Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
رسانه اینترنتی سلام دانلود fr.salamdl20.pw جامعترین سایت فیلم و سریال
فیلمی از نتفلیکس
- یادت نیست؟ - اصلا چیزی ازش یادم نیست
اصلا چیزی یادت نیست
بکُشش
رسانه اینترنتی سلام دانلود fr.salamdl20.pw جامعترین سایت فیلم و سریال
خدای من
,خیس عرقی خوبی، جین-سئوک؟
- مامان - بله، جین-سئوک
جین-سئوک، بنظر میاد داشتی یه کابوس میدیدی
بابا
دیشب بهت گفتم زود بری بخوابی
بهت گفتم برای اسبابکشی فردا صبح باید کاملا سر حال باشی
یو-سئوک
یه کله داشت دربارهی اینکه چقدر هیجانزدهاس از اینکه میخوایم بریم خونه جدید ور ور میکرد
و تمام شب خوابش نبرد
تقریبا رسیدیم
بابا، امروز واسه ناهار چی بخوریم؟
،امروز، روزِ اسبابکشیمونه باید "جاجانگمیون" بخوریم
درسته، پس "جاجانگمیون" میخوریم
- ترجمه نشده -
برای اولین بار دارم خونهی جدیدمونو میبینم
،قبلاً هیچوقت ندیده بودمش
،ولی بنا به دلایلی ،اصلا ناآشنا بنظر نمیاد
انگار یه زمانی توی گذشته ،این خونه رو دیدیم
دقیقاً همینجا وایساده بودیم
دقیقا این حس رو دارم
نظرت چیه؟ خوشت میاد؟
,فقط دارم میپرسم نظرت چیه دقیقاٌ همونطوریه که تصورشو میکردی؟
برادرم همیشه نفر اول کلاس بود
از همون مدرسهی ابتدایی
اون پسر باهوشیه که از بهترین دانشگاه نخبگان فارغالتحصیل شد
،از همون بچگیش توی هر زمینهای از خودش استعداد نشون میداد
بدجور روحیهی رقابتطلبی داره
و واکنشهای سریعش باعث میشد توی همهی ورزشها قوی باشه
!هی
و حتی از چیزهای فنی هم خوب سر در میآورد
،ما به ندرت مجبور میشیم تعمیرکار بیاریم چون اون اکثر چیزها رو میتونه درست کنه
- اون نه اهل مشروبه نه دود !- درست شد
،اون خیلی باادبه و هیچوقت کلمات رکیک بکار نمیبره
اون منطقیـه، اما در عین حال باحال و سخنور هم هست
همه اونو تحسین میکنن و بهش حسادت میکنن
البته که منم یکی از طرفدارهاشم
نه، من عمیقاً تحسینش میکنم
اون همه استرس درس خوندن باعث شده هر چند وقت دچار بحران روحی بشم
و اون تنها چیزیه که تو زندگی میتونم بهش ببالم
و افتخار کنم
یو-سئوک
بله, بدش به من، مامان
،یه سال پیش
توی تصادف با یه ماشین ،به پای چپش آسیب رسوند
،ولی بنظر من و خانوادهام
اون هنوزم یه قهرمان بینقصه
- مواظب در باش - اینو کجا باید بذاریم؟
اوه، اینجا, وسط هال
- باشه - از این طرف، لطفا
اون ستون رو اونجا میبینی؟
- لطفا بذارش کنار ستون - البته
خیلیخب, یک، دو
- لطفا مواظب اون باش - باشه
اینو کجا بذاریم؟
اوه، کتاب توی اون جعبه هست، درسته؟ بده به خودم
,,,خیلیخب
- هی، اول یه خرده آب بخور - یه خرده آب بیار
یو-سئوک
فکر میکردم واسه خودت اتاق جداگونه داری
اوه، فکر کنم نشنیدی درباره ش
مالک قبلی وسایلش رو طبقهی بالا تو اتاق کوچیکه جاگذاشته
این یعنی دیگه ما هیچوقت نمیتونیم از اون اتاق استفاده کنیم؟
نه، فکر نکنم
شنیدم اون عملاً داشت به بابا التماس میکرد وسایلش بمونه
بابا هم که مشخصه چون آدم دلنازکیه نمیتونست بهش «نه» بگه
مطمئنم بزودی میاد خالیش میکنه
بنظر میاد بدجور از اینکه با من هماتاق شی متنفری
اره، متنفرم
میدونستم, کاملا مشخص بود
,شوخی میکنم فقط کنجکاو بودم
یو-سئوک
- بله، مامان - میتونی بیای و کمکم کنی؟
اوه، پسر
- گاو !- خدایا
,بهت گفتم تو سرم نزنی باعث میشه سلولهای مغز بمیره
!البته فعلا نمُردن
- ببخشید؟ - بله؟
اینو کجا باید بذارم؟
- کنار تخت، لطفا - البته
- روبراهی؟ - بله
اوه، پسر
- ممنون - مهم نیست تو خونه ریخت
راستی، اون پسره که الان داشت میرفت طبقه پایین برادر بزرگترته؟
بله, چطور؟
واقعا برادر بزرگترته؟
,میدونم زیاد شبیه هم نیستیم، مگه نه؟
چند سالشه؟
- چرا میپرسی؟ - ببخشید
توی آشپزخونه یه نفر دنبالته
اوه، باشه
اوه، خدایا
خدایا
اوه، پسر, دیگه نا ندارم
بفرما, جین-سئوک
نظرت دربارهی خونه چیه؟ خوشت میاد؟
قبلا هم بهت گفتم، مامان
واقعا؟ واقعا ازش خوشت میاد؟
,,,- خب ،- البته, عاشقشه
البته بجز اینکه مجبوره یه اتاق رو با من سهیم شه
- خدایا، واقعا؟ - زیاد طول نمیکشه
مالک قبلی گفت تا یه ماه دیگه میاد وسایلشو برمیداره
,خدایا, نگران نباش، بابا یو-سئوک فقط داشت شوخی میکرد
ولی قبلش بدون مکث «بله» گفتی
چی؟ کِی؟
,خوب میشه اتفاقا ،وقتی توی درسهات گیر کردی
میتونی فوراٌ از یو-سئوک بپرسی
اوه، بابا, مالک قبلی چجور وسایلی توی اتاق گذاشته؟
مطمئن نیستم, احتمالا فقط وسایلیاند که قبلا ازشون استفاده میکرد
مثل چی؟ خبر نداری؟
خب، فقط محض احتیاط میگم
شماها مطلقاً حق ندارید به اون اتاق برید
اون مدام بهم میگفت نرید توی اون اتاق
جین-سئوک, داروهات رو داری مرتب مصرف میکنی دیگه، آره؟
بله، البته, هیچوقت مصرفشونو فراموش نمیکنم
صدای چی بود؟
کدوم صدا؟
الان یه صدایی از طبقه بالا شنیدم
انگار صدای یه چیز سنگین بود که افتاد
صدای رعد و برق نبود؟
نه، اون نبود
اینجا همون جایی نیست که اتاق کوچیکه هست؟
بله، اون دقیقا بالای همینجاست
ولی مطمئنی رعد و برق نبود؟
,,,اگه اون بود
- دیدی؟ حتما رعد و برق بوده - بله
فکر کنم
قراره تا صبح یه عالمه بارون بباره
خدا رو شکر موقع اسبابکشیمون بارون نمیومد
درسته
- خدایا، خیلی سخت میشد اینطوری - دقیقا
زیاد نگران نباش
دربارهی چی؟
حتما ساله دیگه امتحان رو قبول میشی
فکر نمیکنی این خونه حس خوبی به آدم میده؟
اوه، خدایا
دیگه باید بخوابم
شماها مطلقاً حق ندارید به اون اتاق برید
- یو-سئوک - داری چیکار میکنی؟
هی، من مدام صداهای عجیبغریب از این اتاق میشنوم
- صداهای عجیبغریب؟ - بله، درسته
- تو هم میشنوی، درسته؟ - من هیچی نمیشنوم
نمیشنوی؟
,مطمئنم شنیدم واقعا چند دقیقه پیش یه چیز شنیدم
تو فقط دلت نمیخواد درس بخونی، مگه نه؟
نه، بخاطر این نیست
من کاملا چند دقیقه پیش صداهای عجیبی شنیدم
بسیار خب، درکت میکنم
وقتی اینطوری میشی به هوای تازه احتیاج داری
,چی؟ بیرون داره بارون میاد کجا داریم میریم؟
میتونیم یه چتر ببریم
,,,خانم همسایه از روی بالکن بهم گفت
بارون رو نگاه کن
یو-سئوک
بله
ممنون
بابت چی؟
- فقط میخواستم یه تشکری بکنم - رفیق
احمقبازی در نیار
الو؟
بله، بابا
بله، اومدیم تا فقط یه قدمی بزنیم
درسته
کدوم چیز؟
باشه، الان برمیگردم خونه پیداش میکنم واست
باشه
- بابا بود؟ - بله
,قبلا یه سری مدارکی رو ازم میخواست الان میخواد یه نگاهی بهشون بندازه
,من الان برمیگردم چند دقیقه اینجا منتظر باش
- اشکالی نداره, منم باهات میام - نه، ده دقیقه هم طول نمیکشه
- فقط چند دقیقه منتظر باش، باشه؟ - باشه پس
شماها کی هستید؟
!ببریدش
یو-سئوک
بگیرش - اوه، خدای من -
یو-سئوک
یو-سئوک
07J08911
07J08911
07J08911
جین-سئوک
چه اتفاقی برات افتاده؟
,,,بُردنش, یو-سئوک
یو-سئوک رو دزدیدن
- هی، جین-سئوک !- جین-سئوک
هی
- جین-سئوک, بیدارشو - هی
بکُشش
جین-سئوک، حالت خوبه؟
مامان
آره, منم, حالت خوبه؟
یو-سئوک,,, چه اتفاقی برای یو-سئوک افتاده؟
,هنوز برنگشته هیچی خبری ازش نشنیدیم
اوه، نه
- به پلیس خبر دادید؟ - بله
کارگاهها بزودی میان, میخوان از خودت بشنون چی شده
خیلیخب
چهرهی هیچکدوم از اون مردا یادت هست؟
نه
،داشت بارون میومد, تاریک هم بود و اونا هم آرام و قرار نداشتن
نمیشد چهرهشونو واضح ببینم
،ولی همونطور که گفتم شماره پلاکشونو دیدم
یه ون سیاه با شماره 07ج08911 بود
،خیلی ناامید کنندهاس ولی اون شماره پلاک وجود نداره
,امکان نداره, مطمئنم شمارهاش 07ج08911 بود
,,,هیچ ون سیاهی در کشور
منظورم اینه، هیچ وسیله نقلیهای در کشور با این شماره پلاک نیست
,غیرممکنه، جناب کارگاه بصورت واضح دیدم که 07ج08911 بود
,نه، اون شماره وجود نداره ،ما حتی سعی کردیم اعداد شبیهتر رو جستجو کنیم
ولی ما هیچ ون سیاهی پیدا نکردیم
،اگه توی بارون دیدیش ،و تاریک هم بوده
امکان داره غلط خونده باشیش
ما شنیدیم شما بطور مرتب داروی ضد استرس مصرف میکنی
بهت گفتم مطمئنم اون شماره درسته
,گفتم 07ج08911ـه !یه ون سیاه بود
جین-سئوک
واسه امروز کافیه
حال پسرم از لحاظ جسمی خوب نیست
فکر میکنم اون اتفاقات پیش از حد تحملش بوده
باشه, پس ما برای امروز تمومش میکنیم
،به این ترتیب
انتظار طاقتفرسا شروع شد
یه روز
دو روز
یه هفته بعد
ده روز گذشت
،وقتی دو هفته گذشته بود
پلیسها از خستگی به ستوه اومده بودن
،هر چی تعداد روزها بیشتر میشد
دلواپسی منو پدر-مادرم بیشتر میشد
بکُشش
،و هر شب اون مرد رو توی خوابم میدیدم
،بنا به دلایلی آشنا بنظر میرسید ولی روحم خبر نداشت اون کیه
تمام چیزی که میدونستم این بود که در خوابهام داره بینهایت عذاب میکشه
صبحِ روزی که
،دقیقا 19 روز از ربودن یو-سئوک میگذشت
اون برگشت
،هر چند
هیچی از اتفاقاتی که توی 19 روز گذشته افتاده بود رو
به خاطر نداشت
,,,هیچ چیز خاصی نیست که یادت باشه
دکتر گفتش بخاطر فراموشی تجزیهکنندهاس
یو-سئوک
کاملا خاطرات دردناکشو از اون روز
پاک کرده بود
دکتر همینطور گفت
- تنها کاری که میتونیم بکنیم صبر کردنه - شوک فیزیکی به سرت وارد کردن؟
یو-سئوک، خوابی؟
نه
ما واقعا نگرانت بودیم
متأسفم
نباش, من بیشتر متأسفم
خوابهای خوش ببینی
ممنون, تو هم همینطور
,کباب کیمچی درست کردم، فقط گرمش کن !نری از رستوران "جاجانگمیون" سفارش بدی
جین-سئوک، داری چیکار میکنی؟
هی، یو-سئوک
هیچی, خوب خوابیدی؟
گشنمه, بریم یه چیزی بخوریم
خیلی خوشمزهاس
,"جاجانگمیون" بهترین غذای جهانه چرا کرهایها "جاجانگمیون" دوست ندارن؟
اوه، هی, دیشب کجا رفتی؟
دیشب؟ کی؟
تو, دیشب رفتی بیرون
نه، نرفتم
،رفتی, صدای رفتنـتو شنیدم و حتی صدای در هم شنیدم
خواب دیدی، مگه نه؟
بنظر دیشب داشتی خواب میدیدی
خوابت چی بود؟
باید برم, بهتره همین الان برم
- تموم کردی؟ - بله
،باید الان برم ظرف منم بشور، باشه؟
خدایا، باشه
- بعداً میبینمت - روز خوبی داشته باشی
یو-سئوک
بله
چه اتفاقی واسه پات افتاده؟
منظورت چیه؟
چرا پای راستت می لنگه؟
- مگه الان لنگیدم؟ - آره، همین الان
هی، واقعا باید برم
شوخی رو تموم کن، باشه؟
کدام گزینه مناسب «ب» است؟
- هی، بشین - سلام، بابا
,جین-سئوک، فقط گوشت نخور باید سبزیجات هم بخوری
باید اول دنده کوتاه سوخاری بخورم
- این اول - تو باید همه چی بخوری
!اومدم خونه
- بهمون ملحق شو - سلام
- هنوز شام نخوردی، درسته؟ - نه، نخوردم, دارم از گشنگی میمیرم
- دنده کوتاه سوخاری داریم؟ - آره, لذیذه
خدایا
خوب خوابیدی؟
خواب نبودم
- کاملا بودی - نه، نبودم
دیگه باید برم بخوابم
,اگه خوابت میاد خب بخواب چرا سر میزت میخوابی؟
بخواب بابا
,نخوابیده بودم داشتم دربارهی چیزی فکر میکردم
شب بخیر
سلام
- جناب، لطفا اون تاکسی رو تعقیب کنید - ببخشید؟
- اون تاکسیه, زودباش, نباید گمش کنیم - باشه
الو، رئیس
برو داخل
دیوانههای احمق
شماها احتمالا از پسش برنمیاید؟
معذرت میخوایم، رئیس
- چقدر جاست؟ - دوتا
لعنتی, اوضاع انقدر پیچیدهاس دارم عقلمو از دست میدم
امکان داره اشتباه خونده باشیش
ما هیچ ون سیاهی پیدا نکردیم
تمومه، رئیس
سر و کله زدن با اون آشغالهای دولتی واسهتون سخته؟
یه چیز دیگه
این چه وضعشه؟
چرا اومدی اینجا و اوضاع رو پیچیدهتر کردی؟
,,,خب
از قصد نبود
خدایا، مگه احمقی؟
,رئیسمون خیلی کارها باهات داشت آخه مجبور بودی اینکارو بکنی؟
,,,خب مثل اینکه سوءتفاهمی پیش اومده
,,,- ای موش کثیف !- بگیرش
!لعنتی
!هی
!هی
!وایسا
!هی
!بگیرش
لعنتی
- کجا رفت؟ لعنتی, گند زدیم
دیدم که از اینوَر رفت
,اون بیشرف این دور و بر رو بلد نیست نمیتونه زیاد دور بشه
هی
ببین از این طرف رفته یا نه
منم از اين طرف ميرم
هي، تمام شب رو بيدار موندي؟
چي شده؟
چي؟ - چرا انقدر شوکه شدي؟ -
چيزي شده؟
نه
هيچي,, هيچي نشده
هي، جين-سئوک
جين-سئوک
چه اتفاقي افتاده؟
خوبي، جين-سئوک؟
جين-سئوک
,,,هي، ميشه
جين-سئوک، يه ثانيه اين در رو باز کن
خواهش ميکنم، در رو باز کن
گمشو
خيليخب، تنهات ميذارم
ولي فقط بهم بگو چرا اين همه نگراني؟
ديشب
من دنبالت کردم
دنبالم کردي؟ تا کجا؟ من کجا رفتم؟
ميدوني که به محض اينکه به خونه رسيدم خوابيدم
من همهچي رو ديدم
بهم بگو، اون آدما کي هستن؟ اونا کارآگاه نيستن، مگه نه؟
کي؟ درمورد چي حرف ميزني؟ کدوم کارآگاهها؟
همون مردايي که ديشب منو تعقيب کردن
,,,جين-سئوک، ممکنه، تو
,,,اگه بازم خوابهاي عجيب و غريب ميبيني - خفهشو -
خواب؟
اون خواب نبود
من همهچي رو خيلي واضح يادمه
فکر کردي من خوابيدم، مگه نه؟
من تا وقتي که صداي مداد نوکي رو شنيدم خواب بودم
کدوم مداد نوکي؟
تو دکمهش رو فشار ميدادي و درست جلوي چشمام نوکش افتاد
داداشم کجاست؟
با يو-سئوک چيکار کردي؟
جوابم رو بده
ولم کن - اينو بذار زمين -
ولم کن
فقط يه لحظه - ولم کن -
صبر کن، آروم باش، خواهش ميکنم - ولم کن -
خواهش ميکنم - ولم کن، عوضي -
,,,ولم کن، مادر - جين-سئوک، آروم باش -
خواهش ميکنم، آروم باش
ولم کن - خواهش ميکنم، آروم باش -
ولم کن - خواهش ميکنم -
جين-سئوک، لطفا آروم باش، باشه؟
سعي نکن منو گول بزني - جين-سئوک، آروم باش -
دارم بهت حقيقت رو ميگم ديشب واقعا جايي نرفتم
پس چيزايي که من ديدم چي بود؟
اون آدما کي بودن و باهام چيکار کردن؟
لطفا آروم باش, به حرفم گوش بده، باشه؟
جين-سئوک، هيچکدوم از اين اتفاقا نيوفتاده، باشه؟
از مداد تا تاکسي گرفتنت و اون مردايي که تعقيبت کردن
درواقع هيچکدوم از اين اتفاقا نيوفتاده
پس چيزايي که من يادمه چي؟
همهچي رو واضح يادمه چطوري اينو توضيح ميدي؟
جين-سئوک، داروهات
ديروز داروهات رو خوردي؟ جوابم رو بده
جين-سئوک، اونجا داري چيکار ميکني؟
هيچي
نخورديش، مگه نه؟
يو-سئوک
متاسفم
مامان به زودي مياد خونه سعي کن يه کمي استراحت کني
باشه
الو؟
تو راهم، فقط صبرکن
تاکسي گرفتنت و اون مردايي که تعقيبت کردن
درواقع هيچکدوم از اين اتفاقا نيوفتاده
من اصلا درمورد تاکسي گرفتن به اون نگفتم
جين-سئوک، من برگشتم
مامان
چيه؟
چي شده؟
خب
درمورد يو-سئوک
,,,اين
اين واقعا اتفاق افتاد؟
آره، راستش اتفاق افتاد، من ازش مطمئنم
بايد درموردش با بابات حرف بزنم
نه، مامان، فعلا به بابا نگو
ما بايد بهش بگيم - نه، به حرفم گوش کن، مامان -
اگه امشب بازم بره بيرون
ما بايد بابا رو بيدار کنيم و باهمديگه تعقيبش کنيم
يو-سئوک
تو ميگي که يو-سئوک واقعا اين کارو کرد، مگه نه؟
اين يارو يو-سئوک نيست
چرا دير جواب دادي؟
زود برگرد، ما يه مشکل بزرگ داريم
فکر کنم که اون احمق بو برده
آره
درسته
درسته
آره
اون واضح بهم گفت که تو برادرش نيستي
همينطور بهم گفت ديشب وقتي که تعقيبت ميکرده همهچي رو ديده
اون گفت که پاهات سالم بودن و اون کارآگاهها قلابي بودن
بعد گفت درحالي که تعقيب ميشده يه دفعه تو خونه بيدار شده
اون خيلي واضح بهم گفت
آره، دارم بهت ميگم اون بهم گفت
آره
درسته
آره، ميدونم
درسته
چيزي که ميگم اينه که
کسي اونجاست؟
تويي، جين-سئوک؟
کسي اونجاست؟
نه، يه چيزي شنيدم
فکر ميکني اون ممکنه اومده باشه پايين؟
اون به نظر ميرسه الان طبقه بالا خوابه
من با دوتا چشماي خودم چند لحظه پيش ديدم
خيليخب، اتاقش رو یه نگاه ميندازم
آقاي پارک، چقدر ديگه طول ميکشه؟
ميدوني که الان چه اتفاقي ميوفته؟ فورا برگرد اينجا
آقاي چوي هم تو راه برگشته
الان از خواب بيدار شدي؟
خيس عرق شدي
کاملا خيس عرق شدي
بايد عجله کني، فورا برگرد
پوشش منم لو رفت
جين-سئوک، جايي ميري؟
بابا
کجا داري ميري؟
دارم به ديدن يه دوست ميرم
فهميدم
آره - کدوم دوست؟ -
ميخواي کدوم دوست رو ببيني؟
احتمالا اونو نميشناسي زود برميگردم
جين-سئوک
مطلقا نميتوني بري
بريم داخل
بيا داخل حرف بزنيم
گفتم بايد بريم داخل
بگيرش
نذار اون عوضي فرار کنه
چي شده؟ - لطفا کمکم کنيد -
خواهش ميکنم کمکم کنيد - قضيه اين مرد چيه؟ -
لعنتي
مزخرف نگو - خودت قبلا گفتيش -
بچهها، يکي يکي, من چندتا سوال ميپرسم اول، اسمت
من جي-هيونگ يئان هستم
آقاي جي-هيونگ يئان
خيليخب، سعي ميکنم چيزي که به ما گفتي رو خلاصه کنم
به طور خلاصه
چندنفر بيشتر از يک ماه تو رو اسير کردن
و تو فرار کردي
آره، درسته
تو توي خونه دوطبقه که اونجاست اسير شده بودي
و اون افراد تو رو فريب دادن و تظاهر ميکردن که خانوادهات هستن
آره، درسته
به عبارت ديگه، تو فکر ميکردي که اونا خانوادهات هستن
خانواده تنيت
آره، همين فکر رو ميکردم، ولي
خب - چرا بهشون اعتماد کردي؟ -
فقط تظاهر کردن به اينکه خانوادهات هستن نبايد واقعا کافي باشه که فريب بخوري
من واقعا نميتونم هيچکدوم اينا رو بفهمم
چرا
چرا دروغاشون رو باور کردم؟ نميتونم
خيليخب
توي سيستم اونو پيدا کردي؟ - بله، قربان -
ما هويتش هم تاييد کرديم
پس بايد بلافاصله برام مياورديش منتظر چي بودي؟
متاسفم، قربان - بدش به من -
چيز قابل توجهي داره؟
شماره ملیت 770427-1665177ـه
درسته؟ - بله، منم -
نه گزارش گمشدني وجود داره و نه سابقه کيفري
واقعا هيچي اينجا نيست
اگه سال 1977 به دنيا اومدي يني الان 41 سال هستي
ببخشيد؟
من 21 سالمه
خدايا، ببين
وقتي سال 1977 به دنيا اومدي چطور ميميتونه 21 سالت باشه؟
سال 1977ـه، پس من 21 سالمه
آقا
خوب به تقويمي که اونجاست نگاه کن و بعد من تکرار کن
الان سال 2017ـه
اوه خدايا
آقا شما مسلما يه مشکلي داري يه مشکل جدي
هي، تلويزيون رو روشن کن بايد الان اخبار پخش بشه
چشم، قربان
بحث ديدار رئيس جمهور در آمريکا" "به طور رسمي
بر سر رابطه دو کشور" "و همچنين مسائل ديگر رو ميز بود
اما گفته ميشه که" "اون مورد استقبال پادشاهانهي قرار گرفته
رئيس جمهور ترامپ سالن ضيافتي رو برپا کرده" "که بيسابقهست
"و اون همچنين به رئيس جمهور مون"
بعضي از مناطق خاص" "در کاخ سفيد رو نشون داد
گزارشگر يانگ-تاي جيونگ" "الان اونجاست، تا بيشتر به ما بگه
"گار افتخاري نيروهاي مسلح آمريکا"
"در ورودي جنوبي کاخ سفيد به خط شدن"
چنين استقبالي فقط" "از مهمانان دولت صورت ميگيره
با اينکه دو رئيس جمهور گفتگويي نداشتند سر پوشيدن لباس
,,,ولي يکجور لباس پوشيدند و
بيايد بيرون
بيايد حرف بزنيم
اينجا,,, اينجا چه اتفاقي افتاده؟
نقشهمون يه بار ديگه شکست خورد
شماها کي هستين؟
تنها چيزي که ميخواي بدوني همينه؟
شرط ميبندم چيزهاي خيلي زيادي وجود داره که مشتاقي بدوني
بهم بگو, شماها باهام چيکار کردين؟
20سال پيش بود
تو تاريخ 20 دسامبر 1997
يه خانواده تو خونهاشون در حومه سئول کشته شدن
همه توي همين اتاق
شماها خيلي کار ميکنيد
چه اتفاقي افتاده؟ - هي -
خدايا
اون پروندهاي بود که يه مادر و دخترش به طرز وحشيانهاي توي همين اتاق
با يه سلاح نوک تيز کشته شده بودن
هيچي به سرقت نرفته بود
پزشکي قانوني
"پليس مصمم به حل پرونده بنظر نميرسد"
"پرونده يک راز باقي ميماند"
پرونده باعث ايجاد خشم و علاقه در سراسر کشور شد
و حتي يه تيم تحقيقاتي ويژه براي حل مسئله تشکيل دادن
قاتل کجاست؟
با اين حال پليس در تلاشش براي گرفتن قاتل شکست خورد
در جستجوي شاهد
سالها گذاشت
با گذشت زمان
مردم به تدريج اين پرونده رو فراموش کردن
اونا بعد از سپري شدن قانون مرور زمان به طور کامل فراموشش کردن (قانون مرور زمان: اگه بعد از چندسال مجرم پيدا نشه پرونده بسته ميشه)
ولي خانواده قربانيان نتونستن فراموشش کنن
اونا آدمايي رو براي تحقيق دوباره روي پرونده استخدام کردن
گزارش قتل سيونگ شين-دونگ
ماهها گذاشت
فصلها هم تغيير کردن
توي يه روز بهاري بعد از گذشت 4سال
اونا بالاخره قاتل رو گير انداختن
چرا اون کارو کردي؟
تو حتي اونا رو نميشناختي
اصلا چيزي ازش يادم نيست
هيچي يادت نمياد؟
درسته
بکشش
پس، تو ميگي که من قاتلم؟
آره
قاتلي
نه
غيرممکنه
درمورد چيزاي ديگه نميدونم ولي ميدونم که من تاحالا کسي رو نکشتم
آشغال عوضي، بعد از اينکه گرفتيمت همهش انکارش کردي
ما اين واقعيت رو ميدونستيم که تو قاتل بودي
ولي ما همونطور که داشتيم تماشات ميکرديم فکر ميکرديم بنظر راستگو مياي
ميدوني که، مردم احساساتي ميشن
به نظر نميرسيد دروغ میگي
خانواده قربانيها وقتي که درموردش فهميدن به شدت گيج شدن
وضعيت به شيوهاي نامعقول آشکار بود
اونا بالاخره مردي رو که خانواده و زندگيشون رو ازبين برد رو پيدا کردن
اونا آماده گرفتن انتقامشون بودن ولي اون چيزي به ياد نمياورد
اون نميدونست چرا اين کارو کرده
يا اينکه اون تنهايي انجامش داده يا نه
يا اينکه کسي بهش دستور داده که قربانيها رو بکشه يا نه
اون هيچ خاطرهاي از چيزي که اتفاق افتاده بود نداشت پس اونا نميتونستن پيشش برن و اونو بکشن
بنابراين، ما يه متخصص ديگه رو استخدام کرديم
اون به عنوان يه متخصص تحقيقات هيپنوتيزم پزشکي قانوني در نيروي پليس کار ميکرد
من پارک سيونگ-داِ هستم
بايد فرض کنيم که اين خط زندگي جين-سئوک سونگ تاحالا رو نشون ميده
،بذاريد به دوران کودکيش دوران نوجواني و
20سالگي، 30سالگي، و 40سالگيش تقسيم کنيم
چرا نميتوني بازش کني؟
نميتونم بازش کنم
درحدود اين زمان، اون دردناکترين رويدادهاي زندگيش رو تجربه کرده
و تمام خاطرات مربوط به اون زمان از ذهنش پاک شده
بازم باید تلاشـتونو بکنید
طبق دستور داده شده مبنی بر برگردوندن خاطرات پاک شده
ما همه چيزها رو از جمله هيپنوتيزم رو امتحان کرديم
اما پایداری ذهنیـش خیلی قویه
براي همين اين روش جواب نميده
حدسمون درست بود
تو واقعا هيچ خاطرهاي از چيزي که اتفاق افتاده نداشتي
اختلالات فراموش
خاطرات خيلي تکان دهندهای بودن
که خودت فراموششون کردي لعنتي حرومزاده
چيزي که ميتونيم امتحان کنيم اينه که
زمان رو برگردونيم به عقب، درست قبل اينکه اون درگير اين حادثه شده
به عبارت ديگه، قبل از رويداد تکان دهندهاي که تجربه کرده
يعني، زمان رو برگردونيم به موقعي که اين عوضي خوشحال بوده؟
دقيقا, قبل از 6 مي 1997
و اين يه داروي خواب آور به اسم باربيتالـه
بايد اول اين دارو رو به خوردش بديم
آقاي چوي، اين باعث افتخاره
که شما ميخواستيد با اين خانم پير ملاقات کنيد
قبلا بهم گفته بودي که ميخواستي بازيگرشي
اگه بهش به عنوان يه نقش فکر کني ميتوني به راحتي درکش کني
ما اونو هيپنوتيزم ميکنيم
و بهش ميگم که داره با يه قطار سفر ميکنه
اون درطول قطار سواري از تونلها عبور ميکنه
ما هربار که اون از يه تونل ميگذره بهش ميگيم که
برگرده به سالي در گذشتهاش که توی اون سال خوشحال بوده
خب، چطوري اين کارو ميکنيم؟
خيليخب, تو الان درحال ورود به اولين تونل هستي
و تو از تونل خارج شدي
الان تو چه سالي هستي؟
الان چه ساليه؟
يه بار ديگه ميپرسم
الان تو چه سالي هستي؟
الان
سال
1997ـه
الان چند سالته؟
21سالمه
خوبه
الان کجايي؟
توي ماشين
داخل يه ماشين؟
با کي هستي و کجا داري ميري؟
با مامانم
بابا
و داداشم هستم
داريم به خونه جديدمون ميريم
درحال حاضر داري تو ماشين چيکار ميکني؟
من خوابيدم و سرم روي شونه مامانمه
فعلا همينجوري بخواب
وقتي که بهت گفتم وقتشه بيدار بشي بيدار ميشي
باشه
و حتي بعد از اينکه بيدار شدي
تو هنوز 21 ساله هستي
در سال 1997 زندگي ميکني
آدمايي که داخل ماشين باهات هستن
بابات
مامانت
و داداشت هستن، باشه؟
خيليخب
حالا تو با شماره سه
بيدار ميشي
يک
دو
سه
خداي من
خيس عرق شدي
خوبي، جين سئوک؟
مامان
آره، جين-سئوک
شرط ميبندم اون فکر ميکنه خونه جديد به يه دليلي آشنا به نظر ميرسه
یعنی قاتل جلوی خونه ایستاده بود
جایی که 20 سال پیش مرتکب قتل شده
طبیعی بود که خونه برات آشنایی به نظر میرسید
روبراهی؟ - اره -
پسری که رفت طبقه پایین برادر بزرگترته؟
شبیه بهم نیستیم، هستیم؟- چند سالشه؟ -
برا چی میپرسی؟ - معذرت میخوام -
صدای چی بود؟
صدای رعد و برق نبود؟
خدایا، خیلی سخت میشد اینطوری
دقیقا
لعنتی ، گند زدیم
خیلی خب میفهمم
وقتی اینطوری میشی به هوای تازه احتیاج داری
,چی؟ بیرون داره بارون میاد ""چندتا مشکل کوچیک وجود داشت
اما همه چیز کم و بیش طبق نقشه مون پیش میرفت
نقشه کشیدیم خاطرات قاتل رو از اون شب بارونی بازسازی کنیم
صحنه قتل رو با آخرین جزئیات بخوبی بازسازی کردیم
حتی موزیکی که 20 سال قبل زمان قتل داشت پخش می شد
برای اجرای مجدد آماده بود
آقای پارک
بله بابا
بابا بود؟
چند لحظه منتظر باش ، باشه؟
تنها چیزی که باقی مونده بود قاتل بود
که مثل اون شب وارد همون وضعیت شه
اما یه اتفاق کاملا غیرمنتظره پیش اومد
ما پلیس هستیم
به جرم ورود غیرمجاز و کلاهبرداری بازداشتید
پلیسای لعنتی اون لحظه منو از کارم عقب انداختن
یو-سئوک
منو بازداشت کردن
اونا دزدیدنش - "تقریبا نقشه بی نقص مونو خراب کردن"
یو-سئوک رو دزدیدن - "اما خوب شد"
تو کاملا برداشت اشتباهی از موقعیت پیدا کردی
جین-سئوک چی شده؟
یعنی چی شد؟- اونو دزدیدن؟ -
سعی کن با آقای چوی تماس بگیری
چی شده؟
بعد بالاخره با رشوه تونستم آزاد شم و مخفیانه همه چیو کنترل میکردم
برای 19 روز کشش دادیم
قصد داشتم تو زودترین زمان مجددا رو نقشه ,,,کارکنم اما
لعنتی بارونی وجود نداشت
امروز آفتابی
بدون بارون نمیتونستیم کاری رو شروع کنیم
طی چندروز منتظر بارون موندیم
"اثر هیپنوتیزم داشت از بین می رفت" یه چیز دیگه -
"طوری که مشکوک شدی" اون احمق تا اینجا تعقیبم کرد -
اون گفت که پاهات سالم بودن و اون کارآگاهها قلابي بودن
شکت بیشتر شد
و ما رو به اینجا رسوند
الان متوجه شدی؟
چرا اون کارها رو انجام دادیم و چرا تو به اینجا رسیدی؟
مشکل چیه؟
فکر میکنی دروغ میگم یا چی؟
نه
مطمئنم همهش درست بوده غیر از یه چیز
چه چیزی؟
اون من نبودم
من هیچوقت کسی رو نکشتم
تو یه آشغالی
تو دو نفر رو کشتی
و خودتم به زودی میمیری
به دردناک ترین روش ممکن اینو میفهمی؟
نه
من نمیخوام بمیرم
حرومزاده
اون یه حرومزاده ست
دور بزن
بهت میگم ماشین رو برگردون
اون کجاست؟ اون احمق کجا رفت؟
سریعتر
سریعتر برو
اونجا، اون سمته
!هی
همینجا نگه دار
چه کوفتی شد؟
هی همین الان ماشینتو تکون بده
برو
عجله کن
لعنتی
گندش بزنن
,,,تو یه
آقا
حالتون خوبه؟ خدایا
اونجا اورژانس ـه؟ یه تصادف اتفاق افتاده
تصادف ماشین
,,,,آره یه مرد از تاریکی پرید وسط جاده, این
الان داره نفس میکشه, فشارش 80 روی 60 ـه - آدرنالین 8 میکروگرم، دوپامین 10 میکروگرم -
حالتون خوبه؟
میدونید الان کجا هستید؟
ماه می 1997
جین سئوک
جین سئوک
بله یو سئوک - ماشین درست شده -
جین سئوک میخوایم بریم ، بدو بیا
خیلی خب مامان دارم میام
بابا دوست بچگی هام "جین سان" رو یادته؟
آره همونی نبود که خونواده ش فست فود داشتن؟
آره خودشه - آره، الان چیکار میکنه؟ -
خیلی زود ازدواج کرد
واقعا؟ جدی میگی؟ - آره -
جین سئوک باید خسته شده باشی
به من تکیه بده
پس اون و دوست دخترش خیلی وقته باهم هستن
الان دختره حامله ست - واقعا؟ -
آره
تو الانا با کسی هستی؟
نه نیستم
باید رو درسم تمرکز کنم,میدونی که
6ماه بعد
هم وطنان من
درحال حاضر اقتصاد ما
در وضعیت وخیمی ست
"سخنرانی رئیس جمهور زمان بحران مالی"
بحران اقتصادی که در کشورهای جنوب شرقی آسیا آغاز شده
همزمان با مشکلات ساختار اقتصادی ما موجب شده که
احساس بروز بحران عمیق تر شود
با توجه به توسعه اقتصادی
که ما در سه دهه اخیر بدست آورده ایم
همه ی کشورها به اقتصاد پایدار ما غبطه می خورند
وام نقدی فوری
نه ما نمیتونیم استخدامت کنیم
جناب خواهش میکنم همین یکبار کمک کنید
لطفا، ازتون خواهش میکنم
گم شو
,من فقط دیپلم دبیرستان دارم بله،دبیرستان دولتی می رفتم
واقعا شرمنده م که اینو میپرسم اما برای من امکانش هست
که حقوق چندماه رو پیش بگیرم؟
من یه جوان 21 ساله سخت کوش م
برادر عزیزم درحال حاظر به شدت بیماره
اگر به من اعتماد کنید و پیش پرداخت انجام بدین مطمئنم که محبت تونو جبران می کنم
دکتر
تو هردو والدینت رو بخاطر تصادف از دست دادی
و برادرت هم بیشتر از نصف سال بستری بوده
حتی نمیدونم بعنوان دکتر چی بهت بگم
واقعا متاسفم که مجبورم اینو بهت بگم
اما بیشتر از این نمیتونیم دارو تجویز کنیم
اون باید تو اولین فرصت جراحی بشه
این تنها راهیه که جونشو نجات بدیم
درسته
سرعقل بیا، امکانش هست؟
تو حتی میدونی چقد اینکار ممکنه خطرناک باشه؟
تو فروش غیرقانونی اعضا جراحی رو دکترا انجام نمیدن
اونایی که اعضاشونو می فروشن زیاد زنده نمی مونن
خیلیا هم زمان جراحی می میرن
من موقعیت تو میفهمم اما بیخالش شو
یعنی کشور داره به فنا میره
تواین مواقع باید همه چیز رو بیخیال شی و بزاری کنار
پیام جدید
پرنده آبی شما رو به گروه گفتگو دعوت کرده قبول می کنید؟
مرد مهتابی وارد اتاق گفتگو شد
واقعا منظورت همونی بود که تو اعلامیه درخواست کار نوشتی؟
آره واقعا منظورم همونه, به نحو احسنت انجام میدم فرق نداره چه کاری باشه
حتی با اون قسمت که باید روح تو واگذار کنی؟
اون قسمت؟
چرا همچین سوالی می پرسی؟
چرا همچین سوالی می پرسی؟
چون تو به پول نیاز داری
و من به ناامیدی ت نیاز دارم
چه مبلغی مدنظرته؟
ممکنه یه کم بیشتر در مورد کار بهم بگی؟
,,,برای کشتن یه نفر پول میگیری
,,,برای کشتن یه نفر پول میگیری
,,,برای کشتن یه نفر پول میگیری
بهت وقت میدم درموردش فکر کنی تا فردا ظهر وقت داری
به شماره من پیام بده اگه تصمیم گرفتی پیشنهادمو قبول کنی
یادت نره! فرصتت رو فردا بعد از ظهر از دست میدی
پرنده آبی اتاق رو ترک کرد
الان بهم بگو, کسی دیگه اینجا نیست
,,,خدایا، واقعا, من هم - یو سئوک -
مایلید پیغام را ارسال کنید؟
مایلید پیغام را ارسال کنید؟
بله
سلام؟
یادداشت کن
آدرسی رو که الان میخوام بهت بدم
،سئول ، خیابان سئونگ سو گو کوچه سئونگ شین دونگ، پلاک 425
سه نفر تو اون خونه هستن
یه زن و دوتا بچه
آسیبی به بچه ها نزن
فقط زن ـه رو خلاص کن
فراموش نکن
فقط زن ـه رو خلاص کن
تویی عزیزم؟
عزیزم
عزیزم؟
نه,,, لطفا جیغ نکش
من الان میرم
لطفا جیغ نکش
متاسفم
باید یه لحظه عقلمو از دست داده باشم
واقعا متاسفم - مامان -
بابا اومده خونه؟ -
,,,نه ، اون - جیغ نکش -
بهت گفتم جیغ نکش
لطفا جیغ نکش
!نه
جیغ نکش لطفا
وایسا
لطفا بس کن
من الان میرم
لطفا دیگه جیغ نکش
بهت گفته بودم
بهت گفتم بس کن
متاسفم
برا همین بود که گفتم جیغ نکش
بهت گفتم! بهت گفتم دیگه جیغ نکش
چان می
!!!جیغ نکش
آقا
آقا شما کی هستین؟
مامانم کجا رفته؟
اگه کاری رو که میگم انجام بدی
منم مامان و خواهرتو میارم خونه
واقعا؟
برو تو اتاقت و روتو با پتو بپوشون
بعدش از یک تا صد بشمار
ده بار باشه؟ ده بار
فهمیدی چی میگم,درسته؟
اره
یک ، دو ، سه
,,,چهار، پنج ، شش
سلام؟
یادداشت کن
آدرسی که الان میخوام بهت بگم
،سئول ، خیابان سئونگ سو گو کوچه سئونگ شین دونگ، پلاک 425
سه نفر تو اون خونه هستن
یه زن و دوتا بچه
به بچه ها آسیبی نزن
فقط زن ـه رو خلاص کن
نود و هشت، نود و نه , صد
یک
دو ، سه
,,,چهار، پنج ، شش
سلام؟
بابا
سئونگ یوک ، چی شده؟
بابا من به حرف آقاهه گوش دادم
از یک تا صد رو شمردم ده بار
اما هم مامان هم "چان می" افتادن رو زمین و خون ازشون میره
چان می چش شده؟
نفس نمی کشه
باشه من یه کم دیگه خونه م
دکتر چرا همچین کاری کردین؟
اونا خونواده ت بودن
قربانی کردن همسرم
میتونست مانع از به ته خط رسیدن خونواده م بشه
,,,با پول دریافتی از بیمه
تو نمیتونی همچین کاری رو با ,,,خونوادت انجام بدی,دکتر
تو پیشنهادمو در ازای نجات برادرت قبول کردی
منم اینکارو برا بچه هام کردم
,,,اما
اما تو همه چی رو خراب کردی
الان دخترم مرده برادر توئم به همین زودیا میمیره
خب توئم باید بمیری
,,,وایسا دکتر
بمیر
چرا باید اینکارو بامن کنی؟
برا هیچی
فقط بمیر
نه خواهش میکنم نه
!نه
مردم راحت نمی میرن، درسته؟
همه اینا باید برات سخت باشه
من هم خسته شدم
به بدختی ت خاتمه میدم
خانواده قربانی ها کجان؟
چرا اینو می پرسی؟
خواهش میکنم حتما اینو بهشون بگی
که من واقعا متاسفم
حافظه ت باید برگشته باشه
چرا اینکارو کردی؟
چرا اون زن و دخترش رو کشتی؟
یکی بهت دستور داده بود درسته؟
برحسب اتفاق
شوهر اون زن تو رو استخدام نکرده بود؟
اخیرا یه سری اطلاعات بدست آوردم
ظاهرا اون یه قرارداد بیمه عمر برا زنش امضا کرده بود
یک ماه قبل از اینکه اون حادثه اتفاق بیفته
اون تو رو اجیر کرد؟
بخاطر پول بیمه؟
خانواده قربانی ها میخوان حقیقت رو بدونن
اون پسری که نکشتی رو یادته درسته؟
اون بچه کوچولو
تو باید حقیقت رو بهش بگی و برای بخشش ت التماس کنی
تو بهم گفتی که اگه من از یک تا صد رو
ده بار بشمارم مادرمو میاری خونه
تو میدونی زندگیم بعد از اون روز چقدر تغییر کرد؟
بستگانم همه پولا رو گرفتن
و منو به یتیم خونه سپردن
لعنتی من هرشب گریه کردم و به خودم گفتم
که وقتی بزرگ شدم حتما اون مرد رو گیر میارم
کسی رو که کل خانوادمو کشت
و تقاص شو ازش میگیرم مهم نیست چطور
,,,,لعنتی، درسته چرا اون بچه رو هم نکشتم؟
تو باید اون بچه رو هم می کشتی توی حرومزاده
,,,من متاسفم
متاسفم
من متاسفم
واقعا متاسفم
من متاسفم
لعنت بهت
الان بهم بگو
شوهرش تو رو اجیر کرد؟
جوابمو بده
ازت میخوام بگی پدرم تورو استخدام کرده بود
نه
خودم اینکارو کردم
همه شو
همش کار منه
چه مزخرفاتی
خودم میدونستم
این واقعیت که شوهرش قرارداد بیمه عمر امضا کرده
فقط باید یه تصادف باشه
درسته؟ لعنتی درست میگم؟
چه مزخرفاتی
واقعا ازم انتظار داری اینو قبول کنم؟
برات بهترینا رو آرزو میکنم
ببخشید آقا
اون طرف بن بسته
باید از این سمت برید تا برسین به آسانسور
فراموشی
جین سئوک
ماشین درست شده
جین سئوک میخوایم حرکت کنیم بدو بیا
خیلی خب مامان دارم میام
رسانه اینترنتی سلام دانلود fr.salamdl20.pw جامعترین سایت فیلم و سریال
سلام
چندسالته؟
5سالته؟
رسانه اینترنتی سلام دانلود fr.salamdl20.pw جامعترین سایت فیلم و سریال
من نمیخوام، همه ش مال خودت
!سئونگ یوک، سئونگ یوک چوی
مامان
رسانه اینترنتی سلام دانلود fr.salamdl20.pw جامعترین سایت فیلم و سریال
بیا بریم
درباره چی حرف می زدین؟
بهت خوش گذشت؟
میخوای بریم شهربازی؟
سئونگ یوک، بگو باشه, بزن بریم بدو، بزن قدش
درد داشت؟ - بزن بریم -
میخوای سوار چی بشی؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.