Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
داستان پیش رو الهامگرفته از » « رخدادهای حقیقیست
اونا هیچوقت اندازهت نمیشن. از بس پیتزا میخوری - برو ردّ کارت -
هی - چیه؟ -
...اونا مال اونه؟ - اه -
پس انجام شد؟
هان؟
به هیچکس نمیگی
متوجهی؟ به هیچکس
سالواتوره با خود طرف دیدار کرد. با گتی ارشد
هفتهی پیش با هم توافق کردن. تمومه
خوبه؟ - چی؟ -
قیمتـش. خوبه؟ - به قدر کافی خوبه -
خدا رو شکر
همین رو بگو. من فکر میکردم سر این کلاهبرداری احمقانه، همهمون گیر میوفتیم
اینیکی چطوره؟ بیا
بیخیال، رجینا. سوراخسوراخه. شبپرههای لعنتی
خب؟ - پیش خودشون میگن از دهاتیهای کالابریام -
اینیکی خوبه؟ - آره، همین خوبه -
چیه؟ - تو مهربونی -
درخواست باج: 5 میلیون دلار
پیشنهاد گتی: 5 میلیون دلار
کجاست، کجاست، کجاست؟
پولین، پولین
ایناهاشش. این رو ببین
لباسـت رو خیلی دوست دارم
اوه، اینجا کالیفرنیا بود
1960و خردهای بود
،پل کوچولو یه بچه بود
،و من به معنای واقعی کلمه بیرون کار میکردم بنزین میزدم و شیشهجلو تمیز میکردم
خوشحال بهنظر میرسی
اوه. اوه، خوشحال بودیم. خوشحال بودیم
بیپول ولی... خوشحال
بعدش، یهمرتبه این از طرف پیرمرده پیداش میشه
پل عزیز، خوشنود شدم که از جورج شنیدم»
،که با سختکوشی برای شرکت نفتی گتی بنزین میزنی
چه جایی برای یادگرفتن در مورد صنعت نفت
بهتر از خود مشتریها؟
وقت ترفیعـته
بیا به ایتالیا. وقتـشه که با هم دیدار کنیم
«پدر مهربانـت
«پدر مهربانـت»
کـاری از هـومـن صـمـدی و سـجـاد مـارول Raylan Givens & SajadMarvel
♪ Renato Carosone - Maruzzella ♪
اوه
خب، حداقل مجبور نیستم از بین جمعیت انتخابـش کنم
حتی نمیدونم بتونم بجا بیارمـش
خیلی گذشته - پدر خودت رو؟ -
اوه، 15 سال گذشته
اون مثل پدر تو نیست - پل -
سلام... بابا
هوم. میتونی من رو پل صدا کنی
گمان میکنم گیل باشی
بله. از دیدنتون خیلی خوشحالم
چرا بهم نگفتی زنـت انقدر خوشگله؟
...اوه، خب، من
امیدوارم پرواز رضایتبخش بوده باشه - اوه، شگفتانگیز بود -
ممنون - شما بابابزرگ منی؟ -
بله - خب، چطورید؟ -
خب، شما چطوری؟
من پلـم - منم پلـم -
میدونم، بیمزه
اه
دایه ندارید؟
...اوه، نه، نه. ما نمیتونیم - بیا اینجا -
وسعمون بهش نمیرسه - عزیز دلم -
واقعاً؟
بجنب، مامان - پل -
هی، نمیتونی ساکت نگهش داری؟
اون خسته، گرسنه و کسله. منم همینطور
گیل، این مهمه
میدونم
هنر رنسانس، برای بازدیدکنندهی جوانمون جذابیت نداره؟
اوه. ببخشید
اون معموملاً انقدر ... نیست
فقط اینکه الان زمان غذاشه
خب، راستـش وقت خوابـشه
اوه، ایتالیاییها دیر غذا میخورن، دیر پرداخت ...میکنن، همهکارشون دیر انجام میشه
ولی مطمئناً میتونن نقاشی بکشن
پل، بذار یه چیزی رو بهت نشون بدم
میدونی چکّش چیه؟ - بله -
و میدونی میخ چیه؟ - بله -
خب، اون، مرد جوان، تمام چیزیه که نیازه در مورد مصلوبسازی بدونی
حالا، این مردهایی که اینجا هستن، به این ،نتیجه رسیدن که این پیرمرده که ریش داره
پطرس، نباید به چیزهایی که ،بهشون ایمان داره، ایمان داشته باشه
واسه همین یه چکش با چندتا میخ برداشتن و صاف کوبیدنشون توی دستهاش
و پاهاش به اون تیکه چوبی که اونجاست
بنگ، بنگ، بنگ. متوجهی؟
و بعدش اون تیکه چوب رو آویزون کردن روی هوا و گذاشتن همونجا آویزون بمونه تا اینکه مُرد
نظرت در مورد اون چیه؟
میخوای بدونی چی به سر این مرد بیچاره که اینجاست، افتاد؟
بسیار ناخوشایند بود
...هرود داشت شام میخورد - خب، شاید یه وقت دیگه -
بله، بله
،ما هم میریم شام خودمون رو میخوریم و من یه خرگوش بهت نشون میدم
♪ Lesley Garrett - Barcarolle ♪
مراقب پرندهـه باش، خرگوش کوچولو
مراقب پرندهـه باش
اوه. پرندهـه رو دیدی؟
نه
عجیبه
منم ندیدمـش
!یه پرنده
چی میگی؟
مراقب پرندهـه باش، خرگوش کوچولو
مراقب پرندهـه باش
کدوم پرنده؟
اوه، ببین، یه نفر دیگه اومده به دیدنـت
مرد شنی
اومده شببخیر بگه
بادقت تماشاش کن
تا سه بشمر
...یک... دو
سه
چطوری اونکارو کردید؟
ازش خوشم میاد
،من علاقهای به بچهها ندارم
ولی از اون خوشم میاد
میبری بذاریش توی جاش؟
ما باید در مورد کسبوکار بحث کنیم
بله. البته
تو یه اشتیاقی داری. متوجهام
اشتیاق؟ - اوهوم -
دیدم اون پشت به اون پیشخدمت نگاه میکردی
اوه، من یه مرد متأهل خوشبختـم، قربان - احتمالاً درسته، ولی نامربوط -
نوشیدنی. غذا. سکس. اشتیاق
برای موفقیت به اونا احتیاج داری
و البته بعدش پول هم هست
برای اونم اشتیاق داری؟
.خب، مسلماً یه خرده بیشترش به کارمون میاد شکی درش نیست
نقش سگ دستآموز افتاده رو برای من بازی نکن
میلیونها دلار توی سپردهست
صدها میلیون، و خودتم میدونی
اشتیاق شما اونه؟
آره، اینطور بهنظر میاد، مگه نه؟
ولی در لحظه فقط میشه یک ماشین رو روند
در لحظه فقط میشه توی یک خونه زندگی کرد
نه
...چیزی که پول در اختیارت میذاره، قدرته
و دردسر اصلی همونه، مرد جوان
قدرت
،یه خرده ازش باعث میشه خیلی ازش بخوای
و خیلی ازش باعث میشه تمامـش رو بخوای
یه خرده میخوای؟
خب؟
یا پیغمبر
واقعاً ترفیعـه
پس، چرا اینطور بهنظر میرسه که انگار الان اخراج شدی؟
چون توی عربستان سعودیه
اوه - آره. اوه -
.میخواد کُل کار در اونجا رو من اداره کنم کُلش رو
کار بزرگیه. سنگینه
داره اعتقادش بهت رو نشون میده
آره؟ - آره -
ازت خوشش میاد - جداً؟ -
از تو هم خوشش میاد، بُز پیر [ بُز اشاره به شخص شهوتی دارد ]
راستـش، دیدمـش که به چاک سینهم نگاه میکرد
نه - آره -
یا پیغمبر، امان از اون چشمها
فقط چندساله، درسته؟
و بعدش منتقل میشیم
به آمریکا - آره -
اگه تو باشی منم هستم
ممنون
خب، برو بالا
چون تنها چیزی که توی عربستان سعودی گیرمون میاد، یه عرق سیبزمینیه
که از یه بادیهنشین میخریم
و امیدوارم از بستن روبنده راضی باشی
چون اون تنها چیزیه که میپوشی
احمق نشو
...خدا، شگفتانگیزه
عروسکهای سایهای
با من هیچوقت انجامـش نداد
هیچوقت کاری با من انجام نداد
بچهی طفلکی
♪ Maria Callas - O Mio Babbino Caro ♪
!بابابزرگ
خب، خب، خب
باستانشناسها اینجا رو بادقت زیر و رو کردن، و تو این رو پیدا میکنی
دوهزار و پونصد سال منتظرت بود تا پیداش کنی
تو کامروا میشی، مرد جوان
میشه این برای من باشه؟ نه، پسش میخوای
بسیارخب، میتونی پسش بگیری
فقط باید بهم بگی
توی کدوم دستـمه، باشه؟
اشتباهه
...اه
همهجا رفتیم، ما چهار نفر
مثل... مثل یه خانوادهی درستوحسابی
...میدونی، آسمون آبی، خنده
شراب خنک بود، آفتاب داغ
...همسرم... این فرشتهی زیبای موقرمز
پسرم، پدرم. اون ازم خوشش میومد
یا پیغمبر، اون ازم خوشش میومد
...فقط برای یه مدت، برای یه مدت
ما خوشبخت بودیم
بچهها کجان، خانم؟
لا فوسرنا - اوه -
پیش خودم گفتم بهتره خودمون دونفر باشیم وقتی اون... میدونی... برمیگرده
آم... تولدشه
هوم
اون ... نیست؟
انجام میشه، مگه نه، چیس؟
.همهچیز زمانبندی شده قراردادها نوشته شدن
پول داره شمرده میشه
آم... چندتا کار ناتموم مونده برای رسیدگی که خوشگلش میکنه
و به غیر از اون، آمادهایم
و پل، با پیرمرده دیدار کرده؟
فکر میکنم این مسئله در حال انجامـه
میدونی که اونا با هم نمیسازن
،خب، طبق برداشت من الان دیگه قضیه مربوط به کسبوکاره
اونا عادی نیستن، چیس... گتیها
.اشکالی نداره، اون رئیس توئه میدونم نمیتونی چیزی بگی
،مثل انسانهای عادی میمونن ولی یه بخشی از حیوانیت محض درون اون پیرمرده
حیوون؟ - آره، میدونی، چیزی که -
باقی بشریت برای نجات جونشون بهش چنگ میزنن؟
...عشق، همدردی، علاقه، مهربونی
هرچی که میخوای اسمـش رو بذاری
یه کلید توی وجودش قرار داره که باعث میشه انسانیتـش از بین بره
بلدی شنا کنی؟ - نه -
خب، مهمه که بلد باشی - بهم یاد میدی؟ -
دلت نمیخواد من بهت یاد بدم
میخوام
پیشنهاد نمیکنم
چرا
اگه اصرار داری
!هی
چه وضعـشه؟
!پل، برو درش بیار - نه، وایسا. ولش کن -
!پل! پل
آب خیلی سرده
به گمونم زمستون در راهه
بیا
واسه من؟ - واسه تو -
ممنون
میری خونه
واقعاً؟
آره؟
چطور تونستی اونکارو بکنی؟
اگه غرق میشد چی؟
من کارم رو با «اگه» انجام نمیدم
غرق نشد، و حالا بلده شنا کنه
هی - یا پیغمبر -
اون چشه؟
سعودی جای خیلی مناسبی نیست، میدونی
،نه، ولی، هی، همهش بخشی از یادگیری راه و چاهه درسته؟ و من ازت سپاسگزارم که بهم اعتماد میکنی، قربان
مثل ایتالیا نیست
کُلی شن داره
کُلی تشریفات
زیاد خبری از سکس نیست
حالـت خوبه؟
...ما... میتونیم
میتونیم... میتونیم چیکار کنیم؟
...میتونیم
چی؟ - ...میتونیم گوردن رو -
بهجات بفرستیم
خب، ولی گوردن، گوردن هیچی از نفت
سرش نمیشه - میدونم -
هیچی
،ولی من چی؟ منظورم اینه من... من دلم میخواد کار کنم
اوهوم، اوهوم. توی ایتالیا میمونی
هوم. منم مدتهاست اینجا دارم همینکارو میکنم... «پیومباُیل» رو میخرم
یه نفر باید ادارهش کنه
تو میکنی
من؟ واقعاً؟
چرا که نه؟
گوردن
صبحبخیر، همگی. پسرم، پل
صبحبخیر
مونتاناری مارچلو، کارمند
فرانچسکو کومو، هماهنگکنندهی حراست
مارتینو گاسپرینی، مهندس - پل -
توماسو پرووی، حسابدار
ساموئله وینچنزی، مهندس
فابیو واسالو، سرپرست بخش
صبحبخیر، انزو
انزو پیچیانو، سرپرست تولید
عجب
عجب جاییه
باید مسئولیتـش به عهده گرفته بشه، پل
میدونی اونا دوساعت رو صرف نهارخوردن میکنن، محض رضای خدا
باید سر و تهش زده بشه
چلونده بشه تا به سوددهی برسه
بله، البته
باید حداقل نصف این افراد رو رد کنی
چی، اونا رو؟
کدومهاشون؟
خب، رئیس توئی. تو انتخاب کن
باهات در تماس خواهم بود
باهام در تماس خواهی بود؟
بله. باید برم انگلستان
چی، انگلستان؟
انقدر هرچی که من میگم رو تکرار نکن
...ولی - آره، ولی هر شب -
ساعت 7:45 باهات در تماس خواهم بود
مطمئن شو برای اون تماس در دسترس باشی. باشه؟
حتماً هستم
مشکلی پیش نمیاد - آره -
فقط خوب انتخاب کن
...خب، من
متأسفانه مجبوریم شما رو رد کنیم
چی؟
چرا دارید اینکارو با من میکنید؟
متوجه نمیشم
مقام شما دیگه در دسترس نیست
من همهچیزم رو قربانی این کار کردم
من به مدت 20 سال اینجا کار کردم
خیلی متأسفم
!غیرممکنه
!لعنتی
متـ... متأسفم. متأسفم
،من همیشه خوب کار کردم، همیشه زود اومدم
...یک روز رو هم از دست ندادم
هیچوقت درخواست تعطیلات نکردم. من به کار کردن برای شما
ادامه میدم. شما هیچ حقی ندارید اینکارو با من بکنید
نه، اون فکر بدیه
کُلش؟ کُل پیشنهاد؟
چرا باید کارمون رو در زمانی که انقدر بلاتکلیفی بینالمللی وجود داره، توسعه بدیم؟
چون یه روزی قیمت نفت بالا میره؟
شاید تو علاقه داشته باشی نقرهی خانواده رو سر اون قمار کنی، ولی من علاقهای ندارم
بسیارخب، ولی خودت شخصاً برای اون اقدام نکن، محض رضای خدا
برای اون به انزو نیاز داری
اون رو بذار روی اون کار - ولی انزو دیگه برای ما کار نمیکنه -
ردّش کردی؟
...خب، من... تو - انزو تیزترین ذهن در کُل کمپانیه -
بود
تصمیمـت استثنایی بود
...من
،حالا، ما یه قرارداد پنج ساله امضا میکنیم
،و حتی اگه مخارج ترابری بالا بره صورتهزینهی ما نمیره
«مذاکرهی دشواری بود، ولی قیمت «اُناسیس پوزنده درصد کمتر از هر حامل رقیبیه
کارت خوب بود، پل
ممنون
ولی نه
نه؟ - نه. من تصمیم گرفتم اون معامله رو انجام ندم -
به نظر من باید نفتکشهای خودمون رو بخریم
منظورم اینه، چرا وقتی میتونیم خودمون نفتمون رو حمل کنیم
به یه نفر دیگه پول بدیم اینکارو بکنه؟
و تصمیم گرفتی الان این رو به من بگی؟
میخواستم فرصتـش رو داشته باشی که پیشنهادت رو بدی
و خیلی هم نویدبخشه
فقط نه به اندازهی پیشنهاد من
♪ Caterina Caselli -Tutto Nero (Paint it Black) ♪
یه بهونه نیست، ولی من تنها بودم
حتی با چهارتا بچه؟
فقط یه مرد میتونه اون رو بگه
بله، حتی با چهارتا بچهی ،خیلی خیلی خوشگل
تنهاتر از اون نمیشدم
ها
باعث میشه کارهای احمقانهای بکنی
عزیزم، خب، هنوز که لباسـت رو عوض نکردی
خیلی وقت پیش باید اونجا میبودیم
خب، باید قبل از اینکه پیر حرومزاده تماس بگیره، این رو درست کنم
...خب
نمیشه بمونه واسه بعد؟
همین یکدفعه؟
خوش میگذره
بازیگرای «هجوم رومی» هم میان اونجا
میدونی.. میخوان چندتا صحنه رو اجرا کنن
چرا پل کوچولو رو نمیبری؟ عاشق این چیزاست
لطفاً؟
پل، عزیزم؟
تو همراه منی
!دوباره
ممنون
از دوست پسر جدیدت خوشم میاد
!ببند دهنتو
،جدی میگم داره نگات میکنه
نخیر، اینطور نیست
،اگرهم نگاه کنه !من متاهلام
..فکرکردم تو و پل، میدونی توافق کردین
..کردیم، اما
هیچوقت بهش عمل نکردم
خب، پل کرده
گیل، منظورم اینه که پل الان که اینجا نیست
اون همیشه نیست
خانمها
تزراریوس لنگ جفریس از لشکر نهم، در خدمت شماست
گیل
باعث افتخارـه
مریضی؟ - نه، نه -
،کنترل اوضاع رو نداری
اصلاً
میگن صبحها سر میزت حاضر نمیشی
چه خبره؟
تمام تلاشمو میکنم، قربان
بهتر تلاش کن
میکنم
،اما هربار که کاری میکنم
پیشنهاد میکنی جور دیگهای انجامش بدم
من چهل سال تجربه کار دارم
میخوای کنار وایستم
و تماشا کنم خودتو ضایع میکنی؟
نه
از یک کاربلد مشورت بگیر
شنیدم توی زندگی زناشویی هم به مشکل برخوردی
برات هزینه برمیداره
تمرکز نداری
،با انزو حرف زدم برش میگردونم
اوه، درسته
،کمی برو مرخصی خودتو جمع و جور کن
چه مدت؟
صبرکن. صبرکن
داری اخراجم میکنی؟
پل، شنیدم مست میکنی و مواد میزنی
همین باعث دردسرمون شده
خب، اگه میشه اجازه بده چندتا چیز رو خودم راست و ریست کنم
پل، هیچ معتادی برای من کار نمیکنه
میدونی که.. هیچکس
وقتی بهتر شدی دوباره حرف میزنیم
توافق کرده بودیم [روی داشتن رابطهی آزاد]
دههی شصت بود دیگه، نه؟
بیا آزاد باشیم، عزیزم
،ایدهش این بود که میتونیم با بقیه رابطه داشته باشیم اما زن و شوهر باقی میمونیم
بخاطر بچهها
و چطور جواب داد؟
گمونم همشون یکجور ختم میشه
زودی برمیگردم، باشه؟
خب
اگر به بالا نگاه کنید
گنبد افکت بینظیری ایجاد میکنه
مشابه گالری معروف زمزمه
در کلیسای بزرگ سنت پل در لندن
اگر در مرکز اینجا بنشینید
صداتون از طریق این حفره منقل میشه
جایی که دوست و دشمنتون
میتونن بهش گوش بدن
...اگه به اون سمت توجه کنیم
پل
ما رو دید
ما توی کلیسا همدیگه رو ملاقات کردیم
بزودی خودش متوجه میشه
هنوز نه
وقتی آماده بودم
میخوام با تو باشم
عاشقتم، گیل
وقتی هیچی پول ندارم بازم دوستم داری؟
یک سنت هم ازش نمیگیرم
توی لوچیا کار پیدا کردم
...کفاف اجاره خونه رو میده، اما - ..قضیه -
قضیه پول نیست
معلومه یه گتی نیستی
خوش گفتی
منم میخوام با تو باشم، لنگ
اما این قلب کوچولوش رو میشکنه
تطبیق پیدا میکنه
بچهها انعطافپذیرن
پل عاشق پدرشـه
اشکال نداره
جلوشو نمیگیرم
اما ما باید کنار هم باشیم
من و تو
!چه خوشش بیاد چه نیاد !باید بهش عادت کنه
سلام
،شرمنده، لنگ رو اتفاقی دیدم که میدونم ما رو دیدی
میدونی چرا این کلیسا معروفـه؟
چون خوشگله؟
نه؟
نه
چرا منو آگاه نمیکنی، زرنگخان؟
شکل گنبد، اکوستیک عجیبی ایجاد میکنه
مثل شعبدهبازی
واو
اگه درست زیر پنجره بایستی
میتونی صدای همه آدمای کلیسا رو بشنوی
عجب
!چه باحال
هی
میخوای با پول چیکار کنی؟
نمیدونم
درست مثل پدربزرگمـی
اون همه پول داره نمیدونه چیکارشون کنه
!نه، نه، نه، نه فرق بزرگی بین ماست
ما فقیریم
خرجش میکنیم
چرا اینقدر طول داد؟
پدرت
،اگه پسر من دزدیده بشه فرداش پول رو میدم
تمام زندگیـم رو
..آره
پدرم عجیبه
میدونی، توی سرش مریضـه
مثل، دیوونه
عاشق بود
اه، بیمار عشق
آره
عاشق یک زن زیبا
همسرش نبود؟
نه، مادرم.. با یک احمق فرار کرد
و پدرم عاشق یکی دیگه شد
تالیثا
♪ Renato Carosone - Torero ♪
الان برمیگردم
میشه بیام؟
نه، زود میریم پنج دقیقه
پنج دقیقه
کجا بودی؟
یک ساعت پیش گفتی پنج دقیقه
شرمنده، تقصیر من بود
سلام
من تالیثام
وای
خیلی خوشگلی
♪ Fleetwood Mac - Black Magic Woman ♪
سلام - سلام -
عاشقش شدی، نه؟
نه - چرا نه؟ -
خیلی خوشگله
تو عاشق تالیثا هستی
منم عاشق پدرت
اما اونا عاشق ما نیستن
چه میشه کرد؟
بیا، اینو متحان کن
دردت رو تسکین میده
♪ Jefferson Airplane - Comin' Back To Me ♪
!تالیثا
!نه، نه، نه
!تالیثا
اون مُرد و پدرم کمی زد به سرش
هنوزم همونطوریه.. میدونی
میدونستم آخرش پولو میده
میدونی. پدرمـه
پدر
تالیثا
مُرده
چیکار کنم؟
چیکار.. کنم من؟
نمیدونم
کمکم میکنی؟
کمک میکنی؟ لطفاً پدر، کمکم میکنی؟
کمکت میکنم
زمانی که در وضعیت مناسبی قرار داشته باشی که بتونی به خودت کمک کنی
پدر، توروخدا
،تا ترک نکردی - پدر، لطفاً، توروخدا -
بهم زنگ نزن
واضح گفتم؟ - لطفاً کمکم کن -
پدر، لطفاً، لطفاً
!لعنتی
...نمیدونم چه گُهی
،خب، اونا آمادهان اما پسرـتون تعلل میکنه
اوه، اون پسر چه مرگشـه؟
ترس از تلفن
محض رضای خدا
ویکتوریا. با اون هماهنگ کن
فقط اون زبونش رو متوجه میشه
باید باهم ملاقات کنیم
اسناد رو امضاء کنه
و پسرهی احمق آزاد بشه
!بفرست
موضوع دیگه؟
براتون ناخوشآینده
خودم باید تشخیص بدم، لنسینگ - چشم -
گزارش کارآگاه، به تاریخ پنجِ جون
پتریک دِ لازلو، خلبان
الان ساکن کنزینگتونـه
،مجرده همسرش شش سال پیش مُرد
،قهرمان جنگی نیروی هوایی لهستان
بعد از جنگ بریتانیا مفتخر به مدال جرج کراس شده
...نجیبزاده لهستانی از طرف
هر چند مدت پنلوپه به دیدنش میره؟
روز یا شب؟
!بفرست
..خب
از ارث محرومش کن
نه حتی یک دلار
نه
یک دلار
!فقط یک دلار
و با اون پسر بیمصرفمم تماس بگیر
پل؟
پل، پدرتـه - نه، برو -
میخواد تو رو ببینه - !نه، نه، نه، نه -
بیا
راجع به پل کوچولوـه
میخواد پولو بهت بده
خودش گفت؟
کریستوفرِمقدس نگهدارت خواهد بود
ممنون
موفق باشی
موفق باشی - نباید دیر کنیم. مسیر طولانیه. بیاین بریم -
!لعنتی
!آروم. آروم باش
خدا رو شکر
همیشه مجبورشون میکنی چند ساعت بعد از تعطیلی برات باز کنن؟
با مدیر اینجا، لرد جفریس یه توافقی دارم
راستش بیشتر سوءتفاهمـه
فکرمیکنه میخوام دو تکه از کلکسیونم رو به موزه هدیه کنم
و نمیخوای؟
نه، میخوام خیلی بیشتر از اون بهشون بدم
رُم بودم
تو که... سفر نمیری
ویلای هادریان رو یادته؟
آره، البته
جای فوقالعادهایه - هنوز.. همون شکلیـه -
اینو پیدا کردم
مثل همونیه که پل کوچولو پیدا کرد
درسته
ظاهراً، همهجا ریخته
با رئیس مافیایی که پسرت رو دزدیده ملاقات کردم
توافق کردیم. خوب توافقی
از طرف تو قبول کردم که در کمتر از یک هفته، پنج میلیون دلار بدیم
..اوه، درسته. پنج میلیون
قیمت خوبیـه
خیلی کمتر از قیمتیست که خواستن
بازم، این پول رو نداری
نقد، نه! قطعاً، نه
پس پیشنهاد میکنم که پول رو از سپرده بدی
موافقی؟
جدی؟
خدای من، واقعاً؟ - آره -
خدای من، ممنون
کمی توی زمانبندی عقبیم
بخاطر آلرژی تو به تلفن
...من - لنسینگ -
امضاء
اینجا، اینجا و اینجا، لطفاً
..خیلی خوشحالم که بالاخره میتونیم
نمیتونم بیان کنم، چقدر خوشحالم، پل
..صبرکن
وایسا
این یه وامـه؟
در حد کم، بله
نرخ سودِ چهاردرصدی پسدادنی داره
داری بهم پول قرض میدی - نه -
سپرده داره میده، و تو وظیفه داری پول رو
برگردونی - اما پول خودمه -
نه، پول سپردهست
پول سپردهای که مال خودمه
پول سپردهای که تماماً از تلاشهای من بدست اومده
..نمیخوام راجع به معناشناسی باهات دعوا کنم
معناشناسی؟ معناشناسی. میخوای از دزدیده شدن نوهات هم سود بکنی
خواهشاً، چرت نگو
میدونی چیه، میتونی بری بانک ...ببینی سود وامها چقدره
خدایا، چقدر من احمقم
خیلی احمقم
یعنی، خیلی عقب موندهام - چی میگی؟ -
فکرکردم.. میخوای یه چیزی بهم بدی
فکرکردم داری یه چیزی بهم میدی
منظورم اینه که، تمام عمرم همینو میخواستم
که تو چیزی بهم بدی، هرچیزی برام مهم نیست چی
اون تیکهی سفال توی جیبت
ظاهراً قیمتی نداره، همه جا ریخته
اما باید پسَـش بگیری
و وام از پول خودم، به خودم !با سود
!البته که همینطوره
پل، میخوام کمکت کنم - با بیشتر و بیشتر غرق کردن من؟ انجامش نمیدم -
میشنوی؟ میشنوی؟
!غرق نمیشم! دیگه نمیتونم
!نه! نه
!نه! نه! نه
..نه
..نه
کدوم گوریان؟
بله، قربان
متوجهام
♪ تولدت مبارک ♪
♪ تولدت مبارک ♪
♪ ...تولدت مبارک ♪
« چهارم نوامبـر »
تولدمـه
امروز
امروز تولدمـه
تولدتـه
باورم نمیشه
باورم نمیشه
نمیان
..تولدتـه
!روز وفاتـتم هست
!هورا
:تـرجـمـه و زیـرنـویـس از Raylan Givens & SajadMarvel
.این سریال الهامگرفته از رخدادهای حقیقیست .برخی دیالوگها مطابق با آن رخدادها ایجاد شدند .رخدادهای گوناگونی بهمنظور بار دراماتیک وارد ماجرا شدهاند
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.