,996
رژیس؟
213
00:11:21,763 --> 00:11:24,083
توی تئاتر دو تا بچه هست.
214
00:11:24,883 --> 00:11:26,643
آره، ببخشید. پروژکتور قاطی کرده بود.
215
00:11:26,803 --> 00:11:29,203
بچههام میخواستن ببینن
کجا کار میکنم.
216
00:11:29,363 --> 00:11:31,883
خیلی خب. پدرتون الان میرسه.
اوضاع چطوره؟
217
00:11:32,043 --> 00:11:33,716
- حالتون خوبه؟
- بله.
218
00:11:33,843 --> 00:11:36,312
- تو مدرسه ویکتور هوگو یاد میگیرید؟
- یه کم.
219
00:11:36,403 --> 00:11:40,443
کودک، تویی که زندگیت از بیخبری ساخته شده.
220
00:11:40,603 --> 00:11:44,003
کودک، تویی که شادیت از امید ساخته شده.
221
00:11:44,603 --> 00:11:45,483
بفرمایید، هوگو.
222
00:11:45,583 --> 00:11:47,769
سلام بچهها. چطورین؟
223
00:11:47,803 --> 00:11:48,896
خوبیم.
224
00:11:49,043 --> 00:11:51,309
نگفتی بچه داری.
225
00:11:51,443 --> 00:11:52,603
نه، ولی دارم.
226
00:11:52,763 --> 00:11:53,683
خیلی خب.
227
00:11:53,843 --> 00:11:56,003
- خوشحالی؟
- آره.
228
00:11:56,163 --> 00:11:57,243
تو نیستی؟
229
00:11:57,356 --> 00:11:59,283
یعنی میگم، بچههای خیلی خوبین
230
00:12:00,003 --> 00:12:02,043
سر شام چی به هم گفتن؟
231
00:12:02,203 --> 00:12:04,483
لیزبت راکول هستم، پیغام بذارین.
232
00:12:04,643 --> 00:12:06,283
الو، لیزبت؟
233
00:12:06,443 --> 00:12:07,603
روبرتام.
234
00:12:07,763 --> 00:12:09,323
همون دوست خانوادگی.
235
00:12:09,603 --> 00:12:12,683
انگار اینطوری منو معرفی میکنی.
236
00:12:12,843 --> 00:12:14,603
برام جالب بود.
237
00:12:14,763 --> 00:12:18,043
واسه همین توی توکان
شمارهتو بهم دادن.
238
00:12:18,563 --> 00:12:21,123
واقعاً متاسفم، اما نمیتونستم،
239
00:12:21,883 --> 00:12:23,323
برم پرلاشز.
240
00:12:23,483 --> 00:12:26,962
باید به همه چیز تئاتر برسم.
241
00:12:27,443 --> 00:12:30,403
همه دوستاتو دعوت کردم،
242
00:12:30,563 --> 00:12:32,043
توی توکان سفید
243
00:12:32,203 --> 00:12:34,683
و معلومه که یه جا هم
واسه تو گذاشتم.
244
00:12:35,043 --> 00:12:36,963
و میخواستم بهت بگم،
245
00:12:37,123 --> 00:12:38,843
یه جمله از ویکتور هوگو:
246
00:12:39,683 --> 00:12:41,203
"خاطره،
247
00:12:41,603 --> 00:12:43,683
همون حضور نامرئیه."
248
00:12:45,523 --> 00:12:48,083
خاطره، همون حضور نامرئیه.
249
00:12:49,483 --> 00:12:51,043
میبوسمت.
250
00:13:18,283 --> 00:13:19,523
صف بود، ولی خیلی تمیزه.
251
00:13:19,683 --> 00:13:21,523
مطمئنی نمیخوای بری؟
وسط اجرا نمیتونی بلند شیا.
252
00:13:21,683 --> 00:13:22,883
بیخیال.
253
00:13:23,043 --> 00:13:25,163
چهار برابر بیشتر از حد معمول تیپ زدم،
مثل اسکلا شدم.
254
00:13:25,323 --> 00:13:26,563
قرار نیست تو رو نگاه کنن.
255
00:13:26,723 --> 00:13:28,203
تازه، تنم میخاره.
256
00:13:28,643 --> 00:13:30,603
ژرمن؟ ژرمن!
257
00:13:31,603 --> 00:13:34,123
ژرمن؟
جدی، این چه اسمیه؟
258
00:13:34,283 --> 00:13:35,283
تو یکی حرف نزن.
259
00:13:35,363 --> 00:13:37,203
حداقلش من یه قهرمانم.
260
00:13:37,643 --> 00:13:39,803
توی نمایش چیزی درباره من هست؟
261
00:13:39,963 --> 00:13:41,203
نمایش نیست.
262
00:13:41,363 --> 00:13:42,563
ویکتور هوگو رو بازی نمیکنه؟
263
00:13:42,723 --> 00:13:45,563
نه. نه ژان والژان نه هیچکس دیگه.
264
00:13:45,723 --> 00:13:47,923
ژان والژان،
همون آدم بدهست که خوبه؟
265
00:13:48,083 --> 00:13:49,763
بعدش میخوای ببینیش؟
کی رو؟
266
00:13:49,923 --> 00:13:52,243
زوکینی. نمیخوای منتظرش بمونی؟
267
00:13:52,403 --> 00:13:55,763
تو نونوایی میبینیمش.
هر روز میبینیمش.
268
00:13:55,963 --> 00:13:58,763
نگران نباش، میگم خوشم اومده
حتی اگه واقعی نباشه.
269
00:13:58,923 --> 00:14:00,483
ارادتمندم، آقای هوگو.
270
00:14:01,636 --> 00:14:02,762
بفرمایید.
271
00:14:04,756 --> 00:14:06,243
- مزاحم شدم؟
- نه اصلا.
272
00:14:07,003 --> 00:14:08,163
آرایش کردین؟
273
00:14:08,323 --> 00:14:10,243
آره. استل خیلی زیاد نزده؟
274
00:14:10,443 --> 00:14:11,603
نه، خوبه.
275
00:14:11,763 --> 00:14:13,123
ممنون بابت شکلاتهام.
276
00:14:13,356 --> 00:14:14,882
اینو براتون آوردم.
277
00:14:15,043 --> 00:14:16,203
واسه شما و واسه اون.
278
00:14:16,363 --> 00:14:18,123
- چیه؟
- یه چراغ نمک.
279
00:14:18,403 --> 00:14:19,523
چراغ نمک؟
280
00:14:19,683 --> 00:14:21,963
یه نور خیلی پربرکت بهتون میتابونه.
281
00:14:22,123 --> 00:14:23,523
پر از حس خوب.
282
00:14:23,683 --> 00:14:26,003
اما نباید گربهتون لیسش بزنه.
283
00:14:26,163 --> 00:14:28,203
اگه گربه داشته باشید.
گربه دارید؟
284
00:14:29,243 --> 00:14:30,883
نه. نه.
285
00:14:31,963 --> 00:14:33,203
خیلی ممنون، کوزیما.
286
00:14:33,363 --> 00:14:34,803
گُه باشی.
287
00:14:34,963 --> 00:14:36,627
وقتی اوکی شد خبرم میکنن؟
288
00:14:36,685 --> 00:14:37,723
باشه!
289
00:14:45,043 --> 00:14:46,843
این مقدمه با این شروع میشه،
290
00:14:47,003 --> 00:14:48,723
و هوگو اونو نوشته،
291
00:14:48,883 --> 00:14:52,803
اگه یه نویسنده حق اینو داشت که تأثیری بذاره
292
00:14:52,963 --> 00:14:57,643
رو حال و هوای ذهنی
خوانندههایی که کتابشو باز میکنن،
293
00:14:58,523 --> 00:15:03,323
نویسنده «تأملات» به این بسنده میکنه که بگه:
294
00:15:03,483 --> 00:15:05,483
"این کتاب باید جوری خونده بشه
295
00:15:05,643 --> 00:15:08,003
مثل اینکه دارین کتاب یه مرده رو میخونید."
296
00:15:08,163 --> 00:15:10,803
بیست و پنج سال تو این دو جلد هست.
297
00:15:11,043 --> 00:15:12,869
نویسنده به نوعی گذاشته
298
00:15:12,963 --> 00:15:14,803
این کتاب درونش شکل بگیره.
299
00:15:14,963 --> 00:15:18,843
کسانی که سراغش بیان
تصویر خودشون رو پیدا میکنن
300
00:15:19,003 --> 00:15:21,243
تو این آب عمیق و غمگین
301
00:15:21,403 --> 00:15:23,723
که آروم آروم اونجا جمع شده،
302
00:15:23,883 --> 00:15:25,683
ته یه روح.
303
00:15:25,849 --> 00:15:29,929
شادی، این گل زودگذر جوانی،
برگبرگ پرپر میشه
304
00:15:30,083 --> 00:15:32,683
توی جلد اول که امیده،
305
00:15:32,843 --> 00:15:36,323
و توی جلد دوم که عزا و ماتمه، امید ناپدید میشه.
306
00:15:36,483 --> 00:15:37,963
کدوم عزا؟
307
00:15:38,123 --> 00:15:39,096
عزای واقعی.
308
00:15:39,163 --> 00:15:40,203
همون اصلیه.
309
00:15:40,363 --> 00:15:41,523
مرگ.
310
00:15:41,843 --> 00:15:44,603
از دست دادن عزیزترین آدمها.
311
00:15:45,043 --> 00:15:47,883
لئوپولدین، دختر محبوبش،
312
00:15:48,043 --> 00:15:49,443
عشق زندگیاش،
313
00:15:49,603 --> 00:15:51,283
لئوپولدین غرق شد
314
00:15:51,443 --> 00:15:55,403
در پی یک حادثهی قایقسواری تو رود سن،
315
00:15:55,563 --> 00:15:58,083
با شوهر جوونش که میخواست نجاتش بده
316
00:15:58,243 --> 00:16:00,483
و تصمیم گرفت با اون بمیره.
317
00:16:00,643 --> 00:16:02,723
این تو ویلکیه اتفاق افتاد،
318
00:16:02,883 --> 00:16:06,043
۴ سپتامبر ۱۸۴۳.
319
00:16:06,203 --> 00:16:08,403
قایقشون واژگون شد.
320
00:16:08,683 --> 00:16:10,883
تازه ۱۹ سالش شده بود.
321
00:16:11,483 --> 00:16:12,683
همزمان،
322
00:16:12,843 --> 00:16:18,356
ویکتور هوگو و ژولیت دروئه
اون موقع داشتن سفر تابستونی سالانهشون رو میرفتن
323
00:16:18,483 --> 00:16:22,883
هر سال، ویکتور هوگو ژولیت دروئه رو برای یه ماه میبره
324
00:16:23,043 --> 00:16:24,963
که کاملاً وقف اونه،
325
00:16:25,029 --> 00:16:26,956
اونجا، دارن از اسپانیا برمیگردن.
326
00:16:27,043 --> 00:16:30,403
۹ سپتامبره. اونا اصلاً هیچچی نمیدونن.
327
00:16:30,563 --> 00:16:33,843
باید تو روشفور منتظر درشکه باشن
328
00:16:34,003 --> 00:16:35,883
که قراره ببرشون لروشل،
329
00:16:35,942 --> 00:16:40,043
و ما این شانس رو داریم که این دفترچه خاطرات
فوقالعادهی ژولیت دروئه رو داشته باشیم،
330
00:16:40,203 --> 00:16:43,043
که ثانیه به ثانیه ثبت کرده،
331
00:16:43,203 --> 00:16:45,203
تکتک نفسهای ویکتور هوگو رو
332
00:16:45,363 --> 00:16:48,243
تو اون هشت روزی که همراه با کشف این ماجرا بود.
333
00:16:48,403 --> 00:16:51,523
پیشخدمت یه بطری آبجو میاره و میره.
334
00:16:51,683 --> 00:16:54,963
روی یه میز روبهروی ما، چند تا روزنامه هست.
335
00:16:55,123 --> 00:16:57,203
ویکتور هوگو یکی رو اتفاقی برمیداره.
336
00:16:57,349 --> 00:16:59,836
و من، روزنامه «شاریواری» رو برمیدارم.
337
00:16:59,923 --> 00:17:03,049
تازه داشتم عنوان رو نگاه میکردم
338
00:17:03,243 --> 00:17:08,283
که محبوب بیچارهام ناگهان رو من خم میشه
339
00:17:08,443 --> 00:17:11,043
و با یه صدای گرفته بهم میگه
340
00:17:11,203 --> 00:17:13,882
در حالی که روزنامهای رو که دستشه نشونم میده،
341
00:17:14,043 --> 00:17:16,083
این چهار کلمه رو بهم میگه،
342
00:17:16,243 --> 00:17:18,216
این چهار کلمه رو، بهم میگه:
343
00:17:18,323 --> 00:17:20,523
"این دیگه خیلی وحشتناکه."
344
00:17:20,963 --> 00:17:22,323
هیچوقت، میشنوید،
345
00:17:22,483 --> 00:17:24,603
هیچوقت تا وقتی زندهام، یادم نمیره
346
00:17:24,763 --> 00:17:29,043
قیافهی ناامید وصفناشدنی روی صورت نجیبش.
347
00:17:29,203 --> 00:17:31,123
دیدم که خشکش زده و داغون شده.
348
00:17:31,283 --> 00:17:33,323
لبهای بیچارهاش سفید شده بودن.
349
00:17:33,483 --> 00:17:35,803
چشمهای زیبایش نگاه میکردن اما چیزی نمیدیدن.
350
00:17:35,963 --> 00:17:39,883
صورت و موهاش خیس از اشک بود.
351
00:17:40,043 --> 00:17:42,003
و دیگه، حتی یه کلمه هم حرف نزد.
352
00:17:43,123 --> 00:17:44,562
خودش رو حبس کرد.
353
00:17:44,643 --> 00:17:46,803
باید بیش از ۱۰ سال میگذشت،
354
00:17:46,963 --> 00:17:51,043
بیش از ۱۰ سال، تا تو جزیره گرنزی،
دوباره به یاد اون روز بیفته.
355
00:17:51,203 --> 00:17:53,716
بدترین روز از بین تمام روزهای ویکتور هوگو،
356
00:17:53,763 --> 00:17:55,003
با این شاهکار کوچیک،
357
00:17:55,049 --> 00:17:56,649
این شعر فوقالعاده.
358
00:17:56,723 --> 00:18:01,003
تو سن کودکی عادت کرده بود...
359
00:18:01,163 --> 00:18:02,923
که هر روز صبح یکم بیاد توی اتاقم.
360
00:18:05,923 --> 00:18:08,763
منتظرش بودم مثل یه روزنهی امیدی که منتظرشی.
361
00:18:08,923 --> 00:18:11,603
میاومد تو و میگفت: "سلام، بابای کوچولوی من."
362
00:18:11,763 --> 00:18:13,603
قلممو برمیداشت، کتابهامو باز میکرد.
363
00:18:13,756 --> 00:18:15,796
هنگ کرد، دیدی؟
364
00:18:16,083 --> 00:18:17,723
- چی شد؟
- هنگ کرد.
365
00:18:17,783 --> 00:18:18,862
عمدی بود.
366
00:18:18,923 --> 00:18:21,203
و مثل یه پرندهی عبوری میرفت.
367
00:18:21,363 --> 00:18:24,329
پس با سرِ کمتر خستهای دوباره شروع میکردم،
368
00:18:32,683 --> 00:18:34,003
آقای زوکینی؟
369
00:18:36,163 --> 00:18:37,243
روبرت؟
370
00:18:38,683 --> 00:18:39,903
میام تو.
371
00:18:42,283 --> 00:18:43,216
خوبی؟
372
00:18:43,363 --> 00:18:46,603
آره، آره.
واقعاً خیلی حالم رو خوب کرد.
373
00:18:46,763 --> 00:18:48,083
باورنکردنیه.
374
00:18:48,403 --> 00:18:50,363
- چه بهتر. چراغ رو روشن کنم؟
- نیازی نیست.
375
00:18:50,523 --> 00:18:54,263
بدیش اینه که حالم که خوب میشه استرس میگیرم.
دوست ندارم.
376
00:18:55,083 --> 00:18:56,923
در هر صورت میتونید برید، دیگه کسی نیست.
377
00:18:57,043 --> 00:18:58,176
خیلی خب.
378
00:18:58,603 --> 00:19:00,803
یه دختر اومده بود. میخواست شما رو ببینه.
379
00:19:02,163 --> 00:19:03,883
سبزه بود؟ بلوند بود؟ چند سالش بود؟
380
00:19:04,043 --> 00:19:05,403
حواسم نبود.
381
00:19:05,563 --> 00:19:07,123
ولی گفت فردا توی نانوایی ازتون میپرسه.
382
00:19:07,283 --> 00:19:08,083
چی رو بپرسه؟
383
00:19:08,243 --> 00:19:10,523
اینکه همهچیز تو نمایش عمدی بوده یا نه.
384
00:19:10,602 --> 00:19:12,136
دقیقاً همین رو گفت. « عمدی ».
385
00:19:12,883 --> 00:19:14,723
خیلی ممنون، کوزیما.
386
00:19:15,203 --> 00:19:16,643
فردا میبینمتون.
387
00:19:17,083 --> 00:19:18,683
با این حال زیادی نزدیک نشیدها.
388
00:19:18,843 --> 00:19:20,003
معلوم نیست چی میشه.
389
00:19:20,603 --> 00:19:21,643
باشه.
390
00:19:32,163 --> 00:19:35,389
وایمیسم بره بالا، بعد برمیگردم.
391
00:19:35,603 --> 00:19:36,603
باشه، حله.
392
00:19:38,523 --> 00:19:40,083
سلام آقای روبرت. چطورین؟
393
00:19:40,236 --> 00:19:41,996
- امشب ماشین نیاوردید؟
- نه، ماشین ندارم.
394
00:19:42,163 --> 00:19:44,602
قرار بود با یه سری دوست شام بخورم.
پیداشون نکردم.
395
00:19:44,736 --> 00:19:47,163
اونا نیستن؟ سراغتون رو گرفتن.
396
00:19:47,336 --> 00:19:48,836
اوه، تورو خدا، اونا نه.
یه لطفی کن...
397
00:19:48,923 --> 00:19:52,283
جوری رفتار کنید که انگار خیلی باهم رفیقیم.
عادی باهام حرف بزنید.
398
00:19:52,443 --> 00:19:54,403
- چطوری؟
- از نمایش خوشتون اومد؟
399
00:19:54,563 --> 00:19:56,283
- عاشقش شدم.
- خوبه. دارن میان؟
400
00:19:56,443 --> 00:19:57,563
نه، نه.
401
00:19:57,723 --> 00:19:59,683
زیادی سنگین و غمگین نبودم؟
402
00:19:59,843 --> 00:20:01,283
نه، برعکس. خوبه.
403
00:20:01,443 --> 00:20:02,683
دارن میرن؟
404
00:20:02,843 --> 00:20:03,923
یکی داره میاد.
405
00:20:04,483 --> 00:20:05,822
پس بزن رو شونم.
406
00:20:05,876 --> 00:20:07,443
آها روبر، خیلی خوشحالم کردی.
407
00:20:07,603 --> 00:20:09,443
- پس خوشت اومد دیگه.
- معلومه!
408
00:20:09,643 --> 00:20:10,803
عاشقش شدم.
خوبه.
409
00:20:10,963 --> 00:20:12,363
و کوزیما، چطوره؟
410
00:20:12,523 --> 00:20:14,756
کوزیما؟ یه کم در جا میزنه.
411
00:20:14,843 --> 00:20:15,983
خیلی هم عالی.
412
00:20:16,043 --> 00:20:18,243
اما بگو ببینم، نمایش رو دیدی؟
413
00:20:18,289 --> 00:20:19,463
آره، بالاخره دیدم دیگه.
414
00:20:19,523 --> 00:20:21,243
جدی؟ واقعاً خوشت اومد؟
415
00:20:21,316 --> 00:20:22,869
- عاشقش شدم.
- لطف داری.
416
00:20:22,963 --> 00:20:24,363
خب، شب همگی بخیر.
417
00:20:24,523 --> 00:20:25,883
بچهها اینم دوستانم. خداحافظ.
418
00:20:26,043 --> 00:20:28,283
- شب خوبی داشته باشید.
- خداحافظ. فردا میبینمتون.
419
00:20:28,723 --> 00:20:30,189
یه چیزی بگو. هیچی بهم نمیگی.
420
00:20:30,243 --> 00:20:33,243
زیاد خوب نمیبینم،
اما به نظرم تمیز میاد.
421
00:20:33,403 --> 00:20:35,963
خیلی تمیزه.
این زنه هم به نظر خوب میاد.
422
00:20:36,123 --> 00:20:38,243
من با موگدی کاری ندارم،
درباره امشب حرف میزنم.
423
00:20:38,403 --> 00:20:39,843
چطوری واکنش نشون میدادن؟
424
00:20:39,883 --> 00:20:41,083
موگدی؟
425
00:20:41,483 --> 00:20:43,443
آخه موگدی کیه، عشق زندگی من؟
426
00:20:43,489 --> 00:20:45,969
مستخدم جدید.
همین الان بهم گفتی به نظرت همهجا تمیز اومده.
427
00:20:46,043 --> 00:20:47,203
آها، درسته.
428
00:20:47,363 --> 00:20:51,163
نه، بد نبود.
اما گند زدم توی کتاب «تأملات».
429
00:20:51,323 --> 00:20:53,843
میدونی، مغزم هنگ کرد.
و این هیچوقت برام پیش نمیاد.
430
00:20:54,003 --> 00:20:55,803
عادت کرده بود تو سن کودکیش،
431
00:20:55,963 --> 00:20:58,243
هر روز صبح یه کمی بیا تو اتاقم.
432
00:20:58,483 --> 00:21:00,643
و هیچی. در حالی که
من فقط همینو بلدم.
433
00:21:00,803 --> 00:21:03,403
منتظرش بودم،
مثل یه روزنهی امیدی که منتظرشی.
434
00:21:03,563 --> 00:21:04,523
همین بود، مگه نه؟
435
00:21:04,683 --> 00:21:06,563
همینه، آفرین عزیزم. آفرین.
436
00:21:06,963 --> 00:21:09,883
جدای از این، رزولنها
دیروز اونجا بودن.
437
00:21:10,043 --> 00:21:11,443
مودب بودن، نه بیشتر.
438
00:21:11,803 --> 00:21:14,083
باید گفت که اون، وقتی میسوزه میخنده.
439
00:21:14,243 --> 00:21:16,856
و اون یکی هم، یه قلب سنگی داره.
440
00:21:17,043 --> 00:21:18,769
بازم میتونی یکم دووم بیاری؟
به این زودی برنمیگردما.
441
00:21:18,843 --> 00:21:20,363
نمیدونم بتونم دووم بیارم یا نه، میدونی.
442
00:21:20,523 --> 00:21:24,003
تو که نیستی نه اشتهای غذا دارم نه تشنهام میشه.
443
00:21:24,203 --> 00:21:25,963
تلف شدنم نزدیکه.
444
00:21:26,803 --> 00:21:28,163
چه شوخی بامزهای.
445
00:21:28,363 --> 00:21:30,323
حتماً تو زندگیت یه سری سیاهی لشگر داری.
446
00:21:34,196 --> 00:21:36,203
نمیخوای چراغ رو روشن کنی؟
درست نمیبینمت.
447
00:21:39,283 --> 00:21:40,963
آها، اینطوری بهتر میبینمت.
448
00:21:41,723 --> 00:21:43,363
و لیزبت، باهاش حرف زدی؟
449
00:21:43,523 --> 00:21:45,403
.براش پیام گذاشتم
450
00:21:45,563 --> 00:21:47,076
دعوتش کردم.
451
00:21:47,403 --> 00:21:48,843
اون، اومد؟
452
00:21:49,476 --> 00:21:50,963
الو!
نیومد.
453
00:21:51,123 --> 00:21:53,183
- صدامو میشنوی؟
- دارم بهت میگم، نیومد.
454
00:21:53,683 --> 00:21:55,283
تصویرت قفل شده.
455
00:21:58,763 --> 00:22:00,003
آنابل.
456
00:22:00,483 --> 00:22:01,683
اصلاً پیچیده نیست!
457
00:22:01,843 --> 00:22:04,083
بوعز دراز کشیده بود، از خستگی از پا افتاده.
458
00:22:04,243 --> 00:22:05,843
از شدت خستگی دراز کشید.
459
00:22:06,003 --> 00:22:07,723
نیازی به فیلسوف بودن نیست.
460
00:22:07,883 --> 00:22:10,283
بوعز دراز کشیده بود، از خستگی از پا افتاده.
461
00:22:10,443 --> 00:22:12,603
تمام روز تو زمینش کار کرده بود.
462
00:22:12,763 --> 00:22:14,643
تختش رو تو جای همیشگیش پهن کرده بود.
463
00:22:14,803 --> 00:22:15,923
به من نگید این پیچیدهست.
464
00:22:16,083 --> 00:22:18,843
بوعز میان انبارهای پر از گندم خوابیده بود.
465
00:22:19,003 --> 00:22:22,643
این پیرمرد مزارع گندم و جو داشت. یه زمیندار بزرگ.
466
00:22:22,803 --> 00:22:25,083
این پیرمرد مزارع گندم و جو داشت.
467
00:22:25,443 --> 00:22:27,803
با اینکه ثروتمند بود، طرفدار عدالت بود.
468
00:22:27,963 --> 00:22:31,163
شبیه هوگوئه. بالای آسیابش لجن و کثافتی نبود.
469
00:22:31,323 --> 00:22:33,323
تو کوره آهنگریش جهنمی نبود.
470
00:22:33,483 --> 00:22:36,003
ریشش، باید همهی مخاطبا ببینن.
471
00:22:36,163 --> 00:22:37,803
وگرنه کارم خراب میشه.
472
00:22:37,963 --> 00:22:40,963
ریشش نقرهای بود مثل یه نهر ماه آوریل.
473
00:22:41,123 --> 00:22:43,923
خوشههای گندمش نه خسیس بودن نه پرکینه.
474
00:22:44,083 --> 00:22:47,043
وقتی میدید چندتا زن خوشهچین فقیر دارن رد میشن،
475
00:22:47,203 --> 00:22:51,243
زنهایی که توی مزرعه بودن میذاشتن
عمداً خوشهها بیفته، اینطوری میگفتن.
476
00:22:51,643 --> 00:22:54,203
این مرد پاک راه میرفت، دور از راههای کج و معوج،
477
00:22:54,363 --> 00:22:57,323
پوشیده در صداقت معصومانه و جامه کتان سفید.
478
00:22:57,763 --> 00:23:00,083
دور از راههای کج و معوج، میشنوید؟
479
00:23:00,243 --> 00:23:03,083
اگه رفیقی دارین که مواد میزنه، قاچاق میکنه،
480
00:23:03,243 --> 00:23:05,763
بهش بگید: "داری میری تو راه کج و معوج."
481
00:23:07,043 --> 00:23:12,003
دور از راههای کج و معوج،
پوشیده در صداقت معصومانه و جامه کتان سفید.
482
00:23:12,163 --> 00:23:15,323
یارو فوقالعادهست. و همیشه طرفدار فقراست
483
00:23:15,483 --> 00:23:16,883
دردمند.
484
00:23:17,043 --> 00:23:19,803
این کیسهها شبیه چشمه بودن.
بوعز ارباب خوبی بود
485
00:23:19,963 --> 00:23:22,643
و فامیل وفاداری بود، بخشنده بود، هرچند صرفهجو.
486
00:23:22,803 --> 00:23:25,843
زنها، خیلی هوگوئیه. الان میفهمید چرا.
487
00:23:26,003 --> 00:23:30,776
زنها بیشتر به بوعز نگاه میکردن
تا به یه جوون، چون جوون خوشگله،
488
00:23:32,796 --> 00:23:36,156
«اما پیرمرد، بزرگواره».
من نمیگم، آقای هوگو میگه.
489
00:23:36,483 --> 00:23:37,683
آره دیگه!
490
00:23:38,843 --> 00:23:42,683
تاریکی حالت پیوندِ زناشویی، شکوهمند و با ابهت داشت.
491
00:23:42,843 --> 00:23:44,283
و باشکوه.
492
00:23:44,443 --> 00:23:46,471
فرشتهها بیشک پنهانی اونجا میپریدن،
493
00:23:46,495 --> 00:23:52,609
چون توی دلِ شب هر از گاهی
یه چیز آبی رد میشد که شبیه بال بود.
494
00:23:52,723 --> 00:23:57,043
نفس کشیدنِ بوعز
با صدای خفهی جویبارها روی خزهها در هم میآمیخت.
495
00:23:57,196 --> 00:23:59,316
و اینجا، تجسم نابغه رمبویی.
496
00:23:59,483 --> 00:24:02,403
توی ماهی بود که طبیعت مهربونه،
497
00:24:02,563 --> 00:24:04,843
تپهها روی قلهشون بسترِ گلی داشتند..
498
00:24:05,003 --> 00:24:08,363
روت تو رویا بود و بوعز خواب بود.
499
00:24:08,523 --> 00:24:10,929
فوقالعادهست. داره جابهجایی میکنه.
500
00:24:10,963 --> 00:24:14,323
علفها سیاه بودن، زنگولهی گلهها میلرزید.
501
00:24:14,483 --> 00:24:18,123
مهربونی عظیمی از آسمون میبارید.
502
00:24:18,523 --> 00:24:21,109
آرومترین ساعتی بود که شیرها میرن آب بخورن.
503
00:24:21,163 --> 00:24:25,923
یه بیت کاملاً بیربط، اما شاهکار، وسط این همه خلاقیت.
504
00:24:26,083 --> 00:24:28,523
مینویسه: "آرومترین ساعتی بود که شیرها میرن آب بخورن.."
505
00:24:28,609 --> 00:24:29,883
مخاطبا رو حس کردم،
506
00:24:29,996 --> 00:24:33,976
هر بار همهچیز همینه، مجذوب این نبوغ میشن.
507
00:24:34,083 --> 00:24:36,643
همهچی توی عور و جریماده غرقِ خواب بود.
508
00:24:36,803 --> 00:24:38,683
ستارهها آسمون رو آذین بسته بودن. مگه نه؟
509
00:24:38,843 --> 00:24:40,949
کتابها رو آوردم
خیلی حال کرده بودن.
510
00:24:41,063 --> 00:24:42,510
آره، دقت و توجهشون عالی بود.
511
00:24:42,571 --> 00:24:43,850
فوقالعاده بودن.
512
00:24:43,970 --> 00:24:48,510
ستارهها آسمونِ عمیق و تاریک رو میناکاری میکردن.
513
00:24:48,550 --> 00:24:51,790
هلالِ باریکِ روشن میونِ گلهای تاریکی توی مغرب میدرخشد.
514
00:24:51,930 --> 00:24:54,470
و روت از خودش میپرسید... چه خدایی!
515
00:24:54,471 --> 00:24:58,270
به نظر من این همون جملهایه
که حتی اگه آتئیست هم باشی اهل معنویتت میکنه.
516
00:24:58,271 --> 00:25:03,090
چه خدایی،
چه دروگرِ ابدیِ تابستونِ جاویدان هنگام رفتن،
517
00:25:03,091 --> 00:25:06,030
از سرِ بیتوجهی
این داسِ طلایی رو توی مزرعهی ستارهها رها کرده.
518
00:25:06,250 --> 00:25:07,670
این شعر خیلی خیلی طولانیه، نه؟
519
00:25:07,671 --> 00:25:09,403
طولانیه، دارم سعی میکنم تا تهش برم.
520
00:25:09,490 --> 00:25:10,816
بعضی شبها موفق میشم.
521
00:25:10,890 --> 00:25:13,530
بستگی به حالوهوای تماشاچیا و حالِ خودم داره.
522
00:25:13,610 --> 00:25:16,156
راستش کلاً دوست ندارم
دست به این شاهکار بزنم و قطعش کنم،
523
00:25:16,157 --> 00:25:19,570
چون نمیتونم روت و بوعز رو
بین زمین و هوا معلق بذارم.
524
00:25:19,609 --> 00:25:21,336
- تا فردا، کوزیما.
- تا فردا.
525
00:25:21,363 --> 00:25:24,563
روت تو رویا بود و بوعز خواب بود. علفها سیاه بودن.
526
00:25:24,723 --> 00:25:26,243
علفها سیاه بودن.
527
00:25:26,403 --> 00:25:28,643
هیچکس متوجه نمیشه. علفها سیاه بودن.
528
00:25:28,803 --> 00:25:31,443
بیست دقیقه اجراش کردم.
دو بار هم انجامش میدادم.
529
00:25:31,603 --> 00:25:33,083
سومی رو هم برات اجرا میکردم.
530
00:25:33,243 --> 00:25:34,563
میبوسمت، به زودی میبینمت.
531
00:25:34,720 --> 00:25:38,500
«چمنها سیاه بودن.»
«زنگولهی گلهها میتپید...»
532
00:25:40,443 --> 00:25:41,923
مبروک، دیگه باید بریم.
533
00:25:42,083 --> 00:25:42,923
هلاک شدم.
534
00:25:43,083 --> 00:25:44,643
عصر بخیر!
535
00:25:44,803 --> 00:25:46,003
عصر بخیر!
536
00:25:46,163 --> 00:25:47,483
تو سالن بودید؟
537
00:25:47,643 --> 00:25:49,256
دوباره اومدید نمایش رو ببینید؟
538
00:25:49,323 --> 00:25:52,403
نه، اما میدونستیم اینجا پیدا تون میکنیم.
539
00:25:52,563 --> 00:25:55,283
و چون بعد از اجرای اول
چیزی بهتون نگفته بودیم،
540
00:25:55,443 --> 00:25:56,603
خوشتون نیومده بود؟
541
00:25:56,763 --> 00:25:58,222
چرا، اتفاقاً.
542
00:25:59,003 --> 00:26:01,323
دلمون خواست ازتون تشکر کنیم.
543
00:26:01,483 --> 00:26:02,883
بچههای باادبی هستید.
544
00:26:03,043 --> 00:26:05,283
- بهش بگیم؟
- ازش بدتون اومد؟
545
00:26:05,443 --> 00:26:07,043
نه. بدمون نیومد.
546
00:26:07,403 --> 00:26:10,683
فقط مسئله اینه که خیلی از ما دوره.
547
00:26:10,963 --> 00:26:13,163
نه از ما، بلکه از نمایش ما.
548
00:26:13,323 --> 00:26:14,276
یعنی چی نمایشِ شما؟
549
00:26:14,323 --> 00:26:16,243
ما هم داریم روی هوگو کار میکنیم.
550
00:26:16,403 --> 00:26:17,483
روی هوگو؟
551
00:26:17,643 --> 00:26:21,283
آره. یعنی، بیشتر روی زنهایی
که اطراف هوگو هستن.
552
00:26:21,443 --> 00:26:23,643
اهمیتشون، حضورشون.
553
00:26:23,803 --> 00:26:26,283
چون خب، بدون اونا، این،
554
00:26:27,443 --> 00:26:31,483
زنها الهامبخشش بودن، اساساً میتونم بگم،
555
00:26:31,643 --> 00:26:34,723
این همون چیزیه که واقعاً میشه
بهش گفت عاشقپیشهی بزرگ.
556
00:26:34,883 --> 00:26:39,196
این همون چیزیه که میشه بهش گفت:
« یه زنبارهی قهار».
557
00:26:39,856 --> 00:26:41,703
نه، این سادهانگارانهست.
558
00:26:41,789 --> 00:26:42,723
من با پیا موافقم.
559
00:26:42,883 --> 00:26:44,963
نمیشه هوگو رو به این خلاصه کرد.
560
00:26:45,123 --> 00:26:46,083
اینجوری نیست.
561
00:26:46,243 --> 00:26:48,169
اون یه نیروی حیاتی جنسی داشت.
562
00:26:48,243 --> 00:26:50,036
یه انرژیای که تا حالا ندیده بودیم.
563
00:26:50,083 --> 00:26:51,923
تمایلات جنسیش عظیم بود.
564
00:26:52,083 --> 00:26:52,949
موافقم.
565
00:26:53,050 --> 00:26:54,410
آها، سرِ این کاملاً موافقیم.
566
00:26:54,523 --> 00:26:56,563
انرژی خیلی زیادی داشت.
567
00:26:56,723 --> 00:27:00,403
یه انرژی جنسی غولپیکر
ازش یه زنبارهی قهار نمیسازه.
568
00:27:00,563 --> 00:27:02,123
اینا مترادفنن.
569
00:27:02,283 --> 00:27:04,483
وقتی عاشق میشد،
صمیمانه عشق میورزید.
570
00:27:04,843 --> 00:27:07,123
به ژولیت و لئونی بیار.
571
00:27:07,283 --> 00:27:10,083
و به همه زنها. با قلبش دوستشون داشت،
572
00:27:10,243 --> 00:27:12,523
و با جسمش. و با فکرش.
573
00:27:12,683 --> 00:27:14,403
آره، ولی این اونا بودن که عاشقای واقعی بودن.
574
00:27:14,563 --> 00:27:16,843
خودش، از عشق استفاده میکرد تا بنویسه.
575
00:27:16,896 --> 00:27:17,876
ابزارش کرده بود.
576
00:27:17,969 --> 00:27:19,643
نه، ازش واسه سکس کردن استفاده میکرد.
577
00:27:19,689 --> 00:27:21,009
- میخوام بگم ،خیلی عجیبه خدایی.
- بیخیال بابا!
578
00:27:21,083 --> 00:27:22,403
اما حقیقته.
579
00:27:22,563 --> 00:27:23,963
شما زنها و هوگو رو از هم جدا میکنید.
580
00:27:24,403 --> 00:27:28,003
شما ترکیبِ هوگوی عاشق زنها رو جدا میکنید.
581
00:27:28,163 --> 00:27:29,923
اینکه الهامبخشش بودن یه مسئلهست.
582
00:27:30,083 --> 00:27:32,523
اما اونا نیستن که قربانی باشن،
583
00:27:32,683 --> 00:27:35,683
نگفتیم که جداشون میکنیم.
584
00:27:35,843 --> 00:27:37,676
بیایید نمایش رو ببینید.
585
00:27:38,283 --> 00:27:39,763
آره، با کمال میل.
586
00:27:39,923 --> 00:27:42,083
و میبینید که اینطوری نیست.
587
00:27:42,243 --> 00:27:43,723
خب، خیلی خوشحالم.
588
00:27:43,883 --> 00:27:46,643
نه جدا میکنیم نه تقابل ایجاد میکنیم.
589
00:27:46,803 --> 00:27:49,043
- فقط نمایانشون میکنیم.
- نمایانشون میکنیم؟
590
00:27:49,203 --> 00:27:50,483
فوقالعادهست.
591
00:27:50,643 --> 00:27:51,656
برسونیمتون؟
592
00:27:51,741 --> 00:27:52,714
تا توکان سفید.
593
00:27:52,782 --> 00:27:53,963
از مبروک بپرسیم.
594
00:27:54,123 --> 00:27:55,003
مبروک؟
595
00:27:55,163 --> 00:27:57,923
میریم خانوما رو که دوستای لیزبتن برسونیم.
596
00:27:58,083 --> 00:28:00,403
من میشینم جلو چون عقب ماشین حالت تهوع میگیرم.
597
00:28:01,163 --> 00:28:04,323
باورنکردنیه که ویکتور هوگو رو
تا حد یه زنباره پایین بیاریم.
598
00:28:04,483 --> 00:28:06,883
- پایینش نمیاریم!
- چرا، میآرید.
599
00:28:07,243 --> 00:28:10,283
تازه از سن اومدم بیرون،
«بوعز خفته» رو بازی کردم
600
00:28:10,443 --> 00:28:14,123
بعد میبینم چندتا دختر باحال
دارن بهم میگن اون یه زنبارهست.
601
00:28:14,283 --> 00:28:15,643
حواست به سرت باشه.
602
00:28:15,803 --> 00:28:17,163
من دیگه خسته شدم.
603
00:28:18,603 --> 00:28:21,283
دارین زیادهروی میکنید. خیلی خشنید.
604
00:28:22,003 --> 00:28:24,923
هوگو، نابغهی عشقه.
605
00:28:28,523 --> 00:28:31,883
راستی، به لیزبت گفتین که پدرش اومده بود؟
606
00:28:32,043 --> 00:28:33,643
نمیتونم بهش زنگ بزنم.
607
00:28:33,803 --> 00:28:34,763
پدرش؟
608
00:28:34,923 --> 00:28:36,883
آره، قضیه اینه که،
609
00:28:37,243 --> 00:28:39,523
علاوه بر اینکه دوستشم، پدرشم.
610
00:28:39,683 --> 00:28:41,043
یا برعکس.
611
00:28:41,803 --> 00:28:43,523
خیلی رد دادید.
612
00:28:44,803 --> 00:28:47,523
نه، ما فقط بهش گفتیم که زوکینی دنبالشه.
613
00:28:48,163 --> 00:28:50,563
چرا نگفت که شما پدرش هستین؟
614
00:28:50,723 --> 00:28:52,029
ما از کلاس چهارم همو میشناسیم.
615
00:28:54,243 --> 00:28:55,563
زنمه.
616
00:28:55,723 --> 00:28:57,763
حالا چه فکرایی که نمیکنه؟
617
00:28:57,923 --> 00:29:00,243
هیچی، بعدشم، حق داره که اونجوری فکر کنه.
618
00:29:00,403 --> 00:29:03,763
بهش میگید که قراره با ما کار کنید.
619
00:29:04,123 --> 00:29:06,203
با شما کار کنم؟ این دیگه چه کلاهبرداریهای؟
620
00:29:06,363 --> 00:29:08,723
- آره.
- من برای رقیب کار نمیکنم.
621
00:29:09,035 --> 00:29:10,655
آه، عشقِ آمریکاییِ من.
622
00:29:10,883 --> 00:29:11,923
چطوری، عزیزم؟
623
00:29:12,083 --> 00:29:13,403
تو ماشینم.
624
00:29:13,563 --> 00:29:15,563
- تنهایی؟
- تنها نیستم.
625
00:29:15,723 --> 00:29:17,843
- اِ، جدی؟
- با دخترا هستم.
626
00:29:17,928 --> 00:29:18,675
دخترا؟!
627
00:29:18,763 --> 00:29:20,723
یعنی، با دوستای لیزبت.
628
00:29:21,323 --> 00:29:23,123
دارن یه نمایش درباره هوگو آماده میکنن.
629
00:29:23,283 --> 00:29:25,043
زنهای ویکتور هوگو.
630
00:29:25,203 --> 00:29:26,443
زنهای ویکتور هوگو.
631
00:29:26,603 --> 00:29:30,203
جورجیا رو بهت معرفی میکنم، که نقشِ...
632
00:29:30,363 --> 00:29:33,163
ادل هوگو رو بازی میکنه.
منم، من ادل رو بازی میکنم.
633
00:29:33,323 --> 00:29:34,283
سلام.
634
00:29:34,443 --> 00:29:35,683
نام اصلیش فوشه بود.
635
00:29:35,843 --> 00:29:38,563
قبل از شروع، یه کم تحقیق کردیم.
636
00:29:38,723 --> 00:29:41,443
آره. بعد، بهت معرفی میکنم،
637
00:29:41,603 --> 00:29:45,123
سلام. ژولیت دروئه، معشوقهی رسمیاش.
638
00:29:45,283 --> 00:29:46,563
شبیهاش هستی.
639
00:29:46,723 --> 00:29:48,682
- و بعدی...
- لئونی. عصر بخیر
640
00:29:48,843 --> 00:29:50,803
اونی که جوونه. باطراوته. سرکشه.
641
00:29:50,923 --> 00:29:53,123
اونی که من دوست دارم.
دقیقاً.
642
00:29:53,283 --> 00:29:54,763
فضای امشب اینطوریه.
643
00:29:54,923 --> 00:29:58,283
اونا یه نظریه داشتن. فکر میکردن اون مردسالاره.
644
00:29:58,443 --> 00:30:00,923
نه! علیه هوگو نه!
645
00:30:01,083 --> 00:30:04,043
تفاوتش اینه که ما، تو نمایشمون،
646
00:30:04,203 --> 00:30:07,963
از دید این شخصیتهای زن شروع میکنیم.
647
00:30:08,123 --> 00:30:10,603
و تو، همیشه از دید هوگو پیش میری.
648
00:30:10,763 --> 00:30:12,443
اینکه چطور دورش میچرخن.
649
00:30:12,603 --> 00:30:16,843
در حالی که برای ما، برعکسه،
چطور هوگو دور اونا میچرخه.
650
00:30:18,363 --> 00:30:21,163
پس تو این مورد، با هم مخالفیم.
651
00:30:21,323 --> 00:30:24,683
مسئلهی من اینه که سعی کنم به نثر هوگو خدمت کنم.
652
00:30:24,843 --> 00:30:27,683
ژولیت دروئه، وقتی مینوشت،
653
00:30:27,843 --> 00:30:31,283
تو نمایش من، به نثر ژولیت دروئه خدمت میکنم.
654
00:30:32,243 --> 00:30:34,483
اینوقت شب کی واسه کسی سلفی میفرسته؟
655
00:30:34,643 --> 00:30:36,763
نه، چیزی نیست، واسه اینستامه.
656
00:30:36,923 --> 00:30:38,003
اینستاگرام.
657
00:30:38,843 --> 00:30:41,403
میدونم چیه. منم یکی دارم.
658
00:30:42,763 --> 00:30:45,203
میدونید همهچیز چطور شروع شد؟
659
00:30:45,363 --> 00:30:48,003
وقتی از اون شهر معروف برگشت
660
00:30:48,163 --> 00:30:50,283
جایی که فهمید دخترش مرده،
661
00:30:50,443 --> 00:30:52,323
این مال روشفوره.
662
00:30:52,483 --> 00:30:55,123
وقتی از روشفور برمیگرده، کاملاً نابود شده.
663
00:30:55,643 --> 00:30:59,523
تو روزنامهها میفهمه،
همهمون میدونیم، که دخترش غرق شده.
664
00:30:59,683 --> 00:31:02,043
برمیگرده، دیگه ژولیت رو تحمل نمیکنه.
665
00:31:02,203 --> 00:31:04,843
اون تداعیکنندهی وحشتِ از دست دادن دخترشه
666
00:31:05,003 --> 00:31:06,443
وقتی که با معشوقهش بود.
667
00:31:06,603 --> 00:31:07,923
غرق در افسردگی تو خودش حبس میشه.
668
00:31:08,083 --> 00:31:10,763
یکی بهش میگه: «باید شام بخوری، بری بیرون.»
669
00:31:10,923 --> 00:31:12,963
بعد از ۴ ماه، از خونه میزنه بیرون.
670
00:31:13,003 --> 00:31:15,683
میره یه مهمونیِ شام و برمیخوره به لئونی بیار.
671
00:31:15,742 --> 00:31:17,643
این افتضاح با زنها،
672
00:31:17,963 --> 00:31:19,483
مقصر هست یا نه، نمیدونم،
673
00:31:19,643 --> 00:31:21,603
اما زندگی عادیای نداره.
674
00:31:21,963 --> 00:31:25,203
اتفاقات دراماتیک، انقلاب، کودتا،
675
00:31:25,336 --> 00:31:30,043
همهی اینا هست،
مجبور میشه با ژولیت فرار کنه بره بلژیک.
676
00:31:30,203 --> 00:31:31,763
ادل بعداً بهشون ملحق میشه.
677
00:31:31,923 --> 00:31:33,483
نکتهی فوقالعادهاش همینه.
678
00:31:33,683 --> 00:31:36,043
لئونی بیار ولکن ماجرا نیست.
679
00:31:36,203 --> 00:31:38,523
بهش مینویسه: «دارم میام بروکسل.»
680
00:31:38,683 --> 00:31:42,243
و اینجا، هوگو یه کار کاملاً غیرقابل درک انجام میده.
681
00:31:43,563 --> 00:31:46,083
جالبه که اینو دارین بهم میگین.
682
00:31:46,243 --> 00:31:48,043
شاید شما هم تو کارتون بگنجونیدش.
683
00:31:48,203 --> 00:31:50,629
از همسرش میخواد،
684
00:31:50,963 --> 00:31:52,083
از ادل،
685
00:31:52,243 --> 00:31:53,523
از ادل میخواد
686
00:31:53,883 --> 00:31:57,363
که به لئونی بگه نباید همین الان بیاد.
687
00:31:57,523 --> 00:31:59,363
از همسرش میخواد،
688
00:31:59,683 --> 00:32:01,163
از همسرش، ادل،
689
00:32:02,963 --> 00:32:06,083
که لئونی بیار رو منصرف کنه .
690
00:32:06,243 --> 00:32:07,563
این خیلی ناجوانمردانهست.
691
00:32:07,723 --> 00:32:09,043
این فراتر از ناجوانمردیه.
692
00:32:09,109 --> 00:32:12,043
هزاران احتمال برای تفسیر وجود داره.
693
00:32:12,603 --> 00:32:16,323
میتونه این باشه که،
در مواجهه با، میل زنانه، هول میشه.
694
00:32:16,483 --> 00:32:18,283
این هر روز برای ما پیش میاد.
695
00:32:18,443 --> 00:32:21,163
مردا از میل جنسیات میترسن؟
همیشه.
696
00:32:21,323 --> 00:32:22,803
این فوقالعادهست. بالاخره.
697
00:32:22,963 --> 00:32:24,883
سالهاست منتظر این لحظهام.
698
00:32:25,043 --> 00:32:28,923
که یکی بهم بگه زنا فهمیدن مردا میترسن.
699
00:32:29,083 --> 00:32:32,083
من، شریک زندگی قبلیمو ترک کردم،
700
00:32:32,243 --> 00:32:33,443
- شریک زندگی؟
- آره.
701
00:32:33,603 --> 00:32:34,789
دوستپسر قبلی؟
702
00:32:34,880 --> 00:32:35,973
رفیق سابق.
703
00:32:36,313 --> 00:32:37,640
سابق...
704
00:32:37,743 --> 00:32:38,723
مردِ سایق
705
00:32:38,883 --> 00:32:42,403
- بهش خیانت کردی؟
- در واقع، عاشق یکی شدم.
706
00:32:43,883 --> 00:32:46,523
اما هیچوقت با هم رابطه نداشتیم.
707
00:32:47,563 --> 00:32:49,883
و من شریک زندگی قبلیمو ترک کردم
708
00:32:50,043 --> 00:32:51,603
تا داستانم رو زندگی کنم.
709
00:32:51,763 --> 00:32:53,963
و اون یکی ترسید. همین.
710
00:32:54,123 --> 00:32:55,803
پس تنها موندم.
711
00:32:56,083 --> 00:32:59,723
خیلی مسئلهی ترس از میل جنسی زنها نیست.
712
00:32:59,816 --> 00:33:02,347
- نه.
- به نظر من دقیقاً همینه.
713
00:33:02,403 --> 00:33:05,683
جالبتر اینه که بری سراغ دختری که باید فتحش کنی،
714
00:33:05,843 --> 00:33:08,323
در حالی که زنی که دلش میخواد رابطه داشته باشه
715
00:33:08,483 --> 00:33:11,923
و بدون شرم میگه، خودشو همسطح مرد میکنه.
716
00:33:12,083 --> 00:33:14,683
و فکر میکنم فراتر از ترس، قضیه اینه که...
717
00:33:15,243 --> 00:33:18,523
یهو مرد میبینه دیگه تسلطی روی زنی نداره
718
00:33:18,683 --> 00:33:21,883
که کاملاً مال خودش باشه.
719
00:33:22,243 --> 00:33:26,963
همینه. ترس از زنی که،
کاملاً به خودش مسلطه.
720
00:33:27,123 --> 00:33:29,163
آره، اما این دوتا به هم ربط دارن.
721
00:33:29,323 --> 00:33:31,003
آره، مرتبطن.
722
00:33:31,163 --> 00:33:33,443
بیایید اسمشو بیاریم، این همون ترسیه...
723
00:33:33,603 --> 00:33:35,623
که فروید به عنوان اضطرابِ قارهی سیاه تعریف کرده.
724
00:33:35,689 --> 00:33:37,549
یعنی مردا از اینکه وارد اون قلمرو بشن میترسن.
725
00:33:37,603 --> 00:33:39,523
خب برن با همون همجنسای خودشون کار کنن دیگه.
726
00:33:39,723 --> 00:33:41,923
فکر میکنم بازم یه مسئلهست.
727
00:33:42,083 --> 00:33:44,083
تو نسبت به مردا خصومت داری.
728
00:33:44,176 --> 00:33:45,276
روانشناسی زنانه.
729
00:33:45,323 --> 00:33:48,763
این که حرفمو میزنم دلیل بر خصومت نیست.
730
00:33:48,923 --> 00:33:50,883
دلیلش هم اینه که الان یکی هست که منتظرمه، میبینی؟
731
00:33:51,043 --> 00:33:53,323
صبر کن، ساعت ۵ صبح قرار داری؟
732
00:33:53,483 --> 00:33:54,723
لعنتی، عجب انگیزهای داری.
733
00:33:55,083 --> 00:33:57,003
در ساعتی که حومه شهر سفید میشود،
734
00:33:57,363 --> 00:33:58,883
دیگه یه صبحانهست، همین.
735
00:33:59,563 --> 00:34:01,243
تازه، اسمش هم هوگوئه.
736
00:34:01,403 --> 00:34:02,563
این خودش یه نشونهست.
737
00:34:02,723 --> 00:34:03,683
شاید.
738
00:34:04,043 --> 00:34:05,083
من میرم. منم همینطور.
739
00:34:05,243 --> 00:34:05,931
خداحافظ.
740
00:34:05,955 --> 00:34:06,643
خداحافظ.
741
00:34:07,523 --> 00:34:09,102
منتظرت بمونم؟
آره.
742
00:34:11,123 --> 00:34:12,762
خداحافظ، روبرت.
خداحافظ.
743
00:34:13,509 --> 00:34:15,482
پیا پپین، شما بمونید..
اوه نه.
744
00:34:15,643 --> 00:34:18,563
نه، ساعت ۵ صبحه.
بیخیال، من دیگه بریدم.
745
00:34:23,123 --> 00:34:25,163
میآین نمایش ما رو ببینید؟
746
00:34:25,323 --> 00:34:26,603
آره، حتماً.
747
00:34:27,123 --> 00:34:28,363
لیزبت هم هست.
748
00:34:28,923 --> 00:34:31,923
جدی؟
توش بازی میکنه؟ میخواد بازیگر بشه؟
749
00:34:32,083 --> 00:34:34,483
نه. سال آخر دبیرستان همهچیز رو ول کرد.
750
00:34:34,643 --> 00:34:38,003
اما شانسو تئاتر رو به ما میداد. کارای خودمون رو میکردیم.
751
00:34:38,443 --> 00:34:40,083
و لیزبت،
752
00:34:40,323 --> 00:34:41,963
اون، نگاهمون میکنه،
753
00:34:42,123 --> 00:34:43,363
بهمون مشورت میده.
754
00:34:43,523 --> 00:34:45,843
گاهی وقتها تو گیشه بلیتفروشی میکنه
755
00:34:46,163 --> 00:34:48,923
خیلی دوست داشتیم
وقتی ۱۲، ۱۳ ساله بودیم این بازی رو بکنیم.
756
00:34:49,083 --> 00:34:50,443
به شانسو کمک میکردیم.
757
00:34:51,482 --> 00:34:53,762
امیدوارم دوباره برگرده سراغ تئاتر.
758
00:34:56,083 --> 00:34:57,163
خب، دیگه.
759
00:34:57,723 --> 00:34:59,422
- خداحافظ.
- خداحافظ.
760
00:34:59,529 --> 00:35:01,204
سعی کنید بخوابید.
761
00:35:01,315 --> 00:35:02,069
باشه.
762
00:35:25,363 --> 00:35:27,363
تو حیاط داری میشاشی، شوالیه؟
763
00:35:27,429 --> 00:35:31,582
آره، شرمنده.
تو یه مزرعه بزرگ شدم، حسشو دوست دارم.
764
00:35:33,523 --> 00:35:36,483
نگران نباش، شیلنگ آب رو میگیرم روش.
765
00:35:37,003 --> 00:35:39,003
راستی، دخترتون اومده بود.
766
00:35:39,803 --> 00:35:41,283
دخترم؟ مطمئنی؟
767
00:35:41,643 --> 00:35:44,763
خودش بهم گفت.
داشتم سیگار میکشیدم، در باز بود.
768
00:35:44,923 --> 00:35:46,203
اجازه گرفت بره بالا.
769
00:35:46,363 --> 00:35:48,323
خب باید نگهش میداشتی!
770
00:35:48,483 --> 00:35:50,963
نمیدونستم دختر داری.
771
00:35:51,363 --> 00:35:52,763
میتونست هرکسی باشه.
772
00:35:52,923 --> 00:35:55,169
با این آرایشش شبیه کولیها شده بود.
773
00:35:55,243 --> 00:35:56,363
کولی؟
774
00:35:57,003 --> 00:35:58,523
بلونده، مگه نه؟
775
00:35:58,642 --> 00:36:00,289
آره و نه. چه میدونم.
776
00:36:01,843 --> 00:36:03,683
فکر میکنی شبیه کولیهام؟
777
00:36:03,843 --> 00:36:05,283
آره، کاملاً.
778
00:36:05,723 --> 00:36:06,843
خب. روز خوش.
779
00:36:08,283 --> 00:36:09,443
روز شما هم خوش.
780
00:36:17,163 --> 00:36:19,923
نمیتونم برم برات نون شکلاتی بگیرم.
781
00:36:20,083 --> 00:36:23,763
بو میده. فضله اسبه.
یعنی، بوش کمتر از گُهه، لعنتی.
782
00:36:24,163 --> 00:36:26,563
امروز صبح نمیخوام.
783
00:36:26,963 --> 00:36:28,883
گفتی فضله، فضلهی اسب؟
784
00:36:29,043 --> 00:36:31,283
آره. فضله مال اسباس.
785
00:36:31,443 --> 00:36:33,363
اسبها، اما کدوم اسبها؟
786
00:36:33,523 --> 00:36:34,876
اینجا که اسبی نیست.
787
00:36:35,009 --> 00:36:38,123
من پیش خالم کارآموزم و اهل اینجا نیستم.
788
00:36:38,283 --> 00:36:40,043
حتماً هستن، اینا رو جا گذاشتن.
789
00:36:40,203 --> 00:36:42,043
شاید برای گارد جمهوریه.
790
00:36:42,403 --> 00:36:43,763
خب، خیلی بعیده.
791
00:36:43,923 --> 00:36:44,963
این اطراف هم نیستن.
792
00:36:45,123 --> 00:36:46,363
این دیگه چه گاردیه؟
793
00:36:46,523 --> 00:36:48,283
پلیسهای اسبسوارن.
794
00:36:49,843 --> 00:36:51,043
نه، واقعاً وجود دارن.
795
00:36:52,443 --> 00:36:53,763
خب، روز خوش.
796
00:36:53,963 --> 00:36:55,003
صبر کنید!
797
00:36:55,803 --> 00:36:58,003
یه سری دختر اینو دادن
به من که به شما بدم.
798
00:36:58,163 --> 00:37:00,443
بلیت یه تئاتره که اسمش اسم یه پرندهست.
799
00:37:00,603 --> 00:37:02,442
- توکان سفید.
- آره. میشناسید؟
800
00:37:02,603 --> 00:37:03,963
همون جاییه که من کارمو شروع کردم.
801
00:37:04,123 --> 00:37:05,323
چی رو شروع کردی؟
802
00:37:05,963 --> 00:37:06,843
هیچی.
803
00:37:13,763 --> 00:37:17,403
سعی کنید جزئیاتی اضافه کنید به این لحظه که هوگو
804
00:37:17,563 --> 00:37:23,403
قراره اقدام به پایین آوردن تابلوی لئوپولدین بکنه
که تو موزهی میدان ووژ دیده میشه.
805
00:37:23,563 --> 00:37:26,643
اون لحظه خیلی هوگو نیست، بیشتر ویکتوره.
806
00:37:26,803 --> 00:37:30,923
چیزی که وحشتناکه، اینه که،
میدونه که باید به نامههای تسلیت جواب بده.
807
00:37:31,083 --> 00:37:32,683
لامارتین، بودلر، فلوبر،
808
00:37:32,843 --> 00:37:36,603
نباید شاه لوئی فیلیپ و فرانسوا گیزو رو فراموش کرد.
809
00:37:41,363 --> 00:37:42,603
کی اونجاست؟
810
00:37:43,123 --> 00:37:44,523
کسی هست؟
811
00:37:48,963 --> 00:37:50,443
دارم پاگرد رو تمیز میکنم.
812
00:37:50,843 --> 00:37:53,716
حتی یکشنبهها؟ باید استراحت کنی.
813
00:37:53,763 --> 00:37:56,643
من فقط همینو دوست دارم.
این کار تورو میکشه.
814
00:37:56,709 --> 00:37:57,843
من فقط همینو دوست دارم.
815
00:37:57,903 --> 00:37:59,549
و حتی یکشنبهها هم بازی میکنم.
816
00:37:59,643 --> 00:38:01,403
- روز خوبی داشته باشی.
- روز شما هم خوش.
817
00:38:04,003 --> 00:38:06,083
چطوری مبروک؟ روزت چطور گذشت؟
818
00:38:06,243 --> 00:38:07,843
خیلی خوب. همهچیز رو به راه بود.
819
00:38:08,003 --> 00:38:09,083
منم همینطور.
820
00:38:09,243 --> 00:38:11,523
همهچیز رو به راه بود. خوب کار کردم.
821
00:38:13,363 --> 00:38:15,563
پسرم تو مدرسهاش داره هوگو یاد میگیره.
822
00:38:16,203 --> 00:38:17,563
یه شعر.
823
00:38:17,843 --> 00:38:20,883
« چه تعداد ملوان، چه تعداد کاپیتان،»
824
00:38:21,043 --> 00:38:23,483
که شاد و خوشحال رفتن به سفرهای دور،
825
00:38:23,643 --> 00:38:25,763
تو این افق غمانگیز ناپدید شدن.»
826
00:38:26,523 --> 00:38:28,963
شعر خیلی معروفیه. خیلی زیباست. غنائیه.
827
00:38:29,123 --> 00:38:31,363
من اجراش نمیکنم، اما باید بکنم.
828
00:38:33,163 --> 00:38:34,123
چند سالشه؟
829
00:38:34,443 --> 00:38:35,723
۱۱ سالشه.
830
00:38:36,803 --> 00:38:39,643
«چند نفر ناپدید شدن، سرنوشت سخت و غمانگیز،»
831
00:38:39,803 --> 00:38:43,243
«تو یه دریای بیانتها، تو یه شب بیماه،»
832
00:38:43,403 --> 00:38:46,123
«زیر اقیانوس کور، برای همیشه مدفون شدن.»
833
00:38:46,843 --> 00:38:49,563
«چه تعداد ناخدا همراه کاپیتانشون مردن؟»
834
00:38:50,163 --> 00:38:51,963
اینه، اینجا.
835
00:38:53,083 --> 00:38:53,923
پسرتونه؟
836
00:38:55,003 --> 00:38:57,483
چه قدر خوشتیپه. شبیه شماست.
837
00:38:57,843 --> 00:39:00,563
چشمهاتون خیلی، شبیه همدیگهست.
838
00:39:01,443 --> 00:39:03,683
آفرین، مبروک. عالیه.
839
00:39:03,843 --> 00:39:05,003
ممنون.
840
00:39:13,363 --> 00:39:14,723
منتظر تماسی؟
841
00:39:14,883 --> 00:39:16,323
منتظر تماس دخترمم،
842
00:39:16,483 --> 00:39:19,523
چون مدام میره رو پیامگیرش.
843
00:39:19,683 --> 00:39:21,389
نمیتونم بهش برسم.
844
00:39:21,643 --> 00:39:22,843
چند سالشه؟
845
00:39:23,683 --> 00:39:25,843
اون، ۲۰۰۲.
846
00:39:26,363 --> 00:39:27,243
ژوئیه ۲۰۰۲.
847
00:39:27,403 --> 00:39:29,849
جوونا هیچوقت جواب نمیدن.
848
00:39:30,776 --> 00:39:32,329
مگه با پیامک.
849
00:39:32,363 --> 00:39:34,203
میتونم یه پیامک امتحان کنم.
850
00:39:34,723 --> 00:39:37,803
اما چی بهش بگم؟
خیلی با هم در ارتباط نیستیم.
851
00:39:37,963 --> 00:39:39,803
یا یه عکس. اینو دوست دارن.
852
00:39:39,963 --> 00:39:41,323
عکس چی؟
853
00:39:41,483 --> 00:39:42,843
یه عکس از خودت.
854
00:39:43,003 --> 00:39:45,243
دیوونه شدی؟ عکس خودم؟
855
00:39:45,403 --> 00:39:46,963
یا یه پیام صوتی.
856
00:39:47,123 --> 00:39:47,909
اون چیه؟
857
00:39:47,981 --> 00:39:49,081
یه پیام صوتی دیگه!
858
00:39:49,283 --> 00:39:51,523
پیام صوتی. یه پیغام. آیکون کوچیک. میکروفون.
859
00:39:51,803 --> 00:39:53,403
یعنی چی، آیکون؟
860
00:39:53,563 --> 00:39:54,323
مجسمهها؟
861
00:39:54,483 --> 00:39:56,483
بغل اون ایموجیهاا.
862
00:39:56,643 --> 00:39:59,803
رو آیکون میکروفون بزن.
863
00:39:59,963 --> 00:40:01,443
ضبط میکنی، میفرستی.
864
00:40:01,603 --> 00:40:03,163
باشه، اما،
865
00:40:03,483 --> 00:40:05,883
باید تمرکز کنم. باید فکر کنم.
866
00:40:06,043 --> 00:40:08,883
فکر کردن نداره. باید انجامش بدی، همین.
867
00:40:09,043 --> 00:40:10,909
خیلی پیچیدهست.
868
00:40:11,363 --> 00:40:13,283
مبروک داری چیکار میکنی؟
869
00:40:13,843 --> 00:40:15,163
مبروک!
870
00:40:15,683 --> 00:40:16,403
این،
871
00:40:16,683 --> 00:40:17,483
بده من اون رو.
872
00:40:17,643 --> 00:40:18,803
مبروک!
873
00:40:20,363 --> 00:40:23,563
- شارژم داره تموم میشه.
- من کار درست رو میکنم.
874
00:40:25,203 --> 00:40:26,523
بفرمایید.
875
00:40:26,803 --> 00:40:29,123
آره، لیزبت. آره، دختر خوشگلم.
876
00:40:29,283 --> 00:40:30,843
مبروک داره باهات حرف میزنه.
877
00:40:30,950 --> 00:40:35,464
به خاطر پدرت،
که مدتهاست میشناسمش، خیلی دوسش دارم،
878
00:40:35,603 --> 00:40:37,523
باید بهش جواب بدی.
879
00:40:37,683 --> 00:40:40,523
ناراحته و دلش برات تنگ شده. همین.
880
00:40:40,683 --> 00:40:43,043
میخواد باهات حرف بزنه، طبیعیه.
881
00:40:43,203 --> 00:40:44,683
باباها همینطورین.
882
00:40:44,843 --> 00:40:48,243
هرچند حدس میزنم
خیلی وقتها نتونسته بابای خوبی باشه،
883
00:40:48,403 --> 00:40:51,443
و حتی گاهی، افتضاح بود،
884
00:40:51,603 --> 00:40:53,963
که نگیم کاملاً بیشعورانه،
885
00:40:54,123 --> 00:40:55,443
باید بهش جواب بدی. همین.
886
00:40:55,603 --> 00:40:56,763
نفرستادیش؟
887
00:40:56,916 --> 00:40:58,403
- چرا، عالیه.
- دیوونهای.
888
00:40:58,563 --> 00:40:59,203
خیلی هم خوبه.
889
00:40:59,356 --> 00:41:01,316
- اصن فهمیدی چی گفتی؟
- نه.
890
00:41:01,483 --> 00:41:03,483
گفتی من افتضاح بودم.
891
00:41:03,643 --> 00:41:04,723
متوجه میشه.
892
00:41:04,883 --> 00:41:06,123
دیوونهای، مبروک.
893
00:41:06,283 --> 00:41:08,003
- نه.
- حالا چه فکری میکنه؟
894
00:41:08,163 --> 00:41:10,202
ماشین رفت.
895
00:41:11,143 --> 00:41:12,523
دزد!
896
00:41:12,723 --> 00:41:13,763
وایسا!
897
00:41:13,923 --> 00:41:15,803
لعنت به این شانس!
898
00:41:18,523 --> 00:41:20,763
ماشین، و من، تئاتر!
899
00:41:42,723 --> 00:41:43,923
دوباره زنگ میزنم.
900
00:41:45,443 --> 00:41:46,723
خب،
901
00:41:47,643 --> 00:41:48,843
۳۰ دقیقه وقت داریم.
902
00:41:49,003 --> 00:41:50,723
تا حالا ندیده بودم پیداش نشه.
903
00:41:50,883 --> 00:41:52,603
بدجوری گیر افتادم،
904
00:41:55,803 --> 00:41:56,963
هی، کوزیما.
905
00:41:57,363 --> 00:41:58,563
امشب،
906
00:41:59,363 --> 00:42:01,483
نه، حق داری.
الان وقتش نیست.
907
00:42:01,803 --> 00:42:03,163
جواب نمیده.
908
00:42:03,323 --> 00:42:05,163
چی؟ داره میاد؟
909
00:42:05,643 --> 00:42:07,243
ماشین رو پیدا کردن.
910
00:42:07,403 --> 00:42:08,883
دمش گرم، عالیه.
911
00:42:09,163 --> 00:42:10,643
خیلی عالیه،
912
00:42:23,043 --> 00:42:24,923
رژیس.
913
00:42:25,083 --> 00:42:26,603
رژیس!
914
00:42:30,843 --> 00:42:33,723
نمیتونستم از در جلو بیام.
مجبور شدم قفل رو بشکنم.
915
00:42:33,883 --> 00:42:36,522
- زهرهترک شدیم.
- تو مترو گم شدم.
916
00:42:36,683 --> 00:42:38,123
متنت روی صحنهست.
917
00:42:38,283 --> 00:42:40,363
متن من؟
مبروک ماشینشو پیدا کرد؟
918
00:42:40,436 --> 00:42:41,629
- آره.
- مطمئنی؟
919
00:42:41,683 --> 00:42:43,523
- آره.
- باورم نمیشه.
920
00:42:43,683 --> 00:42:45,803
لعنتی. خیلی خب، میکروفون رو میذارم.
921
00:42:45,963 --> 00:42:47,143
خیلی ترسیدی، روبرت.
922
00:42:47,203 --> 00:42:48,803
چارهای نداشتم.
923
00:42:48,963 --> 00:42:50,203
میکروفون رو نذارم؟
924
00:42:50,363 --> 00:42:51,643
نه. گندت بزنه!
925
00:42:51,803 --> 00:42:53,003
خیلی خب، روبرت.
926
00:42:56,323 --> 00:42:58,403
خیلی لطف دارید.
بینهایت ممنونم.
927
00:42:58,563 --> 00:43:01,243
بینهایت ممنونم.
تو تمام عمرم چنین چیزی برام پیش نیومده بود.
928
00:43:01,403 --> 00:43:04,843
۴۰ ساله کارم تئاتره، نمیتونم براتون توصیف کنم.
929
00:43:05,003 --> 00:43:07,563
به هر حال، اصلاً اهمیتی نداره.
930
00:43:07,763 --> 00:43:10,523
تابهحال برام اتفاق نیافتاده بود.
میتونستم بهتون بگم
931
00:43:10,683 --> 00:43:12,523
که مشکلاتی پیش اومد، اما
932
00:43:12,683 --> 00:43:16,603
مشکل اصلی اینه که
من این قرار ملاقات جادویی رو از دست دادم
933
00:43:16,763 --> 00:43:19,243
با هزار نفر آدم تو این سالن باشکوه،
934
00:43:19,403 --> 00:43:22,483
سالنی که حضور ویکتور هوگو رو به خودش دیده.
935
00:43:22,643 --> 00:43:26,523
و از خودم میپرسم
ویکتور هوگو چه واکنشی نشون میداد
936
00:43:26,683 --> 00:43:29,523
به این ناتوانی باورنکردنی در بهموقع رسیدن،
937
00:43:29,683 --> 00:43:31,203
این بیدقتی به وقتشناس بودن.
938
00:43:31,363 --> 00:43:34,783
حتی وقت نکردم لباس عوض کنم.
که اصلاً براتون مهم نیست.
939
00:43:34,883 --> 00:43:38,363
حق هم دارید،
در برابر هوگو این چیزا پشیزی ارزش نداره.
940
00:43:38,523 --> 00:43:41,123
لباسمو عوض نکردم، گریم هم نکردم.
941
00:43:41,283 --> 00:43:43,003
میبینم خانمی میگه:
942
00:43:43,163 --> 00:43:45,523
«قیافهاش مثل همیشه نیست.»
943
00:43:45,683 --> 00:43:48,523
وقت نکردم گریم کنم.
اما زیاد مهم نیست.
944
00:43:48,803 --> 00:43:50,403
گوشی یکی زنگ میخوره.
945
00:43:50,562 --> 00:43:52,242
حق هم دارید.
946
00:43:52,282 --> 00:43:53,831
آقا حتماً با خودش گفته:
947
00:43:53,882 --> 00:43:56,569
«۲۰ دقیقهست داریم انتظار میکشیم.» حق با شماست.
948
00:43:56,723 --> 00:43:58,323
نمیخوام باهاتون بحث کنم.
949
00:43:58,483 --> 00:44:00,723
حق دارید به دوستتون بگید:
950
00:44:00,883 --> 00:44:02,203
«۲۵ دقیقه تاخیر داره.»
951
00:44:02,363 --> 00:44:04,622
بنابراین شروع میکنم با...
952
00:44:08,536 --> 00:44:12,196
پس شروع میکنم، فقط یه نگاهی بندازم،
953
00:44:12,363 --> 00:44:13,283
شعر؟
954
00:44:13,443 --> 00:44:14,363
آره، شعر.
955
00:44:14,523 --> 00:44:15,563
حق با اونه.
956
00:44:15,723 --> 00:44:18,123
حق با اونه، باید با اصل کاری شروع کرد.
957
00:44:18,283 --> 00:44:19,923
شعر رو میخونم.
958
00:44:19,989 --> 00:44:22,003
میدونید، اگه تاخیر داشتم،
959
00:44:22,163 --> 00:44:24,123
بذارید بهتون بگم، واقعاً مسخرهست،
960
00:44:24,283 --> 00:44:27,323
به لطف کسی که نمیشناسیدش
961
00:44:27,483 --> 00:44:29,203
اسمش مبروکه.
962
00:44:29,803 --> 00:44:32,443
پیش خودتون میگید چه رویی داره،
963
00:44:32,603 --> 00:44:34,883
ازتون میخوام مبروک رو تشویق کنید.
964
00:44:35,043 --> 00:44:37,603
نمیدونید چرا، اما خودش میدونه.
965
00:44:45,883 --> 00:44:48,003
با شاهکارش شروع میکنم.
966
00:44:48,363 --> 00:44:50,003
براتون میخونمش،
967
00:44:50,163 --> 00:44:52,243
فکر کنم شاهکارشه.
968
00:44:52,403 --> 00:44:53,843
عادت کرده بود، نه...
969
00:44:54,003 --> 00:44:56,203
منو ببخشید، کمی گیج شدم.
970
00:44:56,363 --> 00:45:00,163
فردا، به وقت سپیده دم،
در ساعتی که حومه شهر سفید میشود،
971
00:45:00,323 --> 00:45:03,743
خواهم رفت.
میبینی، میدانم که منتظرم هستی.
972
00:45:04,763 --> 00:45:06,723
از میان جنگل خواهم گذشت،
973
00:45:06,883 --> 00:45:08,883
از میان کوهستان خواهم گذشت.
974
00:45:09,043 --> 00:45:11,883
نمیتوانم بیشتر از این دور از تو بمانم.
975
00:45:13,403 --> 00:45:19,123
راه میسپارم، با چشمانی دوخته به افکارم،
بیآنکه چیزی در بیرون ببینم.
976
00:45:20,123 --> 00:45:22,403
بدون شنیدن هیچ صدایی،
977
00:45:22,669 --> 00:45:25,176
تنها، ناشناس،
978
00:45:25,363 --> 00:45:28,843
با پشت خمیده،
دستهای به هم گرهخورده، غمگین،
979
00:45:28,902 --> 00:45:31,643
و روز برای من مثل شب خواهد بود.
980
00:45:31,716 --> 00:45:35,337
نگاه نخواهم کرد نه به طلای غروب که میافتد،
981
00:45:35,369 --> 00:45:38,896
نه به بادبانهای دوردستی که به سمت هارفلور سرازیرند.
982
00:45:38,963 --> 00:45:41,643
و وقتی برسم،
روی سنگ قبرت خواهم گذاشت
983
00:45:41,803 --> 00:45:46,036
شاخهای از خرمندیِ سبز و خلنج گلدار.
984
00:45:46,803 --> 00:45:49,463
این نبوغ ویکتور هوگوست که اینجاست.
985
00:45:49,523 --> 00:45:53,443
با لحظهی درست شروع نمیکنم.
این بزرگترین شعره.
986
00:45:53,603 --> 00:45:56,443
به گفتهی پگی،
ما پگی رو به اندازه کافی نمیخونیم.
987
00:45:56,603 --> 00:45:58,083
پگی یه دیوونهست.
988
00:45:58,243 --> 00:45:59,649
پگی یه نابغهست.
989
00:45:59,683 --> 00:46:03,003
اون ساختاری موسیقایی رو برای متن ابداع کرد.
990
00:46:03,736 --> 00:46:06,123
و پگی گفت که «بوعز خفته»،
991
00:46:06,283 --> 00:46:10,403
شاید یکی از چهار بزرگترین شعرهای تاریخ
992
00:46:10,563 --> 00:46:12,963
تمدن یهودی مسیحی بود.
993
00:46:13,123 --> 00:46:15,243
خب، حالا میرم اونجا میایستم.
994
00:46:15,403 --> 00:46:19,043
خیلی منقلب شدم
از کیفیت گوش دادنی که ارائه میدید.
995
00:46:27,803 --> 00:46:29,043
پس،
996
00:46:31,283 --> 00:46:33,243
کجا بودم؟ گم شدم.
997
00:46:33,403 --> 00:46:35,416
آره، «بوعز خفته».
998
00:47:14,469 --> 00:47:16,149
کمکی از دست من برمیاد؟
999
00:47:17,083 --> 00:47:19,283
ببخشید، داشتم به پرترهها نگاه میکردم.
1000
00:47:19,723 --> 00:47:21,403
نباید خودتو اینطوری ناراحت کنی.
1001
00:47:21,563 --> 00:47:23,363
اینا فقط چهرههای فراموششدهان.
1002
00:47:23,942 --> 00:47:26,203
یا در بهترین حالت، فراموشنشده.
1003
00:47:28,169 --> 00:47:29,582
دنبال خروجی میگردی؟
1004
00:47:29,882 --> 00:47:31,362
نمیدونم.
1005
00:47:33,083 --> 00:47:35,323
راستش، واقعاً نمیدونم.
1006
00:47:36,123 --> 00:47:37,596
- اینجا کار میکنی؟
- آره.
1007
00:47:37,643 --> 00:47:40,043
منم یه کم تو یه تئاتر کار میکنم.
1008
00:47:40,203 --> 00:47:42,083
خب، خیلی سادهتر از اینجاست.
1009
00:47:42,563 --> 00:47:44,103
بازیگری؟
1010
00:47:44,556 --> 00:47:45,603
نه.
1011
00:47:51,523 --> 00:47:54,763
حالا که اینجایی، بیا، یه چیزی بهت نشون بدم.
1012
00:47:54,923 --> 00:47:56,043
بیا.
1013
00:47:58,523 --> 00:48:00,603
معمولاً هیچکس نمیتونه وارد بشه.
1014
00:48:01,243 --> 00:48:02,803
تو آدم ویژهای هستی.
1015
00:48:06,803 --> 00:48:09,496
- شنیدی زوکینی همین چند لحظه پیش چی میگفت؟
- آره.
1016
00:48:09,763 --> 00:48:11,749
زیاد پیش میاد همهچیز رو بینظم انجام بده؟
1017
00:48:11,856 --> 00:48:13,369
نه. اصلاً.
1018
00:48:17,483 --> 00:48:19,036
من لیزبتام.
1019
00:48:19,723 --> 00:48:21,243
شرمندهام.
1020
00:48:21,603 --> 00:48:22,883
متوجه نمیشم.
1021
00:48:27,763 --> 00:48:29,723
من دیگه برم. خیلی ممنون.
1022
00:48:39,803 --> 00:48:41,123
لیزبت!
1023
00:48:41,603 --> 00:48:42,483
لیزبت!
1024
00:48:43,889 --> 00:48:45,396
یه فرصت بهش بده.
1025
00:49:11,123 --> 00:49:14,123
بینظمی، خودش یه جور اتفاقه.
1026
00:49:14,403 --> 00:49:16,929
یه جور غافلگیریه، اون چاشنیِ ماجرا.
1027
00:49:17,123 --> 00:49:20,563
این هرجومرج، یه جور انتخابِ دلبخواهیه.
1028
00:49:20,923 --> 00:49:23,523
معمولاً، من آدم منظمیام.
1029
00:49:23,683 --> 00:49:25,563
پاهام رو زمینه
1030
00:49:25,723 --> 00:49:28,603
و حتی همهچیزم حسابشدهست.
1031
00:49:29,763 --> 00:49:32,523
ولی وقتی از درون تکون میخوری، وقتی میکوبه،
1032
00:49:32,963 --> 00:49:36,643
وقتی ضربه میزنه، بینظمی، خودِ اتفاقه.
1033
00:49:46,163 --> 00:49:48,243
تو رویداد منی، لیزبت.
1034
00:49:48,403 --> 00:49:50,043
مگه گفته بودم صبح به این زودی؟
1035
00:49:51,883 --> 00:49:54,243
آره. یعنی، گفته بودی ۵:۳۰.
1036
00:49:55,643 --> 00:49:59,963
یه مشت شیرینی پفکی کاملاً لهشده. برات آوردم،
1037
00:50:00,123 --> 00:50:01,323
ممنون.
1038
00:50:01,803 --> 00:50:04,623
تو لیلا زندگی کردن فوقالعادهست.
1039
00:50:06,843 --> 00:50:09,723
- اگه میخوای بیا تو.
- آره، با کمال میل.
1040
00:50:12,083 --> 00:50:14,123
میدونم اومده بودی خونم.
1041
00:50:14,523 --> 00:50:16,363
اما ندیدمت، چون،
1042
00:50:16,843 --> 00:50:20,163
همیشه بعد نمایش آدمای دوروبرمو میبینم.
کمی دیر میشه.
1043
00:50:21,523 --> 00:50:22,563
آره.
1044
00:50:23,403 --> 00:50:25,323
دندانپزشک من تو همون محلهی شماست.
1045
00:50:25,483 --> 00:50:27,483
قبلش هیچوقت اونجا نایستاده بودم.
1046
00:50:29,443 --> 00:50:33,243
ممنونم که بالاخره اومدی تئاتر سر زدی.
1047
00:50:33,723 --> 00:50:35,363
از مبروک تشکر کن.
1048
00:50:36,803 --> 00:50:38,403
بالاخره، کاری که کردی همون بود.
1049
00:50:39,763 --> 00:50:41,323
همهشون رو نگه داشتی؟
1050
00:50:42,123 --> 00:50:44,603
آره. اما آروم باش، همه رو نخوندم.
1051
00:50:46,203 --> 00:50:50,323
نمیدونستم چطور تو هر سالگردت
خودم رو نشون بدم.
1052
00:50:51,563 --> 00:50:53,763
به خاطر همین برات کتاب فرستادم.
1053
00:50:54,029 --> 00:50:56,829
باید باور کنم مدتهاست تو فکرش بودی.
1054
00:50:56,943 --> 00:50:59,043
نمایش تو از یه دوره خیلی دور میاد.
1055
00:50:59,683 --> 00:51:01,163
نمیشه خلافشو گفت.
1056
00:51:03,483 --> 00:51:06,123
آره، از خیلی دور. و نمیدونم چرا.
1057
00:51:06,523 --> 00:51:08,843
بحث نبوغه، همین. بحث این خودِ آدمه..
1058
00:51:09,243 --> 00:51:12,763
با خودم گفتم:
«برای ۷ سالگیش، بینوایان بد نیست.»
1059
00:51:12,923 --> 00:51:15,403
هرچند معمولاً واسه سنین بالاتره.
1060
00:51:16,483 --> 00:51:18,123
یه کتاب، آره، بد نیست.
1061
00:51:18,723 --> 00:51:20,603
یعنی نه، ۲۲ تا کتاب.
1062
00:51:21,843 --> 00:51:23,443
آره، از هیچی بهتر بود.
1063
00:51:26,563 --> 00:51:27,923
اما واقعاً با خودت فکر کردی
1064
00:51:28,083 --> 00:51:30,803
که برای ۴ سالگیم، «تأملات» لازمه؟
1065
00:51:30,856 --> 00:51:32,949
اصلاً حواسم سر جاش نبود.
1066
00:51:34,243 --> 00:51:35,769
برات کفش کیکرز فرستادم.
1067
00:51:35,843 --> 00:51:37,363
آره، درسته.
1068
00:51:37,523 --> 00:51:40,269
واقعاً نمیدونم اون سال چی بهت گذشته بود.
1069
00:51:44,283 --> 00:51:45,323
اصلا حرفشم نزن.
1070
00:51:45,589 --> 00:51:47,962
- چی، حرفش رو نزن؟
- میخوای یکیاش رو بخونی؟
1071
00:51:48,043 --> 00:51:49,643
داری آماده میشی یکی رو بخونی.
1072
00:51:49,803 --> 00:51:51,123
من میگم نه.
1073
00:51:51,923 --> 00:51:52,963
خب.
1074
00:51:53,403 --> 00:51:55,563
به هر حال، از حفظ بلدمش.
1075
00:51:56,323 --> 00:52:00,022
این شعر خیلی قشنگیه که
ویکتور هوگو درباره پرندهها نوشته،
1076
00:52:00,243 --> 00:52:02,449
و با این تموم میشه:
1077
00:52:03,289 --> 00:52:06,169
کبوتری و من، دیری با هم عشق ورزیدیم.
1078
00:52:07,156 --> 00:52:10,062
اکنون، هنرِ رام کردنِ روحها را میدانم..»
1079
00:52:12,323 --> 00:52:14,123
نمیتونی جلوی خودتو بگیری.
1080
00:52:15,322 --> 00:52:17,283
این کارِ توئه.
1081
00:52:17,523 --> 00:52:18,483
این سبک و سیاق توئه.
1082
00:52:18,643 --> 00:52:20,803
با این حال چیز کمی نیست که بنویسی:
1083
00:52:20,963 --> 00:52:24,703
«اکنون، هنرِ رام کردنِ روحها را میدانم.»
1084
00:52:27,283 --> 00:52:29,163
خیلی دوست دارم به روح اعتقاد داشته باشم.
1085
00:52:30,163 --> 00:52:31,242
- بریم غذا بخوریم؟
- باشه.
1086
00:52:31,283 --> 00:52:34,189
ولی هوگو باور داشت.
حتی میتونم بگم فقط به همین باور داشت.
1087
00:52:34,243 --> 00:52:36,603
کارش به جایی رسید که تو جرزی احضار روح میکرد.
1088
00:52:36,763 --> 00:52:39,603
ارتباط برقرار کردن با ارواح،
1089
00:52:39,763 --> 00:52:42,443
شکسپیرها، مولیرها، عیسیها.
1090
00:52:42,803 --> 00:52:43,843
محمد.
1091
00:52:44,003 --> 00:52:45,916
آره، عمیقاً بهش باور داشت.
1092
00:52:45,963 --> 00:52:47,843
و متنفر بود از اینکه بهش بخندن.
1093
00:52:47,883 --> 00:52:48,923
عالیه.
1094
00:52:49,763 --> 00:52:50,723
بریم غذا بخوریم؟
1095
00:52:50,883 --> 00:52:53,803
آره، وگرنه، آخرش دیرمون میشه.
1096
00:52:54,963 --> 00:52:58,009
از بینظمی و وقتشناس نبودن متنفرم.
1097
00:53:00,123 --> 00:53:02,963
- جرزی کجاست؟
- کنار گرنزیه.
1098
00:53:03,803 --> 00:53:07,203
شرط میبندم نمیدونی اسم این گروه از کجا اومده.
1099
00:53:08,523 --> 00:53:09,603
نه.
1100
00:53:10,243 --> 00:53:11,883
این یه چیز قدیمی مال اون بود.
1101
00:53:12,563 --> 00:53:15,323
وقتی میپوشیدش دوست داشتم،
1102
00:53:15,483 --> 00:53:17,196
استایلش، راک و جوونپسند بود.
1103
00:53:17,923 --> 00:53:21,203
یه گروه خیلی مهم تو دههی ۷۰ بود.
1104
00:53:22,643 --> 00:53:26,843
جالبه که من دو سال توی همون طبقهای زندگی میکردم
که درامرِ گروه "ماگما" بود.
1105
00:53:26,983 --> 00:53:28,683
لوگوش روی در بود.
1106
00:53:28,843 --> 00:53:30,843
باورنکردنی بود. همون لوگو.
1107
00:53:31,003 --> 00:53:35,042
و با مامانت رفتیم دوتا کنسرت دیدیم.
1108
00:53:35,843 --> 00:53:38,323
یه زبانی اختراع کرده بودن. یه زبون ساختگی.
1109
00:53:39,243 --> 00:53:40,363
مثلاً؟
1110
00:53:40,523 --> 00:53:41,643
مثلاً،
1111
00:53:41,923 --> 00:53:44,443
صبر کن، مال خیلی وقت پیشه.
1112
00:53:44,603 --> 00:53:46,163
اگه یادم باشه...
1113
00:53:46,523 --> 00:53:47,723
کوبایا،
1114
00:53:48,003 --> 00:53:49,883
کواچی شیوا.
1115
00:53:50,643 --> 00:53:54,203
نمیدونم میگفتن «شیوا» یا نه. اما اینطوری بود.
1116
00:53:54,603 --> 00:53:57,123
- یعنی چی؟
- هیچ ایدهای ندارم.
1117
00:53:57,683 --> 00:54:00,763
یکصدا میگفتننش. کوبایا کواچی شیوا.
1118
00:54:00,963 --> 00:54:02,843
بقیهم مثل دیوونهها جواب میدادن.
1119
00:54:03,003 --> 00:54:06,083
کوبایا کواچی شیوا.
کوبایا،
1120
00:54:07,003 --> 00:54:08,163
کوبایا کواچی شیوا.
1121
00:54:08,323 --> 00:54:10,243
صفحات ۳۳ دورمو میذارم برات گوش کنی.
1122
00:54:10,403 --> 00:54:12,282
میشه صورت حساب رو بیارید
1123
00:54:12,403 --> 00:54:14,523
بله، البته، بهشون میگن وینیل.
1124
00:54:14,683 --> 00:54:16,803
آره.
کوبایا کواچی چیوا.
1125
00:54:17,723 --> 00:54:19,483
خیلی باحال بود.
1126
00:54:20,163 --> 00:54:21,923
فکر کردم با دوچرخه اومدی؟
1127
00:54:22,083 --> 00:54:23,163
راننده شخصی داری؟
1128
00:54:23,323 --> 00:54:25,403
رانندهام نیست، مبروکه.
1129
00:54:25,563 --> 00:54:27,283
دخترم لیزبت رو بهت معرفی میکنم.
1130
00:54:27,443 --> 00:54:29,563
- مبروک، از دوستانه.
- از آشناییتون خوشوقتم.
1131
00:54:29,723 --> 00:54:31,883
داره دیرمون میشه.
بزن بریم.
1132
00:54:32,043 --> 00:54:33,243
عقب بشینید راحتتره.
1133
00:54:33,403 --> 00:54:34,563
بیخیال، مگه پادشاه انگلستانم؟
1134
00:54:34,723 --> 00:54:36,243
به هر حال شما لیزبت راکولی.
1135
00:54:36,403 --> 00:54:38,563
عقب میشینم حالم بد میشه.
1136
00:54:38,723 --> 00:54:41,616
عقب نشستن حس بچهها رو بهم میده.
1137
00:54:41,803 --> 00:54:44,203
و دختر بیچاره تو تاریکی قرار گرفت.
1138
00:54:44,723 --> 00:54:46,163
تو دل سیاهی فرو رفت.
1139
00:54:46,483 --> 00:54:48,683
فقط، چون غرق در احساسات شده بود،
1140
00:54:48,843 --> 00:54:51,963
حین راه رفتن،
دستهی سطل رو تا جایی که میتونست تکون میداد.
1141
00:54:52,376 --> 00:54:55,069
این کار صدایی تولید میکرد که مونس تنهاییاش بود.
1142
00:54:55,683 --> 00:54:57,723
گیج و منگ به جلو میرفت.
1143
00:54:58,323 --> 00:55:00,483
همزمان با دویدن، دلش میخواست گریه کنه.
1144
00:55:01,323 --> 00:55:03,963
لرزش شبانهی جنگل احاطهاش کرده بود.
1145
00:55:04,123 --> 00:55:05,443
دیگر چیزی نمیدید.
1146
00:55:05,603 --> 00:55:07,083
دیگر چیزی در سر نداشت.
1147
00:55:11,803 --> 00:55:13,603
شب بیکران.
1148
00:55:14,323 --> 00:55:17,123
شب بیکران روبهروی این موجود کوچیک قرار داشت.
1149
00:55:17,283 --> 00:55:20,523
یکسو تمامِ تاریکی،
و سویِ دیگر ذرهای ناچیز.
1150
00:55:26,803 --> 00:55:29,203
نامهها روی زمین، عجیبه.
1151
00:55:29,883 --> 00:55:31,403
اما خیلی دوستش دارم.
1152
00:55:32,603 --> 00:55:34,083
خیلی دوستش دارم.
1153
00:55:36,843 --> 00:55:38,243
زندگیام را بگیر.
1154
00:55:39,043 --> 00:55:40,723
آیندهام را بگیر.
1155
00:55:41,283 --> 00:55:42,923
آزادیام را بگیر.
1156
00:55:43,083 --> 00:55:46,323
تمام کارهایم را بگیر. نفس دهانم را بگیر،
1157
00:55:46,483 --> 00:55:47,723
خون رگهایم را،
1158
00:55:47,883 --> 00:55:50,083
ساعتهای روزها و شبهایم را.
1159
00:55:50,523 --> 00:55:54,363
رویاهایم، امیدهایم، شادیها و رنجهایم را بگیر.
1160
00:55:54,523 --> 00:55:56,043
همه چیز مرا بگیر.
1161
00:55:56,523 --> 00:55:59,323
روحم را بگیر و قلبم را برای همیشه نگه دار.
1162
00:56:00,076 --> 00:56:02,323
هیچ افکت و کلکی در کار نیست.
1163
00:56:02,483 --> 00:56:04,083
فقط متن هست و لباسهاشون.
1164
00:56:04,243 --> 00:56:05,723
این هم از بچهها.
عصر بخیر.
1165
00:56:05,883 --> 00:56:08,562
نمایشتون فوقالعادهست.
ممنون.
1166
00:56:08,629 --> 00:56:11,683
به نظرم فوقالعاده بودید.
هر سهتاتون رو بینظیر دیدم.
1167
00:56:11,843 --> 00:56:12,923
ممنون.
1168
00:56:13,083 --> 00:56:14,363
واقعاً. هر سه نفرتون.
1169
00:56:14,523 --> 00:56:16,683
با این حال یه گند اساسی زدم تو متن.
1170
00:56:16,843 --> 00:56:19,202
- مهم نیست.
- اتفاقاً خیلی عالی بود که یادت رفت.
1171
00:56:19,363 --> 00:56:21,643
اتفاقی افتاد. متن اهمیتی نداره.
1172
00:56:22,363 --> 00:56:23,803
یه کم داری اغراق میکنی.
1173
00:56:23,963 --> 00:56:25,683
اینطور هم نیست که متن اصلاً برامون مهم نباشه.
1174
00:56:25,843 --> 00:56:26,843
این زبان هوگوئه.
1175
00:56:27,003 --> 00:56:31,763
نه، ولی من فکر میکنم حرفت درسته،
1176
00:56:31,923 --> 00:56:36,603
راستش ما،
کارمون روی تکهتکه کردن، خرد کردن متنهاست.
1177
00:56:36,763 --> 00:56:38,949
- تقریباً یه جور کولاژه.
- آهان، درسته.
1178
00:56:39,069 --> 00:56:40,683
این حس قطعات گلچینشده
1179
00:56:40,843 --> 00:56:43,963
آدمو یه کم گیج میکنه. آره، منو، چطور بگم؟
1180
00:56:44,123 --> 00:56:46,563
با «بینوایان» شروع میکنی،
آدم فکر میکنه داریم وارد ماجرا میشیم
1181
00:56:46,723 --> 00:56:48,409
و بعد، یه نامهی عاشقانه.
1182
00:56:48,483 --> 00:56:50,163
یه جور ترکیببندی کردید،
1183
00:56:50,323 --> 00:56:52,323
یه جور همجواریهای کوچیٍکی هست
1184
00:56:52,643 --> 00:56:54,323
رو همین چیزا، همینطوری.
1185
00:56:54,483 --> 00:56:57,749
یه جورایی، از زمانها عبور کردید.
1186
00:56:57,774 --> 00:57:01,622
باحاله، تو نمایش خودت هم تا حدودی همینه.
1187
00:57:02,483 --> 00:57:04,203
آره، حق با توئه.
1188
00:57:04,363 --> 00:57:06,003
اصلاً دقیقاً همینه.
1189
00:57:06,363 --> 00:57:07,483
امکان نداره.
1190
00:57:08,403 --> 00:57:11,863
ما هم با کاری که میکنیم
داریم خودمون رو کنار تو میچسبونیم.
1191
00:57:12,323 --> 00:57:13,763
این، آزادی ماست.
1192
00:57:13,836 --> 00:57:16,663
آزادی، هوگوییه.
1193
00:57:17,323 --> 00:57:19,403
ممنون که اومدید، خیلی باحال بود.
1194
00:57:19,563 --> 00:57:21,223
منم از شما ممنونم.
1195
00:57:21,262 --> 00:57:23,149
- فعلاً.
- بازم تبریک میگم.
1196
00:57:25,063 --> 00:57:27,623
خیلی عالی بود. تبریک میگم.
1197
00:57:27,803 --> 00:57:29,963
صحبت کردن دربارهش برام سخته.
1198
00:57:30,123 --> 00:57:33,723
چون، این مادرت بود که
ویکتور هوگو رو به من شناسوند
1199
00:57:33,883 --> 00:57:35,523
و باعث شد آثارشو بخونم.
1200
00:57:36,363 --> 00:57:39,203
اولین بوسهمون، تو گرنزی بود.
1201
00:57:39,363 --> 00:57:40,923
گرنزی کجاست؟
1202
00:57:41,069 --> 00:57:44,723
بهت گفتم، جزیرهی آنگلوساکسونِ نورماندی
که ۱۵ سال اونجا در تبعید بود.
1203
00:57:44,883 --> 00:57:46,643
جایی که همهی شاهکارهاشو نوشت.ٍ
1204
00:57:46,803 --> 00:57:49,363
«تأملات»، «افسانهی قرون».
1205
00:57:49,963 --> 00:57:51,083
تو هم؟
1206
00:57:51,643 --> 00:57:53,243
تو همهی این مدت،
1207
00:57:54,363 --> 00:57:56,323
تو نرماندیِ انگلیسی تبعید بودی؟
1208
00:58:26,055 --> 00:58:29,882
[ حالا دیگه جواب پیامهام رو میدی ]
1209
00:58:36,136 --> 00:58:38,229
[ خودت چی فکر میکنی؟ ]
1210
00:58:38,603 --> 00:58:40,523
پیا پپین؟ شرمنده.
1211
00:58:43,603 --> 00:58:46,763
قبول داری که وقتی یکی به نظرت جواب میده،
1212
00:58:46,923 --> 00:58:48,283
یعنی بله دیگه؟
1213
00:58:48,443 --> 00:58:50,483
یعنی آره؟ خب، در کل اینطوریه.
1214
00:58:50,669 --> 00:58:51,769
آره.
1215
00:58:51,883 --> 00:58:53,323
خیلی ممنون، پیا پپین.
1216
00:58:53,409 --> 00:58:54,643
عشقم؟
1217
00:58:55,683 --> 00:58:57,723
عشقم؟ عشقم؟
1218
00:58:58,269 --> 00:59:00,043
زودتر برگشتی خونه؟
1219
00:59:00,203 --> 00:59:01,283
عشقم نیستم.
1220
00:59:01,443 --> 00:59:02,923
عشقم نه. موگدیام.
1221
00:59:03,083 --> 00:59:04,963
ببخشید. زنم دربارهی شما باهام حرف زده بود.
1222
00:59:05,123 --> 00:59:07,763
از آشنایی باهات خوشبختم، موگدی.
میدونی که من یه دختر دارم.
1223
00:59:07,923 --> 00:59:10,003
منم همینطور. یه دختر و دوتا پسر دارم.
1224
00:59:10,123 --> 00:59:11,476
چه عالی. ببخشید زنمه...
1225
00:59:12,076 --> 00:59:13,276
عذرخواهی میکنم.
1226
00:59:13,803 --> 00:59:15,323
چطوری، عشقم؟
1227
00:59:15,483 --> 00:59:18,203
اگه یه سالاد سِزار دیگه بخورم، رسماً قاطی میکنم.
1228
00:59:18,363 --> 00:59:21,723
یه چیز دیگه سفارش بده.
استیک تیبون و گرین چیز.
1229
00:59:23,043 --> 00:59:24,443
میگن گریلد چیز.
1230
00:59:24,923 --> 00:59:27,443
باید برگردی. وقتشه.
1231
00:59:27,603 --> 00:59:30,083
کلی اتفاق اینجا افتاده، عشقم.
1232
00:59:30,189 --> 00:59:33,923
با موگدی آشنا شدم. خجالتیه، اما مهربونه.
1233
00:59:34,083 --> 00:59:35,203
کی برمیگردی؟
1234
00:59:35,363 --> 00:59:36,763
یعنی چی چه اتفاقایی؟
1235
00:59:36,909 --> 00:59:39,949
باید برگردی.
خیلی دارم میرم بیرون، جپپ، بهت میگم.
1236
00:59:40,043 --> 00:59:41,183
«جپپ»؟
[ دیگه کشش ندارم ]
1237
00:59:41,283 --> 00:59:42,763
«جپپ»؟ دیگه چیه؟
1238
00:59:43,203 --> 00:59:45,523
- دیروز چطور گذشت؟
- عالی بود.
1239
00:59:46,163 --> 00:59:47,203
حتماً.
1240
00:59:47,883 --> 00:59:49,243
مطمئنی خوبی؟
1241
00:59:49,403 --> 00:59:51,363
نگران نباش، عشقم. نگران نباش.
1242
00:59:51,523 --> 00:59:53,283
«نگران نباش» رو میفهمم، اما،
1243
00:59:53,443 --> 00:59:54,603
«جپپ»، جدی میگی،
1244
00:59:54,763 --> 00:59:57,403
جپپ یعنی «دیگه نمیتونم تحمل کنم».
1245
01:00:00,403 --> 01:00:01,683
جپپ، اوکی.
1246
01:00:02,163 --> 01:00:04,123
با برگام صحبت کردم، میخواد تمدید کنی.
1247
01:00:04,843 --> 01:00:06,963
خیلی عالی شروع شده، همین الانشم بلیتها تکمیل شده.
1248
01:00:07,122 --> 01:00:10,061
نمیخوام تمدید کنم. به استراحت احتیاج دارم.
1249
01:00:10,083 --> 01:00:11,563
اما تو از استراحت متنفری.
1250
01:00:12,323 --> 01:00:14,376
اوکی، پروازها رو چک میکنم.
1251
01:00:14,669 --> 01:00:17,329
باشه. بهزودی میبینمت، عشقم.
1252
01:00:17,603 --> 01:00:19,643
- دوستت دارم.
- منم دوست دارم
1253
01:00:19,803 --> 01:00:20,843
میبوسمت.
1254
01:00:25,226 --> 01:00:29,740
گرنزی رو گوگل کردم، به نظر جالب میاد.
1255
01:00:37,363 --> 01:00:38,723
ندیدمتون.
1256
01:00:38,789 --> 01:00:39,923
سلام، لورتا.
1257
01:00:40,083 --> 01:00:41,449
خب، چیزی پیدا کردی؟
1258
01:00:41,509 --> 01:00:43,089
نه، امشب هیچی.
1259
01:00:43,158 --> 01:00:45,824
دیروز یه ویپ و ۲۰ یورو پیدا کردم.
1260
01:00:45,998 --> 01:00:46,998
شلوغه؟
1261
01:00:47,158 --> 01:00:48,158
پره پره.
1262
01:00:48,318 --> 01:00:50,838
- دانشآموزن؟
- آره، یه گروه مدرسهای. ببخشید.
1263
01:00:50,998 --> 01:00:51,958
نه، اتفاقاً خوبه.
1264
01:00:52,064 --> 01:00:53,251
این خودش یه چالشه.
1265
01:00:53,311 --> 01:00:55,671
- یالا، بهم بگید دیگه.
- چی رو؟
1266
01:00:55,751 --> 01:00:57,238
خودتون خوب میدونید. بگید « گُه باشی»!
1267
01:00:58,358 --> 01:01:00,398
گُه باشی، گُه باشی، گُه باشی!
آقای زوکینی.
1268
01:01:00,518 --> 01:01:01,758
یکیش هم کافی بود.
1269
01:01:07,718 --> 01:01:10,638
حالا مجبورم درباره مهمترین
بخش قضیه باهاتون صحبت کنم.
1270
01:01:10,798 --> 01:01:12,758
آره، معروفترین شاعر،
1271
01:01:12,918 --> 01:01:14,878
مهمترین مرد،
1272
01:01:15,038 --> 01:01:17,598
همین مبارزِ راهِ لغوِ مجازاتِ اعدام،
1273
01:01:17,758 --> 01:01:20,478
مردی که چنان تشییع جنازه عجیبوغریبی داشت،
1274
01:01:20,638 --> 01:01:22,918
که میگن حدود دو میلیون نفر توش شرکت کردن.
1275
01:01:23,078 --> 01:01:25,918
همین آدم،
به مدت دو سال و نیم توی جزیره جِرزی،
1276
01:01:26,078 --> 01:01:27,678
غرقِ یه سرگرمی و کار خاصی شد:
1277
01:01:27,918 --> 01:01:29,598
احضار روح.
1278
01:01:29,758 --> 01:01:32,918
تماشاچیا با خودشون گفتن:
«خدا کنه چیزِ بدی ازش نگه.»
1279
01:01:33,078 --> 01:01:36,078
نه، حس کردم دارن میگن: «ای بابا،
1280
01:01:36,238 --> 01:01:38,318
باز این هوگو چه دستگلی به آب داده؟»
1281
01:01:38,478 --> 01:01:41,158
خیالتون راحت، فقط رفته سراغ احضار روح!
1282
01:01:41,318 --> 01:01:43,638
تو قرن نوزدهم این کار خیلی مد شده بود.
1283
01:01:43,798 --> 01:01:46,038
نمیتونم با جزئیات براتون توضیح بدم،
1284
01:01:46,191 --> 01:01:47,951
دورِ یه میز جمع میشدن
1285
01:01:48,118 --> 01:01:50,124
و با تمرکزِ زیاد،
1286
01:01:50,184 --> 01:01:53,198
روحها سر و کلهشون پیدا میشد
و واردِ میز میشدن.
1287
01:01:53,358 --> 01:01:56,398
به آدمای کنجکاو و شاعرپیشه پیشنهاد میکنم
1288
01:01:56,558 --> 01:01:58,958
حتماً این شاهکار رو بخونن به اسمِ
1289
01:01:59,111 --> 01:02:00,671
کتابِ میزها،
1290
01:02:00,838 --> 01:02:02,478
که توش به مدتِ دو سال و نیم،
1291
01:02:02,638 --> 01:02:06,958
تکتکِ تجربههای حیرتانگیزی
که داشته رو یادداشت کرده.
1292
01:02:07,118 --> 01:02:09,358
همین کار باعث شد شاهکارِ افسانه قرنها رو خلق کنه.
1293
01:02:09,518 --> 01:02:11,918
حالا اصلاً چرا رفت سراغِ احضار روح و میز بازی؟
1294
01:02:12,078 --> 01:02:13,918
صمیمیترین دوستِ خانوادگیشون
1295
01:02:14,078 --> 01:02:15,878
اسمش دِلفین دو ژیراردن بود.
1296
01:02:16,038 --> 01:02:18,038
اون از دوستای نزدیکِ خانواده هوگو بود.
1297
01:02:18,198 --> 01:02:21,278
چهارم سپتامبر ۱۸۵۳ میرسه پیششون
1298
01:02:21,438 --> 01:02:22,398
و به هوگو میگه:
1299
01:02:22,558 --> 01:02:27,758
«به نظرت عجیب نیست
که من درست چهارم سپتامبر ۱۸۵۳ اومدم؟
1300
01:02:27,918 --> 01:02:31,071
دقیقاً توی دهمین سالگردِ درگذشتِ لئوپولدین؟»
1301
01:02:31,318 --> 01:02:33,398
اون خودش اصلاً غرقِ دنیای احضار روح بود.
1302
01:02:33,558 --> 01:02:36,198
بهش میگه: «میتونم کاری کنم با لئوپولدین ارتباط بگیری.»
1303
01:02:36,438 --> 01:02:38,598
اون تونست با لئوپولدین ارتباط بگیره،
1304
01:02:38,758 --> 01:02:40,318
اما ما هیچوقت هیچی ازش نمیفهمیم.
1305
01:02:40,478 --> 01:02:41,758
چون هیچی نوشته نشده.
1306
01:02:41,918 --> 01:02:43,798
همه اینا جزو جلساتِ بزرگ بودن.
1307
01:02:43,958 --> 01:02:47,958
هیچکس نمیدونه تو اون جلسه که
با دخترش داشت دقیقاً چی گذشت.
1308
01:02:48,118 --> 01:02:50,918
اولین جلسه اینطوری شروع شد: «کی اونجاست؟»
1309
01:02:51,598 --> 01:02:54,158
میز جواب داد: «مولیر.»
1310
01:02:55,438 --> 01:02:57,958
برای مهمونِ اول اصلاً بد نیست!
1311
01:02:58,318 --> 01:03:01,918
تلویزیون نداشتن،
ولی به جاش مولیر یهو جلوشون ظاهر میشده!
1312
01:03:02,078 --> 01:03:05,438
هوگو میپرسه: «میخوای خودت حرف بزنی،
1313
01:03:05,598 --> 01:03:07,518
یا ما ازت سوال بپرسیم؟
1314
01:03:07,838 --> 01:03:11,118
اگه میخوای خودت حرف بزنی، یه ضربه بزن،
1315
01:03:11,278 --> 01:03:13,598
وگرنه دو تا ضربه.»
1316
01:03:14,158 --> 01:03:16,158
میز دو تا ضربه میزنه.
1317
01:03:16,998 --> 01:03:19,038
اینجا ویکتور هوگو دوباره رشته کلام رو دست میگیره:
1318
01:03:19,198 --> 01:03:23,078
«همونطور که خواستی،
منظوم و به شعر ازت سوال میپرسیم.
1319
01:03:23,398 --> 01:03:25,758
اوگوست واکری یه سوال برات نوشته.
1320
01:03:26,078 --> 01:03:29,478
لازمه سوال رو برات بخونیم
1321
01:03:29,638 --> 01:03:31,051
تا بهش جواب بدی؟»
1322
01:03:31,198 --> 01:03:34,678
میز مطلقاً هیچ تکونی نمیخوره.
1323
01:03:35,038 --> 01:03:37,078
چند دقیقه منتظر میمونیم.
1324
01:03:37,238 --> 01:03:40,038
میز کاملاً بیحرکت مونده.
1325
01:03:40,304 --> 01:03:41,758
اینجاش دیگه شاهکاره!
1326
01:03:41,918 --> 01:03:45,638
با خودمون میگیم یعنی سوالی که کردیم
به قبای آقا برخورده؟
1327
01:03:48,158 --> 01:03:50,118
عجیبترین جلسهشون رو براتون انتخاب کردم.
1328
01:03:50,278 --> 01:03:51,358
ویکتور هوگو میپرسه:
1329
01:03:51,518 --> 01:03:53,358
«کی اونجاست؟»
1330
01:03:53,518 --> 01:03:56,038
میز جواب میده: «لوپه.»
1331
01:03:56,998 --> 01:03:59,478
دِ وگا؟ آره.
1332
01:03:59,638 --> 01:04:01,478
پیشِ کی اومدی؟
1333
01:04:01,638 --> 01:04:02,998
پیشِ تو.
1334
01:04:03,758 --> 01:04:06,598
پیغامی برای من داری؟
1335
01:04:07,371 --> 01:04:08,891
آره. بگو.
1336
01:04:09,718 --> 01:04:10,718
دوپ.
1337
01:04:11,718 --> 01:04:13,798
ادامه بده. دید...
1338
01:04:14,998 --> 01:04:16,398
ادامه بده.
1339
01:04:16,798 --> 01:04:18,318
بپ.
1340
01:04:19,198 --> 01:04:21,558
داری میگی "بپ"؟
1341
01:04:21,998 --> 01:04:23,078
نه.
1342
01:04:24,038 --> 01:04:26,278
داری میگی "دید"؟
نه.
1343
01:04:26,918 --> 01:04:29,478
داری میگی "لحن"؟
نه.
1344
01:04:30,038 --> 01:04:32,238
هیچ پیغامی برام نداری؟
1345
01:04:32,398 --> 01:04:33,158
نه.
1346
01:04:33,318 --> 01:04:34,638
یکی از قشنگترین مکالمات!
1347
01:04:34,723 --> 01:04:36,643
آخریشم بگم چون خودم عاشقشم.
1348
01:04:36,809 --> 01:04:41,004
خب با روحها همراهیم، آمادهاید:
1349
01:04:41,128 --> 01:04:41,929
آره.
1350
01:04:42,083 --> 01:04:43,129
حرف بزن!
1351
01:04:43,213 --> 01:04:44,400
نه!
1352
01:04:44,548 --> 01:04:46,683
ادامه بدید.
1353
01:04:46,766 --> 01:04:48,160
ادامه بدید...
1354
01:04:48,296 --> 01:04:49,563
بپ!
1355
01:04:49,816 --> 01:04:51,763
- داری میگی " بپ " هستی؟
- نه.
1356
01:04:51,916 --> 01:04:54,043
- داری میگی "دید"؟
- نه.
1357
01:04:54,216 --> 01:04:56,096
- منظورت «لحن» بود؟
- نه.
1358
01:04:56,243 --> 01:04:58,523
- میخوای چیزی رو به گوشم برسونی؟
- نه.
1359
01:04:58,683 --> 01:05:01,003
- میشه اصلا بگی برای چی اینجا اومدی؟
- نه.
1360
01:05:01,163 --> 01:05:03,083
تو لوپه د وگا هستی؟
نه.
1361
01:05:03,190 --> 01:05:07,183
اینم از شاهکارِ ویکتور هوگو!
1362
01:05:08,443 --> 01:05:09,323
خب چی شد؟
1363
01:05:09,383 --> 01:05:11,169
هیچکس نیومد.
1364
01:05:13,712 --> 01:05:15,363
اصلاً دلم نمیخواد فردا برگردم.
1365
01:05:15,548 --> 01:05:17,603
«ژکس» خیلی خستهکنندهست. هیچی نداره. هیچجا.
1366
01:05:17,712 --> 01:05:19,083
کل استانش بیخودِ بیخوده.
1367
01:05:19,268 --> 01:05:21,203
تهِ تهش فقط تمرینِ شنای منه.
1368
01:05:21,337 --> 01:05:23,023
دوباره برمیگردی.
1369
01:05:25,583 --> 01:05:26,603
بیا.
1370
01:05:28,013 --> 01:05:30,283
- کادوئه؟
- کار من نیست، زوکینی داد.
1371
01:05:30,393 --> 01:05:32,883
اومد گذاشتش اینجا، آخه دیروز زود رفتی بالا.
1372
01:05:33,068 --> 01:05:35,096
دستش درد نکنه.
1373
01:05:37,683 --> 01:05:38,963
یه کتابه.
1374
01:05:41,243 --> 01:05:42,603
بینوایان.
1375
01:05:42,763 --> 01:05:44,003
خونه داشتیمش.
1376
01:05:44,163 --> 01:05:45,803
ولی این دیگه مال خودمه.
1377
01:05:46,063 --> 01:05:48,529
تو هم توی همین کتابی، اپونین.
کنار کوزت.
1378
01:05:48,675 --> 01:05:49,909
کوزتِ بیچاره.
1379
01:05:50,000 --> 01:05:52,043
اِ، یه چیزی هم برام نوشته!
1380
01:05:54,483 --> 01:05:55,716
«اپونین عزیز.
1381
01:05:55,803 --> 01:05:57,123
آره، همهچی خواست خداست، آره.
1382
01:05:57,232 --> 01:06:00,923
تا یه نقطه مشخصِ همیشه شگفتانگیزِ بیبازگشت.
1383
01:06:01,083 --> 01:06:02,959
ارادت، زوکینی.»
1384
01:06:03,649 --> 01:06:05,123
قشنگ نوشته، نه؟
1385
01:06:07,253 --> 01:06:09,443
این قسمت «بیبازگشت»شو خیلی دوست دارم.
1386
01:06:11,782 --> 01:06:13,123
خب...
1387
01:06:13,283 --> 01:06:14,923
شاید بخونمش.
1388
01:06:15,348 --> 01:06:17,043
گفتم شاید ها!
1389
01:06:21,282 --> 01:06:23,723
نه، ساعت نه!
1390
01:06:24,058 --> 01:06:24,729
چی؟
1391
01:06:24,808 --> 01:06:25,861
ساعت نه.
1392
01:06:26,003 --> 01:06:27,443
نه، ساعت نباشه! اوه چرا، خودشه.
1393
01:06:27,883 --> 01:06:30,203
ساعته. بٍعضی وقتا...
1394
01:06:30,363 --> 01:06:31,523
واقعاً لازمه.
1395
01:06:31,683 --> 01:06:33,283
داری با خودت حرف میزنی عشقم.
1396
01:06:33,442 --> 01:06:35,323
حواست باشه، داری پیر میشی!
1397
01:06:35,483 --> 01:06:37,483
نه، اینطوری نگو عزیزم.
1398
01:06:37,643 --> 01:06:40,043
نه بابا، خوبیا! شوخی میکنم.
1399
01:06:40,303 --> 01:06:41,523
تازه داری اوج میگیری.
1400
01:06:41,658 --> 01:06:43,563
- داری رو به راه میشی.
- جدّاً؟
1401
01:06:44,883 --> 01:06:46,243
ساعت چنده؟
1402
01:06:46,427 --> 01:06:48,243
۵۵ دقیقه دیگه.
1403
01:06:48,277 --> 01:06:49,883
باید چمدونمو ببندم.
1404
01:06:49,993 --> 01:06:53,523
این دیوونهبازی دیگه چی بود؟
هر دوتاتون دیوونه شدید؟
1405
01:06:53,843 --> 01:06:55,843
ایده کی بود؟ تو یا اون؟
1406
01:06:56,443 --> 01:06:57,443
هردومون.
1407
01:06:57,563 --> 01:06:59,016
پیامک پشتِ پیامک...
1408
01:06:59,083 --> 01:07:00,603
الان دیگه پیامبازی میکنی؟
1409
01:07:01,333 --> 01:07:02,483
یه کم.
1410
01:07:02,643 --> 01:07:04,163
ولی با هم صحبت کردیم، میدونی.
1411
01:07:04,372 --> 01:07:07,443
یهو، در واقع ایده اون بود.
1412
01:07:07,953 --> 01:07:09,123
مطمئنی نمیای؟
1413
01:07:09,763 --> 01:07:11,523
خیالم راحتتر میشد عزیزم.
1414
01:07:11,733 --> 01:07:13,523
میدونی که، اون مشکلی نداره.
1415
01:07:14,133 --> 01:07:15,923
میتونی نظرت رو عوض کنی، جواهرم.
1416
01:07:19,058 --> 01:07:20,363
جواهرم؟
1417
01:07:20,883 --> 01:07:22,269
همینطوری از دهنم در رفت.
1418
01:07:22,336 --> 01:07:23,643
خوشم اومد.
1419
01:07:25,403 --> 01:07:28,443
نه. برنامه دارم. میرم پیشِ ژاک اینا.
1420
01:07:28,603 --> 01:07:31,443
اگه من بیام، فکر میکنه ترسیدی.
1421
01:07:31,509 --> 01:07:32,736
ترس از چی؟
1422
01:07:32,803 --> 01:07:35,963
خب...
اینکه باهاش تنها بشی.
1423
01:07:36,123 --> 01:07:38,083
ترس از اینکه حوصلهت سر بره.
چه میدونم والا.
1424
01:07:40,603 --> 01:07:43,643
واقعاً نمیترسی، در واقع،
که باهاش تنها بشی؟
1425
01:07:52,723 --> 01:07:56,323
کوبایا شیمیوا.
کوبایا شیمیوا.
1426
01:07:56,483 --> 01:07:57,343
کوبایا!
1427
01:07:57,423 --> 01:07:58,763
اکتاو میشناختی.
1428
01:07:58,916 --> 01:08:00,782
دوستپسرمه، ناراحت نمیشی اگه اونم بیاد؟
1429
01:08:01,236 --> 01:08:03,069
اون گروهرو میشناسه؟
1430
01:08:03,283 --> 01:08:04,803
اکتاو بلیت داره؟
1431
01:08:05,803 --> 01:08:07,683
از خودش بپرس بابا. همونجا وایساده.
1432
01:08:08,163 --> 01:08:11,163
آره. من مجانی سفر میکنم.
بابام راهآهنیه.
1433
01:08:12,643 --> 01:08:14,323
وگرنه یکم شبیه زیارت میشد.
1434
01:08:14,483 --> 01:08:16,322
یکمی عجیبغریب.
1435
01:08:18,243 --> 01:08:19,763
خوش اومدی اکتاو.
1436
01:08:21,482 --> 01:08:24,026
- بریم.
- آره بزنید بریم.
1437
01:08:24,923 --> 01:08:26,243
بفرمایید اکتاو.
1438
01:08:45,723 --> 01:08:49,003
کارِ موسیقی براتون جذابه؟
1439
01:08:49,243 --> 01:08:51,522
آره، خیلی دوست دارم.
برام جذابه.
1440
01:08:52,083 --> 01:08:54,563
البته شغلِ اصلیم نیست.
1441
01:08:54,723 --> 01:08:56,043
ازش درآمدی ندارم.
1442
01:08:56,203 --> 01:08:57,603
فقط یه علاقهست.
1443
01:08:58,763 --> 01:09:02,362
آره. آره. ولی دوست دارم بشه شغلِ اصلیم.
1444
01:09:02,522 --> 01:09:04,883
شغلِ واقعی و نونِآبدارتون چیه پس؟
1445
01:09:05,362 --> 01:09:07,643
توی یه رستوران گارسونم.
که اینطور.
1446
01:09:59,083 --> 01:10:00,843
- این خودشه؟
- آره.
1447
01:10:02,643 --> 01:10:04,603
این یکی خیلی معروفه. نگاه کن.
1448
01:10:07,803 --> 01:10:09,423
بیا، بیا اینجا رو ببین.
1449
01:10:10,003 --> 01:10:13,243
این لئوپولدینه.
مهمترین اتفاق زندگی هوگو.
1450
01:10:13,403 --> 01:10:17,322
همین دختری که تو ۱۹ سالگی
توی حادثه قایقرانی غرق شد.
1451
01:10:17,403 --> 01:10:19,723
توی این شعر فوقالعادهای
که بعدها نوشت،
1452
01:10:19,883 --> 01:10:23,123
میگه: «آه! لحظات اول انگار دیوونه شده بودم. افسوس!
1453
01:10:23,283 --> 01:10:25,483
و سه روز تمام تلخ گریستم.»
1454
01:10:25,643 --> 01:10:28,523
آخرش هم میگه: «برام مثل یه خواب بود.
1455
01:10:28,683 --> 01:10:30,483
میگفتم امکان نداره منو تنها گذاشته باشه.
1456
01:10:30,643 --> 01:10:33,163
انگار صدای خندههاش رو از اتاق بغلی میشنیدم.
1457
01:10:33,323 --> 01:10:35,483
غیرممکن بود که مرده باشه.
1458
01:10:35,643 --> 01:10:38,963
فکر میکردم الان از این در میاد تو.
1459
01:10:40,403 --> 01:10:43,203
"اوه، چند بار که به خودم گفتم ساکت باش و بهش فکر نکن."
1460
01:10:43,363 --> 01:10:46,083
ببین، این صدای دستش روی کلیده.
1461
01:10:46,243 --> 01:10:48,803
صبر کن، داره میاد. بذار گوش بدم،
1462
01:10:48,963 --> 01:10:52,603
چون حتماً یه جایی توی همین خونٍهست.»
1463
01:10:53,843 --> 01:10:56,723
روی همین میز زوار در رفته
افسانه قرنها رو نوشته؟
1464
01:10:56,883 --> 01:10:59,509
چیزی که تو بهش میگی میز زوار در رفته،
1465
01:10:59,600 --> 01:11:01,913
همینجا بوده که شاهکارهاش رو نوشته.
1466
01:11:02,003 --> 01:11:02,003
جاییه که شاهکارهاشو اونجا نوشته.
1467
01:11:02,163 --> 01:11:04,523
ایستاده مینوشت، رو به دریا.
1468
01:11:05,083 --> 01:11:06,483
- اینجا؟
- دقیقاً همینجا.
1469
01:11:06,643 --> 01:11:08,343
همینجاست، همون جایی که...
1470
01:11:08,523 --> 01:11:12,683
خانه اوتویل گواهی نادری
از تعهد این شاعره
1471
01:11:12,827 --> 01:11:16,062
که علاوه بر نگارش
شاهکارهای بخش دوم زندگیاش در اینجا...
1472
01:11:16,243 --> 01:11:17,803
اینجا اتاق سیگاره.
1473
01:11:17,963 --> 01:11:21,283
یه بوفه به سبک رمبو،
یا حتی فراتر از رمبو.
1474
01:11:21,443 --> 01:11:23,183
و اینجا، بیا ببین...
1475
01:11:23,283 --> 01:11:25,563
این باغ رو نگاه کن.
1476
01:11:25,723 --> 01:11:27,203
چه منظرهای...
1477
01:11:30,123 --> 01:11:31,549
نگاه کن.
1478
01:11:32,643 --> 01:11:35,443
قیافهش یکم بیتفاوت و بیحوصلهست،
ولی ذاتش خوبه، قسم میخورم.
1479
01:11:35,603 --> 01:11:37,403
به نظرت خوشتیپه یا زشت؟
1480
01:11:40,603 --> 01:11:43,403
خاصه. خیلی خاصه. تو چی؟
1481
01:11:44,603 --> 01:11:46,243
بستگی به روزش داره.
1482
01:11:46,403 --> 01:11:48,523
برای اون اصلاً راحت نخواهد بود.
1483
01:11:48,683 --> 01:11:51,483
نگاه کن، اینجا یه چیز فوقالعاده هست.
1484
01:11:51,643 --> 01:11:53,483
این گالری بلوطه.
1485
01:11:53,643 --> 01:11:55,176
همهچیش از چوب بلوطه.
1486
01:11:55,283 --> 01:11:56,483
روی این تخت،
1487
01:11:56,643 --> 01:11:58,563
آرزو داشت روی همین تخت بمیره.
1488
01:11:58,723 --> 01:12:00,523
ولی خب، خیلی کم روش خوابید.
1489
01:12:00,589 --> 01:12:02,749
خیلی جذبش نکرد.
1490
01:12:09,776 --> 01:12:11,196
نگاه کن.
1491
01:12:11,592 --> 01:12:13,006
آمادهای؟
1492
01:12:14,843 --> 01:12:16,803
* سلام، من آدل هوگو هستم.
1493
01:12:16,963 --> 01:12:18,763
همسر ویکتور هوگو.
1494
01:12:19,363 --> 01:12:21,643
بعضیها ادعا میکنن من روباتم.
1495
01:12:21,803 --> 01:12:23,003
من که باور نمیکنم.
1496
01:12:23,163 --> 01:12:25,243
من اینجام تا درباره ویکتور هوگو بهتون کمک کنم
1497
01:12:25,403 --> 01:12:27,763
و همینطور این خانه که من بانوی اون هستم.
1498
01:12:28,563 --> 01:12:31,083
چطوره اول با هم آشنا بشیم؟
1499
01:12:31,203 --> 01:12:33,436
هر سوالی دربارهی من دارید بپرسید.
1500
01:12:33,563 --> 01:12:38,323
دکمه رو فشار بدید تا با زندگی من
و خانوادهام آشنا بشید.
1501
01:12:38,723 --> 01:12:40,363
چطور میتونم کمکتون کنم؟
1502
01:12:40,523 --> 01:12:42,203
یالا، یه سوال بپرس.
1503
01:12:43,243 --> 01:12:45,563
بپرسم کجا میزها رو میچرخوند؟
1504
01:12:45,723 --> 01:12:50,003
اینجا احضار روح نمیکرد.
توی جزیره قبلی یعنی جِرزی بود.
1505
01:12:50,163 --> 01:12:51,683
اینجا دیگه بذار کنار.
1506
01:12:51,843 --> 01:12:53,563
یالا، یه سوال دیگه بپرس.
1507
01:12:54,483 --> 01:12:55,683
نمیدونم چی بپرسم.
1508
01:12:55,843 --> 01:12:59,843
ازش بپرس کجا شعر بوعز خفته
و افسانه قرنها رو نوشت؟
1509
01:13:01,043 --> 01:13:05,483
ویکتور هوگو توی کدوم اتاق
بوعز خفته و افسانه قرنها رو نوشت؟
1510
01:13:07,723 --> 01:13:11,283
شما میتونید در هر ساعتی غذا میل کنید.
1511
01:13:11,443 --> 01:13:13,043
سوررئاله اصلاً!
1512
01:13:13,963 --> 01:13:16,323
- خیلی ربطی نداشت...
- یه سوال دیگه بپرس.
1513
01:13:22,203 --> 01:13:25,683
بابام بار اول مامانمو کجا بوسید؟
1514
01:13:26,763 --> 01:13:29,283
سوار قایق شدیم.
1515
01:13:29,443 --> 01:13:32,603
برای اینکه خونه ویکتور هوگو رو از دور ببینه.
1516
01:13:32,714 --> 01:13:34,723
و همونجا بوسیدمش.
1517
01:13:38,003 --> 01:13:39,003
باشه.
1518
01:13:43,203 --> 01:13:45,003
پس چرا رفتی؟
1519
01:13:46,003 --> 01:13:49,283
فقط یه هوس زودگذر بود؟
1520
01:13:51,483 --> 01:13:53,843
آخه مامانم خیلی فوقالعاده بود، نه؟
1521
01:13:55,163 --> 01:13:57,003
مگه فوقالعاده نبود؟
1522
01:13:57,163 --> 01:13:59,749
چرا، چرا. یه رابطه ساده و سرسری نبود.
1523
01:13:59,963 --> 01:14:02,083
برعکس، خیلی مهم بود.
1524
01:14:02,243 --> 01:14:04,003
ولی من ترسیدم. همین.
1525
01:14:04,443 --> 01:14:06,843
چنان استرسی گرفتم که هیچوقت تجربه نکرده بودم.
1526
01:14:07,003 --> 01:14:10,163
دقیقاً چون میدونستم خیلی مهم و جدیه.
1527
01:14:10,323 --> 01:14:12,338
یه استرس... دیوانهوار.
1528
01:14:12,363 --> 01:14:14,262
استرسِ یه آدمِ ناتوان.
1529
01:14:15,243 --> 01:14:16,603
استرس؟
1530
01:14:22,083 --> 01:14:24,443
میشنوید؟ استرس گرفته بوده.
1531
01:14:36,043 --> 01:14:38,483
ببخشید. شما...
1532
01:14:40,700 --> 01:14:50,700
ارائهشده توسط سینما دریمینگ
@CinemDreaming
1533
01:15:29,243 --> 01:15:30,683
صبح بخیر.
1534
01:15:33,683 --> 01:15:34,923
صبح بخیر.
1535
01:15:35,483 --> 01:15:36,603
سلام آقا.
1536
01:15:37,003 --> 01:15:38,883
- فرانسوی حرف میزنید؟
- بله البته.
1537
01:15:39,043 --> 01:15:42,483
دنبال دخترم میگردم.
یه دختر نسبتاً قدکوتاه.
1538
01:15:42,643 --> 01:15:44,083
با نامزدش. که قدبلنده.
1539
01:15:44,243 --> 01:15:45,723
بله، رفتن.
1540
01:15:45,883 --> 01:15:46,843
چه ساعتی؟
1541
01:15:47,003 --> 01:15:50,283
امروز صبح زود بود. حدود ساعت ۷:۳۰.
1542
01:15:51,203 --> 01:15:52,363
کیفهاشونو پیش من گذاشتن.
1543
01:15:52,523 --> 01:15:55,603
اگه کیفهاشونو گذاشتن،
یعنی هنوز توی جزیرهان.
1544
01:15:55,749 --> 01:15:57,549
- قطعاً.
- عالیه.
1545
01:15:57,723 --> 01:15:59,243
درباره یه چیزی باهام صحبت کردن.
1546
01:15:59,403 --> 01:16:00,963
میخواستن برن...
1547
01:16:01,123 --> 01:16:03,603
موجسواری. یا قایقرانی.
1548
01:16:03,763 --> 01:16:06,043
قایقرانی؟ آخه چه قایقی؟
1549
01:16:07,083 --> 01:16:08,403
شاید کایاک؟
1550
01:16:08,883 --> 01:16:10,283
کایاک دریایی.
1551
01:16:10,443 --> 01:16:11,723
یا تخته بادبانی.
1552
01:16:11,883 --> 01:16:13,483
آخه کدوم تخته بادبانی؟
1553
01:16:13,643 --> 01:16:15,683
میشه از مدرسه قایقرانی کرایهشون کرد.
1554
01:16:16,043 --> 01:16:18,416
نگران نباشید، خطرناک نیست.
1555
01:16:18,763 --> 01:16:20,396
پاراگلایدر که نیست!
1556
01:16:25,316 --> 01:16:27,996
«سلام، این پیغامگیر لیزبت راکوله. میتونید پیام بگذارید.»
1557
01:16:46,083 --> 01:16:47,563
کوچولو...
1558
01:16:48,246 --> 01:16:50,276
- دوست پسرش...
- آره.
1559
01:16:50,363 --> 01:16:52,963
امروز صبح، ولی دیگه باید برگشته باشن.
1560
01:16:53,123 --> 01:16:54,923
- چه ساعتی؟
- امروز صبح.
1561
01:16:55,083 --> 01:16:56,403
و کجا؟
1562
01:16:56,563 --> 01:16:58,483
تخته بادبانی کرایه کردن.
1563
01:16:58,602 --> 01:17:01,043
از غریقنجاتها بپرسید.
1564
01:17:04,083 --> 01:17:05,563
همهچی درست میشه آقا.
1565
01:17:06,683 --> 01:17:08,403
از این طرف.
1566
01:17:16,916 --> 01:17:18,070
بیایید بالا.
1567
01:17:18,163 --> 01:17:19,523
خیلی ممنونم.
1568
01:17:19,683 --> 01:17:20,923
سلام آقا.
1569
01:17:21,443 --> 01:17:22,643
سلام.
1570
01:17:22,816 --> 01:17:24,803
- الان راه میافتیم؟
- باشه.
1571
01:17:51,276 --> 01:17:53,923
آقا، ما میبریمتون اونجا،
چون میدونیم همهچی خوب پیش میره.
1572
01:17:54,083 --> 01:17:56,803
تختهها روی آب شناور میمونن،
مخصوصاً این مدلش.
1573
01:17:57,403 --> 01:18:00,483
میدونید، تختهها روی آب شناور میمونن.
1574
01:18:00,883 --> 01:18:04,083
میتونن روشون بمونن، روش دراز بکشن.
1575
01:18:04,243 --> 01:18:06,163
- آه، بله. پس مشکلی نیست؟
- آره.
1576
01:18:06,323 --> 01:18:08,723
میتونن شنا کنن، درسته؟
1577
01:18:08,869 --> 01:18:10,523
نمیدونم.
1578
01:18:11,643 --> 01:18:14,243
نمیدونم اصلاً میتونن یا نه.
1579
01:18:14,563 --> 01:18:16,169
همهچی روبهراهه.
1580
01:18:29,003 --> 01:18:31,203
ای بابا.
1581
01:18:32,843 --> 01:18:34,369
نگاه کنید.
1582
01:18:35,723 --> 01:18:37,956
یه تختهی خالی اونجاست.
1583
01:19:16,643 --> 01:19:18,643
مستقیماً بریم جلو، باشه؟
ممنون.
1584
01:19:22,403 --> 01:19:24,363
یالا، کجایید پس؟
1585
01:19:28,563 --> 01:19:30,176
دیدمشون!
1586
01:19:30,523 --> 01:19:31,896
دقیقاً اونجا.
1587
01:19:31,963 --> 01:19:33,463
دارن تکون میخورن.
1588
01:19:33,659 --> 01:19:34,472
تکون میخورن.
1589
01:19:34,563 --> 01:19:36,203
کجا؟
همونجا.
1590
01:19:36,363 --> 01:19:37,883
درست جلوتونه.
1591
01:19:40,523 --> 01:19:43,523
کار درستی کردید اومدید سراغ ما.
1592
01:19:43,683 --> 01:19:46,163
حس ششم خیلی خوبی دارید.
1593
01:19:46,563 --> 01:19:49,003
شغلتون چیه؟
1594
01:19:49,163 --> 01:19:51,443
بازیگرم...
بازیگر.
1595
01:19:51,643 --> 01:19:53,203
چه جور بازیگری؟
1596
01:19:53,455 --> 01:19:55,763
- شعر میخونم.
- شعر؟
1597
01:19:55,963 --> 01:19:58,283
ما خونه ویکتور هوگو رو توی این جزیره داریم.
1598
01:19:58,355 --> 01:19:59,075
بله.
1599
01:19:59,163 --> 01:20:02,923
- دوستش داری؟
- دوسش دارم. هر دوتاشون رو دوست دارم.
1600
01:20:04,603 --> 01:20:05,763
دوستتون دارم!
1601
01:20:05,936 --> 01:20:07,363
ما هم دوستت داریم.
1602
01:20:21,043 --> 01:20:23,723
بیاید اینجا، نزدیک در بمونید.
1603
01:20:24,243 --> 01:20:27,616
اون از اون طرف میره میارتشون.
همهچی درست میشه.
1604
01:20:44,003 --> 01:20:46,283
شعری از هوگو بلدید؟
1605
01:20:46,443 --> 01:20:47,883
برامون یکیشو میخونید؟
1606
01:20:49,363 --> 01:20:51,483
حداقل اینو به ما بدهکارید.
1607
01:20:53,363 --> 01:20:56,643
دخترم از بچگی عادت کرده بود
1608
01:20:56,923 --> 01:21:00,003
که هر روز صبح یه سری به اتاقم بزنه.
1609
01:21:00,403 --> 01:21:03,649
مثل پرتوی امیدی منتظرش میموندم.
1610
01:21:04,403 --> 01:21:05,923
میاومد داخل
1611
01:21:06,283 --> 01:21:07,883
و میگفت...
1612
01:01:10,763 --> 01:01:12,763
سلام بابایی جونم.
1613
01:21:08,475 --> 01:21:10,961
سلام بابا کوچولویِ خودم...
1614
01:21:24,203 --> 01:21:26,163
قلممو برمیداشت، کتابامو باز میکرد،
1615
01:21:26,323 --> 01:21:29,843
روی تختم مینشست، کاغذامو به هم میریخت و میخندید.
1616
01:21:30,003 --> 01:21:32,563
بعد یهو مثل یه پرنده که پر میکشه میرفت.
1617
01:21:32,723 --> 01:21:36,443
اونوقت من با خیالی آسودهتر،
کار نیمهکارهمو از سر میگرفتم.
1618
01:21:36,603 --> 01:21:38,603
و همونطور که مینوشتم، لابهلای دستنوشتههام،
1619
01:21:38,763 --> 01:21:42,483
چشمم به نقاشیهای عجیبوغریبی میافتاد که کشیده بود،
1620
01:21:42,643 --> 01:21:44,923
و کلی صفحه سفید که تو دستاش مچاله شده بودن،
1621
01:21:45,083 --> 01:21:46,283
که نمیدونم چطوری
1622
01:21:46,443 --> 01:21:48,436
قشنگترین شعرام از همونا درمیاومد.
1623
01:21:48,763 --> 01:21:52,243
خدا رو دوست داشت، گلها، ستارهها، چمنزارای سبز رو...
1624
01:21:52,403 --> 01:21:54,763
و پیش از اینکه یه زن باشه، یه فرشته بود.
1625
01:21:54,923 --> 01:21:57,283
نگاهش پاکیِ روحش رو بازتاب میداد.
1626
01:21:57,923 --> 01:22:00,403
همیشه و تو هر کاری با من مشورت میکرد.
1627
01:22:00,803 --> 01:22:02,883
چه شبهای زمستونیِ درخشان و دلنشینی
1628
01:22:03,043 --> 01:22:05,843
که به بحث درباره زبان و تاریخ و دستور زبان گذشت،
1629
01:22:06,003 --> 01:22:08,123
با چهار تا بچهم روی زانوهام،
1630
01:22:08,283 --> 01:22:10,056
مادرشون، همین نزدیکیا،
1631
01:22:10,243 --> 01:22:12,903
و چند تا دوست که دورِ شومینه گپ میزدن.
1632
01:22:13,403 --> 01:22:16,283
من به این زندگی میگفتم: خرسند به اندک.
1633
01:22:16,503 --> 01:22:19,356
مترجم:
علی کلان
1634
01:22:19,556 --> 01:22:22,696
فیلمی از:
پاسکال بونیتزر
1635
01:22:23,804 --> 01:22:27,764
سناریو، اقتباس و دیالوگ:
سوفی فیلیِر
1636
01:22:28,698 --> 01:22:32,311
[ فابریس لوکینی ]
1637
01:22:33,638 --> 01:22:37,158
با همراهی دوستانه:
کیارا ماستوریانی
1638
01:22:38,371 --> 01:22:43,358
[ ارائهای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ]
FRANCOFILMS@
154839