Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
هماهنگ شده توسط mehdi tisoon www.imovie-dl11.com
صبر کن ،هارلي بهم نشون داده بود ،يه جايي همين اطرافه
...اون مي تونه - سريعتر چارلي -
داره وقتمون تموم ميشه چارلي
آهان
اينجاست
بهت گفته بودم پيداش مي کنم
مراقب باش ، مراقب باش
ديناميت خيلي حساسه
نمي خوام سرنوشتت مثل دکتر آرز بشه
مراقب باش
...اکو
هي اکو
گوش کن
اگه با اينکار بهشون صدمه بزنيم ، چي ؟
يا اگه کامپيوتر منفجر بشه ؟
تو مي توني بري چارلي
جان ، منم چارلي
داريم يه کاري مي کنيم ،جان
جان
اکو خيلي عصبانيه ،جان
در رو باز کن تا با هم صحبت کنيم
جان بايد بدوني که اکو ميخواد در رو منفجر کنه
با چي منفجر کنه ؟
با ديناميتي که از کشتي قديمي توي جنگل اورديم
اون در برابر بمب اتم هم مقاومه ، برادر
بهشون بگو زحمت نکشن
مطمئني دوام مياره ؟
البته
مطمئنم
شش...پنج...چهار...سه...دو...يک
چطوري از گذشته ات چيزي يادت نمياد ؟
آروم دزموند ؟
خيلي خيلي آروم
تو بايد رادزينسکي رو ديده باشي که اين کار رو مي کنه
اون حافظه خوبي داشت ، تمام اينا فکر اون بود
درسته رادزينسکي
رادزينسکي متوجه شد که چطوري بتونيم درها رو قفل بکنيم
رادزينسکي اين نقشه نامرئي رو ساخت
يه عالمه داستان درباره همکار سابقت
تو هيچ وقت نمي خواي بگي چه بلايي سرش اومد
اون لکه قهوه اي رو مي بيني ؟
خون رادزينسکيه
اون ، وقتي خواب بود اسلحه رو تو دهنش گرفت و شليک کرد
فقط 108 دقيقه وقت داشتم اون حرومزاده بيچاره رو دفن کنم
...اگه نمي خواي منم ديوانه بشم
دفعه بعدي بذار برم بيرون
تو مي خواي از قرنطينه خارج بشي و پيش دشمن بري ؟
من دو ساله که بيرون نرفتم
آره مي خوام برم بيرون ، من قبلا توي ارتش بودم
اوه درسته ، ارتش ملکه ، درسته ؟
بگو ببينم چرا اون ارتش زيبا رو ترک کردي ؟
اوه يادم اومد
تو اخراج شدي براي اينکه نتونستي از دستورات پيروي کني
تو چرا ارتشت رو ترک کردي ، کلوين ؟
براي اينکه افرادم از دستورم پيروي کردن
ولي بعدش ، خدا رو شکر به ابتکار دارما پيوستم
ازتون متشکرم و آرزوي موفقيت دارم
خواهش مي کنم کليون
بذار برم بيرون
هان ؟
فقط يکبار
متاسفم دزموند همينجا مي موني و دکمه رو فشار ميدي
اين يه دستوره
جان
ببين جدي دارم مي گم الان منفجر ميشيد
هي
اگه حق با جان باشه چي؟
شايد اين يک شوخي بزرگه
مي دوني ، چند تا کامپيوتر قديمي که به هيچ جا متصل نيستن
...شايد اين يه
اين هم شوخيه ؟
من ميرم بيرون
جان اين آخرين فرصته که اين جريان رو خاتمه بدي
در رو باز کن در اين صورت تو رو مي بخشم
براي چه کاري منو مي بخشي ؟
هي
هي ، اکو ؟
صبر کن
يه لحظه صبر کن
فکر کنم ، فکر خوبي نباشه، اکو
ما توي يه منطقه بسته هستيم
احمق
هماهنگ شده توسط mehdi tisoon www.imovie-dl11.com
کلوين
هي کلوين
نتونستم اون کار رو بکنم
نتونستم انجامش بدم
اين چيه ؟
اين تنها راه خروجه ، همکار
داري در مورد چي حرف مي زني ؟ - شکست امنيتي -
کليد رو مي جرخوني و همه چيز ميره روي هوا
پشت اون ديوار چيه کلوين ؟
هان ؟
جريان چيه ؟
الکترومغناطيس
نيروي زميني منحصربه فرد
يه سوراخي وجود داره
مواد به تدريج انباشته ميشه و هر باري که اون دکمه ...رو مي زنيم
خالي ميشه
قبل از اينکه خيلي زياد بشه
چرا ما رو مجبور کردن که دکمه رو فشار بديم ؟
...اگه فقط مي تونستيم
يه سوالي وجود داره دزموند
...آيا جراتش رو داري که
همه چيز رو منفجر کني؟
فکر کنم دوستانت ، خودشون رو منفجر کردن برادر
شايد بهتر باشه بازش کنيم - نه ، نه -
اين يه حقه اس
حقه ؟ ممکنه صدمه ديده باشن
دکتر اين اطرافه ؟
مي تونم يه سوالي ازت بپرسم ، برادر ؟
البته
...اينکه مي خواي اون شمارشگر
به لحظات پاياني نزديک بشه
دليلش اينه که مي خواي انتهاي ماجرا رو ببيني
و بفهمي که چقدر حدست درست بود ، جان ؟
مي خوام انتهاي اين ماجرا رو ببينم براي اينکه واقعا مطمئنم
...من فکر مي کردم
سرنوشتم منو به اينجا کشونده
...و يه نفر مرد
براي اينکه اونقدر احمق بود که حرفهام رو باور کرده بود
...در اون شبي که به خاطر هيچي مرد
...من اين بالا تنها نشسته بودم
...دستم رو روي دريچه احمقانه مي کوبيدم
و به آسمون فرياد ميزدم که چه کار بايد بکنم
بعدش يه نوري روشن شد
فکر کردم يه نشانه بود
ولي نشانه نبود
احتمالا تو حمام رفته بودي
جک ؟
اينا چي هستن ؟
با دست نوشته شده
همش پر شده ، تمامش
اونا دفتر ثبت وقايع هستن
نوشته 0400 دوباره ميز پينگ پونگ رو تکون داد
نوشته 0415 دوش گرفت
اين ديگه چيه ؟
هي ، دکتر گفته بودي سعيد وقتي علامت ميده
که ساحل پاکسازي شده باشه ؟
معنيش اينه که سعيد اونا رو پيدا کرده ؟
اون چند مايل از اينجا فاصله داره
ما رو داشتي کجا مي بردي ؟
چي ؟
سعيد گفت به ما علامت ميده ، بعدش مي تونيم اونو کنار ساحل ببينيم
چرا به سمت ساحل نميريم ؟
...ما داريم ميريم به - ما نزديک ساحل نيستيم -
...گوش کن من مجبور بودم - چي ؟ -
ساوير
فرار کنيد ، بريد ، بريد
در مورد اون دريچه اي که پيدا کردي برام بگو
ايستگاه مرواريد يه ايستگاه نظارت با کلي تلوزيونه
و دو نفر رو صندلي ميشينن و دفترچه هاي يادداشت رو
با اتفاقاتي که در اينجا ميفته ، پر مي کنن
و بعدش اون نوشته ها رو توي لوله هاي پلاستيکي ميذارن
که به سازمان مرکزي فرستاده ميشه
و بدين ترتيب ، اونا مي تونن ما رو به عنوان يک عنصر ، ارزيابي کنن
چي شده ؟
اگه برعکس فهميده باشن چي ؟
برعکس ؟
اگه عنصر آزمايش به جاي آدمهاي اينجا همون دو نفر ناظر باشن چي ؟
ببين مي خوام اون نوار رو ببينم جان
نه نمي توني راهي نيست که اينجا بتوني ببيني
چيز ديگه اي در اون ايستگاه بود ؟
اونجا کامپيوتر بود ؟ - آره -
کارش چي بود ؟ - هيچي ، هيچ کار خاصي انجام نمي داد -
اون شماره هاي خيلي خيلي زيادي رو پرينت مي گرفت
چي پرينت مي کرد ؟ اون کاغذها کجاست ؟
بيا ظرف 19 دقيقه آينده خودت رو با خوندن اينا داغون کن
ظزف مدت اين سه سال هر روز ريشهات رو مي تراشي
بايد يه کمي بري بيرون
من هيچوقت نمي خوام از اينجا برم بيرون
اوه عجب روحيه اي
خداحافظ دزموند
خداحافظ ؟
آره خداحافظ ، چند ساعت ديگه مي بينمت
فکر نمي کردم که تعقيبم کني
من ظرف اين چند سال شبيه روح شدم ، دزموند وقتي يکي تعقيبم ميکنه ، مي فهمم
با قايق من چي کار داري ؟
دارم تعميرش مي کنم
قصد داشتي از اينجا بري ؟
هنوز نه ، تعميرش يک هفته زمان ميبره
تو خيلي داغونش کردي دزموند
چي فکر مي کني ؟ مي خواي باهام بياي ؟
کجا ؟
پس دکمه چي ميشه ؟
بي خيال دکمه ، از کجا مي دوني سر کار نيستيم ؟
...تو چيز ديگه اي گفتي وقتي اون پايين
در مورد الکترومغناطيس و دکمه شکست امنيتي صحبت مي کردي
خوب من مست بودم
چرا بهم دروغ گفتي ؟
دروغ گفتم براي اينکه به يه احمق نياز داشتم تا بعد از رفتنم دنيا رو نجات بده
تو ديوانه اي ، حرومزاده
اوه بي خيال - تو زندگي منو دزديدي -
چه دروغ ديگه اي بهم گفتي ؟ بهم بگو
چطور تونستي بهم دروغ بگي ؟
بلند شو
اوه خداي من
(سيستم با شکست مواجه شد)
زود باش
چکار داري مي کني ؟
شما کي اومديد اينجا ؟
چي؟
کي به اين جزيره اومديد ؟
چند روز پيش؟ - حدود 60 تا 65 روز
چه تاريخي بود ؟
بيست و دوم سپتامبر
بيست و دوم سپتامبر بود
فکر کنم من باعث سقوط هواپيماي شما شدم
...حرومزاده پدرت رو در ميارم
هي
همه آروم باشن
اون مصنوعيه
ما مي دونيم ريشت مصنوعيه
متاسفم خانم نفهميدم چي گفتي
اون ميگه مي دونه ريشت مصنوعيه ، تام
از اينکه به اين مورد اشاره کردي ممنونم ، کيت
نمي دوني چقدر باعث خارش ميشه
و از شما هم ممنونم که اسمم رو بهشون گفتي
دوباره سلام
ريشت کو ؟
فکر کنم اونا ميدونن
خيلي خوب بذار معامله رو انجام بديم ، باشه ؟
اکو ، اکو
هي
منم چارلي بيدار شو
بايد دکمه رو فشار بديم - نه ، اينکار رو نمي کنيم -
نشنيدي چي گفتم برادر ؟ من باعث سقوط هواپيما شدم
تو چطوري اين کار رو کردي ؟
اون روز ، اون شمارشگر تبديل به ...تصاوير مختلف شد
و وقتي تصوير ثابت شد ، تمام اينجا شروع به لرزيدن کرد
و تمام صفحه کامپيوتر پر از پيغام شد (پيغام (سيستم با شکست مواجه شد
و اون شماره ها اينجاست 92204
يعني 9/22/2004 ، روزي که هواپيماي شما سقوط کرد
اين واقعيه ، همه اينا واقعيت داره ، حالا اون دکمه رو بزن
دروغه ، اين واقعيت نداره ، هيچکدوم از اينا واقعيت نداره
نمي خواي دکمه رو بزني ؟ پس خودم مي زنم
نه
تو ما رو به کشتن دادي
تو همه ما رو به کشتن دادي
نه
من همه رو نجات دادم
هي ، اکو بيدار شو
هي
هي ، مي توني کمکم کني ؟
ميشه کمک کني ؟ - دارم تلاشم رو مي کنم برادر -
دزموند عزيز
اين نامه رو در حالي که داري به زندان ميري ...برات مي نويسم
...و اينو پنهان کردم
تا در زماني که خيلي نا اميد هستي ، بخوني
مي دونم به خاطر اتفاقي که بار سنگيني به دوشت انداخته ...داري به زندان ميري
و مي دونم تنها نفري هستم که مي تونم اين با رو از روي دوشت بردارم
لطفا نا اميد نشو دز
براي اينکه تنها چيزي که نياز داريم تا زنده بمونيم اينکه يه نفر واقعا عاشقمون باشه
و تو من داري
من هميشه منتظرت مي مونم
دوست دارم
پن
همه چيز تموم شده
همه چيز تموم شده ، همه چيز از بين رفته
من هر کاري که ازم خواستي انجام دادم
پس چرا اينکار رو کردي؟ چرا ؟
يه روز قبل از اينکه اين پايين بيايي ، قبل از اينکه ...همديگه رو ببينيم
من شنيدم يه چيزي روي دريچه داره کوبيده ميشه
اون تو بودي جان، درسته ؟
تو ميگي اين سرنوشت نبوده ؟
ولي تو زندگي منو نجات دادي ، برادر منم تونستم زندگي شما رو نجات بدم
نه ، نه ،هيچکدوم از اينا واقعيت نداره
هيچ اتفاقي برامون نميفته
من بايد برم و تو هم تا جايي که مي توني از اينجا دور شو
کجا ميري ؟ صبر کن
من بايد اون مخزن رو بترکونم ، جان
متاسفم که يک سري از اتفاقات ...باعث شد از عقيده ات دست بکشي
ولي همه اينا واقعيت داره
حالا بايد برم و همه چيز رو از بين ببرم
صبر کن دزموند
توي يه دنياي ديگه مي بينمت برادر
(سيستم با شکست مواجه شد)
اکو ، بلند شو
تو حالت خوبه ؟
اوه ، مراقب باش
...خيلي خوب با من بيا چارلي
نه اين کار رو نکن
از اينجا برو چارلي
اشتباه کردم
تنها چيزي که نياز داريم تا زنده بمونيم اينه که يه نفر واقعا عاشقمون باشه
و تو منو داري
منتظرت مي مونم
براي هميشه
دوستت دارم
دوستت دارم ، پني
چارلي ؟
تو حالت خوبه ؟
گفتنش سخته ، ولي گوشهام...ميدوني ؟
اکو و لاک کجا هستن ؟
هنوز بر نگشتن ؟
نه
به خاطر کارهايي که مجبور شدي انجام بدي خوشحال نيستم ، مايکل
ما هم مجبور شديم که والت رو مبادله کنيم
فکر کنم اينجوري بهتر بود
و تو ، منو آزاد کردي
تو به قولت عمل کردي
ما هم به قولمون عمل مي کنيم
مي دوني چطور بايد قايق رو هدايت کني ؟
آره ، مي تونم کنترلش کنم
خوبه ، پس بايد اين قايق رو برداري
و در جهت 325 درجه قطب نما حرکت کني
و اگه دقيقا اين کار رو انجام بدي تو و پسرت نجات پيدا خواهي کرد
فقط همين ؟
بايد دنبال جهت قب نما برم و ما نجات پيدا مي کنيم ؟
آره
از کجا مي دوني که به افرادم نگم که شما اينجاييد ؟
شايد بگي و شايد هم نگي
ولي مهم نيست
اگه اينجا رو ترک کني ، ديگه نمي توني به اينجا برگردي
احساسم بهم ميگه تو به کسي چيزي نميگي
...براي اينکه اگه اين کار رو بکني
افرادت متوجه ميشن که براي برگردوندن پسرت چه کارهايي کردي
دوستانم
به من قول دادي که بهشون صدمه نميزني
معامله ، معامله اس
شما کي هستيد ؟
ما آدمهاي خوبي هستيم ، مايکل
خيلي خوب ، اون قايق مال تو
چي ؟ فکردي احمقم ؟ پسرم کجاست؟
والت داخل قايقه
والت ؟
سفر بخير مايکل
والت
پدر ، پدر
بيا اينجا ، بيا اينجا
تو حالت خوبه ؟ - آره خوبم -
مطمئني ؟ خيلي خوب ، من الان پيشتم
همه چيز مرتبه ، داريم ميريم خونه والت داريم ميريم خونه
هوگو تو مي توني به کمپت برگردي
چي ؟
برگرد
وظيفه تو اينه که به بقيه نفراتت بگي
هيچوقت نمي تونن به اينجا بيان
ولي...دوستانم چي ؟
دوستانت با ما به خونه ميرن
برو
چه اتفاقي اونجا افتاد چارلي ؟
...مي خواي در مورد من بدوني که
نزديکبود توسط شعله هاي آتش يا پرواز اجسام کشته بشم ؟
خواهش مي کنم جدي باش
هيچ اتفاقي نيفتاد
يه اتفاقي افتاد
يه صدايي اومد و آسمون بنفش شد
واقعا
...دفاعت رو شکستم
و اين آخرين باريه که مهره رخت رو مي بيني
اينا همش قسمتي از نقشمه
پس نقشه ات اينه که ببازي
نوبت حرکت توئه
چي شده ؟
چه مدته که اينجوري شده ؟
تمومه ، درسته ؟ دوباره گمش کرديم
ما گمش نکرديم
پس اين دفعه آلارم اشتباه نميزنه ؟
فقط خفه شو و تماس بگير
الو ؟ - خانم ويدمور ؟ -
بله ؟ - ما هستيم -
فکر کنم پيداش کرديم
هماهنگ شده توسط mehdi tisoon www.imovie-dl11.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.