Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
داستان پیش رو الهامگرفته از » « رخدادهای حقیقیست
آقای گتی با توجه به ماهها اسارت، بهطور شگفتانگیزی در سلامتی خوبی قرار دارن
ما داریم برای سؤتغذیهی خفیف و آثار جراحت در سر، درمانشون میکنیم
انتظار داریم تا چند روز دیگه از بیمارستان مرخص بشن
فقط همین. ممنون
بهطور شگفتانگیزی در سلامتی خوبی قرار داره؟
!این رو چی میگید
پسره ترخیص میشه
دوباره با مادرش، با نامزد دوستداشتنیـش متحد میشه
بعد از اون تا ابد با خوشی زندگی میکنن
فکر کردید این چیه، یه فیلم وامونده؟
حکایتها همینطوری تموم نمیشن. نگاه کنید
...این سنگ رو بردارید و پرت کنید
پرت کنید وسط اون دریاچه
امواجـش برمیگرده تا لب آب
اوه، یا نکنه چیزی که گتی ارشد همون اول این آشفتهبازار لعنتی گفت رو فراموش کردید؟
عواقب
کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens
خیلی متأسفم، پل
واسه چی؟
همهچیز
ممنون
من باید یه قدم بزنم
مطمئنی؟ - آره -
...نه، عزیزم. تو باید - با مامانم -
اوه
باید توی جات بمونی - مشکلی نیست -
واقعاً میگم
چی میشد، چی میشد اگه بهت میگفتم فکر خودم بود؟
که اگه من برنامهریزیش کرده بودم؟
برنامهریزیش کرده بودی؟ - آدمرُبایی رو -
...خب، اونوقت، من
حرفـت رو باور نمیکردم
کار من بود
من برنامهریزیش کردم
نه
نه
منظورم اینه، خودت رو ببین
گوشـت
نمیتونستی
فکر من بود - نه -
امکان نداره
نمیتونه حقیقت داشته باشه
امکان نداره
و درحالیکه یه آدمرُبایی داشت ...به پایان میرسید
...به ده نوع بدبختی تمامعیار
یه آدمرُبایی دیگه داشت بخوبی از راه میرسید
محتملاً چشمگیرترین ساختمان در تاریخ تمدن غربی
و این فریز مرمر از اونه، که در حال حاضر داخل یک اتاق در طبقهی پایینه
این قراره خیلی طول بکشه؟ من باید توی کلاب شام بخورم
و این سرسرائیه که من بهعنوان یک خونه در «پسیفیک پلسیدس» براش ساختم [ منطقهای مسکونی در لسآجلس آمریکا ]
از چی داره حرف میزنه؟
نزدیک به دریا
دارای دستگاه تهویهی مطبوعـه، و بهطور مشخص ،برای جا دادن به این اشیاء ساخته شده
جایی که مورد ستایش قرار میگیرن
و اگه اجازه داشته باشم از کلمهش ...استفاده کنم، بهشون مهرورزی میشه
به طریقی که تابحال هرگز مورد مهرورزی قرار نگرفتن
چراغها روشن بشه
و شما، آقایان و خانمها، اتاقی بزرگ خواهید داشت که در این ساختمان بسیار عالی شروع به کار کنید
دورنمای هیجانآوریه
آقای گتی، واضحاً سؤتفاهمی شده
...من فکر میکردم که ما
جرالد، من فکر میکردم آقای گتی، تکههای فریز - پارتنونشون رو به موزه پیشکش میکنن - اوهوم
نه. نه
آقای گتی نیم میلیارد دلار بهتون پیشنهاد میکنه
به احتمالاتـش فکر کنید
،این... موزهی احاطهشده
که از طرف کارمندهای خشک و خسیس ،به هزار تکه طعمه شده
ناگهان به... به ثروتمندی منه
از ما میخواید که مرمرهای الگین رو تحویل شما بدیم؟
خب، در حقیقت برای شما نیستن که بخواید نگهشون دارید، هستن؟
دزدی هستن. منظورم اینه، شاید اون کلمه زیادی تند باشه
ما پول خیلی خوبی براشون دادیم - خب، بیاید اسمـش رو بذاریم آدمرُبایی -
...و من اینجام که پول باج رو پرداخت کنم بهعنوان راهی خروج از بنبست
کدوم بنبست؟
ما راه خروجی نیاز نداریم
اوه، خواهید داشت
رژیم پاپادوپولوس قراره براندازی بشه
و بهعنوان نشانی از بازگشت پیروزمندانهی ،دموکراسی به یونان
دولت یک خلاصهی دعوی در رابطه با یونسکو تنظیم میکنه
،و طلب بازگردانی دارایی ذیحقـش مرمرهای الگین رو میکنه
خب، اون چرندی بیش نیست
آقای اُرتولی، که رئیس کمیسیون اروپا و یکی از دوستان منه، بهم اطمینان میده که چرند نیست
نیم میلیارد دلار
امیدوارم چک من رو قبول کنید
و چرا یونانیها با شما مبارزه نمیکنن؟
اوه، یونانیها با من مبارزه میکنن
میکنن، ولی من دولت نیستم
من فقط پولم
پول خالص
و میتونم هرکاری دلم میخواد بکنم
در موردش فکر کنید
ولی کارآفرین دیگهمون چطور؟
،مردی که برای بقا شروع به دزدی کرد پی برد که این باعث شده احساس سرزندگی کنه؟
پریمو. چیه؟ دیگه کارمون تمومه، مگه نه؟ تموم شد
این حرف رو نزن. کار خانواده هرگز باهم تموم نمیشه
میشه بیام تو؟ - البته -
!عمه. شما زیبایی
این مال شماست - چی هست؟ -
کادوئه، نمیتونم بگم که
داریم جشن میگیریم، عمه. بعداً بازش کن، باشه؟
اون قیافه رو به خودت نگیر. واسه تو هم کادو دارم
واسه تمام کارهایی که انجام دادی - نیازی نیست -
مستحقشی
بیا بریم بیرون قدم بزنیم
الان برمیگردم، عمه
اسمـت رو بهش گفتی - چی؟ -
به زن گتیـه
...و اگه اسمـت رو به پلیس بگه
اسم من رو هم بهشون میگه. نه؟
باید یه کاری میکردم. پول رو نمیداد بهمون. ببخشید
نگران نباش... ناراحتی فایدهای نداره
بیا - بهت که گفتم. نمیخوامـش -
و منم بهت گفتم، این پول مال توئه
نیازی نیست
!سلام - سلام -
لئو، پاشو - چیه؟ -
یه صدایی شنیدم. یه نفر توی خونهست
...باید فرانچسکو باشه
فرانچسکو که خونهی جینو اینا خوابیده. پاشو
پریمو، اینجا چه گُهی میخوری؟
اومدم یه پیک باهات برم بالا
و ازت کمک بخوام - باز چیکار کردی؟ -
به افتخار - نه، ممنون -
...به افتخار سالواتوره
ایشالا که روحـش قرین آرامش ابدی باشه
پریمو... - حقش بود. برو بالا -
به یه آدم قابل اعتماد نیاز دارم
...و ما با هم خوب کار میکنیم. درسته؟ - پریمو
من توی فکر پرورش زیتون بودم
چی میبینی؟
کُلی از هیچی - یه دریاست، ولی حق با توئه؛ -
یه دامنهی بزرگ از هیچی، و کسی هم نیست جلومون رو بگیره
این دروازهی ما به روی دنیاست
ما یه ناحیهی بازآفرینی هستیم، درسته؟ کالابریا
اون رو از کجا یاد گرفتی؟ - من گوش میدم -
کُلی از پول دولت خرج بازآفرینی میشه، درسته؟
اونجاست که ذهن محاسبهگر تو وارد ماجرا میشه
پول باج رو بهش اضافه میکنیم... و میسازیمـش
ببخشید، چی میسازیم؟
معلومه که، یه بندرگاه
یه بندرگاه؟
و درحالیکه 1973 برای ما مردم عادی بیامان تبدیل شد به 1974
حدس بزنید کدوم مرد سعی داشت زمان رو برگردونه به عقب
خوب داره التیام پیدا میکنه - هوم -
هیچوقت به وعدهوعیدهای یه دکتر اعتماد نکن
فان بلاک؟
اوه
خیلی خوبه، پل
هوم؟ - خیلـی خوبه -
از نظر من ده سال جوونترتون کرده
هوم
بله؟
نوهتون پشت گوشیه، قربان
الان؟
چرا؟
...متأسفانه - باهاش... صحبت نمیکنم -
بهش بگو سرم شلوغـه
مسلماً، قربان
پسره بهم دروغ گفت، فان بلاک
همهشون بهم دروغ گفتن
...پسرهام
...نوههام
دیگه کاری باهاشون ندارم
با خیلیهاشون
چه احتیاجی به وارثین دارم، هوم؟
حقیقتاً
متأسفانه باید بگم که پدربزرگتون نمیتونن - باهاتون صحبت کنن، قربان - واقعاً؟ چرا؟
...متأسفانه
نمیدونم
هرگز نمیدونم چرا اونطوری رفتار میکنن
چرا پیشش میمونی، بولیمور؟
خداحافظ، قربان
ولی خوشحالم که گزارش یک آشتی دلگرمکننده رو با پدر دوستداشتنیـش بدم
اوه، بیخیال، کی رو دارم دست میندازم؟
این رو باورت نمیشه
داره ازدواج میکنه
کی؟
پل. پسرم
چه کس دیگهای یه دعوتنامهی عروسی میفرسته که شبیه یه آگهی کنسرت راکه؟
عالیه
مراسم کجاست؟
توی ایتالیا
خب، اون میدونه من نمیتونم برم ایتالیا
،من پول باجـش رو میدم و اون اینطوری ازم تشکر میکنه
من رو از رفتن به عروسی واموندهش منع میکنه؟
حالا نه اینکه میرفتم. اینطور نیست
پل کوچولو داره توی ایتالیا عروسی میکنه چون محل زندگیـش اونجاست
تو پول باجـش رو پرداخت کردی، چون پدرشی
بعد از اینکه به مدت پنج ماه حتی از بحثکردن در موردش امتناع کردی
پل، تو به کمک احتیاج داری
میدونم. کار تو همینه
درسته
...بهم اعتماد کن، عزیزم
من بهت کمک میکنم
ممنون
ولی همه هم مرد جوان رو در زمان نیازش رها نکردن
به نحوی... دودمان گتی برگشته بود روی روال
...باهاش ازدواج نکن... - بهش قول دادم -
...اون مال قبل بود. الان اوضاع تغییر کرده. اون تغییر کرده
اون هنوزم میخواد با من ازدواج کنه... - و تو چی میخوای؟ -
تو که حتی دوسِش نداری - دارم. ما داریم بچهدار میشیم -
خب؟ - یوتا، مجبورم -
بهخاطر پل. اون هیچکس رو نداره
...آره، میتونیم سعی کنیم ...آویزونـش کنیم به
به راست
آره، آره، همونجا. حرف نداره
عالیه
اوه
هی
اه
!یا پیغمبر - واتیکان رزرو شده بود؟ -
!سلام، پل - عمو گوردن، عمو رونالد -
صبحبخیر - صبحبخیر. اومدید -
سلام - عمو گوردن، چطوری؟ -
خوبم - از دیدنت خوشحالم -
عالی بهنظر میرسی - ممنون -
واقعاً - ممنون که اومدی -
البته، البته - عجب -
ولی تهویه مطبوعی وجود نداره
،بجنبید. بجنبید، بچهها یه خرده شراب در انتظارتونه
ممنون. مچکر - اوه، عجب -
پدرت میاد؟
آه... دعوت شده. ولی... کی میدونه؟
نمیدونم - گیل کجاست؟ مادرت اینجاست؟ -
...مامان؟ آه... اون
...خبری... خبری ازش نشده، پس
واقعاً؟ - آره -
متأسفم - آره، اشکالی نداره -
سلام
!سلام. اوه - اوه. این... - سلام. مارتینا هستم -
چه دوستداشتنی. من عموی پلـم، گوردن. سلام
سلام. از دیدنتون خوشوقتم - حالا میفهمم. هیچ گتیای -
بدون یه دلیل خوب، خودش رو از ارث محروم نمیکنه
خیلیخب، رونالد - متوجهام -
بسیارخب - یوتا، بیا اینجا -
...این - اوه. من عموی پلـم، گوردن -
سلام، یوتا هستم - یوتا -
رونالد - سلام -
دوقلو
بیاید بریم یه نوشیدنی بخوریم، بچهها - آره. شراب؟ -
نه، من دیگه کاری به اون کار ندارم
صنعت سینما برای احمقهاست
آره. شنیدم کُل پولت رو از دست دادی
نه کُلش رو - هوم؟ -
به هیچوجه
حالا، املاک، پولم توی اونه
...نمیدونم احمقانهست یا نه، ولی
فقط پیش خودم گفتم
سعی کنم یه کار خوب واسه بچه بکنم، میدونی؟
چیزی که خودم نداشتم رو در اختیارش بذارم
چیزی که... شما نداشتی
من پول سپرده رو نمیخوام، گوردن
هیچوقت نخواستم
فقط مراقب باش، باشه؟
مراقب چی؟
ما غرق در پول بزرگ شدیم
توی یه دریای بزرگ از پول
،اگه میخوای از دریا خارج بشی مشکلی نداره، عالیه
فقط... اول مطمئن شو میتونی راه بری
میدونی؟
آره
حله
وای بر من. گیله - مامان؟ -
اومدی
مطمئن نبودم بیای - اوه -
اوه، و عروسی پسرم رو از دست بدم؟
ممنون
...هی، گوش کن، من... من واقعاً متأسفم
نه. خواهش میکنم، پل، نباش
تمام این اتفاقات افتاد، چون من اجازه دادم یه بچهی کوچولو ازم فاصله بگیره
نه - نباید اجازهی چنین چیزی رو میدادم -
هر اتفاقی که بعد از اون افتاد، تقصیر من بود
مطمئن نیستم اینطور باشه - بس کن -
داری ازدواج میکنی
و من قراره مادربزرگ بشم
آره، همینطوره
چه آیندهای
اون رو بده من
اوه، رونالد هم اومد - آهان -
فکر کنم سعی داره مخ یوتا رو بزنه
یه احساس خیلی بدی دارم که ممکنه موفق بشه
!گیل
سلام، گوردن - سلام. چطوری؟ -
خیلی از دیدنت خوشحالم
زیبا شدی
شاید من در اشتباه باشم
شاید اون اتفاق نیوفته
...شاید
فقط شاید، بتونید با بالهای طلا از سرنوشتتون پیشی بگیرید [ اشاره به کبوتری با بالهای طلا در مزامیر داوود ]
گوگلش کنید
♪ Pino Daniele - Suonno d'Ajere ♪
یه روز مهم برای همهمون. برای کالابریا
اولین چالی که کندی که نیاز به جنازه نداشت
به این میگن پیشرفت
خب... به افتخار آینده. به افتخارش
دنبال من بیاید آقایون. رؤیامون رو نشونتون میدم
میخوای مزهش کنی؟ - آره، فقط یه خرده -
،کاری که دقیقاً میگم رو انجام بده، بچهجون
و ممکنه یه روزی اینجا رو اداره کنی. بیا بریم
،میدونم به چی فکر میکنید ولی نگران نباشید
پروردگار هم درستکار و هم گناهکار رو به سزای اعمالش میرسونه
مگراینکه درستکار به قدر کافی پول داشته باشه ،که جزا رو بخره
و گناهکارها معلومه که ندارن
...در بهار 1974
،اون دونفری که اونجان... برای نقششون در آدمرُبایی هشت سال حبس در زندان ایالتی براشون بریده شد
ولی بازندههای زندگی برای کی اهمیت دارن، درسته؟
آدمای حقیر. چیزی که ما میخوایم ببینم، برندههان
لرد جفریس
آقای گتی
من آمادهام که مبلغ رو تا 550 میلیون دلار بالا ببرم
...در اونصورت قیمت 550 میلیون دلار
بهعلاوهی 1 دلاره
600میلیون دلار
با این پول میتونید کُل یونان رو بخرید
...در اونصورت قیمت 600 میلیون دلار
بهعلاوهی 1 دلاره
و اگه بهتون، البته که بهخاطر بحث، یک میلیون دلار، تمام داراییم رو پیشنهاد میدادم چطور؟
...در اونصورت میشه تمام داراییتون
بهعلاوهی 1 دلار
روز خوش
خان، از دیدن مجددت خوشحالم، رفیق قدیمی
البته
این مرد، جفریس رو میشناسی؟
با هم هممدرسهای بودیم، قربان
تو به ایتون میرفتی؟ - مدت کوتاهی، قربان -
اونجا از مافیا بدتره
من رو ببر پیش بلیندا
دلم میخواد پسرم رو ببینم
مثل... خونهی عروسکی میمونه
به نظر من خیلی دوستداشتنیه
دلت میخواد...؟ - نه -
اسمـش رو مینویسم برای ایتون
اسم کی رو؟ - اون، بچه رو -
چرا؟
جاییه که مافیای اشرافی پارتی پیدا میکنن
اونطور که بهم گفته شده سطح تحصیلی بالایی نداره
ولی من دلم نمیخواد ازم دور بشه
اونا بیزار میشن یه گتی ببینشون باشه
اونطوری فقط بین هر ترم میبینمـش
به فکر خودت نباش، به فکر اون باش
به فکر اونم
اون به یه مادر نیاز داره، نه یه مبصر
بهعلاوه، اون که در حقیقت یه گتی نیست، هست؟
چی؟ - ،من یه قرارداد امضا کردم -
...بهطور واضح من یا اعقابم رو عاق میکنه
چه کلمهی بامزهای... که ما رو از هر حقی نسبت به... چی بود؟ ثروت، سپرده، و تمام منفعتهای حاصلهی گتی عاق میکنه
داری میگی که اون فرزند من نیست؟
خب، از لحاظ بیولوژیکی که شکی درش نیست عزیزم، ولی شرعاً، نه طبق شرایط قرارداد
البته مگراینکه بخوای دوباره مذاکره کنی
به قدری روی دور بُرد بود که، اگه چشمش رو گاز هم میگرفت، نمیدونست دور باخت چه شکلیه
ولی تغییر در راه بود
اون ایتونیها بودن و مرمرهاشون؟
یا بچهای که از تحصیل امتناع کرد؟
،کی میدونه کدوم دونهی برف بهمن رو آغاز میکنه
بسیارخب، اومدم، شریک
بسیارخب، بیا یه نگاه کوچولو بندازیم
دختر خوب، دختر خوب
.آفت دهان گرفتن، آماس مری، و آسیب بافتی بهخاطر یه چیزیه که خوردن
.غذای همیشگی رو بهشون دادیم ،امروز صبح سالم بودن
...توی پارک دوئیدن، بعدش
تو هم گرفتی؟
فکر نمیکنم. ممنون، قربان
سرانجام، روزی از راه رسید که موزهی گتی تکمیل شده بود
اوه، احتمالاً چندتا جای خالی توی مجموعه ،وجود داشت
،ولی اونطور که کاشف به عل اومد فریز پارتنون، نهایتاً مهم نبود
درسته، اون سر اقیانوسی بود که ،امتناع کرد ازش رد بشه
ولی با اینحال، آقای گتی موزهی خودش رو داشت
اینقدر فوری فرستادنشون
،«نقدهای «نیویورک تایمز
،«واشینگتن پست»
«و «اِلاِی تایمز - داغِ داغ -
چقدر هیجانآور - طرف کو؟ -
دیگه وقتـش بود
بدهشون فان بلاک - ...خب -
ممنون
بجنب - آه -
،وارد موزهی گتی که شدم، اوه» «...انتظار جلال داشتم
...ولی نه در این حد فراوان»
این بازساخت ویلای رومی
«زننده، بدسلیقه، و به مانند دیزنیلند است
من عاشق دیزنیلندم
چیه؟ خیلی معروفه، نیست؟
نیویورک تایمز» دیگه مثل گذشته نیست» - یکی دیگه -
«اوه، «اِلاِی تایمز
موزهی گتی که از روی یک ویلای» «...باستانی رومی ساخته شده
بخون
«اگر بهعنوان یک ماکت باقی میماند، بهتر بود»
پل، به «آیین بهار» استراوینسکی فکر کن [ آهنگساز آمریکایی-روسی ]
آفتابگردانها»ی ونگوگ. آخه منتقدین» چی میدونن؟ هیچی [ نقاش هلندی ]
بخون
تعیینـش سخت است که اسرافگری جان پل گتی» «صرفاً نامناسب است یا خالصانه... مضحک
برید
همهتون
همین حالا
!برید بیرون
من میرونم
برو
دلتون نمیخواد من همراهیتون کنم، قربان؟
نه
سلام
اومدم پنهلوپی رو ببینم
اه
متأسفانه، پنهلوپی خونه نیست. دیر برمیگرده
بهش بگم کی کارش داشت؟
بله
کشورهای تولیدکنندهی نفت دنیای عرب تصمیم گرفتند» که از نفت خود بهعنوان یک سلاح سیاسی استفاده کنند
آنها تولید نفت خود را به میزان پنج درصد کاهش خواهند «داد، تا اینکه که اسرائیل از ... خود عقبنشینی کند
خب، یه میلیارد دیگه به نفع مردی که میتونه نفت صادر کنه
حالا کجا هست؟
بهنظر میاد یه شب دیگه رو مرخصی داریم
اوه، عزیزم، اون چندین هفتهست با من نخوابیده
هنوزم داری داستانهای شهوتانگیزت برای بُز پیر مینویسی، فان بلاک؟
اگه منظورتون تحقیقاتم در مورد آداب و رسوم جنسیه، نه
به معنای واقعی کلمه ذائقهش عوض شده
علاقهش رو از دست داده. بالاخره - خدا رو شکر. هوم -
یه ویسکی مک دیگه برام میاری، بولیمور عزیز؟
بولیمور؟
یکچهارم شراب زنجبیله با سهچهارم ویسکی، خانم
بولیمور؟
!واقعاً؟ خدا
این گنجشک در زمین کریکت «لرد» توسط یک توپ» «(پرتابی از جهانگیر خان کُشته شد(دانشگاه کمریج
پنداشت من از ابدیت، یه گنجشک خُشکشدهی گیرکرده روی یه توپ کریکت در موزهی «باشگاه کریکت ملبورن» نیست
ولی، میدونی، گنجشکها که حق انتخاب ندارن
سلام، رفیق قدیمی
هرگز فکر نمیکردم ببینمـش
.پیش خودم گفتم شاید خوشت بیاد ممنون که تماس گرفتی
میخواستم این رو پس بدم
کلماتیس، نارسیسس، سیکلمن، اولیاندر
یه چیز جدید بهم بگو
تمامشون برای سگها سمّی هستن
روی سرتاپای پلهها و قالیهای افغان بالا آوردن
!ایبابا
ولی، امیدوارم تلفاتی وجود نداشته باشه - نه -
ولی برای مدتی کسی رو گاز نمیگیرن
...تو
پرورشگاه رو راه انداختی؟
مرکز گلستان
این روزها اینطوری صداشون میکنن - اوه -
خوب هم پیش میره
میتونی تصور کنی تا ابد بچسبی به چیزی که میکُشدت؟
درست به موقع من رو از اشتباهم مطلع کردی
پروردگار زمانه و فصلها رو عوض میکند»
«پادشاهان را منصوب و معزول میکند
انجیل دانیال؛ سورهی 2، آیهی 21
♪ The Stranglers - Golden Brown ♪
کاشف به عمل اومد که پروردگار حس شوخطبعی داره
پیرمردی که از موادمخدر متنفر بود، پول بندرگاهی رو ...داد، که حالا 80% کوکائین اروپا رو تأمین میکنه
یه مشت بُزپرور سابق رو تبدیل کرده به هراسانگیزترین سندیکای جنایتکار در دنیا
و ثروتمندترین
عواقب، آقای گتی
عواقب
« موادمخدّر جامعهی ما را تهدید میکند »
« فرزندان ما را میکُشد »
،و اگه اون طعنه تحت تأثیرتون قرار نمیده
نظرتون در مورد این حقیقت چیه که اون بندرگاه به شکل یه گوش ساخته شده، هان؟
قبل از ناهار، نوشیدنی بخوریم؟ - فکر نکنم باری وجود داشته باشه، عزیزم -
اوه، کدوم هتلی بار نداره؟
اینجا هتل نیست، پل
کلینیکه
یه کلینیک خیلی خوب
چی؟ چی، تو...؟ تُف
گولم زدی
آره
منظورم اینه، نمیتونم. نمیتونم
نه، پل، من نمیتونم
دیگه نمیتونم
،اگه اینجا پذیرش کنی، منم به موندن پیشت فکر میکنم ولی اگه اینجا رو ترک کنی، منم تو رو ترک میکنم
♪ Ennio Morricone - Speranze Di Liberta ♪
،و هرجور که میخواید ازش برداشت کنید
،فقط برای یه مدت، آرامش مثل یه رود، در میانشون جاری بود
شاه میداس یه موهبتی داشت
دست به هرچی میزد، طلا میشد
همه اون قسمت حکایت رو میدونن
بامزهست، افراد زیادی نمیدونن شاه میداس چطوری مُرد
معلومه که، از گرسنگی
در رابطه با من، من یه عبرتی گرفتم
چون، پسر، اگه شما از این ماجرا ،عبرت نگرفتید
در اونصورت... از همهتون نااُمید میشم
میتونم کمکتون کنم؟
الکس
من فلچرم
:تـرجـمـه و زیـرنـویـس از Raylan Givens
.این سریال الهامگرفته از رخدادهای حقیقیست .برخی دیالوگها مطابق با آن رخدادها ایجاد شدند .رخدادهای گوناگونی بهمنظور بار دراماتیک وارد ماجرا شدهاند
« پــایــانــ فــصــلــ اولــ »
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.