All language subtitles for Rudhramadevi

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba Download
zu Zulu

Original subtitles

... اسم من

مارکو پولوئه

ایتالیا سرزمین مادریه منه

... تقریبا برای ۲۵ سال

من به ایران، چین، میانمار، هند

و کشورهای سریلانکا سفر کردم

ونیز، ایتالیا قرن ۱۳

.. بعد از دیدن عجایب آسیا

... و کسب خاطرات ارزشمند

.. به ایتالیا رسیدم

اما جمهوری ژنوا درگیر جنگی وحشتناک بود

شاه و مردم از ترس شکست می لرزیدن

این ماده ی فوق العاده ... کاغذ

کشف چینی ها

دیگه لازم نیست رو برگ و پارچه بنویسیم

... در وضعیت خطرناک کنونی ما

ما به این هدایای تجملی احتیاجی نداریم

مارکو پولو

ما به نقشه ی فرار احتیاج داریم

... چون من یه وارث مذکر ندارم

مجبور شدم تسلیم شم و به دشمنانمون تعظیم کنم

تو به سراسر جهان سفر کردی

تو به حضور کوبلای خان نوه ی چنگیز خان راه پیدا کردی

.. با شناخت کاملی که از جهان داری

امیدواریم که بتونی با یه استراتژی فرار به ما کمک کنی

ما تو رو دعوت کردیم اینجا

پس شما باید در مورد امپراتور قدرتمند «کاکاتیا» بیشتر بدونید

که بزرگترین فرمانروای قلمروی «تلوگو» شد

این امپراتور قدرتمند کیه؟

«رودرامادوی» "ملکه رودراما"

منطقه ی «کاکاتیا» که شهرتش در ۸ جهت گسترش یافته

قلمرویی نیست که دست کم گرفته بشه

از «کالینگا» در شرق

کارناتا» در غرب»

مادیادسا» در شمال»

قلمری «کاکاتیا» تا «کینچی» در جنوب وسعت داره

با «اوروگالو» به عنوان پایتختشون

کاکاتیایی ها» برای تامین رفاه و فراوانی حکمرانی می کردن»

سینمای هند در بالیوود وان

ستایش برای الهه «کاکاتام»، همسر خدای «شیوا»، نابود کننده ی زشتی ها

ملکه ی ما، همسر شاه «گاناپاتی دوا»، یه وارث برای پادشاهی به دنیا خواهد آورد

این خبر به زودی اعلام خواهد شد

اگر ملکه یه دختر به دنیا بیاره

ارتش شاه «دواگیری» دوباره ما رو محاصره و اسیر می کنه

جهنمی که وقتی شاه «گاناپی دوا» رو اسیر کردن برای ما درست کردن بسه

اگر همچین شرایطی دوباره پیش بیاد بهتره ما هم بمیریم

ما فقط می خوایم یه پرنس به دنیا بیاد

«خدای «رودرالینگا

یه پرنس کوچولو به ملکه ی ما عطا کن

«خدای بزرگ «الاما

یه پسر به ملکه ی ما عطا کن

«خدای بزرگ «الاما یه پسر به ملکه ی ما عطا کن

«برادر عزیزم «هاری هارا دوا

ببین مردم چه توقعاتی دارن

اونا می خوان پسر عموی پیر ما پسر دار بشه

اگر بچه دختر باشه

(خنده ی تمسخر آمیز)

انتظارات به فنا میرن

کاملا درست میگی

مقدر نیست که «شاه گاناپاتی دوا» وارث پسر داشته باشه

فقط یه دختر بچه به دنیا میاد

با کمک گنج مدفون

برای ساخت ۷ دیوار قلعه

«به عنوان تجسم عینی الهه ی «شاکتی

اون دختر تمام قلمروی ما رو نجات میده

زن

خدای «برهما» این فرشته ی زیبا به نام دختر را فقط

برای برآورده کردن نیازها و شهوت مردها خلق کرد

نه برای فرمانروایی بر یک قلمرو

طالع بینی شاه رو بذار کنار

ببین تو طالع سرور من پیش بینی شده که بر تخت سلطنت جلوس می کنه

تخت پادشاهی «کاکاتیا» متعلق به ماست

تاریخ مبارک برای تاجگذاری رو پیدا کنید

«مورای دوا»

از روسای فئودال بپرس کی طرفدار ماست

به محض اینکه دختر شاه به دنیا اومد اگر اون تخت شاهی خودش رو کنار گذاشت

حداقل به زنش رحم می کنیم

وگرنه می فرستیمش بهشت

حرفای دل من رو میزنی برادر

سرورم، اونا نمی دونن که شما سارق های محلی هستید

اونا از شاه «سینگانای دواگیری» که همسایه ی ماست می ترسن

اگر اون زمین های ما رو محاصره کنه

ما نابود میشیم

خاکستر میشیم

«قلمروی دواگیری»

«برای پایان دادن به سلسله ی «کاکاتیا

نیروهامون رو آماده کن

شمشیرهاتون که حتی مژه ی چشم رو تیکه تیکه می کنن رو تیز کنید

به نیروی سواره نظام روحیه بدید

اونا رو قوی و نیرومند کنید

اگر «شاه گاناپاتی دوا» دختر به دنیا بیاره

دل اون و مردمش میشکنه

دقیقا همون موقع ناقوس مرگ رو به صدا دربیار

اون اخبار دعوتنامه ی ما برای پیشروی و حمله اس

«من «قلمروی کاکاتیا» رو به دومین نوه ام «ماهادوا

اعطا می کنم

سربازا برای جنگ آماده شید

مترجم سحر نوروزی و یاسین

ترجمه ی قسمتی از فیلم شنیداری انجام شده و کامل ترین زیرنویس ممکن برای این فیلم میباشد

«قلمروی کاکاتیا»

دانلود فیلم هندی با زیرنویس فارسی در بالیوود وان

خبر خوب ارباب

ملکه «سومامبادوی» یه دختر زیبا به دنیا آوردن

واقعا به من خبر خوبی دادی

اما خواسته ی مردم این نیست

اونا یه وارث پسر می خواستن

وقتی این خبر به گوش دشمنای ما برسه

اونا از ما خوشحالتر میشن

شیوا دویا» قبل از تو این خبر رو به من داده بود»

من این خبر رو از جاسوسام شنیده بودم

دشمنای ما از «دواگیری» دارن شمشیراشون رو تیز می کنن که به مردم ما حمله کنن

متحدای ما و روسای فئودال با چشم طمع به تخت پادشامی ما نگاه می کنن

ما می تونیم موقتا جلوی اونا رو بگیریم

ولی از قلمروی ما بدون یه وارث پسر چی باقی میمونه؟

مردم من باید دوباره اسیر شن؟

آینده ی خاندان و قلمروی من چی میشه؟

فقط برای اینکه یه وارث پسر نداری باید بترسی

چی داری میگی؟

عالیجناب

جنسیت نوزاد رو فقط همسر من که قابله بوده می دونه

و ملکه و شما و من

این نوزاد به عنوان تجسم خدای «شیوا» به عنوان «رودرا» متولد شده

«اجازه بدید اسمش رو بذاریم «رودراماداوی

ما اون رو به مردم به عنوان پرنس «رودرادوا» معرفی میکنیم

تو از من می خوای به مردم خودم دروغ بگم و گولشون بزنم؟

برای جلوگیری از خطر باید کلمه ی «غیر ممکن» رو فراموش کنیم

نه تنها دشمنامون و مردم خودمون

حتی خود نوزاد هم نباید بدونه که دختره

«وارث سلسله ی «دورجایا

«پرنس آینده ی قلمروی «کاکاتیا

سری سری سری رودرادوا» پرنس کوچک»

«زنده باد پرنس «رودرا دوا

زنده باد وارث آینده ی تخت پادشاهی

زنده باد پرنس کوچک ما

می شنوی؟

صدای شادی مردم

وارث تخت پادشاهی و دشمن ما به دنیا اومد

«رودرا دوا»

کتاب مقدس اشتباه نمی کنه

زندگی و مرگ خواست خداست

خدا می نویسه، آره؟

مرگ تو به دست خودت نوشته شده

چون نمی تونستن نوزاد رو بکشن پس طالع بین رو کشتن

حتی نتونست گردنبند مرواریدش رو بندازه

گاناپاتی دوا» پسر دار شده؟»

یه دشمن جدید برای سلسله ی «دواگیری» به دنیا اومد

«و از همه بدتر اسمش رو از روی خدای «شیوا» گذاشتن «رودرادوا

«پدر من «جایتوگی» شاه «یاداواس

با بی رحمی «رودرادوا» عموی «گاناپاتی دوا» رو کشت

اونا اسم بچه رو از روی اون گذاشتن

این دشمنی و کینه ۲ نسله که ادامه داره

آیا اون این دشمنی رو تا نسل سوم ادامه می ده؟

گاناپاتی دوا» هیچ چی رو فراموش نکرده»

باید جنگ رو شروع کنیم سرورم؟

شادی نیمی از قدرته

به «گاناپاتی دوا» وارث پسرش نیروی کوه رو میده

بذارید یه مدت آروم باشیم

شانس خلع «گاناپاتی دوا» از دست ما رفت

اگر از وارث جدید می ترسی

چیکار می تونیم بکنیم سرورم؟

فرمانده ی ارتش

تو فکر می کنی من باید از وارث پسر «کاکاتیا» بترسم؟

نه

اصلا

نوه ی من درست جلوی چشمم داره مثله یه بچه ببر بزرگ میشه

«ماهادوا»

اول به پرنس بگو چاقو برای گرفتن ناخن نیست

چاقوها علاوه بر ناخن سر رو هم می برن

پدر بزرگ وقتش که برسه قلعه ی «اوروگالا» ماله من میشه

تاج «کاکاتیا» هم ماله منه

«مخفیگاه سری در جنگل انبوه»

«آفرین «رودرادوا

شمشیربازی تو در این سن کم خیلی قابل توجهه

مثل زره «کارنا» و گوشواره

این زره و شمشیر قدرت تو خواهد بود

برای من دستور «شیوا دوایاه» مثل فرمان «خدای شیوا» است

رودرادوا» آموزش هات برای مبارزه با دشمنات»

و حفاظت از کشورت امروز تموم میشن

زندگی به تو یاد میده که چجوری از عدالت و «دارما» حمایت کنی

تاجگذاری در انتظاره توئه

بیا به سمت «اروگالو» بریم

«خوش آمدید پرنس قلمروی «کاکاتیا

کبوتر «شیوا دوایاه» یاد گرفته پرواز کنه

بعد از ۱۴ سال به دژ پرواز کرده

فردا یا پس فردا این پرنده با شمشیر یا نیزه ی ما قربانی میشه

«دعا و مناجات»

درود بر پدرم

«زنده باد پرنس «رودرادوا

رودرادوا» شاهزاده ها از کشورهای همسایه»

اومدن تا به شما خوش آمد بگن

«ویرابادرا چالوکا» شاهزاده ی «نیداوارتیاپورام»

«درود بر «ویرابادرا چالوکا

«زنده باد «ویرابادرا چالوکا

«در لبه های رودخونه ما «گوداراوی

در مورد شجاعت شما داستان های زیادی شنیدیم

دوست دارید با من شمشیر بازی کنید؟

«شاهزاده «وارداماناپورام

«پسر «گونا بودا ردی

«شاهزاده «گونا گانا ردی

«خوش اومدید «گونا گانا ردی

«درود بر «گونا گانا ردی

پرنس مثل اینکه شما جنگجویی شجاع هستید

آماده ی جنگ تن به تن با من هستید؟

اون ۲ سال از شما جوونتره

اما در تاکتیک های جنگ

گونا گانا ردی» شجاعترینه»

واقعا؟

مبارزه

جوری که تو شمشیرت رو می چرخونی

«انگار تنها رقیب من در قلمرو هستی «گانا ردی

«گونا گانا ردی»

شاهزاده شما باید سریع به «واردامانپورام» برگردید

برادر کوچکتر پدرتون «لاکومایاه ردی» نامه فرستاده

سریع حرکت کنید

من مرخص میشم پرنس

ما دوباره در «جشنواره ی شجاع دل» ملاقات خواهیم کرد

من مرخص میشم قربان

پدر اون «گونا بودا ردی» ناگهان فوت کرده

وارداماناپورام» در شوکه»

این خبر خیلی ناراحت کننده اس

حتی یه جنگجو هم باید با غم روبرو شه

ناراحت نشید پرنس جوان

اگه ما تو خیابونای «اوروگالو» بگردیم

احساس آرامش و جوانی می کنید

با من بیا - چی؟ -

بیرون از قلعه؟

من اجازه ندارم برم بیرون

اجازه؟ برای شما ؟

خوب نیست همیشه پایبند قوانین باشید

اما اگه «شیوا دوایاه» بفهمه چی؟

قبل از اینکه بفهمه بر می گردیم

سریع بیا

عزیزترین دوست من

این آبشار با لذت میریزه و مثل ما راه خودش رو پیدا میکنه

منم بین درختا و جونورا بزرگ شدم

ولی می دونی وقتی با تو اینجوری گردش می کنم چقدر لذت میبرم

پرنس اومدی این رو ببینی؟

این مجسمه ی زیبا تو رو اغوا کرده؟

شعر ها و مجسمه ها تخیلات زنده رو نشون میدن

با تخیلات نامحدود و حس زیبایی شناسی

زن ها رو در ژست های جالب می سازن

زن

پس چی؟

زیبایی بالاتنه ی اون رو دیدی؟

فقط «راتی» الهه ی عشق اینطوری تقدیس شده

فقط «آپسارا مناکا» همچین کمر باریکی داره

«لب های قلوه ای «اورواسی

«قوس زیبای گردن «رامبها

تمامی این حجاری ها اثرهای هنری زیبایی ان

دختر دیگری به این زیبایی در دنیا وجود نداره

دختر؟

خوب؟

به جای زن ها، مردها هم می تونن این قوس های دلپسند رو داشته باشن؟

میای تو رودخونه با ما آب تنی کنی؟

بیرون؟ در فضای باز؟

وقتی دخترا با هم حموم می کنن

چرا ما پسرها نتونیم؟

بیا بالا

بیا پرنس عزیزم

«رودرادوا»

مادر؟

اما؟

ما؟

مادر

من و تو با هم فرق نداریم، درسته؟

پس چرا اینجوری لباس پوشیدی؟

چرا من رو اینجوری بزرگ کردی؟

عزیزم بیا

ما؟

اوه، بچه ی عزیزم

نه تنها تربیت تو

بلکه بزرگ کردن تو به این شکل برای تاریخ سلطنت ما حیاتیه

برای جلوگیری از طمع زیاد کشورهای همسایه

برای حفظ منابع و میراث فرهنگی سرزمینمون

ترسوندن دشمنامون

ما باید سرزمین قدرتمند و نیرومندی باشیم

«ساتاواهاناس»

«ایکشواکوس»

«ویشنوکوندیناس»

«و بعد از «چالوکیاس ونگی

سرزمین «کاکاتیا» قدرتمندترینه

«دشمنان در چهار جهت «یاداواس دواگیری»، «سیونا

«پاندیاس»

«قبایل «تورپو

هویسالاس» هستند»

ما با متحدای توطئه گر و خود محوری محاصره شدیم

این روباه های حیله گر و تشنه ی قدرت به اینجا حمله می کنن

به سرزمین ما که برای فرمانروای عادلش شناخته شده اس

مردم عادی بیشتر از سربازا عذاب می کشن

اگه اون موقع دشمنای ما جنسیت وارث ما رو می فهمیدن

سرزمین «کاکاتیا» خیلی وقت پیش با خاک یکسان شده بود

تله برای شاهان

و دستبند به دور دست مردم

فرهنگ و خاندان ما نابود میشد

برای برانگیختن ترس تو وجود دشمنامون

و اطمینان تو قلب مردم خودمون

ما مجبور بودیم در مورد تولد و تربیت تو دروغ بگیم

وقتی بچه بود راحت می تونستیم همه رو قانع کنیم

اما حالا که اون به بلوغ رسیده

درسته گولشون بزنیم که اون پسره؟

تا الان تونستیم به نقشه مون برسیم

اما الان صرف نظر از واکنش ها

باید باهاش روبرو شیم

باید در مجلس اعلام کنیم

کارای لازم رو انجام بدید

تو تصمیم مهمی برای رفاه سرزمینت گرفتی

تا زمانی که اون هدف تامین نشده من «رودرادوا» باقی می مونم

«ده سال بعد»

خویشاوند شاه

«ناگادوا» برادر زن «هاری هارا دوا» و «موراری دوا»

داره میره تا فیل وحشی رو رام کنه

بیا

بیا

من رو نگاه کن

مثل کشیدن ساریه یه زن راحته

او رام کردن فیل رو راحت یاد داد

تو کل «اوروگالا» یه مرده شجاع وجود نداره که این فیل وحشی رو رام کنه؟

چطوری ممکنه «پراساد ادیتیا»؟

معلومه که هست

«پرنس دلیر ما «رودراودا

حتی اگه تو یادت بره

ما فراموش نکردیم

نترس و شجاع

به شجاعی یه شیر ، کسی که همه ی فوت و فن ها رو بلده

همه ی اینا افسانه های مردمه

ما شجاعت پرنس رو به چشم خودمون ندیدیم

علیرغم خویشاوندی با شما

.. حتی مردم سرزمین ما

پرنس «رودرادوا» رو ندیدن

پرنس ما امروز که روزه خاصیه حاضر میشه؟

ما به حضور همایونی اون میرسیم؟

ما «رودرادوا» پرنس جوان رو می خوایم

ما می خوایم پرنسمون رو ببینیم

رودرادوا» شاه آینده ی ما»

عالیجناب

این وظیفه ی شاهه که خواسته های مردمش رو تامین کنه

«پراساد آدیتیا»

به پرنس «رودرادوا» بگو بیاد

این فیل همین الانشم وحشیه

اگه این رو بهش بدم، حتی می ترسم فکر کنم چه بلایی سر پرنس میاد

«شاه آینده ی ما پرنس «رودرادوا

شجاعترین جنگجوی دنیا

«خوش اومدی پرنس «رودرادوا

«زنده بادپرنس «رودرادوا

(فریادهای شادی)

وزیر اعظم

چشم های من پرنس «رودرادوا» رو مثله یه شیر می بینه

زنده باد پرنس «رودرادوا» جوان

(فریادهای شادی)

«شاه آینده ما پرنس «رودرادوا

زنده باد

شجاعترین شجاع ها

زنده باد

زنده باد

کی به شما گفته که خدای هندوی عشق «مانمادها» هیچ شکلی نداره «گاناپامبا»؟

اونجا رو نگاه کن

کمال، در ظاهر و مهارت برادر تو پرنس «رودرادوا» است

برای اینکه دخترایی مثله من ندزدنش

این همه مدت تو قلعه مونده؟

موکتامبا» طبع شعرش گل کرده»

من که خواهر اونم

خیلی کم اون رو می بینم به جز در فستیوال ها یا مراسم خاص

(همهمه)

نگهبانا کدوم گوری ان؟

وقتی دخترا آویزون اون می شن

نباید جلوشون رو بگیرن؟

ناراحتی اونا بهش آویزون شدن؟

یا ناراحتی که تو نمی تونی؟

آیا متوجه شدی وزیر اعظم؟

می بینی چقدر دخترا بهش توجه می کنن؟

ما باید سریع همسر مناسبی برای اون پیدا کنیم

وگرنه مثل «گوپیکاس» که در «خدای کریشنا» جذب شد

چند تا دختر دور اون جمع میشن؟

موندم چند تا حرم سرا باید بسازیم

«رودرادوا» پرنس قلمروی «کاکاتیا»

زنده باد

«کنجکاوی «رودرادوا

و حضور معماگونه ی اون از یه طرف

«و اینکه بعد از فوت پدربزرگم شاه «سینگانا

برادرم «کریشنا بوپاتی» بر تخت سلطنت جلوس کرد هم از طرفه دیگه

ما را مجبور کرد که صبر کنیم

دیگه نمی تونیم منتظر بمونیم

اول باید با زیرکی به دشمنمون هجوم ببریم

«از سمت کوهستان «دواگیری

رودخانه های «کریشنا»، «گوداواری»، «منجیرا» که در سرزمین «اوروگالا» در جریانند

سلاح های جدید ما هستند

جلوی رودخونه هایی که به عنوان منابعی زندگی بخش در سرزمین «کاکاتیا» جاری اند رو سد کنید

سد بسازید

کسانی که جلوی تلاش های شما برای الهه ی اون سد رو میگیرن رو قربانی کنید

بدون آب، به جای اینکه به پای ما بیافتن

کاکاتیایی» ها از سکسکه میمیرن؟»

صبر کنید و ببینید

با یه حرکت دست من

چجوری من «ماهادوا» «کاکاتیایی» ها رو به گریه میندازم

بدون حتی یه قطره آب ما با خشکسالی روبرو میشیم

ما نه آب خوردن داریم و نه حتی یه وعده غذای درست حسابی در طول روز

بهتره تو جنگ بمیریم نه تو این گشنگی طاقت فرسا

ما آمده ی مرگیم

چرا داری عقب نشینی می کنی پرنس؟

ما می جنگیم

اما نه برای مردن

برای اینکه نسل بعدیمون زندگی کنه

با وجود خشکسالی، گرسنگی و تشنگی در سرزمینمون

ماهادو دواگیری» جلوی جریان آب رو گرفته»

اون می تونه جلوی رودخونه ها رو بگیره

اما نمی تونه جلوی بارون رو بگیره

قراره بارون نیاد؟

قرار نیست برگ ها جوونه بزنن؟ قراره زمین های ما سبز نشن؟

آب بارون برای ما کافیه

ما آب بارون رو در آب انبارا ذخیره می کنیم

«برای ذخیره ی آب توسط خاندان «کاکاتیا

«به نام شاه «گاناپاتی دوا

«گاناپا سامودرام»

به نام خواهرای پادشاه

«پایامبا ساگارام» و «راجا سامودرام»

رودرا سامودرام» به نام پرنس ما»

عمل ساخت آب انبار ها شروع شده

ما داریم اینجا از تشنگی میمیریم

و تو ادعا میکنی با کندن چاه به آب میرسیم

ما برای همین داریم

کانال هایی درست می کنیم

آب برای کشاورزی فراهم میشه

تا زمانی که کمبود آب رفع بشه ما همه ی مالیات رو از بین میبریم

تا زمانی که بتونیم روی پای خودمون وایسیم

وقت نداریم به جنگ فکر کنیم

بعد از اون، میدون جنگ هیچ وقت دور نیست

فقط اگه تا اون موقع زنده بمونی

نمی خواد دریاچه بکنی اول قبر خودت رو بکن

نه فقط آب

شاه ما «ماهادوا» هر پر کاه رو از بین میبره

«زنده باد شاه «ماهادوا

آدمای «ماهادوا» یواشکی اومدن تو زمین های ما

جرات می کنین جلوی آب ما رو بگیری؟

ما خون توطئه گرهای «دواگیری» رو جمع می کنیم

و دستمون رو تو آب های «کاکاتیای» خودمون میشوریم

حتی اگه صد ها «ماهادوایی» قیام کنن

فقط پرنس «رودرادوا» کافیه تا بی عدالتی رو از بین ببره

«زنده باد «رودرادوا» پرنس «کاکاتیا

(شادی)

«آفرین «رودرادوا

برای مردی شجاع مثل تو

یک بار محاصره کردن کافی نیست

بذار موانع بسیاری بخاطر من سر راهت قرار بگیره

فقط اون موقع جوونه های چشایی دشمنی ما از طعمش لذت میبره

سربازای «دواگیری» دیروز به شهر ما وارد شدن

از کجا معلوم که «ماهادوا» فردا به قلعه ی ما حمله نکنه؟

اوروگالو» که بدون حفاظت باقی مونده»

حتی خدا نمی تونه نجاتش بده

درسته حتی خدا هم نمی تونه سرزمین بی دفاع ما رو نجات بده

«رویای فوق العاده ی پدرم شاه «گاناپاتی دوا

این بود که مدافعات «کاکاتیا» رو تقویت و مستحکم کنه

اون می خواست ۷ تا دیوار دوره قلعه ی ما بسازه

بیاید ۷ دیوار دور قلعه رو کامل کنیم

پسری که از پدرش جلو میزنه

«تو مثال بارزی از اون هستی «رودرادوا

زره جنجگو

دیوارهای مستحکم برای سرزمین

کارای تو در تاریخ ثبت خواهد شد

این جایی در تاریخ پیدا نمی کنه

خود شاه نتونست ساخت دیوارهای دور قلعه رو کامل کنه

موندم چرا پرنس انقدر عجله داره یا چی انقدر اون رو عصبانی کرده؟

آیا همه ی اینا ممکنن پرنس؟

وقتی بلندپروازی قدرته و سختکوشی در هر نفس وجود داره

غیر ممکن وجود نداره

دیوارهای ساخته شده از سنگ، ماسه، شن، آهن و نیزه

سنگ آهک و اندود ماسه و در آخر بامبو

سریع ساخت این ۷ دیوار رو تموم کنید

امر شما مطاعه

محکم بزنید

یالا

محکم بزنید

یالا

محکم بکشید. یالا

سریع تر یالا

عمیق تر بکنید یالا

برای جمع آوری پول برای ساخت ۷ دیوار

دو نفر خاص در این مراسم جشن هستند

هر کسی بتونه از این ستون برونزی بالا بره

که عظمت سلسله ی ما «کاکاتیا» رو نشون میده

عنوان «شجاع دل» شجاعترین شجاع ها رو دریافت می کنه

نفر دوم

«گونا ورادا ردی» پسر «لاکومایاه ردی»

«و «آنامیکا دوی» دختر «یلیکیکون ردی اداوونی

با موافقت علی حضرات با هم ازدواج می کنند

نه فقط دو قلب

دو سرزمین با هم متحد میشن

ما هدایای عروسی رو به عنوان سرمایه به شاه تقدیم می کنیم

«آفرین «لاکومایاه ردی

به جای استفاده کردن از خزانه ی خودت

به مردم فشار میاری

خدا کنه خوب تموم شه

بذار مسابقه ی «شجاع دل» شروع شه

منم همین رو میخوام

اول مسابقه بعد عروسی

بعد از عروسی ما طلای واقعی رو بر می داریم

طلای قلابی برای خزانه

سون وارادا» حتی اگه بیفتی تو لجن بازم این لقب فقط متعلق به توئه»

بذارید مسابقه شروع شه

بیا

من در هر شرایطی همسرتم

بیا عزیزم

تو کل «کاکاتیا» یه مرد شجاع نیست که از این ستون بره بالا؟

«شجاعترین شجاع در سرزمین «کاکاتیا

زنده باید شجاع دل

«ستایش از آنه شجاعترین شجاع ها در سرزمین «کاکاتیا

فوق العاده اس

جنگجو، پاهای تو بینظیرن

تو کی هستی؟

اسم و محل زندگیت رو اعلام کن

و جایزت رو بگیر

پاسخ ندادن مساوی با بی احترامی به شاه

ما به تو یه فرصت دیگه میدیم چون تو برنده شدی

جواب بده. تو کی هستی؟

«کوتای ساندیویرا»

(فریاد شادی)

(فریادهای شادی)

جوری که تو شمشیرت رو می چرخونی

«انگار تو تنها رقیب من در کل سرزمین هستی «گانا ردی

«گونا گانا ردی»

«مثل پدر اون و برادر من «گونا بودا ردی

من فکر می کردم «گونا گانا ردی» متحد «کاکاتیا» خواهد بود

اما داره آماده میشه که با ما مقابله کنه

اون تبدیل به یه غارتگر شده و ثروتمندا رو میگیره و سران قبایل کوچیک رو میکشه

بله درسته

«کوتای ساندیویرا»

انگار خیلی ها در مورد من می دونن

خیلی از کسایی که من رو رو در رو دیدن دیگه زنده نیستن

زنده باد شجاع دل

ساکت باش

بالا رفتن از ستون، خاروندن پشت تو

مهر زدن به گل

به اینا میگی چالش؟

طلسم روی بند رانم

کسی که برای شیر دادن به یه ببر آماده شده نمی تونه به یه گاو شیر بده؟

تو روی ما بگو

چرا اومدی اینجا؟

بهت میگم

برادر پدرم به اون خیانت کرد و اون رو کشت

من گذاشتم زنده بمونه

شاه که باید از اون محافظت می کرد

نتونست وظیفه اش رو انجام بده

من اون رو هم نادیده گرفتم

اونا اسم من رو گذاشتن دزد چون برای فقرا جنگیدم

من این رو هم بیخیال شدم

اگر در حق من بی عدالتی بشه یه قطره اشک هم نمیریزم

ولی اگه ببینم این اتفاق در حضوره من بیافته

اجازه نمی دم

دارن یه دختر رو مجبور می کنن که با شاهزاده جلوی شاه ازدواج کنه؟

این اتفاق رخ نمی ده

«گونا گانا ردی»

چی شده «ورادا»؟

پسر عموی بدجنس من

مثل یه گل یاس که تو دهن یه جادوگر گیر کرده

چرا میخوای این عروسی اتفاق بیافته؟

چرا هی از این ستون میافتی؟

طلسم روی بند ران من

اگه تو در هر موردی عین این بی تجربه باشی

نمی تونی حتی برای یه بچه بز پدری کنی

جنگجوی بی تجربه

یه جنگجوی بی تجربه بازم جنگجوئه

داماد من نصف راه رو رفت. همین برای من بسه

اون حتی زنش رو هم نصفه خوشبخت خواهد کرد

اونم بسه؟

پرنس «گونا گانا ردی» الان به دختر من «آنامیکا» علاقمنده

اومده که بدزدتش

نه فقط «آنامیکا» حتی تخت پادشاهیه «کاکاتیا» رو هم می خواد بدزده

«خفه شو «هاری هارا دوا

شایستگی یه شاه فقط به داشتن وارث نیست

بلکه باید یه جنگجوی شجاع باشه

کسی تا حالا بهت نگفته که تخت پادشاهی برای آدمای شجاعه

«گانا ردی» - «گونا گانا ردی» -

بله حتما

«رابر ساندیویرا»

مخالفت با شاه یه جرم غیر قابل بخششه

چرا نمی گی؟

چجوری فرق خوب و بد رو می خوای بفهمی؟

برای اینکه تو از قلعه بیرون بیای یه فیل باید رم کنه و شیپور بزنه

هر رئیس قبیله ای اینجا یه فیل وحشی محسوب میشه

اونا مردم رو لگدمال می کنن

حتی اگه تو چشمات رو روی این فیل های وحشی ببندی

من نمی بندم

چه جسارتی - من رو ببخش -

وجود من پر از جسارته

داری با کلمات بازی می کنی؟

من یه شکارچی ام که می دونم چجوری بازی کنم

شکار ماله ماست

«پاراساد آدیتیا»

سربازا محاصره اش کنید

ما از برادرمون محافظت می کنیم

بچه شیرهای دوست داشتنیه من

تو مردم رو با این منجنیق های کوچولو ت تهدید می کنی

آفرین

ما برای بچه ها هم استثنا قائل نمیشیم، برید عقب

خیلی تحسین برانگیزه. عشق و توجه تو

بچه های من، می تونم از پیش بربیام

برید

ما فقط برای اینکه برادرمون گفت عقب نشینی می کنیم

ما برای برادرمون حتی زندگیمون رو هم میدیم

«گونا گانا ردی»

حق با تو بود، من به این اتحاد علاقه ندارم

اما «وارادا ردی» یه جنگجوی بی تجربه اس

اون نمی ذاره تو من رو ببری

اگه خیلی شجاعی شکستش بده

بعد من با پای خودم باهات میام

امر تو مطاعه پرنس

امروز روز عروسیه من و روز مرگه اونه

هر دو فقط به دسته من

خیلی وقته منتظرم اون رو بکشم

آنامیکا» آماده شو»

مردای شجاع «گانا ردی» رو محاصره کنید

ما نتونستیم «گونا گانا ردی» رو رو در رو کنترل کنیم

الان چجوری قراره بگیریمش؟

باید یه جوری پسرم رو نجات بدین

تنها مرد شجاع و نترسی که می تونه با «گونا گانا ردی» بجنگه

دوست عزیزه من «ورابادرا چالوکیا» است

«رئیستون کجاست؟ غارتگر «ساندیویرا

من زندگیم رو وقف «کوتای ساندیورا» کردم

نمی گم

من رو بکش

تو روسای قبایل رو کشتی

گونا گانا ردی» تو انسان نیستی»

تو یه حیوون وحشی هستی

اما نمی تونی از چنگ من فرار کنی

من باید «گونا گانا ردی» رو بکشم

برای اینکه بتونی بکشیش اول باید زنده باشی

«گونا گانا ردی»

من دارم بر می گردم تا «ورادا ردی» رو نجات بدم

فکر نکن شکار تمومه

تازه شروع شده

بدون تشخیص جنسیت

می تونیم بی خیال باشیم و از مائده های خدا بهره مند شیم

این جشن «کائومودی» ماله ماست

ما می تونیم تمایلات مخفیمون رو از ته قلبمون آزاد کنیم

گونا گانا ردی» خیلی جذابه»

جنگجویی که شجاعترین شجاعه

اومد تا من رو نجات بده

اما از همه غیر ضروری تر

ورادا ردی» رو با خودش برد»

برای دشمنامون «رودراودا» مثل یه فیل وحشیه

فقط برای دخترای جوون اون خدای عشقه

ازدواج با پرنس

رویای همه ی پرنسس های سرزمین های همسایه اس

حتما

موندم چند نفر می خوان با هم رقابت کنن

موندم چند تا جنگ اتفاق میافته

پیروزی یا سفر به بهشت؟

ما باید برای اون یه جنگ راه بندازیم

این جشن «کائومودی» برای صحبت های بیخودی نیست

برای اینه که بذاریم همه ی آرزوهای محرمانه ی قلبمون آزاد شن

اگه فرصت رو از دست بدیم

این فرصت تا یه سال دیگه پیش نمیاد

این از ماه شیری هم خوشگل تره

این دوشیزه ی زیبا کیه؟

- ترجمه نشده -

این ساحره ی دلربا کیست؟

اون به زیبایی معنی جدیدی میده

دختره دیگه ای به این زیبایی تو دنیا نیست

دوست عزیزم

دختر به این زیبایی نمی تونه رو زمین وجود داشته باشه

دوست؟

درسته

این مجسمه زنده اس و داره تو رودخونه حموم میکنه

کمر باریک راتی، همسر خدای عشق

همه ی قوس های دلربای «رامبها» حوری بهشتی

لب ها از این قرمز تر نمی تونن باشن

«خصوصیات «اورواسی

«هیکل زیبای «مناکا

«صورت الهی «تیلوتاما

تو کی هستی؟

کدوم «سوایاموارا» رو باید برنده شم تا بتونم با تو ازدواج کنم؟

کدوم سرزمین رو باید اشغال کنم؟

اوه رسمه که اول خودم رو معرفی کنم

من «ویرابادرا» از سلسله ی «چالوکی» هستم

من از «نیداوارتیاپورام» درود میفرستم

برای اطلاعات بیشتر

باید از پرنس «رودرادوا» بخوام که از طرف من صحبت کنه؟

انقدر عجله داری؟

منم از پرنس «کاکاتیا» میخوام

که دم جوون های پر رویی مثل تو رو ببره

«ساحره ی «جاجانموهینی

هر جا که قایم شی

نمی تونی از چنگ من فرار کنی

ما فکر کردیم شاه «گاناپاتی دوا» ۷ تا زندگی برای ساختن ۷ دیوار قلعه لازم داشته

اما فقط تو ۷ ماه

دومین دیوار ساخته شده و سومی هم آماده اس

عالیجناب

هر جا رو که می کنن تا دیوارای قلعه رو بسازن

گنج پیدا می کنن

با کمک گنج های زیر خاک

دیوارهای نیمه ساخته ی قلعه ی ما کامل خواهند شد

«به عنوان آواتار الهه ی «شاکتی

این سرزمین فقط با دست اون دختر بچه نجات پیدا می کنه

وقتی در زمان ساخت ۷ دیوار قلعه، جواهرات گرانقیمت پیدا شدند

اینکه واقعا دختری برای شاه به دنیا اومده بود

بذر تردید در افکار برادران «دوا» جوونه زد

اون ساحره ای که «ناگادوا» دیده کی بوده؟

چرا «رودرادوا» هنوز ازدواج نکرده؟

همراه با سوالات خطرهایی هم به وجود اومدن

پرنس ما می خواد ازدواج کنه؟

چرا؟

مگه «رودرادوا» مثل «بهیشما» قسم خورده که ازدواج نکنه؟

یا مثل «شیکاندی» صلاحیت نداره؟

این سوال من نیست

مردم ما دارن شایعه پراکنی می کنن

برای اینکه این شایعات رو تموم کنیم

این بهترین فرصته

نظر برادر بزرگ من

شما ثابت کردید که با هم همدستید

من مفتون میزان نگرانی و توجه شما نسبت به خانواده ی سلطنتی ام

عروسی پرنس «رودرادوا» خیلی وقت پیش به مرحله ی نهایی رسیده

پرنس ما با «موکتامبا» دختر «جایاباسنا» ازدواج می کنه

ازدواج خیلی وقت پیش جلوی من برنامه ریزی شد

به عنوان از فامیل های خوش نیت شاه

شما باید موقعیت رو مغتنم بشمرید و عروسی رو برگزار کنید

مثل یه زن نازا که یه زند حامله رو تقدیس می کنه

اونا باید عروسی رو اداره کنن؟

تونل مخفی به اتاق های خانم ها

جشن «کوامودی» وقتی که ساحره ظاهر شد

و این خانواده ی سلطنتی یه جورایی به هم ربط دارن

عمو پیداش کردم - چی رو؟ -

یه مسیر زیر زمینی به حرمسرای قصر

راست میگه «نگادوا»؟

این تونل کجاست؟

عمو چقدر مشتاقی

من نمی گم

تا زمانی که من کار رو تموم کنم تو من رو روی یه سکو می ذاری و «چاناکیا» صدام می کنی

بعد من رو با هر اسمی که دوست داری صدا می کنی

باشه لازم نیست مسیر رو به ما بگی

اما گوش کن

از تونل برو

اگه تونستی ساحره رو پیدا کنی هر چقدر دوست داری ازش لذت ببر

قبل از اینکه «رودرادوا» به سکوی عروسی برسه اون رو بکش

ما داریم عروسی رو ترتیب میدیم

کل سالن عروسی با آدمای ما محاصره شده

رودرادوا» در حرمسرا تو دست توئه»

سالن عروسی هم دست ماست

تمام خانواده ی عروسی شامل «گاناپاتی دوا» از بین میرن

بعد از اون من امپراتور «کاکاتیا» میشم

«هاری هارا دوا»

پرنسس خیلی عجله دارین؟

اگه زود بیام میگین عجله دارم؟

اگه دیر بیام

میگین زن ها یه شبانه روز طول میدن تا آماده شن

درسته

زن ها دلیل تاخیر برای لباس پوشیدن نیستن

این تقصیره مرداس

دوست تو هم هنوز نرسیده

خوب؟

اگه یکی قرار باشه مثل یه شاه کنار دختر زیبایی مثل من بشینه

حتی یه پرنس مشهور هم باید خیلی مراقب لباس پوشیدنش باشه

حدست درست بود

ساحره ی من اینجاست

اول باید پرنس رو به جهنم بفرستم

بعد طعم بهشت رو بچشم

پرنس من اومدم

پس تو زنی؟

تو تونستی همه رو گول بزنی

شما ۲۵ سال این بازی رو ادامه دادین چون زن ها نمی تونن فرمانروایی کنن؟

اگه الان بکشمت این راز با تو میمیره

اما اگه این راز بر ملا بشه

همه ی سرزمین «کاکاتیا» نابود میشه

پرنس «رودرادوا» تو قصر نیست

ویرابادرا» پرنس در خطره»

همه ی ورودی ها و خروجی ها رو ببندید

سربازا به «پراساد آدیتا» خبر بدید

کاهن؟

اگه زمان مبارک نزدیکه این ریسمان مقدس رو به این شمشیر گره بزن

این عروسی باید همونطوری که برنامه ریزی شده انجام شه

نگاه کن، برادرم داره میاد

چی شده دوست من؟

هیچی من از یه راه دیگه اومدم

اون زندگیه طولانی ای داره

اون از چنگ «ناگادوا» فرار کرد

(دعا)

نترس برادر

زوج جدید به ملک سلطنتی میرن

مانعی به نام «گونا گانا ردی» که ما ایجاد کردیم

صدای ناقوس مرگ «رودرادوا» خواهد بود

«زنده باد پرنس «رودرادوا

برای عروسی شما «گونا گانا ردی» راهزن

این فیل اسباب بازی رو به عنوان هدیه فرستاده

«هدف ماله ماست اما می افته گردن «گونا گانا ردی

به لطف اون همه ی خانواده ی سلطنتی نابود میشن

زنده باد شجاع دل

«زنده باد «کوتای ساندیویرا

فکر کردین من از اینجا دورم و نمیام اینجا؟

من مثل زبونه مادریمم

اینجا و همه جا هستم

من آخرین نفر تو دنیام که قایم میشه و می جنگه

شما انسان های فانی مساوی با طلسم منید

تو خونم نیست که بترسم

جنگ من فقط با «رودرادوا» است

و رو در رو

یه اتفاق مبارک داره اینجا میافته

فقط با بوی چوب صندل نه خون پاشیده شده به همه جا

برای همین دارم بهتون رحم می کنم

برید

اگه اسم من رو اشتباه صدا کنی

من روده هات رو به نخ میکشم و به دیوارهای قلعه آویزون می کنم

ویرابادرا چالوکا» اگه قرار جرم مشخص شه»

نذار «گونا گانا ردی» از دیوارهای قلعه رد شه

برو ... برو

تمام تجسم های خدای «شیوا» و الهه «شاکتی» به عنوان شاهد

بذار الان بهت بگم

رودرادوا» این رو یادت باشه»

شمشیری که من تیز کردم تو هوا پرواز می کنه و فقط تو رو هدف میگیره

تنفس

«به همه ثابت شد که پرنس «رودرادوا» و تخت پادشاهی «کاکاتیا

از دست «گونا گانا ردی» در خطر بودن

شمشیری که من تیز کردم مستقیما

تو رو نشونه میگیره

برای دستگیری اون قاتل

«گونا گانا ردی»

ویرابادرا چالوکیا» همه جا رو زیر و رو کرد»

اگه جرات داری بیا بیرون

برای اینکه دشمنامون قدرت «کاکاتیا» رو باور کنن

محصول نیشکر تمام زمین ها داخل قلعه جمع شد

برای اینکه نشون بدن ارتش خیلی قویه

توده های بزرگ برگ به جای بشقاب بیرون قلعه پخش شدن

این حیله ای زیرکانه برای فریب دادن جاسوسای «دواگیری» توسط «شیوا دوایا» بود

«شاه «دواگیری

به جای نبرد مستقیم

دنبال راه های مبارزه ی فریبنده بوده

«برادرای «هاری هورا موراری دوا

تا زمانی که نقش شما رو تو توطئه ی «گانا ردی» نفهمم قدرت شما رو عزل می کنم

برادرای «هاری هارا موراری» از یه زن به عنوان تله استفاده کردن

مادانیکا»، «رودرادوا» از هر نظر قویه»

فقط یه ضعف داره

که در حرمسرا مخفی شده

معشوقه ی من «ناگادوا» در تلاش برای پیدا کردن حقیقت مرد

حتی اگه می خواستی شخصا تحقیق کنی

بعد از اون اقدام به قتل

از ورود به قصر منع می شدی

به عنوان دوست نزدیک «موکتامبا» من تو قصر مراقب همه چی هستم

و راز رو می فهمم

پرنس عزیزم؟

حتی تو اتاق خوابم با زره جنگی میای؟

به جای بوس کردن

آیا پرنس مبارزه با چاقو رو دوست داره؟

«موکتامبا»

من رو برای اینکه تو این شب مبارکاینجوری اومدم، ببخش

من برای رفاه مردم عهد بستم

تا وقتی که این عهد انجام نشه من نمی تونم دختری رو لمس کنم

اگه به عنوان همسر من موافقی من عهدم رو ادامه می دم

اگر قبول نکنی

چجوری حتی میتونی بپرسی؟

من برای تو به دنیا اومدم

چجوری می تونم بگم نه؟

تا زمانی که عهد برآورده نشده

من این خودداری رو با خوشحالی می پذیرم

با اینکه «رودرادوا» از یه مشکل شخصی نجات پیدا کرد

اما باید با خطرات دیگری رو به رو می شد

اون شمشیرش رو به حرکت درآورد و به جنگ رفت

اون با پیروزی «ونگی» و «راجاماهندراوارام» رو تصرف کرد

شاه «وراگاندا» و شاه «کالینگا ناراسیمها»، من پیروز شدم

سرزمین «تلیگو» از پیوستن به سرزمین های همسایه نجات پیدا کرد

این پیروزی در معبدهای «دراکشاراما» و «بیمشوارام» ثبت شد

من به رود «گوداواری» قسم می خورم

اگه مردم من عذاب بکشن بهتون رحم نمی کنم

جاسوس ما جونش رو برای این هدف فدا کرد

اما «مادانیکا» راز «کاکاتیا» رو قبل از اینکه بمیره پیدا می کنه

«آفرین «مادانیکا

آفرین

تو ثابت کردی یه دختر «دواگیری» واقعی هستی

من ارتش «کاکاتیا» رو اسیر می کنم

و سر «رودرادوا» رو قطع می کنم

روزی که با سر بریده اش رژه برم

خیلی دور نیست

برای مقابله با اونها ، ما به کمک متحدین نیاز داریم

متحدین بی جهت به ما کمکی نمیکنن

ما باید از قوی ترین دوستانمون درخواست کمک کنیم

ما به هر طریقی شده باید از سرزمین رودرا دفاع کنیم

من درباره ی یک شاهزاده ی مبارز در این اطراف چیز های زیادی شنیدم از کمک اون میشه استفاده کرد؟

ایشون تنها با دیدن حضور زیبایی خاص حاضر به حضور در یک میدان جنگ میشن

من از شوهر ایندم انتظاراتی دارم

بگو چی هستند ، تا الان براوردشون کنم

از شما بر نمیاد

مگه چه نیاز هایی هستن؟

اینطور که مردم میگن شما قادر به انجام هر کاری نیستید و ضعف هایی هم دارید

اول از همه باید ضعف هام رو تقویت کنم بعد با تو ازدواج خواهم کرد

اماده باش ، مادر بچه هام بشی

شما همه تحت حمایت ما هستید

هر کس بخواد به مردم بیگناه ظلم کنه سرش رو از دست میده

ما از شما حمایت میکنیم

شاهزاده ای داره به این سمت میاد

بهتره فعلا این جارو ترک کنیم

بازشون کنید

پادشاه در حال تلاش برای کارهای مهمی هست

هر کس از خانه ی شما هم میتونه کمک یار ما باشه شما هم برای کمک اقدام کنید

قربان ، ما همینطوری هم تو دردسر بزرگی هستیم از این بیشتر باید چیکار کنیم

هر نتیجه ای گرفته بشه برای رفاه حال شماست

پس مارو به حال خودمون بزارید

اونا به خزانه ی ما تجاوز کردند و غارتش کردن

(این قسمت از فیلم ترجمه نشده میباشد)

فقرا رو غارت میکنید و شکم خودتون رو سیر میکنید

داداش ، هر چی دارم بهم به ارث رسیده دروغ گوی خوبی هستی

باباشم خودم کشتم

داداش ، من خودم براتون هر چی دارم میارم

مثله بچه ی ادم میاری؟ یا میخوایی نقشه ای سوار کنی

نه داداش ، نقشه ای ندارم

من به پدر خودمم اینجا اعتماد ندارم میدونی چرا؟ چرا؟

حالا باید واست دلیل هم بیارم

زیادی سنگین شدن ماله منه میخوام سنگین باشن

پس خیلی از اینا داری اره دارایی خودم هست-

حالا به حرف من گوش بده

اول اینکه بی دلیل مردم بیچاره رو پریشان کردی

دوم اینکه به بچه های بیچاره ظلم کردی

چهارم- پس سوم چی-

اینجا منطقه ی منه پس قوانین هم ماله منه

«گیر افتادی «گونا گانا ردی

من دستگیرت می کنم و میندازمت پشت میله های زندان

وقتی مردا من رو می بینن شمشیرشون رو غلاف می کنن

ولی از مادر زاده نشده که من رو زندانی کنه

من «آبهیمانیو» نیستم که تو «پادماویوها» دستگیر شم

«من مثل خدای «کریشنا» ام پدر «چاکراویوها

می خواین بمیرین؟

یا به من ملحق شین؟

زنده باد «کوتای ساندیورای» شجاع دل

کوتای ساندیورای» متحدای زیادی جمع کرد»

شاه های «کوتاگیری» در غرب، شاه های «موتوکور» در جنوب

ناگانورها» در شمال تا «کالینگا» ها در شرق»

اون با مرگ برتریش رو به دست آورد

وقتی همه داشتن به اهداف خودشون می رسیدن

مادانیکا» داشت اسرار قصر رو یکی یکی کشف می کرد»

اون گاه گاه اخباری به «دواگیری» میفرستاد

هفت دیوار برای محافظت از دشمنان تقویت شد

این تعداد دقیق ارتش «کاکاتیا» است؟

تا الان تعداد غلط می دادن

شیوا دوایاه» از قصد همه ی ما رو گول زده»

این خبر برای من کافیه که

هر ۷ تا دیوار قلعه رو نابود کنم

«رودرادوا»

قلعه ی تو ماله منه

تاج «کاکاتیا» هم همینطور

من به قولم وفا کردم

دختری که درخواست کرد؟

این تقریبا آخر ژانویه اس

آخرین باری که اون اومد اینجا همینجوری شیهه کشیدی

رفیق .. تنها اومدی

محافظات کجان؟

همه می گن تو عاشق و دیوونه شدی

من تنهایی اومدم ببینم این شایعه چقدر صحت داره

دوست عزیزم تو با «موکتامبا» ازدواج کردی

ولی من خیلی تنهام

تو به موقع اومدی

عشق من الان میاد

تو باید خانواده اش رو راضی کنی ما با هم عروسی کنیم

اگه می خوای اینکار رو بکنم باید یه مبارزه رو برنده شی

حتی اگه سر تا پا عاشق باشی

ثابت کن مبارزه کردن رو فراموش نکردی

بازنده باید حکم برنده رو اجرا کنه

من عشقم رو با شکست دادن تو بدست میارم

رودرادوا» یک نگاه به «موکتامبا» کن»

دکترها گفتن اگه اون این عهد رو ادامه بده ممکنه بمیره

(سرود مذهبی)

پوشیدن این زره خیلی خسته کننده اس

باید درش بیارم

کمکم می کنی؟

حتی گیاهای اینجا هم ممکنه چشم داشته باشن

اگه درش بیاری رازت بر ملا نمیشه؟

... یعنی

تو راز من رو می دونی؟

چجوری؟

کی؟

روز نامزدی

مگه یه دختر لمس یه دختره دیگه رو متوجه نمیشه؟

قبل از عروسی می دونستی؟

و باز هم

پس چرا تعظیم کردی و با من ازدواج کردی؟

برای اینکه وقتی راه میری سرت رو بالا بگیری

من گذاشتم این ریسمان حفاظت رو گره بزنی

من این رو فداکاریه بزرگی نمی دونم

تو مظهر فداکاری هستی

تو فقط وزن زره ات رو تنهایی تحمل نمی کنی

بلکه بار این سرزمین هم رو دوش توئه

من فقط تو رو نجات ندادم

میلیون ها آدم رو نجات دادم

تو مشکل من رو به خوبی متوجه شدی

من به قلب مهربون تو تعظیم می کنم

از این لحظه به بعد من تو رو به عنوان دخترم می پذیرم

و کاری می کنم ازدواج کنی تا زندگیت خراب نشه

«یه شوهر خوب از خاندان «چالوکیا

می تونه همسر ایده آله تو باشه

عروسی من در اولویت نیست

کی می خوای با «ویرابادرا» ازدواج کنی؟

این زندگی برای مردمه منه

زندگیه بعدی من برای توئه

حرفای فلسفی می زنی

قلبت رو لمس کن و بگو دوستم نداری

چرا جرات نداری جواب بدی و به خودت خیانت می کنی؟

بیشتر از زندگی و تمایلات شخصیت

بیشتر از دوستی و عشق ما وقتی مردم برات بیشتر اهمیت دارن

من نمی تونم عشقم رو تو وجودم دفن کنم و باز هم پیش تو بمونم

خدافظ

قرار نیست من تو این زندگی ازدواج کنم

من همیشه «رودرادوا» باقی می مونم

تو راحتیت رو برای مردم «کاکاتیا» فدا می کنی

برای اینکه همچین زن شریفی رو رو در رو ببینی

و بهش خدمت کنی

من واقعا شانس آوردم

نگران من نباش

روی وظیفه ات تمرکز کن

مردی که به مردم «کاکاتیا» قول داده صحیح و سالم بخوابن و بشنون

مردی که باعث میشه مردایی مثل تو از خواب بپرن و از ترس بلرزن

«اون مرد «رودرادوا

مذکر نیست

مونثه

«رودرامادوی»

بیست و پنج سال

بیست و پنج ساله ما رو گذاشتن سره کار

«گاناپاتی دوا»

فقط ببین چجوری این راز عظیم رو فاش می کنیم

برای افشای همچین راز تکان دهنده ای

من «مادانیکا» چه جایزه ای میگیرم؟

فقط با همین جواهری که انداختم تنهام میذارین؟

ما از قبل می دونستیم تو جاسوس «ماهادوا» بودی

حتی اگه یه جاسوس و فاحشه ای باز هم باید برای یه نفر کار کنی

اگه دو دره بازی کنی این عاقبتت میشه

افشا کردن این راز قدرتمندترین سلاحه ماست مثل سلاحی که توسط «براهما» درست شد

«شیوا دوایاه»

احتمالا اونا اومدن تا شخصا عرض ادب کنن

هرچی باشه خویشاوند و همشهری ان

شاه «گاناپاتی دوا» می خواد یه راز خیلی مهم رو افشا کنه

افشا کنه؟

چی؟

می خوای یه معبد جدید دیگه بسازی؟

دیوارهای قلعه رو رنگ کنی؟

ساکت باشید و به حرف شاه گوش کنید

باشه - پس ساکت -

مردم و روسای عزیز من

همونجور که توسط من به عنوان پرنس تاجگذاری شد

و زمانی که به جای من نشست

اون شکوه «کاکاتیا» رو در ۸ جهت گسترش داد

بدینوسیله من تاجگذاری پرنس «رودرادوا» رو به عنوان شاه اعلام می کنم

«زنده باد شاه آینده ی سرزمین «کاکاتیا» «رودرادوا

زنده باد

زنده باد

چی گفتی؟

جشن تاجگذاری «رودرادوا»؟

پرنس داره شاه میشه؟

چیز دیگه ای هم هست؟

به قوانین حکومت احترام بذار

ما چیزی که می خواستیم رو اعلام می کنیم

احترررررررام

اول قابل احترام باش

بعد ما بهت کلی احترام میذاریم

کسی که فکر می کردین پرنس «رودرادوا» است

مذکر نیست

بلکه یه زنه

بله ... از اول دختر بوده

«رودرامادوی»

ما اعلام کردیم که بچه پسره

به خاطر رفاه مردم

برای حفاظت از کشورمون

برای اینکه منطقه ی «کاکاتیا» در آینده پیشرفت کنه

رودرامادوی» به عنوان پرنس «رودرادوا» بزرگ شد»

و اون شما رو به عنوان بچه های خودش می دید

رودرامادوی» که دوره ی طلایی برای «کاکاتیا» رقم زد»

تو یه روز در نوامبر با قرص ماه کامل

ما با تاجگذاری اون به عنوان ملکه ازش تشکر می کنیم

ختم دادگاه

چیزی که تموم شد دادگاه نبود

بلکه خاندان اونا بود

«رودرادوا»

شیوا دویاه» فهمید که راز برملا شده»

برای همین خودش راز رو فاش کرد

و یه بازی زیرکانه ی سیاسی رو شروع کرد

آرزوهایی که برای ۲۵سال جمع شده بودن

«تو یه ثانیه از بین بردی «شیوا دویاه

فکر نکن همه چی تموم شده

تمیز کردن خونه احتیاج به جشن نداره

یه بیانیه منجر به تاجگذاری نمیشه

ما تخصص و مهارتمون رو به شما نشون میدیم

(دعا و مناجات)

ما نمی خوایم یه زن فرمانروای ما باشه

خیلی خوب گفتی

برای نشستن یه زن

این بهترین جاست

«آهای «آمبادوا

چجوری جرات می کنی دختر من رو جلوی چشمم تحقیر کنی؟

من

چرا به خودت زحمت می دی شاه من؟

با یه دستور از شما

سرش رو می برم و می اندازم به پات

«پراساد آدیتا»

پس سر ما رو هم با سر «آمبادوا» ببر

بهتره بمیریم تا یه زن بهمون فروانروایی کنه

چون یه زن نمی دونست کجا باید باشه

مگه نمی دونیم چند تا جنگ شروع شد؟

«مثل جنگ بین لرد «راما» و «راوانا

«و جنگ «کوروکشترا

کی مسببش بود؟

یه زن، مگه نه؟

مگه ندیدیم که سرزمین ها به خاطر یه زن سقوط کردن؟

این سرزمین نباید دوباره به این مخمصه بیافته

ما مخالفیم

ما نمی خوایم یه زن در راس قدرت باشه

نمی خوایم

ما شدیدا مخالفیم

«مردم سرزمین «کاکاتیا

آروم باشید ساکت

«حتی خدای «شیوا» بدون قدرت همسرش «شاکتی

از ترس اینکه قدرتش رو از دست بده

نیمی از بدنش رو با الهه «شاکتی» تقسیم کرد

برای زنی که نصف خدای «شیوا» محسوب میشه

چه اشکالی داره که به تخت پادشاهی ما بشینه؟

چرا؟

از چه نظر زن درجه دو محسوب میشه؟

سیتا» نه ولی «راوانا» دلیل جنگ با «لانکا» بود»

کایوراواس» و نه «دراپادی» بود که جنگ «کوروکشترا» رو شروع کرد»

هر مردی که به زنی بی احترامی کنه

هر کسی که باشه

قبر خودش رو کنده

دهن ما رو با داستان های گذشته نبند

حتی اگه ما داستان های گذشته رو بذاریم کنار

مگه میشه تاریخ رو عوض کرد «اوپالاشوما»؟

مگه «ساتاکارنی» از سلسله ی «ساتاوانا» رو فراموش کردین؟

که اسم مادرش «گواتامی» رو انتخاب کرد و فرمانرواییش رو ثابت کرد؟

چرا؟

«حتی بعد از دیدن دوران فرمانروایی طلایی «رودرامادوی

بهش اعتقاد ندارین؟

اون مالیات ها رو لغو کرد

با بصیرت دریاچه هایی برای کشاورزی ساخت

اون امکانات کشاورزی رو برای همه مهیا کرد

اون زایشگاه هایی برای زنان ساخت

راحتی برای همه

رفاه و صلح کامل

اون کاری کرد به همه ی این چیزا برسید

این تاریخ فرداست

تاریخچه ی آینده

«مثل زمان «ویکرامارکا

«و عصر «شالیواهانا

مردم، منطقه ی «رودرامادی» رو تحسین می کنن و بهش احترام می ذارن

«هاری هارا دوا»، «موراری دوا» و «آمبودوا»

بعد از ۱۰۰۰ سال اگه اسم شما و من در تاریخ ثبت شه

یادتون باشه که اعتبار همه ی اینا فقط متعلق به این خانمه

مردم من

ما داریم سعی می کنیم فصل جدیدی در تاریخ آغاز کنیم

تا دیروز

شما پرنس «رودرادوا» رو تشویق می کردید

چرا؟

برای چی؟

چرا الان با «رودرامادوی» مخالفت می کنین؟

فقط برای اینکه دختره؟

به محض اینکه اونا فهمیدن یه زن داره کشور ما رو اداره می کنه

خونه هامون رو غارت کردن و زمین هامون رو آتیش زدن

ما زن ها جرات نداریم از خونه بیرون بیایم

مکان های مذهبی در سراسر کشور هدف واقع شدن

خیلی از رهبرای مذهبی دارن کشته میشن

درسته

(تایید حضار)

این توطئه ی تعداد کمیه

اگه اینطوره چرا وقتی «رودرادوا» پرنس ما بود این اتفاقا نمی افتاد؟

چون مردا مظهر ترس ان

و زن ها درجه ی دوم ان

برای ۲۵ سال شما بخاطر همین ترس حقیقت رو مخفی کردین؟

برخلاف حمایت بی شائبه ی ما از حکومت شما برای این همه سال

ما از حکومت «کاکاتیا» ناامید شدیم

ما به قلمروهای خودمون مستقلا حکومت می کنیم

سرزمین ما «کامبا» از امروز به بعد مستقله

کشور «موریکی» از این به بعد به کشور «کاکاتیا» مالیات نمی ده

سرزمین ما «یاگا» هم مستقل میشه

اگه ما حکومت یه زن رو قبول کنیم

چی به سر اعتبار منطقه ی ما «رنادو» میاد؟

بیاید جدا شیم بذارین جدا شیم

(فریادهای موافقت)

مردم عزیز سرزمین من

روسای قبایل

من به عنوان «رودرادوا» نیومدم تا به سرزمینمون حکومت کنم

من این وظیفه رو به خاطر رفاه مردم به دوش گرفتم

تو تصمیم مهمی برای رفاه کشور ما گرفتی

تا زمانی که اون هدف تامین نشه «رودرادوا» باقی می مونم

شما دارید کارهای من به عنوان «رودرادوا» رو ندید میگیرید

فقط دارید به ظاهر زنونه ی من «رودرامادی» نگاه می کنید

زنی که تونسته خاندان خودش رو دگرگون کنه

نمی تونه کشورش رو اصلاح کنه؟

من همچین سوالی ازتون نمی پرسم

می ذارم خودتون تصمیم بگیرید

اگه زن بودن من ریشه ی مشکل شماست

اگه نبود من خوشحالتون می کنه

من این تخت پادشاهی رو نمی خوام

اگه فکر می کنید «رودرادوا» بودن من این همه سال جرمه

من هر مجازاتی که برام در نظر بگیرید رو قبول می کنم

بذارید بزرگترها تصمیم بگیرن

ما به هر کتاب آسمانی ای که به دقت نگاه کنیم

مجازاتی که به جرم «رودرامادی» بخوره

مجازات مرگه

ولی از اونجایی که اون یه زنه

ما استثنا قائل میشیم و اون رو تبعید می کنیم

و هر ارتباطی با سلطنت رو ازش سلب می کنیم

و باید مثل یه فرد عادی زندگی کنه

هیچ وقت نباید از هیچ سلاحی استفاده کنه

مجازات باید هرچه سریع تر اجرا بشه

بیست و پنج سال پیش خطر باعث شد همچین تصمیم بزرگی بگیریم

حالا اون خطر مثل یه زلزله تموم شده سرورم

یه زن؟

یه دختر این همه سال به ما حکومت کرده؟

این راز «کاکاتیا» که فاش شده

رو من باید الان بشنوم؟

مادانیکا» زندگیش رو به خاطر ما فدا کرد؟»

تو فقط انقدر در جاسوسی مهارت داری؟

تقدیم خون به شمشیر قدرتمند تموم شده

«این جنگ علیه سرزمین «کاکاتیا

باید جنگ «کوروکشترا» رو بی اهمیت کنه

باید کشته های بیشتر از جنگ «آشوکا کالینگا» داشته باشه

جنگجویان عزیز من

طبل جنگ رو به صدا در بیارین

الهه ی «الایاما» مادر همه ی ماست

این الهه ی شجاع

روح بیچاره

اون خودش رو قربانی پسرش «پاراسورامان» کرد

تو هم همینطوری

تو از همه چی برای رفاه مردمت دست کشیدی

«ملکه ی «اوروگالو

تو الان سرت رو گذاشتی رو دامن این الهه

زخم نتیجه ی طبیعی جنگه

این زخم ها از دشمنان تو نیستن

بلکه از خویشان و هموطنای توان

«بیا بریم «نیداوارتیاپورام

من تو قلبم یه تخت پادشاهی درست می کنم که تو ملکه اش باشی

اگه پدر این رو می خواست

من رو مثل یه دختر بزرگ می کرد

والدینم من رو بخاطر رفاه مردم اینجوری بزرگ کردن

من باید آرزوی پدرم رو برآورده کنم

جون مردمم باید حفظ شه

حتی اگه دشمنا تصمیم به جنگ گرفتن تو می خوای روشون گل بریزی؟

نمی خوای برای خودت زندگی کنی؟

خودت رو دوست نداری؟

تو تو زندگیه منی که من رو دوست داشته باشی

همین کافیه

«اما «رودرامادی» و کشور «اوروگالو

نمی تونه توسط هیچ کسی از هم جدا شه

حرفای تو من رو تحت تاثیر قرار می ده

عالیه

مثل هر زنی پشت هر جنگجوی موفقی

من پشت تو خواهم بود

بگو چیکار باید بکنم؟

با ارتشم علیه «هاری هارا» و «موراری» اعلان جنگ کنم؟

پدر من هنوز پادشاهه

این رو فراموش نکن

خطر بزرگی از جانب این غارتگرای داخلی وجود داره

جلوی «ماهادوا» پادشاه «دواگیری» رو بگیر که با ارتشش به ما حمله کرده

مستقیم برو غرب و تو زمین های خودش متوقفش کن

یه جوری بجنگ که نتونه از مرز ما رد شه

خبر این مرگ رو به زودی می شنوی

«عالیجناب بیشتر از دشمنان «دواگیری

ما باید از توطئه های خویشاوندای خودمون بترسیم

بازی تموم شده پیرمرد

ما تونل داخل خود قصر رو پیدا کردیم

اون راه پیروزی برای ارتش «ماهادوا» است

تو با دشمن متحد شدی؟

ما برای پادشاهی سر می بریم

چه اهمیتی داره اگه متحد بشین

یا به پای هم بیافتیم؟

«شیوا دوایاه»

اولین دشمن ما خرده توئه

من

قبل از اینکه لازم بشه بکشمش قلبش از کار افتاد

جسدش رو بندازین تو خندق که خوراک کروکودیل ها بشه

این سرزمین «کاکاتیا» به برنده میرسه

از یه طرف روسای طماع قبایل با هم جنگیدن

از طرف دیگه مشکل «سانددیویرا» خیلی بزرگ بود

قلمروی «کاکاتیا» تقریبا به کشتارگاه تبدیل شده بود

خون بیگناهان مثل رود جاری بود

بدون یه فرمانروا در کشور هرج و مرج به پا شده بود

مردمی که «رودرامادی» رو نپذیرفتن

یادشون رفته بود که اون مثل مادر ازشون محافظت می کرده

شیوا دوایاه» که نفسش رو زیر آب حبس کرده بود چشم هاش رو باز کرد»

(صدای فریاد و همهمه)

- ترجمه نشده -

ما روسای قبایل که دنبال قدرتن رو نمی خوایم

ما می خوایم که «رودرامادی» که مردمش رو حمایت می کرد ملکه ی ما بشه

رودراما» تو ناجی ما هستی»

این سلاح رو بگیر

ملکه «رودرامادی» پیروز باد

رانی رودرامادوی» پیروز باشی»

عالیجناب «شیوا دوایاه» زنده اس

رودرامادی» مثل الهه ی «کالی» می خواد علیه ما اعلان جنگ کنه»

مردم اون رو حمایت می کنن

اگه زنده موندی بعدا می بینمت

چجوری فرار کنم

اگه «رودرامادی» شمشیرش رو بچرخونه

فقط با یه ضربه هزاران نفر رو می کشه

چجوری جلوش رو بگیریم؟

«تنها کسی که می تونه جلوی «رودرامادی» رو بگیره «ماهادواس

راه زیرزمینی رو باز کن

راه رو برای بزرگترین جنگ آماده کن

«آفرین بر الهه «شاکتی

زنده باد «ارادیکاتور» شیطانی

«آفرین بر «ماهیشاسورا مردینی

زنده باد «شاکتی» همیشه قدرتمند

دانلود فیلم هندی با زیرنویس فارسی در سایت بالیوود وان

من ۷ دیوار قلعه رو دست کم گرفتم

وقتی اولین دیوار شکست سنگ ها ریختن رو سر ما

وقتی از دیوار بامبو رد شدیم دوره ما رو آتش گرفت

چه چیز عجیبیه

من موندم ۵ تا دیوار دیگه چیکار می کنن؟

ناراحت نشو برادر

این دیوار آهنیه

ما اینجاییم

وایسا و تماشا کن که بازی «رودرامادی» چجوری تموم میشه

آفرین برادر

تو درست گفتی که دشمنی ما مثله ماره

با اینکه یه دختره به شکل یه میمون در اومده

جوری که شمشیرش رو می چرخونه ممکنه به گلوی ما هم برسه

کی بازیه «رودراما» رو تموم میکنه؟

اينستاگرام باليوود وان Instagram.Com/Bolly1official

ببین کی اینجاست تا با شجاعت «رودرامادی» برابری کنه

گونا گانا ردی» اومده»

جنگ «کاکاتیا» به اوج خودش رسیده

همه ی ما با هم دوست شدیم

حالا با کی می تونیم متحد شیم؟

«ما نیومدیم با کسی متحد شیم «اوپالاسوما

ما اومدیم تا با لذت ببینیم که همه میمیرن

«رودرامادی» تو چنگه «گونا گانا ردیه»

«گونا گانا ردی» تو چنگه «ماهادوا»

به محض اینکه «هاری هارا» و «موراری»، «ماهادوا» رو بکشن

ما هر کسی رو که زنده مونده میکشیم

تو جنگ مهم نیست کی از همه شجاعتره

کسی که آخرین ضربه رو بزنه پیروز میشه

او جنگجوی قابل تحسینیه

اون ارتشش رو

به شکل عقاب آرایش کرده تا جلوی دشمنش رو بگیره

مثل یه عقاب که می تونه یه مار رو از پا دربیاره

گونا گانا ردی» «رودرامادی» رو میکشه»

«زنده باد «گونا گانا ردی

«زنده باد ملکه «رودرامادی

تا وقتی که نفس میکشم

اجازه نمی دم سایه ی «یاما» خدای مرگ «رودرامادی» رو لمس کنه

همونجوری که «ویرابادرا» حافظ الهه ی «کالی» «اوروگالو» هست

گونا گانا ردی» محافظ «رودرامادی» شده»

اگه «گانا ردی» و «رودرامادی» ما رو ببینن

ما باید پرچم سفید صلح رو بلند کنیم

چرا زانوهات میلرزن؟

برای کشتن «رودرامادی» عزل شده

گونا گانا ردی» دست نشونده ی کسی نیست»

من دارایی مردم «کاکاتیا» ام

من هر فئودالی که بخواد این سرزمین رو غارت کنه رو با بیرحمی میکشم

من جلوی عروسی «آنامیکا» رو گرفتم تا شما متحد و قوی نشین

من خزانه ی شما رو غارت کردم

تا نتونید ارتش مستقل خودتون رو تشکیل بدید

من همه ی اون ثروت رو برگردوندم تا ۷ تا دیوار رو بسازن

برای اینکه ارتش «رودرامادی» قوی و نیرومند بشه

من همه ی جوون ها رو تشویق کردم که

مثل من دزد نشن بلکه جنگجویانی شجاع بشن

من اولین نفری بودم که راز زندگی «رودرامادی» رو فهمیدم

من بودم که وقتی «ناگادوا» راز رو فهمید سرش رو بریدم

من نقشه ی شیطانی شما برای از بین بردن خانواده ی «رودرامادی» رو خراب کردم

و من این کشور رو نجات دادم

لقب غارتگر به من دادن نقاب خیانت شما نیست

وظیفه شناسی که توسط ملکه «رودرامادی» به عنوان یه نشونه ی سلطنتی ارائه شد

تو ما رو با یه قیافه ی مبدل فریب دادی

خیانت - خیانت -

دشمن به ما نشون داده که چجوری جنگ رو برنامه ریزی کنیم

همینطور اون تصمیم میگیره از چه سلاحی استفاده کنیم

برای جرایم و توطئه های تو این رای ای عادلانه اس

سپر الماسی که محافظ قلمروی «کاکاتیا» است

«گونا گانا ردیه»

«آهای «گونا گانا ردی

تو تا حالا خیلی از چنگ من فرار کردی

پدر من پدر تو رو مثل یه سگ کشت

من امروز تو رو میکشم و «آنامیکا» ماله من میشه

«و همینطور «رودرامادی

خفه شو

گفتم که من یه وقت مبارک دیگه رو برای مردن تو انتخاب کردم

اون وقت الانه این لحظه

«بودراما»

این داستان در دستای توئه

زمان مبارک برای مرگ برای تو مشخص شده نه برای ما

«رودراما»

بیا بجنگیم

«رودرامادی»

ماهادوا» خبیث ترین شیطانه»

می تونستی خودت بکشیش

دواگیری ماهادوا» بدترین دشمن قلمروی «کاکاتیا» است»

اگه من بکشمش خیلی مهم نیست

مردم «کاکاتیا» که یه وارث مذکر میخواستن از اونا حمایت می کنن

آرزوهای اونا باید توسط یه زن برآورده بشه

یه زن اصلا شجاعت کمتری نداره

مردم باید این رو بفهمن

پس «رودراما» باید اون رو بکشه

این باید تو تاریخ ثبت شه

پدر من نباید جنازه ی تو رو ببینه

بلکه باید شکستت رو ببینه

طبل جنگ رو بنوازید

(دعا و مناجات)

تو به دلخواه خودت زندگیت به عنوان «رودرادوا» رو تموم کردی

حالا من زندگیت به عنوان «رودرامادی» رو تموم می کنم

ماهادوا» رو بکش»

بهش رحم نکن

ماهادوا» رو بکش»

جنگ بین ارتش دو کشوره

دو پادشاه باید با هم بجنگن

ولی نه بین اتباع ۲ کشور

وزیر اعظم

بدون هیچ تعللی گلوش رو ببر

«صبر کن «ویرابادرا

حتی اگه دشمنی «گاناپاتی دوا» است

فقط «رودرامادی» باید تمومش کنه

دشمنی تو علیه کیه؟

نسبت به سرزمین مادری خودمون؟

اگه ما با هم بجنگیم سرنوشت کشورمون چی میشه؟

به خاطر تفرقه ی ما

خارجی ها از «اسکندر» تا «گازنی» سعی کردن بر ما حکومت کنن

اونا ثروت ما رو چپاول کردن

در آخر ما برده های یه شاه برده به اسم «کوتوبودین آیبک» شدیم

ما جدا شدیم و بهمون حکومت شد

ما از اشتباهاتمون درس نگرفتیم؟

«ماهادوا»

اگه کسایی که شیر یه مادر رو خوردن برادر حساب میشن

ما که از یه رودخونه آب خوردیم نمی تونیم خواهر و برادر باشیم

وظیفه ی ما به عنوان فرمانروا اینه که کاری کنیم مردممون خوشبخت باشن

عالیجناب من رو ببخش

تمامی این سال ها خواستم پدرم رو ببخشین

اما تو به بدترین صورت به ما بی احترامی کردی

امروز جلوی همه

من تو رو می بخشم

«زنده باد ملکه «رودرامادی

ماهادوا» از کجا اومدی؟»

امروز مثل یه گدا اینجا وایسادی و گدایی می کنی

چقدر سرنوشتت عجیبه

طلسم روی بند پای من

به جای تیکه تیکه کردن تو

بخشیدن تو تنبیه بزرگتریه

رودراما» من پیش مردم می مونم»

همیشه

من ازشون محافظت می کنم

تو تخت پادشاهی رو فدا کردی تا از هر جهت با مردم دوست باشی

«زنده باد «گانا ردی

«گونا گانا ردی»

آنامیکای» عزیزم»

این وقت خوبی نیست

ساکت باش

طلسم روی بند پای من

سفر ملکه «رودرامادی» اینجا به پایان نرسید

وارث اون «پراتاپارودا» نسل و شجاعت اون رو ادامه داد

تاریخ همیشه شکوه اون رو به یاد خواهد داشت

بهترین های سینمای هند در بالیوود وان Bollywood1.Xyz / Info / Org / Net

برای سفارش ترجمه به سایت بالیوود وان مراجعه کنید

مترجم سحر نوروزی و یاسین

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.