Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated:
0
00:00:01,474 --> 00:00:04,851
وارز تقدیم میکند
IRWAREZ.COM
1
00:00:34,035 --> 00:00:36,037
ایوان: همهچیز از کارگاه آهنگری قدیمیام شروع شد
2
00:00:36,162 --> 00:00:38,497
۶۰ در ونتورای کالیفرنیا، اوایل دهه
3
00:00:38,622 --> 00:00:39,832
یه مغازه کوچیک و ساده بود
4
00:00:39,957 --> 00:00:42,334
اما داشتیم بهترین تجهیزات سنگنوردی دنیا رو میساختیم
5
00:00:42,460 --> 00:00:45,504
میدونی، قبل از هر چیز داشتیم برای خودمون وسیله میساختیم
6
00:00:45,629 --> 00:00:50,968
و از قضا اون موقع تو اوج دنیای سنگنوردی بودیم
7
00:00:51,093 --> 00:00:54,096
مطمئناً هیچکدوممون نمیخواستیم تاجر بشیم
8
00:00:54,305 --> 00:00:56,307
اما مجبور بودیم یه کاری بکنیم
9
00:00:56,432 --> 00:00:58,517
فقط برای اینکه بتونیم از پس هزینههای سنگنوردیمون بربیایم
10
00:00:58,726 --> 00:01:00,061
و همینطور موجسواریهامون
11
00:01:00,311 --> 00:01:04,023
یه سری از رفیقای «آواره و بیخیال»م رو استخدام کردم
12
00:01:04,148 --> 00:01:07,026
که خودشون سنگنورد و موجسوار و اینکاره بودن
13
00:01:07,151 --> 00:01:09,445
و هر وقت موجها بالا میاومد
14
00:01:09,570 --> 00:01:12,782
همهمون کارگاه رو ول میکردیم و میزدیم به آب
15
00:01:17,495 --> 00:01:19,580
۱۹۶۸ یه روز تو سال
16
00:01:21,040 --> 00:01:22,458
دوستم داگ تامپکینز گفت:
17
00:01:22,583 --> 00:01:26,212
«هی، بیا بریم پاتاگونیا و قله فیتزروی رو فتح کنیم.»
18
00:01:26,337 --> 00:01:31,509
یه دوربین ۱۶ میلیمتری بولکس برداشتیم تا سفر رو ضبط کنیم
19
00:01:31,634 --> 00:01:33,969
ماشین رو پر از تختههای موجسواری و وسایل کوهنوردی کردیم
20
00:01:34,095 --> 00:01:38,015
و برای یه سفر ۱۰ هزار مایلی به سمت جنوب راه افتادیم
21
00:01:39,141 --> 00:01:42,019
فکر کنم از وقتی تصمیم گرفتیم بریم
22
00:01:42,144 --> 00:01:45,189
فقط دو هفته طول کشید تا راه بیفتیم
23
00:01:45,314 --> 00:01:49,360
این ون قدیمی رو خریدیم و از ونتورا زدیم به جاده
24
00:01:49,485 --> 00:01:51,529
سال ۱۹۶۸ بود، یادتون باشه
25
00:01:51,654 --> 00:01:54,073
بزرگراه پان-امریکن خیلی وحشی بود
26
00:01:54,198 --> 00:01:57,201
از مکزیکوسیتی تا خودِ جنوب، جاده خاکی بود
27
00:02:13,008 --> 00:02:16,137
انگار تو ایالتهای مونتانا یا وایومینگِ صد سال پیش بودی
28
00:02:17,346 --> 00:02:18,973
اینجا تو منطقهای بودیم
29
00:02:19,098 --> 00:02:21,600
که به اندازه کل غرب آمریکا وسعت داشت
30
00:02:22,518 --> 00:02:23,811
بدون هیچ بشری
31
00:02:27,231 --> 00:02:29,900
داگ: برای ماهایی که بزرگ شده بودیم
32
00:02:30,025 --> 00:02:32,069
با رفتن به دل طبیعت وحشی دنیا
33
00:02:32,194 --> 00:02:34,488
جایی که طبیعت واقعاً دستنخورده بود
34
00:02:34,613 --> 00:02:38,993
درک زیبایی توی روحمون ریشه دووند
35
00:02:43,038 --> 00:02:46,125
ایوان: اون سفر تأثیر زیادی روی من و داگ گذاشت
36
00:02:46,250 --> 00:02:47,668
یه جورایی مسیر رو مشخص کرد
37
00:02:47,793 --> 00:02:50,045
برای کارهایی که قرار بود بعدها تو زندگیمون انجام بدیم
38
00:02:52,047 --> 00:02:55,718
داگ: برای من، اون بهترین سفر زندگیام بود
39
00:03:10,441 --> 00:03:14,195
؟ به افتخارِ الان ؟
40
00:03:16,197 --> 00:03:18,574
؟ به افتخارِ همین لحظه ؟
41
00:03:18,699 --> 00:03:20,910
جف: ۱۰ سال پیش، اون فیلمهای قدیمی رو پیدا کردم
42
00:03:21,035 --> 00:03:23,829
۱۹۶۸ فیلمهای سفر داگ و ایوان به پاتاگونیا در سال
43
00:03:25,164 --> 00:03:28,626
مثل دیدن تمام اون کارهایی بود که همیشه دلم میخواست تو زندگیام انجام بدم
44
00:03:29,960 --> 00:03:32,546
از اون موقع به خودم قول دادم که یه روزی
45
00:03:32,671 --> 00:03:34,798
راهی پیدا کنم تا سفری مثل اونها برم
46
00:03:35,591 --> 00:03:38,844
سالها گذشت تا بالاخره فرصتش رو پیدا کردم
47
00:03:39,637 --> 00:03:41,305
شنیدم یه قایق تو مکزیک پهلو گرفته
48
00:03:41,430 --> 00:03:42,765
که مقصدش پاتاگونیاست
49
00:03:42,890 --> 00:03:43,974
؟ به افتخارِ الان ؟
50
00:03:44,099 --> 00:03:45,226
اونا به خدمه نیاز داشتن
51
00:03:45,351 --> 00:03:47,144
و من هم دنبال راهی برای رفتن به جنوب بودم
52
00:03:47,269 --> 00:03:49,605
؟ به افتخارِ همین لحظه ؟
53
00:03:49,730 --> 00:03:52,066
اسم من جف جانسونه
54
00:03:52,191 --> 00:03:55,194
تو هر دفترچه تلفنی بگردی، ۱۰ تا مثل من پیدا میکنی
55
00:03:55,319 --> 00:03:57,196
من تو دنویلِ کالیفرنیا بزرگ شدم
56
00:03:57,321 --> 00:03:58,906
احتمالاً تا حالا اسمش رو نشنیدین
57
00:03:59,031 --> 00:04:01,951
ولی تا اقیانوس و کوهستان خیلی فاصله داره
58
00:04:02,117 --> 00:04:03,202
وقتی هشت سالم بود
59
00:04:03,327 --> 00:04:05,788
دو تا اتفاق من رو تو مسیری انداخت که هنوز هم توش هستم
60
00:04:05,913 --> 00:04:07,414
اولیش وقتی بود که پدر و مادرم
61
00:04:07,539 --> 00:04:09,625
من رو بردن به کمپینگ توی دره یوسمیتی
62
00:04:09,750 --> 00:04:11,252
یادمه که از پشت تلسکوپ
63
00:04:11,377 --> 00:04:13,170
به این دیواره گرانیتی غولپیکر نگاه میکردم
64
00:04:13,295 --> 00:04:15,839
و آدمهایی رو میدیدم که هزاران پا ازش بالا میرفتن
65
00:04:15,965 --> 00:04:17,800
نمیتونستم چیزی رو که میبینم باور کنم
66
00:04:17,925 --> 00:04:19,385
مثل تماشای راه رفتن آدمها روی کره ماه بود
67
00:04:19,510 --> 00:04:20,803
؟ به افتخارِ الان ؟
68
00:04:20,928 --> 00:04:24,098
همون سال برای اولین بار موجسواری رو دیدم
69
00:04:24,223 --> 00:04:27,351
تو برنامه تلویزیونی «دنیای پهناور ورزش»
70
00:04:27,476 --> 00:04:30,062
آدمهایی رو دیدم که روی دیوارههای عظیمی از آب سواری میکردن
71
00:04:30,187 --> 00:04:31,647
؟ به افتخارِ همین لحظه ؟
72
00:04:32,356 --> 00:04:33,732
اون بیرون آدمهایی بودن
73
00:04:33,857 --> 00:04:37,444
که خودشون رو به جاهایی میرسوندن که فکرش هم نمیشد
74
00:04:37,569 --> 00:04:40,906
و همون موقع فهمیدم که من هم میخوام اونجا باشم
75
00:04:41,031 --> 00:04:45,411
؟ راستش، داشتم فکر میکردم، همهچیز رو بلند گفتم ؟
76
00:04:45,536 --> 00:04:48,122
؟ چون هسته زردآلو آرسنیک داره ؟
77
00:04:48,247 --> 00:04:51,250
؟ که نگرانش نیستیم ؟
78
00:04:51,375 --> 00:04:53,252
؟ نشستم دم درِ خونهت ؟
79
00:04:53,377 --> 00:04:55,754
؟ منتظرم که برگردی خونه یا بیای بیرون ؟
80
00:04:55,879 --> 00:04:58,841
؟ خب، هسته سیب هم سیانور داره ؟
81
00:04:58,966 --> 00:05:00,801
؟ که برامون مهم نیست ؟
82
00:05:00,926 --> 00:05:03,846
؟ پس به افتخارِ الان ؟
83
00:05:05,764 --> 00:05:07,933
؟ به افتخارِ همین لحظه ؟
84
00:05:08,058 --> 00:05:09,893
بیشتر عمرم رو دنبال راههایی بودم
85
00:05:10,019 --> 00:05:12,354
تا با تغییر فصل، بار و بندیلم رو ببندم و بزنم به جاده
86
00:05:12,479 --> 00:05:14,481
ظرفشور بودم، نجاتغریق بودم
87
00:05:14,606 --> 00:05:16,066
مهماندار هواپیما بودم
88
00:05:16,191 --> 00:05:18,986
هر کاری که لازم بود میکردم تا خرج سفر بعدی رو دربیارم
89
00:05:19,111 --> 00:05:21,655
اما تو این چند سال اخیر، یه شغل واقعی پیدا کردم
90
00:05:21,780 --> 00:05:23,782
شروع کردم به ریشه دووندن
91
00:05:23,907 --> 00:05:26,660
و خیلی کمتر وقتم رو تو جادهها گذروندم
92
00:05:26,785 --> 00:05:28,579
ولی هیچوقت رؤیای خودم رو فراموش نکردم
93
00:05:28,704 --> 00:05:31,206
رؤیای دیدن پاتاگونیا با چشمهای خودم
94
00:05:32,666 --> 00:05:35,127
البته، میتونستم دو هفته مرخصی بگیرم
95
00:05:35,252 --> 00:05:37,171
و فقط با هواپیما برم پاتاگونیا
96
00:05:37,296 --> 00:05:39,965
اما دیگه هیچوقت چنین فرصتی گیرم نمیاومد
97
00:05:40,841 --> 00:05:42,718
اگه سوار اون قایق نشم
98
00:05:42,843 --> 00:05:44,970
دقیقاً میدونم چه زندگیِ تکراریای تو خونه منتظرمه
99
00:05:46,221 --> 00:05:50,184
اما اگه برم، آیندهام هنوز نانوشتهست
100
00:06:00,652 --> 00:06:02,780
من مجذوبِ دشتهای بازم
101
00:06:03,864 --> 00:06:08,118
اونجاست که همهچیز روشن میشه و دنیا بیشترین معنا رو پیدا میکنه
102
00:06:09,370 --> 00:06:13,248
وقتی خودم رو به دل طبیعت میسپارم، همیشه با یه چیز تازه برمیگردم
103
00:06:14,833 --> 00:06:16,168
یه دوستی یه بار بهم گفت:
104
00:06:16,293 --> 00:06:18,545
«بهترین سفرها به سوالهایی جواب میدن...»
105
00:06:18,670 --> 00:06:23,842
«که اولِ راه حتی به فکرت هم نرسیده بود بپرسی.»
106
00:07:04,800 --> 00:07:09,012
چند سال پیش برای اولین بار ایوان رو تو اقیانوس آرام جنوبی دیدم
107
00:07:09,596 --> 00:07:12,182
بهش گفتم که اون فیلمهای قدیمیش رو پیدا کردم
108
00:07:12,307 --> 00:07:14,518
و اینکه دلم میخواد خودم برم پاتاگونیا
109
00:07:14,643 --> 00:07:16,437
ایوان: جف یه آدمِ واقعیه
110
00:07:16,562 --> 00:07:18,397
اون، اِممم، یه «آواره»ی تمامعیاره
111
00:07:18,522 --> 00:07:20,858
میتونه تو ماشینش زندگی کنه و تو دره سنگنوردی کنه
112
00:07:20,983 --> 00:07:22,401
سنگنورد خیلی خوبی شده
113
00:07:22,526 --> 00:07:24,319
و رو هر موجی سواری میکنه
114
00:07:24,445 --> 00:07:27,030
اون فقط داره یه جورایی راه خودش رو به سختی باز میکنه
115
00:07:27,156 --> 00:07:28,574
تا بتونه همچنان تو جاده بمونه
116
00:07:28,740 --> 00:07:31,076
من رو خیلی یادِ جوونیهای خودم میاندازه
117
00:07:32,161 --> 00:07:33,370
من جوونهای زیادی رو دیدم
118
00:07:33,495 --> 00:07:36,039
که ازم میپرسن چه کتابی بخونن یا چه فیلمی ببینن
119
00:07:36,165 --> 00:07:38,250
به نظرم این راه خوبی برای شروع کردنه
120
00:07:38,375 --> 00:07:40,836
اما هیچچیزی جای «رفتن» و اونجا بودن رو نمیگیره
121
00:07:42,379 --> 00:07:44,214
جف: ایوان عکسی رو بهم داد که داگ گرفته بود
122
00:07:44,339 --> 00:07:47,259
عکسی از یه ساحل خیلی دورافتاده تو پاتاگونیا
123
00:07:47,384 --> 00:07:49,720
که توش کوهی به اسم کورکووادو بود
124
00:07:49,845 --> 00:07:52,723
از اون موقع به بعد اون عکس رو همهجا با خودم میبرم
125
00:07:52,848 --> 00:07:55,642
و خودم رو بالای اون قلهی پوشیده از یخ تصور میکنم
126
00:07:56,143 --> 00:07:57,269
برای ایوان و داگ
127
00:07:57,394 --> 00:08:00,230
بهترین راه برای رفتن به اونجا یه ون قدیمی بود
128
00:08:00,355 --> 00:08:03,317
برای من، این قایق ۵۴ فوتی شد
129
00:08:03,442 --> 00:08:05,027
که اسمش «سی بِر» است
130
00:08:06,361 --> 00:08:09,281
آلن، ناخدا، تو پاتاگونیا بزرگ شده
131
00:08:09,406 --> 00:08:11,492
و داره قایقش رو برمیگردونه خونه
132
00:08:12,117 --> 00:08:15,204
و من هم اونقدر خوششانس بودم که باهاش همسفر بشم
133
00:08:17,164 --> 00:08:19,917
اما من هیچوقت چندین ماه پشتسرهم روی قایق نبودم
134
00:08:20,042 --> 00:08:23,212
و اونقدری که فکر میکردم به تکونهای دریا عادت ندارم
135
00:08:38,852 --> 00:08:41,313
همهچیز خیلی تکون میخوره، کلی حرکت
136
00:08:41,438 --> 00:08:44,525
انگار همیشه در آستانه حالت تهوع هستم
137
00:08:44,650 --> 00:08:47,027
الان تو یکی از بدترین شرایط زندگیام هستم
138
00:08:47,152 --> 00:08:48,487
زیاد نخوابیدم
139
00:08:48,612 --> 00:08:51,448
دارم سـ... دارم سعی میکنم همین الان بخوابم
140
00:08:51,573 --> 00:08:52,574
حالم عالیه
141
00:08:52,699 --> 00:08:54,409
هر لحظه ممکنه بالا بیارم
142
00:08:56,453 --> 00:08:57,746
آخ
143
00:09:11,885 --> 00:09:13,887
ایوان: وقتی یه سفر شش ماهه میری
144
00:09:14,888 --> 00:09:16,974
به ریتمش عادت میکنی
145
00:09:17,099 --> 00:09:19,601
جوریه که انگار میتونی تا ابد به این کار ادامه بدی
146
00:09:19,726 --> 00:09:22,688
صعود به اورست، اوجِ این ماجرا و دقیقاً برعکسشه
147
00:09:22,813 --> 00:09:26,650
چون کلی جراح پلاستیکِ کلهگنده
148
00:09:26,775 --> 00:09:28,485
و مدیرعاملهای شرکتها اونجا هستن
149
00:09:28,610 --> 00:09:32,030
میدونی، ۸۰ هزار دلار پول میدن و راهنماهای محلی دارن
150
00:09:32,155 --> 00:09:34,324
که همه نردبانها رو براشون میکارن
151
00:09:34,449 --> 00:09:36,493
و ۸ هزار فوت طناب ثابت میبندن
152
00:09:36,618 --> 00:09:37,786
و وقتی به کمپ میرسی
153
00:09:37,911 --> 00:09:40,414
حتی لازم نیست کیسهخوابت رو باز کنی
154
00:09:40,539 --> 00:09:43,792
از قبل برات پهنش کردن و یه شکلات نعنایی هم روش گذاشتن
155
00:09:45,877 --> 00:09:48,797
در حالی که کل هدفِ صعود به جایی مثل اورست
156
00:09:48,922 --> 00:09:52,968
اینه که به یه جور رشد معنوی و جسمی برسی
157
00:09:53,093 --> 00:09:55,012
اما اگه کلِ این فرآیند رو دور بزنی
158
00:09:55,137 --> 00:09:56,805
اگه موقع شروع یه آدمِ عوضی باشی
159
00:09:56,930 --> 00:09:59,057
موقع برگشت هم همون آدمِ عوضی باقی میمونی
160
00:10:07,608 --> 00:10:10,944
جف: وقتی برسم پاتاگونیا، ایوان و داگ لابد اونجا هستن
161
00:10:11,612 --> 00:10:13,572
اونا گفتن تو مسیرم به سمت کورکووادو
162
00:10:13,697 --> 00:10:16,408
با یه پتوی گرم و غذای داغ منتظرم هستن
163
00:10:16,533 --> 00:10:18,827
داگ تماموقت با همسرش کریس اونجا زندگی میکنه
164
00:10:18,952 --> 00:10:21,622
و ایوان هم اونجاست تا برای پروژه بزرگی که دارن بهشون کمک کنه
165
00:10:21,747 --> 00:10:24,291
پروژهای که تقریباً دو دهه روش کار کردن
166
00:10:24,416 --> 00:10:26,918
ایوان این رو هم بهم گفت که یخهای کورکووادو
167
00:10:27,044 --> 00:10:28,503
ممکنه کاملاً ذوب بشن
168
00:10:28,629 --> 00:10:31,340
اگه دیرتر از ماه دسامبر به اونجا برسم
169
00:10:31,465 --> 00:10:34,551
و این میتونه رسیدن به قله رو خیلی سخت کنه
170
00:10:34,676 --> 00:10:36,678
که اینجا یه جزئیات کوچیک پیش میآد:
171
00:10:36,845 --> 00:10:38,722
من تا حالا کوهنوردی روی یخ انجام ندادم
172
00:10:39,014 --> 00:10:42,684
حتی اگه انجام داده بودم، برای یه چنین کاری به تیم نیاز داری
173
00:10:42,809 --> 00:10:44,728
و هیچکسی بهتر از این دو تا رفیقم به ذهنم نرسید:
174
00:10:44,853 --> 00:10:47,522
تیمی اونیل و کیت مالوی
175
00:10:47,648 --> 00:10:49,691
تیمی: و میتونی اینجوری امتحانش کنی
176
00:10:49,816 --> 00:10:51,693
یه کم ناگهانی میشه ولی نگاه کن. دیدی؟
177
00:10:51,818 --> 00:10:53,862
دیدی چطوری کار میکنه؟ کیت: آره، آره
178
00:10:53,987 --> 00:10:57,491
تیمی: پس اگه اون گیرهها به طرز مرموزی از هم بپاشن
179
00:10:57,616 --> 00:11:00,827
میافتی روی «گریگری»ت و اون درجا نگهت میداره
180
00:11:00,952 --> 00:11:03,080
جف: تیمی کل دنیا رو نوردیده
181
00:11:03,205 --> 00:11:06,416
و تو دره یوسمیتی صعودهای رکوردشکن داشته
182
00:11:06,958 --> 00:11:09,795
اون دیواره «اِل کاپیتان» رو در ۳ ساعت و نیم صعود کرده
183
00:11:09,920 --> 00:11:11,963
در حالی که حتی برای سنگنوردهای بزرگ هم میتونه چند روز طول بکشه
184
00:11:12,089 --> 00:11:15,008
کیت حدود شش سال پیش تور حرفهای موجسواری رو رها کرد
185
00:11:15,133 --> 00:11:17,219
و از اون موقع خودش رو وقف
186
00:11:17,344 --> 00:11:19,805
کشف نقاط جدید موجسواری در سراسر دنیا کرده
187
00:11:19,930 --> 00:11:21,973
تو کانادا خرسهای گریزلی دنبالش کردن
188
00:11:22,099 --> 00:11:24,685
و تو جزایر ملوک، شورشیها بهش شلیک کردن
189
00:11:24,810 --> 00:11:26,061
آدم کمحرفیه
190
00:11:26,269 --> 00:11:30,107
ولی اگه اون پایین موجی باشه، این آدم پیداش میکنه
191
00:11:32,025 --> 00:11:33,443
فکر کردیم یه دستگرمی خوب برای کیت
192
00:11:33,568 --> 00:11:36,238
صعود از دیواره آمریکای شمالی در «ال کاپیتان» باشه
193
00:11:36,488 --> 00:11:40,200
ایوان اولین صعود این مسیر رو سال ۱۹۶۴ انجام داد
194
00:11:40,325 --> 00:11:43,495
زمانی که سختترین صعودِ صخرهایِ دنیا به حساب میاومد
195
00:11:44,871 --> 00:11:47,541
هنوز هم اصلاً کار راحتی نیست و این جالب بود
196
00:11:47,708 --> 00:11:49,459
چون کیت تا حالا اصلاً زیاد کوهنوردی نکرده بود
197
00:11:49,584 --> 00:11:52,129
بماند که این بنده خدا از ارتفاع هم میترسه
198
00:11:54,840 --> 00:11:58,635
؟ اول کمرنگ میشه و بعد پُر ؟
199
00:12:02,347 --> 00:12:05,058
؟ پس نسلافزایی کن و مالیاتت رو بده ؟
200
00:12:12,065 --> 00:12:14,776
؟ ظرافت و ناپایداری ؟
201
00:12:14,901 --> 00:12:18,697
؟ منهای هفت، میشه سه ؟
202
00:12:19,948 --> 00:12:24,494
؟ اونا، تو، ما، به اضافه یازده ؟
203
00:12:24,619 --> 00:12:29,124
؟ شکرگزار آسمون باش، برای انعطافش ؟
204
00:12:30,959 --> 00:12:35,881
؟ و برای اونهایی که با نجوم زنده موندن و مُردن ؟
205
00:12:50,854 --> 00:12:52,814
؟ وقتی سرنوشتِ پستی نوشته شد ؟
206
00:12:52,939 --> 00:12:54,733
؟ بدون کِی بایستی و کِی بشینی ؟
207
00:12:54,858 --> 00:12:57,944
؟ نه طاقتِ ایستادن داری، نه طاقتِ نشستن ؟
208
00:12:58,069 --> 00:13:02,365
ایوان: حس میکردیم کوهنوردی هیچ ارزشی برای جامعه نداره
209
00:13:02,491 --> 00:13:06,495
نمیخواستیم بخشی از اون نظامِ صنعتی و نظامی باشیم
210
00:13:06,620 --> 00:13:08,538
زندگی تو دهه ۶۰ خیلی راحت بود
211
00:13:08,663 --> 00:13:11,374
منظورم اینه که میتونستی با ۱۵ دلار یه ماشین بخری
212
00:13:11,500 --> 00:13:14,503
توش زندگی کنی و تو یوسمیتی کمپ بزنی
213
00:13:14,628 --> 00:13:17,923
و اونجا این دیوارههای عظیم بودن که تا حالا کسی ازشون بالا نرفته بود
214
00:13:18,048 --> 00:13:21,134
دیوارههایی که به همون بزرگی، صافی و سختیِ
215
00:13:21,259 --> 00:13:23,220
هر دیواره دیگهای تو دنیا بودن
216
00:13:23,345 --> 00:13:24,471
بزرگترینشون
217
00:13:24,596 --> 00:13:27,599
دیواره آمریکای شمالی در «ال کاپیتان» بود
218
00:13:27,724 --> 00:13:29,559
من و دوستام چاک پرات، رویال رابینز
219
00:13:29,768 --> 00:13:31,853
و تام فراست
220
00:13:32,062 --> 00:13:35,273
اولین صعود رو طی یک دوره ۱۰ روزه انجام دادیم
221
00:13:37,776 --> 00:13:39,861
دیواره در تمام طول مسیر شیب منفی داره
222
00:13:39,986 --> 00:13:42,656
و معلوم نبود که اگه وسط راه گیر میکردیم و نمیتونستیم بالاتر بریم
223
00:13:42,781 --> 00:13:45,408
اصلاً میشد از اونجا پایین اومد یا نه
224
00:13:45,534 --> 00:13:48,578
خیلی شبیه به اولین آدمهایی بود که روی موجهای خیلی بزرگ سواری کردن
225
00:13:48,703 --> 00:13:49,955
مثل موجهای «وایمیا»
226
00:13:50,705 --> 00:13:53,166
اونا نمیدونستن که آیا زیر یکی از این موجها دفن میشن
227
00:13:53,291 --> 00:13:56,878
و همونجا میمیرن یا نه
228
00:13:57,003 --> 00:13:59,589
ترس از ناشناختهها، بزرگترین ترس دنیاست
229
00:13:59,714 --> 00:14:02,175
ولی ما فقط دل رو زدیم به دریا
230
00:14:28,451 --> 00:14:31,288
جف: کیت و تیمی نمیتونستن تو این سفر طولانی از اقیانوس آرام همراه من باشن
231
00:14:31,413 --> 00:14:34,291
ولی امیدوارم تو پاتاگونیا ببینمشون
232
00:14:34,416 --> 00:14:37,043
من هر روز صبح نگهبانِ طلوع آفتاب هستم
233
00:14:37,168 --> 00:14:38,503
یه ماه طول کشیده
234
00:14:38,628 --> 00:14:41,256
تا بتونم ذهنم رو با دریانوردیِ طولانیمدت وفق بدم
235
00:14:41,381 --> 00:14:42,757
هر روز که میگذره
236
00:14:42,883 --> 00:14:45,927
احساس میکنم از اون زندگیِ برنامهریزیشدهام در خانه دورتر میشم
237
00:14:46,052 --> 00:14:49,055
و با چیزی که دور و برم رو گرفته، هماهنگتر میشم
238
00:14:55,186 --> 00:14:56,313
اوه
239
00:14:56,438 --> 00:14:58,356
مرد: دکل افتاد! دکل افتاد رو عرشه
240
00:14:59,941 --> 00:15:01,568
همه بیاید رو عرشه
241
00:15:08,909 --> 00:15:11,119
جف: امروز صبح در حین نگهبانی من
242
00:15:11,244 --> 00:15:14,873
دکل ۷۰ فوتیمون از جا کنده شد و مثل یه ترکه چوب شکست
243
00:15:15,874 --> 00:15:17,918
وسط ناکجاآباد سرگردان بودیم
244
00:15:18,043 --> 00:15:22,505
همهچیز تو اقیانوس رها شده بود و به بدنه قایق میخورد
245
00:15:26,509 --> 00:15:29,721
فکر میکردم مشخصه که باید همه طنابها رو ببریم تا وسایل رها بشن
246
00:15:30,055 --> 00:15:31,932
اما آلن نقشه دیگهای داشت
247
00:15:32,057 --> 00:15:34,142
با یه چاقو تو دستش اومد رو عرشه
248
00:15:34,267 --> 00:15:37,812
و اعلام کرد که باید همهچیز رو برگردونیم توی قایق
249
00:15:45,612 --> 00:15:47,072
ساعت طولانی بعد ۱۲
250
00:15:47,197 --> 00:15:50,659
بالاخره دکل شکسته و بقیه وسایل رو آوردیم تو قایق
251
00:15:51,284 --> 00:15:54,704
معلوم شد تقصیر یه قطعه معیوب از دکلبندی بوده
252
00:15:54,829 --> 00:15:55,956
ولی سخت بود که حس نکنم
253
00:15:56,081 --> 00:15:58,959
باید یه نشونههایی از این اتفاق رو از قبل میدیدم
254
00:15:59,084 --> 00:16:01,586
امشب خستهتر از اونیم که چیزی بخوریم
255
00:16:01,711 --> 00:16:04,089
سوخت کافی برای رسیدن به خاک اصلی شیلی نداریم
256
00:16:04,214 --> 00:16:07,550
پس تنها گزینهمون اینه که ۴۰۰ مایل رو با موتور تا «راپا نوی» بریم
257
00:16:07,676 --> 00:16:10,804
که به جزیره ایستر هم معروفه
258
00:16:11,888 --> 00:16:14,766
ایوان: واژه «ماجراجویی» دیگه خیلی از حدش فراتر رفته و تکراری شده
259
00:16:14,891 --> 00:16:19,187
برای من، ماجراجویی وقتیه که همه چیز خراب میشه
260
00:16:19,312 --> 00:16:21,356
تازه اونجاست که ماجراجویی شروع میشه
261
00:17:00,812 --> 00:17:03,064
یک ماه و نیم روی دریا
262
00:17:03,189 --> 00:17:04,774
و بالاخره لنگلنگان رسیدیم
263
00:17:04,899 --> 00:17:08,028
به دورافتادهترین جزیره دنیا، راپا نوی
264
00:17:44,731 --> 00:17:46,775
فقط قصد داشتیم توی راپا نوی
265
00:17:46,900 --> 00:17:48,777
چند روزی بمونیم تا آذوقه تهیه کنیم
266
00:17:48,902 --> 00:17:51,654
ولی انگار قراره خیلی بیشتر از اینها اینجا موندگار بشیم
267
00:17:52,363 --> 00:17:55,492
اولین کسی که دیدم، دختری بود به اسم ماکوهه
268
00:17:56,159 --> 00:17:59,913
دیدم که داره به یه سری بچه، موجسواری داخل خلیج رو یاد میده
269
00:18:00,038 --> 00:18:01,247
اون همینجا به دنیا اومده و بزرگ شده
270
00:18:01,372 --> 00:18:03,833
و قول داده که جزیره رو بهم نشون بده
271
00:18:03,958 --> 00:18:06,461
نزدیکای دسامبره، اما برای اولین بار
272
00:18:06,586 --> 00:18:08,963
اونقدر نگرانِ رسیدن به کورکوادو نیستم
273
00:18:09,089 --> 00:18:10,507
قبل از اینکه یخها آب بشن
274
00:18:16,221 --> 00:18:18,890
ماکوهه: اومدن به راپا نوی مثل برگشتن به گذشتهست
275
00:18:19,015 --> 00:18:21,976
و آدمها، انگار تاریخشون توی خونشونه
276
00:18:22,102 --> 00:18:25,688
مادرم، زمانی زندگی میکرد که هواپیما بالای جزیره میاومد
277
00:18:25,814 --> 00:18:27,941
و چیزهایی رو توی اقیانوس میانداخت
278
00:18:28,066 --> 00:18:30,902
نامهها، آذوقه
279
00:18:31,027 --> 00:18:32,612
جف: خیلی چیزها عوض شده، نه؟
280
00:18:32,737 --> 00:18:34,447
ماکوهه: آره. خیلی چیزها
281
00:18:34,572 --> 00:18:38,159
آره، وقتی بچه بودیم، تفریحمون
282
00:18:38,284 --> 00:18:41,121
تماشای اومدن و رفتن هواپیما بود
283
00:18:41,996 --> 00:18:44,624
روی یه درخت بزرگ مینشستیم
284
00:18:44,749 --> 00:18:47,335
که یه جایی گوشه خونمون بود
285
00:18:47,460 --> 00:18:49,087
با خودمون ساندویچ میآوردیم
286
00:18:49,212 --> 00:18:51,631
و مینشستیم و فرود اومدن هواپیما رو تماشا میکردیم
287
00:18:51,756 --> 00:18:53,550
تمام مدتی که اونجا بود
288
00:18:53,675 --> 00:18:55,009
جف: تفریحتون این بود؟ همه تماشا میکردن؟
289
00:18:55,135 --> 00:18:56,469
ماکوهه: بله
290
00:18:56,594 --> 00:18:58,179
جف: پس تو اولین زنِ موجسوار توی راپا نوی هستی؟
291
00:18:58,304 --> 00:18:59,514
ماکوهه: وقتی موجسواری رو شروع کردم
292
00:18:59,639 --> 00:19:01,683
فقط این مردا توی آب بودن
293
00:19:01,808 --> 00:19:04,602
و هیچوقت ندیده بودم زنی توی آب موجسواری کنه
294
00:19:04,727 --> 00:19:06,813
به برادرم گفتم: «منم میتونم برم اونجا؟»
295
00:19:06,938 --> 00:19:08,439
چون خیلی بهش خوش میگذشت
296
00:19:08,565 --> 00:19:10,650
اون گفت: «نه، این فقط مال مرداست.»
297
00:19:10,775 --> 00:19:13,194
بعد یه روز بهش گفتم: «منو ببر اونجا...»
298
00:19:13,319 --> 00:19:14,445
«چون میخوام ببینم چطوریه.»
299
00:19:14,571 --> 00:19:16,322
و رفتم و خیلی کیف داد
300
00:19:16,447 --> 00:19:19,117
و برای مدت طولانی تنها زنی بودم که این کار رو میکرد
301
00:19:19,242 --> 00:19:20,785
شاید ۱۰ سال
302
00:19:22,287 --> 00:19:28,001
وقتی توی شهرهای بزرگم و دورم پر از ماشین و دود و دمه
303
00:19:28,126 --> 00:19:31,504
چشمام رو میبندم و به راپا نوی فکر میکنم
304
00:19:31,629 --> 00:19:37,594
به آسمونِ آبی، مردمِ مهربون، اقیانوس و موجها
305
00:19:37,719 --> 00:19:40,096
فقط توی ذهنم به اونها فکر میکنم
306
00:19:40,221 --> 00:19:43,975
و همین که میدونم راپا نوی هست، بهم قدرت میده
307
00:19:44,100 --> 00:19:47,937
دلم نمیخواد راپا نوی تغییر کنه. میخوام همین شکلی بمونه
308
00:19:57,363 --> 00:19:59,616
جف: روزها تبدیل به هفتهها شدن
309
00:19:59,741 --> 00:20:02,410
وقتی دریا آرومه، روی قایق کار میکنیم
310
00:20:02,535 --> 00:20:03,745
وقتی هم دریا به خروش میافته
311
00:20:03,870 --> 00:20:06,539
همراه ماکوهه توی خط ساحلی آتشفشانی گشتوگذار میکنم
312
00:20:07,874 --> 00:20:09,876
این جزیره ما رو مثل خانواده خودش پذیرفته
313
00:20:10,001 --> 00:20:14,464
♫ تو مثل یه ترنِ هوایی هستی ♫
314
00:20:14,589 --> 00:20:18,927
♫ بالهایی از جنسِ متالِ سنگین داری ♫
315
00:20:19,052 --> 00:20:23,640
♫ میتونی جیغِ یه مرده رو دربیاری ♫
316
00:20:23,765 --> 00:20:29,312
♫ تو مثل یه ترنِ هوایی هستی ♫
317
00:20:31,147 --> 00:20:32,273
همینطور که هفتهها میگذره
318
00:20:32,398 --> 00:20:35,235
به ماکوهه درباره نقشهام برای صعود به کورکوادو میگم
319
00:20:36,319 --> 00:20:39,614
بدون هیچ تردیدی میپرسه که میتونه همراه من بیاد؟
320
00:20:40,406 --> 00:20:42,200
تو این مرحله، شک دارم که اصلاً هیچکدوممون
321
00:20:42,325 --> 00:20:44,452
با قایق به پاتاگونیا برسیم یا نه
322
00:20:45,161 --> 00:20:46,746
ولی بهش قول میدم که از آلن بپرسم
323
00:20:46,871 --> 00:20:49,457
که آیا میتونیم یه نفر دیگه رو هم توی قایق جا بدیم
324
00:20:49,582 --> 00:20:52,043
♫ ترن هوایی، بدترین دوران بود ♫
325
00:20:53,086 --> 00:20:57,674
♫ چون تو منو تا اون بالا بالاها میبری ♫
326
00:20:57,799 --> 00:21:03,471
♫ این باورنکردنیترین سواریِ دنیاست ♫
327
00:21:15,525 --> 00:21:18,278
ایوان بهم درباره کتاب «فروپاشی» اثر جرد دایموند گفته بود
328
00:21:18,403 --> 00:21:20,655
و اینکه دایموند چطور جزیره ایستر رو
329
00:21:20,822 --> 00:21:22,156
به عنوان یک داستان عبرتآموز معرفی میکنه
330
00:21:22,282 --> 00:21:24,117
نمونهای تلخ از جامعهای
331
00:21:24,242 --> 00:21:27,704
که بیش از منابعش مصرف کرد و به سزای عملش رسید
332
00:21:29,247 --> 00:21:33,042
ایوان: وقتی اولین اروپاییها پا به جزیره ایستر گذاشتن
333
00:21:33,167 --> 00:21:36,004
سال هزار و هفتصد و فلان
334
00:21:36,129 --> 00:21:38,923
تمام مجسمههای موآی ایستاده بودن
335
00:21:40,300 --> 00:21:42,719
اما با افزایش جمعیت
336
00:21:42,844 --> 00:21:47,223
مردم به قبیلههای کوچیک و مختلف تقسیم شدن
337
00:21:47,348 --> 00:21:51,311
و تمام وقت و انرژیشون رو صرفِ این کردن که از هم پیشی بگیرن
338
00:21:51,436 --> 00:21:54,022
و موآیهای بزرگتر و بزرگتری بسازن
339
00:21:55,315 --> 00:22:00,361
و این شد دغدغه اصلی کل اون جامعه
340
00:22:01,154 --> 00:22:04,782
تقریباً از بقا هم براشون مهمتر شد
341
00:22:04,907 --> 00:22:07,660
و در نهایت تمام جنگلهاشون رو قطع کردن
342
00:22:07,785 --> 00:22:12,123
تا بتونن این سنگهای تراشیده عظیم رو جابهجا کنن
343
00:22:12,248 --> 00:22:14,459
و این... این به چنان وسواسی تبدیل شد
344
00:22:14,584 --> 00:22:17,545
که منابع جزیره رو ته کشیدن
345
00:22:17,670 --> 00:22:22,050
و این منجر به جنگهای قبیلهای و آدمخواری شد
346
00:22:22,175 --> 00:22:26,471
و در آخر جمعیت ۳۰ هزار نفری جزیره
347
00:22:26,596 --> 00:22:29,891
به ۱۱۱ نفر رسید
348
00:22:31,100 --> 00:22:33,311
من چند باری جرد دایموند رو دیدم
349
00:22:33,436 --> 00:22:35,813
و درباره کتابش «فروپاشی» باهاش حرف زدم
350
00:22:35,938 --> 00:22:39,609
و اینکه چطور جوامع مختلف در گذشته
351
00:22:39,734 --> 00:22:41,486
که اون مطالعه کرده، فروپاشیدن
352
00:22:41,611 --> 00:22:43,863
و این برای جامعه ما چه معنایی داره؟
353
00:22:44,030 --> 00:22:45,823
در نهایت اون واقعاً میگه
354
00:22:45,948 --> 00:22:48,201
که ما داریم دقیقاً همون اشتباهاتی رو مرتکب میشیم
355
00:22:48,368 --> 00:22:51,120
که تمام اون جوامع دیگه انجام دادن
356
00:22:53,915 --> 00:22:56,000
جف: همونطور که داستان جزیره ایستر پیش رفت
357
00:22:56,125 --> 00:22:57,668
سیاره ما هم همون مسیر رو میره
358
00:22:57,794 --> 00:22:59,420
فکرِ دلهرهآوریه
359
00:22:59,545 --> 00:23:02,673
و دارم کمکم این مجسمهها رو با دید متفاوتی میبینم
360
00:23:02,799 --> 00:23:06,052
یادِ جملهای افتادم که یه بار از آلدوس هاکسلی خوندم
361
00:23:06,177 --> 00:23:08,638
تا الان هیچوقت اینقدر برام معنا پیدا نکرده بود
362
00:23:08,763 --> 00:23:11,682
اون نوشت: «انسانها چیز زیادی...»
363
00:23:11,808 --> 00:23:13,643
«از درسهای تاریخ یاد نمیگیرن...»
364
00:23:13,768 --> 00:23:18,106
«و این خودش مهمترین درسِ تاریخیه که وجود داره.»
365
00:23:24,404 --> 00:23:26,489
توی جزیره اسکلهای که به قدر کافی بزرگ باشه
366
00:23:26,614 --> 00:23:28,574
تا بتونیم برای تعمیر دکل بریم اونجا، وجود نداشت
367
00:23:28,699 --> 00:23:30,868
پس باید راهی پیدا میکردیم تا تعمیرات رو
368
00:23:30,993 --> 00:23:33,246
همونطور که دور از ساحل لنگر انداختیم، انجام بدیم
369
00:23:41,963 --> 00:23:47,760
♫ وقتی بارونهای زمستونی میبارن ♫
370
00:23:47,885 --> 00:23:51,597
♫ روی اون خونه جدیدِ من ♫
371
00:23:53,516 --> 00:23:57,937
♫ آیا به فکر من میفتی و از خودت میپرسی ♫
372
00:23:58,062 --> 00:24:01,732
♫ که حالم خوبه یا نه؟ ♫
373
00:24:02,817 --> 00:24:06,237
آلن به نقشههای قدیمیای دست پیدا کرد که دریانوردها قرنها ازش استفاده میکردن
374
00:24:06,362 --> 00:24:08,281
برای وقتی که مجبور میشدن دکل رو وسط دریا بازسازی کنن
375
00:24:09,240 --> 00:24:11,701
بدون داشتن تجهیزات مناسب قایقسازی
376
00:24:11,826 --> 00:24:14,662
این نقشههای باستانی تنها گزینهمون هستن
377
00:24:15,997 --> 00:24:20,042
♫ آیا هنوز هم جلوی چشمات هستم ♫
378
00:24:20,168 --> 00:24:24,881
♫ و یادی از من میکنی؟ ♫
379
00:24:38,436 --> 00:24:44,859
♫ حالا دارم به زادگاهم برمیگردم ♫
380
00:24:44,984 --> 00:24:50,573
♫ در سفری به اعماقِ گذشته ♫
381
00:24:50,698 --> 00:24:58,498
♫ و تا فوریه برنمیگردم ♫
382
00:24:59,832 --> 00:25:05,046
♫ اووووووووه ♫
383
00:25:10,051 --> 00:25:13,429
یه ماه وقت گذاشتیم تا مقدماتِ بالا کشیدن دکل رو فراهم کنیم
384
00:25:13,554 --> 00:25:16,516
و از هر چیزی که دمِ دستمون بود استفاده کردیم
385
00:25:17,391 --> 00:25:20,436
دکلِ دستساز ما که نصفِ اندازه اصلی بود
386
00:25:20,561 --> 00:25:23,189
بیشتر از ۵۰۰ پوند وزن داره
387
00:25:24,357 --> 00:25:28,194
نصب کردنش روی عرشه توی اون دریای متلاطم میتونه فاجعهبار باشه
388
00:25:28,319 --> 00:25:31,447
پاره شدنِ فقط یک طناب میتونه باعث یه واکنش زنجیرهای بشه
389
00:25:31,572 --> 00:25:34,742
که همه چیز رو پایین بکشه و ما رو هم با خودش نابود کنه
390
00:25:35,743 --> 00:25:38,412
وقتی باد آروم بشه، تمام تلاشمون رو میکنیم
391
00:25:38,538 --> 00:25:42,375
اگه شکست بخوریم، این پایانِ سفرِ من خواهد بود
392
00:25:42,625 --> 00:25:48,756
♫ وقتی بارونهای زمستونی میبارن ♫
393
00:25:48,881 --> 00:25:52,385
♫ روی اون خونه جدیدِ من ♫
394
00:25:52,510 --> 00:25:53,928
همگی: هووووو
395
00:25:54,053 --> 00:25:58,099
♫ آیا هنوز هم جلوی چشمات هستم ♫
396
00:25:58,224 --> 00:26:01,811
♫ و یادی از من میکنی؟ ♫
397
00:26:12,947 --> 00:26:15,366
تقریباً یک ماه در راپا نوی بودیم
398
00:26:15,491 --> 00:26:17,159
به زودی لنگر رو میکشیم
399
00:26:17,285 --> 00:26:20,204
و سفر ۲۳۰۰ مایلیمون رو به سمت شیلی شروع میکنیم
400
00:26:21,372 --> 00:26:23,457
همیشه وقتی در حرکت بودم حس بهتری داشتم
401
00:26:24,292 --> 00:26:26,711
به محض اینکه راه رفتن رو یاد گرفتم، داشتم میدویدم
402
00:26:27,420 --> 00:26:30,715
اما امروز، بدم نمیاومد تا ابد همینجا بمونم
403
00:26:41,517 --> 00:26:44,103
سخته ترک کردنِ جایی که واقعاً باهاش انس گرفتم
404
00:26:44,228 --> 00:26:45,771
به خودم میگم برمیگردم
405
00:26:45,896 --> 00:26:49,066
اما میدونم احتمال زیادی هست که هیچوقت برنگردم
406
00:26:49,942 --> 00:26:52,987
خبر خوب اینه که اون سؤالی که از آلن پرسیدم
407
00:26:53,112 --> 00:26:55,948
درباره اینکه فضای خالی توی قایق داریم یا نه
408
00:26:56,073 --> 00:26:57,199
خب، جا داریم
409
00:26:57,325 --> 00:27:00,369
و ماکوهه با من به کورکوادو میاد
410
00:27:19,930 --> 00:27:23,059
ایوان: به بالای صخره میرسی و اون بالا هیچی نیست
411
00:27:23,184 --> 00:27:25,770
لیونل تری، کوهنورد بزرگ فرانسوی
412
00:27:25,895 --> 00:27:29,273
اون رو «فاتحانِ بیهودگی» نامید
413
00:27:29,398 --> 00:27:32,026
آره، نتیجه نهایی کاملاً بیهوده است
414
00:27:32,151 --> 00:27:35,071
اما هر بار که سفر میکنم چیز جدیدی یاد میگیرم و
415
00:27:35,863 --> 00:27:38,741
امیدوارم که به آدم بهتری تبدیل بشم
416
00:27:41,952 --> 00:27:44,121
ایوان: وقتی کل زندگیت رو توی طبیعت گذرونده باشی
417
00:27:44,246 --> 00:27:46,957
متوجه میشی که یه حس مسئولیت داری
418
00:27:47,083 --> 00:27:50,044
برای محافظت از این مکانهای وحشی
419
00:28:03,474 --> 00:28:06,143
جف: بعد از ۱۶ روز دریانوردی از راپا نوی
420
00:28:06,268 --> 00:28:07,937
بالاخره به شیلی رسیدیم
421
00:28:09,063 --> 00:28:12,775
این پایان سفر ۱۰ هزار مایلی آلن از سیاتل بود
422
00:28:12,900 --> 00:28:14,652
بعد از سالها دوری
423
00:28:14,777 --> 00:28:16,362
خوبه که میبینم به خونهاش رسیده
424
00:28:40,845 --> 00:28:44,348
کشتیِ «سی بر» ماهها توی بندر منتظر دکلِ جدید میمونه
425
00:28:44,473 --> 00:28:47,393
پس من و ماکوهه تصمیم میگیریم به حرکت به سمت جنوب ادامه بدیم
426
00:28:50,062 --> 00:28:53,524
ماکوهه دوستی توی پیچلمو داره، شهری در جنوبِ اینجا
427
00:28:54,233 --> 00:28:56,318
اون یه موجسوارِ موجهای بزرگه به اسم رامون ناوارو
428
00:28:56,444 --> 00:28:59,280
و ریشههاش در اینجا به چندین نسل قبل برمیگرده
429
00:28:59,405 --> 00:29:01,490
اون فکر میکنه رامون جایی برای موندنِ ما داره
430
00:29:01,615 --> 00:29:03,159
و از اونجایی که پدرش ماهیگیره
431
00:29:03,284 --> 00:29:06,412
شاید ایدهای برای پیدا کردن یه قایق دیگه تا کورکوادو داشته باشه
432
00:29:06,537 --> 00:29:08,664
رامون: و مادرم میگه پدربزرگم
433
00:29:08,789 --> 00:29:11,375
این زمین رو با یک اسب معاوضه کرد
434
00:29:11,500 --> 00:29:12,585
جف: همینجا؟
435
00:29:12,710 --> 00:29:15,796
رامون: آره، همینجا که خونهمه و کلِ اطرافش
436
00:29:15,921 --> 00:29:18,674
هکتار، شاید هم بیشتر، فقط برای یک اسب ۵۰
437
00:29:19,967 --> 00:29:24,096
کل خانواده من اهل اینجان، واسه همین من اینجا ریشه دارم
438
00:29:24,221 --> 00:29:25,848
توی دنیا خیلی چیزها دیدم
439
00:29:25,973 --> 00:29:27,892
که وقتی آدمها با پول میان
440
00:29:28,017 --> 00:29:29,935
و همه چیز رو عوض میکنن، چه اتفاقی میافته
441
00:29:30,060 --> 00:29:32,813
اما ما نمیخوایم تغییر بدیم
442
00:29:32,938 --> 00:29:35,608
بهترین و زیباترین جایی رو که اینجا داریم
443
00:29:35,733 --> 00:29:38,694
ما براش میجنگیم
444
00:29:53,417 --> 00:29:59,882
♫ دوست نداری بیرون، روی دریای خروشان باشی؟ ♫
445
00:30:00,007 --> 00:30:05,304
♫ در حالی که فقط آسمون سقفِ بالای سرته؟ ♫
446
00:30:07,139 --> 00:30:10,559
♫ چی میشد اگه دوستات هم اونجا بودن؟ ♫
447
00:30:10,684 --> 00:30:13,854
♫ به شوخیهات میخندیدن و خوش میگذروندید؟ ♫
448
00:30:13,979 --> 00:30:20,152
♫ هوای نرم و لطیف رو حس میکردی، خوب نمیشد؟ ♫
449
00:30:21,570 --> 00:30:27,993
♫ میدونی که خوب میشد ♫
450
00:30:39,046 --> 00:30:46,971
♫ دوست نداری یه وقتایی خودت رو اونجا ببینی؟ ♫
451
00:30:47,096 --> 00:30:52,226
♫ وقتی دماغه کشتی به سمتت میچرخه، جاخالی بدی؟ ♫
452
00:30:53,352 --> 00:30:56,438
♫ هر وقت که برنامهریزی میکنیم... ♫
453
00:30:56,564 --> 00:30:58,399
جف: تجربه موجسواریِ خوب موقع سفر
454
00:30:58,524 --> 00:30:59,900
همیشه اولویت دومم بوده
455
00:31:00,025 --> 00:31:02,486
نسبت به تجربه خودِ در جاده بودن
456
00:31:02,653 --> 00:31:05,698
اما روز دوم، با موجهای بزرگ و عالی بیدار شدیم
457
00:31:05,823 --> 00:31:07,116
و هیچکس هم توی آب نبود
458
00:31:07,950 --> 00:31:09,660
آخرین موجی که اون روز سوارش شدم
459
00:31:09,785 --> 00:31:12,246
طولانیترین موجِ زندگیم بود
460
00:31:12,371 --> 00:31:13,873
هیچوقت فراموشش نمیکنم
461
00:31:28,554 --> 00:31:33,976
♫ هیچچیز از دستِ دریای خروشان در امان نیست ♫
462
00:31:34,977 --> 00:31:41,442
♫ نه گذشته، نه تو و نه من ♫
463
00:32:04,089 --> 00:32:05,341
گراسیاس (ممنون)
464
00:32:06,467 --> 00:32:08,594
والدین رامون شاهد تغییر اقیانوس بودن
465
00:32:08,719 --> 00:32:11,347
وقتی شرکتهای بزرگ ماهیگیری تجاری از راه رسیدن
466
00:32:11,472 --> 00:32:13,599
و شیلات محلی رو نابود کردن
467
00:32:14,475 --> 00:32:17,144
پدرش بهش یاد داد که سخت کار کنه، ساده زندگی کنه
468
00:32:17,269 --> 00:32:19,396
و احترام عمیقی برای اقیانوس قائل باشه
469
00:33:37,057 --> 00:33:40,102
جف: رامون بهم میگه که امروز بزرگترین تهدیدی که باهاش روبرو هستن
470
00:33:40,227 --> 00:33:43,230
کارخونههای خمیر کاغذ هستن که در طول سواحل شیلی دارن سبز میشن
471
00:35:56,321 --> 00:35:59,074
جف: بعد از سه ماه روی دریا، حالا توی شهرم
472
00:36:07,541 --> 00:36:10,878
اینجا بیشتر از لسآنجلس جمعیت داره
473
00:36:11,003 --> 00:36:14,006
الان دارن یه مرکز خرید ۳ میلیون فوت مربعی میسازن
474
00:36:14,131 --> 00:36:15,299
و یه برجِ اداری
475
00:36:15,424 --> 00:36:18,343
که بلندترین ساختمون توی قاره خواهد بود
476
00:36:19,469 --> 00:36:22,556
به فکر فروپاشیِ راپا نوی میافتم
477
00:36:22,973 --> 00:36:24,474
رشد اجتنابناپذیره
478
00:36:24,641 --> 00:36:27,561
اما آیا میتونیم این شتاب رو در درازمدت حفظ کنیم؟
479
00:36:28,854 --> 00:36:31,440
بودن در اینجا من رو یادِ زندگی خودم توی خونه میاندازه
480
00:36:31,565 --> 00:36:35,068
و دارم به نحوه مصرفِ منابع توسط خودم فکر میکنم
481
00:36:47,456 --> 00:36:50,500
ایوان قبل از رفتنم بهم گفت اگه از سانتیاگو رد شدیم
482
00:36:50,626 --> 00:36:53,212
حتماً به دیدنِ دوستش «خوان پابلو اورگو» بریم
483
00:36:54,213 --> 00:36:57,633
اون هدف زندگیش رو توقفِ گسترش شهرنشینی در طبیعت وحشی شیلی قرار داده
484
00:36:57,758 --> 00:36:59,843
و داره برای سبک زندگیِ در حال نابودیِ
485
00:36:59,968 --> 00:37:02,012
مردم بومی اونجا میجنگه
486
00:37:55,649 --> 00:37:58,860
دوست قدیمیام کیث مالوی بالاخره بهم ملحق شد
487
00:37:59,444 --> 00:38:01,697
پارسال موقع صعودمون به «ال کاپیتان»
488
00:38:01,822 --> 00:38:04,741
زانویش بدجوری آسیب دید و مجبور شد جراحی کنه
489
00:38:05,534 --> 00:38:07,703
درست قبل از این سفر داشت بهبود پیدا میکرد
490
00:38:07,828 --> 00:38:11,456
که یکی از بزرگترین موجهای زندگیش رو توی «ماوریکس» گرفت
491
00:38:14,710 --> 00:38:18,380
فکر میکردم تیمی هم همراهش باشه، ولی اون رفته یه جایی برای کوهنوردی
492
00:38:18,505 --> 00:38:21,842
پس امیدوارم قبل از رسیدنمون به کورکوادو پیداش بشه
493
00:38:32,519 --> 00:38:34,563
به جایی رسیدیم که جاده تموم میشه
494
00:38:34,688 --> 00:38:36,606
و خشکی شروع میکنه به قطعهقطعه شدن
495
00:38:37,065 --> 00:38:41,737
پس یه قایق محلی پیدا کردیم تا ما رو در مرحله آخرِ سفر به پاتاگونیا ببره
496
00:38:49,911 --> 00:38:52,456
چیزی که اینجا میبینم، تحققِ یک رویاست
497
00:38:52,581 --> 00:38:54,583
که ۴۰ سال زمان برده
498
00:38:55,417 --> 00:38:59,880
همه چیز با اون سفری شروع شد که داگ و ایوان در سال ۱۹۶۸ رفتن
499
00:39:00,005 --> 00:39:03,133
اینجا «سازمان حفاظت از پاتاگونیا» است
500
00:39:03,258 --> 00:39:06,178
و تا جایی که چشم کار میکنه، کشیده شده
501
00:39:40,003 --> 00:39:42,672
؟ تمام رفقام دارن پیر میشن ؟
502
00:39:44,341 --> 00:39:46,385
؟ فکر کنم منم دارم پیر میشم ؟
503
00:39:47,511 --> 00:39:50,931
؟ بدون عشق و مهربونیشون ؟
504
00:39:51,056 --> 00:39:52,933
؟ نمیدونم قراره چیکار کنم ؟
505
00:39:53,058 --> 00:39:57,729
؟ بطری شراب دیگه نیمهخالیه ؟
506
00:39:57,854 --> 00:40:00,732
؟ و تمام پولها هم خرج شده ؟
507
00:40:00,857 --> 00:40:03,402
؟ ما چیزی هستیم بین والدینمون ؟
508
00:40:03,527 --> 00:40:07,030
؟ و هیپیهایی که توی چادر زندگی میکنن ؟
509
00:40:07,155 --> 00:40:11,701
؟ عشق مثل پرندههای وحشی صدا میزنه ؟
510
00:40:11,827 --> 00:40:14,371
؟ خب، یه روز دیگهست ؟
511
00:40:15,122 --> 00:40:20,210
؟ بادِ بهاری لیستِ کارهام رو با خودش برد ؟
512
00:40:20,335 --> 00:40:22,170
در ۱۸ سال گذشته
513
00:40:22,295 --> 00:40:23,547
داگ و همسرش کریس
514
00:40:23,672 --> 00:40:25,048
به همراه ایوان
515
00:40:25,173 --> 00:40:26,341
زندگیشون رو وقف کردن
516
00:40:26,466 --> 00:40:28,969
به یکی از بزرگترین پروژههای خصوصیِ حفاظت از محیطزیست
517
00:40:29,094 --> 00:40:31,805
در دنیا؛ «حفاظت پاتاگونیا»
518
00:40:31,930 --> 00:40:34,808
در اوایل دهه ۹۰، داگ و کریس شروع به جمعآوری پول کردن
519
00:40:34,933 --> 00:40:36,476
و از تمام پسانداز زندگیشون استفاده کردن
520
00:40:36,601 --> 00:40:40,313
تا بخشهای بزرگی از زمینهای وحشی رو در شیلی و آرژانتین بخرن
521
00:40:40,439 --> 00:40:43,900
با کمک صدها کارگر و داوطلبِ مشتاق
522
00:40:44,025 --> 00:40:46,903
اونها موفق شدن کل اکوسیستمها رو تحت حفاظت دربیارن
523
00:40:47,028 --> 00:40:50,073
و برنامههای کشاورزی و دامداریِ پایدار رو ترویج بدن
524
00:40:50,198 --> 00:40:51,324
اگه همهشون رو با هم جمع بزنیم
525
00:40:51,450 --> 00:40:53,702
وسعت زمینهایی که اونها به حفاظت اختصاص دادن
526
00:40:53,827 --> 00:40:56,079
از پارک ملی یلواستون هم بزرگتره
527
00:40:56,204 --> 00:40:59,166
؟ خب، یه روز دیگهست ؟
528
00:40:59,291 --> 00:41:09,092
؟ بادِ بهاری لیستِ کارهام رو با خودش برد ؟
529
00:41:10,469 --> 00:41:14,890
من با بیش از یک ماه تأخیر رسیدم، اما ایوان و داگ هنوز اینجان
530
00:41:15,015 --> 00:41:19,895
درباره پروژهشون شنیده بودم، اما فکرش رو نمیکردم تا این حد بزرگ باشه
531
00:41:20,687 --> 00:41:23,356
من همیشه به سفر ۴۰ سال پیشِ اونها به اینجا
532
00:41:23,482 --> 00:41:24,691
به چشمِ یه ماجراجویی نگاه میکردم
533
00:41:24,816 --> 00:41:28,236
اما حالا میفهمم که اون سفر، یه نقطه عطف بوده
534
00:41:29,863 --> 00:41:32,115
ایوان: ما زندگیمون رو یه شبه تغییر ندادیم
535
00:41:32,240 --> 00:41:34,451
اما اون سفر تأثیر بزرگی روی من گذاشت
536
00:41:34,576 --> 00:41:36,703
برای من، اون بهترین سفرِ کل زندگیم بود
537
00:41:37,621 --> 00:41:41,374
کل تاریخ آمریکای لاتین پر از «فاتحان» بوده
538
00:41:41,500 --> 00:41:43,376
تفاوت زیادی با آمریکا نداره
539
00:41:43,502 --> 00:41:45,003
اما توی آمریکا
540
00:41:45,128 --> 00:41:47,672
حداقلش اینه که ما به دولت اعتماد نداریم
541
00:41:47,797 --> 00:41:49,841
و واسه همین، تاریخچهای از فعالیتهای بشردوستانه داریم
542
00:41:49,966 --> 00:41:53,386
حالا داگ پاشده اومده اینجا و میگه
543
00:41:53,512 --> 00:41:55,722
«من میخوام یه پارک ملی درست کنم
544
00:41:55,847 --> 00:41:58,350
و بعد اون رو به شما شیلیاییها برگردونم.»
545
00:41:58,475 --> 00:42:01,686
و اونها هم میگن: «برو بابا، شوخیت گرفته؟»
546
00:42:03,021 --> 00:42:04,439
«آدمها از این کارها نمیکنن
547
00:42:04,564 --> 00:42:06,274
حتماً یه ریگی به کفشش هست.»
548
00:42:06,399 --> 00:42:08,151
فکر میکنم اول از همه
549
00:42:08,276 --> 00:42:10,695
آدمها فقط از چیزهایی محافظت میکنن که عاشقش باشن
550
00:42:10,820 --> 00:42:12,447
و نمیشه عاشقِ چیزی بود
551
00:42:12,572 --> 00:42:15,200
مگر اینکه ذاتاً خودت رو با اون یکی بدونی
552
00:42:15,325 --> 00:42:19,412
قطعاً این یکی از دلایلی بود که ما سر از اینجا درآوردیم
553
00:42:20,872 --> 00:42:27,003
ما بیش از ۲ میلیون اِیکر زمین رو به حفاظت اختصاص دادیم
554
00:42:27,128 --> 00:42:29,506
و مردم فکر میکنن این زمینِ خیلی زیادیه
555
00:42:29,631 --> 00:42:32,551
اما واقعیت اینه که ما اینجا توی تیمِ بازنده هستیم
556
00:43:09,963 --> 00:43:12,841
داگ: اول از همه، آدم هیچوقت نمیدونه داره کار درست رو انجام میده یا نه
557
00:43:12,966 --> 00:43:16,803
باید تمام طرز فکرت رو با این شک، متعادل کنی
558
00:43:16,928 --> 00:43:18,722
اما از دید من
559
00:43:18,847 --> 00:43:21,808
درباره حفاظت از زمین، مثلاً از این نوعش
560
00:43:21,933 --> 00:43:26,354
احتمال اینکه اتفاق بدی از دلش بیرون بیاد
561
00:43:26,479 --> 00:43:29,149
خیلی کمه
562
00:43:29,274 --> 00:43:34,821
در مقایسه با زمانی که رویکردِ بهرهکِشی داشته باشی
563
00:43:35,614 --> 00:43:37,449
اگه اشتباهاتی هم بکنیم
564
00:43:37,574 --> 00:43:40,619
اون اشتباهات نسبتاً کوچیک خواهند بود
565
00:43:40,744 --> 00:43:43,246
چون مطمئنم که داریم اشتباه میکنیم
566
00:43:44,247 --> 00:43:46,166
مسئله اینه که اون اشتباهات رو به حداقل برسونیم
567
00:43:46,916 --> 00:43:52,422
فکر میکنم این کار، فرصتهایی رو برای نسلهای آینده باز میذاره
568
00:43:52,547 --> 00:43:56,009
به نظرم ارزش نداره که انرژی زیادی رو
569
00:43:56,134 --> 00:43:59,471
صرفِ تلاش برای بازنویسیِ گذشته بکنیم
570
00:43:59,596 --> 00:44:02,098
من فقط متوجه شدم که کارهایی که قبلاً میکردم
571
00:44:02,223 --> 00:44:04,768
در واقع ساختن کلی خرتوپرت بود که هیچکس بهشون نیاز نداشت
572
00:44:04,893 --> 00:44:07,604
و هُل دادنِ یک جامعه مصرفگرا بود
573
00:44:07,729 --> 00:44:10,106
پس رفتم که کار دیگهای انجام بدم
574
00:44:11,650 --> 00:44:13,735
ایوان: ما واقعاً، واقعاً با هم فرق داریم
575
00:44:13,860 --> 00:44:18,573
دیدگاهمون به دنیا و مسیری که طی میکنه، یکیه
576
00:44:18,698 --> 00:44:20,367
اما روشهامون با هم فرق داره
577
00:44:20,492 --> 00:44:22,619
اون احتمالاً بیشتر از من
578
00:44:22,744 --> 00:44:27,999
نگرانِ پایانِ جامعه و بشریت و اینجور چیزهاست
579
00:44:28,124 --> 00:44:30,335
چون میخواد براش کاری انجام بده
580
00:44:30,460 --> 00:44:35,048
و من هم یه جورایی یه بوداییِ ذنِ بیخیالم و فقط میگم
581
00:44:35,173 --> 00:44:40,679
«خب، من هر کاری از دستم بربیاد میکنم و هر چه بادا باد.»
582
00:44:40,804 --> 00:44:43,306
داگ: خب... ایوان
583
00:44:43,431 --> 00:44:45,308
داگ: یالا، به رفیقم ایوان بگو
584
00:44:45,433 --> 00:44:47,686
که یه بوداییِ خوب
585
00:44:47,811 --> 00:44:50,271
باید نذرهای «بودیساتوا» رو ادا کنه
586
00:44:50,397 --> 00:44:53,525
که یعنی قبل از رسیدن به بیداریِ معنویِ خودش
587
00:44:53,650 --> 00:44:56,695
باید به رنجهای دنیا پایان بده
588
00:45:11,835 --> 00:45:14,003
ماکوهه: من قبلاً داگلاس رو نمیشناختم
589
00:45:14,129 --> 00:45:16,756
و خیلیا بهم گفته بودن که اون آدمِ بدیه
590
00:45:16,881 --> 00:45:18,925
چون تمام این زمینها رو از شیلی خریده
591
00:45:19,050 --> 00:45:20,802
و داره همه رو برای خودش تصاحب میکنه
592
00:45:20,927 --> 00:45:22,303
مردم اینجوری میگفتن
593
00:45:22,429 --> 00:45:24,139
چون اون رو نمیشناسن
594
00:45:24,264 --> 00:45:25,932
نمیدونن داره چیکار میکنه
595
00:45:26,057 --> 00:45:28,601
و برای من، دیدنِ این واقعیت
596
00:45:28,727 --> 00:45:33,314
نشون داد که اون الگوییه که خیلیا باید دنبالش کنن
597
00:45:33,440 --> 00:45:37,193
فکر میکنم راه حل درونِ همه ماست
598
00:45:37,318 --> 00:45:40,363
و من این رو توی جنوب، همراه با داگلاس یاد گرفتم
599
00:45:40,488 --> 00:45:44,534
یه جورایی، آیندهی «راپا نوی» رو هم دیدم
600
00:45:44,659 --> 00:45:47,245
داگ: اینجا داریم بذرها رو جوونه میزنیم
601
00:45:47,370 --> 00:45:49,456
و گونههای مختلف رو پرورش میدیم
602
00:45:49,581 --> 00:45:52,125
قبل از هر چیز، داریم کارهای عمومیِ احیا
603
00:45:52,250 --> 00:45:53,585
و بازکاشتِ جنگل رو انجام میدیم
604
00:45:53,710 --> 00:45:56,796
اینجا درختهای «آلِرسِه» داریم
605
00:45:56,921 --> 00:45:59,424
اونها از لاگو نگرو و جاهای مختلف اومدن
606
00:45:59,549 --> 00:46:05,263
از اونجایی که نمیشه این گونهها رو توی نهالستانهای معمولی پیدا کرد
607
00:46:05,388 --> 00:46:09,476
فهمیدیم که باید نهالستانِ درختهای خودمون رو راه بندازیم
608
00:46:09,601 --> 00:46:12,896
؟ پلک بزنی یا طولانی پلک نزنی ؟
609
00:46:13,021 --> 00:46:18,234
؟ حالا دیگه خوابیدی ؟
610
00:46:18,359 --> 00:46:21,571
؟ پلک بزنی یا طولانی پلک نزنی ؟
611
00:46:21,696 --> 00:46:25,533
؟ حالا دیگه خوابیدی ؟
612
00:46:38,171 --> 00:46:39,923
کریس: در دوران پینوشه
613
00:46:40,048 --> 00:46:42,967
شیلی حقِ امتیازِ آبها رو
614
00:46:43,092 --> 00:46:47,430
در اکثر رودخونههاش به بخش خصوصی واگذار کرد
615
00:46:47,555 --> 00:46:51,142
چیزی که تقریباً توی هیچ کشور دیگهای نمیبینید
616
00:46:51,267 --> 00:46:55,146
و نتیجهاش این شد که شرکت انرژیِ اسپانیایی «اِندِسا»
617
00:46:55,271 --> 00:46:58,983
به شکلی کاملاً سیستماتیک اومد جلو
618
00:46:59,108 --> 00:47:01,861
و پروژههای انرژی رو راه انداخت
619
00:47:01,986 --> 00:47:05,865
در قالب سدهایی روی رودخونهها در سراسر شیلی
620
00:47:11,663 --> 00:47:13,456
جف: من چیزهایی رو که کریس میگفت، دیدم
621
00:47:13,581 --> 00:47:15,166
اون بالا روی رودخونه «بیوبیُو»
622
00:47:15,792 --> 00:47:18,086
اینجا زمانی یک اکوسیستمِ کاملاً زنده بود
623
00:47:18,211 --> 00:47:19,796
جایی که رودخونه، جنگل
624
00:47:19,921 --> 00:47:22,632
و مردم به همدیگه وابسته بودن
625
00:47:22,757 --> 00:47:25,176
خوان پابلو میگه این پروژههای سدسازی فقط یه نشانهان
626
00:47:25,301 --> 00:47:27,804
اما این رو هم میگه که علتِ اصلیِ مشکل
627
00:47:27,929 --> 00:47:30,849
مدلِ توسعهست
628
00:47:30,974 --> 00:47:34,936
دارم به اون برجهای بلندِ سانتیاگو فکر میکنم که غرق در نور هستن
629
00:47:35,061 --> 00:47:36,604
دارم به رامون فکر میکنم
630
00:47:36,729 --> 00:47:39,274
و حرفهاش درباره بهای پیشرفت
631
00:47:40,066 --> 00:47:42,026
خوندم که عادتِ بازیهای ویدئوییِ آمریکاییها
632
00:47:42,151 --> 00:47:47,198
سالانه به اندازه کل شهر سندیگو برق مصرف میکنه
633
00:47:47,323 --> 00:47:49,868
پس دارم به تمام اون چیزهای کوچیکی فکر میکنم که روی هم جمع میشن
634
00:47:49,993 --> 00:47:52,745
تا ما راحت باشیم یا فقط سرگرم بشیم
635
00:47:53,538 --> 00:47:57,166
و دارم کمکم پیامدهای واقعی رو میبینم
636
00:48:06,926 --> 00:48:08,428
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه
637
00:48:08,553 --> 00:48:10,513
تیمی اونیل همیشه سرِ بزنگاه میرسه
638
00:48:10,638 --> 00:48:13,683
و امروز، دو روز قبل از اینکه راهیِ کُرکووادو بشیم
639
00:48:13,808 --> 00:48:16,853
اون تازه از یک دوره طولانیِ یخنوردی
640
00:48:16,978 --> 00:48:19,188
و رودخونهگردی رسیده
641
00:48:35,163 --> 00:48:38,833
داگ: اینجاها همهاش سواحلِ بزرگ و طولانی و این چیزهاست
642
00:48:38,958 --> 00:48:41,210
میشه گفت این بالاها اونقدرها نیست
643
00:48:41,336 --> 00:48:44,255
و مخصوصاً اونجاست که آدم در معرض قرار میگیره
644
00:48:44,380 --> 00:48:46,424
اون بیرون یه جورایی اقیانوسِ بازه
645
00:48:46,549 --> 00:48:49,177
و این تلاطمهایی رو داری که مانعی جلوشون نیست
646
00:48:49,302 --> 00:48:52,639
میآن اونجا و دقیقاً به این منطقه میخورن
647
00:48:52,764 --> 00:48:57,101
و اگه قایق داشته باشی، بسته به اینکه هوا چطور باشه
648
00:48:57,226 --> 00:48:59,187
امیدوارم یه جورایی طوفانی بشه
649
00:48:59,312 --> 00:49:00,563
تا موجهای طوفانی گیرت بیاد
650
00:49:00,688 --> 00:49:02,565
جف: تا حالا به این منطقه رفتی؟
651
00:49:02,690 --> 00:49:03,274
داگ: آره
652
00:49:03,399 --> 00:49:05,401
باید همین مسیر رو پیاده بری
653
00:49:05,526 --> 00:49:07,946
و توی اون تنگه نسبتاً سریع میری بالا
654
00:49:08,071 --> 00:49:10,281
و بعدش سرعتت کم میشه
655
00:49:10,406 --> 00:49:12,742
چون مسیر وارد اون بخش میشه و ارتفاع میگیره
656
00:49:12,867 --> 00:49:16,788
جف: داگ تنها کسیه که تا حالا قلهی کُرکووادو رو لمس کرده
657
00:49:16,913 --> 00:49:18,122
۹۰ در اوایل دهه
658
00:49:18,247 --> 00:49:20,249
اون و یه دوستش برای اولین صعود راهی شدن
659
00:49:20,375 --> 00:49:23,044
سه روز طولانی وقتشون رو گرفت تا فقط به پای کار برسن
660
00:49:24,087 --> 00:49:25,880
وقتی به بالای یخچال رسیدن
661
00:49:26,005 --> 00:49:27,590
پایینِ شیبهای نهاییِ قله
662
00:49:27,715 --> 00:49:30,134
همنوردش تصمیم گرفت برگرده
663
00:49:30,259 --> 00:49:32,261
پس داگ بقیه مسیر رو تنها رفت
664
00:49:32,387 --> 00:49:36,140
و چند صد فوتِ آخرِ یخِ فنی رو بدون طناب و تنهایی صعود کرد
665
00:49:37,016 --> 00:49:38,434
ایوان: باید بگم که
666
00:49:38,559 --> 00:49:40,520
کاری که کرد واقعاً جسورانه بود
667
00:49:40,645 --> 00:49:43,106
آدم نه فقط به بالا رفتن
668
00:49:43,231 --> 00:49:45,024
بلکه باید به پایین اومدن هم فکر کنه
669
00:49:45,149 --> 00:49:47,318
هیچ کارگاهی برای فرود یا چیزی شبیه اون نبود
670
00:49:47,443 --> 00:49:49,654
اون مجبور شد بخش زیادی از اون رو دستبهسنگ پایین بیاد
671
00:49:49,779 --> 00:49:53,408
صعودِ فوقالعادهای بود. هیچوقت تکرار نشده
672
00:50:05,545 --> 00:50:08,089
؟ من رو زمین بذار ؟
673
00:50:11,634 --> 00:50:13,761
؟ من رو زمین بذار ؟
674
00:50:17,724 --> 00:50:21,519
؟ پاشنهی پام تاول زده ؟
675
00:50:21,644 --> 00:50:26,691
؟ تقریباً روی تمام چیزهایی که برای حرکت لازم دارم تاول زدم ؟
676
00:50:27,608 --> 00:50:30,445
جف: من عاشقِ این پیرمردِ عوضیِ دوستداشتنیام
677
00:50:44,125 --> 00:50:46,502
ایوان: میدونی الان دلم میخواد کجا باشم؟
678
00:50:46,627 --> 00:50:48,087
دقیقاً همینجا
679
00:50:49,505 --> 00:50:52,341
نه هیچ جای دیگه، نه در آینده و نه در گذشته
680
00:50:52,467 --> 00:50:54,844
اون رو نگاه کن. اون مردِ تپل رو ببین
681
00:50:54,969 --> 00:50:58,139
جف: وای خدای من. شور و حالش رو از دست نده
682
00:50:59,682 --> 00:51:01,684
ایوان: اوه، پسر
683
00:51:02,310 --> 00:51:04,145
این همون چیزیه که کل عمرم براش تلاش کردم
684
00:51:04,270 --> 00:51:06,939
نوامبرِ بعدی ۷۰ سالم میشه
685
00:51:07,065 --> 00:51:08,858
و زندگیِ خوبی بود، واقعاً بهت میگم
686
00:51:08,983 --> 00:51:10,818
هیچ پشیمونیای ندارم
687
00:51:10,943 --> 00:51:12,195
این، خب
688
00:51:13,946 --> 00:51:16,866
من فقط در لحظه زندگی میکنم
689
00:51:33,091 --> 00:51:36,302
جف: داریم آخرین عبورمون به سمت کُرکووادو رو انجام میدیم
690
00:51:36,427 --> 00:51:40,014
و امروز صبح، ایوان با پریدن توی قایق همهمون رو غافلگیر کرد
691
00:51:43,059 --> 00:51:45,311
اون بیش از ۵۰ ساله که کوهنورده
692
00:51:45,436 --> 00:51:47,355
اصلاً دستِ خودش نیست
693
00:51:47,480 --> 00:51:50,066
کی میدونه؟ شاید این آخرین صعودِ بزرگش باشه
694
00:52:26,561 --> 00:52:27,770
دو روز با اونجا فاصله داریم
695
00:52:27,895 --> 00:52:30,940
و ابرها بالاخره از روی کوه کنار رفتن
696
00:52:31,065 --> 00:52:34,443
بعد از پنج ماه سفر، بالاخره رسیدم اینجا
697
00:52:39,907 --> 00:52:42,451
باور کردنش برام سخته که فقط تا چند روز دیگه
698
00:52:42,577 --> 00:52:44,829
اون بالا روی قله ایستادیم
699
00:52:57,133 --> 00:52:58,968
ایوان: فکر کنم از کوهنوردی خوشت بیاد
700
00:52:59,093 --> 00:53:00,595
ماکوهه: قبلاً با زنها کوهنوردی کردی؟
701
00:53:00,720 --> 00:53:01,971
ایوان: اونها کوهنوردهای فوقالعادهای هستن
702
00:53:02,096 --> 00:53:03,764
ماکوهه: واقعاً؟ ایوان: آره، واقعاً همینطوره
703
00:53:03,890 --> 00:53:05,892
ماکوهه: فکر میکنی منم کوهنوردِ خوبی میشم؟
704
00:53:06,017 --> 00:53:07,268
ایوان: آره
705
00:53:08,477 --> 00:53:10,938
خب، همیشه باید کلنگِ یخت رو سمتِ سربالایی بگیری
706
00:53:11,063 --> 00:53:14,192
چون این وضعیتِ تعادله
707
00:53:14,317 --> 00:53:15,776
تعادل رو اینجوری حفظ میکنن
708
00:53:15,902 --> 00:53:18,321
یاد گرفتنش راحته، نه؟
709
00:53:20,031 --> 00:53:22,366
جف: کیث فهمیده که ساحلِ کُرکووادو
710
00:53:22,491 --> 00:53:25,286
نسبت به چیزی که اول فکر میکردیم، در برابرِ موجها پناهِ بیشتری داره
711
00:53:25,411 --> 00:53:28,080
معلوم شد که اینجا به یه جهتِ موجِ خیلی خاص نیاز داره
712
00:53:28,206 --> 00:53:29,498
از سمتِ جنوب
713
00:53:29,624 --> 00:53:32,627
اما کیث گزارشی از یه جابهجایی در نزدیکیِ «دماغهی هورن» دریافت کرد
714
00:53:32,752 --> 00:53:35,588
پس ترجیح داد عقب بمونه و ساحل رو برای پیدا کردنِ موجها بگرده
715
00:53:35,713 --> 00:53:37,590
در حالی که بقیه ما راهیِ بالای رودخونه شدیم
716
00:53:37,715 --> 00:53:42,511
؟ اوه، باید ببینم، باید همین الان بفهمم ؟
717
00:53:42,637 --> 00:53:47,058
؟ اون نوشتههای روی همهچیزت چیه؟ ؟
718
00:53:50,019 --> 00:53:54,232
؟ اصلاً هیچچیزی نیست ؟
719
00:53:55,650 --> 00:54:01,239
؟ اوه، باید ببینم، باید همین الان بفهمم ؟
720
00:54:01,364 --> 00:54:06,077
؟ اون نوشتههای روی طاقچهت چیه؟ ؟
721
00:54:07,286 --> 00:54:11,832
؟ توی دستشوییها و متلهای ارزون ؟
722
00:54:11,958 --> 00:54:16,254
؟ هیچکس واقعاً براش مهم نیست ؟
723
00:54:18,256 --> 00:54:20,841
؟ نه اون طرحِ جاذبه ؟
724
00:54:23,469 --> 00:54:28,766
؟ صبحِ خیلی زود ؟
725
00:54:28,891 --> 00:54:34,188
؟ تمام سنگینیش رو روی پاهای دردمندم میندازه ؟
726
00:54:36,565 --> 00:54:38,359
؟ دلم میخواد برگردم و بخوابم ؟
727
00:54:38,484 --> 00:54:40,903
حالا که رودخونه رو تا سرچشمهاش دنبال کردیم
728
00:54:41,028 --> 00:54:43,698
باید از دلِ جنگل و از کنار چهار دریاچه یخچالی عبور کنیم
729
00:54:43,823 --> 00:54:45,491
تا به یه مسیرِ مستقیم برای صعود به قله برسیم
730
00:54:45,616 --> 00:54:47,451
از سمتِ شمال شرقی
731
00:54:47,576 --> 00:54:51,956
؟ همهچیز درست میشه، همه در جای خودشون قرار میگیرن ؟
732
00:54:52,081 --> 00:54:56,460
؟ مثل افتادنِ میوه، مثلِ افتادنِ پوست ؟
733
00:54:56,585 --> 00:55:01,841
؟ همهچیز در جای خودش قرار میگیره ؟
734
00:55:01,966 --> 00:55:06,178
؟ وقتی بمیریم، بعضیها غرق میشن و بعضیها باقی میمونن ؟
735
00:55:06,304 --> 00:55:10,599
؟ اما حداقلش اینه که نمیبینم تو دور میشی ؟
736
00:55:10,725 --> 00:55:15,104
؟ و روی شیرِ ریخته، لذت و سنگینی ؟
737
00:55:15,229 --> 00:55:20,276
؟ همهچیز درست میشه، همه در جای خودشون قرار میگیرن ؟
738
00:55:23,738 --> 00:55:26,449
ایوان: ما واقعاً این مسیر رو دستکم گرفته بودیم
739
00:55:26,574 --> 00:55:28,451
تیمی: فکر کنم مسیرِ بالاتر بهتر بود
740
00:55:29,618 --> 00:55:31,537
خب، فکر کنم حتی اگه یه ذره میرفتیم بالاتر
741
00:55:31,662 --> 00:55:34,415
درههای بیشتری میدیدیم اما جنگلش کمتر بود
742
00:55:34,540 --> 00:55:36,709
هرچی به رودخونه نزدیکتر میشی، انبوهیِ جنگل بیشتر میشه
743
00:55:36,834 --> 00:55:37,918
ایوان: اوه، آره
744
00:55:38,044 --> 00:55:40,087
تیمی: من حتی به برگشتن هم فکر میکنم
745
00:55:40,212 --> 00:55:41,172
ایوان: وای خدا
746
00:55:41,297 --> 00:55:43,549
تیمی: مسافت؟ نمیدونم
747
00:55:43,674 --> 00:55:46,344
شاید سه مایل
748
00:55:46,469 --> 00:55:50,556
اما ساعتها انگار تمومی ندارن
749
00:55:51,932 --> 00:55:55,603
ایوان: این بدترین بخششه. این دیگه کوهنوردی نیست
750
00:55:55,728 --> 00:55:58,064
اما، میدونی، آدم میتونه با هلیکوپتر بره
751
00:55:58,189 --> 00:56:00,149
درست تا خط برف بریم و از اونجا صعود کنیم
752
00:56:00,274 --> 00:56:02,443
ولی این تقلب کردنه
753
00:56:02,568 --> 00:56:06,072
فکر کنم همین سختیهاست که به صعود معنا میده؛ همین دردسرها
754
00:56:13,496 --> 00:56:15,247
جف: چند روز گذشته رو همهاش لای سنگها و بوتهزارها بودیم
755
00:56:15,373 --> 00:56:18,250
روزانه ۱۰ ساعت راه رفتیم
756
00:56:18,376 --> 00:56:20,461
بعضی وقتها مجبور شدیم برگردیم عقب
757
00:56:20,586 --> 00:56:22,797
و دوباره از اول شروع کنیم
758
00:56:27,593 --> 00:56:30,304
الان سه روزه که توی این بخش از پارکِ جدید هستیم
759
00:56:31,138 --> 00:56:34,600
من زمان زیادی رو توی جاهایی گذروندم که فکر میکردم بکر و وحشیان
760
00:56:34,725 --> 00:56:37,353
اما تا حالا جایی رو شبیه به اینجا ندیده بودم
761
00:56:39,730 --> 00:56:42,441
فکر میکنم این دیوانهوارترین بخش شیلی باشه
762
00:56:42,566 --> 00:56:44,402
که تا حالا دیدم
763
00:56:45,194 --> 00:56:48,322
فکر نمیکنم آدمهای زیادی پاشون به اینجا رسیده باشه
764
00:56:51,409 --> 00:56:53,869
? لا لا لا-لا ?
765
00:56:55,037 --> 00:56:57,832
? لا لا لا-لا ?
766
00:56:58,833 --> 00:57:01,585
? لا لا لا ?
767
00:57:02,378 --> 00:57:04,046
? لا لا لا ?
768
00:57:06,048 --> 00:57:08,801
? لا لا لا-لا ?
769
00:57:09,635 --> 00:57:12,304
? لا لا لا-لا ?
770
00:57:13,347 --> 00:57:14,890
? لا لا لا ?
771
00:57:17,059 --> 00:57:19,562
? لا لا لا ?
772
00:57:20,604 --> 00:57:23,441
? لا لا لا-لا ?
773
00:57:24,316 --> 00:57:27,736
? لا لا لا-لا ?
774
00:57:27,862 --> 00:57:29,822
فکر کنم کل مسیر رو بتونیم از روی همین یال بریم
775
00:57:29,947 --> 00:57:31,323
و حتی به برف هم دست نزنیم
776
00:57:31,449 --> 00:57:33,325
تیمی: از روی یال سمت چپِ برفها؟
777
00:57:33,451 --> 00:57:34,952
جف: آره، همونی که داریم بهش نگاه میکنیم
778
00:57:35,077 --> 00:57:38,247
تیمی: حرکت روی برف راحتتر از حرکت روی سنگریزههای لغزنده است
779
00:57:38,372 --> 00:57:40,291
جف: آره. تیمی: منظورم اینه که در واقع ایمنتره
780
00:57:40,416 --> 00:57:43,252
اما مشکل اینجاست که اگه روی برف زمین بخوری
781
00:57:43,377 --> 00:57:44,336
سر میخوری میری پایین
782
00:57:44,462 --> 00:57:45,880
جف: ممکنه بمیری. تیمی: و میمیری
783
00:57:46,005 --> 00:57:48,215
جف: برف یه جورایی منو میترسونه
784
00:57:48,340 --> 00:57:49,758
تیمی: تا حالا تجربه زیادی روی برف داشتی؟
785
00:57:49,884 --> 00:57:51,177
جف: هیچی
786
00:57:51,302 --> 00:57:53,304
تیمی: صفر؟ جف: صفر
787
00:57:53,429 --> 00:57:55,055
تیمی: چرا من الان دارم اینو میفهمم؟
788
00:57:55,181 --> 00:57:57,266
جف: خیلی وقت پیش بهت گفته بودم
789
00:57:57,391 --> 00:57:59,268
تیمی: خیلی وقت پیش؟ اون مال خیلی وقت پیش بود
790
00:57:59,393 --> 00:57:59,977
یادم رفته
791
00:58:00,102 --> 00:58:03,939
ماکوهه یه بهانهای داره، اون اهل «راپا نویی» هستش
792
00:58:04,064 --> 00:58:06,692
یه جزیره خیلی دورافتاده وسط اقیانوس آرام
793
00:58:06,817 --> 00:58:08,110
جف: بهونه من چیه؟
794
00:58:08,235 --> 00:58:10,279
تیمی: بهونه تو فقط نادونیته، فکر کنم
795
00:58:10,404 --> 00:58:12,072
و جف، این یه بهونه نیست
796
00:58:12,198 --> 00:58:13,949
جف: ولی من که نادونیم رو بهت گفته بودم
797
00:58:14,074 --> 00:58:15,826
پس تو نسبت به نادونی من، نادون نیستی
798
00:58:15,951 --> 00:58:17,661
تیمی: این چیزی از مسئولیت تو کم نمیکنه
799
00:58:17,786 --> 00:58:21,415
فقط باعث میشه من از نادونیت باخبر باشم
800
00:58:21,540 --> 00:58:24,919
چیزی که میخوام بگم جف، اینه که قضیه جدیه
801
00:58:36,514 --> 00:58:38,682
جف: دیشب نزدیک تاریکی به کمپ رسیدیم
802
00:58:38,807 --> 00:58:41,393
و ساعت ۲ صبح بیدار شدیم تا به سمت قله حرکت کنیم
803
00:58:41,602 --> 00:58:44,647
حالا بعد از ماهها... در واقع سالها
804
00:58:44,772 --> 00:58:47,066
بالاخره دارم به هدفم نزدیک میشم
805
00:58:47,191 --> 00:58:49,902
? هنوزم از بستر کوهستان آواز میخونی؟ ?
806
00:58:50,027 --> 00:58:54,198
? همون که از شاخهها و برگها ساختیم؟ ?
807
00:58:54,323 --> 00:58:57,117
? هنوزم اونجا نزدیک آسمون آه میکشی؟ ?
808
00:58:57,243 --> 00:59:00,746
? جایی که دانههای سرخِ خاس میریزه؟ ?
809
00:59:02,581 --> 00:59:06,377
? وقتی با برگها میپوشوندمت میخندیدی ?
810
00:59:06,502 --> 00:59:10,089
? صورت، سینه، پهلو و رانها ?
811
00:59:11,423 --> 00:59:13,926
? وقتی گفتم این برگها... ?
812
00:59:14,051 --> 00:59:17,763
? درست همرنگ چشماته، لبخند زدی ?
813
00:59:30,234 --> 00:59:34,238
کیت یه جایی اون پایین، توی ساحل کورکووادو دنبال موج میگرده
814
00:59:34,363 --> 00:59:37,908
از این بالا، موجهای تازه رو توی افق میبینم
815
00:59:38,033 --> 00:59:39,910
حتی اگه موجها کوچیک باشن
816
00:59:40,035 --> 00:59:42,705
میدونم همون چیزی رو که برایش اومده بود، پیدا میکنه
817
00:59:43,706 --> 00:59:45,833
خلوت و تنهایی
818
00:59:53,215 --> 00:59:56,468
? بوی صمغ و بوی تِربانتین ?
819
00:59:56,594 --> 01:00:00,639
? از درختهای اکالیپتوس و کاج ?
820
01:00:00,764 --> 01:00:03,225
? طعم تلخ شاخههایی که میجویدیم ?
821
01:00:03,350 --> 01:00:06,979
? اونجا که پیچکهای جنگلی در هم تنیدن ?
822
01:00:09,023 --> 01:00:12,109
? درختها از چهار طرف محاصرهمون کرده بودن ?
823
01:00:12,234 --> 01:00:15,654
? اونقدر انبوه که چشم چشم رو نمیدید ?
824
01:00:17,906 --> 01:00:21,076
? من هیچ عیبی در تو نمیدیدم ?
825
01:00:21,201 --> 01:00:25,456
? و تو هم عیبی در من نمیدیدی ?
826
01:00:35,007 --> 01:00:38,427
? بازوی قهوهایت روی زمین بود ?
827
01:00:38,552 --> 01:00:42,681
? و گونههات بخشی از آسمون ?
828
01:00:42,806 --> 01:00:45,559
? انگشتهات با خزههای علفی بازی میکرد ?
829
01:00:45,684 --> 01:00:48,979
? وقتی که اونجا نرم و رها لم داده بودی ?
830
01:00:51,357 --> 01:00:54,193
? شکمت زیر پیرهنت تکون میخورد ?
831
01:00:54,318 --> 01:00:56,779
? و زانو هات توی هوا بود ?
832
01:00:59,573 --> 01:01:02,993
? پاهات با ریشههای کوه بازی میکرد ?
833
01:01:03,118 --> 01:01:06,455
? وقتی که اونجا غرق در فکر بودی ?
834
01:01:11,960 --> 01:01:15,172
? زیر پامون درختها دسته دسته رشد میکردن ?
835
01:01:15,297 --> 01:01:18,926
? خانوادههای درختی رو میساختن، و اونها ?
836
01:01:19,051 --> 01:01:22,763
? مثل ما مغرور، سرشون رو توی باد تکون میدادن ?
837
01:01:22,888 --> 01:01:25,683
? و بذرهای خوب رو به هر سو میپاشیدن ?
838
01:01:27,434 --> 01:01:31,063
? خورشید داغ بود و میدرخشید ?
839
01:01:31,188 --> 01:01:33,524
? اون پایین توی دره ?
840
01:01:36,193 --> 01:01:39,530
? جایی که مردم گرسنه و تشنه زندگی بودن ?
841
01:01:39,655 --> 01:01:43,367
? و اینقدر خالی میآن و میرن ?
842
01:01:47,496 --> 01:01:49,373
جف: طناب آزاد
843
01:01:55,587 --> 01:02:00,008
در لبهی پهنهی یخی، نگرانیهای من به واقعیت تبدیل شد
844
01:02:00,134 --> 01:02:02,720
تأخیر ما توی «راپا نویی» باعث شد صعودمون بیفته
845
01:02:02,845 --> 01:02:05,305
به قلب تابستونِ نیمکره جنوبی
846
01:02:05,431 --> 01:02:07,266
دیگه یخی روی قله باقی نمونده
847
01:02:07,391 --> 01:02:10,060
و از اینجا، سنگها اصلا محکم به نظر نمیرسن
848
01:02:11,562 --> 01:02:15,065
این صعود قراره خیلی خطرناکتر از اون چیزی باشه که فکر میکردیم
849
01:02:15,190 --> 01:02:19,903
تیمی: به نظر میآد ۱۰ طول طناب روی سنگهای کاملاً پوسیده داریم
850
01:02:20,028 --> 01:02:22,489
ماکوهه: انگار همه سنگها همین الان میخوان بریزن پایین
851
01:02:22,614 --> 01:02:24,283
ایوان: یه کم خطرناک و متزلزل به نظر میرسه
852
01:02:24,408 --> 01:02:27,369
میدونی، باید تیم رو ببریم بالا
853
01:02:27,494 --> 01:02:28,912
شما دو تا از همه سریعتر هستید
854
01:02:29,037 --> 01:02:31,790
پس بهتره شما برید. برید تو دلش
855
01:02:31,915 --> 01:02:33,250
من همینجا راضیام
856
01:02:33,375 --> 01:02:35,335
جف: مطمئنی؟ ایوان: آره
857
01:02:50,684 --> 01:02:52,936
جف: طناب میبندیم و آماده حرکت میشیم
858
01:02:53,061 --> 01:02:55,147
از یخهای محکم به سمت سنگهای خرد شده
859
01:02:56,315 --> 01:02:59,359
در بهترین حالت، اینجا اصلا ایمن نیستیم
860
01:03:24,718 --> 01:03:27,012
من و تیمی امیدوار بودیم که هر چی بالاتر میریم
861
01:03:27,137 --> 01:03:28,430
وضعیت سنگها بهتر بشه
862
01:03:28,555 --> 01:03:29,681
اما سه ساعت بعد
863
01:03:29,807 --> 01:03:32,601
حس میکردیم روی سقف شیبدار یه برج ایستادیم
864
01:03:32,726 --> 01:03:35,312
که زیر پاهامون هیچی جز تیلههای لغزنده نیست
865
01:03:35,437 --> 01:03:39,608
فقط ۶۰ متر تا قله فاصله داشتیم، اما باید با واقعیت روبرو میشدیم
866
01:03:39,733 --> 01:03:42,319
مطمئن نیستم که باید ادامه بدیم یا نه
867
01:03:42,444 --> 01:03:47,616
چون واقعاً به نظر میرسه طول طناب بعدی بالای سرم
868
01:03:47,741 --> 01:03:52,246
بدترین کابوسِ سنگهای سستیه که تا حالا دیدم
869
01:03:52,371 --> 01:03:56,750
حدود ۱۵۰ متر از این مزخرفات رو صعود کردیم
870
01:03:56,875 --> 01:04:00,295
و بدترینش درست روبروی منه
871
01:04:00,420 --> 01:04:03,173
این تختهسنگهای لغزنده اینجا
872
01:04:03,298 --> 01:04:06,927
خداوندا... این بلوک رو نگه داشتن
873
01:04:07,052 --> 01:04:09,805
که اون هم این یکی بلوک رو نگه داشته
874
01:04:09,930 --> 01:04:13,433
که اون هم ابزارهای ما رو توی شکاف نگه داشته
875
01:04:13,559 --> 01:04:16,436
اووه، اووه، اووه. سنگ
876
01:04:18,230 --> 01:04:20,107
این گزینه خوبی نیست
877
01:04:22,776 --> 01:04:24,820
تیمی: هی، جف
878
01:04:24,945 --> 01:04:29,575
به نظر نمیرسه ارزشش رو داشته باشه که جونم رو به خطر بندازم
879
01:04:31,201 --> 01:04:34,538
اما هنوز باید برگردیم پایین
880
01:05:28,634 --> 01:05:30,218
جف: من این همه راه رو اومدم
881
01:05:30,344 --> 01:05:33,305
و تمام وجودم رو وقف این سفر کردم
882
01:05:34,431 --> 01:05:36,642
خودم رو بالای قله کورکووادو تصور کرده بودم
883
01:05:36,767 --> 01:05:38,810
درست مثل اون آدمهایی که با تلسکوپ میدیدم
884
01:05:38,936 --> 01:05:41,104
وقتی بچه بودم، توی دره یوسمیتی
885
01:05:42,522 --> 01:05:44,107
و حالا دارم عقبنشینی میکنم
886
01:05:44,232 --> 01:05:47,402
در حالی که فقط چند ده متر با قله فاصله دارم
887
01:06:11,134 --> 01:06:14,972
از هیچکدوم از تجربههایی که توی این مسیر داشتم پشیمون نیستم
888
01:06:15,097 --> 01:06:17,224
اما سخته که فراموشش کنی
889
01:06:17,975 --> 01:06:21,186
اون دو طول طناب آخری که صعود نشدن
890
01:06:43,333 --> 01:06:46,294
? یه کم انگور و برگ بردار، رفیق ?
891
01:06:46,420 --> 01:06:49,589
? هیچوقت نمیتونی حدس بزنی ?
892
01:06:54,428 --> 01:06:57,389
? کی مجبوری چهرهت رو عوض کنی ?
893
01:06:57,514 --> 01:07:00,517
? و افتخاراتت رو خوب قایم کنی ?
894
01:07:06,440 --> 01:07:09,735
? وقتی از کوه میای پایین ?
895
01:07:09,860 --> 01:07:13,030
? یا وقتی برمیگردی خونه ?
896
01:07:18,201 --> 01:07:21,621
? روستا تخلیه شده ?
897
01:07:21,747 --> 01:07:24,916
? و حالا باید آواره بشی ?
898
01:07:29,546 --> 01:07:33,341
? ممکنه پاهات به ناله بیفتن ?
899
01:07:36,344 --> 01:07:40,891
? و چشمهات دیگه تار ببینن ?
900
01:07:44,895 --> 01:07:47,731
? تاریکترین رویاها ممکنه از راه برسن ?
901
01:07:47,856 --> 01:07:51,777
? و ایمانت رو برای ادامه مسیر بلرزونن ?
902
01:07:57,032 --> 01:07:58,950
? خورشید رو به یاد بیار ?
903
01:07:59,076 --> 01:08:01,578
ایوان: وقتی اونها برگشتن، حسابی خسته بودن
904
01:08:01,703 --> 01:08:04,581
و از اینکه نتونسته بودن قله رو صعود کنن، خیلی دلسرد بودن
905
01:08:04,706 --> 01:08:07,751
هر کوهی، در زمانهای خاصی ایمنه
906
01:08:07,876 --> 01:08:10,462
و در زمانهای دیگه، فوقالعاده خطرناکه
907
01:08:10,587 --> 01:08:12,923
ما فقط از بدشانسی، زمانِ بدی اونجا بودیم
908
01:08:13,882 --> 01:08:16,259
شاید جف و تیمی هنوز درگیر این فکر بودن
909
01:08:16,384 --> 01:08:18,929
که نتونستن صعودش کنن
910
01:08:19,054 --> 01:08:21,556
این یه جورایی مثل جستوجو برای جام مقدسه
911
01:08:21,681 --> 01:08:24,017
خب، میدونی، آخه کی اهمیت میده که جام مقدس چیه؟
912
01:08:24,142 --> 01:08:27,604
خودِ این جستوجو و سفره که مهمه
913
01:08:28,396 --> 01:08:30,524
اون تحولی که درون خودت رخ میده
914
01:08:30,649 --> 01:08:32,567
اصلِ مطلب همینه
915
01:08:39,574 --> 01:08:41,243
جف: تقریباً شش ماه گذشته
916
01:08:41,368 --> 01:08:43,703
از وقتی خونه رو برای صعود به کورکووادو ترک کردم
917
01:08:43,829 --> 01:08:47,249
اما شکست خوردن به این معنی نیست که سفرم تموم شده
918
01:08:47,374 --> 01:08:50,460
بزرگترین پروژه «حفاظت پاتاگونیا»
919
01:08:50,585 --> 01:08:51,962
حتی از اینجا هم جنوبیتره
920
01:08:52,087 --> 01:08:54,756
و همونجاست که قراره سدها ساخته بشن
921
01:08:54,881 --> 01:08:58,426
اما مردم محلی دارن توی مخالفتهاشون سازمانیافتهتر میشن
922
01:08:58,552 --> 01:09:00,428
اونها یه تشکل مردمی راه انداختن
923
01:09:00,554 --> 01:09:04,724
به اسم «سین رِپرِساس» که یعنی «بدون سد»
924
01:09:04,850 --> 01:09:07,978
همه جا نشانهها و بنرهایشون رو میبینیم
925
01:09:08,103 --> 01:09:14,109
? خورشید رو قبل از بیدار شدن به یاد بیار ?
926
01:09:19,239 --> 01:09:22,951
در برابر این سرزمین سر تعظیم فرود میآرم و از مردمش الهام میگیرم
927
01:09:23,910 --> 01:09:26,204
«گاچو»ها به عنوان محیطبان همراه با داگ کار میکنن
928
01:09:26,329 --> 01:09:27,330
و من از ایوان پرسیدم
929
01:09:27,455 --> 01:09:30,959
که آیا میتونیم چند روز آخر رو اینجا با اونها کار کنیم
930
01:10:01,698 --> 01:10:04,284
ایوان: اعتراضات با یک «گاچو» شروع شد
931
01:10:04,409 --> 01:10:06,077
توی شهر کوچیک «کاکران»
932
01:10:06,203 --> 01:10:08,163
کسی که از نقشه شرکت برق باخبر شده بود
933
01:10:08,288 --> 01:10:14,252
برای ساختن این سدها روی رودخونههای «بیکر» و «پاسکوا»
934
01:10:14,377 --> 01:10:17,130
و اون تصمیم گرفت که به پایتخت بره
935
01:10:17,255 --> 01:10:20,550
تا از دولت بخواد که این ساختوساز رو متوقف کنه
936
01:10:21,635 --> 01:10:24,638
جف: وقتی از کنار هر مزرعه و دامداری رد میشد، خبرش پخش میشد
937
01:10:24,763 --> 01:10:26,014
و فقط در عرض دو روز
938
01:10:26,139 --> 01:10:28,600
صدها اسبسوار بهش ملحق شدن
939
01:11:17,649 --> 01:11:18,942
چهار روز بعد
940
01:11:19,067 --> 01:11:22,153
وقتی برای اعتراض به پلههای شرکت برق رسیدن
941
01:11:22,279 --> 01:11:24,572
بیش از ۳۰۰ اسبسوار اونجا بودن
942
01:11:59,357 --> 01:12:01,359
این پارک جدید قبلاً یه دامداری گوسفند بود
943
01:12:01,484 --> 01:12:03,903
اما احشام رو از این بخش خارج کردن
944
01:12:04,029 --> 01:12:05,989
تا حیات وحش بتونه برگرده
945
01:12:06,114 --> 01:12:08,783
گاچوها داشتن حصارهای قدیمی رو جمع میکردن
946
01:12:08,908 --> 01:12:10,994
و ما داوطلب شدیم تا توی کارشون بهشون کمک کنیم
947
01:12:11,119 --> 01:12:12,537
ایوان: وقتی شروع کردیم
948
01:12:12,662 --> 01:12:14,914
کیلومتر حصارکشی داشتیم که باید برداشته میشد ۶۵۰
949
01:12:15,040 --> 01:12:17,083
این حصارکشیِ خیلی زیادیه
950
01:12:17,208 --> 01:12:20,920
حالا به کمتر از ۵۰۰ کیلومتر رسیده
951
01:12:22,130 --> 01:12:25,258
امیدوارم تا چند سال دیگه همهاش جمع بشه
952
01:13:01,252 --> 01:13:02,879
جف: تقریباً بلافاصله
953
01:13:03,004 --> 01:13:04,923
«گواناکو»ها و بقیه حیوانات وحشی
954
01:13:05,048 --> 01:13:07,759
برمیگردن و قلمرو رو پس میگیرن
955
01:13:07,884 --> 01:13:12,180
این یه بازسازی کوچیک اما رضایتبخش از نظم طبیعیِ چیزهاست
956
01:13:28,321 --> 01:13:32,033
ماکوهه
957
01:14:28,047 --> 01:14:29,174
جف: تا چند روز دیگه
958
01:14:29,299 --> 01:14:32,093
ماکوهه برمیگرده خونه پیش خانوادهاش توی «راپا نویی»
959
01:14:35,263 --> 01:14:37,348
تیمی برمیگرده به «یوسمیتی»
960
01:14:39,642 --> 01:14:42,145
و کیت میره به سمت شمال تا توی کانادا دنبال موج بگرده
961
01:14:55,116 --> 01:14:57,076
این سفر مثل بازگشت به گذشته بود
962
01:14:59,245 --> 01:15:03,791
مثل دیدن آمریکای شمالی قبل از اینکه صنعت بر اون مسلط بشه
963
01:15:05,793 --> 01:15:06,794
اما برای این آدمها
964
01:15:06,920 --> 01:15:09,797
این یه سفر نوستالژیک به گذشته نیست
965
01:15:09,923 --> 01:15:11,633
این زمان حالِ اونهاست
966
01:15:12,759 --> 01:15:15,762
تلاش سخت و توانایی اونها برای زندگی ساده با زمین
967
01:15:15,887 --> 01:15:18,848
ثابت میکنه که ما میتونیم از سنتها درس بگیریم
968
01:15:21,184 --> 01:15:23,937
این آدمها به من نشون دادن که اگه جایی رو دوست داری
969
01:15:24,062 --> 01:15:26,397
وظیفه داری ازش محافظت کنی
970
01:15:26,523 --> 01:15:29,442
و برای دوست داشتن یک مکان، اول باید اون رو بشناسی
971
01:15:47,168 --> 01:15:48,503
این یکی از رودخونههاییه که
972
01:15:48,628 --> 01:15:50,964
گاچوها سعی دارن ازش محافظت کنن
973
01:15:51,089 --> 01:15:53,758
و جاییه که قراره یکی از اون پنج تا سد ساخته بشه
974
01:15:58,721 --> 01:16:00,848
نقشه اینه که برق رو از اینجا بفرستن
975
01:16:00,974 --> 01:16:03,560
به شهرهای بزرگ که صدها کیلومتر اونورترن
976
01:16:15,405 --> 01:16:17,323
من اصلاً کارشناس نیستم
977
01:16:17,448 --> 01:16:19,492
اما اون مجسمههای سقوطکرده توی «راپا نویی»
978
01:16:19,617 --> 01:16:21,160
توی ذهنم حک شدن
979
01:16:21,286 --> 01:16:23,037
در حالی که با صورت روی خاک افتادن
980
01:16:23,162 --> 01:16:26,165
انگار دارن سعی میکنن چیزی به ما بگن
981
01:16:27,166 --> 01:16:28,585
من شش ماه پیش خونه رو ترک کردم
982
01:16:28,710 --> 01:16:31,129
تا پا جای پای قهرمانهام بذارم
983
01:16:31,254 --> 01:16:34,382
کمی موجسواری، کمی صعود و کلی زمینهای دستنخورده
984
01:16:34,924 --> 01:16:36,759
خیلی ساده بود، واقعاً
985
01:16:36,884 --> 01:16:37,969
خب، به همهی اونها رسیدم
986
01:16:38,636 --> 01:16:41,139
اما در طول مسیر، شروع کردم به درک پیوندهایی
987
01:16:41,264 --> 01:16:43,099
که قبلاً زیاد بهشون فکر نمیکردم
988
01:16:43,224 --> 01:16:44,767
در این گوشههای دورافتاده دنیا
989
01:16:44,892 --> 01:16:47,895
دارم اثرات پیشرفتِ رو به رشد رو میبینم
990
01:16:48,021 --> 01:16:51,357
و بیشتر اینها به مصرفِ بیرویه در جاهای دیگه ربط داره
991
01:16:52,400 --> 01:16:54,319
برای ما راحته که کورکورانه مصرف کنیم
992
01:16:54,444 --> 01:16:57,572
وقتی تأثیری که روی جاهای دیگه میذاره رو نمیبینیم
993
01:16:58,656 --> 01:17:01,618
ایوان: سختترین کار دنیا اینه که زندگیت رو ساده کنی
994
01:17:01,743 --> 01:17:03,578
پیچیده کردنش خیلی راحته
995
01:17:03,703 --> 01:17:06,122
اما چیزی که مهمه، داشتن یک زندگی آگاهانه است
996
01:17:06,247 --> 01:17:08,791
چون بیشتر آسیبهایی که انسانها ایجاد میکنن
997
01:17:08,916 --> 01:17:10,835
فکر میکنم ناخواسته انجام میشه
998
01:17:10,960 --> 01:17:14,213
داگ: در پاسخ به آدمهایی که میگن «نمیشه به عقب برگشت»
999
01:17:14,339 --> 01:17:16,841
باید گفت: «خب، اگه به لبهی پرتگاه برسی چی...»
1000
01:17:16,966 --> 01:17:18,551
و آیا حاضری یه قدم به جلو برداری؟
1001
01:17:18,676 --> 01:17:23,014
یا اینکه ۱۸۰ درجه بچرخی و یه قدم بیای جلو؟
1002
01:17:23,139 --> 01:17:25,933
کدوم طرفی میخوای بری؟ پیشرفت کدومه؟
1003
01:17:26,059 --> 01:17:29,520
ایوان: شاید راه حل خیلی از مشکلات دنیا
1004
01:17:29,646 --> 01:17:31,522
این باشه که برگردیم و یه قدم به جلو برداریم
1005
01:17:31,648 --> 01:17:36,152
نمیشه فقط هی سعی کنی یه سیستم معیوب رو به زور راه بندازی
1006
01:17:38,655 --> 01:17:42,116
جف: تمام عمرم مجذوب طبیعت وحشی و دشتهای باز بودم
1007
01:17:43,576 --> 01:17:45,912
همیشه وقتی برمیگردم خونه، یه جورایی عوض شدم
1008
01:17:47,372 --> 01:17:50,416
اما الان میدونم که دیگه نباید اون رو همیشگی و تضمینشده بدونیم
1009
01:17:51,918 --> 01:17:57,632
وقتی این طبیعت از بین بره، ما هم باهاش از بین میریم
1010
01:18:09,602 --> 01:18:13,981
داگ: یه روز، اگه تمام عمرت صخرهنورد بوده باشی
1011
01:18:14,107 --> 01:18:16,734
بالاخره به آخرین صعودت میرسی
1012
01:18:18,611 --> 01:18:20,363
جف: فکر میکردم سفر تموم شده
1013
01:18:20,488 --> 01:18:22,782
اما داگ و ایوان این قلهی فتحنشده رو بهم نشون دادن؛
1014
01:18:22,907 --> 01:18:26,452
لبهی همون پارک جدیدی که پارسال سعی کرده بودن ازش بالا برن
1015
01:18:26,577 --> 01:18:28,329
میخوان یه شانس دیگه به خودشون بدن
1016
01:18:28,454 --> 01:18:31,165
و از من هم خواستن که همراهشون برم
1017
01:18:57,191 --> 01:18:58,985
اسم مسیر رو چی میخوای بذاری؟
1018
01:18:59,736 --> 01:19:04,157
ایوان: هیچی. فقط ازش برو بالا و بگذر و برو
1019
01:19:07,243 --> 01:19:09,704
دیگه این چیزا مهم نیست
1020
01:19:22,425 --> 01:19:25,470
هر کدوم از ما به روش خودش باید یه کاری انجام بده
1021
01:19:25,595 --> 01:19:27,930
میدونی، تا روحت رو نجات بدی
1022
01:19:31,184 --> 01:19:33,060
حالا هر چی که هست
1023
01:19:53,206 --> 01:19:56,000
به سلامتیِ همین حالا
1024
01:19:58,419 --> 01:20:01,005
به سلامتیِ همین حالا
1025
01:20:05,009 --> 01:20:09,347
راستش داشتم فکر میکردم، همه چی رو بلند گفتم
1026
01:20:09,472 --> 01:20:11,766
چون هستهی زردآلو آرسنیک داره
1027
01:20:11,891 --> 01:20:15,311
چیزی که ما نگرانش نیستیم
1028
01:20:15,436 --> 01:20:17,146
روی پلهی جلوی درت نشستم
1029
01:20:17,271 --> 01:20:19,524
منتظرم برگردی خونه یا بیای بیرون
1030
01:20:19,649 --> 01:20:22,693
خب، هستهی سیب هم سیانور داره
1031
01:20:22,819 --> 01:20:24,695
که برامون فرقی نمیکنه
1032
01:20:24,821 --> 01:20:27,114
پس به سلامتی همین حالا
1033
01:20:29,492 --> 01:20:31,869
به سلامتی همین حالا
1034
01:20:36,040 --> 01:20:40,545
تو هر شهری ساختمونای محکم و بلند قد کشیدن
1035
01:20:40,670 --> 01:20:43,506
همونطور که آدمها پیر میشن و شکمشون میافته
1036
01:20:43,631 --> 01:20:46,008
خب، آدمها هم فرو میریزن
1037
01:20:46,133 --> 01:20:48,678
چون غرور واقعاً داره سقوط میکنه
1038
01:20:48,803 --> 01:20:50,847
مفتخرم که مغرور نیستم
1039
01:20:50,972 --> 01:20:53,933
همونطور که آدمها پیر میشن و شکمشون میافته
1040
01:20:54,058 --> 01:20:56,227
خب، غریزههاشون هم از بین میره
1041
01:20:56,352 --> 01:20:58,563
به سلامتی همین حالا
1042
01:21:01,065 --> 01:21:03,901
به سلامتی همین حالا
1043
01:21:06,404 --> 01:21:09,532
به سلامتی همین حالا
1044
01:21:11,617 --> 01:21:14,954
به سلامتی همین حالا
1045
01:21:18,374 --> 01:21:20,251
اون کارگر رستوران تنها برادرته
1046
01:21:20,376 --> 01:21:22,670
وقتی مست میکنه، خیلی حرف میزنه
1047
01:21:22,795 --> 01:21:24,297
به نظر میرسید
1048
01:21:24,422 --> 01:21:25,631
اما ساعت یک ربع به سه صبح
1049
01:21:25,756 --> 01:21:28,342
خب، میتونستم ببینم که یه جورایی حالش دگرگون شده
1050
01:21:28,467 --> 01:21:33,097
راستش داشتم فکر میکردم، همه چی رو بلند گفتم
1051
01:21:33,222 --> 01:21:35,766
چون هستهی زردآلو آرسنیک داره
1052
01:21:35,892 --> 01:21:38,519
که برامون فرقی نمیکنه
1053
01:21:38,644 --> 01:21:41,022
به سلامتی همین حالا
1054
01:21:43,107 --> 01:21:45,651
به سلامتی همین حالا
1055
01:21:48,321 --> 01:21:50,948
به سلامتی همین حالا
1056
01:21:53,409 --> 01:21:56,621
به سلامتی همین حالا
1057
01:22:00,124 --> 01:22:05,212
راستش داشتم فکر میکردم، همه چی رو بلند گفتم
1058
01:22:05,338 --> 01:22:07,757
راستش داشتم فکر میکردم
1059
01:22:07,882 --> 01:22:10,760
پس به سلامتی همین حالا
1060
01:22:13,679 --> 01:22:15,932
به سلامتی همین حالا
1061
01:22:19,936 --> 01:22:23,064
به سلامتی همین حالا
1062
01:22:25,232 --> 01:22:28,152
به سلامتی همین حالا
1063
01:22:30,529 --> 01:22:33,157
به سلامتی همین حالا
1064
01:22:51,175 --> 01:22:56,514
منو همونجوری که بودم یادت میمونه؟
1065
01:22:56,639 --> 01:23:00,309
وقتی رها بودم، مثل یه کتاب باز؛
1066
01:23:00,434 --> 01:23:04,146
که میتونستیم با هم بخونیمش؟
1067
01:23:06,607 --> 01:23:10,027
رویاهات رو سرکوب میکنم؟
1068
01:23:10,152 --> 01:23:13,864
مرغ مقلدی با بالهای شکسته
1069
01:23:13,990 --> 01:23:19,662
یه انبار سوخته، یه تابِ خالی برای همیشه
1070
01:23:21,914 --> 01:23:25,501
زمان میچرخه و رفیق، چه زود میگذره
1071
01:23:25,626 --> 01:23:29,255
آبشاری از لالاییها
1072
01:23:29,380 --> 01:23:34,969
یه پرندهی خندون با چشمهای گریون، فراموشش کن
1073
01:23:37,638 --> 01:23:40,933
نور ماه روی صورتش
1074
01:23:41,058 --> 01:23:44,895
کتاب قصهای از فضاهای خالی
1075
01:23:45,021 --> 01:23:50,359
جایی که من و تو با هم احساس غریبی میکنیم
1076
01:24:08,502 --> 01:24:15,968
این رو همونطور که بود یادت میمونه یا همونطور که هست؟
1077
01:24:16,093 --> 01:24:21,390
چیزی که بهش عشق میورزیم یا چیزی که همیشه جاش خالیه؟
1078
01:24:23,934 --> 01:24:27,396
آیا بالاخره رها میشیم
1079
01:24:27,521 --> 01:24:31,400
از مکتبهای فکری و تورهایی که پهن کردیم؟
1080
01:24:31,525 --> 01:24:37,239
و میذاریم قایقهامون رها و بیقید حرکت کنن؟
1081
01:24:38,532 --> 01:24:41,577
یه صبح قشنگ
1082
01:24:42,411 --> 01:24:45,289
یه صبح قشنگ
1083
01:24:46,290 --> 01:24:52,630
ماشینها ما رو از پا درمیارن
1084
01:24:53,756 --> 01:24:57,218
یه صبح قشنگ
1085
01:24:57,718 --> 01:25:01,305
یه صبح قشنگ
1086
01:25:01,430 --> 01:25:08,979
ماشینها ما رو از پا درمیارن
1087
01:25:09,979 --> 01:25:16,979
💫✿ WAREZ-IR ✿💫
🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸111345
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.