All language subtitles for Lee Soon Shin Is The Best Episode 25
Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated:
1
00:00:00,000 --> 00:00:03,010
ترجمه شده توسطِ
-= D & X =-
2
00:00:03,420 --> 00:00:07,760
. . سونگ ميريونگ " ؛ " -
چکار ميکني ؟ -
3
00:00:10,400 --> 00:00:11,560
! مامان
4
00:00:15,500 --> 00:00:17,300
. مامان
5
00:00:17,300 --> 00:00:19,890
حالت خوبه ؟
6
00:00:23,470 --> 00:00:26,380
اينجا چکار ميکنيد استاد ؟
7
00:00:29,310 --> 00:00:31,190
چتون شده ؟
8
00:00:31,950 --> 00:00:34,520
با مادرم چکار داريد ؟
9
00:00:36,870 --> 00:00:38,950
. مامان . . پاشو بريم
10
00:00:53,310 --> 00:00:55,170
. " آقاي " هوانگ
11
00:00:55,170 --> 00:00:56,430
. " جناب " شين
12
00:00:56,930 --> 00:00:58,680
شما کجا اين کجا ؟
13
00:01:00,550 --> 00:01:03,640
. . خب -
اينجا چکار ميکنيد ؟ -
14
00:01:03,640 --> 00:01:05,820
استاد " سونگ " کجان ؟
15
00:01:06,350 --> 00:01:08,130
. . خب . . راستش
16
00:01:11,660 --> 00:01:14,030
چرا از اونجا دارين بيرون مياين ؟
17
00:01:14,030 --> 00:01:15,450
اينجا چکار ميکنيد آقاي " شين " ؟
18
00:01:16,060 --> 00:01:19,440
داشتم ميومدم شما رو ببينم تا درباره ي
. اون مصاحبه ي مطبوعاتي حرف بزنيم
19
00:01:19,810 --> 00:01:21,640
. پس بريم
20
00:01:22,890 --> 00:01:27,050
الان ديدنِ خانواده ي " سونشين " رفته بوديد ؟
21
00:01:27,260 --> 00:01:28,730
. آره
22
00:01:29,650 --> 00:01:30,860
چرا ؟
23
00:01:31,460 --> 00:01:33,680
! اون دخترمه
24
00:01:37,960 --> 00:01:39,810
چي ؟
25
00:01:39,810 --> 00:01:45,030
الان چي گفتين ؟
. فکر کنم اشتباه شنيدم
26
00:01:46,420 --> 00:01:49,640
. سونشين " دخترمه "
27
00:02:03,020 --> 00:02:05,360
مامان . . چي شده ؟
28
00:02:05,360 --> 00:02:07,770
استاد " سونگ " تو خونه امون چيکار ميکرد ؟
29
00:02:09,010 --> 00:02:10,430
. . خب
30
00:02:10,430 --> 00:02:12,340
. مامان
31
00:02:16,280 --> 00:02:20,650
بخاطر منه ؟
32
00:02:20,650 --> 00:02:23,130
. نه . . به تو ارتباطي نداره
33
00:02:23,130 --> 00:02:27,530
سونگ ميريونگ " و مادربزرگت "
. از خيلي وقت پيش همديگه رو مي شناختن
34
00:02:27,530 --> 00:02:29,113
جدي ؟
35
00:02:29,113 --> 00:02:33,200
آره . . چونکه همشهرين
. همديگه رو مي شناختن
36
00:02:33,200 --> 00:02:35,080
بخاطر همينم اينجا اومده بود
. تا به مادربزرگِت سلامي بکنه
37
00:02:35,940 --> 00:02:37,820
واو . . جدي ؟
38
00:02:37,820 --> 00:02:40,160
چطور همچين چيزي ممکنه ؟
39
00:02:40,160 --> 00:02:41,940
ميدونم . . تو هم همينطور فکر ميکني ؟
40
00:02:43,980 --> 00:02:47,830
راستي ؛
چرا داشتيد با خانم " سونگ " دعوا ميکرديد ؟
41
00:02:47,830 --> 00:02:51,160
. دعوا نمي کرديم
42
00:02:52,720 --> 00:02:55,550
. من خوبم
43
00:02:55,550 --> 00:02:58,870
داشتيم از گذشته ها حرف ميزديم و ميدوني ؛
. يهويي بحثمون شد
44
00:02:58,870 --> 00:03:01,113
از قديما " ؟ "
45
00:03:01,113 --> 00:03:04,520
. برو استراحت کن
. بايد خسته باشي
46
00:03:04,520 --> 00:03:07,000
. آره . . بايد بري استراحت کني
. بيا بريم بالا
47
00:03:07,000 --> 00:03:09,550
. شب بخير مامان
. بريم
48
00:03:25,560 --> 00:03:29,840
يعني تو زندگي قبليم
چه اشتباهي مرتکب شدم ؟
49
00:03:29,840 --> 00:03:33,000
چطور ممکنه ؟
50
00:03:38,790 --> 00:03:41,070
مادربزرگ . . حالتون خوبه ؟
51
00:03:47,240 --> 00:03:50,050
اون زنيکه رفت ؟ -
. بله -
52
00:04:00,190 --> 00:04:01,920
. عجب زنِ هولناکيه
53
00:04:01,920 --> 00:04:08,230
چطور ميتونه اينقدر گستاخ باشه ؟
چطور جرات کرده بياد اينجا و اون حرفا رو بهمون بزنه ؟
54
00:04:09,310 --> 00:04:14,910
ميخواد بره به همه بگه
. که " سونشين " دخترشه
55
00:04:17,310 --> 00:04:26,020
همچين چيزي ؛ باعث رسوايي خانواده امون
. و " چانگهون"ـه
56
00:04:29,180 --> 00:04:33,060
. بايد جلوشو بگيري
57
00:04:33,060 --> 00:04:34,380
فهميدي ؟
58
00:04:40,440 --> 00:04:42,910
چرا قبلا چيزي بهم نگفتيد ؟
59
00:04:43,740 --> 00:04:44,830
. خب الان گفتم
60
00:04:44,830 --> 00:04:47,730
! اما بهم نگفته بودين که " سونشين " دخترتونه
61
00:04:48,540 --> 00:04:51,210
اصلا چرا بايد بهت ميگفتم ؟
62
00:04:52,170 --> 00:04:54,290
خودشم ميدونه ؟
63
00:04:54,290 --> 00:04:55,360
چيُ ؟
64
00:04:55,360 --> 00:04:57,470
. رابطه ي شما و خودشو
65
00:04:58,870 --> 00:05:00,700
. حالا مي فهمه
66
00:05:00,700 --> 00:05:02,860
دستم انداختيد ؟
67
00:05:02,860 --> 00:05:07,840
بايد قبل ازاينکه بهم بگين برم مصاحبه ي مطبوعاتيُ
. ترتيب بدم . . اول به " سونشين " همه چيُ مي گفتيد
68
00:05:07,840 --> 00:05:10,710
به اين فکر نکرديد که " سونشين " ممکنه
بابت همچين چيزي چقدر صدمه ببينه ؟
69
00:05:13,360 --> 00:05:19,130
نمي فهمين آقاي " شين " ؟ اونچه بايد
. براي شما مهم باشه . . حرفه ي منه
70
00:05:19,130 --> 00:05:22,940
ميخواين هرچي قرداد تبليغاتي دارمُ ازدست بدم و
بعدشم به نظر مردم آدم بدجنسي بنظر برسم ؟
71
00:05:23,870 --> 00:05:28,600
ميخواين حرفه اي که با اين همه جون کندن ساختم
بي نتيجه و بي فايده به انتها برسه ؟
72
00:05:28,600 --> 00:05:30,420
به شرکتِ خودتون اهميت نميدين ؟
73
00:05:32,400 --> 00:05:40,370
من مادرشم . خودم بهش رسيدگي ميکنم ؛
. شما هم فقط بايد اون مصاحبه ي مطبوعاتيُ ترتيب بديد
74
00:05:50,970 --> 00:05:54,560
عزيزم ؛ " ميريونگ " ؛
امروز اومده بود بيمارستانت ؟
75
00:05:54,560 --> 00:05:56,180
چطور مگه ؟
76
00:05:56,180 --> 00:05:58,470
. آخه تلفنشُ جواب نميده
77
00:05:58,470 --> 00:06:01,530
براش يه دسر خوشمزه درست کردم و ميخواستم
. بهش زنگ بزنم و براش ببرم
78
00:06:01,530 --> 00:06:03,270
از دستم عصباني شده ؟
79
00:06:03,270 --> 00:06:06,310
با اون حرفايي که زدي ؛
کيه که عصباني نشه ؟
80
00:06:06,310 --> 00:06:08,710
تو چت شده ؟
. اون حرفا همه اشون عينِ واقعيت بودن
81
00:06:08,990 --> 00:06:14,180
بهش گفتم تا وضعيتِ از کوره در رفتنِش بدتر نشده
. هرچه زودتر ازدواج کنه
82
00:06:14,180 --> 00:06:16,220
. بخاطر خودش اون حرفا رو زدم
83
00:06:16,220 --> 00:06:18,320
. اون اصلا مخش قاطي داره
84
00:06:18,320 --> 00:06:23,090
چرا نسبت به احساسات مردم
اينقدر بي پروا رفتار ميکني ؟
85
00:06:24,070 --> 00:06:28,740
شوخيت گرفته ؟
. من همچين آدمي نيستم
86
00:06:28,740 --> 00:06:33,120
. اتفاقا خيلي هم بهش اهميت ميدم
مگه نشنيدي گفتم براش دسر درست کردم ؟
87
00:06:33,120 --> 00:06:35,980
کي ازت خواسته بود ؟
88
00:06:35,980 --> 00:06:40,100
. تو فقط هرطور خودت بخواي فکر ميکني
89
00:06:40,100 --> 00:06:42,270
. . عزيزم
90
00:06:44,280 --> 00:06:48,650
حالا ديگه طرفِ " ميريونگ"ـو مي گيري ؟
91
00:06:49,510 --> 00:06:51,120
چي ؟
92
00:06:52,880 --> 00:06:58,980
. اين اواخر خيلي مشکوک ميزني
. قبلا ؛ حتي نميخواستي باهاش وقت بگذرونم
93
00:06:58,980 --> 00:07:01,320
يهويي چه چيزي باعث شده
که صدوهشتاد درجه عوض بشي ؟
94
00:07:02,700 --> 00:07:04,360
. " جونهو "
95
00:07:04,360 --> 00:07:07,090
پدرت چِش شده ؟
96
00:07:07,090 --> 00:07:08,010
چطور ؟
97
00:07:08,010 --> 00:07:11,420
درباره ي " ميريونگ " هشدار دادم اما بنظرش
. آدم بي ملاحظه ايم
98
00:07:11,420 --> 00:07:13,430
درباره ي خانم " سونگ " هشدار دادين ؟
99
00:07:13,430 --> 00:07:18,200
آره ديگه . . ميدوني که اين اواخر
خيلي بدقلق شده . . مگه نه ؟
100
00:07:18,200 --> 00:07:22,120
خب . . منم درباره ي همين به بابات گفتم
. اما الان داره منُ سرزنش ميکنه
101
00:07:22,120 --> 00:07:24,680
چطور ميتونه سرزشنم کنه ؟
102
00:07:34,000 --> 00:07:37,860
! شما دوتا مثل سيبي هستين که ازوسط نصف شده باشه
. پدر و پدر . . جفتي عينِ همديگه اين
103
00:07:37,860 --> 00:07:40,780
چرا باهام اينطوري ميکنن ؟
104
00:08:15,870 --> 00:08:17,900
. تو دنيا . . هيچ رازي تا ابد باقي نمي مونه
105
00:08:17,900 --> 00:08:23,090
تمام تلاشمُ کردم تا گذشته امُ مخفي کنم ؛
. با تمام توان ميخواستم اونکارُ بکنم
106
00:08:24,940 --> 00:08:28,510
. اما امروز بنظرم مخفي کردنِش خيلي سخته
107
00:08:30,270 --> 00:08:32,550
درباره ي چي داره حرف ميزنه ؟
108
00:08:32,550 --> 00:08:36,550
يعني داري ميگي قراره " سونشين"ـو
تو اخبار نشون بدن ؟
109
00:08:37,180 --> 00:08:39,750
. . خب
110
00:08:39,750 --> 00:08:42,270
. شايد -
! هي -
111
00:08:42,270 --> 00:08:44,370
. آروم بگيرين و خوب به حرفام گوش بدين
112
00:08:44,370 --> 00:08:50,440
بخاطر همينه که ميخوام يه مصاحبه ي مطبوعاتي
. ترتيب بدم و قبل از بقيه خودم همه چيُ بگم
113
00:09:31,040 --> 00:09:33,240
چرا جو خونه اينطوريه ؟
114
00:09:35,100 --> 00:09:37,950
مريضي مامان ؟
. خيلي سرحال بنظر نمي رسي
115
00:09:37,950 --> 00:09:40,520
. خوبم
116
00:09:43,210 --> 00:09:46,730
مامان ؛ ميخواي به کار کردن
تو رستوان " چانوو " ادامه بدي ؟
117
00:09:46,730 --> 00:09:49,170
چي ؟
. اه . . آره
118
00:09:49,170 --> 00:09:52,970
. استعفا بده مامان
خواهش ؟
119
00:09:53,530 --> 00:09:56,010
يوشين " ؛ "
. بذار بعدا درباره اش حرف بزنيم
120
00:09:56,010 --> 00:09:59,710
شوخيت گرفته ؟
الان ؛ مهم تر از اين ديگه چيه ؟
121
00:10:00,950 --> 00:10:03,630
. مامان . . از اونجا بيا بيرون ديگه
122
00:10:03,630 --> 00:10:08,430
. بجاش دستمزدِ خودمُ بهت ميدم
چطوره ؟
123
00:10:09,740 --> 00:10:13,020
مادربزرگ . . يکم برنج بوداده ميخواين ؟ -
. حتما -
124
00:10:13,920 --> 00:10:15,900
! مامان
125
00:10:19,550 --> 00:10:23,810
. يوشين " . . مامان امروز خيلي سرحال نيست "
. اذيتِش نکن و تنهاش بذار
126
00:10:23,810 --> 00:10:26,420
چرا سرحال نيست ؟
127
00:10:26,420 --> 00:10:29,160
دوباره دردسر درست کردي " سونشين " ؟
128
00:10:29,160 --> 00:10:31,130
. . هي
129
00:10:31,130 --> 00:10:33,410
پس موضوع چيه ؟
130
00:10:33,410 --> 00:10:36,230
ديشب طوري شده ؟
131
00:10:36,230 --> 00:10:41,100
منظورت چيه ؟
! فقط خفه شو برو سرکارت
132
00:10:41,100 --> 00:10:43,330
! مادربزرگ
133
00:10:50,550 --> 00:10:52,380
. ناهار خوبي داشته باشين -
. بهمچنين -
134
00:10:56,530 --> 00:10:58,240
. سلام
135
00:10:58,240 --> 00:11:01,400
هي . . حالتون چطوره ؟ -
. خوبم -
136
00:11:02,360 --> 00:11:04,490
داريد براي ناهار بيرون ميريد ؟
137
00:11:05,530 --> 00:11:08,480
. يه رستورانِ محشري اين نزديکي بلدم
138
00:11:08,480 --> 00:11:11,070
. بايکي ديگه براي ناهار قرار دارم
139
00:11:15,680 --> 00:11:17,170
. . که اينطور
140
00:11:17,170 --> 00:11:18,940
. پس . . خدانگهدار
141
00:11:25,170 --> 00:11:27,950
. دکتر " پارک " . . صبرکنيد
142
00:11:29,510 --> 00:11:31,600
. گفتم که . . با يکي قراردارم
143
00:11:31,600 --> 00:11:35,050
ميدونم ؛
. نميخوام ازتون بخوام باهام نهار بخورين که
144
00:11:36,490 --> 00:11:39,930
پيامکمُ گرفتين ؟
145
00:11:39,930 --> 00:11:42,020
. جوابِشُ ندادين
146
00:11:42,020 --> 00:11:44,350
. ميخواستم بدونم چي شده
147
00:11:44,350 --> 00:11:47,610
. لطفا ديگه از اون جور پيامک ها برام نفرستيد
148
00:11:47,610 --> 00:11:49,830
. خوشم نمياد
149
00:11:51,590 --> 00:11:53,090
. . دکتر
150
00:11:53,090 --> 00:11:57,160
چند بار بايد تکرار کنم ؟
. بهتون گفتم که . . دوست دختر دارم
151
00:12:02,580 --> 00:12:05,040
. . ميدونم
152
00:12:05,040 --> 00:12:07,930
. . ميدونم . . اما
153
00:12:10,820 --> 00:12:14,510
. نميتوننم احساساتم به شما رو کنترل کنم
154
00:12:16,180 --> 00:12:21,860
هرروز صبح که از خواب بيدار ميشم
. به شما فکر ميکنم
155
00:12:26,200 --> 00:12:29,520
. شرمنده
156
00:12:31,160 --> 00:12:35,040
. خودمم از خودم حالم بهم ميخوره
. جدي ميگم
157
00:12:36,370 --> 00:12:40,220
. اما . . خيلي بهتون علاقه دارم
158
00:12:41,740 --> 00:12:43,890
. " چانوو "
159
00:12:45,010 --> 00:12:46,740
. هي
160
00:12:46,740 --> 00:12:49,020
. سلام
161
00:12:50,470 --> 00:12:52,060
ايشون کي باشن ؟
162
00:12:52,060 --> 00:12:54,950
. يکي از بيمارام
163
00:12:56,900 --> 00:12:59,780
حرفاتون تموم شد ؟
164
00:12:59,780 --> 00:13:02,400
. آره -
. پس . . بريم غذا بخوريم -
165
00:13:26,940 --> 00:13:29,290
. " هي . . " يوشين
166
00:13:29,290 --> 00:13:30,300
. . اون
167
00:13:30,300 --> 00:13:33,210
اشکالي نداره ؛ لازم نيست توضيح بدي ؛
. به اون دختر اهميتي نميدم
168
00:13:35,220 --> 00:13:37,230
. ممنون که درک ميکني
169
00:13:38,530 --> 00:13:42,690
اما . . ميدوني که . . مامانم جديدا
تو رستورانتون کار ميکنه . . هان ؟
170
00:13:43,610 --> 00:13:46,360
. آره . . درباره اش شنيدم
171
00:13:46,360 --> 00:13:50,540
. لطفا کاري کن ديگه اونجا کار نکنه
. با مادرت درباره اش حرف بزن
172
00:13:51,113 --> 00:13:53,880
. نميتونم
173
00:13:53,880 --> 00:13:57,113
. اگه بهشون بگيم قرار ميذاريم خيلي راحت تره
174
00:13:57,113 --> 00:13:58,990
. . پارک چانوو " ؛ "
175
00:13:58,990 --> 00:14:02,880
يوشين " ؛ "
. اينقدر حساسيت بخرج نده
176
00:14:02,880 --> 00:14:05,130
. مامان هامون بهترين دوستاي همديگه ان
177
00:14:05,130 --> 00:14:09,490
هميشه کنار همديگه ان و رو همديگه حساب ميکنن ؛
. اين چيز خوبيه
178
00:14:09,490 --> 00:14:11,500
. موضوع طرز فکر مادرته
179
00:14:11,500 --> 00:14:16,920
راستشُ بخواي ؛ مامانت خيلي عصبيه ؛
. اگه بفهمه . . با مادرم بدرفتاري ميکنه
180
00:14:18,810 --> 00:14:21,030
. اين ديگه خيلي بي ادبيه
181
00:14:21,030 --> 00:14:23,113
. داشتم حقيقتُ ميگفتم
182
00:14:23,113 --> 00:14:26,490
. نميخوام کسي با مادرم بدرفتاري کنه
183
00:14:27,550 --> 00:14:31,230
. مادرم . . به اون بدجنسي نيست که فکر ميکني -
. چرا . . هست -
184
00:14:31,230 --> 00:14:34,190
اگر بخواي اينطوري براي مادرم حرف بزني
. منم ازدستِت ناراحت ميشم
185
00:14:34,190 --> 00:14:37,870
درست همونطورکه تو به مادرت اهميت ميدي
. منم خاطر مادرم برام عزيزه
186
00:14:39,840 --> 00:14:44,050
خب ؟ يعني داري ميگي ميخواي بذاري مادرم
برده ي خانواده ات باشه ؟
187
00:14:44,050 --> 00:14:48,000
. درست صحبت کن
. اون برده نيست
188
00:14:48,000 --> 00:14:51,310
. از مادرت بدم مياد
189
00:14:51,310 --> 00:14:54,030
بعداز اينکه پدرم از دنيا رفت ؛ به خانواده ي ما
. با ديدِ تحقير نگاه ميکنه . اين واقعيته
190
00:14:54,030 --> 00:14:55,990
. اومده از مادرم خواسته بره تو رستوانتون کار کنه
191
00:14:56,720 --> 00:14:59,750
اگر بابام زنده بود ؛
. عُمرا همچين پيشنهادي ميکرد
192
00:14:59,750 --> 00:15:03,340
. اينطوريا نيست
193
00:15:07,600 --> 00:15:13,270
" دکتر . . متاسفم "
. " از ناهارتون لذت ببريد "
194
00:15:13,270 --> 00:15:15,050
چيه ؟
195
00:15:22,770 --> 00:15:26,050
. اشتباه برداشت نکنيا
. . اون فقط يکي از بيمارهامِه . . منتها
196
00:15:26,050 --> 00:15:29,520
همونيه که تلفنشُ تو ماشين جاگذاشته بود ؛
مگه نه ؟
197
00:15:31,260 --> 00:15:32,780
. . خب
198
00:15:32,780 --> 00:15:37,190
واو . . نکنه از اين زن بازهايي ؟
199
00:15:37,610 --> 00:15:39,070
چي ؟
200
00:15:39,070 --> 00:15:39,930
زن باز " ؟ "
201
00:15:39,930 --> 00:15:43,150
بخاطر اينکه فکر ميکنه تو داري بهش اجازه ميدي
. اين کارا رو ميکنه
202
00:15:44,150 --> 00:15:46,970
ببينم ؛ با اين وضعيت حال ميکني ؟
203
00:15:48,010 --> 00:15:49,460
. " لي يوشين "
204
00:15:49,460 --> 00:15:53,830
. بيا همينجا همه چيُ تموم کنيم بره -
چي داري ميگي ؟ -
205
00:15:53,830 --> 00:15:55,360
! بيا قطع رابطه کنيم
206
00:15:56,830 --> 00:15:59,160
چطور ميتوني اينقدر راحت
همچين حرفي بزني ؟
207
00:16:01,080 --> 00:16:03,400
. حرفتُ پس بگير
208
00:16:03,400 --> 00:16:05,310
. نه
209
00:16:05,310 --> 00:16:06,440
. پسِش بگير
210
00:16:06,440 --> 00:16:08,210
. نه
211
00:16:24,020 --> 00:16:27,320
ميخواي براي تعريف کني که
ديروز چي شد ؟
212
00:16:27,320 --> 00:16:30,750
سونگ ميريونگ " چي بهت گفت ؟ "
213
00:16:31,840 --> 00:16:34,080
چرا خونه اتون اومده بود ؟
214
00:16:34,080 --> 00:16:35,960
. اون که گفته بود همه چيُ راز نگه ميداره
215
00:16:38,700 --> 00:16:42,300
گفت ميخواد " سونشين"ـو
ازت پس بگيره ؟
216
00:16:42,300 --> 00:16:44,020
گفت ؟
217
00:16:44,020 --> 00:16:47,120
. داري ديوونه ام ميکني
218
00:16:49,170 --> 00:16:51,070
. گفت ميخواد کنفرانس مطبوعاتي بگيره
219
00:16:51,070 --> 00:16:53,010
. ميخواد موضوعُ به همه بگه
220
00:16:53,010 --> 00:16:55,390
چي ؟
کنفرانس مطبوعاتي " ؟ "
221
00:16:55,390 --> 00:16:59,870
. واي خداجون
مگه ديوونه اي چيزي شده ؟
222
00:16:59,870 --> 00:17:02,250
چرا يهويي داره اين کارُ ميکنه ؟
223
00:17:05,500 --> 00:17:07,860
. واي خدا
حالا تو ميخواي چکار کني ؟
224
00:17:07,860 --> 00:17:10,330
يعني بايد چيکار کني ؟
225
00:17:10,330 --> 00:17:13,340
! عجب جنده ي بي حياييه ها
226
00:17:14,260 --> 00:17:17,150
پس اون فاحشه ميخواد دخترتُ بدزده ؟
227
00:17:17,150 --> 00:17:20,880
! واي خدا
! عجب وضعيه
228
00:17:23,620 --> 00:17:25,880
. . يعني
229
00:17:28,290 --> 00:17:31,160
. الان برميگردم
230
00:17:31,160 --> 00:17:33,180
داري کجا ميري ؟
231
00:17:33,180 --> 00:17:35,610
. " جونگه "
232
00:17:50,710 --> 00:17:55,340
چکار ميکنيد ؟
با مادرم چکار داريد ؟
233
00:17:57,650 --> 00:17:59,620
. مامان . . بيا بريم
234
00:18:10,730 --> 00:18:12,740
. مهمون داريد خانم
235
00:18:13,730 --> 00:18:17,120
کيه ؟ -
. مادرِ " سونشينِ"ـه -
236
00:18:33,200 --> 00:18:37,590
. خوشحالم اومدين
. بهرحال . . ميخواستم بهتون زنگ بزنم
237
00:18:38,500 --> 00:18:43,113
بخاطر اينکه مادربزرگِ " سونشين " اومد و
. دخالت کرد . . نشد جزئياتُ هم براتون بگم
238
00:18:43,113 --> 00:18:44,920
. بفرماييد بنشينيد
239
00:18:55,830 --> 00:18:59,070
اگر دِلنگران اين هستيد که همه چيُ برايِ
. سونشين " تعريف کنيد ؛ خودم باهاش صحبت ميکنم "
240
00:18:59,940 --> 00:19:01,400
چي ؟
241
00:19:01,400 --> 00:19:06,370
لابد نگران هستيد که از شنيدنِ اين اخبار
. شوکه بشه
242
00:19:06,370 --> 00:19:08,550
. خودم باهاش قرار ميذارم و همه چيُ براش ميگم
243
00:19:09,690 --> 00:19:12,300
ميخواين چي بهش بگين ؟
244
00:19:12,300 --> 00:19:14,290
. . بهش بگيد که ميخواستيد راز نگهِش داريد
245
00:19:14,290 --> 00:19:19,020
اما از ترس اينکه نکنه حرفه اتون خراب بشه
مجبور شديد حقيقتُ برملا کنيد ؟
246
00:19:23,000 --> 00:19:25,970
. لطفا احساساتِشُ جريحه دار نکنيد
247
00:19:25,970 --> 00:19:27,740
. اون هيچي نميدونه
248
00:19:27,740 --> 00:19:30,360
. تا همين الانش . . کلي به من صدمه زديد
همين کافي نيست ؟
249
00:19:30,360 --> 00:19:33,700
. ديگه کاري نکنيد اونم ضربه بخوره
250
00:19:36,120 --> 00:19:39,220
چطور بهتون صدمه زدم ؟
251
00:19:39,770 --> 00:19:42,790
چي ؟ -
مگه چيکار کردم ؟ -
252
00:19:42,790 --> 00:19:46,330
بهتون که گفتم . . به شوهرتون نگفته بودم
. که اون بچه رو با خانواده اش بزرگ کنه
253
00:19:46,330 --> 00:19:47,780
اين کاري که اون کرده ؛
. چيزي نيست که من تصميم گرفته باشم
254
00:19:48,690 --> 00:19:51,490
چطور ميتونيد همچين حرفي بزنيد ؟
255
00:19:51,490 --> 00:19:54,320
! آدميزاد که نميتونه اينقدر بي حيا باشه
256
00:19:54,320 --> 00:19:56,480
نبايد برام ناراحت باشي ؟
257
00:19:56,480 --> 00:19:58,200
! ناسلامتي رفتي با شوهرم بچه دار شدي ها
258
00:19:59,050 --> 00:20:02,160
چرا بايد دلم برات بسوزه ؟
. اونا همه اش مالِ گذشته اس
259
00:20:02,160 --> 00:20:05,090
گذشته " ؟ "
260
00:20:05,090 --> 00:20:09,580
. ميدونم چند وقت پيش سراغِش اومده بودي
261
00:20:10,230 --> 00:20:12,460
بگو ببينم ؛ چرا سرِ خاکِ شوهرم اومده بودي ؟
262
00:20:19,120 --> 00:20:20,660
چرا اومدي ؟
263
00:20:23,620 --> 00:20:27,610
به شوهرت اعتماد نداري ؟
264
00:20:27,610 --> 00:20:31,500
. دلم براي " چانگهون " ميسوزه
. مشخصه که زندگي زناشوييش چطور بوده
265
00:20:31,500 --> 00:20:33,820
چي گفتي ؟
266
00:20:34,470 --> 00:20:35,870
. من هيچ کار اشتباهي نکردم
267
00:20:36,570 --> 00:20:40,900
. تو هم هرچي من بگمُ باور نميکني
. فکر کنم لازم نباشه هيچيُ برات توضيح بدم
268
00:20:40,900 --> 00:20:42,760
. هر فکري دلت ميخواد بکن -
! هي -
269
00:20:42,760 --> 00:20:47,160
. اما . . اگر صدمه ديدي . . معذرت ميخوام
270
00:20:49,190 --> 00:20:54,050
اما . . منم خيلي وقت پيش . . بخاطر مادرشوهرت
. حسابي احساساتم جريحه دار شد
271
00:20:55,990 --> 00:21:00,660
بنظرم چندان جالب نيست که
. مادوتا از گذشته حرف بزنيم
272
00:21:00,660 --> 00:21:02,740
. بيا اين مکالمه رو همينجا تموم کنيم
273
00:21:05,840 --> 00:21:12,050
. نگرانِ جريحه دار شدنِ احساساتِ " سونشين " نباش
. اونچه لازمه رو . . مي فهمه
274
00:21:12,050 --> 00:21:16,550
. و بذار دوباره اينُ بهت بگم
. منم مادرشم
275
00:21:16,550 --> 00:21:21,280
. مطمئنم ميتونم خوشبختِش کنم
. طوري رفتار نکن اينگار مادرِ " سونشين"ـي
276
00:21:21,780 --> 00:21:24,460
! تو مادري ؟
277
00:21:24,460 --> 00:21:26,080
. آره . . هستم
278
00:21:26,080 --> 00:21:30,620
اونوقت ميخواي بي اجازه ي " سونشين " ؛
کنفرانس مطبوعاتي برگذار کني ؟
279
00:21:30,620 --> 00:21:32,980
آخه يه مادر همچين کاري ميکنه ؟
280
00:21:32,980 --> 00:21:35,770
حالا فکر کردي خوب بزرگِش کردي ؟
! نگاه کن الان چکار ميکنه ؟
281
00:21:35,770 --> 00:21:39,120
تو رستوران پيشخدمتي ميکنه ؛ يعني اين نتيجه ي
بزرگ کردنِش بدون جريحه دار کردنِ احساساتِش بوده ؟
282
00:21:39,120 --> 00:21:42,040
چي ؟ الان چي گفتي ؟
! جرات داري يه بار ديگه تکرار کن
283
00:21:42,040 --> 00:21:43,970
. لطفا اينطوري نکنيد
. خواهش ميکنم
284
00:21:43,970 --> 00:21:45,270
. ولم کن ببينم
285
00:21:45,270 --> 00:21:49,530
. لطفا حالا ديگه از اينجا برين
. ايلدو " . . راهِ خروجُ نشونشون بده "
286
00:21:53,420 --> 00:22:00,510
. فکر کنم صحبت کردن براي امروز ديگه کافيه
. ظاهرا هنوز آماده ي گفتگو نيستيم
287
00:22:00,510 --> 00:22:03,690
خودتونُ آروم کنيد و بعدا
. دوباره همديگه رو مي بينيم
288
00:22:03,690 --> 00:22:07,850
! تو
! نبينم به دخترم دست بزني
289
00:22:07,850 --> 00:22:09,910
! به دخترم صدمه نزن
290
00:22:09,910 --> 00:22:12,390
! تحملشُ ندارم
291
00:22:26,830 --> 00:22:30,130
رفت ؟ -
. آره -
292
00:22:30,990 --> 00:22:33,850
! چه دخترم دخترمي هم برام ميکرد
. بدجوري ديوونه ي به اصطلاح دخترشه
293
00:22:33,850 --> 00:22:35,810
سونشين " از همچين خانواده اي "
چي ميتونه يادگرفته باشه ؟
294
00:22:35,810 --> 00:22:39,600
! فکر کرده بخاطر خودم دارم اين کارُ ميکنم
. ميدوني . . بخاطر همه اس
295
00:22:39,600 --> 00:22:43,580
. زنيکه اصلا باهوش نيست
296
00:22:43,580 --> 00:22:46,310
. " ميريونگ " -
چيه ؟ -
297
00:22:47,220 --> 00:22:54,580
بايد به اين کار ادامه بديم ؟ منظورم اينه که
. خانواده اش فکر ميکنن " چانگهون " پدرِ " سونشينِ"ـه
298
00:22:56,040 --> 00:22:57,710
خب که چي ؟
299
00:22:57,710 --> 00:23:01,300
بنظرت نبايد حقيقتُ بهشون بگيم ؟
300
00:23:01,300 --> 00:23:04,860
حقيقت " ؟ "
کدوم حقيقت ؟
301
00:23:07,510 --> 00:23:11,590
. چانگهون " پدرِ " سونشينِ"ـه "
. چانگهون " باباشه "
302
00:23:13,400 --> 00:23:16,650
. ديگه نبينم درباره اش حرف بزني
303
00:23:50,040 --> 00:23:51,900
. " بفرماييد آقاي " شين
304
00:23:51,900 --> 00:23:55,720
اين مقاله ايه که براي چاپ
. درمورد " سونگ ميريونگ " آماده کرديم
305
00:23:56,680 --> 00:24:01,030
راستي . . ايشون ميخوان محلِ برگذاريِ
. کنفرانس مطبوعاتي عوض بشه
306
00:24:02,170 --> 00:24:04,050
. فکر کنم مکانِ بزرگتريُ بخوان
307
00:24:05,930 --> 00:24:10,030
راستي . . ميدونين دختر " سونگ ميريونگ " کيه ؟
308
00:24:10,850 --> 00:24:13,490
شما ديدينش ؟
چيکار ميکنه ؟
309
00:24:15,870 --> 00:24:18,430
. ميتونين همه چيُ برام بگين
310
00:24:25,460 --> 00:24:28,080
. ببخشيد
311
00:24:28,080 --> 00:24:29,390
. سلام
312
00:24:29,390 --> 00:24:35,010
. ببخشيد که سرزده اومدم
. ميخواستم درباره ي موضوعي صحبت کنيم
313
00:24:35,910 --> 00:24:38,810
. حتما
. بفرمايين بنشينيد
314
00:24:48,810 --> 00:24:52,160
. نميدونم شنيديد يا نه
315
00:24:53,550 --> 00:24:57,820
. اما التماس ميکنم کمکم کنيد
316
00:24:57,820 --> 00:25:01,460
. هنوز با " سونشين " درباره اش حرف نزدم
317
00:25:02,490 --> 00:25:05,130
حالا مجبوريد که کنفرانس مطبوعاتي
برگذار کنيد ؟
318
00:25:07,200 --> 00:25:10,320
. نميدونستم دخترشون " سونشينِ"ـه
319
00:25:10,320 --> 00:25:14,740
راهي هست که بشه جلوشُ بگيرين ؟
320
00:25:14,740 --> 00:25:18,120
. اينطوري " سونشين " داغون ميشه
321
00:25:18,120 --> 00:25:22,130
. براش سخت ميشه که اينهمه چيزُ هضم کنه
322
00:25:24,240 --> 00:25:28,550
شما تنها کسي هستيد که به فکرم رسيد
. ميتونه کمک کنه
323
00:25:28,550 --> 00:25:32,930
. لطفا کمکم کنيد
. تو رو خدا يه راهي پيداکنيد تا جلوشُ بگيرين
324
00:25:32,930 --> 00:25:36,460
. باشه
. " آروم باشين خانم " لي
325
00:25:38,430 --> 00:25:41,670
. تمام تلاشمُ ميکنم
326
00:25:41,670 --> 00:25:45,990
. خواهش ميکنم
. التماستون ميکنم
327
00:26:01,890 --> 00:26:03,590
. " آقاي " شين
328
00:26:11,810 --> 00:26:13,830
هي . . چه خبرا ؟
329
00:26:13,830 --> 00:26:17,400
اتفاقي براي استاد " سونگ ميريونگ " افتاده ؟
330
00:26:19,700 --> 00:26:22,440
. نه
درباره ي چي حرف ميزني ؟
331
00:26:22,440 --> 00:26:28,130
خونه امون اومده بود
. اما عجيب و غريب رفتار ميکرد
332
00:26:28,130 --> 00:26:30,370
. فکر کردم شايد شما بدونين
333
00:26:32,290 --> 00:26:35,930
پس . . خونه اتون اومده بود . . هان ؟
334
00:26:37,090 --> 00:26:39,610
. خب . . من چيزي نميدونم
335
00:26:40,340 --> 00:26:42,190
. خيلي خب
336
00:26:44,450 --> 00:26:46,720
. . ميدوني چيه
337
00:26:51,190 --> 00:26:55,120
. غصه نخور
. همه چي درست ميشه
338
00:27:10,540 --> 00:27:13,560
مادربزرگ . . حالت خوبه ؟
339
00:27:20,530 --> 00:27:22,850
. بايد همراهم يه جايي بياي
340
00:27:24,040 --> 00:27:25,113
کجا ؟
341
00:27:25,113 --> 00:27:27,820
. " خونه ي " کيونگ سوک
342
00:27:27,820 --> 00:27:32,220
اگه مثل دفعه ي پيش تنهايي برم
. دوباره ردم ميکنه
343
00:27:32,220 --> 00:27:35,650
چونکه تو باهوشي ؛
. همراهم بيا و باهاش حرف بزن
344
00:27:37,350 --> 00:27:38,960
. بيا زودتر بريم
345
00:27:38,960 --> 00:27:43,370
ميخواين چي بهش بگين ؟ -
خودت نميدوني ؟ -
346
00:27:43,370 --> 00:27:49,610
ميخوام بهش بگم اگر حقيقتُ برملا کنه
! خودم و خودشُ ميکُشم
347
00:27:49,610 --> 00:27:54,340
. مامان بزرگ . . آروم باشين
. بياين اول با مادر حرف بزنيم
348
00:27:54,340 --> 00:27:58,640
. لازم نيست با مادرت درباره اش حرف بزنم
349
00:27:58,640 --> 00:28:01,530
. اينطوري فقط همه چيُ بدتر ميکنين
350
00:28:01,530 --> 00:28:04,240
. مادرم . . خودش همه چيُ درست ميکنه
. فقط آروم باشين
351
00:28:04,240 --> 00:28:08,180
نخيرم ! نميکنه ! اگر ميتونست که
. الان هيچ کدوم اينا اتفاق نيفتاده بودن
352
00:28:08,180 --> 00:28:11,580
. تو و مادرت . . مثل همديگه اين
353
00:28:11,580 --> 00:28:15,530
هرجفتِتون اينقدر خر بوديد که
! گولِ شوهراتونُ خوردين
354
00:28:15,530 --> 00:28:20,010
ميدوني چقدر ازت نااميد شدم ؟
355
00:28:20,010 --> 00:28:24,280
. جوونيات . . خيلي باهوش و آگاه بودي
چي شد يهويي اينقدر خر شدي آخه ؟
356
00:28:24,280 --> 00:28:29,200
چونکه زيادي مهربون بودي
. شوهرت بهت خيانت کرده
357
00:28:31,460 --> 00:28:36,080
. اين روزا . . واقعا نميخوام زنده باشم
358
00:28:36,080 --> 00:28:40,930
. از تو و بابات نااميد شدم
359
00:28:40,930 --> 00:28:44,210
چرا بايد اين زندگيُ ادامه بدم ؟
360
00:28:45,880 --> 00:28:47,620
. . مادربزرگ
361
00:28:47,620 --> 00:28:52,910
. برو بيرون
. نميخوام ببينمت
362
00:28:52,910 --> 00:28:57,850
. نميخوام هيچکيُ ببينم
! بيرون
363
00:29:10,900 --> 00:29:13,840
پارک چانوو " ؛ "
نميخواي بهم زنگ بزني ؟
364
00:29:21,130 --> 00:29:22,980
. " مدير " لي
365
00:29:22,980 --> 00:29:26,090
. اينم اسنادي که خواسته بوديد
366
00:29:26,090 --> 00:29:28,100
. ممنون -
. خواهش ميکنم -
367
00:29:37,520 --> 00:29:39,010
. " هي . . " هيشين
368
00:29:39,010 --> 00:29:41,320
يوشين " . . مياي چاي بخوريم ؟ "
369
00:29:41,320 --> 00:29:42,490
چاي ؟
370
00:29:45,710 --> 00:29:47,520
. " يوشين "
371
00:29:47,520 --> 00:29:49,150
. هي
372
00:29:52,590 --> 00:29:55,030
چرا ميخواستي بيرون چاي بخوريم ؟
373
00:29:55,030 --> 00:29:57,000
. تو خونه هم يه عالمه چاي داريم
374
00:29:58,230 --> 00:30:00,030
چيه ؟
همه چي روبراهه ؟
375
00:30:00,030 --> 00:30:04,360
. فقط ميخواستم يکم هواي تازه بخورم
376
00:30:04,360 --> 00:30:08,570
. درک ميکنم
377
00:30:08,570 --> 00:30:14,750
. يهويي ده سال پيرتر نشون ميدي
ميدوني چيه ؟
378
00:30:16,590 --> 00:30:19,610
. خوشحال باش
. برو يه دوست پسري چيزي پيداکن
379
00:30:20,600 --> 00:30:23,380
. همه اش داري خونه غذا درست ميکني
380
00:30:25,040 --> 00:30:28,160
اين از تو . . اونم از مامان که
. رفته رستوران " چانوو " اينا کار ميکنه
381
00:30:28,160 --> 00:30:30,460
شماها يهويي چتون شده ؟
382
00:30:33,080 --> 00:30:35,380
. " يوشين " -
هان ؟ -
383
00:30:36,120 --> 00:30:38,940
اينقدر بابت اينکه مامان رفته
. اونجا کار کنه ناراحت نباش
384
00:30:38,940 --> 00:30:40,810
. مامان اينروزا دورانِ سختيُ داره
385
00:30:40,810 --> 00:30:45,690
. بنظرم ؛ کار کردن با " گيلجا " براش خوبه
386
00:30:46,580 --> 00:30:49,590
خب " سونشين " که ديگه بازيگريُ کنارگذاشته ؛
مامان ديگه سرِ چي ناراحته ؟
387
00:30:50,960 --> 00:30:53,880
بخاطر اينکه حقيقتُ به مامان نگفتي و
يواشکي برگشتي احساس گناه ميکني ؟
388
00:30:53,880 --> 00:30:55,240
چي ؟
389
00:30:55,240 --> 00:30:58,060
پس موضوع چيه ؟
ديگه چي ميمونه که بابتِش سختي بکِشه ؟
390
00:31:00,920 --> 00:31:03,700
. " يوشين " -
چيه ؟ -
391
00:31:04,890 --> 00:31:06,880
. . سونشين " ؛ "
392
00:31:06,880 --> 00:31:09,090
سونشين " چي ؟ "
393
00:31:10,520 --> 00:31:14,400
. سونشين " دخترِ " سونگ ميريونگِ"ـه "
394
00:31:17,680 --> 00:31:19,530
چي ؟
395
00:31:20,410 --> 00:31:24,330
. ميدونم مسخره اس
396
00:31:25,310 --> 00:31:31,610
منم همين احساسُ دارم . اينقدر مضحکه که
. فکر کردم مامان داره بهم دروغ ميگه
397
00:31:33,760 --> 00:31:36,760
. اينکه اصلا با عقل جور درنمياد
398
00:31:36,760 --> 00:31:39,100
. بابا از تو خيابون اونُ آورده بود خونه
399
00:31:39,940 --> 00:31:42,350
گفت يکي اونُ تو ايستگاه اتوبوس وِل کرده بوده
. و وقتي پيداش ميکنه . . مياردِش خونه
400
00:31:43,620 --> 00:31:46,380
حالا چرا " سونگ ميريونگ " ؟
401
00:31:48,920 --> 00:31:51,290
. سونگ ميريونگ " ؛ عشقِ اولِ پدرمون بوده "
402
00:31:55,990 --> 00:31:57,990
چي ؟
403
00:32:02,940 --> 00:32:06,300
. " سلام خبرنگار " پارک -
. سلام -
404
00:32:13,150 --> 00:32:16,320
. خيلي وقته همديگه رو نديده بوديم
حال و احوالتون چطوره ؟
405
00:32:16,320 --> 00:32:19,340
. خوب
. ممنونم
406
00:32:20,960 --> 00:32:23,880
. " خبرنگار " پارک
407
00:32:23,880 --> 00:32:27,360
چي ميتونه جلويِ شما رو ازاينکه اون مقاله رو
درباره ي " سونگ ميريونگ " چاپ نکنيد بگيره ؟
408
00:32:28,210 --> 00:32:33,660
درباره ي چي حرف ميزنيد آقاي " شين " ؟
فکرکردين من بُزدلي چيزي هستم ؟
409
00:32:33,660 --> 00:32:39,010
. التماستون ميکنم
. هرکاري ازم بربياد ميکنم
410
00:32:41,850 --> 00:32:45,770
بخاطر اين جور چيزا نبوده که
. انتخاب کردم خبرنگار بشم
411
00:32:45,770 --> 00:32:50,640
سونگ ميريونگ " تا امروز "
. از هرچي خواسته لذت برده
412
00:32:50,640 --> 00:32:53,750
. من که از خودم يه داستان دروغينُ منتشر نمي کنم
413
00:32:53,750 --> 00:32:58,490
تاکِي ميخواد با اون چهره ي تقلبي
مردمُ گول بزنه ؟
414
00:32:59,240 --> 00:33:03,880
. . خبرنگار " پارک " ؛ -
. احساسِتونُ درک ميکنم -
415
00:33:05,010 --> 00:33:07,130
. حس ميکنيد از پشت بهتون خنجر زدن
416
00:33:07,130 --> 00:33:11,130
اگر درباره ي گذشته اش ميدونستيد ؛
. احتمالا باهاش قرارداد امضا نمي کرديد
417
00:33:13,680 --> 00:33:17,580
کِي قراره مقاله رو منتشر کنيد ؟
418
00:33:20,720 --> 00:33:23,250
چرا بايد به شما بگم ؟
419
00:33:23,250 --> 00:33:27,260
. فقط پايِ " سونگ ميريونگ " درميون نيست
420
00:33:27,260 --> 00:33:29,900
. . دخترِ " سونگ ميريونگ " ؛ هم
421
00:33:29,900 --> 00:33:32,410
. چيزي دراين باره نميدونه . .
422
00:33:32,410 --> 00:33:36,990
. فکرشُ بکن بعدازاين چقدر ممکنه داغون بشه
اونوقت ميگي فقط بايد حقيقتُ منتشر کني ؟
423
00:33:36,990 --> 00:33:41,150
. خيلي براي اون دختر بيچاره دلم ميسوزه
424
00:33:41,150 --> 00:33:44,720
اما به اين معني نيست که
. نبايد حقيقتُ براي همه آشکار کنم
425
00:33:47,120 --> 00:33:48,850
. باشه
426
00:33:48,850 --> 00:33:50,840
. پس بيا اينکارُ بکنيم
427
00:33:52,680 --> 00:33:55,900
. روزِ چاپِ مقاله رو به تاخير بندازيد
428
00:33:55,900 --> 00:33:57,920
. يکم بهمون وقت بديد
429
00:33:59,520 --> 00:34:01,280
. التماستون ميکنم
430
00:34:01,280 --> 00:34:02,960
. ديگه لااقل اينکارُ که ميتونين بکنين
431
00:34:02,960 --> 00:34:06,760
. يه چند روزي به تعويقِش بندازيد
432
00:34:06,760 --> 00:34:10,050
. براي آماده شدن زمان لازم داريم
433
00:34:17,860 --> 00:34:19,420
. باشه . . همين کارُ ميکنم
434
00:34:19,420 --> 00:34:24,170
. ميتونم چندروز به تعويق بندازمش
435
00:34:36,090 --> 00:34:39,300
. يه لباس رسمي ساده و شيک آماده کن
436
00:34:39,300 --> 00:34:44,180
بايد حس بي گناهيُ تداعي کنم
. پس . . رنگ لباس بايد سفيد باشه
437
00:34:44,180 --> 00:34:48,290
. باشه
. نمونه رو بيار خونه ام
438
00:34:48,290 --> 00:34:50,920
. باشه
439
00:34:54,310 --> 00:34:58,100
آقاي " شين " ؛
. خودم ميخواستم دفترتون بيام
440
00:34:58,100 --> 00:35:00,113
چه مکانيُ براي کنفرانس مطبوعاتي
درنظر گرفتيد ؟
441
00:35:00,113 --> 00:35:02,350
. بايد حرف بزنيم
442
00:35:04,530 --> 00:35:06,570
چرا ؟
مگه مشکلي پيش اومده ؟
443
00:35:06,570 --> 00:35:10,570
سونشين"ـو ديدين ؟ "
444
00:35:12,570 --> 00:35:14,670
درباره ي خودتون که بهش چيزي نگفتين ؟ هان ؟
445
00:35:14,670 --> 00:35:18,680
آقاي " شين " ؛
چرا دوباره داريد دخالت ميکنيد ؟
446
00:35:18,680 --> 00:35:21,270
. کنفرانس مطبوعاتيُ به تاخير ميندازيم
447
00:35:21,270 --> 00:35:23,490
. اول بريد از " سونشين " اجازه بگيريد
448
00:35:23,490 --> 00:35:27,290
چي ؟ -
. سونشين " الان هيچي نميدونه " -
449
00:35:27,290 --> 00:35:33,280
اگر يهويي بشنوه که مادرش
سونگ ميريونگِ"ـه . . چه احساسي پيدا ميکنه ؟ "
450
00:35:35,400 --> 00:35:37,890
. داري فضولي ميکني
451
00:35:37,890 --> 00:35:40,780
ميدوني الان چقدر مضحکي ؟
452
00:35:40,780 --> 00:35:43,340
تو خودت از " سونشين " براي شرط بندي
. سوء استفاده کردي و احساساتِشُ جريحه دار کردي
453
00:35:44,120 --> 00:35:47,490
اونوقت الان از اينکه نکنه احساساتِش
جريحه دار بشه وحشت داري ؟
454
00:35:47,490 --> 00:35:51,640
بله . . درست همونطوريکه شما گفتيد
. . من بهش صدمه زدم
455
00:35:51,640 --> 00:35:55,650
. اما ديگه نميخوام اين اتفاق تکرار بشه . .
456
00:35:56,680 --> 00:35:58,690
. به بلاهايي که سرش آورديد فکر کنيد
457
00:35:58,690 --> 00:36:02,630
قبل از اينکه موضوعُ براي همه بگيد ؛
. بايد ازش عذرخواهي کنيد
458
00:36:03,470 --> 00:36:05,850
اصلا مي فهمي داري براي کي
قلدربازي درمياري ؟
459
00:36:07,430 --> 00:36:09,540
مگه مادر " سونشين " بودن جنايته ؟
460
00:36:09,540 --> 00:36:10,790
مگه تقصير منه ؟
461
00:36:10,790 --> 00:36:13,020
چرا فکر ميکني ممکنه احساساتِش جريحه دار بشه ؟
462
00:36:13,020 --> 00:36:14,040
. " خانم " سونگ
463
00:36:14,040 --> 00:36:18,600
من . . " سونگ ميريونگ " . . مادرشم ؛
. اين چيزيه که خوشحالش ميکنه . . نه اينکه بهش صدمه بزنه
464
00:36:19,330 --> 00:36:24,240
. الان اشتباه برداشت کردي و غلط ميگي -
! " خانم " سونگ -
465
00:36:24,240 --> 00:36:28,070
. ميخوام خوشبختش کنم
. ميخوام از اون خونواده ي احمق دورش کنم
466
00:36:28,070 --> 00:36:29,940
. ميخوام تو هرکاري که بخواد بکنه ازش پشتيباني کنم
467
00:36:29,940 --> 00:36:32,350
اگر بخواد هنرپيشه بشه
. خودم ازش بازيگر ميسازم
468
00:36:32,350 --> 00:36:35,070
اگر بخواد با يه مردِ پولدار ازدواج کنه
. خودم براش يه پسر پولدار جور ميکنم
469
00:36:35,070 --> 00:36:37,810
. هيچ کاري نيست که ازم برنياد
بنظرت اين چيزا احساساتشُ جريحه دار ميکنن ؟
470
00:36:42,710 --> 00:36:44,690
. برو کارتُ بکن
471
00:36:44,690 --> 00:36:46,780
. برو مقدماتِ کنفرانس مطبوعاتيُ فراهم کن
472
00:36:49,800 --> 00:36:53,570
. چوي يونا " زنگ زده باهاتون کار داره "
473
00:36:53,570 --> 00:36:55,310
. بهش بگو خوابيدم
474
00:37:02,520 --> 00:37:04,920
چي ؟
خوابيدن ؟
475
00:37:07,113 --> 00:37:09,390
. ميخواستم يه سر بيام تا اونجا
476
00:37:09,390 --> 00:37:14,860
. شرمنده . . اما امروز نميشه ايشونُ ببينيد
. کسالت دارن
477
00:37:16,520 --> 00:37:19,050
. گفتن هيچ کسُ به خونه راه ندم
478
00:37:20,960 --> 00:37:23,800
جدي ؟
479
00:37:25,450 --> 00:37:28,230
. باشه خب
480
00:37:38,370 --> 00:37:42,700
. " مشترک مورد نظر در دسترس نمي باشد "
481
00:37:46,700 --> 00:37:51,270
. مامان . . " يونا " هستم
. بايد خيلي مريض باشي
482
00:37:51,270 --> 00:37:53,890
. زنگ زدم . . چونکه خيلي دِلنگرانت هستم
483
00:37:55,240 --> 00:37:57,900
. اميدوارم همه چي درست بشه
484
00:37:59,260 --> 00:38:02,650
ميگم . . نکنه يه چيزيه که نميتوني باهام
درباره اش حرف بزني ؟ هان ؟
485
00:38:02,650 --> 00:38:06,340
. منتظر تماستم
486
00:38:24,180 --> 00:38:26,990
. بايد قبلا درباره اش بهش ميگفتي
487
00:38:26,990 --> 00:38:31,460
اگر زودتر از اينا حقيقتُ بهش گفته بودي
. اينطوري نميشد
488
00:38:31,460 --> 00:38:33,440
منظورت چيه ؟
489
00:38:33,440 --> 00:38:37,600
اينطوري ميتونست قبل از اينکه " سونگ ميريونگ " ؛
. اينکارُ بکنه . . يه راه حلي چيزي پيدا کنه
490
00:38:37,600 --> 00:38:40,490
. ميتونست " سونشين"ـو بفرسته خارج درس بخونه
491
00:38:40,490 --> 00:38:44,500
چرا منُ سرزنش ميکني ؟ -
. بسه بچه ها -
492
00:38:44,500 --> 00:38:48,920
حالا ميخواي چه خاکي به سرت بريزي ؟
چي ميخواي بهش بگي ؟
493
00:38:48,920 --> 00:38:51,740
ميخواي همه چيُ براش بگي ؟
494
00:38:59,800 --> 00:39:01,640
آقاي " شين " . . چطور پيش رفت ؟
495
00:39:03,150 --> 00:39:08,600
. شرمنده . . کمک زيادي ازم ساخته نيست
496
00:39:08,600 --> 00:39:11,840
پس هيچ راهي نيست جلوشُ بگيريم ؟
497
00:39:11,840 --> 00:39:15,640
. خيلي متاسفم
498
00:39:15,640 --> 00:39:21,560
. اشکالي نداره
پس ميخواد کنفرانس مطبوعاتيُ برگذار کنه ؟
499
00:39:26,770 --> 00:39:31,790
اميدوارم بتونيد موضوعُ به " سونشين " بگين
. تا احساساتِش جريحه دار نشه
500
00:39:34,680 --> 00:39:38,930
ميدونم الان بيشرمانه دارم اين حرفُ ميزنم
. اما خواهش ميکنم اينکارُ بکنيد
501
00:40:05,020 --> 00:40:07,790
. بابت همه چيز ممنونم
502
00:40:09,850 --> 00:40:13,250
پس . . ديگه اينجا نمياي ؟
503
00:40:13,250 --> 00:40:16,030
. تازه داشتيم همديگه رو مي فهميديم
504
00:40:22,670 --> 00:40:25,010
. رئيس
505
00:40:28,230 --> 00:40:31,400
. رئيس . . دارم ميرم
. مراقب خودتون باشيد
506
00:40:36,350 --> 00:40:40,150
. کارت عالي بود
507
00:40:40,150 --> 00:40:43,150
رئيس . . واقعا ميخواي بذاري بره ؟
508
00:40:44,320 --> 00:40:46,000
. بايد براش مهموني خداحافظي بگيريم
509
00:40:46,000 --> 00:40:49,950
. درسته
510
00:40:49,950 --> 00:40:54,340
براي هفته ي آينده برنامه اتُ خالي کن
. تا بتونيم مهموني بگيريم
511
00:40:54,340 --> 00:40:58,450
حتما . . هروقت کارم داشتيد زنگ بزنيد ؛
. فورا خودمُ مي رسونم
512
00:40:58,450 --> 00:41:02,310
. اگر کمک لازم داشتيد خبرم کنيد
513
00:41:02,310 --> 00:41:05,770
اگه نظرت عوض شد ؛
. ميتوني برگردي
514
00:41:07,710 --> 00:41:10,090
. ممنونم
515
00:41:10,090 --> 00:41:14,990
. بابت اينکه اينقدر سخت کار کني ممنونم
516
00:41:17,800 --> 00:41:22,060
. خيلي دلتنگِت مي شيم
517
00:41:39,070 --> 00:41:41,150
. " لي سونشين "
518
00:41:48,170 --> 00:41:51,380
داري ميري خونه ؟ -
. آره -
519
00:41:52,450 --> 00:41:55,060
. ديگه اينجا برنميگردم
520
00:41:57,070 --> 00:41:59,780
استعفا دادي ؟
521
00:41:59,780 --> 00:42:01,920
. آره
522
00:42:04,170 --> 00:42:05,630
. . هي
523
00:42:05,630 --> 00:42:10,780
اشکالي نداره ؛
. بهتون که گفتم ديگه دلتون برام نسوزه
524
00:42:10,780 --> 00:42:15,980
حالا خوبم . . فقط برميگردم
. به هموني که سابقا بودم
525
00:42:18,650 --> 00:42:22,260
. . ميگم -
بله ؟ -
526
00:42:27,570 --> 00:42:30,340
. معذرت ميخوام
527
00:42:31,750 --> 00:42:35,030
چرا يهويي اينطوري ميکنيد ؟
. شما که همچين آدمي نيستيد
528
00:42:35,030 --> 00:42:38,450
. واقعا هيچ مشکلي ندارم
529
00:42:41,640 --> 00:42:44,120
. خدانگهدار
530
00:43:14,760 --> 00:43:17,180
مامان ؛ چطور تونستي همچين کاري بکني ؟
531
00:43:18,690 --> 00:43:20,720
چطور تونستي به من چيزي نگي ؟
532
00:43:20,720 --> 00:43:22,330
! همه ميدونستن بجز من
533
00:43:22,330 --> 00:43:24,320
هيشين " بهت گفت ؟ "
534
00:43:24,320 --> 00:43:27,520
! بايد زودتر از اينا بهم ميگفتي
خودت اينطور فکر نمي کني ؟
535
00:43:27,520 --> 00:43:29,780
. ساکت باش
. ممکنه " سونشين " بشنوه
536
00:43:29,780 --> 00:43:32,170
پدر چطور تونست اينطوري بهمون خيانت کنه ؟
537
00:43:32,170 --> 00:43:36,310
! تمام روز اينقدر ناراحت بودم که دستم به کار نمي رفت
538
00:43:37,260 --> 00:43:40,660
چطور تونست اينطوري کنه ؟
يعني واقعا همچين آدمي بوده ؟
539
00:43:40,660 --> 00:43:42,400
. بسه
. ديگه گذشته
540
00:43:43,480 --> 00:43:47,760
ميخواي دست رو دست بذاري ؟
. بايد بري چنگ بندازي همه ي موهاشُ بکِشي
541
00:43:50,240 --> 00:43:54,420
. نميشه اين موقعيتُ به ديدِ مسخره نگاه کني
حالا ديگه چطور به " سونشين " نگاه ميکني ؟
542
00:43:55,750 --> 00:43:59,220
. شنيدم " سونگ ميريونگ " ميخواد پسِش بگيره
! برو بهش بگو همين الان بياد ببردِش
543
00:43:59,220 --> 00:44:03,190
چطور ميتوني همچين حرفي بزني ؟ -
. الان خيلي ناراحتم -
544
00:44:05,620 --> 00:44:08,690
چطور تونست همچين کاري باهامون بکنه ؟
545
00:44:09,640 --> 00:44:11,820
. . يوشين " ؛ "
546
00:44:11,820 --> 00:44:14,400
مامان . . چي شده ؟
547
00:44:14,400 --> 00:44:16,780
کي قراره کيُ پس بگيره ؟
548
00:44:16,780 --> 00:44:18,690
. چيز مهمي نيست
549
00:44:25,770 --> 00:44:28,090
. . يوشين " ؛ "
550
00:44:31,870 --> 00:44:34,940
هيشين " ؛ "
اتفاقي براي " يوشين " افتاده ؟
551
00:44:34,940 --> 00:44:36,590
چي ؟
552
00:44:36,590 --> 00:44:38,600
. آره
553
00:44:48,520 --> 00:44:51,320
يوشين " . . چي شده ؟ "
554
00:44:51,320 --> 00:44:53,440
خوبي ؟
555
00:44:56,960 --> 00:45:00,120
چيه ؟
چيزي رو صورتمه ؟
556
00:45:03,220 --> 00:45:06,600
. " يوشين "
557
00:45:22,850 --> 00:45:26,020
هي . . چي شده ؟
558
00:45:26,020 --> 00:45:29,350
اي بابا . . اينا چشونه ؟
559
00:45:41,280 --> 00:45:43,710
. " يوشين "
560
00:45:45,020 --> 00:45:49,360
. ديگه دارم ديوونه ميشم
. هم عصبانيم . . هم ناراحت
561
00:45:49,360 --> 00:45:52,780
. اما نميتوني از دستِ " سونشين " ناراحت باشي
. اون هيچي نميدونه
562
00:45:52,780 --> 00:45:57,910
هيشين " ؛ هرقدر فکر ميکنم ؛ "
. چيزي به ذهنم نميرسه
563
00:45:57,910 --> 00:46:01,860
آخه بابا از اون جور آدما نبود که . . هان ؟
564
00:46:02,320 --> 00:46:05,780
راستشُ بگم . . بابت اينکه پدر و مادرم
. زيادي خوب و مهربون بودن بدم ميومد
565
00:46:05,780 --> 00:46:09,880
. الان وقت خوبي نيست
. اول . . آروم بگير
566
00:46:09,880 --> 00:46:12,700
چرا وقت خوبي نيست ؟
567
00:46:12,700 --> 00:46:15,990
. خيلي براي مامان ناراحتم
568
00:46:15,990 --> 00:46:19,180
راستشُ بخواي ؛
. از پدر و مادرم بابت اينکه زيادي خوبن متنفرم
569
00:46:19,180 --> 00:46:22,340
اما الان درک ميکنم که چرا اون روزا
. اينقدر با " سونشين " هم خوب بودن
570
00:46:22,340 --> 00:46:24,320
. بخاطر همين چيزا بوده
571
00:46:24,320 --> 00:46:26,440
حالم از اون وضع بهم ميخورد ؛
. اما بهشون افتخار ميکردم
572
00:46:26,440 --> 00:46:31,350
اما الان چي ؟
سونشين " . . دختر باباس ؟ "
573
00:46:31,350 --> 00:46:35,600
فکر ميکردم حتي اگه همه ي مرداي دنيا اينطوري باشن
. باباي خودم عمرا دست به همچين کاري بزنه
574
00:47:01,200 --> 00:47:03,690
. پسرم
575
00:47:03,690 --> 00:47:07,790
. بايد خسته باشي
. بيا يکم ميوه بخور
576
00:47:07,790 --> 00:47:09,370
. ممنون مامان
577
00:47:10,470 --> 00:47:14,160
اوضاع با دوست دخترت چطور پيش ميره ؟
578
00:47:14,160 --> 00:47:17,350
. اه . . خوبه
579
00:47:17,350 --> 00:47:20,170
کِي ميخواي بهم معرفيش کني ؟
580
00:47:20,170 --> 00:47:23,240
. . خب
بزودي ؟
581
00:47:23,940 --> 00:47:28,650
. نميتونم صبرکنم تا ببينمش
. لطفا عجله کن
582
00:47:28,650 --> 00:47:30,720
. باشه مامان
583
00:47:30,720 --> 00:47:34,700
. خوبه
. استراحت کن و يکم ميوه بخور
584
00:47:36,530 --> 00:47:38,910
. شب بخير مادر -
. شبِ تو هم بخير -
585
00:48:10,480 --> 00:48:12,890
! اي لعنت
586
00:48:51,390 --> 00:48:54,080
چرا نوشيدني خوردنُ تموم نميکنين و
خونه تشريف نمي بريد آقاي " شين " ؟
587
00:48:54,080 --> 00:48:57,980
. حوصله ي ديدنتُ ندارم عوضي
588
00:49:02,770 --> 00:49:05,580
. " يانگهون "
589
00:49:05,580 --> 00:49:09,830
. بذار يه چيزيُ ازت بپرسم -
چيه ؟ -
590
00:49:09,830 --> 00:49:15,670
وقتي فهميدي به فرزندي قبولت کردن
چه احساسي داشتي ؟
591
00:49:18,430 --> 00:49:20,790
چرا گذشته ي دردناکمُ پيش کِشيدي ؟
592
00:49:22,130 --> 00:49:24,400
دردناکه ؟
593
00:49:24,400 --> 00:49:28,610
. البته که هست
نه پس . . فکر کردي لذت بخشه ؟
594
00:49:38,530 --> 00:49:41,120
اگه درباره ي گذشته ام نمي فهميدم
. اينطوري زندگي نمي کردم
595
00:49:44,970 --> 00:49:49,820
پدر و مادرخونده ام آدماي فوق العاده اين ؛
. اما نميدونم . . احساس عجيبي داشتم
596
00:49:49,820 --> 00:49:53,510
. آخرشم . . به اينجا رسيدم
597
00:49:55,550 --> 00:49:57,600
حالا اصلا چرا داري ازم مي پرسي ؟
598
00:50:00,280 --> 00:50:02,660
. هيچي
599
00:50:03,800 --> 00:50:06,050
تو شرکتِت يه خبرايي شده ؟
600
00:50:10,720 --> 00:50:13,650
. عجيب آدم رقت انگيزيم
601
00:50:15,220 --> 00:50:20,660
خيلي بااعتماد بنفس نشون ميدم
. اما درواقع هيچي نيست که بهش تکيه کنم
602
00:50:26,060 --> 00:50:28,950
تازه اينُ فهميدي جنابِ " شين " ؟
603
00:50:33,670 --> 00:50:37,130
بايد چکار کنم " يانگهون " ؟
604
00:50:38,740 --> 00:50:41,870
بايد چکار کنم ؟
605
00:51:05,020 --> 00:51:07,080
گفتي از رستوران استعفا دادي . . درسته ؟
606
00:51:07,080 --> 00:51:08,690
. آره
607
00:51:08,690 --> 00:51:12,140
. پس . . فردا بيا باهمديگه بيرون بريم
. ميخوام براي يه قرار بيرون ببرمت
608
00:51:12,140 --> 00:51:14,480
قرار " ؟ "
609
00:51:14,480 --> 00:51:18,920
آره . . بيا بريم لباساي خوشگل بخريم و
. غذاهايِ خوب خوب بخوريم
610
00:51:18,920 --> 00:51:20,630
. يکم هم هواي تازه ميخوريم
611
00:51:20,630 --> 00:51:25,230
بخاطر اينکه تمام روز کار ميکردي
. براي خودت وقت نداشتي
612
00:51:25,230 --> 00:51:28,220
حالا چرا اينقدر يهويي ؟
613
00:51:28,220 --> 00:51:31,090
چطور مگه ؟
نميخواي ؟
614
00:51:31,090 --> 00:51:34,630
. چرا
. خوشحال ميشم باهات بيام
615
00:51:36,210 --> 00:51:41,010
. خوب فکر کن که ناهار چي ميخوري
ميودني که پول دَرميارم . . هان ؟
616
00:51:41,010 --> 00:51:45,010
يکم پول پس انداز کردم تا
. براي بچه ام بهترين غذاها رو بخرم
617
00:51:45,010 --> 00:51:47,530
. يه غذاي خوشمزه و گرونقيمت مهمونت ميکنم
618
00:51:59,060 --> 00:52:00,950
. خيلي خوشگل شدي
619
00:52:17,860 --> 00:52:19,420
شبيهِ " يوشين"ـم ؟
620
00:52:25,960 --> 00:52:27,840
. خيلي قشنگه
621
00:52:40,070 --> 00:52:43,130
. تو هم بخور -
. تو بخور -
622
00:52:43,130 --> 00:52:49,210
. خيلي سخت کار کردي
. ميدونم پيشخدمتي تو رستوران کار سختيه
623
00:52:50,310 --> 00:52:53,590
. داري خجالتم ميدي مامان
624
00:52:54,780 --> 00:53:00,580
. خيلي زود يه کار ديگه پيدا ميکنم
. يه کار خوب پيدا ميکنم و غافلگيرت ميکنم
625
00:53:03,630 --> 00:53:07,930
بخاطر اينکه هميشه دردسر درست ميکنم
بهم اعتماد نداري . . مگه نه ؟
626
00:53:07,930 --> 00:53:12,960
. اما ايندفعه ديگه خيلي جديم
. حسابي مصمم هستم
627
00:53:12,960 --> 00:53:16,410
. . سونشين " ؛ " -
. مامان -
628
00:53:16,410 --> 00:53:18,150
. متاسفم
629
00:53:18,150 --> 00:53:21,680
. بابت اينکه بزرگم کرديد ممنونم
630
00:53:21,680 --> 00:53:25,870
ميدونم بابت اينکه خيلي با " هيشين " و
. يوشين " فرق داشتم ناراحت بوديد "
631
00:53:29,020 --> 00:53:32,440
چرا اينقدر خرم ؟
632
00:53:33,130 --> 00:53:36,320
. . اما يه ضرب المثلي هست که ميگه
633
00:53:36,320 --> 00:53:40,300
بچه اي که بيشتر از بقيه پدرومادرشُ نااميد کنه "
. " بعدها بيشتر از بقيه سربلندشون ميکنه
634
00:53:42,360 --> 00:53:47,230
. نااميدم نکردي
. هيچوقت
635
00:53:47,230 --> 00:53:49,020
کي همچين حرفي زده ؟
636
00:53:49,020 --> 00:53:52,130
. تو . . دختر خيلي خوبي برامي
637
00:53:55,150 --> 00:53:57,920
. گوشت داره ميسوزه
. بيا بخوريم
638
00:53:59,970 --> 00:54:02,320
. آره . . بخوريم
639
00:54:05,270 --> 00:54:09,190
. دلم براي پدر تنگ شده
. اينجا . . منُ يادِ پدر ميندازه
640
00:54:09,190 --> 00:54:12,700
. گوشت هاي اينجا رو خيلي دوست داشت
641
00:54:17,540 --> 00:54:21,080
مامان . . ميخواي بريم
يه سري به پدرم بزنيم ؟
642
00:54:22,470 --> 00:54:25,210
الان ؟ -
. آره -
643
00:54:25,790 --> 00:54:31,210
اينقدر سرم شلوغ بود که
. فرصت نکردم سراغش برم
644
00:54:31,210 --> 00:54:34,820
. بريم اونجا مامان
645
00:54:34,820 --> 00:54:39,340
بعداز خوردن غذا بريم اونجا . . باشه ؟
646
00:54:54,990 --> 00:55:00,780
. يادمون رفت گل بخريم
. شما جلوتر برين
647
00:55:00,780 --> 00:55:03,270
. حتما
648
00:55:03,270 --> 00:55:04,610
. منم زود برميگردم
649
00:55:41,480 --> 00:55:44,490
چطوري ؟
650
00:55:45,480 --> 00:55:48,430
. با " سونشين " اومدم
651
00:55:48,430 --> 00:55:53,860
. " کوچيکترين بچه امون . . " سونشين
. امروز همراهم اومده
652
00:55:57,190 --> 00:55:59,630
. هنوز نبخشيدمت
653
00:56:01,150 --> 00:56:05,030
. هنوزم ازت متنفرم
654
00:56:08,020 --> 00:56:10,530
چرا اينکارُ با خانواده امون کردي ؟
655
00:56:11,600 --> 00:56:14,730
. سعي کردم ببخشمت . . اما . . نميتونم
656
00:56:16,840 --> 00:56:20,570
. خيلي بدي
657
00:56:22,900 --> 00:56:28,890
اما عزيزم ؛ اگه اين چيزيه که بايد
. پشت سربذارم . . باشه
658
00:56:28,890 --> 00:56:34,260
ازت متنفرم ؛
. اما " سونشين " دخترمه
659
00:56:34,260 --> 00:56:40,090
بالاخره اينم حقيقتيه که هرجفتمون موقعِ
. بزرگ کردنِش خوشحال بوديم
660
00:56:41,620 --> 00:56:48,210
. پس . . نميخوام وجودشُ انکار کنم
661
00:56:48,210 --> 00:56:54,930
. من . . من مادرِ " سونشين"ـم
662
00:57:14,700 --> 00:57:16,570
. مامان
663
00:57:16,570 --> 00:57:19,700
. هي
664
00:57:35,060 --> 00:57:37,360
. بابا
665
00:57:37,360 --> 00:57:40,030
. سونشين " اومده ديدنت "
666
00:57:44,990 --> 00:57:47,640
چطوري بابا ؟
667
00:57:47,640 --> 00:57:50,580
خيلي ديراومدم . . مگه نه ؟
668
00:57:53,640 --> 00:57:56,080
دلت برامون تنگ شده . . هان ؟
669
00:58:22,960 --> 00:58:25,170
خوبي ؟
670
00:58:25,170 --> 00:58:30,240
. آره . . خوبم
. " بيا استراحت کنيم " سونشين
671
00:58:51,570 --> 00:58:53,890
. " سونشين "
672
00:58:54,930 --> 00:58:56,550
چيه مامان ؟
673
00:59:00,500 --> 00:59:06,390
بايد قوي باشي و
. به دقت به حرفام گوش بدي
674
00:59:08,180 --> 00:59:11,490
موضوع چيه ؟
675
00:59:15,860 --> 00:59:17,530
چي شده مامان ؟
676
00:59:21,410 --> 00:59:27,620
هنوز به روزي فکر ميکنم که
. اولين بار ديدمت
677
00:59:27,620 --> 00:59:31,530
. اون روزي که تو بغلم گريه کردي
678
00:59:34,130 --> 00:59:39,430
ميخواستم ساکتِت کنم که اينقدر گريه نکني
. که خودم وسطِش خوابم برد
679
00:59:39,430 --> 00:59:47,850
نصف شب بيدار شدم و
. بهم خيره شده بودي
680
00:59:47,850 --> 00:59:54,250
. اون بچه ي فسقلي . . زُل زده بود تو چشام
681
00:59:54,250 --> 00:59:58,330
اون لحظه ؛
. قلبم به شدت شروع کرد به زدن
682
01:00:01,410 --> 01:00:12,070
بطرز عجيبي . . يه حسي بهم ميگفت که خيلي وقته
همديگه رو مي شناسيم . . مي فهمي چي ميگم ؟
683
01:00:16,310 --> 01:00:18,140
واقعا ؟
684
01:00:21,080 --> 01:00:28,430
نميتونستي حرف بزني
. اما چشم هايِ نافذي داشتي
685
01:00:28,430 --> 01:00:31,250
. عاشق اون چشم ها شدم
686
01:00:31,250 --> 01:00:38,370
وقتي بزرگت ميکردم ؛ بعضي وقتا
. غمگين و بعضا عصباني ميشدم
687
01:00:38,370 --> 01:00:42,170
. اما هرگز پشيمون نشدم
688
01:00:42,170 --> 01:00:46,140
. هميشه قدرِتُ ميدونستم
689
01:00:46,140 --> 01:00:48,600
. و ازاينکه مادرتم . . خوشحال بودم
690
01:00:48,600 --> 01:00:50,700
. اين . . واقعيته
691
01:00:50,700 --> 01:00:54,520
. خيلي افتخار ميکنم که دخترم هستي
692
01:00:59,830 --> 01:01:04,760
مامان . . چرا يهويي داري
درباره ي اين چيزا حرف ميزني ؟
693
01:01:04,760 --> 01:01:08,720
. . سونشين " ؛ "
694
01:01:08,720 --> 01:01:11,470
چي ميخواي بگي ؟
695
01:01:11,470 --> 01:01:13,530
. " سونشين "
696
01:01:15,120 --> 01:01:17,400
. . تو
697
01:01:19,790 --> 01:01:22,940
تو يه مادرِ واقعي داري ؛ . .
. يکي که به دنيا آوردتِت
698
01:01:54,230 --> 01:01:58,360
. ممنون که امروز قدم رنجه کرديد
. واقعا سپاسگزارم
699
01:02:06,130 --> 01:02:10,660
. . دليل اينکه اين کنفرانس مطبوعاتيُ ترتيب دادم
700
01:02:12,320 --> 01:02:21,900
برملا کردن اين حقيقته که دختري دارم و
. ميخوام توضيح بدم چرا از مردم مخفيش کردم
701
01:02:31,220 --> 01:02:39,960
ترجمه شده توسطِ
-= D & X =-
702
01:02:59,840 --> 01:03:02,610
من دخترت نيستم ؟
انتظار داري باورکنم ؟
703
01:03:02,610 --> 01:03:05,370
چرا الان داري اينُ بهم ميگي ؟
704
01:03:05,370 --> 01:03:08,120
. منتظرت مي مونم
705
01:03:08,120 --> 01:03:10,550
. همين الان بايد آزمايش بدي
. والا . . نميخوام نگام به ريختِش بيفته
706
01:03:10,550 --> 01:03:12,720
! سونشين " دخترِ من و خواهرِ توئه "
707
01:03:12,720 --> 01:03:14,550
چي ميخواي ؟
708
01:03:14,550 --> 01:03:15,960
. ترجيح ميدم عصباني بشي
709
01:03:15,960 --> 01:03:18,590
اگه عصباني بشم ؛
ميتونم برگردم به اوني که بودم ؟
710
01:03:18,590 --> 01:03:20,260
ميشه برگردم ؟
711
01:03:20,260 --> 01:03:23,270
. متاسفم -
. ديگه سراغم نيا -71046