Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org
هر روز مدرسه رفتن چرنده امروز مدرسه بستهست
بعضي وقتها فکر ميکنم که تو نامادريمي
اگه يه روز نرم مدرسه، آسمون به زمين مياد؟
برو حاضر شو، همين الان
من نميرم مدرسه
حالم زياد خوب نيست، مريض شدم
آره، تو راست ميگي حرف وقت اسم مدرسه مياد ميخواي بميري
مدرسه که باز بشه حالت بهتر ميشه
حالا برو حاضر شو- به جاش قردا ميرم مدرسه-
گفتم فردا ميرم- من مادرتم-
برو حاضر شو حالا
يالا آماده شو
اگه دوست نداره بره مدرسه خب مجبورش نکن
اصلا مدرسه رفتن به چه درد ميخوره؟
اگه زياد دور و بر کتاب باشي عقلت رو از دست ميدي
و آخرشم يه روزي ميگه که زمين مرکز دنيا نيست
سيما، ظرف ناهارم رو بيار داره ديرم ميشه
الان ميارم داداش
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.xyz
تو فکر چياي؟
داداش راتان، پرکاشي خواب ديده که قراره بميرم
چي ديده؟
داداش بانور، اون خواب ديده که ميخوام بميرم
و اگه زن خانواده به معبد مقدس چندي بره
و واسه سلامتيم دعا کنه
اون وقت بديها رفع ميشن
وگرنه حتما ميميرم
من رو تو 2 راهي گذاشته
ميدونستم اينجوري ميشه
ولي اين معبد مقدس کجاست؟
بابابزرگ، توي چانديگاره
معبد خيلي قديمي و معجزه آساييه
پس بذار برن
ميرن معبد رو ميبينن و بر ميگردن
مشکل چيه؟
ميگن فقط زنها ميتونن برن اونجا
مي ترسه فرار کنه بره لندن
اونها تا حالا پاشون رو از روستا بيرون نذاشتن
مزخرفه
خوابها هيچوقت تعبير نميشن
ولش کن
اگه واسهي اونها مهم نيست پس تو هم نبايد نگران باشي
شوهر منه که آخرش مياُفته ميميره
من بيوه ميشم، خواهر (اين دو نفر جاري هم ميشن)
آره
مجبور ميشي گريه زاري کني
نميتونيم انکارش کنيم
خب يه کم دربارهي خوابت برام بگو
الهه مقدس گفت که "فقط تو" ميتوني شوهرت رو نجات بدي
واقعا
ديگه چي؟
و بعد اين رو هم گفت که کار مشکليه
موانع زيادي توي مسيرمه
ولي نبايد تسليم بشم
ولي الهه تاکيد کرد که هيچ مردي نبايد همراهيمون کنه
هميشه کتکم ميزني
من نامادريت نيستم- نه-
بسه به اندازهي کافي شنيدم
مردها نميتونن برن ولي بچهها ميتونن
ساچين با زنها ميره
حتما
حالا تو برو مدرسه
داداش، اگه توي اين سن گم بشن
از کجا يکي ديگه گير بياريم؟
درسته
زندگيت نجات داده شد، با زنت
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: مهشيد.ظ، سميرا و فاطمه
اون اتوبوس ماست؟- آره، خودشه-
مادربزرگ، اتوبوس اومد
بس کن
*برگرفته از زندگي چاندرو و پرکاشي تومار*
کجا ميري، ساچين؟
با مادربزرگام ميرم معبد
و تو چي؟
منم دارم ميرم چانديگار
با آقاي دکتر دارم ميرم
اونجا يه کار اداري داره
ولي من فقط ميخوام خوش بگذرونم
راستش دارم فکر ميکنم برم فيلم جديد بازيگر مورد علاقهت رو ببينم
خانم و آقاي کيلادي؟- آره-
صبر کن
مامان بزرگ- بله-
من باهاتون نميام معبد- چي؟-
با فاروق ميرم سينما فيلم ببينم
قول ميدم به موقع واسه اتوبوس برگشت برگردم
ديوونه شدي؟
مزخرفات بسه آروم راه بياُفت
مامان بزرگ- عزيزم-
بذار بره
اون هر وقت که خواست ميتونه بره زيارت معبد
بذار بچه خوش بگذرونه
نه خواهر نميتونم ريسک کنم
تا برسيم خونه راستش رو ميگه
اونوقت کارم تمومه
زود باش- اون هيچي نميگه-
بهش قول بده گه چيزي نميگي
مامان بزرگ، به هيچکس نميگم
به جون آکشي کومار
اين آکشي کومار يه روزي من رو ميکشه
خيلي خب، برو- ولي زود برگرد-
فاروق، بريم
رسيديم
همين جا نگه دار
اينم از کرايه
مال هر دومونه
بيا خاله
نگاه کن، خاله
*چشم گاو: وسط خال*
به مسابقات بين ايالتي تير اندازي حرفهاي خوش آمديد
به چانديگار خوش اومدين
اين زنها از کجا اومدن؟
فکر کنم اين ننه بزرگها راهشون رو گم کردن
تو اين سن ميخوان چيکار کنن؟
ننه بزرگ، اين دامن و روسري به درد خونه ميخورن، نه اينجا
با من بيايد
فکر کردين مسابقهي بالماسکه ست
ازتون يه سوال دارم جناب
چندين ساله که شما دارين برنده اين مسابقه ميشين
به نظرتون امسال چي ميشه؟
هيچ شکي درش نيست رقابتي درکار نيست
اصلا هيچ رقيبي دارم؟
کاملا درست ميفرماييد، جناب- مي دونم-
امسال باز هم خودم برنده ميشم
همهمون تا حالا از مادربزرگامون داستان شنيديم
ولي امروز من ميخوام داستان مادربزرگام رو براتون بگم
اينها مادربزرگامن
چاندرو تومار
و پرکاشي تومار
*روستاي جوهري، باگپارت. سال 1958*
زنها مجبور بودن صورتهاشون رو با نقاب بپوشونن
حتي وقتايي که داشتن روي پرده فيلم ميديدن
براي هر کدوم، فيلم همرنگ نقابي ميشد
که صورتشون رو ميپوشوند...
اين خانمي که نقابش آبيه مادربزرگ چاندرو هست
پس ميشه گفت که امروز مادربزرگم يه فيلم آبي ديد
خاله نجاتم بده
بيرجو، روپا رو ول کن
مي کشمت
تو نميتوني من رو ببيني
چون مادرمي
قبل از اون، من يه زنم
و منم پسرتم
بيرجو، به خاطر عزتم ميتونم پسرم رو فدا کنم
ميتوني من رو بکشي ولي من زير قولم نميزنم
...بيرجو
ميدونستم اينجوري ميشه
اگه تفنگ بدي دست زنها ديگه انتظار داري چي بشه؟
اون احمق زد پسر خودش رو کشت
بس کنيد
اين کفرآميزه
ولي لازمه
دستور دولته
تا با فيلم ديدن آگاهيشون بره بالا
..اينجوريه؟
فيلم تموم شد
اينجا ديگه چيزي براي ديدن نيست
بريد
زنها و بچهها همه برن بلند شين، بجنبين
يالا
تو هم همينطور خاله، برو خونه
حالا فيلم آگاه کردنت رو پخش کن
ميدونستم اين اتفاق ميافته
دوباره بذارش
ولي اين ابتکار عمل دولت، نتونست تفاوت زيادي ايجاد کنه
اگه بابا بزرگم، اهميت اون بادکنک رو ميفهميد
اون وقت مادربزرگام سال بعد سال هي باد نميکردن
دختر خيلي خوشگليه
ببين پرکاشي
هر اتفاقي هم که بياُفته ما هيچوقت نميجنگيم
فقط همين يه اتاق رو داريم
و يکي هم اون بالا
ولي امشب همهش مال توئه
هفته 7 روز داره
دوشنبه واسه تو، سه شنبه واسه من چهارشنبهها هم واسه زن داداش
پنج شنبه واسه تو، من جمعه شنبه هم واسه زن داداش
و يکشنبهها هم
واسه کسي که نتونست خودش رو کنترل کنه
حالا گوش کن
از امروز، نميتوني رنگ قرمز بپوشي
قرمز مال خواهره
آبي مال منه
تو ميتوني از رنگاي مونده يکي رو انتخاب کني
وگرنه ممکنه تو دردسر بندارتت
يه بار شوهر من، اون رو محکم بغل کرده بود
ولي خواهر جوري با آرنج زدش که نتئنست پا شه
از اون موقع رنگ انتخاب کرديم
ولي قرمز به خواهر نمياد
اگه ناراحت نميشي من نگهش دارم؟
"با وجود بد دهنيهاي پدر"
"و دردسرهاي محبوب"
"مونيا باز هم آشپزي ميکنه و بهشون غذا ميده"
"محبوب غذا رو ميخوره"
"محبوب هيجان زده ميشه"
"و بهم يه شکم باد کرده مثل بادکنک ميده"
"تق...تق...تق..."
"...ور...ور...ور"
"تق...تق...تق..."
"...ور...ور...ور"
"عصرها که بر ميگرده"
"مثل دودکش دود ميکنه"
"معشوق ظالمم، تنباکو ميکشه"
"...و کل روز تف ميکنه"
"و يه کلمه هم با من حرف نميزنه"
"هر وقت ميخواد خظابم کنه"
"...صدام ميکنه"
"و ميگه آب بيار..."
"و مجبورم ميکنه پاش رو ماساژ بدم"
"محبوب غذا رو ميخوره"
"محبوب هيجان زده ميشه"
"و بهم يه شکم باد کرده مثل بادکنک ميده"
"تق...تق...تق..."
"...ور...ور...ور"
"تق...تق...تق..."
"...ور...ور...ور"
"وقتي ازش عکس ميگيرن"
وقتي ازش عکس ميگيرن" "صورتم رو قايم ميکنه
غير از روسريهامون" "کسي نميتونه صورتمون رو ببينه
عمرم داره ميگذره،" "با درخواستهام عصباني ميشه
طلا و نقره نخواستيم،" "حتي برنز هم واسم نميخره
"ميگه کل دنيام، تو همين چهارديواريه"
"کل روز مثل دودکش دود ميکنه"
"و اگه ما دخالت کنيم، از کوره در ميره"
"هيچوقت مثل آدم با ما حرف نميزنه"
"محبوب غذا رو ميخوره"
"محبوب هيجان زده ميشه"
"و بهم يه شکم باد کرده مثل بادکنک ميده"
"تق...تق...تق..."
"...ور...ور...ور"
"تق...تق...تق..."
"...ور...ور...ور"
"تق...تق...تق..."
"...ور...ور...ور"
"تق...تق...تق..." *دوره اضطراري، سال 1975. براي بچه کمتر*
"...ور...ور...ور"
بگيرينش
ببرينش داخل
من هنوز حتي ازدواج هم نکردم
مي دوني خواهر
اين مردها فقط يه کار بلدن
و اگه دولت اون رو هم ممنوع کنه
اونوقت ديگه چي واسشون ميمونه؟
دارم اين رو ميگم خواهر دولت هميشه بايد به اين ابتکارش ادامه بده
حداقل داريم نفس ميکشيم
امروز حس ميکنم خيلي سبک شدم
ميخواي بکشي خواهر؟
من؟
سلام، خاله
سلام
ياشپال، شنيدم ميخواي بري دهلي پزشکي بخوني
آره درست شنيدين
عمو اينجا نيست؟
اون داره از دکترايي مثل تو قايم ميشه
انگار تو اصلا نترسيدي
به هيچ وجه خاله
اين واسه مردايي که هنوز بچه ندارن نيست
اون گاو رو ببينين
اون مريضه
مريض نيست
بخاطر زياد بچه دار شدن به اين روز افتاده
دولت چارهي ديگهاي نداره
تو هر خونه 12 تا بچه هست
و درضمن خاله، دولت غرامت هم ميده
به عمو سلامم رو برسونين
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
رامبير، بيا اينجا
بشين
گوش کن
از من بگذرين
من نميخوام من نه
پس من هم حساب کن
ما بچهها رو عقيم نميکنيم
ولي اصرار ميکنم
شدني نيست
اگه بگم مردها کجا قايم شدن هنوز هم پول رو ميگيرم؟
بدويين بدويين خودتون رو نجات بدين
عمو رانبير پول رو لازم داشت
و مادربزرگها هم نميخواستن عاقبتشون مثل اون گاو پير بشه
بابابزرگام جوري ميدوييدن انگار جونشون در خطر بود
با همين سرعت ميتونستن طلاي المپيک رو هم ببرن
...در نشست امروز کارکنان کنگره *روستا يجوهري، باگپارت. سال 1985*
نخست وزير، جناب راجيو گاندي ...انتخاب شد
کمپ عقيم سازي، تاثير زيادي نداشت
بجاي درک کردن چنين پيشگامي اي مردم ازش وحشت کردن
اندازه خانوادهمون همينطور بزرگتر شد
عمو رامبير به ارتش پيوست
چاندرو و پارکاشي حالا مادربزرگ شده بودن
و شفالي، يعني من توي اين خونه متولد شدم
تر و تميزه، نه؟- آره-
خب ديگه برو
داداش راتان
اين پيراهن چطوره؟
از کجا خريديش؟
چقدر شد؟
پرکاشي برام دوختش
با چرخ خياطياي که تو عروسي به پرامود دادن
خيلي بهت مياد
بهش بگو يکي هم واسه من بدوزه
باشه
داداش، پرکاشي ميخواد کار خياطي رو حرفهاي دنبال کنه
پرکاشي، زن پرامود، زن وينود
و بقيه کسايي که بلدن با چرخ کار کنن
ميخوان شغل خودشون رو راه بندازن
پول هم توشه
ميدونستم اينجوري ميشه
نظر خودت چيه؟
اون درست ميگه، داداش
فکر خيلي خوبيه
حالا که ايننقدر آشپزاي خوبين
چرا يه رستوران هم باز نکنيم؟
...اما داداش
!ميخوان خياط بشن
فکر کردي بخاطر اينکه زنت خرجيت رو بده، روستاييا نوازشت ميکنن؟
برام مهم نيست
اون اختيارش دست خودش نيست
هر چي داداشش ميگه عين کفتر سرش رو تکون ميده
کاش بجاش با اين جارو عروسي ميکردم
حداقل ميتونستم باهاش سرم رو بکشنم و به يه دردي ميخورد
ول کن خواهر
خواهر غذاي من کوش؟
خورديمش
شنيدم حسابي از عصبانيت سير شدي
ميخواي به اين خاطر از گشنگي بميرم
تا امروز که تو خرجشون رو دادي که خجالت نکشيدن
اگه بياد بگه غذا ميخوام
به جاي غذا بهش زهر ميدم
اونوقت بيوه ميشي
به درک
بود و نبودش هيچ فرقي نميکنه
کل روز سر زمينها خر حمالي ميکنيم
و پولش ميره تو جيب اونها
مگه اون پول، درآمد ما نيست؟
فقط بلدن کل روز ورق بازي کنن و تنباکو بکشن
ديگه چه کاري ازشون برمياد؟
بدش من
يه پيشنهاد دارم
ميتوني لباساي من رو بدوزي
...نه
بهتر از اون
واسه بچههامون لباس بدوز
اين فرصت توئه
نميخوام واسه هيچکس لباس بدوزم
بذار باشه
هيچ کدوم از اينها تقصير تو نيست
بگيرش عزيزم
ديگه سر غذا دعوا نکن
و تمرکزت رو بذار رو خياطي
در ضمن خانوادهمون دست کمي از يه روستا نداره
بگيريش
بيا، سيما
براي شوهرم يه پيرهن خيلي خوشگل دوختم، خواهر
اين خيلي قشنگه
يه نگاه بنداز *روستاي جوهري، باگپارت، *
مادربزرگ اين شلوار خوشگل رو واسه تو دوخته
*سال 1999*
بگيرش
ببين اندازهت ميشه يا نه
اين مال توئه
عمو برگشته خونه
سريال تارا داره شروع ميشه
بفرما
بريم ميتونيم بيعدا تمومشون کنيم
ظهربخير، آقاي سود
ظهربخير
من تارا سِگالم
چقدر انگليسيش خوبه
ميتونم کمکتون کنم؟
من از قبل وسايلم رو به اتاق مورد علاقم فرستادم
ولي يه سوالي داشتم
بپرسيد
توي تجارت تو همه جور رفاهي هست
حتي دخترها هم از ميخوان از پسرها تقليد کنن
چرا شفالي شلوار ساچين رو پوشيده؟
بابابزرگ، اين شلوار خودمه
مامان بزرگ برام دوخته
چطوره؟
خيلي قشنگه
تو به اين ميگي قشنگ، عوضي؟
از فردا همهي پسرا مياُفتن دنبالش
اگه بدزدنش چي؟
همونجا واينسا برو لباسات رو عوض کن
بذار بره
برو...برو
و گوش کن، شلوار رو پس بيار
دستت ديگه کار نميکنه؟
زن من رو ببين حتي يه کلمه هم حرف نميزنه
توي اين خونه، هيچکس هيچ لباسي نميدوزه
فقط مستقيم ميرين سر زمين و بر ميگردين خونه
اگه ببينم اين دخترها هوايي بشن
اونوقت گردناتون رو ميزنم
اگه دوباره ببينم کسي از اين لباساي بيحيايي بپوشه
با لباساتون آتيشتون ميزنم
مامان بزرگ
دوست داري انگليسي ياد بگيري، آره؟
آره
پس بعد از من تکرار کن "من احمق هستم"
"من"
"احمق"
"هستم"
يه بار ديگه بگو
ميدونستم اين اتفاق ميافته
هيچ وقت نصيحت ريش سفيد رو نخواستي
و حالا که همه کار کردي
اومدي پيش من
"من احمق هستم"
مامان بزرگ، اين رو نگو
چه اشکالي داره
ببين چقدر خوشحال ميشه
مي دوني معنيش چيه؟
چيه؟
يکي واسم يه ليوان آب مياره؟
برو
ليوان رو بگير
پزشکي رو ول کردي؟
آره
دارم فکر ميکنم يه کار با ارزش تو روستا شروع کنم
چه فايدهاي داره؟
فايده داره
فکر کنيد، تو روستاي ما همه تفنگ دارن
حداقل اينجوري اونها به هم ديگه شليک نميکنن
و تو زندان نميپوسن
و يه عمر مجازات نميشن
به هدف ميزنن و در عوض کار گريشون مياد
هر شغل دولتي يه سهميهي ورزشي داره
و خودتون هم خوب ميدونيد
برادرزادهتون رامبير به چه سختياي وارد ارتش شد
ولي حالا بخاطر اينکه پسرتون تو ارتشه افتخار ميکنيد
فردا ساچين و بقيهي بچهها ميان به آموزش تيراندازيت
بله، مادربزرگ
سيما، تو هم مياي؟
نه، دکتر
بياد چيکار کنه؟
زنها تو اين بازي واسه خودشون يه اسمي دست و پا کردن
و حتي تونستن شغل دولتي بگيرن
دکتر، زنهاي خانواده من، *از اين راهها عبور نميکنن *چنين کاري نميکنن
فقط راهي رو ميرن که به سمت خونهي شوهره
سعي نکن زنهاي اينجا رو فاسد کني
تفنگ اسباب بازي نيست
فقط به مردها مياد
و تو دستشون خيلي قشنگه
زنها تو ارتش چيکار کنن؟
...ولي، عمو- اين شرط منه، ميخواد خوشت بياد يا نه-
اگه نميخواي ميتوني کارت رو ببري يه جاي ديگه
و سيرکت رو اونجا راه بندازي
فهميدي؟
خيلي خب، عمو
حالا هدف بگيريد
کوزه رو زدي
کوزه رو زدي
اون به کوزه شليک کرد
تکون نخور، وگرنه مخت رو داغون ميکنم
خودت رو تسليم کن، دون
خواهرت دست ماست
اسم خواهرم رو نيار عين سگ ميزنمت، عوضي
بزن ببينم
فکر کردي ميتوني چيکار کني؟- دعوا نکنيد-
دعو نکنيد همديگه رو ول کنيد
برو عقب پسر
همهتون دوست دارين رئيس خلافکارها باشين
اول ياد بگيرين به دهف بزنين
اون ديوونه ست يه هدف بيجون رو نشونه بگيريم
اين بازي خيلي خسته کننده ست
ساچين
ساچين
ساچين
ببين... اگه بتونين به هدف بزنين
واسه جايزه بهتون انبه ميدم
نيازي نيست، دکتر نگهش دار واسه خودت
خودمون بلديم بچينيم
بريم
همهش مزخرفه
آنکيت، تفنگ رو کجا ميبري بدش به من
ولش کن
واسه خودت
بيا از اينجا بريم
داريم کجا ميريم، مامان بزرگ؟
داريم ناهار ساچين و چراغ رو ميبريم واسشون
دارن تو ميدون تيراندازي ميکنن
چي شده؟
اونها اونجان
اونها رو ول کن و مستيم برو سمت ميدون تيراندازي
اما مامان بزرگ
اما و ولي نکن
نشنيدي چي گفتم؟ بيا بريم
ببين
خاله
پسرهات زيادي خوبن که بيان پيشم
نيازي به تمرينام ندارن
در اصل، اونها بهم درس ياد دادن
اون احمقها رو فراموش کن
اين نوهـمه دختر وينود، شفالي
به اين ياد بده
چي؟
مامان بزرگ ميخواي ما رو به کشتن بدي؟
رئيس ما رو ميکشه
نگران نباش
بذار به آرزوش برسه
بذار يه بار امتحان کنه
صاف بگيرش
با يه چشمت هدف بگير
انگشتت رو شل کن
يه چشمت رو ببند
...زود باش
يه نفس عميق بکش و نگهش دار هدف بگير
چي شده؟
داري گريه ميکني
اصلا هم کار سختي نيست
خيلي ساده ست
بلندش ميکني، صاف ميگيريش...- مراقب باش، خاله-
اون تونست، اون تونست، زد وسط خال- چي شد؟-
مامان بزرگ، يه بار ديگه بزن
دوباره؟- آره-
بزن
باشه
بگير که اومد
...ببين
دوباره وسط خال
چي؟
وقتي که صاف ميزني وسط هدف
بهش ميگن بولز آي
بول يعني گاو، آي يعني چشم
اين 10 امتياز داره
...بولز
آي
ايول
فردا شما هم واسه تمرين مياين؟
من؟
آره
ولي من تو اين سن شغل ميخوام چيکار؟
حرفا ميزنيا
مادر بزرگ، ديگه وقتشه بريم خونه
دروازه از اون طرفه
فاروق- خفه شو-
مي دونم اگه دست رئيس بهم ميرسه من رو ميکشه
ولي اين خطر رو به جون ميخرم
تنها کاري که بايد بکنيد اينه که همراه با شفالي بيايد
نه، من نميتونم
پس منم نميتونم به شفالي ياد بدم
...خب گوش کن
شغل گيرش مياد؟
...آره
اگه ياد بگيره به هدف بزنه
مامان بزرگ، اين کار درست نيست
بريم مامان بزرگ- خب ديگه، تا بعد-
...شفالي- گوش کن-
من نون ميپزم
و تو هم ميتوني
جارو ميکنم
تو هم ميتوني
لباس ميشورم
تو هم ميتوني
اگه من ميتونم هدف بگيرم
پس تو هم ميتوني
گوش کن دکتر، از فردا من و شفالي هر روز ميايم
تا بزنيم وسط چشم گاو
باشه- عاليه-
بريم
يه دقيقه صبر کنيد- چيه؟-
اين رو بگير
انبه جايزه تون
و يکي هم واسهي تو پيشاپيش
گوش کن...تو انگليسي "فول" يعني چي؟
يعني احمق، ديوونه
مادربزرگ ميتوني بري تو کار انگليسي، ولي تفنگ...
احمق
اين رو بگير
بيا
دکتر، من دارم ميگم
رئيس زندگيمون رو جهنم ميکنه
حسش ميکني، فاروق؟
باد داره تغيير ميکنه
درست بود؟
آره درست بود
حالا رازهاي يه شليک خوب رو گوش کنيد
ضروري ترين چيز توي هدف گيري لذت بردنه
لذت بردن؟
هر چي عقل و قلبت آروم تر باشن هدف گيريت هم صاف تره
محصولات هنوز نرسيدن
وقت برداشت شده
مُرديم، مُرديم
چي شده؟
مرديم
چي شده؟- رئيس داره مياد-
داداش؟- آره-
برادر شوهر من؟- آره
نابود شدم
کجا بريم؟
برين
اون طرف
خاله برو ديگه- از ديوار برو بالا-
سلام عمو
اوضاع چطوره دکتر؟
خيلي خوبه
پس اينجا ميدون تيراندازيته؟
هيچ بچهاي نميبينم اينجا
...مامان بزرگ
واي خدا، خيلي درد داره
بکشش پايين
بياين تو عمو
بکش
اين ديگه چيه؟
تفنگه عمو
بيشتر مثل اسباب بازيه
محکم تر بکش
با اين چيز کار گيرشون مياد؟
بخاطر همينه که بچهها نميان اينجا
مامان بزرگ، وانجا رو نگاه کن
چيه؟- بريم-
اي خدا، چرا اين همه چيز امروز بايد اتفاق ميافتاد؟
خفه شو
چرا مطابق سِنت رفتار نميکني؟
حتي با اينکه يه پات لبه گوره
شيطنتهات تموم نميشن
تو و اون دوچرخه سواريت
صدات در نياد
احمق، نميتونستي يه دليل بهتر بياري؟
خب بايد يه چيزي بهشون ميگفتم
برادرشوهر حتي نميدونه که خواهر استاد دوچرخه سواريه
راستي اونجا چيکار ميکردي؟
چي بگم؟
من رو کشت از بس گفت ميخوام تيراندازي ياد بگيرم
رفته بودم ميدون تيراندازي پيش دکتر
من؟
مامان بزرگ داره ياد ميگيره- دهنت رو ببند-
مامان، تو چرا با خاله نميري؟
برم چيکار کنم؟
از ديوار بپرم؟
همين طوري راحت ترم
اگه تو بري، منم ميتونم برم
ميخواي تو اين سن ناقص بشم
اونها حتي نميذارن به تفنگ دست بزنيم شليک کردن پيش کششون
...عزيزم
ببين، پام خيلي درد ميکنه
پس تو بايد فردا ببريش اونجا
و سيما هم ميتونه باهاتون بياد
...اما
ببين، اگه تيراندازيشون خوب باشه ميتونن صاحب شغل بشن
...آره
ولي به هيچ وجه نذارين بقيه بفهمن
البته
اين بين ما 4 تاست
آره ميدونم...بين ما 5 تاست
خيلي خب، بين ما زنهاست
دکتر، دکتر
سلام، خاله- سلام-
خاله چاندرو کجاست؟
تو خودت خوب ميدوني چرا نيومد
زانوش شکسته
چرا؟ زانوش چطور شکست؟
اون رو بيخيال
...سيما بيا اينجا
اين دخترمه
اون هم از امروز تمرين ميکنه
ديوونه شدين؟
يادتون رفته که شماها عضو خانواده راتان سينگ اين؟
خب که چي؟
...مراقب باش
زود باش
بگيرش
نفست رو نگه دار و هدف بگير
تو کل روستا تو دومين نفري هستي که ميزني به هدف
و اوليش خاله چاندرو ئه
راستي خاله چاندرو فردا مياد؟
هدف گيريش بينظيره
اصلا هم کار خاصي نيست
نشونت ميدم- چي شده؟-
خاله داري چيکار ميکني؟ اينکه شوخي نيست
به خودت آسيب ميزني
زدش زد وسط هدف
بفرما، مادربزرگ
خاله، بيا اينجا
اين يکي رو هدف بگير
ميشه يه سوال بپرسم؟
يه دستور و فرمول خاصي داره؟
شما دو تا چي ميخورين؟
هدف گيري هردوتون عاليه
توهين بهمون ميشه
بيا
هنوز خوابن
پس بيا بيدارشون کنيم
دکتر
دکتر
دکتر
صبح شده
خب...حالا بازي رو برامون توضيح بده
تفنگها رو بردارين
چيزي حس کردين؟
منظورم اينه
وقتي تفنگ دستتونه چه احسايس دارين؟ وقتي نيست چطور؟
راست ميگي
خونم رو به جوش مياره
خونم سريع تر حرکت ميکنه
...فشار خون
فشار خونت رو بالا ميبره
يهويي احساس زنده بودن ميکنيد
آره
!تنها چيزي که نبايد حس کنيد زنده بودنه
تا حالا ظرف آب دستتون گرفتين؟
اين ديگه چه سواليه؟
البته که گرفتيم
مگه صبحها واسه دستشويي عجله نميکني؟
...آره البته
بلندش کنيد
خودشه، همين قدر معموليه
همينه؟
آره
اين فقط يه تيکه آهنه
هيچ چيز خاصي نداره
بازيکنه که اون رو خاص ميکنه
فهميدين؟
آره
حالا به دقت نگاه کنيد
حالت قرارگيري شليک کردن
تفنگ تو يه دست
و اون يکي دست
توي جيب تو جيب شلوار
آهاي دکتر، از کي تا حالا دامنها جيب دار شدن؟
الاغ
خاله، واسه اين بازي همه بازيکنها شلوار ميپوشن
شما هم بايد بپوشين
...امکان نداره پس ياد گرفتن هيچ فايدهاي نداره
چرا؟- مردها سالهاست که واسه شليک کردن شلوار پوشيدن-
حالا ديگه وقت زنهاي دامن پوشه که اين کليشه رو بشکنن
اين دامن هويت ماست
گرفتي؟
و همونطور که گفتي
بازيکنه که خاصه نه تجهيزاتش
پس چه فرقي ميکنه که شلوار بپوشيم يا دامن
حالا نگاه کن
...اينجا رو
اينجوري به کمرم فشار نمياد
درسته خواهر؟- آره-
حالا خوب گوش کنيد
موقع هدفگيري
فقط روي چشم پرنده تمرکز کنيد (منظورش مگسک تفنگه)
نه دکتر، من آرجون نيستم
نميتونم چشم پرنده رو ببينم
فقط ميتونم چشم گاو رو ببينم *چشم گاو: وسط خال*
خواهر تو انگليسي بهش چي ميگن؟
بولز آي *وسط خال*
"من به هدف ميزنم"
"يه روزي اينکار رو ميکنم"
"من به هدف ميزنم"
"يه روزي اينکار رو ميکنم"
"وقتي به چشم گاو ميزنم" *وسط خال*
"وقتي به چشم گاو ميزنم"
"به هدف ميزنم"
"يه روزي اينکار رو ميکنم"
"من به هدف ميزنم"
"يه روزي اينکار رو ميکنم"
"گلوله، گلوله، گلوله"
"يه روزي گلوله شليک ميکنم"
"يه روزي انجامش ميدم"
"همون کاري که دلم ميگه"
"همين الان وقتش رسيده"
يه روزي اينکار رو ميکنم" "اون روز رو مال خودت کن
"گلوله، گلوله، گلوله"
"يه روزي گلوله شليک ميکنم"
"يه روزي انجامش ميدم"
"همون کاري که دلم ميگه"
"همين الان وقتش رسيده"
يه روزي اينکار رو ميکنم" "اون روز رو مال خودت کن
"به همه بگو کسي نميتونه جلومون رو بگيره"
"چيزي که مانعت ميشه رو از سر راه بردار"
"ميذارم قلبم پرواز کنه"
"وقتي به چشم گاو شليک ميکنم"
"من به هدف ميزنم"
"يه روزي اينکار رو ميکنم"
"من به هدف ميزنم"
"يه روزي اينکار رو ميکنم"
"من به هدف ميزنم"
"يه روزي اينکار رو ميکنم"
اين ديگه چيه؟
دکتر اينها رو داد
دکتر، ما خوندن بلد نيستيم
اين چيه؟
ميخواد زمينهام رو بالا بکشه؟
...آره
انگار توشون کوزهي طلا قايم کردي
زود باش شاهزاده
اينها چين؟
فرمه خاله
ميخوام شما دو تا تو مسابقهاي که دو هفته ديگه برگزار ميشه شرکت کنيد
پسرک احمق بريم تو مسابقه چيکار کنيم؟
دخترها رو با خودت ببر
اين مسابقه مال بزرگسالهاست، خاله
فقط آدمهاي بزرگتر ميتونن توش شرکت کنن
شما دو نفر آماده اين
و تجربه هم دارين
ميتونيد برندهي مسابقه بشيد
ولي وانها هنوز آماده نيستن
پس بايد رو اونها تمرکز کني
ما اگه برنده بشيم چيکار کنيم؟
ما که دنبال شغل نميگرديم
مگه نه جاري؟ تو داري دنبال کار ميگردي؟
اگه شما 2 تا برين، به اين دو نفر انگيزه ميدين
و اگه برنده بشين اعتماد به نفسشون رو بالا ميبره
و من خيلي خوب ميدونم که ميتونيد برنده شيد
بچه باهوش، چطوري از اينجا بريم تا مسابقه؟
شوهرهامون حتي نميذارن از خونه بيايم بيرون
داره مثل ديوونهها حرف ميزنه
بهش فکر کنيد
اگه شما دو تا نتونيد بريد پس اين دو تا چطوري برن؟
ببين
خيلي خب بگو، کجا؟
اينجا
غل و زنجيرمون که بشکنه،" "پرواز ميکنيم ميريم
"با تلاش و کوشش سرنوشتمون رو عوض ميکنيم"
"اين تازه شروعشه"
"داستان هنوز باقيه"
غل و زنجيرمون که بشکنه،" "پرواز ميکنيم ميريم
"با تلاش و کوشش سرنوشتمون رو عوض ميکنيم"
"اين تازه شروعشه"
"داستان هنوز باقيه"
"من هميني ام که هستي، اين بخشي از وجود منه"
"ديگه دلم نميخواد فروتن باشم"
"همهي اختلافات رو از بين ميبرم"
"وقتي به چشم گاو شليک ميکنم"
"من به هدف ميزنم"
"يه روزي اينکار رو ميکنم"
"من به هدف ميزنم"
"يه روزي اينکار رو ميکنم"
"من به هدف ميزنم"
"يه روزي اينکار رو ميکنم"
"من به هدف ميزنم"
شليک
جاري
خواهر
خواهر
چي شده؟
کابوس ديدم
بس کن
اينقدر خواب نبين
و فکر کن چطوري بريم
اين کابوسها نميذارن بخوابم
مي ترسم
مهم نيست
اسم الهه مقدس رو بيار و بخواب
چون حالا اون مياد تو خوابت
خواب الهه مقدس؟
آره
زودباش
به چي فکر ميکني؟
داداش راتان پرکاشي خواب ديده که قراره بميرم
و اگه زن خانواده به معبد مقدس چندي بره
و واسهي سلامتيم دعا کنه
اون وقت بديها رفع ميشن
وگرنه حتما ميميرم
من رو تو 2 راهي گذاشته
ميدونستم اينجوري ميشه
پس بذار برن
ميرن زيارت معبد و بر ميگردن
مشکل چيه؟
ميگن فقط زنها ميتونن برن اونجا
اونها تا حالا پاشون رو از روستا بيرون نذاشتن
خوابها هيچوقت تعبير نميشن
ولش کن
اگه واسه اونها مهم نيست پس تو هم نبايد نگران باشي
شوهر منه که آخرش مياُفته ميميره
من بيوه ميشم، خواهر
آره
مجبور ميشي گريه زاري کني
نميتونيم انکارش کنيم
خب يه کم دربارهي خوابت برام بگو
الهه گفت که "فقط تو" ميتوني شوهرت رو نجات بدي
واقعا
ديگه چي؟
و بعد اين رو هم گفت که کار مشکليه
موانع زيادي توي مسيرمه
ولي نبايد تسليم بشم>
ولي الهه تاکيد کرد که هيچ مردي نبايد همراهيمون کنه
تو بگو
هميشه کتکم ميزني
خيلي خب
به اندازهي کافي شنيدم
مردها نميتونن برن ولي بچهها که ميتونن
ساچين با زنها ميره
آره داداش- ميدونستم-
هيچ شکي نيست رقيبي در کار نيست
من برنده ميشم
خودتون ببينيد- درسته-
بازيکنها، 10 دقيقه تا مسابقه مونده
ده دقيقه وقت داريد
من ميرم يه سيگار بکشم
اين از فرم
من اين دو نفر رو فرستادم
چاندرو تومار، پرکاشي تومار
مطمئني سنشون بيشتر از 60 ساله؟
آخه صورتاشون با نقاب پوشيده شده
بجنب
دکتر- خاله-
...دکتر
بيا از اينجا بريم
خاله، داري از مسابقه جيم ميزني؟
چه انتظاري داشتي؟
همه دارن به ما ميخندن
مردم هميشه مسخره بازي در يميارن
اين کار هميشگي شونه
اولين بار نيست که
بياين بريم مسابقه الان شروع ميشه
مربي، اين عتيقهها رو از کجا پيدا کردي؟
مگه مسابقهي بالماسکه ست؟
خودتون ببينيد
يه نفر ديگه هم مسخرهتون کرد
با اينکه مادرشون هم يه زن، اون رو هم مسخره ميکنن
خاله، اين فرصتتونه
امروز بحث مرگ و زنديگه
بخاطر دختراتون
اوني که مسخرهتون کرد
سه سال پشت سر هم برندهي مسابقه شد
جوري مغروره انگار شکست ناپذيره
ولي خيلي خوب ميدونم، فقط شما دو تا ميتونيد غرورش رو بشکنيد
پس زود باشيد از خواب غفلت بيارينش بيرون
امروز فقط وسط خال رو نشونه نگيريد
جوري هدف بگيرين که مهارتهاتون رو به مردم نشون بدين
واسه تموم کردن کار اين پيرمرد هدف گيري کنيد
تيراندازها، سرجاتون
شنيدي مربي مردم دارن بهشون ميخندن
يه ذره خجالت بکشيد
ننه بزرگ، با تفنگ ساز نميزنن
راه گم کردين؟
...خاله اين رو بذارين رو گوشاتون
کمک ميکنه که تمرکز کنيد
چطوري بپوشيمشون؟
اينجا مسابقهي تيراندازيه نه خوانندگي
...خاله اينطوري
ده دور دشليک، ده دقيقه- حالا بهتر شد-
دور اول، شروع ميشه
چاندرو و پرکاشي تومار، در آخرين جايگاه
اونها رو واسه اولين بار ميبينيم؟ يا بهتره بگيم واسه آخرين بار؟
جي دو، که سه سال ...پشت سر هم برنده شده
دوباره از همه جلوتره...
...خاله
از بازي لذت ببريد
يادتون باشه خيلي مهمه که لذت ببريد
تفنگ که شوخي نيست
به مردها مياد
و تو دست اونها خيلي قشنگه
تفنگ که شوخي نيست
به مردها مياد
و تو دستشون خيلي قشنگه
ميگه از بازي لذت ببر
دور دوم
بولز آي، بولز آي *وسط خال*
مادربزرگايي که رده آخر بودن به وسط خال زدن
پرکاشي، زدي وسط خال
تو هم زدي خواهر
دور سوم
حالا ميفهميم که مادربزرگها واقعا با استعدادن
يا شليکشون فقط شانسي بود
و مادر برزرگها دوباره از آي جي پيشي گرفتن
صورت آي جي خودش گوياي همه چيز هست
مادربزرگها دارن سخت تلاش ميکنن
ولي آي جيدو دو هنوز بالاتر از همه ست
دور هشتم
مادربزرگها شکل تابلوي امتيازات رو تغيير دادن
دو دور آخر
و آي جي جيدو هنوز اوله
حضار اونها رو مسخره کردن ولي انگار مادر بزرگها تاريخ ساز ميشن
مادربزرگ....مادربزرگ
مادربزرگ....مادربزرگ
مادربزرگ....مادربزرگ
مادربزرگ....مادربزرگ
مادربزرگ....مادربزرگ
فقط چپند ثانيه باقي مونده
دور آخر
مادربزرگ....مادربزرگ
مادربزرگ....مادربزرگ
و اين چيه؟! باورنکردنيه
اولين و دومين جايگاه در مسابقات کهنه سربازها
به مادربزرگهاي تومار ميرسه
و هم چنين تو قلب همه جا باز کردن
مادربزرگ....مادربزرگ
تبريک ميگم و يه دست مرتب بزنيد واسه مربيشون دکتر ياشپال
مدال برنز به آي جي ميرسه
مدال نقره به چاندرو تومار
و مدال طلا مال پرکاشي توماره ميشه
مادربزرگ....مادربزرگ
مادربزرگ....مادربزرگ
خوشحالي؟- معلومه-
مادربزرگ، يه دقيقه
امروز خيلي شگفت انگيز بودين
يعني تو اين عمر ، يه همچين نشونه گيري اي
شما دو تا چند سالتونه؟
دقيقا نميدونيم
ولي کم و بيش نزديک 60 سال
منم همينطور
ولي بايد اقرار کنم
زنها ممکنه هر موفقيتي به دست بيارن
ولي اصلا سن واقعيشون رو فاش نميکنن
نظر شما چيه؟
چنين چيزي نيست
گفتن سن واقعيمون هيچ اشکالي نداره
واقعيت اينه، که يه زن هيچوقت نميتونه تعداد سالهايي که
واسه خودش زندگي کرده رو به ياد بياره
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اي الهه مقدس
لطفا ما رو ببخش
مجبور شديم به اسم تو دروغ بگيم
و به اين دروغ هم ادامه ميديم
پس پيشاپيش مغذرت ميخوايم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: مهشيد.ظ، سميرا و فاطمه
دکتر مونده بود که چطوري اينقدر نشونه گيري مادربزرگها خوبه
ولي حالا فهميدم
اينقدر سر مزرعه و تنور و خونه کار کردن
که تعادل و قدرت دستاشون از بقيه بيشتر بودن
خودشون ممکنه پير شده باشن ولي نه فکرشون
اينجا بايد تميز شه
جي
برگشتن
الان ديگه جات امن و امانه
دعاي خير مامانت رو گرفتي؟
سفرت موفقيت آميز بود؟ آره-
درود بر الهه
دعاي خير مادرت رو نگرفتي؟
گرفتم شما نديدين
چي شد؟ بردين يا باختين؟
!اول شيريني بخورين عمو فهميد؟-
...ما هيچوقت
چيزي براي خودمون نخريديم...
بين ما و حيوانات فرق زيادي نيست
عين هميم
تاج محل خيلي خيلي قشنگه
تعريفش رو شنيده بودم
ولي تا حالا نديده بودمش
....سوار هوايپماي شدن هم تجربهاي بود که
فقط تعريفش رو شنيده بودم
ولي تا الان سوار يکيش نشده بودم
اقيانوس خيلي بزرگه
شنيده بودم
ولي تا حالا نديده بودم
ولي شما همه چي رو ميبينيد
...ناخونهام
مانيکور نشدن تاپاله گاو زيرشونه
ولي تو حنما ناخونات رو مانيکور ميکني
...تاج محل رو حتما ميبيني
و سوار هواپيما ميشي..
ما فقط وجود داشتيم
!ولي شما زندگي ميکنيد
برديم
مسابقه رو برديم
ديگه چي ميخواي؟
بهش بفهمون اينکه ديوالي واقعي نبود
حالا دارين يه چيز ديگه ميگين دکتر
اين فقط يه مسابقه کوچيک بود
از الان هم طبيعيه که تو مسابقات بزرگتر شرکت کنيد
حالا ديگه نميتونم خواب ببينم که شوهرم هر روز داره ميميره
حالا بايد چيکار کنيم؟
(بابا(عمو راتان حتما ميفهمه
(بابا (عمو حتما ميفهمه
باباجي !(رهبر مذهبي، گورو)
منظور؟
حالا يهويي ميخواي پيرو باباجي بشي؟
!!داداش خوابه
ما که پامون لبه گوره
قبل مردن بايد يکم وقت براي !دعا به درگاه خدا بذاريم
...به عزرائيل چي بگيم
وقتي تو صف بهشت وايساديم؟...
نميتونيم بگيم که همه عمرمون رو ...صرف
تاپاله گاو کرديم و حالا هم ميخوايم بريم بهشت
!هيچ وقتي براي خدامون نذاشتيم
تو هم همه عمرت رو صرف قليون کشيدن کردي
!اشکالي نداره. براي تو هم دعا ميکنيم
!هر چي باشه شوهر هم مثله خدا ميمونه
کي اين چيزارو حساب ميکنه؟
عزرائيل يه دستيار داره
!که کنار دروازه با يه کاغذ و خودکار نشسته
حالا واسه اين سات سانگ بايد کجا بريد؟ *دعاي دورهمي*
,بعضي وقتها ميروت بعضي وقتها هم دهلي
بعضي وقتها آگرا، بعضي وقتها هم بمبئي
بستگي به اين داره که باباجي کجا ببرمون
ما زناي ساده چه بدونيم اخه؟
هر جا باباجي بگه ما هم دنبالش ميريم
ولي چطور ميخواين تنهايي همه اينجاهارو بريد؟
!اي خدا! خفه شيد ديگه
!ساچين باهاشون ميره
!بذارين بخوابم گم شين
اول درباره سات سانگ دروغ گفتيم و اومديم دهلي
به مسابقات ملي تيراندازي دهلي خوش آمديد
خانوم اومدن
دکتر، اون کيه؟
اون ملکه آلواره ايشون هم تيرانداز ماهريه
اووووه! حتي خدمتکارش هم خيلي شيکه
!خدمتکارش نيست! شاه آلواره !ممنونم-
خداجون، خواهر ببينش داره پشت سر زنش راه ميره
!نميدونم! خيلي عجيبه تو روستامون هيچکس بهش احترام نميذاره
اين رو بگيريد
ممنونم خواهش ميکنم-
اومد اينطرف
شرکت کنندگاني که براي مسابقات تيراندازي ...آماتور تشريف آوردن، لطفا توجه بفرماييد که
اول مسابقات تيراندازي حرفهاي صورت ميگيره
و بعد مسابقات تيراندازي آماتور
!ده دور، ده دقيقه، ده شليک
لطفا در محل تيراندازي قرار بگيريد
!آروم باش پيرزن
داشتم ميگفتم يه وقت به تماشاچيا شليک کني چون ماشالله بلدي
معلومه نه؟
فقط حواست باشه يه وقت اونجا نشيني
مادرت براي مردنت هم حتي يه قطره اشک نميريزه
که اينطور
بابات بخاطر لطفي به به ملت ميکنيم ازمون تشکر ميکن
واي واي عصباني شد
بريد عقب همه تون تيراندازهاي حرفهاي سر موقعيت-
دور اول شروع ميشه
شروع خوبي براي مادربزرگهاي تومار بود
زد به هدف
ملکه آلوار دنبال فرمش ميگرده
يه طرف بازيکنهاي مستقلي ...مثل ملکه
آي جي جايدو و سرتيپ ويکرام کاشياب هست
و طرف ديگه مادربزرگها هستن ستارههاي درخشان مون
دور 2
مادربزرگهاي تومار رو به هدق ميزنن عالي بود
...زديم به هدف
مادربزرگها جايگاهشون تو جدول عوض ميشه
و جمعيتي که براي تماشاي بازيهاي آماتور اومدن بودن
جاشون رو عوض کردن تا بازي مادربزرگهارو ببينن
دور 4
مادربزرگها در حال حاضر از بقيه جلوترن
حالا بازيکنهاي ديگه براي مقام سومي بايد به هدف بزنن
چاندرو تومار تفنگش رو نگه داشته و براي مقام اول هدف گرفته
دور 9
دور 10
,براي اولين بار در تاريخ ...سه مقام اول
تيراندازي حرفهاي رو زنان کسب کردن
...تا به حال همچين شور و هيجاني در
جمعيتي که براي تماشاي مسابقات آماتور اومده بودن، نديده بوديم
!مقام اول و دوم به مادربزرگهاي تومار ميرسه !آروم باش-
ملکه آلوار به مقام شوم ميرسه
مدال طلا به چاندار تومار ميرسه
تبريک ميگم
[داره تبريک ميگه]
...به شما هم تبريک ميگم ممنونم-
ملکه خانوم، اين عينکها؟
از پشتشون ميتونيد ببينيد؟
بله البته ميخواي بزني رو چشات؟
من بزنم؟
ميبيني؟
همه چي رو واضح ميبينم
ولي يجورايي تغيير کردن
ميشه منم بزنم؟
براي خودتون نگهش دارين هديه از طرف من
نگهش داريم؟
خيلي بهتون مياد
!خيلي خوبه چيکار ميکني؟-
ببينيد اين از من ميدزدش بعد من ازش ميدزدم
آخر سر هم ميزنيم مشکنيمش فايدهاي نداره پيش ما باشه
خداحافظ، بزودي ميبينمتون
گفت خداحافظ [به هندي براش توضيح ميده]
ميبينمتون [به هندي براش اشتباه توضيح ميده]
چي! ما که اين همه باهاش با احترام !رفتار کرديم اونوقت ما رو تهديد کرد
!!خداي من!! نه خاله !کسي رو تهديد نکرد
گفت بزودي ميبينمتون
!يعني بزودي ميبينمتون
من اشتباه کردم
نه خواهر ولي هنوز زن انگليسي نشدي
مامان بزرگ
مامان بزرگ، امضا ميدين؟
چي؟
...خاله، امضا يعني دست خط "چون انگليسي بلد نيستن به هندي بهشون ميگه"
بفرماييد
ممنون مامان بزرگ
خبردار
تو ص، سر موقعيت
دراز بکشيد
شروع کنيد به خزيدن
اين چش شده؟
چند روز پيش رفت دهلي مسابقات تيراندازي
!به 3 تا زن باخت
جدي؟
آره، چون بهشون باخته خيلي ناراحته
حالا ميخواد با سخت گرفتن به ما مردونگيش رو ثابت کنه
!داستانش که واقعا جالبه
تصورش هم نميتونم بکنم ...ياون دو تا زن
که سرتيپ ارتش رو... شکست دادن، چه شکلي ان
دو سال گذشت و مامان بزرگهاي من
تو هر مسابقهاي که شرکت مي کردن، مدال ميوردن
...بهترين قسمتش اين بود که
هر دوشون تو مسابقه مدال ميووردن
...تو مسابقات تبديل به يه جوک شده بود که
هميشه دو تا از 3 مدال رو ماان بزرگهاي تومار ميگيرن
و بقيه براي يه مدال تلاش ميکنن
همونقدر که کوزه مدالها بزرگتر و بيشتر ميشد تنبيههاي عمو راموير هم بيشتر ميشد
همهمون خيلي خوشحال بوديم و فکر ميکرديم که اين پايان خوش داستانه
ولي براي مامان بزرگها
اين پايان داستان نه بلکه شروع داستان بود
...مثل هميشه
دوباره درباره سات سانگ دروغ گفتيم
زمانتون از الان شروع ميشه
ولي اين بار مامان بزرگها نبودن من و سيما بوديم که شرکت کرديم
...براي اولين بار
بدون هيچ مدالي از مسابقه به خونه برگشتيم
خيلي خيلي ناراحت بوديم
بعد از اون فقط من و عمه سيما تمرين ميکرديم
به مدت شش ماه من و سيما فقط تمرين کرديم
مرداي خونه پريشون شده بود که
چرا ديگه براي دعاي سات سانگ نميريم
بالاخره وقتش رسيد و براي دومين مسابقه رفتيم
ببخشيد، ببخشيد، اين صندلي ماست
چي شده؟
دو تا صندلي کم آورديم من ميرم با مسئول حرف ميزنم و ميام
فاروق باهام بيا
"...چه هواي دلرباييه"
تو بيا اين طرف بشين خيلي جذابه داداش-
...داداش
هميشه دلم ميخواست تو قطار يه کاري کنم
ساچين سريع برو و دکتر رو صدا کن
برو ارزشش رو داره-
...تو همه مسير
هي، يکم مثل آدما رفتار کنيد
!آروم باش پيرزن جون داريم با همديگه حرف ميزنيم
متوجه ميشم
که چي ميگي (انگليسي اشتباه حرف ميزنه)
ميدوني چي گفت؟
!حالا بخند
!يالا! دندونهاي مرواريديت رو نشونم بده
مامان بزرگ چيکار ميکني؟ !يه بلايي سرش مياد
چي شد؟ نميتوني بخندي؟
وسايلت رو جمع کن و گمشو
ببخشيد مامان بزرگ، شرمنده ولي بليطمون مال اين صندليهاست
اگه نزديک اين قسمت ببينمتون بليطهاتون رو پاره ميکنم
افتاد، زبل خان؟
فرارر کن !گم شيد-
فرار کن
نوشيدني خنک آب-
بده به اون
چي شد؟
بشينيد
بيا اينجا بشينيد اين صندليهارو گير آورديم
آخرين مسابقه رو يادتون نره
بخنديد
مينا
سلام شما، اينجا؟
درود درود-
دخترامون هستن
سلام
دختراتون هستن؟ پس از همين الان نتيجه معلومه
!مدال رو ما ميبريم حتما-
ممنونم
موفق باشيد موفق باشيد دخترم-
ممنون
درود
شنيدين؟ !ببينيد اينجا چقدر بهمون احترام ميذارن
!لطفا شرمندهمون نکنيد
خاله، خودتون رو کنترل کنيد
شما برين پيش بقيه بشينيد من حواسم به دخترا هست
موقع بازي فقط لذت ببريد، باشه؟ لذت ببريد
موقع هدفگيري اون پسراي تو قطار رو تصور کنيد
متوجه شدين؟
مگه تو قطار چي شد؟
از خالهـت بپرس
چيز خاصي نبود يکم مادر هند بازي در آورديم
شيپالي
اين براي آماتورهاست اين طرف
دور اول شروع ميشه
شرکت کنندهها حاضر باشن
اين دخترا لباس سنتي پوشيدن
!بريم ببينيم شليک کردنشون چطوريه
!حالا بخند
!يالا
دور دوم
حالا راز هدف گيري بيعيب و نقص شفالي و سيما رو متوجه شديم
اونا دختراي، مامان بزرگهاي قهرمان تيراندازي هستن
زد به هدف
!وااو! آفرين
دور سوم
شفالي به سرعت داره به جايگاه اول ميرسه
به نظر ميرسه کسي نميتونه !جلوي اين دو دختر رو بگيره
منتظر چي هستين؟ بازي کنيد
دور دهم
و...شفالي ثابت کرد که اين !بازي تو رگهاش جريان داره
جيب ندارن ولي بازي رو تو جيبشون گذاشتون
مامان بزرگهاي تومار بخاطر مدالهاشون ميدرخشن
حالا حتي دخترانشون باعث افتخارشون شدن
بنظر ميرسه که روزي باعث افتخار کشور هم ميشن
!اوه عزيزدلم
مبارک باشه همينطور-
بايد امروز رو تو قصر آلوار همراه ما بمونيد
به عنوان سخنگو مسابقات تيراندازي راجستان انتخاب شدم
تبريک ميگم ممنونم-
حتمت تشريف بياريد
حالا ساچين رو چيکار کنيم؟
...لطفا توجه کنيد
,قطار جيپور به ميروت به شماره 19565 اوترانچال
از سکوي شماره يک... ساعت 3:05 بعدازظهر حرکت ميکنه
ساچين بيا بريم يه چيزي بخوريم
باشه بريم-
چي ميخواي؟
خوشمزه ست
آروم بخور هنوز وقت داريم
نوشيدني خنک ميخواي؟
ميدوني غذايهاي ايستگاه قطار خيلي خيلي خوشمزهـن
ميدوني چيه، بيا بريم بخوريم هنوز وقت داريم
باشه
بفرما
يکي ديگه درست کن
يکي از اون مخصوصات درست کن روغنش بيشتر باشه و تندتر
فاروق...قطار
قطار ما نيست
ببين، تموم شده ديگه بيا بريم
بفرماييد
بريم
ساچين
مامان بزرگ
مامان بزرگ
مامان بزرگ ..فاروق-
اومدم ساچين-
مامان بزرگ
آرومتر
بدو، بدو ساچين-
مامان بزرگ
سريعتر
بدو، بدو
بدو ساچين-
خواهر... گوشام صدا ميدن
واسه يه ذره غذا يه ساعت طولش دادي
بيخيال، نگران نباش
ميريم از ايستگاه يه زنگ ميزنم
فردا سوار قطار بعدي ميشيم
خاله چيه؟-
بزودي ميبينمت
خوش اومدي پرکاشي
زودي برگرديها
ببين خونه چقدر بزرگه
يالا
خوش اومدين
لوستر رو ببين
سلام عمو سلام خاله
ايشون مادرم و ايشون هم پدرم هستن
مادر...پدر
آره رفته بودم لندن ديدن نوهـم
ملکه، لطفا تشريف بياريد اينجا
خيلي به همسرم افتخار ميکنم
و اينکه هميشه بهتر از من هدف گيري ميکنه
لطف داريد
لطفا از مهمونا پذيرايي کنيد
داره کلمه همسر و افتخار رو به* *هندي براش توضيح ميده
داره ميگه که بهش افتخار ميکنه
چطور يکي ميتونه اينقدر براي موفقيتهاس زنش خوشحال باشه
به نظر من اين شاهه اصلا باهوش نيست
ببين، آب رنگي
*داره مادر و پدر رو به هندي براش توضيح ميده*
هر چيزي که نفهميدي عمو...خاله
چي داره ميگه؟
بفرماييد، با شما کار دارن
ما؟؟؟
بريم، بريم
سلام
خانومها و آقايون
معرفي ميکنم چانتور جي و پرکاشي جي
اين دو نفر همراه همسرم تيراندازي کردن
!و امروز مهمان افتخاري و ويژه ما هستن
مامان بزرگ چيه؟-
ميگه که شما مهمونهاي ويژه هستين
ما؟ ما مهمون ويژه هستيم؟
بگيريد، مال شماست
پس به سلامتي اين دو خانوم
به سلامتي
به سلامتي
اونجارو ببين
اون چيه؟
ببخشيد
سلام عمو
سلام خاله
ما روح افتخاري هستيم *مهمون رو اشتباه تلفظ ميکنه*
بيا مامان، شام آماده ست
اين چيه؟
چنگاله
هي بيا اينجا
من فاک ميخوام *تلفظ fork va fuck رو اشتباه ميگه*
بهم فاک بده *منظورش چنگاله*
بفرماييد
بازم هست
ليموناد
يه چيزي بگم.....
مردايي مثل پادشاه وجود دارن؟
حتما وجود دارن واسه همين يکيشون رو ديدي
راس ميگي
از ته دلش بخاطر ملکه و موفقيتتهاش خوشحال بود
اگه به شوهرامون بگيم اين همه مدال برنده شديم چي؟
به نظرت اونا هم بهمون افتخار ميکنن؟
ديونه شدي؟
افتخااار؟ آره افتخار-
!هي خانوم انگليسي
!ميزنن استخونامون رو ميشکنن
تا کي بايد ازشون پنهون کنيم؟
بهشون بگيم؟
تا کي ميتونيم دروغ بگيم؟
...من حس ميکنم
تو خطر مياُفتيم
اگه حقيقت رو بفهمن فهميدي؟
بايد به قطار صبح زود فردا برسيم بگير بخواب، شبت بخير
بيا خاله
اينجاست
اونجا نه، بياين اينجا
سريع، سريع خاله
سريع
مامان بزرگ
برگشتين؟
بيا اينجا ببينم
چي اينقدر فوري بود که بايد ميخريدين و از قطار جا مونديد؟
!ببخشيد مامان بزرگ، اشتباه کردم
اشتباه کردم، اشتباه کردم *اداش رو در مياره*
کل شب رو با پشهها سَر کرديم
بزنش
تو رو خدا به عمو نگيد
کسي چيزي نميگه، نگران نباش !فقط دفعه ديگه حواست باشه
خواهر، همه وسايل رو بهش بده نگه داره
اين يکي هم بهش بده
بريم يالا
بريم
...اون شب جوري شد که
انگار نه انگار ما 2 مدال طلا آورده بوديم...
با اينکه مامان بزرگهامون تا اونموقع 69 تا مدال برده بودن
"پسرا ازم ميپرسن چند سالته؟"
"اگه من رو بخوان، کاري از دست من برنمياد"
"پسرا ازم ميپرسن چند سالته؟"
"اگه من رو بخوان، کاري از دست من برنمياد"
"...برنز نه"
"...نه حتي نقره"
"چند بار بهتون بگم؟"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
*دهلي نو*
*بمبئي*
*چناي*
*کلکته*
اين همه دعوا واسه چي؟" "کل شب رو وقت داريم
"فراموش کن درست و غلط چيه"
اين همه دعوا واسه چي؟" "کل شب رو وقت داريم
"فراموش کن درست و غلط چيه"
"...کاري که شده ديگه شده"
"...فقط خوش بگذرون"
يکم ديوونه بازي در بيار" "و همه چي رو فراموش کن
"فکر نکن، متوقف نشو"
"حتي اگه دنيا تو رو جسور بدونه"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
اينا چيه؟
چيز خاصي نيستن اسباب بازي ان
مال کي ان؟ چطور اومدن اينجا؟
!مال ماست !تو مسابقات برديمشون
ماا؟
!مامان، مامان بزرگ چاندرو، شفالي و من چهارتامون برديمشون
ببين بابا، منم مدال آوردم
کار گيرمون مياد
يعني به ما دروغ ميگفتين و بجاش ميرفتين مسابقات؟
!اگه عمو راتان بفهمه چي؟
!چهارساله که نفهميده !چطور الان بفهمه
ديووونه شدين؟ !خودم الان ميرم بهش ميگم
!!عمو راتان!! عمو راتان بابا، نه-
چي شده وينود؟
هدف گيري خواهر از عموت خيلي بهتره
!اين مدالها هم ثابتش ميکنن
بخاطر زندگيه 4 تا 5 تا بچه
اگه مجبور شم يکي رو بکشم !يه لحظه هم درنگ نميکنم
تو 30-40 تا بچهاي که دارم اگه يکيشون بميره، ميتونم باهاش کنار بيام
حالا تو بهم بگو پسرم ميخواي بيرجوي مادر هند باشي يا رامو؟
اگه جرات حمايت از ما رو نداري پس يه کلمه هم حرف نزن
مثل اونا وانمود کن که چيزي نميدوني
وينود چي بود؟
عمو آب ميخواي؟
نه
برو
"...روياهاي روشني که داريم"
"...خواستههاي قلبهامون هم عجيبه"
"کنترل دلم ديگه دست خودم نيست"
"پاهام با شنيدن ضربه به حرکت در مياد"
"و مثل ديوونهها ميرقصه"
مثل ديوونهها ميرقصيم و" "هيچکس هم جلومون رو نميگيره
"مهم نيست که چي بگن يا کاري کنن"
"من که قانع، قانع، قانع شدم"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
انتخاب شدم، انتخاب شدم
هميشه طلا ميبردم
عمه سيما هم کارش بد نبود
انتخاب شدم انتخاب شدن-
سلام خاله
سلام
چي شده ياشپال؟
چرا همه اينقدر هيجان زده ن؟
!واسه کمپ ملي انتخاب شدن
اينم از نامه رسميش
چه کمپي؟
قبل از رفتن به مسابقات بين المليي
به چند نفر آموزش سطح حرفه اي و مربيگري ميدن
...براي همين بايد 45 روز برن
و تو کمپ آموزش ببينن !اينجوري حتما کار گيرشون مياد
چند روز؟
چهل و پنج روز
دکتر، نئشهاي مگه؟
نميتونيم که 45 روز بفرستيمشون برن
درک کنيد بحث آيندهشون وسطه
هر کسي اين نامه گيرش نمياد موضوع کوچيکي نيست
ميگفت که براي تبليغات به کمک شما نياز داره
به ساتبير بگو اول بزرگ بشه
حق با شماست
اينکه وارد انتخابات بشه دليل بر پيروز شدن نميشه
ما برنده شديم
توي مسابقات محله
ميدونستم اين اتفاق مياُفته
يعني از همه حد و مرزهاي بيحيايي گذشتين
روزنامهها رو نميخوني؟
چقدر دختر مورد تجاوز قرار گرفته
آدمهاي مورون دخترها رو از توي کوچه و خيابون ميدزدن
اونوقت شما به جاهايي که نميشناسين ميرين؟
بيا اينجا
اين همه سال اصلاً حواست نبوده که اينها کجا ميرن؟
عمو حتي شما هم نميدونستين که اين سالها کجا رفتن
!نمک به حروم
از اسم باباجي براي دروغ گفتن به ما سوءاستفاده کردين
همگي گناهکارين چزور جرات کردين؟ شرم نميکنيد؟
خودت رو مرد ميدوني؟
دخترات کلاً از کنترل خارج شدن
!ولي مال من نه
اشکال نداره اگه ما جايي نريم
ولي اين رفتن اين دخترها خيلي مهمه
سيما و شيفالي براي اردوي تيم ملي انتخاب شدن
اونها ميتونن نماينده کشور توي مسابقات باشن
اگه خوب بازي کنن دولت بهشون شغل ميده
شغل ميخواين؟
سيما تو ميخواي اردوي تيم ملي بري؟
بگو شيفالي؟ ميخواي به اردو تيم ملي بفرستمت؟
حاضرم زندان برم ولي نذارم که اينها آبروي خانوادگيمون رو لکهدار کنن
راجا چقدر به زنش احترام ميذاره
اونوقت مردهاي ما رو ببين
اوه، حالا راجا قهرمان شده و ما عوضي؟
اون دکتر اين افکار خراب رو به خورد مغز شما داده
بياين
!آتيشش بزن
!آتيشش بزن
!آتيشش بزن
چيزي سالم باقي مونده يا همه چي رو از بين بردين؟
هنوز نه کامل داداش فعلاً مشغوليم
!داداش تموم شد
حالا همه چي کاملاً نابود شد
ميدونستم اين اتفاق مياُفته
کي دوباره دل و جرات اين رو داشته که اين مدالها رو توي خونه بياره
...داداش
داداش اونها از طلاي وقعي ساخته شدن
مادرت بايد از طلاي واقعي باشه
کي اينها رو برگردونده؟
...داداش، اون، ساچين
!هي بيا اينجا
!بيا اينجا
نمک به حروم اينها چيه؟ ببر بندازشون داخل چاه آب
عمو تمومش کن، اين مدالها باعث افتخار ماست، بهشون دست نزن
اونها چقدر ما رو سرافراز کردن
و ما به جاي اينکه مشوقشون باشيم
نميذاريد توي مسابقات شرکت کنن!؟
چطور جرات ميکني به ما بگي چطور بايد با زنهامون رفتار کنيم؟
زن تو مادر منـه
...ببين رامبير
...اجازه نداديم که به ارتش ملحق بشي
تا براي ما رئيس بازي دربياري
اينجا دهکده ماست
قوانين و اصول خودمون رو داريم
زنهاي اين روستا تا الان پاهاشون رو از روستا بيرون نذاشتن و نميذارن
ميتونن شغل خوب گير بيارن
وقتي براي بحث کردن با تو ندارم
اينجا خونه منـه
و هر اتفاقي که مياُفته دقيقاً چيزي که من ميخوام
هيچ شغلي مهم تر از شهرت و آبروم نيست
چيزي که غلط بوده امروز هم غلطـه
باشه
پس تصميم گيري درباره اين مسئله به عهده پانچايات بذاريد (پانچايات :شوراي روستا)
پانچايات؟
...مسئله دخترها رو
ميدونستم اين اتفاق مياُفته
جي، اعضاي شورا رو خبر کن
اونها رو به خونه دعوت کن
خب موضوع چيه؟
سارپانجي من يه درخواست دارم (سارپانجي:رئيس شورا)
که به زنها اجازه شرکت توي مسابقه تيراندازي داده بشه
اين موضوع خانوادگي داداش باوار و جي هست
...توي اين مسئله
بايد نظر اونها رو اول پرسيد
چي ميگين؟
کاملاً درست ميگين
تو بگو باوار سينگ اگه ...زنت با يه سرتيپ
مسابقه بده و رقابت کنه
يا هر مرد غريبه ديگهاي مشکلي نداري؟
سارپانجي اگه اون دوباره بخواد که توي مسابقات شرکت کنه ميکُشمش
نظر تو چيه جي؟
سارپانجي
زنم با دروغ گفتن بهم خيانت کرد و هرکاري دلش خواست کرد
اجازه نميدم دوباره اين اتفاق بياُفته
خب حالا بذارين از زنها بپرسيم
همسر باوار نظر تو چيه؟ زن جي چي؟
سارپانجي
!ما هيچ اشتباهي نکرديم
اينها همه پيشنهاد اين بود
اون همه مردهاي شهر رو حتي شما رو بر عليه ما کرد
چرا ساکتي؟
همه ذات واقعي اون رو ديدين؟
چرا حرف نميزني؟
الان بايد حرف بزني
!بگو،به چيزي بگو
چي بگم؟ کي به حرف ما گوش ميده؟ ..هر روز از وقتي بيدار ميشيم
تا وقتي که ميخوابيم بايد عين سگ کار کنيم
کل زندگيمون شده شير دوشيدن و پخت و پز کردن
شخم زدن،کشاورزي کردن گله داري
!جونمون رو بگيرين راحت بشيم
هر چي هم که ما جون ميکنيم آخرش به دست اينها ميرسه
و اينها چي؟ به جزء سيگار کشيدن و توله پس انداختن چکار ميکنن؟
!ببين! سر دسته ظالمين رو ببين
هي چيه؟ مشکل چيه؟ بشين
اگه مشکلي با حرفهايي که ميزنم داري
بيا بريم و با همديگه رقابت کنيم
افتخار ميکنم که مرد به دنيا اومدم
مردونگي به ريش و سبيل نيست
مردونگي به جيگر داشتنـه
اگه دل و جگرش رو دارين
همينجا باهامون رقابت کنيد
سارپانجي تو هم بايد به ميدون بياي
هرکسي که توي اين رقابت برنده شد راي به نفع اون ميشه
عمو حتي فکرش رو هم نکن هدفگيري تو خيلي بده، ميبازي
خفه شو
جي سينگ زنت پا روي همه محدوديتها گذاشته
!بهش بگو همين حالا خفه بشه
حالا ديگه آشکارا سرپيچي ميکني و آبرومون رو ميبري
کارت به جايي رسيده ميخواي با ما رقابت کني
بشين امروز تو هم بشين
تا حالا چه کاري توي زندگي جهنميت کردي؟
چي به دست آوردي؟
اگه پاهاتون رو از اين روستا بيرون بذارين ميفهمين که دنيا به چه اسمي شما رو ميشناسه
!همسر چاندرو و پرکاشي
!هويت شما بيرون از اين روستا اينه
...و رامبير
چرا تلاش ميکني اين دخترها رو به اردوي تيم ملي بفرستي؟
اونها هم مثل باباهاشون بيمصرفن
اسم و خون باباهاشون رو دارن
وقتي باباهاشون نتونستن ...به هيچ جايي برسن
اونها چطور ميتونن به جايي برسن؟
!فراموش کنيد
شايد 9 ماه توي رحم من رشد کرده باشن
ولي آخرش توي بغل باباهاشون بزرگ شدن
!ولشون کنيد
بزنيدشون
براي کي اهميت داره!؟ ما رقابت ميکنيم و برنده هم ميشيم
سارپانجي حالا از اين مردها بپرسين
شوهر چاندرو و شوهر پرکاشي کيه؟
اگه حرفي براي گفتن دارين بگين
چيکار ميکني؟
با اين اسلحه قدم ميزني
تا حالا حتي ماشهش رو کشيده؟
منتظر چي هستي؟ يکي بخوابن توي گوشش
!کافيه، تمومش کنيد
به اندازه کافي حرف زدين
شما ديگه تيراندازي نميکنيد
دخترم ميره و نشون ميده که چقدر توانايي داره
به دنيا نشون ميده
که به باباش رفته نه مامانش
اونها حتماً پيروز ميشن و باعث افتخار و غرور باباهاشون ميشن
اعضاي شورا تصميم گيري کردن
دخترها به اردو ميرن ولي زنها رقابت نميکنن
جلسه تموم شد
!برين
!سيما تو الان همه چي داري
اجازه نده اين موقعيت هدر بره
!سعي کن با مدال برگردي
يه مدال شما ميتونه سرنوشت نسلهاي بعدي رو هم تغيير بده
ما دوباره اون گلدون رو پُر ميکنيم
و عزيزم، طلا، طلا و طلا
بيايد بريم
دعاي خير بگير
آسمون خيلي بلنده ولي" "تو ميتوني اون رو لمس کني
"ميتوني روياهاي من رو به واقعيت تبديل کني"
"تاريکي شب به زودي ميگذره"
"تاريکي شب به زودي ميگذره"
آسمون خيلي بلنده ولي" "تو ميتوني اون رو لمس کني
"ميتوني روياهاي من رو به واقعيت تبديل کني"
"تاريکي شب به زودي ميگذره"
"تاريکي شب به زودي ميگذره"
"...اي عزيزم اگه بخواي"
"اي عزيزم اگه بخواي ميتوني پروانه بشي"
"توي آسمون به پرواز در بياي" پرتاب-
"چندتا ستاره رو از آسمون بچيني"
"اهميتي نداره که چقدر نيرو داشته باشي"
سيما رو براي تيراندازي پرتابي ميفرستيم
اگه بتونه مدال بياره
خيلي زود يه کار خوب گيرش مياد
"ما حتماً به پرواز درميايم، فقط بخند"
"آفتاب شما حتماً طلوع ميکنه"
"تاريکي شب به زودي ميگذره"
!اينجا رو ببين عکس چاندرو
درسته؟
!آره عکس پرکاشيه
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
سلام عمو
سلام
عمو
اين چيه دکتر؟
همونطور که ميدونيد ما دوباره باشگاه تيراندازي رو راه انداختيم
بچهها از روستاهاي اطراف و خيلي دور براي ياد گرفتن اينجا ميان
يه مسابقه خيلي بزرگي هم داريم
و شما مهمونهاي اصلي هستين
عمو
دکتر ميخواد که شما اونجا رو افتتاح کنيد و روبان رو قيچي کنيد
دکتر حتماً ميام
نه، تنها نه همگي همراه با خانواده بياين
ما اونجا چه کاري داريم؟
نميايم
مامان چه اشکالي داره مگه؟ اين چه حرفيه؟
حالا که عمو براي همچين ...اتفاق مهمي دعوت شده
و مهمون اصلي اين افتتاحيهست
وظيفه شماست که پشتش باشين و ازش حمايت کنيد
دکتر نگران نباش همگي ميايم
به ساند کي آنخ کل هند خوش اومدين مسابقات تيراندازي هند
همه جا از عکس خالهها استفاده کرديم
ازشون الهام گرفتيم
چرا تيراندازي نميکنيد؟
بهم بدهش
بُرد خوبي داره؟
امتحانش کنيد
اين مسابقه توسط رئيس ما راتان سينگ افتتاح ميشه
اين مقوا يه آشغالـه
وگرنه من ميتونم يه پرنده رو موقع پرواز توي آسمون بزنم
!اين اسلحه اصلاً مشکل داره
!بيا بگير ببر يکم روغن بهش بزن
مامانبزرگ شما تيراندازي نميکني؟
مامانبزرگ لطفاً شما هم تيراندازي کنيد
لطفاً مامانبزرگ
!مامانبزرگ! مامانبزرگ !مامانبزرگ! مامانبزرگ
!مامانبزرگ! مامانبزرگ !مامانبزرگ! مامانبزرگ
!مامانبزرگ! مامانبزرگ !مامانبزرگ! مامانبزرگ
!مامانبزرگ! مامانبزرگ !مامانبزرگ! مامانبزرگ
!مامانبزرگ! مامانبزرگ !مامانبزرگ! مامانبزرگ
فکر ميکني کي هستي؟ چطور جرات کردي از دستور من سرپيچي کني؟
اسلحه رو بيار پايين و برگرد خونه
اگه الان نري ميگم که بکُشنت و بندازنت توي چاه آب
!دکتر چه خبره
!ايول مامان
!ايول خاله
!مامانبزرگ! مامانبزرگ !مامانبزرگ! مامانبزرگ
رامبير مادرت رو کنترل کن دوباره از حدش گذشته
از حالا به بعد ديگه کنترل نميشه عمو
دکتر برو و اون فرمهارو پر کن
قبل از اومدنتون پر شده
اين مسخره بازيها چيه؟
دارن واضح از ما سرپيچي ميکنن و بياحترامي ميکنن
...اين همه گستاخي، اگه زن من بودن
ميدونستم اينجوري ميشه گستاخ
بريم
...شرکت کنندگان مسابقه
ملکه آلوار، ماهيندار کومار اي.جي جايدو
و محبوب همه ...مامان بزرگهاي تيرانداز
چاندرو و پرکاشي تومار رقابت خواهند کرد
الان تيراندازي شروع ميشه
دور اول
چاندرو تومار در تلاش که با اين تيراندازي نتيجه مسابقه رو تعيين کنه
فقط جوانها تعيين کننده نيستن
دور دوم ملکه آلوار
رقابت با مادربزرگها مثل هميشه خيلي سختـه
تيراندازي دور پنجم شليک
الو
...دکتر
الو
تاييد شده؟
شانسي نيست؟
و مثل هميشه مقام اول و دوم
به مامان بزرگهاي معروف روستاي جوهاري ميرسه
چي شده دکتر؟
هيچي روي مسابقه تمرکز کنيد
بگو چي شده؟ ..هيچي نشده-
شيفالي به عنوان نماينده هند انتخاب نشده
اون از اردوي تيم ملي اخراج شده
فاروق ديوونه شدي؟
واقعاً؟
خاله روي مسابقه تمرکز کنيد
تيراندازي دور هشتم شليک
همه زنها اميد زيادي به من داشتن
مدال مسابقات مطمئنا مال من بود
ولي من انتخاب نشدم
و اين خبر مادربزرگ رو داغون کرد
مادربزرگ پرکاشي 9 امتياز به دست مياره
ولي مادربزرگ چاندرو هيچ امتيازي نميگيره
دور نهم شليک
مردم ميگن که مادربزرگ چاندرو ميتونه حتي با چشم بسته به هدف بزنه
ولي براي اولين باره که اون خارج از هدف ميزنه
چي شده آبجي؟
هيچي پرکاشي فقط نميتونم تمرکز کنم
تو استرس نداري؟
خيلي خوب شليک ميکني برو و مدال طلا رو بگير
مگه نميشنوي؟ زود باش برو
برو
حالا آخرين شليک مشخص ميکنه مادربزرگ پرکاشي اول ميشه يا چاندرو
آخرين تيراندازي فقط 60 ثانيه فرصت داره
شليک کن مامان
شليک کن خاله
بزن
سي ثانيه آخر
وقت داره تموم ميشه
خاله چکار ميکني؟
بزن
شليک کن
...مامانبزرگ پرکاشي
وقتي که ديد مامانبزرگ چاندرو به هدف نزد گريهش گرفت
چون تا اون موقع پيش نيومده بود يکيشون برنده بشه و اون يکي شکست بخوره
مامانبزرگ پرکاشي ميخواست که شکست رو قبول کنه
اون حاضر نبود بدون چاندرو روي سکو بره
شليک کن پرکاشي
!پرکاشي بزن
خاله بزن وقت تموم شد
وقت تموم شد
!وقت تموم شد
چون اون آخرين شليک رو انجام نداد رد شد
پرکاشي !شيفالي انتخاب نشد
اون حذف شده
گريه نکن گريه نکن
چي شده...؟
ما ميدونستيم که سيما خيلي خوبه
اون تونست تو رشتهاي تيراندازي کنه
که کشورمون تا حالا کسي رو نداشته
...و ما
اين همه سال زندگيمون رو گذاشتيم
هر چي که باقي مونده رو براي رسيدن به هدفمون ميذاريم
بيا بريم خونه
نگران نباش دفعه بعدي
اگه دوباره موفق نشدن
اونوقت شوهرشون ميديم
جايزه نفر اول به ملکه آلوار ماهيندرا کوماري ميرسه
اي.جي.جايدو نفر دوم ميشه
و مقام سوم به سرتيپ ويکرام کاشياپ ميرسه
بزنيد
هي
اين جشن براي چيه؟
چي شده؟
براي چي داري جشن ميگيري؟
ميدوني چرا چاندرو شکست خورد؟
چون شيفالي براي تيم ملي انتخاب نشده
!به خاطر همين چاندرو باخت
و پرکاشي هم به خاطر اون کنار کشيد و باخت
وگرنه اونها خيلي خوب بودن
انقدر که ميتونستن با چشم بسته به هدف بزنن
...هي عوضي خفه شو-
امروز ديگه يه کلمه نميشنوم
اگه يه زن موفق بشه احساس حقارت ميکني
ولي اگه شکست بخوره احساس غرور ميکني
اين غرور رو کسي داره که بين مردم عزت داشته باشه
اين چيزي که باعث قدرت تو ميشه
فهميدي؟
...الان متوجه شديم که سيما تومار
ممکنه هر لحظه وارد روستا بشه
در مسابقات تيراندازي جام جهاني ...سيما تومار تونست
با گرفتن مدال نقره تاريخ ساز بشه
و اولين زني باشه که اين مدال رو براي کشور کسب ميکنه
...غرور ما سيما تومار-
...افتخار ما سيما تومار-
...غرور ما سيما تومار-
...افتخار ما سيما تومار-
...غرور ما سيما تومار-
...افتخار ما سيما تومار-
...افتخار ما سيما تومار-
...غرور ما سيما تومار-
...غرور ما سيما تومار-
ما بچهها رو از بچگي آموزش داديم
توي سن خيلي کم
شما اجازه دادين از بچگي اسلحه دست بگيرن؟
مجبور بوديم چون خودشون علاقه داشتن
ما هم مخالفتي نکرديم
براي ما دختر و پسر هيچ فرقي نداره
دخترهاي ما باعث سرافرازي کشور شدن
چطور اونها رو آموزش دادين؟
از بچگي خيلي به دخترها توجه کرديم
اون تونست براي کشور مدال بياره
اين پيروزي رو مديون مادر و خالهت هستي
برو دخترم برو
تاج محل رو نديدم
ولي کاخ باکينگهام رو ديدم (اقامتگاه خانواده سلطنتي بريتانيا)
خيلي بزرگه
خوشگله
ولي سوار هواپيما شدن اصلاً خوب نبود
!ترسيدم
آبِ اقيانوس نمک داره
نميشه ازش خورد
ساحل جوهو رو نديدم
!ولي ساحل انگليس رو ديدم
نصف زنها اونجا لخت ميگردن
هيچکي نميتونه جلوشون رو بگيره
توي زندگي حتي يه چيز 5 روپيهاي نخريدين
...به جاي رنگ کردن ناخن با تاپاله گاو
با لاک ورساچه ناخنهاتون رو لاک بزنيد
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
اين بار نقرهاي
!ولي دفعه بعد طلا ميارم قول ميدم
اون از اسم عمو استفاده نکرده از اسم شما و مامانبزرگ استفاده کرده
سيما پرکاشي تومار
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: مهشيد.ظ، سميرا و فاطمه
گريه نکن بخند
...ما بهتون
به دخترامون افتخار ميکنيم
اسلحههاي شما پيروز شدن نتونستن فداکاري ما رو از بين ببرن
دفعه بعدي بايد طلا بياري
خواهر بايد انگليسي سخنراني کني
سيما بيرون صدات ميزنن
هي ساچين بيا اينجا
ما احمق نيستيم
خيلي هم باحاليم
فهميدي؟
بريم
بريم
:کاملترين آرشيو فيلم و سريال هندي Www.Bollycine.org
(دعا)
"...وقت ديدن دنياست"
"وقتي که زنها تصميم ميگيرن"
"مثل خورشيد ميدرخشن"
"آسمون رو فتح ميکنن"
"وقتي که فکري به ذهنشون مياد"
"حتي ميتونن سنگ رو بشکنن"
"اگه بخواي باهاشون بجنگي"
"مطمئنن از تو قدرتمندتر ميشن"
!جسم پير ميشه ولي ذهن نه
(دعا)
"...وقت ديدن دنياست"
"وقتي که زنها تصميم ميگيرن" *شخصيتهاي اصلي*
"مادربزرگهاي تيرانداز اصلي" *چاندرو و پرکاشي تومار*
!دکتر، دکتر
سيما مدال نقره جام جهاني انگليس رو گرفته
!!شليک
مادربزرگهاي تيرانداز همراه با سيما و شفالي" "همواره با دست آوردهايشان باعث افتخار ما شدن
اين فيلم اداي احترامي به اين 4 نفر است" "چاندرو و پرکاشي تيراندازي را در سن 60 سالگي آغاز کردن
و تا الان برنده صدها مدال شدن" "تا الان الهام بخش هزاران دختر براي گرفتن کار دولتش شدن
سيما تومار اولين زن هنديست که توانست در جام جهاني" "تيراندازي مدال بدست آورد
"داستان جديدي بنويس" *...و در حال حاضر کار دولتي*
"به سبک خودت" *در ارتش هند دارد...*
گذشته رو فراموش کن" "تو مثل هيچکي نيستي
"داستان جديدي بنويس" *مادربزرگ چاندرو مدال افتخار از رئيس جمهور دريافت کرد*
"به سبک خودت" *مادربزرگ پرکاشي هم جايزه پوراسکار شاکتي رو از آن خود کرد*
گذشته رو فراموش کن" "تو مثل هيچکي نيستي
"ما جووني نميکنيم"
"با سرسختي به راهت ادامه بده"
بين اين همه روشنايي، فقط تويي" "که به چشمام ميدرخشي
ميخوام بدونم که چي ميخواي" "...به زنهاي همسنت
"و جوونترها بگي، چه پيامي داري؟"
"جسم پير ميشه ولي ذهن نه"
"!فوقالعادهست"
"جسم پير ميشه ولي ذهن نه"
"پسرا ازم ميپرسن چند سالته؟"
"اگه من رو بخوان، کاري از دست من برنمياد"
"پسرا ازم ميپرسن چند سالته؟"
"اگه من رو بخوان، کاري از دست من برنمياد"
"...برنز نه"
"...نه حتي نقره"
"چند بار بهتون بگم؟"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
اين همه دعوا واسه چي؟" "کل شب رو وقت داريم
"فراموش کن درست و غلط چيه"
اين همه دعوا واسه چي؟" "کل شب رو وقت داريم
"فراموش کن درست و غلط چيه"
...کاري که شده ديگه شده" "فقط خوش بگذرون
يکم ديوونه بازي در بيار" "و همه چي رو فراموش کن
"فکر نکن، متوقف نشو"
"حتي اگه دنيا تو رو جسور بدونه"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
"...روياهاي روشني که داريم"
"...خواستههاي قلبهامون هم عجيبه"
"کنترل دلم ديگه دست خودم نيست"
"پاهام با شنيدن ضربه به حرکت در مياد"
"و مثل ديوونهها ميرقصه"
مثل ديوونهها ميرقصيم و" "هيچکس هم جلومون رو نميگيره
"مهم نيست که چي بگن يا کاري کنن"
"من که قانع، قانع، قانع شدم"
"عزيزم، طلا، طلا، طلا، طلا"
First Edited - Farsi Version 12.28.2019 - By Bollycine Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.