All language subtitles for Rosie.2018.1080p.WEB-DL.H264.AC3-EVO.Farsi

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.:. تیم ترجمه شــوتايـم تقدیم می‌کند .:. .:. WwW.Show-Time.iN .:.

کاری از علی خزایی

‫ کاهش شدید خانه‌های اجاره‌ای و افزایش اجاره‌بها

‫ بدین معناست که خانواده‌های کم‌درآمد متعددی

‫ دیگر قادر به اجاره‌ی خانه از اشخاص حقیقی نیستند

‫ طبق گزارشات یک موسسه کمک به افراد بی‌سرپناه

‫ ایرلند هم اکنون بیشترین نرخ افزایش خانواده‌های بی‌سرپناه را ‫ در تمام قاره اروپا دارد

‫ تامین محل اقامت صدها خانواده

‫ به خود آنها واگذار شده است

‫ بسیاری در تلاش برای یافتن هتلی برای اقامت هستند

‫ از موسسات خیریه هم‌اکنون درخواست...

‫سلام، من دنبال یه اتاق میگردم

‫برای خونواده

‫نه، فقط برای یه هفته

‫سلام یه اتاق میخام

‫واسه چن شب

‫اتاق خونوادگی

‫کارت اعتباری شورای شهر "دوبلین" رو دارم

‫شما تو لیست هتل‌ها بودین

‫یه اتاق واسه چن شب میخاستم

‫ما شیش نفریم

‫شماره‌تونو از توی لیستی که بهم دادن برداشتم

‫باشه ممنون بهرحال

‫سلام، دنبال یه اتاق واسه چن شب بودم

‫اتاق خونوادگی

‫بله درسته ‫کارت اعتباری شورای شهر

‫حتی یه شب هم راه نداره؟

‫گفتم ساکت

‫سلام، یه اتاق برای یه هفته میخاستم

‫ببخشید؟

‫اتاق خونوادگی

‫ببخشید؟

‫نه، شورای شهر "دوبلین"

‫کارت اعتباری مخصوص شورا

‫شما تو لیست هتل‌ها بودین

‫- اون گفت "منم" ‫- نه، گفت "ساکت"

‫گفتم ساکت

‫دنبال یه جای موقتی هستم

‫- پس یه اتاق واسه... ‫- اون گفت ساکت!

‫ببخشید؟

‫باشه

‫بازم ممنون

‫مامان؟

‫میگم ساکت

‫سلام یه اتاق واسه چند شب میخاستم

‫شماره‌تون رو از لیستی که بهم دادن برداشتم

‫باشه ممنون

‫پتیاره

‫این حرفو نشنیده بگیرین

‫گرچه پتیاره هم بود

‫از کپی، کپی گرفتن ‫بزور معلومه چی نوشته، نگا کن

‫- میتونی برام بخونیش؟ ‫- دارم درسامو میخونم

‫فقط چارتا شماره‌س «کیلی»

‫نگفتم که ترک تحصیل کنی، یالا

‫یه هتل پیدا کنیم میرم دنبال یه جای جدید میگردم

‫- یه خونه‌ای، جایی - مامان، مامانی ‫- چیه عزیزم؟

‫من نبودم

‫- تا بعد ‫- فعلا

‫- «جان پاول» ‫- بله؟

‫فردا شب باید تا دیروقت وایسی، حله؟

‫- باشه ‫- مشکلی نیست دیگه؟ فقط 2، 3 ساعت میشه

‫- یه مراسم بزرگ داریم باید آماده شیم ‫- موردی نداره، فعلا

‫منم، کجایی؟

‫بیرون خونه «مگان» ‫آره هنوز تو ماشینیم

‫- به باباتون سلام کنین ‫- سلام بابایی

‫حالا یه دیقه آروم باشین تا باهاش حرف بزنم، خب؟

‫آروم و ساکت بشینین

‫نه، نشد

‫فعلا هیچ‌جا، ‫به همشون زنگ زدم

‫کل روزو از صبح دارم زنگ میزنم جان پاول

یه دیقه زنگ میزنم موارد اضطراری

‫ای خدا، ساعت چهار و نیم شده

‫نه، اون آشنات از شورا دیگه زنگ نزد

‫هیچکس زنگ نزد

‫چی؟

‫همینجاییم گفتم، ‫لباسارو ریختم تو ماشین لباسشویی مگان

‫واسه همین باید وایسم تا کارش تموم شه ‫گرچه جایی هم نداریم بریم فعلا

‫خب چی میگی...

‫همونجایین تا منم بیام پیش‌تون؟

‫یه خونه خوب گیرمون میاد، نگران نباش

‫یه جایی گیرمون میاد

‫میبینمت

‫دوست دارم

‫خب

‫نیام اون پشتا!

‫اوضاعت چطوره عزیزم؟

‫- ردیفم ‫- خوبه

‫- من بچه بودم که مدرسه رو ول کردم ‫- منو حامله بودی

‫تو رو حامله بودم

‫قبلا از مدرسه خوشم میومد، اما...چی بگم

‫- مگانه، بی شوخی قلبم ترکید مگان ‫- شرمنده

‫- مرسی عزیزم، یه دونه باشی ‫- کاری نکردم

‫یه لطفی میکنی در صندوقو باز کنی؟

‫ممنون

‫- یه سر نمیاین تو؟ ‫- نه ممنون مگان

‫ما خودمون پنج نفریم، منتظر جان پاول ـیم

‫الانا دیگه میخایم بریم، دیگه دفعه آخر بود ‫خدا خیرت بده

‫حتما بهتون سخت میگذره

‫جاهایی که بهمون میدن، کلی از مدرسه بچه‌ها دوره

‫یکیشون حتی تو "دوبلین" نبود ‫تو "میت" بود، حومه شهر

‫- اوضاع دیوونه کننده‌س ‫- بایدم باشه

‫- مامان ‫- ای خدا، صبر کن

‫- اون تو هم اوضاع دیوونه کنندس ‫- برو

‫- مامان ‫- اومدم

‫خب، وقتی «نیجی» میگه که خفه شین، ‫باید خفه شین، خب؟

‫- نیجی تو ماشین موند؟ ‫- نیجی بیچاره

‫نیجی روبراهه، نمیخاد نگرانش باشین ‫اون یکی عزیزم، فهمیدیش؟

‫02

‫05758

‫- چطوری نیجی؟ ‫- خفه شین

‫سلام، یه اتاق میخاستم ‫شماره‌تون رو از یه لیست برداشتم

‫برای سه شب که عالی میشه

‫بله درسته ‫شورای شهر "دوبلین"

‫باشه ممنون

‫نیجی!

‫خفه خون بگیرین

‫بله پشت خطم

‫جدا؟

‫خیلیم خوب

‫یه شب؟

‫خب

‫کارت اعتباری شورای شهر "دوبلین"، درسته

‫عالیه ‫باید زنگ بزنم ببینم موافق هستن یا نه، ایرادی که نداره؟

‫اتاق رو برامون نگه میدارین؟

‫عالیه

‫بله...«رُزی»

‫بله

‫«دیویس»

‫رزی دیویس

‫چی شد؟

‫باشه، کجا؟

‫اونجا دیگه کجاست؟

‫کجا؟ ‫پس باید پیاده شم

‫باشه، پیداتون میکنم

‫گفتی اسمش چی بود؟ ‫"اسکای وی"

‫چن شب؟

‫فقط یه شب؟

‫بازم؟

‫عه، خدا

‫خیله‌خب، الان میام پیش‌تون

‫من بیرونم، اتاقمون شماره چنده؟

‫خب، یه دیقه دیگه اونجام

‫دختر خوبم

‫خوبین؟

‫- «الفی» کو؟ ‫- گذاشتم بره بیرون بازی کنه

‫- داشت از کوره در میرفت ‫- الان کجاست؟

‫- مگه اونجا نیست؟ ‫- سلام بابا

‫بهش گفتم که تو راهرو بمونه

‫- فک نکنم تو راهرو باشه ‫- پس میرم دنبالش، حتما رفته جاهای دیگه

‫تصادف

‫اونم تصادف میکنه

‫الفی؟

‫- بچه کیه؟ ‫- بچه منه، مگه نه عزیزم؟

‫- آره ‫- میشه از راهرو ببریش بیرون؟

‫مارو به دردسر ننداز

‫مشکلت چیه؟ ‫فقط داره بازی میکنه

‫مردم صداشون درمیاد، همیشه همین بوده ‫بخاطر سر و صدا

‫- بچه خودمم که نیست ‫- خدا

‫مثلا هتله‌ها، ‫اگه شلوغ کنیم میندازنمون بیرون

‫- منم جایی ندارم برم ‫- باشه

‫ماشیناتو جمع کن الفی

‫ای خدا، زود باش الفی

‫- چیزی از تو ماشین نمیخاین؟ ‫- نه فک نکنم

‫چیزی نمیخایم، ‫فقط غذا میخایم، دارم میمیرم از گشنگی

‫- اینجا که نمیتونیم آشپزی کنیم، نه؟ ‫- گیر میدن

‫-الفی بس کن ‫- باشه پس

‫- پول داری؟ ‫- آره فک کنم

‫فعلا کافیه ‫صبحانه داریم بخوریم؟

‫غلات صبحانه به اندازه فردا داریم ‫شیر و آبمیوه بگیر

‫عه یادم نبود ‫واسه ناهار فردا چی؟

‫- نون و اینا ‫- باشه، الان برمیگردم

‫- الفی هم با خودت ببر ‫- بدون اون زودتر برمیگردم

‫بر منکرش لعنت

‫- انقد نپر عزیزم ‫- نمی‌پرم

‫- حالا ردیف پایین دندونات - شستم‌ ـشون ‫- نه نشستی

‫- برگرد تو تخت خواب ‫- خوابم نمیاد - البته که میاد

‫عشقمی

‫اتاق بوی بد میده مامان

‫بوی غذاس، خودش میره

‫«پیچی»

‫- پیچی چی؟ کجاست؟ ‫- پیچی تو ماشینه، میخامش

‫- آخ خدا ‫- من میارمش

‫بیا اینجا ببینم

‫باید قیافه‌شونو میدیدی ‫به من و پیچی زل زده بودن

‫چه باحال

‫پیچی بیچاره، همش میخاد قسر در بره

‫کسی هم جلوشو نمیگیره ‫اصن چی هست اون؟

‫- یه خرگوشه - واقعا؟ ‫- تابلوئه - جدا؟

‫آره جان پاول، اون یه خرگوش فسقلیه

‫تا جایی که من میدونم مایه دردسره

‫پیچی بیچاره رو ول کن

‫این بوی غذا، خفه‌مون کرد

‫گشنم شد باز، خوابم نمیبره

‫پنجره که بسته‌س

‫- میترسن نکنه از پنجره بپریم ‫- حق هم دارن

‫یادته قبلنا میگفتیم تو هتل بودن خیلی خوبه؟

‫خب الان به آرزومون رسیدیم

‫بگیر بخواب

‫چطور میتونم بخوابم وقتی تو پیشمی؟

‫چه دلنشین

‫ای خدا، الفی ‫چرا وقتی داشتم جمع‌شون میکردم بهم نگفتی؟

‫ببخشید عزیزم، شرمنده

‫- من مریض شدم ‫- نه عزیزم نشدی - چرا

‫حالت خوب میشه عزیزم ‫گرچه فعلا جای دیگه‌ای هم نداریم بریم

‫- همینجا ‫- نمیشه اینجا بمونیم «میلی»، بهت که گفتم

‫- چرا نمیشه؟ ‫- نمیشه دیگه، خونه خودمون نیست که، باید بریم

‫- هر وقت رفتین مدرسه ما هم میریم دنبال خونه ‫- آره درسته

‫- پس بیاین از اینجا بزنیم بیرون ‫- چشم ارباب

‫- الفی - چیه؟ ‫- شلوارتو بپوش عزیزم

‫- بیا من کمکت کنم ‫- کمک نمیخام

‫- عجله داریم الفی، زود باش ‫- میتونیم بریم خونه ننه‌جون

‫چرا نمیشه؟ ننه‌جون منو دوست داره

‫میدونم عزیزم، اون همه‌تونو دوست داره

‫مسئله اینه که الان خیلی هم کشته مرده‌ی من نیست

‫این مال توئه؟

‫باید بپوشم‌شون، امروز ورزش داریم

‫وای میلی، من نشستم‌شون ‫باید شسته شن

‫برو تو حموم، زود باش

‫خب، همه کمک کنین ساک‌ها رو ببریم

‫بجنب

‫زود باش کیلی

‫- دلم واسه «ناگت» تنگ شده ‫- همه‌مون دلمون تنگ شده عزیزم

‫- چرا نمیریم پیشش؟ ‫- الفی وقتشو نداریم، بجنب

‫نمیتونیم سگ بیاریم تو هنل

‫- دلم میخاد ناگت رو ناز کنم ‫- بعدا میریم خونه عمو «دن» ناگت رو میبینی

‫بجنب میلی، دیرمون میشه‌ها

‫پسر خوب

‫رزی

‫خب، بریم ‫یالا الفی، تو از جلو برو

‫برین

‫دکمه رو بزن الفی

‫اوه، سلام

‫برین

‫من میرم تو مامانتون رو بیارم

‫- پیچی پیشته عشقم؟ ‫- آره

‫نشون بده، آفرین دختر

‫- داره دیرم میشه ‫- تو دیرت میشه؟

‫- آروم باش رزی ‫- تو و اون غذاهای ارگانیکت چیزیتون نمیشه

‫آروم بگیر رزی، شغلمه خب

‫باشه، منم بچه‌هارو میگردونم...

‫ببینم کجا گیرمون میاد زندگی کنیم ‫زندگی عاشقانه

‫- شرمنده ‫- عیب نداره

‫دست ‌بجنبونین

‫خودم هرجا خواستن میبرمشون

‫ظاهرشون میگه اهل قطب شمالن

‫- چنتا جا شاید اینجا باشه ‫- واسه اجاره؟ - آره

‫زیادم از سرکارم دور نیستن ‫موقع استراحت کاری یه سر میزنم بهشون

‫خوبه

‫چرا انقد طولش دادن؟

‫- دیرت شد؟ ‫- آره بازم

‫شرمنده کیلی، من اصن نمیدونم راهو دارم ‫درست میرم یا نه

‫- بدم میاد دیر برم سر کلاس همه بهم زل بزنن ‫- بزار بزنن

‫اونا حسودی میکنن

‫شرمنده

‫خیلی بده هر روز یجا باشی

‫عزیزم تو چته؟

‫مریض شدم مامان

‫کجات درد میکنه؟ نشونم بده

‫من نمیخام برم مدرسه، حالم خیلی بده مامان

‫رسیدیم به مدرست منم باهات میام تو ‫نگران نباش

‫کیلی درو ببند

‫کاروان‌سراس

‫مامان من نمیخام برم

‫- عزیزم چیزیت نمیشه ‫- اتفاقا میشه

‫- چی ـت میشه؟ تو که عاشق مدرسه‌ای ‫- من به جای میلی میرم مدرسه

‫سال بعد عزیزم، فعلا سنت کمه ‫ولی پیشنهادت مهربونی‌ ـتو میرسونه

‫ببین، اگه بری مدرسه ‫منم میتونم یه خونه جدید پیدا کنم

‫- مثه خونه قبلیمون؟ ‫- درست مثه خونه قبلیمون

‫بابات هم داره میگرده ‫یه خونه پیدا میکنیم، قول میدم

‫- من عاشق مدرسه‌ام ‫- اگه اینطوره ثابت کن

‫- من حواسم بهش هست، نگران نباش، پرت و پلا گفته ‫- باشه ممنون

‫- نمیدونم چش شده، اون عاشق مدرسه‌اس ‫- آره واقعا

‫فک نکنم مریض باشه

‫ما دو سه هفته پیش اثاث کشی کردیم

‫- آره خودشم گفت - جدا؟ ‫- آره گمونم

‫بگذریم، ما مدام درحال جابجا شدنیم

‫میریم خونه بقیه تا یه جای جدید پیدا کنیم

‫- چه ناراحت‌کننده ‫- درسته

‫واسه همینه میلی دیر کرده و تقصیر من بود

‫- بگذریم، من برم دیگه ‫- کار داری؟ - آره

‫- ممنون ‫- خواهش

‫خب بچه‌ها، یه دقیقه دیگه وقت تمومه

‫سلام، من با یه نفر واسه یه خونه طولانی مدت حرف زده بودم

‫شما نبودی که، نه؟

‫دیروز؟ آره

‫«شینید» بود اسمش فک کنم ‫اونجاست؟

‫من؟

‫ببخشید، رزی

‫بله؟

‫دیویس، رزی

‫هیچی

‫آدرسمون کجا بوده، واسه همین داریم...

‫شینید اونجا نیست؟ ‫دیروز گفت که بهم زنگ میزنه

‫الو؟

‫سلام

‫لیست هتل‌ها؟

‫آره همینجاس

‫ببخشید؟

‫وقت نکردم دنبال جای مناسب بگردم

‫مثلا خونه‌ی اجاره‌ای

‫تموم روز رو به هتل‌ها زنگ زدم

‫- قهوه میخوری؟ ‫- آره

‫چی؟

‫دیویس بله

‫بله رزی

‫بله، همسرم هستن، جان پاول

‫اون آدرس قبلیمونه

‫دو هفته پیش باید تخلیه میکردیم ‫هفت سال بود که اونجا بودیم

‫صاحب‌خونه اونجا رو داشت میفروخت، به خود شینید گفتم

‫پیچی

‫پیچی

‫جای اجاره‌ای گیر نمیاد

‫از وقتی صاحب‌خونه جوابمون کرد هر روز داریم میگردیم

‫بله درسته

‫اما از پس هزینه‌ش برنمیایم

‫شوهرم کار میکنه

‫موقع استراحتش یه سر میزنه

‫تو لیست؟

‫اون دختره شینید دیروز گفت...

‫باشه

‫ممنون

‫اون عقب اوضاع مرتبه؟

‫«مدی»؟ خوش میگذره؟

‫پیچی کجاس؟

‫ایناهاش، سالم و سرحال ‫فقط یه چنتا تلفن دیگه میزنم، خب؟

‫سلام یه اتاق واسه چن شب میخاستم

‫اتاق خونوادگی

‫بله درسته ‫کارت اعتباری شورای شهر

‫ده یورو شارژ بدین لطفا

‫ده یورو

‫ممنون

‫آره فقط برای چند شب؟ ‫سه یا چهار شب هم خوبه

‫چی؟ هیچی؟

‫«لیدی گاگا»؟

‫اتاق لیدی گاگا رو میخام چیکار

‫بله

‫بله متوجهم

‫مردم میان دوبلین تا اونو ببینن

‫آره، کارش حرف نداره

‫عاشقشم

‫امشب اجرا داره؟

‫آها جمعه‌س اجراش

‫درسته، من یادم نبود

‫فردا چی...

‫فردا که رفت اتاقی برای ما نیست؟

‫- باید برم توالت مامان ‫- فردا دوباره زنگ میزنم، اما...

‫باشه ممنون بهرحال

‫- باید برم دستشویی ‫- یه دیقه صبر کن عزیزم

‫همین الان باید برم

‫باشه باشه

‫بیا

‫کجا بریم؟

‫هیچی نبود؟

‫باشه ممنون بهرحال

‫- حال نمیده؟ ‫- نه

‫الو؟ بله؟

‫حالش خوبه؟

‫خیلی‌خب

‫الان میام اونجا، دارم میام

‫باشه

‫- چی شده؟ ‫- میلی

‫- از مدرسه بود؟ ‫- آره

‫- حالش خوبه؟ ‫- نمیدونم، خدا کنه، گفتن برم ببرمش

‫ببخشید عزیزم، باید بریم

‫- پیچی تو ماشین میمونه ‫- ناراحت میشه

‫نمیتونیم ببریمش

‫مامان، من میخام راه بیام

‫حالت خوبه عزیزم؟

‫روبراهی؟

‫دلت درد میکنه؟ ‫میلی؟

‫- حالش خوبه؟ ‫- الان بهتر شده، مگه نه میلی؟

‫شمارو تنها میزارم ‫خدافظ میلی

‫- تا بعد ‫- ممنون «برندا»، فعلا

‫میلی، اتفاقی افتاده؟

‫هان؟

‫دلت درد میکنه؟ ‫هنوزم مریضی؟

‫اون گفت که تو بری تو دفترش

‫کی؟

‫گفت که بری دفتر

‫خانم «هنسی»؟

‫حوصله‌ش سر جاش بود؟

‫دوست داری بریم خونه «دارن» ناگت رو ببینی؟

‫الان حالت بهتر شد خانمی؟ ‫بجنب پس زود باش

‫- کتم! ‫- بعدا میایم دنبالش

‫- کیفم ‫- اونم همینطور، وقتی الفی رو برداشتیم میایم سراغشون

‫اون پیچی درمونده کجاست؟

‫ناگت

‫چیکار میکنی ناگت؟

‫- به چی نگاه میکنی؟ ‫- چیکار میکنی خل و چل؟

‫آفرین سگ خوب!

‫هنوز پشت خطم

‫ممنون بهرحال

‫یدونه باشی، واقعا نیاز بود

‫چیزی گیرت نیومد؟

‫نمیدونستم اینهمه هتل تو "دوبلین" هست

‫- به بی‌خانمان‌ها اتاق نمیدن ‫- این حرفو نزن دارن

‫ما بی‌خانمان‌ نیستیم، فقط سردرگمیم

‫گیر افتادیم، همین

‫انگار که دسته کلیدو گم کرده باشیم

‫یه همچین حسی داره

‫- جان پاول کجاست؟ ‫- آره، داداشم کو؟

‫- سر کاره ‫- آها آره

‫البته

‫کار آره و خونه هیچی

‫خیلی بده، نه؟ ‫مسخره هم هست

‫سگ ـه...

‫آره میدونم

‫خیالت نباشه ‫ما قدر محبت ـتو میدونیم

‫و اثاث ـتون، میدونی؟

‫بچه که بدنیا بیاد، اونم تو همچین آپارتمان کوچیکی...

‫میدونم، ممنون

‫مسئله اینه که، ما دنبال یه جاییم واسه امشب

‫فقط همین امشب ‫که تا مدرسه بچه‌ها تعطیل نشده ردیف بشه

‫میگفتم حتی قبل برداشتن میلی باشه

‫تهش واسه پیدا کردن خونه مناسب ‫وقت کم آوردم

‫یه جایی که بتونیم اجاره‌شو بدیم

‫- فکرش دیوونه‌م کرده ‫- آره درک میکنم

‫اما بهرحال، جان پاول هم الان رفته یه خونه رو ببینه

‫چه خوب

‫- تو "ایست وال" ‫- "ایست وال"؟

‫آره، اینجاها که چیزی گیر نمیاد

‫خلاصه...دنبالشیم هنوز

[چیزی گیرت نیومد؟]

‫- اون قوطی‌هارو بیار ‫- اوردم

‫خب، قوطی‌ها؟ ‫بفرما

‫- میشه من وقت استراحتم برم یه جایی، «ریک»؟ ‫- چی؟

‫یه کار دارم، مسئله خونوادگیه

‫- شوخی میکنی دیگه؟ ‫- نیم ساعت کلا

‫جدا شوخی میکنه دیگه؟

‫- تا ساعت 15 غذاهارو بار کامیون کردیم دیگه آره؟ ‫- آره سرآشپز

‫حواست باشه نریزی

‫اصلا نباید میگفتم بهت، تقصیر خودم بود

‫- پیچی چسبونکی شده ‫- پیچی چیزیش نیست

‫سلام

‫یه اتاق خونوادگی واسه چن روز میخاستم

‫- خیس شدم ‫- بله درسته

‫همه‌جام خیس شد مامان

‫حتی واسه امشب هم باشه خیلی خوب میشه

‫سه یا چهار شب که دیگه عالیه

‫دنبال یه جای موقت هستیم، واسه همین...

‫باشه

‫بازم ممنون

‫سلام

‫نه هنوز، مجبور شدم برم دنبال میلی

‫نمیدونم، مطمئن نیستم

‫ازش پرسیدم چی شده ولی...

‫نه فک نکنم مریض باشه

‫چی؟

‫خوبه

‫موفق باشی

‫باشه، فعلا

‫برنامه عوض شد عزیزم ‫یه پیکنیک کوچیک میگیریم

‫بپرین صندلی جلو

‫آروم و یواش بیا ‫لباسای اونم وقتی بیدار شد عوض میکنم

‫هنوز برای اجاره‌س دیگه؟

‫- ببخشید؟ ‫- شما صاحب‌خونه‌این؟

‫نه من بنگاهی‌ام

‫پس برای خودم بزارینش، میشه؟ ‫اسمم «جان پاول بردی» ـه

‫- اینم شماره ـمه ‫- خب، خودتونین فقط؟

‫نه، همسرم و بچه‌هامم هستن

‫یه چنتا عکس واسه رزی بگیرم

‫- اونم به بچه‌ها نشون بده ‫- چنتا بچه دارین؟

‫چارتا

‫راستش...فک میکنین اینجا برای یه خونواده مناسبه؟

‫خونه‌س دیگه

‫- ببخشین؟ ‫- بله

‫- شرمنده ‫- باشه

‫نشد رزی

‫نه

‫صاحب‌خونه و همسایه‌ها هم تخمی بودن

‫آره

‫آره

‫بهرحال آش دهن‌سوزی هم نبود

‫بیغوله بود

‫واقعا؟

‫نم داشت؟

‫عه خدا، بدم میاد

‫آره

‫نه

‫اشکال نداره

‫منم دوست دارم

‫باحاله، نه؟

‫فقط یه تلفن دیگه

‫صفحه آخره

‫بگیرش، نگاه کن

‫انگشتتو بزار رو این

‫خب؟ تا منم بتونم بخونمش

‫سلام یه اتاق میخاستم

‫اتاق خونوادگی

‫فقط واسه امشب

‫درسته بله

‫شورای شهر "دوبلین"

‫خیلی‌خب

‫ممنون

‫این بعدیه

‫بیا بغلم

‫من بین شماها فرق نمیزارم

‫ولی تو داری خودتو تو دلم جا میکنی

‫یکی دیگه

‫ولش کن، باید بریم سراغ الفی

‫الفی

‫الفی

‫مامان باید برم کت و کیفم رو بیارم

‫دوشنبه میریم عزیزم، فعلا باید الفی رو برداریم

‫بعدش سریع باید بریم ببینیم خونه گیرمون میاد یا نه

‫امروز وقت نمیشه با خانوم هنسی حرف بزنم

‫- اون گفت که بری دفترش ‫- وقت نمیشه باهاش صحبت کنیم

‫حرفم اینه ‫دوشنبه حرف میزنم باهاش، فعلا عجله داریم

‫چیکار میکنه، داره منو میبینه‌ها!

‫الفی

‫الفی

‫الفی

‫الفی!

‫بیا بریم

‫ببخشید

‫حالت خوبه؟

‫خوبی؟ بیا

‫چی شده عزیزم؟

‫- خانم هنسی گفت اینجا وایسم ‫- میشه برم کتم رو بیارم؟

‫- عجله داریم میلی، بدو ‫- گفت وایسم

‫باید بریم الفی ‫پیچی هنوزم پیشته عزیزم؟

‫دختر خوب ‫سلام پیچی

‫بیا از اینطرف

‫یالا مدی

‫بیاین اینور

‫برین تو

‫- رز؟ ‫- یا خدا

‫- شرمنده ‫- ترسیدم

‫شرمنده نمیخاستم بترسونمت ‫وقت داری گپ بزنیم؟

‫- داخل مدرسه؟ ‫- بچه‌ها آخه...باید برم خونه

‫تو مدرسه اسباب‌بازی هست میتونن باهاش بازی کنن

‫بیا بریم تو، این بیرون خیلی سرده

‫بیاین

‫- شیر شیرین میل دارین؟ ‫- بله لطفا

‫- بچه‌ها دیگه دیر نمیکنن، قول میدم ‫- مسئله اون نیست، رز

‫رز، شما...

‫شما تو ماشین زندگی میکنین؟

‫- ما اثاث کشی کردیم - قصد فضولی ندارم ‫- عیب نداره

‫این خونه جدیده هنوز آماده نیست

‫بخاطر این میگم که دیدم لباساتون تو ماشین‌تونه

‫ما مجبوریم هر شب خونه یکی بمونیم

‫واسه همین ماشین پر خرت و پرته

‫وضع موقتیه، تا هفته بعد فقط

‫هفته بعد همه‌چی برمیگرده به حالت عادی؟

‫- درسته، همه‌چیز عادی میشه ‫- خوبه

‫راجب اون اتفاقی که تو حیاط رخ داد...

‫کدوم اتفاق؟

‫ببخشید، میلی بهت نگفت چی شده؟

‫میلی چیزیش شده؟

‫اونطور که فهمیدم، دخترا...

‫بعضی از دخترا تو کلاس، رو میلی اسم گذاشتن

‫چه اسمی روش گذاشتن؟

‫میلی بوگندو

‫چی؟

‫بهش میگفتن میلی بوگندو

‫اون بوی بد نمیده

‫- میدونم رز ‫- هیچکدوم از بچه‌هام بو نمیدن

‫هیچوقت نشده، همیشه تر و تمیزن ‫همیشه بهشون میرسم

‫تو باید جلوشونو بگیری که همچین حرفی نزنن

‫- مدرسه باید جلوشونو بگیره، این بی آبروییه ‫- همینکارم میکنیم رز، نگران نباش

‫- مدرسه از کارشون چشم‌پوشی نمیکنه ‫- دختر من بو گند نمیده

‫میدونم

‫رز تو مادر نمونه‌ای هستی

‫خیلی ممنون، میشه اینو بنویسی؟

‫شرمنده

‫چطور اصن بهشون اجازه میدن همچین حرفایی بزنن؟

‫کسی اجازه نداده رز، باور کن

‫ما بهشون رسیدگی میکنیم

‫واقعا؟

‫داریم بهشون رسیدگی میکنیم

‫باشه

‫باید برم، باید برم کیلی رو از مدرسه سوار کنم

‫امشب خونه مادرم‌اینا هستیم

‫کیلی تو مدرسه جدیدش چطور میگذرونه؟

‫روبراهه

‫عاشق اونجا شده ‫محیط جدید و اینطورا

‫بهش میگی احوال‌پرس ـش بودم؟

‫باشه حتما

‫- بزن بریم ‫- بریم کیلی ویلی رو بیاریم؟

‫درسته عزیزم ‫وقتشه بریم کیلی ویلی رو بیاریم

‫بله درسته ‫کارت اعتباری شورای شهر "دوبلین"

‫درسته

‫درسته

‫بله

‫فقط یه شب چی

‫ببخشید؟

‫ما شیش نفریم

‫باشه ممنون، راستی ببخشید؟

‫الو؟

‫زود باش کیلی، وقت نداریم

‫کیلی کجاست مامان؟

‫کیلی کجاس؟

‫بله؟ الو؟ بله پشت خطم

‫درسته

‫ممنون بازم

‫کیلی

‫کیلی؟

‫کیلی؟

‫ببخشید؟

‫من اومدم دنبال دخترم، کیلی

‫- «کیلی جنکینز»؟ ‫- نه دیویس بردی، کیلی دیویس بردی

‫- نمیشناسمش ‫- ممنون

‫عه کیلی، جواب بده دیگه

‫کیلی؟

‫کیلی؟

‫کیلی؟

‫کیلی؟

‫- قشنگ نگاه کنین، خب؟ ‫- کیلی قایم شده؟

‫کلا دست و پا چلفتیه ‫ولی ما پیداش میکنیم، مگه نه؟

‫- میتونی گوشی رو بزاری رو بلندگو عزیزم؟ ‫- باشه

‫آفرین دختر خوب، باباتو بگیر

‫- کیلی رو دیدم ‫- کجا؟

‫اوناهاش

‫اون که کیلی نیست

‫- از دست تو مدیسون ‫- هیچیش یه کیلی نمیخوره

‫- چه خبر؟ کی داره گریه میکنه؟ ‫- کیلی به تو زنگ نزده؟

‫- نه - پیام هم نداده؟ ‫- نه، چی شده؟

‫نمیدونم کجا رفته، تو مدرسه نبود ‫تلفنشم جواب نمیده

‫چی؟

‫باشه، الان میام ‫الان کارامو ردیف میکنم میام

‫برین خونه مامانت، رز ‫شاید کیلی اونجا باشه

‫- تو همچین فکری میکنی؟ ‫- ممکنه رفته باشه

‫حتما رفته یه جایی که ما میشناسیم ‫یا خونه مامانت یا خونه دوستاش

‫- حق با توئه ‫- نگران نباش، الان میام پیشتون

‫- باشه پس ‫- خیله‌خب

‫- پیداش میکنیم ‫- میدونم - فعلا عزیزم

‫- من میرم بیرون بازی کنم، باشه؟ ‫- نه الفی، در رو ببند

‫باید کیلی رو پیدا کنیم ‫در رو ببند، یالا

‫- میریم پیش ننه‌جون؟ ‫- آره

‫آره، ایراد نداره، باشه حتما

‫6:30؟ کلی وقت داریم پس

‫باشه، پیگیرش هستیم

‫ای خدا

‫- بله؟ ‫- باید برم، همین الان

‫چی؟ تو که گفتی امشب میتونی تا دیروقت کار کنی

‫- همین دیروز بهم گفتی که میتونی وایسی ‫- آره شرمنده

‫- بیخیال جان پاول ‫- یکی از دخترام گم شده

‫- باید برم دستشویی مامان ‫- یه دیقه نگه‌دار

‫- منم باید برم ‫- باشه، خودمم باید برم

‫امشب خونه ننه‌جون میمونیم؟

‫چشم‌تون دنبال کیلی ـه هنوز؟

‫باید همین الان برم دستشویی

‫- کیلی اینجاست؟ ‫- نه

‫بهت زنگ یا پیامی نزده؟

‫من از کی ـه کیلی رو ندیدم ‫چیزیش شده؟

‫پیداش نمیکنم

‫قایمی چیزی شده فک کنم

‫وقتی رفتم مدرسه دنبالش اونجا نبود

‫وای خدایا

‫خودش پیداش میشه

‫نگران نباش، رفته خونه یکی از دوستاش حتما ‫خواهی دید

‫آره

‫درسته

‫خودمم همیشه اونجاها پیدات میکردم

‫خونه پیدا نکردین؟

‫میشه یه لحظه بیایم تو؟

‫نه رزی

‫نه

‫شرمنده

‫نه تا وقتی که حرفی که راجب بابات زدی رو پس بگیری

‫نه

‫نه همچین کاری نمیکنم

‫- اون مرد شریفی بود ‫- خدافظ

‫- بهترین پدر بود ‫- خدافظ مامان

‫میشه بچه‌ها برن دستشویی؟

‫خیلی‌خب

‫البته، البته که میشه

‫اوناهاشش

‫نه، اون میلی ـه ‫کیلی بزرگتره، 13 سالشه

‫- ممنون ریک، فعلا ‫- هی، دخترت چیزیش نمیشه

‫اصلا جایی واسه امشب دارین؟

‫حداقل میتونم بچه‌ها رو نگه دارم ‫دوشنبه هم میبرمشون مدرسه

‫نه ممنون

‫نه اونا بچه‌های خودمن ‫نمیسپرم‌ ـشون دست کس دیگه‌ای

‫من "کس دیگه‌ای" نیستم رزی ‫من مادربزرگشونم

‫آره ، و تو مادر منی

‫اگه نتونتم خودم بیام به خونه‌ای که توش بزرگ شدم، ‫پس اونا هم نمیتونن

‫بعد اونهمه سال، یهو سر و کله‌ت پیدا شد

‫از خودت داستان سرهم کردی

‫- نذاشتی بابات حرفشو بزنه ‫- یه دیقه دیگه میریم

‫- خواهرت میگه که... ‫- اون کجا هست اصن؟ "تورنتو"؟

‫آخرین بار کی خونه بود؟ ‫پنج سال پیش؟ شیش سال؟

‫- مدیسون نمیتونه خودش بره دستشویی ‫- باشه

‫دخترک بیچاره

‫خبری نشد؟

‫منم همینطور، چندبار زنگ زدم

‫اگه جواب تو رو نده، پس جواب هیچکسو نمیده

‫- فایده‌ای نداره ‫- بازم زنگ بزن

‫- دختره پتیاره ‫- ننه‌جون میگه ما میتونیم خونه‌ش بمونیم

‫جواب بده

‫الو؟

‫کجایی؟ منم

‫بهمون زنگ بزن، یا لاقل پیام بده

‫دوست دارم، خدافظ

‫زنگ بزن، خب؟

‫- میتونم بهشون ناهار بدم ‫- نه

‫خونه ننه‌جون یه بوی خوبی میاد

‫باید کیلی رو پیدا کنیم، زود باش ‫تو هم باید کمکمون کنی

‫- ننه‌جون میگه میتونیم ناگت رو ببریم خونه‌ش ‫- نه

‫- اما خودش گفت... ‫- گفتم سوار ماشین شو

‫واسه یبارم که شده کاری که بهت گفتنو بکن میلی

‫خوبی؟

‫آره

‫آره

‫ببخشید

‫عذر میخام عزیزم

‫- نمیشه بریم خونه ننه‌جون؟ ‫- میلی ول کن دیگه، خب؟

‫- امشب قرار بود اضافه‌کاری کنم ‫- چی؟

‫- ما جا نداریم زندگی کنیم ‫- میدونم

‫نمیشد این حرفو به صاحب‌کارم بزنم

‫- واسه امشب جایی پیدا نکردی؟ ‫- بذار یه نفسی تازه کنم، جان پاول

‫ببخشید

‫چقد وقت بخاطر کیلی هدر فت

‫باید دیگه زنگ بزنیم پلیس

‫تیکه تیکه‌ش میکنم

‫- واسش سخت گذشته، میدونی ‫- آره میدونم خودم

‫- با اینحال دلم میخاد تیکه تیکه‌ش کنم ‫- تقصیر خود کیلی ـه

‫نه نیست ‫تقصیر هیچکس نیست

‫اوضاعمون مرتب میشه، نگران نباش ‫گوش کنین ببینم

‫کیلی کیو بیشتر از همه دوست داره؟ ‫بهترین دوستش کیه؟

‫- «اِما» ‫- آفرین، اِما، درسته

‫اِما چی؟ سه نفر با اسم کوچیک اما تو کلاسش هست

‫«مونی»، اما مونی ‫خودشه میلی؟

‫ممنون عزیزم

‫اما مونی همیشه باهاش بود

‫باورم نمیشه انقد دیر یه ذهنم خطور کرد

‫- خونه‌شو بلدم ‫- خب

‫درست روبروی خونه قبلیمونه

‫خدا کنه اینجا باشه

‫- «بری» ‫- جان پاول، چه خبر؟

‫- کیلی پیش اما ـی شماس؟ ‫- نه فک نکنم اینجا باشه

‫- اما خودش تنها اومد خونه، بفرمایین تو ‫- بچه‌ها تو ماشینن

‫وایسین صداش کنم ‫اما؟

‫- مشکلی پیش اومده؟ ‫- نیومده خونه

‫مدرسه هم نبود وقتی رفتم دنبالش

‫- کیلی پیش توئه؟ ‫- نه

‫بیا اینجا عزیزم یه دیقه

‫سلام اما

‫نمیدونی کیلی کجاست؟ ‫یا کجا ممکنه رفته باشه؟

‫- نه، شاید پیش «داریا» باشه ‫- داریا کیه؟ من میشناسمش؟

‫تو کلاس ما نیست، سال دومیه

‫- دوست جدیدشه؟ ‫- آره

‫نمیدونستم کیلی با داریا میگرده

‫- اینطوریم نیست ‫- شماره‌شو داری؟

‫- شماره داریا رو؟ ‫- نه

‫خونه‌ش کجاست داریا؟ ‫میدونی خونه‌ش کجاست؟

‫- اونجا، خونه سفیده ‫- خونه خودمون؟

‫نه کنارش، سه یا چارتا خونه پایین‌تر

‫رزی؟

‫رزی

‫سلام، داریا خونه‌س؟

‫میشه یه دیقه باهاش صحبت کنم؟

‫سلام ‫ببخشید مزاحم شدم

‫دنبال کیلی دخترم میگردم

‫گفتم شاید پیش داریا باشه

‫اون اینجاس؟

‫داریا؟

‫چیه؟

‫کیلی کجاست؟

‫میخاد اینجا بمونه

‫نه، ببخشید

‫کیلی؟

‫کیلی؟

‫کیلی؟

‫من پیش داریا ـم، داریم سریال "دختران گیلمور" رو می‌بینیم

‫نه، سریال بی سریال

‫لباساتو بپوش عزیزم، بدو ‫ما عجله داریم، عجله کن خب؟

‫- از دست نووجونا ‫- دیوونه‌کننده‌س

‫منم همینو میگم ‫ممنون که مراقبش بودین

‫کیلی چرا نگفتی کجا رفتی؟

‫- شارژ نداشتم ‫- خب با تلفن داریا زنگ میزدی

‫- چرا نمیشه بمونم؟ ‫- چون تو فقط 13 سالته کیلی

‫- من از هتل بدم میاد ‫- این وضع موقتیه، خودتم میدونی

‫- نه خیرم نیست ‫- ما عجله داریم، زود باش

‫به لطف تو واسه امشب هم هتل گیر نیاوردیم

‫چی شده؟ نه ‫چرا جلوشونو نمیگیری؟

‫کل روز رو توی ماشین بودن

‫اینجا دیگه خونه ما نیست

‫- چرا اتفاقا ‫- نه عزیزم، اینجارو دارن میفروشن

‫- میتونیم بخریمش ‫- خیلی گرونه عزیزم، بهت که گفتم

‫- دنبال یه خونه دیگه‌ایم ‫- چرا تو این خونه زندگی نکنیم؟

‫بهت که گفتم الفی ‫صاحب‌خونه داره میفروشش

‫- آقای «گفنی» رو یادته؟ - آره ‫- اینجا خونه اونه و میخاد بفروشش

‫- چرا خونه اونه؟ ‫- هست دیگه، مال خودشه

‫- الفی ‫- برگشتین اینجا رزی؟

‫سلام «بتی» ‫نه

‫نه داشتیم رد میشدیم گفتم یه سر بزنم ‫ببینم نامه‌ای چیزی نیومده

‫آهان، یه عالمه آدم اومدن اینجا خونه رو دیدن، هرجور آدمی

‫- واقعا؟ ‫- راستی خونه جدیدتون چطوره؟

‫خوبه راستش، یکم طول میکشه تا بهش عادت کنیم

‫- الفی؟ ‫- اینم که میلی ـه، از خونه جدیدتون خوشت میاد؟

‫عاشقشه، مگه نه عزیزم؟ ‫بیا بریم الفی رو بگیریم

‫فعلا بتی ‫الفی؟

‫الفی

‫بیا الفی، باید بریم

‫- سلام مامان ‫- باید بریم الان، زود باش

‫- کجا بریم؟ ‫- باید بریم، بجنب

‫- نه ‫- باید بریم یه جا واسه امشب‌مون پیدا کنیم

‫- بدو لطفا - همینجا ‫- نه نمیشه اینجا بمونیم

‫- من میخام همینجا بمونم ‫- بیا عزیزم لطفا

‫- من دارم بازی میکنم ‫- بدو الفی خواهشا

‫- بدو عزیزم، دیگه بچه‌بازی بسه ‫- نه

‫بچه‌بازی نمیکنم

‫بدو، بابات اونجا منتظره، باید بریم

‫- من میخام بازی کنم ‫- میدونم عزیزم، ولی واسه اینکارا وقت نداریم

‫- بیا الفی، بس کن ‫- نه

‫بیا دیگه، بسه عزیزم

‫- ولم کن! ‫- خواهش میکنم عزیزم، انقد لگد نزن بهم

‫- بس کن ‫- خواهش میکنم

‫- نه، نه ‫- باید بریم، ببخشید

‫عذر میخام عزیزم

‫ببخشید، ولش کن

‫میدونم، میدونم، ببخشید

‫شرمنده

‫خیلی بدی

‫ببرش تو ماشین

‫دبنال کیلی برو پسرم

‫- خوبی؟ ‫- بهت گفتم جمعش کن

‫- از هم بازش کن ‫- چیو؟

‫- ترامپلی رو ‫- اونوقت کجا میزاشتمش؟

‫- تو ماشین؟ خونه دارن؟ ‫- باشه باشه

‫بس کن رزی

‫از دست تو جان پاول

‫خط موارد اضطراریه؟

‫سلام، دنبال یه هتل میگشتیم

‫نه

‫دیویس؟

‫رزی

‫نه اولین باره

‫باشه

‫خیلیا جلوی ما هستن؟

‫باشه

‫و ببخشید، من بهتون زنگ بزنم یا خودتون...

‫باشه ممنون

‫چی؟

‫نه، ندارم

‫تا بعد

‫باشه ممنون

‫گفت دوباره زنگ میزنه

‫جلوی ما خیلیا تو نوبت هستن

‫خب

‫می‌خواست که شماره انجمن حمایت از ‫کارتن خواب‌ها رو بهم بده

‫- ما کارتن خواب نیستیم جان پاول ‫- میدونم - ما خیابونی نیستیم

‫هتل‌ها چی شد رزی؟

‫- بهت که گفتم به همشون زنگ زدم ‫- همشون؟ - آره

‫اون هتلی که دیشب توش بدیم، "اسکای وی"

‫اونم یه امتحان کن، شاید یکی اتاقشو پس داده باشه

‫شماره‌ش یادم نیست ‫انگار چند ماه پیش بوده

‫لاقل میدونیم که کجا بود

‫سلام، ما دیشب ساکن هتل شما بودیم

‫اتاقش عالی بود

‫درسته، کارت اعتباری شورای شهر "دوبلین"

‫آره، گفتم ببینم اتاق چیزی ندارین

‫بله

‫ممنون بهرحال

‫من شارژ میخام

‫تو هم شارژ میخای

‫- من گشنمه ‫- منم همینطور - منم

‫ساعت چنده؟

‫- جایی گیرمون میاد؟ ‫- تو برو شارژ بخر

‫منم چیپس میگیرم

‫من باید مشقامو بنویسم

‫چرا وقتی خونه داریا بودی ننوشتی؟

‫همینجا شروع کن بنویس

‫- الان برمیگردیم ‫- خب، چیپس برای همه

‫- من چیس دوست ندارم - چی؟ ‫- معلممون میگه واسه بدن ضرر داره

‫خب خدارو شکر معلمتون اینجا نیست

‫عجب

‫- خب، به جز شارژ چی دیگه میخایم؟ ‫- شیر، نون

‫- جریان چیه؟ ‫- لیدی گاگا امشب کنسرت داره

‫- خوشگل شدن، نه؟ ‫- آره حسابی

‫- پول کافی داری؟ ‫- فک کنم؛ اونقدی برامون پول نمونده، نه؟

‫بیا، همراهت باشه ‫آب هم بگیر، یه بطری بزرگ بگیر

‫- باشه، واسه چی؟ ‫- شاید خواستن دندوناشونو مسواک بزنن

‫- تو ماشین؟ ‫- محض احتیاط حالا

‫ای خدا، جان پاول ‫جایی نیست که بریم؟

‫- فک نکنم، همه‌جا رو... ‫- کس دیگه‌ای رو نمیشناسیم؟

‫هیچکدوم اتاق کافی ندارن، همه‌جا رو رفتیم

‫- مجبوریم بچه‌هارو تو خونه چند نفر بزاریم ‫- نه

‫مگه اینکه بخوای برگردی خونه مامانت

‫- نه ‫- باشه، منم پیشتم

‫برو شارژ بگیر ‫حالا یجایی پیدا میکنیم

‫اون یارو تو خط موارد اضطراری بهمون زنگ میزنه بعدا

‫مامان نمیشه ناگت رو بیاریم؟

‫نه گمونم، امشب نمیشه

‫- نمیتونم صبر کنم، باید دوباره موارد اضطراری رو بگیرم ‫- باشه

‫جواب نمیدن

‫صبر کن، سلام

‫یکم قبل‌تر با شما راجب اتاق واسه خونوادم حرف زدم

‫بله؟

‫رزی دیویس

‫ممنون

‫اینو بگیر

‫هستم

‫بله

‫باشه

‫واقعا؟ اما...

‫ممنون

‫گفت که باید خودمونو به نزدیکترین پاسگاه پلیس برسونیم

‫- شب رو اونجا بگذرونیم ‫- کجا، توی سلول؟

‫نه

‫- گفت تو اتاق انتظار و اینطورا ‫- عه رزی

‫- بریم پس؟ ‫- نه، عمرا

‫باید بریم یه جایی خب

‫کجا؟

‫نمیدونم

‫یه جای امن

‫رزی

‫خوبی؟ چیزی نیست

‫عیب نداره عزیزم

‫شرمنده

‫- نه واسه چی شرمنده باشی ‫- وظیفه منه دیگه، نه؟

‫که مراقب شماها باشم؟ ‫وظیفمه هواتونو داشته باشم

‫حتی از پسشم برنمیام

‫با این وضعیت ما

‫خب، کجا بریم؟

‫- اطراف خونه مگان؟ ‫- نه نمیخام کسی مارو با این وضع ببینه

‫میدونی، نمیشه، راه نداره

‫پارکینگ خونه دارِن

‫اصلا، اونجا منو میترسونه

‫ببخشید

‫من باید برم دستشویی

‫باشه عزیزم

‫دوست دارم

‫بایدم داشته باشی

‫منم دوست دارم

‫روبراهی عزیزم؟

‫- اوضاع مرتبه میلی؟ ‫- آره

‫مدیسون داره همینجا خوابش میبره، ‫خفه‌مون کرد

‫چی میشد ما هم میتونستیم اینطوری بخوابیم

‫اون منو از ماشین انداخت بیرون

‫همیشه هم دیرم میشه، و باید به معلممون دلیل ‫دیر کردنم رو بگم

‫- میدونم سخته ‫- بعد اون معلممون بهم نگاه میکنه

‫جوری نگاهم میکنه انگار سرطان دارم، بعدشم لبخند میزنه

‫- واسه اینه که ما خونه نداریم ‫- باز خوبه لبخند میزنه

‫- اصلا هم خنده‌دار نیست ‫- میدونم، ببخشید

‫ببین، ما داریم میگردیم، سعی خودمونو میکنیم

‫و بار همه‌چیز افتاده رو دوش مامانت

‫اونا برای بقیه هم هست الفی ‫بسه دیگه بزار یچیزی بمونه

‫برو اونور الفی

‫- من سیب‌زمینی سرخ‌کرده میخام ‫- نه، گفتم که، شام که خوردی

‫خودت گفتی که چیپس دوست نداری

‫سیب‌زمینی که چیپس نیست

‫تازه مسواک زدی

‫بخور اشکال نداره، دوباره مسواک میزنی

‫واسه وقت‌کشی کار خوبیه

‫چی می‌نویسی عزیزم؟

‫- کیلی؟ ‫- یه انشا

‫- موضوعش چیه؟ ‫- "اگر برنده لاتاری میشدم چیکار میکردم"

‫- خب، پاشین حاضرتون کنم ‫- واسه چی حاضر شیم؟

‫خواب

‫کی میریم هتل مامان؟

‫ببخشید، ما داریم کم‌کم میبندیم

‫- تا ده دقیقه ‫- باشه ممنون

‫کیلی، بهتره آماده شی عزیزم

‫خمیردندون ندارم

‫این باباته خب، دست اونه

‫بخند ببینم

‫نگاش کن، چقد خوشتیپ شدی

‫دارن میبندن

‫باشه

‫من تا یه دیقه دیگه میرم ‫کیلی رو یه لحظه به حال خودش بزار

‫یک، دو، سه ‫به ناگت بگین بای بای

‫بای بای ناگت

‫ممنون، فعلا

‫میخام درست حسابی به ناگت بگم بای بای

‫بمونه فردا عزیزم

وایسا

‫بیا

‫اینم از این

‫بخواب

وایسا

‫الفی، نکن عزیزم

‫- من بغل میخام ‫- به من تکیه بده

‫نه

‫من بغل میخام

‫- منم ‫- بچه‌ها من فقط یکی‌تونو میتونم بغل کنم

‫منو بغل کن

‫تو بیا این جلو

‫- نه ‫- چرا، بیا

‫من میرم خونه دارن

‫- نه ‫- تا سگمون اونجاس اونا آروم نمیگیرن

‫ای خدا جان پاول

‫راهی نیست، دو دیقه‌س کلا

‫ما چیزیمون نمیشه

‫فردایی هم هست، شنبه‌س دیگه

‫میتونیم دنبال خونه بگردیم ‫منم چند روز مرخصی میگیرم

‫رئیسم که حرفی نداره

‫یه جا پیدا میکنیم

‫آره

‫باشه

‫درو قفل کن

‫کیلی

‫باید میذاشتم پیش داریا میموندی، نه؟

‫نه، اشکال نداره

‫اوضاعمون درست میشه

‫آره

.:. ارائـه ‌شده توسط تیم ترجمه شــوتايـم .:. .:. WwW.Show-Time.iN .:.

By Progressive

t.me/Alikhazaii88

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.