All language subtitles for Genius.S02E07.WEB-DL.Sigma.Fa.edited

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

اسبم به نظر واقعي نمي‌رسه بابا

برعکس کبوترهاي تو

ميخوام مثل تو نقاشي کنم

پس بهت ياد ميدم پابليتو

من يک روز هنرمند بزرگي خواهم شد بابا

تو بايد معلم ميشدي

ميخوام پابلو پيکاسو و ژرژ پراک

پايه‌گذاران جنبش کوبيسم رو معرفي کنم

پابلو هميشه پيش براکه

عزيز من، نوميدي به راحتي قابل درمانه

چکار داري ميکني؟

نميدوني چقدر احساس تنهايي ميکنم

من به سختي براي رسيدن به اينجا تلاش کردم و به تو يا کس

ديگه اجازه نميدم خرابش کنين

"نازي‌ها اسم تمامشون رو گذاشتن "فاسد شده

به نظرت با چيزاي فاسد شده چکار ميکنن؟

هيتلر و نازي‌ها طرف فرانکوئن پابلو

تو رو طرف خودمون لازم داريم

به خدا قول دادم که اگر بذاره کونچيتا زنده بمونه بيخيال نقاشي بشم

خدا ميدونست که هرگز نميتونم پاي قولم بايستم

پس اون رو گرفت

به اين فکر ميکردم که بايد با هم چيزي درست کنيم

بيا يه بچه بسازيم

:ترجمه و زيرنويس امــيرمحـمد (Gunther)

irwarez.net ...بزرگترين و به‌روزتـرين آرشـيو فيلم، سريـال، بـازي و

نابـغه: پيـکاسو

ميشه با کلمات خودتون به خوانندگان ما بگيد

چرا به حزب کمونيست پيوستيد؟ [29 اکتبر 1944، پاريس]

تمام زندگيم از خط و رنگ استفاده کردم تا به اعماق بيشتري برم

تا جهان و انسان رو درک کنم

هنر سلاح من بوده

و به روش خودم مانند يک انقلابي واقعي جنگيدم

اما در زمان ترسناک اشغال نازي‌ها

احساس کردم که اين ديگه کافي نيست

که بايد با فاشيسم مي‌جنگيدم، نه فقط با نقاشي

بلکه با کل وجودم

افراطي‌گريه، مگه نه؟

به اون که پارچه روغني بهش زدي فکر کردم

و فکر کردم، اگه از کاغذديواري استفاده کنم چي؟

کاغذ ديواري خودشه و نماينده‌ي خودشه

تو خيال رو ميسازي و توجه رو بهش جلب ميکني

فوق‌العادست

هفته پيش از مارسل خواستگاري کردم

تبريک ميگم

موافق نيستي

البته که هستم

مارسل محشره

با اين حال ترديد در چشمان تاريکت سوسو ميزنه

تو به تازگي يه چيز کاملا جديد رو خلق کردي

هر وقت و هرطور ميخواي کار ميکني

نگران نيستي که داشتن زن و خانواده مانع اين ميشه؟

".فلوبرت گفته:"در زندگي معمولي و بانظم باشيد

".تا بتوانيد در کارتان خلاق و خشن باشيد"

من قصد دارم معمولي‌ترين و منظم‌ترين خانواده رو داشته باشم

من عاشق اينم که بچه داشته باشم

پس تو هم بايد ازدواج کني

فرناند اصلاً معمولي و منظم نيست

منظورم فرناند نبود

وقتشه بزرگ شي

براي خودت يه همسر مناسب پيدا کن و زندگي تشکيل بده

کلاژ تمام قوانين رو از بين ميبره

ميتوني از هر چيزي بخواي رو کرباس استفاده کني

خاک، ماسه، چوب

يا کاغذي که شبيه چوبه

ميتوني وسايل روزانه رو هم داخل کني

يه تيکه روزنامه يا کاغذ ديواري

تمام آخر هفته رو داشت کاغذ ديواري ميخريد

پيدا کردن اونايي که به قدري معمولي باشن که زندگي روزانه رو نشون بدن سخته

نميشه هر چيزي رو به کرباس چسبوند و اسمشو گذاشت هنر

چرا که نه؟

بعد مفهوم هنر بي‌معني ميشه

به نظرم هيجان‌انگيز به نظر ميرسه

خيلي دوست دارم يکي از کلاژهات رو ببينم پابلو

اوا، ميدوني که من عاشقتم. اما تو منتقد وحشتناکي هستي

هيچ حس بصري يا فضايي نداري

اوا خوش سليقه‌ترين زنيه که ميشناسم

اين خونه رو نگاه کن

مثل اون زيباست

حتي پرده‌ها رو خودش دوخته

خب تو بسيار بااستعدادي

فرناند تا حالا يه دکمه هم ندوخته

فقط لباس رو ميندازه دور و يکي ديگه ميخره

چه مشکلي بين تو و پابلو هست؟

به نظر اذيتت ميکنه

هميشه درباره‌ي کارش حرف ميزنه

درک نميکني که چقدر خوش‌شانسي

لويي درباره‌ي هيچي هيجان نداره

حداقل پابلو پر از احساسه

براي هنرش. نه براي من

فکر کردم شما دوتا اکثر وقتتون رو تو رختخواب ميگذرونين

ديگه نه

خواب ديدم که لويي رو رها کردم

از خونه بيرون دوييدم اما جايي براي رفتن نداشتم

ميشه ازت لطفي بخوام؟

اگه بحثش با پابلو پيش اومد. ميشه بگي که فردا با من

براي شام بيرون ميري؟

چرا؟

اوا

گفتي که در پيدا کردن

...ئکاغذ ديواري مناسب براي کلاژهات مشکل داري. پس

يه لوله از قديمي‌هايي که تو کمدم بود آوردم

ممنونم. بيا داخل

فرناند با دوستاش رفته شام

فکر کردم تو هم ميري

نظرم رو عوض کردم

چيز خاصي نيستن

اونا بي‌نقصن

خيلي لطف کردي اوا

خب تو هميشه با من مهربون بودي

جات تو يه نقاشي ورميره

جام تو نقاشي پيکاسو نيست؟

خيلي دوست دارم يه وقتي نقاشيت کنم

با من نوشيدني ميخوري؟

شرابي چيزي؟

چرا براي شام نرفتي؟

از اون نقاش ايتاليايي، اوپي، خوشم نمياد

شنيدم که اونم ميره

راستش نميشناسمش

چرا ازش خوشت نمياد؟

پابلو ميتونم ازت چيزي بپرسم؟

همين الان پرسيدي

...اگه بفهمي که

دوستت به معشوقش دروغ ميگه چکار ميکني؟

بهش ميگي؟

درباره چي دروغ ميگه؟

درباره‌ي داشتن رابطه

اين چه ربطي به من داره؟

بايد برم

منظورت اوپيه؟

خيلي متاسفم پابلو

.نميدونستم که بايد بگم يا نه ...اما فهميدم که اون

ببين کي بيدار شده

امروز حالش چطوره؟

مثل هر روز. تو رو ميخواد

ميشه حواست به کلاود باشه؟

آره

...مامان

نميخواي بلند شي

فرنسواز، خواهش ميکنم

...هر چه بيشتر زنده بمونم بيشتر مي‌ميرم

خب فعلا که نمردي

شکمم تمام شب اذيت ميکنه

احتمالاً يه توموره

پابلو، دکتر گوتمن ميگه که کاملاً حالت خوبه

نه، نه. براي دکتر گوتمن مهم نيست که ميميرم يا زنده ميمونم

!تا وقتي که نسخه‌ي اول برسه دستش

با اين حال روز منتظر توئه

خب حالا ميفهمم چرا افراد محکوم رو سحر اعدادم ميکنن

.ميدوني، نور خيلي وقيحه فقط مجبورت ميکنه بهش زل بزني

... سرم ميچرخه و من رو گيج ميکنه و

وقتي شروع به کار کني خيلي حالت بهتر ميشه

خب شايد درست ميگي

بدون تو چکار ميکردم؟

جدا از اون بايد بلند شي. يه دوست قديمي داره براي ملاقات مياد

"کنگره‌ي جهان اول روشنفکران براي صلح"

من روشنفکر نيستم

البته که هستي

و حضورت به جهان پيغامي ميفرسته

من شهروند فرانسه نيستم

نميتونم پاسپورت بگيرم

لهستانيا بهت ويزا ميدن

من يه بيانيه صادر ميکنم

در برابر مرگ، طرف زندگي مي‌ايستم

و در برابر جنگ و طرف صلح مي‌ايستم

يه چنين چيزي

کافي نيست

مصاحبه ميکنم. براي عکاسا ژست ميگيرم

از وقتي که به حزب پيوستم زندگي متواضعانه‌اي دارم

...پابلو، به اين سادگي

نميتونم به ورشو برم

خيلي کار براي انجام دادن دارم

جدا از اون، نميتونم فرانسواز رو با اين وضعيتش با بچه تنها بذارم

نه

وقتي به حزب پيوستي گفتي هنرت يه سلاحه

چي؟

که تو يه انقلابي واقعي هستي

و حالا چرا اينجا موندي؟

پرستار باشي؟

اينطوري ميخواي با فاشيسم بجنگي؟

با من راجع به فاشيسم حرف نزن

وقتي نازيا به پاريس اومدن و همه فرار کردن، من موندم

و اين کارت شجاعانه بود پابلو

اما دنيا حالا عوض شده

لازم نيست فاشيستا دم درت باشن تا تهديدت کنن

يدونه بمب ميتونه يه شهر رو کامل از بين ببره

جنگ بعدي ميتونه هممون رو نابود کنه

اگه خانوادت و آيندشون برات مهمه به کنفرانس مياي

مردم تو رو الگو قرار ميدن

الهام‌بخششون باش تا در راه صلح جهاني قدم بردارن

نديد گرفتن اين خطرناکه

روي بچه تاثير ميذاره؟

معمولا ميتونيم با دارو فشار رو پايين بياريم

محض رضاي خدا رک حرف بزن

اين ميتونه براي فرانسواز و بچه خيلي خطرناک باشه

ميخوام سه روز در هفته به بيمارستان بياي

نه، نه، نه. بيمارستان نه. نه

تو مياي پيشمون. من هزينش رو ميدم

بايد به طور مناسب تحت نظارت باشه

نميشه اين کارو اينجا انجام داد

فکر کردم نميري

پاول قانعم کرد که به اندازه کافي براي حزب کار نميکنم

شايد من يه نقاشي‌اي بکنم

بدون اينکه تو براي اذيت کردنم اينجا باشي

نگران نباش. دکتر حواسش بهت هست

همينطور کلاود

آره. حواست به مامان هست مگه نه؟

براي چند وقت ميري؟

فقط يه هفته. چيزي نيست

اين هفته فوق‌العاده بوده

اگه بخواي ميتونيم خونه رو براي تابستون نگه داريم

!پابلو

نبايد ميومدي اينجا

اون اينجاست؟

ميدوني که هست

پابلو، چرا داري اين کارو ميکني؟

چرا با اپي خوابيدي؟

خيلي احساس تنهايي ميکردم

هميشه مشغول کارت بودي

.و انگار نميتونستي منو ببيني حتي وقتي همونجا بودم

اما اشتباه کردم

و فکر ميکني اشتباهات تبعاتي ندارن؟

خب اين چيه؟ انتقام؟

شايد بود

ميدونم. ميفهمم

.درست ميگي پابلو. لياقتش رو داشتم حالا بيا خونه

بيا خونه. ميتونيم اوضاع رو مثل قبل کنيم

نه نميتونيم. نميتونيم

ميتونيم

من عاشقشم فرناند

اما اون خيلي سنتيه

نه. با اون همه چي راحته

با تو همه چي سخته

پابلو من ميتونم تغيير کنم

نه. اون طعنه‌زن و کينه‌توز نيست

ميخواد مراقب من باشه

منم ميتونم مراقبت باشم

نه نميتوني

اما بايد سعي کني مراقب خودت باشي

کاري ميکني فکر کنم مشکلي دارم

اما شايد تو مشکل داري

تو هر قولي که بهم دادي رو شکستي و همين کارو با اون ميکني

حتي وقتي خواهرت داشت ميمرد پاي حرفت نايستادي چون هنرت

هميشه مهم‌تره

نميخوام باهات دعوا کنم

ديگه نه

هيچوقت فکر نميکردم بتونم کسي رو دوست داشته باشم پابلو

اما من عاشق تو بودم

اميدوارم خوشحالت کنه

پدرت ميخواست داشته باشيش

تمام اين سال‌ها، بايد ميومدم ملاقات

نه

خودت رو زجر نده

تو غرور زندگيش بودي

و در ازاش من از او خجالت ميکشيدم

پابلو. پدرت ميدونست هر کاري که کردي براي هنرت بوده

اين دختر جديد اينو ميفهمه؟

بله ميفهمه

پس صبر نکن پابلو

باهاش ازدواج کن. يه خانواده تشکيل بده

چي ميتونه بيشتر از اين خوشحالت کنه؟

.شش هزار فرانک ممنون قربان

شش هزار و پونصد. نبود؟

شش هزار و پانصد فرانک

هفت هزار؟ هفت هزار فرانک

ممنونم قربان. 7,500 نبود؟

تبريک ميگم تو همين الان گرونترين نقاشي تاريخ رو فروختي

خدايا. چقدر؟

12,650 فرانک

اين دوبرابر پول گرونترين تقاشي ماتيسه

"قيمت‌هايي باورنکردني براي کارهاي غريبه‌هاي نخواستني داده شد"

!فکر ميکنم خبرنگار درباره‌ي پابلو نوشته. اسپانيايي کثيف

و آلمان‌ها بودن که قيمتا رو بالا بردن." تو رو ميگه کان‌وايلر"

!و بقيه آلمانياي آشغالي که دارن فرانسه رو نابود ميکنن

.اونو ولش کن مکس !تو آمريکا عاشق پابلوئن

!به سلامتيش

!تو به سلامتي هيچي نميخوري

!گرترود

دوست دختر کامل منو شناخته

نه مکس عزيز. با ملي‌گراها نميشه شوخي کرد

دارن سعي ميکنن جنگ با آلمان رو شدت ببخشن

جنگي رخ نميده گرترود

من دعوتتون نکردم اينجا که از سياست حرف بزنين

بله. اومديم که فروش "لوده‌ها" رو جشن بگيريم

...چطور لوده با جادو رشد ميکند

!اوه

من به هم ريخته‌ام. برعکس تو

همش رو با يه پاپيون کوچولوي خوشگل جمع کردي، مگه نه؟

از شر فرناند خلاص شدي، پابلو رو دزديدي و حالا اون خيلي پولداره

چي گفتي؟

!اوه يه شعر

شعري براي زن مجرد خونه‌ي مجلل

"حفار طلايي مونت‌پارنس"

تو مايه‌ي خجالتي

اون مسته پابلو. منظوري نداره

نه منظوري نداشتم. نميخواستم به شما غريبه‌هاي نخواستني توهين کنم

برو بيرون! برو بيرون

بايد کتکش ميزدم

زيادي خورده بود و فرناند دوستشه

ميفهمم چرا ناراحته

تو زيادي خوبي اوا

اون بهت توهين کرد

چندانم بيراه نگفت

"من "زن مجرد خونه‌ام

ميتونم اينو تغيير بدم

...نه. من نميخواستم

"نه، من دوستت دارم "ما جولي

بيشتر از عشقي که نسبت به هر کس ديگه‌اي داشتم

من ميخوام اسمت رو تو تموم کارام بنويسم

ميخوام باهات خانواده داشته باشم

سريع برميگردم عزيزم

امشب به نيس برو پابلو [دو روز يعد از اعلام جنگ فرانسه و آلمان]

آپولينر اونجا خواهد بود

ميتونين با هم عضو بشين

اگه من به نيس برم براي اينه که جلوي اونو بگيرم

کاش ميتونستم جلوي تو رو بگيرم

تو چي ميخواي؟

اشغال کردن و حکمراني المان؟

ما هنرمنديم نه سرباز

نقاشي فرانسه رو ماشين رزمي آلمان نجات نميده

من فرانسويم نيستم ژرژ. من اسپانياييم

و فرانسه براي تو چکار کرده؟

يه خونه بهت داد که هر چي ميخواي بکشي و هر کي رو ميخواي دوست داشته باشي

فرانسه تو رو آدم پولداري کرده

پس براي نشون دادن قدردانيم بايد طول زمين رو بدوئم و سرنيزم رو

تو شکم يکي ديگه فرو کنم؟

اگه کار لازم همينه،آره

تو رو ملي‌گرايي کور کرده، ژرژ

.اين جنگ براي فرانسه نيست براي ازادي نيست

بزدل

براي امپرياليست‌ها و بانکدارهاست

فقط يه امضاي ديگه ميخوام موسيو پيکاسو

صدهزار فرانک؟

چرا انقدر پول رو برميداري؟

که اگه اين جنگ وحشتناک باعث سقوط بانک‌ها شد

بتونم از تو و بچه‌هاي زيبايي

که خواهيم داشت مراقبت کنم

حالت خوبه؟

فقط ميخاره

ميخوام مادمازل ژيلو براي حسابام صاحب‌امضا باشن

مدارک رو آماده ميکنم

واقعا اين لازمه؟

اگه هواپيما تو راه لهستان سقوط کنه

چطور ميخواي پولا رو بگيري؟

اگه انقدر از پرواز ميترسي نرو پابلو

کلاود فقط ميخواد تو بخوابونيش

ببين اين مسئله جديه فرانسواز

تا حالا هرگز به کسي براي مديريت پولم اعتماد نکردم

و تمام اين سال‌ها فکر ميکردم

بخاطر اينکه هنرمندم عاشقمي

اما مثل اينکه کتابدار ميخواستي

و يه خدمتکار و منشي

فرانسواز

شايد اعليحضرت بهم اجازه بدن يه دايه استخدام کنم؟

ميدوني که پيش حزب اين چطور به نظر ميرسه

دايه داشتن از ولخرجي‌هاي طبقه مرفهه

...اين

البته. رفيق پيکاسو

فکر ميکني اگه مشکلي پيش بياد خلبان ميدونه بايد چکار کنه؟

هواپيما سقوط نميکنه پابلو

چطور اين پرنده‌ي غول‌پيکر تو هوا ميمونه؟

صدها هواپيما هر روز در جهان پرواز ميکنن

چرا فکر ميکني تنها هواپيمايي که تو سوار شدي سقوط ميکنه؟

فقط يه نفس عميق بکش و بيرون رو نگاه کن پابلو

زيباست

همش مربع و مستطيله

.يه نقاشي کوبيسم. درست فهميدم درست فهميدم

پابلو، من يه رويايي داشتم

مسيح دربرابرم ظاهر شد

داشتي افيون ميکشيدي؟

.نه. نه. واقعي بود يه پيغام

.بايد بابت تمام گناهانم توبه کنم براي منحرف بودن، مست و بدجنس بودن

خيلي با اوا بد رفتار کردم

بله. بهش يه عذرخواهي بدهکاري

البته. بله

اما عذرخواهي کافي نيست

بايد با زندگيم کار بيشتري بکنم

ارتش من رو قبول نميکنه پس نميتونم بجنگم

و هرگز خانواده نخواهم داشت

مکس تو هميشه خانواده‌ي من خواهي بود

جدي ميگي؟

چون ميخوام بهم در کاري کمک کني

حالا من پدرخوانده‌ي مکس هستم

.قبل از اينکه يه پدر واقعي بشم !من يه پسر دارم که 38 سالشه

!و پسرش يهوديه

خب ديگه يهودي نيست

و شما دوتا چي؟

کي ميخواين ازدواج کنين و بچه واقعي بيارين؟

من ميخوام تا پايان جنگ صبر کنم

و من بهش ميگم جنگ بهترين زمان براي بچه دار شدنه

و پادزهري براي مرگه

اين سوپ خوشمزه‌ست

چراغا. سريع

زير ميز

!به سلامتي پيکاسو

!پيکاسو

خواهش ميکنم

اينجا بودن مايه‌ي افتخاره

ميگن که آمريکايي‌ها ديگه کارات رو نميخرن

حالا که کمونيست شدي

خواهيم ديد

به نظرم بهاي کمي براي پرداختنه

اونم براي ثروتمندترين نقاش جهان

با کارهاي من آشنايي؟

بله

و نميدونم چرا با سبک

امپرسيونيست-سورئاليست طبقه مرفه نقاشي ميکشي؟

خواهش ميکنم احترام بگذار

امپرسينويست-سورئاليست؟

اگه ميخواي منو بدنام کني حداقل از کلمات درست استفاده کن

و بابت کوبيسم بهم توهين کن

نقاشي‌هاي شما کجاست رفيق پيکاسو؟

تو خونه‌ي افراد پولدار

ديگه کي ميتونه هزينش رو بده؟

تو اولين نفري نيستي که بهم ميگي کارم

مورد تاييد نيست

و چرا به روش‌هاي ساده‌تر و نمادگرايي قابل درک‌تر نقاشي نميکني؟

اگه من کفاش بودم بايد براي نشون دادن سياستم

کفشامو به روش خاصي چکش ميزدم؟

کار تو کمونيستي نيست

من يه کمونيستم

اگه نقاشي بکشم، يه نقاشي کمونيستيه

مردها با کار کردن براي هدف مشترک به خودشون اعتبار ميدن

نه با پرمايه کردن خودشون

نقاشي تو رو به انحطاطه رفيق

"نازي‌ها اسمش رو گذاشتن "فاسد شده

تو هم دقيقا همونطوري

پس حالا به اندازه کافي کمونيست نيستم؟

شنيدي که اون حرومزاده‌ها منو بخاطر ملحق شدن به حزب محکوم کردن؟

کي به نظر اونا اهميت ميده؟

مارسل، ما داريم به پاريس برميگرديم

...خواهش ميکنم رفيق پيکاسو

لوويچ رو ببخش. اون ذهنش کوچکه

و نميفهمه ما سعي داريم چکار کنيم

پابلو. پير دي نويسنده رو يادته؟

لطفا اگه بهم اجازه بدي ميخوام نشونت بدم ما عليه چي ميجنگيم

آربايت ماخت فقاي

کار شما را آزاد ميکند

البته يه دروغ بزرگه

آزادي‌اي نبود [آشويتز، سوييس]

نه براي زندانيان سياسي مثل من

نه براي همجنسگراها

و قطعا نه براي يهوديا

اونايي که تو مسير نمردن، به محض رسيدن جدا شدن

بچه‌ها از دست مادرانشون کشيده شدن

افراد توانمند سر کار فرستاده شدن

ضعيفا به حمام‌ها

البته اينم يه دروغه

هيچ آبي از اين لوله‌ها نيومد

فقط گاز سمي از سقف وارد شد

افراد برهنه. در حال لرزيدن و تحقير شده

شونه به شونه بهم چسبيدن

زنا. مردها. بچه‌هاي کوچيک

فقط وقتي فريادها متوقف شد که بخار صداشون رو دزديد

زندگي رو از وجودشون بيرون کشيد

اين جنگ لعنتي تموم شدنيه؟

اگه انقدر از جنگ بدت مياد چرا به جاي غر زدن

نميري يه کاري بکني؟

من چکار ميتونم بکنم؟

گرترود و من آذوقه به بيمارستان‌‌هاي محلي ميبريم

اين عاليه

اين که خودت رو ضدجنگ بدوني کافي نيست پابلو

تو صداي بسيار بلندي داري و وظيفه داري کاري کني شنيده شه

من سياستمدار نيستم

نه ولي تو يکي از مشهورترين هنرمندان اروپايي

از هنرت براي صحبت عليه جنگ استفاده کن

هنر نبايد سياسي باشه

خب اين تفکر مبادي آداب و راحتيه مگه نه؟

ميتوني کاري نکني و با اين حال از نظر اخلاقي از همه خودت رو بهتر بدوني

تو ميگي هنر يه سلاحه

پس ازش براي مقابله با اين جنايات استفاده کن

رفيق الوارد درست ميگه

شايد نازيا رفته باشن اما فرانکو هنوز اسپانياي عزيزت رو کنترل ميکنه

فاشيسم نمرده

و حزب ما براي مبارزه باهاش متعهده

تا مطمئن شه که اين اتفاق ديگه نميفته

يک نشان صلح بکش پابلو

براي کنفرانس حزب در پاريس

از طرف بابائه

متاسفم که عصر خوبي نبود. دفعه بعد بيشتر خوش ميگذره

...مزخرفه. ما بيشتر از همه ترجيح ميديم با شما دوتا زير ميز قايم

اوا؟ چي شده؟ چي شده؟

شما سرطان ريه داريد. متاسفم

چطور درمانش کنيم؟

ما هر کاري بتونيم براي راحتي شما ميکنيم

!بابا اومده خونه

اوه سلام

از ديدنم خوشحال نيستي؟

گفتي يه هفته ميري. سه هفته گذشته

تلگرامم بهت نرسيد؟

منظورت اوناييه که براي "خانم پيکاسو" نوشته شده بود؟

وقت نداشتي بفرستيش پس چيکار کردي؟

دادي مارسل بنويستشون؟

چطور جرئت کردي منو ترک کني

داري اغراق ميکني فرانسواز

پس من رو تنها و باردار يه بچه

براي حدود يه ماه رها نکردي؟

داشتم کار مهمي ميکردم

چيزي خيلي بزرگتر از مراقب يه بچه بودن

پس حالا فقط هنرت نيست که از خانوادت مهمتره

سياست هم هست

من تو کشوري بودم که بمب و بدبختي و مرگ نابودش کرده بود

با رهبران جهان درباره روش توقف جنگ حرف ميزدم

.درست ميگي نگراني‌هاي من مهم نيستن

حساب‌ها. حمام

ملاقات دکتر

لباسشويي. استفراغ

واقعا چقدر براي تو سخت بوده؟

گرسنگي ميکشيدي؟

کتک خوردي و تا سر حد مرگ کار کردي؟

کلاود رو نازيها از دستت کشيدن؟

پس اگه قرباني نازي‌ها نباشم، نيازهام مهم نيست؟

تو کسي هستي که بچه ميخواستي پابلو

و من موافقت کردم

اما موافقت نکردم که بيخيال کارهام بشم تا نيازهاي تو رو فراهم کنم

متاسفم عشقم

نميتوني تصور کني که من چي ديدم

نميتونيم چشممون رو ببنديم وقتي نگاها روي خونواده‌ي کوچيکمونه

نميشه خودمون رو از درگيري در تمام جهان جدا کنيم

بايد کار بيشتري براي ديگران بکنيم

خيلي احساسات نجيبانه‌ايه پابلو

اما واقعا اين رو ميخواي؟

منظورت چيه؟

شايد فقط حوصلت سر رفته

.شايد ميخواي از ما دور شي شايد خوشت نمياد

که دوباره به يه برآمدگي گنده تبديل شم

تو هرگز به نظرم انقدر زيبا نبودي

اما درست ميگي

ميخواستم دور بشم

وقتي لاماز گفت تو مريضي و بايد دکترها رو تو بيمارستان ملاقات کني

مجبور شدم فرار کنم

و ميدونم که وحشتناکه

اما ناگهان فکر کردم دوباره داره اتفاق ميفته

چه اتفاقي؟

خيلي خسته‌ام

ميدونم عزيزم. اما نااميد نشو

بزودي به خونه ميري

پابلو من به خونه نميرم

البته که ميري

ما ازدواج ميکنيم و بچه‌دار ميشيم

پابلو

تو ازدواج ميکني و خانواده خواهي داشت

اما نه با من

درست فکر نميکني. تاثير مورفينه

بزودي حالت خوب ميشه

و تا اون موقع هر روز ميام و پيشت ميشينم

سفر طولاني‌اي با قطاره پابلو

.مهم نيست چون آخر خط تويي

تو خيلي شيريني

اما الان بايد استراحت کنم

بايد بري خونه

موسيو پيکاسو، من ژان ککتو هستم

خيلي کارتون رو تحسين ميکنم

الان ميرم سمت خط مقدم. اميدوار بودم نقاشيم رو بکشين

براي مادرمه

زني که عاشقشم داره ميميره

فکر ميکني ميخوام پرتره لعنتي تو رو بکشم؟

...متاسفم. من

اين يکي زندس

نامزدم تو خط مقدمه

چرا تو نيستي؟

من به جنگ باور ندارم

تو چطور؟

تو هم حتما يکيو داري

چطور به نظر ميرسم؟

انگار ميتونم بقيه‌ي زندگيم تو رو نقاشي کنم

بندم رو ببند

با من ازدواج کن گبي

من نامزد دارم

و تو الان زني که عاشقشي رو از دست دادي

ميخوام به تو همه چيز بدم

نقاشي. بچه

ميدونم که رنج ميکشي. اما جوابش اين نيست

متاسفم پابلو. نميتونم

دکترها ميخوان جمجمه‌م رو سوراخ کنن تا فشار رو از بين ببرن

اما نميدونن که بيناييم بهم برميگرده يا نه

مطمئنم که برميگرده

مارسل هم همين رو ميگه

اون خيلي بي‌گناهه

هنوزم يه خونواده ميخواد

تو بچه‌هاي زيبايي خواهي داشت

هر شب خواب ترک سنگر رو ميبينم

وقتي به بالاش ميرسم، ترسم تبديل به وحشت ميشه

دماغم پر از گوگرد ميشه

طعم فلز رو در سقف دهانم حس ميکنم

.اون هرگز درک نخواهد کرد تو هم همينطور

نه. فکر نکنم بتونم

تو خونه موندي و نقاشي کردي و شايد من هرگز نتونم نقاشي کنم

براک درست ميگه

وقتي بقيه شما زجر کشيدين من تو استديوم قايم شدم

خيلي متاسفم گيلاوم

کار درستي کردي که نرفتي پابلو

هنرمندها بايد خلق کنن. نه نابود

اما من چي خلق کردم؟

نه حتي يه بچه

فقط عکساي قشنگ براي اوا و گبي

بايد حداقل سعي ميکردم چيزي خلق کنم که به جهان بگم

نظرم راجع به اين جنگ لعنتي چيه

!شنيديم شما يک ميليون فرانک به معدنچيان اعتصاب کننده دادين

چه حرکت بزرگوارانه‌اي

کاملا بشردوست شدي پابلو

و حالا داري نقاشي کنفرانس صلح پاريس رو هم ميکشي

چه نقاشي‌اي ميکني؟

هنوز نميدونم

ماري داره سعي ميکنه کاري کنه من برم

.بايد بري پاول روبسون از آمريکا مياد

هممم

ميشناسيش؟

خوانندهه؟

پدرش يه برده‌ي فراري بود

اون و پابلو با هم مکاتبه داشتن

من و ماري داشتيم فکر ميکرديم با تمام کارهاي خيري که کردي

شايد چندتا نقاشي به موزه‌ي کوچک ما در آنتيب اهدا کني

حالا موزه‌تون شده کار خير؟

هنر خير خودشه. مگه نه؟

اين رو براي توريستاي ثروتمند ميخواين

...خب فکر کنم ولي هديه‌اي از سمت تو واقعا به ما کمک ميکنه

شايد بتونم در ازاش بهت کمک کنم

شنيديم که بخاطر نداشتن پاسپورت در سفر به لهستان مشکل داشتي

من هنوز دوستاني در کنسول وزرا دارم که ميتونن برات

تابعيت فرانسوي بگيرن

اول يه هديه ميخواي و حالا ميخواي مليتم رو عوض کنم؟

.من اسپانياييم من در تبعيد نماد اسپانيا هستم

...پابلو. منظوري نداشتم

تا وقتي که يه ديکتاتور فاشيست بر مردمم حکومت ميکنه

من در کنار اونا خواهم ايستاد

فرانسواز، مردم زل زدن

و چي به تو اين حق رو ميده که نقاشي‌هاي من رو بخواي؟

فکر کردي براي تو نقاشيشون ميکنم؟

فکر کردي هنرمند کيه؟

يه احمقي که براي ديوار موزه‌ها نقاشي ميکشه؟

و چرا ديگه نميخوري؟

غذاي اينجا برات به اندازه کافي خوب نيست؟

!فرانسواز

به من نگاه نکن. من باهاش موافقم

مرسي که طرفم رو گرفتي

ما متحديم پابلو

در ورشو، يه خر شوروي

بهم گفت بايد با روش

نمادگرايي قابل درک‌تري نقاشي کنم

مطمئنم که از پيشنهادش تشکر کردي

حتي اگه باهاش موافق باشم، نميدونم چه جوري

منظورم اينه که من حس ميکنم، ميبينم و نقاشي ميکنم

و فرداش نميدونم چطور انجامش دادم

.من يه نماد جهاني احتياج دارم اما بدون غريزه و

ناخودآگاه نميتونم پيداش کنم

اگه چيز غريزي ميخواي برگرد جاي اولت

جاي اولم گاو و کبوتر بود

پس از همونجا شروع کن

اسبم به نظر واقعي نميرسه بابا

ميخوام مثل تو نقاشي کنم

من بهت درس ميدم پابليتو

...اسبم شبيه کبوتر تو نيست

هر چه لازم بوده بهم ياد دادي

يه کبوتر؟

يه کبوتر. به اسپانيايي، پالوما

پدرم بزرگشون ميکرد

راستش انتظار اين رو داشتم که يه کارگر

چکش در دست بگيره يا يکي شمشيرش رو پايين بذاره

زيادي به معني اصليش نزديکه

اما انجيل داستان‌هاي قشنگي ميگه

مثل اين که پالوما شاخه زيتون رو بعد سيل پيش نوح آورد

بله. براي اين که نشون بده خدا با انسان صلح کرده

زيباست پابلو

و همينطور مسخرست

يه روز، پدرم يه بچه پرنده رو به خونه آورد

و ديدم که دوتا کبوتر تا سر حد مرگ بهش نوک زدن

حالا اين چطور سمبل صلحه؟

درکت نميکنم

هنر دروغيه که حقيقت رو ميگه

سعي نکن بفهمي. بايد حس کني

و اميدوارم اين کبوتر باعث شه مردم احساس کنن

حقيقت رو

که ما ميتونيم خشن‌ترين جرائم رو انجام بديم

براي همينه که بايد به شدت عليهش بجنگيم

بنظر ميرسه بچه با من مبارزه ميکنه

ميخواد بمونه اما من ميخوام بياد بيرون

.موافقم .وقتشه که وادار به زايمانش کنيم من با پابلو تماس ميگيرم

نه. اون اصلا نميخواد تو بيمارستان باشه

ناراحتش ميکنم

فرانسواز، اين بچه‌ي اونم هست

اما اون تو کنفرانس صلحه

مهمه

از خانوادش مهم‌تره؟

فشار بده، فشار بده

آماده‌اي؟ حالا فشار بده

ديشب خواب جو هيل را ديدم [فعال کارگري و شاعر]

به سلامت من و شما

گفتم که جو، تو ده سال است مردي

او گفت من هرگز نمردم

او گفت من هرگز نمردم

او گفت

سلام. حالت خوبه؟

اوه

!اوه

نگاهش کن

يه اثر هنريه

ما با هم درستش کرديم

پالوما. اسمش رو پالوما ميذاريم

پالوما

بله

اسم دوست‌داشتني‌ايه

اينطوري ميتونيم مطمئن باشيم

از چي؟

که هميشه در خانوادمون صلح خواهد بود

!پالوما

irwarez.net ...بزرگـترين و به‌روزتـرين آرشـيو فيـلم، سريـال، بـازي و

:ترجمه و زيرنويس امــيرمحـمد (Gunther)

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.